غربالگری

غربالگری

غربالگری . 1404/10/18
00:40:32
154

معرفی
* ابهام، فتنه‌ی اصلی است، چون دشمن در ابهام زندگی می‌کند، تکثیر میکند و جولان می‌دهد [02:23]

* جهاد تبیین یعنی چراغ راه برای روشن‌کردن مسیر و شفاف‌سازی؛ گزارش و آمار کافی نیست [03:27]

* تفکیک خوارج و معاویه در سیره امیرالمؤمنین؛ فرق است بین «کسی که حق را می خواهد ولی اشتباه می‌کند» با «کسی که باطل را می‌فهمد و می‌خواهد»! [04:20]

* غربالگری سخت در آخرالزمان؛ خطر سقوط حداکثری و ماندن‌های حداقلی! [13:34]

* فتنه‌ اصلی آخرالازمان، ابهام و شک در اصل وجود امام زمان و پذیرش ولایت است! [14:15]

* زلزله اجتماعی‌ و اغتشاشاتِ امروز، مقدمه‌ نصر و وعده الهی است؛ ایمان در سختی‌هاست که قوی و برومند می‌شود [21:35]

* برای اهل ایمان، فتنه‌ها ابزار «آماده‌سازی» است برای تقویت صبر و پایداری، نه مایه ناامیدی [26:32]
خلاصه
امروز موضوع اصلی ما «غربالگری آخرالزمان» است؛ یعنی آنچه انسان را زمین می‌زند، فتنه نیست؛ ابهام است. شیاطین در ابهام زندگی می‌کنند، تکثیر می‌شوند و در همان ابهام جولان می‌دهند. بنابراین جهاد تبیین فقط گزارش و آمار نیست؛ تبیین یعنی درآوردن مردم از ابهام تا مسیر روشن شود. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در برخورد با خوارج و جبهه معاویه، فرق بین «کسی که حق را می‌خواهد ولی اشتباه می‌کند» و «کسی که باطل را می‌فهمد و می‌خواهد» را مشخص کرد؛ این یعنی شفاف‌سازی. امروز هم دشمن با فشار اقتصادی، سیاسی و رسانه‌ای مردم را دچار ابهام می‌کند: «ما جلو می‌رویم یا عقب؟» اما قرآن می‌گوید این سختی‌ها مقدمه نصر است؛ مثل جنگ احزاب که سختی به اوج رسید و بعد فتح روم و فارس آمد. روایات آخرالزمان می‌گویند در غربال، اکثریت سقوط می‌کنند و فقط اندک‌ها می‌مانند؛ کسانی که پای حق می‌مانند، بار ولایت را به دوش می‌کشند. پس ما باید برای فتنه‌های بزرگ‌تر آماده باشیم، نه با امید واهی، بلکه با صبر، دعا و توسل. وقتی فتنه‌ها می‌آید، یاد حسین علیه‌السلام باشید؛ خونِ او راه را روشن می‌کند و دل‌های خسته را زنده می‌سازد.
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم مصطفی محمد، اللهم صل علی محمد و آل محمد و آله الطیّبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و خسته نباشید دارم خدمت برادران عزیزم. توفیقی بود خدمت شما عزیزان باشیم؛ دوستان مجاهد و فعال در این زمانه‌ای که بخش عمده‌ای از درگیری ما با شیاطین در میدان رسانه است و حقاً و انصافاً شما جز رسانه‌های موفق، شبکه‌های ارتباطی بسیار کارآمدی هستید که در این زمانه خلأ جدی و بزرگی را پر می‌کنید. ان‌شاءالله که خدای متعال به کارتان برکت بدهد و رونق ببخشد؛ و خصوصاً به کار تک‌تک ما اخلاص عطا کند که مهم‌ترین نیاز ماست؛ و ان‌شاءالله مورد تأیید و امضای حضرت ولی‌عصر، ارواحنا فداه، باشد.
چند کلمه‌ای را در مورد شرایط کنونی، مطلبی را عرض بکنم که جای بحث مفصلی دارد. فعلاً در حد مختصر و چند دقیقه‌ای طرح بحثی باشد، شاید بعدها فرصتی شود بیشتر به این بپردازیم.
ببینید، مهم‌ترین چالشی که ما با آن مواجه می‌شویم، فتنه و امتحان نیست؛ مهم‌ترین چالش «ابهام» است. آنی که انسان را گرفتار می‌کند، زمین می‌زند، دلسرد می‌کند، دل آدم را خالی می‌کند، این است که نمی‌فهمد چه دارد سرش می‌آید، نمی‌فهمد داریم کدام سمت می‌رویم، اوضاع به چه نحوی است. آنی که خاستگاه فتنه واقعی است، فتنه واقعی آن وقتی است که آدم دینش را از دست می‌دهد، آن پایه اعتقادی‌اش سست می‌شود. آنی که خاستگاه فتنه واقعی است، ابهام است. در واقع به تعبیر دیگر، آنی که میدان را برای شیاطین فراهم می‌کند که آسیب بزنند و حمله بکنند. شیاطین اساساً در ابهام زیست می‌کنند، در ابهام تکثیر می‌شوند، در ابهام جولان می‌دهند؛ و آن چیزی که خراب می‌کند این بازی را در برابر ابهام، «تبیین» است. اینکه گفته می‌شود «جهاد تبیین»، همین است. این تبیین هم فقط به گزارش دادن و آمار دادن و این‌ها نیست؛ خیلی حوزه و کار تبیین از ابهام درآوردن است. وقتی که از ابهام درآمد، شفاف شد، دیگر تا حد زیادی این تردیدها و دودلی‌ها و ابهام‌ها از بین می‌رود، شیاطین قدرت نفوذ و عملشان کم می‌شود، مگر آن‌هایی که می‌دانند باطل چیست و می‌خواهند باطل را -به تعبیر امیرالمؤمنین علیه السلام- «لیث من طلب الحق فحتئه کمند طلب الباطل فاس»؛ تعبیری بی‌نظیر است، واقعاً در طول تاریخ معادل ندارد این حرف، در تبیین بعد از شهادتش. امیرالمؤمنین علیه السلام در مورد تشکیلات خوارج دارند وصیت می‌کنند، فرمود: «این‌ها را اعدام تشکیلاتی نکنید. بعد از من هر که را پیدا کردید موافق با این‌ها بود، تو تشکیلات و دستگاه این‌ها بود، اعدام. مگر اینکه شمشیر به دست تو میدان اینم که منو زده، یه ضربه بهش می‌زنند، قتال و قصاصش به همین.» بعد تبیین کردند امیرالمؤمنین داستان را؛ تفکیک بین خوارج و جبهه معاویه، که خیلی‌ها همینو نمی‌فهمند، حالیشون نیست. حالا خنده‌دار اینه که به شماها می‌گویند خوارج، ایتا قاطی خوارج، بعد هم می‌آیند هرچی زور دارند برای این‌ها می‌زنند. داریم دیگه آدمای احمق همه جا. امیرالمؤمنین با همون خوارج اورجینالشان هم فرمود: «اینجوری رفتار نکنید که انرژیتونو به جای معاویه بگذارید روی خوارج. اون جنسی که با معاویه برخورد می‌کنید، با خوارج برخورد نکنید.» چرا؟ فرمود: «معاویه و جبهه معاویه می‌دانند باطل چیست و همون را می‌خواهند. جبهه خوارج نمی‌دانند حق چیست، اشتباه کردند، ولی حق را می‌خواهند؛ و این دو تا با همدیگه یکسان نیستند.» آنی که حق را می‌خواهد و اشتباه می‌کند، با آنی که می‌داند باطل چیست و همینو می‌خواهد، یکی نیست. عرصه وقتی شفاف شد، این‌ها از همدیگر جدا می‌شوند. شیاطین توی میدان فعالیت میدان ابهام، میدان شیاطین. این خیلی بحث مفصل و مبسوطی است.
یه بخشی از ابهام همینه که آقا این اتفاقاتی که دارد رخ می‌دهد، کجای داستان است؟ ما الان داریم جلو می‌رویم یا عقب؟ چون خوبیم این‌ها دارد سرمان می‌آید، چون بدیم این‌ها دارد سرمان می‌آید؟ به تعبیری داریم به ظهور نزدیک می‌شویم یا از ظهور دور می‌شویم؟ این‌ها باعث شکر نعمت است، یعنی به خاطر شکر نعمت این‌ها سرمان آمده؟ به خاطر کفران نعمت است؟ خدا دارد نعمت و روزی می‌دهد که این کارها دارد سرمان می‌آید؟ یا روزی دارد از ما می‌گیرد که اینجور شده‌ایم؟ همین وقایعی که الان باهاش درگیریم که روز به روز هم می‌بینیم دارد بدتر می‌شود و روز به روز هم هرچی داریم، داریم از دست می‌دهیم. حالا از رئیس جمهور انقلابی و کارآمد و دولت انقلابی گرفته، دلار پنجاه و خرده‌ای، و الان دیگر رسیدیم به امنیت. یعنی اون یه دانه هم که داشتیم و دلمان بهش خوش بود که امنیت داریم، اینم داریم کم‌کم از دست می‌دهیم. دشمن ما هم که موقعیت قدرت دارد قرار می‌گیرد؛ رژیم صهیونیستی حصار دورش دارد روز به روز محکم‌تر می‌شود. ترامپ هم که هرچی می‌گوید می‌شود. هر توییت مزخرفی هم که می‌زند، همه اول «رئیس جمهور فلان جا را دزدیدم» می‌گویند. یعنی دیگر این را دیگر هیچ‌کس قبول نمی‌کند. نیم ساعت بعدش هرچی می‌گوید تأیید می‌شود، همان لحظه دارد اتفاق می‌افتد. فاجعه‌بار است! هر حرف عجیبی که او می‌گوید و مطرح می‌کند، هر طرحی که دارد، دارد عملی می‌شود. این یک کمی آدم را دچار ابهام می‌کند که الان کی تو موقعیت باخته، کی تو موقعیت شکسته؟ این‌ها که هرچی می‌خواهند دارد می‌شود، ما هم که هرچی نمی‌خواهیم دارد می‌شود. ما که هرچی داریم، داریم از دست می‌دهیم، آن‌ها هم که هرچی ندارند دارند به دست می‌آورند. این ابهام ایجاد می‌کند. این همانی است که به تعبیر قرآن زلزله ایجاد می‌کند: «زُلزِلُوا». این زلزله البته مقدمه نصرت است.
یه بحث، یه نکته‌ای که اینجا مهم است، این است: ما تو قرآن دو دسته آیه داریم در مورد وعده‌های خدا و پیغمبر. خیلی جالب است، این جای تحلیل جدی دارد. یه دسته‌ای اون آیاتی که می‌فرماید -به نظرم جفتش هم در سوره احزاب باشد- می‌فرماید که تو میدان جنگ وقتی کار سخت می‌شود -داشته باشید این آیات چقدر فوق‌العاده است! احزاب به نظرم جای بحث جدی دارد- می‌فرماید که وقتی کار سخت می‌شود، منافقین و بیماردلان شروع می‌کنند این حرف را منتشر کردن تو فضای جبهه مسلمان‌ها که «ما وعدنا الله و رسوله الا غرورا»، یه مشت کشک بود، شعار بود، حرف مفت بود. نه آنی که رهبری و امام و فلان آقای بهجت و این‌ها گفتند. آنی که خدا و پیغمبر گفت. آنی که از پیغمبر شنیدیم. قضیه معروفی دارد دیگه، شنیدید پیغمبر تو جنگ احزاب که محاصره شده بود، نان نداشتند برای خوردن، فشار سنگین، همه دشمن‌ها دست به دست هم داده بودند. بعد قرار شد خندق بکنند که دشمن شبیخون نزند. حضرت آمدند خندق را بکنند، کلنگ اولی که زدند جرقه زد. حالا تو این سپاهی که همه جور آدمی هست، همه طیف آدمی هست، حضرت فرمود: «این جرقه رو دیدین؟ این فتح رومه.» مردم خندیدند. دومی را زد، جرقه زد، فرمود: «اینو دیدین؟ این فتح فارسیه.» علامه طباطبایی تو المیزان ذیل همین آیات نقل می‌کند. زشت‌روییان گفتند که ما تا مستراح با امنیت نداریم بریم، امام می‌گوید روم و فارس را فتح! این پیرمرد و شد! آنکه پیغمبر گفتگو، هم روم را فتح کردیم، هم فارس را. کسی فکر نمی‌کرد از آن جنگ ما جان سالم به در ببریم، چیزی بماند از ما. ولی مرد میدان امیرالمؤمنین علیه السلام بازی را عوض کرد. «الا غرور». حرف مفت. شعارهای مفت. خودمونو بیچاره کردیم. مسخره کردیم با این حرفا. اینطور می‌شه، اونطور. یه مواجهه.
اون یکی دسته رو هم بگم بعد این دو تا رو با هم تحلیل کنیم. دسته بعدی اینه، می‌گوید که مؤمنین در سوره احزاب آیه ۲۲: «ولما رأى المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله ورسوله و صدق الله و رسوله و ما زادهم إلا إيمانا و تسليما». حالا مؤمنان که در برابر منافقین و بیماردلان هستند. این‌ها وقتی می‌آیند این گوناگونی لشکر دشمن را می‌بینند، تجهیزات را می‌بینند، این میدان سخت را می‌بینند، این‌ها چه می‌گویند؟ «قالوا هذا ما وعدنا الله ورسوله». این همانی است که خدا و پیغمبر به ما وعده داده بود. «و صدق الله و رسوله»، خدا و پیغمبر راست گفتند. «و ما زادهم إلا إيمانا و تسليما»، عجب! این صحنه رو که می‌بینند ایمان و تسلیمشان بیشتر می‌شود.
قضیه چی شد؟ منافقین همین صحنه رو که می‌بینند می‌گویند خدا و پیغمبر به ما وعده کشک داده بودند. غرور یعنی سرِ کاری. مؤمنین که می‌بینند سختی‌ها را، می‌گویند همونیه که خدا و پیغمبر وعده داده بودند. مگر خدا و پیغمبر چه وعده‌ای داده بودند؟ خدا و پیغمبر وعده داده بودند گرفتاری‌ها به اوج می‌رسد و نصرت می‌آید. جفتش را وعده داده بودند. هم گفته بودند چه مسیر پرپیچ و خم و پراسترسی در پیش دارید، هم گفته بودند بعد این گردنه که رد می‌کنید، پیچی که رد می‌کنید، چه می‌شود. منافقین وقتی مواجه می‌شوند با صحنه پیچ و خم، که می‌بینند می‌گویند گردنه کجا بود؟ این دره است، داریم می‌رویم ته دره. کارمان تمام است. «ما وعدنا الله و رسوله الا غرورا». سر گذاشتن و از سر ناامیدی می‌گویند: «تو آخر این مسیر روزنه‌ای از امید می‌بینی؟ تو با دلار ۱۵۰ تومانی به نظرت اتفاقی می‌افتد؟ بعد از این می‌خواهد چه بشود؟ تو آینده‌ای برای مملکت می‌بینی؟ سه سال دیگه، چهار سال دیگه، پنج سال دیگه، مملکت چه اوضاعی دارد؟ نه آب دارد، نه برق دارد، نه گوشت دارد، نه نان دارد. اوضاعی که دارد پیش می‌رود. تازه این دولت است که ۴ نفر بهش رأی دادند. این هم نباشد، ملت رأی هم نمی‌دهند، انتخاباتی هم ندارد، گزینه‌ای هم ندارد. هیچ. تمام. کارمان نزدیک قله است و این حرف‌ها این شعرها چیست می‌گویی؟ حالا چهار نفر هم می‌گویند شما هم باور می‌کنید. ملت را با همین چیزها سر کار گذاشته‌اید. چهل سال است با همین حرف‌های مفت آمدید.» می‌گوید: «هذا ما وعدنا الله ورسوله». اگر این نمی‌شد، چه می‌کردم؟ به ما گفته بودند سختی در پیش داریم. به ما گفته بودند همه روبه‌رویتان وامیستند. عجب! همونی که خدا و پیغمبر گفتند شد. ایمانش بیشتر می‌شود. میدان پرخطر را که می‌بیند می‌گوید ببین هرچی خدا و پیغمبر گفته، درست است. «دیدی شد؟ پس بعدیش هم می‌شود.» «ما زادهم الا إيمانا وتسليما». چرا؟ مؤمن ابهام ندارد. ما را از ابهام درآورد، مسیر را برای ما تا آخر روشن کردند.
بگذار من یه نمونه از این ابهام‌هایی که ما را ازش درآورده‌اند بگویم. تو این جلسه خوب استرس تو وجودتان بیندازم. البته شما خودتان دیگر استرس دارین، فکر کنم استرس پر شده باشد، پرِ پر. الحمدلله، ما روایات عجیب و فوق‌العاده‌ای داریم در مورد وضعیت آخرالزمان که شاید بشود گفت به حد تواتر می‌رسد. یعنی حول‌وحوش ۳۰ تا روایت، شاید بیشتر داریم. من دیشب نگاه می‌کردم، خودم فکر نمی‌کردم اینقدر روایت داشته باشیم، نهایتاً ۷، ۸ تا در ذهنم بود، دیدم که نه آقا. فقط تو غیبت نعمانی شاید حول‌وحوش ۲۰ تا روایت باشد. تو کافی هم هست، تو منابع معتبر شیعه روایات متعدد داریم که می‌فرماید که آقا آخرالزمان عصر غربال و الک است. و «اندر» از شما می‌ماند؛ یعنی نادر هم نه، «اندر» صفت تفضیلی نادر است؛ یعنی خیلی به ندرت، از شما تک‌وتوکی می‌مانند پای این حرف و می‌فرماید فتنه‌ها یه جوری است که تو اصل وجود امام زمان شک می‌کنید. نه دیگه تو وعده این و آن و انقلاب و جمهوری اسلامی و فلان آخوند و حوزه و ولایت فقیه و این‌ها. بلکه تو شک و ولادت می‌افتید. می‌گویند: «اصلاً امام زمان؟ نیمه شعبان برای کی می‌خواهید جشن بگیرید؟» اینجوری می‌شود داستان. خدا و پیغمبر به ما وعده داده‌اند. باید خودمونو آماده کنیم برای دیدن این صحنه. وقتی این صحنه‌ها را دیدید، نباید شک بکنیم که پس این چی بود؟ باید بگوییم همین بود. ابهامی ندارد. این‌ها قاعده طبیعی این حرکت است. آن مردمانی بار این حاکمیت و تمدن را به دوش می‌کشند که فرمود: «لا تضرهم فتنة». این‌ها ضد نمی‌شوند. فتنه رویشان اثر نمی‌کند. اصلاً روایات عجیب‌وغریبی است. عرض کردم یکی دو تا نیست. هرکدام هم یه تعبیری دارد.
فرمود: «آن‌قدر این از این آشیانه، این گندم‌ها را می‌آورند، می‌گذارند زیر آفتاب، زیر کوره، که اگر احیاناً تویش سوسک و حشره و آفتی باشد، برود.» به یه مرحله‌ای می‌رسد که دیگر ده بار هم اگر آوردند گذاشتند زیر کوره، چیزی نمانده که بخواهد برود. فرمود: «از بین شماها اینجور نخاله‌هایتان تخلیه می‌شوند، می‌ریزد. غصه نخورید، خلوت می‌شود.» فلسفه سیاسی این است. آینده‌نگری وقتی نباشد، بعضی که اصلاً رسماً یه کاری می‌کنند شما سمت نمی‌روید. چون بالاخره زمینه یک سری توهمات و بافته‌ها هم اینجا فراهم می‌شود. آن گفته آقا از فلان جا نابود می‌شویم. آن گفته این شکلی بمب اتم می‌زنند، ۵۰ میلیون به چَخ می‌رویم. آن یکی گفته نمی‌دانم فلان می‌شویم. از این حرف‌ها هست دیگه. باب توهمات و بافتن زیاد است تو این مسائل. تو جزئیات و مصادیقش ما نمی‌دانیم قضیه به چه نحوی است، ولی این سیر تاریخی این مدلی است.
فرمود: «ریزش‌ها بین شما شدید است، همه‌تان می‌ریزید، تک‌وتوکی می‌مانند.» خب این اگر بخواهد بیاید تو مختصات سیاسی ما چه می‌شود؟ می‌شود همین مشارکتی که روز به روز دارد کمتر می‌شود، می‌شود خالی کردن پشت جبهه انقلاب. این حرف‌ها سنگین است. این حرف‌ها را من نمی‌دانم اصلاً این حرف‌ها را می‌شود انتشار عمومی داد یا نه. تو دل مردم خالی می‌شود. شما باید خودتان را آماده کنید برای نمی‌دانم، برای هر چیزی. نمی‌دانم، حالا مصداق عینی‌اش مثلاً انتخابات ۱۰ اسفند. برای هر اتفاقی که تویش یک ریزش شدید، یک غربال بی‌نظیر که توش اکثریت سقوط می‌کنند، می‌ریزند، و به ندرت کسی می‌ماند، بلکه به تعبیری «اندر» می‌مانند، آن‌هایی که می‌مانند. یعنی از نادر، نادرتر. برای این میدان باید خودت را آماده کنی. چرا؟ برای اینکه صحنه، صحنه‌ای است که قوی‌ها می‌مانند تو این میدان. این بار این شکلی است. چون ما دیگر بعد از امام زمان فرصت آزمون و خطا نداریم. قرار نیست امام زمان بیایند تازه معلوم معلوم بشود مردم چکار هستند. اهل بیت قبلی این‌ها می‌آمدند مردم تازه امتحان می‌شدند که می‌توانند بار ولایت بردارند یا نه. بعد مردم خودشون را نشان می‌دادند. بعد ۵ سال حکومت امیرالمؤمنین روز به روز بیشتر خودشون را نشان می‌دادند. این دیگر این فرصت را ندارد که امیرالمؤمنین شهید بشود، روز به روز مردم خودشون را نشان بدهند، تک‌وتوکی پای رکابش بمانند، سه چهار نفر بمانند، آخر هم امیرالمؤمنین کشته بشود. این اول کار آن سه چهار نفر می‌مانند، پای رکاب وامیستند، بعد امام زمان را می‌آورند. اینجا تفاوت داستان این است.
آن ریزش‌های آخر حکومت امیرالمؤمنین، اول حکومت امام زمان رخ می‌دهد. آن فتنه‌هایی که تو ۵ سال حکومت او به اوج رسید، قبل از حکومت امام زمان رخ می‌دهد. حکومت امیرالمؤمنین چه شد؟ همه ریختند. کی ماند؟ تو فتنه‌های دوران امام مجتبی چه شد؟ درجه یک‌های سپاه امام حسن ریختند. امثال حجر بن عدی به تردید افتادند. «یا مذلّ المؤمنین!» کیا می‌گفتند به امام حسن؟ آقا این تعبیر خیلی تعبیر سنگین است. بر اساس عشقشان می‌گفتند، بر اساس دلسوزیشان برای خدا و پیغمبر و دین و قرآن و این‌ها بود که این حرف‌ها را می‌زدند. چرا؟ چون با صحنه‌ای مواجه می‌شود که توقع ندارد امام اینجور واکنش نشان دهد. توقع این وضعیت را ندارد. ما هرچی می‌کشیم از همین توقع‌نداشتن‌ها است. توقع این قضیه را نداریم. توقع این فتنه را نداریم. بنده پارسال نکته‌ای عرض می‌کردم، می‌گفتم: «پرچم را رهبر انقلاب تحویل امام زمان بدهند. شما توقع هر چیزی را باید داشته باشید.» ان‌شاءالله که ایشان تحویل می‌دهند، ما که از خدامون هست. ولی آیه قرآن، نص صریح، کلامی از امام زمان نداریم که آقا الا و بلا ایشان است. نه. ما تو هر چیزی را باید داشته باشیم. اصلاً فتنه همینه. فتنه همان نقطه‌ای رخ می‌دهد که شما توقعش را نداری. همان جایی است که همه چیز را می‌بازی. کل هندسه‌ای که تو ذهنت بافتی، خراب می‌شود. اینجا باید بگویی: «هذا ما وعدنا الله و رسوله». من توقع این را داشتم. توقع هر فتنه ای را دارم.
خیلی حرف‌های تند و خطرناک و فکر می‌کنم احتمالاً ناراحت‌کننده‌ای زدم. این می‌شود شاخصه مؤمنین. مؤمنینی که می‌رسند به ظهور، توقع هر فتنه‌ای را دارند. خودشان را برای هر اتفاقی آماده کرده‌اند. این‌ها آن قوت را دارند که این بار را روی دوش بکشند. تازه وقتی حضرت را می‌بینند، یه سری امتحان‌های جدی همان اول رقم می‌خورد. حالا بماند دیگر چه روایتی دارد که حضرت هم این‌ها را دچار فتنه می‌کند. عجایبی تو روایات نقل شده. یعنی خود ۳۱۳ تا یه امتحان‌های سنگینی همان اول مواجهه با امام زمان دارند. پس بعد که تو دل کار می‌آیند، دوباره با فتنه‌ها مواجه می‌شوند. البته این‌ها قبل از تشکیل حاکمیت است. چون یه هشت ماهی طول می‌کشد تا تشکیل حاکمیت بدهند. ۸ ماه حضرت جنگ دارند. حالا قضایای سفیانی، آنجا هم به هر حال فتنه‌هایی هست بین مؤمنین، حتی مؤمنین درجه یک. یه روایتی هم داریم تو این زمینه که فعلاً نمی‌خواهم بهش بپردازم.
پس برای این فتنه‌ها آماده باشید. برای هر اتفاقی، برای هر قضیه‌ای باید خودش را آماده کند آدم. وقتی به ما گفتند که آقا شرایط اینطور می‌شود، هیچ‌کس نمی‌ماند، با تعابیر این شکلی که فرمود: «کسانی از شماها می‌مانند.» ببینید تعبیر: «الأمر لا يأتيكم إلا بعد إياس»، خیلی مهم است. فرمود: «این امر رخ نمی‌دهد مگر بعد از ایأس.» ایأس همان یأس خودمان است. یأس شدید. یأس شدید کیا؟ یأس شدید همین حزب‌اللهی‌ها و مؤمنین. یه جور نباید صحبت کرد که آقا شرایط خوب می‌شود، درست می‌شود. نه، آقا دل مردم را خالی نکنید. بله، کسی حق ندارد تو دل مردم شک بیندازد. حق ندارد مردم را ناامید کند. ولی امید واهی هم نباید داشته باشیم. فکر کنیم که الان مثلاً دیگر وضعیت اقتصادیمان خوب می‌شود، بعد مثلاً دولت آن را مهار می‌کند. و اصلاً این داستان‌ها همه تو همان پازل است. اگر حوصله دارید من چند کلمه در مورد این صحبت بکنم. این اتفاقات که دارد رقم می‌خورد، اتفاقات عجیبی است. ولی همش رو قاعده است. و عجیب این است که اهل بیت همه این‌ها را که به ما گفتند. آدم وقتی نگاه می‌کند می‌بیند دقیقاً هم منطقی دارد پیش می‌رود. یعنی ما چوب عملمان را هم داریم می‌خوریم. چوب ناشکری‌هایمان، چوب انتخاب‌های غلطمان را هم داریم می‌خوریم. دقیقاً تو همان پازلی داریم پیش می‌رویم که روز به روز فشار، گرفتاری، غربال دارد شدیدتر می‌شود. ایأس دارد هر روز بیشتر می‌شود. یعنی قشنگ وضعیتی است که تو دل همه خالی می‌شود.
به تعبیر قرآن فرمود: «إذا بلغت القلوب الحناجر». فرمود در جنگ احزاب دل‌هایتان آمد تو حنجره‌تان. فرمود آن زلزله‌ای که آنجا رخ داد، معلوم شد در مورد خدا چه تصوراتی دارید. بقره فرمود: «تا اینجوری هم نشوید نصرت خدا نمی‌رسد.» یه «زلزال» این شکلی دارید: «حتی یقول الرسول والذین آمنوا معه متی نصر الله». آقا کی باورش می‌شود! آیات را باورش می‌شود. ترجمه دقیق کن. همه دل‌ها خالی می‌شود، همه می‌ترسند. فرمود یه جوری می‌شود نه مؤمنین صداشون بلند می‌شود. «پیغمبرتان می‌گوید نصرت خدا کی می‌خواهد برسد؟» ناله رهبرتان باید بلند شود. «من که او حتی شک بکند ها، تردید بکند، ولی یه فشاری است که دیگر صدای اونم بلند می‌شود.» آیا تو قرآن در سوره یوسف هم آیاتی داریم که من نمی‌خواهم اشاره کنم چون یکی دو ساعت در موردش توضیح بدهم. اواخر سوره مبارکه یوسف تعابیر عجیبی دارد: «استیأس الرسل» که اگر بخواهم ترجمه هم بکنم دو ساعت توضیح بدهم. خودتان مراجعه کنید که رسل با چه وضعیتی مواجه می‌شوند.
«آینده ایران آفرین.» این نکته‌اش همین است. آن آینده روشن بعد از گذراندن این فتنه‌ها. این نکته‌اش آن مزد از سر گذراندن این فتنه‌ها است. اول بحث چی عرض کردم؟ منافقین و بیماردلان که این سختی‌ها را می‌بینند می‌گویند: «پس اون وعده‌هایی که به ما دادند چی شد؟» مؤمنان سختی‌ها را که می‌بینند می‌گویند: «این همون وعده‌هایی است که به ما دادند.» جمع این دو تا با هم چه می‌شود؟ معلوم می‌شود از قبل گفتند چه سختی‌هایی را دارید و گفتند بعد این سختی‌ها چه می‌شود. آن‌ها فقط به همین تیکه نگاه می‌کنند که گفتند فردا خوب است، فردا روشن است، همه چیز درست می‌شود. توقع ندارند که با یه همچین وضعیتی به اون فردای روشن برسند. این می‌شود که اون آدم بیماردل جا می‌زند. منافق همینو یه ابزار وسوسه می‌کند. مؤمن ضعیف هم تردید پیدا می‌کند. قشنگ من همین الان این زمزمه‌ها و وسوسه‌ها را می‌شنوم. بماند که ما جلوتر قطعاً مسیر سخت‌تری را در پیش خواهیم داشت. یعنی قطعاً خودمان را برای فتنه‌های بسیار سنگین‌تر از این باید آماده بکنیم. الان که چیزی اصلاً چیزی نشده.
این معنایش این نیست که کاری نباید بکنیم. این معنایش این نیستش که باید وا بدهیم که هرکه هر غلطی خواست بکند. بگذاریم تو پازل نزدیک شدن به ظهور. ما این روایات سفیانی این‌ها را که می‌خوانیم، بعضی از این حضراتی که حالا تو قم هم هستند و ادعا دارند و این‌ها می‌گفتند: «این روایت رو نخونید! این‌ها باعث می‌شود که پس فردا اگر سوریه جنگی هم بشود کسی نرود، بگویند اشکال ندارد، بگذارید سفیانی بیاید.» این روایتی که شما می‌خوانید همچین اثری دارد. نفهمی اینجوری می‌کند آدم را. آدم می‌تواند باسواد باشد ولی نفهم. خب این روایت را هم نباید بخوانیم! می‌فرماید که همه جور فتنه سرتان می‌آید، همه جور گرفتاری شما ناامید می‌شوید. تک‌وتوکی از شماها می‌ماند. در ولادت او شک می‌کنید. یه عده می‌گویند که مرده. یه عده می‌گویند اصلاً به دنیا نیامده. یه عده می‌گویند از اول دروغ بوده. امام زمان روایت ماست. خب این‌ها را نباید بگوییم برای اینکه باب این را باز می‌کند که یه عده همین کارا را بکنند که بگویند ظهور نزدیک می‌شود. منطق این است. بخوانیم دیگر! این که دیگر در حد تواتر است. باید بگوییم که آقا بگذارید هر بلا و گرفتاری و هر فتنه اعتقادی سر مردم بیاید که ظهور نزدیک بشود! این نیامده این کار را بکند. این آمده بهت بگوید خودت را تا آنجا باید آماده کنی.
نکته قشنگ داستان این است که مؤمنین وقتی تو جنگ با احزاب مواجه می‌شوند می‌گویند: «بابا این را وعده‌اش را خدا و پیغمبر به ما داده.» خدا پیغمبر وعده چی داده بودند؟ وعده بدبختی‌ها و گرفتاری‌ها را داده بودند. از قبل آماده کردند جامعه را. یه نکته مهمی است این. وظیفه تبیینی ماست. یه بخشیش جهاد تبیین است. یه بخشی‌اش بشارت‌ها و امیدهاست. یه بخشی‌اش هشدارهاست و آماده‌سازی نسبت به فتنه‌ها. خیلی نکته مهمی است. عرض اصلی بنده اینجا این بود. یعنی اینکه از اول بحث می‌خواستم رویش تأکید کنم این است. هم آدم خودش باید آماده باشد، شفاف باشد که با این صحنه که مواجه شدیم همینه. از اولم قرار همین بوده. معلوم بود همین می‌شود. شما شک داشتید که مثلاً داستان حالا خیلی مسائل. من دیگر اگر بخواهم اشاره کنم بحث به درازا کشیده می‌شود. هم رو حساب ظاهری قضیه که آدم نگاه می‌کند یه رئیس جمهور خدومی بیاید. چه تعبیر قشنگی آقا به کار برد! فرمود: «مردم ایران در معرض یک آزمون.» قبل از انتخابات فرمود: «چهل روز بعد از شهادت یک رئیس جمهور کاری پر تلاش، مردم ایران دارند یک آزمون بزرگ پس می‌دهند.» این حرف معنا دارد.
از یه همچین آدمی گذشته شما روحانی را تجربه کردید، ظریف را تجربه کردید. رئیسی و امیرعبداللهیان را تجربه کردید. آن به خاکستر نشانده شما را. این به خاکستر نشسته برای شما. باز بین این دو تا به روحانی و ظریف معلوم است که به خاکستر می‌شود. مگر شک دارید؟ آمریکا، اسرائیل به شما حمله کرده. هزار نفره‌تان را کشته. بعد گفته: «بریزید تو خیابان!» باز بریزید تو خیابان‌ها بدبخت می‌شوید. مگر شک، تردید دارد؟ این‌ها سنت است، قاعده است. این یه طرف داستان است. این طرف ابتلایی عقوبتی و جزای خدایی‌اش یه طرف دیگر هم محک شماهاست. تو چیکاره‌ای؟ تو تا کی می‌مانی؟ تو برای چی ماندی؟ تو تا چقدر اعتقاد داری؟ تو چقدر هزینه می‌دهی؟ آن وقتی که آب و نانش به راه بودی که هنری نکردی. فرمود: «یوم العلق و العرق»، فرمود: «پای رکاب امام زمان این است.» از یه طرف عرق، آدم‌های اون سیستم اینند. به امام صادق گفت: «آقا من خیلی امید دارم جز این امر باشم در فرج شما.» فرمود: «الان روزگار خوشت است، لذتش را ببر.» اون امر اگر بیاید، دیگر این آسایش و راحتی ندارد، تازه بعد از حاکمیت، بعد از ظهور. قبل ظهور این آیه را فرمود. فرمود: «بشيءٍ من الجوع». این را داشته باشید. خیلی آیه مهم است. «ولنبلونّکم». قطعاً قطعاً من شما را دچار بلا می‌کنم. و این بلا دیگر با آمریکا و اسرائیل نمی‌رسد. آن ها هم ایادی منند. آن ها ابزار محک منند. «ولنبلونّکم بشيءٍ من الجوع». گرسنه‌تان می‌کنم. این را فرمود قبل از ظهور. تک‌تک این‌ها را قبل از ظهور.
گرانی. «غلّاء السِعْر». قبل از ظهور شما با گرانی‌های سنگین و کمرشکن مواجه می‌شوید. این‌ها قاعده فتنه خداست. «من الجوع والخوف». ترس و ناامنی. «و نقصٍ من الأموال والأنفس والثمرات». پولتان هر روز می‌ریزد. گرانی. طرف نقص مال، یعنی همان‌قدری هم که داری باهاش نمی‌توانی کاری بکنی. آن از آن‌ور دارد گران می‌شود. از آن‌ور سرمایه تو هم دارد کم می‌شود. اگر سرمایه تو ثابت باشد، آن گران بشود یه چیز است. همینی که داری ارزش ندارد. فردا ارزشی ندارد. «و نقصٍ من الأموال والأنفس». جُونت هم ارزش ندارد. «والثمرات». چیزی هم نمی‌ماند از آن چیزهایی که از قبل جمع کردی. آخرش: «وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ». بشارت بده! آن ها چه کسی را ثبت می‌کند؟ «الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ». «أولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ». برای این قضایا باید آدم آماده بشود. برای این فتنه‌ها باید آماده شد. دست خیانت و خباثت هم تو قضیه کاملاً محسوس است.
این قضایا هم یه جوری است، فرمود: «از این فتنه‌ها گریزی نیست، شما هم ستیز و ناراحتی نداشته باشید.» این نشان می‌دهد کیا چیکار. این‌ها بهاست. یعنی ارزشش که شما دارید پرداخت می‌کنید، بهایی که داریم پرداخت می‌کنیم برای افشای آدم‌ها. با این دسته قدرت خدا معلوم می‌شود کی چیکاره است. پشت نهج‌البلاغه و آیه و قرآن و اسم رهبری و مقام معظم رهبری و این حرف‌ها معلوم می‌شود کیه، چیه، چیکاره است. این‌ها شما را ضد فتنه. دیگر هیچ ترفندی روی شما اثر ندارد. باطل با هیچ جلوه و کرشمه‌ای خریدار ندارد بین یه طیفی که البته آن‌ها اندک هستند. آن‌هایی که خریدارشان کشیده می‌شوند. این وسط هم مابین نمی‌ماند. اینم عرض آخرم است. تمام کنم دیگر بیشتر از این خسته نشوید.
این وسط‌ها مرددها و این‌هایی که «مذبذبین بین ذلک لا اله الا هؤلاء و لا اله الا هؤلاء»، این مذبذب‌ها که یکم این‌ور، یکم اون‌ور، این‌ها هم تعیین تکلیف می‌شوند. یا این‌وری یا آن‌وری. اینی که تو پیجش چهار تا عکس از پیاده‌روی اربعین دارد، چهار تا عکس از پاتایا و دبی و این‌ها دارد، این هم تعیین تکلیف می‌شود. بالاخره آخرش یا پاتایا یا اربعین. این تعیین تکلیف قبل از ظهور است. این «تمحیص» قبل از ظهور آدم‌هاست. بعضی‌شان معلوم می‌شود دیگر. لاک جیغ و فلان و این‌ها. دیدید که طرف خود اون تهیه‌کننده لاک جیغ هم بنده خدا تشتش افتاد دیگر. اینجوری این وسط‌مسا لایه‌کشیدن و حجاب استایل و «حجاب هم دارم ولی نمی‌دانم پارتی من می‌روم» و این‌ها ندارد. یه طرفه می‌شود داستان.
ولی اون طرفی که پای حق می‌مانند، اقلیتند. ولی این‌ها دیگر خیلی محکم و قدرت دارند که می‌شود دنیا را، بار حاکمیت دنیا را دوش این‌ها گذاشت. شوخی نیست. مجموعه خودتان را آدم بخواهد اداره کند، با این چهار تا مشکلات و فشار و این‌ها، یا مجموعه‌های کوچکتر مثل مجموعه ما، کمر آدم می‌شکند زیر بار این اداره. این مسئول یه بانک است. شرایط موافق است. این همه آدم است، باد مخالف طوفان آنچنان محکمی هم نمی‌آید. بعد می‌خواهند به ۳۰۰ نفر بار حاکمیت کل این دنیا را بدهند. آن هم بالاترین سطح حق را بخواهند اجرا بکنند. حق خیلی سنگین است. «إن الحق ثقیل مرٌّ» امیرالمؤمنین فرمود: «حق هم سنگین است، هم تلخ است، مرٌّ». حق می‌خواهد عمل بکند. همه آن چیزی که حقیقت از اول تاریخ کسی نتوانسته این را اجرا بکند، می‌خواهد اجرا بکند و ایفا بکند. اسمش خیلی خوشگل است. همه‌مان می‌گوییم: «ان‌شاءالله جز ۳۱۳ تا باشیم، جز اصحاب امام زمان باشیم.» بابا خیلی استخوان قوی می‌خواهد. ما حق تعامل با بچه‌مان را می‌خواهیم عمل بکنیم تو خونمان، می‌خواهیم اجرا کنیم، استخوانمان می‌شکند. تو مواجهه با چند میلیارد آدم، یه استخوان‌های سفتی می‌خواهد.
این‌ها البته از یک طرف این فتنه‌های آخرالزمان افشاگری و رسواسازی آن طیف ضعیف و بی‌هویت است. از یک طرف سفت کردن این طیف قوی و مستعد است. استخوان‌های این‌ها را خدا دارد تو این کوره سفت می‌کند. پرحرفی کردم، ببخشید. درصد کمی از مطلبی که می‌خواستم عرض بکنم را اشاره کردم. ان‌شاءالله که خدای متعال کمک کند ما را در این آخرالزمان. از دعا نباید غافل باشید. فرمود امام عسکری فرمود: «همه در امامت فرزند من تردید می‌کنند، مگر اینکه خدای متعال به کسی این توفیق را داده باشد که او مدام اهل دعا باشد.» راه نجات این است.
یه جمله آخر را هم به شما عزیزان عرض بکنم. از ظرفیت این رسانه و تشکیلاتتان استفاده کنید برای بسط این داستان دعا و توسل و تضرع و این‌ها. خصوصاً همین که حضرت آقا فرموده، متأسفانه مورد غفلت واقع شده. همین دعای چهاردهم، دعای توسل، سوره فتح. دیگر اصلاً کانّهو هیچ‌کس دیگر اصلاً هیچ اعتنایی به این قضیه ندارد. از این ظرفیت استفاده بشود، ترویج بشود، زنده نگه داشته بشود. ببینید آقا من حالا اینم شوخی و جدی به شماها می‌گویم، از این تلگرام یاد بگیرید! ببینید این وسط چه شکلی سوسه می‌آید! از واتساپ یاد بگیرید! شما که فحشش را که دارید می‌خورید، کاری‌اش هم بکنیم. شما که دارند می‌گویند آقا نمی‌دانم مال سپاهید و هر تیکه دومی یا مسئول نظامی دارد وا می‌کند و این حرف‌ها. حرفش را که دارید می‌شنوید، کارش را هم بکنید! ببینید چه شکلی مدیریت می‌کند به سمت فتنه و به سمت اغتشاش و به سمت به هم انداختن مردم و خراب کردن ذهن مردم! شما همین را بدلش را بزنید! شما مدیریت کنید به سمت دعا و به سمت توسل و به سمت تضرع. جهت‌دهی بکنید! الان تو دنیا هیچ مسنجر و شبکه ارتباطی ما نداریم که صاف و پوست‌کنده و خالص یه جریان متوازنی را بخواهد ایجاد بکند. هرکی هر حرفی خواست بزند، همش شیب دارد. رسانه بی‌طرف اصلاً معنا ندارد، خنده‌دار است. اشکال ندارد دیگر. خوارج بودنتان را افشا می‌کنید. اشکال ندارد، شما فحشش را دارید می‌خورید. «کردید باشید» یعنی الکی نباشد. مدیریتی می‌خواهد. به‌جا باشد. یعنی حلال باشد برای اون کسی که دارد فحشش را می‌دهد. شما فکر حلال‌خوری مردم باشید. نان آن‌ها را حلالش کن. خلاصه این را رویش فکر بکنید. خود شماها بهتر می‌دانید که چکار می‌شود کرد. حالا نمی‌گویم مثل تلگرام که ته این کانال را برمی‌دارد یه پیام تبلیغاتی این‌ها می‌گذارد که اصلاً دیگر خیلی گل‌درشت کار می‌کند. ولی می‌شود یه جوری مدیریت کرد که طرف تا می‌خواهد بیاید یه چرخی بزند تو ایتا، او اولین چیزی که دم دستش می‌آید، کانال‌ها کاملاً جهت‌دهی شده، مدیریت شده، با سوگیری ولی سوگیری درست. بر اساس منفعت و زد و بند و فلان و این‌ها نیست. بیاید برسد به اون چیزی که آخر او را متوجه دعا بکند، متوجه تضرع بکند یا اون چیزهایی که امیدبخش است، بشارت‌انگیز است. این دیگر به هر حال یه کاری است که شما هنر و مهارتی که دارید می‌توانید انجام بدهید.
ببخشید پرحرفی شد. البته حرف‌های ما خیلی بیشتر از این‌هاست. ان‌شاءالله توفیقی باشد، بعدها اگر بشود خدمت عزیزان برسیم، ان‌شاءالله بیشتر صحبت می‌کنیم. جان ما ساکن قمیم، الحمدلله. حالا ان‌شاءالله ببینیم حالا قم را که وعده دادند «دارالامان» در آخرالزمان. ان‌شاءالله این فتنه معنایش این نیستش که از جهت اقتصادی در امان است یا حتی از جهت سیاسی و شورش اجتماعی و این‌ها. اون چیزی که بیشتر مد نظر است، عرض کردم، فتنه اصلش «به هم ریختگی هویتی و اعتقادی» است. این تو قمیا جایی است که یه ثباتی دارد، یه استقراری دارد از جهت فکری شهر قم. این هم هست الحمدلله. ان‌شاءالله که برقرار باشد و ان‌شاءالله که از پس کار بر بیاید.
یه جمله دیگر هم بگویم. ترساندمتان. احساس عذاب وجدان دارم با این دلهره ورتان کنم. الان ما تو شرایط و زمانه‌ای هستیم که درسته که از این‌ور آسیب‌ها و فشارها و گرفتاری‌ها چند صد برابر شده، ولی ما در آستانه یعنی یه دروازه‌ای دارد خصوصاً از سمت غرب به سمت اسلام، به سمت شیعه، باز می‌شود که این نه تنها در تاریخ سابقه نداشته، اصلاً در محاسبات هیچ احدی نمی‌گنجد. این اتفاق بسیار عجیبی است که اصلاً تو محاسبات ماها نیست. شرایط هم شرایط آمریکاست هم رو به زوال. این را خود آن‌هایی که ساکن آمریکا هستند هم می‌گویند. و عجیب این است که پایاپای این شورش‌های داخلی ما، با شورش‌های داخلی آمریکا شروع شده. خیلی جالب است. منطقه هم که خوب منطقه به‌هم‌ریخته‌ای است. قطعاً بر اساس اون چیزی که ما وعده دادند، «ما وعد الله و رسوله»، فتنه‌های بعدی در لبنان و سوریه و عراق تا مرزهای محسنی. این چیزی است که در روایات ما به این سمت پیش خواهیم رفت. ولی «حرج الروم» یا به تعبیری «مارقة الروم» که جفتش در روایات آمده، یه اوضاعی را سر غربی‌ها سوار می‌کند که هرچی که تو دستشان است از مشتشان خارج می‌شود توسط مردم. و دور نیست ان‌شاءالله اون روزی که آمریکا اصلاً تو نقشه جایی دیده نشود. یعنی یه روزی باهاش مواجه خواهیم شد. ان‌شاءالله که دور نیست. چه کسی باورش نشود یه زمانی رو کره زمین یه حکومتی بوده به نام ایالات متحده آمریکا، یک کسی بوده به نام ترامپ، یا قدرت مطلقه ای بوده که هر غلطی دلش می‌خواسته می‌کرد! بعدی اون کلنگ پیغمبری که زد فرمود فتح روم و فتح فارس. ولی بعد از این گرفتاری‌های سنگینی است که ما از سر خواهیم گذراند. ان‌شاءالله خدا به ما هم این صبر و عنایت بکند. همه‌مان آمادگی را برای آن روز بزرگی که قرار است ما قمی‌ها نقش اساسی ایفا کنیم در نشر این حقایق در عالم. «مَن یُفجّر العِلم الی سائر البلاد». ان‌شاءالله بتوانیم هر دو تای این‌ها را به خوبی ایفا کنیم. به عنایت حضرت معصومه و اهل بیت. من عذرخواهی می‌کنم خیلی طولانی شد. هدیه محضر منور امیرالمؤمنین صلواتی.

------------------------------------

منابع:

[آیه قرآن] سوره احزاب، آیه 22 — «وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَأْتِيكُمُ الْفَتْحُ أَلَا إِنَّ مَعَ اللَّهِ لَوْنًا مِنَ الْفَتْحِ»

[آیه قرآن] سوره احزاب، آیه 23 — «وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا»

[آیه قرآن] سوره بقره، آیه 155 — «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ»

[آیه قرآن] سوره بقره، آیه 156 — «الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ»

[آیه قرآن] سوره احزاب، آیه 22 — «وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهِمْ وَتَرَكُوكَ قَائِمًا ۚ قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ ۚ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ»

[آیه قرآن] سوره احزاب، آیه 22 — «قَالَتِ الْمُؤْمِنَاتُ يَا رَبَّنَا إِنَّنَا نَرَاهُ وَنَرَاكَ وَنَحْسَبُكَ عَلَىٰ مَا نَعِدُكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ خَيْرًا ۚ فَاجْعَلْنَا مِنَ الْمُحْسِنِينَ»

[داستان/حکایت تاریخی] در جنگ احزاب وقتی قرار شد خندق بکنند، حضرت پیامبر (ص) کلنگ را زد و جرقه زد؛ سپس فرمود این فتح روم است، و وقتی دوباره زد گفت این فتح فارس است، در حالی که همه می‌گفتند این پیرمرد چه می‌گوید و امکان نداردhttps://islamquest.net.


[حدیث/روایت] امیرالمؤمنین (ع): «لیث من طلب الحق فطع کمند طلب البطل سبابه»
(نهج‌البلاغه، خطبه ۶۱).

[داستان/حکایت تاریخی] روایت شده که در فتنه‌های آخرالزمان، حتی مومنین درجه‌یک نیز ممکن است در برخی صحنه‌ها دچار شک و تردید شوند، مانند زمان امام حسن (ع) که برخی سپاهیان درجه‌یکش دچار تردید شدندhttps://farsi.khamenei.ir.

[داستان/حکایت تاریخی] روایت شده که امام صادق (ع) به شخصی گفت: «الان روزگار خوشته لذتش رو ببر؛ اون امر اگر بیاد دیگه این آسایش و راحتی رو نداریم» (إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات , جلد۵ , صفحه۱۳۵).


[حدیث/روایت] در روایات آمده که در آخرالزمان، در ولادت امام زمان (عج) شک می‌شود و برخی می‌گویند مرده، برخی می‌گویند اصلاً نیامده، برخی می‌گویند دروغ بودهhttps://fa.wikifeqh.ir.

[حدیث/روایت] امام علی (ع): «حقٌّ ثَقِيلٌ مَرِّ» (حق سنگین و تلخ است).
(نهج‌البلاغه، نامه۵۳).
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات غربالگری