مرد استقامت

مرد استقامت

00:24:08
404

معرفی
پیام امروز حضرت آقا برای امروز ما؛
سست نشوید

مگر قرار نبود رهبر ایران پرچم را تحویل دهند؟

مکتب او ما را به امام زمان عج خواهد رساند

ما مامور به وظیفه ایم نه نتیجه

اگر مؤمن باشيد پیروزید

این داغ، مردم را به قله خواهد رساند
اگر ما شاکر باشیم

پیروزی در گرو استقامت و امید است

انقلاب بزرگ، ذبح عظیم می‌خواهد
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین، و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد، و آل الطیبین الطاهرین، لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.

«مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا»

هیچ‌وقت به خیالم نمی‌آمدیم که همچین ساعتی این‌شکلی دور هم جمع شویم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردیم در روزگاری تنفس کنیم که پشت و پناهمان، آقایمان، مولایمان، رهبرمان و سایه‌سرمان بالای سرمان نباشد. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردیم یک روزی بیاید که بر زبانمان، قبل از نام حضرت آقا، عنوان شهید را جاری کنیم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردیم این نعمت از ما سلب شود، به این داغ فراق و داغ دوری مبتلا شویم.

در هر مصیبت و در هر بلایی، اولین واکنش مردم این بود که «آقا چه پیامی دادند؟» فکر نمی‌کردیم ساعاتی بیاید که به حسرت بیانیه و سخنرانی آقا بنشینیم. فکر نمی‌کردیم این طنین زیبای این صدا یک روزی از گوش ما قطع شود، از این لبخند زیبا، از این چهره نورانی محروم شویم؛ از نماز عید فطر محروم شویم، از دیدار رمضانی‌اش با دانشجوها محروم شویم، از روز درختکاری‌اش محروم شویم.

آقا! ایام درختکاری است؛ این بار با خون خودش این نهال را آبیاری کرد، این درخت را آبیاری کرد. همه عمرش فداکاری بود، زحمت بود، دلسوزی بود، مجاهدت بود. همه عمرش نورانیت بود. چه دردانه‌ای بود و چه گوهری بود، چه جواهری بود! ما البته به حسب ظاهر حضرت آقا را از دست دادیم، ولی در واقع ایشان را به دست آوردیم. در عرش، همنشین با سیدالشهداست. این سیدالشهدای انقلاب اسلامی، این سیدالشهدای مقدمه‌سازان ظهور امام زمان، دعاگوی ما خواهد بود. ما را فراموش نمی‌کند. من یقینم این است.

می‌دانید شهید، حاجت مستجاب دارد. در پیشگاه الهی وقتی وارد می‌شود، خدای متعال از او کرب و غم و غصه را برطرف می‌کند. «استبشار» می‌کند شهید؛ از خدای متعال، نه خدا بشارت می‌دهد، دلش را شاد می‌کند. من احساسم این است، یقینم این است، آن وقتی که حضرت آقا بر آستان الهی وارد شد و خدای متعال از او پرسید که «با چی دلت شاد می‌شود؟» حتماً حضرت آقا فرمودند: «با پیروزی این ملت.» آن عاقبتی که این ملت دنبالش بود، برایش خون داد، برایش دوندگی کرد. خودش هم بارها فرمود: «پیروزی این ملت را خدا تضمین کرده.»

امروز با این خون، یقین داریم این پیروزی تضمین شده است. یقین داریم این پیروزی را از خدای متعال دریافت کرده‌ایم، فراتر از تضمین شده. ما البته این داغ بر دلمان هست. این داغ با هیچ‌چیزی آرام نمی‌شود، التیامی نخواهد داشت. نه نابودی اسرائیل، نه کشته شدن نتانیاهو، نه کشته شدن ترامپ، نه حتی نابودی آمریکا، هیچ‌کدام این داغ را التیام نمی‌دهد. این داغی است که فقط با ظهور امام زمان التیام پیدا خواهد کرد. ما در آغوش او، در آغوش امام زمان، یک دل سیر باید گریه کنیم، شکایت کنیم از این غربت، از این ماتم، از این مصیبت.

شخصیت بی‌نظیری را از دست دادیم. نه فقط امروز در ایران یا جهان اسلام که حاج قاسم می‌فرمود: «من مثل او سراغ ندارم. با همه این علمای این بلاد اسلامی سروکار دارم، ولی هیچ‌کس مثل او نمی‌شود.» نه فقط امروز بی‌نظیر بود، آن‌قدر که بررسی تاریخی نشان می‌دهد، یک شخصیتی با مجموعه این ویژگی‌ها، با مجموعه این فضایل، در تاریخ اسلام بعد از اهل بیت بی‌نظیر است. یک شخصیت دانشمند، یک فقیه، فقیه صاحب مکتب، یک مفسر، یک مدیر سیاس. همه سیاستمداران عالم انگشت به دهان می‌ماندند چه شکلی بازی این‌ها را به هم می‌ریزد؟ چه شکلی خط خودش را پیش می‌برد؟ مدیریت بی‌نظیر او، سعه صدر او، شخصیت اخلاقی و معنوی و عرفانی او، دقت نظر او، مردم‌دوستی او، مردم‌داری او، او را تبدیل کرد به یک شخصیت بی‌نظیر.

ما امروز با یک امام بزرگی طرفیم که چراغ راه ماست. اگر می‌خواهیم به پیروزی برسیم، راهی نداریم جز اینکه باید از این امام تبعیت کنیم. او امروز هم امام ماست. حضرت آقا در حرم امام می‌فرمود: «امام خمینی امروز هم امام ماست، امروز هم دارد ما را رهبری می‌کند.» ما هم در مورد او باید بگوییم: «او هنوز هم امام ماست، هنوز هم رهبر ماست. دست و بالش بازتر شده، قدرتش بیشتر شده، نفوذش بیشتر شده.» در این هستی، همه کائنات به فرمان او هستند.

چه چیزی حضرت آقا را به این نقطه رساند؟ به این اوج رساند؟ به این کمالات رساند؟ که حالا در کمالات ایشان، این شخصیت انقلابی، مجاهدت‎های فراوان، جانبازی و این کمالی که دیگر همین یک دانه را کم داشت که شهادت بود. هر آنچه از این کمالاتی که ما سراغ داریم در عالم، از کمالات انسانی، او داشت. همین یک دانه را در پرونده‌اش جایش خالی بود که خدا نصیبش کرد.

اونی که آقا را «آقا» کرد، استقامت بود. مسیر حق را می‌شناخت، کوتاه نمی‌آمد از مسیر حق، از مسیر قرآن، از مسیر اهل بیت. تسلیم نمی‌شد. خود آقا هم این آیه را می‌خواند: «وَ أَن لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاءً غَدَقًا.» آن چشمه گوارا، آن جام شرابی که خستگی‌ها و تشنگی‌ها را برطرف می‌کند. می‌فرمود: «خدای متعال وعده داده به کسانی می‌دهد که در این مسیر استقامت کنند.» خودش هم در مورد خودش می‌فرمود، می‌فرمود: «گاهی می‌گویند حرف‌های رهبری تکراری است. نه، این‌ها تکراری نیست، این‌ها استقامت است.» یعنی ویژگی‌ای که از خودش حضرت آقا می‌فرمود، همین ویژگی استقامت بود.

آنچه امروز ما را به سعادت می‌رساند، استقامت است. ما یک راه دیگر بیشتر نداریم در این مسیر، نه گفتن به این ظالمین، به این یزیدیان؛ باید بمانیم پای این حرف. زیر بار بیعت این‌ها نمی‌رویم. ما دیگر گزینه‌ای به نام مذاکره و گفت‌وگو و این حرف‌ها نداریم. تمام شد. این ملت یک راه در پیش دارد. این جنگی که شروع شده، یک جنگ شرافت، جنگ بود و نبود است. یا آن‌قدر ادامه می‌دهیم که دشمنمان عقب‌نشینی کند و تسلیم ما شود، او زانو بزند در برابر این ملت؛ یا آن‌قدر ادامه می‌دهیم که همه کشته شویم. ما هیچ راهی جز این نداریم که این راه، راه امام است.

آخرین کلام حضرت آقا در آخرین سخنرانی‌اش این بود: «مِثْلی لا يُبایِعِ یَزیدَ.» مثل منی با مثل یزید بیعت نمی‌کند. این حرامیانی که حقاً و انصافاً کثیف‌ترین موجودات زمانه ما هستند و برازنده این‌ها بود کشتن این رهبر بزرگ. این رهبری که پهلوی نتوانست او را بکشد، منافقین ترورش کردند جان سالم به در برد، در نماز جمعه خواستند شهیدش کنند نتوانستند، صدام نتوانست، رؤسای جمهور آمریکا، اسرائیل، و دولت‌های مختلف، خدا نصیبشان نکرد. این اراذل و اوباش، اشقیایی که نصیبش شد این جنایت؛ این ترامپ آدم‌خوار، این ترامپ کثیف، این کثیف‌ترین موجود روی کره زمین، برازنده او بود. مثل امیرالمؤمنین (علیه السلام) که وصف قاتلش «أشقی الأشقیاء» بود. قاتل آقای ما، سید علی ما، اراذل و اوباش، اشقیای این عالمند. بالاترین جنایت‌ها در پرونده این‌هاست. چند هزار کودک کشتند، در جزیره تجاوز به کودک کردند، قطعه‌قطعه کردند، گوشت کودک خوردند. شهادت حاج قاسم سلیمانی، سید حسن نصرالله، بهترین‌های این امت، بهترینِ بهترین‌های این ملت‌ها، به دست این کثیف خبیث به شهادت رسیدند. ان‌شاءالله دور نیست آن روزی که ما انتقام بگیریم، گردنش را بزنیم، سر از تنش جدا کنیم. ان‌شاءالله به دست امام زمان انتقام این حرامیان را خواهیم گرفت، ازشان انتقام خواهیم گرفت.

من مختصری نکته‌ای عرض بکنم، خیلی عزیزان را معطل نکنم، وقت افطار است و عزیزان هم بنا دارند عزاداری کنند. امروز حضرت آقا پیامش برای ما چیست؟ به عنوان یک رهبر، به عنوان یک شهید؟ آقا در جنگ دوازده روزه این مطلب را فرمودند، زمان توصیه کلیدی‌شان این آیه را خواندند: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.» سست نشوید، غصه‌دار هم نشوید.

یک سؤالی که از بنده از صبح تا حالا زیاد می‌پرسند و در فضاهای مختلف همین سؤال مطرح است، این است که آخرش چی می‎شود؟ آخر انقلاب چی می‎شود؟ یا مثلاً این وعده‌هایی که داده بودند، پرچم به دست ایشان می‌رسد؟ به دست امام زمان؟ یا مثلاً ایشان سید خراسانی باشند؟ این‌ها چی می‌شود؟

اولاً ما در مورد این شخصیت‌های تاریخی و شخصیت‌های نمادین، حق تطبیق دادن نداریم. به هر کسی هم که بخواهد قرص و محکم تطبیق بدهد، اشتباه می‌گوید؛ یقینی نداریم. آن چیزی هم که در روایات به ما بشارت داده شده، این است که رهبر ایران، پرچم‌دار این نهضتی است که قبل از ظهور مشرقی‌ها تشکیل می‌دهند، به تعبیری ازشان به عنوان خراسانی یاد می‌کند، به تعبیری از اهل قم یاد می‌کند، و این‌ها این پرچم را تحویل امام زمان می‌دهند. رهبر ایران حالا در دوره‌های مختلف شخصیت‌های مختلفی می‌توانند باشند. ما البته خیلی دوست داشتیم آن خراسانی که در روایات بیان شده، حضرت آقا باشند. هرچند به تعبیر مرحوم آیت‌الله مصباح یزدی می‌فرمود: «آن چیزهایی که در مورد سید خراسانی در روایات گفته شده، به مراتب بالاترش را حضرت آقا داشت.» یعنی آن شخصیتی که حضرت آقا داشت، به مراتب بالاتر از آن چیزی بود که در روایات به عنوان سید خراسانی آمده. نکته‌ای که هست این است که آن چیزی که ما را به امام زمان می‌رساند، حالا اگر شخص رهبری نباشد، جسم رهبری نباشد، راه اوست، مکتب اوست، مرام این خطی است که او به ما نشان داد، این الگو است، این مدرسه است. جسم او نیست، ولی مدرسه او هست. این مدرسه دست ما را می‌گذارد در دست امام زمان.

این نکته اول. نکته دوم این است که حضرت امام (رضوان الله علیه) روی این نکته خیلی تأکید داشت: «ما مأمور به وظیفه‌ایم، مأمور به نتیجه نیستیم.» این سؤال اساساً سؤال غلطی است که بعدش چی می‌شود؟ حالا چی می‌شود؟ بنا نیستش که ما کارمان را، حالم‌مان را مطابقت بدهیم با اینکه ببینیم آینده چی می‌شود؟ یک کسی بیاید به ما یک خبر قطعی بدهد که اگر این انقلاب فلان می‌شود، ما امروز این کار را بکنیم، این روحیه را داشته باشیم؛ اگر هم آن‌طور نمی‌شود از الان فلان روحیه را داشته باشیم. نخیر، آن نتیجه‌ای که شما دنبالشید، وابسته به رفتاری است که امروز انجام می‌دهید. قرآن کریم فرمود: «شما غلبه می‎کنید.» «أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.» اگر مؤمن باشید، پیروزید. به شرط اینکه سست نشوید، غصه‌دار نشوید.

این غصه‌ها وجود آدم را پاره‌پاره می‌کند. این کم مصیبتی، این کم داغی نیست. ما فراموش نکردیم حضرت آقا کنار پیکر حاج قاسم چه اشکی می‌ریخت. اگر بناست در کنار همچین شهیدی این‌طور اشک ریخته بشود، برای حضرت آقا چطور باید گریه کرد؟ این داغ همه وجود ما را آتش زده، ولی ما را سست نمی‌کند، ما را ناامید نمی‌کند. این داغی است که ما را راه می‌برد، ما را نمی‌نشاند. همان تعبیری که حضرت آقا در مصیبت سید حسن نصرالله فرمود، فرمود: «این شهادت جنسش یک‌جوری است که غصه و گریه در این شهادت آدم را پیش می‌برد، از جنس شهادت امام حسین (علیه السلام) است.» ما امروز همچین داغی داریم. داغ یک ملت را به قله می‌رساند، اما شیاطین می‌خواهند ما را ناامید کنند. آقا چطور می‌شود؟ بعد ایشان کی می‌آید؟ نکند این‌طور بشود؟ نکند آن‌طور بشود؟ نکند فلان‌ها بیایند کار را دست بگیرند؟ این‌ها چیزهایی است که خدای متعال رقم می‌زند، وابسته به رفتار ماست.

هر چقدر ما شاکر باشیم از این نعمت، این نعمتی که خدای متعال به ما نشان داد، این الگو، این الگوی بی‌نظیر که امروز همه دنیا دارد پی می‌برد به اینکه تنها راه نجات همین الگو است. پرچم‌دار نجات هنوز هم رهبر ما، حضرت آقا است. همه عالم به این اذعان دارند. ما اگر این خط را ادامه بدهیم، سست نشویم، ناامید نشویم، پیروزی قطعی است. به مادر حضرت مریم (سلام الله علیها) وعده داده شده بود، خدای متعال به او پسری می‌دهد عالم‌گیر، در رتبه عالی مقامات انسانی. ایشان باردار شد. توقعش این بود، فکر می‌کرد –خوب دل بدهید به این مثالی که دارم عرض می‌کنم، مثال مهمی است، فضلا الحمدلله در این جلسه زیادند، درس پس می‌دهم– مادر مریم گمانش این بود که این بچه‌ای که قرار است متولد بکند، همان پسری است که بهش وعده داده شده، موعود بنی‌اسرائیل است، حضرت عیسی (علیه السلام). وقتی بچه را به دنیا آورد، یک حالت یأسی بهش دست داد: «خدایا! اینکه دختر شد!» یک‌هو فکر کرد همه چی رفت، به خیالش آمد که همه آن‌هایی که بهش وعده داده شده بود، حالا به هر دلیلی محقق نشد یا از جانب خودش یا با دلایل دیگر، یک حس سنگینی و شکست و یأسی پیدا کرد. مادر مریم گفت: «خدایا! اینکه دختر شد! تو به من وعده همچین پسری داده بودی.» در حالی که خدای متعال چه اراده کرده بود برای او؟ اراده کرده بود هم یک دختر عالی به او بدهد به نام مریم، هم به واسطه آن دختر یک پسر عالی به او بدهد به نام عیسی. این قضایا را با حُسن ظن باید دید، نباید ناامید شد.

این انقلاب بزرگ امام زمان، انقلاب بزرگ خون بزرگ می‌خواهد. انقلاب بزرگ، ذبح بزرگ می‌خواهد. این ذبح عظیم ان‌شاءالله ذخیره‌ای بود برای آن انقلاب بزرگ. نتیجه‌اش ان‌شاءالله آن بیداری بزرگ باشد، اهل عالم را بیدار کند. فریب‌خورده‌ها و غافل‌هایی که اینجا نمی‌دانستند، تا همین چند روز قبل جسارت می‌کردند به رهبری، عکس ایشان را آتش می‌زدند، به ایشان توهین می‌کردند، بیدار بشوند، به خودشان بیایند. ان‌شاءالله با این خون زنده بشوند. ان‌شاءالله این خون این پیکر را زنده کند، حیات بدهد. ما را برساند به آن قله، برساند به آن اوج. «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.» سست نشوید، ناراحت نشوید. اگر ایمان داشته باشید، پیروزید، ایمانتان از بین نرود. به وعده‌های خدا ایمان داشته باشید. خیلی آقا روی این نکته تأکید داشت: «خدای متعال وعده داده من کمکتان می‌کنم، نصرتتان می‌کنم، شما برای من ادامه بدهید، پای من بایستید.»

عرضم را تمام کنم. در این داغ، در این مصیبت، آدم احساس تنهایی می‌کند، احساس می‌کند بی‌‌پشت و پناه شده. بین این شیاطینی که در عالمند، خارجی و داخلی، ما یک تکیه‌گاه بزرگی را از دست دادیم. ولی به ما یاد دادند، گفتند: «در مصیبت‌ها به یاد مصیبت اهل بیت باشید، التیام می‌دهد به شما.» بعد از مصیبت اهل بیت، هیچ مصیبتی در این عالم مصیبت به حساب نمی‌آید. همه مصیبت‌ها حقیرند در برابر مصیبت اهل بیت.

ما امشب کمی حال امیرالمؤمنین را درک می‌کنیم. در آن ساعاتی که کنج خانه با این پیکر بی‌جان همسرش مواجه است. این روضه را تقدیم می‌کنیم به حضرت آقا. می‌فرمود: «من رزق سالمم را از فاطمیه می‌گیرم.» امسال فاطمیه، آقا! نداری! این یک فرزند فاطمه زهرا بود. چه داغی به دل ما نشاند. خدایا! داغ مادر چی بود برای امیرالمؤمنین؟ ذره‌ذره جلوی چشم امیرالمؤمنین آب شد. «یَذوبُ جِسمُها، جِسمُها یَذوبُ.» ناحِلَةُ الجِسم شده بود. «ساعَتٌ مَرَّتْ مِنْ حالِها.» فدای آن بانو.

اینجا حضرت آقا غریبانه به شهادت رسید، ولی دیدید مردم چه کردند؟ از سحر دیشب ریختند بیرون، فریاد، ناله، گریه! فدای آن خانم. امیرالمؤمنین به بچه‌ها فرمود: «آستین بدهید، بگیرید، کسی نفهمد مادرتان به شهادت رسیده.» شما هی از مظلومیت‌های آقا باخبر می‌شوید، هی ناله می‌زنید، هی گریه می‌کنید. امیرالمؤمنین هی از مظلومیت‌های فاطمه باخبر می‌شد. اسما می‌گوید: «دیدم هی سر به دیوار می‌زند آقا جان.» فرمود: «دستم رسیده این بازوی ورم کرده.»
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات مرد استقامت

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00