ربّیون از منظر قرآن؛ انسانهایی هستند «پادشکننده»، قویتر از مقاوم و تسخیرنشدنی!
شکار فرصت از دل تهدید؛ ربّیون در دل حوادث، به دنبال عیبهای خود میگردند تا با خودسازی ارتقا مییابند.
«ثواب دنیا و آخرت»؛ وعده بینظیر قرآن به مجاهدانِ پادشکننده.
ثواب ویژه خداوند، ترفیع درجه صابرانِ پادشکننده، به مقام «محسنین».
رهبر انقلاب، مصداق بارز «ربّیون» و الگوی پادشکنندگی در عصر ماست.
در صحنه ابتلائات، بسیاری از بزرگان میدان را خالی کردند؛ اما «ربیون» سرسختتر شدند.
بسیج، فرصتیست متولد شده از دل تهدید نظامی آمریکا !
در منطق ربّیون، در دل هر تهدیدی فرصتیست برای رشد، که در دل فرصتها نیست!
در برابر سختیها و ضربات، سه نوع واکنش وجود دارد: شکنندگی، مقاومت، و مفهوم سومی که به آن «پادشکنندگی» میگویند. جسم پادشکننده در برابر ضربه نهتنها نمیشکند، بلکه قویتر و بهتر میشود. قرآن کریم این انسانهای پادشکننده را «رِبّیون» مینامد؛ کسانی که وقتی در راه خدا دچار مصیبت میشوند، نه سست میشوند و نه ضعیف.
بلکه اولین کلامشان این است: «رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا». آنان تهدید را فرصتی برای خودسازی میبینند و از مقام «صابرین» به مقام والای «محسنین» ارتقا مییابند و خدا به آنان هم ثواب دنیا و هم ثواب نیکوی آخرت را عطا میکند. و آیا بزرگترین مصداق این پادشکنندگی، جز در کربلا تجلی یافت؟ دشمن گمان میکرد با شهادت حسین (ع)، دین خدا را میشکند؛ غافل از آنکه از دل همان مصیبت عظما، قیامی جاودانه متولد شد. خون اباعبدالله و یارانش، آن تهدید بزرگ را به بزرگترین فرصت برای احیای اسلام تبدیل کرد. وای از آن ساعتی که بر آن پیکر پادشکننده فرود میآمدند و نمیدانستند با هر ضربه، او را در تاریخ جاودانهتر میکنند.
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و ادب و احترام خدمت برادران و خواهران عزیز، فضلای بزرگوار. نکتهای که در حد یک ربع میشود عرض کرد و به آن اشاره کرد، این نکته است: بحثی را در فیزیک مطرح میکنند؛ البته امروز کمی این بحث به روزرسانی شده و بهروزتر شده است. این مطلب میگوید که اجسام در برابر حوادث و آسیبها سه نوع برخورد دارند که حالا این برخورد سومش را تقریباً میشود گفت که جدید کشف شده و به آن اشاره شده است.
بعضی اشیا وقتی به آنها ضربهای وارد میشود، آسیبی وارد میشود، میشکنند. به اینها میگویند "شکننده". بعضی چیزها وقتی به آنها ضربهای وارد میشود، نمیشکنند؛ به اینها میگویند "مقاوم". معمولاً این شکلی دستهبندی میشود، ولی برخی از این محققین نوآوری کردهاند در این موضوع و گفتهاند که یک برخورد سومی هم هست. بعضی چیزها هست که وقتی به آنها آسیب و ضربه وارد میشود، نمیشکنند و تغییر شکل هم نمیدهند. اینها یک واکنش جدیدی نشان میدهند. واکنششان چیست؟ واکنششان این است که از آن وضعیتی که قبلاً داشتهاند، ارتقا پیدا میکنند به یک وضعیت جدید و بهتر. از این تعبیر میکنند به "پادشکننده". میگویند در برابر شکننده مقاوم نیست، بلکه پادشکننده است. این نیست که بگوییم بعضی چیزها میشکنند و بعضی چیزها نمیشکنند، نه؛ در برابر آن چیزی که میشکند، آن چیزی است که نمیشکند و ارتقا پیدا میکند. پادشکننده.
این مفهوم پادشکننده را وقتی که ما در قرآن بررسی میکنیم، میبینیم آیاتی در قرآن هست که به همین پادشکنندگی اشاره میکند. آدمهایی در قرآن هستند که خدا به این ویژگی آنها اشاره میکند که اینها در حوادث، در گرفتاریها، در ابتلائات، نه میشکنند، نه تغییر وضعیت میدهند، نه دچار وهن میشوند، نه دچار ضعف میشوند، نه دچار استکانت میشوند. قرآن این افراد را به چه عنوانی معرفی میکند؟ به عنوان "ربیّون".
دوستان زحمت کشیدهاند و روی این مفهوم کار کردهاند و این نشریه خوبی هم که دوستان چاپ کردهاند و بناست که امشب از آن رونمایی شود، با همین موضوعِ ربیّون است. آنقدری که بنده تورق کردم، در حد فرصت کم، دیدم واقعاً قابل استفاده است. حقاً و انصافاً دوستان زحمت کشیدهاند و از اساتید خوبی استفاده کردهاند. موضوعات و مطالب نابی که مرتبط با همین فضای ربیّون، این ربیّونی که قرآن معرفی میکند، میشود. آن جماعت پادشکننده. اینها نه تنها آسیب نمیبینند، مضمحل نمیشوند، نابود نمیشوند، حتی تغییر وضعیت هم نمیدهند. اینها در اثر برخورد با یک حادثه سخت، ارتقا پیدا میکنند و به یک وضعیت بهتری میرسند. این خیلی چیز عجیب و فوقالعادهای است.
آیاتش را ببینیم در سوره مبارکه آل عمران، از آیه ۱۴۶ به بعد: "وکَأَیِّن مِّن نَّبِیٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ". خیلی از انبیا بودند که کنار دستشان افرادی بودند که جانانه میجنگیدند که از آن افراد تعبیر میکند به ربیّون. "فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ". در مسیر خدا با گرفتاری مواجه میشدند، آسیب میدیدند، ضربه سخت به آنها وارد میشد، ولی سست نمیشدند، وهن پیدا نمیکردند. "وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَکَانُوا" که خود این یک بحث مفصل دارد که وهن و ضعف و استکانت تفاوتش چیست. آیتالله جوادی آملی در تفسیر ذیل این آیه توضیح در مورد تفاوت این سه تا با همدیگر میدهند. "وَاللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ". اینها صبر میکنند و بابت صبرشان هم خدا اینها را دوست دارد.
خب، اینها گرفتاریها و ابتلائاتی که برایشان پیش میآید، بعدش چی میشود؟ بعدش این میشود، نکته را دقت بکنید، خیلی جالب است: "وَمَا کَانَ قَوْلَهُمْ". اینها یک حرف دارند، این ربیّون! که حالا خود معنای کلمه ربیّون هم -به تعبیر علامه طباطبایی در المیزان- آن انتصاب و ارتباط شدید با ربّ، رب العالمین است. البته یک کلمه دیگر هم در قرآن دارد که کلمه "ربّانی" است. علامه طباطبایی میفرمایند این دو تا یکی است، ولی شاید بشود با تأمل بیشتری کمی دو تا را از همدیگر تفکیک کرد، خصوصاً که در کلمه ربّانی یک الف و نون اضافی هم دارد: "کثرت المبانی تدل علی کثرت المعانی." دیگر وقتی حروف اضافه میشود، قاعدتاً به معنا هم افزوده میشود. ربّانی شاید یک درجه بالاتر از ربیّون باشد؛ ربّانیون. از آیات قرآن هم اجمالاً میشود همچین برداشتی کرد.
حالا آن بحثش بحث اینها. ربطشان به ربشان است. اینها طرف حسابشان ربشان است. از اونی که حساب میبرند رب العالمین است. از اونی که توقع کمک دارند رب العالمین است. اونی که بهش دل بستند، اونی که بهشان انگیزه میدهد، اونی که برایشان جهت را معین میکند، ربّ است. اینها میشوند ربیّون.
وقتی که این شکلی شدند، در مسیر که قرار میگیرند، با مشکل و آسیب و مانع وقتی مواجه میشوند، یک حرف دارند. حرفشان این است: "رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا". نکته دارد، یعنی چه؟ یعنی اینها در این حوادث چشمشان به چی باز میشود؟ به عیوبشان، به اشکالاتشان، به اشتباهاتشان. برای همین حرفی که اینها دائم دارند این است که «خدایا این ذنوب ما را ببخش!» مغفرت خدا را میخواهند. گرفتار که میشوند، عیبهایشان را پیدا میکنند، چالشها را پیدا میکنند، خلأها و خطاها را پیدا میکنند. این نکته اول. "وَإِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ".
طلب نصرت خدا به اینها چی میدهد؟ "فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْیَا". یادم نمیآید در قرآن جایی خدای متعال وعده داده باشد به یک جماعتی که من قطعاً در دنیا به شما "ثواب دنیا" میدهم. این اصلاً خود کلمه ثواب و دنیا، کلمه فوقالعادهای است: «من قطعاً یک برد و یک شیرینی و یک جایزه دنیایی برایتان کنار میگذارم. ثواب دنیا میدهم." "وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ". ثواب آخرت هم میدهم. ولی به تعبیر علامه طباطبایی، برای اینکه کسی فکر نکند ثواب دنیا شبیه ثواب آخرت است، "حُسن ثواب الآخرة" آورده که معلوم بشود بابا! آن آخرت خیلی متفاوت است. "وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ". قبلش فرمود "یحب الصابرین". آن وقتی که در متن گرفتاری بودند، به عنوان "صابرین" اینها را معرفی کرد، گفت دوستشان دارم. حالا که پادشکنندگی از خودشان نشان دادند، به عنوان "محسنین" اینها را معرفی کرد. یک محبت مضاعف برای اینها بیان شد.
اینها نه تنها نشکستند، صابر بودند، ماندند و ارتقا پیدا کردند در یک وضعیت بهتر. این میشود محسن. محسن اونی است که در یک شرایط بهبودیافته خودش را قرار میدهد. بهبود پیدا میکند، اوضاعش ارتقا پیدا میکند، ثواب دنیا خدا بهش میدهد.
این میشود پادشکنندگی؛ تعبیری که حالا امروز گاهی از آن استفاده میشود که خب تعبیر رایجی است: "تهدیدها تبدیل به فرصت میشود." یا به تعبیر دیگری: "شر مهندسی معکوس میشود." آن کسی که آمده یک آسیبی بزند، میبیند که این آسیبی که میزند، اونی که آسیب خورده با اشکالات کارش مواجه میشود، عیبهایش را پیدا میکند، در نقطه بهتر از شرایط قبلش قرار میگیرد. اینها میشوند ربیّون.
حالا وقت چون کم است، من خیلی سریع باید نمونههایی را عرض بکنم به عنوان نمونههای عینی، توصیفی و به معنای توصیهای. یکی از افراد بارز در زمانه ما به عنوان ربیّون و ربّانیون که واقعاً در مورد ایشان خیلی جای کار هست، خیلی باید در مورد ایشان بیشتر از اینها کار بشود، رهبر عزیز و معظم انقلاب است. واقعاً ایشان مصداق بارز ربیّون و ربّانیونی است که خدای متعال در قرآن معرفی کرد و مصداق بارز پادشکنندگی که هر ضربهای که به ایشان وارد میشود، نه تنها او را دچار یأس و خلأ و آسیب و عقبنشینی نمیکند، بلکه یک قدم میاندازدش جلو.
این زندگینامه ایشان را وقتی آدم میخواند، کتاب "دلی که لعل شد"، خیلی عجایبی واقعاً آدم میبیند؛ شگفتانگیز. ایشان میگوید که آقا مثلاً من فلان حرف را میزدم در منبر، ساواک ما را دستگیر میکرد. من به این مدل میرسیدم که خب سخنرانیهای بعدی را چه شکلی باید بیان بکنم که دیگر نتوانند من را دستگیر بکنند. امثال من وقتی دستگیر میشویم، دیگر قید کار را میزنیم. دستگیرمان کردند دیگر، انگیزه دیگر نداریم. میشکنیم؛ تا به جسم سختی میخوریم، به یک صخره سختی وقتی برخورد میکنیم، "اصابهم فی سبیل الله" وقتی میشود، دیگر ولش میکنیم، بیانگیزه میشویم یا همان روال قبلی را چارتش را میزنیم و یک جور دیگری ادامه میدهیم. ایشان ارتقا میدهد، کیفیت کار را میبرد بالا، انگیزهاش بیشتر میشود، سطح کار را ارتقا میدهد.
من به امام گفتم آقا من به یک مدلی رسیده بودم، به یک مدل تبیینی رسیده بودم در زمان شاه که دستگاه را بزنم ولی هیچکی نتواند هیچچی به من بگوید. آن مدلم این بود که به جای اینکه بیایم در مورد زید و بکر و عمر، پهلوی و هویدا و کی و کی صحبت بکنم، میآمدم شخصیتهای نمادین قرآنی را مطرح میکردم؛ در مورد نمرود میگفتم، در مورد فرعون میگفتم. دستگاه هم میفهمید من در مورد چی دارم صحبت میکنم ولی ردی به جا نمیماند. آن تعبیر معروف هم که ایشان میفرمود که آن شکنجهگر ساواک به من گفت تو کارهایت خورد خورد به حسب ظاهر چیزی به حساب نمیآید، ولی وقتی همه اینها کنار هم جمع میشود، خدا میداند داری چیکار میکنی. یک رندی توی این شیوه مبارزاتی ایشان است. اینها میشوند ربیّون. وقتی یک ضربهای میخورد، میفهمد از این به بعد از کجا باید برود. میفهمد خلأ کارش چی بود که از آنجا آسیب دید. انگیزهاش از دست نمیرود، بلکه انگیزهاش بیشتر میشود.
خیلیها بودند آمدند در سیستم با یک آسیبی مواجه شدند؛ آسیب بیرونی بود، آسیب درونی بود، در نظام به چالش خوردند. گاهی با امام ما بزرگانی را داشتیم، وارد سیستم شدند، خالصاً، مخلصاً، دلسوزانه، فداکارانه، سر یک قضیه با امام به چالش خوردند، ول کردند، آمدند قم، ادامه تحصیل و درس و بحث و کلاً از فضای تشکیلات و نظام و همهچی دور شدند. خاطره معروف آقای هاشمی: "نشستیم لیست کردیم بعد از امام کی به درد رهبری میخورد؟" میگفتش که افراد مختلفی را در لیست آوردیم. خامنهای گفتم. آخر قضیه به چند نفر رسیدیم، سه چهار نفری که رسیدیم، گفتم که آقا آن سه تای دیگر هم به درد این کار نمیخورند، فقط خودت میمانی. گفت: "فلانی که خوبه." گفتم: "نه بابا! آن فلان حرف را از امام شنید مثلاً، قهر کرد رفت. مثلاً، فلان. آن یکی به فلان چالش خورد، مثلاً ناامید شد. آن فیتیله را کشید پایین. هیچکی از خودت سرسختتر و جدیتر و مقاومتر نبود. گزینه جز خود شما نیست." حالا در خاطرات مرحوم هاشمی این نقل شده است. این میشود آن پادشکنندگی. این ربیّون این شکلیاند.
در همه سالهای انقلاب، چه اول انقلاب در زمان رهبری امام، چه زمان رهبری خود ایشان هم این ویژگی در ایشان نمایان است. اصلاً فتنهها را به چشم یک فرصت میبیند، خیلی عجیب است. ایشان... ای کاش وقت بود من اینجا کلی فیش آوردم، ولی خب دیگر وقت نیست بخواهم بخوانم. ملحق میشود به همه آن فیشهایی که معمولاً در همه جلسات میخواهیم بخوانیم و نمیخوانیم و میرود در بایگانی و هیچ وقت هم خوانده نمیشود!
به پنج شش مورد خیلی خوب بنده در سخنرانیهای ایشان رسیدم که در موضوعاتی که کاملاً ناامیدکننده بود، ایشان میفرمود که چه بستر فرصتی! مثلاً آقا میفرمایند که: "شکلگیری بسیج، بسیج مستضعفین کی بود؟" یک ماه بعد از تسخیر لانه جاسوسی، سال ۵۸، آبان، ۱۳ آبان. وقتی لانه جاسوسی را میگیرند، آمریکا تهدید میکند. بعد چیکار میکند؟ ناو میآورد در خلیج فارس، شبیه همین... شبیه این اوضاعی که امروز داریم. شبیه... چون خیلی متفاوت از این اوضاع است. آن زمان ما هیچی نداشتیم، هیچ سلاحی برای دفاع نداشتیم. امام تا دید که آمریکا دارد ناو میآورد در منطقه و دارد تهدید میکند و فضا دارد به سمت جنگ میرود، اعلام میکند بسیج عمومی، بسیج مستضعفین. یعنی در دل یک اتفاقی که همه باید کپ بکنند، کم بیاورند، عقبنشینی کنند، فرار بکنند، یکی از بزرگترین اتفاقات تاریخ انقلاب که شکلگیری بسیج بود که ایشان فرمود: "اگر بسیج نبود، انقلاب نمیماند." در دل یک تهدید بزرگ شکل گرفته. اینها خیلی مسائل مهمی است. در دل هر تهدیدی، به تعبیر شهید سلیمانی، رضوان الله علیه، فرصتی که در دل تهدیدها هست، در خود فرصتها نیست.
وقت هم که برای طلبهها هست، در یک جلسه دیگری گفتم وقت تمام شده. انشاءالله خدای متعال کمک بکند. انشاءالله بتوانیم از تهدیدها استفاده کنیم، فرصت بسازیم، پادشکننده باشیم. میخواستم یک چند مورد از فرصتهایی که در تهدیدهای امروز هست را عرض بکنم که این قضایای اخیر که رخ داد، چه فرصتهای بکری در آن است که دیگر وقتمان تمام شد. انشاءالله خدای متعال کمکمون بکند و انشاءالله امام زمان از ما راضی باشند. ببخشید وقت عزیزان را گرفتیم. تعجیل در فرج آقا امام زمان و سلامتی رهبر عزیزمون صلوات. قرای هدیه.
-----------------------
منابع :
[آیه قرآن] سوره آل عمران، آیه ۱۴۷ — «وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ»
[آیه قرآن] سوره آل عمران، آیه ۱۴۸ — «فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ ۗ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»
[آیه قرآن] سوره آل عمران، آیه ۱۴۶ — «وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا ۗ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ»
[داستان/حکایت تاریخی] در علم فیزیک، اجسام در برابر ضربه به سه دسته تقسیم میشوند: شکننده، مقاوم و «پادشکننده». اجسام پادشکننده در اثر آسیب، نه تنها نمیشکنند بلکه به وضعیتی بهتر ارتقا پیدا میکنند. (https://fa.wikipedia.org)
[داستان/حکایت تاریخی] آیتالله جوادی آملی در کتاب تسنیم، ذیل آیه ۱۴۶ سوره آل عمران، تفاوت میان «وهن»، «ضعف» و «استکانت» را توضیح میدهند. ( آیتالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم)
[داستان/حکایت تاریخی] علامه طباطبایی در المیزان معنای کلمه «ربیون» را انتساب و ارتباط شدید با ربالعالمین میداند. (ترجمه تفسیر المیزان، جلد : 15 صفحه : 378)
در حال بارگذاری نظرات...