معرفی
عصر جمعه؛ اوقاتی که زمان و موضوع و مکان برای استجابت دعا به هم گره میخورد![2:10]
وقتی برای فرج امام زمان(عج) دعا میکنید، او برای گشایش کار شما دعا خواهد کرد![3:30]
دعا؛ تنها سلاح برای تغییر قضای «مبرم» الهیست! تقدیر حتمی با دعا دگرگون میشود![5:00]
خدا برای قضای حتمی «پاککن» گذاشته؛ آن پاککن «ایسرالدعا» یا سادهترین درخواست قلبی است.[7:00]
اوج تکبر در برابر کرامت خدا؛ وقتی پروردگار میگوید «بخواه تا بدهم» و بنده میگوید «نمیخواهم!».[10:55]
سؤال؛ چرا قوم یونس نجات یافتند، اما یونس در شکم نهنگ گرفتار شد؟![14:30]
رمز استجابت دعا بعد از هر نماز واجب؛ سجده کنید و بگویید «ما اَنتَ اَهلُهُ» نه «ما اَنَا اَهلُهُ».[20:05]
دعای هفتگانه عصر جمعه برای دفع بلا؛ سفارشی از آیتالله شاهآبادی که نباید ترک شود.[24:00]
بهرهمندی از ساعت طلایی استجابت دعا؛ حضرت زهرا(س) غلامی را مأمور کرده بود تا غروب جمعه را به او خبر دهد![27:20]
روز جمعه، روز مهمانی امام زمان(عج) است؛ به پاس این مهمانی، برای فرج میزبان دعا کنید..[30:00]
وقتی برای فرج امام زمان(عج) دعا میکنید، او برای گشایش کار شما دعا خواهد کرد![3:30]
دعا؛ تنها سلاح برای تغییر قضای «مبرم» الهیست! تقدیر حتمی با دعا دگرگون میشود![5:00]
خدا برای قضای حتمی «پاککن» گذاشته؛ آن پاککن «ایسرالدعا» یا سادهترین درخواست قلبی است.[7:00]
اوج تکبر در برابر کرامت خدا؛ وقتی پروردگار میگوید «بخواه تا بدهم» و بنده میگوید «نمیخواهم!».[10:55]
سؤال؛ چرا قوم یونس نجات یافتند، اما یونس در شکم نهنگ گرفتار شد؟![14:30]
رمز استجابت دعا بعد از هر نماز واجب؛ سجده کنید و بگویید «ما اَنتَ اَهلُهُ» نه «ما اَنَا اَهلُهُ».[20:05]
دعای هفتگانه عصر جمعه برای دفع بلا؛ سفارشی از آیتالله شاهآبادی که نباید ترک شود.[24:00]
بهرهمندی از ساعت طلایی استجابت دعا؛ حضرت زهرا(س) غلامی را مأمور کرده بود تا غروب جمعه را به او خبر دهد![27:20]
روز جمعه، روز مهمانی امام زمان(عج) است؛ به پاس این مهمانی، برای فرج میزبان دعا کنید..[30:00]
خلاصه
عصر جمعه، وقت استجابت دعاست. اما آیا میدانید قدرت دعا تا کجاست؟ در زیارت امام رضا (ع) میخوانیم که حتی «قضاء مبرم» الهی، یعنی آن تقدیر قطعی و حتمی، با «أَيْسَرِ الدُّعَاءِ»، یعنی با سادهترین دعا، قابل تغییر است.
قرآن به ما میآموزد که قوم یونس، تنها قومی بودند که عذاب حتمی از سرشان برداشته شد. چگونه؟ با دعا و استغاثه. در لحظۀ آخر، دست به دعا برداشتند، ناله کردند و خدا قضای حتمیاش را برایشان تغییر داد. این قدرتِ دعاست. پس وقتی برای فرج مولایمان دعا میکنیم، بدانیم که این استغاثۀ ما، سرنوشت عالم را تغییر میدهد.
ما که امروز برای فرج امام زمانمان دست به دعا برداشتهایم، به یاد آن استغاثهای بیفتیم که در تاریخ بیپاسخ ماند. به یاد آن لحظهای که سیدالشهدا (ع) در میانۀ میدان، غریب و تنها، صدا زد: «هَلْ مِنْ نَاصِرٍ يَنْصُرُنِي؟» آیا یاریکنندهای هست که مرا یاری کند؟ آن روز، کسی به فریاد عزیزِ دلِ فاطمه (س) نرسید. امشب که شب میلاد پدرش امیرالمؤمنین است، بیایید برای فرزند غریبش دعا کنیم.
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله طیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری ولل عقدة من لسانی یفقهوا.
تبریک عرض میکنم میلاد امیرالمؤمنین صلوات الله و سلام علیه را خدمت برادران و خواهران عزیزمون و به طور خاص روز مرد و روز پدر را. برادران عزیزی که در جلسه حضور دارید، مجلس، مجلس دعا و استغاثه است. یکی از کارهای خوبی که به لطف خدا چند وقتی است انجام میشود و باب شده در سراسر کشور، همین مجلس استغاثه عصر جمعه است. هم موضوع، موضوع خیلی عالی و هم زمان، زمانه خیلی خوب. عصر جمعه وقت استجابت دعاست، از آن ساعات خاص برای عنایت و تفضل خدای متعال. موضوع هم استغاثه به درگاه الهی است برای فرج امام زمان. هر کدام از اینها در تنهایی نقطهای بسیار عالی هستند. این دو تا با همدیگر جمع میشود.
یک جمعی هم میان همین که یک جماعتی مؤمن دور هم جمع می شوند این هم رحمت خدا را جاری میکند. وقتی یک تعدادی مؤمن برای خدا دور هم جمع میشوند، خود همین حضورشان دور همدیگر رحمت جاری میشود، حاجاتشان برآورده میشود. خصوصاً که برای ذکر اهل بیت باشد، برای دعا باشد، برای استغاثه باشد. خصوصاً که حاجت شخصی هم نداشته باشند، جمع نشدند که بگویند مثلاً خدایا آب میخواهیم، نان میخواهیم، مرغ ارزان میخواهیم، گوشت ارزان میخواهیم. البته اشکالی هم ندارد آدم اینها را از خدا بخواهد. هم از مسئولینمان میخواهیم که خوب کار کنند، درست کار کنند، به داد مردم برسند، هم از خدای متعال میخواهیم که رحمتش را جاری کند. ما در همه این زمینهها نیاز داریم، محتاجیم به کمک خدا. ولی موضوع این جلسهای که شما دور هم جمع میشوید، دعا برای فرج است. این خیلی چیز باارزشی است، این خیلی اهمیت دارد.
شما وقتی برای فرج امام زمان -ارواحنا فداه- دعا میکنید، آن وقت امام زمان برای فرج شما دعا میکند. دیگر مشکلاتتان را حضرت از خدا میخواهد که برطرف بشود، حل بشود. بهترین کار دعا، آن هم در بهترین زمان که عصر جمعه باشد، برای بهترین موضوع که فرج امام زمان باشد، برای بهترین شخص که وجود نازنین حضرت حجت بن الحسن باشد، که حالا الان مصادف شده با شب میلاد. یعنی در ساعاتی هستیم که داریم وارد میلاد امیرالمؤمنین علیه السلام میشویم. در ماه رجب جزو بهترین ماهها، بهترین ساعتهاست.
خیلی این کنار همدیگر جمع شدنش امیدبخش و نویدبخش است. مژده میدهد به آدم که انشاءالله خدای متعال قراره رحمتش را جاری کند. من چند تا روایت میخواهم در این زمینه برایتان بخوانم. روایتهای خیلی جالبی است و خصوصاً امروز ما خیلی به شنیدن این روایات نیاز داریم. ما روایات فراوانی در مورد دعا داریم که دعا مشکلات را برطرف میکند، قضا و قدر خدای متعال را هم عوض میکند. میدانید تعویض قضا و قدر شوخی نیست! اصلاً غیرممکن است خدا متعال یک چیزی را نوشته باشد، بعد شما یک کاری بکنی که آن عوض بشود. مثلاً برای یک کسی یک مقداری سن نوشته، عمر نوشته. مثلاً این شخص ۲۵ سال عمر بکند و بعد هم مثلاً در جاده مشهد در فلان جا تصادف بکند و ماشینش مثلاً واژگون شود و از دنیا برود. از روز اولی که به دنیا آمده، خدا برایش نوشته. در روایت دارد حتی اگر احتیاط هم بکند -با اینکه احتیاط باید کرد، احتیاط شرط عقل است- حتی اگر احتیاط هم بکند قضا و قدر عوض نمیشود. به هر حال خدا نوشته، وظیفهاش است که درست رانندگی کند، حواسش را جمع کند، مراعات کند، ولی هر چقدر هم مراعات کند خدا نوشته، احتیاط قضا و قدر را عوض نمیکند.
یک چیز فقط بر اساس روایات متعدد قضا و قدر را عوض میکند. آن هم چیست؟ دعا. یعنی اصلاً همان لحظه که خدای متعال این را نوشته، همان جایی که نوشته، یک قید زده کنارش که اگر دعا کرد، عوض بشود. یک پاک کن گذاشته بغلش! این چیزها را دیدید؟ "فلاش" دارد توی این گوشیها و تو نرمافزارها و اینها، "بازگشت به قبل"، "کنترل زد"، برمیگردد. خدای متعال یک همچین چیزی گذاشته، این عوض میشود، تغییر پیدا میکند، برمیگردد. دعا همچین چیزی است.
دعا خیلی نعمت عجیب و استثنایی است، خیلی آثار بینظیر و شگفتانگیزی دارد. همین کلماتی که ما به سادگی میگوییم، آثار عجیب دارد.
در زیارت امام رضا علیه السلام در متن بعد از زیارت، یک عبارتی است که مضمون این را ما در روایات فراوانی داریم. آنجا عرض میکند: «و قضائک المبرم الذی تهجبه به ایثر دعا».
"سبحان الله" از این معارف عجیبی که اهل بیت به ما؛ خدایا گاهی تو یک قضا و قدری داری که "مبرم" است. "مبرم" دیدید میگویند مثلاً طرف دزدیاش مبرم است، یعنی دیگر آقا جای برو برگرد ندارد، دیگر قطعی است، برای ما هیچ شکی در آن نیست، این را میگویند "مبرم".
گاهی قضا و قدر خدای متعال هنوز سفت نشده، هنوز تصویب نشده. دیدید مجلس اول یک چیزی را در کمیسیون تخصصی بررسی میکنند، نظر میدهند، رأی هم میآورد، ولی باید بیاید مجلس تصویب بشود. باز مجلس هم که تصویب شد، باید چی بشود؟ شورای نگهبان. تازه بعضی وقتها شورای نگهبان هم میرود فایدهای ندارد، باید برود مجمع تشخیص مصلحت نظام. دیگر آنجا که رفت و تأیید شد، تمام است، دیگر برو برگرد ندارد. قضا و قدر خدا هم شکلی است. گاهی اول یک حکمی هست، ولی هنوز تصویب نشده، هنوز جا دارد، دو سه مرحله دیگر هنوز باید پیش برود. آن مرحله آخر که شبیه این قضیه مجمع تشخیص مصلحت میشود، به آن میگویند "قضا مبرم خدا"، یعنی دیگر آقا جای برو برگرد نیست، تمام شد، تصویب شد، بالا بری، پایین بیایی، همین است.
این را چی شد پس؟ قضای مبرم. توی زیارت امام رضا، توی دعای بعد زیارت چی میگوییم؟ میگوییم: «خدایا! تو یک قضای مبرم داری که صد در صدی است، برو برگرد ندارد، ولی «تهجبه به ایثر دعا» این قضای مبرم را میگذاری کنار. یک وقتهایی کجا؟ کی؟ «به ایثر دعا». نه با دعا! با سادهترین دعا!
قضای مبرم، سادهترین دعا. چقدر تعبیر عجیب است! در حالی که باید بگوییم آقا مثلاً قضا و قدر مرحله اول با سنگینترین دعا، کلی باید التماس کنی که از آن مرحله اول از دستور کار خارج بشود. نه، آنی که مرحله آخر رفته و تصویب شده، با کمترین درخواست «تهجبه به ایثر دعا» حلش میکند، درست میشود.
دیگر برای شما نوشته بودند مثلاً دیگر اگر تصادف کردی، از دنیا نرفتی هم قطع نخاع را باید بشوی. قطع نخاع نشدیم، بالاخره دستت باید بشکند، آقا دستت نشکست، تصادف را که باید بکنی، درست است؟ دیگر آن تصادف، قضای مبرم است، این برو برگرد ندارد. همین هم که برو برگرد ندارد، با «ایثر الدعا» با سادهترین دعا، خدا برش میگرداند. دیدید چی؟ «تهجبه به ایثر دعا». نه با دعاهای سفت و سخت، طولانی، متن عربی، بعد بری بشینی، نمیدانم با وضو، رو به قبله، بالای سر امام رضا، شب قدر، شب جمعه. نه، همین یک لحظه تو دلت میآید، «خدا درستش کن، حلش کن، خدایا به تو سپردم.» میخواهد مسافرت کند، میگوید: «خدایا! تو خودت بلا را از من رفع کن.» همین، حتی عربی هم نمیگوید، حتی به زبان هم نمیآورد، به دلش میگذرد، درخواست میکند تو دلش از خدا. این را میگویند «ایثر الدعا»، سادهترین. دیگر خیلی باید آدم بیعرضه باشد که همینقدر دعا هم انجام ندهد. خیلی باید نامرد باشد.
در یک آیه از قرآن میفرماید: «اگر کسی از سر تکبر دعا نکند، خدا میفرستدش جهنم.» من دارم بهت میگویم آقا هرچی میخواهی بهت میدهم، واسه رویت را آنور میکنی، میگویی نمیخواهم. چقدر دیگر آدم پررو میشود؟ چقدر آدم قلدر میشود؟ بعد خیلی چیزها را که اصلاً گذاشتم، میگویم: «بابا! من اصلاً این را اینجوریاش کردم که تو دعا کنی، فشار و سختی انداختم که دعا کنی، برطرفش کنم.» اصلاً قرار نبوده این فشار را تحمل کنی. قرار بر این بوده که تا این فشار آمد، نالهات بلند شود، درخواستت بلند شود، حلش کنم. این دیگر به خاطر تو است که اینقدر کش پیدا کرده. در روایات متعدد داریم، میفرماید که: «وقتی دعا کم میشود، بلا زیاد میشود. وقتی دعا زیاد باشد، بلا کم میشود.»
بلا که میآید، پیامبر فرمود به یکی از اصحاب، فرمود: «این گرفتاری که داری، به نظرت طولانی است یا زود تمام میشود؟» گفت: «نمیدانم.» حضرت فرمود: «هر چقدر دعایت بهتر باشد، زودتر تمام میشود.»
بعضی سؤال میکنند آقا این گرفتاریهای مملکت کی حل میشود؟ کی قراره درست بشود؟ این ارز و دلار، طلا و سکه، خونه و ماشین، اینها کی قراره درست بشود حاج آقا؟ کی قراره اینها را درست کند؟ شما، ما. این هم افتاد گردن ما! شما چه شکلی با دعا؟ آیا یک دعا کنیم درست میشود؟ مسئولین هم؟ خب نه. آن هم دعا درست نکرد که همچین مسئولینی گیرمان آمده. مسئولین وظیفه دارند، مسئولین نقش دارند. ما اگر خوب اهل دعا بودیم، مسئولینمان، حالا نمیگویم همهشان فاسدند، بیخودند یا هیچ خوبی در آنها نیست. خوبیهایی هم دارند، خوبهایی هم دارند، بالاخره در آنها قالتاق و ناتو و خراب و فاسد و اینها هم هست، انشاءالله که کم باشد. به هر حال گرفتار میکنند مردم را.
خیلی از این مشکلات اگر مسئول درستی باشد، حل میشود. همین "زائرسرایی" که الان در آن هستیم، یکی از آثار ماندگار شهید رئیسی -رضوان الله علیه- است. انشاءالله که روحش با امیرالمؤمنین محشور باشد. چقدر این مرد بزرگ زحمت کشید، خدمت کرد، تلاش کرد. بیمزد، بیمنت، بیچشمداشت، بیتوقع، شبانهروزی، خستگیناپذیر. خب یک همچین مسئولی وقتی میآید، این خدمات و این برکات هم ازش ظاهر میشود. اینها هست، دیگر با هم تفاوت دارند. ولی همینها هم به چی بستگی دارد؟ روزیمان بشود. روزیمان به چی بستگی دارد؟ به اینکه از خدا چطور به دعا بستگی دارد. دعا، دعا. حالا مسئول را خدا با دعا میدهد. این امکانات ظاهری را خدا منوط کرده به اینکه ما بخواهیم ازش.
ظهور امام زمان بیدعا، بدون استغاثه، بدون درخواست مکرر و شدید، نمیشود. در روایت دارد در تفسیر این آیه قرآن، دعای قرآن دارد که خدای متعال عذاب هیچ قومی را برطرف نکرد. یعنی وقتی بنا بود که عذاب نازل شود. خدای متعال فرمود که عذاب دیگر جاری شد، این امتها گرفتار شدند، قوم عاد و ثمود و این اقوامی که در قرآن آمده. یک دانه قوم بود که عذابش حتمی بود، «قضائک المبرم» به قضای مبرم رسیده بود، قطعی بود، تصویب شده بود، تمام. خدا به پیغمبر هم خبر داد که آقا تمام، عذاب دارد میآید. پیغمبر هم گذاشت و رفت از شهر. دیگر عذاب دارد میآید، کار تمام است. ولی لحظه آخر برگشت. کدام قوم بود؟ قوم یونس علیه السلام. قرآن اشاره میکند، میفرماید: «الا قوم یونس». یک قوم بود که عذابش حتمی بود، آمد در روایت دارد تا سر کوهها آمد. لحظه آخر چه کار کردند؟ از آب برداشته، گفتند: «دعا.» یک اهل معنایی بود در آنها که نرفته بود، حضرت یونس رفت. حالا این را چه مصلحتی، برای چی مانده بود، نمیدانیم. در تفسیر قمی این روایت است. این برگشت به مردم گفت: «آقا کارتان تمام است، عذاب دارد میآید. آسمان را نگاه کنید. بیاییم آقا، راه دوری نمیرود، خرجی ندارد. دست بلند کنیم از خدا، به قول ما آدم بشویم.»
بعد یک ترفندی هم زد. این بعضی از این روحانی کاروانها، از این ترفندها بلدند. دیدید مکه میبرند، مثلاً این کاروان میبرند کنار دیوار کلی صحبت میکنند، بعد میگویند خب حالا بیا اینور دیوار کعبه را ببینیم. ملت میزنند زیر گریه. یا مثلاً میخواهند کربلا ببرندشان پشت دیوار مثلاً پخت و پز و میکنند، بعد میآورند اینها. اینها کارهای خوبی است، دل را آماده میکند. دیگر در پرانتز این را بگویم، در روایت دارد که امام باقر علیه السلام فرمودند که: «دعا خواستی بکنی، یکجور دعا کن دلت رقت داشته باشد، یک اشکی داشته باشی.» نمیآید اشکم، مثلاً حالا امثال من یاد گناهان و اینها میافتیم، تازه بدتر هم میشویم. حالا یک کاری کردیم دیگر، حالا خب دیگر چه کار کنم، بدتر هم میشود. بعضی لطیفاند، تا یاد گناه میافتند، شرمنده میشوند، دلشان میشکند، گریه میکنند. «اینجوری اشکم نمیآید، ولی یکسری دوستانم و فامیلام و اینها هستند، از دنیا رفتند. یاد آنها میافتم. اینجوری خوب است گریهام بیاید؟ دعا کنم؟» حضرت فرمود: «همان هم خوب است. همانجوری گریه کن، دعا کن.» آدم یاد مثلاً بچه کوچکش میافتد از دنیا رفته، یاد بابایش میافتد، یاد همسایهاش میافتد، همین هم خوب است. دل هرجور بشکند خوب است، اشک جاری بشود.
این آدم باصفا، این روحانی کاروان، روحانی کاروان حرفهای، گفتش: «نه، خانومها آنور باشند، سمت بچهها نیایند.» این خانومها هم دیدند بچهها دارند گریه میکنند، کمکم اینها هم مضطرب شدند، اشک اینها جاری شد. حالا در روایت داری که حتی بین حیوانات هم این کار را کرد. گوسفندها و گاوها و اینها، اینها را از بچههایشان جدا کرد. اینها همش زمینه رحمت را فراهم میکند. بعد کمکم دیگر آقا صدای شیون از همه بلند شد، آدمیزاد و گاو و گوسفند و همه. این ولی خدا دید فضا اینشکلی شده، دلها آماده است. لحظه آخری که دیگر عذاب داشت میآمد، اینها را کن فیکون، تیکهتیکهشان کند، دست آوردند بالا: «خدایا غلط کردیم.» عذاب رفت از اینها. عذاب رفت.
حضرت یونس گرفتار شد، سبحان الله! داستانهای عجیب غریب. چرا؟ چون همین کار را حضرت یونس میتوانست بکند، نکرد، رفت. هنوز یک قدم دیگر جا داشت، آن تیر آخر را باید میزد، نزد. اینها قرار بود صبح تیکهتیکه زیر آوار، تو دل زمین خوراک مار و مور، ملخ، گور گرگهای بیابان و شیر و درنده بیایند اینها را بخورند جنازههایشان را. شب سر و مر و گنده تو آسایش و رفاه، رحمت خدا. حضرت یونس قرار بود که تنها باقیمانده از این قوم بشود، برود یک جای دیگر زندگی کند. افتاد تو شکم نهنگ، چهل روز تو اعماق دریا. اگر اینها را قرآن نگفته بود، ما فکر میکردیم افسانه است، اصلاً باورمان نمیشد. حضرت یونس را هم خدا با چی نجات داد؟ با دعا، با استغاثه، با تضرع.
برای خدا فرقی نمیکند یونس باشی یا کفار قوم یونس، هر که اهل دعا و ناله و استغاثه باشد، خدا رحمتش را جاری میکند. هر چه آن حاجت بزرگتر و مهمتر، آن طلب و پیگیری و استغاثه شدیدتر. برای امام زمان به یک بار و دو بار استغاثه، به یک شب نیمه شعبان و شب قدر نباید اکتفا کرد. علی الدوام باید دعا کرد، خصوصاً بعد نمازها عزیزان. بعد نماز روایت داریم از امام هادی علیه السلام، البته اصل روایت از امیرالمؤمنین است. بعد نماز شما یک حاجت مستجاب داری. هر نماز واجبی را که بخوانید، یک دعای مستجاب بعدش دارید. اگر میخواهید تیرش خطا نرود، این حاجت مستجاب را نقدش کنید. بعد نماز یک دستور ذکری داریم از امام هادی علیه السلام. البته آن شخصی که این را از امام هادی میشنود، بعد میرود خواب امیرالمؤمنین را میبیند. حضرت در عالم رؤیا بهش توضیح میدهند، میگویند این شکلی دعا کن.
مرحوم آیتالله العظمی بهجت این را زیاد سفارش میکردند. بعد از نماز در سجده، حالا دیگر شما زرنگ باشید، به یک حاجت اکتفا نکنید، همه را جمع کنید. بعد نماز واجب بالا و پایین، سیر تا پیاز، از شیر مرغ تا جان آدمیزاد، هر چی میخواهید بگویید. خدا کریم است، بدش هم نمیآید. امیرالمؤمنین فرمود: «به خدا میخواهی نزدیک بشوی، از خدا چیزی بخواه. به مردم میخواهی نزدیک بشوی، ازشان چیزی نخواه.» این کلام امیرالمؤمنین است. به خدا میخواهی نزدیک بشوی، ازش بخواه. به مردم میخواهی نزدیک بشوی، ازشان نخواه. خدا را هی ازش بخواه: «خدایا اینم میخواهم، آنم میخواهم، آنم میخواهم.» هر چی بیشتر گدایی میکنی، پیش خدا عزیزتر میشوی. پیش مردم ذلیلتر میشود.
بعد نماز شما همه را جمع کنید. از فرج امام زمان و سلامتی حضرت آقا و حفظ این انقلاب تا مشکلات جزئی: «نمیدانم کارت سوختم گم شده یا صاحب الزمان، خدایا پیدا بشود، باز ما نرویم تو صف، شش ماه دیگر بنزین آزاد باید بزنیم.» همه را بخواهید. خدا کریم است. چه جور دعا کنیم؟ در سجده بعد نماز واجب، اینطور: «اللهم به حق من روا و به حق من روی.» خدایا به حق اون کسی که روایت کرد -امام هادی-، به حق اون کسی که ازش روایت شد -البته از امام هادی از پدرشان امام جواد، ایشون از امام رضا، همینجور میآید تا پیغمبر-، سلسله الذهب. «اللهم به حق من روا و به حق من روی عنه» -به حق اون کسی که ازش روایت شد که پیغمبر باشد- «صل علی جماعتهم». به همه اهل بیت صلوات بفرست. شما بفرستید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد.» «صلی علی جماعتهم، و فعل بی فلان برام رقم بزن.» حالا زرنگهاش این جور دعا میکنند: «و فعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله.» هر چی تو اهل هر چی به اونی که اهلیت منه، نه به اونی که اهلیت خودته. این یک حاجتتونین، همینجوری. «و فعل بی». بعدش به فارسی «خدایا فرج امام زمان را برسان.» و همینجور تکتک دعا کنیم.
حالا آدمی که روزی پنج بار اینشکلی دعا کند، چه میشود؟ سنگ آب میشود. یک بار دعا کنی به «ایثر دعا»، بزرگترین چیزهایی که خدا تصویب کرده، عوض میشود. حالا به جای اینکه یک نفر دعا کند، ۵۰ میلیون نفر اینشکلی دعا کنند چه میشود؟ ۵۰ میلیون نفر هر روز بعد هر نماز با این قسم دادن تو سجده دعا کنند، اینقدر دیگر طولانی نمیشود، اینقدر دیگر گرفتار نمیشویم، هی گرفتاری پشت گرفتاری نمیشود، زود تمام میشود، حل میشود. ولی فرمود: «دعا نکنید، میروید مرحله بعدی، سختتر میشود. مرحله بعدی سختتر میشود، اینقدر میروید تا سرتان بخورد به تا، نالهها بلند شود.»
یکی از چیزهایی هم که خیلی خوب است، این دعاست، میگویم و عرضم را تمام میکنم. غروب جمعه که الان باشد، این دعا را بزرگان سفارش کردند. من از چند نفر از بزرگان اینجا مطلب را آوردم. مرحوم آیتالله میرزا محمدتقی موسوی اصفهانی در مکیال المکارم از مرحوم ملا محمد باقر فشارکی از ایشان نقل میکند. مرحوم آیتالله شیخ نصرالله شاه آبادی از پدرش آیتالله شاه آبادی بزرگ نقل میکند. حضرت امام -رضوان الله علیه- در درس اخلاق میفرمودند. برخی بزرگان دیگر، آیتالله خسروشاهی، سید ابراهیم و برخی از بزرگانی هم که در قید حیات به این سفارش میکردند. عصر جمعه هفت بار این جمله گفته میشود، ساده است.
بعضی بزرگان مقید بودند. آیتالله شیخ نصرالله شاه آبادی میفرمایند: «بچه بودم، داشتم تو حیاط بازی میکردم. پدرم آیتالله شاه آبادی بزرگ، استاد امام، منو خواست، گفت: بیا اینجا بازی میکنی؟ گفتم: آره. گفت: خسته شدی؟ گفتم: نه. گفت: پس این هفت جمله را بگو، برو بازیتو کن.» میخواست ایشان از این دعای عصر جمعه محروم نشود. «از آنجا تا آخر، این دعا فراموشم نشد. عصر جمعه دیگر از دست ندادم این را.»
البته چند مدل نقل کردند. یکیشو میگویم که ساده باشد و حفظ کردنش سخت نباشد، همه بتوانند انجام بدهیم. یک خط است. از این یک خط هم، نصفه اولش صلوات است، نصفه آخرش صلوات است. اولش یک صلوات، آخرش یک صلوات. وسط «اللهم صل علی محمد و آل محمد» این که هیچی، راحت. آن یک جملهاش این است: «اللهم دفع ان». کلمه کلمه میگویم اگر کسی میخواهد یادداشت بکند یا حفظ بکند یا تو گوشیاش ذخیره بکند، ضبط بکند. از آنی که حال دارد و دوست دارد. بعضیها هم هستند خیلی برایشان فرقی نمیکند، بشنوند، نشنوند، بدانند، ندانند، خیلی فرقی نمیکند. بعضیها هستند نه، فرق میکند برایشان، اهل عملند، خاصیتش را هم میبینند انشاءالله. «اللهم ادفع انا البلاء». اینها اگر سر هم بیاد، میشود: «اللهم ادفع انا البلاء المبرم من السماء.» خدایا! اون قضا و قدری که حتمی شده از آسمان بیاید، اونو از ما دفع کن. فارسیاش هم شاید خاصیت داشته باشد، ولی اصلش این عربیاش است که هفت بار. پس اول یک صلوات، بعدش: «اللهم ادفع انا البلاء المبرم من السماء انک علی کل شیء قدیر.» آخرش هم دوباره «اللهم صل علی محمد و آل محمد.»
یک بار با هم بخوانیم، هفت بارش با خودتان: «اللهم صل علی محمد و آل محمد.»
«اللهم ادفع انا البلاء المبرم من السماء انک علی کل شیء قدیر.»
«اللهم صل علی محمد و آل محمد.»
یک صلوات بفرستید.
اللهم صل علی.
یک چند تا دعا کنیم. در مورد دعا صحبت کردیم، عصر جمعه است، وقت استجابت دعاست. حالا این روایت را هم بگویم: حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند، پدرم رسول الله به من فرمود: «فاطمه جان! یک ساعت در هفته که تو آن ساعت بندهای از خدای متعال چیزی نمیخواهد، مگر اینکه خدا برایش اجابت میکند.» انقدر آن ساعت، ساعت فوق العادهای است. آن چه ساعتی است؟ فرمود: «وقتی که نصف خورشید غروب میکند، عصر جمعه میشود.» همین الانی که من و شما درش هستیم. خورشید پایین میرود، همین که خورشید پایین میآید، تقریباً شما بگویید یک ساعت، مثلاً یک ساعت، یک ساعت و نیم به اذان مغرب، اینجا وقت استجابت دعاست.
این دعاها را آدم بعضی بودند، میگفتند ما دعاهای هفتهمان را جمع میکنیم. حالا نه اینکه تو هفته دعا نمیکنیم، ولی برای اینکه دیگر مطمئن بشویم به اجابتش، میگذاریم عصر جمعه، غروب جمعه، آنجا انجام میدهیم. یکی از چیزهایی که خیلی خوب است برای غروب جمعه، این صلوات ضراب اصفهانی است که از خود امام زمان رسیده. این صلوات را امام زمان یاد داد، بخوانید. خصوصاً عصر جمعه. وقتهای دیگر هم میشود. عصر جمعه آدم این صلوات ضراب را انشاءالله ترک نکند. اینها دیگر چیزهایی است که باید تو فرهنگ ما باب بشود، باید یک جوری تو زندگیهامان باشد. بچههایمان از رفتار ما اینها را یاد بگیرند، بدانند عصر جمعه که شد دیگر وقت دعاست. پدرم، مادرم دیگر این یک ساعت مشغول دعاست. مشغول دعای سمات که ما به اشتباه میگوییم دعای سمات، مشغول دعای سمات، مشغول صلوات ضراب.
بعد در روایت دارد حضرت زهرا سلام الله علیها یک غلامی داشتند، این را میفرستادند بالا پشت بام روز جمعه، «آسمان را نگاه میکنی، به محض اینکه خورشید آمد پایین، به من خبر میدهی. میخواهم شروع کنم دعا را. پدرم به من وعده داده تو این ساعت کسی دعا کند ردخور ندارد.» نمیگذاشتند از دستشان در برود. حضرت زهرا سلام الله علیها با اینکه حضرت زهرا مستجاب الدعوه است، نه نیاز به ساعت دارد، نه نیاز به جمعه دارد، نه نیاز به غروب دارد. هر وقتی، هر جوری از خدا بخواهد، خدا اجابت میکند. میخواهد به ما یاد بدهد، قدر این ساعتها و این وقتها و اینها را بدانیم. بدانیم این ساعت با بقیه ساعتها فرق میکند، اثرش با بقیه وقتها فرق میکند. اینها برای ما سبک زندگی بشود، اینجوری زندگی کنیم. قدر بدانیم این فرصتها را. استفاده کنیم از این وقتها و این فرصتها، خصوصاً عصر جمعه. چون روز جمعه متعلق به امام زمانه، روز امام زمان. دیگر هر امامی روزی دارد. روز شنبه مال پیغمبره، روز یکشنبه مال امیرالمؤمنینه و حالا حضرت زهرا سلام الله. روز دوشنبه امام حسن، امام حسین. روز سهشنبه امام سجاد، امام باقر، امام صادق. به ترتیب هم هست، یکشنبه یک امام، دوشنبه دو امام، سهشنبه سه امام، چهارشنبه چهار تا امام: امام کاظم، امام رضا، امام جواد، امام هادی. روز پنجشنبه دوباره یک امام میشود، امام عسگری. روز جمعه روز امام زمان.
یعنی چی روز امام زمان؟ تو زیارتش میگوییم: «روزی است که ما امروز مهمان شما هستیم.» یعنی همه خلایق امروز از سر سفره صاحب آن روز روزی میخورند. روز جمعه روز امام زمان. همه مهمان امام زمان. حالا شما روز جمعهای که مهمان امام زمانی، سر سفره امام زمانی، غروب جمعه که وقت استجابت دعاست، آن را بگذار برای دعا برای سفره صاحبخانه. چه بشود! ها! خیلی قشنگ میشود. بعد وقتی استجابت دعا، غروب جمعه، امام زمان برای شما دعا میکند، خیلی قشنگ میشود. خوش به حال اونی که امام زمان دعاباشه.
خدایا! به حق قلب نازنین امام زمان، در فرج آقامون تعجیل بفرما. قلب نازنینش از ما راضی بفرما. عمر ما نوکری حضرتش قرار بده. نسل ما نوکران حضرتش قرار بده. خدایا! غروب جمعه است. اموات علما، شهدا، فقها، امام راحل، حقوق ذوی الارحام، ملتمسین دعا، به برکت این ساعت، به برکت این دقایق، همهشان سر سفره امام زمان مهمان. خدایا! شر دشمنامون را به خودشون برگردان. آمریکا و اسرائیل را نیست و نابود. رهبر عزیزمون حفظ و نصرت عنایت بفرما. رزمندگان اسلام غلبه و فتح و نصرت نصیبشان بفرما. خدایا! بیماران اسلام به فضل و کرمت شفای عاجل و کامل عنایت بفرما. گرفتاری مسلمین، شیعیان امیرالمؤمنین، در این شب میلاد امیرالمؤمنین، با آبروی امیرالمؤمنین رفع بفرما. دنیا و آخرت شیعیان امیرالمؤمنین آباد بفرما. هر چه گفتیم صلاح ما بود، هر چه نگفتیم صلاح ما میدانی برای ما رقم بزن.
"بانبی و آله". رحم الله من قرا الفاتحة مع الصلوات.
------------------------------------------------------
منابع:
[آیه قرآن] سوره غافر، آیه ۶۰ — «...إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ» (در حقيقت، كسانى كه از پرستش من كبر میورزند، به زودى با خوارى در دوزخ درمیآيند).
[حدیث/روایت] در روایات متعدد آمده است که دعا قضا و قدر الهی را تغییر میدهد، در حالی که حتی احتیاط کردن نیز نمیتواند قضا و قدر را عوض کند. (الکافي، جلد۲، صفحه۴۷۰))
[حدیث/روایت] در دعای بعد از زیارت امام رضا (ع) آمده است: «وَ قَضائِکَ الْمُبْرَمَ الَّذی تَحْجُبُهُ بِأَیْسَرِ الدُّعاءِ» (و قضای حتمی تو که آن را با سادهترین دعاها باز میداری). (بحار الأنوار، ج۹۹، ص۵۲).
[حدیث/روایت] در روایات متعدد آمده است که «وقتی دعا کم میشود، بلا زیاد میشود و وقتی دعا زیاد باشد، بلا کم میشود.» ( الدعوات (للراوندی)، ص20، بحار الأنوار، ج90، ص300)
[داستان/حکایت تاریخی] پیامبر اکرم (ص) به یکی از اصحاب خود فرمودند که هر قدر دعایش بهتر باشد، گرفتاریاش زودتر تمام میشود. (مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل , جلد۵ , صفحه۱۸۲)
[داستان/حکایت تاریخی] قوم حضرت یونس (ع) تنها قومی بودند که عذاب حتمی و قطعی الهی، در لحظه آخر به واسطه دعا و تضرع دستهجمعی از آنها برداشته شد. (مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۴ ص۳۷۹ به بعد.)
[داستان/حکایت تاریخی] یک روحانی در میان قوم یونس، برای آماده کردن دلهای مردم جهت دعا، دستور داد تا مادران را از فرزندانشان و حتی حیوانات را از بچههایشان جدا کنند تا صدای ناله و شیون بلند شود. ( بحرانی، سیدهاشم، تفسیر برهان، ج۴، ص۳۵ـ۳۷.)
[حدیث/روایت] امام باقر (ع) فرمودند که برای استجابت دعا، بهتر است با دلی رقیق و اشکی در چشم دعا کرد و اگر گریه نمیآید، یادآوری نزدیکان از دنیا رفته نیز برای شکستن دل خوب است. ( الكافي : ج 2 ص 483 ح 10)
[داستان/حکایت تاریخی] حضرت یونس (ع) چون قوم خود را پیش از دعا کردن ترک کرده بود، چهل روز در شکم نهنگ گرفتار شد و با دعا و استغاثه نجات یافت. (ابن مستوفی، مبارک بن احمد، تاریخ اربل، عراق، دارالرشید للنشر، چاپ اول، ۱۹۸۰م.)
[حدیث/روایت] دعایی که پس از نمازهای واجب جهت استجابت حاجات سفارش شده است: «اللَّهُمَّ بِحَقِّ مَنْ رَوَاهُ وَ بِحَقِّ مَنْ رُوِیَ عَنْهُ، صَلِّ عَلَی جَمَاعَتِهِمْ، وَ افْعَلْ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ لَا تَفْعَلْ بِی مَا أَنَا أَهْلُهُ».
(کشف المحجة لثمرة المهجة , جلد۱ , صفحه۲۱۸).
[حدیث/روایت] دعایی که خواندن آن هفت مرتبه در عصر جمعه سفارش شده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنَّا الْبَلَاءَ الْمُبْرَمَ مِنَ السَّمَاءِ إِنَّكَ عَلَی كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.» (الخصال , جلد۲ , صفحه۶۱۰ ).
[حدیث/روایت] حضرت زهرا (س) از پدرشان رسولالله (ص) نقل میکنند که در روز جمعه ساعتی است که هر دعایی در آن مستجاب میشود و آن ساعت، هنگام غروب کردن نیمی از خورشید است. (دلائل الإمامة: ص 71، س 16، معانى الأخبار: ص 399، ضمن ح 9) .
[داستان/حکایت تاریخی] حضرت زهرا (س) در روز جمعه، غلام خود را به بالای پشت بام میفرستادند تا زمان دقیق غروب خورشید را برای شروع دعا به ایشان خبر دهد. (معانى الاخبار: ص 399، ضمن ح 9.)
[حدیث/روایت] هر روز از هفته متعلق به یکی از معصومین است: شنبه روز پیامبر (ص)، یکشنبه روز امیرالمؤمنین (ع) و حضرت زهرا (س)، و روز جمعه روز امام زمان (عج) است. (جمال الأسبوع، السید ابن طاووس، ص٣٦)
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله طیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری ولل عقدة من لسانی یفقهوا.
تبریک عرض میکنم میلاد امیرالمؤمنین صلوات الله و سلام علیه را خدمت برادران و خواهران عزیزمون و به طور خاص روز مرد و روز پدر را. برادران عزیزی که در جلسه حضور دارید، مجلس، مجلس دعا و استغاثه است. یکی از کارهای خوبی که به لطف خدا چند وقتی است انجام میشود و باب شده در سراسر کشور، همین مجلس استغاثه عصر جمعه است. هم موضوع، موضوع خیلی عالی و هم زمان، زمانه خیلی خوب. عصر جمعه وقت استجابت دعاست، از آن ساعات خاص برای عنایت و تفضل خدای متعال. موضوع هم استغاثه به درگاه الهی است برای فرج امام زمان. هر کدام از اینها در تنهایی نقطهای بسیار عالی هستند. این دو تا با همدیگر جمع میشود.
یک جمعی هم میان همین که یک جماعتی مؤمن دور هم جمع می شوند این هم رحمت خدا را جاری میکند. وقتی یک تعدادی مؤمن برای خدا دور هم جمع میشوند، خود همین حضورشان دور همدیگر رحمت جاری میشود، حاجاتشان برآورده میشود. خصوصاً که برای ذکر اهل بیت باشد، برای دعا باشد، برای استغاثه باشد. خصوصاً که حاجت شخصی هم نداشته باشند، جمع نشدند که بگویند مثلاً خدایا آب میخواهیم، نان میخواهیم، مرغ ارزان میخواهیم، گوشت ارزان میخواهیم. البته اشکالی هم ندارد آدم اینها را از خدا بخواهد. هم از مسئولینمان میخواهیم که خوب کار کنند، درست کار کنند، به داد مردم برسند، هم از خدای متعال میخواهیم که رحمتش را جاری کند. ما در همه این زمینهها نیاز داریم، محتاجیم به کمک خدا. ولی موضوع این جلسهای که شما دور هم جمع میشوید، دعا برای فرج است. این خیلی چیز باارزشی است، این خیلی اهمیت دارد.
شما وقتی برای فرج امام زمان -ارواحنا فداه- دعا میکنید، آن وقت امام زمان برای فرج شما دعا میکند. دیگر مشکلاتتان را حضرت از خدا میخواهد که برطرف بشود، حل بشود. بهترین کار دعا، آن هم در بهترین زمان که عصر جمعه باشد، برای بهترین موضوع که فرج امام زمان باشد، برای بهترین شخص که وجود نازنین حضرت حجت بن الحسن باشد، که حالا الان مصادف شده با شب میلاد. یعنی در ساعاتی هستیم که داریم وارد میلاد امیرالمؤمنین علیه السلام میشویم. در ماه رجب جزو بهترین ماهها، بهترین ساعتهاست.
خیلی این کنار همدیگر جمع شدنش امیدبخش و نویدبخش است. مژده میدهد به آدم که انشاءالله خدای متعال قراره رحمتش را جاری کند. من چند تا روایت میخواهم در این زمینه برایتان بخوانم. روایتهای خیلی جالبی است و خصوصاً امروز ما خیلی به شنیدن این روایات نیاز داریم. ما روایات فراوانی در مورد دعا داریم که دعا مشکلات را برطرف میکند، قضا و قدر خدای متعال را هم عوض میکند. میدانید تعویض قضا و قدر شوخی نیست! اصلاً غیرممکن است خدا متعال یک چیزی را نوشته باشد، بعد شما یک کاری بکنی که آن عوض بشود. مثلاً برای یک کسی یک مقداری سن نوشته، عمر نوشته. مثلاً این شخص ۲۵ سال عمر بکند و بعد هم مثلاً در جاده مشهد در فلان جا تصادف بکند و ماشینش مثلاً واژگون شود و از دنیا برود. از روز اولی که به دنیا آمده، خدا برایش نوشته. در روایت دارد حتی اگر احتیاط هم بکند -با اینکه احتیاط باید کرد، احتیاط شرط عقل است- حتی اگر احتیاط هم بکند قضا و قدر عوض نمیشود. به هر حال خدا نوشته، وظیفهاش است که درست رانندگی کند، حواسش را جمع کند، مراعات کند، ولی هر چقدر هم مراعات کند خدا نوشته، احتیاط قضا و قدر را عوض نمیکند.
یک چیز فقط بر اساس روایات متعدد قضا و قدر را عوض میکند. آن هم چیست؟ دعا. یعنی اصلاً همان لحظه که خدای متعال این را نوشته، همان جایی که نوشته، یک قید زده کنارش که اگر دعا کرد، عوض بشود. یک پاک کن گذاشته بغلش! این چیزها را دیدید؟ "فلاش" دارد توی این گوشیها و تو نرمافزارها و اینها، "بازگشت به قبل"، "کنترل زد"، برمیگردد. خدای متعال یک همچین چیزی گذاشته، این عوض میشود، تغییر پیدا میکند، برمیگردد. دعا همچین چیزی است.
دعا خیلی نعمت عجیب و استثنایی است، خیلی آثار بینظیر و شگفتانگیزی دارد. همین کلماتی که ما به سادگی میگوییم، آثار عجیب دارد.
در زیارت امام رضا علیه السلام در متن بعد از زیارت، یک عبارتی است که مضمون این را ما در روایات فراوانی داریم. آنجا عرض میکند: «و قضائک المبرم الذی تهجبه به ایثر دعا».
"سبحان الله" از این معارف عجیبی که اهل بیت به ما؛ خدایا گاهی تو یک قضا و قدری داری که "مبرم" است. "مبرم" دیدید میگویند مثلاً طرف دزدیاش مبرم است، یعنی دیگر آقا جای برو برگرد ندارد، دیگر قطعی است، برای ما هیچ شکی در آن نیست، این را میگویند "مبرم".
گاهی قضا و قدر خدای متعال هنوز سفت نشده، هنوز تصویب نشده. دیدید مجلس اول یک چیزی را در کمیسیون تخصصی بررسی میکنند، نظر میدهند، رأی هم میآورد، ولی باید بیاید مجلس تصویب بشود. باز مجلس هم که تصویب شد، باید چی بشود؟ شورای نگهبان. تازه بعضی وقتها شورای نگهبان هم میرود فایدهای ندارد، باید برود مجمع تشخیص مصلحت نظام. دیگر آنجا که رفت و تأیید شد، تمام است، دیگر برو برگرد ندارد. قضا و قدر خدا هم شکلی است. گاهی اول یک حکمی هست، ولی هنوز تصویب نشده، هنوز جا دارد، دو سه مرحله دیگر هنوز باید پیش برود. آن مرحله آخر که شبیه این قضیه مجمع تشخیص مصلحت میشود، به آن میگویند "قضا مبرم خدا"، یعنی دیگر آقا جای برو برگرد نیست، تمام شد، تصویب شد، بالا بری، پایین بیایی، همین است.
این را چی شد پس؟ قضای مبرم. توی زیارت امام رضا، توی دعای بعد زیارت چی میگوییم؟ میگوییم: «خدایا! تو یک قضای مبرم داری که صد در صدی است، برو برگرد ندارد، ولی «تهجبه به ایثر دعا» این قضای مبرم را میگذاری کنار. یک وقتهایی کجا؟ کی؟ «به ایثر دعا». نه با دعا! با سادهترین دعا!
قضای مبرم، سادهترین دعا. چقدر تعبیر عجیب است! در حالی که باید بگوییم آقا مثلاً قضا و قدر مرحله اول با سنگینترین دعا، کلی باید التماس کنی که از آن مرحله اول از دستور کار خارج بشود. نه، آنی که مرحله آخر رفته و تصویب شده، با کمترین درخواست «تهجبه به ایثر دعا» حلش میکند، درست میشود.
دیگر برای شما نوشته بودند مثلاً دیگر اگر تصادف کردی، از دنیا نرفتی هم قطع نخاع را باید بشوی. قطع نخاع نشدیم، بالاخره دستت باید بشکند، آقا دستت نشکست، تصادف را که باید بکنی، درست است؟ دیگر آن تصادف، قضای مبرم است، این برو برگرد ندارد. همین هم که برو برگرد ندارد، با «ایثر الدعا» با سادهترین دعا، خدا برش میگرداند. دیدید چی؟ «تهجبه به ایثر دعا». نه با دعاهای سفت و سخت، طولانی، متن عربی، بعد بری بشینی، نمیدانم با وضو، رو به قبله، بالای سر امام رضا، شب قدر، شب جمعه. نه، همین یک لحظه تو دلت میآید، «خدا درستش کن، حلش کن، خدایا به تو سپردم.» میخواهد مسافرت کند، میگوید: «خدایا! تو خودت بلا را از من رفع کن.» همین، حتی عربی هم نمیگوید، حتی به زبان هم نمیآورد، به دلش میگذرد، درخواست میکند تو دلش از خدا. این را میگویند «ایثر الدعا»، سادهترین. دیگر خیلی باید آدم بیعرضه باشد که همینقدر دعا هم انجام ندهد. خیلی باید نامرد باشد.
در یک آیه از قرآن میفرماید: «اگر کسی از سر تکبر دعا نکند، خدا میفرستدش جهنم.» من دارم بهت میگویم آقا هرچی میخواهی بهت میدهم، واسه رویت را آنور میکنی، میگویی نمیخواهم. چقدر دیگر آدم پررو میشود؟ چقدر آدم قلدر میشود؟ بعد خیلی چیزها را که اصلاً گذاشتم، میگویم: «بابا! من اصلاً این را اینجوریاش کردم که تو دعا کنی، فشار و سختی انداختم که دعا کنی، برطرفش کنم.» اصلاً قرار نبوده این فشار را تحمل کنی. قرار بر این بوده که تا این فشار آمد، نالهات بلند شود، درخواستت بلند شود، حلش کنم. این دیگر به خاطر تو است که اینقدر کش پیدا کرده. در روایات متعدد داریم، میفرماید که: «وقتی دعا کم میشود، بلا زیاد میشود. وقتی دعا زیاد باشد، بلا کم میشود.»
بلا که میآید، پیامبر فرمود به یکی از اصحاب، فرمود: «این گرفتاری که داری، به نظرت طولانی است یا زود تمام میشود؟» گفت: «نمیدانم.» حضرت فرمود: «هر چقدر دعایت بهتر باشد، زودتر تمام میشود.»
بعضی سؤال میکنند آقا این گرفتاریهای مملکت کی حل میشود؟ کی قراره درست بشود؟ این ارز و دلار، طلا و سکه، خونه و ماشین، اینها کی قراره درست بشود حاج آقا؟ کی قراره اینها را درست کند؟ شما، ما. این هم افتاد گردن ما! شما چه شکلی با دعا؟ آیا یک دعا کنیم درست میشود؟ مسئولین هم؟ خب نه. آن هم دعا درست نکرد که همچین مسئولینی گیرمان آمده. مسئولین وظیفه دارند، مسئولین نقش دارند. ما اگر خوب اهل دعا بودیم، مسئولینمان، حالا نمیگویم همهشان فاسدند، بیخودند یا هیچ خوبی در آنها نیست. خوبیهایی هم دارند، خوبهایی هم دارند، بالاخره در آنها قالتاق و ناتو و خراب و فاسد و اینها هم هست، انشاءالله که کم باشد. به هر حال گرفتار میکنند مردم را.
خیلی از این مشکلات اگر مسئول درستی باشد، حل میشود. همین "زائرسرایی" که الان در آن هستیم، یکی از آثار ماندگار شهید رئیسی -رضوان الله علیه- است. انشاءالله که روحش با امیرالمؤمنین محشور باشد. چقدر این مرد بزرگ زحمت کشید، خدمت کرد، تلاش کرد. بیمزد، بیمنت، بیچشمداشت، بیتوقع، شبانهروزی، خستگیناپذیر. خب یک همچین مسئولی وقتی میآید، این خدمات و این برکات هم ازش ظاهر میشود. اینها هست، دیگر با هم تفاوت دارند. ولی همینها هم به چی بستگی دارد؟ روزیمان بشود. روزیمان به چی بستگی دارد؟ به اینکه از خدا چطور به دعا بستگی دارد. دعا، دعا. حالا مسئول را خدا با دعا میدهد. این امکانات ظاهری را خدا منوط کرده به اینکه ما بخواهیم ازش.
ظهور امام زمان بیدعا، بدون استغاثه، بدون درخواست مکرر و شدید، نمیشود. در روایت دارد در تفسیر این آیه قرآن، دعای قرآن دارد که خدای متعال عذاب هیچ قومی را برطرف نکرد. یعنی وقتی بنا بود که عذاب نازل شود. خدای متعال فرمود که عذاب دیگر جاری شد، این امتها گرفتار شدند، قوم عاد و ثمود و این اقوامی که در قرآن آمده. یک دانه قوم بود که عذابش حتمی بود، «قضائک المبرم» به قضای مبرم رسیده بود، قطعی بود، تصویب شده بود، تمام. خدا به پیغمبر هم خبر داد که آقا تمام، عذاب دارد میآید. پیغمبر هم گذاشت و رفت از شهر. دیگر عذاب دارد میآید، کار تمام است. ولی لحظه آخر برگشت. کدام قوم بود؟ قوم یونس علیه السلام. قرآن اشاره میکند، میفرماید: «الا قوم یونس». یک قوم بود که عذابش حتمی بود، آمد در روایت دارد تا سر کوهها آمد. لحظه آخر چه کار کردند؟ از آب برداشته، گفتند: «دعا.» یک اهل معنایی بود در آنها که نرفته بود، حضرت یونس رفت. حالا این را چه مصلحتی، برای چی مانده بود، نمیدانیم. در تفسیر قمی این روایت است. این برگشت به مردم گفت: «آقا کارتان تمام است، عذاب دارد میآید. آسمان را نگاه کنید. بیاییم آقا، راه دوری نمیرود، خرجی ندارد. دست بلند کنیم از خدا، به قول ما آدم بشویم.»
بعد یک ترفندی هم زد. این بعضی از این روحانی کاروانها، از این ترفندها بلدند. دیدید مکه میبرند، مثلاً این کاروان میبرند کنار دیوار کلی صحبت میکنند، بعد میگویند خب حالا بیا اینور دیوار کعبه را ببینیم. ملت میزنند زیر گریه. یا مثلاً میخواهند کربلا ببرندشان پشت دیوار مثلاً پخت و پز و میکنند، بعد میآورند اینها. اینها کارهای خوبی است، دل را آماده میکند. دیگر در پرانتز این را بگویم، در روایت دارد که امام باقر علیه السلام فرمودند که: «دعا خواستی بکنی، یکجور دعا کن دلت رقت داشته باشد، یک اشکی داشته باشی.» نمیآید اشکم، مثلاً حالا امثال من یاد گناهان و اینها میافتیم، تازه بدتر هم میشویم. حالا یک کاری کردیم دیگر، حالا خب دیگر چه کار کنم، بدتر هم میشود. بعضی لطیفاند، تا یاد گناه میافتند، شرمنده میشوند، دلشان میشکند، گریه میکنند. «اینجوری اشکم نمیآید، ولی یکسری دوستانم و فامیلام و اینها هستند، از دنیا رفتند. یاد آنها میافتم. اینجوری خوب است گریهام بیاید؟ دعا کنم؟» حضرت فرمود: «همان هم خوب است. همانجوری گریه کن، دعا کن.» آدم یاد مثلاً بچه کوچکش میافتد از دنیا رفته، یاد بابایش میافتد، یاد همسایهاش میافتد، همین هم خوب است. دل هرجور بشکند خوب است، اشک جاری بشود.
این آدم باصفا، این روحانی کاروان، روحانی کاروان حرفهای، گفتش: «نه، خانومها آنور باشند، سمت بچهها نیایند.» این خانومها هم دیدند بچهها دارند گریه میکنند، کمکم اینها هم مضطرب شدند، اشک اینها جاری شد. حالا در روایت داری که حتی بین حیوانات هم این کار را کرد. گوسفندها و گاوها و اینها، اینها را از بچههایشان جدا کرد. اینها همش زمینه رحمت را فراهم میکند. بعد کمکم دیگر آقا صدای شیون از همه بلند شد، آدمیزاد و گاو و گوسفند و همه. این ولی خدا دید فضا اینشکلی شده، دلها آماده است. لحظه آخری که دیگر عذاب داشت میآمد، اینها را کن فیکون، تیکهتیکهشان کند، دست آوردند بالا: «خدایا غلط کردیم.» عذاب رفت از اینها. عذاب رفت.
حضرت یونس گرفتار شد، سبحان الله! داستانهای عجیب غریب. چرا؟ چون همین کار را حضرت یونس میتوانست بکند، نکرد، رفت. هنوز یک قدم دیگر جا داشت، آن تیر آخر را باید میزد، نزد. اینها قرار بود صبح تیکهتیکه زیر آوار، تو دل زمین خوراک مار و مور، ملخ، گور گرگهای بیابان و شیر و درنده بیایند اینها را بخورند جنازههایشان را. شب سر و مر و گنده تو آسایش و رفاه، رحمت خدا. حضرت یونس قرار بود که تنها باقیمانده از این قوم بشود، برود یک جای دیگر زندگی کند. افتاد تو شکم نهنگ، چهل روز تو اعماق دریا. اگر اینها را قرآن نگفته بود، ما فکر میکردیم افسانه است، اصلاً باورمان نمیشد. حضرت یونس را هم خدا با چی نجات داد؟ با دعا، با استغاثه، با تضرع.
برای خدا فرقی نمیکند یونس باشی یا کفار قوم یونس، هر که اهل دعا و ناله و استغاثه باشد، خدا رحمتش را جاری میکند. هر چه آن حاجت بزرگتر و مهمتر، آن طلب و پیگیری و استغاثه شدیدتر. برای امام زمان به یک بار و دو بار استغاثه، به یک شب نیمه شعبان و شب قدر نباید اکتفا کرد. علی الدوام باید دعا کرد، خصوصاً بعد نمازها عزیزان. بعد نماز روایت داریم از امام هادی علیه السلام، البته اصل روایت از امیرالمؤمنین است. بعد نماز شما یک حاجت مستجاب داری. هر نماز واجبی را که بخوانید، یک دعای مستجاب بعدش دارید. اگر میخواهید تیرش خطا نرود، این حاجت مستجاب را نقدش کنید. بعد نماز یک دستور ذکری داریم از امام هادی علیه السلام. البته آن شخصی که این را از امام هادی میشنود، بعد میرود خواب امیرالمؤمنین را میبیند. حضرت در عالم رؤیا بهش توضیح میدهند، میگویند این شکلی دعا کن.
مرحوم آیتالله العظمی بهجت این را زیاد سفارش میکردند. بعد از نماز در سجده، حالا دیگر شما زرنگ باشید، به یک حاجت اکتفا نکنید، همه را جمع کنید. بعد نماز واجب بالا و پایین، سیر تا پیاز، از شیر مرغ تا جان آدمیزاد، هر چی میخواهید بگویید. خدا کریم است، بدش هم نمیآید. امیرالمؤمنین فرمود: «به خدا میخواهی نزدیک بشوی، از خدا چیزی بخواه. به مردم میخواهی نزدیک بشوی، ازشان چیزی نخواه.» این کلام امیرالمؤمنین است. به خدا میخواهی نزدیک بشوی، ازش بخواه. به مردم میخواهی نزدیک بشوی، ازشان نخواه. خدا را هی ازش بخواه: «خدایا اینم میخواهم، آنم میخواهم، آنم میخواهم.» هر چی بیشتر گدایی میکنی، پیش خدا عزیزتر میشوی. پیش مردم ذلیلتر میشود.
بعد نماز شما همه را جمع کنید. از فرج امام زمان و سلامتی حضرت آقا و حفظ این انقلاب تا مشکلات جزئی: «نمیدانم کارت سوختم گم شده یا صاحب الزمان، خدایا پیدا بشود، باز ما نرویم تو صف، شش ماه دیگر بنزین آزاد باید بزنیم.» همه را بخواهید. خدا کریم است. چه جور دعا کنیم؟ در سجده بعد نماز واجب، اینطور: «اللهم به حق من روا و به حق من روی.» خدایا به حق اون کسی که روایت کرد -امام هادی-، به حق اون کسی که ازش روایت شد -البته از امام هادی از پدرشان امام جواد، ایشون از امام رضا، همینجور میآید تا پیغمبر-، سلسله الذهب. «اللهم به حق من روا و به حق من روی عنه» -به حق اون کسی که ازش روایت شد که پیغمبر باشد- «صل علی جماعتهم». به همه اهل بیت صلوات بفرست. شما بفرستید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد.» «صلی علی جماعتهم، و فعل بی فلان برام رقم بزن.» حالا زرنگهاش این جور دعا میکنند: «و فعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله.» هر چی تو اهل هر چی به اونی که اهلیت منه، نه به اونی که اهلیت خودته. این یک حاجتتونین، همینجوری. «و فعل بی». بعدش به فارسی «خدایا فرج امام زمان را برسان.» و همینجور تکتک دعا کنیم.
حالا آدمی که روزی پنج بار اینشکلی دعا کند، چه میشود؟ سنگ آب میشود. یک بار دعا کنی به «ایثر دعا»، بزرگترین چیزهایی که خدا تصویب کرده، عوض میشود. حالا به جای اینکه یک نفر دعا کند، ۵۰ میلیون نفر اینشکلی دعا کنند چه میشود؟ ۵۰ میلیون نفر هر روز بعد هر نماز با این قسم دادن تو سجده دعا کنند، اینقدر دیگر طولانی نمیشود، اینقدر دیگر گرفتار نمیشویم، هی گرفتاری پشت گرفتاری نمیشود، زود تمام میشود، حل میشود. ولی فرمود: «دعا نکنید، میروید مرحله بعدی، سختتر میشود. مرحله بعدی سختتر میشود، اینقدر میروید تا سرتان بخورد به تا، نالهها بلند شود.»
یکی از چیزهایی هم که خیلی خوب است، این دعاست، میگویم و عرضم را تمام میکنم. غروب جمعه که الان باشد، این دعا را بزرگان سفارش کردند. من از چند نفر از بزرگان اینجا مطلب را آوردم. مرحوم آیتالله میرزا محمدتقی موسوی اصفهانی در مکیال المکارم از مرحوم ملا محمد باقر فشارکی از ایشان نقل میکند. مرحوم آیتالله شیخ نصرالله شاه آبادی از پدرش آیتالله شاه آبادی بزرگ نقل میکند. حضرت امام -رضوان الله علیه- در درس اخلاق میفرمودند. برخی بزرگان دیگر، آیتالله خسروشاهی، سید ابراهیم و برخی از بزرگانی هم که در قید حیات به این سفارش میکردند. عصر جمعه هفت بار این جمله گفته میشود، ساده است.
بعضی بزرگان مقید بودند. آیتالله شیخ نصرالله شاه آبادی میفرمایند: «بچه بودم، داشتم تو حیاط بازی میکردم. پدرم آیتالله شاه آبادی بزرگ، استاد امام، منو خواست، گفت: بیا اینجا بازی میکنی؟ گفتم: آره. گفت: خسته شدی؟ گفتم: نه. گفت: پس این هفت جمله را بگو، برو بازیتو کن.» میخواست ایشان از این دعای عصر جمعه محروم نشود. «از آنجا تا آخر، این دعا فراموشم نشد. عصر جمعه دیگر از دست ندادم این را.»
البته چند مدل نقل کردند. یکیشو میگویم که ساده باشد و حفظ کردنش سخت نباشد، همه بتوانند انجام بدهیم. یک خط است. از این یک خط هم، نصفه اولش صلوات است، نصفه آخرش صلوات است. اولش یک صلوات، آخرش یک صلوات. وسط «اللهم صل علی محمد و آل محمد» این که هیچی، راحت. آن یک جملهاش این است: «اللهم دفع ان». کلمه کلمه میگویم اگر کسی میخواهد یادداشت بکند یا حفظ بکند یا تو گوشیاش ذخیره بکند، ضبط بکند. از آنی که حال دارد و دوست دارد. بعضیها هم هستند خیلی برایشان فرقی نمیکند، بشنوند، نشنوند، بدانند، ندانند، خیلی فرقی نمیکند. بعضیها هستند نه، فرق میکند برایشان، اهل عملند، خاصیتش را هم میبینند انشاءالله. «اللهم ادفع انا البلاء». اینها اگر سر هم بیاد، میشود: «اللهم ادفع انا البلاء المبرم من السماء.» خدایا! اون قضا و قدری که حتمی شده از آسمان بیاید، اونو از ما دفع کن. فارسیاش هم شاید خاصیت داشته باشد، ولی اصلش این عربیاش است که هفت بار. پس اول یک صلوات، بعدش: «اللهم ادفع انا البلاء المبرم من السماء انک علی کل شیء قدیر.» آخرش هم دوباره «اللهم صل علی محمد و آل محمد.»
یک بار با هم بخوانیم، هفت بارش با خودتان: «اللهم صل علی محمد و آل محمد.»
«اللهم ادفع انا البلاء المبرم من السماء انک علی کل شیء قدیر.»
«اللهم صل علی محمد و آل محمد.»
یک صلوات بفرستید.
اللهم صل علی.
یک چند تا دعا کنیم. در مورد دعا صحبت کردیم، عصر جمعه است، وقت استجابت دعاست. حالا این روایت را هم بگویم: حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند، پدرم رسول الله به من فرمود: «فاطمه جان! یک ساعت در هفته که تو آن ساعت بندهای از خدای متعال چیزی نمیخواهد، مگر اینکه خدا برایش اجابت میکند.» انقدر آن ساعت، ساعت فوق العادهای است. آن چه ساعتی است؟ فرمود: «وقتی که نصف خورشید غروب میکند، عصر جمعه میشود.» همین الانی که من و شما درش هستیم. خورشید پایین میرود، همین که خورشید پایین میآید، تقریباً شما بگویید یک ساعت، مثلاً یک ساعت، یک ساعت و نیم به اذان مغرب، اینجا وقت استجابت دعاست.
این دعاها را آدم بعضی بودند، میگفتند ما دعاهای هفتهمان را جمع میکنیم. حالا نه اینکه تو هفته دعا نمیکنیم، ولی برای اینکه دیگر مطمئن بشویم به اجابتش، میگذاریم عصر جمعه، غروب جمعه، آنجا انجام میدهیم. یکی از چیزهایی که خیلی خوب است برای غروب جمعه، این صلوات ضراب اصفهانی است که از خود امام زمان رسیده. این صلوات را امام زمان یاد داد، بخوانید. خصوصاً عصر جمعه. وقتهای دیگر هم میشود. عصر جمعه آدم این صلوات ضراب را انشاءالله ترک نکند. اینها دیگر چیزهایی است که باید تو فرهنگ ما باب بشود، باید یک جوری تو زندگیهامان باشد. بچههایمان از رفتار ما اینها را یاد بگیرند، بدانند عصر جمعه که شد دیگر وقت دعاست. پدرم، مادرم دیگر این یک ساعت مشغول دعاست. مشغول دعای سمات که ما به اشتباه میگوییم دعای سمات، مشغول دعای سمات، مشغول صلوات ضراب.
بعد در روایت دارد حضرت زهرا سلام الله علیها یک غلامی داشتند، این را میفرستادند بالا پشت بام روز جمعه، «آسمان را نگاه میکنی، به محض اینکه خورشید آمد پایین، به من خبر میدهی. میخواهم شروع کنم دعا را. پدرم به من وعده داده تو این ساعت کسی دعا کند ردخور ندارد.» نمیگذاشتند از دستشان در برود. حضرت زهرا سلام الله علیها با اینکه حضرت زهرا مستجاب الدعوه است، نه نیاز به ساعت دارد، نه نیاز به جمعه دارد، نه نیاز به غروب دارد. هر وقتی، هر جوری از خدا بخواهد، خدا اجابت میکند. میخواهد به ما یاد بدهد، قدر این ساعتها و این وقتها و اینها را بدانیم. بدانیم این ساعت با بقیه ساعتها فرق میکند، اثرش با بقیه وقتها فرق میکند. اینها برای ما سبک زندگی بشود، اینجوری زندگی کنیم. قدر بدانیم این فرصتها را. استفاده کنیم از این وقتها و این فرصتها، خصوصاً عصر جمعه. چون روز جمعه متعلق به امام زمانه، روز امام زمان. دیگر هر امامی روزی دارد. روز شنبه مال پیغمبره، روز یکشنبه مال امیرالمؤمنینه و حالا حضرت زهرا سلام الله. روز دوشنبه امام حسن، امام حسین. روز سهشنبه امام سجاد، امام باقر، امام صادق. به ترتیب هم هست، یکشنبه یک امام، دوشنبه دو امام، سهشنبه سه امام، چهارشنبه چهار تا امام: امام کاظم، امام رضا، امام جواد، امام هادی. روز پنجشنبه دوباره یک امام میشود، امام عسگری. روز جمعه روز امام زمان.
یعنی چی روز امام زمان؟ تو زیارتش میگوییم: «روزی است که ما امروز مهمان شما هستیم.» یعنی همه خلایق امروز از سر سفره صاحب آن روز روزی میخورند. روز جمعه روز امام زمان. همه مهمان امام زمان. حالا شما روز جمعهای که مهمان امام زمانی، سر سفره امام زمانی، غروب جمعه که وقت استجابت دعاست، آن را بگذار برای دعا برای سفره صاحبخانه. چه بشود! ها! خیلی قشنگ میشود. بعد وقتی استجابت دعا، غروب جمعه، امام زمان برای شما دعا میکند، خیلی قشنگ میشود. خوش به حال اونی که امام زمان دعاباشه.
خدایا! به حق قلب نازنین امام زمان، در فرج آقامون تعجیل بفرما. قلب نازنینش از ما راضی بفرما. عمر ما نوکری حضرتش قرار بده. نسل ما نوکران حضرتش قرار بده. خدایا! غروب جمعه است. اموات علما، شهدا، فقها، امام راحل، حقوق ذوی الارحام، ملتمسین دعا، به برکت این ساعت، به برکت این دقایق، همهشان سر سفره امام زمان مهمان. خدایا! شر دشمنامون را به خودشون برگردان. آمریکا و اسرائیل را نیست و نابود. رهبر عزیزمون حفظ و نصرت عنایت بفرما. رزمندگان اسلام غلبه و فتح و نصرت نصیبشان بفرما. خدایا! بیماران اسلام به فضل و کرمت شفای عاجل و کامل عنایت بفرما. گرفتاری مسلمین، شیعیان امیرالمؤمنین، در این شب میلاد امیرالمؤمنین، با آبروی امیرالمؤمنین رفع بفرما. دنیا و آخرت شیعیان امیرالمؤمنین آباد بفرما. هر چه گفتیم صلاح ما بود، هر چه نگفتیم صلاح ما میدانی برای ما رقم بزن.
"بانبی و آله". رحم الله من قرا الفاتحة مع الصلوات.
------------------------------------------------------
منابع:
[آیه قرآن] سوره غافر، آیه ۶۰ — «...إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ» (در حقيقت، كسانى كه از پرستش من كبر میورزند، به زودى با خوارى در دوزخ درمیآيند).
[حدیث/روایت] در روایات متعدد آمده است که دعا قضا و قدر الهی را تغییر میدهد، در حالی که حتی احتیاط کردن نیز نمیتواند قضا و قدر را عوض کند. (الکافي، جلد۲، صفحه۴۷۰))
[حدیث/روایت] در دعای بعد از زیارت امام رضا (ع) آمده است: «وَ قَضائِکَ الْمُبْرَمَ الَّذی تَحْجُبُهُ بِأَیْسَرِ الدُّعاءِ» (و قضای حتمی تو که آن را با سادهترین دعاها باز میداری). (بحار الأنوار، ج۹۹، ص۵۲).
[حدیث/روایت] در روایات متعدد آمده است که «وقتی دعا کم میشود، بلا زیاد میشود و وقتی دعا زیاد باشد، بلا کم میشود.» ( الدعوات (للراوندی)، ص20، بحار الأنوار، ج90، ص300)
[داستان/حکایت تاریخی] پیامبر اکرم (ص) به یکی از اصحاب خود فرمودند که هر قدر دعایش بهتر باشد، گرفتاریاش زودتر تمام میشود. (مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل , جلد۵ , صفحه۱۸۲)
[داستان/حکایت تاریخی] قوم حضرت یونس (ع) تنها قومی بودند که عذاب حتمی و قطعی الهی، در لحظه آخر به واسطه دعا و تضرع دستهجمعی از آنها برداشته شد. (مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۴ ص۳۷۹ به بعد.)
[داستان/حکایت تاریخی] یک روحانی در میان قوم یونس، برای آماده کردن دلهای مردم جهت دعا، دستور داد تا مادران را از فرزندانشان و حتی حیوانات را از بچههایشان جدا کنند تا صدای ناله و شیون بلند شود. ( بحرانی، سیدهاشم، تفسیر برهان، ج۴، ص۳۵ـ۳۷.)
[حدیث/روایت] امام باقر (ع) فرمودند که برای استجابت دعا، بهتر است با دلی رقیق و اشکی در چشم دعا کرد و اگر گریه نمیآید، یادآوری نزدیکان از دنیا رفته نیز برای شکستن دل خوب است. ( الكافي : ج 2 ص 483 ح 10)
[داستان/حکایت تاریخی] حضرت یونس (ع) چون قوم خود را پیش از دعا کردن ترک کرده بود، چهل روز در شکم نهنگ گرفتار شد و با دعا و استغاثه نجات یافت. (ابن مستوفی، مبارک بن احمد، تاریخ اربل، عراق، دارالرشید للنشر، چاپ اول، ۱۹۸۰م.)
[حدیث/روایت] دعایی که پس از نمازهای واجب جهت استجابت حاجات سفارش شده است: «اللَّهُمَّ بِحَقِّ مَنْ رَوَاهُ وَ بِحَقِّ مَنْ رُوِیَ عَنْهُ، صَلِّ عَلَی جَمَاعَتِهِمْ، وَ افْعَلْ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ لَا تَفْعَلْ بِی مَا أَنَا أَهْلُهُ».
(کشف المحجة لثمرة المهجة , جلد۱ , صفحه۲۱۸).
[حدیث/روایت] دعایی که خواندن آن هفت مرتبه در عصر جمعه سفارش شده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنَّا الْبَلَاءَ الْمُبْرَمَ مِنَ السَّمَاءِ إِنَّكَ عَلَی كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.» (الخصال , جلد۲ , صفحه۶۱۰ ).
[حدیث/روایت] حضرت زهرا (س) از پدرشان رسولالله (ص) نقل میکنند که در روز جمعه ساعتی است که هر دعایی در آن مستجاب میشود و آن ساعت، هنگام غروب کردن نیمی از خورشید است. (دلائل الإمامة: ص 71، س 16، معانى الأخبار: ص 399، ضمن ح 9) .
[داستان/حکایت تاریخی] حضرت زهرا (س) در روز جمعه، غلام خود را به بالای پشت بام میفرستادند تا زمان دقیق غروب خورشید را برای شروع دعا به ایشان خبر دهد. (معانى الاخبار: ص 399، ضمن ح 9.)
[حدیث/روایت] هر روز از هفته متعلق به یکی از معصومین است: شنبه روز پیامبر (ص)، یکشنبه روز امیرالمؤمنین (ع) و حضرت زهرا (س)، و روز جمعه روز امام زمان (عج) است. (جمال الأسبوع، السید ابن طاووس، ص٣٦)
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات دعا ، حال و تحولات
دعا ، حال و تحولات
دعا ، حال و تحولات
در حال بارگذاری نظرات...