به مثابه کشتی

به مثابه کشتی

00:20:43
104

معرفی
ابهام مردم در مورد جنگ و مذاکره؛ خوراک جنگ شناختی دشمن و عامل بی‌اعتمادی در جامعه.

تاکتیک نرمش قهرمانانه‌ یعنی؛ تثبیت امتیازاتِ کسب شده در میدان جنگ، بر سر میز مذاکره.

تنگه هرمز؛ امتیاز طلایی این جنگ، اهرم‌فشاری برای امتیاز گیری ما و کابوسِ اقتصادی دشمن.

سه خط قرمز این جنگ؛ مجازات متجاوز/غرامت خون شهدا/مدیریت تنگه‌هرمز
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. ملت ایران، سلام علیکم!
مرحبا به شما ملت! هر شب یک تصویر جدید، یک شاهکار جدید، یک شگفتانه جدید. امشب در این باران، بعد از حدود ۵۰ شب، باز هم دارید حواس خلق را جلب می‌کنید. باریک‌الله به مردم خستگی‌ناپذیر و فوق‌العاده؛ به شما ملت مبعوث‌شده.

چند کلمه‌ای می‌خواهم عرضی داشته باشم. مطالب مهمی هست که باعث شده عزیزانی که در این مرحله از جنگ واقع شده‌ایم، دچار ابهام باشند و سوالاتی برایشان پیش بیاید؛ مثلاً که «آقا، چرا نمی‌زنیم؟ چرا یکهو رفتیم سمت مذاکره؟ چرا مذاکره را ول نمی‌کنیم؟» یا مثلاً در مذاکره: «حالا طرف بدعهدی، آتش‌بس را چرا نقض نمی‌کنیم؟ ضربه چرا نمی‌زنیم؟» این‌ها واقعاً برای مردم سوال است و مسئولین باید بهتر و بیشتر مردم را در جریان بگذارند و روشن کنند تا مردم از ابهام در بیایند. بعضی وقت‌ها این ابهام‌ها باعث سرخوردگی می‌شود، باعث دلسردی می‌شود. شیطان هم که در کمین است، دشمن هم نامرد است و از همین‌ها استفاده می‌کند و هی این وسط سوسه می‌آید تا مردم کمی رنجیده خاطر شوند.

رهبر شهید ما، رهبر عزیز ما، امام سیدعلی حسینی خامنه‌ای، اوایل که آقای روحانی روی کار آمده بود و قرار بود مذاکرات ما با طرف آمریکایی و اروپایی شروع شود، بیاناتی داشتند. همان اوایل نکاتی را می‌فرمودند و مطلبی را که ایشان اشاره کردند، "یک کلیدواژه" آن موقع خیلی برجسته شد. حتماً خاطرتان هست: کلمه «نرمش قهرمانانه». خاطرتان هست این کلمه؟
بعد، رهبر شهید ما برای نرمش قهرمانانه یک مثالی زدند. من می‌خواهم آن مثال را توضیح بدهم: نرمش قهرمانانه خودش یک فن است. این نیست که شما میدان را رها کنی، دشمن را ول کنی یا از دستش فرار کنی. نرمش قهرمانانه خودش یک مدل است؛ یک فن کشتی. گاهی طرف در کشتی طوری وانمود می‌کند که انگار هراسی دارد که دشمن بیاید و از آنجا وارد شود؛ اتفاقاً نقطه قوتش همانجاست و او می‌خواهد آن حریف و آن رقیب را از همین جا زمین‌گیر کند، بگیردش و بزند. نرمش قهرمانانه یعنی این. مثال کشتی، مثال قشنگی است.

اگه این جنگ را بخواهیم به کشتی تشبیه کنیم، کشتی لایه‌هایی دارد، چند بُعد دارد. دو طرفی که با هم سر و کله می‌زنند؛ یکی به آن یکی هجوم می‌آورد، حمله می‌کند و دیگری به او حمله می‌کند و دفاع می‌کند. یک وقتی هم دو طرف دارند طوری کار را مدیریت می‌کنند (به قول این کشتی‌گیرها) که تشک را مدیریت می‌کنند، صحنه را مدیریت می‌کنند. حالا بیاییم روی بحثی که امروز داریم.
خب ملت ما همه اهل کشتی‌اند و این‌ها مد جهانی را درو می‌کنند و بچه‌های باغیرت کشتی سر در می‌آورند. یک وقت است این طرف به آن طرف حمله می‌کند، زیر بغلش را می‌گیرد، بارانداز می‌زند، مثلاً سالتو می‌زند، روپل می‌رود. این حمله کردن است. یک وقت هست آن یکی دستش رسیده، خاک (زمین) ما الان تو این جنگ همه این کارها را با هم داشتیم. مورد هجوم قرار گرفتیم، به طور وحشیانه و اوج نامردی؛ وسط مذاکره، رهبر شهید ما را به شهادت ترور کردند، فرماندهانمان را زدند، به مردم حمله کردند، مدرسه را زدند، بچه‌های بی‌گناه، دختر و پسر کوچک. این حمله بود.

چیکار کردیم ما؟ یک دفاع جانانه! اول از چی دفاع کردیم؟ از خاکمان دفاع کردیم. نه دشمن توانست وارد دریای ما بشود، نه توانست زمینی وارد شود. نتوانست! مزدورهایی که این مشهد و شهرهای دیگر را به آشوب کشیدند، به آتش کشیدند، در خیابان یک دانه از این اراذل و اوباش جرأت نکرده در خیابان حاضر شود و صدایش دربیاید. این‌ها همه‌اش موضع دفاعی است که در آن پیروز شدیم.
ساختار نظام، مجلس خبرگان، در سخت‌ترین شرایط تاریخ انقلاب برگزار شد. مهمترین کار را انجام داد: رهبر را انتخاب کرد. رهبر را از ترور حفظ کردیم، رؤسای قوا را حفظ کردیم. این‌ها اتفاقات بزرگی بود. ما کف خیابان بمباران شب‌ها، آمدیم تجمع کردیم. موضع دفاعی. در موضع دفاعی پیروز شدیم. امتیاز به دشمن ندادیم؛ غیر از همان ضربه‌ای که اول زد.

در موضع هجومی چیکار کردیم؟ از همان اول شروع کردیم با موشک‌های بالستیک، با پهپاد نقطه‌زن. پدر آمریکایی‌ها را درآوردیم، پدر اسرائیلی‌ها را درآوردیم! که ایران در همچین وضعیتی شروع کند و بخواهد جنگ منطقه‌ای راه بیاندازد. ما جنگ را تسری دادیم به منطقه. همه این پایگاه‌های آمریکایی مهاجم را زیر ضرب آوردیم. پدر همه‌شان را درآوردیم. بعضی‌هایشان را هم با خاک یکسان کردیم.

عزیزان، در کشتی می‌گویند وقتی دو نفر سرشاخ می‌شوند، اولین چیزی که در کشتی مطرح است این است (یعنی چی؟): دسته‌بندی دارد، وزن دارد، قاعده دارد. مثلاً کشتی آزاد و کشتی فرنگی با هم فرق می‌کند. دو طرفی را روبروی هم قرار می‌دهند که قد و قواره‌شان، وزنشان، اندازه‌شان با هم یکی باشد. اگه این نباشه چی میشه؟ آن یکی طرف که می‌آید ضعیف، کوچولو و نحیف است. اگر در یک جنگی یک طرف ضعیف باشد، در کسری از ثانیه سطح خود را نشان می‌دهد و معلوم می‌شود در چه مرحله و سطحی است.
این دشمن احمق فکر می‌کرد ایران انقدر ضعیف است که با یک حمله، با یک ضربه، ضربه‌فنی می‌شود. خیال کرد رهبر را می‌زند، فرماندهان را می‌زند، کار این نظام تمام می‌شود. ابرقدرت‌های دنیا! الله اکبر! ایران با این جنگ خود را نشان داد. اگه با دست سمت کسی دراز نمی‌کنیم، دعوا نمی‌کنیم، تو محله باج‌گیری نمی‌کنیم، تو این منطقه سر و صدا نمی‌کنیم و شاخ و شانه نمی‌کشیم، این از متانت و آگاهی ماست. فکر نکنید ما ضعیفیم. قدرت ما این است: ابرقدرت شاخ اول دنیا را پوزش را به خاک مالیدیم. الله اکبر! الله اکبر!

این ایستادگی مردم روی تشک، دوام آوردید، مدیریت کردیم، از دشمن امتیاز گرفتیم، امتیاز ندادیم و امتیاز گرفتیم، ضربه زدیم. وقتی که در کشتی یک طرف به طرف دیگر ضربه می‌زند، امتیاز می‌گیرد، می‌آید در مرحله وقت‌گرفتن، می‌خواهد حریف را خسته کند، صحنه را مدیریت می‌کند. کشتی‌گیر دائم حمله نمی‌کند. دو تا امتیاز که می‌گیرد از یک حریف، به قول کشتی‌گیرها "چغر بد بدن" (یعنی سر و کله‌اش با حریف درگیره). وقتی امتیاز می‌گیرد، مدیریت می‌کند و نگهش می‌دارد.
ما یکی از بهترین امتیازهایی که در این جنگ اخیر گرفتیم، تنگه هرمز بود. دشمن باورش نمی‌شد. تازه چین و روسیه هم روایت کنند، یک مناسبات جدید درست کنند، یک اهرم قدرت بشود. پدر آمریکایی‌ها و غربی‌ها را دربیارد. زجه و ناله به التماس کردن! حالا وقت امتیاز گرفتن ماست، حالا وقت مدیریت این قضیه است.

مذاکره داستانش این بود: ما نرفتیم مذاکره کنیم، التماس کنیم: «آقا، تو رو خدا نزن ما رو! نکش! تحریم‌ها رو بردار! تو رو خدا باور کن من راست می‌گم، بمب اتم نمی‌خوام بسازم.» نخیر! اولاً بچه‌های ما با قدرت ظاهر شدند، شرط و شروط گذاشتند که عرض می‌کنم، بعد هم رفتند آنجا امتیاز ندادند، امتیاز را هم تثبیت کردند. تشک را مدیریت کردند، حریف را خسته کردند، وقت گرفتند از رقیب. الان به نفع ما زمان پیش می‌رود. هر چقدر هم طولانی بشود، به نفع ماست؛ به شرط اینکه (دشمن) دستش کوتاه بشود از اینکه بخواهد ضربه غافلگیرکننده بزند؛ که این توضیحاتی دارد که باید عرض کنم. البته شما زیر بارانید و وقت هم کم است، خیلی نمی‌خواهم اذیتتان کنم، ولی مطلب زیاد است.

ببینید عزیزان! ما آمدیم شرط گذاشتیم: «اگر می‌خواهی با ما مذاکره کنی، ما و حزب‌الله لبنان یکی هستیم. هم با ما آتش‌بس، هم با آن‌ها.» بعد هم: «یک سری پول از ما بلوکه کرده‌ای، باید آزاد کنی.» آمریکایی‌ها هر دو را قبول کردند. این خودش یک پیروزی بود که ما شرط بگذاریم و او قبول کند. مذاکره، البته بدعهد است. حالمان از آمریکا و آمریکایی‌هایی که به ما خیانت کردند، به هم می‌خورد. ما هیچ اعتمادی به این‌ها نداریم. می‌دانیم از مذاکره با این‌ها چیزی درنمی‌آید. این‌ها وحشی هستند، جز چک و لگد، و از ایرانی جماعت هم هیچ چیز حالیشان نمی‌شود.
این حضوری که ما پیدا کردیم، امتیازهای قبلیمان را تثبیت کرد و پیامی برای عالم داشت. حرف زیاد است در مورد این مذاکرات و گفتگو. چیکار کردیم؟ یک گروهک شبه‌نظامی (که تروریست‌های عالم در مجامع بین‌المللی اسم این‌ها را گذاشتند تروریست) به اسم حزب‌الله لبنان. گروهکی که دولت خودش ماه‌هاست می‌خواهد این را خلع سلاح کند، دنبال این است که این‌ها را نابود کند. یعنی ما حتی طرف دولت لبنان هم نبودیم. دولت لبنان هم موافق که نبود هیچ، خرابکاری می‌کرد وسط مذاکره. این دشمن کثیف این دولت لبنان!

ما چیکار کردیم؟ در همچین موقعیت ضعفی برای حزب‌الله، قدرت تولید کردیم، شرط و شروط گذاشتیم. به لطف خدا، امشب هم اعلام شد و بیان شده حالا به کجا برسد که این پیگیری‌های تیم مذاکره‌کننده باعث شده یک آتش‌بس یک‌هفته‌ای برای لبنان نهایی شود. بنا شده از امشب آتش‌بس حاکم شود. اگر جنایتکار آسیب هم بهش بزند، باز برای ما پیروزی است؛ چون دنیا فهمید زلف ما و حزب‌الله به هم گره خورده است.
این یک خاصیت چند وقت دیگر دارد. این‌ها را مردم گاهی نمی‌دانند، نگرانند و می‌گویند: «آقا، ما نامردی نکرده باشیم در حق حزب‌الله؟» نه! ما با برنامه داریم کار را پیش می‌بریم. نه اینکه کار ما نقص ندارد، نه اینکه همه مسئولینمان خوبند و «پسر پیغمبر، من که خائن و فاسد پیدا نمی‌شود.» ما الان در موقعیتی هستیم که حزب‌الله را از زیر چک و لگد اسرائیل و زیر چکمه خیانت دولت لبنان نگه‌داشتیم. این جور سرافراز کردیم که آمریکا دارد به اسرائیل فشار می‌آورد: «می‌خواهم با ایرانی‌ها مذاکره کنم، بیا بیرون از لبنان، ولش کن!» آمریکا دارد به اسرائیل فشار می‌آورد. آتش حملات را ضعیف‌تر کردند. محدود شد به جنوب لبنان. پیروزی است برای ما.

چند وقت دیگر انتخابات لبنان است. به لطف خدا، اقبال مردم به حزب‌الله قوی است. اگر بتوانند چند تا گزینه را در مجلس رأی بیاورند و به یک‌سوم برسد، این دولت خبیث و خائن را ان‌شاءالله محوش می‌کنند، از بینش می‌برند، کنارش می‌زنند. دولتی می‌آید موافق حزب‌الله. دیگر نمی‌آید این جور مُس‌مُس (سازشکاری) کند برای اسرائیلی‌ها، حزب‌الله را خلع سلاح کنم.
یک ماه دیگر، ان‌شاءالله این قضیه با قدرت ادامه پیدا کند، حزب‌الله صحنه لبنان را عوض می‌کند، صحنه سیاسی لبنان را. هیجانی برخورد نکرد. البته یک قضیه هنوز اتفاق نیفتاده. ما خواسته بودیم اموال بلوکه‌شده آزاد بشود. مردم نگرانند، مردم سوال می‌کنند. باریک‌الله به این مردم با غیرت!
این صداهای پرقدرت شماست که صدای مسئولینمان را پیش جهان‌خواران و کودک‌خواران بالا می‌برد. آقایان مسئولین مذاکره‌کننده! ما به شما اعتماد داریم. پشتتان به این ملت گرم باشد. با خیال تخت، با صدای کلفت، بروید سر آمریکایی‌ها داد بزنید؛ بگویید "تا منافع، از این میز مذاکره بلند نمی‌شوی!"

جمله آخر از عرایض بنده: خط قرمزهایی که رهبر همه‌مان مد نظر داریم، همه‌مان سرش توافق داریم، هیچ‌کس از این‌ها کوتاه نمی‌آید. ایشان سه تا موضوع را فرمودند که موضع قطعی ماست. من می‌خوانم، شما هم اینجا داد می‌زنید. اعلام مسئولینمان، مذاکره‌کننده‌هامان، فرمانده‌هامان؛ حرف همه از این خط قرمزها عقب‌نشینی نخواهیم کرد. ایشان فرمود:
۱. حتماً متجاوزین تبهکاری که کشور ما را مورد حمله قرار دادند را رها نمی‌کنیم. الله اکبر!
۲. حتماً غرامت صدمات وارد شده و خون‌بهای شهیدان و دیه جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد.
۳. حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود.

بعد از این سه تا بند به رهبر عزیز فرمود: «به هیچ وجه از حقوق حقه خود دست نمی‌کشیم و در این جهت، همه جبهه مقاومت را به طور یکپارچه در نظر داریم.»
خدا توفیق بدهد به مسئولینمان، به تیم دیپلماسی، به فرماندهانمان، هر کدام در آن بخشی که در این جنگ مشغولند، در این کشتی دارند با حریف سر و کله می‌زنند، ان‌شاءالله موفق بشوند امتیاز بگیرند و دفاع کنند که امتیازی به دشمن ندهیم.
یک جوری مدیریت کنیم ان‌شاءالله کمرشکن بشود این رژیم جعلی، حقه‌باز، کودک‌کش که دیگر صدای تکان خوردن و از هم پاشیدن استخوان‌هایش دارد شنیده می‌شود. از پس یک حزب‌الله هم برنمی‌آید. می‌بینی با همه این جنایت‌کاری‌هایی که در این چند روز کرد، مجبور به آتش‌بس شد. یک حقیقت برای بار هزارم ثابت شد که اگه آمریکا پشت اسرائیل نباشد، نصرالله فرمود: «از خانه عنکبوت سست‌تر است. نه دین دارد، نه عقلی دارد، نه شور و شوقی دارد، نه وجدانی دارد، نه قدرتی دارد، فقط جنایت.» این سری یک مشت محکم خورده به اسم ملت ایران. این مشت محکم دیگر یقه این اسرائیلی‌ها را ول نخواهد کرد. الله اکبر!
خدایا، زیر این باران که دعا مستجاب است، در حین جهاد که این مردم دارند انجام می‌دهند، به تکلیف دینی به فتوای مراجع، شب‌ها می‌آیند در خیابان، وسط این عبادت، زیر این باران رحمت، در این شب‌های نورانی، در این زمین بهشتی، در این سرزمین آقامان علی بن موسی‌الرضا، از تو می‌خواهیم به آبروی شهدا، به آبروی سیدالشهدای این انقلاب، فرج و یا نصرت نهایی که به مؤمنین وعده داده‌ای، به همین زودی زود نصیب این ملت قهرمان بفرما.
شر و توطئه و بدخواهی‌های دشمنانمان را به خودشان برگردان. از تو متلاشی و نابودشان بفرما. خدایا، تیر رزمندگان ما را به هدف بنشان، تیر دشمنانمان را به خودشان برگردان؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات به مثابه کشتی