خانه تکانی

خانه تکانی

خانه تکانی . 1405/01/01
00:18:10
559

معرفی
ما همه داغ‌داریم [00:40]

برای دستاوردهای بزرگ، هزینه‌های بزرگ لازم است.[04:00]

خطرِ تفرقه از خطرِ ابرهه بیشتره![06:00]

لیله‌الجوائز[10:50]

نقش پررنگ بانوان و ایثار در تجمعاتِ اخیر[11:20]

ما برای مملکت را خانه‌تکانی کردیم![12:40]
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم، عیدتان مبارک!

«یا مقلب القلوب والابصار، یا مدبر اللیل والنهار، یا محول الحول والاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال». مبارک باشد بر شما عزیزان، بر شما خوبان این عید و این ایده مبارک فطر.

در ابتدا جا دارد این نکته را عرض بکنم: ما ایرانی‌ها معمولاً این‌طوری هستیم؛ موقع سال تحویل، معمولاً خانواده دور هم جمع می‌شوند، اعضای خانواده دور هم جمع می‌شوند، مخصوصاً خانه بزرگ‌ترها. اگر در آن سال، آن خانواده عزیزی را از دست داده باشد، لحظه سال تحویل در کنار شیرینی که آن لحظه دارد، برای آن خانواده یک تلخی و یک غم سنگینی بر دل‌هاست. آن خانواده‌ای که عزیز از دست داده، به طور خاص به یاد آن عزیزی است که الان جایش خالی است.

ما، ملت ایران، ما، خانواده بزرگ، امسال داغ بزرگی دیدیم، عزیزی را از دست دادیم. جای خالی‌اش را در این خانواده خودمان احساس می‌کنیم. هر سال سال نو، آن لحظه سال تحویل را با پیام نوروزی رهبر شهیدمان می‌گذراندیم. سال را با او آغاز می‌کردیم، چشم داشتیم ببینیم رهبرمان اسم امسال را چه گذاشته‌اند. مخصوصاً مردم مشهد اول فروردین حال و هوایی داشتند. از صبح می‌رفتند حرم، منتظر بودند تا سخنرانی آقا بشود، منتظر بودند، چشم‌به‌راه بودند، مشتاق بودند آقا بیایند در رواق امام خمینی برایشان سخنرانی کنند.

داغ سنگینی است. ما امسال پدر از دست دادیم. این لحظات، جای خالی پدرمان را احساس می‌کنیم. البته داغ‌های دیگر هم دیدیم. امسال خیلی خوبان، خیلی عزیزانمان را از دست دادیم. دانشمندان بزرگی را از دست دادیم. فرماندهان بزرگی را از دست دادیم. مسئولین خوب و شایسته‌ای را از دست دادیم. مردمان بی‌گناه بی‌‌پناهی را از دست دادیم، مخصوصاً بچه‌های کوچکی که بی‌گناه بودند. آن بچه‌هایی که در میناب، در مدرسه سر کلاس بودند، پدر و مادرشان چشم‌به‌راه این‌ها بودند؛ بی‌گناه بدنشان پاره‌پاره شد به ظلم این فرعون زمانه.

از خدا می‌خواهیم عیدی ما را در این لحظات، با این دل‌های شکسته، در آن ساعاتی که عجیب این‌ها با هم مقارن شدند – لحظه سال تحویلمان مقارن شد با ورودمان به عید فطر، اتمام ماه مبارک رمضان، دو تا عید با همدیگر مقارن شد – از خدا می‌خواهیم دل این مردم را شاد کند، پیروزی نصیب این مردم کند. این داغ‌هایی که دیدیم، ان‌شاءالله با خبر مرگ این کفار، این ظالمین، به همین زودی زود کمی التیام پیدا کند.

ان‌شاءالله سالی که گذراندیم داغ‌های بزرگی داشت، هزینه‌های سنگینی داشت، ولی خدا را شکر باخت نداد. هزینه لزوماً به معنای ضرر و زیان نیست. یک وقتی آدم هزینه می‌کند برای یک چیزی، ولی یک چیز بهتر و مهم‌تر و بزرگ‌تر به دست می‌آورد. ما در این سالی که گذراندیم، مخصوصاً این روزهای پایان سال، با همه غم و مصیبتی که داشتیم، چیزهای بزرگی به دست آوردیم. جدا از پیروزی‌های بزرگ تاریخی این ملت که دشمنان ما را مبهوت کرد، به شگفتی آورد. باورش را نمی‌کردند این‌جور تحقیر بشوند.

"اف-۳۵" که شما در آسمان زدید، مثل رود نیل بود برای فرعون. همه قدرت‌نمایی و طغیان و استکبارش به پشتوانه این بود. ترامپ می‌گفت: "ما یک چیزی داریم، یک جنگنده‌ای داریم، کسی حتی از حضورش در آسمان باخبر نمی‌شود." این جوانان ما، این بچه‌های ما، با دانشی که خودشان تولید کردند، با شجاعت بی‌نظیری که در این عالم از خودشان نشان دادند، "اف-۳۵" را در آسمان زدند. ناو آبراهام را زدند، از منطقه دور کردند. سوخت‌رسان آمریکا را زدند. این‌ها پیروزی‌های بزرگی بود، اتفاقات عجیبی بود. این‌ها همش لطف خدا بود، هدیه خدا بود: «وما رَمَیتَ اذ رَمَیتَ وَ لَکِنَّ اللهَ رَمیٰ».

ولی بزرگ‌تر از این چه بود؟ خدای متعال دو تا سوره را در قرآن کنار هم گذاشته است: «سوره فیل» و «سوره قریش». بلدید شماها، همه اهل قرآنید. امروز قرآن خواندید، "جزء سی" را خواندید. این "جزء سی"، دو تا سوره یعنی سوره فیل و قریش، این دو تا سوره، سوره فیل و سوره قریش.

سوره فیل چه می‌گوید؟ می‌فرماید: "این‌ها اصحاب فیل قصد کردند بیایند کعبه را تخریب کنند. سیزده تا فیل را انداختند." یک دانه فیل اگر می‌آمد حمله می‌کرد، ضربه می‌زد به کعبه، کعبه می‌ریخت. سیزده تا فیل را انداختند با آن شوکت و با آن حشمت و با آن دَم و دستگاه و تشکیلات، به خیال خودشان این خانه خشتی و گلی را خرابش می‌کنند. آمدند، خدا با چند تا پرنده ریز «ترمیهم بحجارة من سجّیل»، با چند تا کلوخ، با چند تا سنگ‌ریزه، این‌ها را زمین‌گیر کرد، نابود کرد. خب این‌ها را همه بلدید، می‌دانید، داستانش را بارها شنیدید.

سوره فیل و سوره قریش؛ دو تا سوره‌ای که با هم‌اند. در نماز هم اگر کسی بخواهد بخواند، علما گفتند، مراجع گفتند این دو تا سوره را باید با هم بخواند. اگر سوره حمد را خواند، بعدش سوره فیل را خواند، سوره قریش را هم باید بخواند؛ چون این دو تا سوره با هم‌اند. در سوره قریش خدای متعال توضیح می‌دهد: "چرا من این کار را کردم در برابر اصحاب فیل؟" "به خاطر این بود که کعبه را حفظ کنم، قبله‌گاه را حفظ کنم." آن هم البته هست، آن هم مهم است، آن هم باارزش است، ولی خدای متعال یک چیز بالاتر فرمود. فرمود: «لِإِیلافِ قُرَیشٍ اِیلَافِهِم رِحلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّیْفِ». این کاری که من کردم برای ایجاد الفت بود. ایلاف یعنی الفت دادن، جوش دادن دل‌ها به همدیگر.

"من این کار را کردم که قریش رابطه‌شان با هم به هم نخورد. صمیمیت و عشق و گرمایی که بین این‌ها هست، از هم نپاشد؛ حتی آن گرما و صمیمیتی که در بازارشان هست. «رحلة الشتاء و الصیف» کاروان تجاری این‌ها بود؛ تابستان می‌رفتند شام، زمستان می‌رفتند یمن. مراوده اقتصادی داشتند، رفت و آمد داشتند، کاروان راه می‌انداختند، رفاقت داشتند، بازارشان به راه بود." فرمود: "درست است من کعبه را حفظ کردم از شر ابرهه، ولی دنبال این بودم که از شر تفرقه این‌ها را نگه دارم. خطر تفرقه از خطر ابرهه بیشتر است. آنی که این‌ها را نابود می‌کرد، ابرهه نبود، تفرقه بود. پیروزی بزرگ این‌ها حفظ کعبه نبود در برابر ابرهه، حفظ وحدت این‌ها بود."

آن چیزی که دشمن را شما حساب نمی‌کردید، در محاسبه‌اش نبود، از حماقتش این بود که مردم این شکلی بریزند خیابان‌ها را پر کنند. حتی این لحظات سال تحویل که شیرین‌ترین دقایق مردم است، حالا آنهایی که بیشتر اعتقاد دارند، بیشتر اهل بیتی‌اند، معمولاً دوست دارند این ساعت حرم باشند. دیگران هم دوست دارند کنار خانواده باشند. این مردم ریختند، خیابان‌ها را پر کردند، میدان‌ها را پر کردند. خسته هم نشدند. به لطف خدا، بیست شب این مردم شبانه‌روز در خیابانند؛ در سرما، در گرما، در برف، گرسنه، تشنه، خسته. دم افطار، ظهر. هر ساعتی که به این مردم اعلام شد که "به حضورتان نیاز است"، مردم آمدند. شب قدر آمدند، چهارشنبه‌سوری آمدند، دم افطار آمدند، برای تشییع شهدا آمدند. این مردم بی‌نظیر، این مردم استثنایی، این مردم باورنکردنی که جا دارد آدم برای این مردم هزاران هزار بار جان بدهد. به تعبیر شهید حاج قاسم سلیمانی می‌فرمود: "مردم عزیز ایران، جان من هزاران بار فدای شما." این‌ها خوب می‌شناختند این مردم را. این مردم وفادار، این مردم مؤمن، این مردم عاشق، این‌ها خودشان را این شکلی نشان دادند.

این پیروزی بزرگ است. هزینه خیلی سنگین بود. ما بهترین موجودی‌مان را در راه خدا دادیم. عزیزترین کس‌مان را امسال دادیم. رهبر عزیزمان بعد از امام زمان (عج)، برای ماها، در دل ماها، عزیزترین کس رهبرمان بود. بهترین موجودی‌مان را در راه خدا دادیم.

امشب شب عید است. گفتم شب عید فطر، اسمش را گذاشتند «لیلة الجوائز»؛ خدا می‌خواهد به مهمان‌های خودش جایزه بدهد. آنهایی که یک ماه حرف‌گوش‌کن بودند، روزه گرفتند، شب‌زنده‌داری کردند، حرف خدا را گوش کردند. تازه این عبادت عجیبی که شما کردید با زبان روزه، مخصوصاً خانم‌ها، مخصوصاً خانم‌ها. این میادین، اصل اداره‌اش با خانم‌ها بود، جوش و خروشش با خانم‌ها بود. چادر به سر، بچه کوچیک به بغل، بچه را روی پا خواباندن، در سرما به بچه غذا دادن، اینجا خسته و کوفته خانه آمدن، تازه سحری درست کردن. این‌ها را خدا می‌بیند! این‌ها جلو چشم خداست. امشب شب جایزه است، امشب شب عید است، غروب جمعه، روز آقامان امام زمان (عج) است. عیدی از خدا چه می‌خواهیم؟ اول رضایت او را می‌خواهیم، لبخند او را می‌خواهیم. کاش رهبر شهیدمان بود، فردا برای ما سخنرانی می‌کرد، از مردم تشکر می‌کرد. لبخند رضایت روی لبش می‌آمد و خوشحال می‌شدیم.

در نبود او می‌گوییم: "یا صاحب الزمان، آقا جان، همان حرفی که رهبر شهید ما به شما گفت: «سید ما، مولای ما، دعا کن برای ما.» صاحب ما تویی، صاحب این انقلاب تویی. ما از شما امشب عیدی می‌خواهیم. هرچه کردیم وظیفه بوده، ولی می‌دانیم شما کریمی. صاحب این مملکت شمایید. این مردم، آقا، در این ماه رمضان دست و پای شیاطین را بستند." به ما گفته بودند در ماه رمضان دست و پای شیطان بسته است. مردم این را نشان دادند. یعنی چه؟

یک کاری کردند که این حرام‌خوارها فراخوان دادند، دعوت کردند به شورش، به اغتشاش، به آدم‌کشی، به جرم و جنایت. یک دانه از این مزدورهای ترسویشان جرئت نکرد در این خیابان‌ها حاضر بشود. یک جوری مردم با عشق این خیابان‌ها را پر کردند. لبریز بود از این ایمان مردم. یک نفر جرئت نکرد بیاید، یک کلمه، یک حرف دیگر بزند.

دست و پای شیاطین بسته شد؛ هم شیاطینی که اینجا بودند، بعضی‌هایشان ساعت‌های اول جشن به پا کرده بودند، می‌زدند، می‌رقصیدند، شیرینی پخش می‌کردند. دست و پایشان بسته شد، در صورتشان خورد، تحقیر شدند، له شدند. دشمن خارجی هم همین‌طور. این‌ها را همین مردم خوار و خفیف و ذلیلشان کردند. ترامپی که می‌گفت: "دو روزه کار جمهوری اسلامی تمام است." ده بار هی گفت: "من نیروی دریایی این‌ها را نابود کردم، نیروی هوایی این‌ها را نابود کردم، موشکی این‌ها را نابود کردم. تنگه هرمز جرئت نمی‌کنند ببندند، اگر ببندند وا می‌کنم." حالا به التماس افتاده: "عسلویه را من نزدم. تو رو به خدا چهار نفر بیایند من را کمک کنند. تنگه هرمز را راه بیندازیم، وا کنیم." شما تحقیر کردید این شیاطین را.

این است که باعث می‌شود امشب چشم داشته باشیم به عیدی، به جایزه شب عید، وقت تحویل سال است. ما خانه‌تکانی کردیم. در روزهای پایانی، شاید خیلی از خانم‌ها نرسیدند در روزهای آخر درست و حسابی خانه‌تکانی کنند. عوضش یک خانه‌تکانی جهانی کردیم. مملکت‌مان را خانه‌تکانی کردیم. غبار از دل بیرون کردیم. ببینید این شور مردم را. خیلی‌ها دلخور بودند از مسائل اقتصادی، از مشکلات، ولی مرد بودند، منصف بودند، باشرافت بودند، باناموس بودند. فهمیدند کشورشان در خطر است، ناموسشان در خطر است. با همه دلخوری‌ها، با همه رنجش‌هایی که داشتند، آمدند وسط و میدان را خالی نکردند. همه دست در دست هم داشتند. خدا این‌ها را می‌بیند. رحمت را جاری می‌کند.

البته بخواهم یک شوخی هم بکنم: شب عیدی ما یک خانه‌تکانی دیگر هم کردیم. یک مشت موشک قدیمی داشتیم، کم‌کم داشت از دور خارج می‌شد. دیدیم همسایه‌هایمان، در کشورهای همسایه، چند نفری هستند، لازم دارند. کوبیدیم در سرشان. یک خانه‌تکانی این شکلی هم کردیم. البته ما با همسایه‌هایمان خوبیم. یک سری دزد رفته بودند بین این همسایه‌ها. یک خانه‌تکانی کردیم. یک سری موشک‌های قدیمی‌مان را کوبیدیم در سرشان. موشک‌های نو آماده کردیم اگر وقتش بشود، اگر آدم نشوند، اگر سر جای خودشان ننشینند، ان‌شاءالله آن‌ها را رونمایی می‌کنیم. دنیا بفهمد با کی طرف است. الله اکبر! الله اکبر!

من عرضم را تمام کنم. ان‌شاءالله خدای متعال دل‌هایمان را شاد کند. امسال سال ظهور آقامان امام زمان (عج) باشد. ان‌شاءالله این نامردایی که خیانت کردند، دشمنانی که ضربه زدند، از آنجایی که فکرش را نمی‌کنند، تقاص خون این مظلومان را ازشان بگیرد. زمین‌گیرشان کند، نابودشان کند.

خیلی‌ها در دنیا ایستاده‌اند، نگاه می‌کنند. یک عده که تازه دارند تشویق می‌کنند آمریکا و اسرائیل را. یک عده نهایتاً کاری که می‌کنند، موضع خیلی آبکی است، تازه به ایران می‌گویند: "تو خویشتن‌داری کن." دلشان به آن آب و نانی که بهشان می‌رسد گرم است. این ظلم‌هایی که به ما می‌شود را دارند چشم‌پوشی می‌کنند، ندید می‌گیرند، بلکه کمک می‌کنند به ظالمان، به هوای اینکه دلشان خوش است به اینکه آب و نانشان به راه است. یک مدت این تنگه هرمز بسته باشد، برای آن‌ها هم خوب است. بفهمند دنیا کی به کی است، چند چند است. کمی پنجاه سالی که این مردم فشار تحمل کردند، تحریم تحمل کردند، ساعت به ساعت قیمت دلار بالا، طلا بالا رفت، بهشان فشار آمد، بگذار ساعت به ساعت قیمت نفت بالا برود. یک کم این‌ها هم بفهمند با کی طرف بودند.
ان‌شاءالله این‌ها هم بیدار بشوند، روبروی ظالم بایستند، دست ظالم را از سر همه مردم و مظلومین عالم کوتاه کنند. ان‌شاءالله این منطقه را یک خانه‌تکانی حسابی بکنیم. یا آب و جارو بکنیم، تحویل صاحب قرارمان. ان‌شاءالله به‌جای اینکه در این میدان‌ها جمع بشویم – که فعلاً باید جمع بشویم، وظیفه‌مان است – ولی ان‌شاءالله قرار آخر، به‌جای این میدان، در مسجد الاقصی، نماز پشت آقامان امام زمان (عج)، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات خانه تکانی