سبکبالی زائر امام حسین علیه‌السلام

سبکبالی زائر امام حسین علیه‌السلام

00:40:23
24

معرفی
* افتخار زمین کربلا بر زمین مکه؛ تنها زمینی که در اهوال قیامت دگرگون نمی شود [3:28]

⚜️ ویژگی‌های خاصی که خداوند به امام حسین (علیه‌السلام) اختصاص داد: [7:05]

1⃣ خوردن خاک تربت او نه تنها حرام نیست بلکه موجب شفا است

2⃣ استجابت دعا بدون هیچ شرطی تحت قبه

3⃣ قرار گرفتن امامت و مهدی موعود (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) در فرزندان حضرت

4⃣ حساب نشدن ایام زیارت از عمر زائر

* عشق وصف‌ناپذیر و سوز و گداز شهدای کربلا [11:38]

⚜️ اگر تنها یک دعای مستجاب داشته باشیم، چه حاجتی بخواهیم؟ [15:30]

* امام صادق (علیه‌السلام): تمام گناهان زائر امام حسین (علیه‌السلام) زیر اولین قدمش از درب منزل آمرزیده می‌شود [20:21]

* خطاب خداوند به زائران در حرم امام حسین (علیه‌السلام): بنده من، از من بخواه تا اجابت کنم [25:23]

* عشق بازی ابدی خداوند با امام حسین (علیه‌السلام) [26:51]

* آنگاه که حضرت علی اصغر (علیه‌السلام) به میدان آمد ... [29:36]
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد، فعال الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.

عصر جمعه متعلق به آقا امام زمان (عج) است. ساعات پایانی سال برای تحویل سال شمسی، چه جوش و خروشی هست! دیدید مردم امسال با اینکه شش‌ونیم صبح وقت تحویل سال بود، همه بیدار و سرحال و آماده و رو به تلویزیون و منتظر "در کردن توپ" که می‌خواهد از این‌ور بریم اون‌ور که مثلاً "اون‌ور سال قیمت قراره بیشتر بشه"، آمادگی داشته باشیم سال جدید وارد بشیم، "دلار می‌خواهد بشه هفتاد تومان!" خیلی اتفاقی نمی‌افتد جز سال جدید گرون‌تر میشه. تحویل سال خیلی اتفاق خاصی نیست؛ یک عدد تو تقویم جابه‌جا می‌شود، نسبت بهش جوش و خروش دارند؛ ولی تحویل سال واقعی ما شب قدره.

شب نوزدهم، اذان مغرب امشب شروع می‌شود. سال جدیدمان شروع می‌شود که البته یک فرایند سه‌شبه دارد. شب قدر اصلی، شب بیست‌وسوم است. هر شبی از این سه شب، اتفاقاتی رقم می‌خورد و آن اتفاقات دیگر شب بیست‌وسوم تکمیل و تأیید نهایی می‌شود. ساعات پایانی سالمان است و داریم وارد سال جدید می‌شویم. این روز و این شب متعلق به امام زمان (عج) است؛ هم روز جمعه که متعلق به امام زمان است و هم شب قدر که ملائکه بر قلب نازنین او فرود می‌آیند و در این شب، همه کائنات امشب چشم به دست اوست. در اختیار و امر خلاصه. برَد سود و بهره امشب با کسی است که قرب بیشتری به امام زمان (عج) داشته باشد. همه کاره امشب، امام زمان است.

در وقت خیلی خوب و در جای خیلی خوبی در کربلا، مهمان امام حسین علیه السلام در این زمینی که سراسر نور و برکت و رحمت که هرچه بگوییم کم است از فضائل کربلا و اینکه کجا... زمینی که مکه افتخار کرد که از زمین مکه در روایت، زمین مکه افتخار کرد. به هر حال موجودات همه شعور دارند، درک. زمین مکه بالید به خودش که "کی مثل منه که خدا واجب کرده باشه همه از همه جای دنیا باید بیایند اینجا قرار بگیرند؟ کعبه رو خدا در من قرار داده و بیایند طواف کنند." خدای متعال زمین کربلا رو بهش نشون داد. زمین کربلا بهش گفت که "به خودت مغرور نشوی! اگر خدا کعبه رو در تو قرار داده و حج در تو قرار داده، به واسطه من. اگر من نبودم تو هم..." و خدا چند هزار سال قبل از خلقت زمین مکه، زمین کربلا را آفرید و زمینی است که روز قیامت همه عالم وقتی دگرگون می‌شود، "توبدّل الارض" (زمین دگرگون می‌شود و به هم می‌خورد و به هم می‌ریزد)، شرایط زمین همه منهدم می‌شود، از بین می‌رود، یک جاست که اینجا محفوظ می‌ماند و همین جا می‌رود بالا و زمین بهشت می‌شود، آن هم زمین کربلاست. این‌جا هم که بودم، فکر می‌کردم جزئی از دنیاست.

حجرالاسود که ما فکر می‌کنیم یک تکه سنگه در شکل سنگی. این سنگ نیست، فرشته است. فرشته‌ای است که خدا در شکل سنگ قرار داده؛ مردم او را سنگ می‌بینند. حجرالاسود را تو فکر می‌کنیم سنگی. ملک نیز از ملائکه الهی در این شکل دیده می‌شود. زمین کربلا هم تکه‌ای از بهشت است که در شکل زمین دنیا دیده می‌شود.

یک روایتی داریم. حالا من یک روایت را چون ما روزه هستیم، بالاخره احتیاط بیشتر بکنیم تو نقل روایت که روزمان مشکل‌دار نشود. روایتی به این مضمون شبیه مضمون داریم که یک شخصی ظاهراً زمان امام صادق علیه السلام بوده، هر کسی هر چیزی که پنهان می‌کرده پشتش، آن شخص می‌گفته این از کجاست. قیمت معروف حدیث معروف شنیدید یک کسی یک تخم کبوتر پشتش مخفی کرد. او بهش گفتش که مثلاً "این تخم کبوتر ماده است که آشیانه‌اش مثلاً در فلان جای هندوستان." هرکه هرچی مخفی می‌کرد، این... امام صادق علیه السلام تسبیح تربتشان را پشتشان مخفی کردند. فرمودند که "من چی قایم کردم؟" رنگش پرید. مرتاض هندی، عرق جاری شد، صورتش سرخ شد. "چی شد؟ بگو!" گفت: "فهمیدم چیه، ولی تعجبم اینه که تو دست تو چکار می‌کنه؟" حضرت فرمودند: "چیه؟" گفت: "یک تکه از خاک بهشته! من ماندم چطور دست تو رسیده." "تربت جدم سیدالشهداء." ما اینجا الان در بهشت نشسته‌ایم، در خاک بهشت، بر زمین بهشت. در این ساعات خدا روزی‌مان کرد و خدای متعال این ساعات عمر ما را جزء عمر ما حساب نمی‌کند. این خیلی چیز عجیبی است.

یکی از ویژگی‌های خاصی که نصیب زائران امام حسین (عج) کرده، در واقع عنایتی است که به امام حسین کرده. تو روایت دارد خدا در ازای شهادت او چهار چیز خاص نصیب او کرد که نصیب هیچ کس دیگری نکرد: یکی اینکه خاک او خوردن اش هیچ جایی در عالم، هیچ خاکی... حتی موسی بن جعفر که به شهادت رسید، باز بنا به روایت دیگر، حالا چون ممکنه کلمه‌ای جابه‌جا بشود از روایات برای اینکه روزمان مشکل نشود... وقتی آمدند شیعیان حضرت را دفن بکنند، به تعداد گفتند که "موسی بن جعفر از دنیا نرفته" و این غذای واقفیه و این‌ها هم که رخ داد، بعداً یک عده گفتند که "اصلاً موسی بن جعفر زنده است و مخفی شده و غایب شده و اصلاً این همانی است که قیام می‌کند" و "این غیبتش، غیبت آن موعود" و سال‌ها هم حضرت در غیبت بود و مردم دسترسی به او نداشتند. وقتی آمدند حضرت را دفن کنند، پیکر مطهر، جسد بی‌جان امام کاظم لب به سخن گشود، فرمود: "من را کشتند، من را به شهادت رساندند، ولی بعد از شهادتم خاک من را برای استشفا برندارید." آن خاکی که می‌شود برداشت فقط خاک کربلاست. کلام موسی بن جعفر غریبه. هیچ خاکی... حتی تو روایت داریم خوردن خاک مثل خوردن گوشت حضرت آدم علیه السلام آن قدر حرمت شدید است. فقط یک خاک که خوردنش حرام نیست، بلکه درمان همه دردهاست، آن هم خاک از خاک امام حسین، تربت امام حسین. و عجیب این است که با همه گذشته این ایام عوض نمی‌شود. این شرایط خب خاک بالاخره هزار سال پیش تا حالا، کل این زمین عوض شده، شرایط جناب، دلیلی دارد که حالا نمی‌خواهم فعلاً وارد آن شوم.

یکیش اینه: یکی دیگر این است که خدای متعال دعا رو تحت قبه او مستجاب قرار داد، بدون شرط و شروط. تا جایی که امام هادی علیه السلام می‌فرستادند افراد را، می‌فرمودند: "برید جلو قبه برای من دعا کنید." آقا شما امامی! خدا در زمین جای خاصی رو قرار داده. اجابت زمین کربلاست. دعا اینجا زیر این قبه مستجاب است. سومی اینکه خدا امامت را در ذریه او قرار داد و مهدی موعود را در ذریه او قرار داد. و چهارمیش که خیلی عجیب است، عنایت به امام حسین، ولی عنایت به زائرینش هم هست. خیرش به همه رسیده. چهارمیش این است که کسانی که برای زیارت او بیایند، روزهایی که برای زیارت می‌آیند و برمی‌گردند، جز عمرشان حساب نمی‌شود. خدای متعال اجلی که برای شما تعیین کرده، مثلاً گفته: "آقا این آقا شصت سال و چهار ماه و سه روز عمر کنه." گفتند: "خب مثلاً مجموعاً کربلا می‌رود، می‌آید. شاید سه ماه هم تو عمرش در راه رفت‌وآمد به کربلا باشد." انگار خدای متعال فرموده: "اونام باشه هدیه من." اونا جزء عمرش حساب نمی‌شود. اونا جزء اجلش. بلکه اتفاقاً اگر بیاید کربلا عمرش افزوده می‌شود، تا سی سال و چهل سال و شصت سال. چقدر زیارت امام حسین علیه السلام مرگ را عقب می‌اندازد، مگر اینکه دیگر تقدیر خاصی نوشته شده باشد برای کسی که دیگر عمرش به دنیا نباشد. این هم یکی دیگر از خصایص بهشتی بودن اینجاست. یعنی انگار از دایره زمان و مکان کربلا خارج است. کسی که اینجا قرار می‌گیرد، دیگر از مختصات به حسب ظاهر تو دنیاست. اینجا هم یک خاکی شبیه بقیه جاها. اینجا مثلاً با بغداد فرقی نمی‌کند. به حسب ظاهر این شکلیه. هتل‌ها شبیه همان. خیابون‌ها شبیه همان. ولی واقعش این‌جوری نیست. باطنشی چنین نیست. اینجا یک تکه بهشت است، بهشت خداست و دریای رحمت خدا اینجا در جوش و خروش.

خوب، حرف در مورد سرزمین زیاد است. در مورد مقامات و موقعیت‌هایی که دارد. در مورد خود خاک کربلا، در مورد زیارت امام حسین علیه السلام، در مورد شهدای کربلا. یکی از مطالب خیلی شیرین و غریب در مورد کربلا، در مورد خود شهدای کربلاست. هرکدام از این شهدای کربلا احوالاتی دارند. از شهید ده‌یازده ساله ما در کربلا داریم، غیر از قاسم و عبدالله، فرزندان امام که سر از تنش زنده زنده جدا کردند، تا پیرمرد هشتاد ساله که ابروهای بلندی داشتند، ابروها را با شال می‌بستند که ابروها جلو چشم نیاید. کمربند بستند، با بدن نحیف و ناتوان آمدند وسط میدان به عشق امام حسین علیه السلام. احوالات شهدای کربلا هر کدام حکایت مفصلی است. چه حالاتی داشتند، چه عشقی داشتند نسبت به امام حسین علیه السلام. که بعضی‌هاشو شنیدید مثل حالات زهیر شب عاشورا که "هزار بار کشته بشوم، سوزانده بشوم، خاکسترم را به باد بدهند، دوباره زنده‌ام کنند، برمی‌گردم به عشق اباعبدالله میدان می‌روم و از او دفاع می‌کنم." احوالات حبیب، احوالات مسلم بن عوسجه و بقیه شهدای کربلا. ما شهید زن داریم در بین شهدای کربلا. مادر وهب طبق برخی روایات کشته شد، به شهادت رسید. بعد از بله، دو سه تا زن را گفتند در مورد شهدای کربلا. بله، حالا ما بحث مفصلی وقتی در مورد شهدای کربلا سی جلسه مباحثی داشتیم، آنجا عرض کردیم. دو سه تا زنی که روز عاشورا به شهادت رسیدند، مادر بعضی شهدا، همسر بعضی شهدا، روز شهادت شهدا هستند. احوالاتی دارند. این شهدا خودشان آدم اگر به این‌ها توجه داشته باشد، اینجا خود همین‌ها حال آدم را کلی متحول می‌کند.

به هر حال این زمین زمینی است که قدم به قدمش محل روی دادن اتفاقی است و تمام این خاک آمیخته شده با خون امام حسین علیه السلام که حضرت جنگیدند و خون مطهر از پیکرش جاری بود و زمین مطهر، زمین بهشتی. در این شب پاک و نورانی خدای متعال نصیب ما کرد که امشب شب زیارتی است. حالا ان‌شاءالله شب نکاتی را عرض خواهم کرد در مورد رابطه زیارت امام حسین و شب قدر. ان‌شاءالله که دیگر جمع این دو تا با همدیگر غوغا می‌کند. خدا این روزی خاص را نصیب ما کرد. واقعاً این نعمت را چه شکلی باید شکر بکنیم؟ این نعمت بزرگ را! هزار و یک مانع می‌شد رخ بدهد که ما محروم بشویم از این زیارت. بیمار بشویم، گرفتاری پیش بیاید، شرایط طوری بشود که نتوانیم بیاییم. هزار و یک اتفاق بود. دیگر دوستان دیگرمان خیلی‌ها می‌خواستند بیایند، شرایطی، مشکلاتی، موانعی، اتفاقاتی. خدای متعال این روزی را نصیب ما کرد. خیلی باید خدا را شکر بکنیم بابت این نعمت بزرگ. اگر همه عمر را سجده بکنیم، شکر نعمت نمی‌شود. الحمدلله علی کل.

در این شب چی بخواهیم؟ یک چند کلمه‌ای در مورد این نکته عرض بکنم. ان‌شاءالله مفصل‌ترش را این شب‌هایی که خدمت عزیزان هستیم ان‌شاءالله با هم گفتگو بکنیم. خود امام حسین علیه السلام اگر ازشان سوال بکنید: "آقا شما اگر یک حاجت داشته باشید، چی می‌خواهید؟" سوال خوبیه نه؟ زائر امام حسین! بپرس از خود امام حسین بپرسیم: "آقا شما اگر یک حاجت داشته باشید از خدا، از خدا چی می‌خواهید؟" به نظرتون حضرت جواب این سوال را دادند یا نه؟ جالب است که امام حسین جواب این سوال را داده‌اند. کجا؟ در دعای عرفه. براتون بخوانم عبارتش را. امام حسین در دعای عرفه می‌فرمایند که: "اللهم حاجتی التی ان اعطینی‌ها لم یذرنی ما منعتنی و ان منعتنیها لم ینفعنی ما اعطیت." خدایا یک حاجت دارم. اگر این را به من بدهی، هیچی دیگر به من ندهی، من از چیزی محروم نیستم، ضرر به من نمی‌رسد. و اگر این یک دانه را ندهی، هرچه دیگر به من بدهی به دردم نمی‌خورد، فایده ندارد. پس یک چیز انگار اصل حاجت‌ها است. اگر از امام حسین بپرسیم، می‌فرماید که: "اصل حاجت‌ها یک جمله است. یک چیزی." آن چیست؟ "اسئلک فکاکاک رقبتی من النار." از تو می‌خواهم من را از آتش، گردنم را رها کنی از آتش. بله، جهنم فقط که عذاب و آتش و دود که نیست، که محرومیت. همان که در دعای کمیل دیشب خواندید: "حبلی صبرت علی حر نارک فکیف اصبرو علی فراقک؟" گیرم آتش جهنم را تحمل بکنم، آتش را تحمل کنم، بسوزم. با فراق تو چه کنم؟ بزرگان گفتند صبر همیشه خوب نیست. یک صبر بد هم داریم. صبر بد، صبر بر فراق است. آدم در مسیر عشق و محبت هر درد و مصیبتی را تحمل می‌کند، ولی فراق را تحمل نمی‌کند. اینکه محبوب من از من گله داشته باشد، ناراحت باشد، بی‌محلی کند، بگویم "من بر این ناراحتی و صبر می‌کنم"؟ صبر مال من ندارد. باید راضیش کنم، از دلش در بیاورم. وقتی بخواهم تحمل کنم، معلوم می‌شود که من دیگر عشق و علاقه‌ای ندارم. درسته؟ نمی‌شود صبر بر فراق سبز باشد.

در فراق چیز، به جهنم همان جایی است که آتش و دوده و همان جایی است که فراق، بی‌محلی و بی‌توجهی خدای متعال است. خشم و نفرت خدای متعال، غضب خدا. تصاویر خدا. جهنم می‌فرستد. خودشان کاری کردند. مهمترین حاجت، مهمترین چیزی که ما تو این سفر باید بگیریم اینه. یک چند کلمه در مورد این می‌خواهم عرض کنم. توجه بهش داشته باشیم. ان‌شاءالله امشب هم نهایت استفاده رو بکنیم خصوصاً زیر قبه کنار مضجع شریف اباعبدالله، کنار شش‌گوشه. این حاجت را خیلی بهش توجه داشته باشیم. مهمترین چیز نجات از جهنم که چی می‌خواهد؟ مغفرت. مغفرت. خدایا گناهانمان بخشیده بشود. از این موقعیتی که روبروی خدای متعال در موقعیتی باشیم که خدا از ما بدش بیاید، از چشم خدا افتاده باشی، خدا بی‌محلی کند، از این موقعیت خارج بشویم. و حالا این بشارت را براتون بگم. چند تا روایت بخوانم خیلی زیباست. یکی از بشارت‌های خیلی دلنشین این است که زائر امام حسین علیه السلام این وعده را بهش دادند که "تو خیالت راحت باشه، همه گناه‌هات بخشیده شد." بخوانم براتون چند تا روایت خیلی قشنگ. قدر این را بدانید. چون بعضی وقت‌ها به ما می‌گویند "آقا فلان کار را بکنی گناهات بخشیده می‌شود" خیلی آنچنان انگار اتفاق خاصی برایم نمی‌افتد. "حالا گناه بخشیده شد، از جهنم نجات پیدا کردم." تو بعضی روایات فرمود: "حرم الله جسده علی النار." کسی که حرم امام حسین می‌آید، خدا بدنش را بر آتش حرام می‌کند. بدنش را در آتش حرام. چه توفیقی، چه عنایتی! ببینید چند تا روایت بخوانم براتون خیلی زیباست.

امام صادق فرمود: "ان زائر الحسین جعل ذنوبه جسراً علی..." با گناهش داره می‌آید. کی این گناه بخشیده می‌شود؟ برای امام حسین وقتی می‌آید به شش‌گوشه می‌رسد؟ زیر قبه می‌آید؟ به کربلا می‌رسد؟ نه. می‌فرماید: "از در خونش که می‌آید بیرون، می‌خواهد راه بیفتد. از در خونه بیفته." مشهد بوده، تهران بوده، قم بوده. همان‌جا از واحد آپارتمانش که پاشو گذاشت بیرون به نیت کربلا، همه گناه‌ها شبیه یک پلی زیر پاش قرار می‌گیرد. قدم اولی که می‌گذارد، همه گناه‌ها می‌ریزد. "ثم یعبرها کما یخلف احدکم الجسر وراء اذا ابر..." روایت دیگری دارد که وقتی که کسی می‌آید به سمت قبر امام حسین علیه السلام، "اذا خرج من اهله" به اول خط، اولین قدمی که برمی‌دارد، "مغفرت من ذنوبه." از همه گناه‌ها در می‌آید. "ثم لم یضل بعدش چی میشه؟" قدم‌های بعدی چی می‌شود؟ "ثم لم یزل یقدّس به کل خطوه." قدم‌های بعدی که برمی‌دارد با هر گامی که برمی‌دارد می‌آید جلو تقدیسش می‌کنند. یعنی چی؟ یعنی ملائکه دیگر از گام دوم به بعد قربان صدقه زائر امام حسین می‌روند. به به و چه چه بهش می‌گویند. از موقعیت نفرت و از چشم خدا افتادن همین که تصمیم می‌گیرد بیاید کربلا. قدم اولی که برمی‌دارد به خاطر اینکه متوجه شده به کسی که محبوب‌ترین کس برای خداست، امام حسین علیه السلام. معشوق... راوی غریبه به این مضمون روایت داریم. کسی گناهی کرده بود، پیغمبر طردش کرده بود. یادگاری امشب و امروز حالی که با این روایت پیدا می‌کنید، برید حرم امشب بریم حرم.

کسی گناهی کرده و پیغمبر طردش کرده بودند. خدمت پیغمبر اگر می‌آمد، می‌دانست پیغمبر محلش نمی‌گذارد. مسجد پیغمبر می‌پلکید. یکهو دید حسن و حسین علیهم السلام که کوچک بودند دارند دور مسجد می‌گردند. این‌ها را بغل کرد، گذاشت روی دوشش. پیغمبر آمدند، نگاهشان افتاد به این. حضرت لبخندی زدند. فرمودند: "خوب کسانی را واسطه کردی." حسن و حسین. آقا! حالا آن حسین کودک چند ساله کجا؟ این حسین بی‌سر و لب تشنه. امشبم پیغمبر می‌فرماید: "خوب کسی را واسطه کردی. خوب جایی با خوب کسی آمدی. دست رد بهت نمی‌خورد. خوب کسی را واسطه کردی." خوب جایی هستیم رفقا. خیلی خوب جایی است. معلوم نبود شهر خودمان اگر "یک یا الله" بگوییم، جوابی بیاید. ولی اینجا یقین داریم به حرمت آن کسی که زیر سایه‌اش نشستیم، خداییم "یک یا الله" را بی‌محل نمی‌گذارد. معلوم نبود قرآن به سر ما در شهر خودمان، خانه خودمان خیلی توجهی بهش بشود. ولی امشب کنار کسی قرآن به سر می‌گیریم که بالای نیزه سر بریدش بود. قرآن. این قرآن به سر شده به خدا بی‌محلی نمی‌کند. کنار این قرآن به سر نیزه رفته می‌خواهیم قرآن به سر بکنیم. خیلی باید خدا را شکر کرد. خیلی باید ممنون خدا بود. فرمود: "قدم‌های بعدی که می‌آید، همش دیگر ملائکه تقدیسش می‌کنند." "فاذا اتّاه" (جانم به این کلام که کلام امام صادق است). چقدر این‌ها شیرین است. چقدر این‌ها بشارت خوب است. می‌رسد کربلا، فقط دعایش مستجاب است؟ یعنی ملائکه ایستاده‌اند ببینند او چه دعایی می‌کند، بالا ببرند؟ مسئله فوق این حرف‌هاست. شما که می‌رسید کربلا، قبل اینکه دعا کنید، یک اتفاقی می‌افتد. چی می‌شود؟ "فاذا اتّاه ناجا الله عزّوجلّ." وقتی می‌رسی به حرم، خدا به تو خطاب می‌دهد: "ای زائر حسین!" قبل از اینکه تو بخواهی دست دعا بلند کنی، خدا خطاب می‌کند: "عبدی، سل اعطک!" بنده من، درخواست کن، عطا کنم. نمی‌رسد به اینکه تو دست بلند کنی و او جواب بدهد. خودش با عجله می‌آید. "آمدی کربلا؟ آمدی کنار شش‌گوشه؟ تو بگو جانم." خدا می‌گوید: "می‌گوید جان؟ عزیز دلم! بنده من چی می‌خواهی؟ ادعونی أجبک. دعا کن اجابتت کنم. اطلب منی أعطک. از من درخواست کن بهت بدهم. سل حاجتک اقضیها لک. حاجتت را به من بگو برآورده کنم."

امام صادق فرمود: "و حقّ علی الله ان یعطی ما سأل و ان یغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخّر." اینجا خدا عهده‌دار شده هرچی بخواهی عطا کند و بریز و بپاش کند، بریز و بپاش. این‌ها فقط از باب این نیست که من و تو را دوست دارد، که ان‌شاءالله این‌طور هم هست. امام حسین روز عاشورا هی خواست برای خدا جلب توجه کند. نمی‌دانم با چه تعابیری می‌شود گفت که آن حرمت و شأن قضیه هم رعایت بشود. هی خواست خودش را به چشم خدا بیاورد. هی خواست خودش را عزیز دردانه خدا کند. خدا هم از بعد شهادتش هی می‌خواهد یک کاری کند به امام حسین بگوید: "می‌بینی چقدر دوستت دارم؟ مگر تو زائری؟ بردار بیاور. گناه همه عالم به گردنش بشود. من به گل روی تو می‌بخشم." بفهمی من چقدر تو را دوست دارم حسین. خدا می‌خواهد به امام حسین بگوید چقدر دوست دارد. "ارجعی الی ربّک راضیة مرضیة." تو هر کار توانستی کردی. تو هر جور عشق‌بازی که توانستی با من کردی. تو هرچی داشتی آوردی وسط. حالا نوبت منه. نوبت منه که تو به هزار زبان گفتی دوست دارم. با تمام اعضای پیکرت گفتی دوست دارم. نوبت من خداست که به هزار زبان، به بی‌نهایت زبان به تو بگویم دوست دارم. نوبت من و خداست که برات جبران کنم. فرمود: "کسی که عاشقش بشوم جانش را می‌گیرم. و وقتی جانش را گرفتم، دیه او به عهده منه." با آن کسی که دیه او به عهده منه، خودم دیه اویم. خدا خون‌بهای حسین است. خدا دیه حسین است. ثارالله. کدام سنگ تمام گذاشته؟ جدا از اینکه به شماها که زائر امام حسینید علاقه دارد. همه این‌ها از سر عشق‌بازی با خود امام حسین است. این هم به روی امام حسین، به گل روی تو بخشیدم. این هم کنار تو حاجت‌روا کردم. این هم با دست پر برگرد اندم. هی خدا همه را، هر کدام از این‌ها را به روی امام حسین می‌آورد. "ببین برای تو چکار می‌کنم محبوب من، حبیب من، عزیز من! ببین چقدر دوستت دارم."

ولی امام حسین سنگ تمام گذاشت. روز عاشورا هرچی شد، هی گفت: "ببین من چقدر دوستت دارم. ببین هرچی داشتم آوردم." روضه را بخوانیم. ان‌شاءالله راز دلمان آماده بشود برای شب‌های قدر. ان‌شاءالله مورد عنایت اباعبدالله قرار بگیریم. یکی از جاهایی که گل عشق‌بازی اباعبدالله با خدا بود، آن صحنه‌ای بود که این قنداقه را سر دست گرفت. اینجا اوج عشق‌بازی بود. نه این بچه وظیفه‌ای به جهاد داشت. نه اصلاً کسی غیر از حسین اینجا ازش جهادی خواسته شده. نه دشمن هم با کسی غیر از حسین کار دارد. "یریدون خیری" می‌خواهند خیر مرا. خودش کار ندارد. بیعتش را برداشت از همه اصحابش. حضرت می‌خواست عشق‌بازی کند. سر دست گرفته. هرچی داشته. مشتری خوب پیدا کرده. "ان الله اشتری من المومنین اموالهم و انفسهم." مشتری خوب پیدا کنی که جنسات را قیمت خوب بخرد. هرچی داری برمی‌داری می‌آوری وسط. غیر از اینه؟ امام حسین دید خدا مشتری است. گفت: "خدایا یک شیرخواره هم دارم." اگر خریدم، رفت تو خیمه گفت: "بیاورید بچه را." خدا شاهده من خودم خجالت می‌کشم. ما خودمان یک بچه شیرخواره شش ماهه داریم. یک پسر شش ماهه، دختر سه ساله. با این بچه‌ها خجالت می‌کشم حرم بروم. از رباب خجالت می‌کشم. با این بچه‌ها خجالت می‌کشم بچه رو شونم باشه، برم حرم برگردم. بچه راحت خوابیده باشه. بچه را سر دست گرفت. "لم ترهمو ؟ فرحمو هذا." به من رحم نمی‌کنی؟ باشه. اصلاً من مستحق کشته شدنم. من بچه رو... تو بعضی تعابیر عبارت این شکلی داره که "اصلاً خودتان ببرید سیراب کنید." فکر بچه برای خودم می‌خواهم آب بگیرم.

این محبت اباعبدالله هم هست که یک نفر کاری بکند شفاعتش واجب بشود. این‌هاست فقط این نیست. هم می‌خواهد حجت را تمام بکند. هم می‌خواهد مظلومیت زن و بچه‌اش را به تاریخ نشان بدهد. هم می‌خواهد یک کسی یک تکونی بخورد برای آوردن آب. قیامت به مادرش نشان بدهد. بگوید این یک تک عمل. خود برای علی اصغر آب بیاورد، شفاعت کند. این رحمت الله الواسعه است. چه می‌شناسی ما؟ آیت‌الله بهجت این جمله مرحوم دربندی را پشت این کتاب رحمت واسعه دیدید کتاب شده است. جمله ایشان هک شده. مرحوم دربندی وقتی گفتند کنار حرم، حالش دگرگون شد. فاضل بزرگی بود مرحوم دربندی. یکهو حالش دگرگون شد. چی شده بود؟ چه اتفاقی برایش افتاده؟ نمی‌دانیم. شروع کرد با فریاد صدا زد: "یا اباعبدالله! قیامت شمر را شفاعت نکنید." بعضی‌ها تو این جمله خدشه می‌کنند که آقا این چه حرفیه، غلطه. آقای بهجت تایید کردند. ما چه می‌دانیم رحمت الله الواسعه. گرماگرم صحبت بود. ارباب ما یکهو دید این دست گرم شد. نگاه کرد. فضا به حطه. دو عبارت در مقتل دارد. می‌گوید این سر از گوش تا گوش بریده شد و از رگ این طرف. گوشت رو گفته، هم رگ رو گفته. یک کلمه‌اش رو خوب. برای آدم بزرگ که یکمی گردن دارد، بین رگ گردن و گوش فاصله است. ولی بچه کوچک رگ گردنش اینجاست. وقت عشق‌بازی اباعبدالله با خداست. گفتم خدا هی به رو می‌آورد برای حسین. "ببین به عشق تو چه‌ها می‌کنم." اینجا هم حسین به رو آورد برای خدا. دست انداخت زیر گلو. این خون لخته لخته بیرون می‌آمد. هی به آسمان پاشید. حرم رفتید؟ آسمان را طور دیگری می‌بینید. خون علی اصغر پاشیده شد. یک قطره برنگشت از این خون. همه رو بردند ملائکه. خون خطاب کرد: "حبنا علیه بما انه بعین الله." خدایا می‌دانم جلو چشم توئه. می‌دانم تو داری می‌بینی. آرام می‌گیرم. تحمل می‌کنم. ولی نشان می‌دهد این مصیبت فوق تحمل بوده با آن عاطفه و محبت اباعبدالله. این‌ها فقط عواطف بشری و پدر و فرزندی نیست که حالا مثلاً آدم برای بچه‌اش دل می‌سوزد. دو محبت و رحمت محضی است که هر تشنه‌ای را ببیند، ولو دشمنش باشد. مگر وقتی وارد شدن سپاه حر را بستند، حضرت نگاه کرد، دید این‌ها تشنه‌اند. فرمود به اصحابش که "هرچه آب ذخیره داریم بیاورید." بعد فرمود: "اسب‌های این‌ها هم دویده‌اند و تشنه‌اند." حتی اسب‌های دشمنش را سیراب کرد. طاقت ندارد ببیند یک اسب تشنه است. اینجا یک بچه شیرخواره، بی‌شیر، از شدت گریه صدا دیگر قطع شده. این بچه بی‌گناه این‌طور با لب تشنه ذبح شده. زنده زنده ذبح شده. خیلی سخت است برای اباعبدالله. لذا اینجا ظهر عاشورا جایی بود که خدا تسلیت گفت به اباعبدالله. خطاب رسید از باطن عالم که این صدا را همه شنیدند. نکته عجیب این است که دوست و دشمن. صدایی از آسمان آمد: "دعوا یا حسین فان له مرضعا." اگر خانم‌ها داد می‌زنند با این روضه ناله می‌کنند، با رباب ترجمه کنم روایت را. خطاب رسید: "حسین، بچه را به ما بسپار. بچه را رها کن. الان تو بهشت بچه‌ات را شیرش می‌دهم. غصه پیشگیری بچه را نداشته باش."

الا لعنت الله علی القوم الظالمین. یعلم الذین ظلموا... خدایا به فضل و کرمت، به آبروی علی اصغر، به آن دستان کوچک علی اصغر، گلوی خشک علی اصغر، در این شب رحمت، شب مغفرت، در این سرزمین رحمت و مغفرت، خودمان، آباء و اجدادمان، نسل او، دوستانمان، خویشان، اقربا، حقوقمان، همه را غرق در دریای رحمتت بفرما. خدایا به فضل و کرمت عاقبت همه ما را ختم به خیر بفرما. جان دادن، چشممان به صورت با لبخند اباعبدالله روشن بفرما. بعد از رحلتمان از این دنیا ما را ساکن و همجوار و همنشین امام حسین علیه السلام قرار بده. خدایا به فضل و کرمت سایه شوم دشمنی‌ها و بدخواهی‌های تمام دشمنان خصوصاً رژیم صهیونیستی را از سر امت اسلام برطرف بفرما. در تقدیرات امشب زوال و نابودی همه مستکبرین خصوصاً آمریکا و اسرائیل جنایتکار را مقدر بفرما. رهبر عزیزمان، همه خدمتگزاران دین و مملکت را به فضل و کرمت موید و منصور بدار. خدایا دنیا و آخرت همه مسلمین را به فضل و کرم از آباد بفرما. هرچه گفتی و صلاح ما بود، هرچه نگفتیم و صلاح ما بود. امید دانایی برای ما رقم بزن. به نبی و آله. رحم الله من قرا الفاتحه.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات سبکبالی زائر امام حسین علیه‌السلام