متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و ادب و خسته نباشید خدمت برادران و خواهران عزیزمان. انشاءالله که بحثمان بحث مفیدی باشد و مورد رضایت حضرت ولی عصر (عج) قرار گیرد.
انشاءالله عنوان موضوع «مهندسی افکار عمومی با رویکرد تشکیلات» است. اگر اشتباه نگفته باشم، ما فکر میکردیم که جلسه سهساعته باشد؛ اما دوساعته شد و از این دو ساعت هم ۱۰ دقیقه آن رفته است. احتمالاً آنتراکم لازم داشته باشیم، دیگر عملاً چیز زیادی نمیماند. همان «شیر بییال و اشکم» میشود احتمالاً آخرش.
عرض کنم که، لذا متناسب با اینکه وقتمان کم است، بناست که بیشتر بحث مهارتمحور و خروجیمحور باشد. من سعی میکنم که خیلی بحث را تئوری نکنم و انشاءالله بحثمان پراگماتیستی باشد، اگر خدا بخواهد.
در مورد افکار عمومی، خوب در تعریف افکار عمومی شاید بیش از ۳۰ قول ما داریم. از روانشناسها و جامعهشناسها تعابیر مختلفی را گفتهاند؛ ولی آنی که آخر میخواهیم سرش بمانیم و دیگر از آن عدول نکنیم این است که افکار عمومی همان باورهای سفت و قرص مردم است که از آن نمیتوانند رد بشوند؛ به آن ایمان دارند، پذیرفتهاند، محکم.
تعبیر قشنگترش که تعبیر آخوندی است و انصافاً تعبیر رسایی است، تعبیر «ارتکازات» است؛ ارتکاز، ارتکاز عمومی جامعه و مردم. افکار عمومی برای مردم یک سری چیزها خط قرمز است، یک سری چیزها حساسیت است. حساسیتهای مردم، حوزه احساسات و حساسیت است که مردم اینجا واکنش نشان میدهند. واکنش افکار عمومی نسبت به بعضی چیزها پذیرش ندارد، بعضی چیزها را پذیرش خیلی بالایی دارند. آن حس مردم و پذیرش... پذیرش مردم... افکار عمومی، خیلی بحث اینجا اگر بخواهیم مطرح بکنیم، بحث مفصلی است. مثل همین تعاریف فقهی خودمان، مثل تعریفی که شیخ اعظم در مکاسب مطرح میکنند، این همه دعوا، تنقیح بحث میشود. اینجا مفصل بحث کرد؛ انصافاً جا هم دارد، چون بحث افکار عمومی بحث مهمی است.
در روایات ما، من میخواهم رویکرد ارجاع به روایات را بحث و مطرح بکنم و ناظر به مسائل روز و شرایط روزمان هم باشد. اهل بیت (ع) اعتنا میکنند به افکار عمومی. امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند که یک سری کارها را اگر انجام میدادم همه از پای منبرم پا میشدند میرفتند، «الا قلیل من شیعتی»، یک تعداد کمی از این شیعیان بدهکار که در هر صورت هستند، اینها میماندند. این دقیقاً همان افکار عمومی است، دقیقاً مهندسی افکار عمومی. افکار عمومی پذیرش ندارد. مسائل روزمان هم هست، بحثهای سیاسی روزمان و اینکه افکار عمومی کاملاً مهندسیپذیر است، مدیریتش میشود کرد.
و در فضای سیاسی با کسی که بتواند افکار عمومی را دست بگیرد، کنترل بکند، مدیریت... مقبول و معتمد افکار عمومی باشد، مورد اعتماد واقع... از خلأها و باگهای اطلاعاتی استفاده بکند. جاهایی که حوزههایی است که رسانههای رسمی نسبت بهش سکوت کردهاند، حرف نمیزنند.
الان مثلاً در مورد آیتالله شاهرودی امروز یک خبر منتشر میشود که ایشان از دنیا رفتهاند، خبر دیگر منتشر میشود که نه علائم حیاتی دارند. مسئول دفتر ایشان میگوید که ایشان در قید حیاتاند، برایشان دعا کنید. طبیب ایشان میگوید که ایشان به نظر ما حیاتی ندارد، امر وابسته به فرزندان ایشان است. خب، این الان خوراک برای رسانههای معاند است که بیایند از این فضا استفاده بکنند. بعد فضا، فضای شایعه میشود. حالا در مورد شایعه انشاءالله صحبت میکنیم. فضای شایعه.
بعد آن منبعی که بتواند اینجا پمپاژ بکند اطلاعات، اطلاعاتی که به ظاهر درست میآید. این خبر دارد، اینها، این حشر و نشر رشته این شاگردهای شاهرودی بوده، این با فلانی رفیق است، این رفیق پسرش است، این فلان جا با شاهرودی دیدیم. اینها یک اعتباری میدهد، حرف میزند و قشنگ میشود مهندسی کرد افکار عمومی را. آقا این را ترور کردهاند، ماجرا این است، اعضای بدنش را هدیه بدهند، نمیگذارند، فلان است و هزار و یک کار دیگر که الان میشود با افکار عمومی کرد. این را بهش میگویند مهندسی افکار عمومی.
ما یکی از مشکلات جدی ما در فضای حوزه و طلبگی همین مهندسی افکار عمومی است. یک خلأ جدی. واقعاً قوه قضاییه فرمودند که کارهای قوه قضاییه خوب بوده؛ ولی مشکل قوه قضاییه چی بوده؟ یادتان است؟ مشکل رسانهای بوده.
الان همین الان این اعدامهایی که دارد صورت میگیرد، شما بدانید یک دو سه تا دیگر از این سلطانها را اعدام بکنند، خود این اعدام میشود بحران؛ به خاطر اینکه عرصه در تغذیه افکار عمومی خالی است. فقط میگیرند اعدام. رسانهای و کار مهندسی افکار عمومی به شدت پایین است. اقناعمان به شدت... اصلاً نیاز خیلی وقتها نمیبینیم که قانع کنیم. خیلی وقتها نظرمان این است که طرف اگر حلالزاده باشد خودش میفهمد. توجیه نیست.
خادم یک آقایی بود از مراجع تقلید، به بزرگی. بعد میگفتش که این آقای ما خیلی کارش درست است، ایشان با امام زمان (عج) در ارتباط است. پرسیدند خدمت امام زمان (عج) در ارتباطید؟ گفتند چون آقا والا بلا من با امام زمان (عج) در ارتباط نیستم. خادم گفت: "در ارتباط نیستم؟" ازش پرسیدین؟ گفت: "آره." گفت: "خودش گفت؟" گفت: "آره." گفت: "از حرامزادگیش است." در ارتباط است!
خیلی وقتها این است، ما هیچ نیازی برای اقناع نمیبینیم. اعدام میکنیم. حال نداریم حرف بزنیم، حال نداریم توجیه کنیم، حال نداریم تبیین کنیم. اصلاً نیازی برای اثبات، برای استدلال. من اگر کاندیدا شدم نیازی نمیبینم برای مردم اثبات بکنم که باید به من رأی بدهند. مشکلات ماست. در قوه قضاییه مشکل داریم، در بین ائمه جمعه این مشکل را داریم. در حوزههای مختلفی که کار دستی طلاب است. اتفاقاً طلبهها کار بهتر و تمیزتر هم انجام میدهند؛ ولی به خاطر ضعف رسانهای، چیزی درست میکنند. دانلود افکار عمومی.
من یک شاخص و یک نمونه میخواهم بگویم. خیلی خوب. حالا در تاریخ اسلام مدل عمر و عاص را داریم که واقعاً یک مدل الگو و نمونه است در مهندسی افکار عمومی. یکی دو قرن اخیر هم یک آقایی را داریم، ادوارد برنیز. نمیدانم. یک آدم عجیب و غریبی ایشان. ایشان را پدر روابط عمومی میدانند. تطبیقی را مثال بحث افکار عمومی را با هم داشته.
خواهرزاده فروید، فروید معروفی که میشناسید، زیگموند فروید، ایشان خواهرزادهاش بود. فروید را معروف کرد. ایشان بود، آنی که افکار فروید را تبدیل کرد به مبانی فلسفی غرب، به مبانی روانشناسی غرب، ایشان بود. عجیب و غریبی قرن بیستم بوده. یکی از ۱۰۰ شخصیت برتر قرن بیستم.
من یک درخواستی از برادران و خواهران عزیزمان دارم. کتاب مستند «بازگشت به گمورا» را دیدهاید؟ این را چه کسانی دیدهاند؟ بازگشت به گمورا. بازگشت به گمورا در مورد انقلاب جنسی غرب و چی شد که این فضا حاکم شد بر رسانه در غرب که برمیگردد به فروید. مبانی...
عرض کنم که برادران مک فالر، شکار رسانهای و طراح رسانه و تئوریسینش ایشان است که چه کرد؟ چه بلایی سر غرب درآورد؟ برای اینکه محصولات به فروش برسد، قرصهای ضد بارداری و اینها مطرح کرد و بحث حجاب و پوشش و اینها کلاً تعطیل شد در غرب و پورن تبدیل شد به یک صنعت رسمی سینمایی و این فضای رسانهای حاکم الان مال برنیز است.
فضای سیاسی هم، مدل برنیز مدل رأی آوردن است. یعنی مثلاً ترامپ با مدل... حالا اگر دوست داشته باشید با همدیگر راحتتر صحبت بکنیم. دوست دارید یا ندارید؟ مثلاً آقای روحانی با مدل برنیز رأی آوردند. مدل جنگ روانی برنیز که حالا برخیاش را عرض میکنم، شگردهای پروپاگاندا که هفت تا نکته اصلی است که آن هم انشاءالله...
کدام کتاب مستند؟ مستند «بازگشت به گمورا». «گمورا». بله. بحث ما سیاسی نیست. بحث ما رسانهای است. حالا خود آقای احمدینژاد استفاده کرده و عرض کنم که این مدل، مدلی است که لزوماً همهاش باطل نیست. این را هم بگویم. بحثمان بحث سیاسی نیست. الان قرار نیست اینجا با همدیگر گفتوگوی سیاسی بکنیم. بحث رسانهای و کنشهای سیاسی که میشود در فضای رسانه انجام داد، اینها تز دارد، برنامه دارد، متد دارد. اینها را میخواهیم مطرح بکنیم، توضیح بدهم با مثال. به این جناح و آن جناح و این فرد و آن فرد هم کار نداریم. اصلاً اگر دیدم که خیلی علاقه چند نفر را میزند، اگر دیدم که فضا مشاهده... خیالتان راحت.
خدمت شما عرض کنم که دو تا مبنای جدی داشته در کارآورد رفتاری برنامهریزیاش. یکی این بوده که آقا، «توده به شدت احمق است». توده احمق و تحت تأثیر عواطف است. اینها را میشود با عواطف و هیجانات و احساسات مدیریت کرد. و یکی دیگر هم این است که «مردم با امیالشان ذهنشان کنترل میشود.» از کانال امیال میشود ذهن را کنترل کرد.
طبقه حاکم، یک بحثی دارد که باز آن هم مطرح... یک طبقه نخبگانی که این حکومت میکند در فضای رسانه روی ذهن مردم و افکار عمومی، دست اینهاست و لزومی هم ندارد که این طبقه با همدیگر شبکه باشند. نظر او این است. البته ما بعداً میگوییم در مدل دفاعی که داریم در کار مهندسی افکار عمومی نیاز به اینکه شبکه باشیم و تشکیلات لازم... شبکه باشیم، نیازی نیست که این مجموعه با آن مجموعه متصل باشد. این دارد مثلاً روی مصرف مردم کار میکند، دروازه سبک زندگی. آن دارد اخلاق جنسی را کار میکند. حالا این که در مصرف دارد کار میکند، در خوراک دارد کار میکند با آنی که اخلاق جنسی دارد کار میکند، لزومی نیست اینها با هم شبکه باشند. همینقدر که بلد باشند مردم را از طریق امیالشان کنترل کنند، مهندسی کنند، همین کف است.
نظریه دولت سایه مال اینجاست. حالا اینکه در فضای سیاسی میبینید که مثلاً فلان شخصیت سیاسی میآید «دولت سایه تشکیل دادیم» معروف در فضای سیاسی این است. یعنی مهم نیستش که کار دست کیست، مهم این است که گفتمان کی دارد میسازد؟ فکر دست کیست؟ تصمیمساز کیست؟ مردم تصمیمسازی میکنند، کی برای مسئولین تصمیمسازی میکند؟ خیلی وقتها اینها تعاملی انعکاس روی همدیگر دارد. یعنی برای مردم وقتی یک چیزی گفتمان شد، برای مسئولین هم گفتمان میشود. برای... میشناسد کجا چه موضوعی را روی کی باید طرح کرد که اثرش را روی آن طیف مقابل بگذارد.
و نکته بعدی این است که مردم باید بر اساس نیاز زندگی نکنند، بر اساس میل زندگی بکنند. آن شاه کلید اصلی تئوری برنیز در مهندسی افکار عمومی این است: «مردم بر اساس نیاز زندگی نکنند.» این را داشته باشید، خیلی مهم است. دیگر حالا فرصتش نیست تک تک وارد بحثش بشویم و تطبیق بدهیم. مردم را باید بر اساس میل بار آورد و باید نیاز کاذب و حس کاذب درست کرد.
چند تا مثال از خود کارهایی که برنیز کرده عرض میکنم. یکی از کارهایی که انجام داد بحث سیگار کشیدن زنان بود. چه کمپانیهای سیگاری باعث شد که اینها رشد نجومی پیدا کردند و اصلاً فضای سبک زندگی در غرب با این واقعه عوض شد. خب این چه کار کرد برای اینکه زنان بتوانند سیگار بکشند؟ گفتند که سیگار چسترفیلد این فروش نداشت. به این آقا گفتند، گفتند چه کار بکنیم سیگار بفروشد؟ زنها اگر بکشند مصرفش میرود بالا، فروش ما میرود بالا. در آمریکا این مال اوایل قرن ۲۰، ۱۹۳۰ آن حدودهاست. در آمریکا سیگار کشیدن زنان خیلی بد بود. اصلاً بروید نگاه بکنید قرن ۱۹ و قرن ۲۰، حجاب، پوشش زنان، سبک زندگی، تعاملشان با بچهها، در رسانه حضور زنان، حضور متفاوتی است. این آقا کلاً فضا را عوض کرد و برگردیم به این.
گفتند که چه کار بکنیم؟ گفتش که ببین چقدر قشنگ است این کار. چقدر «مشعل آزادی» را دیدید در آمریکا؟ مشعل آزادی در آمریکا نماد آزادی است دیگر. دست یک خانم هم هست. درست است؟ این آقا گفتش که من سیگار را برای دخترها و زنهای آمریکایی تبدیل میکنم به مشعل آزادی. اینکه دستش است، میخواهد بکشد، حسش حس همان مجسمه است. تمیز و قشنگ است.
بعد این نفر اول که کشید، این میشود نماد آزادیخواهی. برند این قشری که میخواهد زن را از زیر یوغ سکسیسم حاکم بر آمریکا، به قول خودشان جنسیتگرایی حاکم بر آمریکا در بیاورد. الان جنسیتگرایی، سیگار بکشند. برای چی؟ فقط تو حق داری که این لذت را ببری؟ چرا من آزاد نیستم؟ چرا من در رسانه اگر سیگار کشیدم سانسور میکنی؟ آن حس آزادیخواهی را فعال میکند. همان حس است دیگر.
الان بنبست است، یک سد است. افکار عمومی نمیپذیرد. بهش بگویی آقا دخترت بیاید سیگار بکشد، قبول نمیکند. یک زن در خیابان سیگار بکشد، قبول نمیکند. فضای خود ما هم قلیان تقریباً یک همچین حالتهایی هست. البته این هم به مرور خیلی چیزی از آن نمانده است. مثلاً قلیان کشیدن یک زن خیلی جالب نیست. برخی از این حرکات و رفتارهایی که در فضای فرهنگ ما، نه فقط فضای حزباللهیگری، فضای جامعه، خیلی از زنها مثلاً بعضی رفتارها پذیرفتهشده و مقبول و موجه نیست. حس آزادیخواهی، حس متفاوت بودن، حصارشکن یا واشکن؟ تابوشکنی. یک چیزی تابو است، خلاف جهت رفتار کردن. اقلیت بودن جذاب است دیگر. متفاوت بودن.
میخواهم جایزه بدهند، پتو برداشته چهار تا برش زده کرده لباس، جذاب است دیگر. یا مثلاً شلوار عمهاش را برداشته پایش کرده، جذاب است. متفاوت. جشنواره فجر و اینها، سلبریتیها میآیند با چهرههای متفاوت. متفاوت بودن جذاب است، نظر همه جلب میشود، همه نگاه میکنند. این خودش یک ویژگی فطری است. شما برای اینکه یک چیزی را برای افکار عمومی جا بیندازی، میتوانی دست تفاوتخواهی او را، آن حس آزادیخواهی او را تبدیل به مشعل آزادی بکنی.
یک برنامه تلویزیونی ترتیب داد. چند تا دختر جوان و خوشتیپ برداشتند آوردند جشنواره عید پاک در نیویورک، سال ۱۹۱۹. قبل از آن کارهای دیگرش بوده. ۱۹۱۹ بود. گفت همزمان اینها سیگار را با همدیگر روشن کنند. بعد گفتش که در روزنامهها همه تیتر بزنند این لحظهای که همه با هم دارند روشن میکنند، بگویند مشعل آزادی روشن شد.
تکنیکهای پروپاگاندا را میگویم، این کدام تکنیک است؟ جذابیتش به چیست؟ مشعل آزادی برای مردم یک چیز مقدس و محبوبی است، جذاب است. شما میتوانی شباهتسازی بکنی. شباهتسازی بین این کار که ارتکاز عمومی مردم پس میزند با یک کاری که برای همه جذاب است. این میشود مثل آن وقت همه با افتخار میآیند انجام میدهند. رقابت میشود سر اینکه سیگار بکشند و سیگار بخرند.
با این کارش باعث شد که میلیونها زن... فعالیتهایش بود. گفته بود که در جنگ جهانی اول گفته بود که مهندسی کردن رضایت مردم، مهندسی رضایت مردم و کنترل افکار عمومی، هدایت آن به شکل نامحسوس به مسیری که مطلوب ماست. رضایتمندی و برندسازی مطلوب است. یعنی شما یک امر مطلوب مردم را میگیری، چیزی که برای مردم جذاب است و هی معادلسازی برایش میکنی، هی شباهتسازی میکنی، قدم به قدم پیش میبریم.
حالا مثالهای قرآنی دارد، مثالهای روایی دارد. تک تک انشاءالله. وحی. زن سرخپوشی که تولید برای تبلیغ سیگار لاکی استرایک در ۱۹۳۶ نماد شد. یک شاخصی شد در تاریخ آمریکا و نماد آزادیخواهی زنان فمینیست. از این عکس و رمان، نماد خودشان یاد میکنند. خیلی جالب است عکس این خانم.
سیگار... مدلی که او استفاده کرد، در جنگ جهانی استفاده شد. یوزف گوبلز، درب داغونی از این ایده استفاده کرد برای اینکه این وزیر تبلیغات هیتلر بود. از ایده او استفاده کرد برای اینکه مردم را بیاورد به سمت هیتلر در برابر یهود که او هم در این مدل موفق بود و مدل او هم همین مدل ترس مردم از رقیب است که حالا هم در انتخابات اخیر آمریکا بود، هم در انتخابات خودمان بود و هم در این دو قرن اخیر به کرات استفاده شده که آقا ما بدیم، ما خطرناکیم ولی رقیب بدتر است. دلار شده ۲۰ تومن، او میآمد میشد ۵۰. ترساندن مردم از یک شرایط بدتر. ما نباشیم بدتر میشود.
کنترل ترس. پس یک طرف کنترل مهندسی رضایت مردم است، یک طرف چیست؟ مهندسی ترس مردم. مردم را از چی بترسانی؟ حالا آنور هم یک سری برند داریم که مردم ازش میترسند. اول باید برندسازی بکنی. شخصیتها را، شخصیت تاریخی درست بکنی، یک سری موقعیتهای جغرافیایی را برند بکنیم. میگوید آقا اگر فلانی رأی نیاورد ما میشویم ونزوئلا. فلانی مثل ترامپ است. اگر این رأی بیاورد، این یکی شبیه فلانی است. دیدید دیگر توی انتخابات ریاست جمهوری شما؟ اعضای کابینت، اعضای کابینت فلانی است، دولت فلانی. انشاءالله توضیح میدهم.
خب یکی دیگر از کارهایی که برنیز انجام داد این بود برای اینکه شرکتهای آمریکایی بتوانند محصولاتشان را بفروشند، مازاد تولیدشان روی دستشان میماند. مردم به اندازه نیاز خرید میکنند دیگر. بیشتر از آن خرید نمیکنند. این آمد به پل برادرز گفتش که این جمله را داشته باشید، خیلی جمله قشنگی است. جمله قشنگی است. یعنی برای کاربرد، برای اینکه یاد بگیریم انجام بدهیم. ما باید آمریکا را از فرهنگ نیازها به فرهنگ تمایلات تغییر جهت بدهیم.
الان مردم گوشی بر اساس نیاز، تمایل. مهندسی افکار عمومی ضعیف، مورد هجمه واقع شدیم، آسیب دیدیم. کسی نمیرود بگوید من نیازم با این گوشی برطرف میشود، مشکلم با این حل میشود. درست است؟ بعد نوت ۱۰ وقتی به فروش میرسد صف میبندند در تهران. یک چیز دیگری باعث جذابیت شده است. الان دیگر کارکرد موبایل برای این جوان، تماس بگیرد یا ۱۰ تا اپلیکیشن نصب بکند، کارکردش این است که از رفیقش جا نماند.
مهندسی افکار عمومی، فرهنگ این شکلی شکل میگیرد. از یک مجموعه جا نمانی، از جامعه عقب نیفتی، جامعه با دید حقارت بهت نگاه میکند. تراز تشخیص باکلاس بودن میشود داشتن گوشی خوب، ماشین خوب، کتابهای فلانی، تئاتر فلانی، موسیقی فلانی. اگر فلان موسیقی را گوش بدهی، به قول این جوانها خز و خیل. اگر فلان تئاتر میروی، فلان کتاب را میخوانی، چه کتابهایی میخوانی؟ کتابهای شهدا. در این فضا تقبیح میشود.
آن ارتکاز جامعه، تعبیر ارتکاز را تعبیر فلسفی که برایش به کار میبرند، هم مرحوم علامه طباطبایی و هم مرحوم شهید مطهری که خیلی تعبیر فوقالعادهای است. این تعبیر، تعبیر خیلی دقیق و بسیار تعبیر حکمتآمیزی است: تعبیر «روح الاجماع». در آثار فلسفی شهید مطهری و آثار فلسفی علامه این تعبیر را میبینید. دانشگاه فردوسی به ۱۰ جلسه، شاید هم بیشتر، در مورد «روح الاجماع» بحث میکند.
مارکسی یک تعریفی دارند، اگزیستانسیالیست چه تعریفی دارد، حکمت صدرایی یک تعریفی دارد و در فضای فلسفی تعبیر «روح الاجماع» یکی از تعابیر بسیار فوقالعاده است و در قرآن رد پای این دیده میشود. «روح الاجماع»، «روح البیت»، «روح البلد» دیده میشود.
الان این فضای جمعی ما یک روحی دارد. اگر من اینجا اسم فلان عالم را بیاورم، از آوردن این اسم خجالت نمیکشم. اگر مثلاً بگویم برای سلامتی آقای شاهرودی دعا بکنید، مثلاً در فضای شما خجالت نمیکشم. بله، چون یک روحی حاکم است بر این فضا. یک ارتکازی حاکم است، همان افکار عمومی که میگوییم که من احساس میکنم آن افکار عمومی در این جلسه با من ضدیتی ندارد، من را میپذیرد.
با این افکار، مدرسه دبیرستان فلان جای شمال شهر مشهد یا تهران، مثلاً در سعادتآباد تهران، فلان دبیرستان غیرانتفاعی نمیتوانم بروم بگویم برای سلامتی آیتالله شاهرودی، آیتالله مکارم درس فلانی... فاتحه میگیرد، مال او بدتر میشود. فاتحه. خلاصه اقتضایی. من الان اگر گوشی ایرانی نباشم شما من را تخطئه میکنید. دبیرستان گوشی چیست؟ جی ال ایکس. با کمال افتخار جی ال ایکس.
افکار عمومی اشتباه شکل میگیرد. مبنای شکل گرفتن «روح الاجماع»، وحدت قلوب، وحدت اهداف، وحدت آمال. آن وقت شما یک سری آدم اینجا در مشهد داری، در حرم امام رضا (ع) که دلش پیوند خورده است با آنورها. یک رفیقی داریم مداح، نیویورکی. اسمش را گذاشتهاند آقای مهندس دردشتیان. چند وقت پیش منزل ما بود. گفتش که امسال محرم دسته راه انداختیم، بردیم پشت کاخ سفید. نخوانده بودم بیت آخرش در مورد کاخ سفید است. ما یک روز سفید حسینیه میکنیم! حالا یکی هم آنجا رفته پشت در کاخ سفید. کاخ سفید بشود. این مختصات اینکه کی شهروند کجاست، مختصات جغرافیایی نیست.
اتحاد قلوب، تشابهت قلوبهم. قلوب متشابه میشود، قلوب متشاکس میشود. قلوب همدیگر الفت پیدا میکند: «ولکن الله الف بین قلوبکم». الفت بین قلوب. اهداف یکی میشود، ارتکازات یکی میشود، تمایلات یکی میشود.
خب حالا مهندسی افکار عمومی چه کار میکند؟ تمایل مردم را میآورد در سطح حیوان، غریزه. اصل دعوا اینجا شکل میگیرد بین غریزه و فطرت. فطرت را بیدار کند. مدل ذکر، مدل شیطانیش چیست؟ مدل غفلت: «فنساهم الشیطان، استحوذ علیهم الشیطان فنساهم ذکر». انساء ذکر. یادش برود از ملکوت و منصرف بشود در سطح حیوانی شد، در سطح غریزه شد، میشود آدم. ما بعد تمایلاتش را میشود مدیریت کرد. چقدر. آنهایی که موافقین صلوات بفرستند. «اللهم صل علی محمد و آل محمد».
بریم سراغ پروپاگاندا. یکی از شگردهای مهندسی افکار عمومی پروپاگانداست. یک کتاب خوبی نوشته شده. این کتاب قدیمی است، مال همان اواسط قرن ۲۰. کتاب «هنر ظریف تبلیغات». The Fine Art of Propaganda. هنر ظریف تبلیغات اثر آلفرد مک کلانگلی و الیزابت بریانتلی. دو نفر با هم نوشتهاند. اسمش را بگویم. چی بگویم؟ هنر ظریف تبلیغات. آلفرد مک کلانگلی، الیزابت بریانتلی. میآید یک چیزهایی... هفت تا شیوه داریم در پروپاگاندا. این هفت تا مدل خیلی اصولی و حسابی است. الان هم چیز خاصی بهش اضافه نشده. بعضیهایش را یک کمی توضیحات بیشتر دادهاند. یعنی با اینکه این همه سال گذشته ولی خیلی دستنخورده این هفت تا اصل. هفت تا اصل حسابی.
اولین مدل این برای تبلیغات است دیگر. در فضای رسانه شما اگر میخواهید جنسات فروش برود، اگر فالوور پیدا بکند، کانالت ممبر پیدا بکند، منبرت شلوغ بشود، تأمین رسانه است دیگر. میخواهی در انتخابات رأی بیاوری، یک حرفی را میخواهی اثبات بکنی، یک کسی را میخواهی از چشم بیندازی. این هفت تا مدل استفاده میشود. مهندسی افکار عمومی اصلش این هفت تا.
اولی ۱- شیوه اسمگذاری. اسمگذاری یا برچسبزنی. به یک فکر و عقیده برچسب میزنیم. این مدل هم لزوماً شیطانی نیستها. «کمثل الحمار، انعام». اینها اسمگذاری خاصاند. بله، بله، بله. «حمالة الحطب فی جیدها حبل من مسد». مثل شخصیتهای مختلف اسم میگذارد. قرآن برچسب میزند. عبدالله بن ابی، قرآن بهش برچسب میزند. در مورد بسیاری از دشمنان اهل بیت (ع) برچسب نمادسازی میکند. جای خوب استفاده بشود، میتواند جای بد استفاده بشود.
مدل خیلی ضعیف. مثلاً امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه... حالا من فکتهایش را دارم دیگر. فرصت هم نمیشود تک تک بخواهم بخوانم، وقتمان کم است. انصافاً به امیرالمؤمنین (ع) میگویند که آقا این طلحه و زبیر دارند اقدام میکنند. خبر دارید دیگر. اینها آمدند گفتند ما داریم میرویم عمره. حضرت فرمودند که «والله لا العمره و لکن تریدان البصره». خود این ضربآهنگ، ضربآهنگ رسانهای، توئیتری است. در مورد این یک بحثی داشتیم با رفقا. توئیتری است کلامش، ادبیاتش. اینها رفتند عمره و با همسر پیغمبر (ص) زد و بند کردند که خود این بستن با همسر پیغمبر (ص) یکی از شگردهای پروپاگاندایی است که عرض میکنم.
شیوه انتقال. بعد پا شدند آمدند بصره. به اسم اینکه ما نمیخواهیم بجنگیم. شروع کردند آرایش نظامی گرفتن و آدم جمع کردن برای جنگ با امیرالمؤمنین (ع). حضرت از مدینه راه افتادند آمدند نزدیکی بصره. همین صفین. سپاه آوردند، تجهیزات آوردند. اینها میگفتند آقا چرا بدبینی داری؟ اینها که نمیخواهند بجنگند. حضرت فرمودند: «والله انی لا اکون کذب کفتار». فرمود: «والله من مثل کفتار نیستم.» شیوه اسمگذاری و برچسبزنی «کفتار سیاسی».
شگرد رسانهای این است. مهندسی. بلد باشی رقیبت را تعریف بکنی. اینها ۴%اند، ۹۶%اند. وکیل و قاضی. اینها دیوار میکشند. اینها بودند اعدام کردند. اینها بودند فلان کردند. از همه جناحها گفتند دیگر. دیگر باز ازم نپرسید که کی انگلیسی است.
کفتار چیست؟ کفتار توی آشیانهاش، جغد چهره، مال سوسمار... زبو توی لانهاش دراز میکشد. صیاد وقتی میخواهد بیاید صیدش بکند، شکارچی آمده. خودش از این تعبیر قشنگتر نمیشود به کار برد. قشنگ. در بحث مهندسی افکار عمومی هم کاربرد دارد. کف این صیاد دست میاندازد کفتار را در خانه خودش شکار خوابیده. «والله انی لا اکون کذبو». یعنی اگر کسی در برابر تحرک دشمن بیدار نبود، فعالیت نداشت. دشمن دارد آرایش نظامی در فضای اقتصادی، دارد قدم به قدم پلنبندی کرده جلو میرود، تحریم میکند. انشاءالله گربه است. کفتار. در جامعه کفتار، به این بگو کفتار سیاسی. یا «علمای درباری». چقدر تعبیر قشنگی بود امام (ره) به کار بردند. «شیعه انگلیسی» حضرت آقا به کار برده. اینها برچسبزنی است. «شیطان بزرگ»، «اسلام آمریکایی». اینها همه جعل عنوان است، اسم است. پروپاگاندا خیلی بد در رفته.
روشهای پروپاگاندایی شیوه اسمگذاری یا برچسبزنی. در این روش از زبان یا کلمات موهن که دلالت ضمنی منفی دارند برای توصیف دشمن استفاده میشود. البته بعضیها برای دشمن بیرونی استفاده میکنند، بعضیها خیلی حال ندارند به بیرون، به داخلی میگویند شماها یک مشت بزدل، ترسو، عصر حجری و اینها. برای آنها نه. آنها را با عزت و احترام.
دشمن واقعی این تبلیغات سعی دارد با برچسب زدن به هدف مورد نظر که عموم ازش متنفر است، تعصب مردم این شکلی تحریک میکند. الان مردم ما از صدام بدشان میآید، از داعش بدشان میآید. شما میگویی فلانی داعشی است. این رفتار، رفتار داعشی است. هر دو جناح رقیبشان را داعشی میدانند. برند. مردم از آن متنفرند. از آن برند، از تنفر در آن برند استفاده بکنی.
رقیب یکی از محبوبهای مصدق. میآیند میگویند ما اخلاف مصدقیم. افکار عمومی ضعیف. مصدق را برای مردم تعریف کنیم که مصدق کی بود؟ چه جنایاتی به بار آورد؟ تهران یک مدت که این بحث مطرح میشود. بعد یک خیابان هم به اسم مصدق میشود. آرام آرام قدم بر. خود این اسمگذاری در خیابان یک مدل است. یعنی این شخصیت عدل کاری که اسمگذاری در خیابان میکند این است برای مردم ایجاد اهمیت کنی. اصطلاحاً میگویند که نباید به مردم بگویی به چی چه جور فکر کنند، نباید به مردم بگویی چطور فکر کنند. باید به مردم بگویی به چی فکر کنند.
رسانه اصلاً وقتی یک موضوع را طرح میکند یعنی موضوع مهم است که من طرحش میکنم. اخبار ورزشی نگاه میکنی در اخبار ورزشی میگوید که نتیجه بازی شالکه و لورکوزن ۳-۰ به نفع شالکه شد. ولی نتیجهاش چیست؟ نتیجهاش این است که من به خودم میگویم تو شالکه را میشناسی؟ لورکوزن را میشناسی؟ ببین یک عدهای هستند که این دو تا را میشناسند، تو جز آنها نیستی. یک عده هستند که برایشان مهم است که بازی اینها چند چند شده است. تلویزیون یعنی اینقدر تعدادشان زیاد بوده که تلویزیون مجبور شده به خاطر این افراد زیاد افتادگی میکنی. همان تمایل نیاز نیست. حالا شما نیاز داری به اینکه بدانی بازی، ولی تمایل پیدا میکنی.
محمل گفتمانساز ورزش یکی از مهمترین رسانههاست. یک بازیکن، یک ورزشکار یک شعاری را میگوید، یک کلمهای را میگوید. علیرضا فغانی میرود سوت تا نیمه نهایی جام جهانی میزند، میشود شخصیت ملی. برمیگردد در فرودگاه، کارخانه بوس میکند و همین بسته برای اینکه این رفتار قفلشکنی بشود. یک آدم محبوب، موجه، موفق این کار را انجام داده. شما آدمهای متحجر نمیگذارید من این کار را بکنم. ببین موفق است. آن هم که ذهنش ذهنیت مهندسی نیستش که بتواند ذهنیت اتفاقی.
در منطقه میگوییم بعضی چیزها همراهی و موافقت اتفاقی دارد. توافقی. توافق علی باز کردن در و بلند شدن صدای الاغ بلند میشود. این در فضای مردم این شکلی است دیگر. بین مار این آخوندها با این حرفها اینجوری نگه داشتند. بدبخت شدیم. حوزه ارتباطمان را مسدود کردند. ارتباط بگیریم. مسئولیتها را نداشت. وسیع بوده. مربی با آن داور. شاخصسازی، برندسازی، شاخصسازی، مهندسی افکار عمومی.
افکار عمومی یک بخش برجستهای که روش خیلی اثر دارد، سلبریتیها. پیغمبران آخرالزمان، سلبریتیاند. اصلاً دیگر الان دورهای نیستش که آدمهای سیاسی بیایند حرف بزنند. سلبریتیها حرف میزنند. یک فوتبالیست موفق باشد، یک شهاب حسینی برود اسکار بگیرد، یک مربی سطح بالا برود، حالا آسیایی، جهانی. هنرمند، ورزشکار، خواننده. دیگر مواضع او حل است. یعنی حجاب به نسبت پذیرش موضع او برداشته میشود.
آخوند و طلبه گارد در جامعه. یک طیف. یک طیفی هم نه. صحبت میکنم که ما یکی از نقاط ضعفمان این است که با همانهایی که گارد با ما ندارند و پذیرش نمیتوانیم، اینها نتوانستیم بگیریم. شهاب حسینی که دیگر گارد نیست. بله. به نسبت محسن تنابنده که دیگر گارد نیست. بعد محسن تنابنده هم نه، محسن تنابندهای که در خانه است، محسن تنابندهای که در بازار است، محسن تنابندهای که مثلاً کانادا میرود. برای مردمی که این را فالو کردهاند، برای مردمی که دوستش دارند، محسن کیست؟ نقی. وقتی میخواهد موضع را بشنود، اول آن خاطرات جذاب و زیبای نقی و پایتخت میآید در ذهنش. با آن بکگراند و پلتفرم دریافت میکند پیام را. از من و شما چی؟ اعدامهای سال ۶۷، فلان آخوند هرزه و فلان کسی که نمیدانم ۸۰۰ تا صیغهای داشت و اینها. اول میآید در ذهن آن جوان دانشجو و دبیرستانی. بعد تازه میخواهد باب ارتباط باز بشود. با این پلتفرم بکگراند یک آخوند میشود نماد مثلاً عقد موقت. شما استاد منحرف کردن. این برندسازی است. توجههایی که ما نداریم.
جسارت ندارم ولی ماها خیلی وقتها با هم توجیه. آقا اینکه حلال است، اینکه اشکال ندارد. علی بن یقطین به موسی بن جعفر (ع) تردید دارد. نامه داد. گفت آقا من عقد تو، نفوذی مایی در دربار هارون الرشید. اعتبار تو، جایگاه تو در فضای رسانهای و فضای افکار عمومی چقدر اهمیت میدادند. در خیابان امام صادق (ع) یکی را دیدند ماهی دستش بود. حالا مدینه هم گرم است دیگر. دریا و اینها هم که خیلی مصروف نبوده. از جای یخ میگذاشتند میآوردند سر ظهر تا طرف میخریده یخ آب شده بود. تا خانه ببرد دیگر. این قشنگ حرارت بهش خورده بود و بویش بلند میشد. امام صادق (ع) گفتند که با این ماهی چه وضعش است؟ گفتم زینت ما باشی. یعنی در فضای افکار عمومی بتوانید برچسب مثبت برای ما بسازید، نه برچسب منفی. پاس گل منفی. نماز آخوندها نماد حوزه.
کشور مستقل کنیم. این تیم شبکهای رسانهای قدر اینستاگرام عکس میسازد. آخوند دارد هوا را برمیدارد خارج میشود. در توئیتر محتوای خودش را میسازد. در تلگرام فیلم خودش را میسازد. من فکر نمیکردم یک کلمه ما اینقدر ماجرا بشود. من منظورم این نبود. اینها همان فهم فضایی است که شما وقتی پیام را تولید میکنی، مخاطب چی میفهمد؟ مخاطب بکگراندی که دارد چی میگیرد؟ تو یک چیز دیگر میخواهی بگویی، یک چیز دیگر میگیرد. ظرفیت دیپلماسی داریم که میتوانی مثل واتیکان یک کشور... مخاطب میگوید این همینقدر که خورده سیرش نکرده، بیشتر میخواهد.
پیام چی منتقل میشود؟ در واقعه آنی که مهم است نحوه تبیین واقعه است. حتماً منتظر دومیاش را بنویسید. آن هم هی حاشیه میرومها. یکی کنم دیگر. میخواستم مرحله مرحله بروم جلو. مباحث دیگر از تو هم دارم میآورم. ببخشید اگر جای دیگر میروم، یادم نرود. نحوه تبیین واقعه. این را داشته باشید. بعد توضیح میدهم.
۱- شیوه اسمگذاری. ۲- تلطیف و تنویر. بعضیها بهش «اصول پر تشعشع» هم میگویند. تلطیف و تنویر یا اصول پر تشعشع. به قول بلاغیون، تنفر دارد، تنفر انتقال تصدیق. شیوه مردم ساده. ساده، ساده، ساده. ۶- مغالطه تحریف در علم معناشناسی. همرنگی با جماعت.
یک دور از اول سریع بگویم: اسمگذاری، تلطیف و تنویر یا اصول پرتشعشع، انتقال تصدیق، شیوه مردم ساده، مغالطه همرنگی با جماعت. من فکر کنم در این یک ساعت بیش از این نمیرسم. خیلی حرفهایمان تازه اینها یکدهم مطالبی است که مطرح میشد. در هر واقعهای مهم مدل پردازش شما و مدل تبیین شماست، نه اصل واقعه.
اول بحث چی گفتم؟ گفتم این اعدامهای ما دو سه تا دیگر پیش برود تبدیل میشود به یک بحران. چرا؟ برای اینکه ما در عرصه تبیین خلأ داریم. بعد عرصه تبیین میافتد دست دشمن. امروز دیدم که در اخبار در راه که میآمدم رادیو، آقای آملی لاریجانی فرمودند که این اعدامهایی که ما میکنیم، نیاید بگویند که اینها جناحی است. پاس خوشگلتر دیگر. سانتو بکشند دیگر. فقط تعریف کارهایی، مهارت شماست که نگذارید آن برچسبسازی صورت بگیرد. اگر اعدام کردی باز بشوی یک خلخالی. ما در آن برندسازی کلاً مشکل داریم. الان بگویند خلخالی، ماها پشتش را خالی میکنیم.
یک اشکالی که در انتخابات اخیر بود چی بود؟ یکی از رکب خوردنهای حزباللهیها. طرف مقابل علم اعدام سال ۶۷ را دست گرفت. این طرف چی گفتند در جواب؟ ما نبودیم. ما نبودیم. کی بود؟ موسوی خوئینیها. بهترین حمله دفاع ضعیف است. این نوع دفاع از این بهتر نمیشد. پاس گل داد. برای اینکه اثر رسانهای چیست؟ خیلی چیز افتضاح و گندی است. مردم دیگر نمیروند دنبال مقصر بگردند. رأی جمع کرد. با سلامت، با قدرت. افتخار میکنیم این کار را کردیم. اعدام کردیم. جان. شام میخوردیم.
رسانه مهم است. فضای رسانه، فضای عمومی، افکار عمومی مردم چی میفهمند؟ خب وقتی این را قبول کردی که اعدام میگوید اعدام، پذیرفتی. الان دیوار میکشی، دیوار هم به تو میخورد. ارتشهایی که سرپیچی کردند در نماز جمعه، اعدام بکنند. حالا یک همچین چیزی از ما داشتیم. بعد فکر کردم روز آخر منتشر کنیم، میگیرد. آخر رفت فیلم از اعدام ایشان هم منتشر کنی. این شد آیتالله قتل عام. فلانی نماد چیست؟ شاهرودی. این اتفاق افتاده، جوک ساختهاند. حالا نمیدانم گفتنش خوب است بد است چیست. شما که فضایتان من این همه شبهه انداختم نگرفتید، این را هم نگیرد دیگر.
شبهه را میگوید الان آقای جنتی فضا را میگیرد. چقدر جذاب است. هم میخندیم، هم اثر دارد، همان برند تقویت میکند. الان آقای جنتی که شارژ از دنیا رفته، چهارپایه را میگذارد میرود. یک زونکن دارد هزار صفحه است. شاهرودی. بعد شما آن برند را بلدی با یک ادبیات متفاوت. حالا صد تکثیر، خود تکثیر. فرصت بشود. خیلی لطف بکنم، خدا حفظشان بکند. کثر الله. حرفهای رهبری که در طول این هفته گفته شده است را آخر هفته در تریبونها اعلام میکنند، تکرار میکنند و تبیین کرد.
بعد برای هر فضایی باید ادبیات تو در فضای معلمها باید یک جور بگویی، در استاد دانشگاه باید یک جور بگویی، حوزه خواهران یک جور، حوزه برادران یک جور، کاسبها یک جور، نظامیها یک جور. اقتصاد مقاومتی. رهبری ما چقدر تعطیلیم واقعاً. رهبری میآیند میگویند آقا اگر تعصب شکل بگیرد، مسئله اقتصاد مقاومتی حل میشود. مردم را میآورند به کالای داخلی فعال میشود. کالای خارجی را میخری به خاطر اینکه جنسش خوب است. مثل اینکه تو بازی ایران و تیم حریف بازیش بهتر است. داشته باشی. با هزار ادبیات و هزار فرم. تشکیلات میخواهد. اینهاست که حوزه میخواهد، حوزه همچین کارهایی بکند.
قدیمها نمیدانم، نکته است. طایفه طایفه، یک طایفهای باشند برگردند به قومشان، انذار کنند تا حضر صرف انتقال پیام نباشد، تأثیرگذاری پیام را رصد بکنند. چقدر میزنم؟ بزرگ شدن. بهتر از این نمیشود. مهندسی افکار عمومی. تا اینجا که به حضر برسد، جهنم بترسد. این بیشتر تشویق به گناه شد. میخواستم به رحمت خدا ترغیب بکنم. مثل بعضی از این حضرات اینستاگرامی ما، از این آخوندهای اینفلوئنسر ما با همین حرفها مشتری جمع میکند. جمع سلبریتیها و بازیگرها و اینها دورهمی از این حرفها. خدایی که به خاطر یک تار مو جهنم ببرد داعشی و از این حرفها. شاید واقعاً غرضی نداشته باشد بنده خدا. احتمالاً شاید غرضش خیر است و میخواهد واقعاً مردم را به رحمت امیدوار کند؛ ولی اثرش چیست؟ از وقتی که پسرم پای منبر فلانی میرود، دیگر نماز را گذاشته کنار. این هم از آثار.
ممبر اباحهگری شکل نمیگیرد. تو دوست داری تشویق به رحمت بکنی، یک چیز دیگری دارد شکل میگیرد. اینها همه تو این مکانیسم و تعریف بشود. پس در هر واقعهای آنی که مهم است نحوه تبیین شماست. الان قوه قضاییه قبل هر اعدامی باید یک فضای عمومی ایجاد بکند. درویش را میخواهد اعدام بکند، پرویز پرستویی و ایکس و ایگرگ میآیند به حمایت از آن درویش پیام میفرستند. پریشب اعدامش کردند. لحظه اعدام رفته. یعنی واقعاً دیگر به جمع رفقا در دانشگاه فردوسی سر کلاس میگفتم که یکی از معجزات اسلام این است که با حضور ما و حضور همچین دشمنانی تا حالا میخواهد بگوید که این را گرفتیم اعدام کردیم. رفته لحظه آخر. بعد آن فضای استرسی که این بابا دارد و آن رفتار تنشآمیز که این مخاطره دارد به مخاطب منتقل میکند. مخاطب نگران این بابا و زن و سوار ماشین میشود با آن حالتی که دارند میبرند. یک فضای جبارانه و دیکتاتورمنشانه و هیچ بدبخت نمیشد یک مهلت دیگر بهش بدهند. آخه چه کار کرده این جوان؟ این زن ملت اعدام کنی. تو نه اینکه اعدام سوم دیگر جوکش در میآید. سلطان سلطان صدا نزن. چند وقت سلطانکشی باب شده.
آنی که مهمتر از واقعه است خوانش واقعه است. اقناع من چیست؟ استدلال من چیست؟ پردازش من چیست؟ کجاها را میخواهم ضریب بدهم؟ به کجا نمیخواهم ضریب بدهم؟ کجا را میخواهم سانسور کنم؟ مهندسی. بلکه هزار مرتبه مردم توی خانه امنیت نداشته باشند یعنی با یک لرزه سقفش بریزد خطرناکتر است یا امنیت روانی؟
قرآن در مورد مرجفون حکمش چیست؟ بلکه بالاتر: «قتّلوا تقتّیلاً». یکی از مشکلات، مشکلات فقهی ما این وسط روزه هم بخوانیم. یکی از مشکلات فقه این است که در کتابهای فقهی کتاب ارجاف نداریم. در نوع خودش. کتاب ارجاف. مرجفون. رجفه به معنای... آقایان علما، علمای اعلام، در درس محضر شما. لرزش. ارجاف چیست؟ لرزاندن. اراجیف که میگویند اراجیف میگوید. قرآن گفته حکم مرجفین چیست؟ اعدام. نه، اعدام معمولی. آمدنیوز مصداق مرجفین. میخواهم بگویم که اینی که اینقدر پیامی که اینقدر قرآن بهش ضریب میدهد. امنیت این کجا؟ امنیت آن کجا؟ هیچ مهندسی روی پیام نداریم. چیش را بگویم؟ چیش را نگویم؟ اگر این را بگویم بعد چی میگویند؟ جواب بدهم. این حس احساس وظیفه ها خیلی وقتها کشکی است.
یکی از رفقا گفتش که حاج آقا تو دانشگاه چرا تذکر نمیدهی به دخترهای بدحجاب؟ گفتم من مصممم که به دخترهای بد تذکر ندهم. برقی پلن چیدن میخواهد. من بروم تذکر بدهم، یکی اینور آنور بیاید دعوا، داد. فیلمبرداری. منتشر. گفتم من از تو حمایت میکنم. تو برو تذکر بده. وظیفه تو در یک فضایی که برایت طرح دارد، برنامه دارد. اعدام فتنه. یادتان است؟ آقا فرمودند که ۱۹ دی ۸۸ به مردم قم فرمودند هی به من نامه میدهند که چرا با اینها برخورد نمیکنید؟ بعد دشمن یک طرحی چیده که تو یک مهرهای را جابجا بکنی، او یک برنامه دیگر داشته باشد. باید متوقف کند. اینها اعدام بشوند بعد بنشینند شخصیتهای سمبلیک مقاومت و اپوزیسیون با نظام و بعد قبر اینها بشود پاتوق و هزار تا برنامه چیده بودند.
آقای نابود بشوند. کتابهایی بود که برای اینها چاپ شده و یادوارهها، سالگرد. قبلش چی؟ که چی؟ برای کی؟ کجا؟ چه پیامی را؟ چه وقت؟ برای چه کسی؟ چطور میخواهم القا بکنم؟ سؤالهای اصلی در رسانه. قبلی که برای شما داشتند یا نه؟ میخواهی چه اتفاقی توش بیفتد؟ برای چی؟ راه برو. حرفهای آتشین. میخواهم راهم بروم. دیگر چی میشود؟ حمله حالت نشستهامان را. سید داون کمدی. استندآپ کمدی که نه. کمدی از ما قبول بکنیم. اگر بله. با دست بالا. آنهایی که موافق. آنهایی که مخالف. آنتراک. ممتنع. چیزی یاد داری علی؟ خیلی نکته در این فضا گفتم. برنامه بلکه کمتر.
من میخواستم بگویم هفته. فقط مثال را بگویم. استراحت دوستان. قول میدهم. امام حسین (ع) شوخی دیگر. این آقایان علما این بحثها به درد فاطمیه، محرمتان هم میخورد. با اینها منبر میشود رفت. بعداً هر چند پاکت گرفتی نصف نصف. الان این بحث بحث خیلی خوبی است. در مدل تبلیغاتی حضرت زهرا سلامالله علیها، مدل امام حسین (ع). همین شیوه اسمگذاری. حضرت زهرا (س) چه کارهایی کرده. خودروهای امیرالمؤمنین (ع)، نهجالبلاغه این شکلی بخوانیم. خطبه سیدالشهدا (ع) این شکلی بخوانیم.
امام حسین (ع) یک تعبیری دارند خیلی معروف. بلدید؟ فرمودند: «الا و ان الدّعی ابن الدّعی قد رکز بین اثنتین بین السلة و الذلّة و هیهات منّا الذّلّة». دو سه تا تکنیک تبلیغاتی را حضرت اینجا به کار بردند. یکی شیوه اسمگذاری. «الدّعی ابن الدّعی». اشاره به ننه و بابایش این بودند. این هم یک مدل است. خود حضرت زهرا (س) از این شگرد استفاده کردند. پوست سوسمار را دباغی میکردید میخوردید. اگر بابای من و شوهر من نبودند کفش دشمن نوکری میکردید. به برکت پدر من و شوهر من شما عزت پیدا کردید. این هم اسمگذاری است دیگر. این هم یک مدل است. حالا همه که پوست سوسمار را دباغی نمیکردند. فرمود از چشمه آب میخوردید که سگها ازش قبل شما خورده بودند. نه. یک مدل تبلیغاتی است. یک شگرد رسانهای.
موضوع جذابی است. انشاءالله در تایم بعدی که داریم، سعی میکنیم خیلی سریع این هفت تا را تمام بکنیم. و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و ادب و خسته نباشید خدمت برادران و خواهران عزیزمان. انشاءالله که بحثمان بحث مفیدی باشد و مورد رضایت حضرت ولی عصر (عج) قرار گیرد.
انشاءالله عنوان موضوع «مهندسی افکار عمومی با رویکرد تشکیلات» است. اگر اشتباه نگفته باشم، ما فکر میکردیم که جلسه سهساعته باشد؛ اما دوساعته شد و از این دو ساعت هم ۱۰ دقیقه آن رفته است. احتمالاً آنتراکم لازم داشته باشیم، دیگر عملاً چیز زیادی نمیماند. همان «شیر بییال و اشکم» میشود احتمالاً آخرش.
عرض کنم که، لذا متناسب با اینکه وقتمان کم است، بناست که بیشتر بحث مهارتمحور و خروجیمحور باشد. من سعی میکنم که خیلی بحث را تئوری نکنم و انشاءالله بحثمان پراگماتیستی باشد، اگر خدا بخواهد.
در مورد افکار عمومی، خوب در تعریف افکار عمومی شاید بیش از ۳۰ قول ما داریم. از روانشناسها و جامعهشناسها تعابیر مختلفی را گفتهاند؛ ولی آنی که آخر میخواهیم سرش بمانیم و دیگر از آن عدول نکنیم این است که افکار عمومی همان باورهای سفت و قرص مردم است که از آن نمیتوانند رد بشوند؛ به آن ایمان دارند، پذیرفتهاند، محکم.
تعبیر قشنگترش که تعبیر آخوندی است و انصافاً تعبیر رسایی است، تعبیر «ارتکازات» است؛ ارتکاز، ارتکاز عمومی جامعه و مردم. افکار عمومی برای مردم یک سری چیزها خط قرمز است، یک سری چیزها حساسیت است. حساسیتهای مردم، حوزه احساسات و حساسیت است که مردم اینجا واکنش نشان میدهند. واکنش افکار عمومی نسبت به بعضی چیزها پذیرش ندارد، بعضی چیزها را پذیرش خیلی بالایی دارند. آن حس مردم و پذیرش... پذیرش مردم... افکار عمومی، خیلی بحث اینجا اگر بخواهیم مطرح بکنیم، بحث مفصلی است. مثل همین تعاریف فقهی خودمان، مثل تعریفی که شیخ اعظم در مکاسب مطرح میکنند، این همه دعوا، تنقیح بحث میشود. اینجا مفصل بحث کرد؛ انصافاً جا هم دارد، چون بحث افکار عمومی بحث مهمی است.
در روایات ما، من میخواهم رویکرد ارجاع به روایات را بحث و مطرح بکنم و ناظر به مسائل روز و شرایط روزمان هم باشد. اهل بیت (ع) اعتنا میکنند به افکار عمومی. امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند که یک سری کارها را اگر انجام میدادم همه از پای منبرم پا میشدند میرفتند، «الا قلیل من شیعتی»، یک تعداد کمی از این شیعیان بدهکار که در هر صورت هستند، اینها میماندند. این دقیقاً همان افکار عمومی است، دقیقاً مهندسی افکار عمومی. افکار عمومی پذیرش ندارد. مسائل روزمان هم هست، بحثهای سیاسی روزمان و اینکه افکار عمومی کاملاً مهندسیپذیر است، مدیریتش میشود کرد.
و در فضای سیاسی با کسی که بتواند افکار عمومی را دست بگیرد، کنترل بکند، مدیریت... مقبول و معتمد افکار عمومی باشد، مورد اعتماد واقع... از خلأها و باگهای اطلاعاتی استفاده بکند. جاهایی که حوزههایی است که رسانههای رسمی نسبت بهش سکوت کردهاند، حرف نمیزنند.
الان مثلاً در مورد آیتالله شاهرودی امروز یک خبر منتشر میشود که ایشان از دنیا رفتهاند، خبر دیگر منتشر میشود که نه علائم حیاتی دارند. مسئول دفتر ایشان میگوید که ایشان در قید حیاتاند، برایشان دعا کنید. طبیب ایشان میگوید که ایشان به نظر ما حیاتی ندارد، امر وابسته به فرزندان ایشان است. خب، این الان خوراک برای رسانههای معاند است که بیایند از این فضا استفاده بکنند. بعد فضا، فضای شایعه میشود. حالا در مورد شایعه انشاءالله صحبت میکنیم. فضای شایعه.
بعد آن منبعی که بتواند اینجا پمپاژ بکند اطلاعات، اطلاعاتی که به ظاهر درست میآید. این خبر دارد، اینها، این حشر و نشر رشته این شاگردهای شاهرودی بوده، این با فلانی رفیق است، این رفیق پسرش است، این فلان جا با شاهرودی دیدیم. اینها یک اعتباری میدهد، حرف میزند و قشنگ میشود مهندسی کرد افکار عمومی را. آقا این را ترور کردهاند، ماجرا این است، اعضای بدنش را هدیه بدهند، نمیگذارند، فلان است و هزار و یک کار دیگر که الان میشود با افکار عمومی کرد. این را بهش میگویند مهندسی افکار عمومی.
ما یکی از مشکلات جدی ما در فضای حوزه و طلبگی همین مهندسی افکار عمومی است. یک خلأ جدی. واقعاً قوه قضاییه فرمودند که کارهای قوه قضاییه خوب بوده؛ ولی مشکل قوه قضاییه چی بوده؟ یادتان است؟ مشکل رسانهای بوده.
الان همین الان این اعدامهایی که دارد صورت میگیرد، شما بدانید یک دو سه تا دیگر از این سلطانها را اعدام بکنند، خود این اعدام میشود بحران؛ به خاطر اینکه عرصه در تغذیه افکار عمومی خالی است. فقط میگیرند اعدام. رسانهای و کار مهندسی افکار عمومی به شدت پایین است. اقناعمان به شدت... اصلاً نیاز خیلی وقتها نمیبینیم که قانع کنیم. خیلی وقتها نظرمان این است که طرف اگر حلالزاده باشد خودش میفهمد. توجیه نیست.
خادم یک آقایی بود از مراجع تقلید، به بزرگی. بعد میگفتش که این آقای ما خیلی کارش درست است، ایشان با امام زمان (عج) در ارتباط است. پرسیدند خدمت امام زمان (عج) در ارتباطید؟ گفتند چون آقا والا بلا من با امام زمان (عج) در ارتباط نیستم. خادم گفت: "در ارتباط نیستم؟" ازش پرسیدین؟ گفت: "آره." گفت: "خودش گفت؟" گفت: "آره." گفت: "از حرامزادگیش است." در ارتباط است!
خیلی وقتها این است، ما هیچ نیازی برای اقناع نمیبینیم. اعدام میکنیم. حال نداریم حرف بزنیم، حال نداریم توجیه کنیم، حال نداریم تبیین کنیم. اصلاً نیازی برای اثبات، برای استدلال. من اگر کاندیدا شدم نیازی نمیبینم برای مردم اثبات بکنم که باید به من رأی بدهند. مشکلات ماست. در قوه قضاییه مشکل داریم، در بین ائمه جمعه این مشکل را داریم. در حوزههای مختلفی که کار دستی طلاب است. اتفاقاً طلبهها کار بهتر و تمیزتر هم انجام میدهند؛ ولی به خاطر ضعف رسانهای، چیزی درست میکنند. دانلود افکار عمومی.
من یک شاخص و یک نمونه میخواهم بگویم. خیلی خوب. حالا در تاریخ اسلام مدل عمر و عاص را داریم که واقعاً یک مدل الگو و نمونه است در مهندسی افکار عمومی. یکی دو قرن اخیر هم یک آقایی را داریم، ادوارد برنیز. نمیدانم. یک آدم عجیب و غریبی ایشان. ایشان را پدر روابط عمومی میدانند. تطبیقی را مثال بحث افکار عمومی را با هم داشته.
خواهرزاده فروید، فروید معروفی که میشناسید، زیگموند فروید، ایشان خواهرزادهاش بود. فروید را معروف کرد. ایشان بود، آنی که افکار فروید را تبدیل کرد به مبانی فلسفی غرب، به مبانی روانشناسی غرب، ایشان بود. عجیب و غریبی قرن بیستم بوده. یکی از ۱۰۰ شخصیت برتر قرن بیستم.
من یک درخواستی از برادران و خواهران عزیزمان دارم. کتاب مستند «بازگشت به گمورا» را دیدهاید؟ این را چه کسانی دیدهاند؟ بازگشت به گمورا. بازگشت به گمورا در مورد انقلاب جنسی غرب و چی شد که این فضا حاکم شد بر رسانه در غرب که برمیگردد به فروید. مبانی...
عرض کنم که برادران مک فالر، شکار رسانهای و طراح رسانه و تئوریسینش ایشان است که چه کرد؟ چه بلایی سر غرب درآورد؟ برای اینکه محصولات به فروش برسد، قرصهای ضد بارداری و اینها مطرح کرد و بحث حجاب و پوشش و اینها کلاً تعطیل شد در غرب و پورن تبدیل شد به یک صنعت رسمی سینمایی و این فضای رسانهای حاکم الان مال برنیز است.
فضای سیاسی هم، مدل برنیز مدل رأی آوردن است. یعنی مثلاً ترامپ با مدل... حالا اگر دوست داشته باشید با همدیگر راحتتر صحبت بکنیم. دوست دارید یا ندارید؟ مثلاً آقای روحانی با مدل برنیز رأی آوردند. مدل جنگ روانی برنیز که حالا برخیاش را عرض میکنم، شگردهای پروپاگاندا که هفت تا نکته اصلی است که آن هم انشاءالله...
کدام کتاب مستند؟ مستند «بازگشت به گمورا». «گمورا». بله. بحث ما سیاسی نیست. بحث ما رسانهای است. حالا خود آقای احمدینژاد استفاده کرده و عرض کنم که این مدل، مدلی است که لزوماً همهاش باطل نیست. این را هم بگویم. بحثمان بحث سیاسی نیست. الان قرار نیست اینجا با همدیگر گفتوگوی سیاسی بکنیم. بحث رسانهای و کنشهای سیاسی که میشود در فضای رسانه انجام داد، اینها تز دارد، برنامه دارد، متد دارد. اینها را میخواهیم مطرح بکنیم، توضیح بدهم با مثال. به این جناح و آن جناح و این فرد و آن فرد هم کار نداریم. اصلاً اگر دیدم که خیلی علاقه چند نفر را میزند، اگر دیدم که فضا مشاهده... خیالتان راحت.
خدمت شما عرض کنم که دو تا مبنای جدی داشته در کارآورد رفتاری برنامهریزیاش. یکی این بوده که آقا، «توده به شدت احمق است». توده احمق و تحت تأثیر عواطف است. اینها را میشود با عواطف و هیجانات و احساسات مدیریت کرد. و یکی دیگر هم این است که «مردم با امیالشان ذهنشان کنترل میشود.» از کانال امیال میشود ذهن را کنترل کرد.
طبقه حاکم، یک بحثی دارد که باز آن هم مطرح... یک طبقه نخبگانی که این حکومت میکند در فضای رسانه روی ذهن مردم و افکار عمومی، دست اینهاست و لزومی هم ندارد که این طبقه با همدیگر شبکه باشند. نظر او این است. البته ما بعداً میگوییم در مدل دفاعی که داریم در کار مهندسی افکار عمومی نیاز به اینکه شبکه باشیم و تشکیلات لازم... شبکه باشیم، نیازی نیست که این مجموعه با آن مجموعه متصل باشد. این دارد مثلاً روی مصرف مردم کار میکند، دروازه سبک زندگی. آن دارد اخلاق جنسی را کار میکند. حالا این که در مصرف دارد کار میکند، در خوراک دارد کار میکند با آنی که اخلاق جنسی دارد کار میکند، لزومی نیست اینها با هم شبکه باشند. همینقدر که بلد باشند مردم را از طریق امیالشان کنترل کنند، مهندسی کنند، همین کف است.
نظریه دولت سایه مال اینجاست. حالا اینکه در فضای سیاسی میبینید که مثلاً فلان شخصیت سیاسی میآید «دولت سایه تشکیل دادیم» معروف در فضای سیاسی این است. یعنی مهم نیستش که کار دست کیست، مهم این است که گفتمان کی دارد میسازد؟ فکر دست کیست؟ تصمیمساز کیست؟ مردم تصمیمسازی میکنند، کی برای مسئولین تصمیمسازی میکند؟ خیلی وقتها اینها تعاملی انعکاس روی همدیگر دارد. یعنی برای مردم وقتی یک چیزی گفتمان شد، برای مسئولین هم گفتمان میشود. برای... میشناسد کجا چه موضوعی را روی کی باید طرح کرد که اثرش را روی آن طیف مقابل بگذارد.
و نکته بعدی این است که مردم باید بر اساس نیاز زندگی نکنند، بر اساس میل زندگی بکنند. آن شاه کلید اصلی تئوری برنیز در مهندسی افکار عمومی این است: «مردم بر اساس نیاز زندگی نکنند.» این را داشته باشید، خیلی مهم است. دیگر حالا فرصتش نیست تک تک وارد بحثش بشویم و تطبیق بدهیم. مردم را باید بر اساس میل بار آورد و باید نیاز کاذب و حس کاذب درست کرد.
چند تا مثال از خود کارهایی که برنیز کرده عرض میکنم. یکی از کارهایی که انجام داد بحث سیگار کشیدن زنان بود. چه کمپانیهای سیگاری باعث شد که اینها رشد نجومی پیدا کردند و اصلاً فضای سبک زندگی در غرب با این واقعه عوض شد. خب این چه کار کرد برای اینکه زنان بتوانند سیگار بکشند؟ گفتند که سیگار چسترفیلد این فروش نداشت. به این آقا گفتند، گفتند چه کار بکنیم سیگار بفروشد؟ زنها اگر بکشند مصرفش میرود بالا، فروش ما میرود بالا. در آمریکا این مال اوایل قرن ۲۰، ۱۹۳۰ آن حدودهاست. در آمریکا سیگار کشیدن زنان خیلی بد بود. اصلاً بروید نگاه بکنید قرن ۱۹ و قرن ۲۰، حجاب، پوشش زنان، سبک زندگی، تعاملشان با بچهها، در رسانه حضور زنان، حضور متفاوتی است. این آقا کلاً فضا را عوض کرد و برگردیم به این.
گفتند که چه کار بکنیم؟ گفتش که ببین چقدر قشنگ است این کار. چقدر «مشعل آزادی» را دیدید در آمریکا؟ مشعل آزادی در آمریکا نماد آزادی است دیگر. دست یک خانم هم هست. درست است؟ این آقا گفتش که من سیگار را برای دخترها و زنهای آمریکایی تبدیل میکنم به مشعل آزادی. اینکه دستش است، میخواهد بکشد، حسش حس همان مجسمه است. تمیز و قشنگ است.
بعد این نفر اول که کشید، این میشود نماد آزادیخواهی. برند این قشری که میخواهد زن را از زیر یوغ سکسیسم حاکم بر آمریکا، به قول خودشان جنسیتگرایی حاکم بر آمریکا در بیاورد. الان جنسیتگرایی، سیگار بکشند. برای چی؟ فقط تو حق داری که این لذت را ببری؟ چرا من آزاد نیستم؟ چرا من در رسانه اگر سیگار کشیدم سانسور میکنی؟ آن حس آزادیخواهی را فعال میکند. همان حس است دیگر.
الان بنبست است، یک سد است. افکار عمومی نمیپذیرد. بهش بگویی آقا دخترت بیاید سیگار بکشد، قبول نمیکند. یک زن در خیابان سیگار بکشد، قبول نمیکند. فضای خود ما هم قلیان تقریباً یک همچین حالتهایی هست. البته این هم به مرور خیلی چیزی از آن نمانده است. مثلاً قلیان کشیدن یک زن خیلی جالب نیست. برخی از این حرکات و رفتارهایی که در فضای فرهنگ ما، نه فقط فضای حزباللهیگری، فضای جامعه، خیلی از زنها مثلاً بعضی رفتارها پذیرفتهشده و مقبول و موجه نیست. حس آزادیخواهی، حس متفاوت بودن، حصارشکن یا واشکن؟ تابوشکنی. یک چیزی تابو است، خلاف جهت رفتار کردن. اقلیت بودن جذاب است دیگر. متفاوت بودن.
میخواهم جایزه بدهند، پتو برداشته چهار تا برش زده کرده لباس، جذاب است دیگر. یا مثلاً شلوار عمهاش را برداشته پایش کرده، جذاب است. متفاوت. جشنواره فجر و اینها، سلبریتیها میآیند با چهرههای متفاوت. متفاوت بودن جذاب است، نظر همه جلب میشود، همه نگاه میکنند. این خودش یک ویژگی فطری است. شما برای اینکه یک چیزی را برای افکار عمومی جا بیندازی، میتوانی دست تفاوتخواهی او را، آن حس آزادیخواهی او را تبدیل به مشعل آزادی بکنی.
یک برنامه تلویزیونی ترتیب داد. چند تا دختر جوان و خوشتیپ برداشتند آوردند جشنواره عید پاک در نیویورک، سال ۱۹۱۹. قبل از آن کارهای دیگرش بوده. ۱۹۱۹ بود. گفت همزمان اینها سیگار را با همدیگر روشن کنند. بعد گفتش که در روزنامهها همه تیتر بزنند این لحظهای که همه با هم دارند روشن میکنند، بگویند مشعل آزادی روشن شد.
تکنیکهای پروپاگاندا را میگویم، این کدام تکنیک است؟ جذابیتش به چیست؟ مشعل آزادی برای مردم یک چیز مقدس و محبوبی است، جذاب است. شما میتوانی شباهتسازی بکنی. شباهتسازی بین این کار که ارتکاز عمومی مردم پس میزند با یک کاری که برای همه جذاب است. این میشود مثل آن وقت همه با افتخار میآیند انجام میدهند. رقابت میشود سر اینکه سیگار بکشند و سیگار بخرند.
با این کارش باعث شد که میلیونها زن... فعالیتهایش بود. گفته بود که در جنگ جهانی اول گفته بود که مهندسی کردن رضایت مردم، مهندسی رضایت مردم و کنترل افکار عمومی، هدایت آن به شکل نامحسوس به مسیری که مطلوب ماست. رضایتمندی و برندسازی مطلوب است. یعنی شما یک امر مطلوب مردم را میگیری، چیزی که برای مردم جذاب است و هی معادلسازی برایش میکنی، هی شباهتسازی میکنی، قدم به قدم پیش میبریم.
حالا مثالهای قرآنی دارد، مثالهای روایی دارد. تک تک انشاءالله. وحی. زن سرخپوشی که تولید برای تبلیغ سیگار لاکی استرایک در ۱۹۳۶ نماد شد. یک شاخصی شد در تاریخ آمریکا و نماد آزادیخواهی زنان فمینیست. از این عکس و رمان، نماد خودشان یاد میکنند. خیلی جالب است عکس این خانم.
سیگار... مدلی که او استفاده کرد، در جنگ جهانی استفاده شد. یوزف گوبلز، درب داغونی از این ایده استفاده کرد برای اینکه این وزیر تبلیغات هیتلر بود. از ایده او استفاده کرد برای اینکه مردم را بیاورد به سمت هیتلر در برابر یهود که او هم در این مدل موفق بود و مدل او هم همین مدل ترس مردم از رقیب است که حالا هم در انتخابات اخیر آمریکا بود، هم در انتخابات خودمان بود و هم در این دو قرن اخیر به کرات استفاده شده که آقا ما بدیم، ما خطرناکیم ولی رقیب بدتر است. دلار شده ۲۰ تومن، او میآمد میشد ۵۰. ترساندن مردم از یک شرایط بدتر. ما نباشیم بدتر میشود.
کنترل ترس. پس یک طرف کنترل مهندسی رضایت مردم است، یک طرف چیست؟ مهندسی ترس مردم. مردم را از چی بترسانی؟ حالا آنور هم یک سری برند داریم که مردم ازش میترسند. اول باید برندسازی بکنی. شخصیتها را، شخصیت تاریخی درست بکنی، یک سری موقعیتهای جغرافیایی را برند بکنیم. میگوید آقا اگر فلانی رأی نیاورد ما میشویم ونزوئلا. فلانی مثل ترامپ است. اگر این رأی بیاورد، این یکی شبیه فلانی است. دیدید دیگر توی انتخابات ریاست جمهوری شما؟ اعضای کابینت، اعضای کابینت فلانی است، دولت فلانی. انشاءالله توضیح میدهم.
خب یکی دیگر از کارهایی که برنیز انجام داد این بود برای اینکه شرکتهای آمریکایی بتوانند محصولاتشان را بفروشند، مازاد تولیدشان روی دستشان میماند. مردم به اندازه نیاز خرید میکنند دیگر. بیشتر از آن خرید نمیکنند. این آمد به پل برادرز گفتش که این جمله را داشته باشید، خیلی جمله قشنگی است. جمله قشنگی است. یعنی برای کاربرد، برای اینکه یاد بگیریم انجام بدهیم. ما باید آمریکا را از فرهنگ نیازها به فرهنگ تمایلات تغییر جهت بدهیم.
الان مردم گوشی بر اساس نیاز، تمایل. مهندسی افکار عمومی ضعیف، مورد هجمه واقع شدیم، آسیب دیدیم. کسی نمیرود بگوید من نیازم با این گوشی برطرف میشود، مشکلم با این حل میشود. درست است؟ بعد نوت ۱۰ وقتی به فروش میرسد صف میبندند در تهران. یک چیز دیگری باعث جذابیت شده است. الان دیگر کارکرد موبایل برای این جوان، تماس بگیرد یا ۱۰ تا اپلیکیشن نصب بکند، کارکردش این است که از رفیقش جا نماند.
مهندسی افکار عمومی، فرهنگ این شکلی شکل میگیرد. از یک مجموعه جا نمانی، از جامعه عقب نیفتی، جامعه با دید حقارت بهت نگاه میکند. تراز تشخیص باکلاس بودن میشود داشتن گوشی خوب، ماشین خوب، کتابهای فلانی، تئاتر فلانی، موسیقی فلانی. اگر فلان موسیقی را گوش بدهی، به قول این جوانها خز و خیل. اگر فلان تئاتر میروی، فلان کتاب را میخوانی، چه کتابهایی میخوانی؟ کتابهای شهدا. در این فضا تقبیح میشود.
آن ارتکاز جامعه، تعبیر ارتکاز را تعبیر فلسفی که برایش به کار میبرند، هم مرحوم علامه طباطبایی و هم مرحوم شهید مطهری که خیلی تعبیر فوقالعادهای است. این تعبیر، تعبیر خیلی دقیق و بسیار تعبیر حکمتآمیزی است: تعبیر «روح الاجماع». در آثار فلسفی شهید مطهری و آثار فلسفی علامه این تعبیر را میبینید. دانشگاه فردوسی به ۱۰ جلسه، شاید هم بیشتر، در مورد «روح الاجماع» بحث میکند.
مارکسی یک تعریفی دارند، اگزیستانسیالیست چه تعریفی دارد، حکمت صدرایی یک تعریفی دارد و در فضای فلسفی تعبیر «روح الاجماع» یکی از تعابیر بسیار فوقالعاده است و در قرآن رد پای این دیده میشود. «روح الاجماع»، «روح البیت»، «روح البلد» دیده میشود.
الان این فضای جمعی ما یک روحی دارد. اگر من اینجا اسم فلان عالم را بیاورم، از آوردن این اسم خجالت نمیکشم. اگر مثلاً بگویم برای سلامتی آقای شاهرودی دعا بکنید، مثلاً در فضای شما خجالت نمیکشم. بله، چون یک روحی حاکم است بر این فضا. یک ارتکازی حاکم است، همان افکار عمومی که میگوییم که من احساس میکنم آن افکار عمومی در این جلسه با من ضدیتی ندارد، من را میپذیرد.
با این افکار، مدرسه دبیرستان فلان جای شمال شهر مشهد یا تهران، مثلاً در سعادتآباد تهران، فلان دبیرستان غیرانتفاعی نمیتوانم بروم بگویم برای سلامتی آیتالله شاهرودی، آیتالله مکارم درس فلانی... فاتحه میگیرد، مال او بدتر میشود. فاتحه. خلاصه اقتضایی. من الان اگر گوشی ایرانی نباشم شما من را تخطئه میکنید. دبیرستان گوشی چیست؟ جی ال ایکس. با کمال افتخار جی ال ایکس.
افکار عمومی اشتباه شکل میگیرد. مبنای شکل گرفتن «روح الاجماع»، وحدت قلوب، وحدت اهداف، وحدت آمال. آن وقت شما یک سری آدم اینجا در مشهد داری، در حرم امام رضا (ع) که دلش پیوند خورده است با آنورها. یک رفیقی داریم مداح، نیویورکی. اسمش را گذاشتهاند آقای مهندس دردشتیان. چند وقت پیش منزل ما بود. گفتش که امسال محرم دسته راه انداختیم، بردیم پشت کاخ سفید. نخوانده بودم بیت آخرش در مورد کاخ سفید است. ما یک روز سفید حسینیه میکنیم! حالا یکی هم آنجا رفته پشت در کاخ سفید. کاخ سفید بشود. این مختصات اینکه کی شهروند کجاست، مختصات جغرافیایی نیست.
اتحاد قلوب، تشابهت قلوبهم. قلوب متشابه میشود، قلوب متشاکس میشود. قلوب همدیگر الفت پیدا میکند: «ولکن الله الف بین قلوبکم». الفت بین قلوب. اهداف یکی میشود، ارتکازات یکی میشود، تمایلات یکی میشود.
خب حالا مهندسی افکار عمومی چه کار میکند؟ تمایل مردم را میآورد در سطح حیوان، غریزه. اصل دعوا اینجا شکل میگیرد بین غریزه و فطرت. فطرت را بیدار کند. مدل ذکر، مدل شیطانیش چیست؟ مدل غفلت: «فنساهم الشیطان، استحوذ علیهم الشیطان فنساهم ذکر». انساء ذکر. یادش برود از ملکوت و منصرف بشود در سطح حیوانی شد، در سطح غریزه شد، میشود آدم. ما بعد تمایلاتش را میشود مدیریت کرد. چقدر. آنهایی که موافقین صلوات بفرستند. «اللهم صل علی محمد و آل محمد».
بریم سراغ پروپاگاندا. یکی از شگردهای مهندسی افکار عمومی پروپاگانداست. یک کتاب خوبی نوشته شده. این کتاب قدیمی است، مال همان اواسط قرن ۲۰. کتاب «هنر ظریف تبلیغات». The Fine Art of Propaganda. هنر ظریف تبلیغات اثر آلفرد مک کلانگلی و الیزابت بریانتلی. دو نفر با هم نوشتهاند. اسمش را بگویم. چی بگویم؟ هنر ظریف تبلیغات. آلفرد مک کلانگلی، الیزابت بریانتلی. میآید یک چیزهایی... هفت تا شیوه داریم در پروپاگاندا. این هفت تا مدل خیلی اصولی و حسابی است. الان هم چیز خاصی بهش اضافه نشده. بعضیهایش را یک کمی توضیحات بیشتر دادهاند. یعنی با اینکه این همه سال گذشته ولی خیلی دستنخورده این هفت تا اصل. هفت تا اصل حسابی.
اولین مدل این برای تبلیغات است دیگر. در فضای رسانه شما اگر میخواهید جنسات فروش برود، اگر فالوور پیدا بکند، کانالت ممبر پیدا بکند، منبرت شلوغ بشود، تأمین رسانه است دیگر. میخواهی در انتخابات رأی بیاوری، یک حرفی را میخواهی اثبات بکنی، یک کسی را میخواهی از چشم بیندازی. این هفت تا مدل استفاده میشود. مهندسی افکار عمومی اصلش این هفت تا.
اولی ۱- شیوه اسمگذاری. اسمگذاری یا برچسبزنی. به یک فکر و عقیده برچسب میزنیم. این مدل هم لزوماً شیطانی نیستها. «کمثل الحمار، انعام». اینها اسمگذاری خاصاند. بله، بله، بله. «حمالة الحطب فی جیدها حبل من مسد». مثل شخصیتهای مختلف اسم میگذارد. قرآن برچسب میزند. عبدالله بن ابی، قرآن بهش برچسب میزند. در مورد بسیاری از دشمنان اهل بیت (ع) برچسب نمادسازی میکند. جای خوب استفاده بشود، میتواند جای بد استفاده بشود.
مدل خیلی ضعیف. مثلاً امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه... حالا من فکتهایش را دارم دیگر. فرصت هم نمیشود تک تک بخواهم بخوانم، وقتمان کم است. انصافاً به امیرالمؤمنین (ع) میگویند که آقا این طلحه و زبیر دارند اقدام میکنند. خبر دارید دیگر. اینها آمدند گفتند ما داریم میرویم عمره. حضرت فرمودند که «والله لا العمره و لکن تریدان البصره». خود این ضربآهنگ، ضربآهنگ رسانهای، توئیتری است. در مورد این یک بحثی داشتیم با رفقا. توئیتری است کلامش، ادبیاتش. اینها رفتند عمره و با همسر پیغمبر (ص) زد و بند کردند که خود این بستن با همسر پیغمبر (ص) یکی از شگردهای پروپاگاندایی است که عرض میکنم.
شیوه انتقال. بعد پا شدند آمدند بصره. به اسم اینکه ما نمیخواهیم بجنگیم. شروع کردند آرایش نظامی گرفتن و آدم جمع کردن برای جنگ با امیرالمؤمنین (ع). حضرت از مدینه راه افتادند آمدند نزدیکی بصره. همین صفین. سپاه آوردند، تجهیزات آوردند. اینها میگفتند آقا چرا بدبینی داری؟ اینها که نمیخواهند بجنگند. حضرت فرمودند: «والله انی لا اکون کذب کفتار». فرمود: «والله من مثل کفتار نیستم.» شیوه اسمگذاری و برچسبزنی «کفتار سیاسی».
شگرد رسانهای این است. مهندسی. بلد باشی رقیبت را تعریف بکنی. اینها ۴%اند، ۹۶%اند. وکیل و قاضی. اینها دیوار میکشند. اینها بودند اعدام کردند. اینها بودند فلان کردند. از همه جناحها گفتند دیگر. دیگر باز ازم نپرسید که کی انگلیسی است.
کفتار چیست؟ کفتار توی آشیانهاش، جغد چهره، مال سوسمار... زبو توی لانهاش دراز میکشد. صیاد وقتی میخواهد بیاید صیدش بکند، شکارچی آمده. خودش از این تعبیر قشنگتر نمیشود به کار برد. قشنگ. در بحث مهندسی افکار عمومی هم کاربرد دارد. کف این صیاد دست میاندازد کفتار را در خانه خودش شکار خوابیده. «والله انی لا اکون کذبو». یعنی اگر کسی در برابر تحرک دشمن بیدار نبود، فعالیت نداشت. دشمن دارد آرایش نظامی در فضای اقتصادی، دارد قدم به قدم پلنبندی کرده جلو میرود، تحریم میکند. انشاءالله گربه است. کفتار. در جامعه کفتار، به این بگو کفتار سیاسی. یا «علمای درباری». چقدر تعبیر قشنگی بود امام (ره) به کار بردند. «شیعه انگلیسی» حضرت آقا به کار برده. اینها برچسبزنی است. «شیطان بزرگ»، «اسلام آمریکایی». اینها همه جعل عنوان است، اسم است. پروپاگاندا خیلی بد در رفته.
روشهای پروپاگاندایی شیوه اسمگذاری یا برچسبزنی. در این روش از زبان یا کلمات موهن که دلالت ضمنی منفی دارند برای توصیف دشمن استفاده میشود. البته بعضیها برای دشمن بیرونی استفاده میکنند، بعضیها خیلی حال ندارند به بیرون، به داخلی میگویند شماها یک مشت بزدل، ترسو، عصر حجری و اینها. برای آنها نه. آنها را با عزت و احترام.
دشمن واقعی این تبلیغات سعی دارد با برچسب زدن به هدف مورد نظر که عموم ازش متنفر است، تعصب مردم این شکلی تحریک میکند. الان مردم ما از صدام بدشان میآید، از داعش بدشان میآید. شما میگویی فلانی داعشی است. این رفتار، رفتار داعشی است. هر دو جناح رقیبشان را داعشی میدانند. برند. مردم از آن متنفرند. از آن برند، از تنفر در آن برند استفاده بکنی.
رقیب یکی از محبوبهای مصدق. میآیند میگویند ما اخلاف مصدقیم. افکار عمومی ضعیف. مصدق را برای مردم تعریف کنیم که مصدق کی بود؟ چه جنایاتی به بار آورد؟ تهران یک مدت که این بحث مطرح میشود. بعد یک خیابان هم به اسم مصدق میشود. آرام آرام قدم بر. خود این اسمگذاری در خیابان یک مدل است. یعنی این شخصیت عدل کاری که اسمگذاری در خیابان میکند این است برای مردم ایجاد اهمیت کنی. اصطلاحاً میگویند که نباید به مردم بگویی به چی چه جور فکر کنند، نباید به مردم بگویی چطور فکر کنند. باید به مردم بگویی به چی فکر کنند.
رسانه اصلاً وقتی یک موضوع را طرح میکند یعنی موضوع مهم است که من طرحش میکنم. اخبار ورزشی نگاه میکنی در اخبار ورزشی میگوید که نتیجه بازی شالکه و لورکوزن ۳-۰ به نفع شالکه شد. ولی نتیجهاش چیست؟ نتیجهاش این است که من به خودم میگویم تو شالکه را میشناسی؟ لورکوزن را میشناسی؟ ببین یک عدهای هستند که این دو تا را میشناسند، تو جز آنها نیستی. یک عده هستند که برایشان مهم است که بازی اینها چند چند شده است. تلویزیون یعنی اینقدر تعدادشان زیاد بوده که تلویزیون مجبور شده به خاطر این افراد زیاد افتادگی میکنی. همان تمایل نیاز نیست. حالا شما نیاز داری به اینکه بدانی بازی، ولی تمایل پیدا میکنی.
محمل گفتمانساز ورزش یکی از مهمترین رسانههاست. یک بازیکن، یک ورزشکار یک شعاری را میگوید، یک کلمهای را میگوید. علیرضا فغانی میرود سوت تا نیمه نهایی جام جهانی میزند، میشود شخصیت ملی. برمیگردد در فرودگاه، کارخانه بوس میکند و همین بسته برای اینکه این رفتار قفلشکنی بشود. یک آدم محبوب، موجه، موفق این کار را انجام داده. شما آدمهای متحجر نمیگذارید من این کار را بکنم. ببین موفق است. آن هم که ذهنش ذهنیت مهندسی نیستش که بتواند ذهنیت اتفاقی.
در منطقه میگوییم بعضی چیزها همراهی و موافقت اتفاقی دارد. توافقی. توافق علی باز کردن در و بلند شدن صدای الاغ بلند میشود. این در فضای مردم این شکلی است دیگر. بین مار این آخوندها با این حرفها اینجوری نگه داشتند. بدبخت شدیم. حوزه ارتباطمان را مسدود کردند. ارتباط بگیریم. مسئولیتها را نداشت. وسیع بوده. مربی با آن داور. شاخصسازی، برندسازی، شاخصسازی، مهندسی افکار عمومی.
افکار عمومی یک بخش برجستهای که روش خیلی اثر دارد، سلبریتیها. پیغمبران آخرالزمان، سلبریتیاند. اصلاً دیگر الان دورهای نیستش که آدمهای سیاسی بیایند حرف بزنند. سلبریتیها حرف میزنند. یک فوتبالیست موفق باشد، یک شهاب حسینی برود اسکار بگیرد، یک مربی سطح بالا برود، حالا آسیایی، جهانی. هنرمند، ورزشکار، خواننده. دیگر مواضع او حل است. یعنی حجاب به نسبت پذیرش موضع او برداشته میشود.
آخوند و طلبه گارد در جامعه. یک طیف. یک طیفی هم نه. صحبت میکنم که ما یکی از نقاط ضعفمان این است که با همانهایی که گارد با ما ندارند و پذیرش نمیتوانیم، اینها نتوانستیم بگیریم. شهاب حسینی که دیگر گارد نیست. بله. به نسبت محسن تنابنده که دیگر گارد نیست. بعد محسن تنابنده هم نه، محسن تنابندهای که در خانه است، محسن تنابندهای که در بازار است، محسن تنابندهای که مثلاً کانادا میرود. برای مردمی که این را فالو کردهاند، برای مردمی که دوستش دارند، محسن کیست؟ نقی. وقتی میخواهد موضع را بشنود، اول آن خاطرات جذاب و زیبای نقی و پایتخت میآید در ذهنش. با آن بکگراند و پلتفرم دریافت میکند پیام را. از من و شما چی؟ اعدامهای سال ۶۷، فلان آخوند هرزه و فلان کسی که نمیدانم ۸۰۰ تا صیغهای داشت و اینها. اول میآید در ذهن آن جوان دانشجو و دبیرستانی. بعد تازه میخواهد باب ارتباط باز بشود. با این پلتفرم بکگراند یک آخوند میشود نماد مثلاً عقد موقت. شما استاد منحرف کردن. این برندسازی است. توجههایی که ما نداریم.
جسارت ندارم ولی ماها خیلی وقتها با هم توجیه. آقا اینکه حلال است، اینکه اشکال ندارد. علی بن یقطین به موسی بن جعفر (ع) تردید دارد. نامه داد. گفت آقا من عقد تو، نفوذی مایی در دربار هارون الرشید. اعتبار تو، جایگاه تو در فضای رسانهای و فضای افکار عمومی چقدر اهمیت میدادند. در خیابان امام صادق (ع) یکی را دیدند ماهی دستش بود. حالا مدینه هم گرم است دیگر. دریا و اینها هم که خیلی مصروف نبوده. از جای یخ میگذاشتند میآوردند سر ظهر تا طرف میخریده یخ آب شده بود. تا خانه ببرد دیگر. این قشنگ حرارت بهش خورده بود و بویش بلند میشد. امام صادق (ع) گفتند که با این ماهی چه وضعش است؟ گفتم زینت ما باشی. یعنی در فضای افکار عمومی بتوانید برچسب مثبت برای ما بسازید، نه برچسب منفی. پاس گل منفی. نماز آخوندها نماد حوزه.
کشور مستقل کنیم. این تیم شبکهای رسانهای قدر اینستاگرام عکس میسازد. آخوند دارد هوا را برمیدارد خارج میشود. در توئیتر محتوای خودش را میسازد. در تلگرام فیلم خودش را میسازد. من فکر نمیکردم یک کلمه ما اینقدر ماجرا بشود. من منظورم این نبود. اینها همان فهم فضایی است که شما وقتی پیام را تولید میکنی، مخاطب چی میفهمد؟ مخاطب بکگراندی که دارد چی میگیرد؟ تو یک چیز دیگر میخواهی بگویی، یک چیز دیگر میگیرد. ظرفیت دیپلماسی داریم که میتوانی مثل واتیکان یک کشور... مخاطب میگوید این همینقدر که خورده سیرش نکرده، بیشتر میخواهد.
پیام چی منتقل میشود؟ در واقعه آنی که مهم است نحوه تبیین واقعه است. حتماً منتظر دومیاش را بنویسید. آن هم هی حاشیه میرومها. یکی کنم دیگر. میخواستم مرحله مرحله بروم جلو. مباحث دیگر از تو هم دارم میآورم. ببخشید اگر جای دیگر میروم، یادم نرود. نحوه تبیین واقعه. این را داشته باشید. بعد توضیح میدهم.
۱- شیوه اسمگذاری. ۲- تلطیف و تنویر. بعضیها بهش «اصول پر تشعشع» هم میگویند. تلطیف و تنویر یا اصول پر تشعشع. به قول بلاغیون، تنفر دارد، تنفر انتقال تصدیق. شیوه مردم ساده. ساده، ساده، ساده. ۶- مغالطه تحریف در علم معناشناسی. همرنگی با جماعت.
یک دور از اول سریع بگویم: اسمگذاری، تلطیف و تنویر یا اصول پرتشعشع، انتقال تصدیق، شیوه مردم ساده، مغالطه همرنگی با جماعت. من فکر کنم در این یک ساعت بیش از این نمیرسم. خیلی حرفهایمان تازه اینها یکدهم مطالبی است که مطرح میشد. در هر واقعهای مهم مدل پردازش شما و مدل تبیین شماست، نه اصل واقعه.
اول بحث چی گفتم؟ گفتم این اعدامهای ما دو سه تا دیگر پیش برود تبدیل میشود به یک بحران. چرا؟ برای اینکه ما در عرصه تبیین خلأ داریم. بعد عرصه تبیین میافتد دست دشمن. امروز دیدم که در اخبار در راه که میآمدم رادیو، آقای آملی لاریجانی فرمودند که این اعدامهایی که ما میکنیم، نیاید بگویند که اینها جناحی است. پاس خوشگلتر دیگر. سانتو بکشند دیگر. فقط تعریف کارهایی، مهارت شماست که نگذارید آن برچسبسازی صورت بگیرد. اگر اعدام کردی باز بشوی یک خلخالی. ما در آن برندسازی کلاً مشکل داریم. الان بگویند خلخالی، ماها پشتش را خالی میکنیم.
یک اشکالی که در انتخابات اخیر بود چی بود؟ یکی از رکب خوردنهای حزباللهیها. طرف مقابل علم اعدام سال ۶۷ را دست گرفت. این طرف چی گفتند در جواب؟ ما نبودیم. ما نبودیم. کی بود؟ موسوی خوئینیها. بهترین حمله دفاع ضعیف است. این نوع دفاع از این بهتر نمیشد. پاس گل داد. برای اینکه اثر رسانهای چیست؟ خیلی چیز افتضاح و گندی است. مردم دیگر نمیروند دنبال مقصر بگردند. رأی جمع کرد. با سلامت، با قدرت. افتخار میکنیم این کار را کردیم. اعدام کردیم. جان. شام میخوردیم.
رسانه مهم است. فضای رسانه، فضای عمومی، افکار عمومی مردم چی میفهمند؟ خب وقتی این را قبول کردی که اعدام میگوید اعدام، پذیرفتی. الان دیوار میکشی، دیوار هم به تو میخورد. ارتشهایی که سرپیچی کردند در نماز جمعه، اعدام بکنند. حالا یک همچین چیزی از ما داشتیم. بعد فکر کردم روز آخر منتشر کنیم، میگیرد. آخر رفت فیلم از اعدام ایشان هم منتشر کنی. این شد آیتالله قتل عام. فلانی نماد چیست؟ شاهرودی. این اتفاق افتاده، جوک ساختهاند. حالا نمیدانم گفتنش خوب است بد است چیست. شما که فضایتان من این همه شبهه انداختم نگرفتید، این را هم نگیرد دیگر.
شبهه را میگوید الان آقای جنتی فضا را میگیرد. چقدر جذاب است. هم میخندیم، هم اثر دارد، همان برند تقویت میکند. الان آقای جنتی که شارژ از دنیا رفته، چهارپایه را میگذارد میرود. یک زونکن دارد هزار صفحه است. شاهرودی. بعد شما آن برند را بلدی با یک ادبیات متفاوت. حالا صد تکثیر، خود تکثیر. فرصت بشود. خیلی لطف بکنم، خدا حفظشان بکند. کثر الله. حرفهای رهبری که در طول این هفته گفته شده است را آخر هفته در تریبونها اعلام میکنند، تکرار میکنند و تبیین کرد.
بعد برای هر فضایی باید ادبیات تو در فضای معلمها باید یک جور بگویی، در استاد دانشگاه باید یک جور بگویی، حوزه خواهران یک جور، حوزه برادران یک جور، کاسبها یک جور، نظامیها یک جور. اقتصاد مقاومتی. رهبری ما چقدر تعطیلیم واقعاً. رهبری میآیند میگویند آقا اگر تعصب شکل بگیرد، مسئله اقتصاد مقاومتی حل میشود. مردم را میآورند به کالای داخلی فعال میشود. کالای خارجی را میخری به خاطر اینکه جنسش خوب است. مثل اینکه تو بازی ایران و تیم حریف بازیش بهتر است. داشته باشی. با هزار ادبیات و هزار فرم. تشکیلات میخواهد. اینهاست که حوزه میخواهد، حوزه همچین کارهایی بکند.
قدیمها نمیدانم، نکته است. طایفه طایفه، یک طایفهای باشند برگردند به قومشان، انذار کنند تا حضر صرف انتقال پیام نباشد، تأثیرگذاری پیام را رصد بکنند. چقدر میزنم؟ بزرگ شدن. بهتر از این نمیشود. مهندسی افکار عمومی. تا اینجا که به حضر برسد، جهنم بترسد. این بیشتر تشویق به گناه شد. میخواستم به رحمت خدا ترغیب بکنم. مثل بعضی از این حضرات اینستاگرامی ما، از این آخوندهای اینفلوئنسر ما با همین حرفها مشتری جمع میکند. جمع سلبریتیها و بازیگرها و اینها دورهمی از این حرفها. خدایی که به خاطر یک تار مو جهنم ببرد داعشی و از این حرفها. شاید واقعاً غرضی نداشته باشد بنده خدا. احتمالاً شاید غرضش خیر است و میخواهد واقعاً مردم را به رحمت امیدوار کند؛ ولی اثرش چیست؟ از وقتی که پسرم پای منبر فلانی میرود، دیگر نماز را گذاشته کنار. این هم از آثار.
ممبر اباحهگری شکل نمیگیرد. تو دوست داری تشویق به رحمت بکنی، یک چیز دیگری دارد شکل میگیرد. اینها همه تو این مکانیسم و تعریف بشود. پس در هر واقعهای آنی که مهم است نحوه تبیین شماست. الان قوه قضاییه قبل هر اعدامی باید یک فضای عمومی ایجاد بکند. درویش را میخواهد اعدام بکند، پرویز پرستویی و ایکس و ایگرگ میآیند به حمایت از آن درویش پیام میفرستند. پریشب اعدامش کردند. لحظه اعدام رفته. یعنی واقعاً دیگر به جمع رفقا در دانشگاه فردوسی سر کلاس میگفتم که یکی از معجزات اسلام این است که با حضور ما و حضور همچین دشمنانی تا حالا میخواهد بگوید که این را گرفتیم اعدام کردیم. رفته لحظه آخر. بعد آن فضای استرسی که این بابا دارد و آن رفتار تنشآمیز که این مخاطره دارد به مخاطب منتقل میکند. مخاطب نگران این بابا و زن و سوار ماشین میشود با آن حالتی که دارند میبرند. یک فضای جبارانه و دیکتاتورمنشانه و هیچ بدبخت نمیشد یک مهلت دیگر بهش بدهند. آخه چه کار کرده این جوان؟ این زن ملت اعدام کنی. تو نه اینکه اعدام سوم دیگر جوکش در میآید. سلطان سلطان صدا نزن. چند وقت سلطانکشی باب شده.
آنی که مهمتر از واقعه است خوانش واقعه است. اقناع من چیست؟ استدلال من چیست؟ پردازش من چیست؟ کجاها را میخواهم ضریب بدهم؟ به کجا نمیخواهم ضریب بدهم؟ کجا را میخواهم سانسور کنم؟ مهندسی. بلکه هزار مرتبه مردم توی خانه امنیت نداشته باشند یعنی با یک لرزه سقفش بریزد خطرناکتر است یا امنیت روانی؟
قرآن در مورد مرجفون حکمش چیست؟ بلکه بالاتر: «قتّلوا تقتّیلاً». یکی از مشکلات، مشکلات فقهی ما این وسط روزه هم بخوانیم. یکی از مشکلات فقه این است که در کتابهای فقهی کتاب ارجاف نداریم. در نوع خودش. کتاب ارجاف. مرجفون. رجفه به معنای... آقایان علما، علمای اعلام، در درس محضر شما. لرزش. ارجاف چیست؟ لرزاندن. اراجیف که میگویند اراجیف میگوید. قرآن گفته حکم مرجفین چیست؟ اعدام. نه، اعدام معمولی. آمدنیوز مصداق مرجفین. میخواهم بگویم که اینی که اینقدر پیامی که اینقدر قرآن بهش ضریب میدهد. امنیت این کجا؟ امنیت آن کجا؟ هیچ مهندسی روی پیام نداریم. چیش را بگویم؟ چیش را نگویم؟ اگر این را بگویم بعد چی میگویند؟ جواب بدهم. این حس احساس وظیفه ها خیلی وقتها کشکی است.
یکی از رفقا گفتش که حاج آقا تو دانشگاه چرا تذکر نمیدهی به دخترهای بدحجاب؟ گفتم من مصممم که به دخترهای بد تذکر ندهم. برقی پلن چیدن میخواهد. من بروم تذکر بدهم، یکی اینور آنور بیاید دعوا، داد. فیلمبرداری. منتشر. گفتم من از تو حمایت میکنم. تو برو تذکر بده. وظیفه تو در یک فضایی که برایت طرح دارد، برنامه دارد. اعدام فتنه. یادتان است؟ آقا فرمودند که ۱۹ دی ۸۸ به مردم قم فرمودند هی به من نامه میدهند که چرا با اینها برخورد نمیکنید؟ بعد دشمن یک طرحی چیده که تو یک مهرهای را جابجا بکنی، او یک برنامه دیگر داشته باشد. باید متوقف کند. اینها اعدام بشوند بعد بنشینند شخصیتهای سمبلیک مقاومت و اپوزیسیون با نظام و بعد قبر اینها بشود پاتوق و هزار تا برنامه چیده بودند.
آقای نابود بشوند. کتابهایی بود که برای اینها چاپ شده و یادوارهها، سالگرد. قبلش چی؟ که چی؟ برای کی؟ کجا؟ چه پیامی را؟ چه وقت؟ برای چه کسی؟ چطور میخواهم القا بکنم؟ سؤالهای اصلی در رسانه. قبلی که برای شما داشتند یا نه؟ میخواهی چه اتفاقی توش بیفتد؟ برای چی؟ راه برو. حرفهای آتشین. میخواهم راهم بروم. دیگر چی میشود؟ حمله حالت نشستهامان را. سید داون کمدی. استندآپ کمدی که نه. کمدی از ما قبول بکنیم. اگر بله. با دست بالا. آنهایی که موافق. آنهایی که مخالف. آنتراک. ممتنع. چیزی یاد داری علی؟ خیلی نکته در این فضا گفتم. برنامه بلکه کمتر.
من میخواستم بگویم هفته. فقط مثال را بگویم. استراحت دوستان. قول میدهم. امام حسین (ع) شوخی دیگر. این آقایان علما این بحثها به درد فاطمیه، محرمتان هم میخورد. با اینها منبر میشود رفت. بعداً هر چند پاکت گرفتی نصف نصف. الان این بحث بحث خیلی خوبی است. در مدل تبلیغاتی حضرت زهرا سلامالله علیها، مدل امام حسین (ع). همین شیوه اسمگذاری. حضرت زهرا (س) چه کارهایی کرده. خودروهای امیرالمؤمنین (ع)، نهجالبلاغه این شکلی بخوانیم. خطبه سیدالشهدا (ع) این شکلی بخوانیم.
امام حسین (ع) یک تعبیری دارند خیلی معروف. بلدید؟ فرمودند: «الا و ان الدّعی ابن الدّعی قد رکز بین اثنتین بین السلة و الذلّة و هیهات منّا الذّلّة». دو سه تا تکنیک تبلیغاتی را حضرت اینجا به کار بردند. یکی شیوه اسمگذاری. «الدّعی ابن الدّعی». اشاره به ننه و بابایش این بودند. این هم یک مدل است. خود حضرت زهرا (س) از این شگرد استفاده کردند. پوست سوسمار را دباغی میکردید میخوردید. اگر بابای من و شوهر من نبودند کفش دشمن نوکری میکردید. به برکت پدر من و شوهر من شما عزت پیدا کردید. این هم اسمگذاری است دیگر. این هم یک مدل است. حالا همه که پوست سوسمار را دباغی نمیکردند. فرمود از چشمه آب میخوردید که سگها ازش قبل شما خورده بودند. نه. یک مدل تبلیغاتی است. یک شگرد رسانهای.
موضوع جذابی است. انشاءالله در تایم بعدی که داریم، سعی میکنیم خیلی سریع این هفت تا را تمام بکنیم. و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه دو
مهندسی افکار عمومی
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات مهندسی افکار عمومی
جلسه یک
مهندسی افکار عمومی
در حال بارگذاری نظرات...