صلوات درمانی

جلسه دوم

01:02:59
525

معرفی
رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم آقای همه انبیاء
صلوات دائمی خداوند بر نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم
مَلَک رزق و روزی، میکائیل و مَلَک پرونده اعمال بشر، اسرافیل است
جبرئیل امین، ششمین نفر از آل عبا
دخالت ملائکه تحت اِشراف عزرائیل در به خواب رفتن انسان
درمان مشکلات با ذکر صلوات و فعال شدن مَلَک آن
صلوات خدا بر انسان و تطهیر با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد علیه و علیهم‌السلام
آیت الله بهجت رحمه الله: «اگر [کسی] حال قرآن خواندن ندارد، صلوات بفرستد.»
بهترین هدیه به اموات => ذکر صلوات
حکایت مرد کثیر الصلوات و خوابی که از بوسه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم بر لبانش دید
روضه سیدالشهدا علیه‌السلام
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد، اللهم صل علی محمد و آل محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
روایتی را مرحوم طبرسی در کتاب شریف "احتجاج" نقل می‌کند که این روایت، روایت طولانی و مفصلی است. یک بخش از این روایت را فقط امشب عرض می‌کنم و ان‌شاءالله نکاتی را در ادامه این بخش داشته باشیم. روایت این است که یک مرد یهودی آمد خدمت امیرالمومنین علیه السلام. این جزو احبار یهود بود، از علمای یهود. معلوم می‌شود که آدم چیزفهمی بوده و آدم منصفی بوده، آدم باسواد. سوالاتی که از امیرالمومنین و پاسخ‌هایی که شنید از امیرالمومنین، هم سوالاتش سوالات خوب و پخته‌ای بود؛ هم پاسخ‌های امیرالمومنین علیه السلام پاسخ‌های شگفت‌انگیزی. این چندین صفحه پرسش و پاسخ را در این کتاب مرحوم طبرسی نقل می‌کند. آنی که در ذهن من است، شاید حالا بشود بیست دفعه این روایت، هفده هجده صفحه. آخر هم این عالم یهود کلمات امیرالمومنین را که شنید، پاسخ‌های حضرت را که شنید، مسلمان شد.
سوال که او می‌کند این است که چرا شما پیامبر خودتان را بهترین پیامبر می‌دانید؟ ایام میلاد رسول‌الله است دیگر، می‌گوییم "فخر کائنات"، "سید المرسلین"؛ یعنی همه انبیا یک طرف، پیامبر یک طرف. آقای همه انبیا پیامبر اکرم و آقای همه اوصیا امیرالمومنین، "سید نبیین" پیامبر اکرم، "سید الوصیین" امیرالمومنین. این آقای یهودی آمد از امیرالمومنین پرسید که چرا شما پیامبر خودتان را از همه پیامبران بهتر می‌دانید. بعد شروع کرد یکی‌یکی مقایسه کردن فضایل انبیا. بابا اینها که کم کسی نبودند! شروع کرد یکی‌یکی گفت که مثلاً فلان پیامبر این ویژگی را داشت، آن یکی این ویژگی را داشت، آن یکی این ویژگی را. پیامبر شما چه ویژگی داشت؟ مثلاً ابراهیم خلیل بچه‌اش را برد ذبح کند. خوب، پیامبر شما که بچه‌ای نبود ذبح کند. چرا شما می‌گویید پیامبر شما از همه پیامبران بالاتر است؟ از یعقوب بالاتر، از یوسف بالاتر، از موسی بالاتر، از عیسی بالاتر؟ دانه به دانه سوال کرد که مثلاً عیسی مرده زنده می‌کرد، پیامبر شما کجا مرده زنده کرده؟ چرا شما می‌گویید پیامبرتان از مسیح بالاتر است؟ امیرالمومنین جواب داد. موسی فلان ویژگی را داشت، کجا پیامبر شما این ویژگی را داشت؟ امیرالمومنین تک‌تک اینها را جواب داد.
روایت بسیار شگفت‌انگیزی است. ما هم البته بیش از ده سال پیش، حدوداً دوازده، سیزده سال پیش، این روایت را طی جلساتی بحث می‌کردیم. بیش از سی جلسه فکر می‌کنم شد که البته صوتش هم منتشر نشد و ما هم مجموعه سی، چهل جلسه‌ای که بحث کردیم، در حد دو، سه تا پیامبرش را فقط توانستیم تو بحث بگنجانیم که فضیلت پیامبر نسبت به آن انبیا چیست. خیلی روایت بسیار زیبایی است و خیلی پرمعناست. بخش اولش را فقط امشب اشاره‌ای به آن می‌کنم که هم ربط دارد به میلاد پیامبر که این ایام بود و هم بحثی که هفته پیش خدمت عزیزان مطرح کردم.
سوال می‌کند، اول از همه این یهودی سوال می‌کند، می‌گوید که: «هذا آدم اسجد الله ملائکته». اول از حضرت آدم شروع می‌کند، می‌گوید: بابا، پیامبر شما چه‌شکلی از آدم بالاتر بوده؟ آدم کسی است که خدا به ملائکه دستور داد به او سجده کنند. پیامبر شما از آدم بالاتر باشد؟ معلوم می‌شود این یهودیان آدم چیزی‌اش می‌شده. آخر هم مسلمان شد. آدم باسودی بوده، بلد بود. تک‌تک انبیا را می‌شناخت. پاسخ‌های امیرالمومنین اعجاب‌انگیز است، خیلی زیباست.
بعد گفتش که: «خب ما دلیلی نداریم برای اینکه پیامبر شما هم ملائکه بهش سجده کرده باشند. در مورد آدم داریم، همه ادیان گفتند. در مورد پیامبر شما نداریم.» امیرالمومنین با آیه قرآن این را جواب داد و این یهودی هم قبول کرد که با قرآن عنادی نداشت و قرآن را به‌عنوان وحی قبول داشت. پیامبر ما هم به‌عنوان پیامبر انگار اجمالاً پذیرفته بود، ولی اینی که شما بگویید این از همه انبیا بالاتر است، این همچین برایش گنگ بود. ولی امیرالمومنین توی این کلمات اثبات کرد، مردم هم تکبیر گفتند و به شوق آمدند. جماعتی که آنجا بودند، از کلمات امیرالمومنین در مقایسه با حضرت آدم به شوق آمدند.
امیرالمومنین این‌طور فرمود: «چرا پیامبر ما از حضرت آدم بالاتر است؟» فرمود: «لقد کان کذالک. بله، همین‌طور است. اسجد الله له ملائکته. فان سجودهم له لم یکن سجود اطاعه و انهم ابدوا آدم من دون الله عزوجل ولاکن اعترافاً بالفضیلة و رحمةً من الله.» گفت: «اول در مورد سجده ملائکه به آدم بهت بگویم که این سجده‌ای که اینها کردند، سجده اطاعت نبود، سجده بندگی نبود. چون سجده بندگی برای غیر خدا ممنوع است، نمی‌شود برای غیر خدا سجده بندگی کرد. این‌جور نبود که آدم را بپرستند سجده کنند؛ یعنی بگویند ما آدم‌پرستیم. خدا هم اجازه کدام دستور نمی‌دهد به آدم سجده کن، یعنی بگو من آدم را می‌پرستم. خدا اجازه نمی‌دهد که اینها آدم را بپرستند به جای خدا.» خب معلوم است که این‌طور نیست. این از باب احترام بود، اعتراف به فضیلت بود. امیرالمومنین می‌فرماید: رحمتی از جانب خدا بود. مثل کعبه که شما بهش سجده می‌کنید. شما کعبه‌پرست که نیستید که. از باب احترام به این کعبه شما می‌خواهید برای خدا سجده کنید، بالاخره باید به یک طرفی سجده کنید دیگر. یک جایی را آدم باید سر بگذارد دیگر. به یک سمتی باید سر بزند دیگر. این را گفته به خاک مثلاً سر بگذار، به سمت قبله سر بگذار. برای اینکه برای خاک شرافت قائل است، برای کعبه شرافت قائل است. اینجا فرموده که ملائکه در واقع به خدا سجده کنند ولی به سمت آدم. درست شد؟ ملائکه سجده کنند به سمت آدم. این فضیلت حضرت آدم. بله، ولی پیامبر ما از آدم بالاتر است. چطور؟ فرمود: «پیامبر چیزی دارد افضل من هذا.» آن چیست؟ «اگر آنجا خدا به ملائکه دستور داد که برای آدم سجده کنید، اینجا خدا خودش با ملائکه دائماً در حال صلوات بر پیامبر است. "ان الله عزوجل صلی علیه فی جبروته". در عالم جبروت که بالاترین عالم خلقت، بالاترین مخلوقات خدای متعال در عالم جبروت‌اند، آنجا پیامبر دارد صلوات بهش فرستاده می‌شود. آن هم نه اینکه خدا به ملائکه بگوید صلوات بفرستید. آنجا گفته بود به ملائکه گفته آدم سجده کنید، خودش اول دارد صلوات می‌فرستد، بعد ملائکه صلوات می‌فرستند.» این فرقش این است، فضیلت پیامبر نسبت به حضرت آدم.
بعد سجده کجا، صلوات کجا؟ سجده‌ای که فقط شما به جهت، یعنی به سمت شما سجده می‌کنند. خودت که اینجا موضوعیتی نداری که. پیامبر خودش موضوعیت دارد، خدا دارد صلوات می‌فرستد برای پیامبر. «و الملائکه باجمعها.» و همه ملائکه هم دارند صلوات می‌فرستند. این هم نکته‌ای دارد که حالا در موردش باید صحبت. ملائکه‌ای که گفته، یک طایفه‌ای از ملائکه نیست، «و الملائکه» یعنی همه ملائکه که دارند برای پیامبر صلوات می‌فرستند. ملائکه مدل‌های مختلفی دارند، دسته‌بندی دارند. چهار تا ملک اصلی داریم. هر کدام یک وزارتخانه در این عالم دستشان است. حضرت میکائیل مسئول چیست؟ آقا کی می‌داند؟ مسئول رزق است. رزق و روزی با حضرت میکائیل. حضرت عزرائیل هم که خب البته ما الحمدلله خوب می‌شناسیم. حضرت عزرائیل مسئول چیست؟ بله، ایشان حمل و نقل است، وزیر حمل و نقل، جابه‌جایی. از اینجا می‌برد آن عالم.
بعدی حضرت جبرئیل چیست؟ یکی از دوستان می‌گفتش که ما ظاهراً در پیاده‌روی اربعین، حالا این را هم بگویم بخندیم که ایام عید است، گفتش که ایام اربعین توی موکبی چند نفر نشسته بودند از ایرانی‌ها، بحث می‌کردند. خب بعضی‌ها ماشاءالله اعتمادبه‌نفسشان بالاست، خیلی احساس باسواد بودن می‌کنند و بدون هیچ هیچی، اظهار فضل و دخالت و اظهار نظر و اینها، صحبت می‌کردند. «ملائکه که اکثرشان، این چهار تا ملک که اکثرشان کاری ندارند!» چطور؟ گفتش که «اسرافیل که فقط آن آخر می‌آید یک صور می‌زند. جبرئیل هم که دیگر قرآن نازل نمی‌شود که کاری داشته باشد. عزرائیل...» بابا، این داستان این نیستش که.
بنده‌خدا حضرت اسرافیل فقط کارش صور زدن که نیستش. پرونده اعمال من و شما توسط ملائکه بالا برده می‌شود. اینکه نامه اعمال من و شما را بالا می‌برند، ملائکه‌ای‌ست که تحت فرمان حضرت اسرافیل‌اند. حضرت اسرافیل کارش این است با ملائکه‌ای که زیر دست ایشانند. هر کدام از شما دو تا ملک دائم دارند اعمالتان را ثبت و ضبط می‌کنند. در هر شبانه‌روز هم دارد این اتفاق دائم می‌افتد. ملائکه می‌آیند، شب‌ها ملکی جدا، روزها ملکی جدا، که در آن نقل است به خاطر اینکه ملک شب گناه روز آدم را نبیند، آنی که توی روز بوده گناه شب آدم را نبیند، از رحمت خداست. خب این ملائکه تحت فرمان کی‌اند؟ با عزرائیل رفت‌وآمد دارد که بیاید خودت را می‌برد، پرونده اعمالت را دیگر نمی‌بری. درست است؟ آقا با جبرئیل ارتباط دارد، روزی‌ات را می‌آورد. ملائکه تحت فرمان اسرافیل، حضرت اسرافیل رئیس همه اینهاست، وزیر همه اینهاست.
همه این رفت‌وآمدها که می‌کنند، این پرونده اعمال و اینها. ملائکه پایین‌تر داریم، ملائکه بالاتر داریم، بالاتر داریم، بالاتر داریم. رئیس آن همه‌شان می‌شوند این چهار تا ملک. البته در این چهار تا ملک باز کدام‌شان از همه بالاتر است؟ کی می‌داند؟ حضرت جبرئیل. حالا یک دلیل خاصش را بهتان بگویم. در حدیث کسا آخرش جبرئیل از خدای متعال درخواست کرد که اجازه می‌دهی من هم بروم قاطی اینها؟ «لأكون معهم». ساده‌ساده دست‌کم نگیریم. این حدیث کسا خیلی عجیب است. این درخواست کرد من هم بروم بشوم نفر ششم اصحاب کسا. در واقع پنج نفر نیستند، پنج تن آل عبا درست است ولی شش تن آل عبا باید بگوییم. نفر ششمش کیست؟ جبرئیل که خدا اجازه داد. جبرئیل هم آمد اجازه گرفت از پیامبر اکرم، اجازه می‌دهید من هم بیایم کنار شما زیر این کسا، زیر این عبایی که اینجا پهن کردید. حالا داستان این کسا چی بوده، چرا این‌طور بوده، خیلی عجیب است. جبرئیل آمده زیر این بیرق، نفر ششم شده.
امام عسکری فرمود: «جبرئیل به این مقامات که رسید، به خاطر این بود که از باغ ما اهل‌بیت یک سیبی بهش رسید. یک سیبی از باغ ما اهل‌بیت رسید به جبرئیل، به این مقامات.» پس این چهار تا اصل‌اند. باز در این چهار تا جبرئیل ظاهراً مقامش از همه بالاتر است. مسئولیت دارند. رزق و روزی با حضرت میکائیل. خلاصه اگر می‌خواهی وضعت خوب بشود، باید دم حضرت میکائیل را ببینی. درست شد؟ حمل و نقل که با حضرت عزرائیل و ملائکه تحت فرمان اوست. خودش ممکن است در هنگام مرگ بعضی‌ها، خود او دیده نشود، یک کسی از دنیا برود، یک ملکی تحت فرمان حضرت عزرائیل، البته آن هم که دارد کار می‌کند، در شعاع وجود حضرت عزرائیل، یعنی از علم و احاطه و قدرت حضرت عزرائیل خارج نیست.
ملائکه، خب این همه توضیح برای چه دادم؟ خواستم بگویم که این صلواتی که دائم ملائکه دارند بر همه‌شان دارند می‌فرستند. امیرالمومنین فرمود: «و الملائكه باجمعها»، همه ملائکه دارند می‌فرستند. ملائکه تحت فرمان جبرئیل، ملائکه تحت فرمان میکائیل، ملائکه تحت فرمان عزرائیل، تحت فرمان اسرافیل. هر کدام از جنس وجودشان و کارشان خیلی نکته، دست خیلی نکته. هر کدام یک کار خاصی دارند. هر کدام‌شان آقا، ملائکه خیلی تک‌بعدی‌اند، مثل انسان نیستند که بتوانند ابعاد مختلف داشته باشند. ملکی که مثلاً کارش قبض روح است، آن دیگر علم به شما یاد نمی‌دهد. ملائکه تحت فرمان جبرئیل‌اند که علم و اینها به شما یاد می‌دهند، معارف به شما یاد می‌دهند. در خواب ممکن است فرشته‌ای بیاید به شما چیزی بگوید، خبری بدهد، در مورد آینده چیزی بگوید، درست است؟ ملائکه تحت فرمان جبرئیل. آن ملائکه تحت فرمان عزرائیل دیگر جنس کارشان این نیست. بعد تازه آنها بعضی‌هایشان فقط در بهشت‌اند، بعضی‌هایشان فقط در جهنم. ملائکه جهنم را خدا می‌گوید: «علیها غلاظ شداد». خیلی وحشتناک‌اند، بی‌رحم. ملائکه بی‌رحم! خدا ملائکه بی‌رحم هم دارد! خیلی ترسناک است.
معصوم است دیگر. مگر خدا بین حیواناتی که خلق کرده، بعضی‌هایشان دلرباست مثل آهو، بعضی‌هایشان اعصاب‌خوردکن است مثل «یاهو». حرم امام رضا گفت: «ضامن آهو شدی، ضامن یاهو نمی‌شوید؟» همه‌جور دارد دیگر. خدا ماهی دارد، از این ماهی‌های آکواریوم می‌بینی کیف می‌کنی این مخلوق خداست، حیوان است. عقرب هم دارد، ماربوا هم دارد. درست است، آقا؟ کدامش بهتر است؟ ماربوا بهتر است یا ماهی آکواریوم؟ ماهی آکواریوم بهتر است، قشنگ‌تر. آن هم خاصیت دارد، این هم خاصیت دارد. آن هم مخلوق خداست، این هم مخلوق خداست. آن هم کاری که خدا بهش محول کرده دارد انجام می‌دهد، درست است؟ این هم کاری که خدا بهش محول کرده. خدا این را خلق کرده این شکلی باشد، آن را هم خلق کرده آن شکلی باشد، آن هم آن شکلی. ملائکه همین شکلی‌اند. تک‌بعدی. بعضی‌هایشان فقط مهر و محبت، مثل حوراعین. چقدر دوست‌داشتنی! حوراعین. آیات قرآن چقدر جالب است: «و قاصرات الطرف». چقدر کلمه قشنگی است: «قاصرات الطرف». می‌دانی یعنی چه؟ «طرف» به این گشتن، چرخیدن چشم. «طرف‌العین» که می‌گویند به معنای پلک زدن نیست، اگر "یک طرف‌العین" پلک زدن. «طرف‌العین»، «طرف» این طرف، آن طرف، "طرف" یعنی چرخاندن چشم، لطیف‌تر از پلک زدن. پلک یک چیزی بیرون از چشم است. توی خود چشم است. چشمت را این‌ور آن‌ور کنی، درست است؟ آن آقا به حضرت سلیمان گفتش که: «قبل ان یرتد الیک طرفک». منبر را برایت از یمن می‌آورم فلسطین. ۸۰۰ کیلومتر فاصله است. از یمن می‌آورم فلسطین، قبل از اینکه چشمت را این‌ور آن‌ور کنی. انقدر سریع. همسران بهشتی‌اند که «قاصرات الطرف»، چشمشان این‌ور آن‌ور نمی‌کنند. همه توجه و چشمشان به شوهرشان است. به شما مومنین که ان‌شاءالله ۱۲۰ سال بعد رفتید آن طرف، رفتیم بهشت، که الان همسران بهشتی‌تان هم مشتاق‌اند و بی‌تاب‌اند و اینها. اسمشان هم از جنس اسم‌های شماست.
حضرت زهرا سلمان را صدا زدند، فرمودند که: «من چند تا ملک دیروز آمدند به دیدنم. از اینها پرسیدم اسمت چیست؟» آن گفت: «من اسمم سلمی است.» آن گفت: «اسم من ذراع است.» آن یکی هم اسمش فلان. گفتم: «تو کی هستی؟» «سلمی» گفت: «من همسر سلمانم.» یعنی اسم همسرش از اسم خودش گرفته شد. «ذراع» گفت: «من همسر ابوذرم.» این شکلی است. مقدوده بود، مقدوده. گفتم: «تو کی‌ای؟» گفت: «من همسر مقدادم.» ملائکه همسران بهشتی‌تان کاملاً دلخواه شمایند، از پیکره خودتانند، از جوهره خودتانند. اسمشان هم از اسم شما گرفته شده. بعد «قاصرات الطرف» می‌گوید این اصلاً چشمش نمی‌چرخد. همسر بهشتی اصلاً انگار خبر ندارد در این عالم مرد دیگری هم هست. این‌جور به شوهرش نگاه می‌کند، این‌جور محو شوهرش است. خب خدا همچین ملکی هم دارد. انقدر ناز و لطیف که می‌شود حوراعین. یک ملکی هم دارد: «غلاظ شداد»، ملائکه جهنم، ترسناک. جفتشان هم دارند کارشان را انجام می‌دهند. جفتشان هم صلوات می‌فرستند.
اللهم صل علی محمد و آل محمد. هر کدام هم جنس صلواتشان از جنس خودشان است. از جنس خودشان معلوم می‌شود آقا، صلوات همان‌جور که این ملائکه انقدر متفرق‌اند، مختلف‌اند، همه کارهای این عالم را دارند انجام می‌دهند، «و المدبرات امرا». تدبیر این عالم، خدای متعال به واسطه ملائکه دارد این عالم را تدبیر می‌کند. همه‌اش با ملائکه است. این غذایی که شما می‌خورید، این جویدن، این عملیات بلع، می‌رود پایین. نخیر، یک فرشته‌ای دارد. فرشته از توی گلوی شما می‌دهد پایین. فرشته می‌برد این را به معده می‌رساند. آن یکی فرشته می‌آید معده‌تان را فعال می‌کند. این یکی فرشته اینها را می‌برد به کبد می‌رساند. از کبد که تبدیل به خون شده می‌برد مثلاً به قلب می‌رساند. آن یکی می‌آید می‌برد به روده می‌رساند. آن یکی می‌برد به مثانه می‌رساند.
آن یکی ملک شما را شب به خواب می‌برد. شما خودت شب نمی‌خوابی. فرشته‌ای ماموریت دارد شما را بخواباند که این ملائکه هم که شما را می‌خوابانند، ملائکه تحت فرمان کی‌اند؟ حضرت عزرائیل. چون خواب برادر مرگ است، یک نوع مردن است. ملائکه تحت فرمان عزرائیل می‌آیند ما را می‌خوابانند. دوباره ملائکه می‌آیند ما را بیدار می‌کنند. بعد در خواب، این گردش خونتان، این جابه‌جایی که در خواب حواستان نیست ولی دارید جابه‌جا می‌شوید، خودت نمی‌دانی. اگر همان یک طرف بمانی، صبح که پا می‌شوی فلج شده‌ای! پنج ساعت یک طرف بخوابی، قطعه‌هایت را از دست می‌دهی. پنج ساعت خون نرسد به این دست، فلج می‌شوی! پاشوید چک کنید که دیگر خواب کوفتت می‌شد دیگر. هر ده دقیقه یک بار باید چک می‌کردی، من به این ور خوابیده‌ام، به آن ور خوابیده‌ام؟ یک کم آن ورش کن! مثل نان در تنور که چک می‌کنند. چه رحمتی است! خدا چک کردن را برداشته، داده به کی؟ به ملائکه.
با صحبت‌های شما خیلی می‌خوابیم. ما که اخلاص نداریم، اعمالمان که معلوم نیست قبول بشود. یک وقت دیدی قیامت خدای متعال از سر فضل و رحمت بیاید: «من تو را می‌برم بهشت، به خاطر اینکه با صدای تو فلان بنده من می‌خوابید.» رحمت دیگر! رحمت. یک عجایبی خدا در قیامت از رحمت نشان می‌دهد. شیطان هم طمع می‌کند! «این‌جوری که خدا دارد با این حساب کتاب، با این دست فرمون می‌برد بهشت، الان این‌جوری اگر حساب کتاب کنم، من هم بهشتی‌ام!» بنده من مشکل خواب داشته، صدای تو به گوشش رسید. آن خواب رفتن هم با فرشته است.
خب وقتی ملائکه کارشان انقدر مختلف است، معلوم می‌شود که صلوات هم کارش انقدر مختلف است و ملائکه در واقع کارشان را با صلوات دارند انجام می‌دهند. از پیامبر و آل پیامبر دارند نور می‌گیرند، انرژی می‌گیرند، فرمان می‌گیرند و به برکت وجود آنهاست که اینها دارند کار می‌کنند. سوختشان صلوات است و چون از آنجا سوخت می‌گیرند، همه حواسشان هم به آنهاست. اینکه دارد کار می‌کند. صلوات فقط یک لفظ که نیستش که ما مثلاً فکر می‌کنیم ملائکه مثلاً آمدند بخوابانند یک نفری را، صلوات بفرستیم. الله نه، ما صلوات برایمان لفظ است. می‌گوییم کلمات. آنها همه قلبشان، همه وجودشان ذکر است، توجه، توجه قلبی. حالا ممکن است لفظ هم بگویند. نه آن توجه دارد که اگر من فرشته می‌توانم، خدا بهم این قدرت را داده که روح این مؤمن را از بدنش جدا کنم، که می‌شود خواب. خدا این قدرت را که به من داده، به واسطه کی داده؟ پیامبر و اهل‌بیت. از خودم نیست. اینی که من دارم این کار را می‌کنم، آنها در واقع دارند این کار را می‌کنند. از آنها در من تابیده. این مال آنهاست. این امتیاز مال آنهاست. این ویژگی، این قدرت مال آنهاست. این فضیلت مال آنهاست. ملائکه به خودشان نمی‌گیرند، «به! کیف کردم! این را چه‌جوری خواباندم؟ بهتر می‌خوابانم! تو کم‌تجربه‌ای! تازه ملک شدی! خیلی بلد نیستی!» می‌داند آقا، قدرت این است.
خدا دارد، از خدا به پیامبر و اهل‌بیت رسیده. از پیامبر اهل‌بیت به اینها رسیده. بدون اینکه از آن اولی کم بشود. از خدا که رسیده، از خدا پیامبر هم کم. معنای صلوات. اینها همه دلشان، همه توجهشان به پیامبر و اهل‌بیت. می‌دانند همه این کارهایی که دارند می‌کنند، همین برکاتی که در عالم دارد می‌آید، همه رحمتی که دارد می‌آید، به واسطه آنهاست. به خاطر اینکه همه خلقت را خدا به واسطه آنها خلق کرده. دوباره حدیث کسا. در حدیث کسا خدای متعال چی فرمود؟ فرمود: «من اگر این عالم را خلق کردم، ارضن مدحیه، قمر منیره، شمسا طلا‌، فلکن یدور تجری. همه این عالم، خورشید، ماه، کشتی، دریا، آسمان، زمین، "الا فی محبت هؤلاء الخمسه الذین هم تحت الکساء"». اللهم صل علی محمد و آل محمد. «همه را به عشق اینها خلق کردم. به عشق این پنج تا.» می‌دانی، خود بقیه ۱۴ معصوم هم به طفیلی این پنج تا خلق شدند. متفاوت است فرق مقامات، چون خیلی عالی است، ولی باز در ۱۴ معصوم این پنج تا خاص. البته جبرئیل مقامش از بقیه معصومین کمتر است، ولی این پنج تا خاص. یا حسن، یا علی، یا محمد. تکرار این پنج تا.
این ملائکه کارشان این است، همه‌شان هم دارند صلوات می‌فرستند. آن ملائکه‌ای که سجده کردند به حضرت آدم کجا، این ملائکه‌ای که دائماً دارند به پیامبر اکرم صلوات می‌فرستند کجا؟ این هم فضیلت صلوات است، هم جایگاه آن. حالا نکته دیدید همه کارهای عالم با ملائکه بود. حالا قاعده‌اش یک کمی دستت می‌آید. ذکر صلوات چون همه ملائکه مشغولش‌اند، تو همه ملائکه درگیرش‌اند. چون همه ملائکه از صلوات دارند تغذیه می‌شوند. شما صلوات را که می‌فرستی، اتوماتیک هر مشکلی تو هر گوشه‌ای از عالم داری، اتوماتیک حل می‌شود، اگر مصلحتت باشد. درمان اصلی، کپسول چون، ملکش فعال می‌شود، صلوات است دیگر. «اللهم صل علی محمد و آل محمد.»
البته این را هم عرض بکنم، این نیستش که ما فکر کنیم مثلاً آقا من گرسنه‌ام مثلاً غذا نخورم، به جای صلوات بفرستم سیر می‌شوم. به انسان عقل داده عزیزم. سر جای خودش. اینها تمسخر است دیگر. تمسخر خداست، تمسخر عقل است، کفران نعمت عقل است و یک جورایی گنده‌بازی در برابر خداست. خدا گفته برو کار بکن. «کار می‌کنه مگو چیست کار.» برو کار بکن، پول در بیاور، نان در بیاور، نان بخور. نه، وقتی در روالش قرار گرفتی، کارهایت را کردی، صلوات می‌آید کم و کسری‌هایت را جبران می‌کند. می‌آید حلش می‌کند. می‌آید درستش می‌کند. اول حساب باز کن. هی نذر و نیاز و اینها: «یا امام رضا، من در این بانک قرعه‌کشی برنده بشوم!» آخه امام رضا را خواب دیده‌ام. بابا، اول حساب باز کن در بانک. «نذر و نیازم بدون حساب بانک برنده شوم.» یک حسابی اول وا کن، بقیه‌اش با من. یک اقدامی بکن. کسی مثلاً بدون همسر می‌خواهد بچه‌دار بشود، بابا یک همسری بگیر، حالا بقیه‌اش با من! این ذکر شریف. همین حتی انتقال نطفه به رحم زن. همین هم کار ملائکه است. خیلی عجیب است کار ملائکه. همه کارهای این عالم با ملائکه است. همه کارهای ملائکه هم با صلوات است و شما، باریکلا به شماها که خسته نمی‌شوید از این ذکر شریف. و ان‌شاءالله در قیامت خواهید دید برکات همین ذکر شریفی که به همین سادگی می‌گوییم غوغایی می‌کند در عالم. هر مشکلی، هر کم و کسری.
چند تا روایت برایتان بخوانم، خیلی عجیب. دو سه تا روایت بخوانم و بعد چند تا نکته بگویم و یک داستان بگویم و تمام. امام صادق از پیامبر نقل می‌کنند که میلاد هر دو را تازگی پشت سر گذاشته‌ایم که پیغمبر فرمود: «من صلی علیه صلی الله علیه و ملائکته و من شاء فلیقل و من شاء فلیکثر.» اول ترجمه. هر که به من یک دانه صلوات بفرستد، خدا و ملائکه به این صلوات می‌فرستند. حالا اگر می‌خواهی کم بفرست، اگر می‌خواهی زیاد بفرست. اللهم صل علی محمد و آل محمد. اصلاً یک درجه آمد بالاتر قضیه. تا حالا می‌گفتیم آنها چون دارند صلوات می‌فرستند به تو سلام. از آن صلواتی که آنها دارند می‌فرستند می‌آیند کار تو را حل می‌کنند. الان برعکس شد. الان ملائکه صلوات می‌فرستند، کلی رفت بالاتر. چیست این ذکر ساده؟!
مثال بزنم. می‌خواستم این را هفته بعد بگویم ولی خب شاید زنده نبودم هفته بعد بگویم. شاید این نکته‌ای که می‌گویم مشکلی را از ذهن بعضی‌ها حل بکند. بعضی‌ها ممکن است بگویند آقا، دو تا کلمه که دیگر این همه داستان ندارد که. دو تا کلمه به زبان. همه ماجرا عجیب است. قرآن آیاتی دارد. قرآن بدهید من این آیه را برایتان بیاورم در سوره مبارکه مریم. خیلی در مورد اینکه دو تا کلمه چقدر می‌تواند اثر داشته باشد. اول این آیات منفی‌اش. این آیات منفی‌اش را می‌گویم. شما منفی‌اش را که گرفتید، مثبتش را. در سوره مبارکه مریم خیلی عجیب است. «و قالوا». آیه ۸۸. «و قالوا، قالوا، قالوا» یعنی چی؟ گفتند. «قالوا اتخذ الرحمن ولدا». اینها چی گفتند؟ گفتند خدا برای خودش بچه انتخاب کرده.
ارزش دارد شما بگویید: «بابا دیوانه یک چیزی می‌گوید.» واکنش ماهاست. «جایی از عالم کاربرد دارد؟ یک چیزی گفته. بابا این حرف‌های مفت.» بابا، خدا می‌گوید این دو کلمه درست است حرف مفت بود ولی می‌دانی چقدر اثر می‌تواند داشته باشد؟ خیلی عجیب است. اینها را یادگاری داشته باشید. «لقد جئتم شیئا ادا». خیلی حرف سنگینی زدید. «تکاد السماوات یتفطرن منه و تنشق الارض و تخر الجبال هدا، ان دعوا للرحمن ولدا». می‌دانی این حرف چیکار می‌تواند بکند؟ این دو کلمه حرف! شما تصور کن یک نفر برود بغل این برج میلاد که نزدیک شماست، دو کلمه بگوید، برج میلاد بریزد! باورتان می‌شود؟ آقا، دو تا کلمه است. شما بغل برج میلاد بگویی برج میلاد می‌ریزد؟ برج میلاد بریزد، تهران دود می‌شود. مگر می‌شود با دو کلمه برج میلاد بریزد؟ خدا در قرآن می‌فرماید: «این دو کلمه که گفتند خدا بچه دارد، که شما در سوره توحید می‌گویید: لم یلد و لم یولد. خدا می‌فرماید همین دو کلمه‌ای که یلد یولد، خدا بچه دارد، می‌تواند کاری بکند، «ان السماوات یتفطرن» آسمان‌ها را تکه‌تکه کند و «تنشق الارض» زمین را منشق کند، همه کوه‌ها را منهدم کند.» که اینها گفتند خدا بچه دارد. دو تا کلمه می‌تواند این کار را بکند. سوره مبارکه مریم بود. آیات ۸۸ تا ۹۱. قرآن دارد این را می‌گوید. می‌گوید: «دو کلمه حرفتان این کار را بکند. دو کلمه از برج میلاد چیست؟ آسمان‌ها را می‌تواند تکه‌تکه کند.» فکر کردی دو کلمه است؟ کم است؟ دو کلمه حرف اینها گفتند خدا بچه دارد.
دو کلمه حرف می‌گوید: «خدایا هرچی داری بده به پیامبر و اهل پیامبر.» آن بدش، این خوبش. دو کلمه حرف می‌دانی چیکار می‌کند؟ می‌تواند همه مشکلاتت را حل کند، همه گناهانت را بیامرزد. آیت‌الله بهجت این روایت را زیاد می‌خواند: «من صلی علیه مرة لم یبق من ذنبه ذرة.» کسی اگر به من یک دانه صلوات بفرستد، یک ذره از گناهانش باقی نمی‌ماند. اللهم صل علی محمد و آل محمد. آقا، دو تا کلمه! گناه که می‌گوییم آخه شوخی نیستا. شما فرض کنید یک نفر هفتاد سال عیاشی کرده. حالا بنده خیلی در منبرها و جلسات و اینها این‌جوری صحبت نمی‌کنم برای اینکه ما بعضی وقت‌ها خودمان نز. خیلی از آن درش در می‌آید ولی واقعیتی است. رحمت خدا این است. فرض کنید هفتاد سال عیاشی کرده، هفتاد سال پای ماهواره بوده، فیلم فلان دیده، موسیقی حرام گوش داده، شراب خورده، هفتاد سال. نه یک روز، دو روز. می‌فرماید: «یک دانه صلوات کاری می‌کند تمام اینها صفر می‌شود.» تصور کردی آیه چی گفت؟ دو کلمه است ولی می‌زند آسمان و زمین را منفجر می‌کند. صلوات هم دو کلمه است ولی همه گناهانت را منفجر می‌کند. دو کلمه را شوخی نگیر.
یک کلمه است. آن کلمه‌ای که همه نجاسات را پاک می‌کند، کدام کلمه است؟ کلمه «لا إله إلا الله». آقا، این دست خیسش را اگر می‌زد این سطل آب نجس می‌شد. دست این آدم کافر اگر به این سطل آب می‌رسید، تمام سطل این آب نجس می‌شد. دیگر نجس. یک کلمه تمام کائنات انگار برعکس همه کائنات داشته، حالا از این ابراز نفرت و انزجار و بدم می‌آید و اینها، الان دیگر همه خوششان.
ذکر صلوات این است. بعد می‌فرماید که: «گناهانت پاک می‌شود، حاجاتت برآورده می‌شود، خدا دری از عافیت به رویت باز می‌کند.» من چند تا برایتان بخوانم از تعابیری که آیت‌الله بهجت گفتم خیلی جالب است، خیلی جالب است. آقای بهجت خیلی به صلوات عنایت دارند، خیلی به صلوات. نباید افراد اینها را بهانه بکنند برای اینکه دیگر کار انجام. «پس هفتاد سال بریم عیاشی با یک صلوات حل می‌شود؟» یا بگوییم که: «آقا خوب حل شد دیگر، ما هیچ کاری انجام نمی‌دهیم، یک صلوات می‌فرستیم.» نه، همان را هم آدم وقتی گناهش زیاد می‌شود، جلسه قبل عرض کردم که بعضی‌ها هم دو کلمه برایشان سنگین است. به زبان بخواهد بیاورد اصلاً یک جوریش می‌شود، کهیر می‌زند. اسم اهل‌بیت نمی‌بینید بعضی‌ها چه واکنش‌هایی نشان می‌دهند. یک دانه اسم اهل‌بیت روی شیشه مغازه است، تحمل نمی‌کند. یک پارچه، یک بنر روی خیابان، روی دیوار. تحمل نمی‌کنند، بهشان فشار می‌آید. گناه وقتی زیاد می‌شود آدم محروم می‌شود. این نیست که فکر کنیم در هر وضعیتی آدم بازم توفیق پیدا می‌کند صلوات بفرستد یا استغفار بکند یا مثلاً این حرف‌ها.
نه، بعضی‌ها هستند حال ندارند قرآن بخوانند. «چکار کنم؟» این فیلمش موجود است در اینترنت. «صلوات چیه؟ حال دارد بفرستد.» همان را بفرستد، هدایت بشود. هر که هرچه می‌گفت ایشان می‌گفت: «دیگر صلواتی که می‌تواند بفرستد این حل می‌کند همه چیز.» من برایتان یک لیستی می‌خوانم. این کتاب، کتابی است که خود دفتر آیت‌الله بهجت چاپ کرده: «بهجت‌الدعا»، مجموعه ادعیه و اذکار مورد توصیه آیت‌الله العظمی بهجت. قشنگ صفحه ۳۵۵ می‌گوید: «برخی از مشکلاتی که به طور خاص برای برطرف شدن آنها از سوی ایشان به ذکر صلوات توصیه شده است.» برای این موارد عجیب می‌فرماید با صلوات حل می‌شود. حالا ببینیم چیست:
* ا زیاد عشق به اهل‌بیت.
* کسب فضائل و زدودن رذائل اخلاقی. (آقا، حسادتم برطرف، تکبرم برطرف، عصبانیتم، اخلاقم خوب بشود، چشمم را کنترل کنم، زبانم را کنترل کنم.) صلوات زیاد!
* روزی با اعتقاد به حقانیت اهل‌بیت. با اعتقاد به اثر صلوات، صلوات می‌تواند با این حل.
* مشکل ازدواج به تأخیر افتاده. (مورد خوب نمی‌آید، خواستگار نمی‌آید، موردهای خوب می‌آیند می‌روند.) صلوات! مادر ملائکش را می‌آورد و شیاطین را دفع می‌کند. خیلی وقت‌ها شیاطین خرابکاری می‌کنند. هر کدام از اینها همان‌طور که ملائکه این ور هستند، خرابکاری. صلوات آنها را هم دفع می‌کند. عجیب است این ذکر.
* ایجاد محبت بین زوجین. (آقا چیکار کنیم زن و شوهر رابطه‌شان گرم بشود؟ شوهرم علاقه‌اش به من بیشتر، همسرم به من گرم بشود.) ذکر صلوات زیاد!
* برکت پیدا کردن وقت. اینها را به‌طور خاص پرسیدند از آیت‌الله بهجت. (آقا چیکار کنیم وقتمان برکت پیدا کند؟) زیاد صلوات! ملائکه‌ای که باید برکت برایت بیاورند در وقتت. برکت در وقت. و خدا بهت توجه می‌کند. دیگر بالاتر از ملائکه، خدا بهت توجه می‌کند. خدا بهت عنایت می‌کند.
* رفع تحیر و تشخیص وظیفه. (آقا یک وقتی آدم نمی‌داند چیکار بکند. این زمین را بخرم؟ آن خانه را بفروشم؟ با این ازدواج بکنم؟) خیلی متحیرم. ای کاش یک ولی خدا، عارفی، چشم برزخی دارم که به ما هم خیلی متاسفانه مراجعه می‌شود. نمی‌دانم چرا این همه ما حرف زدیم، یک دو کلمه‌ای توی جلساتی که فکرم نمی‌کردیم این‌طور منتشر بشود، ۶۰۰ بار هم گفتیم آقا این آدم را اصلاً ما ارتباط نداریم، این‌جوری، آن‌جوری. فراری هستیم. جای اسمی فلان و اینها نباشد. دلیلش این است که فلانی. برویم ببینیم آن فلان کجاست. آقا، تو یک چیزی داری از هر آدم چشم برزخی داری بالاتر است. آن هم یک ذکر شریف است. وظیفه می‌خواهی تشخیص بدهی، صلوات زیاد بفرست. خدا روزیت می‌کند وظیفه را تشخیص می‌دهی. آدمی که معلوم نیست درست می‌گوید، غلط می‌گوید. همه فکر و مغزت را بدهی دست آن، همچین ذکری داری ول کردی!
* کنترل خشم و رفع عصبانیت.
* سلامتی در سفر. (سفر می‌خواهی بروی، در سفر ختم صلوات بگیرید.) این خیلی حرکت قشنگ است. سفر، ماشین راه می‌افتد، صلوات می‌گیرند. همه با هم صلوات می‌فرستند. این ختم صلوات را قدر بدانیم. حضوریش را قدر بدانیم، مجازیش را قدر بدانیم. الان توی این صفحات مجازی یک صفحاتی هست تولید می‌کند عددی می‌زند ختم صلوات می‌گیرند. آقا مثلاً صد تا صلوات بفرستم. این را می‌زند جمع می‌شود همه‌شان با همدیگر. چه آثاری دارد! محروم نشویم از این. هر مناسبتی، هر بهانه‌ای، میلاد این امام است، شهادت آن امام است، جمع بشویم بین امام صلوات هدیه کنیم. اتفاقی رخ داده خدای نکرده، ناامنی شده، یک مشکل نظامی برایمان پیش آمده، به جای حمله شده، یک ساختمانی مثل پلاسکو مثلاً دارد می‌ریزد، آتش گرفته یک جایی. این ذکر شریف غوغا می‌کند. بروید سمت ختم صلوات. درمان کنید اینها را.
* خلاصی از ازدحام و شلوغی. این دیگر مال تهرانی هاست. (آقا این ترافیک صاب مرده را چه کنیم؟) صلوات زیاد بفرست، حل می‌شود! ترافیک‌های تهران واقعاً اعصاب‌خوردکن. هیچ جا من ندیدم این ترافیک را در ایران، سه ساعت آدم در ترافیک. خب این ازدحام شلوغی، حرم امام رضا می‌خواهی بروی به ضریح نزدیک بشوی، صلوات زیاد بفرست! ترافیک صلوات زیاد!
* رفع لکنت زبان. (از آقای بهجت گفتند: «بچه‌مان لکنت زبان دارد.») هرچه بگویید شد.
* رفع افسردگی. (آقا افسردگی دارم، غم دارم، قرص می‌خورم، شب‌ها خوابم نمی‌برد، بی‌خوابی دارم، استرس دارم.) ذکر صلوات موفق می‌شوید. صلوات بفرستید. فردا ببینم چند تا فرستادی! مگر شیطان می‌گذارد؟ این زنگ می‌زند، آن کار دارد، اینجا این را حل کنم، این را جواب بدهم، آن را بروم، این را بیایم. شب می‌فرستم، صبح می‌فرستم، فردا.
* رفع وسوسه اعتیاد. (از آقای بهجت پرسیده آقا من معتاد بودم ترک کردم، خیلی وسوسه می‌شوم بروم سمت مواد.) ایشان فرموده: «صلوات زیاد بفرست، وسوسه اعتیاد از دلت می‌رود بیرون.»
* وضعیت جوان‌ها به گناه‌های خاصی مبتلایند. در خلوت مراجعه می‌کنم، حضوری، مجازی، با ناله و اضطرار و خدا ان‌شاءالله همه مشکلات همه را حل بکند. صلوات زیاد بفرست، حل. میلش از دلت می‌رود بیرون. میل گناه از دلت می‌رود.
* یک مردی، مرد نامحرم پس موارد پیام می‌دهد. زن شوهردار است، مؤمنه است، محجبه است. مردی است زن دارد ناخواسته به زن شوهرداری علاقه‌مند شده‌ام. هر کار هم می‌کنم از دلم بیرون نمی‌رود. صلوات زیاد. دلت کنده می‌شود. دلت آباد می‌شود.
* رفع مشکل فراموشی و کم‌حافظگی. (پرسیده آقا من حافظه‌ام کم است.) صلوات زیاد.
* و بهترین هدیه معنوی به اموات. (برای امواتمان چیکار بکنیم؟) صلوات.
داستان جالبی است. یک کتابی است به نام کتاب «بر منبر خاطره». خاطراتی را از علما. یکی از آقایان جمع کرده، این داستان را در آن کتاب آورده، صفحه ۲۸۳. بنده مقلدم معمولاً که مطالب را از رو بخوانم. بعضی‌ها سوال می‌شود برایشان می‌گویند آقا این مدل منبر را ما ندیدیم که کتاب بیاوری از رو بخوانی. یک دلیلش این است که بعضی مطالب چون عجیب‌غریب است، جابه‌جا نشود. بالاخره مطلب درست نقل بشود. ولی یک دلیلش این است که بعضی حرف خیلی عجیب‌غریب است، آدم همیشه خیلی خاطرش جمع نمی‌شود به اینکه این واقعاً همین‌جور بوده. ولی از رو که می‌خوانی عین متن را می‌خوانی. خاطرش جمع می‌شود که همین است. هفته پیش گفتم با اینکه از رو هم خواندم بعضی عزیزان باز هم سخت بود برایشان باورش. دیگر غذا خودش پخته می‌شد و اینها. البته بنده جواب دارم آن را بخواهم جواب بدهم ولی خودش یک منبر می‌شود.
دیگر این خاطره را بگویم و بشنوید و عظمت صلوات را ببینید و برویم در روضه. مرحوم آیت‌الله آخوند ملاعلی معصومی همدانی. ایشان از علمای بزرگ همدان. مزار شریفش هم در همدان پشت گلزار شهدا. اگر رفتید آنجا بروید از بزرگان بود. ایشان شخصیت خیلی. می‌گوید روزی پیرمردی نورانی و ناشناس بر من وارد شد. احساس کردم بوی عطر دلپذیری از او استشمام می‌کنم. خیلی بوی عطر. سلام کرد و نشست. هر لحظه آن بوی خوش توجه من را جلب می‌کرد. همان جا ماند تا نوبت بهش رسید. آمد پهلوی من نشست. گفت: «برای حساب خمس شرفیاب شدم.» صورت اموالش را داد به دستم. از بس آن بوی عطر من را جلب کرده بود، می‌خواستم ازش بپرسم این چه عطری است که استفاده می‌کنی. دیدم سوال من ممکن است ابهام و ایهام برایش داشته باشد. شاید برداشت کند که من می‌خواهم ازش عطرش را بگیرم. یعنی منظورم این است که منصرف شدم. صبر کردم تا برود. خلاصه موقع رفتن هم نمی‌توانستم صبر کنم. خیلی این بوی عطر خاصی بود. به ناچار ازش سوال کردم که: «آقا این عطرت چیست؟» خندید. در جواب گفت: «آقا، اگر شما مرجع تقلید من نبودید من نمی‌گفتم بهتان. ولی چون احترام واجب است قضیه را بهتان می‌گویم به شرط اینکه تا زنده‌ام به کسی نگویید.»
بعد آن پیرمرد گفت: «آقا، عادت من این است که من زیاد صلوات می‌فرستم. از هر فرصتی استفاده می‌کنم به ذکر صلوات.» گُل بو می‌کنی صلوات. سلام علیک می‌کنیم صلوات بفرستیم. خداحافظی می‌کنی صلوات بفرستیم. که طرف آوردن مسیحی‌اش کردند و اینها. چراغ خاموش کردند، روشن کردند صلوات فرستاد. خوب است دیگر. صلوات روشنی است. رسم است. خیلی هم رسم بزرگ و با ارزشی است. مثلاً کسی می‌خواهد بیاید مثلاً روی منبر بنشیند صلوات می‌فرستند. دعوت می‌کنند صلوات می‌فرستند. خیلی کار قشنگی است. خب این را بیشترش به هر مناسبت. خانم دارد غذا درست می‌کند صلوات بفرستد. غذا را می‌خواهی شروع کنی بخوری صلوات بفرست.
مرحوم آیت‌الله گلپایگانی بین پرانتز بگویم چون قشنگ است یادم نرود. راه می‌رفت زیر لب می‌گفت. می‌گفت: «چیکار می‌کنی شما؟» گفت: «دکتر به من گفته که باید روزی هزار قدم راه بروم برای بیماری.» که ببین چقدر اینها وارد بودند. مؤمن این‌جوری زرنگ. مقدم. «من روز اول که خواستم هزار قدم راه بروم، نیامدم بگویم که خب من هر روز باید هزار قدم راه بروم. قدم‌هایم را بشمارم. گفتم بگذار قدم‌ها را که می‌خواهم بشمارم زمان بگیرم، تعداد بگیرم، ببینم چند تا صلوات می‌شود. شمردم، دم هزار قدم می‌شود این مقدار صلوات.» یعنی قدم‌هایش را با صلوات‌ها شمرد. یک کم سخت می‌شود، زمان می‌برد ولی به جای هزار قدم مثلاً دیدم که می‌شود ۶۰۰ تا صلوات. واحد عددم زمان ظهور هم واحد پول از بین می‌رود می‌شود صلوات. شما پول که می‌دهی دیگر، پول ارزش. که با صلوات خرید و فروش می‌کند. همه چیز بر محور صلوات اتفاق می‌افتد.
پیرمرد می‌گوید: «من هر فرصتی استفاده می‌کردم، صلوات می‌فرستادم. روی اتوبوس نشستم، اتوبوس بیاید، صلوات می‌فرستادم. در مترو نشستم صلوات می‌فرستادم. بین دو نماز ایستادم، آقا پاشود اقامه بگوید، نماز شروع کند صلوات می‌فرستادم.» در بسته می‌گویم. روایت عجیبی هم هست. طرف پرسید که: «آقا، من شنیده‌ام که روایتی از شما نقل کردند که مثلاً حتی هنگام روابط زناشویی آدم خوب است صلوات بفرستد.» بعد یک کمی ناجور بود در ذهنش. گفت: «واقعاً این‌جوری است؟» حضرت فرمودند که: «بله. برکات ذکر خدا. ذکر الله حسن علی کل ...» ذکر خدا در هر حالی خوب است. برکاتی شده. سرویس بهداشتی می‌روم. نمی‌شود ذکر بگویم. این ذکر در محضر همه اعمال ما، در محضر خدا، عنایت خداست. همه‌اش نعمت است، همه‌اش رحمت است. ذکر یعنی اینها دیگر. توجه به اینکه محبت خداست. توجه به اینکه این همسر از جانب خداست. این نیازی که دارد از من برآورده می‌کند لطف خداست. این فیضی که جاری شده برای کی جاری شده؟ برای پیامبر و اهل‌بیت. خدا جاری کرده، واسطه اینها. تشکر می‌کنم از تشکر می‌کنم از اهل‌بیت. حتی آن وقت هم ذکر صلوات ارزش دارد، جا دارد. اهل‌بیت به ما یاد دادند.
«صلوات می‌فرستادم. یک شب در عالم رویا محضر مبارک خاتم‌الانبیا مشرف شدم.» اللهم صل علی محمد و آل محمد. «ما سه نفر بودیم که در مقابل آقا قرار گرفته بودیم. حضرت رو به ما کرد، فرمودند: «کدام یک از شما بیشتر به من صلوات می‌فرستد؟» خواستم بگویم من، پیش خودم گفتم از کجا معلوم که من بیشتر از این دو تا دیگر صلوات می‌فرستم. خود پیامبر که خبر دارد دیگر. اگر هست مگر من باشم. خود حضرت خبر می‌دهد. سکوت کردم. حضرت بار دوم پرسیدند که: «کدام بیشتر صلوات می‌فرستد؟» باز هم سکوت کردم. دفعه سوم: «تو از همه بیشتر به من صلوات می‌فرستی، بیا جلو.» آمدم جلو، دوزانو نشستم روبروی پیامبر اکرم. آقا خم شدند، یک بوسه زدند به لب. از وقتی حضرت بوسه بر لبانم زد، این بوی خوش از من متصاعد می‌شود. بوی پیغمبر است دیگر و من اصلاً از عطر استفاده نکردم. به هرچه حمام هم می‌روم و صابون می‌زنم اثر ندارد. این بوی خوش از من جدا نمی‌شود.»
گمان کن هر کسی این بوی خوش را استشمام نمی‌کند بلکه معدودی از افراد هستند که متوجه می‌شوند. آن که پیاز خورده نمی‌فهمد، بقیه پیاز خورده! فرمودند آیت‌الله معصومی همدانی فرمودند: «من هم موفق شدم و جای بوسه رسول‌الله را بوسیدم.» مرحوم آیت‌الله آخوند همدانی اواخر عمرش دیگر بینایی‌اش را تقریباً از دست داده بود. از فاصله خیلی نزدیک فقط خیلی خیلی کم می‌دید. اکثر کسایی که می‌آمدند پیشش، ایشان نمی‌شناخت. این پیرمرد که از در وارد می‌شد، ایشان می‌گفت: «حاج آقا فلانی آمده.» از بوش فهمیده‌ام، این بوی عطرش این شکلی بود. این بوی عطر از کجا بود و در اثر چی بود؟ آقا، در اثر بوسه پیامبر اکرم. خب چرا پیامبر می‌بوسد؟ این را هم دلیلش را بگویم و با همین برویم در روضه.
اینی که پیامبر می‌بوسد دلیلش این است که این لب و دهانی که این ذکر از آن آمده. این را خدا دوست دارد. پیامبر نمی‌گوید چون اسم من را آوردی من می‌بوسم. پیامبر که خودش را که نمی‌بیند. غرق توجه خداست. دهانی است که مورد عنایت خداست. این دهانی است که مورد فیض است. این لب و دهانی است که خدا بهش توجه، صلوات به او فرستاده. به تمام اعضای وجود شما خدا صلوات می‌فرستد. وقتی بهت صلوات می‌فرستد: «اللهم صل علی فلانی»، خدا بهت توجه می‌کند، توجه خاص می‌کند. به همه وجودت توجه، به چشم و گوش و دست و پا و دنیا و برزخ و آخرت. این دهان و این زبان و این لب بوده. این را بیشتر از همه این لب و دهان را پیامبر می‌بوسد.
مجلسی نقل می‌کند در جلد ۴۴ بحارالانوار: «کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، اللهم صل. اذا دخل الحسین اجتذبه الیه.» هر وقت امام حسین وارد می‌شد بر محضر پیامبر، پیامبر در آغوش می‌گرفتن امام حسین را. امیرالمومنین: «امسک، نگهش دار.» نگهش می‌داشتم با دستشان. پیامبر شروع می‌کردند این لب و دهان و گلو و سینه و اینها را بوسیدن. می‌بوسیدند و هم گریه می‌کردند. «فیقول: یا ابه، لمن تبکی؟» امام حسین عرض می‌کرد به پیامبر که: «پدرجان، چرا گریه می‌کنی؟» می‌فرمود: «یا بنیه، اقبل موضع السیوف منک و اب...» «این جاهایی که می‌بوسم جای شمشیر است. این لبی که می‌بوسم عزیز دلم، خنجر می‌گذارند. این گلوی نازنین تو. این سینه جایی است که نیزه بهش وارد می‌شود.» اینجا محل عنایت و توجه خداست. همان که شما با این ذکر شریف وقتی بر زبانشان جاری می‌شود، پیامبر بوسه به این لب می‌زند. از همان بوسه‌هایی که به حسین زده. ببین چقدر ارزش دارد. آن لبی که به لب حسین بن علی بوسه زده، با این ذکر شریف به لب شما هم بوسه می‌زند. ولی بین لب من و حسین خیلی تفاوت است. اگر کسی بدون پیامبر به لب شما بوسه زده، قطعاً لب شما را بوسه می‌زند، احترام می‌کند ولی با لب حسین بن علی چه کرده؟
رأس مبارک اباعبدالله را گذاشتند در برابر یزید. «جعل یضرب بقضیبه علی ثنیته.» با چوبی که در دست داشت، چوب خیزران، یزید ملعون هی می‌کوبید به این لب و دندان. «یا الله!» ابوبرزه اسلمی روحش شاد باشد، ان‌شاءالله در این مجلس حاضر بود. از اصحاب پیامبر و امیرالمومنین بود. صدا زد یزید ملعون را، گفت: «قدمک یا فاسق! ای فاسق، این چوب را بردار از روی این لب و دندان. نکوب به این لب و دندان. فوالله رأیت شفت رسول الله علیه مکان قدیبک یقبله.» «به خدا خودم دیدم اینجایی که تو با چوب می‌زنی، پیامبر هی بوسه می‌زد.» اینجا جای لب جانم به فدای بوسه‌گاه پیامبر بود. چه کرده بودند با این لب که ترک‌ترک شده بود. لعنت الله علی القوم الظالمین.
خدایا در فرج آقا امام زمان تعجیل بفرما. قلب نازنینش از ما راضی. عمر ما نوکری حضرتش قرار بده. نسل ما نوکران حضرت. ارواح علما، شهدا، فقها، امام راحل، حقوق‌الناس، و الساعه سر سفره با کرامت نبی اکرم و اهل‌بیت مکرمش مهمان. شب اول قبر رسول‌الله و اهل‌بیت مکرمش به فریادمان برسان. مرزهای اسلام شفا و عاجل و کامل عنایت بفرما. حاجات حاجتمندان به کرمت برآورده بفرما. شر ظالمین به خودشان برگردان. رهبر انقلاب حفظ و نصرت عنایت بفرما. در دنیا زیارت، در آخرت شفاعت اهل‌بیت نصیب هرچه گفتیم و صلاح ما بود، هر چه نگفتیم و صلاح ما می‌دانی برای ما رقم. با نبی و آله. رحم الله من قرأ الفاتحه مع الصلوات.
صل علی محمد و آل محمد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00