از استعمار فرهنگی در بیان امام خمینی رحمهاللهعلیه تا سند ۲۰۳۰
ولایت فقیه و نفی دیکتاتوری
خاطره امام خمینی رحمهاللهعلیه در عدم استقبال شاه از رشد علمی کشور
نشانه سلامت نظام، دشمنی مفسدین با آن است
ممنوعیت همجنسبازی از علل تحریمهای حقوق بشری!
تعبیر امام خمینی رحمهاللهعلیه از کشف حجاب به جنایت
آیا فساد در جامعه امروزی، بیشتر از زمان شاه است؟
لزوم اصلاح پیش فرض های مخاطب از شیوههای موثر در پاسخ به شبهات
تبیین ویژه نوجوان بر مدار محسوسات است
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. در مورد سخنرانیهای حضرت امام (قدس سره) قبل از انقلاب، و آن ترسیم راه و هدفی که باعث شد مردم به این نتیجه برسند که پای این دعوت بیایند، به دعوت امام خمینی (ره) لبیک بگویند و پای این حرف بایستند و برای این آرمانها انقلاب بکنند، این حرفها چه بود؟ یک مقداریاش را عرض کردم؛ البته خیلی بیش از اینهاست. یک چند تا سرفصل را فقط اجمالاً امروز به آن میرسیم. بیشترش را خود عزیزان انشاءالله میتوانند مطالعه بکنند. هشت جلد اول "صحیفه امام" خیلی مطالب دارد که مربوط به سخنرانیهای پیش از انقلاب حضرت امام (رحمت الله علیه) است. "صحیفه امام" هم که موجود است، توی اینترنت راحت میتوانید مطالعه بفرمایید. از همان اول ببینید امام با چه چیزی شروع کرده، تا همان آخر؛ و ببینید حرف امام توی این پانزده سال، بلکه بیشتر (چون اولین مطالب امام مال دهه سی است)، با این مطالبی که امام اول در بیانیههای خودش گفته، با این مطالبی که نزدیک به انقلاب گفته، با این مطالبی که بعد انقلاب گفته، آیا تفاوتی توی اینها میبینید؟ آنقدر یکدست است که اگر یک جملهای از امام خمینی (ره) نقل بشود، تاریخش نباشد، آدرسش نباشد، آدم نمیتواند بفهمد امام خمینی (ره) این را کی گفته. بعد انقلاب که به مراتب امام انقلابیتر است به نسبت قبل انقلاب؛ یعنی قاعده این است که امام بعد انقلاب مصلحتاندیشانه عمل بکند، دیگر به قدرت رسید، محافظهکارانه. اما اتفاقاً امام بعد انقلاب خیلی انقلابیتر است. ماههای آخرش که میرسد، حکم سلمان رشدی را میدهد، خود انقلابیها یکهو گیرپاچ میکنند بعضیهایشان که این چه بود آقا؟ یکم محافظهکاری! اصلاً نمیشود فهمید چه چیزی مال کی بوده، آنقدر که کلمات امام خمینی (ره) یکدست است.
یکی از مطالبی که در سخنرانیهای حضرت امام (قدس سره) خیلی پُربسامد و پُرتکرار است، یک بخشش را برایتان میخوانم. این مال ۱/۱۰/۱۳۵۷ است. بله، آدم عاشق میشود واقعاً به این امام خمینی (ره). حس شماها را نمیدانم، بنده واقعاً هرچی اینها را میخوانم، عشقم غلغل میکند نسبت به این آدم. چقدر خوب بوده واقعاً، چه نعمتی بوده خدا به ما داده؛ ای نسل ما، واقعاً اگر آدم فکر بکند موهبت بزرگی بوده که خدای متعال به ما عنایت کرد. ۱/۱۰/۱۳۵۷ میشود جلد ۵ صفحه ۲۶۲ و ۲۶۳، سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج. حالا کسانی که خودشان توی خارج هستند، امام هم آنجا دارد سخنرانی میکند، توی نوفل لوشاتو، وسط فرانسه، توی جمع ایرانیهای خارج از کشور. ببینید امام چه میگوید، خیلی شیرین و بانمک است. شیرین میگوید:
"الان این مظاهر تمدنی که در جاهای دیگر، در ممالک پیشرفته، از آنها استفادههای صحیح میشود، وقتی که آمده است در مملکت ما یا مملکتهای شبیه به مملکت ما، استفادههایی که از اینها میشود، استفادههای فاسد فاسدانه میشود."
مثلاً امام یکی از نقاطی که قبل انقلاب رویش دست گذاشته و به خاطر این مردم انقلاب کردند، اصلاح سینما بوده. ممکن است که کسی در سینما نمایشهایی که میدهد، نمایشهای اخلاقی باشد، نمایشهای آموزنده باشد که این را هیچ کس منع نکرده است؛ اما سینمایی که برای فساد اخلاق جوانهای ماست، و اگر چند روز جوانهای ما در این سینماهایی که در این عصر متعارف بود و در زمان شاه متعارف است، اگر چند وقت یک جوان برود در آنجا، فاسد بیرون میآید، دیگر به درد نمیخورد. و اینها میخواهند همین بشود؛ یعنی تمام برنامههایی که اینها درست کردهاند، برنامههای فرهنگی، برنامههای هنری، هرچه درست کردند، استعماری است. این همان استعمار فرهنگی و عدم استقلال فرهنگی است. میخواهند اینها جوانهای ما را یک جوانهایی بار بیاورند که به درد آنها بخورند، نه به درد مملکت خودشان بخورند یا فاسد بشوند. دقیقاً چیزی است که توی سند ۲۰۳۰، محل درگیری ماست؛ که میخواهند بچههای ما را یک چیزی بسازند که به درد آنها بخورد نه به درد خودمان.
چه کسانی حذف سند ۲۰۳۰ را انجام دادند؟ چه کسانی به جای آن، برای نگه داشتنش ایستادگی کردند؟ بگو: «از هرچی بگذرم، از سند ۲۰۳۰ نمیگذرم.» تا آخر هم بود. سند ۲۰۳۰؛ هرچی اینور و آنورش میزدند، باز بالاخره بود، اصلش بود. چیست این استعمار؟ آرمان ما چه بود قبل انقلاب؟ انقلاب کردیم، از مرکز استعمار فرهنگی بیرون بیاییم. این شاخص. حالا شما باید بیایید به ولایت فقیه نمره بدهید؛ یکم، چقدر پای حرفش ایستاده هنوز؟ اصلاً حرفش و چقدر در عمل و سیاستگذاری و جهتدهی موفق بوده؟ چقدر با قدرت برخورد کرده در اینکه این حرف از ارزش نیفتد؟ ببین، کار رهبر، کار اجرایی نیست؛ رهبر قرار نیست بیاید فیلم بسازد، چه میدانم مثلاً صدا و سیما، کنداکتور شبکهها را تنظیم بکند. کار رهبر، سیاستگذاری است. سیاستگذاری یعنی آن حرفهایی که از روز اول شروع شده، اینها کمرنگ نشود، به محاق نرود، به حاشیه نرود. اصل و فرع توی این شعارها و آرمانها قاطی نشود، جهت عوض نشود، خط دوتا نشود. این کار رهبر است. شما باید ببینید که این جهتی که امام قبل انقلاب داده، بعد انقلاب توسط خود امام خمینی (ره) پیش رفته یا نه؛ بعد امام توسط رهبر انقلاب ادامه پیدا کرده یا حرفها عوض شده؟
یکی دیگر از جلوههای عظیم شخصیتی رهبر انقلاب که نشان میدهد فاصله نجومی ایشان را با دیکتاتوری، این است که سی و چند سال است که ایشان رهبرند و همه اذعان دارند به اینکه بسیاری از تحولات شگفتانگیز این انقلاب و این نظام، توی دوران رهبری ایشان رخ داده. تشکیلاتسازیهای بینظیر زمان ایشان رخ داده. عمق راهبردی و استراتژیک نظام در خاورمیانه، مهار فتنه عراق، مهار فتنه افغانستان، شدیدترین بحرانهای امنیتی، نابود کردن داعش و هزاران مسئله دیگر، توسط ایشان، با رهبری ایشان رخ داده. ولی یک کلمه ایشان بروز در برابر امام خمینی (ره) ندارد، خیلی چیز عجیبی است. هرچی هست، همه سخنرانیهایش، همه حرفهایش، همه جهتگیریهایش، امام است. مثل یک طفل خُردپا در برابر امام. انگار او دارد میگوید، این دارد انجام میدهد، هیچ تشخصی در برابر امام خمینی (ره) ندارد.
دیگر کمترین چیزی است که یک دیکتاتور باید از خودش داشته باشد. نه پولی به نامش به عکسش چاپ شده، نه خیابانی به نامش است، نه فرودگاهی به نامش است. اینها دیگر ابتدائیات است. دیکتاتور، چی بگویم چه کلمهای باید استفاده بکنم؟ دیکتاتور دوستداشتنی بالاخره از این کارها میکند. اینها که هیچی تا اینکه بخواهد خودش را به عنوان یک منظومه فکری مستقل، مجزا، و حتی مکمل نسبت به امام خمینی (ره) معرفی بکند، این هم نیست. در برابر امام خمینی (ره) ندارد هیچ. میآید ۱۴ خرداد سال گذشته میگوید: «فاصله ما با امام خمینی نجومی است.» میگوید: «مرا با امام مقایسه نکنید. فاصله من با امام خمینی نجومی است.»
آدم دیکتاتور هم بشود، اینجوری بشود. واقعاً خدا از این دیکتاتورها زیاد کند توی عالم. انشاءالله همه عالم را از این دیکتاتورها بگیرند. خب، بعد آن احمق نادان برمیگردد میگوید که شما یک علمی در برابر اهل بیت بلند کردید. این رهبر در برابر امام خمینی (ره) از خودش علم ندارد. بعد در برابر امام زمان (عج) علم داشته باشد؟ طاغوت. امام خمینی (ره). تشخص ندارد، میگوید: «فاصله من با او نجومی است.»
امام زمان (عج) داریم، البته بالاخره امام زمان (عج) هم که انتقاد کنیم؛ آن یکی میگفت، آن احمق میگفت: «پیغمبر هم میشود بهش انتقاد کرد، امام زمان (عج) هم میشود انتقاد کرد.» عیار طاغوت، طاغوت این مدلی است. این از خودش تشخص دارد در برابر همه. تا آن کسی که این را عَلَم کرده، آورده، رای داده، رفیقش، رفیق مرحوم مغروقش میگوید که: «این رأی نداشت، من این را به رأی آوردم. الان جواب تلفنم را نمیدهد. اینترنت.» آنقدر تشخص دارد، میگوید: «نیم درصد، چقدر رأی داشت؟ من حمایت کردم، رئیس جمهور شد. الان جواب تماس. الان وقت ملاقات به خودم نمیدهد.» تازه مال دوره اول ریاست جمهوری. تشخص داشتن. این خودش یکی از علائم طاغوت است.
بیتشخصی این نشان میدهد که یک کسی محو ذوب امام است. کسی که ذوب بود در اسلام، به قول شهید چمران (رحمة الله علیه): «ذوبو فی الخمینی کما هو ضاب فی الاسلام» (در خمینی ذوب شوید همانطور که او در اسلام ذوب شده بود). امام در اسلام ذوب بود. امام مگر از خودش حرفی داشت؟ همه وجودش غرق بود در اینکه دستور شرع و تکلیف چیست و خواست خدا چیست؛ کما اینکه قرائن فراوانی هم هست. زندگینامه ایشان خصوصاً و خاطراتی که از ایشان نقل شده، خیلی توی این جهات کارگشاست. از خودش هیچی نداشت. امام در برابر خدا و در برابر اهل بیت (علیهمالسلام) تسلیم محض بود. این رهبر بزرگوار بعدی، حتی خودش را در عرض امام خمینی (ره) قرار نمیدهد که بگوید من و امام در اسلام غرقیم، مثلاً. نه، او ذوب در اسلام بود. «در خمینی ذوب بشوید، همانجور که او در اسلام ذوب شده.» او در اسلام ذوب شده بود. این رهبر بعدی در خمینی (ره) ذوب شده. هرچیزی که میگوید، میگوید: «این نظر امام بود، این ایده امام بود، کلام امام بود، این راهی است که امام تعیین کرد، این خواست امام بود.» خیلی اینها نکات مهمی است. اینها مسائل بسیار ریز و دقیقی است. کسی کمترین توجه و تحمل بکند، پی میبرد، معلوم میشود که چکاره است.
"آنقدر مراکز فساد در تهران الان بیشتر از کتابخانههاست. عرقخوریها بیشتر از کتابخانهها و کتابفروشیها بیشتر از مراکزی است که برای تعلیم و تربیت است. برای این است که میخواهند این جوانها به طرق مختلفه بیکاره و بیعار بار بیایند. دیگر در مقابل این استفادهجوهای خارجی نتوانند کاری بکنند؛ یعنی بیتفاوت باشند نسبت به آنها. این جوانهایی که تریاکی بار آمدهاند، هروئینی بار آمدهاند، شاربالخمر هستند، قمارباز شدهاند، عرض بکنم در مراکز فساد و فحشا رفتهاند، اینها دیگر همان عیاشیها را تمامِ تمام مقاصد خودشان میدانند و عالم هرچه بشود، آنها بیتفاوتند نسبت به آنها. و آنها میخواهند که این نسل جوانی که ممکن است یک ثروت بزرگی برای یک مملکت باشد و این مملکت را جلو ببرد، این نسل جوان را کاری بکنند که به عقب برگردد؛ یعنی چیزی بشود بیفایده، یک امر بیفایدهای، یک ثروت بیفایدهای برای مملکت بشود. این یکی از کارهایشان است که میکنند."
خب، بله ممکن است بپرسید که: «آقا مگر ما الان سینمایمان اسلامی است؟ صدا و سیمایمان اسلامی است؟ رسانههایمان اسلامی است؟» بله، ما صددرصد اسلامی نیستیم؛ ولی ضد اسلام هم نیستیم. شما تحولی که رخ داده را ببینید! توی مملکتی که کتابفروشی بوده، نه کتابخانه بوده، به ندرت، تک و توک. به همین تعبیر امام: «عرقفروشیها بیشتر بوده از کتابفروشیها.»
چقدر اهل مطالعه بودن؟ چقدر اهل تحصیل بودن؟ امام یکی از مباحثی که اینجا به شدت رویش بحث دارند، بحث تحصیل است. میگویند که قبل انقلاب، خیلی جالب است اینها را بدانید، میگویند: «دو تا جوان آمدند پیش من. اینها رشتهشان اتمی بود.» امام میگوید: «بعد اینها آمدند میگویند که شاه توی مملکت خودمان نمیگذارد ما تحصیل کنیم توی این رشته.» بعد امام میگویند که: «شاه نمیخواهد جوانهای ما دانشمند بشوند، که پسفردا این دانشمندان قد علم نکنند پیش خودش، خطری باشند برای ریاست و حاکمیتش.» خیلی اینها نکات عجیبی است. یعنی دردم میآید که اینها را باید برای اولین بار ما بگوییم و بشنویم.
مملکتی که از رشد علمی جوانهایش احساس خطر میکرده، «هرچه احمقتر و نادانتر و بیسوادتر، به نفع ما، حکومت ما پایدارتر.» شما این را مقایسه کنید با این مملکتی که رهبرش میآید گله میکند از جوانها، میگوید: «من از شماها بیشتر مطالعه میکنم، شما مطالعه نمیکنید.» هی هفتهای یک دانه، ماهی یکی کتاب تقریظ میکند، کتاب معرفی میکند، با این قیمتهای نجومی کتاب.
شما نمایشگاه کتاب میروید، هر سال شلوغتر، فروشها بیشتر، اقبال مردم به کتاب بیشتر، سطح تحصیلات و سواد عمومی، میزان دانشمندانش، میزان دانشجویانش، میزان تحقیقات علمیاش. بامزهاش این است که یک دولت خائنی مثل فرادَنِه، بر وزن فراعنه (که فریدونها، فرادنه، جمع فریدون است، فریدونها) وقتی میآیند، رشد علمی مملکت میآید پایین. اونی که باز وایمیایستد میگوید رشد متوقف بشود، رهبری است. خیلی اصلاً آدم خندهاش میگیرد. هستهای را تعطیل میکند، فضایی را تعطیل میکند. عکس هستهای را از روی پنج تومانی برمیدارد.
نماد و نمونه ازش رشد علمی متوقف میشود، کم میشود. رهبری توی این هشت سال، بخوانید یکی از چیزایی که به شدت رویش تأکید داشت، رشد علمی بود.
طاغوت از بیسوادی و عقبماندگی نفع میبرد، نونش تو این است. آن ضد طاغوت است، آن انبیا که مردم را دعوت به فهم میکنند، ترویج میکنند علم را، معرفت را، دانایی را، استدلال را، بینایی را. «ادْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِیرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِی.» هر آن چه کار فرعون است، چشمبندی است. «مَا أُرِیکُمْ إِلَّا مَا أَرَى.» شما نمیخواهید نگاه کنید، خودم برایتان نگاه میکنم. کار فرعون چشمبندی است. کار انبیا، «علی بصیرةٍ» چشم باز کردن است. ببین، حالیت باشد، بفهم. برو بخوان، برو مطالعه کن، برو تاریخ بخوان، برو سرگذشت اقوام را بخوان، برو سرگذشت انقلابها را بخوان. انقلاب اسلامی، رهبران ما. آن انقلاب، نظام قبلی، شاه با "فلوچی" مصاحبه میکند، یک خزعبلاتی میگوید. اجازه چاپ مصاحبه شاه را نمیدهند که مردم نفهمند این توی مصاحبه چه گفته. بخوانید، یک چند تا سوتی میدهد توی آن مصاحبه. بعد دیگر ممنوع میشود چاپ کردنش، میشود غیرقانونی چاپ کردن. خیلی اینها عجیب است واقعاً.
«قَدْ نَزّلَنی، ثُمّ نزّلَنی، ثُمّ نزّلَنی، حتی یُقالَ: عَلِیٌّ و مُعَاویةُ.» چه کسی را با چه کسی مقایسه میکند؟ سروش که خودش از خوبهای ضد انقلاب است، از خوبهای انکار نبوت و اینهاست، قرآن و نبوت و اینها. من تعجب میکنم از این سران اپوزیسیون، جملات سروش در مورد امام خمینی (ره). آقای خمینی اگر شاه هم باشد، در طول تاریخ ایران با سوادترین شاه این مملکت بوده. تاریخ ایران به خودش چنان حاکم با سوادی ندیده. فیلسوف درجه یک، یک عارف است. شما آثار امام را میخوانید، آنقدر سنگین است اینها. اصلاً استاد میخواهد. مصباح الهدایه امام استاد میخواهد. شرح دعای سحر امام استاد میخواهد. سرّ الصلاة امام استاد میخواهد. با یک عیار علمی بسیار بالاست. مردم را تشویق میکند به مطالعه، به دانستن، به با سواد شدن.
این یک طرف قضیه. یک طرف دیگر قضیه، بله، سینمای ما، رسانههای ما مشکلات دارد. صدا و سیما مشکلات دارد. ولی سؤال این است: فاسدهای سینما و تلویزیون ما با نظام یا ضد نظام؟ شما جواب دهید. فاسدهای تلویزیون و سینمای پهلوی با پهلوی بودند یا ضد پهلوی بودند؟ آیا این برای شما کافی نیست؟ خیلی مشخص است دیگر. آن فاسد تولید میکرد.
توی استودیو ۱۲ جام جم چند ماه پیش نشسته بودیم، توی صدا و سیما تورجی بودیم، به یکی از رفقا سمت چپ، آرام در گوشی گفتم، یک جوری که بقیه نشنوند مسئولین نشسته بودند، داشتند کار میکردند و اینا، گفتم که آن استودیو، خیلی آرام، «همان استودیویی که گوگوش برنامه اجرا میکرد، همین استودیو بود.» یکی کنار من نشسته بود، یکی از مسئولین برنامه بود. برگشت گفت: «نه حاجآقا، آن یکی استودیو بود، استودیو ۱۱.» «استودیو ۱۱ بود. آنجا یک در هم میخورد به باغ نمیدانم چیچی. گوگوش را از در فلان میآوردند، آنجا اول یک پیک عرق میخورد، روی بار میآمد اینجا میرقصید، برنامه خود را اجرا میکرد. از در پشتی از توی باغ خارجش میکردند.» آن استودیو بود، نه این استودیو. همه آن باغ مال پهلوی و شاه و گوگوش هم که اصلاً دیگر خودتان میدانید دیگر، رابطهاش با شاه و فرح و ظاهراً فرح مدل موهایش را مدل گوگوش میزد، اینجور یادم است.
مقایسه کنید با وضعیت فعلیمان. خیلی خیلی واضح است. عادل فردوسیپور را گرفتند، انداختندش بیرون، بدون هیچ واهمه و ترس. حالا خوب بوده، بد بوده، درست بوده، غلط بوده، باید میکردند، نمیکردند؛ نسبت به انقلاب و نظام و اینها روشن است. نشسته فوتبالیست را بازجویی میکند که خوب نظام اگر دو زار عقل فرعونی داشته باشد، این بابا را برای خودش میخرد. دهنش را پُر پول میکند، جیبش را پُر پول میکند. این را میکند آدم خودش، میکند سرباز خودش. چقدر آورده میتواند داشته باشد برای نظام. بلد نیست نظام این کارها را بکند؟ یکم پولپاشی بکند، یکم کثافتکاری بکند. البته خب، آنها که آدم اینها نمیشوند که مثلاً نمیدانم دعوت کنند مردم را برای پیادهروی اربعین، مثلاً عادل فردوسیپور مثلاً دیگر توی تیزر برنامه مثلاً بگوید: «بچهها عمود ۶۹۰ میبینمتان، آنجا پخش زنده ۹۰ داریم.» اینها که آدم آن نمیشوند که. آن نظام میشود آدم اینها. پول برای اینها خرج میکند، شریک میشود. داستان اینها. نظام دریغ ندارد، میگوید: «تو توی مسیر درستت برو، من حمایتت میکنم. من تریبون بهت میدهم استفاده بکنی. دهنکجی بکنی، زیر آبزنی بکنی، لگد بزنی، اذهان را تشویش کنی، خراب کنی.»
از برنامه فوتبال استفاده میکنی برای اینکه تیکههای سیاست خارجی بیندازی. فوتبال استفاده میکرد با آقای ظریف مصاحبه میکرد، برنامه فوتبالی، یادتان است دیگر؟ مصاحبه فردوسیپور با ظریف. اینها علامت سلامت است اتفاقاً. خطسیر خودش را مشخص کرده، توی این چهارچوب باشی نوکرتم. نباشی، باج نمیدهد باج. البته ما گیر و گور زیاد داریم توی سینمایمان، توی صداوسیمایمان.
اولاً اینها از طریق نظام پمپاژ نمیشود، بلکه برعکس است. عوامل خائن و فاسد پمپاژ میکنند علیه نظام. یعنی نظام پول نمیدهد بگوید، مثلاً برو گشت ارشاد بساز؛ آن یکی چی بود فیلم دینامیت؟ فیلمنامه هم نداشت. من متأسفانه نشستم این فیلم را نگاه کردم، خدا از سر تقصیراتمان بگذرد. یعنی جدای از شرمگوی شرمآوری و مسخره کردن که اصلاً تعمد فقط روی مسخره کردن است، اصلاً موضوعش این است.
فقط زمان شاه با اسم این دربار، با اسامی مشترک با اینها نمیتوانستی شوخی بکنی. این رسماً با لباس شخص اول مملکت را مسخره میکنند، میشود پرفروشترین فیلم مملکت. چه کسی پشت این کار است؟ کدام دست؟ فیلمنامه هم ندارد، داستان هم ندارد، هیچی ندارد. یعنی هنر هم تویش نیست. مشخص است که فقط یک پروژه بوده، پروژه سیاسی است. داستان فساد توی سینمای ما این است. یک پروژه سیاسی. دیگران دارند این پروژه را تغذیه میکنند. نظام دارد پول میدهد که این حرفها را بیا بگو. عقاید مردم را ضعیف کن. دهنکجی کن. مسخره کن. زمان شاه این بوده، داستان این بوده، دست پشت کار همین بوده. این تفاوتش.
راهکار هم دارد. من و شما باید اقدام بکنیم برای اصلاح سینما و صدا و سیما و اینها. توی این زمینه حرف زیاد است. یک جای دیگر امام چه میفرماید؟ این دیگر توی وصیت نامه امام است که جلد ۲۱ صفحه ۴۳۵. امام میفرماید که:
«مجلّهها با مقالهها و عکسهای افتضاحبار و اسفانگیز، و روزنامهها با مسابقات در مقالات ضد فرهنگی خویش و ضد اسلامی با افتخار، مردم به ویژه طبقه جوان مؤثر را به سوی غرب یا شرق هدایت میکردند. اضافه کنید بر آن، تبلیغ دامنهدار در ترویج مراکز فساد و عشرتکدهها و مراکز قمار (که قمار درست است) و لاتاری و مغازههای فروش کالاهای تجملاتی و اسباب آرایش و بازیها و مشروبات الکلی، به ویژه آنچه از غرب وارد میشد، و در مقابل صدور نفت و گاز و مخازن دیگر، عرصههای بازی و اسباببازیها و کالاهای تجملی وارد میشد. و صدها چیزهایی که امثال من از آنها بیاطلاع هستیم. و اگر خدای ناخواسته عمر رژیم سرسپرده و خانمانبرنداز پهلوی ادامه پیدا میکرد، چیزی نمیگذشت که جوانان برومند ما، این فرزندان اسلام و میهن که چشم امید ملت به آنهاست، با انواع دسیسه و نقشههای شیطانی به دست رژیم فاسد و رسانههای گروهی و روشنفکران غربزده و شرقگرا از دست ملت و دامن اسلام رخت برمیبستند یا جوانی خود را در مراکز فساد تباه میکردند.»
الان یکی از اشکالات این است که: «شما چرا عرقخوری را آزاد نمیکنید؟» اشکال به جمهوری اسلامی. بامزهاش این است که یک جناح سیاسی توی مملکت ما، که غالباً هم توی این چهل سال قدرت دست همینها بوده، رؤسای جمهور مال اینها بودهاند، دولت دست اینها بودهاند، اینها یقه نظام را گرفتهاند که: «چرا نمیگذاری عرقخوری آزاد بشود؟» خیلی بامزه است. اوج سلامت را نشان میدهد.
«یا به خدمت قدرتهای جهانخوار درآمده و کشور را به تباهی میکشاندند. خداوند متعال بر ما و آنان منت گذاشته و همه را از شر مفسدین و غارتگران نجات داد.»
جای دیگر امام میفرماید: ۲۰/۱۰/۱۳۵۸، چند ماه بعد از انقلاب، اوایل پیروزی انقلاب، جلد ۱۲ صفحه ۱۰۹ و ۱۱۱ میفرماید که:
«ابواب فساد را به روی جوانهای ما باز کردند و دامن زدند.»
الان اشکال این است که: «چرا اینستاگرام را فیلتر کردی؟» دعوا سر این است که: «چرا فیلتر کردی؟» فیلتر کرده ابواب فساد را. خیلی جالب است. محض رضای خدا دو تا از اشکالاتشان هم یک جور نیست که تناقض پیدا بکند با آن چیزی که از اول انقلاب مردم همش تأیید میکردند. همه شکایت از این میکند که: «این همان حرفهای اول انقلاب است، همان خط اول انقلاب.» گفتند: «آقا ابواب فساد را باید بست.» این هم همان خط است. ممکن است توی مصادیق اشتباه بکند. ببین، ما نمیخواهیم از همه چیز دفاع بکنیم. ممکن است یک کتابی را سانسور کردند، نگذاشتند چاپ بشود، به ناحق هم بوده، دفاع نمیکنیم؛ ولی اصل قضیه که رویکردش به این است که میخواهد روبروی فساد فرهنگی، فساد جنسی بایستد، توی این تعارف ندارد. آیا هزینههایش را هم ایستاده؟ چون حرفش از اول همین بوده. برای این انقلاب کردهایم. از این هم کوتاه نمیآید.
کشف حجاب میخوانم برایتان امام خمینی (ره) چه میگوید. یکی از اهداف انقلاب، مبارزه با کشف حجاب. میخوانم، خیلی بامزه است. میگوید:
«ابواب فساد را به روی جوانهای ما باز کردند و دامن زدند. ما که شاهد مملکت خودمان هستیم و میدانم و که شما هم همینطور است، چون با کشورهای آزادیبخش امام دارد صحبت میکند. ما که شاهد هستیم میبینیم مراکز فسادی که در مملکت ما هست و جوانهای ما به آن مراکز فساد کشیده شدند و هویت خودشان را از دست دادهاند، زیاد است که گفته میشود. و مسلم اینطور است که مراکز فساد در تهران بیشتر از کتابخانههاست. ما را تهی کردند از همه چیز. جوانهای ما را تهی کردند از آن خاصیتی که باید نیروی جوانی داشته باشد. خواستند نیروی جوانی ما را از دست ما بگیرند و بعد از اینکه این نیروها گرفته شد، خزائن ما، ذخایر ما را ببرند و جوانهای ما بیتفاوت باشند. در زمان رژیم سابق همین حال را پیش آورده بودند. جوانهای ما را به مراکز فساد کشیدند. تبلیغات راجع به فسادها، فسادهای اخلاقی عملی، به قدری زیاد بود که تمام روزنامهها، تمام مجلات در این باب کار میکردند. و همینطور رادیو تلویزیون. همه اینها مجهز بودند برای اینکه جوانهای ما را از بین ببرند و نیروی جوانی را از آنها سلب کنند.»
رسماً پرده سینما که میزدند برای اینکه مردم بفهمند اینجا چه فیلمی دارد اکران میشود، عکس روی پرده سینما مستهجن بود. میدان عشّرتآباد تهران، شده میدان سپاه. میدانی بوده، میگفتند آنجا سینما داشته، عکس روی پرده سینما عکس بدی بوده. این ماشینهایی که دور میچرخیدند دور میدان، چون حواسشان به آن عکس پرت میشده، آنجا مثلاً روزی ۱۰-۱۵ تا تصادف داشته. بعد توی روزنامه زده بودند: «آقا به خاطر تصادف که شده این را برداریم. اصلاً دیگر نمیگوییم حلال و حرام است، اینجا تصادف زیاد میشود، ملت همه چشمشان به آن است، میروند ماشین جلویی.» این پرده سینما بوده روی مجلات، روزنامهها. تازه امکانات نبود آن موقع.
اگر این امکانات را الان اگر داشت که دیگر این پهلوی چهکارها که نمیکرد. خود بزرگوار به خاطر مصرف بیرویه داروهای تقویت جنسی از دنیا رفت. عمر خود را، عمر شریف خود را در این راه گذاشت. در راه آرمانهای حیوانی خود، آخر هم جان شریف خود را تسلیم ملکه جهنم کرد.
بزرگوار، دستش توی کار بوده، میفهمد. معتاد، قاچاقچیها را دوست دارد. امام (ره) ۱۲/۴/۱۳۵۸، سخنرانی در جمع کارکنان سازمان مبارزه با اعتیاد. جلد ۸ صفحه ۳۹۵. چه میگویند:
«اینها میخواستند که هر قوهای که احتمال بدهند که در مقابل اجانب بایستد و اربابها بایستد و هر فکری را که احتمال بدهند که این فکر در مقابل آنهاست، اگر بتوانند فکر را از او بگیرند. فکر را چطور بگیرند؟ به اعتیاد، به مشروبات، به اعتیاد به هروئین و امثال مخدرات که فکر انسان را میگیرد.»
شما بروید آمار وضع مواد مخدر توی دربار و ترانزیت مواد مخدر توسط دربار را مطالعه کنید. سرچ کنید. خود دربار، مثل اشرف و دیگران، چقدر درگیر بودند و چه جور وارد مملکت میکردند. فکرش هم خندهدار است مثلاً بگوییم سردار فلانی در بیت رهبری، ایشان مثلاً ترانزیت گل دارند. مثلاً تهمتش را حتی کسی نمیزند، تهمتش را نمیگیرد. ولی زمان شاه بوده، همین بوده.
«انسان را از میان تهی میکند. مراکز فحشایی که سرتاسر مملکت بود، مراکز فسادی که سرتاسر مملکت بود، اینها هم جوانها را مشغول میکرد به یک امور شهوانی که به کلی افکار را از دستشان میگرفت.»
طاغوت کارش، نَفس قوم! همه را از فکر کردن مشغول عرقخوری و بازی و کثافکاری. دیگر فکر و تحلیل سیاسی و حضرت. سران اروپایی به بعضی از مسئولین ما گفته بودند، گفته بودند: «شما توی مملکتتان شراب که ممنوع است، رقص و قمار و اینها هم که ممنوع است. جوانهایتان را با چه چیزی مشغول میکنید که اینها شورش نکنند علیهتان؟» خیلی عجیب است! بعد یک نظامی است که اینها را با آنها برخورد میکند، با این کارها. نه تنها مروجش نیست، این هم نیست که بیخیال است؛ آن که مروج بود. این حتی اگر مروج هم نبود، باز طاغوت نبود. بیخیال هم اگر بود. این روبهرویش وایایستاده، با مروجینش برخورد میکند و به خاطر همین دارد هزینه میدهد. با بعضی از تحریمهایمان اینها را بدانید شما. خیلی اینها عجیب و جالب است.
بعضی از تحریمهای حقوق نظام جمهوری اسلامی که ما الان مثلاً به خاطر دارو مشکل داریم، به خاطر فروش نفت مشکل داریم، به خاطر این مسائل مشکل داریم، بعضی از تحریمها به خاطر این است که همجنسبازی را جمهوری اسلامی به رسمیت نمیشناسد. علت تحریم این است، ولی احمقی میآید میگوید به خاطر انرژی هستهای. یکیش این است. هزینه میدهیم به خاطر اینکه قانونی نیست همجنسبازی توی مملکتمان. دارو به ما نمیدهند، نفتمان را نمیخرند. تحقیر احساس حقارت میکنیم توی وجودمان. با اینها باید نمره بدهیم به کارنامه ولایت فقیه. نه به اینکه آقا قیمت بنزین فلان است، قیمت خانه فلان است. آن هم سر جای خود، ولی یک جمله شما توی اینها نمیبینی که امام خمینی (ره) گفته باشد: «من میآیم مثلاً قیمت خانه را ارزان میکنم.» مردم: «خیلی قیمت مسکن رفته بالا.» «مرغ چقدر گران شده؟» «انقلاب کنم حله.» این حرفها نیست. امام میگوید: «بعد انقلاب، مشکلاتمان ادامه دارد، مشکلات اقتصادیمان ادامه دارد. انقلاب کردن، رأی دادن. ابرقدرتان نه بگوییم، بیشتر به ما فشار میآورند، ولمان نمیکنند؛ ولی اگر روبهروی دین ما بایستند، ما روبهروی دنیای آنها خواهیم ایستاد.» این از این جملات طلایی امام خمینی (ره).
انقلاب مردم یک انقلاب دینی است، نه انقلاب شکمی یا زیرشکمی. اصل تحریف اینجا دارد رقم میخورد که اصلاً داستان انقلاب را کردند مردم برای دلار رأی دادند. بعد دیگر مثلاً رکب خوردند. آخوندها دروغ گفتند، دیدی دلار چند شد؟ اینها بوده. حرفهای امام میخواهم فکر را از شما بگیرم، میخواهم جوانهایتان را فاسد کنم، میخواهیم فحشا را ترویج کنیم. سینما این است. بیشتر حرفهای امام خمینی (ره) را مطالعه کنید.
«مردم برای اینکه عرقفروشی جمع بشود، رای دادند، انقلاب کردند.» چند نفر حاضرند این را بگویند؟ چند نفر گفتند تا حالا؟ چند بار شنیدید بگویند که معلوم میشود انقلاب موفق بوده، نمره میآورد.
نکات اصلی اینهاست. من خیلی باید اینها را گفت، بعد نشست و صحیفه امام را خواند. واقعاً یکی از چیزهایی که جایش خالی است، خصوصاً توی فضای رسانه ما، کار تمیز هنرمندانه، همهفهم، عمومی و فراگیر نسبت به صحیفه امام است. حرفهای امام، حرف امام (ره) الحمدلله ساده است، همهفهم است. برشهایی که زده میشود توی این کانالها، توی فضای مجازی، توی این فضاهایی که چت میکنید، خانوادگی، گروهی، دوستانه، این تیکهها باید دربیاید، پخش بشود، تکرار بشود. آقا محسن، اینها انقلاب کردیم، ولایت فقیه این است. کارآمدی ولایت فقیه را توی اینها باید سنجید و نمره داد. مردم برای اینها آمدند زیر بلیط ولایت. برای اینها ولایت فقیه را میخواستند توی این مملکت. برای اینها به آقای خمینی آری گفتند، چون احساس میکردند آقای خمینی این کارها را میتواند بکند. کدام کارها؟ جمع کردن فحشا، عرقخوری، قماربازی.
آقای خمینی موفق بود یا نبود؟ راهش ادامه پیدا کرد یا نکرد؟ به مردم خیانت کرد یا نکرد؟ یک چیز دیگر گفت، یک چیز دیگر علم کرد یا همین را ایستاد و اتفاقاً از جانب بعضی از مردم آسیب خورد، تحقیر شد، فحش شنید، لگدمال شد؟ چقدر فرق میکند چه چیزی را چه چیزی نشان میدهند. خیلی مهم است این حرفها.
میگوید که: «این یک برنامه بود. این برنامه روی یک حساب بود، نه اینکه همینطوری می شد. یک حسابِ حساب دقیق این کارها انجام میگرفت.»
باز هم امام دارد که دیگر من هی بخواهم بخوانم، همه توی همین محتواست. این را هم بخوانم: ۹/۳/۱۳۵۸، این هم چهار نوبت انقلاب، جلد ۸ صفحه ۲۲. قشنگ میگوید: «خرابیهای اخلاقی که در طول سلطنت این پدر و پسر در ایران تحقق پیدا کرد.» پدر و پسر کیست؟ پهلوی. «و آن فسادهایی که در این مملکت پیدا شد و دامن به آن زدند به عنوان ترقی، به عنوان تعالی.» دیگر بالاخره استفادههای بد میکردند، به عنوان تمدن بزرگ. «اینها طولانی است تا ببینند.» اینها جملات امام است. میگوید: «این خرابیهای اخلاقی که کردند، اینها طولانی است تا اینکه ترمیم بشود.»
بعداً ندا داده بود که من انقلاب کنم، یک ساله جمعش میکنم. بزرگوارانی آمده بودند، گفته بودند: «آقا سه هفته دیگر، شعر نگویید لطفاً.» این قضیه حجاب مگر قضیه یک روز و دو روزه بوده؟ زمان رضا شاه کار شروع شده، سالها میخ آن کوبیده شده. بعد انقلاب از آن طرف دیگر کار کردند، سالها آمده جلو با پلنها و نقشههای مختلف. «سه هفتهای برمیگردم.» «این قانون حساب بانکیات را فلان میکنیم.» «سه هفته یک ماهه برمیگردد.» «یک ماه دیگر حجاب درست میشود.» کجا داری زندگی میکنی؟ اصلاً زمینی، آسمانی، توی کرات دیگر؟ نقشه میخواهد. بعد اینها اگر توی این مدلی هم قانونگذاری میکنی که واویلاست. توی عنصر قانونگذار ما توی مجلس، آنقدر مسائل سطحی دیدند و تحلیل کردند. بابا اینها بلندمدت است. مجلس باید یک نقشههایی را بریزد، بقیهاش را بگوید مجلس بعدی بیاید بریزد، بقیه مجلس بعدی بیاید بریزد، بقیه مجلس بعدی بیاید بریزد. مگر اونی که برایت تخریب حجاب کار کرده، یک مجلس آمده یک قانون نوشته همه دارند اجرا میکنند؟ ۶۰ تا مجلس کار کردند، اونی که طراحی کرده صد ساله کار کرده، پنجاه ساله کار کرده، توی هر چهار سالی، پنج سالی، ده سالی نقشه را تعیین کرده که چقدرش الان پیش برود. اونی که موافق با طبع مردم است، موافق با شهوات مردم است، آنقدر کار دارد. اونی که مخالف با شهوت است، میگوید: «یک ماهه برمیگردد، با یک قانون برمیگردد.» اینها سادهانگاری است، اینها سادهلوحی است. به تخریب هم میکند. اینها دوستی خاله خرس است. آسیبی که میزند بیشتر از فایدهای است که آن.
«آنکه از همه چیز به کشور ما بیشتر صدمهاش بیشتر بود، این بود که نیروی انسانی ما را خراب و نگذاشتند رشد بکند.»
عمده اشکال امام به حکومت پهلوی این است. آدمها را فاسد کردهای. که جای دیگر مفصل بحثهایی دارد، میگوید: «اینها حیوان پرورش میدادند، همانجور که غرب حیوان پرورش میدهد. حکومتهای حیوانی بودند، حکومتهای انسانی نبودند. برای تعالی معنوی و عروج انسان و عروج عقل و عروج اخلاقی کار نمیکردند. هدف نداشتند، نقشه نداشتند، بلکه برعکس شهوات را نگه میداشتند.»
«مراکز فساد در شهرها و به خصوص در تهران آنقدر زیاد بود و آنقدر تبلیغ در کشاندن جوانهای ما به این مراکز فساد شد و آنقدر راههای فساد را برای جوانهای ما باز کردند و دامن زدند به اینها، اینکه کشاندن اینها را در مراکز فساد، این خرابی از همه خرابیها بدتر بود. خرابیهای مادی جبرانش آسانتر است از خرابیهای معنوی.» (جمله امام خمینی).
و این در مورد کشف حجاب هم بگویم. میفرماید که:
«در آن زمان، یعنی زمان حکومت رضاخان، به اسم اینکه میخواهیم نیمی از جمعیت ایران را فعال کنیم، آن شقی جنایتکار دست به یک جنایت زد و آن جنایت کشف حجاب بود.»
مردم اینها را شنیدند، انقلاب کردند. امام خمینی (ره) در مورد کشف حجاب، تعبیر «جنایت» را به کار بردند: «جنایت کشف حجاب.»
«و به جای اینکه نیمی از جمعیت ایران را فعال کند، آن نیم دیگری هم که نیمهی مردان بود، به طور بسیار بسیار زیادی از فعالیت انداختند. و این عروسکهایی که درست کردند و در همه ادارات جا دادند و در همه خیابانها راه انداختند، آنها که در ادارات بودند، سایر افرادی که در ادارات بودند را هم از کارهای خودشان بازداشتند. برید مملکت را آباد کنید، همه باید کار کنیم، زنان باید کار کنیم. میگفت: این نصفه اینها، این نصفه جامعه که لخت و عریان آمدند، آن نصفه دیگر را هم از کار انداختند. آنها هم از کارشان مشغول شدند به اینها.»
یعنی کاملاً با نگاه اقتصادی امام دارد به حجاب نگاه میکند. مفاسد اقتصادی، این داستان، اقتصاد را هم نابود میکند. مانع توسعه است.
«و آنها که در خیابانها رها بودند، جوانهای ما را به فساد کشاندند و فعالیت جوانهای ما را از دست آنها گرفت.»
این هم از این. باز هم هست که دیگر اگر بخواهم عرض بکنم، خیلی مفصل میشود. سخنرانیهای حضرت امام یک. باز هم بگویم برایتان، میماند اگر یک وقت دیگر فرصتی بشود، بیشترش را عرض خواهم کرد.
این چند تا پیشفرض توی این سؤال است که اینها نیاز به بازبینی دارد. بگوییم که توی آن شرایط بعد از زمان شاه، همه خوب بودند؟ در زمان 8 سال جنگ این همه آدم خوب به شهادت رسیدند. الان آن آسیبها نیست و آن تعداد هم به شهادت نمیرسد؟ الان من به شما عرض میکنم، آسیبهای الان که به مراتب بیشتر از زمان شاه است. نه اینستاگرام بوده، نه نمیدانم فیلتر. آن موقع برای دیدن یک مجله آنچنانی باید دم صد نفر را میدیدی. فاصله شمال تا رسیدن به یک عکس مستهجن شاید دو روز بوده، سه روز بوده تا بروی پیدایش کنی مثلاً. الان فاصلهاش دو الی سه ثانیه است برای رسیدن به یک عکس مستهجن. عوامل آسیبزای فکری و فرهنگی آن موقع چقدر بوده؟ الان چقدر بوده؟ اگر بخواهم الان تکتک بهتان بگویم، هم وقت گرفته میشود، هم شاید جایش نباشد، یعنی حیای بنده اجازه نمیدهد بعضی از مسائل الان اینجا خیلی عریان در موردش صحبت شود.
که الان شما توی فرهنگ غرب ستارههایی را به عنوان ستارههای هنری معرفی میکنند که اینها اصلاً اسمشان رویشان است که اینها ستارههای فیلمهای هرزهنگاری هستند، پورن استار. زمان شاه دیگر این را نداشتی. جمشید زمانهای هستیم الان.
زمان شاه، در اثر تقابل با فرهنگ فاسد شاه، این جوانها به اینجا رسیدهاند، یعنی همت بر اساس سیاستهای راهبردی شاه شد همت. یا در اثر برخورد با سیاستهای شاه و برعکس؟ قاسم سلیمانی، در اثر سیاستهای امام خمینی شد قاسم سلیمانی؟ یا در اثر تقابل با سیاستهای امام خمینی شد قاسم سلیمانی؟
ما توی این زمانه خودمان محسن حججی داریم. اینکه آمدند آبادانت را گرفتند، خرمشهرت را گرفتند، بعد یک تعدادی از بچههای همین شهر رفتند دفاع کردند که عمدتاً هم آنهایی که دفاع کردند، بچههای خود آن شهرها بودند؛ بهنام محمدی مال همان شهر بوده، بقیه، حسین فهمیده. کی؟ کی؟ اینکه آمده تانک دشمن وسط خیابانت وایایستاده، دفاع کردی در برابر اینکه یک جایی دارند یک تعرضی میکنند که ممکن است برسد به حرم حضرت زینب سلام الله علیها؛ از اینجا با پا توی دوره رفاهی که تیر و ترقهای هم بغلت نمیخورد. کدام عظمتش بیشتر است؟ عظمت کار محسن حججیها بالاتر است یا عظمت کار حسین فهمیدهها؟ با اینکه ما این شهدا را با هم مقایسه نمیکنیم. بالاتر. اینها را جمهوری اسلامی تربیت کرده. آنها را هم شاه تربیت نکرده. اینها را هم جمهوری اسلامی وسط بمباران شبهه و فساد تربیت کرده، با این همه امکانات، با دست خالی. آنها را هم امام خمینی تربیت کرده و با دست خالی در برابر شاه. همه اینها را باید با همدیگر لحاظ بکنی توی این مسائل.
سؤال خواهر عزیزمان هم بله. اینجا چند تا نکته است:
یکی اینکه اساساً این کلاس را ما تشکیل ندادیم برای اینکه چالشهای ذهنی یک نوجوان را، مثلاً مخاطبمان همین افراد حاضر توی این جلسه، اگر آنها بودند حرفهای دیگری میزدیم. اینکه حضار این جلسه میخواهند از این مطالب جای دیگری استفاده بکنند، بحث دیگری است. آنقدر جهت نمیدهد که محتوای این جلسه عوض بشود. مثل اینکه مثلاً ما اینجا آمدیم احکام نماز مثلاً بگوییم، احکام نماز به نمازخانهها میگوییم. «من چه جور جواب اونی که اصلاً نماز نمیخواند را بدهم؟» نماز جماعت بهشان یاد میدهیم. به خاطر اینکه چهار نفر نماز نمیخوانند، که نمیتوانیم چون چهار نفر هستند که نماز جماعت، نماز ما اینجا مطالبمان متناسب با این جمع است. این نکته اول.
نکته دوم این است که یک بخشی از مطالب ناظر به محتواست، یک بخشی از مطالب ناظر به روش است. ما توی این بحث فقط محتوا نگفتیم که بگوییم اینها حرفهای امام خمینی است، روش، روش پاسخگویی به این شبهات و این چالشها که شما برای نمره دادن به این انقلاب، به ولایت فقیه، برای کارنامه ساختن برای این نظام، باید نظام را با خودش مقایسه کنی، با حرفهای خودش، با ایدههای خودش، با اهداف خودش، با آرمانهای خودش. آنها را باید بیاییم مرور کنی که چه بود و چه کردیم؟ حرکت کردیم توی آن مسیر یا نه؟ خط را عوض کردیم؟ مردم را فریب دادیم؟ مردم به خاطر چه انقلاب کردند و بعد انقلاب چه شد و کدام ور رفت؟ میگویند: «انقلاب به انحراف کشیده شد.» از چه چیزی به انحراف کشیده شد؟ از کجا به انحراف کشیده شد؟ اینها چالشهای اصلی است. اینها سؤالات جدی است. بخش عمده خود مسجدیهاست، خود نمازخانههاست، حتی توی طلبههاست. میگویند: «انقلاب اولش خوب بود، کمکم به انحراف کشیده شد.» کجایش به انحراف کشیده شد؟ نسبت به چه چیزی به انحراف کشیده شد؟
آرمانش عوض شد، جهتش عوض شد، خطش عوض شد؟ بیا توی مسیر عمل. چالشهایی داشت که اتفاقاً آرمان سر جای خودش است و این چالش عملی را هم آن آرمان نشان میدهد که این مال من نیست. این فساد اخلاقی یک مدیر ارشادی، غلطی کرده. آرمانهای نظام، سلامت نظام، سلامت فکری و ایدئولوژی نظام داد میزند: «این از من نیست.» پرتش میکند کنار. ایدئولوژی به نفع مسئول برنمیگردد بگوید: «این هم درست است، این هم اسلام همین است.»
بعضیها نسبت به خلفا این کارها را کردهاند. یک خلیفه مثلاً رفته توی سفری، لغو کرده. آمدهاند گفتند: «اصلاً لغو توی سفر جایز است.» داستان یعنی خط را عوض، اسلام را عوض کردند که خلفا سر جایشان بمانند. توی این مملکت هر کس خطش عوض بشود، معلوم است. اهل سنت فتوا دارند، لغو در سفر جایز است، خلیفه رفته این کار را کرده مثلاً. خلیفه خارج میشود از اسلام. مسئول خارج میشود از دایره. معلوم میشود که این فاصله این کثیف. خط عوض نمیشود. نکته مهمی است. تا جایی که رهبری میآید خودش عذرخواهی میکند، میگوید: «آقا مثلاً ما توی قضیه کاهش نسل اشتباه کردیم.» خط او است.
دیکتاتور آنی است که خط متناسب با خودش را عوض میکند. کما اینکه خیلیها گفته بودند. همان ایشان گفتند که: «آقا تا یک حدیش لازم بود، درست بود، و اگر حدش دیگر بیشترش اشتباه بود، خود خود بنده هم مقصر میدانم توی این.»
پس این ناظر به روش است. این یک نکته. حالا با نسل جوان باید چه شکلی صحبت کرد، سؤال دیگری است. جدای از بحث ما و این جلسه. پاسخش این است که ما باید پاسخ مستدل، علمی، قابل ارائه داشته باشیم برای کارنامهی این نظام. که یک بحث است که مرحله دوم. مرحله اول این است که باید رویکرد این آدم را عوض بکنیم؛ یعنی اساساً سؤالی که او دارد میکند، مبتنی بر یک سری پیشفرضها است. یک سری مسلماتی است. یک سری چیزهایی فرض گرفته که خیلی از آنها غلط است. که ما توی این جلسات محرم و صفرمان، توی این مباحثی که داشتیم، از حیوانیت تا حیات جلسات مکرری به این بحث پرداختیم که حالا اگر خواستید میتوانیم به مباحثش مراجعه بکنید. اگر خدا توفیق بدهد، بعد محرم و صفر رفقا دارند اینها را کار میکنند که آماده بشود و هر کدامش یک جلد کتاب انشاءالله چاپ بشود. مفصل به این مباحث پرداختیم که اصلاً یک سری از ذهنیتها غلط است نسبت به این زندگی غلط است. مثلاً اینکه طرف توی دنیا دنبال راحتی و رفاه میگردد. اساساً خدا در دنیا راحتی و رفاه خلق نکرده. چندین روایت در این زمینه داریم. این پیشفرضش غلط است. حالا با این پیشفرض آمده یقه جمهوری اسلامی: «پُر رفاه من، کور اهدی من.» تو توی دنیا داری دنبال راحتی و رفاه میگردی؟ آخوند چکاره است؟ خدا نداده، خدا نمیدهد توی دنیا رفاه به نحو مطلق. نصفی میدهد، یک جاهایی یک مقداری. که همان هم امتحان است، همان هم امتحان است. همان هم ضابطه دارد، همان هم مثل بنی اسرائیل، اگر حقش را ادا نکنی، ازت میگیرد، عقوبت میکند. این پیشفرضهای طرف درست نشده، ما میگوییم: «حالا اینکه پیشفرضش این است، چه جوابش را بدهیم؟»
جواب ندارد که. «من پیشفرضم این است که مثلاً آقا از یوگوسلاوی، دور از جان شوخی میکنیم باهاشون که خوابش هم بپرد، یوگوسلاوی آمده اینجا برای جاسوسی، چند گرفتی؟» «سؤال جواب بده.» «من سؤال دارم.» «آقا سؤال تو بیمار است. من برای چه باید جواب بدهم؟» این سؤال جواب ندارد. خیلی جواب ندارد. برای اینکه پیشفرضش غلط است. هر سؤالی مگر باید جواب داد؟ میگوید: «نه، بالاخره شما یک جواب برای این تولید کنی، این جوان است، سؤال دارد.» «یک چیزی بالاخره بگو.» «حالا بگو یک و پونصد گرفتم.» «حالا یک چیزی بگو.» جواب ندارد. این اصلاً از اساس دروغ است. چه جواب بدهم من؟ یک چیزی را وقتی غلط فهمیدی، از بیخ اشتباه است. سوءتفاهم داری. من برای چه باید سؤالی که از این سوءتفاهم تولید شده جواب بدهم؟ من باید سوءتفاهم تو را حل کنم.
خیلی از این سؤالات در زمینه اقتصاد البته به حق است. خیلیهایش به حق است. خیلیهایش هم جواب دارد. در مورد اختلاسها، بیشترین چیزهایی که در مورد اختلاسها گفته میشود، تهمت دروغ است. همه اختلاسهایی که توی مملکت شده باهاش برخورد شده. همه آنهایی که دخالت توی اختلاسها داشتند دستگیر شدند، مگر اینکه فرار کرده باشند. به دیگران نذاشته باشند که اینها دستگیر بشوند، اینترپل همراهی نکرده. همهشان اعاده شدهاند اموالی که از مملکت بردند. همین بابک زنجانی هم که آنقدر طول کشیده به خاطر همین است. اعدام بوده. موضع نظام در برابر اختلاس و فساد مالی مشخص است، از اول همین بوده. بامزهاش این است که توی حکم اعدام اینها میآید، رفقایشان شروع میکنند داد و بیداد: «اعدام نکنیم، فلان.» معلوم میشود مال چه کسی بودند. رفقا جزء آخوندها باشند، صدایشان دربیاید. موقع اعدام اینها از توی لندن و اینور و آنور صدایشان درمیآید. جواب دارد. خیلیهایش جواب دارد. در مورد اختلاس، در مورد دزدی، در مورد مفاسد اقتصادی، در مورد مفاسد سیاسی، مسلح بشویم به پاسخش.
یک بخشیش اینهاست که سؤال درسته و واقعاً هم پاسخ. واقعاً این سؤال را باید ارج نهاد، باید جواب داد به این جوان. سؤال دارد، شبهه است، باید پاسخ داد. یک بخشی از سؤالات غلط است. این سؤال جواب ندارد، سوء تفاهم است. سوءتفاهمش را باید برطرف کرد. ذهنیت غلطی دارد، بر اساس ذهنیت غلطی دارد یک سؤالی میپرسد. دیگر سؤال جواب ندارد. شوخی هم بگویم بخندید. حرم امام رضا بودیم. بیرون صحن آزادی بودم. یک دختر جوان یک کمی هم شل حجاب بود، چند سال پیش. دسته بچه کوچیک هم توی دستش بود. آمد به من گفتش که: «میخواهم بروم بیرون. از کجا بروم بیرون؟» گفتم: «کدام بیرون؟» گفت: «بیرون دیگر، بیرون حرم.» گفتم: «خب یک بیرون داریم میرود خیابان نواب، یک بیرون داریم میرود خیابان امام رضا، یا بیرون خیابان شیر. مستقیم برو، کجا میخواهی بروی؟» خب، بعضی سؤالات خود سؤال مشکل دارد. جواب نمیدهی. تو خودت نمیدانی چه میخواهی.
بعد خیلی وقتها طرف، طرف را حالیش کرد که اصلاً چه چیزی میخواهی؟ سؤال چیست؟ بعد بنشینیم با هم جواب بدهیم. «توی اینی که میخواهی اصلاً نیست.» آخه تو الان توی دنیا رفاه میخواهی، نیست این را من چه جور جواب تو را بدهم که چرا رفاه نیامده؟ چرا آخوندها برای رفاه نیامدند؟
دفاع کامل با مشخصات دقیق علمی، ترازهای بینالمللی اگر بخواهیم حرف بزنیم که اگر شما مقایسه کنید الان را با قبل انقلاب مشخص است. توی زندگی سطح درآمدی مردم با همه فشارها و مشکلات چقدر است. بنده به نوع اطرافیان خودم، اقوام تهران، مشهد، کرج، چه میدانم قم، چهار تا شهری که ما دائم در رفت و آمد نیروهای مستقریم توی این شهرها، به اینها که نگاه میکنم میبینم عموم خانواده ما، اطرافیان ما، دور و وریهای ما، سطح درآمدشان دارد افزایش پیدا میکند. بالاتر از ما پیشرفت در جهت اقتصادی نسبت به ده سال پیش فرق کرده، ماشینش فرق کرده، مستأجر بوده خانهدار شده، مستأجر بوده جای بهتر رفته.
بله، نمیخواهم منکر بشوم خیلی از مواردی که مردم خیلی مشکلات دارند. به سطح کلان که شما نگاه میکنی، مشخص است که وزن زندگی مردم دارد با همه مشکلات اقتصادی که همه قبول داریم، عمومی مردم دارد بهبود پیدا میکند. اربعین میآید؟ سی سال هم برید وزن خیابانها همین است. مرز مهران، آن ور مرز طی این بیست سال هیچ فرقی نکرده. این ور مرز شش ماه دیگر عوض شده. چه جور دیگر با رسم شکل توضیح بدهم؟ آن ور مرز بیست ساله همش همین بوده. آن تیکهای که از مرز آشغال ریختند و اینها، ماشین میگیری، تمام آن جاده هم تا خود کوت و بعدش ضرباتی کجا فلان، میرود، نمیدانم تا دیوانیه و از آنجا دیوانیه میرود تا نجف. همه خیابان همین است. سی سال همین بوده. از اولی که ما رفتیم از بعد سقوط صدام همین شکلی بوده تا الان. مهران شما شش ماه نمیروی، بعد میروی: «اینجا کجاست؟ چقدر عوض شده؟» پیشرفت اتوبان، جادهاش، خیابانش. زدیم از قم بریم مهران دیدم سه تا مسیر به ما معرفی کردند از جاده بروجرد، از جاده فلان، این اتوبان و فلان است. شما مسیر نجف، شصت سال دیگر مملکت پیشرفتی ندارد. همین است. تهش یکم خانههای بعضیهایشان توی محلههایی توی نجف و کربلا عوض بشود، تازه آن هم اوضاعشان بهبود پیدا میکند.
مملکت پیشرفتی ندارد. پیشرفت اقتصادی مملکتی که نه تحریم است، بیانیه حقوق بشری دارد، نه بابت انرژی هستهای یقهاش گیر است، نه فتنه امنیتی و نظامی مثل ایران دارد، هیچی ندارد، داستانی ندارد، رابطه با همه دنیا هم خوب است. آمریکاییان پایگاه دارند توی مملکتش. نفتش را هم دارند میفروشند. پیشرفت دارد.
جوان با نوجوان حرف زد به صورت محسوس و هزاران مورد مثل این. خوب اذان شد. چه باید بکنیم؟ روز جمعه هم هست و نماز جماعت میخوانیم. خوب سؤالی چیزی اگر ما هستیم در خدمت عزیزان. اگر مسئله، نکتهای، چیزی؟ اگر نه که دیگر همه را به خدای بزرگ بسپاریم که ظاهراً همه دوست دارند که همه را به خدای بزرگ بسپاریم. با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه اول
چرا انقلاب کردید؟
در حال بارگذاری نظرات...