صلوات درمانی

جلسه اول

00:57:13
568

معرفی
صلوات دائمی خداوند و ملائکه بر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله
فعل مضارع در آیه صلوات نماد زنده بودن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است.
حرمت جهنمی شدن برای فردی که یک لااله الا الله بگوید
آیت الله بهجت: «گشتیم و گشتیم و ذکری بالاتر از صلوات نیافتیم.»
درمان عصبانیت با ذکر شریف صلوات
توصیه آیت‌الله بهاالدینی برای دفع بمباران‌های دشمن در جنگ => خواندن حدیث کساء و گرفتن ختم صلوات
صلوات خداوند بر بندگان صابر => اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمه
از علل سقوط حضرت آدم، لغزیدن دل او با دیدن مقام اهل بیت علیهم‌السلام بود.
صلوات خداوند بر بندگان باعث خروج از ظلمت و ورود به نور و محبت آور است.
کلید استجابت دعا صلوات است.
راز شیرینی عسل، صلوات زنبور بر شهد گل‌هاست.
روضه امام حسین علیه‌السلام
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و ابوالقاسم المصطفی محمد، اللهم صل علی محمد و آل محمد، فعالیت طیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
در قرآن کریم آیه‌ای منحصر به فرد داریم که از جهاتی این آیه نظیر و شبیه ندارد. تقریباً می‌شود گفت که هیچ جای قرآن خدای متعال این‌مدلی صحبت نکرده که بخواهد مردم را تشویق به کاری بکند؛ با این مشوق، با این تذکر که "ای مردم، کاری هست که من دائم انجام می‌دهم، شما هم انجام بدهید." خدا بفرماید، خدا بگوید: "من کاری را دائم انجام می‌دهم، شما هم انجام بدهید."
بله، بعضی وقت‌ها گفته که کاری را امت‌های قبلی انجام می‌دادند شما هم انجام بدهید: «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ». قبل از شما روزه می‌گرفتند، شما هم روزه بگیرید. یا ممکن است بگوید کاری را انبیای من، اولیای من انجام می‌دادند، شما هم انجام دهید: «فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ». انبیای من صبر می‌کردند، شماها هم صبر بکنید. یا مثل مؤمنین باشید: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» که این‌ها اهل نماز بودند، «وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ» اهل زکات بودند و این‌ها.
ولی کاری هست که قبل از اینکه توصیه بکند ما انجام دهیم، فرموده: «من خودم انجام می‌دهم، دائماً هم انجام می‌دهم.» بعد فرموده شما هم انجام بدهید. کی می‌داند این عمل چیست؟ همین آیه معروفی که الحمدلله شاید همه‌مان حفظ باشیم، شاید بعد هر نمازی در هر مسجدی لااقل بین اذان و اقامه خوانده می‌شود: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ». "یا ایها الذین آمنوا" را اول نیاورده، اینجا آورده! اول آیه می‌آید، اول حساب ما را روشن کرده؛ بگذار بهت بگویم کاری هست که من و ملائکه انجام می‌دهیم. «یصلون» هم دارد؛ فعل مضارع. زمان برایش تعیین نکرده، وقفه نگذاشته، قید نگذاشته کی‌ها. نگفته؛ معلوم می‌شود همیشگی و دائمی است. می‌فرماید من و ملائکه بر پیامبر صلوات می‌فرستیم. (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) بعد اینجا خطاب کرده به ما: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا».
خب، با بحثی که امشب خواهیم داشت، صلوات‌هایمان هم ان‌شاءالله زیاد خواهد بود. اشکالی هم ندارد، ان‌شاءالله که ذخیره باشد برای زندگی بعد از این دنیایمان و ان‌شاءالله هدیه‌ای باشد به روح همه کسانی که به گردن ما حق دارند؛ در رأسش پیامبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)، اهل بیت مکرم ایشان و همه علما و آبا و اجداد، حقوق شهدا و همه اهل اسلام، همه کسانی که ذره‌ای محبت پیامبر را داشتند، ان‌شاءالله همه‌شان از ثواب این جلسه و این صلوات‌هایی که شما می‌فرستید، ان‌شاءالله فیض خواهند برد.
ما چون زیاد از صلوات امشب یاد خواهیم کرد، طبعاً شما هم زیاد صلوات خواهید فرستاد و ان‌شاءالله جلسه‌مان نورانی خواهد شد و خسته هم نخواهیم شد از این ذکر مبارک، ان‌شاءالله. پس خدای متعال در قرآن به ما دستور داده، دستور داده که نسبت به پیغمبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) صلوات بفرستیم و قبلش هم فرموده که من خودم این کار را می‌کنم. خیلی عجیب است! خدا دائماً دارد بر پیغمبر صلوات می‌فرستد. این آیه بسیار عجیبی است. اگر به این آیه توجه شود، خیلی مطالب و مسائل حل می‌شود.
این نادان‌هایی که در عالم اسلام به اسم وهابیت اجازه نمی‌دهند کسی وایسد کنار قبر رسول الله (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) به پیغمبر سلام بدهد؛ آن امام جماعت پلید مسجدالنبی (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) ازش نقل شده گفته که من جز افتخاراتم این است که اینجا چهل سال نماز خواندم، یک بار برنگشتم به این قبر سلام بدهم. چهل سال کنار قبر رسول الله (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) نماز خواندم، یک بار به این قبر سلام نداده! خیلی بدبختی است، خیلی محرومیت است. اینجا آیه قرآن چه دارد می‌گوید؟ بعد آن‌ها می‌گویند آقا این‌ها مردند، فایده‌ای ندارد، خاصیتی ندارد! خب این آیه را خدای متعال در مورد پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) فرموده، نفرموده که در زمان حیاتش من بر پیغمبر صلوات می‌فرستم. قید که نزده، معلوم می‌شود همین امروز هم خدای متعال دارد بر پیغمبر صلوات می‌فرستد.
خب، کدام پیغمبر؟ پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) زنده است یا (نستجیرُ بِالله) مرده است؟ می‌بیند؟ می‌شنود؟ یا نمی‌بیند و نمی‌شنود؟ آیه مهمی است برای اینکه کسی بخواهد تو دهن این نادان‌ها بزند که به اسم پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) دارند می‌چاپند مردم را، عالم اسلام را و قصد کردند قبر پیامبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) را؛ همان‌طور که خانه پیامبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) را غصب کردند و بعضی از نااهل‌ها به هر حال آنجا بر اساس داستان‌هایی که می‌دانید و نمی‌خواهم اشاره بکنم، دفن شدند. الان هم امروز هم خانه پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)، مسجد پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) تو دست نااهل‌هایی است که ذره‌ای از قرآن و این معارف بویی نبرده‌اند.
خدای متعال دارد می‌فرماید که من به پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) صلوات می‌فرستم. بعد توصیه کرده به ما، دستور داده به ما که شما هم این کار را بکنید. معلوم می‌شود که اصلاً یک وظیفه است نسبت به پیغمبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ). شما می‌بینید در مسجد پیامبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) اسم مبارک پیغمبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) می‌آید، در اذان هیچ‌کس صلوات نمی‌فرستد! در روایت هم دارد اگر کسی اسم من را بشنود و صلوات نفرستد، روز قیامت همان‌طور که اینجا بی‌محلی، بی‌توجهی کرد، انگار نه انگار بود نسبت به نام من و نسبت به صلوات؛ خدای متعال کاری می‌کند که نسبت به بهشت این شکلی می‌شود؛ مات و مبهوت می‌شود، گم و گور می‌شود، در قیامت بهشت را پیدا نمی‌کند. همان‌طور که اینجا کاری نداشتی به اینکه این اسم کی بود که آمد، عین خیالت نبود، من هم کاری می‌کنم که یک جوری مات و مبهوت بشوی که نتوانی بهشت را پیدا کنی، انگار نه انگاری که اینجا نسبت به بهشت گیج باشی و نفهمی. این خیلی مهم است.
بعد تازه صلواتی هم که بعضاً می‌فرستند، صلوات نصف و نیمه است. از عجایب، در بعضی از آثارشان، بزرگانشان نقل کردند، خیلی عجیب است؛ یعنی آدم بعضی وقت‌ها واقعاً انگشت به دهان می‌ماند از این همه خباثت. در روایتی در یکی از این منابع این‌ها روایتی خیلی عجیب است. این‌ها اسم پیامبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) را این شکلی می‌گویند: می‌گویند: «صلى الله علیه وسلم». و آله‌اش را نمی‌گوید. می‌گویند: «صلى الله علیه وسلم، پیغمبر صلى الله علیه وسلم این‌طور فرمود».
حالا روایتی که نقل کردند تو کتاب‌هایشان چیست؟ می‌گوید پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) فرمودند به من صلوات دم‌بریده نفرستید: «لَا تُصَلُّوا عَلَيَّ صَلَاةٌ بَتْرَاءُ». صلوات دم‌بریده و نصفه نیمه برای من نفرستید. پرسیدند: «یا رسول الله، صلوات نصفه و نیمه چیست؟» فرمود: «آن صلواتی که اسم من را بیاوری، اسم آل من را نیاوری.» دوباره حدیث را از اول برایتان می‌خوانم. می‌گوید پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) فرمودند به من صلوات نصفه و نیمه نفرستید. صلوات نصفه و نیمه چیست؟ آنی که اسم من را بیاوری و اسم آل من را نیاوری. اللهم صل علی محمد.
این نشان می‌دهد آقا این ذکر ساده، با همه سادگی که دارد، برای عده‌ای خیلی سنگین است، خیلی فشار می‌آورد. بله، چهار تا لفظ، چهار تا کلمه است، ولی همین چهار تا کلمه همان‌طور که کلمه «لا اله الا الله» فرمود، یک کسی اگر «لا اله الا الله» داشته باشد، مفتاح الجنة، کلید بهشت. کلمه «لا اله الا الله» کالابرگ بهشت است. «لا اله الا الله» یعنی بهشت را در ازای یک چیز به شما می‌دهند، یک چیز، آن هم کلمه «لا اله الا الله». نه اینکه حالا کسی به آن مراتب عالی رسیده باشد، همین که به زبانش جاری شود، خدا او را اهل بهشت قرار می‌دهد. اگر هم جهنم برود تا ابد جهنم نمی‌ماند، بالاخره یک روز بهشتی می‌شود.
توی روایت مفصلی دارد در کتاب توحید صدوق، خدای متعال فرمود که من جهنم را حرام کردم به کسی که یک بار «لا اله الا الله» گفته باشد در عمرش. نمی‌گذارم تا ابد بسوزد. به خودم واجب کردم، روایت است. خداوند متعال فرمود به خودم واجب علی نفسی. قسم، خدا قسم خورده، به گردن خودم انداختم. قسم خوردم کسی که یک بار «لا اله الا الله» گفته، نگذارم تا ابد تو جهنم بماند. مگر اینکه حالا کسی دشمن اهل بیت تو مراتب عالی باشد که ما حسابش جداست.
خب، این کلمه «لا اله الا الله» مگر چیست؟ معلوم می‌شود همین کلمه «لا اله الا الله» گفتنش برای یک عده خیلی سخت است، کما اینکه همین‌طور هم بود. پیغمبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) در مورد بعضی از این سران کفار_ابوجهل_ فرمودند که این ابوجهل از فرعون بدتر است. برای اینکه فرعون لااقل لحظه مرگش، آن لحظه‌ای که آب دریا داشت برمی‌گشت بیاید سمت فرعون، فرعون تا دید دارد غرق می‌شود، برگشت گفت خدایا ایمان آوردم، که البته بهش جواب دادند که تمام شد، وقت دیر شد، آب بالا آمدی، وقت امتحان تمام شد.
پیامبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) فرمود که فرعون حضرت موسی (عَلَیْهِ السَّلَامُ) لااقل وقتی دید دارد می‌میرد، ایمان آورد. این فرعون امت من که ابوجهل باشد، موقع مرگش هم می‌گفت به لات و عزی، قسم، حاضر نشد دم مردنم حاضر نشد اسم خدا را بیاورد. بعضی‌ها این‌جوری‌اند. نسبت به اهل بیت هم بعضی‌ها تازه نسبت به اهل بیت بعضی‌ها بدترند. چون خدا را می‌گوید به هر حال زورم بهش نمی‌رسد، خداست، خلقم کرد. و در مورد اهل بیت می‌گوید: «این هم یک آدمی مثل من است، چشم دارد، گوش دارد، غذا می‌خورد، می‌خوابد. برای چه من باید این‌ها را تحویل بگیرم؟ چرا این‌قدر باید در مورد اینها ابراز تواضع بکنم؟ این همه اظهار تواضع بکنم برای چی؟» زورش می‌آید همین کلمه ساده. زورش می‌آید به زبان جاری کند. معلوم می‌شود که چیز خیلی ساده‌ای هم نیست. این همه فضیلت برایش ذکر شده.
ذکر شریف صلوات ذکر عجیبی است. مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) که خب حقیقتاً از بزرگان درجه یک تاریخ اسلام، از آن شاگردهای درجه یک اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلَامُ) بود. ایشان فرموده بودند که ما گشتیم و گشتیم، بالاتر از ذکر شریف صلوات پیدا نکردیم و شما هم اگر بگردید، پیدا نخواهید کرد. (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)
یک کسی که استاد این کارهاست، نمازش آن شکلی است. از نوجوانی نماز آن‌چنانی داشته، چهارده سالگی حالات فوق‌العاده داشته در نماز. آن‌قدر صاف و زلال بوده فکر می‌کردم همه همین‌شکلی‌اند. آیت‌الله بهجت از کودکی حالات عرفانی عجیبی داشته، بعد فکر می‌کرده این مال هر کسی است که نماز می‌خواند. بعد یک روزی می‌آید به امام جماعتی در یک مسجدی تو سنین کم، ظاهراً تو کربلا هم بوده ایشان، یک سؤالی می‌پرسد. بعد می‌گوید که آقا مثلاً آدم تو نماز این‌طوری که می‌شود، این چیکار باید بکند؟ آن آقا به ایشان می‌گوید که شما مگر تو نماز مثلاً این‌طوری می‌شوی؟ ایشان گفت: بله، دیگر همه تو نماز این‌جوری می‌شوند. آن آقا گفت: نه، کسی تو نماز این‌جوری نمی‌شود. نماز بخوانی این‌جوری نمی‌شوی. مال تو است که معلوم می‌شود اهل داستان‌هایی هستی و این‌ها. از آنجا می‌فهمد که این‌ها مال خودش است، اختصاص به خودش دارد. از آنجا شروع می‌کند کتمان کردن. سنین چهارده سالگی، پانزده سالگی تو نماز حالت فوق‌العاده داشته.
عباراتی که بزرگان در مورد ایشان گفتند نمی‌خواهم بگویم که حالا چون نیاز به شرح و بسط دارد. مرد خدا بود آیت‌الله‌العظمی بهجت. انسان درجه یکی بود، آدم معمولی نبود. طلبه بی‌سوادی مثل بنده نبود که همین‌جوری یک چیزی می‌گوید، به جان بنده نیست، یک حرفی می‌زند حالا می‌خواهد مجلس را گرم بکند، یک سروصدایی راه بیندازد. آقای بهجت اگه حرف می‌زد، اهل حرف زدن نبود. می‌فرمود «چیزی را بگویید که قیامت بتوانیم جواب بدهیم.» چون بعضی‌ها با یک «بله» و یک «خیر» گفتن یا می‌روند بهشت یا می‌روند جهنم. فرمود: «بعضیا با یک "بله" گفتن رفتن بهشت، بعضی‌ها با یک "خیر" گفتن رفتن جهنم.» این‌قدر حساس بود تو حرف زدنش. بعد ایشان فرمود: «ما گشتیم و گشتیم از این ذکر بالاتر پیدا نکردیم، به شما هم اگر بگردید بالاتر پیدا نمی‌کنید.»
به هر کی هم هر سؤالی از ایشان می‌پرسید یک ربطی می‌داد ایشان به ذکر صلوات و دستورالعملش بود. در واقع به تعبیری که می‌خواهم عرض بکنم خدمتتان، روش آیت‌الله‌العظمی بهجت این بود که صلوات‌درمانی می‌کرد افراد را، مردم مشکلات شان را با صلوات‌درمانی می‌کرد. نسخه درمانی ایشان این ذکر شریف بود که حالا البته روایاتی هم امشب یک چند دقیقه‌ای خدمتتان عرض می‌کنم که معلوم بشود این حرفی که ایشان می‌زد، حساب و کتابش از کجا بود.
سؤالی که از آیت‌الله بهجت پرسیدند و جواب‌هایی که ایشان دادند، بخوانم برایتان ببینید چقدر نگاه ایشان به ذکر صلوات عجیب است. مثلاً از ایشان پرسیدند که آقا برای درمان عصبانیت چه کنیم؟ آدم جوش می‌آورد، داغ می‌کند، فحش می‌دهد، می‌شکند. تو رانندگی‌ها دیدید که چاقو را در می‌آورد، می‌زند، می‌کشد. حالا تو آمریکا که تفنگ‌ها را در می‌آورند. فیلم‌هایش منتشر می‌شود، بلیط مترو را نداده، کلتش را درآورده زده‌اش. این تا درس عبرتی باشد برای همه کسانی که بلیط را دیر می‌دهند! خب، عصبانیت را چیکار باید کرد؟ راه درمانش چیست؟ آدم این‌قدر زود جوش می‌آورد.
خیلی عجیب است ها! این دستوری که آیت‌الله بهجت می‌دهد، ببینید این‌ها مال یک کسی است که نود سال تو راه بندگی خدا دویده. دویده، نه آروم آروم رفته، نه مثل من چپکی رفته، برعکس رفته. نه، مسیر را صاف رفته و دویده. توی علم در فقه سرآمد، علم در معنویت جزو درجه یک‌های تاریخ. همچین کسی دارد این حرف را می‌زند. حکیم. ازش می‌پرسند آقا برای درمان عصبانیت چه کنیم؟ ایشان می‌فرمایند: «با عقیده کامل زیاد صلوات بفرستید.» (اللهم صل علی محمد و آل محمد)
این عقیده کامل یعنی چه آقا؟ یعنی این فقط یک کلمه و یک لفظی نباشد به زبان آدم. یک توجهی داشته باشد. اینکه نام چه کسی. حالا نه آن جور توجه عمیقاً، آن خوب کار امثال ماها نیست. نسبت به اهل بیت، نسبت به نبی اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) ابراز علاقه می‌کند، ابراز محبت می‌کند، ابراز تواضع می‌کند. ولو آقا همین کلمه‌اش که اول جلسه عرض کردم. همینش هم برای خیلی‌ها سخت است. همین دو کلمه به بعضی‌ها فشار می‌آورد. یا نصفه می‌گوید، این‌ورش را می‌گوید آن‌ورش را نمی‌گوید. کمرش می‌شکند. همینش هم ولی همین هم آقا اثر دارد. ولو همین گفتن زبانی‌اش، همین هم اگر مداومت داشته باشد، کم‌کم حال و احوال دلش عوض می‌شود.
یک مثال و نکته عرض بکنم معلوم بشود صلوات چقدر عجیب‌وغریب است. البته در مورد صلوات باید خیلی بیشتر از این‌ها صحبت کرد. به هر حال چون هفته‌ای هستیم که هفته میلاد پیامبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)، نور وجود پیغمبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) و عطر وجود پیغمبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) همه عالم را تو این ایام به طور خاص پر کرده. دیگر حالا امشب می‌خواهیم در مورد این ذکر شریف یک چند کلمه‌ای صحبت بکنیم ان‌شاءالله از برکاتش همه‌مان بهره‌مند بشویم.
زمان جنگ به مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهاءالدینی گفته بودند که آقا یک شهری است، شهر درود. حالا حاج آقا امام جماعت‌مان اهل لرستان است. درود هم مال لرستان است دیگر. الان جزو لر است. یکی از علمایی که الان هم در قید حیات است که آن زمان در درود مسئولیتی داشتند و کاری داشتند و این‌ها، از شاگردان آیت‌الله‌العظمی بهاءالدینی بودند. به ایشان گفته بودند که آقا اینجا بمباران زیاد می‌شود. اما پدافند و این‌ها نداریم که بخواهیم این را دفعش بکنیم. چیکار بکنیم؟ فرمودند: «مجالس ختم صلوات بگیرید در شهرتان، دفع می‌شود این بلا.» بعد می‌گفتند که این بمب‌افکن‌های صدام می‌آمدند بالای شهر، شهر را سیاه می‌دیدند. می‌رفتند تو بیابان‌ها بمب‌ها را می‌انداختند، موشک‌ها را می‌انداختند. به طرز عجیبی همه تعجب می‌کردند و یک دانه موشک دیگر تو شهر نمی‌آمد.
ذکر صلوات این شکلی است. حرکات به ظاهر خیلی ساده است. دو تا کلمه است. ولی حقایقی درش نهفته. اولاً خدای متعال برای اینکه عنایت بکند به اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلَامُ)، به دعای من و شما نیازی ندارد. صلوات یعنی انعطاف نشان دادن، نگاه گرم کردن، محبت کردن، آغوش گرم باز کردن. این توجه خیلی عاشقانه و لطیف و مهربانانه، این را بهش می‌گویند صلوات. یا خود صلات هم همین است که یک توجه از عمق جان، از ته دل یک کسی به یک کسی بکند. این می‌شود صلات.
یک وقت شما نسبت به یک کسی ابراز محبت می‌کنی. یک وقت می‌گویی آقا من این را می‌پرستم ها! می‌پرستم یعنی چه؟ می‌گویند آقا این فلانی عاشق فلانی است. یکی می‌گوید نه! برو بالا! یکی می‌گوید می‌دونی؟ مریدش است. آن یکی می‌گوید نه بابا! برو بالا! آن دیگری می‌گوید می‌پرستد. یعنی همه دلش پر از محبت این است، همه جانش به سمت این است. این می‌شود معنای صلات. نماز هم همین است دیگر؛ یعنی همه جانت را بده به خدا، همه دلت را بیاور سمت خدا.
یک وقت صلات از جانب ما به خداست، یک وقت از جانب خدا به ماست. یک وقت از جانب خدا به پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)، یک وقت از جانب پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) به ما. می‌شود چهار تا صلات. صلات ما به خدا همین نمازی است که می‌خوانیم: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ». یک وقت صلات خدا بر ماست: «أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ». این آیه کجای قرآن است؟ کیا یادشان است؟ ادامه کدام آیه است؟ ادامه آیه: «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ»، «فَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ». کسانی که تو مصیبت می‌گویند ما مال خداییم، این‌ها صابرند. «أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ»، این‌ها کسانی‌اند که خدا بر این‌ها صلوات می‌فرستد.
خیلی حرف‌ها. مرحوم سید مرتضی تو کلاس می‌گفته: «استاد ما شیخ مفید (صلوات الله علیه) این‌طور فرمود.» «خجالت بکش، این دکون دستگاه‌ها چیست؟» یعنی چه؟ می‌گوید: «استاد ما صلوات الله علیه.» صلی الله علیه مثلاً صلی الله علیه و آله. اما اینجا دیگر ندارد. شیخ مفید صلی الله علیه، صلوات الله علیه. آقا این حرف‌ها چیست؟ این دکون دستگاه‌ها چیست؟ آیه قرآن را نخواندی که فرموده: «أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ»؟ استاد ما هم جزو صابرین بود، خدا برایش صلوات می‌فرستد. صلوات خدا بر ما شد دو تا.
یکی صلوات خدا بر پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ). همین آیه‌ای که خواندیم: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ». یکی صلوات پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) بر ما: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ ۖ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ». به این پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) وقتی صدقه می‌آورند، انفاق می‌آورند، خمس می‌آورند، زکات می‌آورند، تو به این‌ها صلوات بفرست که صلواتی که تو به این‌ها می‌فرستی مایه آرامش اینها می‌شود. پس شد چهار تا.
حالا این صلواتی که ما می‌فرستیم خاصیتش چیست؟ الان یعنی خدای متعال مثلاً شیر فلکه را_به قول بنده تعبیر نارسا_ انگار مثلاً خدا شیر فلکه را شل کرده، شما صلوات که می‌فرستی دوباره این شیر را باز می‌کند؟ ها، این‌جوری است. می‌گوید: «خوب می‌خواهم من دیگر به پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) یک عنایت ویژه‌ای بکنم، به اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلَامُ).» نبود کسی صلوات بفرستد. بعد دیگر کسی نیست. تو همه خوابند و نصف شب این‌ها. خدا دیگر می‌گوید خب درش را ببندیم. باز نماز صبح ملت پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) و اهل بیت این‌جوری‌اند. خدا خودش می‌گوید آقا «یصلون علی النبی»، شما بفرستی و نفرستی خدا دارد این عنایت و توجه تام و تمام کریمانه و رحیمانه‌اش را به پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) خرج می‌کند.
صلوات ما چه کاره است؟ صلوات ما_این عبارت، عبارت قشنگی نیست ولی مطلب را جا می‌اندازیم_ صلوات ما یک جور این وسط سوسه آمدن است. سوسه آمدن یعنی چه؟ اصطلاحاً آشنا هستید دیگر، اصطلاح تهرانی هم باید باشد. یک جور سوسه آمدن است. سوسه آمدن خوب است ها، نه سوسه آمدن بد. مثلاً رندی. مثلاً شما می‌بینی پدرت داداش بزرگت را بیشتر دوست دارد. یک چمدان که می‌آورند همه‌اش مال یک نفر است. حالا مثلاً پدر شما به برادر بزرگه خیلی علاقه دارد. یکی از راه‌هایی که شما دارید برای اینکه جلب محبت کنید چیست؟ شما می‌دانی که این بابا تو خانه خریدن داداشه کمک می‌کند. تو خانه خریدن شما هم دعا می‌کند. می‌دانی بابا می‌خواهد کمک کند. بابا خبر داری که این می‌خواهد خانه‌اش را عوض کند؟ مثلاً می‌گویی بله کمک کنید. اینجا شما چی را نشان می‌دهی؟ نشان می‌دهی که حسودی به این‌ها، این داداش بزرگه نداری. تن دادی به اینکه بابا این را بیشتر دوست دارد. حالا البته اینجا تو مثال ما مثلاً این بابائه به ناحق بچه را بیشتر دوست دارد، ولی در مورد اهل بیت خدا به حق اهل بیت را بیشتر دوست دارد. یک کرامتی دارند، یک فضیلتی دارند.
خدایا! این پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) و آل پیغمبر (عَلَیهِمُ السَّلَامُ) خیلی خوب‌اند ها! هر چی داری بده به این‌ها. خدا که داشت می‌داد. خدا چه می‌گوید؟ می‌گوید: «نه، باریکلا! خوشم آمد. بابا تو کم و کسری نداری.» یک جورهایی دوری نمی‌رود از این ۲۰۰ تومان ۱۰۰ تومان مال این ۱۰۰ تومان مال تو. سوسه اگه خوب بیایی کاسب می‌شوی. اینجا هم خدا دارد به اهل بیت همین‌جوری گر و گر شیر فلکه را باز کرده، هر چی خیر و رحمت و برکت و عشق است، دارد.
نه بابا، طعنه و متلک‌ها. نشسته بود بغل چشمه آب، گل، برکه، باتلاق، یک نون خشک می‌زد تو این گِل‌ها می‌خورد. چشم نابینا، دست شل، پای لنگ. الحمدلله می‌گویی خدایی که من می‌شناسم این الحمدلله من از صد تا فحش بیشتر متلک می‌اندازند. خدایا! این پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) خیلی خوب است. هر چی داری بده به این‌ها. امیرالمؤمنین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) خیلی خوب است. این امام رضا (عَلَیْهِ السَّلَامُ) خیلی خوب است. صلواتی که شما تو حرم امام رضا (عَلَیْهِ السَّلَامُ) می‌فرستی: «اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی.» حالا صلواتتان را بفرستید. (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)
این صلوات همین است دیگر. بعضی بزرگان مقیدند تو حرم امام رضا (عَلَیْهِ السَّلَامُ) بیشتر از همه همین صلوات را می‌فرستند. یعنی چه؟ خدایا! حاجت من این است. هر چی داری بده به امام رضا (عَلَیْهِ السَّلَامُ). مستحق عنایت امام رضا (عَلَیْهِ السَّلَامُ) است. آنی که هر چی بهش بدهی حقش است. امام رضا (عَلَیْهِ السَّلَامُ) آنی که شکر نعمت می‌کند، امام رضا (عَلَیْهِ السَّلَامُ) آنی که لایقش است، امام رضا (عَلَیْهِ السَّلَامُ) است. سوسه آمدن خوب است. خدا می‌گوید: «نه، مثل اینکه تو هم داری باشعور می‌شوی. فهمیدی چی به چی است؟ کی به کی است؟» واسه همین شما یک دانه صلوات که به پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) و به اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلَامُ) می‌فرستی، صد تا حاجت نقدی خدای متعال بهت می‌دهد. فرصت بشود براتان می‌خوانم روایت عجیب‌وغریبی داریم. تازه آن‌هایی که می‌فهمی، آن‌هایی که نمی‌فهمی که خیلی بیشتر است. چند تا را می‌فهمی دیگر خودت می‌دانستی این‌ها حاجتت است. هزار تایش را هم نمی‌دانستی که اصلاً به عنوان حاجت در نظر بگیری. خدا می‌گوید: «نه خوشم آمد. مثل اینکه تو حسودی نمی‌کنی. مثل اینکه فهمیدی این‌ها اهلش هستند، این‌ها لایق‌اند. به تو هم می‌دهم. تو هم بچه خوبی هستی، تو هم حالی.»
خدا خیلی حساس است. کسی نسبت به اهل بیت با چشم طمع و حسادت و کینه و رقابت و این‌ها نگاه نکند. تو بعضی روایات دارد اصلاً علت سقوط حضرت آدم (عَلَیْهِ السَّلَامُ) از بهشت، این بود که مقامات اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلَامُ) را دید، همین‌که یکمی همین‌جوری دلش یک جوری شد. حالا دیگر حضرت آدم (عَلَیْهِ السَّلَامُ) که خیلی خوب است، دلش یک جوری شد، گناه نکرد. یکمی که یک جوری شد آمد پایین. بقیه اهل که یکمی انگار یک جوریشان خیلی خیلی خفیف باشد. خدا خیلی حساس است نسبت به این‌ها. باید کرنش نشان بدهی. بعداً توبه حضرت آدم (عَلَیْهِ السَّلَامُ) به چی بود؟ اسم این‌ها را آورد، قسم: «یا حمید به حق محمد، یا عالی به حق علی، یا فاطمه به حق فاطمه، یا محسن به حق الحسن، یا قدیم الاحسان به حق الحسین». این‌ها را واسطه کرد. خدایا! هرچی نوش جانشان، حقشان است. این‌ها را واسطه کرد، خدا توبه این را هم بخشید. این معنای صلوات است. شما وقتی صلوات می‌فرستی این کار را کردی.
یک مثالی مرحوم علامه طباطبایی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) دارد، خیلی مثال قشنگی است. خیلی مثال خوبی است. می‌گویند آقا داستان صلوات مثل چیست؟ شما فرض کنید توی یک باغ، یک آدم تاجری، یک پولداری، یک ملاکی، یک باغ بزرگی دارد، پر از درخت، پر از درخت میوه. چند وقت پیش یکی از دوستان من استان گلستان یک باغ اناری داشت. چند هکتار باغ انار می‌رسد، انارهای خوبی به دست می‌آید. حال شما فرض کنید مهمان شدی در همچین باغ اناری. به دور از چشم صاحب باغ که اصلاً خود شمار را هم صاحب باغ راه داده تو این باغ. او در را واکرده که آمدی تو. او هم بهت جا داده. او اجازه داده از این میوه‌ها برداری. می‌روی دو تا انار خوب تمیز درست‌حسابی می‌چینی. علامه طباطبایی می‌فرماید که داستان صلوات ما این است: همه این عالم مال خداست، همه را هم داده به اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلَامُ). شما این وسط همان سوسه آمدن است دیگر. سوسن آمدن قشنگ.
می‌آیی از درخت اناری که مال خود این‌هاست، شمایی که خود این‌ها بهت راه دادند، با فرصتی که خود این‌ها بهت دادند، از درخت انار خود این‌ها می‌کنی، می‌دهی به خود این‌ها. نتیجه‌اش چیست؟ که به شما توجه می‌کنند، محبت می‌کنند، لبخند رضایت می‌زنند، خوششان می‌آید از اینکه به فکر من بود ی. چون ما برای خدا و اهل بیت هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم. خیالتان راحت باشد، از ما هیچ کاری بر نمی‌آید. هر کار بخواهیم بکنیم باز همین کاری که می‌کنیم به عنایت کیست؟ لطف خودشان است، باز به عنایت خودشان است. ما چیکار می‌توانیم بکنیم برایشان؟ آنی که از ما بر می‌آید فقط ابراز شوق است، ابراز علاقه، ابراز عشق است که ما چقدر خوشحالیم از اینکه شما این‌قدر خوبید. چقدر خوشحالیم از اینکه خدا با شما این‌قدر خوب است. چقدر کیف می‌کنیم از اینکه خدا هر چی داشته داده به شما، نوش جانتان. معنای صلوات همین است و این آقا اثرات عجیب‌وغریب دارد.
یک اثرش این است که شما صلواتی که می‌فرستی پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) به شما صلوات می‌فرستد. یک اثر دیگرش این است که خدا به شما صلوات می‌فرستد. خیلی معطلتان نکنم. پیغمبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) فرمود: «مَنْ صَلَّى عَلَيَّ مَرَّةً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ عَشْرًا». کسی یک دانه صلوات به من بفرستد، من ده تا صلوات بهش می‌فرستم. (اللهم صل علی محمد و آل محمد)
و به این هم توجه دارید دیگر. صلوات ما، صلوات پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ). یک دانه ما ده تای پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ). بعد خاصیت صلوات چیست؟ آیه قرآن فرمود: «خدا وقتی صلوات می‌فرستد: «هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ». خیلی حرف ها، خیلی تو این حرف است. صلوات خدا شما را از تو ظلمت در می‌آورد می‌برد تو نور. هی این عالم برایت شفاف‌تر می‌شود، حقیقت شفاف‌تر. همه‌چی برایت پوست کنده‌تر می‌شود. هی همه‌چی نورانی‌تر می‌شود.
آدم چرا افسردگی دارد؟ چرا استرس دارد؟ چرا ترس دارد؟ به خاطر ظلمات. بنده اگه بدانم این جلسه‌ای که امروز خدمت شما می‌آیم، قراره که مثلاً یک میخی بیاید توی کفشم، مثلاً کفشم را پاره کند، از خونه که می‌آیم با آرامش می‌آیم یا با استرس می‌آیم؟ آدم فکر می‌کند تحمل کنم این هم که تحمل کنم. دفع بلا می‌کند از صد جای دیگر زندگیم. مثلاً ماشینم آتش بگیرد، آن را خدا از من بر می‌دارد. به همین یک دانه آرامش می‌آورد دیگر. این محصول چیست؟ محصول نور است. چرا؟ چون قضیه برایم روشن است. کی استرس دارد؟ آنی که قضیه برایش روشن نیست. چرا این‌طور شد؟ نکنه آن‌طور باشه؟ نکنه این‌طور بشه؟ همه‌اش نکنه نکنه نکنه نکنه. از کجا می‌آید؟ از ظلمت.
اثر صلوات چیست؟ خدا به شما صلوات می‌فرستد، شما را از ظلمت در می‌آورد می‌برد تو نور. چرا بهجت فرمود صلوات عصبانیت را کم می‌کند؟ چون خلق تنگ است از تو تاریکی. خلق تنگ است از تو تنگی. نور می‌آید خلقت را وا می‌کند، دلت را وا می‌کند. این دلت که وا می‌شود، دیگر این‌جور به این چیزهای الکی و بیخود عصبانی نمی‌شوی. حسن خلق می‌آورد ذکر صلوات، حسن خلق.
پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) فرمود: «یک دانه صلوات به من بفرستد، من ده تا بهش می‌فرستم.» «وَمَنْ صَلَّى عَلَيَّ عَشْرًا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ مِائَة». کسی ده تا به من بفرستد، من صد تا بهش می‌فرستم. «أَوْ فَلْيَغْرَقْ». حالا ببینم هر کی پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)، حالا ببینم هر کی دوست دارد به من زیاد صلوات بفرستد، هر کی دوست دارد. (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)
یک روایت دیگر دارد که هر کی که صلوات بر پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) بفرستد، خدا بهش اجر ۷۲ پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) را می‌دهد. «وَخَرَجَ مِنْ ذَنْبِهِ كَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ». آن روزی که از مادر به دنیا آمد، پرونده اعمال چه شکلی بود؟ با یک دانه صلوات پرونده اعمالتان شکلی می‌شود. می‌سوزاند همه‌اش را. گناهان یکی می‌سوزد. خیلی روایت‌های عجیب‌وغریبی داریم.
یک چند تا مختصر عرض می‌کنم یکمی مطلب دستمان بیاید. تشرف خدمت امام زمان (عَجّلَّ اللهُ تَعالی فَرَجَهُ الشَّریف) پیدا کنیم. ایشان می‌فرمود: «صلوات زیاد بفرستید.» مسجد جمکران زیاد می‌پرسیدند آقا می‌خواهیم حضور قلب در نماز پیدا کنیم. ایشان فرمود راهکار حضور قلب محبت است. آدم به کی زیاد فکر می‌کند؟ حواس آدم به کی جمع است؟ آنی که دوستش دارد. محبت. فرمود: «خب حالا، چه جوری به محبت خدا برسیم؟» محبت خدا خیلی سخت است. فکر نکنید! خیلی چیزهای سختی لازم انجام بدهید. فیلمش هم هست. ساده بهتان می‌گویم این‌ها محبت می‌آورد. می‌فرمود: «همین صلوات زیاد فرستادن، کم‌کم کم‌کم دلت را به آن سمت جلب می‌کند.»
آدم خود را فراموش می‌کند. دیگر همان مدلی که عرض کردم صلوات. خدایا! بده به این‌ها. خدایا! این‌ها حق‌اند، خدایا! این‌ها خوبند. هی «من، من» نمی‌کنی. همه هوش و گوشت مال آن‌هاست. هی می‌گویی. این گفتن هی توجه می‌آورد. این توجه محبت می‌آورد. ذکر صلوات همینش، همین‌جوری‌اش، آثار عجیب‌وغریبی دارد. حالا خیلی حرف در مورد ذکر صلوات هست. مختصری عرض می‌کنم.
روایت دیگر دارد. فرمود که اگر کسی به من صلوات بفرستد، به اهل بیتم صلوات بفرستد: «فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ». درهای آسمان به روش باز می‌شود. «وَصَلَّتْ عَلَيْهِ الْمَلَائِكَةُ سَبْعِينَ أَلْفَ مَرَّةٍ». ملائکه آسمان هفتاد تا صلوات می‌فرستند. و می‌دانید که صلوات چون دعای مستجاب است. اگر قبل یک دعایی که دارید و بعد یک دعایی که دارید ذکر صلوات را بفرستید، آن دعای وسطتان ترفند است. یا خیلی ساده. مفت چنگ آدم‌های تنبلی مثل بنده. راحت. فرمود: «اگه حاجتی داری، قبلش صلوات بفرست، بعدش صلوات بفرست. حاجتت را بگذار آن وسط.» چی می‌شود؟ خیلی این روایت قشنگ است.
فرمود: «ملائکه که می‌خواهند دعایت را ببرند بالا، این‌ها دو تا دعا این‌ور و آن‌ور است. یک دعا آن وسط. این اولیه مستجاب است، سومیه مستجاب است، دومی معلوم نیست مستجاب بشود یا نشود.» این‌ها که می‌آورند بالا، خدا تو کار سوا کردن و این‌ها نیست. خدا درهم‌خر است. خدای متعال، روایت است البته. «درهم‌خر» تو روایت. تو روایت دارد. می‌فرماید که خدا اولی را که می‌خرد، آخری را می‌خرد، حیا می‌کند وسطی را نخرد. حیا می‌کند. می‌گوید: «دلم نمی‌آید دیگر. این بنده من دیگر این‌ورش مستجاب، آن‌ورش مستجاب! بگویم آن را گردش بیاورید؟ سمت خودش باشد بده.» «این هم قبوله!» خیلی عجیب است ها ذکر صلوات.
امام رضا (عَلَیْهِ السَّلَامُ) فرمود: «اگر کفاره گناه به گردنتان است، نمی‌توانید انجام بدهید، پول نداریم، شرایط بدنی‌اش را ندارید.» برایتان بخوانم. فرمود: «مَنْ لَمْ يَلْحَقْ مَا يُكَفِّرُهُ بِذُنُوبِهِ». کسی نمی‌تواند کفاره گناه بدهد و این‌ها که گناه را از بین می‌برد. بعضی‌ها می‌گویند آقا ما گناه‌های سنگین کردیم، گناه‌های بزرگ کردیم. یک جوانی آمد پیش امام رضا (عَلَیْهِ السَّلَامُ) گفت: «آقا من گناه سنگینی کردم، توبه ندارد.» گفت: «چیکار کردی؟» گفت: «قرآن آتش زدم.» وضعیتی که چیکار کنم؟ راهکارش؟ این روایت امام رضا (عَلَیْهِ السَّلَامُ) فرمود: «کسی اگه نمی‌تواند کفاره گناه بدهد، یا گناه‌های بزرگش را جبران کند، فَلْيَكَثِّرْ مِنَ الصَّلَوَاتِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ». صلوات وقتی زیاد بفرستد: «فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْمًا». گناهانش منهدم می‌شود. حتی اگه یک همچین گناه بزرگی که دیگر نمی‌خواهم اسمش را بیاورم باشد. ذکر صلوات.
حالا فرمود: «اگر کسی این‌طور کند و إِنَّهُ لَذَنْبَهُ». حتی این صلواتی که می‌فرستد، اگر برود گناهانش را تکان بدهد: «ثُمَّ تَحَاتَّ عَنْهُ ذُنُوبٌ كَمَا تَحَاتُّ وَرَقُ الشَّجَرِ». درخت را وقتی تکان می‌دهی، الان پاییز است دیگر. می‌تکانی برگ پاییزی چه شکلی می‌ریزد؟ فرمود: «ذکر صلوات گناهانت را این شکلی می‌ریزد. یک تکان می‌دهد به این درخت، گناه‌ها همه می‌ریزد. همه‌اش می‌سوزد، همه‌اش از بین می‌رود.» این اثر ذکر شریف صلوات. حالا در مورد صلوات چون وقت کم است، مطلب هم زیاد است به همین قدر بنده اکتفا می‌کنم.
یک دو سه کلمه دیگر از آیت‌الله بهجت براتان بخوانم و دیگر بحث را تمام بکنیم. یک داستان عجیب براتان بگویم اگه حوصله دارید. از روی متن می‌خواهم بخوانم که یکمی باورتان بشود. شرطشم این است که باید به روح همه بزرگان اینجا. بنده باخبر شدم که شهید آرمان علی‌وردی هم اهل همین محل بوده، تقریباً یکم آن طرف‌تر بود و این شهید عزیز مهم است به روح همه شهدا خصوصاً این شهید، سالگردش هم مهم است به روح همه علما و بزرگان خصوص مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت و شهید عزیز، سردار حاج قاسم سلیمانی، یک صلوات. (اللهم صل علی محمد و آل محمد)
این داستانی که خدمتتان می‌گویم از روی متن می‌خوانم چون می‌دانم عجیب است. بعد هم خوب دل بدهید. در کتاب "در محضر بهجت" جلد ۱ صفحه ۵۳. هر کی هم باورش نشد چیکار کند؟ می‌گویند صلوات بفرستد. (اللهم صل علی محمد و آل محمد) هر کی باورش نشد، قرارمان عالم قیامت. برای اثبات نداریم. آنجا ان‌شاءالله خواهی دید، باور خواهی کرد. این داستان را آیت‌الله بهجت نقل می‌کند. یکم باید گوش بدهید، بیشتر از قبلاً باید گوش بدهیم، با دقت.
زنی از بستگان دختر آقای شیخ جواد مجتهد رشتی می‌گوید: «با پدر و مادرم از ایران به زیارت عتبات رفتم. یک خانمی بود با پدر و مادرش رفتن کربلا. رشتی هم بودن دیگر ظاهراً. و آنان مرا در نجف به طلبه سیدی تزویج کردند و رفتند.» خواستگار داشته، طلبه سید، ساکن نجف. این‌ها دختر را دادند و برگشتند. و دختر کوچک کم‌سن‌وسال. با آن دورانی که نه تلفن بوده، نه واتساپ بوده، تماس تصویری بوده، هیچی نبوده. این بنده خدا را با این سن کم گذاشتند نجف، برگشتند خونشان. عجیب! حالا داستان در مورد صلوات زیاد. خدا رحمت کند مرحوم آیت‌الله گرایلی. استخاره طلبگی ما را ایشان گرفت در صحن گوهرشاد مشهد. خدا ایشان را رحمت کند. هر روز صبح بعد نماز صبح یک داستان در مورد صلوات می‌گفت. داستان شیرین بود. اصلاً آن داستان‌های ایشان مشتاق طلبگی کرد و خود ایشان هم تو صحن گوهرشاد برای ما استخاره کرد و خوب آمد و الحمدلله طلبه شدیم. خدا رحمت کند خیلی صلوات، خیلی داستان دارد. عجایب زیاد است. این یکی از عجایب ذکر صلوات است.
بهجت می‌فرمایند که: «از سویی دوری آن‌ها مرا ناراحت می‌کرد و از سوی دیگر گاهی شوهرم نزدیک ظهر همراه با مقداری گوشت و چند مهمان وارد منزل می‌شد، لذا من با شوهرم بداخلاقی می‌کردم و منشأ آن دوری والدینم بود.» این خانم‌ها وقتی یکمی اعصابشان این‌ها خورده، شما ببین که داستان چیست. یک جا یک گله‌ای کدورتی دلت. البته خوب است والدین در این امر مواظب باشند و دخترشان را به تزویج کسی که در جای دور زندگی می‌کند، در نیاورند. این هم نکته فنی از آیت‌الله بهجت.
«آن خانم می‌گوید: بیمار شدم و تب به شدت مرا فرا گرفت. در همان حال، در حالت بیداری، نه خواب (تجربه نزدیک به مرگ این حرف‌ها)، در حالت بیداری حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) را دیدم. فرمود: شفای تو به دست شوهرت می‌باشد.» الله! با شوهر بداخلاقی می‌کرده، مریض شده. حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) فرمودند: «شفا دست شوهرت است.» حالا داستان چی بود؟ سید بود دیگر، اولاد حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها).
«و به من توصیه فرمود که با او خوش‌رفتار باشم. شوهرم از راه رسید، عبای خودش را رو من انداخت، من بلافاصله شفا یافتم و به حرم حضرت امیر (علیه‌السلام) مشرف شدم و با آن حضرت اصرار کردم که یا مرگ مرا فرا بگیر یا والدین مرا. از حرم بیرون آمدم و دیدم، آیت‌الله بهجت (آدرسش هم گفتم بهتان)، از حرم بیرون آمدم و دیدم که حضرت امیر (علیه‌السلام) درست از جهت مقابل من وارد صحن شدند. تغییر مسیر دادم و به جهت دیگر حرکت کردم تا با حضرت مواجه نگردم. دیدم به سوی من تغییر مسیر دادند تا اینکه به خدمت ایشان رسیدم. فرمود: "خانم! ما به تو نظر داریم، خوش به حالت!"» هنوز همین نجف رفتنشم حکایتی داشته. امیرالمؤمنین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) طلبیده بودنش که بیاید آنجا زندگی کند.
«"با شوهر خود خوب رفتار کن. بعدش برو در سرداب منزل با زغال تا چهل روز روی دیوار علامت بگذار. روز چهلم والدینت می‌آیند." همچنین حالا این یکمی از این مهمونی‌ها و این‌ها شاکی بود دیگر. حالا ما شهر غریب، تک و تنها، شوهرمان هم حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) یک ایلی را با خودش می‌آورد. گوشت می‌آورد می‌گوید غذا درست کن بدهیم به این‌ها بخورند. از این هم بنده خدا اذیت بوده. امیرالمؤمنین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) راهکار این را چی گفتند؟ خیلی این‌ها عجیب است. صلوات‌درمانی این است.»
«فرمودند که: "همچنین برای برآورده شدن حوائج خود، بالای بام برو و چند صلوات بفرست. درست می‌شود."» برو بالا پشت بام چند تا صلوات بفرست. عجیب است ها! دستور به این سادگی از امیرالمؤمنین (عَلَیْهِ السَّلَامُ).
«می‌گوید: من این کار را می‌کردم. وقتی شوهرم گوشت و لوازم طبخ را می‌آورد، همه را در دیگ، گوشت درسته را، سبزی درسته، نخود خام، همه را می‌انداختم تو دیگ، می‌رفتم بالا پشت بام، چند تا صلوات می‌فرستادم، می‌آمدم و می‌دیدم غذا پخته و طبقه‌بندی و چیده شده و خوش‌طعم و لذیذ آماده است.» ذکر صلوات این است.
پیغمبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) از زنبور عسل پرسید که: «تو این شهد تلخ گل را چه شکلی می‌کنی عسل شیرین؟» زنبور عسل شعرش را هم گفت: «یا رسول الله، این شهد گل را که می‌گیرم با ذکر صلوات بر شما و آل شما شیرینش می‌کنم.» (اللهم صل علی محمد و آل محمد)
خود این روایت چند جلسه بحث می‌خواهد که صلواتی که می‌فرستد چیست؟ چرا شیرین می‌شود؟ و این‌ها دیگر داستانی جداست. این ذکر شریف صلواتی که این‌قدر ساده است، این‌قدر مفت به دست ما رسیده، این‌قدر ارزان، رایگان، و بعد از مرگ می‌فهمیم همین، همین کلمه‌ها، همین یک دانه صلوات، همین چهار تا کلمه که هیچ وقتی هم از ما نمی‌گرفت، چه آثار عجیب‌وغریبی دارد!
برای هدیه به اموات یک دانه از این‌ها غوغا می‌کند. اوضاع میت را از این ور به آن ور می‌کند. یک دانه چه صورتی برای او ایجاد می‌کند آن طرف؟ خدا می‌داند! این ذکر شریف صلوات. خدا ان‌شاءالله که این حقیقت را در دل ما جاری کند. چند کلمه‌ای من روضه بخوانم. خیلی البته نمی‌خواهم اذیتتان کنم. این ابراز محبت به پیغمبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) و اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلَامُ) این خیلی ذکر صلوات، ابراز محبت، ابراز تواضع. بله بله. چهل روز، اینجا دیگر آیت‌الله بهجت قضیه را نگفتند ولی دیگر از داستان فهمیده می‌شود که آن سر چهل روز پدر و مادرش آمدند. آن بخش عجیب‌ترش را آقای بهجت گفتند که غذایت دیگر آماده می‌شد. این آقا اثر ذکر شریف صلوات است، غوغا می‌کند.
ابراز محبت پیغمبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ). این آن چیزی بود که پیغمبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) دنبالش بود تو جامعه نهادینه شود: «قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى». محبت و تواضع نسبت به شما. همین قدر که محبت داشته باشی، این‌قدر که عاشق اهل بیت باشی. می‌بیند شما یکمی رو می‌کنی به سمت این‌ها، دل می‌دهی به سمت این‌ها، تو هم می‌شوی محبوب. از تو هم خوشش می‌آید.
پیغمبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) یک بچه‌ای را تو کوچه، ظاهراً مسلم بن عقیل بوده، بچه دیگری هم نقل شده حالا من آن یکی بچه را عرض می‌کنم. خیلی این روایت زیباست. خیلی زیباست. دیدند پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) از کوچه رد می‌شدند، بچه‌ها داشتند بازی می‌کردند. یکی از این بچه‌ها را پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) گرفت، صفر بغل کرد، هی بوسید. گفتند: «یا رسول الله، چرا به این بچه این‌قدر ابراز علاقه کردی؟ این‌قدر ابراز محبت کردی؟ این همه بچه بود.» فرمود: «یک روز رد می‌شدم دیدم این بچه دولا شده، خاک از زیر پای حسینه من برمی‌دارد به صورتش می‌مالد. به خاطر این محبتی که نسبت به حسین من نشان داد، من هم به این ابراز علاقه کردم.»
حالا شمایی که دو ماه برای اباعبدالله (عَلَیْهِ السَّلَامُ) سیاه‌پوشیدید، عزاداری کردید. پیاده کربلا رفتید تو این گرما، تو این آفتاب، پاهایتان تاول زد زخم شد. با زن و بچه رفتید، پاهایتان عرق‌سوز شد. بچه‌تان گرمازده شد. همسرتان با این حجاب زیر آفتاب اذیت شد. چه محبتی پیغمبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) به شما خواهد کرد؟ چه دعایی فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) برای شماها خواهد کرد؟ محبت این است. این ابراز علاقه پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) بی جواب نمی‌گذارد. کربلا تو روایت هم دارد. می‌فرماید زائر کربلا وقتی می‌خواهد برگردد بهش خطاب می‌شود: «خوش به حالت پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) تو را در آغوش گرفت و نفهمیدی. پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) تو را در آغوش گرفت.» انگار هر زائری می‌خواهد برگردد، پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) دم در حرم وایساده، محکم در آغوش می‌گیرد: «خوش آمدی عزیزم. قدم رنجه فرمودی. قدم روی چشم ما گذاشتی.» این تازه اینجایش است. قیامت چه خواهد کرد رسول الله (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)! نگاه می‌کند می‌گوید: «این‌ها زائرای حسین هستند. ترس به دلش بیفتد، نگذاری واهمه داشته باشد. این‌ها را سوا کنیم.» آنجا زائرای امام حسین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) پادشاهی می‌کنند. این ابراز عشق کرد این راهی که پا شد آمد.
چقدر طعنه شنید؟ عزیزی پیام داده بود خانمی اهل تهران گفت من وقتی برگشتم این‌قدر از پدرم، مادرم، خواهرم، برادرم ناسزا شنیدم: «احمق، نادان! تو این گرما با این گرد و خاک پاشدی رفتی کربلا.» چقدر تیکه می‌شنوند؟ چقدر اذیت می‌شوند؟ ماشین از این‌ور پیدا نمی‌شود، از آن‌ور پیدا نمی‌شود. سختی‌های این راه شما فکر نکنید این‌ها بی‌نتیجه می‌ماند. پیغمبری که دید آن بچه خاک از زیر پای حسین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) برداشت، حالا معلوم نیست آن بچه اصلاً درکش چقدر بوده، حالش چطور بوده، این‌جور در آغوش گرفت بوسید. شماهایی که این خاک کربلا را به سر و صورت می‌مالید، شب‌ها رو خاک بیابان می‌خوابید، وقتی برمی‌گردید همه این کوله و لباس‌هایتان پر از خاک است، پیغمبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) به شما چه محبتی خواهد کرد؟
روضه‌مان را تمام کنیم. این عشقی که پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) به اباعبدالله (عَلَیْهِ السَّلَامُ) داشت. یا الله! لحظه آخر زینب کبری (سلام‌الله‌علیها) بر تل زینبیه می‌دانست پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) چقدر حسین را دوست دارد. بگذارید صدا زد: «یا رسول الله، صَلا عَلَيکَ مَلیکَ السَّماء.» آنجا هم صلوات فرستاد! زینب: «یا رسول الله، پادشاه آسمان بر تو درود بفرستد.» حالا چی می‌خواهد بگوید زینب کبری (سلام‌الله‌علیها) به رسول الله (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)! چی می‌خواهد بگوید! عرض کرد: «هذا مرمل بالدما، مقطع الاعضا. یا رسول الله، حسین تو را نگاه کن! این حسین تو است، این پاره تن تو است، این میوه دل تو است. ببین چه شکلی به گرد و خاک بیابان چرخاندنش. مرمل شده به دما. ببین چه شکلی این اعضای تنش قطعه قطعه شده. الا لعنت الله علی القوم الظالمین و یعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.»
خدایا! به حرمت نبی و آل نبی اکرم، فرج آقایمان امام زمان را برسان. بر قلب نازنینش از ما راضی باش. عمرمان را نوکر حضرتش قرار ده. نسل‌مان را نوکران حضرتش قرار ده. اموات، علما، شهدا، فقها، امام راحل، حقوق‌الناس، ارحام، الساعه سفره باکرامت پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) و آل پیغمبر (عَلَیهِمُ السَّلَامُ) مهمان بفرما. در دنیا زیارت، در آخرت شفاعتشان را نصیب ما بفرما. شر ظالمین را به خودشان برگردان. اسلام را شفای عاجل و کامل عنایت بفرما. حاجت حاجتمندان را به آبروی پیغمبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) و آل پیغمبر (عَلَیهِمُ السَّلَامُ) حاجت‌روا بفرما. رهبر عزیز انقلاب را حفظ و نصرت عنایت بفرما. هر چه گفتیم و صلاح ما بود، هر چه نگفتیم و صلاح ما می‌دانی برای ما رقم بزن. نبی و آله رحم الله من قرا الفاتحة مع الصلوات.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00