روایت اقتدار

روایت اقتدار

00:55:59
1K

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

عزیزان من، من یک مقدمه‌ای عرض می‌کنم و بعد باید در خدمت عزیزان باشیم. اینجا میدان سعدیه است، درست است؟ امروز دو موضوع با همدیگر جمع شده‌اند. از ویژگی‌های رهبر شهید ما این بود که میراث غنی فارسی را زنده می‌کرد و مردم را با آن بیشتر آشنا می‌ساخت تا سرمایه‌های ملی کشور احیا شود و ایرانی‌ها به حافظ افتخار کنند. این نکته‌ی مهم رهبر شهیدمان است که باید به آن پرداخته شود.

نکات زیادی وجود دارد. یکی از آن نکات مهم، تفاوت میان ولایت طاغوت با ولایت مؤمنین، ولایت معصوم، ولایت اهل‌بیت و ولایت فقیه است. یکی از تفاوت‌ها این است که فرعون‌ها می‌خواهند انسان‌ها را غرق در شهوات، غرق در حیوانیت و غرق در غفلت کنند. به تعبیر قرآن: "فَتَا فِرْعَوْنُ". این جمله کلیدی بخش اول عرایض من است. این جمله ... کیفیت صدایتان را تنظیم کنید. فرعون "حیوان" می‌خواهد نه "انسان". وقتی کسی انسان بود، مزاحم کار فرعون می‌شود. فرعون می‌خواهد همه را در حد حیوانیت نگه دارد، همه را مشغول چریدن‌ها و غفلت‌ها و سرگرمی‌ها و بازی‌ها کند. امام راحل ما می‌فرمود در زمان پهلوی، میخانه‌ها و کاباره‌ها بیشتر از کتابخانه‌ها بودند. کسی جوانان را به کتاب‌خواندن دعوت نمی‌کرد. همه را دعوت می‌کردند به سینما، به کاباره، به عرق‌خوری. کار فرعون‌ها این شکلی است و اتفاقاً کارشان راحت است. آدم‌ها زود غافل می‌شوند، زود گول می‌خورند و مدیریت جامعه غافل کار سختی نیست. جامعه را غرق در شهوات می‌کنند و بعد دیگر شما یک آب و نانی فقط برایش فراهم بکنی، زندگی می‌کند و قانع است. اما کاری که انبیا و اولیا دارند، این است: خدا می‌خواهد انسان بسازد. امام می‌فرمود: "اصالت ما انسان‌ساختن است."

این رهبر شهید سلیمانی این شکلی بود. خیلی جالب است. خیلی‌ها این‌ها را نمی‌دانند. خب، الان شما می‌دانید نرخ سواد نسبت به قبل از انقلاب و بعد از انقلاب، خصوصاً نرخ سواد بانوان - یعنی زن‌های تحصیل‌کرده، فارغ‌التحصیل، زن‌های دانشور، دکتر، دانشگاه‌رفته، درصد دانشجویان خانم به نسبت آقایان - خیلی‌ها فکر می‌کنند از اول همین شکلی بود و قبل از انقلاب هم این شکلی بوده. نخیر، اصلاً! در زمان رهبری رهبر شهیدمان هم این شکلی نبود. صحبت‌هایی دارد رهبر شهید در اوایل دهه ۷۰؛ ایشان اصرار داشت به خانواده‌های متدین که شما اجازه بدهید بچه‌هایتان، دخترهایتان بروند دانشگاه، درس بخوانند. خیلی جالب است؛ جوّ خیلی بسته بود. به دختران خیلی میدان نمی‌دادند برای اینکه بخواهند درس بخوانند، دانشگاه بروند. این کاری که انجام شد، اتفاقی که افتاد، به برکت رهبر شهید بود. اتفاقاً ایشان همش اصرار داشت که همه مطالعه کنند. هر سال بلند می‌شد می‌رفت نمایشگاه کتاب، سالی چندین کتاب را معرفی می‌کرد. گاهی شبی یک کتاب ۳۰۰-۴۰۰ صفحه‌ای را قبل از خوابش مطالعه می‌کرد. مطالعه سبک ایشان بود. تندخوانی هم جزو نفرات برتر تندخوانی کشور بود؛ نفر برتر مؤسسه نصرت در تندخوانی. دهه ۷۰ با مرحوم آیت‌الله خزعلی می‌رفتند برای تندخوانی. ایشان رتبه اول را در مؤسسه نصرت پیدا کرده بود. برای همین شب‌ها قبل خواب یک مطالعه سبک ۳۰۰-۴۰۰ صفحه‌ای می‌کرد و می‌خوابید. همین‌طور کتاب‌های زندگی شهدا را مطالعه می‌کرد. اصرارش به فهمیدن بود، اصرارش به بصیرت بود، اصرارش به مطالعه بود، به درس‌خواندن، به دانشگاه، به فرهنگ، به آشنایی با سعدی و حافظ و فردوسی بود. این تفاوت این فرعون‌های قبلی با پهلوی، با محمدرضا، با رضاشاه، با ترامپ و با دیگران است.

معمولاً هم آنهایی که از انقلاب فاصله دارند، جدا از اینکه به هرحال ممکن است دلایلی گاهی باشد، ممکن است دلایل موجهی باشد، عمدتاً مسئله این است. چالش اصلی‌شان با انقلاب: "افسار شهوات ما را گرفته." "ما می‌خواستیم قبل انقلاب راحت می‌رفتیم لب دریا، کاباره‌ها و عرق‌خوری و این‌ها. آخوندها آمدند، نگذاشتند. الان هم چیز خاصی نمی‌خواهیم، همین را می‌خواهیم. اگر آخوندها هم همین را به ما بدهند، راضی هستیم." بن‌سلمان در سعودی (عربستان) اوضاع کشورش را می‌بیند. مشکلات کشور عربستان هم پیشتر گفتم. بن‌سلمان آمد اصلاحات آورد، کاباره‌ها را باز کرد، خواننده‌های زن مطرح آمریکا را آورد، دیسکو گرفت، بعد چه می‌دانم هالووین و برنامه‌های دیگر، سنت‌های آمریکایی را رایج کرد. این شد و تصور کرد فشار روی عربستان کم شد. حالا از گواهینامه بانوان و این‌جور چیزها که باب شد در خیلی مسائل. چالش این است. این مسئله اصلی است که باید به آن توجه شود. حالا البته نکات بیشتر است و در گفت‌وگو به نظرم نکات را پیش ببریم، بهتر باشد. در خدمت عزیزان هستم.

صدا فقط میکروفون باید باشد که به ما سؤال رمز مذاکره می‌فرمایید. صدا را از میکروفون جواب خواهم داد. درمورد دست بحث کردن درمورد امام جدید ما، مطمئنم همه ما اینجا هستیم به‌خاطر امام. چرا امام گفتند فقط "آقای سید مجتبی"؟ بعد اینکه نظر شفاف رهبر انقلاب -یعنی امام سید مجتبی- در این مورد چیست؟ امام سید مجتبی که برمی‌گردد درمورد جان‌فدایی. ولی اگر اوّل این است که اصلا از نقض آتش‌بس صحبت نکرد. در آخرین پیام، سکوت صحنه و قبل چهار "اما اگر" آورد.

چی؟ اگر فریاد شما در خیابان... کسی که بخواهد، یعنی ما را دعوت به سکوت در مقابل مذاکره کرده باشد. فریادهای شما در خیابان و اینکه فرق ولایت، فرق کسی که مدار را باشد، فرق می‌کند بین اجازه رهبری و رضایت رهبری. بله، ممکن است رفتار ما اجازه داده باشد، آیا رضایت هم داشتند؟ رهبری اولین پیامش چی گفتند؟ خاص در مورد مردم، دفاع مؤثر از حقوقشان. اینکه آن دشمن چه کار می‌کند. بعد تازه اگر رسانه‌های رهبر انقلاب، ایتا (فضای مجازی) دیگر داشته باشد. رهبر ما سید مجتبی سه بار از کلمه "حتماً غرامت، حتماً آهنگ در مورد هر مدیریت" سه بار از کلمه استفاده کرده. چرا به اینجاها می‌رسد؟ بتمن ولی تابع مذاکره و صحنه نبرد. اگر بر این اساس اعلام کنند دقیقاً پیام خود رهبر را در رسانه منتشر کرده‌اند و مدام هم دارد منتشر می‌شود. حتماً متجاوز است. کشوری که مورد حمله قرار داده است، نمی‌تواند انتظار داشته باشد که ما آتش‌بس نمی‌کنیم. حتماً غرامت و خسارت‌ها و خون‌بهای جانباز را باید بدهد. آیا این جنگ‌طلب تنگه هرمز را به مرحله جدید پایین می‌برد؟ آیا بتمن‌ها؟ آیا اهداف ما سید مجتبی با مذاکره به دست می‌آید؟ آن هم با مذاکره با آدمی که دوباره روی میز مذاکره به ما حمله می‌کند.

اخرین بار هم رهبر ما را پای میز مذاکره به ... شما می‌گویم همین اول کاری جایگاه رهبر خود را حفظ کنید. نه کاری را انجام دادند. بعضی‌ها معتقدند که شما داری تندروی می‌کنی، جلوتر از رهبر هستید، ولایت ندارید که. رهبر ما این رهبری که با آمریکا درگیر، پدر شان را درآورد. ۱۰-۱۵ تا لااقل سوال بپرسید. اولاً بنده که خوب، کامل موافقم با شما. احساس می‌کنم یک اشتباهی برای بعضی عزیزان دارد رخ می‌دهد. گاهی به خاطر عدم دقت در فهم بعضی مسائل کوچکی که چالش‌ها از آنجا پیش می‌آید. ببینید می‌فرمایید که رهبر انقلاب نسبت به مذاکره مثلاً کلمات را گفتند. اگر ضرورتاً و بر فرض ایشان و مثلاً حمایتی، تشویقی چیزی به عنوان راه‌حل مثلاً معرفی بکنند، حتی کلمه آتش‌بس استفاده بکنند، از آن‌ور چند بار حتماً گفتند. چه خوب! یعنی باید این مسائل جدی باشد. یعنی جنگ یک مسئله‌ای است که اینجا هست. این است که خیلی خیلی ابعاد دارد. یعنی پاسخ شما لااقل سه ساعت طول می‌کشد. اگر بنده بخواهم چالشم کشیده نشود، ولی باید با دقت بالا مطلب را عزیزان گوش بدهند که ان‌شاءالله خب.

یک مسئله‌ای که از شما عزیزان به دلیل مذاکره خاطره بد دارید. این چیز است. می‌گویم "مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد." ما اسم مذاکره که می‌آید، بدنمان طناب می‌لرزد. می‌گویند همه جای دنیا از جنگ می‌ترسند، ایرانی‌ها از مذاکره می‌ترسند. آن هم آن مدلی که آقای ظریف و آقای روحانی مذاکره می‌کردند. یعنی بدترین شکل مذاکره. سرمایه‌های ملی را نقد دادند در ازای فقط یک سری وعده پوچ نسیه گرفتند و هیچ ضمانتی هم برای نقدکردن این نداشتند و ۱۰ سال دنبال طرف دویدن و تازه بعد ۱۰ سال اسنپ‌بک، مکانیزم ماشه و فلان و این‌ها فعال شدن و گرفتاری‌های مضاعف. معمولاً از مذاکره در برابر جنگ استفاده می‌کنند. ببینید، این مذاکراتی که ما سابق داشتیم، مذاکرات برای رفع تحریم بود. این‌ها را باید خوب دل بدهید. بعضی‌ها خوب دل نمی‌دهند، مطلب جا نمی‌افتد، بعد می‌گویند "ماله‌کشی می‌کنید." نه، حواس‌ها جمع باشد. آجرکشی دارد می‌شود، ماله‌کشی نسبت به ما. ما یک مذاکره داریم برای رفع تحریم. تا به حال ما تحریم بودیم. برای اینکه این تحریم را خنثی بکنیم، راه‌چاره‌ای که بعضی پیشنهاد می‌دادند این بود که آقا باید مذاکره کنیم. می‌گفتند اگر مذاکره نکنیم، جنگ می‌شود. ما تحریم شده‌ایم، مرحله بعد هم می‌خواهند جنگ کنند. ما می‌رویم مذاکره می‌کنیم، هم تحریم را برمی‌داریم، هم جنگ بعدی که می‌خواهد راه‌بندازد را نمی‌گذاریم رخ بدهد. یادتان است دیگر، این اصل حرف‌هایی بود که رهبر شهید هم اصرار داشت. می‌فرمود نه جنگ می‌شود نه مذاکره می‌کنیم. این مال سال ۹۷-۹۸، همان ایام شهادت حاج قاسم سلیمانی. و این هم محدود به این دو تا راه‌حل نبود. یک وضعیتی گیر افتاد: مذاکره نکنیم، جنگ می‌شود. ایشان می‌فرمود ما راه‌سومی داریم، آن هم قوی‌شدن است. تکیه کردن به داشته‌های خودمان، بها دادن به دانشجو، دانشگاه‌ها را پرورش دادن، دانشمندان را حمایت کردن، اقتدار ملی را بالابردن. اتفاقاً صنعت هسته‌ای عامل جنگ نیست. صنعت هسته‌ای عامل نجنگیدن است. آنی که جنگ راه‌می‌اندازد، موشک‌داشتن ما نیست، موشک‌نداشتن ماست. این‌ها تفاوت‌های نگاه رهبر شهید ما و امثال مرحوم آقای هاشمی و آقای روحانی است. این‌ها می‌گفتند موشکی که عامل جنگ می‌شود ما چون موشک داریم می‌خواهند به ما حمله کنند. ما چون هسته‌ای داریم می‌خواهند به ما حمله کنند. ما اگر هسته‌ای را کوتاه بیاییم، هم تحریم‌ها را برمی‌دارند هم جنگ نمی‌شود. ایشان می‌فرمود اتفاقاً چون هسته‌ای داریم می‌توانیم یک کارتی داشته باشیم که هم تحریم‌شان را خنثی کنیم هم جنگ نشود. درست شد؟ این مذاکره‌ای که آن‌ها داشتند تو این فضا بود. برای این عامل مذاکره هم کی بود؟ دولت هم شعارش را داده بود: چرخ سانتریفیوژ باید بچرخد، چرخ زندگی مردم هم باید بگردد. یک کلید هم درآورد، گفت که این باب ارتباطات را با دنیاست و ما می‌توانیم تعامل کنیم با همه جای دنیا و مشکلاتمان را حل کنیم. بعد هم که تا دو سال روی مغز مردم رژه رفتند و خیال‌بافی کردند در مورد برجام. تا چند سال هم دروغ‌بافی کردند در مورد برجام. ثمرات الکی می‌بافتند که این‌جور چیزهایی گیرمان آمد و برجام باعث شد که جنگ هم نشود. برجام باعث شد هم جنگ‌هایمان رخ داد، بعدش هم تحریم بیشتر شد. یعنی همان دو تایی که می‌گفتند نمی‌شود، اتفاقاً با برجام شد و همان هسته‌ای و موشکی هم که ما اگر تقویتش می‌کردیم، این دو تا رخ نمی‌داد، همین دو تا را هم تضعیفش کردند. یادتان است دیگر، این شرایط دوران آقای روحانی. الان شما مذاکره که می‌شنوید، یاد این می‌افتید، حق هم دارید. ولی این مذاکره اصلاً آن نیست، اصلاً یک چیز دیگر است. مذاکره برای رفع تحریم نیست، مذاکره برای رفع جنگ تند و حالتی که یا تحریم یا جنگ. "بریم مذاکره کنیم که نشود و این‌ها." اصلاً آن نیست.

چرا تا قبل از شهادت رهبر انقلاب، این دو تا مذاکره‌ای که داشتیم، آن هم از همین نوع بود؟ یعنی می‌رفتند مذاکره می‌کردند جمع کنیم تحریم‌ها را، برداریم، هم جنگ نشود. آخرین کلماتی که پزشکیان قبل از جنگ ۹ اسفند به کار برد، همین بود. می‌گفت که الحمدالله خوب دارد حرف‌های خوبی می‌زند از مذاکرات و این‌ها. ان‌شاءالله دیگر کم کم یک جوری می‌شود، از این شرایط نه جنگ نه صلح خارج بشویم. یعنی چه؟ یعنی به یک توافقی می‌رسیم. کشور از شرایط جنگی درمی‌آید. آن هم وقتی دید مسئولین ما اینقدر خاطرشان جمع و خوش‌خیالند، گفت پس این مذاکره... این مذاکره الان چیست؟ مذاکره الان برای به دست‌آوردن جنگ است، نه برای رفع سایه. شما توی این جنگ وارد جنگ هستید. مذاکره می‌کنیم که دیگر با ما نجنگند. می‌رویم آتش‌بس اعلام کنیم به این معنا؟ می‌رویم یک امتیاز می‌دهیم؟ چی گفت؟ تنگه هرمز آزاد، هسته‌ای دنده حداقل. آن‌ها هم تحریم را بردارند. یعنی ایشان از این مسئله بیرون‌بیا نیست. ذهن منجمد است، استعلام مُتحجر. واقعاً این چنین است. یعنی ذهنشان انعطاف نسبت به چیز دیگر ندارد. بسته است. روی همین مطلب نکاتی را عرض بکنیم. مبانی نظری ایشان مشکلات جدی دارد. در نگاه من همه سیاست خلاصه می‌شود. "دیپلماسی پرتغالی" شنیدید یا نه؟ می‌گفت مادر آمد، دید بچه پسرهای و دخترها دارند با هم دعوا می‌کنند. گفت: "دعواتون سر چیه؟" آن گفت: "من پرتقال می‌خواهم." آن‌یکی: "پرتقال می‌خواهم." "پرتقال را پوستش را بگیرم، مربّا کنم، آب پرتقال و این‌ها." ساده‌اندیشی. حالا نمی‌خواهم چیزهای دیگر. در نهایت محترمانه ساده منطقه قرآن نیست. دعوای تهران و مسکو دعوای پرتغالی نیست. دعوای انبیا و شیاطین دعوای پرتغالی نیست. دعوای سر منافع دعوای پرتغالی نیست. اگر حل می‌شد که الان این همه داستان نداشت. ترامپ با همه جای دنیا و همه جای دنیا به ترامپ. می‌گویند شما "مرگ بر آمریکا" گفتی، "مرگ بر اسرائیل" گفتی، کاخ سفید را می‌خواستید حسینیه کنید، واسه همین جنگ راه‌افتاد؟ کاخ سفید حسینیه کنند که کانادا باید به آمریکا اضافه بشود؟ در گرینلند مثلاً آنجا پایگاه بسیج موشک ساختند، هسته‌ای دارند. لندن را می‌خواهد دردست بگیرد. کوبا را برای چی محاصره کرده؟ خلیج مکزیکو را برای چی گفته باید بشود "خلیج ترامپ"؟ با خود فرانسه و اروپا و این‌ها هزار تا چالش دارد.

مسئله این نیست. مسئله این است که طرف دنبال غارت، دنبال منافع است. اتفاقاً الان، الان به این رسیده. می‌گوید این چه سرمایه‌ای بوده تا حالا کسی خبر نداشته؟! این را من بگیرم دستم، کل انرژی دنیا مال من است. من امروز به همه خط می‌دهم. حالا شما در جنگ یک کارت فوق‌العاده دارید که تا قبل از این کسی سمت این نمی‌رفت، چون ریسکش بالا بود. چرا کسی سمت این نمی‌رفت؟ هرمز را بعد از تحریم‌ها مثلاً راه‌انداختیم. البته رهبر شهیدمان اصرار داشت ما در برابر تحریم، تحریم کنیم. مسخره بود. کارت‌هایی داشت برای خنثی‌کردن تحریم که خب محل نمی‌گذاشتند. آقا مجتبی فرمودند رهبر مظلوم. واقعاً مظلوم. حالا این مظلوم بودن با تحمیل صحبت متفاوت است. چرا استفاده نمی‌کردیم؟ برای اینکه ریسکش بالا بود. سنگر را اگر می‌بستی، ممکن بود ابد الدهر مقامات درجه یک ما و رهبر ما را بعد تأسیسات ما را بعد حمله زمینی به ما بکند. همه این‌ها احتمالش می‌رفت و ما نمی‌توانستیم مردم را قانع کنیم و وارد شدیدترین سناریوی جنگ شدیم. دست ما باز شد. رهبر ایران فرمود روزت بخیر. تنگه را، همه چیزهای دیگر هم که می‌شد اتفاق بیفتد، اتفاق افتاد. تأسیسات حمله زمینی، هلیوم (هلی‌برد) که می‌خواست تأسیسات هسته‌ای ما را بگیرد. تثبیت می‌خواهد. هر کشتی که می‌خواهد رد بشود، از این به بعد باید عوارض بدهد. خب به نظر شما به شما عوارض می‌دهند؟ به چه دلیل باید عوارض بدهند؟ الان کی باید عوارض به شما بدهد؟ وقتی کشور تو وضعیت جنگ است که عوارض نمی‌دهد. نتیجه جنگ چی می‌شود؟ شما اول باید کشور را از وضعیت جنگی و این مرحله خارج کنی. وقتی جنگشان ادامه دارد، می‌خواهی عوارض بگیری؟ بر اساس قوانین بین‌المللی می‌خواهی عوارض بگیری؟ بر اساس کدام قانون؟ شما وقتی رفتی یک توافقی کردی، یک پیمان بین‌المللی داشتی؟ هر کی آمد سر تنگه هرمز، می‌رود. بر اساس پیمان بین‌المللی، بر اساس پیمان مثلاً اسلام‌آباد در تاریخ فلان که بین مقامات ایران و آمریکا بسته شده. مثلاً سازمان ملل چه می‌دانم، مقامات و نهادهای قانونی آمریکا تصویب کرده هر کی می‌خواهد رد بشود، عوارض بدهد. مخصوصاً وقتی که شما درخواست ندادی آتش‌بس باشد. شما که دوست داری یک وقفه‌ای بیفتد، نیاز هم داری به اینکه وقفه ایجاد شود. یک دولت با ۱۰ تا دولت نیاز به تنفس داری. نفس می‌دهیم. بابا تجهیزات و امکانات ما در برابر آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها خیلی متفاوت است. بعدش هم دیگر این سردار سید مجید موسوی، سید مجید نقطه‌زن، مجبور شد بنده خدا آمد نوشت که بابا آنی که ترمیم کرد سیستم دفاعی خودش را و سیستم نظامی‌اش را، ما بودیم. کاری بکنند. قطره‌چکان دارند می‌آورند، نشان می‌دهند. فرا مملکت ابری بارانی است. می‌گفتند یکی از دلایلش این رادارهای امارات است که باید کنترل کنند. نشد. به این زودی‌ها که مهار. بقیه چیزهایش هم همین است. ولی شما خیلی از از چیزهایی که لازم داشتی جابجا کنی که خوب نمی‌شود با صراحت و توضیح واضح، توانستی در این دو هفته انجام دهی. از یک طرف رفتی "پایین" به منظور مذاکره برای "اسپید" (سرعت). تنگه لااقلش این است. از این به جنگی همه می‌دانند که این جنگ سر تثبیت تنگه هرمز است و ما اگر توانستیم آمریکا را توی منطقه شکست بدهیم، خود این می‌شود تثبیت تنگه هرمز. یعنی در هر صورت چه طرف بخواهد پا بدهد چه پا ندهد، اولاً که چیزی ازش نمی‌خواهیم. محقق بشود. یکیش محقق بشود، ۱۰ تایش محقق بشود. این پیروزی برای ما. رهبر شهید بعد از جنگ ۱۲ روزه فرمود همین اینکه قلدر شما قبول کرد بر اساس شرایط شما آتش‌بس بکند و به شما اعتمادی پیروزی است.

در روز میلاد امیرالمؤمنین، آقا فرمود مطالعه کنیم. شکست بوده و تحمیل‌کردن فشار آوردن. می‌گفتند اصلاً ما پیروزی کسب نکردیم. جنگ ۱۲ روز سردار ما را زدند و ایشان گفتش که آتش‌بس را چقدر فحش دادند به ایشان بنده خدا. شاهرود سخنرانی داشتم روز آخر آتش‌بس همون ساعتی که اعلام شد، در گلزار شهدا سخنرانی بود. تصویرشان آمد. به سه دلیل ایشان سه تا تبریک گفت. پیروزی دانست این اتفاق. این‌ها مهم است. پس ما پیشرفت گذاشتیم برای مذاکره. از آن پیشرفت که دو تا بود، یکیش را قبول کرد و اجرایی هم شد. در درازمدت آن هم پیروزی است. شما چیزی نزده‌اید. این‌ها لازم بود. یعنی آن‌ها هم اگر استفاده کردند از وقت، ما هم بهره بردیم. نکته بعدی: مذاکره‌ای برای رفع تحریم مال دولت بود، مال شعار دولت بود. دست وزارت خارجه بود. از اول اثر مذاکره‌کننده را رهبری انتخاب نمی‌کرد. مفاد مذاکرات بر اساس اطلاعات آقا در جریان بود، ولی قرار نبود با آقا چک بشود، برای اینکه در حیطه اختیار رهبری نبود. بعد از برجام آقا فرمود "برجام را آن‌جوری که ما می‌خواستیم، برجام را نبستند." بعد آوردند. آقا تأکید کردند که برود مجلس. مجلس تصویب بشود. رفت مجلس. تصویب هم شد. شورای عالی امنیت ملی اضافه کرد. یادتان در سال ۹۴، به نظرم تیرماه ۹۴، اضافه به این شروط. به این ۹ تا شرط برجام را می‌... محقق کردند. برجام کار شما بود. دیدار ۹۸/۳/۱ حضرت آقا با دانشجوها. "خودتان چشم دارید، خودتان گوش دارید. می‌فهمید." "من برجامی که تأیید کردم، آن ۹ تا شرط داشت. آن هم محقق نشد." ممکن است شما سوال کنید چرا رهبری الان کاری نمی‌کند؟ رهبری در امور اجرایی نیست. برجام مال وزارت خارجه. خب الان، الان اصلاً ربطی به دولت ندارد. حتی ربطی به شورای عالی امنیت ملی ندارد. چرا؟ برای اینکه آغاز جنگ و پایان جنگ یکی از شأن رهبری است. تا رهبری اجازه ندهد، اعلام نکند، جنگ متوقف نمی‌شود. این مال رهبری است. رهبری شرط نکته‌ای را لحاظ نکند برای پایان جنگ، جنگ پایان پیدا نمی‌کند. اینکه متوقف شد، ایشان اجازه داده بود. حالا این اجازه‌دادن اثر رضا بوده، علاقه بوده، کراهت بوده، آن یک بحث دیگر است. فعلاً نمی‌خواهیم بهش کار داشته باشیم، چون اصلاً ربطی ندارد. صحبت می‌کنیم.

مهم این است که اولاً رهبری اجازه دادند. چون مذاکره می‌کردند و خیانت می‌کردند و این‌ها. این‌ها تضعیف رهبری معنایش این است. آره، این تضعیف رهبری. برای اینکه شما در همان مسئله‌ای که مربوط به رهبری و شأن رهبری است، می‌خواهی بگویی رهبری قدرت ندارد. به تعبیر خیلی ساده‌اش، عرضه ندارد. راحت بازیش می‌دهند. آن هم یک شخصیتی که مورد اعتماد ایشان. ممکن است بنده شما هزار تا سیاسی، فرهنگی، اجتماعی به ایشان داشته باشیم، ولی الان مسئله مسئله دیگری است. آدمی که تهدید شده، وسط پا شده رفته. خ... خنده‌دار است. اینکه خائن است. چطور وسط رفتنش تهدید کردند که اگر حرف گوش ندهد، بخواهد برگردد، می‌زنیمش که مجبور شدند خیلی امنیتی برگردند. الان چقدر تجهیزات پاکستان زیر فشار میز. "پا شدی، رفتی؟ می‌زنیم." این مال کسی است که می‌ترسد حرف گوش ندهد و دنبال حیله و ترفند است که بزنندش. روشن شد مطلب؟ مجموعه این‌ها نشان می‌دهد که اینجا خیالاتی رخ نداده. بله، اگر بر فرض ضرورتاً ضرورتاً این مذاکرات انجام شد، با آن توضیحاتی که عرض کردم. البته دلایل دیگر هم دارد. یکیش اینه که بین‌المللی داشت علیه ما شکل می‌گرفت که دولت‌های مسلمان هم داشتند حمایت می‌کردند. پاکستان، اندونزی، مالزی، همه داشتند در این اجماع علیه ایران. اندونزی به شدت با قیمت سوخت موافق، بستن تنگه هرمز داشت اثر منفی. همه داشتند فشار می‌دادند به ایران. خب ما آمدیم از این کارت هم استفاده کردیم. جبهه داخلی هم داشت فشار می‌آورد. اگه مثلاً تأسیسات ما می‌خورد، مردم بی‌آب می‌شدند، بی برق می‌شدند. چاک دشمن که قبول کرده بود با ۱۰ تای خودت مذاکره کنه. "مذاکره می‌کنیم." صحبتی باهاش می‌کرد. مخصوصاً این جریانی که این وسط سوسه می‌آید. خائن، منافق است. آقای روحانی بعد کودتای ۱۸ سخنرانی کرد. گفت: "الان وقتش است که رفراندوم، رفراندوم برگزار کنیم." کسی که آن موقع این حرف را زده، نمی‌آمد اینجا سر و صدا کنه. ذهن مردم، جریان داخلی هم گرفتیم، رفتیم مذاکره کردیم، دادیم دست یک آدم مطمئن، درست و یک جوری هم رفتیم. آسیبی برای ما نداشت. فرصت هم برای ما ایجاد کرد. خب الان چی شده؟ الان دوباره این را می‌گویند "مذاکره". خب این‌ها می‌گویند "ما مذاکره نمی‌کنیم. ممکن است جنگ بشود." خب "بشود."

اولا، فضای روانی دنیا به شدت به نفع ما شد. دو-سه تا اتفاق بزرگ به لطف خدا افتاد. اصلاً این کارهایی که خدا می‌کند، خیلی دیدنی است. با اشتباهات ما این مسائل رخ می‌دهد. ملتی که با خداست این شکلی می‌شود. آیا پزشکیان اول آمد یک عذرخواهی کرد؟ صدا ی همه درآمد. "مردم چقدر قدرت دارند؟" توی خیابان پلاک عربی علیه ما شکل می‌گرفت. سازمان ملل می‌خواست یک اجماع ایجاد کند. البته در نهایت روسیه و ترکیه، ایران و ماها مورد حمله قرار گرفتند. عذرخواهی کرد، جو خوابید. دوباره مردم آمدند سر و صدا کردند، دوباره حمله به پایگاه‌های نظامی آمریکا شروع شد. بالا پایین. در این قضیه... در این قضیه آیا عراقچی آمد گفت تنگه باز شده؟ البته ایشان به این شکل نگفته بود، حالا بنده موافق آقای عراقچی هم نیستم، ولی به هر حال باید تقوا و انصاف در صحبت داشت. چیزی هم بود که توافق شده بود. یعنی بنا بود آتش‌بس. اگر در ایران و لبنان این آتش‌بس شود، تو این دو هفته آن هم با شرایطی، با محدودیت‌هایی، تنگه باز بشود. ده روز است که این تنگه را باز نکردیم. "آتش‌بس نمی‌خواهیم." خواستیم بریم مذاکره، این‌ها از بیروت آمدند پایین. آمدند در حد بحث بر سر ز... که همیشه آنجا آتش رفت‌وآمد می‌کرد. جنگ زمین کجا؟ مرز دعوا و جنگ مذاکره با فشارهای بعدی که آورد، آتش بالا رفت. بالاخره ذات خبیث و کثیف او این است. ولی در فضای دنیا جمهوری اسلامی چقدر قوی است که زور می‌آورد، فشار می‌آورد. هم آمریکا را می‌آورد، تسلیم می‌کنند، آتش‌بس می‌گیرد برای یک گروهک شبه‌نظامی که دولت هم ندارد، دولتش هم ضدش است. بقیه بیایند باز کنند و فلان و این‌ها. آمد. بماند. کارهای خدا این است. آیا عراقچی توییتی را آمد اعلام کرد؟ گفت ایرانی‌ها تنگه را باز کردند. ایران و آمریکا با همدیگر مین‌ها را از روی زمین برداشتند. خوب شدیم. قول داده‌اند دیگر آن را نبندند. فردا صبح قرارگاه خاتم اعلام کرد بسته شد. چون زر مفت زیاد زدید، سر و صدا کردید. محاصره دریایی کرد دوباره. همه دنیا تنگه هرمز دست شان. برای بار چندم ثابت شد. یعنی آقا جنگ سوپرمارکت محل که نمی‌جنگید. آیا کسی دارید؟ قوی‌ترین ارتش دنیاست. آلمان، انگلیس و فرانسه مثل سگ ازش حساب می‌برند، می‌ترسند. خدا را داریم ازش نمی‌ترسیم. ولی این بالاخره در محاسبات سر جایش است. یعنی اینکه بر اساس محاسبات مادی سر جایش است. امکانات، توانمندی‌هایش، F-35، F-16 که دارد. لاواهایی (هواپیماهای لاوا) که دارد. رادارهایی که دارد. بودجه نظامی. تعداد سربازی که دارد. پایگاه مزدوری که دارد. جاسوس دارد. توی همین شهر شما چه‌کار کردند؟ رهبر انقلاب فرمود جاسوس داری؟! مگر نفوذی داریم؟ البته داریم. این هم ۱۱ تا دانشمند هسته‌ای ما سر به نیست شدند. معلوم نیست، ولی اصلاً توازن قابل مقایسه نیست. برای اینکه ۵۰ روز شما شده، نه برق قطع شده. سانحه‌ای عجیب که می‌خواهد کشور را متحول بکند، رخ داده. با اینکه فولاد را زده، پتروشیمی. این‌ها خیلی عجیب است. در جنگ با عراق با اینکه صدام خیلی مسلح بود، روز پنجم جنگ سرباز آمریکا توی بغداد، توی خانه‌ها بودند. زن و بچه‌ها را بیرون کردند. این پیروزی شکست است. ما از مسئولین راضی هستیم؟ نخیر. آیا ممکن است تحمیل شده؟ آیا مثلاً کارشان در همه مسائل خوب بوده؟ نخیر. مذاکرات قبلی شده بوده؟ نخیر. رهبر انقلاب از مذاکرات راضی بودند؟ نخیر. این مسائل را نباید با همدیگر قاطی کرد. دو تا بخش کاملاً مجزا است. شرایط را ببینید. اولاً برای همه دنیا ثابت می‌شود قدرت ما ثابت می‌شود. تسلطمان به تنگه هرمز هم ثابت می‌شود. بعدش هم برای همه دنیا ثابت می‌شود ادامه این جنگ با یک دنده و کله‌شق نبودن. هم برای بیرونی‌ها ثابت می‌شود هم برای شماهایی که نبودیم که گذاشتیم روی دور جنگ و دعوا. گفتیم دیگر "شهرام بهرام هم نمی‌شناسم. می‌خواهم تا تهش برم." اگر طرف حاضر باشد با ما گفتگو منطقی بکند، با شخصیتی که ترورش می‌خواستند بکنند، فرستادیم. ۲۱ ساعت مداوم با این‌ها گفتگو کرد. چه‌شکلی باید ثابت کنیم که ما دنبال جنگ نیستیم؟ بحث دیگری است. این جنگ ادامه دارد، ولی میدان‌های جنگ، میدان‌های متنوعی است. حالا اگر لازم شد، در مورد آن صحبت می‌کنم.

ادامه قضیه چی می‌شود؟ اگر بخواهد جنگ بشود، بر فرض ما اولاً جنگ را مهار بکنیم، متمرکز بکنیم روی تنگه هرمز. این خودش پیروزی است. یعنی از فضایی که تأسیسات و این‌ها باشد، چون او وقتی می‌خواست تأسیسات را بزند، دنبال زدن تأسیسات نبود، دنبال تهدید بود. من یک چیزی را گفتم توی جلسه‌ای در مشهد که پرجمعیت جلسه باشکوه بود. خستگی‌تان در برود. پدر مادرای جوان‌تر! توی این گوشی‌ها به اسم "ممدقلی" یادتان است؟ ممدقلی اپلیکیشن، نرم‌افزار. بچه‌ها که اذیت می‌کنند، پدر مادرها که عاصی می‌شوند، به این بچه می‌گوید: "اگه گوش ندی... اگه نخوابی... اگه غذاتو نخوری... اگه مثلاً موهای خواهرتو بکشی... زنگ می‌زنم ممدقلی بیادا." الکی است. می‌زنی "خراشید و نکره"، سلام. کیه؟ این. بچه‌ها به گریه می‌افتند، به التماس. همه اسم ممدقلی می‌آید. ممدقلی یک ابزار، یک حربه برای آرام کردن بچه است. ماهی کوچولو اذیت می‌کرد، بهش گفتم: "اذیت کنی زنگ می‌زنم ممدقلی." ممدقلی. وقتی بچه نمی‌ترسد، شما چه‌کار می‌کنی؟ مرحله بعدی شما میگی: "عزیزم، قربونت بشم بابا، تو رو خدا بگیر." ممدقلی میگه: "تأسیسات می‌زنم." این ممدقلیشه. "سرباز بفرستم؟ امکانات؟ هر بمبی که می‌زنم چقدر هزینه دارد؟ بردارم بزنم؟" بعدش هم من عمو ترامپ بودم، قرار بود کمک برسانم. ایرانی‌ها دارند فحشم می‌دهند. می‌گویند "عمو ترامپ!" می‌خواهم بترسانمت. "خودت پاشی بری تو." بی‌نظیر است ملت. بی‌اعجاب‌انگیز است. توی تاریخ مثل این‌ها سراغ نداریم. البته دست‌پرورده این دو تا امام بزرگوارمان، امام راحل و امام شهید. گفت: "این‌ها را می‌زنم." گفت: "این پل خرمشهر و اهواز و آبادان و این‌ها را می‌زنم." مردم چند هزار نفر رفتند روی پُل‌ها ایستادند. ترامپ برگشت، گفت: "نه خب، من برای چی بزنم؟ بیا با هم گفتگو کنیم." ممدقلی را بردار، بیار. صحبت کنه. می‌ترساند، فقط کارش ترساندن است. این نکته مهم است. ما وقتی که نترسیدیم، ممکن است جنگ بشود.

اولاً مزیت فوق‌العاده‌ای که نسبت به آمریکایی‌ها داریم، محاسبات ظاهری جنگی‌مان متفاوت است. جنگ زمینی برای جنگ هوایی. خلبان جنگنده می‌آید، می‌زند و می‌رود. یک خراش هم به صورتش نمی‌افتد. حالا مثلاً نهایتاً یکیشان را می‌زنند، آن خلبان هم می‌افتد. حالا یا بیرون ایران می‌افتد یا در ایران می‌افتد. آن هم بعداً یک داستانی پیش می‌آید که نمی‌فهمیم چی می‌شود. این کلاً تلفاتی برای ما ندارد. آسیبی ندارد. ولی وقتی سرباز آمریکایی آمد پایش را گذاشت روی خاکمان، فله‌ای، وقتی این‌ها را اسیر گرفتیم، این می‌شود کارت برد برای ما. در جنگ زمینی برتری داریم. یک دلیلش هم این است: ممکن است سرباز کلاسیکمان کمتر باشد، امکانات و تجهیزاتمان کمتر باشد، ولی مسئله این است که مردم فوق‌العاده هستند. ۳۰ میلیون نفر گفتند ما "جان فدا هستیم." ۳۰ میلیون. می‌خواهید پاشم برم آن‌جا پشت تنگه هرمز. آقا ۳۰ میلیون نفر مگر ۳۰ کیلومتره دیگر این ۳۰... بمب اتم بزند. من یک مثالی هم گفتم چند؟ این مسابقه شهروند و مافیا را نمی‌دانم بازی کردید، دیدید یا نه؟ حتماً دیدید دیگر. الان بلدید. توی پایتخت هم دیگر نقی و ارسطو شهروند و مافیا بازی می‌کردند. مافیا اول که معلوم نیست مافیاست، تا وقتی که معلوم نیست مافیاست، شهروندها را به جان هم می‌اندازد، خرابکاری می‌کند. وقتی یک چیزی می‌شود که لو می‌رود، شهروندان همدیگر را پیدا می‌کنند، علیه مافیا دیگر شکست مافیاست. تهمت بزند فایده ندارد. شهروند می‌خواهد شب‌ها بکشد، اصطلاحاً می‌گویند شات شب، شب تیرش کند، بکشد. شهروند ها علیهش بودند، زدند، کشتند. شهروند ها وقتی می‌کشد، شهروندان بیشتر متحد می‌شوند. مافیا زودتر شکست می‌خورَد. الان اوضاع آمریکا این شکلی‌ است. چه‌کار کند؟ لو رفته که مافیاست. بکشد، مردم بیشتر متحد می‌شوند. نکشد، مردم دارند با هم دست گرفتند. همه فکر می‌کردند شب‌نشینی‌ها و تجمعات شما سه شب بیشتر دوام نمی‌آورد. من روز اول یادم است. عزیزانی که با هم گفتگو می‌کردم. آن‌ها که وارد بودند، گفتم ما سه روز بتوانیم مردم را توی خیابان نگه داریم که فقط بریم سمت اینکه رهبر بعدی انتخاب بشود. بعد سه روز رسید به ۳۰ روز. ۳۰ روز دارد می‌شود ۶۰ روز. هیچ حرفی هم توی محرم و صفر درباره توقف محرم و صفر هم خودش دو ماهه. آن هم هستیم. جنگ هم تمام بشود، باز هم هست. یک میدانی در مشهد سخنرانی می‌کردم. یکی بعد جلسه آمد: "خیابان‌ها را خالی می‌کند." می‌گویم "صَفا می‌کند، کیف می‌کند." این انرژی، این حرارت. دیشب شاهرود جایی سخنرانی می‌کردم. یکی از مناطق بالاشهر و لاکژال. فضای شهر عوض شده است. تا قبلش تظاهرات بیمه ی ولایتی‌دینی بود. الان تظاهرات شده تظاهرات مؤمنانه. ما اصلاً فکر نمی‌کردیم این‌قدر باشیم، ما اصلاً فکر نمی‌کردیم مذهبی به این تعداد داشته باشیم، این‌قدر چادری داشته باشیم، این‌قدر انقلابی داشته باشیم. توی نمازجمعه‌هایمان هم این‌قدر نبودند. انتخابات نبودند. تازه از طرف مقابل هی دارد به ما اضافه می‌شود، بیشتر می‌شود. آن‌ها هم که یکم می‌ترسیدند، توی دلشان علاقه بود، از اطرافیان می‌ترسیدند، الان همان‌ها هم می‌آیند. فضا کامل به نفع ماست. بعد کف خیابان جواب می‌دهند. پلاکاردها می‌رود بالا. شعارها، دست‌نویس‌ها، موشک‌ها. بنویس! حسن اوضاعی شده. از جو باخت به لطف خدا در آمدیم. خیلی دستمان دارد بهتر می‌شود، برتر می‌شود. این لگوهایی (انیمیشن‌های لگویی) که درست می‌کنند، لابد انیمیشن. یکی از دوستان ما که همکاران ما که متولد آمریکا. سال‌ها لس‌آنجلس بوده و بعد آمده ایران، الان با هم همکاری‌هایی داریم. انگار ۲۰ سال توی آمریکا بزرگ شدند. این‌قدر دقیق این‌ها دارند انیمیشن می‌سازند. این‌قدر با ادبیات مردم آمریکاست. یک دانه از این انیمیشن‌های لگویی که ساخته بودند، میلیارد بازدید داشته توی توییتر. جو ریخته به هم، پدر ترامپ را درآورده است. خب ترامپ چه‌کار کند؟ بجنگ، محکوم است. نجنگ هم شما در می‌آوری. آمار محبوبیتش روز به روز دارد کاهش پیدا می‌کند. نه جنگ تنگه هم دست شما است. بنزین دارد می‌آید پایین. چهار روز دیگر جام جهانی است. خرداد ماه جام جهانی است. اوضاع بخواهد این شکلی باشد، مردم تحمل نمی‌کنند. قیمت بنزین توی خیابان یکم ناامن بشود. اغتشاش همین الان میگویم. هتل‌هایی که بنا بوده جام جهانی برگزار بشود، رزرو نشده است. هیچ‌کسی استقبال نکرده است. جام جهانی آمریکا به شدت دارد ضربه اقتصادی می‌خورد. برگزار بشود کسی نرود یا برگزار نشود، این یک بزرگ ترین مشکل برای آمریکا است. تو چند بار دیگر توی آبان ... صحبت از تفاوت کنگره است. معمولاً کنگره، ۹۵ درصد کنگره‌هایی که انتخابات برگزار می‌شود، مثل انتخابات مجلس ما می‌ماند. یک دولتی وقتی مستقر است، بعدش انتخابات کنگره می‌شود، ۹۵ درصد کنگره‌ای که برگزار می‌شود، علیه آن دولت مستقر است. یعنی اگر جنگ هم نبود، ۹۵ درصد مخالفین ترامپ رأی می‌آوردند. الان تقریباً می‌شود گفت ۱۰۰ درصد ما مطمئنیم با روزهایی که الان هست، مخالفین ترامپ رأی می‌آورند. مخالفین ترامپ هم با چه شعاری رأی می‌آورند؟ "قانون می‌نویسم برای هم استیضاح ترامپ." "بودجه نظامی جنگ را قطع کردند و خروج آمریکا از جنگ." یک اتفاقی که رخ بدهد. این هم باز با ما است.

ما در شرایطی هستیم که همه عوامل به لطف خدا در دست ماست. ولی باید اعتماد کنیم. مسئله مهم این است. آن چیزی که امروز برای ما خطرناک است، این است که ما را نسبت به مسئولینمان بددل کنند. ولی بدبینی، یک شکافی انداخته، می‌آید بین ما و آن‌ها. می‌افتند به جان همدیگر. این خیلی... در بعضی تجمعات دیدم و شنیدم که توی تجمع مردم با جر و بحث‌شان درگیر می‌شود. حق هم دارند. توضیحی که عرض کردم، حق هم دارند. ولی یک ریزه‌کاری‌هایی است که بهش دقت نمی‌شود. این نکته را ان‌شاءالله بهش توجه کنید. ان‌شاءالله به لطف خدا پیروزی به دست می‌آید.

بفرمایید! "سؤال در مورد اعزام حجاج." این مطلب مهمی است. نگرانی درستی است. می‌فرمایند که اعزام حجاج به عربستان، گروگان‌گیری ۳۰ هزار نفر است. کم نیست. بگویند که تا تنگه را باز نکنید، اورانیوم را تحویل ندهید، ماهی ۳۰ هزار نفر به شما تحویل نخواهیم داد. این نگرانی به جایی است. سابقه آل‌سعود نشان داده این‌ها از جنایت فروگذار نمی‌کنند. جنایت‌های فراوان. رهبر شهید ما می‌فرمود: "در منطقه بلکه در دنیا دولتی به خباثت آل‌سعود نمی‌شناسم." رهبر شهید. این‌ها مرتکب ترور بیولوژیک شدند. از آن اتفاقاتی که افتاد توی داستان جرثقیل، حادثه منا، کشتار حجاج دهه ۶۰ با لباس احرام، به جرم جنایات در حرم. در حرم که کبوتر را نمی‌توانی بگیری، شاخه درخت را نمی‌توانی بکنی. در حرم با لباس احرام به خاطر اینکه می‌گفتند "مرگ بر آمریکا"، به تیر بستند، رگبار بستند، کشتند. امام فرمود ما از صدام بگذریم، از آل‌سعود نمی‌گذریم. حاجی‌های ما را.... الان هم شرایط این‌طوری است که حامی جنگ ما یک طرف جنگ. بعضی از این تجهیزات نظامی که گرفته می‌شود که مال سعودی است. تجهیزات چینی. آمریکا... آمریکا تجهیزات چینی ندارد. یا امارات دارد تجهیزات چینی. یا عربستان. پس از این چیزهایی که سقوط می‌کند، تجهیز ات عربستان و امارات است. یک طرف جنگ ماست. اسم عربستان Epstein خوانده می‌شود. رفیق فابریک Epstein، بن‌سلمان. گفتم این‌ها را. حالا الان هم می‌گویم برای شماها. داستان اپیزود که دیگر همه می‌دانید دیگر. جزیره Epstein و کارهایی که شد آنجا. یک بتی داشته به نام بت بعل. اسناد در هتل. در قرآن آمده از بت‌های جاهلیت. در قرآن. یکیش "اَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ اَحْسَنَ الْخَالِقِينَ" (سوره صافات، آیه ۱۲۵). این بت. برای اینکه قدرت پیدا کنند، این شیاطین برایش کارهایی را انجام می‌دادند. یکیش این بوده که بچه کوچک، بچه نوزاد سر می‌بریدند، خونش را تقدیم می‌کردند. جزیره Epstein این کار بلکه بدتر از این‌ها را انجام می‌داد. دل و روده این بچه را در می‌آوردند، می‌خوردند. بدنش را کباب می‌کردند. مثل شهید اول تجاوز می‌کردند. حالا نمی‌شود توضیح بیشتر بدهم که چرا این تجاوز انجام دادند بعدش می‌کشتند. دیگر خیلی دلخراش. یک کارشان دیگر چه‌کار می‌کردند؟ پرده کعبه. پرده کعبه را کی می‌فرستد؟ این‌قدر صمیمی بود که بن‌سلمان عکس یادگاری دارد. دو تایی این عکس را زده دفتر کارش. بغلش از شدت علاقه بن‌سلمان. ۳۰ هزار تا پاک‌ترین آدم‌هایمان. این‌هایی که توی همین مملکت همه دنبال می‌کردند سر این‌ها را ببرند، این‌ها را بکشند. خیلی‌هایشان دانشمند، روحانی، فضلا، روحانی کاروان، دانشجویان خوبمان، شخصیت‌های علمی، رسانه‌ای ما. ۳۰ هزار تا. "کُلی باید بفرستیم؟" تو چه استطاعتی داری؟ چند تا چیز برای استطاعت وجود دارد: استطاعت مالی، استطاعت بدنی، استطاعت امنیت. یعنی چه؟ یعنی من هم توان داشته باشم اعمال را انجام بدهم، هم پول داشته باشم برم برگردم. همراه با اینکه جان من در خطر نباشد. حتی گفتند اگر آبروی من هم در خطر باشد، استطاعت دیگر ندارم، حج آن سال به من واجب نیست. جان کامل در خطر است. احتمال گروگان‌گیری خیلی جدی است. بله، امروز هم دیدم یک خبری از کمیسیون امنیت درآمده بود که فعلاً این قضیه اعزام حجاج را بررسی کنند. قضایایی که مطالبه شما مردم است خیلی اثر دارد.

یک جمله‌ای که ازش جا مانده، بگویم. کار شما توی این مذاکرات چیست؟ نکته ظریفی که من بهش توجه کردم، این است. بعضی آقا که فرمود آقا سید مجتبی که فرمود: "مردم باید فریاد بزنند." این فریاد باید علیه مذاکره‌کننده‌ها باشد. باید بزنیم خط قرمز. یک نکته مهم هم می‌گویم، در گوشی رد می‌شوم. تا به حال مذاکره برای پایان جنگ بود. ممکن است عوامل فتنه‌ای که بکنند که شاید از فتنه مسئولین این باشد، این مذاکره پایان جنگ را مذاکره معین کند. این کی خطرش بیشتر است؟ آن وقتی که طرف مقابل حاضر بشود یک "شوت نقدی" به ما بدهد. مثل چی؟ مثل رفع همه تحریم ها یک‌جا انجام بدهد. قبل از مذاکرات، مخصوصاً قبلش. یکم مشکلات اقتصادی مردم. الان داریم می‌بینیم دیگر. دوباره شرایط اقتصادی دارد مثل دی‌ماه می‌شود. هم توی این دوره بعد جنگ گرانی‌ها اتحاد را از بین برد. چون قضایای دی‌ماه. الان هم دوباره بعد این‌ها دوباره این گرانی‌ها پیش می‌آید. عوامل داخلی زیاد، مزدور و نوکر زیاد دارد. این‌ها می‌آیند بازار را دست می‌گیرند. احتکار می‌کنند. گرانی درست می‌کنند. دلاربازی سرش در می‌آورند. آستانه تحمل مردم صفر است. بعد ترامپ از آن‌ور. سعدی گفته که در گلستان می‌گوید: "دشمن وقتی که از هر حیلت فرو ماند، سلسله دوستی بجنباند." سعدی که هم می‌داند اوضاع هم روز را، شیرازی می‌فرمود ما توی زندان که خطرناک‌ترین کاری که ساواک با ما می‌کرد، این بود: اگر می‌خواهیم مطالعه کنیم، این چیزها را باید خط قرمز. یکی اینکه آقا حتی اگر تحریم‌ها را یک‌جا برداشت، باز هم تنگه نباید باز بشود. مدیریت نشود. دوباره همین قضایا پیش می‌آید. دست شما نیست.

آیت‌الله شیرازی می‌فرمود ما توی زندانی که بودیم، تا وقتی شکنجه می‌کردند، غصه ای فشار می‌آوردند، شلاق می‌زدند، مشکل بود. مشکل یک کتاب خوبی آوردن، سیگار خوبی آوردن. نمازخوان مؤمن از جنس خودم. با ما صحبت می‌کردند. چرا؟ چون آنجا طرف احساس می‌کردی ساواکی‌ها آن‌قدر هم بد نیستند، دلسوز ما، مهربان. شکنجه چابکی مهربان است. خودش هم دستش زیر فشار نیست. نه، تحریم هم اگر بردارد، تحریم مال برجام بوده که باید برمی‌داشته. اینجا ضربه‌زدن، رهبر ما را شهید کردند. قصاصی که بابت این شهادت است. خون‌بهایی که بابت شهداست، سر جایش. یکی از آن سه‌تایی که رهبر انقلاب فرمودند، خون‌بها. "تازه خون‌بهایش را هم بدهند. همه را بدهند. تحریم‌ها را هم بردارند." تنگه باز شو! تنگه باید باز باشد. مسئله بسته‌بودن تنگه نیست. تنگه که باید باز بشود، اما جنس باید برود بیاید. مسئله این است که عوارض باید بگیریم. بسته باشد. ما می‌خواهیم عوارض بگیریم. قدرتی می‌شود کنترل تنگه هرمز. پاسخش این است که ما می‌خواهیم اسرائیل را نابود بکنیم که آزاد شویم. جنگ جنگ دفاع است. ما ترکیبی عمل می‌کنیم، هجوم ما هم ترکیبی است. جنگ جنگ منطقه‌ای، هم جنگ اقتصادی، هم جنگ رسانه‌ای، هم جنگ سیاسی، دیپلماتیک، هم جنگ نظامی. شما الان برای اینکه دولت‌های دیگر دنیا را مجاب کنید که از اسرائیل حمایت نکنند، همان کاری که اسپانیا کرد. چرا؟ اه اهرم تنگه هرمز که داشته باشی، تا یکی یک گوشه چشم بهش می‌آید، ممدقلی. دیگر اینجا تو داری ممدقلی را. تنگه هرمز، اینجا با همدیگر "غلط کردم." این کارت دست شماست. این اتفاق وقتی افتاد، پشتوانه دیپلماتیک اسرائیل از بین می‌رود. بعد شما یک اهرم اقتصادی داری. فشار که آورد، مردم دنیا هم به دولت فشار می‌آورند. هم ابزار رسانه‌ای داری، هم ابزار مردمی داری، هم ابزار اقتصادی داری. وگرنه با تجهیزات و امکانات شخص شما، دولت شما، مملکت شما، اسرائیل هم معلوم نیست به این زودی‌ها ساقط بشود. بابا اسرائیل قدرت هوایی دوم دنیا است. بالاتر از آلمان، فرانسه. امین و دولت دوم. سؤال خواهرمان این است: هیئت‌رئیسه مجلس اعلام کرده که اگر آمریکا محاصره دریایی را برندارد، این در حکم نقض بحث آتش‌بس است. مغز آتش‌بس که برقرار باشد، دست ما برای یک حرکت باز است. الان چند تا سناریو: جلسه را تمام کنیم؟ آمریکا یک حمله‌ای بکند، آتش‌بس نقض بشود. ما یک سناریو این است که همین چیزهایی که تا به حال بوده را به عنوان نقض آتش‌بس استفاده کنیم. با این اهرم یک ضربه‌ای، یک اتفاق دیگر. آتش‌بس تمام بشود، جنگ هم شروع نشود. بشود مثل قضیه جنگ ۱۲ روزه. این خیلی خطرناک است. دست ما بسته می‌شود. ضربه بزرگ به ما بزند. وارد جنگ و شرایط اقتصاد مردم. مانده‌ام چه‌کار بکنم. خیابان‌ها خلوت می‌شود. این شور می‌افتد. وضع اقتصادمان بدتر می‌شود. بازارهای دنیا رفت. ترامپ مدیریت می‌کند، توییت می‌زند. فردا نفت از روی حساب می‌شود. این‌ها با من توافق کردند. قول داده‌اند. دارند شرایطی را تحمل می‌کنند. این مسئله خیلی مهم است. لذا این جمله به نظرم نمی‌رسد. معنایش این است که آقا همین یک دانه را بردار. دوباره مثلاً بیایم با همدیگر "رفیق" شویم. می‌خورد که تو اگر محاصره را برندی (برنداری) به من این اعلام آتش‌بس را نقض کردی. پس من دستم باز می‌شود برای اینکه تو را با کارت‌هایم استفاده می‌کنیم برای ضربه بعدی. این خیلی محتمل است. ان‌شاءالله که همین هم باشد. یعنی قضیه جنگ ان‌شاءالله به این نحو، ولی با مدیریت و با تدبیر.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات روایت اقتدار