متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
مردم سرافراز و بزرگوار ایران، سلام علیکم. انشاءالله که با همین انرژیها، با همین انگیزهها، با همین شور و نشاطی که شما دارید و ما هر سری که خدمتتان میرسیم از شما انرژی و نشاط میگیریم، به زودی زود جشن پیروزی و جشن نابودی اسرائیل را برگزار کنیم.
بیانیه نیروهای رزمنده ما، بچههای قرارگاه خاتم را شنیدید. پیام واضحی داشت در جملات پایانی که "ما پشت فرماندهی کل قوا، این رهبر عزیز و بزرگوار، تا روز پیروزی حق بر باطل ادامه خواهیم داد." جملهای مهم که میخواهم کمی امشب در موردش گفتگو کنیم. شاید مقداری بیشتر از وقت جلسات قبلمان شود؛ چون نکات مهمی است. بحثی گاهی مطرح میشود و میشنویم. بعضی عزیزان از سر دغدغه، از سر دلسوزی، برای اتحاد و انسجام و از باب اینکه موقعیت مسئولین را تقویت بکنند، میگویند: "آقا تسلیمیم، تابع رهبر. اگر رهبر اعلام بکند جنگ را ادامه میدهیم، اگر هم بگوید مذاکره، تسلیمیم." میخواهم بگویم انگیزه این عزیزان خوب است، انگیزهای پاک و سراسر صفا و خلوص؛ ولی این حرف، آن هم در این موقعیت امروزی، حرف اشتباهی است.
حسن گفتن این کلمه، به زبان آوردن کلمه "مذاکره" در همچین شرایطی، در همچین موقعیتی، سم است. دل مردم را خالی میکند، وحدت ما را میشکند، دودلی میآورد، دو صدایی ایجاد میکند. رهبر عزیزمان، پیشوا و مقتدای ما، حضرت آیتالله آقا سید مجتبی خامنهای در بیانیه اولی که دادند، فرمودند: "بعد از شهادت، این رهبر عزیز و بزرگوار، مردم رهبر شدند، مردم رهبری کردند." امروز هم همین است. این معنایش این نیست که ما ولایت فقیه نداریم یا به جای ولی فقیه مردم تصمیم میگیرند. معنایش این است که همه یک دل هستند، یک حنجره است، یک صداست. همان چیزی که باید اتفاق میافتاد، اتفاق افتاد. همه همدل شدند، یک صدا شدند. همان چیزی که مطالبه رهبر شهید موعود و رهبر عزیز امروز ماست، امروز از دهان مردم شنیده میشود.
آن چه بود؟ میخواهم یادآوری بکنم به این نکته مهم. بعضی شاید یادشان رفته باشد، شاید غافل شده باشند. رهبر شهید ما بعد از شهادت سردار رشیدمان، شهید حاج قاسم سلیمانی، چه فرمودند؟ خیلی مهم است آن خطی که رهبر ما داد: "مردم رهبر شدند." یعنی چه؟ رهبر مگر چه کار میکند؟ رهبر مراقبت میکند انقلاب از ریل خارج نشود، منحرف نشود. مردم امروز رهبرند، مردم امروز مراقبت میکنند این انقلاب از ریل خودش خارج نشود. آن ریلی که باید توش بریم چیست؟ رهبر شهیدمان به ما نشان دادهاند. دو تا سخنرانی دارند رهبر شهیدمان بعد از شهادت حاج قاسم. یک مطلب را دوبار آنجا بیان میکنند. این مطلب چون مهم است میخواهم از رو بخوانم. شما عزیزانم بهش توجه داشته باشید.
۱۸ دی ماه ۹۸، دیدار مردم قم بود. همان روزی بود که شهید حاج قاسم سلیمانی را دفن کرده بودند. همان صبحی بود که ترامپ تهدید کرده بود که "اگر جایی را از آمریکا بزنید، ۵۴ نقطه را میزنم." خاطرتان هست؟ یکی از ۵۴ نقطه، بیت رهبری بود. رهبر عزیزمان، رهبر شهیدمان، رهبر شجاعمان، پخش زنده گذاشت. سخنرانی خودش را در بیت رهبری و یک ساعت هم گذاشت جلوش، روبروی دوربین که ببینید "همین الان دارم صحبت میکنم." در وقتی که دشمن مرا تهدید کرده. آنجا رهبر شهید ما یک نکته فوقالعاده فرمودند. این نکته چیست؟ فرمودند: "یک نکته مهم قابل توجه این است که خب حالا وظیفه ما در مقابل شهادت حاج قاسم سلیمانی چیست؟"
دقت بکنید. حاج قاسم سلیمانی را بیرون از ایران به شهادت رساندند. تفاوتها را داشته باشید. مذاکره تمام شده بود، وسط مذاکره نبودیم. برجام را پاره کرده بود ترامپ. بعد از همه اینها، بعد از اینکه برجام را پاره کرده بود، حاج قاسم را بیرون از ایران ترور کرد. مقایسه کنید با شهادت رهبرمان. بار حقوقی و قانونیاش را ببینید. وسط مذاکره، رهبر را داخل کشور به شهادت رساند و جنگ را انداخت. حالا آن شهادت حاج قاسم را آقا فرمودند وظیفه ما در قبالش چیست؟ فرمودند: "بالاخره یک حادثه مهمی اتفاق افتاده است. بحث انتقام و مانند این حرفها، بحث دیگری است. آنچه در مقام مقابل مهم است این است که بایستی حضور فسادبرانگیز آمریکا در این منطقه منتهی بشود، تمام بشود. آنها در این منطقه جنگ آوردند، اختلاف آوردند، فتنه آوردند، ویرانی آوردند، خراب شدن زیربناها را آوردند. البته هر جا در دنیا قدم گذاشتند همینجور عمل کردند. فعلاً منطقه خودمان جلوی چشم ما. اصرار هم دارند که همین فساد و همین ویرانگری را نسبت به ایران عزیز و جمهوری اسلامی هم داشته باشند. مدام اصرار میکنند این مسئله مذاکره و نشستن پشت میز و مانند اینها مقدمه دخالتها و حضورهاست. این باید به پایان برسد. این منطقه قبول نمیکند حضور آمریکا را در کشورهای منطقه. ملتهای منطقه قبول نمیکنند. دولتهای برخاسته از ملتها قبول نمیکنند."
بدون تردید این کلام رهبر شهید ما در آخرین سخنرانی خودشان فرمودند: "اگر جنگ بشود، این سری جنگ منطقهای میشود." یعنی چه؟ یعنی اخراج آمریکا از این منطقه. یعنی حتی اگر شهادت رهبر عزیزمان هم نبود، صرف حضور آمریکا در این جنگ میشد انتقام نهایی حاج قاسم؛ اخراج آمریکا از این منطقه. چه برسد به اینکه این جنایتها و آلودگیها را به بار آورده، رهبر ما را به شهادت رسانده، فرماندهها را کشته، این تعداد بچه بیگناه را به شهادت رسانده، تأسیسات ما را زده. این برو و برگرد ندارد. آمریکاییها باید حتماً و قطعاً باید گورشان را از این منطقه گم کنند. الله اکبر! الله اکبر! الله اکبر!
چند روز بعد رهبر شهید ما، خاطرتان هست، در نماز جمعه سخنرانی کردند؛ ۲۷ دی ماه ۹۸. در آن خطبههای تاریخی، در آن نماز جمعه پرشکوه مطلبی را فرمودند که خیلی مهم است. فرمودند: "اینها، یعنی آمریکا و کشورهای اروپایی، مذاکره هم که میکنند، مذاکرهشان آمیخته با دغل و فریبکاری است. این کسانی که پشت میز مذاکره ظاهر میشوند، آن جنتلمنهای پشت میز مذاکره، همان تروریستهای فرودگاه بغدادند. اینها هیچ تفاوتی نمیکنند. لباس عوض میکنند. این دست چدنی است که پوشش مخملی و دستکش مخملی را بیرون میآورد و خودش را نشان میدهد و الا باطن همان باطن است. هیچ تفاوتی ندارد. اینها نمیتوانند کسانی باشند که انسان به اینها اطمینان پیدا کند." یک عده میگویند: "اگر به ما اطمینان بدهد آمریکا که دیگر جنگ راه نندازد، دستش را از سر ما بردارد، معین جنگ را تمام میکنیم." کدام اطمینان؟ چه اطمینانی میخواهد به ما بدهد؟ کدام حرفش را تا حالا پذیرفته، پایش ایستاده؟ کدام تعهدش را گردن گرفته؟ ما اطمینانی به اینها نداریم.
رهبر ما فرمودند: "خب، حالا که ملت ایران این حادثه را شناخت، یعنی شهادت حاج قاسم، قدر و قیمت آن را دانست، حالا باید چه کار کنیم؟" ببینید چقدر مهم است. تنها راهی که رهبر شهید ما پیش روی ما گذاشته، من در یک کلمه عرض میکنم: "ملت عزیز ایران باید همتشان این باشد که قوی بشوند." نه حرفی از مذاکره و تعامل و گفتگو، هیچ. یک راه فقط دارد: باید قوی باشیم، باید مقتدر باشیم. تنها راه در پیش پای ملت ایران عبارت است از قوی شدن. باید تلاش کنیم قوی بشویم.
جمله آخر را خوب دقت کنید، خیلی جالب است. فرمودند: "ما از مذاکره هم ابایی نداریم، البته نه با آمریکا، بلکه با بازیگران. اما نه از موضع ضعف، بلکه از موضع قوت و از موضع قدرت." میپذیری میجنگی؟ ذلت نمیپذیری. ممکن است کسی سؤال کند: "پس چرا دوباره رهبر شهید ما بعد این حرفها اجازه دادند مذاکره بشود، گفتگو بشود؟" دوباره مذاکره. وسط دو تا مذاکره، جنگ بشود؟ پاسخ این است که یک بخشی از مردم اطمینان به این نداشت که این مذاکرات اثر مثبت ندارد، بلکه اثر منفی دارد. ایشان فرصت داد تا تجربه حاصل بشود، همه به این اطمینان برسند. همه یک صدا بشوند. امروز آن روزی است که مردم به این اطمینان رسیدند. مردم یک صدا شدند، فهمیدند با این دولت نمیشود تعامل کرد. با کل آمریکاییها در تمام این سالها راهی برای تعامل و گفتگو نبود. تعهد حالیشان نمیشد.
اونی که برجام را عملاً نقض میکرد اوباما بود، بعدش جو بایدن بود. همهشان یکیاند ولی این یکی از همهشان حرومیتر، از همهشان کثیفتر، از همهشان نانجیبتر، از همهشان بیعقلتر و کثیفتر است. ما همه مرد جنگ هستیم. بجنگ، مرد! بجنگ! تا امروز ملت ایران میداند تنها راه این است که باید ایستادگی کند، قدرت نشان بدهد، با مشت محکم در دهن دشمن بزند. یک ذره ضعف اگر نشان بدهد از خودش، نقطه ضعف نشان بدهد، دشمن دیگر دست از سر این ملت برنمیدارد. اگر یک فرصت کوتاه داده بشود که تنفس کند، برود خودش را ترمیم کند، بازسازی کند، نقاط ضعفش را برطرف کند، برای نقاط قوت ما برنامهریزی کند، حالا حالاها بیچارهایم. الان که پایش افتاده، الان که در موضع ضعف است، الان وقت زدن است. الان وقت پیروزی ماست. الان وقت پیشروی ماست.
نکته مهم این است. امروز ملت ایران دارد میبیند این دولتهای حقیر این منطقه را. دیدید امروز با بن سلمان چه شکلی صحبت کرد؟ چه اصطلاحات رکیک و زشتی به کار برد! چقدر اینها بدبخت و حقیرند! اینها شدند نماینده یک ملت، یک کشور بزرگی مثل کشور سعودی که از ایران هم بزرگتر است. یک همچین مسئولین حقیری دارد. اینجور خوار و خفیفشان میکنند جلوی دوربین، جلوی مردم دنیا. زشتترین کلمات را به کار میبرند که آدم نمیتواند به زبان بیاورد. ملت ایران دارد میبیند عاقبت تعامل و راه آمدن و موس موس کردن برای آمریکاییها تهش این است: هم تو را وارد جنگ میکنند، هم بدبخت میکنند، هم میدوشند، هم تو را سپر خودشان میکنند، هم وقتی وقتش باشد تحقیرت میکنند. این عاقبت راه آمدن با اینهاست. باید قوی بود. باید یک مشت محکم بود در دهن اینها.
بعضی کشورها مثل امارات برداشتند ما را تهدید کردند. احمق! یک نگاه به خودت بکن روی نقشه. یک نگاه کن به جمهوری اسلامی. کشوری که نهایتاً ۸۰۰ هزار تا آدم بومی دارد، دارد یک کشور ۹۰ میلیونی را تهدید میکند. من از زبان شما ملت به این شیوخ بیعقل امارات میگویم که برداشتند یک طرفه ویزاهای ایرانیها را لغو کردند. همه ایرانیها، حتی ایرانیهایی که ساکن آمریکا و کانادا بودند، آنها را هم دیگر نمیگذارند پایشان به دبی امارات برسد. این هم یک نوش جانی باشد برای اونهایی که برای این عربهای منطقه ما موس موس میکردند. به زبان میآوردند "ما آریایی هستیم، عرب نمیپرستیم" ولی سروتهشان را که میزدی، همهاش با این عربها گرمابهوگلستان میرفتند. من از زبان شما مردم میخواهم به اینها بگویم. میخواهم بگویم: "تویی که امروز مسندنشینی در امارات، دهنت را ببند. حواست را جمع کن. با این مردم درست صحبت کن. این مردم را تهدید نکن. اگر این حرفهای مفتت را بخواهی ادامه بدهی، سال بعد کاروان راهیان نور را که آوردیم شلمچه و فکه و دوکوهه، بچههایمان را برای اسکان میآوریم در برج خلیفه."
با این گامهای استوارتان، زیر آسمان، با این حال خوب معنوی، در حال جهاد و موج مجاهدین، درهای باز خدا جاری. یک کلمه هم دعا کنیم در پیشگاه الهی، در جوار آقامون علی بن موسی الرضا علیه السلام: "خدایا، به فضل و کرمت، به رحمت بیمنتهایت، رزمندگان اسلام، این بچههای پاک، این بچههای شجاع، این رزمندههای سپاه و ارتش ما، بچههای لبنان، بچههای یمن، بچههای فلسطین را به همین زودی زود به آن نصرت نهایی نائلشان بفرما. خبر مرگ ترامپ و نتانیاهو و همه موجودات کثیف روی این کره زمین را به همین زودی زود به ما برسان! فرج آقامون امام زمان را برسان به برکت صلوات بر محمد و آل محمد."
بسم الله الرحمن الرحیم.
مردم سرافراز و بزرگوار ایران، سلام علیکم. انشاءالله که با همین انرژیها، با همین انگیزهها، با همین شور و نشاطی که شما دارید و ما هر سری که خدمتتان میرسیم از شما انرژی و نشاط میگیریم، به زودی زود جشن پیروزی و جشن نابودی اسرائیل را برگزار کنیم.
بیانیه نیروهای رزمنده ما، بچههای قرارگاه خاتم را شنیدید. پیام واضحی داشت در جملات پایانی که "ما پشت فرماندهی کل قوا، این رهبر عزیز و بزرگوار، تا روز پیروزی حق بر باطل ادامه خواهیم داد." جملهای مهم که میخواهم کمی امشب در موردش گفتگو کنیم. شاید مقداری بیشتر از وقت جلسات قبلمان شود؛ چون نکات مهمی است. بحثی گاهی مطرح میشود و میشنویم. بعضی عزیزان از سر دغدغه، از سر دلسوزی، برای اتحاد و انسجام و از باب اینکه موقعیت مسئولین را تقویت بکنند، میگویند: "آقا تسلیمیم، تابع رهبر. اگر رهبر اعلام بکند جنگ را ادامه میدهیم، اگر هم بگوید مذاکره، تسلیمیم." میخواهم بگویم انگیزه این عزیزان خوب است، انگیزهای پاک و سراسر صفا و خلوص؛ ولی این حرف، آن هم در این موقعیت امروزی، حرف اشتباهی است.
حسن گفتن این کلمه، به زبان آوردن کلمه "مذاکره" در همچین شرایطی، در همچین موقعیتی، سم است. دل مردم را خالی میکند، وحدت ما را میشکند، دودلی میآورد، دو صدایی ایجاد میکند. رهبر عزیزمان، پیشوا و مقتدای ما، حضرت آیتالله آقا سید مجتبی خامنهای در بیانیه اولی که دادند، فرمودند: "بعد از شهادت، این رهبر عزیز و بزرگوار، مردم رهبر شدند، مردم رهبری کردند." امروز هم همین است. این معنایش این نیست که ما ولایت فقیه نداریم یا به جای ولی فقیه مردم تصمیم میگیرند. معنایش این است که همه یک دل هستند، یک حنجره است، یک صداست. همان چیزی که باید اتفاق میافتاد، اتفاق افتاد. همه همدل شدند، یک صدا شدند. همان چیزی که مطالبه رهبر شهید موعود و رهبر عزیز امروز ماست، امروز از دهان مردم شنیده میشود.
آن چه بود؟ میخواهم یادآوری بکنم به این نکته مهم. بعضی شاید یادشان رفته باشد، شاید غافل شده باشند. رهبر شهید ما بعد از شهادت سردار رشیدمان، شهید حاج قاسم سلیمانی، چه فرمودند؟ خیلی مهم است آن خطی که رهبر ما داد: "مردم رهبر شدند." یعنی چه؟ رهبر مگر چه کار میکند؟ رهبر مراقبت میکند انقلاب از ریل خارج نشود، منحرف نشود. مردم امروز رهبرند، مردم امروز مراقبت میکنند این انقلاب از ریل خودش خارج نشود. آن ریلی که باید توش بریم چیست؟ رهبر شهیدمان به ما نشان دادهاند. دو تا سخنرانی دارند رهبر شهیدمان بعد از شهادت حاج قاسم. یک مطلب را دوبار آنجا بیان میکنند. این مطلب چون مهم است میخواهم از رو بخوانم. شما عزیزانم بهش توجه داشته باشید.
۱۸ دی ماه ۹۸، دیدار مردم قم بود. همان روزی بود که شهید حاج قاسم سلیمانی را دفن کرده بودند. همان صبحی بود که ترامپ تهدید کرده بود که "اگر جایی را از آمریکا بزنید، ۵۴ نقطه را میزنم." خاطرتان هست؟ یکی از ۵۴ نقطه، بیت رهبری بود. رهبر عزیزمان، رهبر شهیدمان، رهبر شجاعمان، پخش زنده گذاشت. سخنرانی خودش را در بیت رهبری و یک ساعت هم گذاشت جلوش، روبروی دوربین که ببینید "همین الان دارم صحبت میکنم." در وقتی که دشمن مرا تهدید کرده. آنجا رهبر شهید ما یک نکته فوقالعاده فرمودند. این نکته چیست؟ فرمودند: "یک نکته مهم قابل توجه این است که خب حالا وظیفه ما در مقابل شهادت حاج قاسم سلیمانی چیست؟"
دقت بکنید. حاج قاسم سلیمانی را بیرون از ایران به شهادت رساندند. تفاوتها را داشته باشید. مذاکره تمام شده بود، وسط مذاکره نبودیم. برجام را پاره کرده بود ترامپ. بعد از همه اینها، بعد از اینکه برجام را پاره کرده بود، حاج قاسم را بیرون از ایران ترور کرد. مقایسه کنید با شهادت رهبرمان. بار حقوقی و قانونیاش را ببینید. وسط مذاکره، رهبر را داخل کشور به شهادت رساند و جنگ را انداخت. حالا آن شهادت حاج قاسم را آقا فرمودند وظیفه ما در قبالش چیست؟ فرمودند: "بالاخره یک حادثه مهمی اتفاق افتاده است. بحث انتقام و مانند این حرفها، بحث دیگری است. آنچه در مقام مقابل مهم است این است که بایستی حضور فسادبرانگیز آمریکا در این منطقه منتهی بشود، تمام بشود. آنها در این منطقه جنگ آوردند، اختلاف آوردند، فتنه آوردند، ویرانی آوردند، خراب شدن زیربناها را آوردند. البته هر جا در دنیا قدم گذاشتند همینجور عمل کردند. فعلاً منطقه خودمان جلوی چشم ما. اصرار هم دارند که همین فساد و همین ویرانگری را نسبت به ایران عزیز و جمهوری اسلامی هم داشته باشند. مدام اصرار میکنند این مسئله مذاکره و نشستن پشت میز و مانند اینها مقدمه دخالتها و حضورهاست. این باید به پایان برسد. این منطقه قبول نمیکند حضور آمریکا را در کشورهای منطقه. ملتهای منطقه قبول نمیکنند. دولتهای برخاسته از ملتها قبول نمیکنند."
بدون تردید این کلام رهبر شهید ما در آخرین سخنرانی خودشان فرمودند: "اگر جنگ بشود، این سری جنگ منطقهای میشود." یعنی چه؟ یعنی اخراج آمریکا از این منطقه. یعنی حتی اگر شهادت رهبر عزیزمان هم نبود، صرف حضور آمریکا در این جنگ میشد انتقام نهایی حاج قاسم؛ اخراج آمریکا از این منطقه. چه برسد به اینکه این جنایتها و آلودگیها را به بار آورده، رهبر ما را به شهادت رسانده، فرماندهها را کشته، این تعداد بچه بیگناه را به شهادت رسانده، تأسیسات ما را زده. این برو و برگرد ندارد. آمریکاییها باید حتماً و قطعاً باید گورشان را از این منطقه گم کنند. الله اکبر! الله اکبر! الله اکبر!
چند روز بعد رهبر شهید ما، خاطرتان هست، در نماز جمعه سخنرانی کردند؛ ۲۷ دی ماه ۹۸. در آن خطبههای تاریخی، در آن نماز جمعه پرشکوه مطلبی را فرمودند که خیلی مهم است. فرمودند: "اینها، یعنی آمریکا و کشورهای اروپایی، مذاکره هم که میکنند، مذاکرهشان آمیخته با دغل و فریبکاری است. این کسانی که پشت میز مذاکره ظاهر میشوند، آن جنتلمنهای پشت میز مذاکره، همان تروریستهای فرودگاه بغدادند. اینها هیچ تفاوتی نمیکنند. لباس عوض میکنند. این دست چدنی است که پوشش مخملی و دستکش مخملی را بیرون میآورد و خودش را نشان میدهد و الا باطن همان باطن است. هیچ تفاوتی ندارد. اینها نمیتوانند کسانی باشند که انسان به اینها اطمینان پیدا کند." یک عده میگویند: "اگر به ما اطمینان بدهد آمریکا که دیگر جنگ راه نندازد، دستش را از سر ما بردارد، معین جنگ را تمام میکنیم." کدام اطمینان؟ چه اطمینانی میخواهد به ما بدهد؟ کدام حرفش را تا حالا پذیرفته، پایش ایستاده؟ کدام تعهدش را گردن گرفته؟ ما اطمینانی به اینها نداریم.
رهبر ما فرمودند: "خب، حالا که ملت ایران این حادثه را شناخت، یعنی شهادت حاج قاسم، قدر و قیمت آن را دانست، حالا باید چه کار کنیم؟" ببینید چقدر مهم است. تنها راهی که رهبر شهید ما پیش روی ما گذاشته، من در یک کلمه عرض میکنم: "ملت عزیز ایران باید همتشان این باشد که قوی بشوند." نه حرفی از مذاکره و تعامل و گفتگو، هیچ. یک راه فقط دارد: باید قوی باشیم، باید مقتدر باشیم. تنها راه در پیش پای ملت ایران عبارت است از قوی شدن. باید تلاش کنیم قوی بشویم.
جمله آخر را خوب دقت کنید، خیلی جالب است. فرمودند: "ما از مذاکره هم ابایی نداریم، البته نه با آمریکا، بلکه با بازیگران. اما نه از موضع ضعف، بلکه از موضع قوت و از موضع قدرت." میپذیری میجنگی؟ ذلت نمیپذیری. ممکن است کسی سؤال کند: "پس چرا دوباره رهبر شهید ما بعد این حرفها اجازه دادند مذاکره بشود، گفتگو بشود؟" دوباره مذاکره. وسط دو تا مذاکره، جنگ بشود؟ پاسخ این است که یک بخشی از مردم اطمینان به این نداشت که این مذاکرات اثر مثبت ندارد، بلکه اثر منفی دارد. ایشان فرصت داد تا تجربه حاصل بشود، همه به این اطمینان برسند. همه یک صدا بشوند. امروز آن روزی است که مردم به این اطمینان رسیدند. مردم یک صدا شدند، فهمیدند با این دولت نمیشود تعامل کرد. با کل آمریکاییها در تمام این سالها راهی برای تعامل و گفتگو نبود. تعهد حالیشان نمیشد.
اونی که برجام را عملاً نقض میکرد اوباما بود، بعدش جو بایدن بود. همهشان یکیاند ولی این یکی از همهشان حرومیتر، از همهشان کثیفتر، از همهشان نانجیبتر، از همهشان بیعقلتر و کثیفتر است. ما همه مرد جنگ هستیم. بجنگ، مرد! بجنگ! تا امروز ملت ایران میداند تنها راه این است که باید ایستادگی کند، قدرت نشان بدهد، با مشت محکم در دهن دشمن بزند. یک ذره ضعف اگر نشان بدهد از خودش، نقطه ضعف نشان بدهد، دشمن دیگر دست از سر این ملت برنمیدارد. اگر یک فرصت کوتاه داده بشود که تنفس کند، برود خودش را ترمیم کند، بازسازی کند، نقاط ضعفش را برطرف کند، برای نقاط قوت ما برنامهریزی کند، حالا حالاها بیچارهایم. الان که پایش افتاده، الان که در موضع ضعف است، الان وقت زدن است. الان وقت پیروزی ماست. الان وقت پیشروی ماست.
نکته مهم این است. امروز ملت ایران دارد میبیند این دولتهای حقیر این منطقه را. دیدید امروز با بن سلمان چه شکلی صحبت کرد؟ چه اصطلاحات رکیک و زشتی به کار برد! چقدر اینها بدبخت و حقیرند! اینها شدند نماینده یک ملت، یک کشور بزرگی مثل کشور سعودی که از ایران هم بزرگتر است. یک همچین مسئولین حقیری دارد. اینجور خوار و خفیفشان میکنند جلوی دوربین، جلوی مردم دنیا. زشتترین کلمات را به کار میبرند که آدم نمیتواند به زبان بیاورد. ملت ایران دارد میبیند عاقبت تعامل و راه آمدن و موس موس کردن برای آمریکاییها تهش این است: هم تو را وارد جنگ میکنند، هم بدبخت میکنند، هم میدوشند، هم تو را سپر خودشان میکنند، هم وقتی وقتش باشد تحقیرت میکنند. این عاقبت راه آمدن با اینهاست. باید قوی بود. باید یک مشت محکم بود در دهن اینها.
بعضی کشورها مثل امارات برداشتند ما را تهدید کردند. احمق! یک نگاه به خودت بکن روی نقشه. یک نگاه کن به جمهوری اسلامی. کشوری که نهایتاً ۸۰۰ هزار تا آدم بومی دارد، دارد یک کشور ۹۰ میلیونی را تهدید میکند. من از زبان شما ملت به این شیوخ بیعقل امارات میگویم که برداشتند یک طرفه ویزاهای ایرانیها را لغو کردند. همه ایرانیها، حتی ایرانیهایی که ساکن آمریکا و کانادا بودند، آنها را هم دیگر نمیگذارند پایشان به دبی امارات برسد. این هم یک نوش جانی باشد برای اونهایی که برای این عربهای منطقه ما موس موس میکردند. به زبان میآوردند "ما آریایی هستیم، عرب نمیپرستیم" ولی سروتهشان را که میزدی، همهاش با این عربها گرمابهوگلستان میرفتند. من از زبان شما مردم میخواهم به اینها بگویم. میخواهم بگویم: "تویی که امروز مسندنشینی در امارات، دهنت را ببند. حواست را جمع کن. با این مردم درست صحبت کن. این مردم را تهدید نکن. اگر این حرفهای مفتت را بخواهی ادامه بدهی، سال بعد کاروان راهیان نور را که آوردیم شلمچه و فکه و دوکوهه، بچههایمان را برای اسکان میآوریم در برج خلیفه."
با این گامهای استوارتان، زیر آسمان، با این حال خوب معنوی، در حال جهاد و موج مجاهدین، درهای باز خدا جاری. یک کلمه هم دعا کنیم در پیشگاه الهی، در جوار آقامون علی بن موسی الرضا علیه السلام: "خدایا، به فضل و کرمت، به رحمت بیمنتهایت، رزمندگان اسلام، این بچههای پاک، این بچههای شجاع، این رزمندههای سپاه و ارتش ما، بچههای لبنان، بچههای یمن، بچههای فلسطین را به همین زودی زود به آن نصرت نهایی نائلشان بفرما. خبر مرگ ترامپ و نتانیاهو و همه موجودات کثیف روی این کره زمین را به همین زودی زود به ما برسان! فرج آقامون امام زمان را برسان به برکت صلوات بر محمد و آل محمد."
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات سم مذاکره
سم مذاکره
سم مذاکره
در حال بارگذاری نظرات...