متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
مناجاتی چند دقیقهای داشته باشیم. یک صلوات: «اللهم صل علی محمد و آل محمد، اللهم صل علی محمد و آل محمد، و عجل فرجهم.» و سه بار: «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم، حسبنا الله و نعم الوکیل، نعم المولی و نعم النصیر.»
«اللهم رب شهر رمضان الذی انزلت فیه القرآن، وافترضت علی عبادک فیه الصیام، صل علی محمد و آل محمد، و ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام، و اغفرلی تلک الذنوب العظام.»
همش یک شب دیگر وقت دارم که درخواست کنم: «واغفر لی تلک الذنوب العظام، فإنه لا یغفرها غیرک، یا رحمن، یا الله!»
همه صدا بزنیم: «الهی! الهی! الهی! الهی!»
وای اگر در حرم یار نمیخواست مرا، وای اگر در حرمش نمیخواست مرا.
سر بازار خریدار مرا، با چه شوقی بغلم کرد اول ماه؟ اصلاً انگار نه انگار نمیخواست مرا.
من همانم که خار همهام، اما او پیش مخلوق خودش خار نمیخواهد مرا.
به حساب نرسید، به حسابم آورد، او کریم است، بدهکار نمیخواهم.
بودم آلوده ولیکن دم در پاکم کرد. بودم آلوده ولیکن دم در پاک.
لطف، آغاز گنهکار نمیخواهد مرا. آشنای علیم، گرد و غبار، آشنای نجفم.
وای اگر حیدر کرار نمیخواست مرا. لباسم نای مرا، بی برو برگرد.
سرشکسته دم افطار نمیخواست... تشنهام کرد که یاد لب عطشان تا نگویند علمدار نمیخواست.
عاقبت کارگر شدم، شکر خدا. فاطمه نوکر سربار نمیخواهد مرا.
آن حسینی، یا الله! آن حسینی که سرش ریخت به هم بین... آن حسینی که سرش ریخت به هم بین وسط گرفتار نمیخواست.
نرو ف! اون آقایی که هر چه داشت گذاشت که ما از آتیش نجات پیدا کنیم.
تا اونجایی که خودش توی تنور خیمههاش، آتیش دامن بچههاش، آتیش گرفت.
چقدر این آقا کریمه! هر کاری کرد این مردم با خدا رفیق بشن، روبهراه بشن.
تا کجا برا ما مایه گذاشت؟ تا اونجایی که زن و بچهاش با دستههای بسته تحقیر شدن.
انقدر این زن و بچهها رو بین کوچهها چرخوندن.
روضهام همین یک خط باشه: زینب کبری به شمر فرمود: "اگه میشه این سر رو بیار جلوی این قاب."
چرا؟ "لخزینا من کثرت نظر الینا." نامحرمها نگاهمون کردن.
خیلی کوچک... حسین.
بسم الله الرحمن الرحیم.
افتتاح میخوانیم در این ساعت آخری که کم کم درهای مهمانی خدا بسته میشود. نمیدانم بخشیده شدهام؟ دارم خارج میشوم از این ماهی که به حالم که نگاه میکنم، میبینم فرقی با قبل ماه رمضون ندارم.
ای خدایی که ساحران فرعون را در چند دقیقه بالا بردی. خدایی که حُر را در چند دقیقه خریدی و آسمانی کردی، تو این چند دقیقه بارم پرواز بده.
از این معصیت و آلودگی رها کن. از این تعلقات آلوده خلاص کن.
به ما هم طعم مناجات را بچشان. شوق عبادت را نصیب کن.
سحر و بعد ماه رمضون با یک عشق و شوری از جا بلند شویم.
حال ما را هم خوب کن کریم. به آبروی آبرومندان درگاهت قسم میدهم. دست ما را هم...
"اللهم انی افتتح الثناء بحمدک و انت مسدد للصواب بمنتک، و انک انت ارحم الراحمین فی موضع العفو و الرحمه و اشد المعاقبين فی موضع النکال و النقمه و اعظم المتجبرین فی موضع الکبریاء و العظمه."
"اللهم و انت لی فی دعائک و مسئولیتک." تو اجازه دادی باهات حرف بزنم، اجازه دادی دست گدایی به سمتت دراز کنم، پس از حالا بهم گوش بده، بگذار باهات راحت حرف بزنم.
"و اجب یا رحیم و دعوتی." جواب بده. میدانم لایق جواب نیستم.
"گر سلامم را نمیگویی علیه، در جوابم لااقل دشنام ده."
جوابی! محلّی نکن. میدانم لایق نیستم به محل بزاری. هر چه بیشتر محل گذاشتی، از خودت وعده دادی. هر شب ماه رمضون به تعداد شبهای قبل...
هر چه به آخر ماه رمضون نزدیکتر میشویم، درهای کرم و رحمتت بیشتر باز میشود. کسی جا نمونه.
من از اوناییم که دقایق آخر اومدم، شبهای آخر اومدم. میدانم رد نمیکنی.
اگه بنا بود رد کنی، ابی عبدالله حرّ رو رد میکرد. ولی وقتی نگاه کردید حرّ با سر پایین اومده، سر به زیر، شرمنده است، فرمود: ارفع سرت رو بالا بگیر، خوشحال باش. میری و...
"و قل یا غفور عثرتی، فکم یا الهی من کربه قد فرجتها."
چقدر تجربه کردم تو زندگی به بن بست خوردم. خیالم این بود دیگه این گره باز نمیشه. دیدم تو این گره رو باز کردی.
"و عمو ما قد کشفتها." چه غمهای بزرگی رو دلم مینشست تو برطرف کردی.
تو همون خدایی، ولی من اون بنده نیستم. خیلی خراب کردم. ولی ناامید نیستم.
پشیمونم، به درگاه تو رو آوردم.
"قد اقلته برحمه نشرتها، و حللت بلاء." انقدر فکر...
"الحمدلله الذی لم یتخذ صاحبه و لا ولدا، ولم یکن له شریک فی الملک، و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا."
"الحمدلله بجمیع محامده کله، علی جمیع نعمه کله."
کلمات سادهای که ما میگیم: بابت همه نعمتها حمدت میکنم.
توی روایت داره: همینو بنده به زبون میاره، خدای متعال میفرماید: ازش همینو قبول کردم. شکر همه نعمتها رو ازش پذیرفتم به همین یک کلمه.
میدونه من دروغ میگم. میدونه این ادعا خیلی گندهتر از دهنه.
انقدر کریم. همین بابت همه نعمتها شکر میگه. قبول شد.
شکر همه مهمان کریم بودیم، مهمان تمام.
"الحمدلله و لا مضاد له فی ملک و لا منازع له فی امر. الحمدلله الذی لا شریک له فی خلقه و لا شبیه له فی عظمته. الحمدلله الفاشی فی الخلق امره، الظاهر بالکرم، الباسط بالجود، الذی لا تنقص خزائنه و لا تزیده کثره الا عطا و جودا، انه هو العزیز الوهاب."
"اللهم انی اسئلک قلیلا من کثیر، مع حاجه بی الیه عظیمه، و غناک عنه قدیم، و هو علی سهل و یسیر."
"اللهم ان عفوک عن ذنبی، و تجاوزک عن خطیئتی، و سترک علی قبیح عملی، و حلمک عن کثیر جرمی، عندما کان من خطایی و عمدی، أطمعنی فی أن اسئلک ما لا استوجبه منک، الذی رزقتنی من رحمتک، و اریتنی من قدرتک، و عرفتنی من اجابتک."
"فصرت ادعوک آمنا، و اسئلک مستأنسا، لا خائفا و لا و جلا، مدلا علیک فیما قصدت فیه."
یه جوری باهام رفتار کردی، هر وقتم ازت درخواستی داشتم، زبونم دراز بود.
انگار من منت میذاشتم که دارم ازت درخواست میکنم.
"فإن ابطا عنی عتبت بجهلی." اگه یکم طول میکشید برآورده شدن حاجتم، شروع میکردم سرزنش کردن، سر و صدا راه انداختن.
"و لعل الذی ابطا عنی هو خیر لی." در حالی که اونی که عقب میافتاد، خیر بود برام که تو برام در نظر میگرفتی.
میدونستی مصلحتم نیست بهم برسه. ولی من اینطور بیتابی میکردم و باهات بد رفتاری.
"فلم ارَ مولیً کریمًا اصبر علی عبد لئیم منک علیّه."
انقدر مولای بزرگوار و انقدر خوب باشه. تا حالا تو عمرم ندیدم که با همچین بنده نافهم بیارزشی، انقدر مدارا کنه. انقدر راه بیاد. انقدر به آه دلش باشه.
"انّک تدعونی" هر وقت صدام زدی، بیمحلی که هیچ. خواستی سر رفاقتو باهام باز کنی، "فأدْبَرُ عنک." باهات دشمنی کردم.
"و تتودد الی فلا اقبل منک." هی بهم محبت میکردی، دست رو سر و گوشم میکشیدی، محل نمیذاشتم. قبول نمیکردم.
انگار تو بدهکار منی، من طلبکارم.
"فلم یمنع کذالک من الرحمة لی و الإحسان الی و التفضل علی بجودک و کرمک."
این همه رو از من دیدی، بازم دست برنداشتی از محبت و احسان.
"فارحم عبدک الجاهل، و جُد علیه بفضل احسانک، انک جواد کریم."
تو خیلی آقایی. تو خیلی بخشندهای.
"الحمدلله مالک الملک، مجری الفلک، مسخر الریاح، فالق الإصباح، دیان الدین، رب العالمین."
"الحمدلله علی حلمه بعد علمه. و الحمدلله علی عفوه بعد قدرته. و الحمدلله علی طول اناته فی غضبه، و هو قادر علی ما یرید."
"الحمدلله خالق الخلق، باسط الرزق، فالق الإصباح، ذی الجلال و الاکرام و الفضل و الانعام، الذی بعد فلا یُرى و قَرُب فشَهِدَ. تبارک و تعالی."
"الحمدلله الذی لیس له منازع یعادله، و لا شبیه یشاکله، و لا ظهیر یُعاضده. قهر بعزته الأعزاء، و تواضع لعظمته العظماء، فبلغ بقدرته ما یشاء."
"الحمدلله الذی یجیبنی حين اناديه."
فدای اونی بشم که هر وقت صداش کردم، جوابمو داد.
هر چه معصیت کردم، بازم عیب و ایرادامو از چشم بقیه پوشاند.
"و یعظم النعمه علیّ فلا اجازیه." بدون اینکه کاری براش کنم، هی نعمتهاش رو برام بیشتر کرد.
"فکم من موهبة هَنیئة قد أعطانی، و عظیمة مخوفه قد کفانی، و بهجة مونقة قد أرانی، فاثنی علیه و اذکره."
"الحمدلله الذی لا یهتک حجابه، و لا یغلق بابه." فدای اون خدایی که هیچ وقت در خونش بسته نیست. برای هر کسی، تو هر شرایط و وقتی، در خونه بازه.
"و لا یرد سائله." هیچ وقت کسی ناامید از در خونش برنمیگرده.
"الحمدلله الذی یؤمن الخائفین. و ینجی الصالحین. و یرفع المستضعفین، و یضع المستکبرین، و یهلک ملوکا و یستخلف آخرین."
"الحمدلله قاصم الجبارین، مبیر الظالمین، مدرک الهاربین، نکال الظالمین، صریخ المستصرخین، موضع حاجات الطالبین، معتمد المؤمنین."
"الحمدلله الذی من خشیته ترعد السماء و سکانها، و ترجف الارض و عمارها، و تموج البحار و من یسبح فی غَمَراتها."
"الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا أن هدانا الله."
"الحمدلله الذی یخلق و لا یخلق. و یرزق و لا یرزق. و یطعم و لا یطعم. و یمیت الاحیاء و یحی الموتی. و هو حی لا یموت. بیده الخیر و هو علی کل شی قدیر."
"اللهم صل علی محمد عبدک و رسولک، و صاحبک و حبیبک، و خیرتک من خلقک، و حافظ سرک و مبلغ رسالاتک."
"افضل و احسن و اجمل و اکمل و ازکی و انمی و اطیب و اوفی و اکثر ما صلیت و بارکت و ترحمت و تحننت و سلمت علی احد من عبادک و انبیائک و رسلک و صفوتک و اهل الکرامته من خلقک."
"اللهم و صل علی علی امیرالمؤمنین و وصی رسول رب العالمین، عبدک و ولیک و أخی رسولک و حجتک علی خلقتک، و امانتک الکبری و النبأ العظیم."
"و صل علی الصدیقه الطاهره فاطمه سیده نساء العالمین."
"و صل علی سبطی الرحمه و امامی الهدی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه."
"و صل علی ائمه المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف الهادی المهدی حججک علی عبادک و امناءک فی بلادک صلوه کثیره دائمه."
"اللهم و صل علی ولی امرک القائم المؤمل و العدل المنتظر و حفه بملائکته المقربین و ایده بروح القدس یا رب العالمین."
"اللهم اجعله الداعی الی کتابک و القائم ب دینک استخلفه فی الارض کما استخلفت الذین من قبله، و مکّن له دینه الذی ارتضیته له، ابدله من بعد خوفه أمنا یعبدک لا یشرک بک شیئا."
"اللهم اعزه و اعزز به و انصره و انتصر به و انصره نصرا عزیزا و افتح له فتحا یسیرا و اجعل له من لدنک سلطانا نصیرا."
"اللهم اظهر به دینک و سنت نبیک حتی لا یستخفی بشیء من الحق مخافه احد من الخلق."
"اللهم إنا نرغب الیک فی دوله کریمه، تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فیها من الدعاه الی طاعتک و القاده الی سبیلک و ترزقنا بها کرامه الدنیا و الاخره."
"اللهم ما عرفتنا من الحق فحملناه و و ما قصرنا فبلغنا."
از همه اونهایی که جا موندیم، عقب موندیم، ما را به آنها برسان.
"اللهمّ إلمّ به شعثنا و اشعب به صدعنا و ارتق به فتقنا و کثر به قلتنا و اعزز به ذلتنا و أغْنِ به عائلنا و یسر به عسرنا و بیض به وجوهنا و فک به اسرنا و انجح به طلبتنا و انجز به مواعيدنا و استجب به دعواتنا و أعطنا به من الدنیا و الاخره مالنا و أعطنا فوق رغبتنا یا خیر المسئولین و أوسع المعطین و اشف به صدورنا و اذهب به غیظ قلوبنا و اهدنا به لما اختلف فیه من الحق انک تهدی من تشاء الی صراط مستقیم و انصرنا به علی عدوک و عدونا اله الحق آمین."
به یاد مردم مظلوم غزه، مردم لبنان، مردم یمن، همه مظلومین و مستضعفین عالم.
"اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله و غیبه ولینا، و کثره عدونا، و قلت عددنا."
روز به روز همه اینا رو بهتر درک میکنیم. هم از آقامون دوریم، هم دشمنمون زیاده. روز به روز غریبتر و تنهاتر میشیم.
"و شده الفتن بنا." روز به روز فتنهها رنگارنگتر و سختتر.
"و تظاهر الزمان علینا، فصل علی محمد و آله. و اعنا علی ذلک بفتح منک تعجله، و بضر منک تکشفه، و نصر سلطان حق تظهره، و رحمه منک تجللناها، و عافیه منک تلبسنا. برحمتک یا ارحم الراحمین."
شبای آخر ماه رمضون برگردم به همون روضهای که اول شروع کردم.
خیلیها التماس دعا دارن. حاجتهایی دارن. گرههای کوری به زندگیشون هست. واقعاً چشمشون به دعای بقیهست.
با همین اشکی که ریختی و حالی که داشتی، چند قطرهای برای ارباب گریه کنیم.
از ماه رحمت داریم خارج میشیم. با یاد "رحمةالله الواسعه" خارج بشیم.
"السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک. علیک منی سلام الله ابدا ما بقیتُ و بقی اللیل و النهار."
چقدر دوست داشتیم شب عید فطر مهمونت باشیم آقا جان.
"و لا جعله الله آخر العهد لزیارتک."
"السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین."
مادر سلام مادر سلام!
"خانه خولی چه میکنی ای گنج در خزانه خولی میکنی؟"
من آمدم در آرمت از کنج این تنور، با بازوی کبود عزیزم. بازوی کبود عزیزم.
"ولی مادر فدای چانه آتش، لبای خشک، با سر نیزه، دست شکسته، بر رویت کشیدم، خاکستر تنور ز مویت کشیدم."
یالا یالا با چوب یا وسیله دیگر انترناشیانه. چرا سر بریدن باید چقدر کار به دعوا کشید؟
روی لبان تو چه کسی بر روی انجنی که گل بوسه... حالا ۱۲ اثر دیدم. یک زخم زخم نه زخمت لب به لب است.
یالا عذر میخوام یا امام رضا از شما. یک زخم نه دو زخمت لب به لب است.
اینقدر نیزه خورده نامرتبم. ای جان به لب رسیده بگو پیکرت آن یار و جان به لب شدان خواهرت کجاست؟ کجاست او را به سوی کوفه پریشان میآورد. نام عریان میآورد.
من دلم میاد این روضه رو بخونم؟ نه دلم میاد، نه یادمم نمیاد تا حالا این طور گفته باشم. شاید ماه رمضون.
بگذار سفره ماه رمضونمون با این روضه جمع بشه. اگه دیگه بعد این ماه رمضون زنده نموندیم، آخرین اعمال ماه مبارک برامون اشک برای این روضه رو نوشته.
میثم تمار در زندان به مختار بشارت داد: تو از این زندان آزاد میشی از دست عبیدالله. یه روزی میاد قاتل حسین رو میکشند. سرش رو برا تو میفرستن. وقتی داری غذا میخوری سرش براتو میاد. اون وقتی که سر عبیدالله رو دیدی، با پا رو صورت او قدم میزنی.
این بشارتی بود که میثم داد به مختار. همینم شد.
مشغول غذا بود، سر عبیدالله رو براش آوردن. با پا مقداری رو این صورت قدم گذاشت. کفششو پرت کرد گفت: "کفشم آتیش بزنید نجس شد، به این صورت."
یه جملهایه نمیدونم بگم یا نه. هر چی بادا باد. چرا این کار رو کرد؟ آخه این تقاص همین کاری بود که عبیدالله با سر...
همش همین یه جمله امام رضاست: "اذلّ عزیزنا ب ارض کربلا، و کربلا عزیز ما رو ذلیل کرد."
"لعنت الله علی القوم الظالمین الذین ظلموا آل محمد."
"ینقلب ینقلب. اللهم و ندعوا باسمک العظیم الاعظم الاکرم الاجّل."
"یا الله، یا رحمان و یا رحیم، یا مقلب القلوب. ثبت قلوبنا علی دینک. انک علی کل شیء قدیر."
"الهی یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یا فاطر بحق فاطمه، یا محسن بحق الحسن، یا قدیم الاحسان بحق الحسین."
"اللهم عجل لولیک الفرج." خدایا فرج آقامون امام زمان را برسان.
عمر ما نوکر حضرتش قرار بده. نسل ما نوکران حضرتش قرار بده.
اموات ما، شهدا، فقها، امام راحل، حقوق ارحام، التماسکنندگان دعا، سر سفره رحمت ابی عبدالله مهمان بفرما.
شب اول قبر ابی عبدالله به فریادمان برسان.
شرّ ظالمین به خودشان برگردان.
دشمنان دین، قرآن، انقلاب، ولایت، اگر قابل هدایت نیستند، نیست و نابود بفرما.
رهبر عزیزمان حفظ و نصرت عنایت بفرما.
آمریکا و اسرائیل جنایتکار نیست و نابود بفرما.
حاجات مسلمین ب فضل و کرمت برآورده بفرما.
در دنیا زیارت، در آخرت شفاعت اهل بیت به ما بفرما.
هر چه گفتیم و صلاح ما بود و هر چه نگفتی و صلاح ما میدانیم، برای ما رقم بزن. "بانبی و رحم الله من قرأ الفاتحه."
مناجاتی چند دقیقهای داشته باشیم. یک صلوات: «اللهم صل علی محمد و آل محمد، اللهم صل علی محمد و آل محمد، و عجل فرجهم.» و سه بار: «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم، حسبنا الله و نعم الوکیل، نعم المولی و نعم النصیر.»
«اللهم رب شهر رمضان الذی انزلت فیه القرآن، وافترضت علی عبادک فیه الصیام، صل علی محمد و آل محمد، و ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام، و اغفرلی تلک الذنوب العظام.»
همش یک شب دیگر وقت دارم که درخواست کنم: «واغفر لی تلک الذنوب العظام، فإنه لا یغفرها غیرک، یا رحمن، یا الله!»
همه صدا بزنیم: «الهی! الهی! الهی! الهی!»
وای اگر در حرم یار نمیخواست مرا، وای اگر در حرمش نمیخواست مرا.
سر بازار خریدار مرا، با چه شوقی بغلم کرد اول ماه؟ اصلاً انگار نه انگار نمیخواست مرا.
من همانم که خار همهام، اما او پیش مخلوق خودش خار نمیخواهد مرا.
به حساب نرسید، به حسابم آورد، او کریم است، بدهکار نمیخواهم.
بودم آلوده ولیکن دم در پاکم کرد. بودم آلوده ولیکن دم در پاک.
لطف، آغاز گنهکار نمیخواهد مرا. آشنای علیم، گرد و غبار، آشنای نجفم.
وای اگر حیدر کرار نمیخواست مرا. لباسم نای مرا، بی برو برگرد.
سرشکسته دم افطار نمیخواست... تشنهام کرد که یاد لب عطشان تا نگویند علمدار نمیخواست.
عاقبت کارگر شدم، شکر خدا. فاطمه نوکر سربار نمیخواهد مرا.
آن حسینی، یا الله! آن حسینی که سرش ریخت به هم بین... آن حسینی که سرش ریخت به هم بین وسط گرفتار نمیخواست.
نرو ف! اون آقایی که هر چه داشت گذاشت که ما از آتیش نجات پیدا کنیم.
تا اونجایی که خودش توی تنور خیمههاش، آتیش دامن بچههاش، آتیش گرفت.
چقدر این آقا کریمه! هر کاری کرد این مردم با خدا رفیق بشن، روبهراه بشن.
تا کجا برا ما مایه گذاشت؟ تا اونجایی که زن و بچهاش با دستههای بسته تحقیر شدن.
انقدر این زن و بچهها رو بین کوچهها چرخوندن.
روضهام همین یک خط باشه: زینب کبری به شمر فرمود: "اگه میشه این سر رو بیار جلوی این قاب."
چرا؟ "لخزینا من کثرت نظر الینا." نامحرمها نگاهمون کردن.
خیلی کوچک... حسین.
بسم الله الرحمن الرحیم.
افتتاح میخوانیم در این ساعت آخری که کم کم درهای مهمانی خدا بسته میشود. نمیدانم بخشیده شدهام؟ دارم خارج میشوم از این ماهی که به حالم که نگاه میکنم، میبینم فرقی با قبل ماه رمضون ندارم.
ای خدایی که ساحران فرعون را در چند دقیقه بالا بردی. خدایی که حُر را در چند دقیقه خریدی و آسمانی کردی، تو این چند دقیقه بارم پرواز بده.
از این معصیت و آلودگی رها کن. از این تعلقات آلوده خلاص کن.
به ما هم طعم مناجات را بچشان. شوق عبادت را نصیب کن.
سحر و بعد ماه رمضون با یک عشق و شوری از جا بلند شویم.
حال ما را هم خوب کن کریم. به آبروی آبرومندان درگاهت قسم میدهم. دست ما را هم...
"اللهم انی افتتح الثناء بحمدک و انت مسدد للصواب بمنتک، و انک انت ارحم الراحمین فی موضع العفو و الرحمه و اشد المعاقبين فی موضع النکال و النقمه و اعظم المتجبرین فی موضع الکبریاء و العظمه."
"اللهم و انت لی فی دعائک و مسئولیتک." تو اجازه دادی باهات حرف بزنم، اجازه دادی دست گدایی به سمتت دراز کنم، پس از حالا بهم گوش بده، بگذار باهات راحت حرف بزنم.
"و اجب یا رحیم و دعوتی." جواب بده. میدانم لایق جواب نیستم.
"گر سلامم را نمیگویی علیه، در جوابم لااقل دشنام ده."
جوابی! محلّی نکن. میدانم لایق نیستم به محل بزاری. هر چه بیشتر محل گذاشتی، از خودت وعده دادی. هر شب ماه رمضون به تعداد شبهای قبل...
هر چه به آخر ماه رمضون نزدیکتر میشویم، درهای کرم و رحمتت بیشتر باز میشود. کسی جا نمونه.
من از اوناییم که دقایق آخر اومدم، شبهای آخر اومدم. میدانم رد نمیکنی.
اگه بنا بود رد کنی، ابی عبدالله حرّ رو رد میکرد. ولی وقتی نگاه کردید حرّ با سر پایین اومده، سر به زیر، شرمنده است، فرمود: ارفع سرت رو بالا بگیر، خوشحال باش. میری و...
"و قل یا غفور عثرتی، فکم یا الهی من کربه قد فرجتها."
چقدر تجربه کردم تو زندگی به بن بست خوردم. خیالم این بود دیگه این گره باز نمیشه. دیدم تو این گره رو باز کردی.
"و عمو ما قد کشفتها." چه غمهای بزرگی رو دلم مینشست تو برطرف کردی.
تو همون خدایی، ولی من اون بنده نیستم. خیلی خراب کردم. ولی ناامید نیستم.
پشیمونم، به درگاه تو رو آوردم.
"قد اقلته برحمه نشرتها، و حللت بلاء." انقدر فکر...
"الحمدلله الذی لم یتخذ صاحبه و لا ولدا، ولم یکن له شریک فی الملک، و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا."
"الحمدلله بجمیع محامده کله، علی جمیع نعمه کله."
کلمات سادهای که ما میگیم: بابت همه نعمتها حمدت میکنم.
توی روایت داره: همینو بنده به زبون میاره، خدای متعال میفرماید: ازش همینو قبول کردم. شکر همه نعمتها رو ازش پذیرفتم به همین یک کلمه.
میدونه من دروغ میگم. میدونه این ادعا خیلی گندهتر از دهنه.
انقدر کریم. همین بابت همه نعمتها شکر میگه. قبول شد.
شکر همه مهمان کریم بودیم، مهمان تمام.
"الحمدلله و لا مضاد له فی ملک و لا منازع له فی امر. الحمدلله الذی لا شریک له فی خلقه و لا شبیه له فی عظمته. الحمدلله الفاشی فی الخلق امره، الظاهر بالکرم، الباسط بالجود، الذی لا تنقص خزائنه و لا تزیده کثره الا عطا و جودا، انه هو العزیز الوهاب."
"اللهم انی اسئلک قلیلا من کثیر، مع حاجه بی الیه عظیمه، و غناک عنه قدیم، و هو علی سهل و یسیر."
"اللهم ان عفوک عن ذنبی، و تجاوزک عن خطیئتی، و سترک علی قبیح عملی، و حلمک عن کثیر جرمی، عندما کان من خطایی و عمدی، أطمعنی فی أن اسئلک ما لا استوجبه منک، الذی رزقتنی من رحمتک، و اریتنی من قدرتک، و عرفتنی من اجابتک."
"فصرت ادعوک آمنا، و اسئلک مستأنسا، لا خائفا و لا و جلا، مدلا علیک فیما قصدت فیه."
یه جوری باهام رفتار کردی، هر وقتم ازت درخواستی داشتم، زبونم دراز بود.
انگار من منت میذاشتم که دارم ازت درخواست میکنم.
"فإن ابطا عنی عتبت بجهلی." اگه یکم طول میکشید برآورده شدن حاجتم، شروع میکردم سرزنش کردن، سر و صدا راه انداختن.
"و لعل الذی ابطا عنی هو خیر لی." در حالی که اونی که عقب میافتاد، خیر بود برام که تو برام در نظر میگرفتی.
میدونستی مصلحتم نیست بهم برسه. ولی من اینطور بیتابی میکردم و باهات بد رفتاری.
"فلم ارَ مولیً کریمًا اصبر علی عبد لئیم منک علیّه."
انقدر مولای بزرگوار و انقدر خوب باشه. تا حالا تو عمرم ندیدم که با همچین بنده نافهم بیارزشی، انقدر مدارا کنه. انقدر راه بیاد. انقدر به آه دلش باشه.
"انّک تدعونی" هر وقت صدام زدی، بیمحلی که هیچ. خواستی سر رفاقتو باهام باز کنی، "فأدْبَرُ عنک." باهات دشمنی کردم.
"و تتودد الی فلا اقبل منک." هی بهم محبت میکردی، دست رو سر و گوشم میکشیدی، محل نمیذاشتم. قبول نمیکردم.
انگار تو بدهکار منی، من طلبکارم.
"فلم یمنع کذالک من الرحمة لی و الإحسان الی و التفضل علی بجودک و کرمک."
این همه رو از من دیدی، بازم دست برنداشتی از محبت و احسان.
"فارحم عبدک الجاهل، و جُد علیه بفضل احسانک، انک جواد کریم."
تو خیلی آقایی. تو خیلی بخشندهای.
"الحمدلله مالک الملک، مجری الفلک، مسخر الریاح، فالق الإصباح، دیان الدین، رب العالمین."
"الحمدلله علی حلمه بعد علمه. و الحمدلله علی عفوه بعد قدرته. و الحمدلله علی طول اناته فی غضبه، و هو قادر علی ما یرید."
"الحمدلله خالق الخلق، باسط الرزق، فالق الإصباح، ذی الجلال و الاکرام و الفضل و الانعام، الذی بعد فلا یُرى و قَرُب فشَهِدَ. تبارک و تعالی."
"الحمدلله الذی لیس له منازع یعادله، و لا شبیه یشاکله، و لا ظهیر یُعاضده. قهر بعزته الأعزاء، و تواضع لعظمته العظماء، فبلغ بقدرته ما یشاء."
"الحمدلله الذی یجیبنی حين اناديه."
فدای اونی بشم که هر وقت صداش کردم، جوابمو داد.
هر چه معصیت کردم، بازم عیب و ایرادامو از چشم بقیه پوشاند.
"و یعظم النعمه علیّ فلا اجازیه." بدون اینکه کاری براش کنم، هی نعمتهاش رو برام بیشتر کرد.
"فکم من موهبة هَنیئة قد أعطانی، و عظیمة مخوفه قد کفانی، و بهجة مونقة قد أرانی، فاثنی علیه و اذکره."
"الحمدلله الذی لا یهتک حجابه، و لا یغلق بابه." فدای اون خدایی که هیچ وقت در خونش بسته نیست. برای هر کسی، تو هر شرایط و وقتی، در خونه بازه.
"و لا یرد سائله." هیچ وقت کسی ناامید از در خونش برنمیگرده.
"الحمدلله الذی یؤمن الخائفین. و ینجی الصالحین. و یرفع المستضعفین، و یضع المستکبرین، و یهلک ملوکا و یستخلف آخرین."
"الحمدلله قاصم الجبارین، مبیر الظالمین، مدرک الهاربین، نکال الظالمین، صریخ المستصرخین، موضع حاجات الطالبین، معتمد المؤمنین."
"الحمدلله الذی من خشیته ترعد السماء و سکانها، و ترجف الارض و عمارها، و تموج البحار و من یسبح فی غَمَراتها."
"الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا أن هدانا الله."
"الحمدلله الذی یخلق و لا یخلق. و یرزق و لا یرزق. و یطعم و لا یطعم. و یمیت الاحیاء و یحی الموتی. و هو حی لا یموت. بیده الخیر و هو علی کل شی قدیر."
"اللهم صل علی محمد عبدک و رسولک، و صاحبک و حبیبک، و خیرتک من خلقک، و حافظ سرک و مبلغ رسالاتک."
"افضل و احسن و اجمل و اکمل و ازکی و انمی و اطیب و اوفی و اکثر ما صلیت و بارکت و ترحمت و تحننت و سلمت علی احد من عبادک و انبیائک و رسلک و صفوتک و اهل الکرامته من خلقک."
"اللهم و صل علی علی امیرالمؤمنین و وصی رسول رب العالمین، عبدک و ولیک و أخی رسولک و حجتک علی خلقتک، و امانتک الکبری و النبأ العظیم."
"و صل علی الصدیقه الطاهره فاطمه سیده نساء العالمین."
"و صل علی سبطی الرحمه و امامی الهدی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه."
"و صل علی ائمه المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف الهادی المهدی حججک علی عبادک و امناءک فی بلادک صلوه کثیره دائمه."
"اللهم و صل علی ولی امرک القائم المؤمل و العدل المنتظر و حفه بملائکته المقربین و ایده بروح القدس یا رب العالمین."
"اللهم اجعله الداعی الی کتابک و القائم ب دینک استخلفه فی الارض کما استخلفت الذین من قبله، و مکّن له دینه الذی ارتضیته له، ابدله من بعد خوفه أمنا یعبدک لا یشرک بک شیئا."
"اللهم اعزه و اعزز به و انصره و انتصر به و انصره نصرا عزیزا و افتح له فتحا یسیرا و اجعل له من لدنک سلطانا نصیرا."
"اللهم اظهر به دینک و سنت نبیک حتی لا یستخفی بشیء من الحق مخافه احد من الخلق."
"اللهم إنا نرغب الیک فی دوله کریمه، تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فیها من الدعاه الی طاعتک و القاده الی سبیلک و ترزقنا بها کرامه الدنیا و الاخره."
"اللهم ما عرفتنا من الحق فحملناه و و ما قصرنا فبلغنا."
از همه اونهایی که جا موندیم، عقب موندیم، ما را به آنها برسان.
"اللهمّ إلمّ به شعثنا و اشعب به صدعنا و ارتق به فتقنا و کثر به قلتنا و اعزز به ذلتنا و أغْنِ به عائلنا و یسر به عسرنا و بیض به وجوهنا و فک به اسرنا و انجح به طلبتنا و انجز به مواعيدنا و استجب به دعواتنا و أعطنا به من الدنیا و الاخره مالنا و أعطنا فوق رغبتنا یا خیر المسئولین و أوسع المعطین و اشف به صدورنا و اذهب به غیظ قلوبنا و اهدنا به لما اختلف فیه من الحق انک تهدی من تشاء الی صراط مستقیم و انصرنا به علی عدوک و عدونا اله الحق آمین."
به یاد مردم مظلوم غزه، مردم لبنان، مردم یمن، همه مظلومین و مستضعفین عالم.
"اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله و غیبه ولینا، و کثره عدونا، و قلت عددنا."
روز به روز همه اینا رو بهتر درک میکنیم. هم از آقامون دوریم، هم دشمنمون زیاده. روز به روز غریبتر و تنهاتر میشیم.
"و شده الفتن بنا." روز به روز فتنهها رنگارنگتر و سختتر.
"و تظاهر الزمان علینا، فصل علی محمد و آله. و اعنا علی ذلک بفتح منک تعجله، و بضر منک تکشفه، و نصر سلطان حق تظهره، و رحمه منک تجللناها، و عافیه منک تلبسنا. برحمتک یا ارحم الراحمین."
شبای آخر ماه رمضون برگردم به همون روضهای که اول شروع کردم.
خیلیها التماس دعا دارن. حاجتهایی دارن. گرههای کوری به زندگیشون هست. واقعاً چشمشون به دعای بقیهست.
با همین اشکی که ریختی و حالی که داشتی، چند قطرهای برای ارباب گریه کنیم.
از ماه رحمت داریم خارج میشیم. با یاد "رحمةالله الواسعه" خارج بشیم.
"السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک. علیک منی سلام الله ابدا ما بقیتُ و بقی اللیل و النهار."
چقدر دوست داشتیم شب عید فطر مهمونت باشیم آقا جان.
"و لا جعله الله آخر العهد لزیارتک."
"السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین."
مادر سلام مادر سلام!
"خانه خولی چه میکنی ای گنج در خزانه خولی میکنی؟"
من آمدم در آرمت از کنج این تنور، با بازوی کبود عزیزم. بازوی کبود عزیزم.
"ولی مادر فدای چانه آتش، لبای خشک، با سر نیزه، دست شکسته، بر رویت کشیدم، خاکستر تنور ز مویت کشیدم."
یالا یالا با چوب یا وسیله دیگر انترناشیانه. چرا سر بریدن باید چقدر کار به دعوا کشید؟
روی لبان تو چه کسی بر روی انجنی که گل بوسه... حالا ۱۲ اثر دیدم. یک زخم زخم نه زخمت لب به لب است.
یالا عذر میخوام یا امام رضا از شما. یک زخم نه دو زخمت لب به لب است.
اینقدر نیزه خورده نامرتبم. ای جان به لب رسیده بگو پیکرت آن یار و جان به لب شدان خواهرت کجاست؟ کجاست او را به سوی کوفه پریشان میآورد. نام عریان میآورد.
من دلم میاد این روضه رو بخونم؟ نه دلم میاد، نه یادمم نمیاد تا حالا این طور گفته باشم. شاید ماه رمضون.
بگذار سفره ماه رمضونمون با این روضه جمع بشه. اگه دیگه بعد این ماه رمضون زنده نموندیم، آخرین اعمال ماه مبارک برامون اشک برای این روضه رو نوشته.
میثم تمار در زندان به مختار بشارت داد: تو از این زندان آزاد میشی از دست عبیدالله. یه روزی میاد قاتل حسین رو میکشند. سرش رو برا تو میفرستن. وقتی داری غذا میخوری سرش براتو میاد. اون وقتی که سر عبیدالله رو دیدی، با پا رو صورت او قدم میزنی.
این بشارتی بود که میثم داد به مختار. همینم شد.
مشغول غذا بود، سر عبیدالله رو براش آوردن. با پا مقداری رو این صورت قدم گذاشت. کفششو پرت کرد گفت: "کفشم آتیش بزنید نجس شد، به این صورت."
یه جملهایه نمیدونم بگم یا نه. هر چی بادا باد. چرا این کار رو کرد؟ آخه این تقاص همین کاری بود که عبیدالله با سر...
همش همین یه جمله امام رضاست: "اذلّ عزیزنا ب ارض کربلا، و کربلا عزیز ما رو ذلیل کرد."
"لعنت الله علی القوم الظالمین الذین ظلموا آل محمد."
"ینقلب ینقلب. اللهم و ندعوا باسمک العظیم الاعظم الاکرم الاجّل."
"یا الله، یا رحمان و یا رحیم، یا مقلب القلوب. ثبت قلوبنا علی دینک. انک علی کل شیء قدیر."
"الهی یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یا فاطر بحق فاطمه، یا محسن بحق الحسن، یا قدیم الاحسان بحق الحسین."
"اللهم عجل لولیک الفرج." خدایا فرج آقامون امام زمان را برسان.
عمر ما نوکر حضرتش قرار بده. نسل ما نوکران حضرتش قرار بده.
اموات ما، شهدا، فقها، امام راحل، حقوق ارحام، التماسکنندگان دعا، سر سفره رحمت ابی عبدالله مهمان بفرما.
شب اول قبر ابی عبدالله به فریادمان برسان.
شرّ ظالمین به خودشان برگردان.
دشمنان دین، قرآن، انقلاب، ولایت، اگر قابل هدایت نیستند، نیست و نابود بفرما.
رهبر عزیزمان حفظ و نصرت عنایت بفرما.
آمریکا و اسرائیل جنایتکار نیست و نابود بفرما.
حاجات مسلمین ب فضل و کرمت برآورده بفرما.
در دنیا زیارت، در آخرت شفاعت اهل بیت به ما بفرما.
هر چه گفتیم و صلاح ما بود و هر چه نگفتی و صلاح ما میدانیم، برای ما رقم بزن. "بانبی و رحم الله من قرأ الفاتحه."
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات دعای افتتاح
دعای افتتاح
دعای افتتاح
در حال بارگذاری نظرات...