متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
به دلیل کمبود وقت، بحث را خیلی سریع پیش میبریم. دومین شگرد در پروپاگاندا، تلطیف و تنویر است؛ یعنی چه؟ یعنی شما چیزی را با یک کلمه پرفضیلت مرتبط میکنی، نسبت میدهی و انگارهسازی میکنی؛ انگارهسازی با آن چیزهایی که محبوب مردم است و مورد میل مردم. خود امام زمان هم که میآیند، "یا لثارات الحسین" میگویند و مردم را این شکلی بسیج میکنند. حضرت امام، مثلاً، پانزده خرداد را تشبیه به واقعه عاشورا کردند؛ کربلای فیضیه، مثلاً. اینها همه میشود مدل تلطیف و تنویر. مدلهای سیاسیاش را آقای رئیسی، مثلاً، آمدند و گفتند: «اگر حاج قاسم سلیمانی از خسته شد، ما هم خسته میشویم» یا مثلاً با برند خادم الرضا. کلیدواژه خادم الرضا، اول همه صحبتها سلام به امام رضا و صلوات به امام رضا. آقای روحانی با عکسهای با مرحوم هاشمی (علی برکت الله)، ذکر آقای خاتمی، مثلاً عکسهایی که با این شخصیتها و رجال سیاسی دارند. خلاصه اینها همه میشود تلطیف و تنویر. اصول پرتشعشع هم به آن میگویند؛ کلماتی که برای مخاطب مثبت است. همین که از آقا گفتیم: رئال مادرید، تعصب به رئال مادرید. این خودش مدل چیه؟ تلطیف و تنویر.
شبیهسازی. آقا فرمودند: «از بیرانوند یاد بگیرید.» به دولت فرمود: «از تیم ملی یاد بگیریم.» رسانهای... تیم ملی ما رفت جام جهانی، صعود هم نکرد، ولی سربلند بیرون آمد. چهار امتیاز گرفته. رسانه سربلندش کرد؛ نه واقعاً سربلند. حالا اون بازی با پرتغال، رونالدو، بازیها در بیاره و اینها. یا سری قبلش با آرژانتین، دقیقه نود و خوردهای گل بخوریم. محبوبه، جذابه، شما سریع بیا ازش استفاده کن. سریع بیا این را بگو. بگو: «آقا، از این یاد بگیر. از بیرانوند.» این را تبدیل به یک چهره کن، تبدیل به یک الگو کن. الگوی مثلاً کاری که آقا معمولاً با شهدا و کتابهای شهدا میکند، همین است. همین کتاب "یادت باشد" را، مثلاً، آقا معرفی کردند. باید در تاریخ ثبت شود. اینجور کارهایی میشود کار تلطیف و تنویر. از آن چیزهایی که برای مردم مهم است، جذاب است، شیرین است، خاطره خوب دارد، نوستالژیک است. الان ببینید طیف مقابل از چیزهای نوستالژیک چقدر استفاده میکند. همین تازگی، مثلاً، حکایتی را آورده بودند روی سن، بعد سریع یک دانه بدل، مثلاً در کانادا میرود و میسازند؛ یک مشت آدم وضعیت عجقوجقی. سریع از این ابزار نوستالژیک استفاده میکنند و خودش را میبرد. نوستالژیک، وقایع نوستالژیک. بعضیهایش هم واقعاً فراملی است؛ یعنی مال یک جناح نیست. ولی کاملاً آن جناحی است. از کربلا، مثلاً، درس مذاکره امام حسین هم در کربلا یک خیمهای زدند برای مذاکره. مدل چی؟ تلطیف و تنویر. اصول پرتشعشع انجام بده، ولی اگر معمولی ازش بخواهی، انجام نمیدهد. ولی بهش میگویی که: «این کار تو در راستای تقویت دموکراسی است.» راحت میشود. قبول میکند این کار را.
اگر انجام بدهی قدرتمند میشوی، قوی میشوی. بخور تا بزرگ شوی، نخوری آنجوری مثل آن فلانی میشویها! مهندسی افکار عمومی در منزل افکار عمومی است دیگر، احسنت. کلماتی که معمولاً برای روش استفاده میشوند: عزت، افتخار، میهنپرستی، آزادی. آیا خاتمی تو آن جلسه میگوید دموکراتیک دانشگاه تهران خلاف اصول دموکراتیک است؟ خود این واژه توییتر داشتیم و اینها. آنجا گفتیم. گفتیم شما باید یک دور بازیابی مفاهیم، مفاهیم. اصلاً کاری که در رسانه میشود، این است: به محض اینکه واژهاش میسوزد، سریع... یک بخش از مهندسی افکار عمومی به محض اینکه یک آدم میسوزد، سریع سوئیچ میکند. به مرور، آرام آرام برمیگردد. فتنه ۸۸، بیست و پنج بهمن ۸۹. آیا هاشمی رفسنجانی، روحانی، همه آقایون حضرات آمدند اعلام موضع کردند علیه موسوی و کروبی، شدیدترین مواضع. بعد، بعداً با وعده رفع حصار رأی آورد. آرام آرام تمام شد. آرام آرام هی هی، گذشته را یاد نیاوریم، بگذریم، تمام شد و رفت. رهبری واژه تولید میکنند به اسم فتنه. تکرار میکنی، رگبار میبندد. بود، میبندند بیفتد. کاسبه، کاسب فتنه. به واژه بدل میسازد. حالا آنی که فتنه فتنه میکند، دارد کاسبی میکند با فتنه. کاسب تحریم، اصول برچسبزنی هم کاسب تحریم، کاسب فتنه. میگویی: «تحریم بشیم، اشکال ندارد.» تو کاسب تحریم. واژههای با فضیلت قرآن از این روش استفاده میکند: ﴿قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ﴾. منتظر برای من چه اتفاقی بیفتد؟ منافقین نگران اینها بودند. سوره مبارکه آل عمران گفتم: «میرید، آقا، همهتون نابود میشید. ما نگرانیم برایشان.» میگوید: «نگران چی؟» کتاب اِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ. ما با دو تا حُسنى مواجهیم. میکشیم یا کشته میشویم. بابت کدومش نگرانی؟ بابت اینکه میکشیم یا کشته میشویم؟ اِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ. واژهسازی دیگر. امام فرمود: «ملت ما را تحریم کنید.» ملت ما ملت رمضان است. قشنگه. کار رسانهای. ملت رمضان را از چی میترسونی؟ ملت شهادت است. حاج قاسم گفت: «آقای ترامپ قمارباز، این ملت با امام حسین بزرگ شده. میترسانی؟» کار رسانهای است دیگر. قمارباز. برچسبزنی و در عین حال تلطیف و تنویر. معادلسازی. حضرت آقا فرمودند: «اگر عرصه را بر ما تنگ کنند، دیگر صلح امام حسن محقق نخواهد شد؛ بلکه واقعه قتلگاه رخ خواهد داد.» تو ماجرای فشاری که مجلس ششم برای ایشان داشت که جام زهر را قبول کن، ارتباط با آمریکا را بپذیر. جام زهری نیست. فشار بیاور. میخواستم خطبه ۵۱ نهجالبلاغه را بخوانم، وقتمان گذشته. این را مطالعه بفرمایید. شهید مطهری خیلی تعابیر عجیبی در مورد خطبه دارد که میفرماید که: «این آدم مرده را زنده میکند، راه میاندازد.» تعابیری که امیرالمؤمنین به کار برد. خطبه ۵۱ نهجالبلاغه. وقتی آب را بستند به روی سپاه امیرالمؤمنین در صفین، حضرت یک خطبه دو خطه خواندند. دو خط تبرک بخوانم. فرمود که: «... و تَشْرَبُونَ بِمَا تُرْوُونَ سُيُوفَكُمْ مِنْ دِمَائِكُمْ» شمشیر تو از خون سیراب کن، خودت از آب سیراب میشوی. خون میجوشد تو آدم از گرفتم شریعه را که بسته.
سومین نکته از آن هفت تا، انتقال. انتقال اصطلاح امروزی: پلاسپلاس کردن و چنج کردن. یک کسی سرمایه اجتماعی و سرمایه محبوبیتی که دارد را انتقال میدهد به یکی دیگر یا اینکه یک کسی سرمایه، یعنی ضدسرمایه دارد. سرمایه، یعنی شخصیت منفی تو جامعه. رئیسی رفته بود یزد. اینها اصرار میکردند که: «تو جلسه یزد کی شرکت کرده بوده؟ یادتان است؟ قاضی مرتضوی.» به زور میخواستند بچسبانند که رئیسی با قاضی مرتضوی سراسری دارد. انتقال. «فلان بازیگر با ماست.» این سرمایههای سلبریتیها، واقعه حَرَّه برای خودش. واقعههای تتلو. گاف تاریخی که رخ داد تو این ماجرا، نه تنها رأی نیامد، بلکه هر چی ضدارزش از این بابا بود و هر چی خز و خیل و کثافت بود، منتقل شد. مجبور شد بیاید: «سلام علیکم این حرفها که الان که دارد توهین میکند به اهل بیت امام حسین و حضرت زهرا، اینها ما باهاش نیستیم. ما دشمنش هستیم.» انتقال در مهندسی افکار عمومی، سرمایه اجتماعی یک نفر انتقال پیدا میکند. حمایتها. امیرالمؤمنین یک تعبیری دارد... من بینیم مشکل پیدا کرد. بله، دیگر، حالا خلاصه روال یعنی به گیرندههای خودتون دست نزنید. انتقال، یک چیزی که گفتم آخر نه، جمله. جمله آخرم، آخرین جمله، آخرین کلمهای که گفتم: امیرالمؤمنین سلبریتیها. آقا امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه میفرمایند که در ویژگیهای منافقین: «يَتَوَارَثُونَ بِالْعَنَى.» نفاق تو جامعه اصل کارکردش کارکرد رسانهای است. قرآن تعریفش از منافقین بیشتر مانور روی کارهای رسانهای اینهاست. اصل مشکل منافقین این است که اینها جریانسازند؛ یعنی به ظاهر با جریان مؤمن تقابلی ندارند ها. نماز میخوانند، مسجد میروند، هیئت، روضه. مشکل این است که جریانسازی و روندسازی و گفتمانسازیشان سه هیچ به نفع کفار است. یک جوری از پیغمبر و امیرالمؤمنین و امام حسین درس گرفته میشود که آخرش یک چیز دیگر در میآید. جریان نفاق این شکلی. بعد امیرالمؤمنین در وصف منافقین در نهجالبلاغه میفرماید: «تَقَارَضُوا» به هم قرض میدهند. نون به هم قرض میدهند. حضرت استوانه تشریف آوردند، انشاءالله آیتالله العظمی. اونم میشه یار صدیق امام چی چی. عنوان خوب به هم تیکه میپرانند. تیکه پرانی. برای هم عنوان تیکهپاره میکنند. برای حق خوب میچسبانند به هم. الان اینجا میدهم، بعداً فلان جا ازت میگیرم. عنوانسازی. سرمایهگذاری میکنم، ذخیره میکنم. به قول امروزیها: فریز میکنم، انتخابات به دردم میخورد. الان پول میدهم. این کارهایی که دولت قبلی هم، ماشاالله، توش وارد بود دیگر. عزتالله انتظامی، بنده خدا را گفتی: «آقا، من میخواستم برم یک مجموعه افتتاح بکنم. به من گفتند که ماشین میآید دنبالت. خیابان فاطمی، ساختمان وزارت کشور.» سیم کار حرفهای که از این سرمایهها، خلاصه با این بازیگران، آن هنرپیشه و یک جایی هزینه کمکی چیزی انتخاباتی.
انتقال چهارمین، تصدیق. توی انتقال منتقل میکرد، توی تصدیق حمایت میگیرد. حمایت مراجع عظام از فلانی. نقد میکند رقیب من را. رأیشان به کی بوده؟ انتقال دیگر نیست ها. تصدیق. فلانی من را قبول دارد. مثلاً یک هجمه رسانهای به من میشود، من یک عکس از خودم با رهبری منتشر میکنم. یک هجمه رسانهای از طرف حزباللهیها به من شده: «قاسم.» انتقال دیگر نیست ها. نمیخواهم سرمایه اجتماعی به من منتقل شود. میخواهم بفهمی که یک همچین آدمی هست که من را تأیید بکند و در واقع اینجا وقتی فلانی من را تأیید کرد، مخالفت شما با من میشود مخالفت با کی؟ با حاج قاسم؟ با رهبری؟ با امام خمینی؟ عکس خدا را پاره میکند مال اینجاست. قشنگ رسانه. مثلاً رفته پیش رهبری، گفته: «آقا، ما گفتیم که اگه هیچ راهی نداره، خب همین رهبری بارها به من تأکید کرده که قیمت بنزین را گران کن.» خلاصه، تص تص حرفهایم تو این کار. دیگر بلدند چه شکلی به رهبری بچسبند. از انگشتر بنفش وقتی منتقل میشوند که رأی به کیه. جریان میسازند، موج میسازند. از این جور کلمات و تعابیر نمیتوانم منتقل بشود. عرض کنم که تکنیک انتخاب بین بد و بدتر هم همین است. به زور تصدیق گرفتن از مخاطب است؛ یعنی تو این را قبول نداری، باید آن را قبول کنی. حالا ما تو مغالطات کامل گفتیم. الان هم داریم تو دانشگاه میگوییم. حالا بعداً اگر دوست داشتید گوش بدهید. مغالطه سهشِقّه. یکی از مغالطات. یک جوری مسئله را مطرح کند انگار یک راهکار بیشتر ندارد. آمادهاید بگویم؟ دیگر روضه امروزمان را هم بخوانیم. فتنه ۹۸ که رهبری فرمودند چیست؟ آنقدری که بنده میفهمم، حالا با سواد نداشته و تحلیل نداشته از شرایط سیاسی و مختصات سیاسی و جغرافیای سیاسی امروزمان، این است که برخی آقایونی که کار دستشان است، این تحلیل بنده است. نهادهای امنیتی از بالا بالا هیچی نمیآید. همان که میبینم، تشخیص میدهم. به نظرم میرسد باید این باشد. رهبری فرمودند که احتمال زیاد اینها میآیند یک پوزیشن انقلابی میگیرند. کلیپ انقلابی برمیدارند. یک سری شعارهای تند و تیز میدهند. مدیریت میکنند که در عین حال عملکرد انقلابی نباشد. فقط شعار مطرح شود و این شعار بسوزد. مردم حسشان این باشد که این شعار و موضع انقلابی هم نتوانست مشکل را حل بکند و آخر برسیم به اینکه شیب ملایم و آرام و نرم، فشار از اطراف بیشتر شود. آرام آرام و از این ور هم خیلی آوردهای نباشد از این مواضع انقلابی و این ور و اون ور دست انداختن و گلاویز شدن و اینها. آخر واقعاً مردم به این نتیجه برسند که هیچ راهی غیر از این نیست. این موزهای که تو جلسه نسبتاً خصوصی استاد آیتالله میرباقری رئیسی گفتند این را قبل از انتخابات ۹۶. مال بین خودمان. چند صد هزار نفر میماند. انشاءالله که ایشان فرمودند که طرح این دولت این است که کارخانهها یکی یکی تعطیل شود. اقتصاد فلج شود تا اینکه اقتصاد متحد شود و اقتصاد جهانی و اینها. طرحشان این است. میگوید برای اینکه تحریم روز اثر نگذارد، اقتصاد آمریکا وقتی جزئی از اقتصاد آمریکاست. استناد آیتالله میرباقری، موضعی که ایشان داشتند. در هر صورت این هم یک شگرد دیگر. نفی شوق و طرد شوق انتخاب کنی. طرح راههای دیگری که هست و وضوح اینکه این عملی است. اینکه عملی است. این را نشان بده که این عملی است. این مدل پیاده شده. ۱۰ تا کشور دیگر هم بودند که نه با آمریکا بستند، نه نابود شدند. این راهکار را پیاده کردند. این مدل را پیش بردند. کاریکاتور ببینم میگوید پس اگه الان مشقهایت را ننویسی، پارک هم یک هفته خبری نیست. دو تا راه بیشتر ندارد. کلاً دو امر دایره است: این نوشتن مشق الان و رفتن پارک در این هفته. مدل سیاسی رسانه همین است که بعضی عرض کردم چی گفتم. احسنت. نشان دادن اینکه میشود و این موارد این شکلی.
حالا آقا، مثلاً، وارد آوردن، برجسته کردن که یک تیمی که امکانات ندارد، تحریم است، کفش نایک بهش نمیدهند. بازیکن تیم ملی ما کفش نایک برن تو زمین. گروه مرگ. گروه مرگ دوم، گروه مرگ سوم. میشود به خاطر تفاضل گل. فوتبالها را نریزیم تو هم.
پنجمین شیوه: مردم ساده. سخنگو سعی میکند یک جوری مقالهاش را بگوید انگاری موضع مردم کف خیابان است. این اوستای این کار است. نامههایی که به رهبری میزند: «مردم کف خیابان هی میآیند به من.» فیلمهایی که منتشر میشود. «میرود تو بازار کف خیابان این حرفها، حرفهای ملت. من حرف اینها را دارم میگویم. مردم الان راضیترند یا دوره قبل؟» یک شگرد پروپاگاندایی هنری هم هست که شما بتوانی. روحانی کوران انتخابات، خیلی سیاسی. مجازی. همین بحثهای سیاسی. کوران مذاکرات سوار مترو شده بود، از شمال تهران آمده بود. حالا مثلاً مرکز تهران. بعد حالا خیلی حسابشده و سِلكِتشده اینها میآمدند گفتگو میکردند اینها. «بعد مذاکرات بشنویم ما نیاز داریم اینها از مردم از نزدیک بی پرده.» اینی که اینجا میشود فرق میکند با آن نامهای که بهت میدهند. پس این هم میشود اینکه حرفهای من اینقدر همگانی که همان جوان ساده بیسواد، کارگر ساده، آن جوان ساده، آن جواد بیسواد، آن جوان معتاد... فیلم تبلیغاتی احمدینژاد هم سال ۸۴، هم سال ۸۸. تو جفتش این شگرد را خیلی تمیز انجام داد. اصلاً آن ۸۴ش که فوقالعاده بینظیر بود. همه مصاحبه ضبط تلویزیونی داشتند، رو به دوربین. «همشیره مردم ساده است.» رو به مردم صحبت نمیکند. پشت به مردم صحبت میکند. رو به دوربین. «به پشتوانه مردم دارم این حرف را میزنم.» شرکت رسانهای.
ششمیش: مغالطه یا همان تحریف در علم معناشناسی. دایره مغالطه اینجا خیلی وسیع است. و تحریف. یک چیزی را تو یک فضایی گفته شده، با یک سیاقی گفته شده. جای دیگری سال ۸۸ یک پیامکی درآمده بود. جمله امام خمینی. حالا یک ماجرای مفصلی بود. دعوای دولت میرحسین موسوی با برخی از این جناحهای مختلفی که اصلاً بعضیهایشان انقلابی و مسلمان نبودند. امام خطاب به میرحسین موسوی میگوید که: «آقای موسوی، اینهایی که امروز روبروی شما ایستادهاند، توانایی اداره یک...» سال ۸۸ امام خمینی: «آقای موسوی، اینهایی که روبروی تو ایستادند، توانایی اداره داری.» چه فضایی بوده؟ به کی؟ چطور؟ بابت چی؟ چرا گفتن؟ اینها همه را حذف میکند. جمله را میآورد از امام خمینی. دنبال جمله گشته بودند. پشت دفترچه بیمه بزند. «هر چی این خون سیدالشهداست که دفتر...»
و هفتمیش: همرنگی با جماعت. اکثریتنمایی. «همه این را میخواهند، همه این را میگویند. چند نفر مخالف این حرفند؟» بعد با یک فضای قالبی درست کردن. بله، من میتوانم یک چیزی را بیایم تو این جمع الان مطرح بکنم، با یک اهرم فشاری که دارم. برگردم، مثلاً بگیرم از دست این اساتید، مسئولین لیست را داشته باشم. هر کی را بخواهم، میتوانم خط بزنم. بعد بگویم که: «خب، حالا نظر من این است که این کلاس را، مثلاً، ما هفتهای سه بار داشته باشیم.» خب، کیا مخالفند؟ بعضی وقتها شیوه اداره مجلس شورای اسلامی اینطوری است. به همین طریق ۲۰ دقیقه یک سری کارها میکنند، تمام میشود، میرود. مخالفه، مخالفت کند. هزینه ابراز موضع میرود بالا. ترفند جدید یهودیها که استاد این کارند. حالا انشاءالله یک وقتی سلسله شگردهای رسانه یهودیها. آن جالبه. گفت که: «آقا، مدل رسانه پروپاگاندا را ببینید. فوقالعاده است.» میگوید که: «اینها گفتند که، اینها گفتند که اول صبح چقدر شگرد قشنگ است. اینها به درد ما میخورد. بعضی وقتها یک سری کارها میشود کرد. اول صبح گفتند که: «میریم پیش پیغمبر.» بعد عصر که شد، آمدیم بیرون. چقدر قشنگ فالو کنیم، حمایت کنیم، استفاده کنیم. از موضع طرفدار وارد شویم. البته این هم به نظر من این جور نمیگفتند، بهتر بود دیگر. طرف جرئت نمیکند که اصلاً اصل شرمندهسازی یک اصل فوقالعاده مهم است. هم در رسانه، هم در سیاست تربیتی. با این جوانها و اینها میخواهید انجام دهید. اصل شرمندهسازی خیلی به درد میخورد. یک پیتزا بعلبک برایش میگیری. بعد در حین خوردن پیتزا بعلبک بهش میگوید که: «شما باید هر روز، روزی یک ساعت...» بنده خدا دیگر هیچ کاری نمیتواند بکند. برود. باید همان مقداری که خورده میماند. چه کار کند؟ بلکه مورد داشتیم که آمده. نمکگیر میشود. اصل نمکگیری. خوب پس همرنگی با جماعت چیست؟ این است که ما اکثریتیم. همه همین را میگویند. قشنگش این است. یکی میخواهد مخالفت کند. تو مخالفت، ظرافت این کار جماعت. یک مدل میخواستم از قرآن تمرین کنیم. گفتگو بکنیم. فرعون در قرآن مظهر پروپاگاندای شیطانی. تقریباً تمام این شیوههای هفتگانه را که ما گفتیم، به کار برده و قرآن ازش نقل میکند. من فقط آدرس رفرنس میدهم، دیگر عزیزان خودشان مطالعه بفرمایید. نرسیدیم که بحثش را مطرح کنیم. سوره مبارکه زخرف، آیه ۴۶ تا ۵۶. سوره مبارکه اعراف، آیه ۱۰۳ تا ۱۲۶. سوره طه، آیه ۵۶ تا ۷۶. سوره شعرا، آیه ۱۰ تا ۵۹. چند تا را اگر حالی بود و میگفت. آخه طلبه بعد نماز امروز، بعد نماز صبح یک حال مطالعهای دست داد، استغفار کردم. الحمدلله برطرف شد. حالا اگر یک حال مطالعهای چیزی دست داد و یک وقتی بود و احساس کردیم که دوست دارید، الان یک پرو داشته باشید به قرآن و روایت اهل بیت و خطبهها. یک کار خیلی جذاب. خصوصاً نهجالبلاغه. خیلی مدل حرف زدن امیرالمؤمنین که خیلی ما باهاش فاصله داریم. خطابه امیرالمؤمنین. ماها خیلی باهاش فاصله داریم. رسانهای. اگر کسی تو فضای توییتر میخواهد قوی باشد، من درخواست ویژه دارم با این نگاه به مطالعه غررالحکم. آدم را توییتری بار میآورد. ادبیات، ادبیاتی که تو یک خط جان مطلب را تو قالب ۴ تا کلمه که اصلاً خیلی قوی میکند. بماند. خیلی نکات بود. در مورد خود تشکیلات میخواستیم مفصل صحبت بکنیم. یک کتابی از ما چاپ شده. البته مشهد نیست. از تهران. اگر خواستید حالا به یک نحوی بگیرید و بفرستند. کتاب سازمان پیغامبری. گفتارهای پیرامون گفتمانسازی تشکیلاتی. سازمان پیغامبری سومش است. سه جلد مجزا. جلد اول: پیامبر. جلد دوم: پیامبر مجازی. جلد سوم: سازمان پیغامبری، تشکیلات و کارهای رسانهای و مخصوصاً تو فضای آموزشی و کلاسداری در دانشگاه و در دبیرستان و مدرسه. فضای تشکیلات، فضای گفتمان. اینها را یک سری مباحث داشتیم که اگر علاقهای بود و فرصتی بود، عزیزان میتوانند. سخنرانی اینها خودش کلاسهای ما بوده که پیاده شده. صوتش هست. ولی اینها کاملتر است، پردازششده کامل.
نکته دیگر هم اگر باشد برای تهیه کتاب، این را باید به دوستان، به آقایون مسئولین بفرمایید که ما بگوییم از... باز هم نکته مسئله اگر بود. سرفصلهای این کتاب. اینجا چند تا بحث کلی را ما داشتیم. یک بحث در مورد جزیره کاری کلاً داشت: نمره کارهای جزیرهای و ضرورت کار تشکیلاتی. و یک بحث در مورد نگاه سازمانی داشتیم: چه شکلی سازمان باید شکل داد. بعد طراحی عملیات داشتیم. تو بخش اول شناسایی، بخش دوم اقدام، بخش سوم قالب. یک بحث مفصل در مورد گفتمانسازی که فصل آخر کتاب است و مفاهیمی که باید بگویم. شاید به دردتان بخورد: ما چه گفتمانی باید بسازیم. تو مهندسی افکار عمومی فایل pdfش را نه، نداریم. اینجا عرض کنم که با چه گفتمانی باید بسازیم؟ یک: توحید. دو: ولایت. با همین رتبه اهمیت. یک: توحید. بعد ولایت. بعد معاد. بعد خانواده. بعد انسان. بعد حکومت. این شش تا، شش محور گفتمانسازی. گفتیم: با جوان، با نوجوان، مخالف، معاند، موافق. با هر کدام از اینها طرح این گفتمان به چه نحوی باشد. انشاءالله که عزیزان موفق باشند. انشاءالله امام عصر از این گفتگوی امروز ما را...
بسم الله الرحمن الرحیم.
به دلیل کمبود وقت، بحث را خیلی سریع پیش میبریم. دومین شگرد در پروپاگاندا، تلطیف و تنویر است؛ یعنی چه؟ یعنی شما چیزی را با یک کلمه پرفضیلت مرتبط میکنی، نسبت میدهی و انگارهسازی میکنی؛ انگارهسازی با آن چیزهایی که محبوب مردم است و مورد میل مردم. خود امام زمان هم که میآیند، "یا لثارات الحسین" میگویند و مردم را این شکلی بسیج میکنند. حضرت امام، مثلاً، پانزده خرداد را تشبیه به واقعه عاشورا کردند؛ کربلای فیضیه، مثلاً. اینها همه میشود مدل تلطیف و تنویر. مدلهای سیاسیاش را آقای رئیسی، مثلاً، آمدند و گفتند: «اگر حاج قاسم سلیمانی از خسته شد، ما هم خسته میشویم» یا مثلاً با برند خادم الرضا. کلیدواژه خادم الرضا، اول همه صحبتها سلام به امام رضا و صلوات به امام رضا. آقای روحانی با عکسهای با مرحوم هاشمی (علی برکت الله)، ذکر آقای خاتمی، مثلاً عکسهایی که با این شخصیتها و رجال سیاسی دارند. خلاصه اینها همه میشود تلطیف و تنویر. اصول پرتشعشع هم به آن میگویند؛ کلماتی که برای مخاطب مثبت است. همین که از آقا گفتیم: رئال مادرید، تعصب به رئال مادرید. این خودش مدل چیه؟ تلطیف و تنویر.
شبیهسازی. آقا فرمودند: «از بیرانوند یاد بگیرید.» به دولت فرمود: «از تیم ملی یاد بگیریم.» رسانهای... تیم ملی ما رفت جام جهانی، صعود هم نکرد، ولی سربلند بیرون آمد. چهار امتیاز گرفته. رسانه سربلندش کرد؛ نه واقعاً سربلند. حالا اون بازی با پرتغال، رونالدو، بازیها در بیاره و اینها. یا سری قبلش با آرژانتین، دقیقه نود و خوردهای گل بخوریم. محبوبه، جذابه، شما سریع بیا ازش استفاده کن. سریع بیا این را بگو. بگو: «آقا، از این یاد بگیر. از بیرانوند.» این را تبدیل به یک چهره کن، تبدیل به یک الگو کن. الگوی مثلاً کاری که آقا معمولاً با شهدا و کتابهای شهدا میکند، همین است. همین کتاب "یادت باشد" را، مثلاً، آقا معرفی کردند. باید در تاریخ ثبت شود. اینجور کارهایی میشود کار تلطیف و تنویر. از آن چیزهایی که برای مردم مهم است، جذاب است، شیرین است، خاطره خوب دارد، نوستالژیک است. الان ببینید طیف مقابل از چیزهای نوستالژیک چقدر استفاده میکند. همین تازگی، مثلاً، حکایتی را آورده بودند روی سن، بعد سریع یک دانه بدل، مثلاً در کانادا میرود و میسازند؛ یک مشت آدم وضعیت عجقوجقی. سریع از این ابزار نوستالژیک استفاده میکنند و خودش را میبرد. نوستالژیک، وقایع نوستالژیک. بعضیهایش هم واقعاً فراملی است؛ یعنی مال یک جناح نیست. ولی کاملاً آن جناحی است. از کربلا، مثلاً، درس مذاکره امام حسین هم در کربلا یک خیمهای زدند برای مذاکره. مدل چی؟ تلطیف و تنویر. اصول پرتشعشع انجام بده، ولی اگر معمولی ازش بخواهی، انجام نمیدهد. ولی بهش میگویی که: «این کار تو در راستای تقویت دموکراسی است.» راحت میشود. قبول میکند این کار را.
اگر انجام بدهی قدرتمند میشوی، قوی میشوی. بخور تا بزرگ شوی، نخوری آنجوری مثل آن فلانی میشویها! مهندسی افکار عمومی در منزل افکار عمومی است دیگر، احسنت. کلماتی که معمولاً برای روش استفاده میشوند: عزت، افتخار، میهنپرستی، آزادی. آیا خاتمی تو آن جلسه میگوید دموکراتیک دانشگاه تهران خلاف اصول دموکراتیک است؟ خود این واژه توییتر داشتیم و اینها. آنجا گفتیم. گفتیم شما باید یک دور بازیابی مفاهیم، مفاهیم. اصلاً کاری که در رسانه میشود، این است: به محض اینکه واژهاش میسوزد، سریع... یک بخش از مهندسی افکار عمومی به محض اینکه یک آدم میسوزد، سریع سوئیچ میکند. به مرور، آرام آرام برمیگردد. فتنه ۸۸، بیست و پنج بهمن ۸۹. آیا هاشمی رفسنجانی، روحانی، همه آقایون حضرات آمدند اعلام موضع کردند علیه موسوی و کروبی، شدیدترین مواضع. بعد، بعداً با وعده رفع حصار رأی آورد. آرام آرام تمام شد. آرام آرام هی هی، گذشته را یاد نیاوریم، بگذریم، تمام شد و رفت. رهبری واژه تولید میکنند به اسم فتنه. تکرار میکنی، رگبار میبندد. بود، میبندند بیفتد. کاسبه، کاسب فتنه. به واژه بدل میسازد. حالا آنی که فتنه فتنه میکند، دارد کاسبی میکند با فتنه. کاسب تحریم، اصول برچسبزنی هم کاسب تحریم، کاسب فتنه. میگویی: «تحریم بشیم، اشکال ندارد.» تو کاسب تحریم. واژههای با فضیلت قرآن از این روش استفاده میکند: ﴿قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ﴾. منتظر برای من چه اتفاقی بیفتد؟ منافقین نگران اینها بودند. سوره مبارکه آل عمران گفتم: «میرید، آقا، همهتون نابود میشید. ما نگرانیم برایشان.» میگوید: «نگران چی؟» کتاب اِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ. ما با دو تا حُسنى مواجهیم. میکشیم یا کشته میشویم. بابت کدومش نگرانی؟ بابت اینکه میکشیم یا کشته میشویم؟ اِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ. واژهسازی دیگر. امام فرمود: «ملت ما را تحریم کنید.» ملت ما ملت رمضان است. قشنگه. کار رسانهای. ملت رمضان را از چی میترسونی؟ ملت شهادت است. حاج قاسم گفت: «آقای ترامپ قمارباز، این ملت با امام حسین بزرگ شده. میترسانی؟» کار رسانهای است دیگر. قمارباز. برچسبزنی و در عین حال تلطیف و تنویر. معادلسازی. حضرت آقا فرمودند: «اگر عرصه را بر ما تنگ کنند، دیگر صلح امام حسن محقق نخواهد شد؛ بلکه واقعه قتلگاه رخ خواهد داد.» تو ماجرای فشاری که مجلس ششم برای ایشان داشت که جام زهر را قبول کن، ارتباط با آمریکا را بپذیر. جام زهری نیست. فشار بیاور. میخواستم خطبه ۵۱ نهجالبلاغه را بخوانم، وقتمان گذشته. این را مطالعه بفرمایید. شهید مطهری خیلی تعابیر عجیبی در مورد خطبه دارد که میفرماید که: «این آدم مرده را زنده میکند، راه میاندازد.» تعابیری که امیرالمؤمنین به کار برد. خطبه ۵۱ نهجالبلاغه. وقتی آب را بستند به روی سپاه امیرالمؤمنین در صفین، حضرت یک خطبه دو خطه خواندند. دو خط تبرک بخوانم. فرمود که: «... و تَشْرَبُونَ بِمَا تُرْوُونَ سُيُوفَكُمْ مِنْ دِمَائِكُمْ» شمشیر تو از خون سیراب کن، خودت از آب سیراب میشوی. خون میجوشد تو آدم از گرفتم شریعه را که بسته.
سومین نکته از آن هفت تا، انتقال. انتقال اصطلاح امروزی: پلاسپلاس کردن و چنج کردن. یک کسی سرمایه اجتماعی و سرمایه محبوبیتی که دارد را انتقال میدهد به یکی دیگر یا اینکه یک کسی سرمایه، یعنی ضدسرمایه دارد. سرمایه، یعنی شخصیت منفی تو جامعه. رئیسی رفته بود یزد. اینها اصرار میکردند که: «تو جلسه یزد کی شرکت کرده بوده؟ یادتان است؟ قاضی مرتضوی.» به زور میخواستند بچسبانند که رئیسی با قاضی مرتضوی سراسری دارد. انتقال. «فلان بازیگر با ماست.» این سرمایههای سلبریتیها، واقعه حَرَّه برای خودش. واقعههای تتلو. گاف تاریخی که رخ داد تو این ماجرا، نه تنها رأی نیامد، بلکه هر چی ضدارزش از این بابا بود و هر چی خز و خیل و کثافت بود، منتقل شد. مجبور شد بیاید: «سلام علیکم این حرفها که الان که دارد توهین میکند به اهل بیت امام حسین و حضرت زهرا، اینها ما باهاش نیستیم. ما دشمنش هستیم.» انتقال در مهندسی افکار عمومی، سرمایه اجتماعی یک نفر انتقال پیدا میکند. حمایتها. امیرالمؤمنین یک تعبیری دارد... من بینیم مشکل پیدا کرد. بله، دیگر، حالا خلاصه روال یعنی به گیرندههای خودتون دست نزنید. انتقال، یک چیزی که گفتم آخر نه، جمله. جمله آخرم، آخرین جمله، آخرین کلمهای که گفتم: امیرالمؤمنین سلبریتیها. آقا امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه میفرمایند که در ویژگیهای منافقین: «يَتَوَارَثُونَ بِالْعَنَى.» نفاق تو جامعه اصل کارکردش کارکرد رسانهای است. قرآن تعریفش از منافقین بیشتر مانور روی کارهای رسانهای اینهاست. اصل مشکل منافقین این است که اینها جریانسازند؛ یعنی به ظاهر با جریان مؤمن تقابلی ندارند ها. نماز میخوانند، مسجد میروند، هیئت، روضه. مشکل این است که جریانسازی و روندسازی و گفتمانسازیشان سه هیچ به نفع کفار است. یک جوری از پیغمبر و امیرالمؤمنین و امام حسین درس گرفته میشود که آخرش یک چیز دیگر در میآید. جریان نفاق این شکلی. بعد امیرالمؤمنین در وصف منافقین در نهجالبلاغه میفرماید: «تَقَارَضُوا» به هم قرض میدهند. نون به هم قرض میدهند. حضرت استوانه تشریف آوردند، انشاءالله آیتالله العظمی. اونم میشه یار صدیق امام چی چی. عنوان خوب به هم تیکه میپرانند. تیکه پرانی. برای هم عنوان تیکهپاره میکنند. برای حق خوب میچسبانند به هم. الان اینجا میدهم، بعداً فلان جا ازت میگیرم. عنوانسازی. سرمایهگذاری میکنم، ذخیره میکنم. به قول امروزیها: فریز میکنم، انتخابات به دردم میخورد. الان پول میدهم. این کارهایی که دولت قبلی هم، ماشاالله، توش وارد بود دیگر. عزتالله انتظامی، بنده خدا را گفتی: «آقا، من میخواستم برم یک مجموعه افتتاح بکنم. به من گفتند که ماشین میآید دنبالت. خیابان فاطمی، ساختمان وزارت کشور.» سیم کار حرفهای که از این سرمایهها، خلاصه با این بازیگران، آن هنرپیشه و یک جایی هزینه کمکی چیزی انتخاباتی.
انتقال چهارمین، تصدیق. توی انتقال منتقل میکرد، توی تصدیق حمایت میگیرد. حمایت مراجع عظام از فلانی. نقد میکند رقیب من را. رأیشان به کی بوده؟ انتقال دیگر نیست ها. تصدیق. فلانی من را قبول دارد. مثلاً یک هجمه رسانهای به من میشود، من یک عکس از خودم با رهبری منتشر میکنم. یک هجمه رسانهای از طرف حزباللهیها به من شده: «قاسم.» انتقال دیگر نیست ها. نمیخواهم سرمایه اجتماعی به من منتقل شود. میخواهم بفهمی که یک همچین آدمی هست که من را تأیید بکند و در واقع اینجا وقتی فلانی من را تأیید کرد، مخالفت شما با من میشود مخالفت با کی؟ با حاج قاسم؟ با رهبری؟ با امام خمینی؟ عکس خدا را پاره میکند مال اینجاست. قشنگ رسانه. مثلاً رفته پیش رهبری، گفته: «آقا، ما گفتیم که اگه هیچ راهی نداره، خب همین رهبری بارها به من تأکید کرده که قیمت بنزین را گران کن.» خلاصه، تص تص حرفهایم تو این کار. دیگر بلدند چه شکلی به رهبری بچسبند. از انگشتر بنفش وقتی منتقل میشوند که رأی به کیه. جریان میسازند، موج میسازند. از این جور کلمات و تعابیر نمیتوانم منتقل بشود. عرض کنم که تکنیک انتخاب بین بد و بدتر هم همین است. به زور تصدیق گرفتن از مخاطب است؛ یعنی تو این را قبول نداری، باید آن را قبول کنی. حالا ما تو مغالطات کامل گفتیم. الان هم داریم تو دانشگاه میگوییم. حالا بعداً اگر دوست داشتید گوش بدهید. مغالطه سهشِقّه. یکی از مغالطات. یک جوری مسئله را مطرح کند انگار یک راهکار بیشتر ندارد. آمادهاید بگویم؟ دیگر روضه امروزمان را هم بخوانیم. فتنه ۹۸ که رهبری فرمودند چیست؟ آنقدری که بنده میفهمم، حالا با سواد نداشته و تحلیل نداشته از شرایط سیاسی و مختصات سیاسی و جغرافیای سیاسی امروزمان، این است که برخی آقایونی که کار دستشان است، این تحلیل بنده است. نهادهای امنیتی از بالا بالا هیچی نمیآید. همان که میبینم، تشخیص میدهم. به نظرم میرسد باید این باشد. رهبری فرمودند که احتمال زیاد اینها میآیند یک پوزیشن انقلابی میگیرند. کلیپ انقلابی برمیدارند. یک سری شعارهای تند و تیز میدهند. مدیریت میکنند که در عین حال عملکرد انقلابی نباشد. فقط شعار مطرح شود و این شعار بسوزد. مردم حسشان این باشد که این شعار و موضع انقلابی هم نتوانست مشکل را حل بکند و آخر برسیم به اینکه شیب ملایم و آرام و نرم، فشار از اطراف بیشتر شود. آرام آرام و از این ور هم خیلی آوردهای نباشد از این مواضع انقلابی و این ور و اون ور دست انداختن و گلاویز شدن و اینها. آخر واقعاً مردم به این نتیجه برسند که هیچ راهی غیر از این نیست. این موزهای که تو جلسه نسبتاً خصوصی استاد آیتالله میرباقری رئیسی گفتند این را قبل از انتخابات ۹۶. مال بین خودمان. چند صد هزار نفر میماند. انشاءالله که ایشان فرمودند که طرح این دولت این است که کارخانهها یکی یکی تعطیل شود. اقتصاد فلج شود تا اینکه اقتصاد متحد شود و اقتصاد جهانی و اینها. طرحشان این است. میگوید برای اینکه تحریم روز اثر نگذارد، اقتصاد آمریکا وقتی جزئی از اقتصاد آمریکاست. استناد آیتالله میرباقری، موضعی که ایشان داشتند. در هر صورت این هم یک شگرد دیگر. نفی شوق و طرد شوق انتخاب کنی. طرح راههای دیگری که هست و وضوح اینکه این عملی است. اینکه عملی است. این را نشان بده که این عملی است. این مدل پیاده شده. ۱۰ تا کشور دیگر هم بودند که نه با آمریکا بستند، نه نابود شدند. این راهکار را پیاده کردند. این مدل را پیش بردند. کاریکاتور ببینم میگوید پس اگه الان مشقهایت را ننویسی، پارک هم یک هفته خبری نیست. دو تا راه بیشتر ندارد. کلاً دو امر دایره است: این نوشتن مشق الان و رفتن پارک در این هفته. مدل سیاسی رسانه همین است که بعضی عرض کردم چی گفتم. احسنت. نشان دادن اینکه میشود و این موارد این شکلی.
حالا آقا، مثلاً، وارد آوردن، برجسته کردن که یک تیمی که امکانات ندارد، تحریم است، کفش نایک بهش نمیدهند. بازیکن تیم ملی ما کفش نایک برن تو زمین. گروه مرگ. گروه مرگ دوم، گروه مرگ سوم. میشود به خاطر تفاضل گل. فوتبالها را نریزیم تو هم.
پنجمین شیوه: مردم ساده. سخنگو سعی میکند یک جوری مقالهاش را بگوید انگاری موضع مردم کف خیابان است. این اوستای این کار است. نامههایی که به رهبری میزند: «مردم کف خیابان هی میآیند به من.» فیلمهایی که منتشر میشود. «میرود تو بازار کف خیابان این حرفها، حرفهای ملت. من حرف اینها را دارم میگویم. مردم الان راضیترند یا دوره قبل؟» یک شگرد پروپاگاندایی هنری هم هست که شما بتوانی. روحانی کوران انتخابات، خیلی سیاسی. مجازی. همین بحثهای سیاسی. کوران مذاکرات سوار مترو شده بود، از شمال تهران آمده بود. حالا مثلاً مرکز تهران. بعد حالا خیلی حسابشده و سِلكِتشده اینها میآمدند گفتگو میکردند اینها. «بعد مذاکرات بشنویم ما نیاز داریم اینها از مردم از نزدیک بی پرده.» اینی که اینجا میشود فرق میکند با آن نامهای که بهت میدهند. پس این هم میشود اینکه حرفهای من اینقدر همگانی که همان جوان ساده بیسواد، کارگر ساده، آن جوان ساده، آن جواد بیسواد، آن جوان معتاد... فیلم تبلیغاتی احمدینژاد هم سال ۸۴، هم سال ۸۸. تو جفتش این شگرد را خیلی تمیز انجام داد. اصلاً آن ۸۴ش که فوقالعاده بینظیر بود. همه مصاحبه ضبط تلویزیونی داشتند، رو به دوربین. «همشیره مردم ساده است.» رو به مردم صحبت نمیکند. پشت به مردم صحبت میکند. رو به دوربین. «به پشتوانه مردم دارم این حرف را میزنم.» شرکت رسانهای.
ششمیش: مغالطه یا همان تحریف در علم معناشناسی. دایره مغالطه اینجا خیلی وسیع است. و تحریف. یک چیزی را تو یک فضایی گفته شده، با یک سیاقی گفته شده. جای دیگری سال ۸۸ یک پیامکی درآمده بود. جمله امام خمینی. حالا یک ماجرای مفصلی بود. دعوای دولت میرحسین موسوی با برخی از این جناحهای مختلفی که اصلاً بعضیهایشان انقلابی و مسلمان نبودند. امام خطاب به میرحسین موسوی میگوید که: «آقای موسوی، اینهایی که امروز روبروی شما ایستادهاند، توانایی اداره یک...» سال ۸۸ امام خمینی: «آقای موسوی، اینهایی که روبروی تو ایستادند، توانایی اداره داری.» چه فضایی بوده؟ به کی؟ چطور؟ بابت چی؟ چرا گفتن؟ اینها همه را حذف میکند. جمله را میآورد از امام خمینی. دنبال جمله گشته بودند. پشت دفترچه بیمه بزند. «هر چی این خون سیدالشهداست که دفتر...»
و هفتمیش: همرنگی با جماعت. اکثریتنمایی. «همه این را میخواهند، همه این را میگویند. چند نفر مخالف این حرفند؟» بعد با یک فضای قالبی درست کردن. بله، من میتوانم یک چیزی را بیایم تو این جمع الان مطرح بکنم، با یک اهرم فشاری که دارم. برگردم، مثلاً بگیرم از دست این اساتید، مسئولین لیست را داشته باشم. هر کی را بخواهم، میتوانم خط بزنم. بعد بگویم که: «خب، حالا نظر من این است که این کلاس را، مثلاً، ما هفتهای سه بار داشته باشیم.» خب، کیا مخالفند؟ بعضی وقتها شیوه اداره مجلس شورای اسلامی اینطوری است. به همین طریق ۲۰ دقیقه یک سری کارها میکنند، تمام میشود، میرود. مخالفه، مخالفت کند. هزینه ابراز موضع میرود بالا. ترفند جدید یهودیها که استاد این کارند. حالا انشاءالله یک وقتی سلسله شگردهای رسانه یهودیها. آن جالبه. گفت که: «آقا، مدل رسانه پروپاگاندا را ببینید. فوقالعاده است.» میگوید که: «اینها گفتند که، اینها گفتند که اول صبح چقدر شگرد قشنگ است. اینها به درد ما میخورد. بعضی وقتها یک سری کارها میشود کرد. اول صبح گفتند که: «میریم پیش پیغمبر.» بعد عصر که شد، آمدیم بیرون. چقدر قشنگ فالو کنیم، حمایت کنیم، استفاده کنیم. از موضع طرفدار وارد شویم. البته این هم به نظر من این جور نمیگفتند، بهتر بود دیگر. طرف جرئت نمیکند که اصلاً اصل شرمندهسازی یک اصل فوقالعاده مهم است. هم در رسانه، هم در سیاست تربیتی. با این جوانها و اینها میخواهید انجام دهید. اصل شرمندهسازی خیلی به درد میخورد. یک پیتزا بعلبک برایش میگیری. بعد در حین خوردن پیتزا بعلبک بهش میگوید که: «شما باید هر روز، روزی یک ساعت...» بنده خدا دیگر هیچ کاری نمیتواند بکند. برود. باید همان مقداری که خورده میماند. چه کار کند؟ بلکه مورد داشتیم که آمده. نمکگیر میشود. اصل نمکگیری. خوب پس همرنگی با جماعت چیست؟ این است که ما اکثریتیم. همه همین را میگویند. قشنگش این است. یکی میخواهد مخالفت کند. تو مخالفت، ظرافت این کار جماعت. یک مدل میخواستم از قرآن تمرین کنیم. گفتگو بکنیم. فرعون در قرآن مظهر پروپاگاندای شیطانی. تقریباً تمام این شیوههای هفتگانه را که ما گفتیم، به کار برده و قرآن ازش نقل میکند. من فقط آدرس رفرنس میدهم، دیگر عزیزان خودشان مطالعه بفرمایید. نرسیدیم که بحثش را مطرح کنیم. سوره مبارکه زخرف، آیه ۴۶ تا ۵۶. سوره مبارکه اعراف، آیه ۱۰۳ تا ۱۲۶. سوره طه، آیه ۵۶ تا ۷۶. سوره شعرا، آیه ۱۰ تا ۵۹. چند تا را اگر حالی بود و میگفت. آخه طلبه بعد نماز امروز، بعد نماز صبح یک حال مطالعهای دست داد، استغفار کردم. الحمدلله برطرف شد. حالا اگر یک حال مطالعهای چیزی دست داد و یک وقتی بود و احساس کردیم که دوست دارید، الان یک پرو داشته باشید به قرآن و روایت اهل بیت و خطبهها. یک کار خیلی جذاب. خصوصاً نهجالبلاغه. خیلی مدل حرف زدن امیرالمؤمنین که خیلی ما باهاش فاصله داریم. خطابه امیرالمؤمنین. ماها خیلی باهاش فاصله داریم. رسانهای. اگر کسی تو فضای توییتر میخواهد قوی باشد، من درخواست ویژه دارم با این نگاه به مطالعه غررالحکم. آدم را توییتری بار میآورد. ادبیات، ادبیاتی که تو یک خط جان مطلب را تو قالب ۴ تا کلمه که اصلاً خیلی قوی میکند. بماند. خیلی نکات بود. در مورد خود تشکیلات میخواستیم مفصل صحبت بکنیم. یک کتابی از ما چاپ شده. البته مشهد نیست. از تهران. اگر خواستید حالا به یک نحوی بگیرید و بفرستند. کتاب سازمان پیغامبری. گفتارهای پیرامون گفتمانسازی تشکیلاتی. سازمان پیغامبری سومش است. سه جلد مجزا. جلد اول: پیامبر. جلد دوم: پیامبر مجازی. جلد سوم: سازمان پیغامبری، تشکیلات و کارهای رسانهای و مخصوصاً تو فضای آموزشی و کلاسداری در دانشگاه و در دبیرستان و مدرسه. فضای تشکیلات، فضای گفتمان. اینها را یک سری مباحث داشتیم که اگر علاقهای بود و فرصتی بود، عزیزان میتوانند. سخنرانی اینها خودش کلاسهای ما بوده که پیاده شده. صوتش هست. ولی اینها کاملتر است، پردازششده کامل.
نکته دیگر هم اگر باشد برای تهیه کتاب، این را باید به دوستان، به آقایون مسئولین بفرمایید که ما بگوییم از... باز هم نکته مسئله اگر بود. سرفصلهای این کتاب. اینجا چند تا بحث کلی را ما داشتیم. یک بحث در مورد جزیره کاری کلاً داشت: نمره کارهای جزیرهای و ضرورت کار تشکیلاتی. و یک بحث در مورد نگاه سازمانی داشتیم: چه شکلی سازمان باید شکل داد. بعد طراحی عملیات داشتیم. تو بخش اول شناسایی، بخش دوم اقدام، بخش سوم قالب. یک بحث مفصل در مورد گفتمانسازی که فصل آخر کتاب است و مفاهیمی که باید بگویم. شاید به دردتان بخورد: ما چه گفتمانی باید بسازیم. تو مهندسی افکار عمومی فایل pdfش را نه، نداریم. اینجا عرض کنم که با چه گفتمانی باید بسازیم؟ یک: توحید. دو: ولایت. با همین رتبه اهمیت. یک: توحید. بعد ولایت. بعد معاد. بعد خانواده. بعد انسان. بعد حکومت. این شش تا، شش محور گفتمانسازی. گفتیم: با جوان، با نوجوان، مخالف، معاند، موافق. با هر کدام از اینها طرح این گفتمان به چه نحوی باشد. انشاءالله که عزیزان موفق باشند. انشاءالله امام عصر از این گفتگوی امروز ما را...
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه یک
مهندسی افکار عمومی
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات مهندسی افکار عمومی
جلسه یک
مهندسی افکار عمومی
در حال بارگذاری نظرات...