سنت ابراهیمی در ماههای حرام؛ قداست فوقالعاده اولین شب جمعه رجب.[1:05]
شکارِ سعادت با احتمال یک درصدی؛ منطق احتیاط سید بن طاووس برای از دست ندادن «لیلة الرغائب».[2:30]
دوازده رکعت نماز در تنگیِ وقت؛ هزینه شیرین برای خریدنِ ابدیت.[4:50]
اخطار تکاندهنده آیتالله بهجت: با کسی که رفیقِ کتاب «اقبال» نیست، دوستی ندارم!.[6:30]
رصدِ زندهها از عالم برزخ؛ سه قله عرفان شیعه که دستشان پس از مرگ باز است.[9:25]
گلایه پدر علامه طباطبایی از آن سوی قبر: چرا ثواب «المیزان» را به من هدیه ندادی؟[17:20]
رجب صحن است و رمضان ضریح؛ لابیِ قدرتمند فرشتگان کعبه برای بخششِ روزهداران.[29:30]
تضمین بهشت برای ۷۰ فامیلِ جهنمی؛ سودِ نجومیِ نماز لیلة الرغائب در قیامت
ورود جوانِ خوشسیما به تاریکیِ لحد؛ نمازی که وحشتِ «تنهایی مطلق» را در هم میشکند.[50:10]
ماه رجب، ماه رحمت الهی و ماه ریزش برکات است؛ بهویژه اولین شب جمعه آن که «لیلةالرغائب» نامیده شده است. مرحوم سید بن طاووس در کتاب شریف اقبالالاعمال تأکید میفرماید که حتی اگر ماه رجب هنوز اثبات نشده، احتیاطاً اعمال این شب را به جا آورید تا از فیوضات عظیم آن محروم نشوید. در فضیلت این شب روایت شده است که ملائکه در اطراف کعبه جمع میشوند و برای روزهداران ماه رجب طلب مغفرت میکنند و خداوند نیز اجابت میفرماید. یکی از اعمال مهم این شب، دوازده رکعت نماز است که پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «هر کس آن را بهجا آورد، خداوند گناهانش را میبخشد؛ حتی اگر به اندازه کف دریاها باشد.» همچنین این نماز، شفیع او در قبر میشود. در شب اول قبر که وحشت و تنهایی بر انسان غلبه میکند، ثواب این نماز به زیباترین چهره و فصیحترین زبان بر او وارد میشود و میگوید: «ای حبیب من! بشارت باد تو را که از هر سختی نجات یافتی. من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب خواندی؛ آمدم تا حقت را ادا کنم و انیس تنهاییات باشم.» خوشا به حال کسی که انیسش در قبر، نماز و ذکر خدا باشد، نه حسرتِ دنیای فانی.
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آل محمد و آله طیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
تبریک عرض میکنم حلول ماه مبارک رجب را و اولین شب جمعه این ماه مبارک. ماه رجب از ماههای حرام است. ماههای حرام هم از زمان جاهلیت ماه حرام بوده، بلکه گفتند حتی از زمان حضرت ابراهیم علیه السلام اینها ماه حرام بوده؛ یعنی کسی که این ماهها را ماه حرام کرد حضرت ابراهیم علیه السلام بود و این سنت در عرب ماند. و حتی جاهلیت احترامش را نگه میداشت. خود جمعه هم باز از ابتدا حرمت و جایگاه ویژهای داشته، به همین ترتیب شب جمعه هم حرمت و جایگاه ویژهای داشته است. این میشود اولین شب جمعه ماه حرام؛ از این جهت اهمیت و جایگاه فوقالعادهای پیدا میکند.
از یک طرف در بعضی روایات، اسمش را به نحو خاصی آوردهاند به نام "لیلة الرغائب". امشب را به این اسم نامگذاری کردهاند که یک قضیهای دارد که انشاءالله عرض میکنم، قضیه مهمی است. مرحوم سید بن طاووس رضوان الله علیه در "اقبال" (من متن را آوردم آدرسش را ننوشتم، بله آدرس را ننوشتم که جلد چند و صفحه چند است، باید دوباره بگردم ببینم آدرسش کجا بوده) تعبیرشان این است: "فصل فی ما نذکره من عمل اول جمعه من شهر رجب". ایشان اصلاً اعمال رجب را همان ابتدا با بحث لیلة الرغائب شروع میکند. میگوید: «چون احتمال میدهم شب اول ماه رجب شب جمعه باشد، برای همین از باب اینکه نکند ماه رجب با لیلة الرغائب...» این کاری است که نشان میدهد حتی اگر روزش ماه رجب نباشد، حتی بعد اذان وارد ماه رجب بشویم، باز روزش مستحب است این کارها انجام بشود، به خاطر اینکه شب که وارد اعمال لیلة الرغائب را انجام میدهیم، روزش هم روزه مستحب است. البته ایشان میگوید که: «از باب مقتضای احتیاط برای عبادت این را میگویم»؛ یعنی چه؟ یعنی از جهت سندی و اینها من نمیگویم که این کاری است که قطعاً سند دارد؛ ولی آدمی که دنبال این است که آن موقعیتهای ویژه از دستش درنرود، یک این شب را نمیگذارد از چنگش در برود. شبی که اینجور تعابیری در موردش گفته شده. یک درصد هم احتمال داشته باشد واقعیت باشد، آدم نمیگذارد از دستش در برود. حالا بر فرض هم واقعیت نداشت، چند رکعت نماز خواندیم، روزش یک روزه گرفتیم، یک چند تا ذکر و دعا کردیم، ضررش چیست؟ نود و نه درصد احتمال اینکه واقعیت نداشته باشد، دروغ که نیست؛ چون علما گفتند جعلی نیست. بحثی که در مورد این اعمال هست این است که آقا: اولاً جعلی هست یا نیست؟ چون اگر جعلی باشد دیگر اصلاً بحث پیش نمیرود. خوب جعلی نیست، ولی سندیتش خب آنقدری قوی نیست، ابهام دارد. خوب ابهام که دارد، نود و نه درصد بگوییم واقعیت ندارد. یک درصد واقعیت داشته باشد، همان یک درصد بس است برای اینکه آدم نگذارد از دستش در برود.
البته یک بخشی از اعمال لیلة الرغائب این نماز بین مغرب و عشا بود که خوش به حال کسانی که توفیق داشتند بخوانند. ما که توفیق نداشتیم، محروم بودیم از انجامش. البته هم وقتش ضیق است و هم خدمت شما عرض کنم که با دیگر افطار و فلان و اینها... آنهایی که میخواهند افطار کنند و اینها، مخصوصاً گرفتاری جمعی باشد، افطاری میخواهند بدهند و اینها، خیلی جور درنمیآید انجام نمازهایش؛ یعنی سر اذان باید آدم نماز مغرب را بخواند، گرفتار مختصر دوازده رکعت را شروع کند به خواندن که بتواند تا اذان عشا تمام بکند. دوازده رکعت چون وقتش تا «اتم» است. «اتمه» میشود اذان عشا و نماز عشا را بخواند و البته قبل از اینکه نماز عشا را بخواند، این را باید تمام کند، دعا و سجدهاش هم تو همان وقت انجام بشود. مرحوم سید میفرماید که: «مقتضای احتیاط برای عبادت و طلب ظفر به سعادت»، اگر کسی میخواهد به سعادت برسد، قاعدهاش این است که نگذارد لیلة الرغائب از دستش در برود.
ایشان میگوید که اقتضا داشت که عمل این شب جمعه را که اولین شب جمعه ماه رجب میشود، من اول بیاورم. برای اینکه ممکن است ماه رجب با لیلة الرغائب شروع بشود، احتیاط بکنیم از دستمان درنرود. من همین اول بگویم که یک وقتی اگر شب جمعه ماه رجب و شب جمعه شروع شد، همان ابتدا انجام بدهید کارش را. چقدر اینها تأکید روی قضایا داشتند.
این کتاب الان خیلی دیگر مطرح نیست. استاد ما از مرحوم آیت الله بهجت این را زیاد نقل میکردند. نمیدانم این جمله مال خود آیت الله بهجت بود یا البته تو ذهنم هستش که آقای بهجت از بزرگان نجف این را نقل میکردند که آن آقا فرموده بودند که: «دوست نیستم با کسی که با اقبال دوست نباشد». استاد ما نقل میکردند از قول آیت الله بهجت رضوان الله؛ «دوست نیستم با کسی که با اقبال دوست نباشد». یعنی اگر کسی اقبال زیر بغلش نیست، "اقبال الاعمال" سید بن طاووس، انس ندارد باهاش، من هم با این انس ندارم. آدمی که با اقبال انس ندارد، من برای چی باید باهاش انس داشته باشم. احوالات اینها هم عجیب بوده، این علما و بزرگان. حالا ما میگوییم: «دوست نیستم با کسی که اینستاگرام ندارد.» من که نمیتوانیم با همدیگر جایی ارتباط برقرار بکنیم، تلگرام و اینستاگرام کجا بفرست. بله، ندارد. ما هم اینستاگرام و تلگرام نداریم. این میشود که: «دوست نیستم با کسی که اینستاگرام ندارد.» این در مورد ماست.
این کتاب، اقبال، کتاب خیلی مهمی است. سید بن طاووس هم شخصیتش از جهت معنوی شخصیت ممتازی است. هم کتابخانهاش کتابخانه مهمی است. این کمتر بهش پرداخته میشود. کتابخانه سید بن طاووس جزو کتابخانههای رده اول تاریخ شیعه بوده، جوری که الان آن کلبرگ (Colberg) که از دانشمندهای صهیونیستی اسرائیلی است ظاهراً، کسی به اندازه این آقا در مورد سید بن طاووس تحقیق نکرده. چندین جلد کتاب در مورد سید بن طاووس نوشته و خودش منبع و رفرنس است برای شناخت سید بن طاووس: "اتان یا اتان کلبرگ" و هنوزم فکر کنم زنده است. چرا روی سید تحقیق میکند؟ برای اینکه دسترسی پیدا کند به آثار کتابخانه سید بن طاووس. کتابخانه طاووس جزو کتابخانههای مهم شیعه است. خیلی کتابها که الان نیست، زمان سید بوده و توی کتابخانه ایشان بوده.
شخصیت، چند شخصیت ممتازی. سید بن طاووس هم علمی فوقالعاده است، هم معنوی. آقای قاضی فرمودند که در تاریخ شیعه سه نفر در قلهاند از جهت معنویت. اینها در اوجاند و تنزل ندارند: یکیش مرحوم ابن فهد حلی (تو باب القبله امام حسین علیه السلام دفن است، الان دارند حرمش را میسازند، قبرش بود آنجا، حالا گنبد مرتبی برایش ساختند، سنگ کردند، قبرش جلا پیدا کرده نزدیک قبر امام حسین نزدیک حرم است)، یکی ایشان است. یکی علامه بحرالعلوم است. علامه بحرالعلوم کجا دفن است؟ کی میداند؟ از حرم امیرالمؤمنین که بیرون میآییم سمت وادی السلام، یک گنبد شطرنجی سمت چپ کرم خاکستری اگر اشتباه... آن قبر شیخ طوسی است، که وارد که میشوید موقع نمازها باز است، نماز جماعت خلوت و باصفایی هم میخوانند آنجا. این طرف که در را باز میکنند برای نماز، نماز جماعت برگزار میشود، قبر شیخ طوسی آنجاست. روبرویش اکثراً نمیدانند، از در که میآییم بیرون تو همان صحن، فضای قبر شیخ طوسی، روبرویش هم یک در دارد حالت اتاق اداری است. وسط آنجا یک قبر است، آن قبر علامه بحرالعلوم است. شخصیت فوقالعاده. نفر دوم علامه بحرالعلوم، نفر سوم سید بن طاووس. گفتند در تاریخ شیعه، علامه طباطبایی از آقای قاضی نقل کرده: «سه نفر متمکن در توحیدند: سید بن طاووس، علامه بحرالعلوم، ابن فهد حلی».
مرحوم آیت الله پهلوانی تهرانی فرمود: «من نفر چهارم را به اینها اضافه کردم، آن هم حافظه حافظ شیرازی. به نظرم این هم تو همان مرتبه است». موقعی که علامه و برادرشان باهاش در ارتباط بودند، سیدی بوده روحانی بوده در نجف. داستانهای عجیبی دارد. علامه تهرانی هم توی "معادشناسی" اسمش را میآورد (اسم سیدی از شاگردان مرحوم آقای قاضی را). قضیهاش را میآورد. شاگردی بوده مرحوم آیت الله سید محمد حسن الهی. آقایی میآید برای شاگردی فلسفه پیش ایشان. گمنام بوده. شاگرد آقای قاضی بوده. درس و بحث و کلاس و اینها که نداشته. منبر و تدریس که نداشته. کشاورزی میکرده، پول هم میفرستاده، علامه درس بخواند در نجف. این آقا میآید و میگوید که: «آمدهام برای کلاس.» میگوید: «کی من را به شما معرفی کرده؟» میگوید: «افلاطون.» افلاطون چیست؟ داستان مرتضی مطهری هستم، سمنان؟ طباطبایی هستم. اگر اینجوری است حالا… میگوید: «کی معرفی کرده؟» میگوید: «افلاطون». داستان گفت: «من با این ارواح اولیا ارتباط دارم و از افلاطون پرسیدم که من فلسفه میخواهم بخوانم، کی قوی است، فلسفه را خوب فهمیده؟ آدرس شما را او به من داده که بیایم پیش شما فلسفه بخوانم.» افلاطون آدرس "محکش" میزند، سید محمد حسن الهی. قضایایی ازش میپرسد. بعداً بابی میشود برای آقای الهی. روزی دو طرفه بوده. این سید عجیبی هم بوده روحانی بوده. شاید من عکسش را دیده باشم یادم نمیآید ولی فکر نمیکنم عکسش جایی باشد.
میگویند که اینجوری بود که دستش را میگذاشت رو پیشانیش تمام آن کسی که میخواست ارتباط برقرار کند، ارتباط برقرار میکرد. حالا قبل اینکه بقیه قضیه را بگویم که آقای الهی محک زده بود: «پدر من را میتوانی تو برزخ ببینی؟» گفته بود: «آقا من همه را میتوانم ببینم، فقط شما دو نفر را نخواه. غیر از اهل بیت چهارده معصوم، دو نفر را فاکتور بگیر، بقیه را من واسه تو میبینم.» بحرالعلوم، سید بن طاووس. این دو تا را از من نخواه. بقیه را بهت میگویم. مناسبت سید ابن طاووس. «سه شنبه از مجاورت امیرالمؤمنین کوتاه نمیآیند که بشود با آنها ملاقات کرد یا ذوب شدهاند. دست نمیآید که بخواهد کسی اینها را ببیند. چسبیدهاند، بخواهم اینها را ببینم به امیرالمؤمنین و ببینم، آن هم دست ما نیست.» (به علامه الهی) گفته بود: «از پدرم سؤال کن از بچههاش راضیه؟» این داستان معروفی است، دیگر شنیدهاید. آقای تهرانی هم تو "معادشناسی" دارد. قضیه معروفی. آمده بود و گفته بود که: «آره، پدرتان گفته که از بچهها راضیام غیر یکیتان. کدام؟» کدام؟ «محمد حسین.» علامه طباطبایی! عالم و پدر و مادران عجیب و غریب. بعد از مرگم ما داستان مسائل گفته بود: «چرا راضی نیست؟» (به پدرش). گفته بود: «پسرم خیلی ثروتمند است ولی یک قرونش را به من نداده.» علامه طباطبایی گفته بودند: «گفته بودند که ایشان (محمد حسین) از برادرش (سید محمد حسن) این را گفت.» استاد سید محمد حسن، سید محمد حسن فوقالعاده بوده. سید محمد حسن الهی، نقل از علامه که مرحوم آقای فاطمیه نقل کرد که فرموده بود: «گاهی این برادرم بین الطلوعین با انبیا مقایسه میکند، با حضرت ادریس جلسه دارد.»
سید محمد حسن این شکلی است. قضیه معروفش با آقای قاضی و آقای حسنزاده هم که شنیدهاید دیگر. من داستان معروفی، شخصیت فوقالعادهای است. قبرش قم، قبرستان ابوحسین، پشت قبرستان نو. قبرها را باید رفت. حیف است. یعنی آدم باید با این قبور علما و بزرگان انس داشته باشد. این ملکات دنیویشان هنوزم ملکاتشان است دیگر. با این تفاوت که الان دستشان هم باز است، خلوت و دستشان باز و به هم رسیدگی میکنند. هوای ظاهراً قبرستان باصفایی است، پشت قبرستان نو که معمولاً هم باز است توی روز، باز شریعتمداری اینها میشود آن بغل دالانها میآید میخورد به این قبرستان ابوحسین. ته قبرستان وارد که میشوید، قبرشان کنار قبر سید محمد حسن الهی، قبر سلطان الواعظین هم همانجاست. قبر خیلی بزرگان تو آن قبرستان است. قبرستان باصفایی، قبرستان عجیب و بسیار باصفایی. حالش باشد، وقتش باشد آدم دانه به دانه اینها را آنقدری که ازشان نقل شده، قضایا، ذکر اینها اثر دارد دیگر. حال آدم عوض میشود و یاد کنار قبرشان رفتن برکات.
آقای حسنزاده از مجموعه الهی استفاده میکردند، انس داشتند با ایشان. علامه فرموده بود که: «اخوی را چگونه یافتید؟» (یعنی برادرتان را) گفته بود: «اخوی خود شمایید، با این تفاوت که هر چه شما کتمان میکنی، ایشان بذل میکند». به علامه گفته: «هر چی شما نمیگویی، نمیدهی، ایشان میدهد.» ایشان میگوید (آقای حسنزاده) احوالات عجیبی هم داشت. مرحوم سید محمد حسن. زندگینامهاش نوشته شده. کتاب "الهی"، "الهینامه" وحید، "الهینامه" باشد، یک نگاهی بکنیم. "الهینامه" مال حسنزاده است. این احتمالاً "الهی" است. "الهیه" بله. نوجوانی خواندیم این کتاب را. علامه گفته بودند که: «ابوی را دیدم تو عالم برزخ. گفته: از همه راضیام جز محمد حسین.» شب جمعه همشان شاد باشد. گفته بود که: «چرا؟» گفتوگو که پدر (با علامه سید محمد حسین) گفته: «یک ثروت عظیمی دارد، یک قرونش را به من نداده.» علامه طباطبایی، یکی از اساتید ما میفرمود: «ملائکه بیوضو نام او را نمیآورند.» وضو دارند بیوضو میشوند. حالا من نمیدانم ملائکه با وضو و بیوضوشان فرقش چیست. خواست بگوید که اینقدر اینها مقدسند که آنها حریم نگه میدارند در تلفظ نام اینها. «ثروت عظیمی دادی به پدرت، ندادی، ناراضی است؟» گفته بود: «احتمالاً منظور "المیزان" است، ولی خدا شاهد است فکر نمیکردم ثواب داشته باشد که بخواهم هدیه بدهم. فکر نمیکردم ثواب داشته باشد. اگر اینجوری است که میگویید ثواب دارد، باشد برای بدان.» گفته بود: «دوباره بابام را ببین، ببین حال و روزش چطور است.» گفته بود: «از هیچکی به اندازه محمد حسین راضی نیست.» ثروت عظیمی که هدیه داده. پدر ایشان هم عالم بوده، علامه فرموده بود: «از ما تا معصوم، تمام اجدادم عالم بودند.» علامه طباطبایی نسل عجیب. یعنی نام پدربزرگ اینها چی بوده که خدا تو ذریهاش یک طرف سیدعلی قاضی میگذارد، پسر عمو بودند با همدیگر. یک طرف علامه طباطبایی. بعد سیدعلی قاضی برادرش عارف استاد احمد، پسر برادر سید حسین عارف. بعضی بچههای خدا سید علی آقا فوقالعاده. این برادر استاد محمد حسین عارف، برادرش سید محمد حسن عارف. چه نسل طیبی بوده. رو همشان شاد بشود.
سید بن طاووس اینجور شخصیتی است، اینقدر شخصیت ممتاز و فوقالعادهای است. میگوید: «من از باب اینکه یک وقتی از دست درنره، این را همان اول آوردم که اگر شب اول لیلة الرغائب بود این عمل از دست درنره.» اهمیت قائل میشود برای این کار. روایتش را از پیغمبر نقل میکند. پیامبر فرمود: «لا تغفلوا عن اول لیلة جمعة فی ...» (شب جمعه ماه رجب). «غافل نشوید از اولین شب جمعه ماه رجب.» «فانها لیلة ...» این شبی است که «تسمیها الملائکة لیلة الرغائب» ملائکه اسمش را گذاشتند لیلة الرغائب. صدا و سیما اسمش را گذاشته «شب آرزوها». به ** گند** کشیدند. «اسم شب آرزوها؟ میخواهم شب آرزوها» بچه بودیم قاصدک فوت میکردی، میفرستادیم، آرزو میکرد. این اصلاً یک چیز دیگر است، مجید **جان** دلبندم، آن یک چیز دیگر است.
«فانوس» ملائکه اسمش را گذاشتند. اولاً ملائکه وقتی اسم یک چیزی را میگذارند، ملائکه سرخود کاری نمیکنند. سوره مبارکه انبیا چی فرمود در مورد ملائکه؟ فرمود که: «عباد مکرمون لا یسبقونه بالقول و هم بأمره یعملون.» ملائکه هر کاری میکنند طبق دستور است، سرخود کاری ندارد. فرشته سرخود کاری نمیکند. از دست خدا در نمیرود. وقتی ملائکه اسم این شب را گذاشتند لیلة الرغائب، حساب و کتاب الکی اسمی نگذاشتند جوگیر بشوند و بعد حالا بماند رویش، نه. بس که عنایات و فیوضاتی که خدا تو این شب نازل میکند را دیدند، آنها اسم این شب را گذاشتند لیلة الرغائب. حالا خود کلمه «رغائب» هم بحثی دارد دیگر. «رغائب» جمع رغیبه است. رغیبه با غین، آن چیزی که مورد رغبت واقع میشود. یعنی آنقدر این جوایز امشب بزرگ است و زیاد است که آدم رغبتش کشیده میشود. همه رغبتشان میآید این سمت. هر که بفهمد اینجا چه خبر است، رغبتش میکشد به این سمت و شبی است که آن رغبتهای بزرگ بزرگ را تو این شب برآورده میکند.
ما چند تا شب جدی داریم: یکیش لیلة الرغائب، که همین شب است؛ یکی لیلة البرات، که شب نیمه شعبان است؛ یکی هم لیله الجوائز، شب عید فطر است. خیلی جالب است، خیلی عجیب است، رحمت خدا «عجی» رجب، شعبان، رمضان، این سه تا در واقع حلقه اتصال رحمت خداست. احترام ماه رجب به خاطر رمضان است اصلاً. خود کلمه «رجب» به معنای آمادگی است. ترجیب به معنای تهیه، آماده شدن. آماده چی میشوند؟ آماده ماه رمضان میشوند. آن سه تا هم که به همدیگر چسبیده. بله. تو این حلقه اول که در واقع دو تا فصل است به تعبیر برخی آقایان: فصل اول رجب و شعبان و رمضان، فصل دومش ذیالقعده و ذیالحجه و محرم. که حالا میگویند این فصل توحید است، آن فصل ولایت است. مخصوصاً ذیالحجه که ماه ولایت و ماه محرم است. بله، این تعبیر بهتر است بگوییم. تو فصل اول از این دو تا فصل، ماه اول: شب اول. ماه دوم: شب وسط. ماه سوم: شب آخر. این لیلة الرغائب، لیلة البرات، الجوائز. یک دور اولش خدا هر که وارد این ماه شده را بهشان رحمت را جاری کرده. بعد ماه وسط، بعد ماه آخر. شب آخر که لیلة الجوائز. همینجور هم با همین سیر این رحمت هی شدت پیدا میکند. هر چه که جلو میرود از روایات اینطور فهمیده میشود. مثلاً ماه رجب یک سری کارها زمینه رحمت را فراهم میکند، باز دوباره ماه شعبان رحمت وسیعتر میشود، ماه رمضان دیگر رحمت خیلی توسعه پیدا میکند. روایتی هم دارد، خیلی مطلب زیاد است. نمیدانم چقدر میرسیم به اینکه اینها را بگوییم که اصلاً ورود به ماه رمضان تکویناً برای همه کسانی که وارد ماه میشوند آثار آن ملائکهای که دعا میکنند تو ماه رجب که ملکه «دایی» میآید یک دستهبندی دارد ولی تو تو ماه رمضان دیگر دستهبندی ندارد. هر که زنده است تو ماه رمضان تو دعای آن ملائکه وارد میشود، هر که تنفس میکند، خیلی عجیب. ملائکه دعا میکنند برای هر کسی که تو ماه رمضان زنده است، ماه رمضان را میبیند. هر چه جلوتر میرود هی این رحمت وسیعتر میشود.
لیلة الرغائب بعد فرمود که چرا این داستانش چیست؟ لیلة الرغائب. «ذالک انه اذا مضی ثلث اللیل» وقتی که یک سوم شب سپری میشود. الان اذان مغرب ۵:۲۰ دقیقه تقریباً بود. اذان صبح هم تقریباً ۲۰ دقیقه به ۶ است. میشود ۱۲ ساعت و ۲۰ دقیقه. نصف یک سومش میشود ۴ ساعت. تقریباً چهار ساعت بعد از ۹:۳۰. اینی که میفرماید شروع میشود. یک سوم شب که میگذرد، ملکی در آسمانها و زمین نمیماند مگر اینکه «یجمعون فی الکعبه». تو کعبه جمع میشوند. «فلک» تو کعبه جمع؟ «تو کجا» داشته باش. تو کعبه و حوالیاش و دور کعبه. «و یطلع الله علیهم اطلاعاً» خدای متعال توجهی میکند به اینها. یعنی میروند آنجا برای حاجت. مثل مثلاً پشت پنجره فولاد. فولاد بهش توجه میشود. چی میخواهی؟ اینجا همه جمع میشوند توی کعبه، خدای متعال توجه میکند که چی میخواهند. «فیقول لهم یا ملائکتی» خدای متعال بهشان میفرماید که: «ملائکه من! سلونی ما شئتم.» هر چه میخواهید، بگویید، بپرسید. خیلی عجیب است. «فیقولون» اینها همش نقل روایت پیغمبر است که سید اقبال. «فیقولون ربنا حاجتنا الیک انت تغفر لسوام رجب.» میگویند خدایا حاجت ما، حاجت ما در پیشگاه تو چیست؟ اینکه روزهداران ماه رجب را ببخشی. اینجا عرض کردم قید میخورد: روزهدار ماه رجب و اینها. تو ماه رمضان همین دعا را میکنند. هیچی هم نمیگویند. هر که آمده تو ما، مشمول دعاشون. ولی آن بهرههای خاص ماه رجب چه لیلة القدرش که سید تمام شبها، سید اللیالی، لیلة القدر. سید همه شبها، چه در لیلة القدر، چه در لیلة الجوائز، آن بهره اصلی مال کسی است که خیز برداشته تو ماه رمضان. مال کسی است که از قبل یک کاری کرده، یک برنامهای داشته، خصوصاً از کی؟ از ماه رجب. خصوصاً از ماه رجب. اینها دیگر لطف خاص است.
خیلی هم حکایت عجیبی دارد. خدا رحمت کند مرحوم آقای حائری شیرازی را. چقدر این آدم باصفا و در دوران حیاتش هم خیلی غریب واقع شد. الان شما حائری شیرازی که میبینی همه جا اسمش را پر کرده. انتخابات سال ۸۵ اینجا مجلس خبرگان، مرکز جامع مدرسین، دیس داد، حمایت کرد، حسن روحانی تو لیست گذاشت، حائری شیرازی از لیست انداخت بیرون. دنیا دیگر بعد این اتفاق هیچ جذابیتی ندارد. خوشبختم فرمود که: «منم از لیست بیرون کنی، اسمم کنار آن دو تا نباشد.» زمان حیاتش، آیت الله حائری غریب بود حتی سر قضیه در شیراز. خیلی غریبتر واقع شد زمانی که امام جمعه بود. قدرش دانسته نمیشد. خیلی آدم آدم روشنضمیری بود، باصفا بود، اهل حقیقت بود و در زمان حیاتش عجایبی ازش دیده بودم. مثل قاسم سلیمانی مریدش بود. خیلی هم حاج قاسم مرید شدیدی بود نسبت به مرحوم آیت الله حائری. عکسش را بزرگ زده بود تو اتاق. عکسهای حائری شیرازی. خیلی آدم باصفایی. ایشان میفرمود که داستان ماه رجب و شعبان و رمضان، داستان حرم امام رضا است. وارد صحن میشوی، بعد وارد رواق میشوی، بعد به ضریح میرسی. میفرمود: «ماه رجب وارد صحن میشوی، ماه شعبان وارد رواق میشوی، ماه رمضان به ضریح میرسی.» قبر اصلیام که میروی زیارت میکنی لیلة القدر. معمای مقدمش کسی میخواهد به ضریح برسد، باید اول وارد صحن بشود. کسی میخواهد لیلة القدر داشته باشد، باید از رجب شروع کند. در بحث امشب، بخش عمدهاش همین است. اینها میگویند حاجت ما چیست؟ خدایا از یک سوم شب که میگذرد در لیلة الرغائب. یک جورایی انگار فقط لیلة الرغائب ماها نیست. لیلة الرغائب ملائکه هم هست. نه اینکه وایستند ما دعا کنیم بعد بروند واسمان آمین بگویند. خودشان میروند جمع میشوند. بیشتر نگرانند ما امشب را از دست بدهیم و دعای چی میکنند؟ دعاشان هم این است که خدایا روزهداران ماه رجب را مورد مغفرت قرار بده. توضیحاتی دارد عرض میکنم. نکاتی در مورد ماه رجب و تفاوتش با شعبان و رمضان.
«فیقول الله تبارک و تعالی» خدای تبارک و تعالی پاسخ میدهد. اگر امثال من میفهمیدیم خدا پاسخ میدهد یعنی چی، غش میکردیم. خدا پاسخ میدهد یعنی چی؟ خدا یعنی کی پاسخ میدهد؟ یعنی چی؟ وقتی اینها درخواست میکنند، خدا جواب میدهد یعنی چی؟ چی میفرماید؟ «قد فعلت ذلک.» میفرماید: «همین را کردم. همین روزهداران ماه رجب را بخشیدم.» روزهدارانی که هنوز ماه رجب شروع نشده، هنوز روزه نگرفتهاند. یک دانه اگر گرفته باشند، تازه اگر تا بوده یا نبوده، ممکن است بیفتد شب اول دیگر. یعنی روزه هم که گرفتند افطارش تو ماه رجب بوده، گذشت ماه رجب نبوده. ولی ملائکه پا میشوند، میروند برای اینها تو کعبه. حالا چرا کعبه؟ همش داستان دارد دیگر. حال من هم همین حال اینجاست. اگر تازه آنجا اعصابخوردیهایی که این همه پول دادیم و همچین «موزی» بهمان دادند، هتلمان دور افتاده، اینها را نداشته باشم. جای بد تو هتل دادند، طبقه فلان دادند. آسانسور این یکی، این وری هم خراب است، با آسانسور آن وری باید برویم و مسجد الحرام؛ یعنی تو خانهمان به مراتب من آرامشم بیشتر است. لااقل درگیر این مسائل نیستم. آنجا همش تشویش این تو اتوبوس میرود و بعد باید پول بدهم و با اتوبوس دیگر باید بروم. نمازهای دور کعبه بشکافم.
احوالات این شکلی. آنجا کعبه داستانش فرق میکند. محل ریزش رحمت آنجاست که البته خودش هم لایهلایه است دیگر. کعبه مرحله نازل شده چیه؟ آقا بیتالمعمور. بیتالمعمور آسمان چندم است؟ آسمون چهارم. باز بیتالمعمور مرحله نازل شده چیه؟ عرش. عرش چهار گوشه دارد، واسه همین بیتالمعمور چهارگوشه دارد، برای همین کعبه چهارگوشه دارد. هر چهار گوشش چیست؟ «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر.» «سبحان الله» گنده نوشتند. بعد شده عرش. حقیقت تسبیح، حقیقت حمد، حقیقت لا اله الا الله، حقیقت تکبیر. هر کدام یک پایه عرش. حالا عرش کجاست؟ کرسی چیست؟ داستانش. نه برای من که همش کرسی شبیه همین است. مثلاً خودم بالا نشستم، مثلاً بالای منبر نشستم. یک حقیقت دیگر. خدا فهمش را نصیبمان بکند. انشاءالله این است که ملاصدرا میگوید: «من لا کشف له، لا علم له.» آنی که مکاشفه ندارد، علم ندارد. میگوید یک سری تخیلات است. تا کسی نتواند با حقایق مجرد مواجه بشود، همه اینهایی که میشنود را یک چیزی واسه خودش تصور میکند. بهش میگویند صراط، فکر میکند مثلاً پل کریمخان. البته پل کریمخان ملاصدرا نمیگوید. یک فیلم پُلی از این ور میآید میرود آن ور، مثلاً رو پل رد میشویم. بعد بعضیها سر میخورند میافتند پایین. مثلاً جاده لغزنده است، مثلاً برف آمده شن نریخته. حقیقت صراط یک چیز دیگر است. کسی تا وارد آن عوالم نشود و مسائل را درک نکند، نسبت به این مسائل شناختی ندارد.
اینها که تو کعبه جمع شدهاند، ملائکه یعنی چی؟ ملائکه اصلاً کی هستند؟ چی هستند؟ یکی از این ملائکه جبرئیل است. یکی از این ملائکه عزرائیل است. یکی از این ملائکه اسرافیل است. اعتکاف بودیم. دو سه تا جوان نشسته بودند نمیگذاشتند ما بخوابیم. همینجور با هم حرف میزدند. ملائکه نور هم کار خاصی هم ندارند. میگفت: «چطور؟» گفتش که: «یک چیز داریم اسرافیل داریم که کلاً یک بار میخواهد بیاید یک سوت بزند. یک میکائیل هم داریم که نمیدانیم چیکاره است. یک جبرئیل هم داریم که الان بازنشسته شده چون انبیا». جبرئیل که بازنشسته حقوق بقیه. جدی جوان نشسته بود داشت میگفتش که ملائکهام چهار کلاً چهار تا ملکه اصلی بیکارند. یکیشان خیلی فعال است. یکیشان میگفت: «یکی کلاً یک سوت میخواهد بنده خدا.» از عالم ملائکه منم سر درنمیآورم.
اسرافیل آقا کارش چیست؟ ملائکه کتابت اعمال، همه کارگزاران حضرت اسرافیلند. اینی که پرونده من و شما را مینویسد، پروندهها را میبرم بالا، اینها رئیسشان، وزیرشان از اسرافیل است. همین که زور میزند آخر یک سوت زده به همهمون. این داستانش هم چیست؟ میگوید: «روز به روز چک میکند.» خیلی عجیب است داستان این ملائکه. از هر کدامشان داستان عجیبی دارد. قرآن میگوید آقا یکی از اصول دین ایمان به ملائکه است. جزو اصول دین است. «کتب و رسل و ملائکة.» هم به کتب الهی باید ایمان داشت، هم به رسل، هم به ملائکه. این اصلاً جزو اصول دین ما نیاوردیمش. هزار تا اصول دین را یکی شد. مردم ایمان به توحید همش تو همین توحید است. پنج تا هم نیست، یکی است. نه هزار تاست. پنج ایمان به الله. اینها همه فروع توحیدند. ایمان به ذات الهی، صفات الهی، افعال الهی. تو افعال الهی میشود بخشهای مختلفش. یکیش میشود کار هدایتگری خدای متعال، بعد تو مکانیزم هدایت یک بخشیش میشود انبیا، یک بخشش میشود وحی. تو مکانیزم وحی یک بخشیش میشود کتب، یک بخشش میشود ملائکه. اینجور باید اصول دین را کار کرد. ملائکه اصلاً هیچ جای یعنی بیست سال از وارد مدرسه میشود، میآید بیرون، یک خط در مورد ملائکه نخوانده. هیچ جا هم نبوده. راست هم میگوید. آنقدر بحث ملائکه مهم است. اسرافیل چیکار میکند؟ شب به شب این پروندههایی که میبرند بالا را چک میکند. با چی چک میکند؟ با آن لوح محفوظ. لوح محفوظ هم دست اسرافیل است که آنی که خدا در مورد اینها گفته بود. غار اسرافیل. عزرائیل مثلاً جان میگیرد. مثلاً تو کار خدا دخالت میکند. مگر شک دارد خدا مثلاً میخواهد جان بگیرد که میپرد وسط؟ مثلاً همه کارگزاران الهی است تو مقام تطبیق این علم الهی و آنچه رخ حضرت اسرافیل. بعد دیگر حالا بحث مفصلی حضرت امام دارد در مورد اینها که بحث فوقالعادهای است. این با این شعب مختلفشان.
لیلة الرغائب پا میشوند میروند تو کعبه دعا میکنند برای کیها؟ برای روزهداران ماه رجب. بعد پیغمبر فرمود که: «اگر کسی روز پنجشنبه که اولین پنجشنبه رجب باشد، البته اینجا دارد که اولین پنجشنبه رجب، مرحوم سید این را حتی برد روی اینکه شب جمعه اول رجب (اولین پنجشنبه که پنجشنبه رجب باشد) روزه بگیرد. بین عشا و اتمه که گفتم میشود اذان مغرب و اذان عشا دوازده رکعت نماز بخواند. بین هر دو رکعتی یک سلام بدهد. تو هر رکعتی یک حمد، دوازده تا قل هوالله.» اعدادش هم حساب و کتاب دارد. «یک دانه هم سه تا انا انزلنا.» دوازده تا قل هو الله هم عدد سه. عدد عجیبی هم دوازده. دوازده... حالا دیگر اینها ربط هم دارد با خود ماه رجب. نزول قرآن ناطق در ماه رجب، هم نزول قرآن صامت در ماه رجب. نزول قرآن صامت میشود مبعث، بیست و هفت درجه. نزول قرآن ناطق میشود سیزده درجه. نزول قرآن تو ماه رجب در حالی که میگوییم: «انا انزلناه.» حساب و کتاب عجیبی دارد. باز شب قدرم نزول قرآن است. اینم نزول قرآن است. این چی شد؟ آن چی شد؟ اینم نزول قرآن است، آنم نزول قرآن است. آن یک جور نزول قرآن است، این یک جور نزول قرآن است. آن به یک مرتبه از وجود پیغمبر نزول قرآن است، این به یک مرتبه دیگر از وجود پیغمبر نزول. ولی همش تو همین دوره است: رجب، شعبان، رمضان. این چیز عجیب و جالبی. هم این قرآن، هم اول در ماه رجب، هم قرآن آخر در ماه شعبان. امام زمان که بعضی باز شب نیمه شعبان دو شب قدر گرفتند، مبعث را هم جزو احتمالات.
شب نمازهاش چند رکعت کلاً شد؟ دوازده رکعت. دوازده رکعت تو هر رکعت دوازده تا قل هو الله. فرمود: «وقتی تمام شد هفتاد تا صلوات میفرستد. بعدش میگوید: اللهم صل علی محمد النبی الامی الهاشمی.» تو بعضی نسخههاست، ما انجام ندادیم دیگر از باب رحمت وسیع خدا میخواهیم هر چه به آنها داده به ما هم بدهد. دیگر یکی از دوستان انجام داد گفتم زیر مهرت کاربن میگذاشتی برای ما عکسش بیفتد و «علی آله». «ثم یسجد». بعد سجده میکند. اینها را باید بدهی دست حکیم سبزواری ببینی چه میکند. خیلی همشهری من و شما محشر است تو این "اسرار الحکم". حیف که نرسیده کامل انجام بدهد. یک بخشی از این احکام دین را آمده اسرارش را گفته. نماز چرا اینجوری است. یکی دیگر هم دارد آن هم یک جلد خودش نوشته، یک جلد هم ظاهراً باز خودش شرح کرده چون منظومه را خودش نوشته باز خودش منظومه را شرح کرده. بعد مثلاً تو منظومه یک شعری آورده بعد مثلاً میگوید: «فیه». مثلاً آخر بیت میگوید: «فی». بعد تو شعر میگوید که این «فی» خودت نوشتی؟ میگوید: «یک احتمال که به آنجا برگردد، یک احتمال اینکه قدرتنمایی کند، بگوید آقا من ته ادبیاتم.» خودش کتاب نوشته، خودش شعر میکرده. آن یکی کتابش هم "نبراس" است. نمیدانم "نبراس و چیچی" آن هم تو همین فضای اینهاست. "نبراس الهدی فی احکام الفقه و اسرارها". این هم یک کتاب دیگر از حکیم سبزواری. نماز و روزه و حج و زکات و یک کتاب نکاح هم دارد، آمده اسرار اینها را گفته. میگوید: «اینهایی که شما میبینید این ظاهرش است.» مثلاً میگوید: «مرده را چشاش را ببندم.» این مرگ ظاهری را دارد میگوید، چشم ظاهری را دارد میگوید. آنی که به مرگ باطنی میرسد، آن هم چشمش را میبندد.
سبزواری میترکاند. مثلاً میگوید که: «چرا اینجوری گفتی؟» میگوید: «اول روزه میگیری، این خودش انقطاع است. بعد نماز مغرب شب میشود، شب وقت تاریکی است، انقطاع است. بین مغرب و عشا که علیحین غفلة من اهلها را قرآن گفته، این ساعت. حسیه بهش میگویند نماز غفیله. وقت غفلت است. تو وقت غفلت که بقیه غافلاند، مشغول دنیا رسیدگی به شام و اینهایند. وقت انقطاع. خلوت. وقت شام است، وقت غذا. قید همه را داری میزنی، نماز میخوانی. خود نماز انقطاع. بین مغرب و عشا دوازده رکعت میخوانی. دوازده امام، دوازده ماه. پرواز خودش داستانی. حمد میخوانی، انا انزلنا میخوانی. با توحید ترکیبش باز داستانی دارد. تمام شد، صلوات میفرستی، سجده میروی. سجده هم که دیگر اوج انقطاع است. ای لایه به لایه. اول روزه بعد نماز مغرب و عشا، بعد با آن دستور خاص، بعدش صلوات، ولایت، اجر رسالت، الا المودة فی القربی. دیگر فیض دیگر به اوج رسیده. تو سجده چی میگویی: سبوحٌ قدوسٌ رب الملائکة و الروح.» هفتاد بارم میگوید که خدا داستانی دارد. اینم ذکر کیست آقا؟ ذکر مشترک ملائکه است. آفرین. آن ملائکه که آنجا قرار است عبادت کنند نجوا کنند، تو متصل میشوی. هم ذکر میشوی، هم ن... از جنس آنها میشوی. هم فرکانس میشوی با ملائکه. «رب الملائکه و الروح». سرش را میآورد بالا، میگوید: «رب اغفر و تجاوز عما انا، انک انت العلی العظیم.» «علی عظیم» هم داستانی دارد. دوباره امیر سجده، همان را میگوید. بعد حاجتش را در سجده میخواهد. «فانه أقضل انشاءالله تعالی» برآورده میشود.
بعد پیغمبر فرمود: «والذی نفسی بیده» قسم به کسی که جانم تو دستش است، «لا یصلی عبد» نمیدانم این تو مفاتیح ادامهاش هست یا نیست. قسم خورده پیغمبر به کسی که جانم تو دستش است: «کسی نماز را نمیخواند، چه عبد باشد چه امه باشد، کنیز باشد.» یعنی فرقی نمیکند. حتی تو کمترین شئون ظاهری. «هر که این نماز را بخواند غفر الله له جمیع ذنوبهی.» خوش به حال آنهایی که موفق شدند. «مثل زبد البحر.» خدا همه گناههاش را میبخشد، حتی اگر گناههایش به اندازه کف روی دریاها باشد. دریا چقدر است؟ دو سوم زمین دریاست. روی دریاها همش کف است. به آن اندازه گناه داشته باشد با این نماز، خدا میبخشد. حالا معناش این است که آقا حق الناس و اینها همه را، نه. موفق هم نمیشود هر کسی. اگر قرار بود چی بشود، ما هم خوانده بودیم امشب. هر کی، هر کی نیست. به هر کسی نمیرسد. «و عدد الرمل.» به تعداد شنها باشد. «و وزن الجبال.» هم وزن کوهها گناه داشته باشد. «و عدد اوراق الاشجار.» به اندازه برگ درختها گناه داشته باشد. پیدا نمیشود آقا به اندازه دانه شنهای روی کره زمین گناه واسش نوشته. هم وزن کوهها واسش گناه نوشتهاند. مگر میشود؟
«و یشفع یوم القیامة فی سبع من اهل بیته.» خودش که میرود بهشت هیچی، هفتاد تا از خانوادهاش که اینها هم تو جهنم بودند، روز قیامت برمیدارد از جهنم با خودش میبرد تو بهشت. هفتاد تا. وزن این آدم را ببین. وزن رحمتی که نصیبش شده. نامش رحمت است دیگر. مکانیزم رحمت است. هم خودش بخشیده شد، هم هفتاد نفر را آن طرف. چقدر باید سرمایهدار باشد که بگوید آقا من هفتاد تا خانواده زیر پر و بالم است. چقدر درآمد داری؟ چقدر به تو رحمت رسیده بابت یک بار، نه هر سال بخواند. یک سال لیلة الرغائب خوانده. آنقدر گناه بخشیدن، هفتاد نفر هم با خودش میبرد بهشت. دیگر چی. از کسانی که «قد استوجب النار.» اینها جهنم بهشان واجب شده بود. نه اینهایی که یک تقه میزدی بهشتی میشدند. از آن جهنمی چُغُرها، چقدر بد بدناند. از آنها با خودش میبرد.
«فاذا کان اول لیله نزوله الی قبر.» وقتی هم که میمیرد، شب اول قبرش، «بعث الله الیه ثواب هذه الصلاة.» خدا ثواب این نماز را واسش میفرستد. «صورت ملکوتی نماز فی احسن سورة.» یک چهره خوشگل میبینی. آقا یک آقا دامادی وارد شد و شیک و پیک جنتلمن. «بوجه طَلْقٍ و لسانٍ لَذَجٍ.» یک چهره خیلی خوشگل و شاداب، یک زبان شیرین. همینجور گرم میگیرد باهات حرف میزند، کیف میکنی. «یقول یا حبیبی.» به به. از اینها شنیدن یا حبیبی مزه میدهد. حالا چه برسد از اهل بیت، چه برسد از خدا. صورت نماز بیاید آدم، بگوید چطوری رفیق؟ حبیب من؟ «یا حبیبی.» «ابشر». اینها همه را ملحق کنید به آن «لهم البشری» جلسه قبل. این هم جزو بشارتهای موقع ورود به عالم آخرت. میآید، میگوید: «ابشر حبیب من. خوشحال باش.» «فقد نجوت من كل شدة.» از هر شدتی نجات پیدا کردیم. «فیقول من انت.» بهش میگوید: «تو کی هستی؟» عطاالله خوشگلتر از تو ندیده بودم، خوشبوتر از تو را هم ندیده بودم. میگوید: «یا حبیبی! انا ثواب تلک الصلاة التی صلیتها لیلة کذا فی بلدت کذا فی شهر کذا فی سنة کذا.» هم که گفتم یک بار. یادته سال فلان، ماه فلان، فلان خانه، فلان زمین، آنجایی نماز را خواندی؟ «منم دیگه.» عرض کردم خلق میشود. «جئت اللیله.» امشب آمدم چیکار کنم؟ «لأقضی حقک.» آمدم حقت را به جا بیاورم. معلوم میشود حق هم پیدا میکند ما نسبت به اعمال. داستان عالم عجیب و غریبی. نماز که میخوانی باز یک حقی پیدا میکنی گردن صورت آن نماز. چرا؟ چون سبب خلقت آن صورت شمایی. حق پدر و مادر پیدا میکنی براش. دوباره بگویم پدر و مادر کارشان چیست؟ واسطه تولد یک انسانیم. خدا چیکار کرده برای این کسی که واسطه تولد یک انسان است؟ سنگ تمام گذاشت. گفت: «من را باید بپرستی، هم به اینها باید احترام بگذاری.» اسم اینها بغل اسم خودش آورده. شما سبب خلقت صورتهای ملکوتی میشویم. باعث خلقت ملائکه میشوید. هر یک کلمهای که از قرآن تلاوت میکنیم، تلفظ میکنیم، با تلفظ شما ملائکه خلق. شما واسطه خلقت اینها میشوی. همان حق را شما باز نسبت به این ملائکه پیدا. داستان عجیب و غریبی آقا.
گفته بود که حتی اگر خودکشی حرام نبود، کراهت شدید هم داشت، انجام میدادم. فقط اینکه حرام، کراهت شدید هم داشت، انجام میدادم. بس که آن چیزهایی که از آن ور توصیف کردند، قشنگ است. آخه ما الان بند به چی اینجا ایم؟ جهان بیخودی! دل نمیکنیم آخه. بدبختی دلار ۱۵۰ تومانی هم باز دوست داریم بماند دیگر. دنیا دیگر بعد این چیزی ندارد دیگر. میخواهی چیکار کنی؟ هر چی بدبختی بود دیدی دیگر. به چه امیدی الان تو زندهای. نه آنکه به امید رحمت خدا که درست میشود که همه هستیم. از بعد دنیاییش که نگاه کنی که دیگر. خدایا همچین فهمی انشاءالله نصیب من بکند.
فرمود: «آمدم حقت را بدهم و آنس وحدتک.» تو تنهایی نماز را انجام داده بودی. آمدم تو تنهاییت باهات انس بگیرم. انیس تنهاییش کیست؟ قبر. بیت الواحده، خانه تنهایی. چرا ما از قبر میترسیم؟ شاید از تنهایی میترسیم. ولی کی تنهاست؟ آنی که لیلة الرغائب ندارد. آنی که ماه رجب ندارد. آنی که شب جمعه ندارد. آنی که زیارت ندارد. آنی که نماز ندارد. تنهایی مال اینهاست. الان بزرگترین بحران زندگی بشر، تنهایی است. این همه تکنولوژی پیشرفت و اینها، نتوانست مشکل تنهایی بشر را حل بکند. بلکه همش دامن زد به مشکل تنهایی. تکنولوژی مسنجرها و این فضای مجازی اینها، بشر را بیشتر تنها کرده. مشکل تنهایی را حل نکرد، بدبختتر کرد. زندگی قدیمیها را نگاه میکنند، حسرت میخورند. پنجاه سال با همدیگر زندگی میکردند. مگر میشد دو نفر با هم پنجاه سال زندگی کنند؟ نیست که بمانیم. از اول از من نخواه که من بمانم. فرهنگسازی هم میکنند برای این. این فقط مال تو نیست. قرار نیست تو همیشه با هم باشیم. احترام بگذار به سلیقهاش، به انتخابش. بهش بگو از اول هر وقت دوست داشتی با هر کی دوست داشتی. فلسفهبافیها میکنند براش. اوج خریت و حماقت و بدبختی. تنهایی بشر، مشکل بشر مشکل تنهایی است. تنهایی مال کیست؟ آنی که نماز ندارد. به عالم نور اتصال ندارد. آنی که به عالم نور متصل است، تنها نمیشود.
----------------------
منابع:
[حدیث/روایت] سید بن طاووس (ره): «فصل في ما نذكره من عمل أول جمعة من شهر رجب... مقتضای احتیاط برای عبادت و طلب ظفر به سعادت...»
اقبال الأعمال، جلد۳، صفحه۱۸۵.
[داستان] نقل علامه طباطبایی از مرحوم قاضی درباره سه شخصیتی که در قله معنویت و متمکن در توحید هستند: سید بن طاووس، علامه بحرالعلوم و ابن فهد حلی.
[داستان] ماجرای شاگردی که روح افلاطون او را برای یادگیری فلسفه به نزد مرحوم سید محمدحسن الهی (برادر علامه طباطبایی) راهنمایی کرد.
معادشناسی 1- صفحه ۱۸۸-۱۸۴
[خواب/مکاشفه] پاسخ شاگردِ دارای چشم برزخی به سید محمدحسن الهی مبنی بر اینکه میتواند همه ارواح را ببیند جز علامه بحرالعلوم و سید بن طاووس که به امیرالمؤمنین (ع) چسبیدهاند و دسترسی به آنها ممکن نیست.
پیام پدر علامه طباطبایی از عالم برزخ که از همه فرزندان راضی است جز محمدحسین (علامه) به دلیل اینکه ثروت عظیمش (تفسیر المیزان) را به پدر هدیه نکرده است.
https://noo.rs/httqm
[خواب/مکاشفه] نقل علامه طباطبایی درباره برادرشان (سید محمدحسن الهی) که بینالطلوعین با حضرت ادریس (ع) جلسه دارد.
https://noo.rs/DN2uP
[داستان] پاسخ آیتالله حسنزاده آملی به علامه طباطبایی درباره برادرشان که ایشان همان شماست با این تفاوت که شما کتمان میکنید و ایشان بذل میکند.
[حدیث] پیامبر اکرم (ص): «...لاَ تَغْفُلُوا عَنْ أَوَّلِ لَيْلَةٍ جُمُعَةٍ فِيهِ [منه] فَإِنَّهَا لَيْلَةٌ تُسَمِّيهَا اَلْمَلاَئِكَةُ لَيْلَةَ اَلرَّغَائِبِ...»
اقبال الأعمال، ج۲، ص۶۳۲.
[آیه قرآن] سوره انبیاء، آیات 26 و 27 — «...بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ * لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ»
[داستان] تشبیه مرحوم آیتالله حائری شیرازی درباره ماههای رجب، شعبان و رمضان به ترتیب به صحن، رواق و ضریح حرم امام رضا (ع).
aparat.com/v/zbimbvj
[آیه قرآن] سوره قصص، آیه 15 — «...عَلَىٰ حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا...»
[آیه قرآن] سوره شوری، آیه 23 — «...إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَىٰ...»
[آیه قرآن] سوره یونس، آیه 64 — «لَهُمُ الْبُشْرَىٰ...»
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه اول - بخش دوم
لیلة الرغائب
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات لیلة الرغائب
جلسه اول - بخش دوم
لیلة الرغائب
در حال بارگذاری نظرات...