سبوی ذکر

سبوی ذکر

سبوی ذکر . 1403/09/28
00:46:32
342

معرفی
* اسرار شگفت‌انگیز تسبیحات حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها و غوغای معنوی ذکر الحمدالله [03:23]

* لرزش دل با چرخش تسبیح در دستان اولیای خدا [06:57]

* آثار اذکار برتحول همه عالم، از علیت مادی تا عبادات معنوی [11:55]

* گنجی پنهان از حکمت اعداد و بی‌نهایتِ معنا در تسبیحات فاطمی [15:46]

* تسبیحات حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها ، هدیه‌ی آسمانی به بانویی بهشتی است که سنگینی کارهای دنیا را سبک می‌کند [20:15]

* سوره‌ای کوچک با آثاری بزرگ، دفع بلا از امت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله با نزول سوره توحید [27:35]

* بارش برکات و رحمت الهی در پی هر تسبیح تلاوت قل هو الله [31:44]

* برائت از نار با سوره برائت در شب جمعه کربلا [36:42]

* نقل روایاتی در برکات کثرت قرائت سوره توحید [38:43]

* مکاشفه آیت‌الله پهلوانی رحمت الله علیه، اهمیت و آثار مداومت بر قرائت سوره "توحید" بر زندگی و مرگ [43:50]

* قرائت 1000 قل هو الله در ظهر عاشورا؛ عمل با فضیلتی که مغفول مانده [45:34]
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
اولاً، عرض سلام دارم خدمت برادران و خواهران عزیز و بزرگوار. در جمع فضلا صحبت کردن سخت است. کسی مثل بنده واقعاً لیاقت این را ندارد که در محضر اهل علم بخواهد به قول معروف "رود درازی" کند و جسارت خدمت و محضر شماست. حالا شوخی و جدی‌اش این است که ما در راه کربلا بودیم. با این آیه‌ بیاتمان صدیقه ارجمند تماسی گرفتم. ایشان گفتند: "شما کرمانشاهی هستید؟" گفتیم: "نزدیک است." فرمودند: "پس شام مهمان ما، نزدیکی‌های کرمانشاه." ایشان فرمودند: "شما می‌آیید، آماده باشید، سخنرانی هم باید بکنید." ما با شرایط مسافرتی و با وضعیت این شکلی، این مجلس حضرت زهرا (سلام الله علیها) است. هدیه به محضر منور حضرت زهرا (سلام الله علیها) و اولاد طاهرینشان، علما، امامزاده‌ها، سادات، خصوصاً حضرت امام (رحمت الله علیه) که ایشان هم روز میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) به دنیا آمدند. هدیه به همه این عزیزان. (صلوات) اللهم صل علی محمد.
موضوعی به ذهنم رسید که مرتبط باشد با حضرت زهرا (سلام الله علیها)، پیشکشی باشد به محضر منورشان. ان‌شاءالله شب جمعه در کربلا، در محضر حضرت زهرا (سلام الله علیها) توفیقی باشد نایب الزیاره عزیزان باشیم. ان‌شاءالله به زودی نصیب همه ما بشود، ان‌شاءالله دسته‌جمعی.
یکی از موضوعاتی که در زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) مهم است و کمتر به آن پرداخته می‌شود، حالا در بخش سیره عبادی حضرت زهرا (سلام الله علیها)، "ذکرمحوری" و "ذکرمَداری" در سیره حضرت زهرا (سلام الله علیها) است. اهل بیت (علیهم السلام) خیلی مقید به ذکر بودند. همین اذکار ظاهری، همین اذکار ساده‌ای که پیش ما مطرح است، در زندگی این‌ها خیلی پررنگ بود. این خیلی مهم است. گاهی ما از این مسئله غافلیم. حتی امثال بنده، طلبه، خیلی در شبانه‌روز این حال‌وهوای ذکر و توجه و تذکر و این‌ها در ما دیده نمی‌شود. حتی همان ذکر ظاهری لفظی. چند کلمه، چند حدیث من در این زمینه امشب می‌خوانم، ان‌شاءالله برای خودم تذکر باشد.
روایت جالبی هم هست در مورد این تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) که زیاد شنیدید. به نام حضرت زهرا (سلام الله علیها) معروف است این تسبیحات. این هدیه پیغمبر اکرم بود به حضرت زهرا (سلام الله علیها). امام باقر (علیه السلام) در جلد ۳ کافی تعبیری دارند. این روایت می‌فرماید که: «ما عبد الله بشیء من التحمید». خداوند به چیزی بالاتر از حمد عبادت نشد. حتی همین "الحمدالله" ظاهری، همین لفظ "الحمدالله"، همین کلمه "الحمدالله" خیلی عجیب است. ما گاهی از همین عبارت‌ها و تلفظ این عبارت‌ها غافل می‌شویم، در حالی که غوغای همین کلمات ساده به زبان آوردن است.
در روایتی داریم که: امام صادق (علیه السلام) قاطری حالا از ایشان یا اسبی گم شد. حضرت فرمودند که: "این اگر پیدا شود، من خدا را یک طوری حمد می‌کنم به شکرانه اینکه این پیدا شده که بالاتر از این دیگر حمدی نباشد." پیدا شد و همه منتظر بودند ببینند امام صادق (علیه السلام) چه مدلی قرار است حمد بکند؟ دیدند حضرت این مرکب را که تحویل گرفتند، فرمودند: "الحمدالله." گفتند: "خیلی ویژه بودیم!" همین دو کلمه. همان حمد خیلی، خیلی ویژه.
صدوق در "ثواب الاعمال" دارد: کسی همین یک کلمه را بگوید: "الحمدلله کما هو اهله." خدای متعال بالاترین درجات حمد را از او می‌پذیرد. خیلی عجیب است، ولو آن توجه قلبی هم با آن نباشد، همین کلمه "الحمدلله کما هو اهله." یک تعابیر دیگری دارد: هر کس روزی هفت بار بگوید: "الحمدلله علی کل نعمات کانت او هی کائنه." هفت بار، خدای متعال برایش ثواب حمد تمام نعمات را می‌نویسد. انگار هر چه خدا نعمت به او داده، این حمد کرده. همین روزی هفت بار این را بگویی و تلفظ کنی. خیلی این‌ها بخشی از سبک زندگی است. سبک زندگی مؤمنانه است، مخصوصاً برای طلبه.
حالا بنده صلاحیت و اهلیت ندارم بخواهم این نکات را عرض بکنم، ولی چیزی که اساتید و بزرگان می‌فرمودند این بود: برای طلبه به طور ویژه‌تر، می‌طلبد روی مسائل وقت بگذارد. "طلبه نمازشو می‌خونه، و یا علی!" آقا، این تسبیحات، تعقیبات، یک ذکری، یک سجده‌ای، یک دعایی. گاهی طلبه دعای تعقیبات بعد نمازها را بلد نیست، نوافل را نمی‌خواند. این‌ها خیلی بد است، خیلی زشت است. نمی‌گویم جلوی مردم این کارها را بکند؛ چون بعضی‌ها می‌گویند: "آقا تبلیغ می‌دهید، این کارها را بکنید." نماز شبت ترک نشود. خیلی بد است طلبه اهل تعقیبات نباشد، اهل تسبیحات نباشد، اهل ذکر نباشد، شبانه‌روزی اختصاص ندهد به اینکه نسبت به بعضی از اذکار به طور خاص انس داشته باشد. تسبیح، دست طلبه باید باشد.
بزرگان خیلی مقید بودند. مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت و برخی از اساتید و بزرگانی که ما دیدیم، به این دستور امام سجاد (علیه السلام) که البته دستور نیست، این یک روایت عجیبی است که به لطف خدا یزید ملعون واسطه‌اش بود. در مجلس شام، یزید دید که امام سجاد (علیه السلام) تسبیح گرفته، هی می‌چرخاند. برگشت گفتش که (حالا او هم دنبال سوژه می‌گشت دیگر، دنبال چیزی می‌گشت که از امام سجاد (علیه السلام) پیدا کند و دهان به دهان کند و برود به دعوا و درگیری و بعد هم بخواهد از او بکشد): "چرا من دارم صحبت می‌کنم، هی تسبیح می‌چرخانی جلوی من؟" حضرت فرمودند که: "جدم رسول الله فرمودند اگر کسی بعد از نماز صبح این دعا را بگوید: "اللهم انی اصبحت مسبحاً لک بعدد ما ادعی به صبحتی." همین "أُدیِ بِهِ صبحتی" را در نور جستجو بکنید. "خدایا من حمد می‌کنم." برخی بزرگان این عالم ربّانی و بزرگ شهر شما، مرحوم آیت‌الله خوشوقت (رحمة الله علیه) و شاگردان ایشان، حالا از مرحوم آقای معصومی خاطرم نیست، بعد از برخی شاگردان ایشان در ذهنم هست، به این دستور مقید بودند و نکات جالبی در مورد این دستور می‌گفتند. تقریباً همه بزرگانی که می‌شناختیم، می‌شود گفت به یک معنا مقید به این داستان بودند. تسبیح از دستشان نمی‌افتاد بعد از نماز صبح. البته یکی دیگر هم دارد قبل از خواب، آن باز یک طور دیگری است و ویژه است آن، ولی این بعد از نماز صبحش خیلی رایج است. بدون اینکه صحبت بکند. نماز صبح که تمام شد، قبل از اینکه تکان بخورد، تسبیحات حضرت زهرا را بگوید، هیچ تکلمی با کسی نکرده.
"اللهم انی اصبحتُ و صبحّتُکَ و مجّدتُکَ و کبّرتُکَ بعددِ صبحَتی."
خدایا من تو را حمد می‌کنم، تسبیح می‌کنم، تکبیر می‌گویم، لا اله الا الله می‌گویم به تعدادی که این تسبیح تا شب، ولو هیچ ذکری نگوید. همین که تسبیح را الکی می‌چرخاند، این بزرگانی که تسبیح در دستشان را می‌چرخانند، این‌ها الکی مثل ما نیست که بازی کنند، اینجوری، اینجوری هم بکنند. واقعاً اثر ذکری دارد. بعضی از شاگردان آقای خوشوقت می‌گفتند که این ذکر به "ذکر تماسی" منقلب می‌شود که چیز عجیبی است. یعنی به جای اینکه زبان بگوید و دل متوجه بشود، دست تماس پیدا می‌کند و دل متوجه خدا می‌شود. این اثر را دارد! خیلی چیز عجیبی است! اصلاً این جزء اسرار است. این ذکر عجیبی است.
امام سجاد (علیه السلام) به یزید فرمودند: "جدم رسول الله این را گفته‌اند." یزید عصبانی شد، گفت: "نشد من با شما حرف بزنم مگر اینکه چیزی بگویید. خودتان را از کشته شدن نجات دادید. هر چه می‌گویم یک چیزی جواب من را می‌دهید." حالا این ملعون اینجا تشری که زد به امام سجاد (علیه السلام)، این روایت شد یکی از اسرار ناب اولیای الهی که در طول شبانه‌روز این تسبیح. بعضی از آنها مقید هستند که باز هنگام خواب هم دوباره تسبیح می‌گیرند، می‌گذارند زیر لحاف، زیر متکا. آن هم اثرات ویژه‌ای دارد. همین چیزهای ساده. تربت هم باشد که چند ده برابر می‌شود اثرش، به شرط اینکه آدابش هم رعایت بشود. هم تسبیح تربت را آدم می‌خواهد حفظ بکند، بعضی در جیب پایین و جیب پشت و این‌ها می‌گذارند. تسبیح تربت را در جیب بالا باید بگذارد با احترام. با وضو دست بزند به تسبیح تربت. ثوابش هم چند برابر می‌شود. حتی اگر ذکری هم به زبان نیاورد، هم حمد است، هم تسبیح است، هم تکبیر است، هم لا اله الا الله، تمجید. به هر تعدادی که تا شب می‌چرخاند، دارد ذکر می‌افتد برایش.
حالا ماها که خوب، امثال بنده چون کاسبیم دنبال ثواب می‌گردیم، حساب و ارزی‌مان دارد پر می‌شود. اوه! چقدر حوری به ما می‌دهد! آن‌ها آزادی دارند ولی اولیای الهی این را به عنوان خود ذکر استفاده می‌کنند، با آن متوجه و متنبه می‌شوند و اثر دارد، اثرات عجیبی دارد. آن‌ها که اهلش هستند، من دیگر نیستم، ولی آنهایی که اهلش هستند می‌دانند، دیده‌اند اثرش را. چقدر چیز فوق‌العاده‌ای است سایر ذکرها ندارند ها! خیلی چیز عجیبی است ها! بعد از نماز صبح هر ذکری را گفتی، بعد تا شب تسبیح را بچرخانیم، برایت این کار را بکند! قاعده دارد، فرمول دارد. هر چیزی، هر اثری را خدا به هر چیزی نداده.
در مورد علیت، علامه طباطبایی می‌فرماید: اگر علیت قائل نباشیم یعنی هر چیزی باید هر اثری را داشته باشد. "علی" در عالم حاکم است. هر چیزی علت خاص خود را دارد. هم در امور مادی این گونه است. تو با هر چیزی که سرد نمی‌شوی، اتاق گرم نمی‌شود. برای گرما علت خودش را دارد، سرما علت خودش را. این هم که تسبیح را بچرخانی تا شب، آن ذکر و توجه ایجاد بکند، این هم علت خودش را می‌خواهد. بعد آن هم اندازه خودش را دارد. چون در همین عنصرهای مادی، کمی بالا و پایین که بشود، این H2O بشود H2O2، اصلا یک چیز دیگر می‌شود! H2O2 کارکردش چیست؟ در آزمایشگاه به عنوان ماده‌ای شبیه اسید استفاده می‌شود، باکتری‌ها را... حیات است این، مرگ. یک O اضافه شد ها! آقا سخت نگیر! دیگر O دارد دیگر! حالا دو تا. با تسبیحات اربعه، نماز چهار بار می‌خواهیم بگوییم "حاج آقا اذیتمان نکن دیگر." الله اکبر نماز دو بار رکن را نمی‌شود اضافه کرد. درست است؟ این‌ها همه بر قاعده است. این اذکار هم همین است. اثراتش هم اثرات فوق‌العاده‌ای، هم ملکوتی‌اش و هم مادی‌اش.
حالا این تسبیح و این تحمید، همین حمد ساده‌ای که خدای متعال عنایت کرد، همین چیزی که ما داریم به نام تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها). آقا گنج چیست؟ سری خیلی چیز عجیبی است! خیلی آثار فوق‌العاده‌ای دارد. روایت اول را بخوانم. ادامه‌اش. امام باقر (علیه السلام) جلد ۳ کافی فرمود: "تحمید افضل من تسبیح فاطمه (علیها السلام)." خدا در تحمید با چیزی بالاتر از تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) عبادت نشده. یعنی همان "الحمدالله"ی هم که امام صادق (علیه السلام) فرمودند باز بالاتر از آن چیست؟ تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها). ۳۴ تا "الله اکبر" بعدش همه بلدید دیگر. من جسارت می‌کنم. ۳۳ تا "الحمدالله" بعدش ۳۳ تا "سبحان‌الله". موقع خواب برعکس می‌شود: ۳۳ تا "سبحان‌الله" و ۳۳ تا "الحمدالله" و ۳۴ تا "الله اکبر". موقع خواب برعکس.
خود این هم داستانی دارد. چرا بعد از نماز از عالم وحدت دارد می‌آید به کثرات؟ "الله اکبر، الحمدالله، سبحان‌الله." خود این ذکر هم بروید ببینید. حضرت امام در "آداب الصلوة" و "سرالصلوة"، اذکار را چه شکلی دسته‌بندی می‌کند؟ "الله اکبر، الحمدالله، سبحان‌الله." از بالا که می‌آید پایین، اول "الله اکبر"، بعد "الحمدالله"، بعد "سبحان‌الله". از پایین که می‌خواهد برود بالا، اول "سبحان‌الله"، بعد "الحمدالله"، بعد "الله اکبر"! همه‌اش بر قاعده است. بعد فرمود: بعد از نماز اگر کسی بلافاصله بعد از نماز، قبل از اینکه تکان بخورد، تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) را بگوید، این معادل چقدر است آقا؟ هزار رکعت نماز! حالا خود نمازها چیست؟ هزار رکعت نماز یعنی پانصد تا دو رکعتی. اگر پانصد تا دو رکعتی باشد، یعنی پانصد تا سوره حمد. بله. بعد حمد هم اگر "قل هو الله" باشد، پانصد تا "قل هو الله". هر سه تا "قل هو الله" هم که یک ختم قرآن است. پانصد تقسیم بر سه، ۱۸۰ تا مشتری. ۱۷۰، ۱۸۰. یک تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها)، هزار رکعت نماز، ۱۷۰ تا ختم قرآن بخورد به ماه رمضان. باز آن ختم قرآن خودش ۶۶۰۰ و خرده‌ای آیه دارد. باز هر یک دانه از آن آیه‌ها یک ختم... اوه! چی شد؟! یک نفر به خاطر یک تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) برود بهشت. اصلاً عجیب نیست. همه را کلکسیون جمع کرده. خدا در این تصویر مصداق "ذکر کثیر" است. این "فَاذْکُرُ اللَّهَ ذِکرًا کَثِیرًا" که به ما دستور دادند، خیلی سخت است. سخت‌ترین چیز. سخت‌ترین چیز است. یکی "انصاف با مردم و مواسات" و این‌ها. یکی هم "ذکر کثیر". آدم دائم ذکر و توجه داشته باشد، خیلی سخت است. ولی ذکر حضرت زهرا (سلام الله علیها) را، تسبیحات ایشان را گفتن، "ذکر کثیر" است.
امام باقر (علیه السلام) فرمودند که: "بالاترین حمدی که خدا با آن پرستش شده، تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) است." «وَلَوْ کَانَ شَیْئٌ أَفْضَلَ مِنْهََا لَأَعْلَمَهُ رَسُولُ اللَّهِ فَاطِمَةَ عَلَیْهَا السَّلامُ». خیلی تعبیر عجیبی است. اگر بالاتر از تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود، پیغمبر آن را به حضرت زهرا (سلام الله علیها) هدیه می‌داد. شخص اول خلقت به بانوی اول خلقت هدیه داده. اگر از این بالاتر بود، آن را هدیه می‌دادند. و چه لطفی کردند این هدیه را ریختند در بازار آزاد، مفت و مجانی، سبیاناً به تسبیح فاطمه. همانطور که به بچه‌ها می‌گوییم نماز بخوانند، آن‌قدری که تأکید بر نماز داریم، تأکید بر تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم هست.
بعد فرمود: چون می‌دانیم کسی که تسبیحات فاطمه (سلام الله علیها) را داشته باشد، شقی نمی‌شود. سعید می‌شود. خیلی عجیب است! مگر چیست تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها)؟ حالا آثار دنیویش هم سر جای خودش. یک روایت دیگر دارد در مورد آثار دنیویش که در "من لا یحضره الفقیه" جلد ۱، مرحوم صدوق نقل می‌کند: امیرالمؤمنین (علیه السلام) به یک نفر از بنی‌صدر فرمودند که: "من یک قضیه‌ای را بهت بگویم. یک حدیثی که مربوط به خودم و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است. که فاطمه 'فسقت بالقربة' (مشک آب را برمی‌داشت) 'حتی أثر فی صدرها' (آن‌قدر این مشک را به سینه می‌چسباند و بلند می‌کرد، این سینه مبارکش آسیب دید) و 'طحنت بالرحى حتى مجلت يداها' (آن‌قدر این آسیاب را با دستش تکان داد که دستش آسیب دید) و 'کسحت البیت حتی اغبرت ثیابها' (آن‌قدر خانه را جارو کرد، لباس‌هایش پر غبار می‌شد، غبار می‌گرفت لباس‌های مبارکش را) و 'أوقدت القدر حتى دکنت ثیابها' (آن‌قدر این زیر دیگ را روشن می‌کرد که لباسش از این شعله‌ها رنگ گرفته بود). 'فأصابها من ذلک ضرّ شدید'." خیلی خلاصه اذیت بود حضرت زهرا (سلام الله علیها) از این وضعیت رسیدگی به خانه.
این روایت به درد همه ما می‌خورد. خانم‌ها بیشتر به دردشان می‌خورد. وقتی از ذکر دور شدیم، بد می‌نالیم. "بابا ما یک بچه را نمی‌توانیم تربیت کنیم، نمی‌رسیم غذاش بدهم، بشویم، عوضش کنم، بخوابانمش، به هیچی نمی‌رسم!" این‌ها دقیقاً آن روزنه‌هایی است که یکهو در زندگی یک برکتی می‌آید، یک نوری می‌آید، یک وسعتی می‌آید، به هم می‌ریزد، عوض می‌شود شرایط زندگی. همین است. امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: "فاطمه زهرا (سلام الله علیها) خیلی در خانه درگیر کارهای خانه بود و اذیت بود. درد شدیدی به ایشان رسید بابت این‌ها."
"فقلت لها" امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید: "حالا ببینید آقازادگی را! ببینید دختر پیغمبر باشی، بابات پیغمبر باشد، این همه برده در دست و بالش باشد، یک دانه برده نگرفته باشی! برده که همه رفتند خریدند و گرفتند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) به فاطمه زهرا (سلام الله علیها) می‌فرمایند که: 'لو أتیت أباک فسألته خادماً' (کاش می‌رفتی از بابات یک خادمی می‌خواستی، یک کنیزی می‌گرفتی). دستش باز است. 'فیَکفیکا حرم ما أنت فی من هذا العمل' (از این شعله‌های این کارهای سخت کمی کمکت می‌کرد، نگهت می‌داشت این کنیز)."
"فأتت النبی (صلی الله علیه و آله و سلم)" حالا ببینید چقدر زیباست! چقدر درس است! حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمدند خدمت پیغمبر. مرحوم صدوق در جلد ۱: "فاطمه زهرا (سلام الله علیها) آمده خدمت پدر که درخواست کند. 'فوجدت عنده أحدافًا' (دیدند که چند نفری دور پدر نشسته‌اند، دارند حرف می‌زنند). 'فٱستحیت فنصرفت' (خجالت کشید، برگشت)." پیغمبر دیدند که فاطمه (سلام الله علیها) برای یک درخواستی آمده. این‌جوری که آمده بود و به قول ماها "من و من" می‌کرد، معلوم بود که چیزی می‌خواهد بگوید، یک چیزی می‌خواهد درخواست کند، رویش نشد، رفت. "فَقّدَ عَلَیْنَا" می‌فرماید که: "ما در حال استراحت بودیم، صبح پیغمبر آمدند کنار ما، صدا زدند: 'سلام علیکم'." "فسکتنا و استحیا لمکانکما" که حالا دیگر تفصیل‌تر توضیح بدهم. بعد پیغمبر چند بار پشت در صدا زدند و این‌ها. خجالت کشیدند و این‌ها. احساس کردم که دیگر اگر جواب ندهند، پیغمبر می‌روند. ما دیگر پیغمبر را در واقع راه دادیم به منزل و گفتیم بفرمایید و آمدند و نشستند و "فاطمه جان، دیروز آمدی یک درخواستی داشتی، چی بود؟" امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرمایند که: "من پاسخ دادم." خود حضرت زهرا (سلام الله علیها) پاسخ ندادند. "من گفتم: 'یا رسول الله، فاطمه خیلی اذیت است در کارهای منزل. تک و تنها با این بچه‌های کوچک، این همه کار. سختش بود. می‌خواست بیاید از شما درخواست بکند یک کنیزی بهش بدهید که رویش نشد.'"
حالا پاسخ را ببینید! پیغمبر دلسوز بچه‌شان است. کارد به استخوان رسیده. واقعاً ضروری شده. واقعاً لازم دارد. کم آورده. یک نفر آدم، این همه کار. پیغمبر چی فرمود؟ این روایت یادگاری. در این شهر شما ملائکه ثبت می‌کنند. ان‌شاءالله که عمل کنیم به آن. که "وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیَّ الْعَظِیمِ." پیغمبر فرمودند: «أَفَلا أُعَلِّمُکُمَا مَا هُوَ خَیْرٌ لَکُمَا مِنَ الْخَادِمِ؟» "به شما دو تا یک چیزی یاد ندهم که برای شما دو تا از کنیز و خادم بهتر باشد؟" این همه ابزار و ادوات که آمده، ماشین، این‌ها همه‌اش در حکم خادم است دیگر. ماشین لباسشویی و ماشین ظرفشویی. کسی نمی‌خواهد این‌ها را انکار کند، ولی می‌فرماید: "بهتر از این‌ها می‌خواهم بهتان بدهم. بهتر از این‌ها، بهتر از کنیز." وعده‌اش هم کنیز به ایشان داده شد، فضه خادمه داده شد، ولی پیغمبر، مربی است. می‌فرماید: "یک چیز بهتر از این‌ها می‌خواهم بهتان یاد بدهم، بهتر از خادم. 'إِذَا أَخَذْتُمَا مَنَامَکُمَا'."
پیغمبر تسبیحات را برای وقت خواب فرمودند. موقع خواب اثرش: "وقتی خواستید بخوابید، 'فکَبِّرَا أَرْبَعًا وَ ثَلَاثِینَ تَکْبِیرَة' (۳۴ تا "الله اکبر" می‌گویید)، 'وَ ثَلَاثًا وَ ثَلَاثِینَ تَسْبِیحَةً' (۳۳ تا "سبحان‌الله"، اینجا "سبحان‌الله" وسطش است)، 'وَ ثَلَاثًا وَ ثَلَاثِینَ تَحْمِیدَةً' (۳۳ تا "الحمدالله")." باز خود این‌ها جابجا می‌شود. آثارش عوض می‌شود. اول "الله اکبر" باشد یا آخر "الله اکبر" باشد، یا آثار "سبحان‌الله" وسط باشد یا "سبحان‌الله" آخر باشد، اول باشد، فرق می‌کند. چیز عجیبی است.
"فخرجت فاطمه راسها" حضرت زهرا (سلام الله علیها) در آن حالت به پیغمبر عرض کردند که: "رضیتُ عن الله و رسوله، رضیتُ عن الله و رسوله." راضی شدم از پیغمبر و در واقع آن توانی که لازم داشتند برای این کار به واسطه (ذکر) حاصل شد.
من یک یادگاری دیگر هم عرض بکنم و خسته‌تان نکنم بیشتر از این. حیفم می‌آید این روایت را نخوانم. یکی دیگر از چیزهایی هم که سفارش شده و اثرات عجیب دارد، "قل هو الله" است، مخصوصاً بعد از نماز. مرحوم جواد آقای ملکی تأکید دارند. این سه تا "قل هو الله" بعد از هر نماز. سه تا "قل هو الله" خودش عرض کردم یک دانه ختم قرآن است. مخصوصاً وقتی که این سه تا "قل هو الله" هدیه بشود به امام زمان (عجل الله فرجه). شما فرض کنید بعد از هر نماز یک ختم قرآن هدیه می‌کنید به امام زمان (عجل الله فرجه). سلامتی در فرج آقا امام زمان (عجل الله فرجه)، بر محمد و آل محمد (صلوات). اللهم صل علی محمد و آل محمد. خدا خیرتان بدهد. احسنت.
یک روایتی دارد مرحوم سید بن طاووس در "مهج الدعوات". روایتش طولانی است. حالا همه‌اش را نمی‌رسم از رو بخوانم، فقط یک اشاره‌ای بکنم. خیلی روایت عجیبی است. روایت دارد که: عبدالله بن عباس از پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که پیغمبر فرمودند: "من شب و روز دغدغه عذاب داشتم، 'أخشى العذاب لیلًا و نهارًا'." شب و روز به قول ما استرس عذاب داشتم که الان عذاب می‌آید، تا اینکه خدا به واسطه جبرئیل، سوره "قل هو الله" را برای من نازل کرد. غریبی! متأسفانه! "قل هو الله" را نازل کرد. "فعلمت أن الله لا یعذب أمتی بعد نزولها." فهمیدم بعد از نزول "قل هو الله"، خدا امت من را عذاب نمی‌کند. "قل هو الله" خدا یکی است!
یک عالمی بود از شهر شما، حالا بعدها البته اتفاقاتی رخ داد و مسیرش جور دیگری شد و این‌ها. بهجت نماز می‌خواند، "قل هو الله احد" گریه می‌کرد، "لم یکن له کفوا" "لم یلد و لم یولد" گریه می‌کرد! می‌گوید خدا نزاید، گریه‌اش چیست دیگر؟! چیست؟ خدا نزاید! آقای مال شهر شما با شوخی می‌گفتش که: "شاید وجهش این باشد، می‌خواهد بگوید که اگه من را ول کنی، منم از این حرف‌های مفت می‌زنم، خدا بچه دارد، زاییده شد!" و از این حرف‌ها. تفسیر سوره توحید چی بوده که با هر کلمه‌اش این اولیای خدا اشک می‌ریختند و کیف می‌کردند و به وجد می‌آمدند و با این سوره توحید که نازل شد، عذاب از امت برداشته شد. چه ربطی دارد؟ مشکلات ما در توحیدمان است دیگر. آقای منبر می‌رفت. آیت‌الله مکارم می‌فرمودند: "همه‌اش از توحید و این‌ها." می‌گفت: "بعضی از این‌ها بالاخره یک تذکری به بعضی مسائل شرعی و محاسن اشاره کنید." "به بعضی بحث‌های شکلی اشاره." (خدمت ایشان) می‌فرمود: "من بذر توحید را در دل این‌ها می‌کارم، از صورتشان جوانه می‌زند." مشکلات بدتر از این هم داریم. نمای ... غرض اینکه همه مشکلات به توحید برمی‌گردد. هر جایی، هر گناهی، هر مسئله‌ای که زمینه عذاب را فراهم می‌کند، با چی درمان می‌شود؟ با توحید، با خداشناسی. خدا دیگر توحید را تمام کرده در این سوره "قل هو الله".
فرمود: که امت من دیگر بعد از این عذاب نمی‌شوند. «فَإِنَّهَا نِسْبَتُ اللَّهِ». چون سوره "قل هو الله" شناسنامه خداست. شناسنامه خودت نسبت خداست. بعد فرمود: خیلی سریع بخوانم، یادگاری داشته باشیم، ان‌شاءالله خودمان هم انجام بدهیم. فرمود: "هر کس مقید باشد بعد از هر نماز 'قل هو الله' را بخواند (این فقط یک بار هم هست ها، حالا آن سه بارش که جدا)، یک بار 'قل هو الله' بعد از هر نماز بخواند، مثل باران برکات و خوبی‌ها از آسمان بر سرش می‌ریزد، می‌ریزد، می‌افتد بر فرق سرش. 'علی مفرقه'" را این طور می‌ریزد بر سرش برکات. بعد از هر نماز مغرب جدا، عشا سکینه بر او نازل می‌شود. عجیب است ها! آرامش. «نَزَلَتْ عَلَيْهِ السَّكِينَةُ». پیرامون عرش یک صدای همهمه‌ای دارد این "قل هو الله". و انگار آنجا هی همهمه می‌کند تا خدا یک نگاه خاصی بکند به آن کسی که "قل هو الله" را قرائت کرده. "قل هو الله" در آسمان، یک نفر که اینجا یک "قل هو الله" می‌خواند، آن شروع می‌کند ناله کردن و انگار مثلاً 'حَتَّى يَنْظُرَ اللَّهُ إِلَى قَارِئِهَا'. در تب و تاب و جلز و ولز تا خدا به این کسی که یک دانه "قل هو الله" خوانده نظر کند. خدا هم او را می‌بخشد، مغفرتی که 'لا یُعَذَّبُ بَعْدَها'. یک جوری می‌بخشد دیگر بعد از آن عذاب.
یک دانه "قل هو الله" بعد یک نماز چقدر برایش مفت است! واقعاً بدبخت و خاک بر سر آن کسی که جهنم برود، یک دانه (گناه) یاش از ده تاهاییش بیشتر بشود. یک دانه یک دانه نوشتن گناه‌ها را. این‌ها ده تا ده تا نوشتن. این چقدر بدبخت بوده که آن یک دانه یک دانه‌هایش از این‌ها بیشتر بوده! از خدا درخواست نمی‌کند مگر اینکه خدا بهش عطا می‌کند. خدا او را در پناه خودش قرار می‌دهد 'إلى یوم القیامة'. خیر دنیا و آخرت. از آن روزی که یک دانه "قل هو الله" بعد از نمازش خواند تا قیامت، خیر دنیا و آخرت خدا برایش می‌ریزد. نماز، یک بار تا قیامت خیر دنیا و آخرت می‌ریزد برایش و خدا بهش فوز و منزلت و رفعت می‌دهد. رزقش را توسعه می‌دهد، عمرش را طولانی می‌کند، امورش را کفایت می‌کند. سکرات موت را نمی‌چشد، از عذاب قبر نجات پیدا می‌کند، از اموری که بقیه می‌ترسند او دیگر ترس نخواهد داشت. روزی که همه در فضا و گرفتارند این در فضا نخواهد بود. روز قیامت هم مرکبش را می‌آورند که از در سفید خلق شده، سوارش می‌شود، می‌رود تا پیشگاه الهی. آنجا می‌ایستد. 'ینظر الله الرحمه'. خدا یک نگاه رحمت بهش می‌کند، می‌فرستد: "دوست داری برو بنشین." نماز خوانده. دوربین مخفی. بهش مفت داد.
بعد فرمود که می‌گوید: «فَطُوبَى لِقَارِئِهَا». "خوش به حال آن کسی که قاری 'قل هو الله' است." کسی نیست که "قل هو الله" را بخواند مگر اینکه خدا برایش صد هزار ملک را وکیل می‌کند. از جلو و پشت محافظت کنند، برایش استغفار کنند تا روزی که بمیرد. برایش حسنات بنویسند. به هر یک حرفی که در "قل هو الله" می‌گوید، برایش یک نخل بهشتی می‌کارند که هر نخلش یک میلیون خوشه دارد. هر خوشه‌ای هم به تعداد ریگ‌های بیابان در آن خرماست. هر خرمایی‌اش هم مثل یک قله‌ای از این قله‌های کوه می‌ماند. یعنی چی که نورش بین زمین و آسمان را پر کرده؟ آن نخل هم از طلای سرخ است. آن خوشه هم از دور سرخ است و خدا وکیل می‌کند به آن نخل هزار ملک و برای این آدم خدا وکیل می‌کند هزار ملک، برایش شهرها و قصرها بسازند در بهشت. روی زمین راه می‌رود، در حالی که خوشحال است. می‌میرد در حالی که بخشیده شده. در پیشگاه خدا قرار می‌گیرد. خدا بهش می‌فرماید که: "خوشحال باش! چشمت هم روشن باشد! پیش من کرامت داری." ملائکه تعجب می‌کنند از شدت تقربی که این به خدا دارد.
سوره برائت من النار، شب جمعه کربلا. آن‌قدر دوست داریم برسیم؛ چون شب جمعه کربلا برائت از نار است دیگر. چه بخوانی؟ هفتاد میلیون ملک برایش شهادت می‌دهند و خدا به ملائکه می‌فرماید که: "نگاه کن ببین." در حالی که خدا خودش حاجت او را بهتر می‌داند، ولی این‌ها را همه را درگیر این برآورده کردن حاجت مؤمن می‌کند. دوست داشته باشد: 'کتبه الله من الفائزین القانتین'. "خدا این را خوشبخت اهل قنوت محشور می‌کند." روز قیامت که می‌شود ملائکه می‌گویند: "خدایا این بنده توست که شناسنامه تو را دوست داشت!" شناسنامه خدا بود و ملکی نمی‌ماند. خدا می‌فرماید: "حالا ملکی نمی‌ماند مگر اینکه این را تشییع می‌کنید تا در بهشتش." و آن‌طوری که عروس را می‌برند در خانه، این را می‌بریم در بهشت. دوست داشت. وقتی هم وارد بهشت می‌شود ملائکه به درجاتش و قصرهایش نگاه می‌کنند، می‌گویند: "خدایا این چرا این‌قدر جایگاهش بلند است؟ کدام امتحان؟" می‌فرماید که: "من انبیا فرستادم، کتب با آن‌ها فرستادم، بینات فرستادم. کسی که من را تکذیب کند، عذابش می‌کنم. هر کس من را اطاعت کند، به جنت می‌رسانم. کسی را بر اساس عمل خودش پاداش نمی‌دهم. پاداشی بالاتر از آن چیزی که به اصحاب سوره اخلاص." بعضی‌ها خودشان حقیقت "قل هو الله"اند.
مرحوم آیت‌الله کشمیری. رفتیم خدمت ایشان. ایشان فرمود: "امروز یکی از اولیای الهی آمد منزل ما." فرمود: "یک پارچه نور. سیدی آمد. عالمی آمد. حقیقت 'قل هو الله' برای این!" گفتم: "امروز یک عالمی آمد یک ولی آمد حقیقت 'قل هو الله'." گفتند: "کی بود؟ فرمود: "علامه طباطبایی." حقیقت سوره "قل هو الله". او دیگر چیست؟ یک دانه خواندنش و دوست داشتنش این است. کسی خودش می‌شود حقیقت. همه وجودش داد می‌زند: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، اللَّهُ الصَّمَدُ». این چی می‌شود؟ بالاترین درجات. برای همین این‌ها را به بقیه اهل بهشت برتری دادم. هر کس با محبت "قل هو الله" از دنیا برود: «أَنَا الْمَلِیءُ». "من جیبم پر است. هر چی بخواهم بهش می‌دهم. هر چی دارم بهش می‌دهم."
بعد اینجا می‌فرماید که: "برو توی بهشت. 'الحمدلله الذی صدقنا وعده'." شکر خدایی که وعده‌اش را. آخرش بگویم. فرمود: "کسی اگر آقا روزی سه بار 'قل هو الله' بخواند، خدا بهش می‌فرماید (خدا بهش می‌فرماید، دیگر اصلاً حرف از ملائکه هم گذشته است). تو یک روز که می‌خواند، خدا بهش می‌فرماید: 'وفَّقَتَّهُ'. موفق شد و 'أَصَبْتَ مَا أَرَدْتَ'. هر چی می‌خواهی بهش می‌رسی. 'هَذِهِ جَنَّتِی فَادْخُلْهَا'. این بهشتم. برو 'لِتَرَى مَا أَعْدَدْتُ لَکَ مِنَ الْکَرَامَةِ وَ النِّعَمِ'. تا ببینی من چقدر تو را تحویل می‌گیرم و نعمت می‌دهم بابت این 'قل هو الله' که خوانده." و می‌رود توی بهشت. یک میلیون قهرمان می‌بیند. قهرمان به این رئیس روسا می‌گویند. یک میلیون قهرمان می‌بیند بر یک میلیون شهر. هر شهری به اندازه بین مشرق و مغرب توش قصرها و باغ‌ها. بابت این "قل هو الله" که خوانده. فرمود: "رغبت داشته باشید در قرائتش. اگر مؤمنی روزی ده بار 'قل هو الله' بخواند، 'استوجب رضوان الله الأکبر'." تازه این‌ها بهشت بود و رضوان. 'مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ'. بالاتر از بهشت است آقا، رضوان الهی است. کسی روزی ده تا "قل هو الله" بخواند به رضوان الهی می‌رسد و «وَ کَانَ مِنَ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فِيهِمْ: فَلَائِنَا مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ». این 'أنعِمْتَ عَلَیْهِم' که می‌خواهید.
کسی اگر ۲۰ تا بخواند، ثواب هفتصد مردی که خونشان در راه خدا ریخته شده. هفتصد تا شهید در جایگاه قرار می‌گیرد. بالاتر از ۷۰۰ شهید. اونی که مقید بوده روزی ۲۰ قل هو الله. شنیده بودم جایی ندیده بودم. سعد بن معاذ وقتی از دنیا رفت، پیغمبر آمدند زیر تابوتش را گرفتند. پنجه زیر تابوت سعد. در پیراهن خودشان هم کفنش کردند و دفنش کردند و خود پیغمبر نشستند قبرش را صاف کردند با دست مبارکشان. مادرش دیگر به وجد آمد. مادر سعد گفت: "رفتی بهشت." (کمی بداخلاق بودند.) "فشار قبر دارد." گفتند: "یا رسول الله چرا این جور کردی؟ شما برخورد کنیم." فرمود: "ازدحام ملائکه بود. جبرئیل و میکائیل زیر تابوتش را گرفته بودند. جا نبود راه بروم. واسه همین روی پنجه‌ها می‌رفتم." گفتند: "چرا یا رسول الله؟" فرمود: "به خاطر اینکه 'قل هو الله' زیاد می‌خواند." فرمود: "سعد بن معاذ این شکلی صبح و شبش 'قل هو الله' بود."
فرمود: "۲۰ 'قل هو الله' بخواند، ثواب ۷۰۰ شهید دارد و برکت بر خودش و خانواده و فرزندان و مالش جاری می‌شود." این فرزندان می‌دانی تا قیامت یعنی مثلاً شما جد سی‌ام روزی ۲۰ تا "قل هو الله" می‌خوانده، هنوز به شما دارد عنایت می‌شود. واسطه بابابزرگ است که اهل "قل هو الله" بوده؛ چون برکت بچه‌هاش هم جاری می‌شود. اگر کسی ۳۰ تا بخواند چی می‌شود؟ ۳۰ هزار قصر در بهشت بهش می‌دهند. کسی ۴۰ تا بخواند، مجاور پیغمبر در بهشت. همسایه پیغمبر در بهشت. همسایه پیغمبر کنار من. آمدم. تزاحم که نیست؟ محدودیت که نیست؟ همه با هم همسایه می‌شوند. مشکل ندارد. دیگر چی؟
کسی ۵۰ تا بخواند در روز، خدا گناهانش را می‌بخشد. گناه‌های ۵۰ سالش را می‌بخشد. ۵۰ تا بخوانی، گناه ۵۰ سال. مرحوم آیت‌الله پهلوانی تهرانی به شاگردانش اواخر عمرش فرموده بود: "برخی از شاگردان ایشان همشهری‌های شما، حاج آقای مؤیدی خدا به ایشان طول عمر بدهد." آیت‌الله پهلوانی اواخر عمرشان به برخی از شاگردانشان فرمودند که: "تشییع جنازه‌ام را خواب دیدم. دیدم از مسجد امام عسکری دارند من را می‌برند حرم حضرت معصومه. خودم هم در تشییع جنازه خودم بودم. دیدم تمام انبیا و اولیا هم بودند." فرمودند: "بنده شدم." مجدد پرسیدم و شنیدم. فرمودند: "من به خاطر یک چیز احتمال می‌دهم حضور انبیا را در تشییع جنازه‌ام؛ چون چهل سال است هر سحر که بیدار می‌شوم یک تسبیح 'قل هو الله' برای انبیا و روح همه انبیا و مؤمنین می‌فرستم. برای همین دیدم در تشییع جنازه‌ام شرکت کردند."
قبل از رفتن ۱۰۰ تا "قل هو الله" بخواند چی می‌شود؟ ۱۰۰ تا بخواند، عبادت صد ساله برایش می‌نویسند. ۲۰۰ سال بخواند، انگار ۲۰۰ تا برده آزاد کرده. ۴۰۰ تا بخواند، اجر ۴۰۰ شهید دارد. آنجا دارد خونش در راه خدا ریخته شده. اینجا شهید دارد. آن تفاوت دارد. خون ریخته شده با شهید. فرق. اینجا عکس ۴۰۰ شهید. ۵۰۰ تا بخواند، خدا خودش و پدر و مادرش را می‌بخشد. هزار تا بخواند، 'فقط العددُ بدلٌ إلى اللَّهِ تَعَالَى عَتِيقًا مِنَ النَّارِ'. خودش را بذل کرده در راه خدا و آزاد شده از آتش. بدانید که خیر دنیا و "خرد" در قرائت "قل هو الله" است. و کسی متعهد به قرائت "قل هو الله" نیست مگر اینکه سعید و کسی اباء از قرائت "قل هو الله" ندارد.
یکی از اعمال ظهر عاشورا هم هزار تا "قل هو الله" است که اکثراً نمی‌دانند و از آن غافلند. از بزرگان مقیدند. بعد عزاداری‌ها و گریه و این‌ها. روز توحید است دیگر. هزار تا "قل هو الله" در حرم امام حسین (علیه السلام)، در زیارت امام حسین (علیه السلام). "قل هو الله" و تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها).
خدای متعال این برکاتی که به ما رسیده را همین جور مستدام بدارد بر ما و ما را اهلش کند و ما را بهره‌مند کند. شاکر این نعمات باشیم، عامل به این روایات و این دستورات باشیم و مرضی خدای متعال در دنیا و آخرت باشیم. و خدای متعال در فرج آقامان امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) تعجیل بفرماید. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات سبوی ذکر

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00