روایت آخرالزمانی جنگ

روایت آخرالزمانی جنگ

00:57:55
2K

معرفی
چالش‌ها و پذیرش‌ها؛ تبیین تفاوت نگاه مادی‌گرایانه غرب و رویکرد معنوی‌گرایانه شرق، به مسئله ظهور!

ترویج تفکر سکولار، تضعیف نهادهای سنتی و مذهبی، و رواج رسانه‌های گمراه‌کننده؛ دلایل اصلی انحطاط فرهنگی انسانها و دور شدن از مسیر حق.

نقش کلیدی قم به عنوان پایگاه فکری شیعه، در سامان‌دهی نهضت‌های زمینه ساز در دوران پیش از ظهور.

تقابل میان سه جبهه سفیانی، یهود و روم، حول محور قدس و نقش ویژه ایرانیان در مقابله با جبهه روم!

بداء یعنی؛ احتمال تغییر یا تاخیر در جزئیات رویدادها، در عینِ قطعی بودن کلیت وعده‌های الهی.

اهمیت استراتژیکی و راهبردی ثبات امنیت خاورمیانه و بویژه مناطق عراق، سوریه و حجاز به عنوان کانون مقدمات ظهور حضرت در مکه.

هم‌زمانی احتمالی میان آشفتگی‌های سیاسی منطقه با فروپاشی حکومت حجاز، نبرد قرقیسیا و درگیری سفیانی با نیروهای خراسانی!

شهادت نفس زکیه و فرو رفتن سپاه سفیانی در زمینِ بین مکه و مدینه(خسف بیدا)؛ نشانه نهایی پیروزی حق و حفظ حرمت حرمین شریفین.

اهمیت مقاومت و تقویت پایگاه‌ها به ویژه در عراق و سوریه، به عنوان ضمانت امنیت ظهور!

بشارت؛ پازل مقدمات ظهور در حال تکمیل شدن است و ظهور در اوج درگیری‌ها، در مکه محقق می‌شود.

تحقق نظم نوین جهانی پس از ظهور با حاکمیت عدالت و معنویت، و برچیده شدن بساط فقر، تبعیض و جنگ!

ضرورت اقدام و موضع‌گیری امروز ما در قبال ظالمان و تلاش برای حفظ پایگاه‌های قدرت حق، برای پیشگیری از تکرار فجایعی چون «طوفان‌الاقصی»!
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!

بسم‌الله الرحمن الرحیم.

هدیه به ارواح طیبه شهدا، ان‌شاءالله برای رضایت قلب نازنین ولی‌عصر (ارواحنا فداه) صلواتِ هدیه بفرمایید: اللهم صل علی محمد و آل محمد.

خب، این قضایایی که با آن مواجه‌ایم ابعاد مختلفی دارد و می‌شود از دریچه‌های مختلفی به این ایام و تحلیل آن پرداخت. یکی از ابعاد این بحث، آینده‌پژوهی این قضایا است که به تعبیری، حالا مباحث فلسفه تاریخ و فرجام‌شناسی تاریخی نسبت به این قضایا نیز مطرح می‌شود.

ببینید ما سه مرحله یا سه لایه معارف در این زمینه داریم:
۱. وعده‌های خدای متعال
۲. سنت‌های خدای متعال
۳. نقشه‌ها

وعده‌ها و سنت‌ها
در حوزه وعده‌ها، خدا وعده محکم داده است: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ» (آیه ۵۵ سوره مبارکه نور). یعنی شما، مؤمنان و کسانی که اعمال صالح انجام می‌دهید (همان‌طور که قرآن ویژگی‌هایشان را ترسیم کرده است)، وارثان زمین خواهید بود و جبهه ایمان، کسانی که اهل ایمان و عمل صالح هستند، خلیفه و جانشین این فراعنه خواهند شد. این وعده خدای متعال است و «إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ»؛ وعده خدای متعال تخلف ندارد و قطعاً محقق خواهد شد: «لَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ» یا «إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ».

پس اصلِ اینکه جریان مؤمن پیروز خواهد شد، غلبه خواهد کرد و زمین را در اختیار خواهد گرفت، حتمی است. «وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ». دینی که مورد رضایت خدای متعال است، مکنت پیدا می‌کند. دینی که مورد رضایت خداست، کدام دین است؟ اسلام غدیر: «رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا». روز غدیر خدای متعال فرمود من از اسلام راضی شدم؛ اسلام شیعی، اسلام امیرالمؤمنین، نه اسلام سقیفه و نه اسلام سفیانی؛ اسلام امیرالمؤمنین حاکم خواهد شد. عالم دارد به سمت غلبه و ظهور این دین و این حقیقت پیش می‌رود: «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ». این نکته اول.

نکته دوم، سنت‌های خدای متعال است. در مسیر محقق شدن این وعده، خدای متعال قواعدی دارد. یک بخش آن امتحان‌هاست: «ابتلا و خوف و الجوع ونقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین». می‌فرماید: «من حتماً شما را مبتلا خواهم کرد. یک‌جا می‌فرماید: مبتلا می‌کنم تا مجاهدین و صابرین معلوم شوند، معلوم شود کیا راست می‌گویند، کیا دروغ می‌گویند، این صبر و صدق معلوم شود.» اینجا در این آیه سوره بقره فرمود: «من با این چیزها شما را مبتلا می‌کنم: با ترس –که در روایات به‌طور خاص این را مربوط به دوران ظهور و قبل از ظهور دانسته‌اند–، ناامنی پیش می‌آید، خوف پیش می‌آید؛ همه می‌ترسند، همه عالم می‌ترسند، نه فقط منطقه ما، همه عالم درگیر یک ناامنی خواهند شد. جوع: همه عالم درگیر گرسنگی خواهند شد، فقر همه جا بیداد خواهد کرد. اموال: دارایی‌ها و انباشت‌های ثروت با گرفتاری‌ها و ابتلائاتی مواجه خواهد شد، سرمایه‌ها آسیب می‌بیند. والانفس والثمرات: جان‌ها دچار نقص خواهد شد، مرگ‌ومیر زیاد می‌شود، کشتار زیاد می‌شود و ثمرات: نتایج کارها –حالا یک بخش فرزندان انسان‌اند، یک بخش تولیدات– این‌ها هم دچار آسیب می‌شوند.» خدای متعال که بعد از همه این‌ها بشارت می‌دهد به صابران. پس در مرحله سنت‌ها، یکی سنت ابتلاست، یکی سنت تمحیص. فرموده: «من تمحیص می‌کنم، جدا می‌کنم، تمییز می‌کنم، خبیث و طیب را از هم جدا می‌کند. یک ذره اگر خبث باشد در وجود کسی که به ظاهر در جبهه مؤمنین است، کاری می‌کنم خارج شود. یک ذره اگر پاکی باشد در کسی که به ظاهر در جبهه مشرکین و کفار است، کاری می‌کنم که خارج شود.» مثل فرایند عاشورا؛ تا لحظه آخر امام حسین (علیه‌السلام) دارند تمحیص می‌کنند، تمییز می‌کنند. تا همان نقطه آخر، شما می‌دانید لحظات آخر امام حسین (علیه‌السلام) در گودال قتلگاه، شخصیت‌هایی مثل ابوالحُتوف، که یکی از شهدای کربلاست، همان لحظه به امام حسین (علیه‌السلام) ملحق می‌شود. یعنی شب عاشورا ملحق نشده، صبح عاشورا ملحق نشده، ظهر عاشورا ملحق نشده، بعد قضیه علی (علیه‌السلام) ملحق نشده؛ رسیده به گودال قتلگاه، لحظه‌ای که دارند امام حسین را با این وضعیت می‌کشند، او و برادرش، که اولاً جزو خوارج بودند و از اول با امیرالمؤمنین جنگ داشتند، آن لحظه به امام حسین ملحق می‌شوند و شهید می‌شوند. این‌ها برنامه‌های امام و جزو سنت‌های خدای متعال است. یعنی بعضی‌ها هستند تو آن لحظه، تو آن آستانه ملحق می‌شوند. بعضی‌ها هم تو همان لحظات سقوط می‌کنند، در آستانه فتح سقوط می‌کنند. فشارها که زیاد می‌شود، این هم یکی دیگر از سنت‌هاست.

یکی دیگر از سنت‌ها، سنت «محض» است؛ همه چیز محض می‌شود. محض ایمان و محض کفر روبروی هم قرار می‌گیرند، مثل جنگ احزاب که همه اسلام در برابر همه کفر قرار می‌گیرد. این وسط دیگر ما «مابین» و خاکستری و مردد نداریم. این‌ها نکات مهمی است. این سنت‌ها از نقشه‌ها مهم‌تر است؛ این‌ها حاکم بر آن نقشه‌هاست. خوب، البته بحث سنت‌ها بحث وسیع‌تری است و جای بحث مفصل‌تر دارد.

مرحله نقشه‌ها
حالا این وعده‌ها را خدای متعال چگونه محقق می‌کند؟ این سنت‌ها چه شکلی رخ می‌دهد؟ یک نمای کلی از آخرالزمان به ما داده‌اند و گفته‌اند: «مرکز فتنه‌ها شام است و محور فتنه‌ها سرزمین فلسطین و سردمدار جریان طاغوت، یهود که «أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا»؛ بیشترین دشمنی را با مؤمنین همین جریان دارد. مغضوب علیهم که شما در هر نمازی از خدای متعال می‌خواهید جزو «مغضوب علیهم» و «ضالین» نباشید. «مغضوب علیهم» یهود، «ضالین» نصارای بودند، البته یک جریان تشکیل داده‌اند امروز: اونجلیستا، مسیحیان صهیونیسم. که امروز دایره صهیون، دایره وسیعی شده است. حتی با تعبیر دقیق‌تر و درست‌تر، ما نه تنها مسیحیت صهیونیستی داریم و اسلام صهیونیستی داریم، ما حتی شیعه صهیونیستی داریم. شیعه انگلیسی، شیعه صهیونیستی؛ یعنی جریانی که امام حسین دارد، حضرت زهرا دارد، گریه دارد، هیئت دارد. دیشب دوستان می‌گفتند که شب میلاد امام حسن (علیه‌السلام) جشن گرفته؛ شیعه صهیونیستی یعنی زیر پرچم اسلام و قرآن جمع شده، پرچمدار کشته شده، جشن گرفته. این بهش می‌گویند شیعه صهیونیست. یک جریان جدید که محوریتش هم سرزمین فلسطین است. حالا ما تعبیری کردیم، گفتیم: «این‌ها قبله‌شان هم جزیره اپستین است.» انگار دو تا جریان شکل گرفته. ما دو تا زمین مقدس، حداقل یک بسته‌ای از باورها را بگوییم.

جریانی که به نام شیعه انگلیسی، رهبر انقلاب معرفی کردند؛ شیعه انگلیسی و سنی آمریکایی. واضح است؛ به نظرم اگر کسی احساس تهمت می‌کند، باید به کلمات رهبری مراجعه کند. عرض کنم خدمت شما که می‌توان یک جریان وسیع را دید، دست همه‌شان در یک کاسه است. اتفاقاً با اسلام اصیل، با اسلام قرآنی، با اسلام مقاومت مشکل دارند. همه‌شان، هرکدام از یک زاویه، هرکدام با یک مدل تقسیم کار کرده‌اند. یکی خیلی شفاف و صریح می‌آید می‌گوید، یکی پرچم اسرائیل را می‌آورد می‌گوید، یکی با انجیل می‌آید می‌گوید، یک‌کم زیر آب جریان مقاومت را می‌زند با استناد به قرآن، با استناد به روایات. روایات را برداشته‌اند، منتشر کرده‌اند. همین دیشب کسی به من نشان می‌داد که مثلاً این اوضاع و احوال، همان چیزی است که در روایات گفته‌اند که آخرالزمان در خانه‌هایتان بنشینید.

حالا بماند که این‌ها از شهادت رهبری خوشحال‌اند، هم در دلشان خوشحال‌اند، هم خیلی وقت‌ها جاهایی هم بروز و اجازه بروز می‌دهند. تعارف ندارند، خیلی قضیه شفاف است. یعنی مسائل آن‌قدر واضح است که از شهادت سیدحسن نصرالله این‌ها خوشحال بودند، از شهادت حاج قاسم خوشحال بودند. این دیگر قضایایش خیلی واضح است.

خدمت شما عرض کنم که این نقشه‌های آخرالزمانی که مسیری که ترسیم کرده‌اند، این شکلی است. محوریت می‌شود جریان یهود که حالا با شعبه‌ها و با این ملحقاتی که در این جبهه است. این طرف یک جریانی است که روبروی این‌ها است: جبهه مقاومت. جبهه وسیعی است، ولی پرچمدار این جبهه شیعه است و به تعبیر روایات، ایرانیان‌اند، ولی با یک کدگذاری دقیق و خاص، به‌عنوان اهل قم. این کلمه «اهل قم» خیلی معنا دارد. یک بخشش هم واقعاً جزو معجزات اهل‌بیت است؛ یعنی وقتی که این پروژه را می‌آورند بالا، اهل‌بیت به‌عنوان اهل قم، شروع می‌کنند یک شبکه‌ای از مفاهیم تولید می‌کنند با عناوین بسیار بی‌نظیر. از اول همین شکلی بوده. پیش امام می‌آمدند، روایتی است که سندش هم معتبر است. پیش امام می‌آمدند مثلاً طرف اهل ری بوده؛ خب ری با قم خیلی فرق می‌کند. همین الانش به تهرانی‌ها برمی‌خورد بهشان بگویند قمی، به قمی‌ها برمی‌خورد بهشان بگویند تهرانی. آن موقع که با آن فاصله‌ها و دو روز در راه بودن، طرف آمده خدمت امام صادق (علیه‌السلام)، «از کجا آمدی؟» می‌گوید: «از ری». حضرت می‌فرماید: «مرحبا به اهل قم!» دوباره می‌گوید: «آقا، قم با ری فرق می‌کند!» «ما اهل...» این یک پروژه‌ای است این قضیه. یک ترسیمی دارد؛ با اینکه قم همین الانش جزو استان‌های متوسط کشور و حتی کلان‌شهرهای اول کشور هم نیست. معرفی اهل‌بیت از قم چیست؟ شروع می‌کنند دایره وسیعی از این مفاهیم را برای قمی‌ها معین می‌کنند: این‌ها قم نامیده شده‌اند به‌خاطر اینکه قیام قبل از قائم، با این، اصلاً این‌ها قرار است که مقدمات ظهور را فراهم کنند. اصلاً به‌خاطر آن قیامی که این‌ها شده‌اند قم. این‌ها فقها، این‌ها علما، این‌ها امنا، این‌ها پرچمداران دین ما هستند. و به‌زودی علم رخت بر می‌بندد از کوفه، شهری می‌رود که اسمش قم است. از آنجا علم ظاهر می‌شود و از آنجا علم افاضه می‌شود به کل عالم. کسانی کلمه «فیضیه» را ـ من حیفم می‌آید ـ «علمُ الی سائر البلاد» یک وجهش این است. حالا یک بخشش هم این است که مرحوم فیض کاشانی آن حوزه را در واقع خیلی رونق داد. یک بخشش هم همین است، گفته‌اند که این کلمه فیضیه از اینجا گرفته شده که فیضان می‌کند علم از قم به سایر بلاد. مرحوم آیت‌الله سیدجعفر مرتضی عاملی، که خیلی حساس است به بحث‌های تطبیق‌گرایی، بحث‌های آخرالزمانی و این‌ها، چون بحث‌های مقدمات ظهور و این‌ها را به‌شدت می‌زند؛ یعنی سبکش خیلی متفاوت با مرحوم آقای کورانی و تقریباً می‌شود گفت نقطه مقابل کورانی است، با اینکه خیلی حساس است روی این مسائل، ولی ایشان می‌فرماید که این روایتی که می‌فرماید قبل از ظهور قم می‌شود مرکز علمی، جزو نشانه‌های ظهور است. خیلی حرف است، مطلب مهمی است که قبل از ظهور قم می‌شود مرکز علمی، این جزو نشانه‌های ظهور است. در روایات هم دارد که این مرکز علمی شدن قم، در قرب قیام امام زمان است، در آستانه ظهور امام زمان است.

تا می‌رسد به آن نقطه که سؤال می‌شود: «آقا، این آیه‌ای که در مورد یهود است: «بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ» این چیست؟ این در مورد کیاست؟» فرمود: «هم والله اهل قم!» سه بار حضرت می‌فرماید: «به خدا قسم این‌ها اهل قم‌اند!» قیامی که برای آخرالزمان توسط ایرانی‌ها بیان شده: «رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ». یک مردی است از اهل قم. روایت امام کاظم (علیه‌السلام). این «مِنْ أَهْلِ قُمَّ» که توضیح داده شده، جناب فقیه است، عامل است، امین است. پس یکی از فقها قبل از ظهور از قم قیام می‌کند. بعد روایات متعدد، حالا با سندهایی که برخی خوب و ممتاز و برخی متوسط است، که مردم عالم گفته‌اند: «هرجایی که بودید، خودتان را به این‌ها برسانید. پرچمی که این‌ها بلند می‌کنند، پرچم حق است و پرچمی که بلند می‌کنند، هم زمینه‌ساز ظهور امام زمان است، هم پرچم را تحویل امام زمان می‌دهند. «وَلَوْ حَبْوًا عَلَى الثَّلْجِ»؛ ولو شده روی یخ‌ها، روی برف‌ها، سینه‌خیز بروید، خودتان را به این‌ها برسانید. از این‌ها حمایت کنید، با این‌ها بیعت کنید.» تعابیر مختلفی است. در آن جلسات «به‌وقت ایران» ما مفصل خواندیم، حول‌وحوش فکر می‌کنم شاید سی جلسه شد که آیات، روایاتش و مباحث مفصلی که در این زمینه بود. خلاصه، این یک بخشی از مطلب است.

این طرف پس می‌شود جریان قم. بعد جالب است که در روایات هم قم را روبروی قدس قرار داده‌اند، قم و قدس. و گفته‌اند که اتفاقاً «با خاک قدس، قم برآمده.» این را هم در همان جلسات روایتش توضیح داده شد. انگار آزادسازی قدس که در روایت تصریح به آن شده، بخش آزادبخش این خاک، آن بخش پاک این خاک که آلوده نمی‌شود به دست این یهودی‌ها، خدا آن بخش خاک را که برای در واقع بقا نگه داشته، به دست قمی‌ها سپرده. قم و قدس، این دو تا جریان می‌شود در واقع روبرو ی هم که قمی‌ها قدس را آزاد می‌کنند.

حالا مجموعه‌ای از این قضایا اینجا شکل می‌گیرد. یک محور، محور سفیانی است. یک محور هم خود محور یهود است. یک محور، محور روم است که حمایت می‌کند از یهود. حتی در روایت دارد که این‌ها در آن شهری که الان اسمش خاطرم نیست، می‌فرماید که «نزول می‌کند رومی‌ها»؛ «تَنَزَّلُ الرُّومُ». نه اسم قدیمیش، که اتفاقاً الان هم در نقشه همین است. این را زیاد من گفتم در جلسات قم که تعبیر «نزول» را دارد. تعبیر «نزول» خیلی چیز عجیبی است؛ یعنی از بالا به پایین فرود آمدن، که فرودگاهش هم همانجاست. همان شهری که در روایت به آن اشاره شده. نبرد ایرانیان با رومیان در روایت به آن اشاره شده است؛ بر محور قدس. که ایرانی‌ها با این‌ها درگیر می‌شوند. زد و خورد زیاد است.

حالا جزئیات قضیه در نقشه‌های خدای متعال، خیلی از مسائل اولاً مبهم است. ثانیاً «مبتلا به بداء» می‌شود. این نکته‌ای که در مورد نقشه‌ها هست، این است. به‌صورت قطعی همین‌جوری فرض بکنیم بگوییم: اول این است، بعد این است، بعد این است. خود اصل نقشه را، چه رسد به اینکه بگوییم حالا مثلاً سفیانی، بعد خراسانی، بعد فلانی. این مثلاً سفیانیش این است، خراسانیش آن است، یمانیش هم آن است. آن که کلاً ممنوع است، تطبیق به آن شکلی کلاً ممنوع است. این سیر این شکلی درآوردن برای قضایا به‌صورت حتمی و قطعی هم نمی‌شود انجام داد. برای اینکه این مسائل چیزهایی است که مبتلا به بداء می‌شود. در روایات ما در مورد بداء کلی مطلب هست. در روایتی از امام جواد (علیه‌السلام) دارد، یک‌جوری حضرت در مورد بداء صحبت کرده‌اند. در غیبت نعمانی، باب سفیانی، راوی به تردید افتاد، گفت: «آقا، نکند نسبت به اصل ظهور هم بداء صورت بگیرد؟ این‌جوری که شما می‌فرمایید، من احساس می‌کنم خود ظهور هم بداء صورت می‌گیرد.» آن «إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ» و «لَا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ» همین دسته‌بندی که عرض کردم؛ وعده‌ها، سنت‌ها، نقشه‌ها. آن جزو وعده‌های خداست، چیزی که جزو وعده‌هاست، حتمی است. ولی این وعده را چه شکلی خدا می‌خواهد محقق بکند، یک داستان دیگری است.

ولی یک ترسیم کلی از این قضیه هست. این منطقه ما، منطقه‌ای است که به‌صورت قطعی شاید بشود گفت جریان درگیری‌ها اینجاست، مقدمات ظهور اینجاست. ظهور امام زمان در مکه است. درگیری‌ها در عراق. ظهور سفیانی در شام. حرکت سفیانی به سمت کوفه است. جریان دولت یهود، قبل از ظهور که در آستانه ظهور توسط قمی‌ها فتح می‌شود؛ نابودی اسرائیل و نابودی حکومت اسرائیل، بنا به تحلیل بسیاری از پژوهشگران، به‌خصوص جناب آیت‌الله نجم‌الدین طبرسی. ایشان می‌فرماید که از روایات این‌طور فهمیده می‌شود: «غلبه بر دولت یهود، نابودی دولت یهود، قبل از ظهور امام زمان و به تعبیر جزو مقدمات.» یعنی در این منطقه باید آرامش و امنیتی حاکم باشد که جان حضرت در خطر نباشد.

کد کلان داده‌ای که از این قضیه می‌شود گرفت چیست؟ این است که تا این منطقه امنیت و آرامش پیدا نکند، بستر ظهور و امنیت ظهور امام زمان فراهم نمی‌شود. البته خود حضرت که ظهور می‌کند در میانه جنگ است و خود حضرت هم چند ماه می‌جنگد. سفیانی بعد از ظهور امام زمان نابود می‌شود. چند ماه حضرت درگیری دارند. در تمام این منطقه هم درگیری هست، ولی در این زد و خورد، اولاً جبهه حق، جبهه مؤمنین، برقرار می‌ماند و نابود نمی‌شود. استحکام دارد و پیشروی دارد. درگیری جدی با سفیانی دارد، مهار می‌کند سفیانی را. یک سری امدادها خدای متعال این وسط دارد، مثل قضیه «خسف بیدا» که سفیانی می‌خواهد بیاید مکه و مدینه را بگیرد. در روایت دارد، پرسیدند: «آقا، نقطه امن زمین کجاست؟ من قبل از ظهور بخواهم آنجا بروم؟» حضرت فرمود: «مکه و مدینه امن است.» نقطه اصلی که قرار است ظهور در آن شکل بگیرد، این‌ها را خدا امن نگه می‌دارد.

بعد گفتند حکومتی که البته این‌ها جزو آن نقشه‌ها می‌شود، ممکن است در همه صورت گیرد، گفتند: «حکومتی که آل فلان است و بر حجاز حاکم است، این‌ها گرفتار تشتت می‌شوند، به جان هم می‌افتند و فروپاشی شکل می‌گیرد.» از خود آن سران قدرت، استحکامشان را از دست می‌دهند. جوری می‌شود که برای حفظ امنیتشان به سفیانی پناه می‌برند که در آستانه ظهور، وقتی می‌بینند اوضاع خیلی خراب است، این‌ها به سفیانی می‌گویند که تو اینجا سپاه بفرست به مدینه و به مکه. و سپاه می‌فرستد، مستقر می‌شود.

در شام خود شام قضایایی دارد؛ جریان اصحابه، جریان ابقع، اتفاقاتی رخ می‌دهد تا سفیانی حاکم می‌شود. در منطقه قرقیسیا اتفاقاتی رخ می‌دهد. گفتند صد هزار نفر از کفار آنجا کشته می‌شوند در درگیری با همدیگر که یک دانه شیعه بین این‌ها نیست. منابعی آنجا کشف می‌شود، به‌خاطر آن منابع این‌ها به جان همدیگر می‌افتند. تصریح کرده‌اند، فرموده‌اند: «سمت این‌ها نروید وقتی که این دعوا می‌شود آنجا. خدا دشمنان شما را می‌خواهد خرد بکند.» بخش زیادی از تجهیزات و نیرو و امکانات دشمن آنجا از بین می‌رود.

جریان قرقیسیا که در جنوب سوریه، در اتصال با عراق، که در مسیری است که سفیانی دارد می‌آید به سمت عراق، این اتفاق مستقر می‌شود. بخش‌هایی از شام به معنای وسیعش را که شامل لبنان می‌شود و سوریه می‌شود، این‌ها را می‌گیرد. حرکت می‌کند به سمت عراق. افراد موجهی از عراقی‌ها با او همکاری می‌کنند و پای او باز می‌شود. از سمت تکریت می‌آید به سمت کوفه برای اینکه کوفه را هم بگیرد. جزو گرفتن کوفه؛ از این طرف جریانی که حالا به عنوان خراسانی مطرح است، این‌ها هم به محض اینکه حرکت سفیانی برای گرفتن کوفه شروع می‌شود، این‌ها هم حرکتشان برای دفاع از کوفه شروع می‌شود. حالا آن کوفه، کوفه یعنی کربلا، یعنی نجف، یعنی عتبات می‌خواهد. یعنی همان مدافعان حرم دیگر.

آمده که این حرم‌ها را برچیند. البته به کوفه هم می‌رسد. موفقیت‌هایی هم برایش حاصل می‌شود. این‌ها دیگر بخش نقشه‌هاست. ممکن است بداء صورت بگیرد. شخصیت‌های مهمی را گفته‌اند که در جوار حرم امیرالمؤمنین به شهادت می‌رسانند که از او تعبیر به نفس زکیه شده است، با ۷۰ نفر از همراهان. دختران شیعه را در کوفه به اسارت و کنیزی می‌برند. ۴۰۰۰ نفر را در کنار مسجد کوفه سر می‌زنند. تعابیر این‌گونه است.

این عنوان «نفس زکیه» عنوان عامی است. نفس زکیه یعنی انسان بی‌گناه. در سوره مبارکه کهف حضرت خضر وقتی که آن بچه را کشت، حضرت موسی فرمود: «أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ». یک انسان بی‌گناه را بی‌جا کشتی، یک نفس زکیه را کشتی به غیر نفس، بدون قصاص، بدون تقاص. نفس زکیه این آدم بی‌گناهی است که گناهی ندارد و بی‌جرم می‌کشند. بعضی جاهای خاص این عنوان به‌طور خاص یک کُد است. گفته‌اند: «در آستانه ظهور حضرت، کسی را می‌فرستد از بنی‌هاشم کنار کعبه که اعلام بکند نزدیکی ظهور حضرت را. کنار کعبه او را سر از تنش جدا می‌کنند.» حکومت اینجاست. و جالب است که سر او را می‌فرستند برای سفیانیِ شرور. برای سفیانی. وقتی که سپاه سفیانی می‌خواهد بیاید به مکه، می‌آید این را برساند اینجا، خسف بیداء صورت می‌گیرد که زمین سپاه او را می‌بلعد. که مکه و مدینه محفوظ می‌شود که حضرت می‌توانند از مکه و مدینه قیامشان را شروع کنند. بعد حضرت حرکت می‌کند به سمت کوفه که نماز جمعه اول حضرت در کوفه را می‌خوانند. وقتی حضرت وارد کوفه می‌شوند، هنوز درگیری چند تا جبهه با هم دارند می‌جنگند.

خلاصه، یک استحکام و یک اقتداری برای زمینه‌سازی ظهور امام زمان لازم است. این قضایا از آن یک همچین چیزی استشمام می‌شود. یعنی در آن نقشه تعریف می‌شود که ما داریم، حالا جدا از اینکه ما وظیفه‌مان است، حتی اگر این نقشه نباشد، حتی اگر این اتفاقات رخ ندهد، ما باید بجنگیم. ولی با این ادبیات آخرالزمانی ما داریم منطقه‌ای که قرار است پایگاه قدرت امام زمان و پایگاه حکومت امام زمان باشد را تأمین امنیت می‌کنیم، داریم پاکسازی می‌کنیم. نکته مهمی است. تا وقتی این پایگاه‌های آمریکایی در منطقه باشد، جان امام زمان در خطر است. در روایت هم دارد، فرمود: «فَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ.» حضرت وقتی ظهور می‌کنند این آیه را می‌خوانند که من چون جانم در خطر بود، از شما گریختم. پس تا وقتی که جان حضرت در خطر است، ظهور ندارد. اسباب طبیعی قضیه را هم حضرت مراعات می‌کنند.

یک نکته مربوط به این؛ البته ما با ادبیات‌های مختلفی می‌توانیم صحبت بکنیم. به نظرم یکی از مطالب مهمی که جایش در رسانه خالی است، این نکته است که خوب ما اگر نجنگیم چی می‌شود؟ مردم خیلی تصویری از این ندارند. فعلاً آن حماسه و شور و آن احساساتی که به هیجان آمده، برای میدان غالب است. حالا یک‌کم این زیرساخت‌ها آسیب ببیند و بنزین مردم، نان مردم، آب مردم آسیب ببیند، سؤال جدی که مطرح است این است که ما تا کی باید بجنگیم؟ برای چی باید بجنگیم؟ خب، پاسخ شماها چیست؟ یک پاسخی که مطرح است اینجا، این است که ما اگر امروز نجنگیم، ۲۰ سال بعد باید طوفان‌الاقصی راه بیندازیم. اصلاً چرا طوفان‌الاقصی شکل گرفت؟ یهودی‌ها آمدند، اول پناه آوردند، قرار شد زیر چتر فلسطینی‌ها زندگی بکنند. آرام‌آرام جاهای این‌ها را گرفتند، بیرون کردند. بعد تمام مقدسات این‌ها را لگدمال کردند. بعد آرام‌آرام و بی‌صدا این‌ها را کشتند، صدای هیچ‌کس در نمی‌آید. این‌ها به این نتیجه رسیدند که لااقل ما را که دارند می‌کشند، صدایمان به عالم برسد. ما اگر امروز نجنگیم، بعد تازه آن طوفان‌الاقصی، یک جمهوری اسلامی ایران و یک لبنانی بود که این‌ها زنده بمانند، بتوانند بعداً صدایشان را برسانند. ما اگر صلح کردیم، سازش کردیم، موشک‌ها را غلاف کردیم، تحویل دادیم. همین برنامه‌هایی که آقای روحانی داشتند، و همین توقعاتی که ترامپ دارد از رهبر بعدی که رهبر مطلوبش آقای روحانی است و این طیف، این‌ها نتیجه‌اش چی می‌شود؟ نتیجه چی می‌شود که شما را می‌بلعد. به تعبیر رهبر شهید حاج قاسم: «وقتی که چیزی نمی‌ماند که شما بعد ۲۰ سال اصلاً بتوانید طوفان‌الاقصی شکل بدهید. کسی نیست که بخواهد طوفان‌الاقصی شکل بدهد! می‌آید شما را آواره می‌کند.»

ببینید! برای دشمن شما این قضیه کاملاً آخرالزمانی است. حالا این، این طرف قضیه بود که عرض کردم. یکی از ابعاد مهمی که رویش خیلی می‌شود سرمایه‌گذاری کرد و مانور داد، نگاه آخرالزمانی یهود به این قضیه است. نتانیاهو برمی‌گردد می‌گوید: «مردم ایران عمالیق دوران ما هستند.» عمالیق یا عمالقه چه کسانی بودند؟ فتح سرزمین موعود، آن عرض مقدسه که می‌خواستند با حضرت موسی (علیه‌السلام) انجام بدهند: «إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ». آن قوم جبارینی که در سرزمین موعود بودند، عمالیقه بودند که حضرت موسی به این‌ها فرمود که «شما بیایید این‌ها را غلبه می‌کنید.» می‌ترسند، فرار می‌کنند. «شما از در بگذرید، غلبه می‌کنید.» ترسیدند، نیامدند. این عمالقه، حذف این‌ها. تا این‌ها حذف نشوند، تا فرار نکنند، تا آواره نشوند، تا کشته نشوند، این‌ها به عرض موعود نمی‌رسند. داستان بسیجی و سپاهی و آخوند و این حرف‌ها نیست. داستان این است که این‌ها عمالیق دوران ما هستند. همه‌شان باید کشته بشوند و حذف بشوند و آواره بشوند، فرار کنند تا ما بتوانیم به زمین موعودمان برسیم. تا این‌ها هستند. بعدش هم می‌دانید، یهود پروژه اولش از نیل تا فرات است. این همه قضیه نیست. بماند که از نیل تا فراتش به ما هم می‌رسد، به خلیج فارس هم می‌رسد. این‌ها پروژه اولشان است، پروژه کاملشان کل زمین است. این‌ها نمی‌گویند که فقط کل زمین را خدا به فرزندان ابراهیم هدیه داد، کل زمین مال ماست. ولی محل حاکمیت ما اینجاست. حالا آن قضایای معبد سلیمان و هیکل و این‌ها هم که بحث‌های مفصلی دارد، الان نمی‌خواهم واردش بشوم. که تا این بالا نیاید و قضیه موشیخ و آرماگدون، که دقیقاً دنبال همین پروژه قدم به قدم این‌ها را دارند محقق می‌کنند. و ترامپ را هم منجی در این مسیر تعریف می‌کنند که او تسهیل کرده ظهور موشیخ را برای ما.

حالا جزو پروژه‌های این‌ها بمب اتم است. ان‌شاءالله که به آنجاها نمی‌رسد، ولی این‌ها می‌گویند تا وقتی که از بمب... هفت تا شرط بنده در آن جلسات «به‌وقت شام» مفصل توضیح دادم. یکیش استفاده از بمب اتم و جنگ اتمی که می‌شود آرماگدون. یکی دیگرش بالا آوردن معبد سلیمان و هیکل سلیمان. و جالب است پارسال و پیرارسال می‌گفتم، می‌گفتم یکی از نقشه‌های این‌ها این است که می‌خواهند اگر با ایران درگیر شدند، مسجدالاقصی را بزنند، بگویند ایران زده است. هم ایرانی‌ها را از چشم مسلمان‌ها بیندازند، هم هیکل سلیمان را آماده کرده‌اند. مدت‌هاست که آماده است، فقط منتظر تخریب مسجدالاقصا هستند که سریع آن را بالا بیاورند. و امروز، یعنی همین چند روز اخیر این‌ها گفته‌اند که این طرح را برای روز قدس دارند: مسجدالاقصی را بزنند، تخریبش کنند. سریع اول بگویند که ایران زده است، معبد سلیمان را بالا بیاورند. در یک روایتی از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) هم این را داریم، حالا بحث سندش بحث دیگری است، که این‌ها معبد سلیمان را بالا می‌آورند به جز مقدمات این در واقع نبرد آخر. یک سری کارها این شکلی است.

ببینید! این‌ها می‌گویند تا وقتی ما... حالا این خودش یک بحث مفصل است. وقت من تمام شده. سؤال و جواب، دوستان سؤالات داشته باشند...

جمع‌بندی بحث این است که دو تا نگاه آخرالزمانی اینجا داریم:
۱. یک نگاه آخرالزمانی این است که ما داریم منطقه را برای ظهور حضرت فراهم می‌کنیم.
۲. و یک نگاه آخرالزمانی دشمن ماست. به عرض موعودشان برسند و تا ما نابود نشویم و آواره نشویم و این زمین را نگیرند، آن‌ها به آن مطلوبشان نمی‌رسند. البته این‌ها جزو پروژه‌های موقتشان است. فعلاً تجزیه ایران، تکه کردنش، پخش کردنش، هر تکه را به یکی دادن. ایران ضعیف آن وسط بماند. بعد دیگر حالا به سمت... من فعلاً یک بخش کوچکی از مطالبی که در این زمینه بود را عرض کردم.

روایاتی داریم، آتش آذربایجان، آتش مشرق را در روایات داریم. بحث‌های متفاوتی هست. و خود جنگ‌های جهانی در منطقه ما. «خراب و سند من الهند و خراب الهند من السین» روایات عجیبی که پاکستان به دست هندوستان خراب می‌شود، هندوستان به دست چین خراب می‌شود. بعد چین برایش چه اتفاقاتی می‌افتد؟ کل این منطقه می‌شود آتش. «حرج الروم» را داریم، «مارقه الروم» را داریم. در خود کشورهای غربی حرج صورت می‌گیرد. روم، کل منطقه اروپایی می‌شود دیگر، یعنی این آمریکا و اروپا می‌شود روم. این‌ها دچار از هم‌گسیختگی می‌شوند. مشکل قحطی را در کل عالم داریم. گرفتاری و گرسنگی و ناامنی و قتل داریم. بیماری‌های میکروبیولوژیک را داریم. مرگ سفید تعبیر کرده‌اند به طاعون، مرگ سفید. مرگ سرخ که گفته‌اند دو سوم کره زمین از بین می‌رود. ولی این‌ها جزو نقشه‌هاست. می‌شود هیچ‌کدام محقق نشود. خدای متعال وعده‌اش را یک شبه، امرش را یک شبه محقق بکند. این‌ها دیگر در نقشه‌ها خیلی بالا و پایین، بداء. این شکلی است که حالا بداء یا بداء به این کیفیت که وعده‌ای داده می‌شود، استنباط اولیه‌ای برای همه تقریباً شکل می‌گیرد، ولی خدای متعال آن برداشت اولیه را رد نمی‌کند. کسی تبیین نمی‌کند. همه هم بر اساس همین آرامشی که دارند، یک اعتقادی پیدا می‌کنند. بعداً یک جور دیگری رقم می‌خورد. مواردی هم داریم مثلاً در مورد امام بعد از امام هادی (علیه‌السلام) گفته‌اند بداء صورت گرفت. یعنی چه؟ فرزند بزرگ امام هادی (علیه‌السلام) جناب سید محمد سامرا. رفته‌اید زیارت ایشان؟ این‌ها مکر خداست. یعنی خود یکی از سنت‌های قبل از ظهور، سنت مکر است. این خیلی هم بحث مهمی هم دارد، بحث مفصلی داریم. خدا چه کار می‌کند؟ خدا برای اینکه جان امام عسکری را حفظ بکند که بعداً از طریق امام عسکری امام زمان به دنیا بیایند، یک پسر برومند به امام هادی (علیه‌السلام) داده به نام سید محمد، با کمالات عالی و فوق‌العاده. همه هم، آقا، مطمئنند که امام بعد از امام هادی کیست؟ سید محمد. همه شیعیان مطمئن، خاطرشان جمع است. الان دارند بیعت می‌کنند سر این خاطرجمعی. ایشان حرکت که می‌کند به سمت مکه، حج می‌خواسته برود. در همان سفر مریض می‌شود که به احتمال زیاد ترورش می‌کنند و در منطقه بلد دوجیل فکر می‌کنم، به آنجا، آنجا ایشان به شهادت می‌رسد و از دنیا می‌رود. اینجا گفتند: «هیچ بدائی مثل بدائی که در مورد سید محمد رخ داد، رخ نداده.» یا به مادر حضرت مریم (سلام‌الله‌علیها)، خدای متعال وعده می‌دهد از طریق اولیا که شما صاحب پسری خواهی شد با کمالات آن‌چنانی. ایشان هم همان‌جا نذر می‌کند که من این بچه‌ای که در رحم دارم را نذر می‌کنم که خادم معبد باشد. بچه را که به دنیا می‌آورد می‌گوید: «رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنثَىٰ.» اینکه دختر شد. منم نذر کردم خادم معبد باشد. همه چیز به هم ریخت. خدای متعال اراده کرده که از طریق مریم، عیسی را به او بدهد. تازه یک چیز هم اضافه شد بابت بهشت. یا پیغمبر اکرم خواب می‌بینند، می‌فرمایند که: «من در رؤیا به من نشان دادند.» در آن اوضاع بلبشو که واقعاً برای مردم آرزو بود که بتوانند دوباره برگردند مکه. باورشان نمی‌شد که یک روزی دوباره بتوانند برگردند مکه. پیغمبر فرمود: «من خواب دیدم، در خواب به من گفتند که ما در امنیت کامل با سر تراشیده و طواف، بدون دعوا، بدون درگیری وارد مسجدالحرام می‌شویم.» این خواب را پیامبر تعریف کرد. همه هم باور کردند. همه هم به خیالشان من همین سفری که می‌خواهیم حرکت کنیم به سمت مکه، همین اتفاق می‌افتد. با آرامش کامل، بدون سلاح حرکت کردند به سمت مکه. سران قریش راه را بستند، اجازه ندادند پیغمبر وارد مکه شود. تحمیل کردند صلح حدیبیه را. جوری که حتی در صلح حدیبیه، عنوانی که برای پیغمبر «رسول‌الله» نوشته بودند را این‌ها خط زدند. پیغمبر مجبور شد همان را هم خط بزند. خیلی به این مسلمان‌ها فشار آمد. «ما پایمان هم به مکه نرسید. اسم رسول‌الله را هم از روی نقشه از این پیمان خط زدند.» «در امنیت کامل» این، آن سنت مکر و سنت تمحیص اینجاست. یعنی خدا می‌خواهد محک بزند. من که نگفتم همین مکه‌ای که می‌رویم فتح مکه صورت می‌گیرد. من خواب دیدم، حالا دارند حرکت می‌کنند به سمت مکه. پیغمبر می‌فرماید: «من خواب دیدم داریم می‌رویم مکه.» می‌رویم مکه و فتح. همه مطمئن شدند که همین است. یک عده شک کردند، تردید کردند، بد و بیراه گفتند به پیغمبر. بعد آن صلح حدیبیه را پذیرفتند، برگشتند مدینه. آیه نازل شد که «لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ». خدا خوابی که برای پیغمبر بود را راست گفت. این دروغ نبود. این واقعیت دارد و محقق خواهد شد. نمونه‌هایی از بداء محقق شده.

چون مثلاً ما رو پای علما، این‌ها ۳۰ سال است زیاد شنیدیم، چیزهایی که قبل‌تر می‌شنیدیم این است که اصلاً ایران در این معرکه نیست و درگیر نمی‌شود و نمی‌دانم این سید خراسانی به نوعی نشانه... من می‌خواهم بگویم که خیلی الان در این زاویه کسی، من به‌عنوان نماینده قشر این حرف‌ها، حوزه وطن، یکپارچگی وطنی، این نکته که تجزیه ایران و اینکه آمریکا پایگاه منطقه ما... رنگ آرامش دیگر منبر نمی‌بینیم. این مدل نمی‌دانم من نگرفتم و هم برایم خیلی تکراری بود. تعارضاً در این اتفاق دخترها آسیب نمی‌بینند، از مرزهای ایران بیرون و این‌ها. این نکته و این سؤال من این است که آیا در این فضا شما برای مخاطب ۱۳-۱۵ ساله‌ای که دارد، نکته...

ببینید! ما شبکه وسیعی از مفاهیم را باید استفاده بکنیم. ببینید! در کربلا امام حسین (علیه‌السلام) هم روایت پیغمبر را برای آن‌ها می‌خواند. همین‌ها را تهدید به عقاب الهی می‌کند. هم قضیه ناقه صالح را مطرح می‌کند. هم علی‌اصغر را می‌آورد که جنبه انسانی و ترحم انسان‌ها، عواطف انسانی برانگیخته بشود. هم می‌فرماید: «این حرم رسول خدا را کسی نیست از آن دفاع بکند؟» هم می‌فرماید: «یک جرعه آب کسی به من نمی‌دهد؟» مجموعه‌ای از تحرکاتی که امام حسین (علیه‌السلام) برای اتمام حجت دارد. دقت می‌کنید؟ ما در حوزه وسیعی از این پروژه‌ها باید ورود داشته باشیم. یک عده‌ای قطعاً دلشان با این معارف گرم می‌شود. البته به‌صورت مت... ببافیم و تحویل مردم بدهیم. قاعده باشد.

در روایت دارد، البته این کلام علی بن یقطین است، ولی مشخص است که از اهل‌بیت گرفته است. آیت‌الله بهجت هم روی این مطلب تأکید داشتند که از علی می‌رفت، می‌پرسند: «چرا در مورد دشمنان شما هرچه که گفتند محقق شد؟ این‌ها به حکومت می‌رسند، این‌ها قلدر می‌شوند، این‌ها قدرت پیدا می‌کنند. در مورد یهود هرچه گفتند شده. در مورد شما هیچش نمی‌شود؟ نه خراسانیِ...» این ۲۰۰ سالی که تا حالا پیش آمدیم، این ۲۰۰ سال را آرزوها، شیعه را زنده نگه داشته. «بالامانی» یعنی آرزوها. «تَرَى أَنَّ شيعَتَنَا بِالْأَمَانِيِّ.» روایت در غیبت نعمانی است. (با اینکه عقل مجسم بود، علم محض بود، یک ذره نسبت به یک حرفی تردید دارید نگید، توقف بکنید، احتیاط بکنید، فقط یقینیات.) ولی به‌شدت باب این مسائل را به این شکل باز نگه می‌داشتند. دائم ذهن مردم را سوق می‌دادند برای اینکه این ذکر باید زنده بشود.

شما با وطن تا کجا می‌خواهی طرف را نگه داری؟ گور بابای وطن! وطن می‌خواهم چه کار؟ اصلاً از باب حفظ ایران. یک عده‌ای که می‌گویند سازش کنیم، با اسم ایران می‌گویند ایرانمان دارد از دست می‌رود. بریم. ما قطعاً از این پروژه باید استفاده کنیم، از این کلید باید استفاده کنیم برای همراه کردن و همسو کردن آدم‌هایی که مستعدند به اسم وطن، به اسم ایران. خود آقا همین کار را شب عاشورا فرمودند: «ای ایران» بخوان. درست شد. ولی این تا یک جایی کشش دارد. به تعبیر استاد بزرگوارمان آیت‌الله جوادی آملی می‌فرمودند که: «شب عملیات در جبهه، خط مقدم، کربلا کربلا ما داریم میایم.» می‌گفتند: «ای ایران.» یا آن رده‌های پنجم ششم بود، یا اصلاً کلاً در جبهه از آن خبری نبود.

نکته مهمی است. خط مقدم شما، آن جریانی است که می‌خواهد فاتح قدس باشد. برو. این نگه می‌دارد. در این مشکلات و این شدت این مسائل، یک بخشی از پاسخی است که یک بخش دیگر هم که مربوط به تعارضات بود. حالا من نمی‌دانم این تعارضات کجا برای شما شکل گرفته. ببینید! یک نکته‌ای که هست این است که ما در روایات به‌طور خاص در مورد اینکه جنگ وارد ایران بشود و با چه کیفیتی باشد، روایتی بنده حداقل ندیده‌ام. در مورد سفیانی داری که تا منطقه استخر. ولی به‌طور خاص اینکه گفته باشند آقا ایران از اینجا آسیب... بله، آذربایجان را داریم، مشرق را هم داریم؛ یعنی هم بالای ایران گفته‌اند، هم این. و خلیج فارس و یک آتشی است که سه روز می‌ماند و رنگش چگونه است و این حرف‌ها. سه روز یا هفت روز مفصلی است. ولی در مورد داخل ایران که آقا فرمانده‌هایش به شهادت می‌رسند و درونش این‌جور می‌شود و یک روایت در مورد تهران داریم که بروید مطالعه کنید در مورد «دود سیه آسمانی». ببینید! وقایعی که برای مقدمات ظهور گفته‌اند، یک روایت مفصلی دارد از جابربن یزید جعفی.

خب، البته بعضی از این سؤال‌هایی که دوستان می‌کنند واقعاً نیاز... حالا ایشان می‌گوید ما فرصت مطالعه نداریم، ولی بعضی از دانشنامه‌های امام مهدی چاپ کرده‌اند. بعضی از این‌ها با یک سرچ ساده به دست می‌آید. مثلاً چی؟ خیلی من می‌خواهم عذرخواهی می‌کنم خیلی، چون دوستانی که در جمع هستند، این‌ها یک خورده دغدغه‌های مردمی که دارند سؤال می‌کنند، در این‌جور بحث مد نظرشان است که پاسخ بگیرند متناسب با همین موضوعات روز را، نه درباره کلاً بحث مهدویت.

هیکل سلیمان، داستان آخرالزمان درست است. نقشه‌ها عوض می‌شود، همه این‌ها. موقعیت‌سنجی بکنیم. ما الان مثلاً بگویید آقا ترس... ببینید! در مورد هیکل سلیمان و معبد سلیمان، این‌ها نگاهشان به حضرت سلیمان (علیه‌السلام) «کینگ سلیمان» است. این‌ها سلیمان را به‌عنوان پادشاه قبول دارند، به‌عنوان پیغمبر صهیونیست دین نیست. خود این کوهِ زاینگوه، که کوه حضرت داوود است، به‌عنوان پایگاه قدرت ایشان، این‌ها مطرح است. اصلاً نگاه این‌ها تقدسی که ما داریم را ندارند. اساساً یهود هیچ رنگی از تقدس در اینی که الان برایش مانده است، نیست. این نکته مهمی است.

نکته بعدی این است که این‌ها می‌گویند که آقا سلیمان معبد ویژگی‌هایی داشت، مخصوصاً آن تابوت. تابوتی که آن محور قدرت بود و یک سری طلسم‌ها و سحرها بود. اجانینی که تسخیر کرده بود که این‌ها برایش کار می‌کردند. این‌ها پایه قدرت سلیمان را فراهم می‌کردند. چرا این‌ها دارند هی زیر مسجدالاقصی را شخم می‌زنند؟ حتی یک بار مسجدالاقصی ریزش می‌کرد. آن‌قدر که این‌ها زیرش را کندند، دنبال آن طلسمات می‌گردند. اینجا دفن شده. آن دیوار ندبه هم تنها دیوار باقی‌مانده از آن معبد سلیمان است که می‌روند همان‌جا. بله، بله همان. حالا ما مفصل در مورد این صحبت کردیم که آن نقطه چیست و کجاست. آن بحث «به‌وقت شام» است. عرض کنم خدمت شما که این‌ها می‌گویند ما تا این‌ها را برنگردانیم، تا معبد سلیمان را به قالب اولیش برنگردانیم، زنده‌اش نکنیم، تابوت، آن سحرها و آن طلسمات و این‌ها را پیدا نکنیم، آن تسلط ما بر عالم مستقر نمی‌شود. که این مقدمه‌ساز بازگشت مسیح خودشان یا موشیخ است که او نزول می‌کند با آن ویژگی‌هایی که الان خودشان برای او قائل هستند. این در مورد هیکل.

در مورد موقعیت‌سنجی خودمان، اصل اینکه آقا در مشرق قیامی می‌شود، انقلابی رخ می‌دهد، قدرتی شکل می‌گیرد، یک قدرت اصیل و شیعی و ناب. خب، ما الان در این موقعیت هستیم. یعنی این اتفاق را باید جزو مقدمات ظهور بدانیم. رهبر شهید ما، با اینکه دنبال تطبیق دادن و حواله دادن مردم به این مسائل نبودند، ولی در یکی از سخنرانی‌هایشان، زمان ریاست جمهوری‌شان می‌فرمایند که: «من می‌توانم به‌طور محکم این وعده را به شما بدهم.» حالا تعبیر قطعی هم در ذهنم هست. انجام بدهیم. «به‌طور قطعی من به شما می‌گویم که انقلاب به ظهور امام زمان متصل خواهد شد.» نکته مهمی است، جمله مهمی است. البته بماند که خیلی از بزرگان این مطلب را گفته‌اند. «نقطه شروع یا بین‌الطلوعین»، به تعبیر علامه حسن‌زاده و برخی توابع، «ما در بین‌الطلوعین ظهور هستیم.» آیت‌الله حائری شیرازی بیاناتی دارند، دیگران طولانی... آره، به هر حال این یک فرایندی است که باید طی بشود ولی شرایطی که داریم می‌بینیم. ببینید! ظهور ظهور چیست؟ خب، دل بدهید عزیزان! ظهور جسم امام زمان و شخص امام زمان است یا ظهور حقیقت ولایت و حقیقت امامت؟ حقیقت ظهور حق. ما این ۵۰ سال اخیری که انقلاب رخ داده است را نگاه کنیم. چقدر حق در عالم ظهور پیدا کرد؟ همین قضیه اپستین یکی از این قضایاست. واقعاً قضیه عجیبی است. یعنی اینکه شما در دنیا می‌بینید که آن‌قدر که مردم دنیا دارند به این قضیه ضریب می‌دهند، در ایران کسی این را جدی نمی‌گیرد. این کلیدواژه‌ای که صبح تا شب در زبان مردم دنیا دارد می‌چرخد، همه را بی‌حیثیت کرده است. چقدر از این مسئولین را در دنیا وادار به استعفا کرده، خرد کرده است. چیست؟ اپستین. جفری اپستین. آره، چون مسئول ما نبودند. ما همان درگیر اختلاس و این. این می‌شود «ظهور حق». لحظه‌به‌لحظه ظهور حق را داریم در عالم می‌بینیم. در شهادت حاج قاسم یک مرحله از ظهور حق رقم می‌خورد. در شهادت سیدحسن نصرالله، در شهادت حضرت و این دائم دارد پیش می‌رود به سمت آن ظهور نهایی. یک اتفاق یهویی نیست که یهو کل حقیقت ظاهر، آرام‌آرام، تدریجاً و تشکیک. هی پیش می‌رویم به سمت ظهور نهایی.

سلام علیکم. امداد جنه الان چقدر هست؟ نیست؟ وجود... بیا. ما در کشور ابرجاسوس داریم که این‌قدر دقیق همه جای آقا و مسئولین... ببینید! اصل قضیه ارتباطات ماورایی یک چیزی است که درش بحثی نیست. قرآن تصریح کرده: «يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا.» شیاطین جن و انس با همدیگر تله‌پاتی دارند، رابطه دارند، گفت‌و‌شنود دارند. این یک بحث. حضرت آقا هم چند سال پیش روز اول سال بود. به نظرم سال شاید ۹۹ بود، همین مطلب را اشاره کردند که این‌ها شیاطین جن، شیاطین انس اطلاعات می‌آورند، می‌برند. این یک مطلبی است که واضح. ولی در جزئیات و کم‌و‌کیفش نمی‌شود به‌صورت قطعی توجه بشود.

این است که شیاطین جن محدودیت در امکانات دارند. این نکته خیلی مهمی است، به آن توجه داشته باشد. بار اصلی قضیه در روایات هم دارد. ما روایاتی داریم تا شیاطین انسی در میدان نباشند، شیاطین جنی نمی‌توانند کاری بکنند. در خطبه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) به مطلب اشاره می‌شود که این‌ها اول فتنه کردند، بعد شیطان سرش را از مقر خودش بیرون آورد و شروع کرد. یعنی میدان را آماده دید، شیطان شروع کرد وسوسه و خلاصه فتنه‌گری. تا شیاطین انس جلو نباشند، شیاطین جن نمی‌توانند میدان به دست بگیرند. چرا؟ چون یک سری کارها از محدوده شیاطین جن خارج است. مثل چی؟ مثل ترور. شیاطین جن نمی‌توانند کسی را بکشند. شیاطین انس می‌کشند. مثل آسیب اقتصادی، مثل دزدی، مثل غارت، مثل زدن زیرساخت‌ها. این‌ها را شیاطین جن نمی‌توانند انجام بدهند. محدودیت دارند. شیاطین انس انجام می‌دهند. به محض اینکه شیاطین انس ضعیف می‌شوند، فریاد این‌ها بلند می‌شود. الان که این شیاطین انس زیر ضربند، پدر این شیاطین جن در آمده. تا این‌ها نتوانند یک کاری بکنند، آن‌ها پشت بندش نمی‌توانند پیوست بیارند. کار آن‌ها در امتداد کار شیاطین انس است.

این نکته مهمی است. تسخیرات هست، طلسمات هست، تفرقه بین زن و شوهر هست، سحر افراد هست. این‌ها همه هست. ولی همه این‌ها پشت بند آن عملکرد شیطان انس است و خود آسیب زدنش هم مقدمات و استعدادهایی را در افراد می‌خواهد. در هر کسی به این شکل اثرگذار نیست. مرحوم آیت‌الله سیدهاشم رسولی محلاتی رفته بود به امام (رضوان‌الله‌علیه) گفته بود: «آقا، به من گفتند شما را سحر کرده‌اند.» بعد به من گفتند: «برای اینکه شما از سحر در بیایید، فلان کار و فلان کار را انجام بدهید. روضه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) را بخوانید.» امام فرمودند: «من که ضد سحرم، ولی تو روضه حضرت زهرا را بخوان.» «من که ضد سحرم.» این جمله معنا دارد. یعنی چه «من ضد سحرم»؟ آن کسی که ذوب در ولایت امیرالمؤمنین است، در حصن ولایت علی بن ابیطالب. «حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي.» تمام. آمده به واسطه خود...

خیلی دو چند تا به عنوان یک چیزی که مثلاً ما یک کاری بکنیم که تغییر پیدا کند، نیست. بداء یعنی اینکه شما یک تلقی دارید، بر اساس همان دارید پیش می‌روید. خدا یک طور دیگری رقم می‌زند و یک جورایی شما آچمز می‌شوید. بهتر از آن... عرض کنم خدمت شما که ما باید، ببینید عمده بحث این است که ما تکیه‌مان باید به وعده‌ها و سنت‌ها باشد. که اگر این طور بود، معمولاً در بداء برای افراد تردید شکل می‌گیرد. یعنی این نیست که فکر کنید مثلاً بداء صورت می‌گیرد، خوب شد. نه، اتفاقاً برعکس است. یعنی همه محاسبات طرف از هم می‌پاشد. چقدر بد شد. یعنی آن حساب و کتاب خوبی که داشت، از هم پاشید. مهم آن تکیه. حالا این پاسخ آن مطلبی که فرمودند، همین است. ما هرچقدر بتوانیم متمرکز باشیم روی آن وعده‌ها و سنت‌ها و این نقشه‌ها را در بافت آن سنت‌ها و وعده‌ها بتوانیم جاسازی بکنیم و ارائه بکنیم، این پیروزی با ماست. دیگر نمی‌افتیم در این گودال و در این لوپ بی‌‌پایان اینکه پس خراسانی این نشد، آن یکی است. طرف نوشته بود که نفس زکیه دو هفته قبل از ظهور از دنیا می‌رود. ظهور هم روز ۲۳ ماه رمضان است، جمعه است. بعد نوشته بود: «این دو هفته را دوام بیاورید.» این تکه‌اش خیلی بامزه بود. می‌گفت: «این دو هفته را دوام بیاورید.» از نفس زکیه تا برسیم به امام زمان.

حالا نکته‌ای که هست این است که خود یاد امام زمان را هرچقدر زنده نگه داریم، به عنوان یک پناهگاه، به عنوان فرمانده کل قوا. بتوانیم این را ترسیم کنیم که حضرت، امدادهای حضرت، عنایت‌های حضرت، حضور حضرت در قالب بیانات مختلف. حالا ما به هر حال دستمان باز است. خیلی مواردی است که بشود به آن اشاره کرد. از تحلیل عمیق رویدادهایی که دارد رخ می‌دهد. آقا، مملکت ما همیشه ما را می‌ترساندند از جنگ ما و آمریکا. آقای روحانی می‌گفت: «حواستان باشه اگه با اسرائیل بجنگید، آمریکا می‌آید وسط.» همه هراس از این بود که جنگ با آمریکا نشود. ما در نقطه‌ای وارد جنگ با آمریکا شدیم. ورودمان به جنگ با آمریکا در وضعیتی بود که رهبرمان شهید شده بود. اولین شهید درگیریمان با آمریکا، رهبرمان بود. یعنی در ضعیف‌ترین موقعیت تاریخی یک ملت، وارد سنگین‌ترین نبرد تاریخی یک ملت شدیم. خب، فرمانده این جنگ کی بود؟ کی اداره کرد؟ کدام امتی بدون فرماندهی، همچین امامی می‌تواند زنده بماند؟ آن کسی که پشت لانچر نشسته، آن کسی که دارد شلیک می‌کند، با اسم امام زمان، با عنایت امام زمان، با توسل به امام زمان دارد می‌زند. می‌گوید: «آقا نیست؟ امام زمان هست.» «من سرباز امام زمانم.» این‌ها شوخی نیست. این‌ها خودش زنده‌کردن امام زمان، یعنی نشان دادن حضور امام زمان است. این خیلی مهم است. این هنر می‌خواهد. رسانه همش اطلاعات و داده نیست. مهم‌تر از همه این‌ها هنر و ذوق است و حکمت. یعنی پی‌بردن به یک ریزه‌کاری‌هایی که به چشم بقیه نمی‌آید. هنرمند این است. هم کشف می‌کند و مهم، بیان می‌کند، به چشم بقیه می‌آورد. خیلی در این مواردی که ما الان با آن مواجه‌ایم، این ریزه‌کاری‌هایی که کسی عمیق بشود، می‌بیند. این چیزی جز امام زمان نیست. این خود امام زمان است. در این واقعه باید کشف بشود و بیان بشود با هنر. این می‌شود آن کاری که می‌شود انجام داد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات روایت آخرالزمانی جنگ

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00