مصرف شوندگی زن

جلسه دوم

00:51:16
215

معرفی
مدیریت مصرف در ساحت صحیح
کجا مصرف می شوید ؟
لزوم مدیریت مصرف در زندگی مشترک
نوع نگاه رهبری به ورزش قهرمانی بانوان ؟
ارزش شاد کردن دل ملت
غرور ملی ارزش است
نوع نگاه مراجع تقلید به حضور اجتماعی زنان
خانواده، بستری برای تولید
تعریف زن و مرد
کمال به جنسیت نیست
نسبت کنش گر با کنش پذیر ؟
مسئولیت راننده خطیر تر است
تبیین آیه سی و پنج سوره نسا
تناسب تعامل و تقسیم کار زوج ها
آیا ولایت داشتن مزیت است ؟
شرایط و حدود ولایت
آسیه، زنی که ضرب المثل قرآنی شد
ولایت، مسئولیت است
زور ابزار است نه ارزش
انسان نه زن است نه مرد
جنسیت، ابزار است
آیا قضاوت با ساختار ابزار زنانه تناسب دارد ؟
ارزش مقام والای حضرت زهرا سلام الله علیها
قدرت مردانه، عاطفه زنانه
کودک همسری، تعریفی غلط از ازدواج
زوجیت، تعامل است
زن مظهر ناز و مرد مظهر نیاز
زن، کانون عاطفه و محبت خانواده
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام.

چکیده بحث جلسه قبلی‌مان این بود که انسان موجودی است که در عالم ماده دائماً در حال مصرف شدن است. کار ما به عنوان انسان در ساحت روح، در ساحت فطرت، در ساحت نفس این است که مدیریت کنیم مصرفمان را؛ در چه ساحتی مصرف شویم.

سؤال خیلی زیبایی را قرآن در سوره مبارکه یونس می‌فرماید: «انا تصرفون؟» کجا مصرف می‌شوید؟ خیلی سؤال عجیب و فوق‌العاده‌ای است، چقدر این آیات قرآن غریب است. چالش جدی که خدا به بشریت دارد این است: "کجا مصرف می‌شوید؟" یعنی شما باید با قوه عقلتان انتخاب بکنید مصرف شدنتان را، کجا مصرف بشوید که تولیدی داشته باشد در یک عالم بالاتر، نه تولیدی برای یک مصرف دیگر تو همین‌جا. من وقت بگذارم چه زیبا بشوم که زیبا شدم مصرف بشوم، مصرف شدن بیشتر وقت بگذارم که بیشتر زیبا بشوم که بیشتر مصرف… یک دور باطل همین‌طور.

اگر می‌خواهی برای مثلاً همسر آراسته شوی… تعابیری که مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان دارند (احتمال زیاد امروز نرسم بخوانم تو ۴۵ دقیقه، ولی خیلی تعبیر فوق‌العاده‌ای است از آیه شریفه قرآن): "نساءکم حرث لکم." همسران شما، زن‌های شما، کشتزارند. تولید کنید، استفاده کنید، تولید کنید. هر دو طرف لباسید. لباس آدم مصرف می‌کند، مصرف می‌کند برای اینکه یک چیز دیگری برای خودش تولید کند؛ حرارت تولید کند، نجابت تولید کند، موقعیت اجتماعی تولید کند. انسان لباس را مصرف می‌کند برای تولیدی.

می‌گوید زن و شوهر همدیگر را مصرف می‌کنند، ولی مدیریت کنید چی تولید می‌کنید؟ مثل ابولهب و زنش نباشد: "تبت یدا ابی لهب و تب." بعد آنجا می‌گوید که "ما اغنی عنه ماله و ما کسب." "سیصلی نار." تولید کردند آتش، با هم تولید کردند آتش. این هیزم می‌کشید روی آتش او می‌انداخت روی آتش. زن و شوهر در ساحت غیرانسانی تولید می‌کنند، ولی آتش. تعامل با همدیگر دارند، تولید می‌کنند. پس ما باید مدیریت بکنیم.

یک بحثی را، یک نکته‌ای بگویم، ربط به بحث قبلیمون و ساعت قبلیمون هم دارد. من این اشکالات و شبهات عزیزان، خیلی برایم ارزشمند است، یعنی خیلی خوشم می‌آید وقتی این سؤالات مطرح می‌شود. این چالش جدی‌تان، بی‌‌پروایی در به چالش کشیدن من، خیلی خوشم می‌آید و این اتفاقاً کمال است. یعنی انسان در ساحت عقل نباید ملاحظه کسی را بکند و اینکه می‌بینم این‌قدر قشنگ و ان‌شاءالله قدرت داشته باشیم بتوانیم استدلال بیاوریم. به نظرم حالا در بحث قبلی اکثر خواهران (نمی‌دانم حالا اکثرشان، همه‌شان، بعضی‌شان) از پاسخی که دادیم حالا قانع شدند، این‌طور فهمیده‌ام، ولی باز من یک نکته دیگر عرض بکنم که اگر شبهه‌ای نسبت به آن بحث مانده، برطرف شود.

نسبت به ورزش بانوان: بنده این را در این کتاب اینستاگرام (بخشش را داشتم، کتاب اینستاگرام که الان در دست چاپ است، بحث عصری هم که داریم مربوط به این کتاب در مورد اینستاگرام، تقریباً کتاب ۳۰۰ صفحه‌ای است) یک بحث آنجا داشتیم: نوع نگاهی که آقا دارند به ورزش بانوان. (در کتاب گفتم) گفتم که این نگاه را تقریباً هیچ‌کدام از علما و مراجع ما ندارند. آقا به شدت از ورزش بانوان و ورزش قهرمانی بانوان حمایت می‌کند. بنده ندیدم بین علما و مراجع. نهایتاً اینکه سکوت است، حمایت نیست. بله، مخالفت نمی‌کنند، نهایتاً این است. مخالفت نکردن یعنی آن هم اثبات نشده.

ممکن است نوع نگاه آقا را ببینید، چقدر نگاه جالبی است. دو تا رویکرد متفاوت است: صرف مصرف‌شدنی است که هیچ تولیدی در پسش نیست. تولیدی می‌تواند داشته باشد. چه تولیدی؟ خیلی نگاه قشنگی است. ایشان چند جا تصریح کرده‌اند. ایشان می‌گوید شما وقتی یک زن محجبه در این فضایی که دنیا رقابت سر تبرج و آرایش و زینت و فلان، یک خانم موقر بدون هیچ آرایش، بدون هیچ تبرج، یک مهارت و یک فنی را دارد می‌آید جلوی چشم ملت ابراز می‌کند، نشان می‌دهد، برجسته می‌شود، برند می‌شود در دنیا به عنوان یک زن مسلمان موقر، عفیف، باحجاب و توانمند، یعنی یک تصویر و یک برند جذاب تولید می‌کند. مصرف می‌شود ولی تولید می‌کند. چه تولیدی؟ مشتری پیدا کند و طرفدار پیدا کند و ده تا لایک تولید بکند و صد تا فالوور تولید بکند؟ یک وقت این است: تولید فقط در همین سطح است. یک وقت نه، تصویر دارد تولید می‌کند.

ایشان از ورزش، از فوتبال حمایت می‌کند. هر وقت این بازی بچه‌های تیم ملی ما (هرکدام، بسکتبال، والیبال، فوتبال) یک افتخاری درست می‌کنند، آقا چه تعبیری به کار می‌برند؟ می‌گویند شما دل ملت را شاد کردید، یعنی غرور ملی تولید کردید، یک شادی ملی تولید کردید، مصرف شدید، بالاتر برای یک ارزشی که واقعاً ارزش است، نه یک ارزش توهمی. غرور ملی واقعاً ارزش است، افتخار ملی واقعاً ارزش است. هر ملتی نیاز دارد به یک شخصیت‌هایی که به آن شخصیت‌ها خودش را بشناسد. شخصیت‌ها دیده شوند. کمالات انسانی با آن شخصیت‌ها شناخته شوند. درست است؟ هر ملتی به اینها نیاز دارد.

ورزش قطعاً آقا با آن ساعت‌های کثیف، با آن رانت‌های پشت پرده ورزش کار ندارم. اتفاقاً چند جای دیگر نقض کردم که باز من همین را هم در کتاب آورده‌ام. اصلاً بعضی‌ها نانشان، بعضی از رسانه‌های ورزشی این است که دعوا بین این آدم‌های مختلف در ورزش درست بکنند، حاشیه درست بکنند، باج بگیرند. این هم هست، این بخش ورزش. هیچ‌کس قبول ندارد این بخش آلوده و کثیف ورزش را.

پس ما باید مدیریت بکنیم مصرفمان را. ما دائماً در حال مصرف شدنیم. بله، خانواده فرزندآوری بکند. اکثر خانم‌ها خانواده… این را به این نحو در مورد مراجع، بنده لااقل سراغ ندارم، چون اکثر مراجع موجود ما تا حدی که بنده خبر دارم و می‌شناسم، دخترانشان دختران تحصیل‌کرده و برجسته‌ای هستند. بعضی از پزشکان بسیار معروف، اساتید دانشگاه… جالب بود که انتخابات سال ۹۶ مثلاً نماد تحجر را می‌گفتند آقای رئیسی، در حالی که همسر ایشان رئیس دانشگاه است. دختر آقای علم‌الهدی. خیلی جالب است دیگر. دختر آقای علم‌الهدی و همسر آقای رئیسی در بین همه کاندیداها شناخته‌شده‌ترین آدم و فعال‌ترین آدم در عرصه اجتماعی بود. یعنی گاهی ما اسیر تصویرسازی‌ها می‌شویم و واقعیت‌ها را نمی‌بینیم.

می‌خواهم بگویم پس اسیر تصویرسازی‌ها نشویم. بنده قبول ندارم که مراجع نگاهشان این باشد، این تصویری که بعضی دوستان از مراجع بسازند که یک همچین نگاه متحجرانه‌ای به زن دارند. ولی این را قبول دارم که نگاه مراجع با نگاه رهبری متفاوت است. این را قبول دارم. یعنی یک افق خیلی وسیع‌تر و بالاتری را آقا مد نظرشان است. به هر دلیلی، مراجع اکثراً عمدتاً، خیلی‌ها این نگاه را ندارند که متحجرانه به زن داشته باشند. شاید الان یکی از کسانی که دیگر به شدت در این حرف‌ها خیلی شفاف و صریح صحبت می‌کند، در حالی که دختر (عکسشان هم پر است، دخترهاشان و همین مسئولین و همین آدم‌های فراوانی که البته خب ایران نیستند که بخواهند عکسی ازشان باشد، این هم هست).

خلاصه نکته‌ای که هست، ما حالا تعریفمان از انسان وقتی عوض شد، تعریفمان از زن هم عوض می‌شود، تعریفمان از خانواده هم عوض می‌شود. زنان و خانواده، حالا خانواده یک بستر است برای تولید دیگر. رقابت سر مصرف بیشتر نیست، ارزش به مصرف نیست. حالا من اینجا خیلی نکات را نوشته‌ام، رد کرده‌ام تا صحبت شود.

تعریفمان از زن و مرد چیست؟ دو موجود، جنسیتشان یکم ممکن است تعریف من طولانی شود و حفظ کردنش سخت باشد و حتی نوشتن هم سخت باشد، ولی شاید دوباره تکرار مسئله: دو موجود که جنسیتشان یک ابزار است برای تعامل با هم و تولیداتی می‌توانند و باید داشته باشند که فقط در اثر تعامل این دو جنس با هم میسر است. سخت؟ ساده. دو تا موجود که کمالشان به جنسیتشان نیست. جنسیت فقط ابزار است برایشان. از این ابزار باید استفاده بهینه بکنند. این ابزار، ابزار تعاملی است. یکی کنشگر است، یکی کنش‌پذیر است.

اصلاً "اناس" واژه… علامه طباطبایی، من متنش را آورده‌ام. ایشان در تفسیر المیزان، جلد ۵، صفحه ۱۳۳ می‌گویند که "انثی و مؤنث و اینها معنایش این است: آهن نرم و چکش‌پذیر شود. و چون گفته شود «انس المکان»، معنایش این است که فلان زمین خیلی زود سرسبز شد و یا قابل کشت شد. پس از این موارد استعمال می‌فهمیم یک جهت در همه موارد استعمال این ماده است و آن عبارت است از انفعال و نرمی و تأثرپذیری. و اگر جنس ماده از هر حیوان را نیز انثی خوانده‌اند، از این باب است." شاید جالب باشد. زن حالا در ساحت زنانگی‌اش، چه ساحت مادی‌اش (که اصلاً ارزشی ندارد ساحت مادی، چون فقط ابزار است)، این ساحت می‌شود ساحت تأثیرپذیری و کنش‌پذیری. ساحت مرد که به مرد می‌گویند "ذکر"، کنشگر است. خب، مرد کنشگر است، زن کنش‌پذیر. نه یعنی زن توسری‌خور، مرد دستورش می‌دهد. نسبت، نسبت زمین و آسمان. من اول بحث ازتون پرسیدم زمین مهم‌تر است یا آسمان؟ همه چی گفتید. چقدر زود مطالب عوض می‌شود.

فلز است، توسری خوردن. فقط نگاه می‌کنیم مثال‌ها مشکل دارد. من یک مثال خوب برایتان الان. این چکشی که می‌خورد سر این آهن و این آهن را فرم می‌دهد… قدرت مادی. خیلی خوب دارم اشتباه تصور می‌کنیم، مطلب را می‌فهمیم. ارزش این چکش بیشتر است. توسری خوردن عنوانی که... آفرین. اصلاً خیلی‌ها، در زندگی زن، چکش برای مرد است. چون نسبت تعاملی است. نسبت این است، شما دو تا زن و مرد، برایتان نسبت به همدیگر این است. نه اینکه این‌ها آدمند، شما لباسید، این می‌شود غلط. تأثیر به این معنا نیست ها.

الان شما زمین و آسمان، یعنی زمین خودش هیچی نیست. آسمان اگر نباشد این هیچی نیست. فقط آسمان است. اینجا یک ارتقاء وجودی دارد پیدا می‌کند. این فلزی که فقط به واسطه چکش (و چکش وجودی پیدا نمی‌کند)، این را قبول دارم. از این جهت مثال غلط است. شما ممکن است به نقطه نهایی نرسیده‌اید. فقط این فلز است، باید به این نقطه بالاتر برسد، آن هم واسطه چکش است. کامل، درست است، تعامل است. موجودات در تعامل با همدیگر ساخته می‌شوند و رشد می‌کنند. آسمان به زمین نیاز دارد، زمین به آسمان نیاز دارد. آسمان ابر تولید می‌کند به واسطه زمین و دریاست. البته این نظریه فوق پیشرفته داریم که آسمان اصلاً به زمین نگاه می‌کند و اگر جایی درخت نبیند نمی‌بارد. عرض کنم خدمت شما که البته ما حساب آدم‌ها را از هم تفکیک می‌کنیم. غصه نخور.

حالا من یک مثال خوب برایتان می‌زنم. شما فرض کنید یک ماشین، یک جماعتی می‌خواهند بروند سفر. حالا اینجا از قضا در مثال ما راننده مرد است. مَرَد فعلاً راننده ماست. اینجا تأثیر و کنش و حرکت این ماشین در تقسیم وظایفی که شده با این آقا، این خانم که در ماشین نشسته و این خانواده تأثیرپذیرند. یعنی چی؟ یعنی این آقا ماشین را که می‌برد، ها؟ ماشین است. تأثیرپذیری در عالم ماده، نه تأثیرپذیری در روح. آنجا همه تولیدکننده‌اند. بله، در عالم ماده این ماشین است که دارد می‌رود. همه متأثریم از راننده. یعنی راننده از ما بهتر است؟ آیا اتفاقاً شخصیت‌های بزرگ راننده دارند؟ آقا می‌رود عقب می‌نشیند. راننده اصلاً کلاسش به این است که این پشت فرمان ننشیند. آها، این الان این فقط نشان می‌دهد که آن مسئولیت خطیرتری دارد و مراقبت بیشتری باید داشته باشد.

ادامه می‌داد که یک وقتی آقا به بعضی از محافظانشان گفته بودند که من یک مدت رانندگی نکردم. آقای ماشین قدیمی، تو این کتابخانه داری که لعل… (ماجرایش را از تهران خریده بودند، سیستان و بلوچستان با این ماشین بودند، ماشین عجیب غریب و عتیقه‌ای که می‌گویند همین الان هم دارند). آقا خیلی علاقه به رانندگی اینها داشتند. دوران ریاست جمهوری‌شان، یک وقتی گفته بودند که آقا من یک وقتی پشت فرمان چند وقتی ننشسته‌ام. گفته بودند که تو بنشین کنار، من بنشینم پشت فرمان. سخنرانی داشتم در پادگانی. رسیده بودم. سرباز ماشین آمار را متوقف کرده بود. گفته بود که هماهنگ نشده است. ترس و لرز زنگ زده بود بالاتر. گفته بود که آقا ماشین آمده، این اجازه می‌خواهد، اینها وارد شود. گفته بود ماشین چیست؟ گفته بود نمی‌دانم، فقط خامنه‌ای است. راننده‌اش فلانی است. از خدا من به عنوان یک مرد و به عنوان یک راننده از خدایم است در ماشین بنشینم، یکی دیگر رانندگی کند. چون بی‌خوابی برای راننده است. کلافگی برای راننده است. چپ کردن برای راننده است. به کسی بزند، دیه با راننده است. زندان با راننده است. آدم‌کشی با راننده است. همه مشکلات و بدبختی و حواس‌جمعی برای راننده است. جریمه برای راننده. راننده جریمه می‌کند راننده را، جریمه می‌کند. بعد بهش می‌گویی که از این نه.

خب حالا این دیگر به این معنا نیست که اینجا دیگر آنی که در این ماشین باید حاکم باشد، رسیدن به مقصد است. خانم مسئولیتش این است. من در ماشین وقتی رانندگی می‌کنم، خانم را بیدار نگه می‌دارم. می‌گویم تو خواب بروی من هم خواب می‌روم. مسئولیتش راننده را هوشیار نگه دارد، راننده را نسبت به مسیر متوجه کند. یکی یکی اگر بفرمایید، ممنون می‌شوم. خانواده ران… تقریباً شبیه رهبر جامعه. با این مشکل ندارم اصلاً. متن خودش تصمیم… آفرین.

حالا می‌شود یکی یکی بریم؟ ببخشید. شما الان اینجا زن در این تقسیم وظایف، در این تقسیم اعضای بدن، زن چیست؟ مرد چیست؟ قلب زن، مرد مغز. مغز. دقت، مثال استفاده کنم. دقت کنید. قلب مهم‌تر است یا مغز؟ فرقی نمی‌کند. واقعاً وقتی وقتی مرگ مغزی می‌شود قلبش را هدیه می‌دهند، اهدا می‌کند. ببینید هر مثالی، دقت، دقت، مغالطات، تخصص… ببینید نکته‌ای که هست این است که شما هر مثالی که بخواهید بگویید، به قول منطقیون یک جنبه موارد دارد، یک جنبه مقرب دارد. فلانی شیر است. بابا شیر را وقتی تعریف می‌کنند، مثال می‌زنند به شجاعتش کار دارند. همه‌چی. ابعاد دیگری که ربط ندارد را کشف بکنم. سیستم بدن خوابیده یعنی از کار افتاده ولی راننده داخلش باشد حرکت می‌کند ولی مسافری که رانندگی الان می‌تواند آن خانم رانندگی بلد باشد. قلب نمی‌تواند مغز بشود ولی با مثالی که ما می‌گوییم یک وقتی می‌تواند که زن راننده بشود.

درست است ها. بحث ما سر تقسیم وظایف و تقسیم کار است. "الرجال قوامون علی النساء." قوام حکم راننده ماشین را دارد که این راننده ماشین بودن هیچ فضیلتی برایش ندارد. هیچ ارزشی به حساب نمی‌آید. بلکه یک وقت‌هایی مسئولیت بیشتر دارد و یک خطای او می‌شود صد تا جرم و جنایتی که آنی که آن بغل نشسته مسئولیت نداشته، جرم و جنایت هم ندارد. عرض من می‌خواهم بگویم این قوام بودن بر زن، چکی است که می‌خورد در سرش. "آدمت کنم." این نیست. این نیست. خیلی‌ها تعریفشان این است. ذهنشان این است. هرکی ذهنش این است، آدم مریضی است. می‌فهمیم مریض. اتفاقاً نگاه غربی به زن همین است. دقیقاً مصرف. کنم، درست مصرف می‌کند دیگر. بروید ببینید دیگر. در تبلیغات و تجارت و مقالات و پایان‌نامه‌ها و کتاب‌ها فراوان است. یکی‌اش را معرفی کردم، دو جلد.

آها، حالا نگاه قرآن چیست؟ کشتزار به چه معناست؟ کشتزار صرف مصرف یا تولید؟ کشتزار مصرف. زن و مرد الان آن زارع هم دارد مصرف می‌شود. کشاورز مصرف نمی‌شود؟ عرق می‌ریزد. این جوانی‌اش دارد می‌رود. انرژی‌اش دارد می‌رود. توانش دارد می‌رود. این هم دارد فرسوده می‌شود. زمین هم دارد مصرف می‌شود. این هم دارد مصرف، ولی بعداً یک گندمی می‌آید که محصول مشترک جفتشان است. هر دو به یک اندازه سهم دارند درش. روشن است؟ بعد کمال جفتشان است. زارع بی‌گندم همان‌قدر بی‌خاصیت که زمین بی‌گندم. وقتی آمد، محصول جفتشان. دقت داشته باشید. حالا می‌گوید این گندم کشاورز یا گندم زمین؟ زمین هم اگر معیوب بود، فاسد بود، بایر بود، محصول نمی‌داد. کشاورز هم اگر فاسد بود، بی‌عرضه بود، ضعیف بود، اهل تلاش نبود به محصول نمی‌رسید. دوتایی با هم تعامل و تقسیم کار داشته باشند. سودش مال آن روح است، مال آن عالم بالاتر، مال آن ابدیت، مال آن معناست. من صداها در هم که رفته هیچی نمی‌فهمم ها. ببخشید.

اولین مسئله پس چی شد؟ روایت بخشی نگاه می‌کنیم. منظومه است. یک سپهر همه کنار هم که می‌آید تازه فهمیده می‌شود چی می‌خواهد بگوید. "ریحانه" است به "قهرمان". قهرمان به چه معناست؟ به آن کارپردازی که مسئول امور مالی است، در زبان عربی به آن می‌گویند قهرمان. نه یعنی قهرمان یعنی قهرمانی رضازاده نمی‌شود به… قهرمان یعنی پادویی را نباید به دست زن بسپاری. رانندگی اتفاقاً پادویی فلانی است. راننده فلانی است یعنی پادوی فلانی است. درست است یا نه؟ بله راننده خیلی مهم است. راننده که باید رانندگی کند. حضرت آیت الله العظمی فلانی از دنیا می‌روند. جالب است. "قوا انفسکم و اهلیکم نارا." خودت و خانواده‌ات را وقایت کن. وقایت همان تعبیر رانندگی، مثال قرآنی است. مواظب باش خودت و خانواده‌ات را به جهنم نیاندازی. فرمان دادن دست توست آقا. اشتباه برود. حالا ده تا اهرم گذاشته برای اینکه این اشتباه نرود. ولایت یلخی نمی‌دهند. ولایت هیچ مزیتی نیست. پدر مگر بر بچه ولایت دارد؟ یعنی پدر، پسر مهم‌تر است یا بالاتر است یا بهتر است یا صاحبش است؟ یعنی بچه نمی‌تواند از بابای خودش بهتر باشد؟ ابوطالب بر علی بن ابیطالب ولایت دارد. یعنی ابوطالب بالاتر از علی بن ابیطالب است؟ بابا. بروید. پدر آقای بهجت ولایت داشت. به آقای بهجت راضی نیستم هیچ مستحبی انجام بدهی که ایشان حتی در نماز ذکر مستحب نمی‌گفتند، فقط واجب. بعد به مقامات بهج… پدر آقای بهجت از پدر بالاتر. ولایت داشتی. خدا ولایت را داد برای اینکه مدیریت شود. رانندگی را داده. می‌گوید تو این مهارت، این توانمندی را داری. یک وقتی ممکن است که این مرد مهارت را نداشته باشد. وقتی کسی رشید نبود، تعبیر قرآنی است و فقه ما و روایت ما هم هست. رشید وقتی نبود، احکام… می‌ترسم چون تبعات دارد که بخواهم به شما بگویم. مثلاً گفتن اگه بگویم چقدر همه از تبعات خوششان می‌آید. عرض کنم که فقه ما هست که اگر یک دختری خواستگار خوب دارد، پدر اجازه نمی‌دهد. حکم به این می‌کند. هر عاقلی حکم می‌کند که این خواستگار، پسر خوبی است. دختر هم شرایط ازدواج را دارد. پسر هم شرایط ازدواج را دارد. بابا نمی‌گذارد. اینجا گفتند ولایت پدر مسئله و در این امر نافذ نیست. بله. حالا آن بحث حاکم شرع، بحث سر این است. مسئله سر این است. پس یک حیطه دارد، محدوده‌ای دارد، چهارچوبی دارد، دلیلی دارد. یلخی همین‌طور نگفته. گفته ببین کلاً من با جنسیت جنسیت مردانه خیلی خوشم می‌آید. کلاً همه زن‌ها زیر کد مرد. بعد یکهو یک زنی پیدا می‌شود در قرآن. می‌شود ضرب‌المثل، زنی که حرف شوهرش را گوش نکرده. حضرت آسیه. و خیلی قدرت می‌خواهد. خیلی کار سختی است. یک زنی سوار یک ماشینی بوده که راننده‌اش داشته می‌رده… ماشین درآوردی. دمش گرم. همه ابزارها را البته استفاده کرده برای اینکه این مرد این را نبرده ته دره. درست است؟ اینها روشن است دیگر. ده تا اهرم و عامل بیرونی گذاشته برای مراقبت. حاکم شرع می‌آید وسط. حاکم شرع کیست؟ یک آدمی که ولایت دارد، یعنی عدالت دارد، یعنی فقاهت دارد، یعنی علم دارد. همه فاکتورهای صلاحیت را دارد در یک مرتبه بالاتر. حالا آن ولایت او حاکم بر همه ولایت‌های پایین‌تر. نمی‌گذارد کسی از ولایت سوءاستفاده بکند. اگر یک مردی خواست سوءاستفاده بکند از ولایتش، آن حاکم شرع می‌گیرد، می‌اندازدش زندان. حاکم شرع طلاقش… حق طلاق داده دست مرد ولی نه اینکه مطلق. یعنی تو برده‌ای در اختیار اینی. گفته رانندگی بالاخره دست یک نفر. نمی‌توانم بگویم آقا عادلانه تقسیم معنا دارد. یک دنده را من می‌زنم، یک دنده تو. دنده یک خوشم نمی‌آید. دنده چهار آلرژی دارم. از دنده یک از بچگی خوشم می‌آمده. معنای سازوکاری دارد. یک سیستمی دارد. بالاخره کار به دست یک نفر باشد. به یک نفر باید بسپرد. اینی که سپرده اصلاً از این هی باید تأکید بکنم. اینکه دست این سپرده هیچ ارزشی نیست. هیچ فضیلتی ندارد. هیچ خاصیتی ندارد. هیچ به معنای این نیست که خدا فقط مسئولیت… آدم عاقل زیر بار مسئولیت الکی و اضافی نمی‌رود. در جامعه ما این به خاطر آن نگاه جاهلی غلط است که وقتی زنی فاسد شد در سرش می‌زنند، ولی وقتی مردی فاسد شد افتخار هم می‌کند. شما آقای خامنه‌ای چرا سر همین بحث ناخودآگاه یکم مسائل دارد. با یک وقت می‌گوییم کسی را بهش مسئولیت بالاتری دادیم، شما می‌گویید ولایت. من می‌گویم مدیر مدرسه. مدیر مدرسه یعنی از همه بچه‌های در آن مدرسه نخبه‌تر است؟ دانشمندتر است؟ بالاخره توانمندی دارد، بهش داده‌اند. درست است؟ درس خوانده. یعنی لزوماً دیگر کسی نمی‌تواند با موقعیت برسد. لزوماً این دیگر آخر همه اینهاست، ته همه اینهاست.

ببینید جنسیت مردانه به نسبت ابزار، بله. به نسبت ابزار قدرت مادی که هیچ ارزشی ندارد و باید صریح گفت. پمپاژ، خیلی وقت‌ها خود ما زن‌ها مولد گفتمان مقابل این حرفیم. پمپاژ شود: قدرت مادی هیچ ارزشی نیست، زور ارزش نیست. درست شد؟ زور ارزش ندارد، هیچی نیست. ابزار، زور ابزار. حالا خدا جنس مردانه را به نسبت نوعش (نه همه افراد تک‌تک، نوع جنس مردانه) به نسبت نوع جنس زنانه در حیثیت ابزار… خیلی باید تأکید بکنم. چون این حرف‌ها وقتی یک کلمه‌اش کنده می‌شود، کل معنا عوض می‌شود. خیلی بحث دقیق است، عمل جراحی. شما یک رگ دیگر… خب طرف سکته می‌کند، می‌میرد. تک‌تک رگ‌های این بحث باید خوب باز باشد و روشن باشد که چی می‌خواهیم بگوییم.

انسان نه زن نه مرد. تمام. به قول قشنگ‌ترش: تمام. مهم‌ترین انسان نه زن نه مرد. انسان یک موجود تولیدکننده است. از جنسیت و ابزار تنش استفاده می‌کند، مصرف می‌کند. حالا بعضی‌ها ابزارشان ابزار محکم‌تری است. بعضی‌ها ابزارشان ابزار ظریف‌تری. ابزار ظریف در اتفاقاً وقتی می‌دهند یعنی از شما کار ظریف می‌خواهیم. الان چند نفر آورده‌اند در یک ساختمان عملگی کنند. به یکی قلم موی رنگ می‌دهند، به یکی تیغه و تیشه می‌دهند. یکی عصبانی می‌شود. به من نرم و نازک‌ها و شل‌ و ولا را دادی، با آن یکی سفت‌ها را دادی. معنا دارد این. بله. نقاش رنگ می‌خواهم. یک کار ظریف می‌خواهم. شما رنگ کن. از آن تیشه بزنید، دیوار را خرد کن. کارم معلوم است اصلاً. از ابزارش بفهمد کارش چیست.

ابزارگرایانه خالی می‌شود به ابزار ارزش می‌دهیم. آن وقت می‌گوییم تیشه گران‌تر است یا قلم؟ همه می‌گویند تیشه. روشن است. رنگ‌کاری خیلی کار ساده‌تری است تا لگد زدن و کوبیدن و دیوار خراب کردن و دیوار بالا بردن. ابزار مردانه به نسبت جنس مادی قوی‌ترِ. قبول دارم. ولی این را هم بدانید هر مردی به خاطر مرد بودنش از این امتیازات برخوردار نیست. لزوماً مثالش مثال قاضی شدن است. بله، جنسیت زنانه را خدا گفته که قضاوت را به این جنسیت من نمی‌سپارم، چون با ساخت ابزار او تناسب ندارد. مثل اینکه شما بخواهی با ماتیز یخچال جابه‌جا کنی. مثلاً یخچال سایدبای‌ساید. بعد طرف با ماتیز آمده یخچال سایدبای‌ساید بردارد. بهش می‌گوییم که ببخشید، یعنی آن کامیون‌های چغر باید بیایند. فقط بهشان یخچال سایدبای‌ساید بدهی. بازم ما توسری‌خوریم، ما نفله‌ها. ما اینجا به حساب نمی‌آورند. همه یخچال‌ها را به آنها می‌دهند. چه ربطی دارد؟ حکم، حکم الهی. بله، قضاوت به معنای قاضی شدن (در روایت ببینید). الان دستیار قاضی و اینها آمده. یک احکامی. دستیار قاضی به این می‌گویند. اینها مشکل ندارد. در قرآن که در قرآن گفته هر چی پیغمبر گفته گوش بدهید دیگر. هر چی هم پیغمبر می‌گوید می‌شود حکم.

ببینید می‌گویی مرجعیت، می‌گوییم امامت. امام واضح است دیگر. زن نمی‌تواند امام بشود. الان حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها که امام ظاهری نیستند، یعنی از ائمه ما پایین‌تر؟ حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها کرسی قضاوت نداشتند، کرسی مرجعیت نداشتند، فرماندهی جنگ نداشتند. احسنت، تولید کرده ۱۲ انسان. لیله‌القدر، به تعبیر روایات ما، از او نازل شده. این قرآن، این ۱۲ قرآن. ساحت انسانی اگر خوب فهمیده بشود اصلاً انسان نیازی به این حرف‌ها ندارد. آن عظمت اگر فهمیده شود، که خدا آن وقت به زن چی داده؟ چی داده؟ ابزاری داریم و ماده. بیشتر، بهتر. یا آن به هر مردی مگر قضاوت اجازه داده؟ چون مرد است می‌تواند قضاوت بکند؟ این همه شرایط دارد. پیغمبر اکرم به ابوذر فرمودند تو هم قاضی نشو. تو صلاحیتش را نداری. ابوذر درجه نهم ایمان بود. قضاوت شرایطی می‌خواهد، موقعیتی می‌خواهد. بعضی ابزارش را دارند، بعضی ابزارش را ندارند.

مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا حسین قمی وقتی که اصرار بود به مرجعیت ایشان. حالا می‌گوید آقا چرا زن نمی‌تواند مرجع بشود؟ بیا این مرد. ایشان یک رسمی بوده بین مراجع نجف. هرکی که در آستانه مرجعیت قرار می‌گرفته، انگار یک عهدی بوده بین همه. یک چیزی رسم بوده انگار. می‌رفتند التماس می‌کردند به امیرالمومنین که آقا اگر این مرجعیت برای ما ضرر دارد ما را از دنیا ببر. حسین قمی وقتی که مرجعیت به ایشان رسید و همه گفتند شما مرجعید، با گریه و التماس گفتم: آقا اگر من واقعاً مرجعیت برایم ضرر دارد، یعنی نمی‌توانم تولید در سطح بالاتر داشته باشم (چون مرجعیت هم مصرف شدن است دیگر)، یعنی مصرفی بشوم که نتوانم بالاتر تولید بکنم، اگر برای من ضرر دارد، مرا از دنیا ببر. بعد چند روز مریض شدند. سه ماه بعد از دنیا رفتند.

افتخار که مثلاً من فلان ابزار دارم. هلیکوپتر دارم. خوش به حالش این هلیکوپتر دارد. بابا، من هلیکوپتر الکی است. مگر می‌شود روشنش که همیشه بلند کرد؟ مگر می‌شود نشان… مگر می‌شود؟ او کلی ماجرا دارد. خلبانی، هواپیما داشتن، چی‌چی‌چی، ابزار داشتن خالی که افتخاری به حساب نمی‌آید. مردها زور بازو دارند. مردها این قدرت مادی و قدرت مدیریت مادی را خدا بهشان بیشتر داده. عاطفه را به زن داده. حالا ما یعنی ما زن‌ها عاطفیم. فرهنگ ما غلط است نسبت به این مفاهیم. ما نسبت عقل و عاطفه را خوب نفهمیدیم، درک نکردیم. جامعه اصل… ببینید این نگاه، نگاه مادی به زن است. نگاه مادی به انسان. ما عوض. مادی به انسان باید عوض. باید ارزش بشود آن ارزش معنوی. آن ارزش روح. ارزش باطن. آن وقتی ارزش شد آن وقت دیگر کسی کار ندارد شیخ طوسی چند کیلو بوده. ولی وقتی طرف مصرف شد و به سلبریتی بودن او فقط نظر شد، به این جذابیت ظاهری وقت نظر شد، اگر ۸۰ کیلو بشود ۹۰ کیلو بشود ۱۰۰ کیلو دیگر مفت نمی‌ارزد. کارکردهاست.

ضعف فرهنگی کجا باید درست بشود؟ حوزه، دانشگاه، رسانه، آموزش و پرورش، هر جایی که با انسان سر و کار دارد اول باید تعریفش از انسان عوض بشود. آن آدمی که دارد پرورش می‌دهد، آن آدمی که دارد برایش کار می‌کند، آن آدمی که مخاطبش است، تعریف دیگری از انسان. اینجا سی تا، آنجا سی تا، اینجا هشتاد تا، اینجا ۱۰۰ تا، اینجا ۲۰۰ تا. آرام آرام. ای پیغمبر. چه شکلی شروع کردند؟ سه سال مخفیانه، ده نفر، بیست نفر، پنجاه نفر. آرام آرام این حرف، این نرم‌افزار را فعال کرد پیغمبر. اینها هی تکثیر شدند. یکهو یک گفتمانی دنیا را خنده دارد. فلانی که الان رئیس جمهور است برود، فلانی بیاید درست می‌شود. دو برابر می‌شود مشکلات. مشکل این است. ساخت انسانی باید درست بشود. در جامعه ما تعریف از ازدواج غلط است. کودک‌همسری فحش است. ما نمی‌فهمیم خیلی وقت‌ها، توجه بهش نداریم. کودک‌همسری می‌گوید که دیشب دیدم موجی بود دوباره باز شروع شده که مثلاً چرا این حرف را بزنم. احتمالاً یک آتشی دوباره الان همه ساکت و آرام. یکهو آتش دوباره شروع می‌شود. خیلی کوتاه. کلیپ در مورد کودک‌همسری بود. یک شهری یک دختر ده ساله را دارند به یک چهارده ساله پسری داده‌اند. در آن نوشته بودند که دیگر حالا تعابیر خیلی زشت و رکیک و اینها. کودک‌همسری چرا مثلاً باید اجازه بدهیم که یک مردی به یک دختربچه تجاوز کند؟ یعنی اگر این دختر هجده سالش بود آن وقت تجاوز اشکال… یعنی کلاً نگاه به ازدواج یک تجاوز رسمی و تشریفاتی و خیلی تجاوز محترمانه است. ازدواج تجاوز محترمانه. کل ازدواج را می‌زند. مگر آنی که اجازه داده مثلاً دختر ده ساله ازدواج بشود، نگاهش به مصرف بوده؟ زوجیت به تعامل بوده. می‌گوید دختر در این سن ده سالگی می‌تواند تعامل کند. بله مصرفی است. درست است. من قبول دارم که بعضی از ذهن شما خارج کنم و خلاصتان کنم. من قبول دارم یک وقتی ساختار فیزیولوژیک دختربچه‌ای اجازه نمی‌دهد برای اینکه بخواهد مادر بشود. بله، این هم در نگاه اسلام لحاظ شده. خب الان مادر نشود، ولی مگر ازدواج فقط جفت‌گیری است که شما می‌گویی که این دختر ده ساله را دادی این بهش تجاوز کند؟ درنمی‌آید. اصلاً کسی که حرف کودک‌همسری را مطرح می‌کند، دارد به کل ازدواج توهین می‌کند. ازدواج چیست؟ گفته ازدواج فقط مصرف یک زن است. خب الان این ساختار فیزیولوژیکش نمی‌تواند مادر بشود. مادری نکن. ازدواج فقط مصرف زوجیت لباس تعامل. صحبت بکنیم که وقتش کیست. سن ازدواج کیست؟ آن یک بحث دیگری است.

نه، ببینید زن چون فرصت نشد برایتان بخوانم، ایشان می‌فرماید که خدای جذابیتی در جنس زنانه قرار داده. مرد یک کشش و کنش ذاتی نسبت به زن دارد. همانی که حالا خواهرمان از شهید مطهری یاد کردند. کتاب می‌گویند که زن مظهر ناز و مرد مظهر نیاز. واقعاً هم درست است. یعنی قدرتمندترین مردهایی که هم توپ دارند، به زن که می‌رسند این شل می‌شود. این طبیعتی است که خدا در او قرار داده. عاطفه نه به معنای یعنی خیلی گوگولی مگولی و این‌ها. عاطفه یعنی به تعبیر حضرت استاد آیت‌الله جوادی آملی، سر درس زیاد می‌فرمود. خیلی هم قشنگ است این جمله. دیوار مسجد اعظم نگاه کنید. این را با چی ساخته‌اند؟ با آجر و خشت و اینها ساخته‌اند. آن آجر و خشت را که روی آجر قبلی گذاشته‌اند، ما‌بین اینها چی گذاشته‌اند؟ سیمان، ملات. آن ملاتی که درست کرده‌اند با چی درست کرده‌اند؟ با آب. این ساختار مستحکم با آب است که مستحکم است. عاطفه یعنی قوه جاذبه‌ای که این عناصر چغر بد بدن را به هم می‌رساند. در خانواده مادر که از دنیا می‌رود، دیگر بچه‌ها سال به سال به تجربه، این دیگر واضح است دیگر. کانون محبت و عاطفه در خانه. همین دو هفته رفته بود کربلا، برادر خانمم، خواهر خانمم، پدر خانمم. هیچ‌کس. رکن خانواده از همه. به واسطه او دور هم بندند. همه را به هم می‌رساند. یک چیز واضحی است ها. عنصر عاطفه به این معنا، یعنی یک موجود گوگولی توسری‌خور. هرکی می‌آید یک لگد. اول حیوان دو تا عنصر را ندارد که حیوان است. یکی عقل را ندارد، یکی عاطفه. انسان عقل و عاطفه دارد که انسان است.

تو ابزار برای بروز عقل و عاطفه در جامعه. مرد ابزار بروز… با دقت. ابزار روح همه می‌توانند بالاترین حد عقل، بالاترین حد عاطفه مثل حضرت زینب سلام‌الله‌علیها. عقل و عاطفه حضرت زینب سلام‌الله‌علیها از همه مردهای تاریخ غیر از معصومین بالاتر است. قبول داری یا نداری؟ عقیله‌العرب. عقیله‌العرب. عرب که اکثراً مرد بودند که زن‌ها را می‌کشتند. از همه آنها عقلش بیشتر. در ساحت روح، کمال باطنی عقل می‌تواند از همه بالاتر باشد. تو ابزار. این نماد عقل است، آن نماد عاطفه است. نه اینکه عاطفه یک چیزی است درجه دو. عقل چیست؟ درجه یک. نه، عقل همان عقل مدیریتی یعنی فرماندهی، یعنی ابزار، یعنی تیشه. این تیشه قلم رنگ یک عاطفه را ن… او با قدرت به معنای ابزار و ماده و اینها. خوب وقت عزیزان را گرفتیم. ان‌شاءالله که بحث مفیدی بوده باشد و خدا ان‌شاءالله به همه توفیق و طول عمر بدهد. زیارتتان هم ان‌شاءالله قبول بشود و نایب‌الزیاره ما هم باشید و ما را هم از دعای خیر فراموش نکنید. و صلی الله علی سیدنا محمد و آله.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00