۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اسلایدر » مناجات و ادعیه
  • شناسه : 5724
  • ۰۲ شهریور ۱۴۰۰ - ۲۱:۴۴
  • 494 بازدید
Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

« متن مناجات به همراه ترجمه »

لَکَ الْحَمْدُ یَا ذَا الْجُودِ وَالْمَجْدِ وَالْعُلَىٰ‌/ تَبارَکْتَ تُعْطِى مَنْ تَشَاءُ وَتَمْنَعُ

ستایش ویژه توست ای صاحب جود و بزرگواری و برتری، فرخنده‌ای تو عطا کنی به هرکه خواهی و منع کنی از هرکه خواهی

إِلٰهِى وَخَلَّاقِى وَحِرْزِى وَمَوْئِلِى‌/ إِلَیْکَ لَدَى الْإِعْسَارِ وَالْیُسْرِ أَفْزَعُ

معبودم و آفریدگارم و نگهدارم و پناهم ، به‌جانب تو در سختی و آسانی پناه می‌آورم

إِلٰهِى لَئِنْ جَلَّتْ وَجَمَّتْ خَطِیئَتِى‌/ فَعَفْوُکَ عَنْ ذَنْبِى أَجَلُّ وَأَوْسَعُ

معبودم، اگر خطایم بزرگ و انبوه است، پس گذشت تو از گناه من بزرگ‌تر و گسترده‌تر است

إِلٰهِى لَئِنْ أَعْطَیْتُ نَفْسِىَ سُؤْلَها /فَهَا أَنَا فِى رَوْضِ النَّدَامَهِ أَرْتَعُ

معبودم، اگر خواهش نفسم را به نفسم واگذاشتم، اینک در مرغزار پشیمانی می‌گردم

إِلٰهِى تَرىٰ حَالِى وَفَقْرِى وَفاقَتِى‌/ وَأَنْتَ مُنَاجاتِى الْخَفِیَّهَ تَسْمَعُ

معبودم، بدحالی و تهیدستی و نیازم را می‌بینی، و تو مناجات پنهان مرا می‌شنوی

إِلٰهِى فَلا تَقْطَعْ رَجَائِى وَلا تُزِغْ‌/ فُؤُادِى فَلِى فِى سَیْبِ جُودِکَ مَطْمَعُ

معبودم، امیدم را قطع مکن و منحرف مساز،قلبم را که من به باران جودت طمع دارم

إِلٰهِى لَئِنْ خَیَّبْتَنِى أَوْ طَرَدْتَنِى‌/فَمَنْ ذَا الَّذِى أَرْجُو وَمَنْ ذَا أُشَفِّعُ ؟

معبودم، اگر محرومم کنی یا از پیشگاهت برانی؛ پس به چه کسی امیدوار شوم و چه کسی را شفیع گیرم؟

إِلٰهِى أَجِرْنِى مِنْ عَذَابِکَ إِنَّنِى‌/ أَسِیرٌ ذَلِیلٌ خَائِفٌ لَکَ أَخْضَعُ

معبودم، از عذابت پناهم ده که من؛ اسیر و خوار و ترسانم و برایت فروتنی می‌کنم

إِلٰهِى فَآنِسْنِى بِتَلْقِینِ حُجَّتِى‌/ إِذَا کَانَ لِى فِى الْقَبْرِ مَثْوَىً وَمَضْجَعُ

معبودم، با تلقین دلیل، همراهم باش؛ در آن زمان که در قبر منزل و خوابگاهم باشد

إِلٰهِى لَئِنْ عَذَّبْتَنِى أَلْفَ حِجَّهٍ/ فَحَبْلُ رَجَائِى مِنْکَ لَایَتَقَطَّعُ

معبودم، اگر هزار سال مرا عذاب نمایی؛ رشته امید من از تو قطع نمی‌شود

إِلٰهِى أَذِقْنِى طَعْمَ عَفْوِکَ یَوْمَ/ لَابَنُونَ وَلَا مالٌ هُنَالِکَ یَنْفَعُ

معبودم، مزه گذشتت را به من بچشان آنگاه که؛ نه فرزندان و نه مال در آن زمان سود نرساند

إِلٰهِى لَئِنْ لَمْ تَرْعَنِى کُنْتُ ضَائِعاً/ وَ إِنْ کُنْتَ تَرْعَانِى فَلَسْتُ أُضَیَّعُ

معبودم، اگر مرا حمایت نکنی تباه شده‌ام؛ و اگر حمایتم کنی، تباهی نپذیرم

إِلٰهِى إِذَا لَمْ تَعْفُ عَنْ غَیْرِ مُحْسِنٍ‌/ فَمَنْ لِمُسِىءٍ بِالْهَوَىٰ یَتَمَتَّعُ

معبودم، اگر از غیر نیکوکاران نگذری؛ پس امید کسی که با هوس کامروایی می‌کند کیست؟

إِلٰهِى لَئِنْ فَرَّطْتُ فِى طَلَبِ التُّقَىٰ‌/ فَهَا أَنَا إِثْرَ الْعَفْوِ أَقْفُو وَأَتْبَعُ

معبودم، اگر در طلب تقوا کوتاهی کردم؛ پس اینک دنبال گذشت توأم و سراغ آن می‌روم

إِلٰهِى لَئِنْ أَخْطَأْتُ جَهْلاً فَطَالَمَا/ رَجَوْتُکَ حَتَّىٰ قِیلَ ما هُوَ یَجْزَعُ

معبودم، اگر از روی جهالت خطا کردم؛ تا آنجا به تو امید بستم که درباره‌ام گفته شد باک ندارد

إِلٰهِى ذُنُوبِى بَذَّتِ الطَّوْدَ وَاعْتَلَتْ‌/ وَصَفْحُکَ عَنْ ذَنْبِى أَجَلُّ وَأَرْفَعُ

معبودم، گناهم بلندتر و بزرگ‌تر از کوه‌های برافراشته شده؛ ولی چشم‌پوشی تو از گناه من بزرگ‌تر و برفرازتر است

إِلٰهِى یُنَحِّى ذِکْرُ طَوْلِکَ لَوْعَتِى/ وَذِکْرُ الْخَطَایَا الْعَیْنَ مِنِّى یُدَمِّعُ

معبودم، یاد عطای همیشگی‌ات آتش دلم را خنکی می‌بخشد؛ و یاد گناهان، دیدگانم را اشک‌بار می‌کند

إِلٰهِى أَقِلْنِى عَثْرَتِى وَامْحُ حَوْبَتِى‌/ فَإِنِّى مُقِرٌّ خَائِفٌ مُتَضَرِّعُ

معبودم، لغزشم را نادیده گیر و گناهم را پاک کن؛ من اقرار به گناه دارم و هراسان و نالانم

إِلٰهِى أَنِلْنِى مِنْکَ رَوْحاً وَ رَاحَهً/ فَلَسْتُ سِوىٰ أَبْوَابِ فَضْلِکَ أَقْرَعُ

معبودم، از سوی خود آسایش و راحتی به من ده؛ که من جز درهای احسان تو را نمی‌کوبم

إِلٰهِى لَئِنْ أَقْصَیْتَنِى أَوْ أَهَنْتَنِى‌/ فَمَا حِیلَتِى یَا رَبِّ أَمْ کَیْفَ أَصْنَعُ

معبودم، اگر مرا دور کنی یا سبکم انگاری؛ پس چه چاره کنم ای پروردگار و چه سازم؟

إِلٰهِى حَلِیفُ الْحُبِّ فِى اللَّیْلِ سَاهِرٌ/ یُناجِى وَیَدْعُو وَالْمُغَفَّلُ یَهْجَعُ

معبودم، سوگند خورده عشق، در شب بیدار است؛ راز و نیاز و دعا می‌کند ولی شخص بی‌خبر می‌خوابد

إِلٰهِى وَهَذَا الْخَلْقُ مَا بَیْنَ نَائِمٍ‌/ وَمُنْتَبِهٍ فِى لَیْلِهِ یَتَضَرَّعُ

معبودم، از این مردم گروهی در خوابند؛ و گروهی دیگر شب‌بیداری و زاری می‌کنند

وَکُلُّهُمُ یَرْجُو نَوَالَکَ رَاجِیاً/ لِرَحْمَتِکَ الْعُظْمىٰ وَفِى الْخُلْدِ یَطْمَعُ

و همه آنان عطای تو را امید دارند و امیدوار؛ رحمت بزرگ تو هستند و به بهشت تو طمع ورزند

إِلٰهِى یُمَنِّینِى رَجَائِى سَلامَهً/ وَقُبْحُ خَطِیئاتِى عَلَىَّ یُشَنِّعُ

معبودم، امید من در دلم آرزوی سلامتی می‌کند؛ و زشتی گناهانم مرا به رسوایی تهدید می‌نماید

إِلٰهِى فَإِنْ تَعْفُو فَعَفْوُکَ مُنْقِذِى / وَ إِلّا فَبِالذَّنْبِ الْمُدَمِّرِ أُصْرَعُ

معبودم، اگر بگذری گذشتت نجات‌بخش من استور نه با گناهم به عرصه نابودی در افتم

إِلٰهِى بِحَقِّ الْهَاشِمِیِّ مُحَمَّدٍ/ وَحُرْمَهِ أَطْهارٍ هُمُ لَکَ خُضَّعُ

معبودم، به‌حق محمّد هاشمی نسب ؛ و به حرمت پاکانی که نزد تو فروتن‌اند

إِلٰهِى بِحَقِّ الْمُصْطَفىٰ وَابْنِ عَمِّهِ‌/ وَحُرْمَهِ أَبْرارٍ هُمُ لَکَ خُشَّعُ

معبودم، به‌حق محمّد مصطفی و پسر عمویش ؛ و به حرمت نیکوکارانی که برای تو فروتن‌اند

إِلٰهِى فَأَنْشِرْنِى عَلَىٰ دِینِ أَحْمَدٍ/ مُنِیباً تَقِیّاً قَانِتاً لَکَ أَخْضَعُ

معبودم، مرا در رستاخیز بر دین احمد برانگیز ؛ تائب و پرهیزگار و عابد و فروتن در پیشگاهت

وَلَا تَحْرِمَنِّى یا إِلٰهِى وَسَیِّدِى‌/ شَفاعَتَهُ الْکُبْرىٰ فَذاکَ الْمُشَفَّعُ

ای خدا و آقایم، مرا محروم مساز ؛ از شفاعت بزرگ محمّد که شفاعتش پذیرفته است

وَصَلِّ عَلَیْهِمْ مَا دَعَاکَ مُوَحِّدٌ/ وَنَاجَاکَ أَخْیارٌ بِبَابِکَ رُکَّعُ

و بر ایشان درود فرست تا هرگاه که موّحدی تو را بخواند؛و خوبان با تو مناجات کنند و در برابرت به رکوع پردازند

دیدگاه خود را بنویسید: