عدالت گستر

جلسه اول - بخش دوم

عدالت گستر . 1404/11/09
00:37:48
77

معرفی
فتنه نفوذی‌ها؛ کشتار مردم و نیروهای امنیتی، با هدف انداختن خون‌ها به گردن نظام

تفکیک شهید از آشوبگر در بحبوحه اغتشاشات ممکن نیست؛ برخی خانواده‌ها برای حفظ بقیه فرزندانشان با بنیاد شهید معامله می‌کنند

ترور فرماندهان هوافضا کار هوش مصنوعی نبود؛ جاسوس‌ها در عالی‌ترین سطوح امنیتی و دولتی نفوذ کرده‌اند

ما در محاصره اقتصادی و تورم کمرشکن به «ساحل دریا» رسیده‌ایم؛ یا باید تسلیم فرعون شویم یا با اعتماد به موسی و توکل به خدا به دل امواج بزنیم

صهیونیست‌ها با تلفیق «ژن نخبگی» و «خباثت تاریخی»، بانک‌های جهانی را ابزار غارت ملت‌ها کرده‌اند

پرونده یهود به دست قوم ایرانی بسته می‌شود؛ بسیجی‌های خمینی کار اسرائیل را در بیت‌المقدس تمام می‌کنند

وقتی پیامبر برای حفظ کیان دین، خانه غایبانِ نماز جماعت را آتش می‌زند، حکم کسانی که مسجد می‌سوزانند، کمتر از «اعدام » نیست

مسئولانی که در هر بحران دقیقاً موضع دشمن را می‌گیرند «احمق» نیستند، خائنینی هستند که نقش بازی می‌کنند

بشارت؛ دور نیست روزی که ابرقدرت‌های پوشالی در برابر عظمت این ملت زانو می‌زنند.
خلاصه
قرآن کریم ما را به تاریخ بنی‌اسرائیل ارجاع می‌دهد تا آینهٔ امروز خودمان را ببینیم؛ همان‌گونه که خداوند فرمود، آنچه بر آنان گذشت، مو‌به‌مو برای این امت نیز تکرار می‌شود. امروز ما نیز در موقعیتی شبیه ایستادن بنی‌اسرائیل در برابر فرعون قرار گرفته‌ایم؛ دشمنی خبیث و غدّار که با نفوذ، نفاق و سوء‌استفاده از مطالبات مردم، هم در میان مسئولان رخنه می‌کند و هم در دل جامعه. قرآن صریح می‌فرماید: «مَرَدوا عَلَی النِّفاق»؛ کسانی که حتی پیامبر، به حسب ظاهر، قادر به شناسایی آنان نیست. دشمن همان‌گونه که در تاریخ، از سپاه خودی هم قربانی می‌گرفت تا جنایت را به نام جبههٔ حق ثبت کند، امروز نیز با آشوب، قتل و ناامنی، حقیقت را مخدوش می‌سازد. تشخیص حق و باطل در این غبار فتنه آسان نیست؛ بسیاری قربانی‌اند و بسیاری ابزار دست نفوذی‌ها. این مسیر، مسیر امتحان الهی است. همان‌گونه که بنی‌اسرائیل میان تسلیم فرعون شدن یا زدن به دل دریا مخیّر شدند، ما نیز امروز در محاصرهٔ اقتصادی و فشارهای همه‌جانبه، تنها دو راه پیش رو داریم: بازگشت به آغوش فرعون یا اعتماد به وعدهٔ الهی. اگر به موسیِ زمان دل ببندیم و ایمان بیاوریم، دریا شکافته خواهد شد.
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

رهبر بی‌نظیر، مردم بی‌نظیر
مردم در این عرصه‌ها هم معمولاً بعد از این اتفاقات می‌آیند و این قاعده‌ها تمام می‌شود و از همین مردم، باز مطالباتشان. چرا دولت ما با این وفاق ملی که به اسم وفاق ملی نام‌گذاری شده، باز هم حرکتی مختصر ندارد؟ بسیار مختصر. خیلی مفصل است، عرض کنم خدمتتان.
اول آن جمله اول که فرمودید: "رهبر بی‌نظیر مردم کم‌نظیر". هم رهبر بی‌نظیر، هم مردم بی‌نظیر. اصلاحش از این به بعد از شما اجازه می‌گیرم؛ ان‌شاءالله.
عرض کنم خدمت شما که نکته‌ای که اینجا هست این است که یک دستی این وسط همیشه دارد سوءاستفاده می‌کند. ما با دشمن خبیث و قداری همیشه طرفیم که دنبال سوءاستفاده است. مرزمان را هم نمی‌توانیم از آن جدا بکنیم، تفکیک بکنیم. برایش بکشیم و بگوییم مثلاً در این محله، طلاب تا کوچه ۲۳ این‌ها، از ۲۳ به بعد خودی هستید. مثلاً در این آپارتمان، آن دو واحد دشمن‌اند، واحدهای دیگر خودی. خودشان را بین مردم «یَتَّصلونَ بَینَکم لِاُوازاً» خودشان را بین شماها قاطی می‌کنند، مخفی می‌کنند؛ هم بین عموم مردم، هم در مسجدها، هم در هیئت‌ها. همچنین در نیروهای امنیتی ما، در مسئولین ما نفوذی و جاسوس و خودباخته و این‌ها کم نداریم، متأسفانه. تشخیص این‌ها و تفکیک این‌ها کار سختی است. حتی خدا به پیغمبرش می‌فرماید: "تو هم نمی‌توانی تشخیص دهی. `مردوا علی النفاق لا تعلم و نحنُ نَعلمُ`". می‌فرماید: "این‌ها یک‌جوری بر نفاق ماهرند که تو هم نمی‌توانی تشخیص دهی. به حسب اطلاعات ظاهری، به‌عنوان یک بشر، تو هم نمی‌توانی تشخیص دهی. این کار من است، من این‌ها را می‌شناسم." خیلی تعبیر عجیبی در سوره مبارکه توبه: "مَردوا عَلَی...". این‌ها حرفه‌ای‌اند، دقت بفرمایید.
یک مشکلی که ما داریم، این است که این‌ها می‌آیند و بین مسئولین ما نفوذ می‌کنند، از آنجا به ماها آسیب می‌زنند. صدای مردم درمی‌آید. دوباره می‌آیند و بین مردم نفوذ می‌کنند. مطالبات مردم را تبدیل می‌کنند به اغتشاش. تبدیل به اعتراض می‌شود. دوباره می‌آیند و بین همان معترضین، با چاقو و قمه و وینچستر و این‌ها، می‌آیند بین مردم. از روبرو و جلو و عقب و چپ و راست می‌گیرند و می‌کشند. دیده‌اید دیگر؟ اخباری که منتشر شده بود. طرف می‌گفت: "به من گفتند، سرپل من به من گفت که برو هرچقدر توانستی نیروی امنیتی بکش. دستت نرسید، بین معترضین هر که را توانستی بکش." خیلی عجیب است. اشعث بن قیس می‌گفت: "در جنگ جمل، ببخشید مروان می‌گفت: هرچقدر توانستید از سپاه علی بکشید. هرچقدر نتوانستید از سپاه خودی بکشید." گفتند: "آقا، از سپاه خودی بکشیم؟" "از خودی هم هرچه کشتی، می‌گوییم علی کشته." امروز هم هست. آن روز هم خودشان را بین مردم قاطی می‌کنند. می‌آیند به اسم اینکه این معترض جوان ماست، بچه خودمان است. و نمی‌شود تفکیک کرد الان بین این‌هایی که کشته شده‌اند. یک گرفتاری جدی که هست، معلوم نیست.
من دیشب از یکی از این دوستان که این چند وقت مستنداتش پخش می‌شد در تلویزیون برای اغتشاشات و این‌ها که رفته بود کهریزک، بالای این جنازه‌ها فیلم گرفته بود، دیشب ازش سؤال می‌کردم که آخرش چند چندیم؟ کی به کیه؟ گفت: "حاج آقا، خیلی حرف‌های عجیبی زد." گفت: "ببین، اینکه می‌گویند ۶۰۰ تا از این‌ها اغتشاشگر، آشوبگر بودند، بقیه مثلاً همه مردم بودند، شهید بودند، آشوبگر نبودند، گمان می‌بردم." این خیلی عجیب است. مورد داشتیم که رفتند گفتند: "آقا، بچه شما شهید شده." گفته: "نمی‌خواهم اسم بچه‌ام را جزء شهدا ثبت کنید." گفتند: "چرا؟" "به خانواده ما حمله می‌کند آشوبگرها." رفتند گفتند: "بچه تو مثلاً با تیر مأمورین کشته شده." گفت: "آقا، بزن شهید. بالاخره از بنیاد شهید، بچه‌مان که مرد، لااقل از بنیاد شهید یک‌چیزی..." والا بلا. گفت که: "این ۶۰۰ تا همه از آشوبگرها بودند. آن دو هزار و خرده‌ای همه مردم عادی." حساب‌وکتاب هم ندارد. خداوکیلی هم نمی‌شود فهمید کی به کی است. این‌ها گرفتاری‌های ماست. حالا با تبیین این مسئله که شما اذیت نشوید، برم سؤال بعدی برسم.
ما مسئله‌مان این است: در دولت گرفتاری‌هایی داریم، آدم‌های خوب داریم، آدم‌های بد داریم، آدم‌های به‌درد بخور و دلسوز داریم، آدم‌های فاسد داریم. نمی‌توانیم دانه‌دانه انگشت بگذاریم و بگوییم: "این خداوکیلی خیلی خوب است، آن خداوکیلی خیلی شارلاتان است." تشخیص و تفکیک این‌ها از همدیگر سخت است. نفوذی‌ها بین این‌ها خودشان را جاساز می‌کنند. گاهی هم خیلی نزدیک می‌شوند، نه فقط بین این‌ها. گاهی بین نیروهای امنیتی‌مان. این‌هایی که اطلاعات می‌دادند، این فرمانده‌های ما را این‌قدر دقیق ترور می‌کردند که حالا بعضی اخبارش هنوز منتشر نشده. مثلاً ترور شهید حاجی‌زاده و فرمانده هوافضا. یک اتفاق عجیبی بود. نمی‌شود با جزئیاتش، تا کسی نفوذی نباشد، در عالی‌ترین سطح. این مسائل، یک بخشیش هوش مصنوعی است که بالاخره تشخیص می‌دهد این‌ها را، پیدا می‌کند. یک بخش جدیش نفوذ جاسوس است، لو می‌دهد این‌ها را. ما تا آن سطوح نفوذی داریم، جاهایی که دیگر دلمان بهشان قرص است. نیروهای امنیتی‌مان که خداوکیلی درجه یک‌اند، پاک‌اند، در آن هم گاهی نفوذ است. چه برسد به مسئولین دولت که بخوربخور هم توش زیاد است. گرفتاری ما این است. حالا چه‌کار باید کرد و وضعمان چه می‌شود و این‌ها، یک بحث دیگری است که حالا فعلاً به این سؤال ربط ندارد. فعلاً من فقط شرحی نسبت به این موقعیتی که توشیم دادم که بدانید گرفتاری‌ها بخش عمده‌اش از کجا نشئت می‌گیرد.
سلام علیکم. و بحث سلامت. بیشتر به اصطلاح امتحاناتی که با بنی‌اسرائیل این‌ها در امت پیامبر. واقعاً ما دیگر به آن آخر خط رسیده‌ایم، یا هنوز هم امتحاناتی هست که ما باید...؟ سلامت باشید. خدا حفظتان کند ان‌شاءالله.
خیلی سؤال خوب. البته همه سؤال‌ها خوب بودند، این هم بهار جزء سؤال‌های خوبی مطرح شد. ببینید در روایات پیامبر فرمود: "آن دستی که تورات را نوشته، خدای متعال با همان دست قرآن را و شما را منطبق کرده." قضایای شما را با امت بنی‌اسرائیل. فرمود: "آن‌ها مو به مو قضایایی که برایشان رخ داد، برای شما رخ می‌دهد. حتی اگر در یک سوراخی رفته باشند، برای شما همان اتفاق رقم می‌خورد." مسئله مهمی است. قرآن هم به هیچ امتی اندازه بنی‌اسرائیل... یعنی در قرآن بیشتر مباحث قرآن و تاریخ و داستان‌هایی که قرآن می‌گوید، مربوط به بنی‌اسرائیل است. آن جدی‌ترین مباحثی که بنابر بنی‌اسرائیل رخ داده که برای ما رخ می‌دهد، در قرآن آمده. خب ما باید تطبیق بدهیم اوضاعمان را، مشابهت‌ها را پیدا کنیم.
ما امروز با یک فرعون قداری مواجهیم. ما مثل زمانه حضرت موسی قیام کردیم. به این ظالم داریم "نه" می‌گوییم. اوایل بحث به این نکته اشاره کردم. ما می‌گوییم که آقا، ما نمی‌خواهیم تو برایمان تعیین تکلیف کنی. نمی‌خواهیم تو ما را چپاول کنی. نمی‌خواهیم خونمان را بمکی. می‌خواهیم خودمان روی پای خودمان بایستیم. منابعمان را خودمان استفاده کنیم. منافعمان را خودمان استیفا کنیم. خودمان برای خودمان تعیین تکلیف کنیم. خودمان ببینیم چه لازم داریم، چه لازم نداریم، چه داشته باشیم، چه نداشته باشیم. نه اینکه تو به ما بگویی این را داشته باشید، آن را نداشته باشید. تو بر اساس منفعت خودت و مصلحت خودت بگویی آن برای من ضرر دارد، پس نه. این برای من خاصیت دارد، پس آره. این جوان‌ها خیلی وقت‌ها خبر ندارند، می‌گوید: "آقا، رضا شاه خیلی خدمات کرد. بالا تا پایین مملکت ریل راه‌آهن کشید." چه کسی کشید؟ آلمانی‌ها کشیدند. برای چه کشیدند؟ از پایین نفت را بردارند ببرند بالا. سرباز می‌خواهند بفرستند، از بالا بفرستند پایین. مگر منفعتش به ماها بود؟ خودشان بررسی می‌کردند که چه به درد ما می‌خورد، بعد دستور می‌دادند. عملگی و حمالیش با مردم بود، کارگریش با مردم بود، منفعتش با آن‌ها بود. استثمار. این را می‌گویند استعمار. این را می‌گویند استضعاف. نسا. این کاری بود که فرعون می‌کرد. این قدرت‌ها امروز هم همین کار را می‌کند. نتانیاهو با فلسطینی‌ها همین کار را می‌کند. ترامپ با کل مردم دنیا همین کار را می‌کند. اختصاص به مسلمانان هم ندارد. با اروپایی‌ها هم همین کار را می‌کنند، صدای آن‌ها هم درآمده. با خود آمریکایی‌ها هم همین کار را می‌کنند. با کشورهای اطراف آمریکا، هرجا دستش برسد، هرجا منفعتی داشته باشد، چپاول می‌کند. شهرام و بهرام هم ندارد. حالا یک جماعتی به این‌ها "نه" نگفتند. این جماعت می‌شوند شبیه آن جماعتی که به فرعون "نه" نگفتند، به موسی "آره" گفتند. این فشار فرعون بر این‌ها بیشتر می‌شود، بیشتر و بیشتر می‌شود. محاصره می‌شوند. محاصره اقتصادی می‌شوند. محاصره امنیتی می‌شوند. محاصره اطلاعاتی می‌شوند. محاصره نظامی می‌شوند. تا یک شبی که این شب خلاصیشان است، شب فرج این‌هاست، که حضرت موسی به دستور خدا: "`فَأسرِ بِعِبادی`". این بنده‌های من را شبانه بردار با خودت ببر. حضرت موسی این‌ها را برمی‌دارد و آن‌ها مخفیانه، شبانه، آهسته، شروع می‌کنند به حرکت به سمت سرزمین موعود.
تا راه می‌افتند، فرعون باخبر می‌شود. راه می‌افتد دنبال این‌ها. با تجهیزات، با امکانات. این‌ها می‌خواهند بروند، می‌رسند به دریا. فرعون هم از پشت می‌آید. موقعیت را تصور کنید. حالا فرعونی که مسلط است، قدرت دارد، زور دارد، رسیده به این‌ها. این‌ها هم روبرویشان دریا. در یک همچین موقعیتی، آن موقعیتی است که فشار دیگر به اوج خودش رسیده. این مردم هم دیگر راه فرار ندارند، چاره‌ای ندارند. به فرعون "نه" گفته‌اند. الان هم دو تا راه دارند: یا باید بروند در بغل فرعون، یا باز هم باید "نه" بگویند. "نه" گفتنشان هم این است که ادامه بدهند، بروند توی دریا. راه دیگری نیست. کار به اینجا رسیده. این "نه" گفتن تا آنجاها می‌رود که می‌رسی به اینکه آقا، روبروت دیگر راهی نیست. به حسب ظاهر دیگر راهی نیست. اگر هنوز هم می‌خواهی "نه" بگویی، دریا. فرعون.
ما الان در همچین موقعیتی هستیم. محاصره اقتصادی، گرفتاری طلای ۲۲ میلیونی، سکه ۲۰۰ میلیونی، دلار ۱۶۰ تومان، بیکاری، تورم، مشکل اشتغال، هزار و یک بدبختی و گرفتاری، مشکلات امنیتی، مشکلات فرهنگی. آمریکایی‌ها هم در منطقه دور تا دور محاصره‌اند با پایگاه نظامی. یک راه جلویت می‌گذارد: "تسلیم شو، حرف‌گوش‌کن شو، مثل عربستان گاو شیرده باش. هرچه بهت می‌گویم گوش بده، وگرنه با تو می‌جنگم." این آن شبی است که ما با فرعون مواجه‌ایم. الان را که نگاه می‌کنی، می‌بینی آقا، منطبق به آن شرایط. بعدش چه می‌شود؟ یا تسلیم فرعون می‌شوید، یا عده‌ای آدم شما را سست می‌کنند، دلتان را خالی می‌کنند. سامری‌ها و امثال سامری. یا اینکه به موسی دل می‌بندید: "`إنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدینِ`". باور می‌کنید خدا را، به قدرت اعتماد می‌کنید، به این وعده‌ای که ولیّ خدا به شما داده، شما پیروز می‌شوید. بعدش هم از خودش نیست، از خداست. حرف خدا. اعتماد که کردید، به دریا هم که بزنی، خدا دریا را... فرعون هم توی دریا بیاید، خودمان را غرقش می‌کنیم. این می‌شود آن اوضاعی که... البته برای بنی‌اسرائیل به این فرج رسیدند، ولی دوباره بعد این فرج راه را غلط رفتند، بد رفتند. البته قرار نیست هر بدی که برای آن‌ها رخ داد، بر ما تکرار بشود که حالا بگوییم خب آن‌ها از دریا رد شدند، دوباره گوساله‌پرست شدند و به سامری تن دادند و هزار و یک مشکل. خب پس ما، آمریکا هم خلاص بشویم، دوره مشکل دیگر. بستگی به خود ما دارد. پس این قضایای بنی‌اسرائیل رخ می‌دهد، ولی معنایش این نیستش که هرچه آن‌ها انتخاب کردند، ما لزوماً همان را انتخاب می‌کنیم. نه، ما می‌توانیم درستش را انتخاب کنیم. اتفاقاً گفتند که این‌ها اتفاقاً امت برترند، چون همان امتحان‌ها بر سر این‌ها می‌آید، ولی این آخرالزمانی‌های این امت انتخاب‌هایشان دیگر درست است. از دریا که رد شدند، گوساله‌پرست نمی‌شوند. از دریا که رد شدند، به زمین موعود می‌رسند. با موسی می‌روند، آن سرزمین موعود را فتح می‌کنند. ان‌شاءالله این روز دور نیست و شرایط حکایت از این دارد که ان‌شاءالله، ان‌شاءالله به لطف خدا، به این روزگار نزدیکیم.
"`إن کُنتُم مُؤمنینَ`". سست نشوید، نه وحشت نکنید. ما برترین، قرآن ما برترین. اگر مؤمن باشیم، اگر اعتماد و اعتقاد داشته باشیم.
یکی از خواهران سؤال داشتند. سلام علیکم و رحمة الله. در برنامه ببینید، مطلبی که می‌فرمایید و باید ویرایشش بکنیم. ترویج دین یهودیت دنبال ترویج دینش نیست. دنبال این نیست که بقیه را متدین به دین خودش کند. فرمودید در برنامه‌هایش و ترویج دینش موفق است. در برنامه‌هایش می‌شود گفت. ولی در ترویج دینشان اصلاً دنبال ترویج دینشان نیستند. یک نکته. چرا در برنامه‌هایش خوب، حسب ظاهر موفق است؟ یک بخشیش به این است که ظلم می‌کند، زور می‌گوید، جاسوس دارد، آدم می‌کشد. یعنی موفقیتش بر اساس این نیستش که نشسته حساب‌وکتاب کرده که مثلاً با یک روند منطقی و عادلانه و خداپسند قدم به قدم بیاید جلو. نه، این‌ها از اول شگردشان خیانت بوده، جاسوسی بوده، "`یَقتُلُونَ النَّبِیّینَ بِغَیرِ الحَقِّ`" بوده. هفتاد تا پیغمبر را در بین الطُلوعَین سر می‌بریدند. نفوذ بوده، دزدی بوده، رباخواری بوده. قرآن را بخوانید در توصیف یهود. آیاتی که معرفی کرده یهودی‌ها را. زندگی‌شان، بزرگ تاریخ یهود، خصوصاً در اروپا، همراه با رباخواری و نزول‌خواری. برای همین این‌قدر این اروپایی‌ها از این‌ها بدشان می‌آمد و این‌ها را بیرونشان کردند. مجبور شدم برم یک دولت برای خودشان تشکیل بدهند. آمدند سمت فلسطین و این‌ها. بس که خون این‌ها را در شیشه کرده بودند. بانک‌های دنیا را هم این‌ها راه انداختند که این بانک‌ها شد ابزار مکیدن خون مردم. البته یک هوشی خدا به این‌ها داده. یک وقتی در مورد این مفصل صحبت کردیم. از نسل حضرت اسحاق علیه‌السلام‌اند که قرآن تعبیر می‌کند به "`غُلامٍ عَلیمٍ`". در مورد حضرت اسماعیل تعبیر می‌کند به "`غُلامٍ حَلیمٍ`". بنی‌اسرائیل نژادشان نژاد دانشمندیه. بنی‌اسماعیل که ماها باشیم، امت اسلام، پیامبر باشند، نژادشان نژاد تحمل است. خیلی عجیب است! اینکه قرآن در... معمولاً این نخبه‌ها و دانشمندهای بزرگ دنیا از همین قشرند. نگاه کنید، اکثر این مخترعین، مختلف، چه می‌دانم، مکتشف... نمی‌دانم، پنی‌سیلین و چی کوفت و زهر مار، این‌ها همه یا مستقیم یهودی‌اند یا متصل به یهودی‌ها بودند، یا یهودی‌زاده‌اند. یک ژن عجیبی خدا به این‌ها داده، ژن دانشمندی. از این فرصت استفاده کردند یا به تعبیر سوءاستفاده کردند. از این ژن دانشمندی و اهل درس و بحث و این‌ها خیلی جدی‌اند در خانواده‌هایشان. حالا این‌ها باید مطالعه بشود در موردش. خانواده‌ها نسبت به درس خیلی قدمت نشان می‌دهند، جدیت دارند و اهل مطالعه و کارهای علمی و دانشگاه و تحصیلات و این‌ها. خب این یک پوئنی است که این‌ها دارند. از آن‌طرف هم البته شیادند. از این هوششان استفاده می‌کنند برای سرکیسه کردن مردم، چپاول. از آن‌ور هم جنایت‌کارند. ابایی از آدم‌کشی ندارند. روش‌های مختلف آدم می‌کشند. خب این‌ها وقتی دست به دست هم می‌دهد و کارهایشان پیش می‌رود دیگر. ولی به ناحق پیش می‌رود. این‌ور مردم ایران هم البته این شکلی‌اند. این نیست که بگوییم حالا آن‌ها موفق‌اند، ما موفق نیستیم. نخیر! شیعه در طول تاریخ موفق بوده. خصوصاً این نژاد بی‌نظیری که خدای متعال در این عالم آفریده، این نژاد ایرانی که پیامبر فرمود: "علم اگر در ثریا باشد." در یک روایت فرمود علم، در یک روایت دیگر فرمود ایمان. فرمود: "علم یا ایمان اگر در ثریا باشد، "`لَنَالَهُ رِجَالٌ مِن فَارِسٍ`". یک تعدادی از این ایرانی‌ها بهش می‌رسند." این روایت پیامبر به عرب‌ها فرمود در آن زمانی که هنوز ایرانی‌ها مسلمان نشده بودند. یک نژاد فوق‌العاده. آنی هم که از پس این‌ها برمی‌آید، ایرانیان‌اند. آنی هم که پرونده این‌ها را لوله می‌کند، می‌اندازد در سطل آشغال تاریخ، ایرانیان‌اند. امام صادق فرمود: "اهل قم پرونده یهودی‌ها را جمع می‌کند." اهل قم یعنی شیعیان ایرانی. پس ما موفق بودیم، ولی شرطش این است که در مسیر علمیمان، در مسیر ایمانیمان، مستحکم حرکت کنیم. تفاوتش این می‌شود که آنی که ما داریم، خداپسند است، خداپیامبرانه. تفاوتش با آن‌ها این است. آن‌ها از سر ظلم و جنایت و خیانت و باطلش را دارند. ماها واقعی‌اش را داریم، اورجینالش را داریم. تا حالا هم اثبات کرده‌ایم این را به اهل عالم. برمی‌آید، پدرشان را درمی‌آورد. به‌بعدش هم همین است. ان‌شاءالله کار این‌ها را هم تمام می‌کنیم. رهبر انقلاب فرمود: "آنی که کار اسرائیلی‌ها را تمام می‌کند، بسیجی ایرانی است." ان‌شاءالله دور نیست آن روزی که این جلسه پرسش و پاسخ، به‌جای اینکه در مسجد فاطمه‌الزهرا داشته باشیم، در مسجد بیت‌المقدس، ان‌شاءالله مسجدالاقصی.
اصرار؟ سلام علیکم. سلام علیکم. سخن جلسه می‌گفتند که: "دولت را اصلاً نقد نکن. حالا با این دولتی که ما داریم، دولت فشاری که ما داریم، این‌قدر وضعیتش خراب است در مسائل حالا مردمی که خیلی ناراضی‌اند، مردم از عملکردشان. حالا علت اینکه حاج‌آقا حضرت آقا می‌گویند نقد نکنیم به خاطر این شرایط جوی چیست؟" ممنونم از محبت شما و لطفتان.
رهبر انقلاب نفرمودند نقد نکنید. فرمودند اهانت. تفاوت مسئله‌ای هم که هست این است که یک وقتی هستش که انتقاد، یعنی شما می‌آیید می‌گویید: "آقا، این دولت اینجا این رفتاری که انجام داده اشتباه است. راهکارش هم این است." این دو تا چیز: یکی اینکه آن اشکال و اشتباه را آدم درست فهمیده باشد، دقیق فهمیده باشد که واقعاً این‌ها همچین کاری کرده‌اند، دقیق. ثانیاً آن راهکاری که بهش اصرار دارد را واقعاً مطمئن باشد که این راهکار درست است. خیلی وقت‌ها افراد اشکالی که می‌کنند دقیق نیست، غلط است. به چه جهت اشکال می‌کند که واقعاً همچین چیزی. مثلاً می‌گویند: "آقا، در نمی‌دانم وعده صادق ۲ دولت نگذاشت ما بزنیم." از کجا مطمئنی؟ از کجا خبر دارید؟ از کجا به شما اطلاعات رسیده؟ چه کسی به شما گفته؟ این فرمانده‌های نظامی که انکار می‌کنند. در کجا درآمده؟ یا مثلاً چه می‌دانم، دولت تحمیل کرد که مثلاً با آتش‌بس و بعد ۱۲ روز پذیرفتیم. از کجا این را آوردی؟ یک چیز موثق و مطمئن باید باشد. همین‌جوری که نمی‌شود آدم یک چیزی را نسبت بدهد.
نکته دوم این است که راهکار هم بدهد، که آدم ملتفت شد، برایش واضح شد که این قطعاً همین بوده، این اشتباهی رخ داده. مثلاً: "آقا رئیس‌جمهور فلان جمله‌ای که گفته غلط بوده." خب هست. مواضع ایشان گرفت. اشتباه بود. بعضی‌ها را رهبری اصلاح کردند، تأکید بر آن افشا کردند. "وزرایی که ما انتخاب کردیم همه‌شان به تأیید آقا رسیده." خیلی از این‌ها نمی‌شوند. پس بعضی چیزها هستش که ما خبر داریم که این‌جوری نبوده، غلط بوده. با این باید چه شکلی مواجه شد؟ باید خیلی منطقی، شفاف، بدون اینکه تحریک بکنیم، بدون اینکه اهانت بکنیم، بیان بکنیم. درستش را بگوییم، اصلاحش بکنیم. هم‌دلانه، صمیمانه. نه اینکه مچ‌گیری بکنیم. نه اینکه تحقیر بکنیم. آن تو همچین جوی که دشمن منتظر کوچک‌ترین جرقه است بین مردم، یک اعتراض کف خیابان در بازار و تبدیل کردن به این جنایت فجیع در شهرها. اکثر این شهرهایی که در آن‌ها این اتفاق افتاد، هیچ خبری از اعتراض طبیعی نبود. شما در مشهد قبل از ۱۸ دی اصلاً در خیابان جماعتی دیدید که بیایند شعار بدهند، حتی اعتراض بکنند؟ یکهو ۱۸ دی ساعت ۸ شب آمدند آتش زدند. ۱۰ نفر یک جایی ریختند، یک شعاری دادند، یک حرفی زدند، یک اعتراضی کردند. در بعضی شهرها یک اعتراضی بود حالا در بازار بود، در خیابان بود. از کوچک‌ترین چیز دارد استفاده می‌کند. تبدیلش بکنیم به جدال. مثلاً مجلس و دولت. این دعواست، آن چیزی که دشمن می‌خواهد. وسط این فضا، یک بازیکنی هست در تیم شما ضعیف بازی می‌کند، پاس اشتباه می‌دهد. خب آدم باید یک کاری بکند که تا می‌شود این توپ دست این بنده خدا نرسد. مراقبت بکن، توپ زیر پای نیفتد. رونالدو را ول کن، غضنفر را بچسب. همه گل‌ها را این دارد به خودمان می‌زند. حالا ما وسط بازی، حریف با برنامه دارد حمله می‌کند، ۵ نفر ریختند سر غضنفر، هی می‌زنند پس کله‌اش: "ای فلان‌فلان‌شده، ای خدا بگم چه‌کارت کند! این چه وضع بازیگری است؟" بابا، دفاع را بگیر، گل نخوریم. پسِ کله غضنفر... تو فکر کن غضنفر مرد. دارم خیلی شفاف برایتان صحبت می‌کنم. هر که فهمید نوش جانش. فکر کن این غضنفر مرد. نداریم. با این فرد بیایید جلو. الحمدلله به قول شماها کارش نگیرید، کاریش نداشته باشید. فلان... پیش برویم، ان‌شاءالله به غضنفر هم می‌رسیم. بگذارید من اوضاع مملکت یک کمی آرام بشود، اوضاع جهانی عوض بشود، نابود بشوند. از شر آمریکا و اسرائیل که خلاص شدیم، می‌آییم سر وقت دولت. ان‌شاءالله. خوب شد. آقا راضی شدید؟ یالا. آقای فرزانه، البته امام جمعه بابرکت است. خواهش می‌کنم سلامت. حضرت استاد آیت‌الله جوادی آملی فرمودند: "اسامی دانشگاه در خصوص حالا اجرای فتوای ایشان، دعا فرمودند. فتوا این است." حالا در رسانه ملی که متأسفانه که به این شکل مثلاً بخواهد حالا پیگیری بشود. سخنگوی دولت مثلاً می‌آید مطرح می‌کند: "آره، ما گواهینامه زنان." این اقدام‌ها انجام شد. واقعاً مثلاً کارگروهی؟ سلام سلام. چشم. سلامت.
اول که ممنونم از لطفتان. اول یک عذرخواهی از عزیزان بکنم که جلسه طول کشید، خسته شدید. خدا حفظتان کند. عشق و علاقه و تحملتان. این‌جور باصفا نشستید. آثار خستگی هم دیده نمی‌شود. الحمدلله. ادامه‌اش بدهم، سوءاستفاده، پس یک ۲۰ دقیقه اضافه شد.
عرض کنم خدمتتان که در مورد مطلبی که فرمودید، پاسخ، یک پاسخ طولانی بنده دارم. یعنی بحث مفصلی دارد که بخواهیم بهش بپردازیم. اینکه نخبگان حوزوی و دانشگاهی چه وظیفه‌ای دارند. حالا اصل مطلبی که در مورد مفسدین فرمود یا قبلاً در مورد مُرجّفین فرموده بودند که آن موقع آمدنیوز بود، روح‌الله زم ملعون، آیت‌الله جوادی اسم آوردند از آمدنیوز در درسشان. از این رسانه خبیث اسم آوردند که یک اتفاق بی‌نظیر بود در تفسیر سوره احزاب و مُرجّف که حکم این‌ها حکم اعدام به اشد مجازات. ایشان فرمود: "مرجفون مثل همین آمدنیوز." خب الان امثال آمدنیوز از بین رفته. حتی خبرنگارهایش. این یک بحث است که بحث علمی فتوای بهاره نظری بزرگان است. یک بحث دیگر این است که ما باید چه‌کار بکنیم. ببینید، یک بخشی از مسئله و آن قضیه برمی‌گردد به اینکه تفکیک یک سری چیزها الان سخت است. یعنی واقعاً نمی‌شود یقینی و قطعی گفت این افرادی که آمدند و حتی بعضی‌هایشان دستگیر شدند، این‌ها نفوذی‌اند، سرپل‌اند، جاسوس‌اند، آموزش دیده‌اند، یا نه، یکهو جوگیر شده‌اند، توی خیابان بوده، یکهو یک هیجانی پیدا کرده، یکی تحریکش کرده، یک کاری کرده. واقعاً تفکیک این‌ها یک کمی سخت است. برای همین اینکه توقع داشته باشیم همین امروز سریع بیایند ۵۰ تا را بزنند کنار دیوار، بگویند: "آقا، این ۵۰ تا نیروهای موساد، سربازهای آموزش‌دیده. اسم‌هایشان را اعلام می‌کنیم. تا شب هم نشده همه را اعدام می‌کنیم." ولی این‌قدر ساده نیست این قضیه. پدر شهید آرمان علی‌وردی که خب ما با هم صمیمیتی داریم. اخیراً جایی بودیم با همدیگر، ناهار و این‌ها. بعد مفصل صحبتی شد. حالا حرف هم زیاد است در مورد آرمان، بخواهیم گفتگو بکنیم. گفتم: "این قضیه آخرش چه شد؟" گفت: "این نامردها بچه را برمی‌دارند شبانه می‌کشانند یک جایی می‌برند که دوربین نباشد و در تاریکی با صورت‌های ماسک زده، یک تعداد زیادی می‌ریزند سرش." آن تعداد دستگیر شدند، مثلاً ۵۰ نفر دستگیر شدند، ولی حکم که می‌خواهد صادر بشود، معلوم نیست چه کسی چقدر زده است. معلوم نیست آن ضربه کاری که مثلاً به سر بوده، به مثلاً فلان عضو بوده، این را کدام‌یک از این‌ها زده. نه دوربین بوده، نه نور بوده، در تاریکی بوده. حتی این‌هایش را هم بلد بودند. بعضی‌هایشان همین‌جور رهگذر بودند و یک ضربه زدند. بعضی‌هایشان حرفه‌ای بودند. تشخیص این‌ها از همدیگر سخت است. حکم صادر کند، بد هم نمی‌شد. این‌ها را بیشتر نگه دارند. سه سال این‌ها را نگه داشتند. آمدند گفتند: "آقا، وثیقه بگذارید، آزاد." چی؟ وثیقه چند؟ ۵۰ میلیارد مثلاً وثیقه بوده. هر کدامشان. حالا کسی که ۵۰ میلیارد وثیقه دارد، خب اوضاعش معلوم است. این‌ها گرفتاری‌هایی که هست. ولی شهید عجمیان. بعضی از آن اصلی‌هایشان دکتر هستند و یکی دو تای دیگر مشخص بوده. نور بوده، روز بوده، دوربین بوده، فیلم بوده. بعضی‌هایشان توانسته بودند حکم صادر بکنند. حالا اعدام بکنند، تبعید بکنند. این‌ها گرفتاری‌هایی که هست. نوش جانم! این کار را سخت می‌کند. این گرفتاری اصلی.
از آن‌طرف ما وظیفه‌ای داریم. بله، من این را هم قبول دارم که ماها کوتاهی‌هایی داریم در مطالبه، در گفتمان‌سازی. اصل این قضیه که آقا با این‌هایی که این شکلی اعتراض و آشوب می‌کنند، باید چه شکلی برخورد کرد؟ یک روایت امروز بنده برای دوستان روحانی به سخنرانی یک ساعت ایستادم. پیغمبر اکرم فرمود: "ببین، این‌ها می‌شود گفتمان‌سازی." خیلی از مردم این‌ها را نمی‌دانند. حتی خیلی از مؤمنین، متدینین. بعد راحت می‌شود جو درست کرد که می‌آیند می‌گویند: "آقا، این‌ها بچه‌های ما گناه‌اند. این دانشجو، آن دانش‌آموز. این‌ها را کارشان نداشته باشید، آزادشان کنید. آن نمی‌دانم مامان است، آن نمی‌دانم آن ورزشکار کشتی‌گیر." با همین‌ها اکثر این‌ها را آزاد می‌کردند دیگر. یادتان است؟ پیامبر اکرم فرمود: "اگر کسی نماز جماعت مسجد من نیاید." نماز جماعت مسجد نیاید. آن موقع انتخابات که نبود. حمایت مردم از نظام اسلامی به چه بود؟ به حضور در نماز جمعه، حضور در نماز جماعت. نشان می‌داد که با حاکمیت‌اند، پشت پیامبرند. وقتی کسی نمی‌آمد، معنای سیاسی داشت. یعنی من پیامبر را قبول ندارم. ولو در خانه‌اش نماز می‌خواند. نه نماز نمی‌خواند. پیامبر را قبول ندارم. وقتی یک نفر نمی‌آمد، در چشم مردم این باعث تضعیف نظام بود، تضعیف حاکمیت بود. مردم را سست می‌کرد: "۱۰ نفر پیامبر را قبول ندارند، نمی‌آیند." پیامبر فرمود: "به این دلیلی که عرض کردم، فرمود: اگر نماز جماعت مسجد من نیاید، دستور می‌دهم علی بن ابی‌طالب خانه‌هایتان را آتش بزند، روی سرتان خراب کند." صدوق نقل کرده. علامه مجلسی پدر نقل کرده و تفسیر کرده. علامه طباطبایی در المیزان نقل کرده. آیت‌الله جوادی آملی در کتاب جامعه در قرآن نقل کرده. این مال کسی بود که نماز نمی‌آمد. حالا آنی که مسجد آتش می‌زند برای براندازی چه می‌شود؟ مسجد ساختند، در مسجد نیروهای جاسوس، در مسجد. در نماز می‌آمدند. سازنده. "`مَن حارَبَ اللَّهَ`." جاسوس‌ها پناهگاه پیدا کرده بودند و توسط مسجد بین مردم تفرقه می‌انداختند. آقا، مسجد خانه خداست. پیامبر با مسجد چه‌کار کرد؟ همه‌تان بلدین. اسم مسجد چی بود؟ مسجد ضرار. خدای متعال دستور داد. پیامبر مسجد را چه‌کار کرد؟ تخریب کرد. مسجد را خراب کرد. فرمود: "آشغال‌هایتان را از این به بعد در اینجا بریزید. زباله‌دانی شهرداری، پسماند." مسجد ضرار. پیامبر مسجد خراب می‌کرد برای حفظ نظام، براندازی نظام. بعد ما می‌گوییم این‌ها بچه‌های مملکت‌اند. این ورزشکار، آن مامان است، آن بابا. این گناه دارد. گفتمان‌سازی وقتی این مطالب در ذهن مردم نشست، حکم محارب وقتی معلوم شد. قرآن می‌گوید محارب را مرگ معمولی نباید داشته باشید. او چون محارب بوده، خواسته مردم را بترساند. آمده در خیابان، یک کاری کرده که همه بترسند. چرا بسیجی را زنده‌زنده آتش می‌زنند؟ تا بسیجی‌ها بترسند، جرأت نکنند در خیابان بیایند. مسجدی‌ها بترسند، هیئتی‌ها بترسند. آن کارش ترس بوده. محارب را وقتی می‌گیری، یک‌جوری اعدام می‌کنی که بقیه بترسند. چه شکلی اعدام می‌کنی؟ "یک دست را از این‌ور می‌بری، یک پا را از آن‌ور می‌بری." قرآن است. "دست و پا را من خلاف باید قطع بکنی." یک‌جوری باید اعدام بکنی، درس عبرت بشود. باید بترسند. برانداز باید بترسد. ما با سلبریتی‌ها که کار نداریم. این‌ها گفتند: "ما طرف‌دار مردمیم. ما طرف‌دار مردمیم." تو که البته وضعیتت مشخص است و رعایت بکنیم، ان‌شاءالله سر وقت این‌ها هم می‌رسیم. این‌ها هم یک روزی اوضاعشان معلوم می‌شود که چه کسی بودند و چه کسی نبودند. از کجا؟ طبیعی نیست.
حماقت حجم دارد و قاعده دارد. در یک جلسه تازگی عرض می‌کردم: خریت خودش قاعده دارد. مثلاً وقتی یک کسی ۱۰۰ تا سؤال در کنکور جواب می‌دهد، آدم نفهم را می‌گویند خب مثلاً ۹۰ تا را درست جواب داده. وقتی یکی کنکور می‌دهد، همه ستاره‌ها را غلط جواب می‌دهد. آدم همیشه جواب درست را بلد بوده. وقتی مسئولین ما در هر قضیه‌ای دقیقاً غلط‌ترین موضوع را می‌گیرند، خر است، قاعده دارد، خیانت است. این خریت نیست. بگیرد همان که به نفع آمریکا و اسرائیل است. یک حسابی دارد. بِنام. ان‌شاءالله خواهیم دید.
مسئله جدی این است که آقا، نخبه حوزوی و دانشگاهی باید این علم را بردارد، باید تبیین کند. مطالبه‌گری، موج را بیندازد. قبل از اینکه آن‌ها موج راه بیندازند، این مطالبه از بین ماها شکل بگیرد. اول خوب مسئله روشن بشود. البته آن قضیه را باید توجه داشته باشید. آخرش ما این چالش را داریم. آخر که می‌خواهیم حالا محارب را بگیریم، اعدام بکنیم، تکلیف خیلی‌ها معلوم نیست. محارب است؟ این با آن‌ها بوده؟ این با این‌ها بوده؟ این گرفتاری که ماها داریم. خدا ان‌شاءالله به حق حضرت علی اکبر علیه‌السلام، مولود این ایام، و امام زمان ارواحنا فداه، این روزگار پرغصه را به سرانجام برساند و ان‌شاءالله آن روزی که پرچم حق در قله عالم برافراشته می‌شود و این طاغوت‌ها و فرعون‌ها همه در برابر حق ذلیل می‌شوند، زانو می‌زنند که تا دیروزش از ما می‌خواستند در برابرشان زانو بزنیم، ولی آن‌ها زانو می‌زنند در برابر منطق ما و حقانیت ما. ان‌شاءالله به چشممان این روزگار را ببینیم. رهبر انقلاب فرمود: "من این بشارت را به شماها می‌دهم که شما جوان‌های ایران آن روز را خواهید دید که این قدرت‌ها در عظمت مردم ایران زانو خواهند زد." ان‌شاءالله این روز دور نباشد و به‌زودی زود این روز را ببینیم.
خدایا، در فرج امام زمان تعجیل بفرما. قلب نازنینش از ما راضی بفرما. رهبر عزیزمان را حفظ و نصرت عنایت بفرما. امام شهدا، خوبان، بزرگان را این شب جمعه در کربلا مهمان امام حسین قرارشان بده. خدایا، ما را به این شهدا و خوبان ملحق بفرما. خدایا، این نیمه شعبان را آخرین نیمه شعبان عصر غیبت امام زمان قرار بده. نابودی اسرائیل، نابودی آمریکا را به همین زودی زود جلوی چشم این ملت و برای شادمانی این دل این ملت برای ما محقق بفرما. هرچه گفتی و صلاح ما بود، هرچه نگفتی و صلاح ما می‌دانی برای ما رقم بزن. بان‌الله محمد آل محمد.

----------------------------

منابع:

[آیه قرآن] سوره توبه، آیه 101 — «وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ...»

[حدیث/روایت] پیامبر اکرم (ص): مضمون روایت تطبیق کامل وقایع امت اسلام با بنی‌اسرائیل، حتی ورود به سوراخ.
بحارالانوار، ج۲۸، ص۲۸۲.

[آیه قرآن] سوره قصص، آیه 4 — «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ...»

[حدیث/روایت] پیامبر اکرم (ص): «لو كان العلم منوطا بالثّريا ، لتناولته رجال من فارس». اگر علم (یا ایمان) در ثریا باشد، مردانی از فارس به آن دست خواهند یافت.
نوادر الأخبار، ج ۱، ص ۵۱.

[حدیث/روایت] پیامبر اکرم (ص): «اِشْتَرَطَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی‌ اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلَی‌ جِيرَانِ اَلْمَسْجِدِ شُهُودَ اَلصَّلاَةِ وَ قَالَ لَيَنْتَهِيَنَّ أَقْوَامٌ لاَ يَشْهَدُونَ اَلصَّلَوَاتِ أَوْ لَآمُرَنَّ مُؤَذِّناً يُؤَذِّنُ ثُمَّ يُقِيمُ وَ آمُرُ رَجُلاً مِنْ أَهْلِ بَيْتِي وَ هُوَ عَلِيٌّ فَلَيُحْرِقَنَّ عَلَی‌ أَقْوَامٍ بُيُوتَهُمْ بِحَزَمِ اَلْحَطَبِ لِأَنَّهُمْ لاَ يَأْتُونَ اَلصَّلاَةَ».
تهدید به سوزاندن خانه کسانی که در نماز جماعت مسجد پیامبر شرکت نمی‌کنند.
أمالی صدوق، ج ۱، ص ۴۸۵.

[داستان/حکایت قرآنی]‌ داستان مسجد ضرار و دستور پیامبر به تخریب آن برای حفظ نظام اسلامی.
https://noo.rs/0nVHg

[ روایت] رهبر معظم انقلاب: «بسیجی ایرانی یقین دارد سرانجام در یک روز رژیم صهیونیستی را قطعا از بین خواهد برد.»
بیانات رهبری، ۱۴۰۳/۰۹/۰۵.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات عدالت گستر

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00