قواعد امامت و ظهور

جلسه دوم

00:52:35
13

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و ابی‌القاسم المصطفی محمد طاهرین و لعنت الله علی الظالمین.

اکنون غروب جمعه است و روز مولا و صاحب ولیعصر، ارواحنا فداه. ظرف محبت و ولایت و توجهات خاصه حضرت بقیةالله بشود. صلوات قرائت ختم بفرمایید. صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

جلسه قبل بحثی را خدمت عزیزان عرض کردیم، مبنی بر «قواعد امامت». عرض شد که ظهور امام زمان قواعدی دارد و برای یاد این قواعد و کشف این قواعد، اول از همه باید قواعد امامت را کشف کرد. خب، بحث امامت هم بحث پردامنه‌ای است. ما نمی‌خواهیم در اطراف مسئله وارد بشویم؛ هر گوشه بحث خاص خودش را دارد. کما اینکه مرحوم آیت‌الله سید محمدحسین حسینی تهرانی، ایشان به برخی مباحث امام‌شناسی ورود پیدا کردند و هجده جلد بحث کردند و شاید همان مباحثی هم که مطرح فرمود، به سرانجام نرسید. یعنی باز خود آن مبحث و اطرافش بسیار گسترده است و در مورد هر کدام صحبت کرد. لذا غرض این نیست که وارد مباحث امام‌شناسی توفیق دهد.

ان‌شاءالله برخی قواعد امامت و قواعدی که در رابطه امام و امت است و از آن بشود قواعد ظهور را کشف کرد، ان‌شاءالله ابتدای امر بحثی را از کتاب تفسیر شریف المیزان، خدمت عزیزان مطرح کردیم. آیه ۱۲۴ سوره مبارکه بقره. به این بخش از طباطبایی رسیدیم که کار امام را می‌خواهد توضیح دهد. امام حالا چه‌کار می‌کند؟ تفاوتش با نبی علیه‌السلام امام بود. در اواخر عمر هم امام شد. مقام امامت غیر از نبوت، مقامی غیر از مقام اطاعت، غیر از ریاست امام، یک جایگاه دیگری است. این بحث‌ها از بحث‌هایی است که کمتر به آن اشاره شده.

می‌فرماید که هر وقت ما قرآن را بررسی می‌کنیم، هر وقت که بحث امامت آمده، در قرآن پشت‌بندش بحث هدایت آمده است. امامت و هدایت؛ هدایتی که صرفاً شما بیایی راه را نشان بدهی و این‌ها. این را مؤمن آل فرعون هم داشت. هدایت امام نمی‌خواهد. این هدایت، هدایت در حد و سطح امام نیست. هدایتی که در آیه قرآن، یکی در سوره مبارکه انبیا، فرمود که: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا». و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما، هدایت می‌کردند.

امام کسی است که هدایت با معنای سببیت دارد. به واسطه امر هدایت می‌کند. به سبب امر هدایت می‌کند، نه به سوی امر. به سوی امر اشتباه است گرفتن امر را هم که باز به همین معنای تکلیف و این‌ها اشتباه است، گرفته‌اند. خیر. خود قرآن امر را در برابر خلق تعریف کرده. عالم امر و عالم اراده و عالم «کن فیکون» می‌داند: «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ». و هدایت به امر، هدایت با این مقام امری نیستش که به معنای تکلیف و دستور و این‌ها باشد. از خود فرهنگ قرآن است.

پس هدایت به این معناست. این آیه از جهت دیگر خیلی دقیق است که حالا باهاش کار داریم، که سبب رسیدن به امامت، امامت را هم تو این امام قرار دادیم که هدایت به امر می‌کنند. «جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ». و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما، هدایت می‌کردند؛ بدان جهت که صبر کردند و به آیات ما یقین داشتند. رمز رسیدن به مقام امامت اینجا یکی وصف هدایت آمده و یکی هم قید امر. امامت مطلق هدایت امر خدا چیست؟ با حضرت حصر. امر او فقط این است که وقتی اراده می‌کند چیزی را، مقام تساوی اراده و ایجاد می‌شود. عالم امر، امر خدا مثل چشم به هم زدن است. یعنی این تشبیه معقول به محسوس است. یعنی این‌قدر زمان کم است و زمان معنا ندارد در مقام امر و ایجاد. در واقع عالم امری که در این آیه آمده، از سنخ تکوین است، نه صنف تشریع. امر تکوینی است. کار امام این است که هدایت به امر تکوینی می‌کند. تکویناً تصرف می‌کند. اطلاعاتی دارد. باید بیاید به یک قله‌ای برسد. تازه خود همان هم مراتب حوزه تصرفشان برخی بیشتر است، برخی کمتر.

حضرت ابراهیم علیه‌السلام... بخوانم بعد توضیح بدهم که حضرت ابراهیم به امامت رسیدند، امامت چی بود؟ امام ما دارد چه‌کار می‌کند؟ خیلی بحث مهمی است. فرهنگ قرآن می‌فرماید که آیات مربوط به سوره سجده و سوره قمر، بحث امر را مرحوم علامه می‌فرماید که مراد به کلمه زمان اجمالش این است: عالم خلق و امر دو تا عالم هستند. در عالم خلق تغره اشتباه است، شاید مراد "تغیّر" یا "تغییر" باشد تدریج دارد. پوسیدگی، کهنگی است. مانعی نیست. دو مرتبه‌ای، یک مرتبه باید جعل بشود، یک مرتبه باید اتصال بشود. همان که اراده می‌کند می‌آید. کار معصوم در مقام تشریع، البته توش هیچ بحثی نیست. هدایت. ولی اینکه می‌فرماید امتیاز معصوم در مقام امامت نسبت به نبی، تصرف در تکوینات است. مثال‌هایی عرض خواهم کرد.

پس امام هادی «یهدی به امر ملکوتی». امام هدایت‌کننده‌ای است که به وسیله امر ملکوتی که مصاحب اوست، هدایت و هدایت به معنای بردن می‌کند. امام می‌برد، راهنما نیست، راهبر است. راهنمایی خب البته کار مُنذِرین و شأن نبی این است. فقیه هدایت می‌کند با امر تشریع. نبی هدایت قوانین پیشگیرانه، قوانین عبادی تعیین می‌کند، فردی تعیین می‌کند، اجتماعی تعیین می‌کند، اقتصادی تعیین می‌کند. تعیین کار امام این نیست. پیغمبر اکرم این تعیین و تشخیص صورت گرفته. حالا امام می‌خواهد تصرف بکند تو ملکوت عالم. فراز بعدی باشد احتمالاً برای جلسه بعد.

اساتید، خودم جسارت می‌کنم. حضرت ابراهیم علیه‌السلام وقتی که امام شد، چه‌اتفاقی برایش افتاد؟ آخرین مرحله‌ای که برای حضرت ابراهیم پیش آمد چی بود؟ جلسه قبل اشاره کردم: یک زمین بیابان لم‌یزرع هم نبود، عدم ملکه بود. اصلاً شأنیت زراعت نداشت. کار امام تصرف تو تکوین است، نه فقط راه نشان دادن. کار امام بردن است. ایجاد بحث در نفوس. یک وقت است شما بحث تشریعی دارید. شما امر می‌کنی. هیئت افعل دلالت بر بحث تشریعی دارد. شما این را می‌خواهید که در او یک بحث ایجاد بشود، ایجاد می‌کند. برسد یا نرسد، نوبت به اصول عملیه برسد یا نرسد، این حرف‌ها نیست.

حضرت ابراهیم وقتی امام شد، چه‌اتفاقی برایش افتاد؟ خدا حج را به او واگذار کرد. مقطعی نیست، یک دوره‌ای باشد تمام بشود. با اذان او دارند می‌آیند. نشانه‌ها مال اوست. «فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ». در آن نشانه های روشنی است؛ مقام ابراهیم کار اذان ابراهیم. در روایت دارد که هر کسی که حج می‌رود، کسی است که خبر از عالم ذر داده، یا لسانش خبر از عالم تکوین است. برخی اصلاً عالم تکوین این پاسخ دعوت حضرت ابراهیم را دارد می‌دهد. هر تعدادی که امر امامت این‌طوری است. دیگر دستور و بخشا اشتباه است و این‌ها نیست. کشیدن، بردن. ایجاد بحث. مردم می‌آیند با چه‌شوری، با چه‌شوقی، با چه‌استقبالی.

فتح مکه. بتخانه درآورد. امیرالمؤمنین بود که این بت‌ها را زد، شکست. حج احمدی، ابراهیمی. اطلاعات را گذرانده، امام شده. این دیگر بالاتر از این است که ما دنبال دلیل شرعی و دلیل روایی و این‌ها بگردیم. امام دارد کار می‌کند. اربعین دنبال روایتند. برای پیاده‌روی اجتماع عظیم اربعین که دیگر روایت نمی‌خواهد. این کار امام است. هر کاری می‌خواهد بکند، یک تعبد غلط است. معصوم دارد ایجاد بحث می‌کند. خلاف ضروریات، خلاف بدیهیات، خلاف مصلحت. قبل از ظهور، از روایت فراوانی برمی‌آید که حضرت کار می‌کنند، جمع می‌کنند. یاران جمع می‌کنند، دشمنان را یک‌جا جمع می‌کنند. این کار امام است. دشمن جمع می‌شود در شام، از بیرون حمایت می‌کنند. همه این‌ها را هم با اسم و نشانه ذکر کردند. محور اهل‌بیت، پل زیارت اهل‌بیت، تسبیح به کربلا می‌شود، تسبیح به این اجتماعات می‌شود.

بشارتی که زینب کبری سلام‌الله‌علیها به امام سجاد علیه‌السلام می‌دهد. آن حال خاص برای شما که برای ایشان حاصل می‌شود. عزیز دل برادر، شما محزون نباش. من که از پیغمبر اکرم به ما خبر داد و من تصدیقش را از پدرم امیرالمؤمنین گرفتم، جماعتی می‌آیند در آخرالزمان، می‌آیند هولینگ اشتباه است، شاید مراد "هروله کنان" یا "هجوم آورده" جمع می‌شوند اینجا. اربعین وارد نشده. انقلاب ما نگاه متحجرانه که امام ازش حرف می‌زد، این است. نگاه متحجرانه این است. دست معصوم تو ماجرا نمی‌بیند، دنبال روایت معصوم می‌گردد. نازل‌ترین سطحش تحویل می‌برد، تطبیق می‌دهد، بفهمد. یک فهم معکوس. چه‌قدر می‌شنوم گاهی از بعضی از آدم‌های بی‌بصیرت، آدم‌های کم‌عمق. چه‌قدر این فهم، فهم پایین و سطحی است. یک درگیری که حضراتی که خوردند و بردند و یک چیزی شدند. امیرالمؤمنین بود، گذاشتی. کوفه را بعداً این کوفه را دست گرفته، بعداً بزرگ شده. وقتی که می‌آید حمایت مردم را دارد. زیاد تحلیل صحبت بکنم، روشن، مُحرَز، مشخص است که این انقلاب به عنایت امام زمان است. ذهن بیمار داشته باشد. روشن است که این ماجرای اربعین یک امداد الهی است، یک نصرت است. امام زمان دارد می‌کشد، می‌برد. این ایجاد بحث و کشیدن و بردن و سال‌به‌سال دارد سخت‌تر می‌شود. تهران، بلیط اتوبوس از اینجا تا مرز سه برابر. ویزا چند برابر شد. الحمدلله دولت تدبیری‌ها.

ماجرای مختار. امام سجاد علیه‌السلام تو باطن عالم دست برده. تکویناً این‌ها را جمع کرده. از عبرت عاشورا بوده حاصل بشود. این کار امام است. اینکه شما ببینید بخش آخر کتاب شریف لهوف، عاقبت این قتله است. مُحَرِّمی اشتباه است، شاید مراد "مقتل" باشد می‌خورد، نه مقتل آنچنانی دارد. یک بخش بسیار عجیب و عظیمی است. آن کسانی که نخود و لوبیا اشتباه است، شاید مراد "غنیمت" و آن طلا و جواهراتی که بردند، چشمان معصومین را معلولیت کردند، لباس اهل‌بیت. لفظ چه‌اتفاقاتی افتاد. شترهایی که بود منفجر، آتش گرفت. پول‌هایی که این‌ها گرفتند، پول‌ها تبدیل به خاکستر شد، نشان دهد. جریان امام خودش دارد یک جاهایی کار می‌کند. آدم‌هایی تو این سطح نیست. شام چه‌اتفاقی توش می‌افتد؟ شامی که از زمانی که خلیفه دوم خلیفه بوده، یک چیز عجیب و غریب. از آن دوران مستقر شدند تو شام. متن درسی نوشتند برای اینکه بغض اهل‌بیت را تو دل‌ها بگذارند. رسانه‌ها دست این‌هاست. مختصات در نظر بگیریم. هیچ اطلاعی از هیچ جایی نمی‌آید. آدم‌ها ولی خانواده وارد می‌شوند تو یک بستری که کاملاً به ضد این‌هاست. هدایت ملکوتی و تکوینی امام. کار به کجا می‌رساند؟

برخی دوستان روضه‌خوان متأسفانه توجه ندارد. کدام سنگ کجا شبانه آورده. شب‌ها راه را کوتاه می‌کند. طی‌الارض. در شب کسی مسیری را برود، راه برایش سهل است. شبانه مستحب است. امام حسین از مکه هم که راه افتادند، شبانه راه افتادند. شبانه وارد کوفه شدند. این صدای زنگوله‌های شترها و این‌ها. مردم پشت بام منزل خوابیده بودند. شب‌های گرمی بود. چه‌خبر است؟ مشخص است که غریبه وارد شهر شده. شهر ساکت نصف شب. یک خانواده با این وزن وارد شدند. زینب کبری را می‌شناسند. چند سال گذشته زینب سلام‌الله‌علیها را دیدند. خانواده را دیدند. شروع کردند گریه و شیون. گفتند الهی که این گریه‌ها از بغض، از اطلاعات غلط مدینه. نفرینش نکردند. غریبه‌ای ندیدمت تا حالا. از جایی آمدی طرف یک شهری که با عداوت بزرگ شدند، به شهری که نفرت نسبت به اهل‌بیت از این شهر ببارد. یعنی ناصری‌های تیری اشتباه است، شاید مراد "نواصب" یا "ناصبی ها" که حالا تو این شهر یک خانواده‌ای که این‌ها هیچی ندارند، به حساب ظاهر همه‌چی باخته. دست یکی دیگر. هدایت به امر این است. وضع شهر. امام سجاد علیه‌السلام تطهیر را خواندی. دختر اباعبدالله. شما ببینید دختر سه‌ساله چه‌کرده تو این شهر. «یهْدُونَ بِأَمْرِنَا». دایره را ببینید چه‌غوغایی کرده. یک حرمی بوده یا نبوده. رقیه بوده یا نبوده. دنبال بازی اثبات تاریخیش می‌گردند.

کدام آقا می‌گفتش که: «گفتش که می‌گن که کسی به اسم رقیه نبوده». جانم فدای کسی که نبود و این همه بررسی سند. زیارت عاشورا نداریم. آثار او سند تصرف می‌کند. هدایت به امر. تصرف در تکوین. ذره استعداد، ذره‌ای صلاحیت. اباصالح عج. دیگر کوچکترین صلاحیتی که دیده می‌شود، کمترین کمترین صلاحیت، کمترین لطافت تو همین ماجرای شام، وقتی که مجلسی به پا کردی یزید. ببینید کمترین شرم، کمترین صلاحیت، کمترین استعداد. و این هدایت به امر تو این داستان قشنگ. مختلف آمدند. وقتی که دستور داد که شب نازنین اباعبدالله مجلس گردد. وقتی که این مجلس را گرفت و این‌ها. این سفیر، سفیر روم بود. یهودی بود. به نظر می‌آید مسیحی بودنش بهتر باشد. سفیر دیار خودمان. مجلس مجلس ظفر بر چه کسی بود؟ گفتش که: «حسین بن علی بن ابیطالب». این سفیر روم پرسید که: «من امه؟» مادرش کی بوده؟ «فاطمه بنت رسول‌الله». نوه پیغمبرتون را گرفتید کشتید. مجلس ظفر گرفتید. بگو من از نسل چندم داوود پیغمبرم. هنوز که هنوز است مردم من را می‌بینند، تمام‌قد خم می‌شوند. پیش من خاک زیر پای منو می‌بوسند. قدمی کنیسه در دریای عمان در جزیره‌ای. این کنیسه از یک درازگوش دارد. گفت که: «مردم هر سال جمع می‌شوند می‌آیند. کلیسا را ساختند. داخل این کلیسا را همه را طلاکوب کردند. معماری عجیب و غریبی براش. محرابی ساختند از طلا و نقره و زبرجد و زمرد. داخل این محراب یک قوطی است. داخل آن قوطی نعل است از یک درازگوش. این درازگوش حضرت عیسی بوده. محرابی گذاشتند. مردم جمع می‌شوند، با سر و صورت تبرک می‌کنند به این محراب. حاجت می‌گیرند از نعل مرکز حضرت عیسی». شما به نوه پیغمبرتون یک همچین کاری کردید. صلاحیت نشان داد؟ استعداد نشان داد؟ هدایت امر را ببینید. یزید دستور داد، گفتش که: «این اگر برگردد کشور خودش ما را بیشتر رسوا می‌کند». گفتش که: «من دیشب خواب پیغمبر شما را دیدم. پیامبر شما منو در آغوش گرفت. فرمود فردا شب مهمان منی». انداخت سر را رو سر مبارک اباعبدالله. در آغوش گرفت. با همان حال، سر از بدن ۱۶۵ بار جدا کردم.

یک ذره احترام. مسیر پیاده‌روی اربعین با این حال می‌روند. این‌ها چه‌استعدادی درشان ایجاد می‌شود؟ این‌ها چه‌قوایی، چه‌ظرفیت معنوی شکل می‌گیرد؟ چه‌آثاری غوغایی است؟ حسین علیه‌السلام. این ولایت، نورانیت، ذکر او، توجه به او، اشکی برای او. کمترین حدش، کمترین توجه. امام سجاد علیه‌السلام، اگر زین‌العابدین شدند، وجه زین‌العابدین شدن ایشان نماز و روزه ایشان نبود. خود ایشان اقرار کردند: «من نماز و روزه‌ام به امیرالمؤمنین نمی‌رسد». شاید رمز اینکه امام سجاد به این درجه رسیدند، همین بکاء باشد. معدنی که در اباعبدالله، تو عالم از تکوین ارتزاق می‌کند. حال حزن دائمی. دائماً نفس عمیق می‌کشی با حالت حزن. «من هر وقت فرزندان فاطمه را می‌بینم، زن و بچه را، زن‌ها را وقتی چادر به سرها را می‌بینم، یاد در کربلا می‌افتم». این جدای از آن بکای دائمی که هر وقت آب می‌دید گریه می‌کرد. نمی‌دانم. احتمالاً با همین القای خصوصیت، اگر بخواهیم بگوییم بچه شیرخوار می‌دید گریه می‌کرد.

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلّت بفنائک. علیک منی سلام‌الله ابداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله‌الله آخر العهد منی لزیارتکم. السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

امام سجاد فرمود: «من خوف این دارم شما خودتان را هلاک کنید». یک سال، دو سال، سی و پنج سال یا به قولی بیست و پنج سال دارید گریه می‌کنید. پدرتون! بس است دیگر! فرمود: «یعقوب پیغمبر دوازده پسر داد. یکی از این بچه‌ها از او دور شد. می‌دانست، علم داشت این بچه زنده است. فقط از او جدا شد. پیراهن دروغین آوردند، به دروغ گفتند به خون آغشته شده. این پیراهن را دید، آن‌قدر گریه کرد چشماش نابینا شد. این ولی خداست. در فراق ولی خدایی گریه کرد. من چی بگویم؟ تو یک ساعت عزیزانم، از برادرزاده‌ها، از عموزاده‌ها، برادران، عمه‌زادگان، پدرم، عمو، همه را تو یک ساعت از دست دادم». لا اله الا الله.

می‌خواهم عرض کنم یعقوب پیغمبر یک پیراهن داشت. به دروغ گفتند خون پیراهن، خون این پیراهن از یوسف است. این همه گریه امام سجاد. لا اله الا الله. وقتی بنی‌اسد داشتند این بدن‌ها را دیدند که از سمت بیابان دارد می‌آید. از اسب پیاده شد. از همه خودش را انداخت رو این بدن پاره‌پاره. آیه مبارکه «وَلَقَدْ آتَیْنَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا». رگ‌های بریده. بابا! دنیا راحت شدی. آخرت را روشن کردی. دنیا را تاریک کردی. لا اله الا الله. فرمود: «یک پتو بیاورید این بدن‌ها را جمع کنم». جمع کرد بدن مبارک را. خیلی متلاشی شده بود. مرزوز اشتباه است، شاید مراد "مقطوع" یا "تکه تکه" شده، تکه‌تکه شده. جمع کرد. نگاه کرد به دست. انگشت را پیدا کرد. انگشتر بریدن و بردند. حسین، حسین جان، حسین جانم.

الذین نسألک اللهم و ندعوک بسمک العظیم الأعظم الأعز الأجل. یا الله یا رحمن و یا رحیم. یا مقلب القلوب. یا حمید، بحق محمد. یا علی، به حق علی. یا فاطمه، به حق فاطمه. یا محسن، به حق محسن. یا حسن، به حق الحسن. یا قدیم الاحسان، یا حسین. اللهم عجل لولیک الفرج.

خدایا! به عظمت این غروب جمعه، به حق این ساعات، فرج آقامون امام زمان را برسان. قلب نازنینش از ما راضی و خشنود بفرما. حضرتش قرار بده. نسل ما نوکران حضرتش قرار بده. شهدا، فقها، امام راحل را سر سفره اباعبدالله و امام سجاد مهمان بفرما. شب اول قبر فریادمان را برسان. در دنیا زیارت، در آخرت شفاعت اهل‌بیت را نصیب ما بفرما. مرزهای اسلام، شفای عاجل و کامل عنایت بفرما. دشمنان دین، قرآن، انقلاب، ولایت اگر قابل هدایت نیستند، نیست و نابود کن. رهبر معظم انقلاب، مراجع عظام، علمای اعلام، مسئولین خدمتگزار را منصور بدار. هر آنچه گفتیم و صلاح ما بود و چه‌نگفتی و صلاح می‌دانی، برای ما رقم بزن. نبی و آله. رحم الله من قرأ فاتحة مع الصلوات.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط