معرفی
پر شدن جهان از ظلم به معنای مجوز فساد نیست؛ منتظران مصلح هرچند در اقلیتند، ولی باید صالح باشند.
اگر قرار بر اصلاح جهان با «معجزه» بود، دوازده قرن غیبت و رنج شیعه معنایی نداشت
به روایت معصوم؛ خودتان را حتی با سینهخیز رفتن روی برف و آتش به پرچم قیام خراسانیان برسانید
پرچمداران مشرقزمین اتمام حجت میکنند، سپس شمشیرها را برای سپردن انقلاب به صاحب اصلی میبندند
امام زمان (عج) محبوس در غیبت نیست؛ این کوردلان هستند که محروم از دیدار یارند
اینترنت بدون فیلتر برای مسئولان، تبعیض ارزی و «رانتهای حکومتی»؛ عامل اصلی خشم مردم!
کسی که در خانه به زن و فرزند خود ظلم میکند، لافِ یاریِ عدالتگستر جهانی نزند!
ردپای «سحر و جادوی یهود» در اغتشاشات اخیر؛ دشمن برای براندازی به نیروهای شرور ماورایی متوسل شده است
هشدار!؛ بهائیت برادر دوقلوی صهیونیسم است؛ مراقب نفوذ خزنده این فرقه ضالّه در مهدکودکها و مدارس باشید.
اگر قرار بر اصلاح جهان با «معجزه» بود، دوازده قرن غیبت و رنج شیعه معنایی نداشت
به روایت معصوم؛ خودتان را حتی با سینهخیز رفتن روی برف و آتش به پرچم قیام خراسانیان برسانید
پرچمداران مشرقزمین اتمام حجت میکنند، سپس شمشیرها را برای سپردن انقلاب به صاحب اصلی میبندند
امام زمان (عج) محبوس در غیبت نیست؛ این کوردلان هستند که محروم از دیدار یارند
اینترنت بدون فیلتر برای مسئولان، تبعیض ارزی و «رانتهای حکومتی»؛ عامل اصلی خشم مردم!
کسی که در خانه به زن و فرزند خود ظلم میکند، لافِ یاریِ عدالتگستر جهانی نزند!
ردپای «سحر و جادوی یهود» در اغتشاشات اخیر؛ دشمن برای براندازی به نیروهای شرور ماورایی متوسل شده است
هشدار!؛ بهائیت برادر دوقلوی صهیونیسم است؛ مراقب نفوذ خزنده این فرقه ضالّه در مهدکودکها و مدارس باشید.
خلاصه
پیامبر اکرم و اهلبیت علیهمالسلام فرمودند: «یملأُ اللهُ به الأرضَ قِسطًا و عدلًا کما مُلِئَت ظلمًا و جورًا». مهمترین نشانهٔ ظهور حضرت بقیةالله الاعظم عجلاللهتعالیفرجه، حاکمیت عدالت است؛ اما پر شدن زمین از ظلم، به معنای رضایت مردم از ظلم نیست. برعکس، عالم از ستم خسته میشود و دلها به عدالت پناه میآورند. انتظار، سکوت و بیعملی نیست؛ انتظار یعنی نارضایتی از ظلم و ایستادن در برابر آن.
روایات بهروشنی میگویند پیش از ظهور، پرچمی از حق برافراشته میشود؛ مردمانی از مشرق و خراسان قیام میکنند، حق را مطالبه میکنند و چون به آنان داده نمیشود، در برابر ظالمان میایستند و این پرچم را به صاحبش میسپارند. این یعنی زمینهسازی؛ یعنی تمرین عدالتخواهی و «نه» گفتن به تبعیض. عدالت فقط در حکومت نیست؛ از خانهٔ ما آغاز میشود: در رفتار با همسر، فرزند، و حتی در یک بوسهٔ پدرانه.
امروز درد جامعه، تبعیض است؛ رانتهایی که بیصلاحیت داده میشود و صدای مردم را درآورده است. اگر اهل عدالت نشویم، چگونه میتوانیم منتظر امام عدل باشیم؟ آنگاه با دلی شکسته و چشمی اشکبار، از خدا میخواهیم ما را از یاران راستین آن امام مظلوم قرار دهد؛ امامی که در پسِ پردهٔ غیبت، چشمانتظار عدالتپیشگان است.
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد (اللهم صل علی محمد و آل محمد) صلاة طیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
تبریک عرض میکنم اعیاد پیش رو را؛ میلاد حضرت علی اکبر (علیه السلام) و میلاد آقا و مولامون حضرت بقیهالله الاعظم (ارواحنا فداه). انشاءالله که دل همهمان شاد شود در این اعیاد. انشاءالله که نزدیک شویم به ملاقات آقامون امام زمان. تشکر بعدی هم از عزیزانی که این مجلس را برگزار کردند و دوستانی که محبت داشتند.
قرار شد چند دقیقهای مطلبی عرض شود و بعد انشاءالله در خدمت عزیزان باشیم. اگر سؤالی یا مطلبی دارید، اگر بلد باشیم، انشاءالله چند دقیقهای گفتوگو کنیم. مطلبی که مختصر در موردش صحبت خواهیم کرد، این نکته است: در ظهور امام زمان (عج) چه اتفاقی رقم میخورد که ما انقدر شیفته و تشنه ظهور امام زمان (عج) هستیم؟ مهمترین اتفاقی که در فرج امام زمان (عج) و در ظهور امام زمان (عج) رقم میخورد چیست؟ این باعث میشود که دوران امام زمان (عج) را بشناسیم، آرزومون واقعی باشد نسبت به ظهور امام زمان (عج)؛ بتوانیم بدانیم منتظر کی هستیم و منتظر چی هستیم و بعدش هم خودمان را شبیه کنیم به آن دوران و نزدیک کنیم به آن شرایط.
در روایات ما ویژگی اصلی که برای دوران امام زمان (عج) بیان شده، این تعبیر است که این تعبیر خیلی در روایات متعددی آمده است. از پیامبر اکرم و اهل بیت (علیهم السلام)، شیعه و سنی این عبارت را نقل کردهاند که: «یملأ الله به الارض قسطًا و عدلًا»؛ خدا به واسطۀ امام زمان (عج)، زمین را لبریز میکند از قسط و عدالت، «کما ملئت ظلمًا و جورًا». در بعضی روایات «کما مُلِئَت» دارد، در بعضی روایات «بعد ما مُلِئَت». آن وقتی که زمین لبریز شده از ظلم و ستم و هر طرف که میخواهی پناه ببری میبینی که جایی نیست. هر جا بخواهی بروی میبینی اینجا هم ظلم است، اینجا هم جور است. همه ناراحت و ناراضی از ظلماند، ولی به هر جای دیگری که نگاه میکنند، میبینند هیچ خبری از عدالت نیست؛ جایی نیست که بشود به آن پناه برد و امید داشت. هر جا را نگاه میکنی، یک جور ظلم آنجا را گرفته است.
البته معنایش این نیست که همه افراد روی کره زمین ظالم میشوند یا همه باید ظلم بکنند تا امام زمان (عج) بیاید. بعضی برداشتشان این است که مثلاً ما همه باید ظلم بکنیم تا امام زمان (عج) بیاید! کی قرار است امام زمان (عج) را بیاورد؟ کی قرار است امام زمان (عج) را یاری کند؟ اگر قرار باشد همه ظلم بکنند، بعد امام زمان (عج) بخواهد بیاید برای یک مشت ظالم حکومت بکند، مگر یک مشت ظالم میگذرند امام زمان (عج) بتواند حکومت کند؟ بعد تازه امام زمان (عج) عدالت هم برای اینها بیاورد و با عدالت با اینها رفتار بکند؟ اولین کسی که روبروی همچین عادلی میایستد، خود همین ظالماناند دیگر. دو دو تا چهارتاست. اگر همه عالم ظالم باشند، همه هم از این ظلم راضی باشند، همه هم خوشحال باشند از این ظلمی که میکنند، هر کی هر چقدر دستش میرسد، راضی هم هست، خوشحال هم هست. خب الان امام زمان (عج) میآیند، اولین حرفی که میزند این است که ظلم نکن! او هم میگوید: «بله، چشم، فدایت شوم، از امروز دیگر همه چیز کنسل است، فقط عدالت!» اصلاً میشود همچین چیزی؟ اولین کسی که روبروی امام زمان (عج) میایستد، همینها هستند. مردم ناراضیاند از ظلم که پناه میآورند به عدالت امام زمان (عج). نکته مهمی است.
«عالم را ظلم گرفته» معنایش این نیست که همه به ظلم راضیاند. اتفاقاً برعکس است. همه از ظلم ناراضیاند، همه دنبال عدالت میگردند، به عدالت امام زمان (عج) پناه میآورند، با عدالت امام زمان (عج) آرام میشوند، آسایش پیدا میکنند. پس عالم را ظلم گرفته، ولی همه به ظلم راضی نیستند. این مغالطهای است که یک عده میگویند که آقا شما راضی باش. البته الان دیگر خیلی مطرح نیست. یک زمانی مثلاً اوایل انقلاب، خیلی این بحثها مطرح بود. یک طیفی بهشان میگفتند انجمن حجتیه. الان البته انجمن حجتیهایها هستند، ولی جور دیگری کار میکنند، حرفهای دیگری میزنند. این حرف الان خیلی مشتری ندارد؛ یعنی خیلی دیگر خندهدار است این حرفها. چرا انقلاب؟ انقلاب دارد آسیب میزند به ظهور امام زمان (عج). چرا؟ برای اینکه عالم را باید ظلم بگیرد تا امام زمان (عج) بیاید. بچهها! شما برگشتید و میگویید ما میخواهیم عدالت را جاری کنیم، انقلاب کردید برای عدالت. این کار را خراب میکنید. امام زمان (عج) نیاید. این حرف مفتی است، یعنی چه «عالم را ظلم میگیرد»؟ یعنی همه به ظلم راضیاند؟!
در این فضا معلوم است که امام زمان (عج) نمیآید. همه عزیزان دارند فرار میکنند. بعدش هم یک طیفی باید باشند که امام زمان (عج) را کمک کنند در برابر ظلم که امام زمان (عج) بتواند عدالت بیاورد. اگر قرار بود امام زمان (عج) تک و تنها عدالت بیاورد که دیگر اصلاً غیبت صورت نمیگرفت. حضرت برای چه اصلاً مخفی شدند، غایب شدند؟ قرار بود حضرت فوت بکنند و عالم بر اساس عدالت اداره شود و همه چیز عوض شود. خب بعد چرا باید حضرت مثلاً دوازده قرن غایب بشوند بعد بیایند فوت بکنند؟ خب همان روز اول فوت میکردند دیگر. امام عسکری (ع) از دنیا رفتند. امام زمان (عج) فوت کردنشان را همان موقع مصرف میکردند. اگر قرار است بر اساس معجزه بوده و قرار بوده که ماورایی و خلاصه یک جور دیگری عالم به هم بریزد و عوض شود، همان روز اول همین کار را میکردند دیگر. دوازده قرن غایب شدن، این همه رنج و مصیبت و اذیت و گرفتاری؛ حضرت متحمل شدند، مردم متحمل شدند، شیعه متحمل شده. بعد یک روزی خود حضرت میآیند و خلاصه یک «فوت» میکنند و همه چیز درست میشود! معلوم است که حضرت غایب شدهاند برای اینکه آن تعدادی که قرار است کمک بکنند برای عدالت، اینها نبودند، قدرت نداشتند، این آدمها نیامدند هنوز این پرچم را بلند کنند، بازو باشند برای امام زمان (عج) برای اینکه حضرت عدالت را جاری کند.
چند تا مطلب شد، برای اینکه خسته نشوید سریع مرور کنم. نکته اصلی این بود که فرمود: بعد اینکه ظلم همه عالم را میگیرد، امام زمان (عج) میآیند، عالم را لبریز از قسط و عدل میکنند. گفتیم یعنی چه؟ یعنی ما باید کمک کنیم که ظلم همه عالم را بگیرد. نکته اول: گفتیم ظلم همه عالم را میگیرد، معنایش این نیست که همه به آن ظلم راضیاند. ظلم همه عالم را میگیرد، ولی مردم هم از ظلم ناراضیاند؛ پس ما باید نسبت به ظلم ناراضی باشیم.
نکته دوم: ظلم همه عالم را میگیرد، معنایش این نیست که همه افراد عالم ظالماند یا نسبت به ظلم بیتفاوتاند، هیچ نقشی برای عدالت ندارند، هیچ کاری برای عدالت نمیکنند. همینجور ایستادهاند و نگاه میکنند. حضرت قرار است خودشان بیایند و همه چیز را درست کنند. نخیر! یک گروهی هستند، اینها یارند، اینها ناصرند، اینها کمککنندهاند. به کمک اینها امام زمان (عج) عدالت را در عالم حاکم میکند. اینها به ظلم «نه» میگویند. اینها به ظالم «نه» میگویند. اینها از زیر یوغ ظلم و ظالم میآیند بیرون، قیام میکنند در برابر ظالم. یک شبهه دیگر هم اینجا جواب داده میشود: آقا تشکیل حکومت قبل از ظهور امام زمان (عج) طاغوت است، پرچمش جهنمی است! این هم جزو حرفهای انجمن حجتیه است که این یکی متأسفانه هنوز مشتری دارد. این هم حرف مفتی است! برای اینکه وقتی قرار باشد یک جماعتی کمک کنند به امام زمان (عج)، پرچم عدالت را بلند کنند، به ظالم «نه» بگویند، اینها قبل از ظهور باید بلند شوند، به ظالم «نه» بگویند تا به امام زمان (عج) اثبات کنند ما میتوانیم شما را کمک کنیم که زور داشته باشند با ظالم بجنگند. از کجا معلوم اینها زور دارند با ظالم بجنگند؟ از کجا معلوم قدرت دارند؟ کجا قدرتشان را نشان دادهاند؟ کجا جمع شدهاند، تمرین کردهاند، آماده شدهاند برای اینکه با ظالم بجنگند؟ حس میکنم یک حسی در من دارد میآید، احساس میکنم خیلی دوست دارم با ظالم بجنگم. بخندیم!
میگفت که یک طلبهای گفته بود که من بعد از نماز صبح، یک حال مطالعه به من دست داد، یک حسی به من دست داد، احساس کردم خیلی دوست دارم مطالعه کنم. این حس به من دست داد و استغفار کردم. الحمدالله حسش برطرف شد! یک حس این شکلی، یکهو مثلاً میآید صبح جمعهای صدای امام زمان (عج) از کعبه میآید و من احساس میکنم چقدر من دوست دارم با ظالم بجنگم، یک حس تقابل با ظالم دارم. نخیر! این قبل از ظهور این حس باید باشد. فقط هم حس خالی نیست، یک کاری هم باید بکنی. باید روبروی ظالم بایستی و «نه» بگویی. اتفاقاً در روایات ما گفتند یک پرچمی قبل از ظهور بلند میشود، پرچم حقی است. فرمودند: «این رایت که بلند شد، یک رایت حق است.» چندین روایت دارد، هم از پیغمبر اکرم، هم امام صادق، هم از امام باقر (علیهم السلام). فرمودند: «این پرچم که بلند شد که مال اهل مشرق است»؛ در روایت دیگر داریم: «مال اهل خراسان است»، فرمودند: «خودتان را به اهل این پرچم برسانید، ولو حَبْوًا علی الثَلْجِ علی النار. فَلَکَ بـِثـ...» یعنی یخ و برف. حَبْوًا با هاء جیمی یعنی سینهخیز. فرمودند: «خودتان را به اهل این پرچم برسانید، ولو شده روی برفها سینهخیز بروید، خودتان را به این خراسانیها و مشرقیها برسانید. یکی «علی النار»، ولو شده روی آتش سینهخیز بروید، خودتان را به اینها برسانید.» چون پرچمی که اینها بلند میکنند، پرچم حق است. پرچم را هم تحویل صاحبشان میدهند. این نشان میدهد که اتفاقاً قبل از ظهور امام زمان (عج) باید انقلاب کرد، بعد حکومت تشکیل داد، بعد قیام کرد و این پرچم، پرچم حق است. تا این نباشد، نمیشود با ظالم جنگید.
البته اینها به ظالم «نه» میگویند، به ظلم «نه» میگویند، ولی خودشان نمیتوانند عدالت را نه در عالم ایجاد بکنند، نه نسبت به خودشان. چرا؟ «چون ظالمین طاغوتهای عالم» انقدر اینها را تو فشار قرار میدهند، حقشان را بهشان نمیدهند. اینها مظلوم واقع میشوند، ولی با همه ظلمی که به اینها میشود، اینها آن مقاومتی که میکنند، این زور را پیدا میکنند که بزنند تو دهن این ظالمین. حرکتهای اصلی را انجام میدهند، ولی آن مشت آخر را بعد از ظهور میزنند. فرمودند: «از خراسان یک جماعتی در روایت مشرق دارد» عرض کردم، «در روایت خراسان دارد، جماعتی قیام میکنند، پرچم را بلند میکنند، حق را طلب میکنند.» دفعه اول طلب میکنند، این ظالمین و دشمنان حق، را به اینها نمیدهند. دفعه دوم حق را طلب میکنند، این ظالمین حق را به اینها نمیدهند. دفعه سوم که میشود، کار به شمشیر کشیده میشود، جنگ میشود. حالا این اولی و دومی چیست؟ من نمیدانم کی و کجا است. نمیدانم. انشاءالله که همین مملکت ماست، همین انقلاب ماست، انشاءالله و انشاءالله همین قضایایی است که باهاش مواجهایم. دفعه سوم «علی عواتقهم»، کار به شمشیر کشیده میشود. اینها شمشیرها را میگذارند روی گردنهاشان، یعنی روی کولههاشان؛ علامت اینکه ما دیگر آمدیم بجنگیم. کار که جدی میشود، به جنگ کشیده میشود. دشمن اینها میگوید که: «خیلی خوب، بیایید حقتان را بهتان بدهیم.» دشمن اینها در میدان نظامی حریف اینها نمیشود. دشمنشان میگوید: «بیا، حقتان را بهتان بدهیم.» اینها میگویند: «دیگر «فلا یقبلونها».» میگویند: «دیگر ما با حق کار نداریم. حالا که جنگ است، حالا که شمشیر است، بجنگ تا بجنگیم.» پرچم جنگ را که بلند میکنند، وارد میدان جنگ که میشوند، پرچمی که بلند کردهاند، دیگر روی زمین نمینشیند، «إلا یدفعونها الی صاحبهم.» تحویل صاحبشان میدهند، تحویل صاحبشان میدهند. اینجا فرمودند: «به اینها ملحق بشوید. پرچم اینها پرچم حق است. اینها بیعت میکنند با امام زمان (عج). اینها مقدمهساز ظهور امام زمان (عج)اند.» پس یک پرچم قبل از ظهور، پرچم حق، بلند میشود.
این شد چند تا نکته. اصل آن کلید اصلی که میخواستم عرض بکنم و سه چهار دقیقهای توضیح دهم و بعد انشاءالله سؤالات عزیزان، این نکته است: ظهور امام زمان (عج) با چه عنوانی معرفی میشود؟ با عدالت. بله، قبل از ظهور نمیشود آن عدالت را در عالم فراگیر کرد. به هر حال هر کاری بکنیم، این ظالمین مشتشان سواره، ولی تا ما اهل عدالت نشویم، نمیتوانیم زمینهساز امامی باشیم که قرار است عدالت را در عالم ایجاد کند. اندازه خودمان، در حد خودمان، در قواره خودمان باید اهل عدالت شویم. اگر اهل عدالت نشویم و ظالم باشیم، دور میشویم.
یک تعبیری دارد مرحوم آیتالله بهجت. روی این تعبیر خیلی عنایت داشتند: «المهتّجِب عن أین الظالمین.» امام عسکری (ع) در مورد امام زمان (عج) فرمودند که: «او از چشم ظالمین مخفی است، در حجاب است.» آیتالله بهجت میفرمودند که: «این کلمه معنا دارد.» یعنی اگر کسی جزو ظالمین نبود، این پرده را برایش کنار میزند، باب ارتباط و تشرف و اتصال به امام زمان (عج) برایش باز میشود. امام زمان (عج) در غیبت رفته به خاطر اینکه امنیت نداشته. از دست کی امنیت نداشته؟ از دست ظالمین! اگر کسی اهل ظلم نبود، امام زمان (عج) که دریغ ندارد، بنا ندارد که خودش را از دسترس دور بکند، از مردم دور بکند. از دست آنهایی دور شده که ظالماند. وقتی کسی اهل ظلم نبود، دیگر خطر ندارد برای حضرت، تهدیدی نیست برای حضرت. برای چی باید خودش را از دسترس این دور کند؟
خود مرحوم آیتالله العظمی بهجت (ره) این اواخر عمرشان به بعضی نزدیکانشان فرموده بودند: «من بارها و بارها تشرف داشتم خدمت امام زمان (عج) در عالم رؤیا که تعدادشان از شمارش از دستم بیرون است. چند بار تشرف پیدا کردم در عالم بیداری هم چندین مرتبه تشرف.» وقتی کسی ظالم نبود، خطر ندارد برای امام زمان (عج). کی ظالم نیست؟ اونی که عادل است، اهل عدالت است. اهل عدالت یعنی به صلاحیت رفتار میکند.
این چند کلمه را بگویم و انشاءالله در خدمت عزیزان باشیم. ما الان مشکل جدی مملکتمان چیست؟ ظلم است، تبعیض است. نقص جدی هم داریم. اونی که صدای مردم را درآورده، همین است. در مسائل مختلف مردم احساس میکنند که آقا دارد بین مردم فرق گذاشته میشود. این فرق گذاشتن هم روی حساب صلاحیت نیست، روی حساب رانت است. این نیست که به آن میدهند، آن آدم بیشتر لازم دارد، بیشتر به درد میخورد، بیشتر دارد با او کار میکند، محصول میآورد. نه، دارند میدهند به کسی که قالتاقتر و واردتر و کار را چاقکنتر است، مسیر را میشناسد، رانت دارد، پارتی دارد. ۴۲۰۰ میگیرد، میآورد در بازار مثلاً به ارز ۵۰ تومان. یک زمانی بود، باز نمیدانم ۴۰ تومان میگرفت، صد و خوردهای. الان مثلاً حذفش کردهاند. حالا انشاءالله که فایده داشته باشد این قضیه. خیلی فایدهای که نمیبینیم در حذف این قضیه. به یک قیمتی میگیرد، سودش را میبرد، وارداتش را دارد به همان قیمت واقعی دلاری میریزد در جامعه. این وسط رانتش را هم میگیرد، دلار ارزان میگیرد، دلار را میفروشد، هیچ فرقی هم برای مردم نمیکند. خب آقا به اینکه این قیمت دادی، روی چه حسابی به این قیمت دادی؟ این چه صلاحیتی داشته؟ یا مثلاً خط سفید میآیند میدهند، میگویند آقا ملت، شما همهتان فیلتر، اتصالتان فیلتر. یک تعدادی هستند، خطشان سفید است. اینها فیلترمیلتر ندارند، اینها به اینترنت جهانی وصلاند. اینترنت کشور قطع میشود، اینها وصلاند. همه فیلتر میشوند، اینها فیلتر نیستند. البته حالا گفتند خط سفید را برداشتهاند. مشکل اصلاً سر اینکه باشد یا نباشد نیست که حالا میگویند خط سفید را سیاه کنند، سیاهها را سفید کنند. مسئله سر صلاحیت است. اگر یک کسی یک پژوهشگری است، یک نخبهای است، یک نابغهای است، دسترسی به اینترنت باید داشته باشد. یک خاصیتی، یک فرق جدی با بقیه دارد. یک کار متفاوتی دارد با اینترنت میکند که بقیه نمیکنند. یک خاصیتی، نوش جانش، خطش را سفید کنید.
سفید کردهای آن مسئول فلان جاست، آن بچه فلان وزیر است، آن خواهرزاده فلان کس است. بعد آنهایی که اتفاقاً لازم دارند و صلاحیت دارند، خطشان سیاه و کبود است! هیچکس به فکر اینها نیست. اینها میشود تبعیض، اینها میشود رانت. اگر تحریم، گرسنگی، فشار مال همه باشد، نوش جانمان. بدانیم همه گرفتارند. ولی وقتی میبینی آقا گرفتاری و درد و بدبختیاش مال من است، کیف حالش مال یکی دیگر است، رانتش مال یکی دیگر است، فشارش روی آن نیست، اصلاً احساسی ندارد. این صدای مردم را درمیآورد. این میشود تبعیض، این میشود ظلم، این میشود بیعدالتی. رهبر انقلاب چندین بار تأکید کردند، فرمودند: «ما در قضیه عدالت نقص جدی داریم.» کارمان خیلی باید در موردش صحبت کرد، خیلی باید کار کرد. حالا انشاءالله در وقتهای دیگر، فرصتهای دیگر در مورد عدالت بیشتر صحبت میکنیم.
این میشود عدالت برای آن مدیر، عدالت برای آن رئیس. به یک کسی یک پوئن میدهد، یک امتیازی برای کسی قائل است، روی چه حسابی است؟ روی چه صلاحیتی است؟ این آدم مگر چه فرقی با بقیه دارد؟ بیشتر کار میکند؟ کارش مهمتر است؟ حساستر است؟ بله. امیرالمومنین (ع) در نامۀ مالک میفرمایند که: «هوای نظامیها را بیشتر داشته باش. هوای قاضی را بیشتر داشته باش.» کار قاضی حساستر است، کار نظامی حساستر است. چرب و چیلیش کن، پشتش را بگیر. از بیتالمال تأمینش کن. این گرسنه بماند، چالهچولههای زندگیاش را میخواهد با ناحق پر بکند، با فساد و رانت و اینها میخواهد پر بکند. پروندهها را احکام جورواجور میدهد که پولش در بیاید. اینی که بیشتر به آن نظامی برس، بیشتر به آن قاضی برس، این معنایش این نیست که این نورچشمیات باشد. این اتفاقاً چون صلاحیتش را دارد، باید بهش برسی. این میشود عدالت. خودش عدالت است، تفاوت هست، اشکالی ندارد، ولی تفاوت روی صلاحیت است. به یکی بیشتر میدهند، به یکی کمتر میدهند، روی صلاحیت است. ولی اونی که ما الان گرفتاریم، این است که اونی که بیشتر دارد، به خاطر این نیست که صلاحیتش بیشتر است، چون پارتیاش بیشتر است، چون آشنا بیشتر دارد، چون رفیق است، چون از خودشان است. از خودشان که نباشی، چی؟ به حساب نمیآید! این گرفتاری ماست.
این عدالت ابعاد فراوانی دارد. یک نمونه دیگرش را هم بگویم و این بخش عرض من تمام شود. فقط مال مدیر و مسئول و رئیس نیست، عدالت مال ما هم هست. مثل چی؟ عدالت نسبت به بچههایمان. آقا، منی که قرار است زمینهساز حکومت امام زمان (عج) باشم که حضرت بیایند و عدالت را حاکم کنند، خدا هم باید تو خانهام عدالت حاکم باشد. من تو همین محدوده صد متری خانهام عدالت را حاکم بکنم، بعد داد بزنم بگویم: «یابن رسول الله، آقا جان، شمام تو این عالم عدالت جاری کنید، منم در خدمت شما برای اینکه عدالت تو این عالم حاکم کنید.» من خودم وقتی تو این پنجاه متر، صد متر، شصت متر ظلم میکنم، عدالت را رعایت نمیکنم، به امام زمان (عج) بگویم: «آقا من نوکر شمام، تشریف بیارین عدالت را حاکم کنید.» درست است این حرف؟ آقا، حرف منطقیای است. وقتی من خودم ظلم میکنم به زنم ظلم میکنم، به بچهام ظلم میکنم، هوای یکیو بیشتر دارم، نه بر اساس صلاحیت. اگه صلاحیت باشد که اشکال ندارد. حضرت یعقوب حضرت یوسف را بیشتر دوست دارد! صدای بچههایشان در آمد، صدای اینها که در آمد به حق در آمد یا به ناحق در آمد؟ به ناحق در آمد. چرا؟ برای اینکه اگر حضرت یوسف را دوست دارد، به خاطر این است که او صلاحیت دارد، این پیغمبر خداست، ولی خداست، مقرب درگاه الهی است. البته در حق و حقوق نباید تفاوت قائل شود که پشت قباله ازدواجمان مثلاً ملک دویست متری بگذاریم، پشت قباله یکی مثلاً سرویس بهداشتی پارکینگ همان ملک آن یکی را بگذاریم. درست نیست! تو این حق و حقوق ظاهری. آخه بعضیها تو خانهها مثلاً این شکلیاند که مادر همه گوشتها را مثلاً برای این پسر میگذارد، استخوانهایی که دخترها، بچههای وسطی. معروفاند دیگر، بچههای وسطی. خانوادهها که کلاً به قول شماها اندر هستند، اصلاً هیچکس اینها را به حساب نمیآورد. این آخریها خیلی همه باهاشان کار دارند. این وسطیها که اصلاً در لیست اصلاً محسوب نمیشوند در فرم حضور و غیاب. اصلاً نیست. بابایی میگوید: «تو کیای؟ چقدر آشنا به نظر میرسی.» میگویم: «بچه وسطیام، یک زمانی اینجا با شما زندگی میکردم!» بچه وسطی اینه! آن بچه آخریه. بزن! پسرم باشد، بین پسر و دختر فرق، بین بچه اول و آخر فرق. این فراوان است. از کجا آمده؟ به صرف اینکه این آخریه میشود سوگلی تحت قاری، به صرف اینکه این پسر است میشود نورچشمی. روی صلاحیت باید باشد، روی حساب نباشد. به صرف اینکه این پولدارتر است، گاهی آن بچهای که پولدارتر است، آن نورچشمی میشود. سفرش پای این! این بدبخت چون چیزی ندارد، کسی هم با او کار ندارد، یک وقت اصلاً دعوتش نمیکند. تبعیض از همین جاها شروع میشود. این خاطره را بگویم، انشاءالله سؤالات را کمکم جمع بکنید و استفاده کنید.
یک آقایی از این روحانیونی که درس مرحوم آیتالله العظمی بهجت را میرفتند، گفت: «خیلی خاطره زیبایی» است؛ رحمت خدا بر این مردان بزرگ. واقعاً شیعه چه بزرگانی به خودش دیده. دستپرورده امام زمان (عج)اند. درست است که امام زمان (عج) در پرده غیبتاند، ولی دارند کار میکنند. کارشان هم تربیت همین شخصیتهاست. علامه طباطبایی، امام خمینی، آیتالله بهجت، دستپرورشیافته امام زمان (عج)اند. از پس پرده اینها را دارد سوا میکند، مدیریت میکند، تأمین میکند، تربیت میکند. کار امام زمان (عج) این است. آقایی بود میگفت: «من بچهها را شب بردم بخوابانم.» بچه کوچک مثلاً در حال خوابیده بود. بغلش کردم، بردمش توی اتاق. آن بزرگتره بغل او در اتاق خواب بود. مثلاً آن بزرگتره هفت سالش بود، این کوچیکه مثلاً سه سالش. این را بغل کردم، بردم گذاشتم بغل آن هفت ساله. کوچولو، دوستداشتنی، ناز و ملوس! آدم خوشش میآید، دلش میسوزد. بوسش کردم، ببوسمش که خواب است، نفهمید. ولش کردم، رفت. گفت: «فرداش داشتم وارد مسجد آیتالله بهجت میشدم.» چقدر این مرد فوقالعاده بود! حواسش به چه چیزهای دیگران بود! ما هم به این اینها خودمان حواسمان نیست! حواسش به این چیزهای دیگران بود. موقعی که داشت وارد میشد، یک نگاه به من کرد، فرمود: «انشاءالله تصفیه بین اولاد را که رعایت میکنی؟» یعنی عدالت بین بچهها را. «چی؟ کجا؟» «عدالت بین بچهها را که انشاءالله رعایت میکنی؟» یکهو یادم افتاد. «عجب! من دیشب این را بوس کردم، آن را بوس نکردم!» گفتم: «آن که خواب است، ولش کن.» خب این هم خواب بود. اگر به خواب بودن، محروم میشود از بوس، که خب این هم خواب بوده و محروم بشود. اگر هم بابت این است که بچهات است، خب آن هم بچهات است! قبول است. خدا خیرش بدهد، از همین جاها شروع میشود عدالت. بعد هم که رئیس میشود، مدیر میشود، کارش از اینجاها اگر شروع کرد، بعد هم که کار بزرگتر دستش میرسد، حواسش به آنها هم هست. خیلی مسئله خیلی دقیق است. خدا کمکمان کند اهل عدالت بشویم و زمینهساز برقراری عدالت امام زمان (عج) در عالم.
خدمت عزیزان هستیم. تشکر میکنیم از استاد فرزانه. تا سؤال آماده شود و در واقع شما در زمینه برنامهای که در تلویزیون هم بود سالیان سال کار کردید. اگر میشود سال نو اینجوری میخواهم مطرح بکنم. یکی از آن خاطراتی که زمینه به اصطلاح پس از مرگ و زندگی پس از زندگی اگر اتفاقی افتاده یا خاطرهای را داریم که به اصطلاح میطلبد که جلسه استفاده کنند، در خدمت ما منتظریم.
**منتظر در مقابل منتَظَر چه وظیفهای و چه ویژگیای دارد؟**
بله، ببینید، منتظر و منتَظَر که گفته میشود، ما منتظر کی هستیم؟ منتظر چی هستیم؟ منتظر امام زمان (عج)ایم. منتظر چی امام زمان (عج)ایم؟ مثلاً شما در مسجد نشستهاید، منتظر امام جماعتاید. منتظر حاجی آقا؟ منتظر چی حاجی آقا؟
حالا حاجی آقا بزند دیر کند. بنده خدا از منتظر حاجی آقا کشیده میشود به چاقوکش برای حاجی آقا. اگر یک کم دیر شود، میرسیم، میگویند حاجی آقا دیر کرد! حاجی آقا زودتر بیا. میگوید: «بابا، این راننده دیر کرد، آنجا هم ترافیک بود، آنجا هزار تا مانع.» «حاجی آقا دیر کرد.» چی؟ آن راننده دیر کرد؟ دیر آمد دنبال ما؟ تو ترافیک گیر کرد؟ حاجی آقا دیر کرد. خب منتظر حاجی آقایی. منتظریم که حاجی آقا بیاید مثلاً برایتان بستنی بیاورد؟ منتظر چی حاجی آقا؟ منتظریم که حاجی آقا بیاید برود تو محراب بایستد و نماز بخواند. درسته آقا؟ ما منتظر امام زمان (عج)ایم. منتظر چی امام زمان (عج)ایم؟ منتظریم که مثلاً حضرت تشریف بیاورند، دستشان را ببوسیم، برویم دیگر، خیلی خوشحال شدم، خیلی طول کشید. فقط خیلی شصت سال منتظر بودیم! خب بوسمان را گرفتیم. الحمدلله، یک سلفی هم دیگر با شما بگیریم، تمام است! من شصت ساله منتظر این لحظه! پروفایل فالو شده، لایک شده توسط حجت بن الحسن!
ما منتظر امام زمان (عج)ایم که حضرت بیاید حکومت کند. حضرت بیاید قرآن را حاکم کند. حضرت بیاید عدالت را حاکم کند. حضرت بیاید ماها را موحد کند، بندۀ خدا کند، «یعبدوننی». سوره مبارکه نور فرمود: «این حاکمیت نهایی وقتی که بیاید، دیگر همه من را میپرستند. من دیگر شریک نخواهم داشت. توحید محض. دیگر هیچ خبری از امثال ترامپ در این عالم نخواهد بود. هیچ خبری از این صهیونیستها و یهودیها و ظالمین و طاغوت نخواهد بود. ریشه ظلم را میکند. اصول الظالمین میآید، این ریشه ظالمین از جایش در میآید.» ما منتظر همچین شخصی هستیم.
خب شما وقتی منتظر امام جماعتاید، برای اینکه نماز بخوانی، یک کاری میکنی که به نماز تو مسجد و نماز جماعت و اینها ربط داشته باشد. لااقل تضاد نداشته باشد. میگوید: «من منتظر حاجی آقام بیاید نماز جماعت بخوانیم.» میگویند: «خب حالا منتظری، چهکار داری میکنی؟» تو خیابان گلکوچیک بازی کردن ربطی ندارد به اینکه منتظر حاجی آقا باشی. منتظر حاجی آقا تو مسجد نشسته، رو به قبله نشسته یا دارد قرآن میخواند یا دارد ذکر میگوید یا نماز میخواند. منتظر حاجی آقا یک کاری دارد میکند که حاجی آقا آمد، منافات نداشته باشد. از همان جنس، خودش را مشغول به یک کاری که ضد اوست، نمیکند. خلاصهاش میشود همین مطلب که البته بحثی هم که داشتیم، مرتبط با همین مسئله بود. از جنس کاری که امام زمان (عج) میخواهد، از جنس کاری که امام زمان (عج) میکند. حضرت میآید معارف دین را منتشر میکند. خب من چهکار باید بکنم؟ باید معارف دین را یاد بگیرم، معارف دین را منتشر بکنم. حضرت میآید احکام الهی را حاکم میکند، سنت پیغمبر را حاکم میکند، بدعتها را از بین میبرد. من باید چهکار کنم؟ باید بدعتها را از بین ببرم، روبروی بدعتها بایستم، سنتها را احیا کنم تو زندگی خودم، تو زندگی دیگران.
**وظیفه منتَظِر؟ سؤال کردند که نقش علوم غریبه و ماورایی در جریان اغتشاشات اخیر شبکهها اعلام کردند، شبکههای مجازی خوب استفاده کردند. خب این سؤال شد که در واقع آیا این واقعیت دارد یا ندارد؟**
چشم، عرض کنم خدمتتان که اصل این قضیه به صورت کلی درست است، هست. به هر حال شیاطین انس و جن فعالاند، نقش دارند، کار میکنند. نشانههایی هم همیشه بوده مبنی بر اینکه اینها نقش دارند. در این قضایای اخیر هم نشانههایی بود. حالا این عزیزانی که دستاندرکار امور امنیتی هستند، چیزهایی را میدیدند، کشف میکردند، توی سلاح این افراد اغتشاشگر، در وسایلشان، گزارشهایی هست. حالا نمیدانم مثلاً سنگی که پرت میکردند، بهش یک کاغذی بود، از این طلسمها و اینها مثلاً استفاده کرده بودند. از این حرزهای یهود مثلاً توی وسایل اینها بود. نقش و نگارهای مثلاً مرتبط با سحر و جادو. این انقدر هست، واضح هم هست که در این مسائل استفاده میکنند. مخصوص امروز هم نیست. یهود بود و جادو. تاریخ یهود با جادو و سحر و این رقم خورده. تسخیر جن و این هم که دنبال معبد سلیماناند، احیا بکنند در بیتالمقدس. اینها نه دلشان برای حضرت سلیمان میسوزد، نه عاشق انبیای خدا هستند. اینها دنبال یک صندوقچهایاند زیر این معبد که توش طلسمهایی بوده که حضرت سلیمان با این طلسمها جنها را تسخیر کرده. با تسخیر آن جنها حکومت تشکیل داده. اینها میخواهند همان جنها را دوباره تسخیر کنند، همان حکومت سلیمان را دوباره برقرار کنند. همه این داستان آن بیتالمقدس و اینها این است.
این مسئله هست، ولی حالا اینکه حالا با این گوشیها و چه میدانم طلسم فلان و ایناست، اینها معلوم نیست. همه اینها نمیدانم سحر شدند، تسخیر شدند، هر کی آمده تو خیابان مثلاً یک کاریش کردند، یک چیزی بهش خوراندند. اینها معلوم نیست، ولی اصل قضیه هست. طلسم و جادو. حالا شما گفتید کوتاه جواب بدهم. یک کلمه را بگویم. حالا باز سؤالهای بعدی. طلسم و جادو حتی نسبت به پیغمبر بوده. آقا، یهودیها خود پیغمبر ما را طلسم کردند! پیغمبر ما را طلسم کردند! البته طلسم آنها نسبت به پیغمبر اینجوری نیست که بتوانند تسخیر کنند پیغمبر را که هر کاری که میخواهند پیغمبر برایشان انجام بدهد، ولی آسیب فیزیکی زدن به پیغمبر، آسیب بدنی زدن به پیغمبر. در این حد میتوانند. واسه همین اصلاً سوره فلق و سوره ناس نازل شد. این دو تا سوره قضیهاش این است. بخوانید در کتابهای تفسیری که اینها طلسم کردند. یهودی بود، اسمش هم نقل شده در تاریخ که طلسمش را هم انداخت توی چاهی. جبرئیل نازل شد. این دو تا سوره را آورد و پیغمبر گزارش داد که فلان کس شما را سحر کرده، تو فلان چاه هم این سحر را انداخته. حال پیغمبر بد بود از جهت جسمی. به امیرالمومنین (ع) فرمودند. رفتند از آن چاه این سحر را درآوردند. آیه به آیه که خواندند، حالا یادم نیست چند تا گره بود، به این طلسم چند گره زده بود این طلسم. هر یک آیهای که از سوره فلق و سوره ناس پیغمبر خواندند، یکی از این گرهها باز شد که این علامت این بود که این سحر باطل شد. یهودیان این کارها را میکردند، تاریخشان پر است. آنکه پیغمبر بود، من و شما که دیگر جای خود داریم. واسه همین به ما سفارش شده: «آقا، سوره فلق زیاد بخوانید، سوره ناس، آیتالکرسی، این حرز امام جواد (ع)»، دستوراتی که اهل بیت به ما دادهاند برای همین است که بتوانیم با اینها مقابله کنیم.
حالا فعلاً اجمالی. پاسخ از سمت آقایان، چون بین آقایان کاغذ توزیع نشده. عرض سلام و ادب. اولین سؤال را بپرسم تا نفر بعدی آماده شود.
**عارضم خدمتتان که نقش بهائیت در این اغتشاشات اخیر، با توجه به اینکه از یکی از آقایونی که بالاخره یک کمی در این مسائل بیشتر تبیین میکرد، ما شنیدیم از ایشان، افرادی که دستگیر شدهاند و بهاییهایی که دستگیر شدهاند در مشهد، از کسانی که خیلی بیشتر بوده. این را اگر بفرمایید که این نقششان در این اغتشاشات چقدر پررنگ بوده است؟**
ببینید، کلاً فرقههای انحرافی توی این قضایا حضورشان خیلی پررنگ بود. انواع و اقسام فرقههای انحرافی، از وهابیت گرفته که حالا در مشهد هم اینها رخنه کردهاند. چندین سال است میآیند از جاهای مختلف، از داخل کشور، از بیرون کشور و جاهایی را میگیرند، تیمهایی، گروههایی. دوستانی که در این مسائل تخصص دارند، گزارشهایی را چند ساله است دارند میدهند. یکی از اینهایی که آمده و به هر حال جزو این وهابیهایی بوده که تبعه بود در کشور، همان همان ازبکی بود که در حرم آن سه تا روحانی را زد. دوتایشان به شهادت رسیدند. این یکی از چند صد تا یا نمیدانم چند هزار تا آدمی بود که آمدند در این شهر و با قصد و غرض برای همچین کاری. این یک طیف.
طیف درویشها. اینها فتنهانگیزیهاشان یادتان است؟ خیابان پاسداران تهران، گلستان هفتم شهید محمدحسین حدادیان. همین فرقه درویشها چه داستانهایی درست کردند! همین شکلی میکشتند. آن یارو محمد ثلاث بود. چی بود اسمش؟ با کامیون صورت این نیروهای امنیتی رد شد که اعدامش هم کردند. این یک طیف. یک طیف وهابیت، یک طیف درویشها، طیفهای مختلف. بهائیت در اینها البته از جهات جدیتر است، برای اینکه داداش یهودیها و صهیونیستها است. اینها بهائیت نطفهشان اصلاً با صهیونیستها شکل گرفته، در بغل آنها پرورش پیدا کردهاند. قبر بزرگهاشان هم همین الان در خود اسرائیل است. اینها دستپرورده و مزدورند. به دوستان عرض کردم، گفتم وهابیها باز یک فاصلهای از این یهودیها میگیرند. این سعودیها را ببینید، یک دو جا هم یک دو تا چک و لگد هم به اسرائیلیها میزنند. یک ظاهری حفظ میکنند. بهاییها همین را هم نگه نمیدارند. اینکه مسجد را آتش بزنی، قرآن را آتش بزنی، یک پایههایی بالاخره اعتقادی و فکری برای طرف دارد. یعنی این نیست که حالا یک گُلی کشیده آمده دیگر حالا گُل قرآن را هم دارد آتش میزند و مسجد را هم آتش میزند. یک پایههای فکری دارد. وهابیاش هم حتی من فکر نمیکنم مسجد را آتش بزند. ولی در بهائیت نه. اینها چیزهای عادی است. یعنی انقدر که اینها کثیفاند و خبیثاند، بدتر از اینها، از اینها رخ میدهد.
یک طیفی که بالاخره باید در موردش جدی صحبت شود، بهائیت است. ما در مورد بهائیت خیلی کوتاهی کردیم. پایگاههای جدی دارند بهائیت در کشورمان. کرمانشاه یکی از پایگاههای جدیشان است. استان البرز یکی از پایگاههای جدیشان است. مشهد هم من شنیدم که اخیراً کارهایی دارند میکنند. ما که کوچکتر از حالا بودیم، دهه هشتاد، خب بنده بزرگشده کرجام، استان البرز. سالهای زیادی آنجا زندگی کردیم. پدرم فردیس کرج که الان هم جزو محلههای خیلی شلوغ اغتشاشات بود که ما سالها آنجا زندگی میکردیم، یک مغازهای داشت. حالا میگویم آدرس دقیقش کجاست، چون مغازۀ ایشان هنوز برقرار است. در آن پاساژی که پدر ما مغازه داشت، من بچه بودم میرفتیم با این پاساژیها بازی میکردیم. چند تا مغازهدار بودند. حالا یکیشان خیلی ما با هم رفیق بودیم. سیامک نامی بود. مو هم کاشته بود. من یادم است آن موقع اصلاً کسی مو نمیکاشت و اینها. این ما را بغل میکرد و میبوسید و اینها. یکی یک بار به من گفت که: «حواسات باشد، این دست خیس بهت نزند.» گفتم: «برای چی؟» گفت: «بهایی است!» یعنی بعد فهمیدیم که در این پاساژ که یک پاساژ کوچک از یک محله از فردیس کرج بود، آن موقع به ما میگفتند یکی در میان این مغازهها بهایی است. آن موقع دهه هشتاد، آخرهای دهه هفتاد، اوایل دهه هشتاد. الان که خیلی اوضاع بدتر است. من چند سال پیش در کرج، دوستان به ما گفتند که اینها مدارس اختصاصی زدهاند. بهائیت پرورش نیرو میکند. بدون اسم نیرو جذب میکنند، تربیت میکنند. خیلی از این مدارس غیرانتفاعی، مهدکودکها، مدارس دیگر دست بهائیت است و دارند کار میکنند. بحث جدی است. باید در موردش مفصل کار شود. دیگر حاجی آقا سرپا ایستادهاند و به ما نگاه میکنند، من دیگر جرئت نمیکنم توضیح بدهم. کلام آخر؟ آهنگ به گوش میرسد.
-------------------------------
منابع:
[حدیث] حديث قدسی: «يَمْلَأُ اَلْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً»
کمال الدين، ج ۱، ص ۲۵۸.
[حدیث] امام باقر (ع): «كُلُّ رَايَةٍ تُرْفَعُ أَوْ قَالَ تَخْرُجُ قَبْلَ قِيَامِ اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ صَاحِبُهَا طَاغُوتٌ» ذکر قیام پرچمی قبل از ظهور که «پرچم حق» است و باید به اهل آن ملحق شد.
غيبت نعمانی، ج ۱، ص ۱۱۵.
[حدیث] امام حسن عسکری (ع): «الْمُحْتَجَبِ عَنْ أَعْیُنِ الظّالِمینَ» در زیارتنامه امام حسن عسکری علیهالسلام ، امام عصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف با این عبارت وصف شده است. بحارالأنوار، ج٩٩، ص۶٧.
[داستان/حکایت تاریخی] مرحوم آیتالله العظمی بهجت نقل میکند که اگر انسان جزو ظالمان نباشد، حجاب از او برداشته میشود و راه ارتباط و تشرف به امام زمان (عج) برایش باز است.
https://bahjat.ir/fa/content/14203
[آیه قرآن] سوره نور، آیه 55 — «يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا»
[آیه قرآن] سوره توبه، آیه 101 — «مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ»
[حدیث/روایت] امام باقر (ع): «كَأَنِّي بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ يَطْلُبُونَ اَلْحَقَّ فَلاَ يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلاَ يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَی عَوَاتِقِهِمْ فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلاَ يَقْبَلُونَهُ حَتَّی يَقُومُوا وَ لاَ يَدْفَعُونَهَا إِلاَّ إِلَی صَاحِبِكُمْ قَتْلاَهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لاَسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ»
اهل خراسان سه بار حق را مطالبه میکنند؛ دو بار حق داده نمیشود و بار سوم کار به شمشیر و جنگ کشیده میشود و در نهایت پرچم را به صاحبش تحویل میدهند.
غيبت نعمانی، ج ۱، ص ۲۷۳.
[حدیث/روایت] امیرالمؤمنین علی (ع):
توصیه به مالک اشتر دربارهٔ توجه ویژه به قاضیان و نظامیان به دلیل حساسیت مسئولیتشان و تأمین آنان از بیتالمال.
نهجالبلاغه، نامه ۵۳.
[داستان/حکایت تاریخی] ماجرای سحر شدن پیامبر اکرم (ص) توسط یک یهودی که سحر را در چاه انداخت؛ با نزول سورههای فلق و ناس، گرههای سحر باز شد.
الطبقات، ج۲، ص۱۹۸.
[آیه قرآن] سوره قصص، آیه 4 — «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ»
[حدیث] پیامبر اکرم (ص): «لَوْ كَانَ اَلْعِلْمُ مَنُوطاً بِالثُّرَيَّا لَتَنَاوَلَهُ رِجَالٌ مِنْ فَارِسَ»
بحار الأنوار، ج ۱، ص ۱۹۵.
[حدیث] امام صادق (ع):اهل قم کسانی هستند که در نهایت پرونده یهود را جمع میکنند.
بحارالانوار، ج۶۰، ص۲۱۶.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد (اللهم صل علی محمد و آل محمد) صلاة طیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
تبریک عرض میکنم اعیاد پیش رو را؛ میلاد حضرت علی اکبر (علیه السلام) و میلاد آقا و مولامون حضرت بقیهالله الاعظم (ارواحنا فداه). انشاءالله که دل همهمان شاد شود در این اعیاد. انشاءالله که نزدیک شویم به ملاقات آقامون امام زمان. تشکر بعدی هم از عزیزانی که این مجلس را برگزار کردند و دوستانی که محبت داشتند.
قرار شد چند دقیقهای مطلبی عرض شود و بعد انشاءالله در خدمت عزیزان باشیم. اگر سؤالی یا مطلبی دارید، اگر بلد باشیم، انشاءالله چند دقیقهای گفتوگو کنیم. مطلبی که مختصر در موردش صحبت خواهیم کرد، این نکته است: در ظهور امام زمان (عج) چه اتفاقی رقم میخورد که ما انقدر شیفته و تشنه ظهور امام زمان (عج) هستیم؟ مهمترین اتفاقی که در فرج امام زمان (عج) و در ظهور امام زمان (عج) رقم میخورد چیست؟ این باعث میشود که دوران امام زمان (عج) را بشناسیم، آرزومون واقعی باشد نسبت به ظهور امام زمان (عج)؛ بتوانیم بدانیم منتظر کی هستیم و منتظر چی هستیم و بعدش هم خودمان را شبیه کنیم به آن دوران و نزدیک کنیم به آن شرایط.
در روایات ما ویژگی اصلی که برای دوران امام زمان (عج) بیان شده، این تعبیر است که این تعبیر خیلی در روایات متعددی آمده است. از پیامبر اکرم و اهل بیت (علیهم السلام)، شیعه و سنی این عبارت را نقل کردهاند که: «یملأ الله به الارض قسطًا و عدلًا»؛ خدا به واسطۀ امام زمان (عج)، زمین را لبریز میکند از قسط و عدالت، «کما ملئت ظلمًا و جورًا». در بعضی روایات «کما مُلِئَت» دارد، در بعضی روایات «بعد ما مُلِئَت». آن وقتی که زمین لبریز شده از ظلم و ستم و هر طرف که میخواهی پناه ببری میبینی که جایی نیست. هر جا بخواهی بروی میبینی اینجا هم ظلم است، اینجا هم جور است. همه ناراحت و ناراضی از ظلماند، ولی به هر جای دیگری که نگاه میکنند، میبینند هیچ خبری از عدالت نیست؛ جایی نیست که بشود به آن پناه برد و امید داشت. هر جا را نگاه میکنی، یک جور ظلم آنجا را گرفته است.
البته معنایش این نیست که همه افراد روی کره زمین ظالم میشوند یا همه باید ظلم بکنند تا امام زمان (عج) بیاید. بعضی برداشتشان این است که مثلاً ما همه باید ظلم بکنیم تا امام زمان (عج) بیاید! کی قرار است امام زمان (عج) را بیاورد؟ کی قرار است امام زمان (عج) را یاری کند؟ اگر قرار باشد همه ظلم بکنند، بعد امام زمان (عج) بخواهد بیاید برای یک مشت ظالم حکومت بکند، مگر یک مشت ظالم میگذرند امام زمان (عج) بتواند حکومت کند؟ بعد تازه امام زمان (عج) عدالت هم برای اینها بیاورد و با عدالت با اینها رفتار بکند؟ اولین کسی که روبروی همچین عادلی میایستد، خود همین ظالماناند دیگر. دو دو تا چهارتاست. اگر همه عالم ظالم باشند، همه هم از این ظلم راضی باشند، همه هم خوشحال باشند از این ظلمی که میکنند، هر کی هر چقدر دستش میرسد، راضی هم هست، خوشحال هم هست. خب الان امام زمان (عج) میآیند، اولین حرفی که میزند این است که ظلم نکن! او هم میگوید: «بله، چشم، فدایت شوم، از امروز دیگر همه چیز کنسل است، فقط عدالت!» اصلاً میشود همچین چیزی؟ اولین کسی که روبروی امام زمان (عج) میایستد، همینها هستند. مردم ناراضیاند از ظلم که پناه میآورند به عدالت امام زمان (عج). نکته مهمی است.
«عالم را ظلم گرفته» معنایش این نیست که همه به ظلم راضیاند. اتفاقاً برعکس است. همه از ظلم ناراضیاند، همه دنبال عدالت میگردند، به عدالت امام زمان (عج) پناه میآورند، با عدالت امام زمان (عج) آرام میشوند، آسایش پیدا میکنند. پس عالم را ظلم گرفته، ولی همه به ظلم راضی نیستند. این مغالطهای است که یک عده میگویند که آقا شما راضی باش. البته الان دیگر خیلی مطرح نیست. یک زمانی مثلاً اوایل انقلاب، خیلی این بحثها مطرح بود. یک طیفی بهشان میگفتند انجمن حجتیه. الان البته انجمن حجتیهایها هستند، ولی جور دیگری کار میکنند، حرفهای دیگری میزنند. این حرف الان خیلی مشتری ندارد؛ یعنی خیلی دیگر خندهدار است این حرفها. چرا انقلاب؟ انقلاب دارد آسیب میزند به ظهور امام زمان (عج). چرا؟ برای اینکه عالم را باید ظلم بگیرد تا امام زمان (عج) بیاید. بچهها! شما برگشتید و میگویید ما میخواهیم عدالت را جاری کنیم، انقلاب کردید برای عدالت. این کار را خراب میکنید. امام زمان (عج) نیاید. این حرف مفتی است، یعنی چه «عالم را ظلم میگیرد»؟ یعنی همه به ظلم راضیاند؟!
در این فضا معلوم است که امام زمان (عج) نمیآید. همه عزیزان دارند فرار میکنند. بعدش هم یک طیفی باید باشند که امام زمان (عج) را کمک کنند در برابر ظلم که امام زمان (عج) بتواند عدالت بیاورد. اگر قرار بود امام زمان (عج) تک و تنها عدالت بیاورد که دیگر اصلاً غیبت صورت نمیگرفت. حضرت برای چه اصلاً مخفی شدند، غایب شدند؟ قرار بود حضرت فوت بکنند و عالم بر اساس عدالت اداره شود و همه چیز عوض شود. خب بعد چرا باید حضرت مثلاً دوازده قرن غایب بشوند بعد بیایند فوت بکنند؟ خب همان روز اول فوت میکردند دیگر. امام عسکری (ع) از دنیا رفتند. امام زمان (عج) فوت کردنشان را همان موقع مصرف میکردند. اگر قرار است بر اساس معجزه بوده و قرار بوده که ماورایی و خلاصه یک جور دیگری عالم به هم بریزد و عوض شود، همان روز اول همین کار را میکردند دیگر. دوازده قرن غایب شدن، این همه رنج و مصیبت و اذیت و گرفتاری؛ حضرت متحمل شدند، مردم متحمل شدند، شیعه متحمل شده. بعد یک روزی خود حضرت میآیند و خلاصه یک «فوت» میکنند و همه چیز درست میشود! معلوم است که حضرت غایب شدهاند برای اینکه آن تعدادی که قرار است کمک بکنند برای عدالت، اینها نبودند، قدرت نداشتند، این آدمها نیامدند هنوز این پرچم را بلند کنند، بازو باشند برای امام زمان (عج) برای اینکه حضرت عدالت را جاری کند.
چند تا مطلب شد، برای اینکه خسته نشوید سریع مرور کنم. نکته اصلی این بود که فرمود: بعد اینکه ظلم همه عالم را میگیرد، امام زمان (عج) میآیند، عالم را لبریز از قسط و عدل میکنند. گفتیم یعنی چه؟ یعنی ما باید کمک کنیم که ظلم همه عالم را بگیرد. نکته اول: گفتیم ظلم همه عالم را میگیرد، معنایش این نیست که همه به آن ظلم راضیاند. ظلم همه عالم را میگیرد، ولی مردم هم از ظلم ناراضیاند؛ پس ما باید نسبت به ظلم ناراضی باشیم.
نکته دوم: ظلم همه عالم را میگیرد، معنایش این نیست که همه افراد عالم ظالماند یا نسبت به ظلم بیتفاوتاند، هیچ نقشی برای عدالت ندارند، هیچ کاری برای عدالت نمیکنند. همینجور ایستادهاند و نگاه میکنند. حضرت قرار است خودشان بیایند و همه چیز را درست کنند. نخیر! یک گروهی هستند، اینها یارند، اینها ناصرند، اینها کمککنندهاند. به کمک اینها امام زمان (عج) عدالت را در عالم حاکم میکند. اینها به ظلم «نه» میگویند. اینها به ظالم «نه» میگویند. اینها از زیر یوغ ظلم و ظالم میآیند بیرون، قیام میکنند در برابر ظالم. یک شبهه دیگر هم اینجا جواب داده میشود: آقا تشکیل حکومت قبل از ظهور امام زمان (عج) طاغوت است، پرچمش جهنمی است! این هم جزو حرفهای انجمن حجتیه است که این یکی متأسفانه هنوز مشتری دارد. این هم حرف مفتی است! برای اینکه وقتی قرار باشد یک جماعتی کمک کنند به امام زمان (عج)، پرچم عدالت را بلند کنند، به ظالم «نه» بگویند، اینها قبل از ظهور باید بلند شوند، به ظالم «نه» بگویند تا به امام زمان (عج) اثبات کنند ما میتوانیم شما را کمک کنیم که زور داشته باشند با ظالم بجنگند. از کجا معلوم اینها زور دارند با ظالم بجنگند؟ از کجا معلوم قدرت دارند؟ کجا قدرتشان را نشان دادهاند؟ کجا جمع شدهاند، تمرین کردهاند، آماده شدهاند برای اینکه با ظالم بجنگند؟ حس میکنم یک حسی در من دارد میآید، احساس میکنم خیلی دوست دارم با ظالم بجنگم. بخندیم!
میگفت که یک طلبهای گفته بود که من بعد از نماز صبح، یک حال مطالعه به من دست داد، یک حسی به من دست داد، احساس کردم خیلی دوست دارم مطالعه کنم. این حس به من دست داد و استغفار کردم. الحمدالله حسش برطرف شد! یک حس این شکلی، یکهو مثلاً میآید صبح جمعهای صدای امام زمان (عج) از کعبه میآید و من احساس میکنم چقدر من دوست دارم با ظالم بجنگم، یک حس تقابل با ظالم دارم. نخیر! این قبل از ظهور این حس باید باشد. فقط هم حس خالی نیست، یک کاری هم باید بکنی. باید روبروی ظالم بایستی و «نه» بگویی. اتفاقاً در روایات ما گفتند یک پرچمی قبل از ظهور بلند میشود، پرچم حقی است. فرمودند: «این رایت که بلند شد، یک رایت حق است.» چندین روایت دارد، هم از پیغمبر اکرم، هم امام صادق، هم از امام باقر (علیهم السلام). فرمودند: «این پرچم که بلند شد که مال اهل مشرق است»؛ در روایت دیگر داریم: «مال اهل خراسان است»، فرمودند: «خودتان را به اهل این پرچم برسانید، ولو حَبْوًا علی الثَلْجِ علی النار. فَلَکَ بـِثـ...» یعنی یخ و برف. حَبْوًا با هاء جیمی یعنی سینهخیز. فرمودند: «خودتان را به اهل این پرچم برسانید، ولو شده روی برفها سینهخیز بروید، خودتان را به این خراسانیها و مشرقیها برسانید. یکی «علی النار»، ولو شده روی آتش سینهخیز بروید، خودتان را به اینها برسانید.» چون پرچمی که اینها بلند میکنند، پرچم حق است. پرچم را هم تحویل صاحبشان میدهند. این نشان میدهد که اتفاقاً قبل از ظهور امام زمان (عج) باید انقلاب کرد، بعد حکومت تشکیل داد، بعد قیام کرد و این پرچم، پرچم حق است. تا این نباشد، نمیشود با ظالم جنگید.
البته اینها به ظالم «نه» میگویند، به ظلم «نه» میگویند، ولی خودشان نمیتوانند عدالت را نه در عالم ایجاد بکنند، نه نسبت به خودشان. چرا؟ «چون ظالمین طاغوتهای عالم» انقدر اینها را تو فشار قرار میدهند، حقشان را بهشان نمیدهند. اینها مظلوم واقع میشوند، ولی با همه ظلمی که به اینها میشود، اینها آن مقاومتی که میکنند، این زور را پیدا میکنند که بزنند تو دهن این ظالمین. حرکتهای اصلی را انجام میدهند، ولی آن مشت آخر را بعد از ظهور میزنند. فرمودند: «از خراسان یک جماعتی در روایت مشرق دارد» عرض کردم، «در روایت خراسان دارد، جماعتی قیام میکنند، پرچم را بلند میکنند، حق را طلب میکنند.» دفعه اول طلب میکنند، این ظالمین و دشمنان حق، را به اینها نمیدهند. دفعه دوم حق را طلب میکنند، این ظالمین حق را به اینها نمیدهند. دفعه سوم که میشود، کار به شمشیر کشیده میشود، جنگ میشود. حالا این اولی و دومی چیست؟ من نمیدانم کی و کجا است. نمیدانم. انشاءالله که همین مملکت ماست، همین انقلاب ماست، انشاءالله و انشاءالله همین قضایایی است که باهاش مواجهایم. دفعه سوم «علی عواتقهم»، کار به شمشیر کشیده میشود. اینها شمشیرها را میگذارند روی گردنهاشان، یعنی روی کولههاشان؛ علامت اینکه ما دیگر آمدیم بجنگیم. کار که جدی میشود، به جنگ کشیده میشود. دشمن اینها میگوید که: «خیلی خوب، بیایید حقتان را بهتان بدهیم.» دشمن اینها در میدان نظامی حریف اینها نمیشود. دشمنشان میگوید: «بیا، حقتان را بهتان بدهیم.» اینها میگویند: «دیگر «فلا یقبلونها».» میگویند: «دیگر ما با حق کار نداریم. حالا که جنگ است، حالا که شمشیر است، بجنگ تا بجنگیم.» پرچم جنگ را که بلند میکنند، وارد میدان جنگ که میشوند، پرچمی که بلند کردهاند، دیگر روی زمین نمینشیند، «إلا یدفعونها الی صاحبهم.» تحویل صاحبشان میدهند، تحویل صاحبشان میدهند. اینجا فرمودند: «به اینها ملحق بشوید. پرچم اینها پرچم حق است. اینها بیعت میکنند با امام زمان (عج). اینها مقدمهساز ظهور امام زمان (عج)اند.» پس یک پرچم قبل از ظهور، پرچم حق، بلند میشود.
این شد چند تا نکته. اصل آن کلید اصلی که میخواستم عرض بکنم و سه چهار دقیقهای توضیح دهم و بعد انشاءالله سؤالات عزیزان، این نکته است: ظهور امام زمان (عج) با چه عنوانی معرفی میشود؟ با عدالت. بله، قبل از ظهور نمیشود آن عدالت را در عالم فراگیر کرد. به هر حال هر کاری بکنیم، این ظالمین مشتشان سواره، ولی تا ما اهل عدالت نشویم، نمیتوانیم زمینهساز امامی باشیم که قرار است عدالت را در عالم ایجاد کند. اندازه خودمان، در حد خودمان، در قواره خودمان باید اهل عدالت شویم. اگر اهل عدالت نشویم و ظالم باشیم، دور میشویم.
یک تعبیری دارد مرحوم آیتالله بهجت. روی این تعبیر خیلی عنایت داشتند: «المهتّجِب عن أین الظالمین.» امام عسکری (ع) در مورد امام زمان (عج) فرمودند که: «او از چشم ظالمین مخفی است، در حجاب است.» آیتالله بهجت میفرمودند که: «این کلمه معنا دارد.» یعنی اگر کسی جزو ظالمین نبود، این پرده را برایش کنار میزند، باب ارتباط و تشرف و اتصال به امام زمان (عج) برایش باز میشود. امام زمان (عج) در غیبت رفته به خاطر اینکه امنیت نداشته. از دست کی امنیت نداشته؟ از دست ظالمین! اگر کسی اهل ظلم نبود، امام زمان (عج) که دریغ ندارد، بنا ندارد که خودش را از دسترس دور بکند، از مردم دور بکند. از دست آنهایی دور شده که ظالماند. وقتی کسی اهل ظلم نبود، دیگر خطر ندارد برای حضرت، تهدیدی نیست برای حضرت. برای چی باید خودش را از دسترس این دور کند؟
خود مرحوم آیتالله العظمی بهجت (ره) این اواخر عمرشان به بعضی نزدیکانشان فرموده بودند: «من بارها و بارها تشرف داشتم خدمت امام زمان (عج) در عالم رؤیا که تعدادشان از شمارش از دستم بیرون است. چند بار تشرف پیدا کردم در عالم بیداری هم چندین مرتبه تشرف.» وقتی کسی ظالم نبود، خطر ندارد برای امام زمان (عج). کی ظالم نیست؟ اونی که عادل است، اهل عدالت است. اهل عدالت یعنی به صلاحیت رفتار میکند.
این چند کلمه را بگویم و انشاءالله در خدمت عزیزان باشیم. ما الان مشکل جدی مملکتمان چیست؟ ظلم است، تبعیض است. نقص جدی هم داریم. اونی که صدای مردم را درآورده، همین است. در مسائل مختلف مردم احساس میکنند که آقا دارد بین مردم فرق گذاشته میشود. این فرق گذاشتن هم روی حساب صلاحیت نیست، روی حساب رانت است. این نیست که به آن میدهند، آن آدم بیشتر لازم دارد، بیشتر به درد میخورد، بیشتر دارد با او کار میکند، محصول میآورد. نه، دارند میدهند به کسی که قالتاقتر و واردتر و کار را چاقکنتر است، مسیر را میشناسد، رانت دارد، پارتی دارد. ۴۲۰۰ میگیرد، میآورد در بازار مثلاً به ارز ۵۰ تومان. یک زمانی بود، باز نمیدانم ۴۰ تومان میگرفت، صد و خوردهای. الان مثلاً حذفش کردهاند. حالا انشاءالله که فایده داشته باشد این قضیه. خیلی فایدهای که نمیبینیم در حذف این قضیه. به یک قیمتی میگیرد، سودش را میبرد، وارداتش را دارد به همان قیمت واقعی دلاری میریزد در جامعه. این وسط رانتش را هم میگیرد، دلار ارزان میگیرد، دلار را میفروشد، هیچ فرقی هم برای مردم نمیکند. خب آقا به اینکه این قیمت دادی، روی چه حسابی به این قیمت دادی؟ این چه صلاحیتی داشته؟ یا مثلاً خط سفید میآیند میدهند، میگویند آقا ملت، شما همهتان فیلتر، اتصالتان فیلتر. یک تعدادی هستند، خطشان سفید است. اینها فیلترمیلتر ندارند، اینها به اینترنت جهانی وصلاند. اینترنت کشور قطع میشود، اینها وصلاند. همه فیلتر میشوند، اینها فیلتر نیستند. البته حالا گفتند خط سفید را برداشتهاند. مشکل اصلاً سر اینکه باشد یا نباشد نیست که حالا میگویند خط سفید را سیاه کنند، سیاهها را سفید کنند. مسئله سر صلاحیت است. اگر یک کسی یک پژوهشگری است، یک نخبهای است، یک نابغهای است، دسترسی به اینترنت باید داشته باشد. یک خاصیتی، یک فرق جدی با بقیه دارد. یک کار متفاوتی دارد با اینترنت میکند که بقیه نمیکنند. یک خاصیتی، نوش جانش، خطش را سفید کنید.
سفید کردهای آن مسئول فلان جاست، آن بچه فلان وزیر است، آن خواهرزاده فلان کس است. بعد آنهایی که اتفاقاً لازم دارند و صلاحیت دارند، خطشان سیاه و کبود است! هیچکس به فکر اینها نیست. اینها میشود تبعیض، اینها میشود رانت. اگر تحریم، گرسنگی، فشار مال همه باشد، نوش جانمان. بدانیم همه گرفتارند. ولی وقتی میبینی آقا گرفتاری و درد و بدبختیاش مال من است، کیف حالش مال یکی دیگر است، رانتش مال یکی دیگر است، فشارش روی آن نیست، اصلاً احساسی ندارد. این صدای مردم را درمیآورد. این میشود تبعیض، این میشود ظلم، این میشود بیعدالتی. رهبر انقلاب چندین بار تأکید کردند، فرمودند: «ما در قضیه عدالت نقص جدی داریم.» کارمان خیلی باید در موردش صحبت کرد، خیلی باید کار کرد. حالا انشاءالله در وقتهای دیگر، فرصتهای دیگر در مورد عدالت بیشتر صحبت میکنیم.
این میشود عدالت برای آن مدیر، عدالت برای آن رئیس. به یک کسی یک پوئن میدهد، یک امتیازی برای کسی قائل است، روی چه حسابی است؟ روی چه صلاحیتی است؟ این آدم مگر چه فرقی با بقیه دارد؟ بیشتر کار میکند؟ کارش مهمتر است؟ حساستر است؟ بله. امیرالمومنین (ع) در نامۀ مالک میفرمایند که: «هوای نظامیها را بیشتر داشته باش. هوای قاضی را بیشتر داشته باش.» کار قاضی حساستر است، کار نظامی حساستر است. چرب و چیلیش کن، پشتش را بگیر. از بیتالمال تأمینش کن. این گرسنه بماند، چالهچولههای زندگیاش را میخواهد با ناحق پر بکند، با فساد و رانت و اینها میخواهد پر بکند. پروندهها را احکام جورواجور میدهد که پولش در بیاید. اینی که بیشتر به آن نظامی برس، بیشتر به آن قاضی برس، این معنایش این نیست که این نورچشمیات باشد. این اتفاقاً چون صلاحیتش را دارد، باید بهش برسی. این میشود عدالت. خودش عدالت است، تفاوت هست، اشکالی ندارد، ولی تفاوت روی صلاحیت است. به یکی بیشتر میدهند، به یکی کمتر میدهند، روی صلاحیت است. ولی اونی که ما الان گرفتاریم، این است که اونی که بیشتر دارد، به خاطر این نیست که صلاحیتش بیشتر است، چون پارتیاش بیشتر است، چون آشنا بیشتر دارد، چون رفیق است، چون از خودشان است. از خودشان که نباشی، چی؟ به حساب نمیآید! این گرفتاری ماست.
این عدالت ابعاد فراوانی دارد. یک نمونه دیگرش را هم بگویم و این بخش عرض من تمام شود. فقط مال مدیر و مسئول و رئیس نیست، عدالت مال ما هم هست. مثل چی؟ عدالت نسبت به بچههایمان. آقا، منی که قرار است زمینهساز حکومت امام زمان (عج) باشم که حضرت بیایند و عدالت را حاکم کنند، خدا هم باید تو خانهام عدالت حاکم باشد. من تو همین محدوده صد متری خانهام عدالت را حاکم بکنم، بعد داد بزنم بگویم: «یابن رسول الله، آقا جان، شمام تو این عالم عدالت جاری کنید، منم در خدمت شما برای اینکه عدالت تو این عالم حاکم کنید.» من خودم وقتی تو این پنجاه متر، صد متر، شصت متر ظلم میکنم، عدالت را رعایت نمیکنم، به امام زمان (عج) بگویم: «آقا من نوکر شمام، تشریف بیارین عدالت را حاکم کنید.» درست است این حرف؟ آقا، حرف منطقیای است. وقتی من خودم ظلم میکنم به زنم ظلم میکنم، به بچهام ظلم میکنم، هوای یکیو بیشتر دارم، نه بر اساس صلاحیت. اگه صلاحیت باشد که اشکال ندارد. حضرت یعقوب حضرت یوسف را بیشتر دوست دارد! صدای بچههایشان در آمد، صدای اینها که در آمد به حق در آمد یا به ناحق در آمد؟ به ناحق در آمد. چرا؟ برای اینکه اگر حضرت یوسف را دوست دارد، به خاطر این است که او صلاحیت دارد، این پیغمبر خداست، ولی خداست، مقرب درگاه الهی است. البته در حق و حقوق نباید تفاوت قائل شود که پشت قباله ازدواجمان مثلاً ملک دویست متری بگذاریم، پشت قباله یکی مثلاً سرویس بهداشتی پارکینگ همان ملک آن یکی را بگذاریم. درست نیست! تو این حق و حقوق ظاهری. آخه بعضیها تو خانهها مثلاً این شکلیاند که مادر همه گوشتها را مثلاً برای این پسر میگذارد، استخوانهایی که دخترها، بچههای وسطی. معروفاند دیگر، بچههای وسطی. خانوادهها که کلاً به قول شماها اندر هستند، اصلاً هیچکس اینها را به حساب نمیآورد. این آخریها خیلی همه باهاشان کار دارند. این وسطیها که اصلاً در لیست اصلاً محسوب نمیشوند در فرم حضور و غیاب. اصلاً نیست. بابایی میگوید: «تو کیای؟ چقدر آشنا به نظر میرسی.» میگویم: «بچه وسطیام، یک زمانی اینجا با شما زندگی میکردم!» بچه وسطی اینه! آن بچه آخریه. بزن! پسرم باشد، بین پسر و دختر فرق، بین بچه اول و آخر فرق. این فراوان است. از کجا آمده؟ به صرف اینکه این آخریه میشود سوگلی تحت قاری، به صرف اینکه این پسر است میشود نورچشمی. روی صلاحیت باید باشد، روی حساب نباشد. به صرف اینکه این پولدارتر است، گاهی آن بچهای که پولدارتر است، آن نورچشمی میشود. سفرش پای این! این بدبخت چون چیزی ندارد، کسی هم با او کار ندارد، یک وقت اصلاً دعوتش نمیکند. تبعیض از همین جاها شروع میشود. این خاطره را بگویم، انشاءالله سؤالات را کمکم جمع بکنید و استفاده کنید.
یک آقایی از این روحانیونی که درس مرحوم آیتالله العظمی بهجت را میرفتند، گفت: «خیلی خاطره زیبایی» است؛ رحمت خدا بر این مردان بزرگ. واقعاً شیعه چه بزرگانی به خودش دیده. دستپرورده امام زمان (عج)اند. درست است که امام زمان (عج) در پرده غیبتاند، ولی دارند کار میکنند. کارشان هم تربیت همین شخصیتهاست. علامه طباطبایی، امام خمینی، آیتالله بهجت، دستپرورشیافته امام زمان (عج)اند. از پس پرده اینها را دارد سوا میکند، مدیریت میکند، تأمین میکند، تربیت میکند. کار امام زمان (عج) این است. آقایی بود میگفت: «من بچهها را شب بردم بخوابانم.» بچه کوچک مثلاً در حال خوابیده بود. بغلش کردم، بردمش توی اتاق. آن بزرگتره بغل او در اتاق خواب بود. مثلاً آن بزرگتره هفت سالش بود، این کوچیکه مثلاً سه سالش. این را بغل کردم، بردم گذاشتم بغل آن هفت ساله. کوچولو، دوستداشتنی، ناز و ملوس! آدم خوشش میآید، دلش میسوزد. بوسش کردم، ببوسمش که خواب است، نفهمید. ولش کردم، رفت. گفت: «فرداش داشتم وارد مسجد آیتالله بهجت میشدم.» چقدر این مرد فوقالعاده بود! حواسش به چه چیزهای دیگران بود! ما هم به این اینها خودمان حواسمان نیست! حواسش به این چیزهای دیگران بود. موقعی که داشت وارد میشد، یک نگاه به من کرد، فرمود: «انشاءالله تصفیه بین اولاد را که رعایت میکنی؟» یعنی عدالت بین بچهها را. «چی؟ کجا؟» «عدالت بین بچهها را که انشاءالله رعایت میکنی؟» یکهو یادم افتاد. «عجب! من دیشب این را بوس کردم، آن را بوس نکردم!» گفتم: «آن که خواب است، ولش کن.» خب این هم خواب بود. اگر به خواب بودن، محروم میشود از بوس، که خب این هم خواب بوده و محروم بشود. اگر هم بابت این است که بچهات است، خب آن هم بچهات است! قبول است. خدا خیرش بدهد، از همین جاها شروع میشود عدالت. بعد هم که رئیس میشود، مدیر میشود، کارش از اینجاها اگر شروع کرد، بعد هم که کار بزرگتر دستش میرسد، حواسش به آنها هم هست. خیلی مسئله خیلی دقیق است. خدا کمکمان کند اهل عدالت بشویم و زمینهساز برقراری عدالت امام زمان (عج) در عالم.
خدمت عزیزان هستیم. تشکر میکنیم از استاد فرزانه. تا سؤال آماده شود و در واقع شما در زمینه برنامهای که در تلویزیون هم بود سالیان سال کار کردید. اگر میشود سال نو اینجوری میخواهم مطرح بکنم. یکی از آن خاطراتی که زمینه به اصطلاح پس از مرگ و زندگی پس از زندگی اگر اتفاقی افتاده یا خاطرهای را داریم که به اصطلاح میطلبد که جلسه استفاده کنند، در خدمت ما منتظریم.
**منتظر در مقابل منتَظَر چه وظیفهای و چه ویژگیای دارد؟**
بله، ببینید، منتظر و منتَظَر که گفته میشود، ما منتظر کی هستیم؟ منتظر چی هستیم؟ منتظر امام زمان (عج)ایم. منتظر چی امام زمان (عج)ایم؟ مثلاً شما در مسجد نشستهاید، منتظر امام جماعتاید. منتظر حاجی آقا؟ منتظر چی حاجی آقا؟
حالا حاجی آقا بزند دیر کند. بنده خدا از منتظر حاجی آقا کشیده میشود به چاقوکش برای حاجی آقا. اگر یک کم دیر شود، میرسیم، میگویند حاجی آقا دیر کرد! حاجی آقا زودتر بیا. میگوید: «بابا، این راننده دیر کرد، آنجا هم ترافیک بود، آنجا هزار تا مانع.» «حاجی آقا دیر کرد.» چی؟ آن راننده دیر کرد؟ دیر آمد دنبال ما؟ تو ترافیک گیر کرد؟ حاجی آقا دیر کرد. خب منتظر حاجی آقایی. منتظریم که حاجی آقا بیاید مثلاً برایتان بستنی بیاورد؟ منتظر چی حاجی آقا؟ منتظریم که حاجی آقا بیاید برود تو محراب بایستد و نماز بخواند. درسته آقا؟ ما منتظر امام زمان (عج)ایم. منتظر چی امام زمان (عج)ایم؟ منتظریم که مثلاً حضرت تشریف بیاورند، دستشان را ببوسیم، برویم دیگر، خیلی خوشحال شدم، خیلی طول کشید. فقط خیلی شصت سال منتظر بودیم! خب بوسمان را گرفتیم. الحمدلله، یک سلفی هم دیگر با شما بگیریم، تمام است! من شصت ساله منتظر این لحظه! پروفایل فالو شده، لایک شده توسط حجت بن الحسن!
ما منتظر امام زمان (عج)ایم که حضرت بیاید حکومت کند. حضرت بیاید قرآن را حاکم کند. حضرت بیاید عدالت را حاکم کند. حضرت بیاید ماها را موحد کند، بندۀ خدا کند، «یعبدوننی». سوره مبارکه نور فرمود: «این حاکمیت نهایی وقتی که بیاید، دیگر همه من را میپرستند. من دیگر شریک نخواهم داشت. توحید محض. دیگر هیچ خبری از امثال ترامپ در این عالم نخواهد بود. هیچ خبری از این صهیونیستها و یهودیها و ظالمین و طاغوت نخواهد بود. ریشه ظلم را میکند. اصول الظالمین میآید، این ریشه ظالمین از جایش در میآید.» ما منتظر همچین شخصی هستیم.
خب شما وقتی منتظر امام جماعتاید، برای اینکه نماز بخوانی، یک کاری میکنی که به نماز تو مسجد و نماز جماعت و اینها ربط داشته باشد. لااقل تضاد نداشته باشد. میگوید: «من منتظر حاجی آقام بیاید نماز جماعت بخوانیم.» میگویند: «خب حالا منتظری، چهکار داری میکنی؟» تو خیابان گلکوچیک بازی کردن ربطی ندارد به اینکه منتظر حاجی آقا باشی. منتظر حاجی آقا تو مسجد نشسته، رو به قبله نشسته یا دارد قرآن میخواند یا دارد ذکر میگوید یا نماز میخواند. منتظر حاجی آقا یک کاری دارد میکند که حاجی آقا آمد، منافات نداشته باشد. از همان جنس، خودش را مشغول به یک کاری که ضد اوست، نمیکند. خلاصهاش میشود همین مطلب که البته بحثی هم که داشتیم، مرتبط با همین مسئله بود. از جنس کاری که امام زمان (عج) میخواهد، از جنس کاری که امام زمان (عج) میکند. حضرت میآید معارف دین را منتشر میکند. خب من چهکار باید بکنم؟ باید معارف دین را یاد بگیرم، معارف دین را منتشر بکنم. حضرت میآید احکام الهی را حاکم میکند، سنت پیغمبر را حاکم میکند، بدعتها را از بین میبرد. من باید چهکار کنم؟ باید بدعتها را از بین ببرم، روبروی بدعتها بایستم، سنتها را احیا کنم تو زندگی خودم، تو زندگی دیگران.
**وظیفه منتَظِر؟ سؤال کردند که نقش علوم غریبه و ماورایی در جریان اغتشاشات اخیر شبکهها اعلام کردند، شبکههای مجازی خوب استفاده کردند. خب این سؤال شد که در واقع آیا این واقعیت دارد یا ندارد؟**
چشم، عرض کنم خدمتتان که اصل این قضیه به صورت کلی درست است، هست. به هر حال شیاطین انس و جن فعالاند، نقش دارند، کار میکنند. نشانههایی هم همیشه بوده مبنی بر اینکه اینها نقش دارند. در این قضایای اخیر هم نشانههایی بود. حالا این عزیزانی که دستاندرکار امور امنیتی هستند، چیزهایی را میدیدند، کشف میکردند، توی سلاح این افراد اغتشاشگر، در وسایلشان، گزارشهایی هست. حالا نمیدانم مثلاً سنگی که پرت میکردند، بهش یک کاغذی بود، از این طلسمها و اینها مثلاً استفاده کرده بودند. از این حرزهای یهود مثلاً توی وسایل اینها بود. نقش و نگارهای مثلاً مرتبط با سحر و جادو. این انقدر هست، واضح هم هست که در این مسائل استفاده میکنند. مخصوص امروز هم نیست. یهود بود و جادو. تاریخ یهود با جادو و سحر و این رقم خورده. تسخیر جن و این هم که دنبال معبد سلیماناند، احیا بکنند در بیتالمقدس. اینها نه دلشان برای حضرت سلیمان میسوزد، نه عاشق انبیای خدا هستند. اینها دنبال یک صندوقچهایاند زیر این معبد که توش طلسمهایی بوده که حضرت سلیمان با این طلسمها جنها را تسخیر کرده. با تسخیر آن جنها حکومت تشکیل داده. اینها میخواهند همان جنها را دوباره تسخیر کنند، همان حکومت سلیمان را دوباره برقرار کنند. همه این داستان آن بیتالمقدس و اینها این است.
این مسئله هست، ولی حالا اینکه حالا با این گوشیها و چه میدانم طلسم فلان و ایناست، اینها معلوم نیست. همه اینها نمیدانم سحر شدند، تسخیر شدند، هر کی آمده تو خیابان مثلاً یک کاریش کردند، یک چیزی بهش خوراندند. اینها معلوم نیست، ولی اصل قضیه هست. طلسم و جادو. حالا شما گفتید کوتاه جواب بدهم. یک کلمه را بگویم. حالا باز سؤالهای بعدی. طلسم و جادو حتی نسبت به پیغمبر بوده. آقا، یهودیها خود پیغمبر ما را طلسم کردند! پیغمبر ما را طلسم کردند! البته طلسم آنها نسبت به پیغمبر اینجوری نیست که بتوانند تسخیر کنند پیغمبر را که هر کاری که میخواهند پیغمبر برایشان انجام بدهد، ولی آسیب فیزیکی زدن به پیغمبر، آسیب بدنی زدن به پیغمبر. در این حد میتوانند. واسه همین اصلاً سوره فلق و سوره ناس نازل شد. این دو تا سوره قضیهاش این است. بخوانید در کتابهای تفسیری که اینها طلسم کردند. یهودی بود، اسمش هم نقل شده در تاریخ که طلسمش را هم انداخت توی چاهی. جبرئیل نازل شد. این دو تا سوره را آورد و پیغمبر گزارش داد که فلان کس شما را سحر کرده، تو فلان چاه هم این سحر را انداخته. حال پیغمبر بد بود از جهت جسمی. به امیرالمومنین (ع) فرمودند. رفتند از آن چاه این سحر را درآوردند. آیه به آیه که خواندند، حالا یادم نیست چند تا گره بود، به این طلسم چند گره زده بود این طلسم. هر یک آیهای که از سوره فلق و سوره ناس پیغمبر خواندند، یکی از این گرهها باز شد که این علامت این بود که این سحر باطل شد. یهودیان این کارها را میکردند، تاریخشان پر است. آنکه پیغمبر بود، من و شما که دیگر جای خود داریم. واسه همین به ما سفارش شده: «آقا، سوره فلق زیاد بخوانید، سوره ناس، آیتالکرسی، این حرز امام جواد (ع)»، دستوراتی که اهل بیت به ما دادهاند برای همین است که بتوانیم با اینها مقابله کنیم.
حالا فعلاً اجمالی. پاسخ از سمت آقایان، چون بین آقایان کاغذ توزیع نشده. عرض سلام و ادب. اولین سؤال را بپرسم تا نفر بعدی آماده شود.
**عارضم خدمتتان که نقش بهائیت در این اغتشاشات اخیر، با توجه به اینکه از یکی از آقایونی که بالاخره یک کمی در این مسائل بیشتر تبیین میکرد، ما شنیدیم از ایشان، افرادی که دستگیر شدهاند و بهاییهایی که دستگیر شدهاند در مشهد، از کسانی که خیلی بیشتر بوده. این را اگر بفرمایید که این نقششان در این اغتشاشات چقدر پررنگ بوده است؟**
ببینید، کلاً فرقههای انحرافی توی این قضایا حضورشان خیلی پررنگ بود. انواع و اقسام فرقههای انحرافی، از وهابیت گرفته که حالا در مشهد هم اینها رخنه کردهاند. چندین سال است میآیند از جاهای مختلف، از داخل کشور، از بیرون کشور و جاهایی را میگیرند، تیمهایی، گروههایی. دوستانی که در این مسائل تخصص دارند، گزارشهایی را چند ساله است دارند میدهند. یکی از اینهایی که آمده و به هر حال جزو این وهابیهایی بوده که تبعه بود در کشور، همان همان ازبکی بود که در حرم آن سه تا روحانی را زد. دوتایشان به شهادت رسیدند. این یکی از چند صد تا یا نمیدانم چند هزار تا آدمی بود که آمدند در این شهر و با قصد و غرض برای همچین کاری. این یک طیف.
طیف درویشها. اینها فتنهانگیزیهاشان یادتان است؟ خیابان پاسداران تهران، گلستان هفتم شهید محمدحسین حدادیان. همین فرقه درویشها چه داستانهایی درست کردند! همین شکلی میکشتند. آن یارو محمد ثلاث بود. چی بود اسمش؟ با کامیون صورت این نیروهای امنیتی رد شد که اعدامش هم کردند. این یک طیف. یک طیف وهابیت، یک طیف درویشها، طیفهای مختلف. بهائیت در اینها البته از جهات جدیتر است، برای اینکه داداش یهودیها و صهیونیستها است. اینها بهائیت نطفهشان اصلاً با صهیونیستها شکل گرفته، در بغل آنها پرورش پیدا کردهاند. قبر بزرگهاشان هم همین الان در خود اسرائیل است. اینها دستپرورده و مزدورند. به دوستان عرض کردم، گفتم وهابیها باز یک فاصلهای از این یهودیها میگیرند. این سعودیها را ببینید، یک دو جا هم یک دو تا چک و لگد هم به اسرائیلیها میزنند. یک ظاهری حفظ میکنند. بهاییها همین را هم نگه نمیدارند. اینکه مسجد را آتش بزنی، قرآن را آتش بزنی، یک پایههایی بالاخره اعتقادی و فکری برای طرف دارد. یعنی این نیست که حالا یک گُلی کشیده آمده دیگر حالا گُل قرآن را هم دارد آتش میزند و مسجد را هم آتش میزند. یک پایههای فکری دارد. وهابیاش هم حتی من فکر نمیکنم مسجد را آتش بزند. ولی در بهائیت نه. اینها چیزهای عادی است. یعنی انقدر که اینها کثیفاند و خبیثاند، بدتر از اینها، از اینها رخ میدهد.
یک طیفی که بالاخره باید در موردش جدی صحبت شود، بهائیت است. ما در مورد بهائیت خیلی کوتاهی کردیم. پایگاههای جدی دارند بهائیت در کشورمان. کرمانشاه یکی از پایگاههای جدیشان است. استان البرز یکی از پایگاههای جدیشان است. مشهد هم من شنیدم که اخیراً کارهایی دارند میکنند. ما که کوچکتر از حالا بودیم، دهه هشتاد، خب بنده بزرگشده کرجام، استان البرز. سالهای زیادی آنجا زندگی کردیم. پدرم فردیس کرج که الان هم جزو محلههای خیلی شلوغ اغتشاشات بود که ما سالها آنجا زندگی میکردیم، یک مغازهای داشت. حالا میگویم آدرس دقیقش کجاست، چون مغازۀ ایشان هنوز برقرار است. در آن پاساژی که پدر ما مغازه داشت، من بچه بودم میرفتیم با این پاساژیها بازی میکردیم. چند تا مغازهدار بودند. حالا یکیشان خیلی ما با هم رفیق بودیم. سیامک نامی بود. مو هم کاشته بود. من یادم است آن موقع اصلاً کسی مو نمیکاشت و اینها. این ما را بغل میکرد و میبوسید و اینها. یکی یک بار به من گفت که: «حواسات باشد، این دست خیس بهت نزند.» گفتم: «برای چی؟» گفت: «بهایی است!» یعنی بعد فهمیدیم که در این پاساژ که یک پاساژ کوچک از یک محله از فردیس کرج بود، آن موقع به ما میگفتند یکی در میان این مغازهها بهایی است. آن موقع دهه هشتاد، آخرهای دهه هفتاد، اوایل دهه هشتاد. الان که خیلی اوضاع بدتر است. من چند سال پیش در کرج، دوستان به ما گفتند که اینها مدارس اختصاصی زدهاند. بهائیت پرورش نیرو میکند. بدون اسم نیرو جذب میکنند، تربیت میکنند. خیلی از این مدارس غیرانتفاعی، مهدکودکها، مدارس دیگر دست بهائیت است و دارند کار میکنند. بحث جدی است. باید در موردش مفصل کار شود. دیگر حاجی آقا سرپا ایستادهاند و به ما نگاه میکنند، من دیگر جرئت نمیکنم توضیح بدهم. کلام آخر؟ آهنگ به گوش میرسد.
-------------------------------
منابع:
[حدیث] حديث قدسی: «يَمْلَأُ اَلْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً»
کمال الدين، ج ۱، ص ۲۵۸.
[حدیث] امام باقر (ع): «كُلُّ رَايَةٍ تُرْفَعُ أَوْ قَالَ تَخْرُجُ قَبْلَ قِيَامِ اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ صَاحِبُهَا طَاغُوتٌ» ذکر قیام پرچمی قبل از ظهور که «پرچم حق» است و باید به اهل آن ملحق شد.
غيبت نعمانی، ج ۱، ص ۱۱۵.
[حدیث] امام حسن عسکری (ع): «الْمُحْتَجَبِ عَنْ أَعْیُنِ الظّالِمینَ» در زیارتنامه امام حسن عسکری علیهالسلام ، امام عصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف با این عبارت وصف شده است. بحارالأنوار، ج٩٩، ص۶٧.
[داستان/حکایت تاریخی] مرحوم آیتالله العظمی بهجت نقل میکند که اگر انسان جزو ظالمان نباشد، حجاب از او برداشته میشود و راه ارتباط و تشرف به امام زمان (عج) برایش باز است.
https://bahjat.ir/fa/content/14203
[آیه قرآن] سوره نور، آیه 55 — «يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا»
[آیه قرآن] سوره توبه، آیه 101 — «مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ»
[حدیث/روایت] امام باقر (ع): «كَأَنِّي بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ يَطْلُبُونَ اَلْحَقَّ فَلاَ يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلاَ يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَی عَوَاتِقِهِمْ فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلاَ يَقْبَلُونَهُ حَتَّی يَقُومُوا وَ لاَ يَدْفَعُونَهَا إِلاَّ إِلَی صَاحِبِكُمْ قَتْلاَهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لاَسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ»
اهل خراسان سه بار حق را مطالبه میکنند؛ دو بار حق داده نمیشود و بار سوم کار به شمشیر و جنگ کشیده میشود و در نهایت پرچم را به صاحبش تحویل میدهند.
غيبت نعمانی، ج ۱، ص ۲۷۳.
[حدیث/روایت] امیرالمؤمنین علی (ع):
توصیه به مالک اشتر دربارهٔ توجه ویژه به قاضیان و نظامیان به دلیل حساسیت مسئولیتشان و تأمین آنان از بیتالمال.
نهجالبلاغه، نامه ۵۳.
[داستان/حکایت تاریخی] ماجرای سحر شدن پیامبر اکرم (ص) توسط یک یهودی که سحر را در چاه انداخت؛ با نزول سورههای فلق و ناس، گرههای سحر باز شد.
الطبقات، ج۲، ص۱۹۸.
[آیه قرآن] سوره قصص، آیه 4 — «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ»
[حدیث] پیامبر اکرم (ص): «لَوْ كَانَ اَلْعِلْمُ مَنُوطاً بِالثُّرَيَّا لَتَنَاوَلَهُ رِجَالٌ مِنْ فَارِسَ»
بحار الأنوار، ج ۱، ص ۱۹۵.
[حدیث] امام صادق (ع):اهل قم کسانی هستند که در نهایت پرونده یهود را جمع میکنند.
بحارالانوار، ج۶۰، ص۲۱۶.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه اول - بخش دوم
عدالت گستر
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات عدالت گستر
جلسه اول - بخش دوم
عدالت گستر
جلسه اول - بخش اول
عدالت گستر
در حال بارگذاری نظرات...