متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
اینو آوردن و بردن و راه انداختن. خیلی چیز عجیبیه! خیلی حوصله این میشه. بعثت مردم، قوم قومی قراره بیاد. نمیشه شما با این دنیای چند میلیاردی که فساد و ظلم و اینها «مُلِئَتْ ظُلْمًا وَ جَوْرًا» با ۵ تا آدم تحول ایجاد کنی، کل دنیا رو کن فیکون کنی. البته حلقه اولش ۳۰۰ تا بیشتر نمیخواد. برای کار ۳۰۰ نفر نیست، کار ۵ نفر ۱۰ نفر نیست. بعثت قوم. البته اون بعثت قوم غالباً با حرکت خواص است. خواص خیلی جا مسئولاند. یال ایام فاطمیه هم هست. این بحث کاملاً منطبق بر قضایای حضرت زهرا سلام الله علیهاست. بعثت قوم میخواهد. حالا من البته جای دیگر اشاره بهش خواهم کرد، انشاءالله. اونم با حرکت نخبگان.
مردم وقتی میبینند خواص و نخبگان ساکتند، حرف نمیزنند و مصلحتاندیشاند و چیزی نمیگویند و اینها، اینها هم حرکتی نمیکنند تا آن وقتی که دیگر به یک حدی از خطر و آسیب میرسد که دیگر آن ولی جامعه مجبور میشود عیان و عریان قضیه را مطرح بکند، گاهی حتی به قیمت مظلوم واقع شدن و حتی کشته شدنش، مثل قضیه حضرت زهرا سلام الله علیها. آن نخبگانی که خبر دارند، بابا! مگر شما تو غدیر نبودید؟ مگر صد بار از پیغمبر نشنیدید؟ همین که بگی ۱۰ تا مثل تو بگن اوضاع عوض میشه. شلنگ تخته را بندازند، سقیفه بیاورند تو روز روشن وقتی پیغمبر هنوز دفن نشده، بیعت بگیرند با شمشیر.
ملت باید حرکت بکند، ولی ملت رو نخبگاناند که به حرکت میآورند. البته ما الان در دورانی هستیم که ملت ما از نخبگان هم جلوترند، ولی هنوز با این حد، با این جمعیت میشه انقلاب را نگه داشت؟ با این جمعیتی که از نخبگان جلوترند، انقلاب رو میشه نگه داشت؟ در نبود رهبر شهید، مملکتو میشه نگه داشت، ولی دنیا رو نمیشه اداره کرد. گرفتید مطلب؟ چرا اینقدر اصرار داره رهبر معظم که تجمعات شلوغ باشد؟ از همه طیف باشیم. همه رو بگید بیان، دستهبندی نکنید. دستهبندی الکی، طرد غیرعاقلانه نداشته باشید.
بله حجابش ضعیفه، بله تاتو داره، بله سگ داره، بله سبک زندگیش فلانه، بله فکر سیاسیش فلانه. جلوتر چهار قدم، عقب دو تا بزنی که ۵ قدم بره عقبتر. این خاطره رو بگم بهتون، البته اینو زیاد گفتم. حالا برای اینکه خستگیتون هم در بره. دو تا رفیق داشتیم رفته بودند توی روستای اطراف قزوین برای تبلیغ. یکیشون حجتالاسلام بابایی بود، یکیشون حجتالاسلام مامانی بود. سمت زیاران و اینها، طالقان. ما رفتیم سر بزنیم. تابستانی بود، شاید ۱۵ سال پیش. این حاج آقای مامانی تو اون روستا. رفتیم تو مسجد و دیدیم آقا مسجد پر از نوجوان. رفته بود کار فرهنگی کرده بود. این بچهها و نوجوانها و اینها به اسم آبتنی و بریم تو باغ و بچرخیم و فلان اینها، اینها اومده بودند مسجد. صف خانمها ته مسجد بود، وسط مسجد پرده میخورد. امام جماعت که وایمیستادیم باید از این جلو تا عقب وصل میشد که اونا بتونن اقتدا کنن. همه بچه رو بلد نیستند که این خطو وصل بکنن که مثلاً باشه که مکلف و بالغاند و اینها خانم بتونه اتصال داشته باشد. رو همان حساب عوامانه جاهلانه خودمون برگشتم به این حاج آقای مامانی تشر زدم، گفتم حاج آقا چه ورزشی به اینها یاد بده! آقا این چه نماز جماعتیه؟ اینها اتصال ندارند! بهشون بگو! این بچهها رو همینجوری وایسا. من چه شاخیام دارم تذکر میدم و الان اصلاح میشه و یک جملهای گفت، من خیلی زندگیم به دو بخش تقسیم شد: قبل مامانی و بعد مامانی. مادر زاده شدم، یک بار از مامانی. خیلی جمله عجیبی گفت، خدا بر زبانش جاری کرد برای تحول بنده که البته بیشتر باعث تهوع بنده شد از خودم وقتی شنیدم. گفتش که: «یک کسی بود میرفت این لات و لوتها و عرقخورها رو جمع میکرد میآورد مسجد نماز میخوندن. یکی اومد به من امام جماعت گفت خاک بر سرت کنم فلان فلان شده! تو سرشون بخوره! تو سرت بخوره نماز و اینها!» اینم گفت: «آقا من زورمو زدم عرقخور رو از کاباره کشیدم تو مسجد، تو هم یک زور بزن کفششو در بیار.» به من گفت: «حاج آقا من اینها رو از تو خونهها و از تو مدرسهها، از تو کوچهبازار رسوندم تا مسجد، تو هم یک دستی...» خیلی سنگین، خیلی دقیق بود. نقش من الان چیه این وسط؟ سهم من چیه؟ اینبعد، آنقدر که جلو آمده رو ببین. اتصال نداره مسجد تعطیل بشه به درک. به چه درد میخوره این نماز جماعتی که اتصال نداره؟
احمدآباد مشهد که خوب، اون شلوغی مرکزی تجمعات مشهد بود و بینظیر بود، خب بنده هم زیاد اونجا سخنرانی و منبر و اینها داشتیم که تو ماه رمضان و اینها تا ساعتهای ۲ اینها مردم میموندند تو خیابون. داستان پرچم ۲۴ ساعته شروع شد و بعد جاهای دیگه سرایت پیدا کرد. رفقا میگفتند یک تعدادی از این کسایی که برای امر به معروف و نهی از منکر کار میکنند، که حالا من در مورد اونا فعلاً نمیخوام چیزی بگم. کسری این کارم وظیفه است و واجب، باید انجام بشه. ولی بعضیها جاهلانه کار میکنند و خراب میکنند یک سری چیزها رو. گفت اینها گشته بودند، حالا این همه جا برای کار فرهنگی و تذکر و اینها تجمعات احمدآباد. تا یک کمتر حجابش مشکل داشت بهش تذکر میدادند. میگفتند حالا چرا این حجابشو درست کنه؟ بابا این ۲۰ قدم اومد، لامصب! یک کاری کنیم ۲۰ قدمی که اومد سیو بشه. این بدبختی اینه ها!
یک نگاه تربیتی. حرکت دادن، بردن. خیلی هم پدر آدم درمیاد. جامعه رو بخوای ببری، جامعه باید به این تجربه برسه. جامعه باید به این عقلانیت و بلوغ برسه. استیضاح کنیم اونو، برش داریم، اینو بیرون کنیم، اینو فلان کنیم. گاهی آدمهای دغدغهمندی هم هستنها، ولی نگاهشون غلطه. یعنی اصلاً کلانداده سیاسی و طرح کلی برای اداره جامعه ندارند. اگر هم تو مدیریتی جایی قرار بگیرند که معمولاً خیلیهاشون هم قرار نگرفتن و نمیگیرن، اگه جایی هم واقع بشن خراب میکنند. «طُوبَى لِلْغُرَبَا» یک مسیر حق این شکلیه. «لَا تَسْتَوْحِشُوا فِی مَسِیرِ…» چی چی الله. مشکل بزرگتره. یک عقلیه، یک عقلانیتیه. تجمعاتو شلوغش کن. شلوغش کن. بیاییم آقا مثلاً فیلم فلان پخش بکنیم، همه شلوغ بشه. بیاد مثلاً چه میدونم آهنگ بذاریم، کنسرت زنده، کنسرت زنده کنیم، همه بیان. تو اون نقاط اشتراک و توافقتون. این کلمه وفاق البته به لجن کشیده شده، کشیده بشه. بالاخره نمیشه ازش عبور کرد. این یک چیز درستیه. این مبنای قرآنی داره. حالا یک عده سوءاستفاده میکنند ازش. با این توافقه، با ما وفاقه، با اون نقاط اشتراکتون زنجیر بشید به هم و هی اضافه کنید، نه اینکه هی سر اون نقاط تمایزتون همدیگر را دفع کنید. همین چهار تا جانفدای جمهوری اسلامی دعواشون میشه. این نمیتونه ملت مبعوثی باشه که بخواهد بارو تحویل بده. هنوز صلاحیت بر اونجا رو نداره و آنقدر ما تو این غربالها و چلوندنها میافتیم تا آدم بشیم. ببخشید این جواب یکم طولانی شد ولی چون مواد مسئله مهمی بهش پرداخت. جان.
این از همان جنس اون مطلب اولی بود که آقا پرسید ابن عربی که بعد که نابود شد عجب، منظورش پس این ۸۰ سال که میگفت این بود. منظورش. الان نمیشه در موردش. حضرت آقا توی پیام چهلم امام شهید، نگاهی تمدنی را با چشم این نگاه تمدنی که یک بحث مفصلی داره که از بعد مسجد الـ... جلسه بعدی که مسجد ائمه اطهار میریم موضوع بحث بعدی فاطمیه دوم در مشهد انشاءالله این بحث رو ادامه میدیم که اساساً این قضیه حضرت زهرا سلام الله علیها در مدینه یک اتفاق تمدنی البته در یک پیچ تاریخی واقع میشه و اون ملت زمان حضرت زهرا سلام الله علیها چون ملت نامبعوثاند و به بعثت نمیرسند دچار ارتداد و سرمنشأ تمام خیانتها و جنایتهای بعدی تاریخی این حالا دیگه عصاره این چند شبی که اونجا میخوایم صحبت کنیم و دهه بعدی فاطمیه. ولی خب این توضیحات داره. تمدن یعنی چی؟ پیچ تاریخی یعنی چی؟ ملت مبعوث یعنی چی؟ چیکار باید کرد؟ چه موانعی داره؟ چه اقتضائاتی داره؟ بحث مفصلی است که انشاءالله بهش… بله خدمت شما عرض کنم که کلاً تو روایتی میفرماید که اگر شما میدانستید ثواب سخن گفتن در مورد بدا چقدره، بیشتر وقتتونو میذاشتید در مورد این صحبت میکرد. روایت در حضور کافی این قضیه بدا خوب قضیه جدیه. یعنی این وقایعی که به ما وعده داده شده اینا همش منوط به یک لوازم همش وابسته به آینده حرکت ماست. میسازه. بعضی از نگاهشون اینه که آینده یک چیز بستهبندی شده است داره رخ میده دیگه حالا در هر صورت رخ میده. این نگاه، نگاه غلطیه. جواب بالاخره گفتن این پرچم به دست امام زمان میرسه و انقلاب پیروز میشه. در چه صورتی؟ در چه شرایطی؟ با چه وضعیتی؟ چه مردمی؟ با چه نوع حرکتی؟ با هر نوع حرکتی این انقلاب میمونه؟ نه! اتفاقاً گاهی در کلمات امام خمینی و رهبر شهیدمون هم گهگداری یک رگه نرم و نازکی میدن: «اگر خدای نکرده این انقلاب نابود شود»، «اگر این نظام…» اینم هست دیگه! در مورد یک چیزی که اصلاً احتمالش نیست که نباید همچین چیزی گفت. درست نری! اینم هستا! بعد دیگه تا ابد تا قیامت همش میشه مردم مدینه زمان حضرت زهرا که: «اگر اسلام اینجا خدای نکرده سیلی بخورد تا ابد سیلی خواهد خورد، دیگر سر بلند نخواهد کرد.» و این تعابیری که امام راحل داشتند، تعابیر نزدیک به این داشت. میطلبه که ما الکی دلمونو خوش نکنیم به چهار تا چیزی که شنیدیم. نزدیک قلههاییم، خوب حتماً اینطور خواهد شد و فلان شخص اینطور گفته و رهبر شهید گفته. همه اینا مربوط به حرکت و جنس حرکت ماست.
اینایی که الان عرض کردم از این جنس همه مطالب یعنی این لوازم این حرکت چه جور حرکتی منجر به اون اتفاق میشه. البته نسبت به یک جماعتی، نسبت به یک نسلی، اون آهنگ کلی اینها رو وقتی که اهل بیت دیدن یا اون بزرگانشون دیدن، وقتی دیدن این آهنگ، آهنگ درستیه، به اینا گفتن که: «آقا اینی که ما میبینیم.» امام شهیدمون میفرمود: «این اسمی که این ملت داره، این جنس حرکتی که این ملت داره، مشخصه که پیروز خواهد شد. خدا بر این ملت شکست را حرام کرده است.» تعابیر عجیبیه اینا. ولی در چه صورتی؟ در چه صورتی با این وضع انتخابات و با اون مشارکت و با این جهاد تبیین و با اون جهاد فرزندآوری و با اون جهاد تولید ملی؟ سالهای تو بحث جهاد اقتصادی تمرکزش رو حمایت از تولید ملی بود. از یک دوره به بعد دیگه اصلاً اسم حمایت از تولید اون گفتمان عمومی شکل نمیگیره. اون حرکت. حالا گفتمان عمومی، حرکت عمومی بین مردم، بین کارخانهدار، بین تولیدکننده، بین مسئولین. یک آهنگی میخواد. اگه این حرکت راه بیفته، شما آسیبناپذیر میشید توی میدان. بعد زبونت درازه که دشمن تحریم کرد، آسیب زد، شکست نخوردیم، اقتصادمون پیش رفت. ولی وقتی که این اتفاق نمیافته، زبونت کوتاهه. از این بالاتر قله دلار به قله تورم زبونت کوتاه میشه. این قضیه بدا همینو میخواد بگه.
چقدر این آیه درش هشدار! همین آیهای که چند بار خوندیم که: «مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ» هر کدومتون بخواین بذارید برید، من همین آیهای که عزیزمون اشاره کردن، من یک جماعت دیگه میارم، یک گروه دیگه میارم. کار من زمین نمیمونه. آنقدر مثل شما بوده در طول تاریخ. دیگر بنیاسرائیل که گندهتر نیستید که. این ملتی که خدا این شکلی محل توجه قرار داد، آخرشم بره مسخ شده؟ شوخی نیستا! من و صلوا براشون غذا از عالم بالا میومد، وعدههای غذایی اینا رو خدا تبدیل کرد به بوزینه و خوک. از کجا تا کجا؟ خیلی وعدهها هم به اینها داده بود. نسلهایی از اینها صلاحیت نداشتند. عود شدند. نسلهای بعدی پشت در دروازه رسیدند. خیلی این آیات ترسناکه. ما دو سه سال پیش فاطمیه مفصل در مورد ارتداد بحث میکردیم. بعد از شهادتهای رئیسی، کمرمون داره میشکنه. حالا یک سری از حرفا رو اونجا هم زدیم که یادم نیست گفتم سانسور بشه یا نشه. گفتم این آهنگی که ما داریم، ممکنه حتی مبتلا بشیم به دوران غیبت ولی فقیه. تو همان جلسات یکی از رفقا گفت: «یادته اینو گفتی؟» گفتم: «یادم نمیاد.» تو سخنرانی سر شما میاد. یکیش غیبت اولیا. رهبرانتون هم غایب. گاهی غایب میشن، دسترسی داری. گاهی غایب میشن، دسترسی هم دیگه دیگه بیانیه هم نمیتونه بده. دیگه پیامم نمیتونه بده. اینجوریه. این چیز ترسناکیه. چرا؟ برای اینکه این ارتداد وقتی که اومد، عقبگرد وقتی که شد، عوض تا پشت در دروازه میرسه. اون چیزی که موسی میخواد اتفاق نمیافته. چهل سال آواره میشن و یک نسلشون از بین میره. نسل بعدی یک بعثتی پیدا میکنه توسط یوشع. نه یوشع، وصی حضرت موسی. اینا میرن فتح میکنن اون سرزمین موعود. جانم!
ببینید ظهور، تعبیری که برخی بزرگان، حالا مرحوم حائری شیرازی قریب به فرموده بودند، علامه حسنزاده فرموده بودند، برخی بزرگان نزدیک به این عبارت رو دارم. مثلاً ظهور کبری یا ظهور عام، ظهور خاص. رهبر عزیزمون هم یک اشارهای به این کردن. ظهور عام امام زمان یعنی چی؟ ظهور خاص مگه چیه که به ظهور عام اتفاق جهانی. ولی گاهی این اصطلاح به صورت تخصصی بهش پرداخته میشه. بعضی گفتن آقا همانجور که غیبت امام زمان مرحله به مرحله بود. حرف درستیه. این حرف درست سلب نعمت معمولاً مرحله به مرحله، عطای نعمت گاهی دفعتاً گاهی هم اینم غالباً مرحله مرحله است، ولی گاهی هم خدای متعال یک دفعه محبت میکنه، عنایت. ولی سلب نعمت مرحله به مرحله: شما اول آقای رئیسی را از دست دادید، از دست دادید فرماندار لبنان، از دست دادید بعد فرماندهان خودتونو از دست دادید، دیدارهای عمومی آقا را از دست دادید، خود آقا را از ارتباط با ولی فقیه را از دست دادید. ادامه پیدا ممکنه حتی مریض خبرگان از دست بدی، رهبر براتون انتخاب کنه. عطای نعمت مرحله به مرحله. امام نهضت رو شروع میکنه وقایع ۴۲-۴۱۴۲. بعد خوب امام تبعید میشه، انقلاب مقدمات شهریور ۵۷، پیروزی انقلاب. هی خدا میخواد این حاکمیت الهی رو به شما هدیه بده. مرحله مرحله. هدی ۵۷، بعد ۵۸ تسخیر لانه جاسوسی و قدم به قدم پیش میره تا شما دیگه مثلاً میرسید به رهبری امام شهید که دوران استقرار نظام جمهوری اسلامی و بالندگی جمهوری اسلامی. نسبت به ظهور امام زمانم اینجور هم قیمتشون هم ظهور. سلب نعمت از زمان امام کاظم علیه السلام شروع میشه. مردم قدر این فرصت امام صادق را نمیدونند. سالها محروم میشن از ارتباط با امام کاظم. حضرت تو زندان. امام رضا میرن تبعید. اون پایتخت شیعه محروم میشه از امام. رفته تو بلاد اهل سنت. تو پایتخت حاکمیت عباسی. به دوران امام جواد علیه السلام میرسه. غربال شدید تو خود فقها و بزرگان شیعه که آقا بچه که نمیشه امام بشه. مرحله بعد ارتباط فیزیکی کلاً با امام قطع میشه. امام میره سامرا. ولی بعضیا نایباند، وکیلاند، ارتباط دارند. میرسه به امام عسکری کلاً دیگه ارتباط به حداقل میرسه. امام زمان غیبت صغرا، ۴ تا نایب داره. سرداب سامرا، یک ارتباطی از غیبت کبری تمام. از اونوری نعمت میخواد داده بشه، مسیر باید برگرده. البته سرعت من و شما و صلاحیت و قابلیتمون اینو تصریحش میکنه. چون اینجا لطف خدا هم هستید اینو تموم کنم بعد خدمتتون.
حالا تو یک مرحله شما نسبت به اولیا الهی نسبت به نواب عام امام اقبال نشون میدید. فداکاری میکنید برای امام راحل. امام رو میتونید از تبعید برگردونید. حتی نایب امامتون هم رفته تبعید. به اونم دسترسی نداره. ما تا این مرحله یک بار قبل انقلاب رفتیم. دیگه دسترسیمون به ولی فقیه در حد بیانیه و نامه بوده. یک خیزشی کردیم، یک توبهای کردیم. با قضیه ۱۷ شهریور و قبلش قضای دیماهی که رفت تا اونجا. دشمن به خودش جرأت داد که به امام توهین بکنه. مردم قم که اولین ملت مبعوث ایرانیان بودند اونجا قضیه ۱۹ دی بعد از توهین به امام راه انداختن. ۱۹ دی ۵۶ بعد از رحلت آقا مصطفی. بعد این تجمعات شکل گرفت. کشته دادن. چلهها شکل گرفت. تبریز و کجا و کجا و کجا و کجا. رسید به خیزش عمومی ۱۷ شهریور. بعد دیگه اون حرکت عمومی ولی فقیه رو از اون حصر و از اون غیبت خارج کردن. امام برگردوندن. حالا امام هنوز قدرت نداره. کار دست بازرگانه. دوباره قدرت به او میدن که او بتونه رئیسجمهور تنفیذ کنه. کیو تنفیذ میکنه؟ بنیصدر رو. هنوز باید پیمان قدرت بیشتر بدن تا برسه به ریاستجمهوری آقا تا برسه به رهبری آقا. یک تلرانسی به قول معروف داره این مسیر. برگشت، برگرده عقب. حالا دوباره ولی فقیه به غیبت رفته، شما باید دوباره او را از غیبت خارج کنید. به او توان بدی، قدرت پیدا کنه که مدیریت بکنه، بلکه بالاتر. هنوز اونجا خیلی فاصله. این اتفاق وقتی که افتاد، اینا همه تو فرایند ظهوره. به یک معنا به اینا میگن ظهور خاص یا ظهور صغرا. اگر وسعت پیدا کرد این مطالبه و عطش جهانی شد، میشه ظهور کبری.
ما البته تو همون جلسات بانک زمان حیات امام شهید بود و قبل از جنگ، ۱۲ روز سال ۴۰۳ بود. همونجا تأکید داشتم بنده که اینا رو نمیشه تطبیق داد و مهمتر از اینکه این شخص کیه، این مسئله است که این مختصات و جغرافیای این حرکت کشف بشه. روایاتی که ما گفته: آقا اون قلب تپنده حرکت عمومی مردمی که زمینهساز ظهور امام زمانه توسط ایرانیان، گاهی تعبیر به اهل قم کرده، گاهی تعبیر به اهل مشرق کرده، گاهی تعبیر به خراسانی کرده. یادتونه دیگه بحثهایی که گوش داد. حالا اون شخص خراسانی کیه؟ خب البته مهمه برای ماها مفیده ولی این قضیه رم زیاد عرض کردم. آیتالله مصباح گفته بودند: «آقا به نظر ما آقا آقای شهید ایشون خراسانی. ایشون فرموده بود که ما اون ارادتی که از دنیا رفت، ارادتی که به ایشون داریم فراتر از اون ارادتی است که به خراسانی داریم. ما ایشون بالاتر از خراسان.» یک تعبیر دیگه آیتالله بهجت رضوان الله علیه گفته بودند که: «آقا فلانی خراسانی نیست. ممکنه فلانی خراسانی باشه.» ایشون فرموده بودند که: «ما نسبت به خراسانی وظیفه نداریم.» جواب این شکلی داده بودن تپل ازش بگیر. یک سری شاخص فقط گفتن آقا خراسانی و یمانی و سفیانی در یک سال، در یک ماه، در یک روز سه تایی حرکت میکنند. مرکز درگیریشون هم به سمت کوفه است. خراسانی کیه؟ میشه مسئله بعدی. مسئله اول اینه که این خراسانی نماد اون حرکت عمومی ایرانیانه. حالا یا منظور یک شخصی است واقعاً از خطه خراسان. قطعه خراسان از افغانستان و ترکمنستان و اینها شامل میشه. چون مردی که الان امام رضا درش دفناند، ترکمنستان مرد خراسان بوده. معروفی که میگم منظور همینه دیگه. خراسانی از ترکمنستان، خراسانی اهل افغانستان بود. یا اینور تا شاهرود، از شاهرود تا اون مناطق اینا همه رو بهش قدیم میگفتن خراسان. یا منظور این خراسانه یا منظور کلاً این بلد ایران با همه حواشیشه؟ یا نه همون قوم. اینا رو ما نمیدونیم. اینا برام واضح نیست. قطعی هم نسبت به یک شخص نمیتونیم که حالا فلانی متولد مشهده، مشهد هم که الان مرکز استان خراسان تمومه دیگه. همینو گفتن و صد سال بعد ممکنه خراسان مشهد اصلاً جز خراسان نباشه. تقسیمات استانی عوض بشه. اینا هست دیگه. رو اینا که نمیشه حساب کتاب. به هر حال اون چیزی که مهمه جریانی از ایران که اهل مشرقند، اینا پای این قضیه تا آخر وایسادن. دست میگیرن دیگه زمین در سندشم بحث مهمه و وظیفهمون نسبت به این چیه. حالا بعضی اصرار دارن که آقا مثلاً باید رهبر از فلان استان باشه و فلان شهری باشه مثلاً سید باشه. حالا بزن آقا یک رهبری عام باشه. نه دیگه حال نمیده. میدونی اصلاً نمیخوره بهش پرچمو تحویل امام زمان بده. اینا دیگه وسایل حاشیهای است که گاهی پررنگتر از متن قضیه میشه.
انشاءالله که خدای متعال از ما راضی باشه و ببخشید که وقت شما رو ما گرفتیم. خدا خیرتون بده. تحمل گردید و دست شما درد نکنه. چشم، گفتن که یعنی تو کل ایران یک نواب نیست که درست علم دست بگیره پس این وضعیت نجات پیدا کنیم؟ یعنی ما باید چیکار کنیم که امام سید مجتبی را از اضطرار و غیبت عرض کردم. باید اون حرکت عمومی رو اون بعثت عمومی رو در حد خودمون، تو اندازه خودمون، نقطهای که هستیم تو اون پازل قرار بگیریم. کار جناب نواب حالا روش بحثه، نمیخوام واردش بشم که این کجای این پازله. اصلاً کنار خلاص. آیا واقعاً این مسئله را حل میکنه؟ الان اولاً این مسئولینمون در اون حدن که باید ترور بشن؟ خونشون مباحه؟ اینا کیا رو ترور کردن زمان پهلوی؟ ما کیا رو داریم با اینا مقایسه میکنیم؟ یک نکته است. نکته بعدی اینه که بر فرض هم که خونشون مباح باشه با ترور دیگه مثلاً قضیه حل میشه؟ و دیگه ملت میگن آخ آنقدر خوشم میاد گلوله دست میگیرم تو خیابون راه میافتن تق تق میکشن! دیوونه اینا شدم من! اینا راه حل نیست. خوب من و شما با این وضعی که تو مدارسمون و وضعیت تلویزیونمون و وضعیت سینمامون و وضعیت رسانهمونه و این همه نقص تو کارمونه، این همه زمان ما در حد مسجد، خیلی عذر میخوام، عرضه نداریم از این ظرفیت و توانی که داریم استفاده کنیم. ما در حد نماز جمعه عرضه نداریم همینایی که میان نماز جمعه رو نگه داریم و ازشون استفاده کنیم. این همه ریزش تو نماز جمعه داریم. شلوغ میشه ولی من عاشق این تفنگ اینا شدم، لامصب! نمیتونم نماز جمعه چرا مرحوم آل هاشم میتونه نماز جمعه رو شلوغ کنه؟ این چه هنریه که یک امام جمعه داره و خیلیا ندارن؟ این چه تفاوتیه؟ سؤال واقعاً. هاشم باشه اون نماز جمعه که مردم مطالبه دارن میان میشینن نصفه برمیگردن به پشت میشینن. اون نماز جمعهای که تو فلان استان جنوبی که حالا امام جمعه به رحمت خدا رفت اومدن پلاکارد دست گرفتن از امام جمعه مطالبه میکنند که حرف اینا رو پشت تریبون بگه و اون برمیگرده میگه اینجا نماز جمعه من این حرفا رو نمیزنم. اینا پا میشن نماز جمعه برن بیرون، میگه خوش اومدید. بدبختیمونه دیگه. یعنی بعضیا رو اگه از اونجا برداریم دیگه کسی نداریم جای این بذاریم. الان قوه قضاییهمون همینطور. سجاد هزار جا اینا رو باید حل کرد. اینا کاریه که زحمت اسمش جهاده. یک نوابی میخوایم که خودشو بکشه، خودشو ترور کنه، روی علاقهها و شهوات و روی اون انگیزههای شخصیش پا بذاره، فدا کنه خودش رو.
جناب نواب تو یکی از این تجمعات شاهرود اومد و به من خیلی محبت کرد، گفت مادرم که دختر شهید نوابه خیلی به شما محبت داره. نوکر جناب نواب. خانواده. وقتی جسارت به جناب نواب نشده باشه بله اونم همینو که عرض کردم حوزه پیرامونیمون یک کسی توان تأثیرگذاریش بیشتره، یک کسی در حد بچه خودش، در حد همسر خودش، در حد پدر و مادر خودش. بحث جدی باید بشه دیگه. حالا الان نمیرسه. بله. نتیجه جنگ عرض کردم وضعیتی که مردم ما دارند. امام حیون هم، رهبر عزیز انقلاب تو یکی از این بیانیههای اخیرشون فرمودند که این ملت دیگه به اون دوران زمان شاه برنم. دوباره عبور کردیم. این تثبیت شده در مردم. امام خمینی جمله عجیبی فرمود. رضا پهلوی فرمود که: «این بچه رو یک مشت قالتاق دور و برش جمع شدن که پولهایی که باباش دزدیده از جیبش در بیارن.» بعد یک جمله عجیبی امام گفت، فرمود که: «بابا جمهوری اسلامی هم نباشه مردم دیگه دور شاه جماعت جمع نمیشه. دیکتاتوری و یک نفر حرف بزنه تموم شده این دوره. تموم شده و دورهای که بخواد یکی از بیرون دیکته بکنه و اینا مردم آخوندها را نخوان. ترامپ بخواد بیاد بگه عبور کردیم.» لذا توی این نبردمون با آمریکا شکستی انشاءالله با این وضع و آهنگی که امروز ملت ما داره، شکستی نخواهیم داشت. چون تسلیم نخواهیم شد. هزینهها البته بله، هزینه بالاست. ضربات سنگینی میخوریم. ضربات سنگینی میزنیم. ولی مهم اون تابآوری باید تحمل کرد. باید حوصله به خرج داد. درازمدت زمانی که تعیینکننده است و مردم هم نشون دادن که اتفاقاً اگه پای زمان بیاد وسط این عنصریه که این میدون، میدون مردمه. الان که هفت هشت ماه یکمی تنگنا برای اروپایی شده پدرشون داره در میاد. یک سال دیگه اوضاع به منوال ادامه داشته باشه دیگه یکی از اینا نمیمونه.
نسبت به ظهور هم این شرایطی که امروز داریم نسبت به اون فضای کلی که به هر حال بخواد این انقلاب رو نگه داره به عنوان اون پایه تمدنساز ظهور امام زمان که خب این رکن مهم ظهور امام زمان این اتفاق افتاده و انشاءالله ادامه خواهد داشت. ولی هر چقدر این بیداری عمومی که نقش من و شماهاست و این استقامت و صبر توی این فتنهها تو این گرفتاریهای آخرالزمان تو ماها جدیتر باشه تا به حال خوب بوده. نمره کلان و عمومی مردم ما ولی هنوز کار داره. هنوز تا اونجا فاصله. اگه به همین منوال و قویتر انشاءالله حرکت ادامه پیدا کنه انشاءالله به عنایت الهی دور نیست. دور نیست نه بر اساس زمانبندی که مثلاً ۵ سال بعد. دور نیست به حسب موقعیت و مرحلهبندی. یعنی ما در آستانه اون مرحله هستیم. حالا ممکنه اون مرحله رو خدا توی یک سال محقق بکنه، توی ۱۰۰ سال محقق. دست خداست. اون مهم اون بخشش که با ماست و وظیفه ماست آمادگی است. الان مردم آمادگیشونو نشون دادن. البته بیشتر از اینا باید بشه. وسیعتر باید بشه. هنوز خیلی جای کار، حذف اشکال هست ولی اون حرکت کلی الحمدلله خوب بود. انشاءالله که روح امام شهیدمون از ما راضی باشه و دعاگوی ما باشه و انشاءالله که پیروزی جبهه حق نزدیک باشه. نابودی استکبار، سران استکبار انشاءالله به زودی زود محقق میشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اینو آوردن و بردن و راه انداختن. خیلی چیز عجیبیه! خیلی حوصله این میشه. بعثت مردم، قوم قومی قراره بیاد. نمیشه شما با این دنیای چند میلیاردی که فساد و ظلم و اینها «مُلِئَتْ ظُلْمًا وَ جَوْرًا» با ۵ تا آدم تحول ایجاد کنی، کل دنیا رو کن فیکون کنی. البته حلقه اولش ۳۰۰ تا بیشتر نمیخواد. برای کار ۳۰۰ نفر نیست، کار ۵ نفر ۱۰ نفر نیست. بعثت قوم. البته اون بعثت قوم غالباً با حرکت خواص است. خواص خیلی جا مسئولاند. یال ایام فاطمیه هم هست. این بحث کاملاً منطبق بر قضایای حضرت زهرا سلام الله علیهاست. بعثت قوم میخواهد. حالا من البته جای دیگر اشاره بهش خواهم کرد، انشاءالله. اونم با حرکت نخبگان.
مردم وقتی میبینند خواص و نخبگان ساکتند، حرف نمیزنند و مصلحتاندیشاند و چیزی نمیگویند و اینها، اینها هم حرکتی نمیکنند تا آن وقتی که دیگر به یک حدی از خطر و آسیب میرسد که دیگر آن ولی جامعه مجبور میشود عیان و عریان قضیه را مطرح بکند، گاهی حتی به قیمت مظلوم واقع شدن و حتی کشته شدنش، مثل قضیه حضرت زهرا سلام الله علیها. آن نخبگانی که خبر دارند، بابا! مگر شما تو غدیر نبودید؟ مگر صد بار از پیغمبر نشنیدید؟ همین که بگی ۱۰ تا مثل تو بگن اوضاع عوض میشه. شلنگ تخته را بندازند، سقیفه بیاورند تو روز روشن وقتی پیغمبر هنوز دفن نشده، بیعت بگیرند با شمشیر.
ملت باید حرکت بکند، ولی ملت رو نخبگاناند که به حرکت میآورند. البته ما الان در دورانی هستیم که ملت ما از نخبگان هم جلوترند، ولی هنوز با این حد، با این جمعیت میشه انقلاب را نگه داشت؟ با این جمعیتی که از نخبگان جلوترند، انقلاب رو میشه نگه داشت؟ در نبود رهبر شهید، مملکتو میشه نگه داشت، ولی دنیا رو نمیشه اداره کرد. گرفتید مطلب؟ چرا اینقدر اصرار داره رهبر معظم که تجمعات شلوغ باشد؟ از همه طیف باشیم. همه رو بگید بیان، دستهبندی نکنید. دستهبندی الکی، طرد غیرعاقلانه نداشته باشید.
بله حجابش ضعیفه، بله تاتو داره، بله سگ داره، بله سبک زندگیش فلانه، بله فکر سیاسیش فلانه. جلوتر چهار قدم، عقب دو تا بزنی که ۵ قدم بره عقبتر. این خاطره رو بگم بهتون، البته اینو زیاد گفتم. حالا برای اینکه خستگیتون هم در بره. دو تا رفیق داشتیم رفته بودند توی روستای اطراف قزوین برای تبلیغ. یکیشون حجتالاسلام بابایی بود، یکیشون حجتالاسلام مامانی بود. سمت زیاران و اینها، طالقان. ما رفتیم سر بزنیم. تابستانی بود، شاید ۱۵ سال پیش. این حاج آقای مامانی تو اون روستا. رفتیم تو مسجد و دیدیم آقا مسجد پر از نوجوان. رفته بود کار فرهنگی کرده بود. این بچهها و نوجوانها و اینها به اسم آبتنی و بریم تو باغ و بچرخیم و فلان اینها، اینها اومده بودند مسجد. صف خانمها ته مسجد بود، وسط مسجد پرده میخورد. امام جماعت که وایمیستادیم باید از این جلو تا عقب وصل میشد که اونا بتونن اقتدا کنن. همه بچه رو بلد نیستند که این خطو وصل بکنن که مثلاً باشه که مکلف و بالغاند و اینها خانم بتونه اتصال داشته باشد. رو همان حساب عوامانه جاهلانه خودمون برگشتم به این حاج آقای مامانی تشر زدم، گفتم حاج آقا چه ورزشی به اینها یاد بده! آقا این چه نماز جماعتیه؟ اینها اتصال ندارند! بهشون بگو! این بچهها رو همینجوری وایسا. من چه شاخیام دارم تذکر میدم و الان اصلاح میشه و یک جملهای گفت، من خیلی زندگیم به دو بخش تقسیم شد: قبل مامانی و بعد مامانی. مادر زاده شدم، یک بار از مامانی. خیلی جمله عجیبی گفت، خدا بر زبانش جاری کرد برای تحول بنده که البته بیشتر باعث تهوع بنده شد از خودم وقتی شنیدم. گفتش که: «یک کسی بود میرفت این لات و لوتها و عرقخورها رو جمع میکرد میآورد مسجد نماز میخوندن. یکی اومد به من امام جماعت گفت خاک بر سرت کنم فلان فلان شده! تو سرشون بخوره! تو سرت بخوره نماز و اینها!» اینم گفت: «آقا من زورمو زدم عرقخور رو از کاباره کشیدم تو مسجد، تو هم یک زور بزن کفششو در بیار.» به من گفت: «حاج آقا من اینها رو از تو خونهها و از تو مدرسهها، از تو کوچهبازار رسوندم تا مسجد، تو هم یک دستی...» خیلی سنگین، خیلی دقیق بود. نقش من الان چیه این وسط؟ سهم من چیه؟ اینبعد، آنقدر که جلو آمده رو ببین. اتصال نداره مسجد تعطیل بشه به درک. به چه درد میخوره این نماز جماعتی که اتصال نداره؟
احمدآباد مشهد که خوب، اون شلوغی مرکزی تجمعات مشهد بود و بینظیر بود، خب بنده هم زیاد اونجا سخنرانی و منبر و اینها داشتیم که تو ماه رمضان و اینها تا ساعتهای ۲ اینها مردم میموندند تو خیابون. داستان پرچم ۲۴ ساعته شروع شد و بعد جاهای دیگه سرایت پیدا کرد. رفقا میگفتند یک تعدادی از این کسایی که برای امر به معروف و نهی از منکر کار میکنند، که حالا من در مورد اونا فعلاً نمیخوام چیزی بگم. کسری این کارم وظیفه است و واجب، باید انجام بشه. ولی بعضیها جاهلانه کار میکنند و خراب میکنند یک سری چیزها رو. گفت اینها گشته بودند، حالا این همه جا برای کار فرهنگی و تذکر و اینها تجمعات احمدآباد. تا یک کمتر حجابش مشکل داشت بهش تذکر میدادند. میگفتند حالا چرا این حجابشو درست کنه؟ بابا این ۲۰ قدم اومد، لامصب! یک کاری کنیم ۲۰ قدمی که اومد سیو بشه. این بدبختی اینه ها!
یک نگاه تربیتی. حرکت دادن، بردن. خیلی هم پدر آدم درمیاد. جامعه رو بخوای ببری، جامعه باید به این تجربه برسه. جامعه باید به این عقلانیت و بلوغ برسه. استیضاح کنیم اونو، برش داریم، اینو بیرون کنیم، اینو فلان کنیم. گاهی آدمهای دغدغهمندی هم هستنها، ولی نگاهشون غلطه. یعنی اصلاً کلانداده سیاسی و طرح کلی برای اداره جامعه ندارند. اگر هم تو مدیریتی جایی قرار بگیرند که معمولاً خیلیهاشون هم قرار نگرفتن و نمیگیرن، اگه جایی هم واقع بشن خراب میکنند. «طُوبَى لِلْغُرَبَا» یک مسیر حق این شکلیه. «لَا تَسْتَوْحِشُوا فِی مَسِیرِ…» چی چی الله. مشکل بزرگتره. یک عقلیه، یک عقلانیتیه. تجمعاتو شلوغش کن. شلوغش کن. بیاییم آقا مثلاً فیلم فلان پخش بکنیم، همه شلوغ بشه. بیاد مثلاً چه میدونم آهنگ بذاریم، کنسرت زنده، کنسرت زنده کنیم، همه بیان. تو اون نقاط اشتراک و توافقتون. این کلمه وفاق البته به لجن کشیده شده، کشیده بشه. بالاخره نمیشه ازش عبور کرد. این یک چیز درستیه. این مبنای قرآنی داره. حالا یک عده سوءاستفاده میکنند ازش. با این توافقه، با ما وفاقه، با اون نقاط اشتراکتون زنجیر بشید به هم و هی اضافه کنید، نه اینکه هی سر اون نقاط تمایزتون همدیگر را دفع کنید. همین چهار تا جانفدای جمهوری اسلامی دعواشون میشه. این نمیتونه ملت مبعوثی باشه که بخواهد بارو تحویل بده. هنوز صلاحیت بر اونجا رو نداره و آنقدر ما تو این غربالها و چلوندنها میافتیم تا آدم بشیم. ببخشید این جواب یکم طولانی شد ولی چون مواد مسئله مهمی بهش پرداخت. جان.
این از همان جنس اون مطلب اولی بود که آقا پرسید ابن عربی که بعد که نابود شد عجب، منظورش پس این ۸۰ سال که میگفت این بود. منظورش. الان نمیشه در موردش. حضرت آقا توی پیام چهلم امام شهید، نگاهی تمدنی را با چشم این نگاه تمدنی که یک بحث مفصلی داره که از بعد مسجد الـ... جلسه بعدی که مسجد ائمه اطهار میریم موضوع بحث بعدی فاطمیه دوم در مشهد انشاءالله این بحث رو ادامه میدیم که اساساً این قضیه حضرت زهرا سلام الله علیها در مدینه یک اتفاق تمدنی البته در یک پیچ تاریخی واقع میشه و اون ملت زمان حضرت زهرا سلام الله علیها چون ملت نامبعوثاند و به بعثت نمیرسند دچار ارتداد و سرمنشأ تمام خیانتها و جنایتهای بعدی تاریخی این حالا دیگه عصاره این چند شبی که اونجا میخوایم صحبت کنیم و دهه بعدی فاطمیه. ولی خب این توضیحات داره. تمدن یعنی چی؟ پیچ تاریخی یعنی چی؟ ملت مبعوث یعنی چی؟ چیکار باید کرد؟ چه موانعی داره؟ چه اقتضائاتی داره؟ بحث مفصلی است که انشاءالله بهش… بله خدمت شما عرض کنم که کلاً تو روایتی میفرماید که اگر شما میدانستید ثواب سخن گفتن در مورد بدا چقدره، بیشتر وقتتونو میذاشتید در مورد این صحبت میکرد. روایت در حضور کافی این قضیه بدا خوب قضیه جدیه. یعنی این وقایعی که به ما وعده داده شده اینا همش منوط به یک لوازم همش وابسته به آینده حرکت ماست. میسازه. بعضی از نگاهشون اینه که آینده یک چیز بستهبندی شده است داره رخ میده دیگه حالا در هر صورت رخ میده. این نگاه، نگاه غلطیه. جواب بالاخره گفتن این پرچم به دست امام زمان میرسه و انقلاب پیروز میشه. در چه صورتی؟ در چه شرایطی؟ با چه وضعیتی؟ چه مردمی؟ با چه نوع حرکتی؟ با هر نوع حرکتی این انقلاب میمونه؟ نه! اتفاقاً گاهی در کلمات امام خمینی و رهبر شهیدمون هم گهگداری یک رگه نرم و نازکی میدن: «اگر خدای نکرده این انقلاب نابود شود»، «اگر این نظام…» اینم هست دیگه! در مورد یک چیزی که اصلاً احتمالش نیست که نباید همچین چیزی گفت. درست نری! اینم هستا! بعد دیگه تا ابد تا قیامت همش میشه مردم مدینه زمان حضرت زهرا که: «اگر اسلام اینجا خدای نکرده سیلی بخورد تا ابد سیلی خواهد خورد، دیگر سر بلند نخواهد کرد.» و این تعابیری که امام راحل داشتند، تعابیر نزدیک به این داشت. میطلبه که ما الکی دلمونو خوش نکنیم به چهار تا چیزی که شنیدیم. نزدیک قلههاییم، خوب حتماً اینطور خواهد شد و فلان شخص اینطور گفته و رهبر شهید گفته. همه اینا مربوط به حرکت و جنس حرکت ماست.
اینایی که الان عرض کردم از این جنس همه مطالب یعنی این لوازم این حرکت چه جور حرکتی منجر به اون اتفاق میشه. البته نسبت به یک جماعتی، نسبت به یک نسلی، اون آهنگ کلی اینها رو وقتی که اهل بیت دیدن یا اون بزرگانشون دیدن، وقتی دیدن این آهنگ، آهنگ درستیه، به اینا گفتن که: «آقا اینی که ما میبینیم.» امام شهیدمون میفرمود: «این اسمی که این ملت داره، این جنس حرکتی که این ملت داره، مشخصه که پیروز خواهد شد. خدا بر این ملت شکست را حرام کرده است.» تعابیر عجیبیه اینا. ولی در چه صورتی؟ در چه صورتی با این وضع انتخابات و با اون مشارکت و با این جهاد تبیین و با اون جهاد فرزندآوری و با اون جهاد تولید ملی؟ سالهای تو بحث جهاد اقتصادی تمرکزش رو حمایت از تولید ملی بود. از یک دوره به بعد دیگه اصلاً اسم حمایت از تولید اون گفتمان عمومی شکل نمیگیره. اون حرکت. حالا گفتمان عمومی، حرکت عمومی بین مردم، بین کارخانهدار، بین تولیدکننده، بین مسئولین. یک آهنگی میخواد. اگه این حرکت راه بیفته، شما آسیبناپذیر میشید توی میدان. بعد زبونت درازه که دشمن تحریم کرد، آسیب زد، شکست نخوردیم، اقتصادمون پیش رفت. ولی وقتی که این اتفاق نمیافته، زبونت کوتاهه. از این بالاتر قله دلار به قله تورم زبونت کوتاه میشه. این قضیه بدا همینو میخواد بگه.
چقدر این آیه درش هشدار! همین آیهای که چند بار خوندیم که: «مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ» هر کدومتون بخواین بذارید برید، من همین آیهای که عزیزمون اشاره کردن، من یک جماعت دیگه میارم، یک گروه دیگه میارم. کار من زمین نمیمونه. آنقدر مثل شما بوده در طول تاریخ. دیگر بنیاسرائیل که گندهتر نیستید که. این ملتی که خدا این شکلی محل توجه قرار داد، آخرشم بره مسخ شده؟ شوخی نیستا! من و صلوا براشون غذا از عالم بالا میومد، وعدههای غذایی اینا رو خدا تبدیل کرد به بوزینه و خوک. از کجا تا کجا؟ خیلی وعدهها هم به اینها داده بود. نسلهایی از اینها صلاحیت نداشتند. عود شدند. نسلهای بعدی پشت در دروازه رسیدند. خیلی این آیات ترسناکه. ما دو سه سال پیش فاطمیه مفصل در مورد ارتداد بحث میکردیم. بعد از شهادتهای رئیسی، کمرمون داره میشکنه. حالا یک سری از حرفا رو اونجا هم زدیم که یادم نیست گفتم سانسور بشه یا نشه. گفتم این آهنگی که ما داریم، ممکنه حتی مبتلا بشیم به دوران غیبت ولی فقیه. تو همان جلسات یکی از رفقا گفت: «یادته اینو گفتی؟» گفتم: «یادم نمیاد.» تو سخنرانی سر شما میاد. یکیش غیبت اولیا. رهبرانتون هم غایب. گاهی غایب میشن، دسترسی داری. گاهی غایب میشن، دسترسی هم دیگه دیگه بیانیه هم نمیتونه بده. دیگه پیامم نمیتونه بده. اینجوریه. این چیز ترسناکیه. چرا؟ برای اینکه این ارتداد وقتی که اومد، عقبگرد وقتی که شد، عوض تا پشت در دروازه میرسه. اون چیزی که موسی میخواد اتفاق نمیافته. چهل سال آواره میشن و یک نسلشون از بین میره. نسل بعدی یک بعثتی پیدا میکنه توسط یوشع. نه یوشع، وصی حضرت موسی. اینا میرن فتح میکنن اون سرزمین موعود. جانم!
ببینید ظهور، تعبیری که برخی بزرگان، حالا مرحوم حائری شیرازی قریب به فرموده بودند، علامه حسنزاده فرموده بودند، برخی بزرگان نزدیک به این عبارت رو دارم. مثلاً ظهور کبری یا ظهور عام، ظهور خاص. رهبر عزیزمون هم یک اشارهای به این کردن. ظهور عام امام زمان یعنی چی؟ ظهور خاص مگه چیه که به ظهور عام اتفاق جهانی. ولی گاهی این اصطلاح به صورت تخصصی بهش پرداخته میشه. بعضی گفتن آقا همانجور که غیبت امام زمان مرحله به مرحله بود. حرف درستیه. این حرف درست سلب نعمت معمولاً مرحله به مرحله، عطای نعمت گاهی دفعتاً گاهی هم اینم غالباً مرحله مرحله است، ولی گاهی هم خدای متعال یک دفعه محبت میکنه، عنایت. ولی سلب نعمت مرحله به مرحله: شما اول آقای رئیسی را از دست دادید، از دست دادید فرماندار لبنان، از دست دادید بعد فرماندهان خودتونو از دست دادید، دیدارهای عمومی آقا را از دست دادید، خود آقا را از ارتباط با ولی فقیه را از دست دادید. ادامه پیدا ممکنه حتی مریض خبرگان از دست بدی، رهبر براتون انتخاب کنه. عطای نعمت مرحله به مرحله. امام نهضت رو شروع میکنه وقایع ۴۲-۴۱۴۲. بعد خوب امام تبعید میشه، انقلاب مقدمات شهریور ۵۷، پیروزی انقلاب. هی خدا میخواد این حاکمیت الهی رو به شما هدیه بده. مرحله مرحله. هدی ۵۷، بعد ۵۸ تسخیر لانه جاسوسی و قدم به قدم پیش میره تا شما دیگه مثلاً میرسید به رهبری امام شهید که دوران استقرار نظام جمهوری اسلامی و بالندگی جمهوری اسلامی. نسبت به ظهور امام زمانم اینجور هم قیمتشون هم ظهور. سلب نعمت از زمان امام کاظم علیه السلام شروع میشه. مردم قدر این فرصت امام صادق را نمیدونند. سالها محروم میشن از ارتباط با امام کاظم. حضرت تو زندان. امام رضا میرن تبعید. اون پایتخت شیعه محروم میشه از امام. رفته تو بلاد اهل سنت. تو پایتخت حاکمیت عباسی. به دوران امام جواد علیه السلام میرسه. غربال شدید تو خود فقها و بزرگان شیعه که آقا بچه که نمیشه امام بشه. مرحله بعد ارتباط فیزیکی کلاً با امام قطع میشه. امام میره سامرا. ولی بعضیا نایباند، وکیلاند، ارتباط دارند. میرسه به امام عسکری کلاً دیگه ارتباط به حداقل میرسه. امام زمان غیبت صغرا، ۴ تا نایب داره. سرداب سامرا، یک ارتباطی از غیبت کبری تمام. از اونوری نعمت میخواد داده بشه، مسیر باید برگرده. البته سرعت من و شما و صلاحیت و قابلیتمون اینو تصریحش میکنه. چون اینجا لطف خدا هم هستید اینو تموم کنم بعد خدمتتون.
حالا تو یک مرحله شما نسبت به اولیا الهی نسبت به نواب عام امام اقبال نشون میدید. فداکاری میکنید برای امام راحل. امام رو میتونید از تبعید برگردونید. حتی نایب امامتون هم رفته تبعید. به اونم دسترسی نداره. ما تا این مرحله یک بار قبل انقلاب رفتیم. دیگه دسترسیمون به ولی فقیه در حد بیانیه و نامه بوده. یک خیزشی کردیم، یک توبهای کردیم. با قضیه ۱۷ شهریور و قبلش قضای دیماهی که رفت تا اونجا. دشمن به خودش جرأت داد که به امام توهین بکنه. مردم قم که اولین ملت مبعوث ایرانیان بودند اونجا قضیه ۱۹ دی بعد از توهین به امام راه انداختن. ۱۹ دی ۵۶ بعد از رحلت آقا مصطفی. بعد این تجمعات شکل گرفت. کشته دادن. چلهها شکل گرفت. تبریز و کجا و کجا و کجا و کجا. رسید به خیزش عمومی ۱۷ شهریور. بعد دیگه اون حرکت عمومی ولی فقیه رو از اون حصر و از اون غیبت خارج کردن. امام برگردوندن. حالا امام هنوز قدرت نداره. کار دست بازرگانه. دوباره قدرت به او میدن که او بتونه رئیسجمهور تنفیذ کنه. کیو تنفیذ میکنه؟ بنیصدر رو. هنوز باید پیمان قدرت بیشتر بدن تا برسه به ریاستجمهوری آقا تا برسه به رهبری آقا. یک تلرانسی به قول معروف داره این مسیر. برگشت، برگرده عقب. حالا دوباره ولی فقیه به غیبت رفته، شما باید دوباره او را از غیبت خارج کنید. به او توان بدی، قدرت پیدا کنه که مدیریت بکنه، بلکه بالاتر. هنوز اونجا خیلی فاصله. این اتفاق وقتی که افتاد، اینا همه تو فرایند ظهوره. به یک معنا به اینا میگن ظهور خاص یا ظهور صغرا. اگر وسعت پیدا کرد این مطالبه و عطش جهانی شد، میشه ظهور کبری.
ما البته تو همون جلسات بانک زمان حیات امام شهید بود و قبل از جنگ، ۱۲ روز سال ۴۰۳ بود. همونجا تأکید داشتم بنده که اینا رو نمیشه تطبیق داد و مهمتر از اینکه این شخص کیه، این مسئله است که این مختصات و جغرافیای این حرکت کشف بشه. روایاتی که ما گفته: آقا اون قلب تپنده حرکت عمومی مردمی که زمینهساز ظهور امام زمانه توسط ایرانیان، گاهی تعبیر به اهل قم کرده، گاهی تعبیر به اهل مشرق کرده، گاهی تعبیر به خراسانی کرده. یادتونه دیگه بحثهایی که گوش داد. حالا اون شخص خراسانی کیه؟ خب البته مهمه برای ماها مفیده ولی این قضیه رم زیاد عرض کردم. آیتالله مصباح گفته بودند: «آقا به نظر ما آقا آقای شهید ایشون خراسانی. ایشون فرموده بود که ما اون ارادتی که از دنیا رفت، ارادتی که به ایشون داریم فراتر از اون ارادتی است که به خراسانی داریم. ما ایشون بالاتر از خراسان.» یک تعبیر دیگه آیتالله بهجت رضوان الله علیه گفته بودند که: «آقا فلانی خراسانی نیست. ممکنه فلانی خراسانی باشه.» ایشون فرموده بودند که: «ما نسبت به خراسانی وظیفه نداریم.» جواب این شکلی داده بودن تپل ازش بگیر. یک سری شاخص فقط گفتن آقا خراسانی و یمانی و سفیانی در یک سال، در یک ماه، در یک روز سه تایی حرکت میکنند. مرکز درگیریشون هم به سمت کوفه است. خراسانی کیه؟ میشه مسئله بعدی. مسئله اول اینه که این خراسانی نماد اون حرکت عمومی ایرانیانه. حالا یا منظور یک شخصی است واقعاً از خطه خراسان. قطعه خراسان از افغانستان و ترکمنستان و اینها شامل میشه. چون مردی که الان امام رضا درش دفناند، ترکمنستان مرد خراسان بوده. معروفی که میگم منظور همینه دیگه. خراسانی از ترکمنستان، خراسانی اهل افغانستان بود. یا اینور تا شاهرود، از شاهرود تا اون مناطق اینا همه رو بهش قدیم میگفتن خراسان. یا منظور این خراسانه یا منظور کلاً این بلد ایران با همه حواشیشه؟ یا نه همون قوم. اینا رو ما نمیدونیم. اینا برام واضح نیست. قطعی هم نسبت به یک شخص نمیتونیم که حالا فلانی متولد مشهده، مشهد هم که الان مرکز استان خراسان تمومه دیگه. همینو گفتن و صد سال بعد ممکنه خراسان مشهد اصلاً جز خراسان نباشه. تقسیمات استانی عوض بشه. اینا هست دیگه. رو اینا که نمیشه حساب کتاب. به هر حال اون چیزی که مهمه جریانی از ایران که اهل مشرقند، اینا پای این قضیه تا آخر وایسادن. دست میگیرن دیگه زمین در سندشم بحث مهمه و وظیفهمون نسبت به این چیه. حالا بعضی اصرار دارن که آقا مثلاً باید رهبر از فلان استان باشه و فلان شهری باشه مثلاً سید باشه. حالا بزن آقا یک رهبری عام باشه. نه دیگه حال نمیده. میدونی اصلاً نمیخوره بهش پرچمو تحویل امام زمان بده. اینا دیگه وسایل حاشیهای است که گاهی پررنگتر از متن قضیه میشه.
انشاءالله که خدای متعال از ما راضی باشه و ببخشید که وقت شما رو ما گرفتیم. خدا خیرتون بده. تحمل گردید و دست شما درد نکنه. چشم، گفتن که یعنی تو کل ایران یک نواب نیست که درست علم دست بگیره پس این وضعیت نجات پیدا کنیم؟ یعنی ما باید چیکار کنیم که امام سید مجتبی را از اضطرار و غیبت عرض کردم. باید اون حرکت عمومی رو اون بعثت عمومی رو در حد خودمون، تو اندازه خودمون، نقطهای که هستیم تو اون پازل قرار بگیریم. کار جناب نواب حالا روش بحثه، نمیخوام واردش بشم که این کجای این پازله. اصلاً کنار خلاص. آیا واقعاً این مسئله را حل میکنه؟ الان اولاً این مسئولینمون در اون حدن که باید ترور بشن؟ خونشون مباحه؟ اینا کیا رو ترور کردن زمان پهلوی؟ ما کیا رو داریم با اینا مقایسه میکنیم؟ یک نکته است. نکته بعدی اینه که بر فرض هم که خونشون مباح باشه با ترور دیگه مثلاً قضیه حل میشه؟ و دیگه ملت میگن آخ آنقدر خوشم میاد گلوله دست میگیرم تو خیابون راه میافتن تق تق میکشن! دیوونه اینا شدم من! اینا راه حل نیست. خوب من و شما با این وضعی که تو مدارسمون و وضعیت تلویزیونمون و وضعیت سینمامون و وضعیت رسانهمونه و این همه نقص تو کارمونه، این همه زمان ما در حد مسجد، خیلی عذر میخوام، عرضه نداریم از این ظرفیت و توانی که داریم استفاده کنیم. ما در حد نماز جمعه عرضه نداریم همینایی که میان نماز جمعه رو نگه داریم و ازشون استفاده کنیم. این همه ریزش تو نماز جمعه داریم. شلوغ میشه ولی من عاشق این تفنگ اینا شدم، لامصب! نمیتونم نماز جمعه چرا مرحوم آل هاشم میتونه نماز جمعه رو شلوغ کنه؟ این چه هنریه که یک امام جمعه داره و خیلیا ندارن؟ این چه تفاوتیه؟ سؤال واقعاً. هاشم باشه اون نماز جمعه که مردم مطالبه دارن میان میشینن نصفه برمیگردن به پشت میشینن. اون نماز جمعهای که تو فلان استان جنوبی که حالا امام جمعه به رحمت خدا رفت اومدن پلاکارد دست گرفتن از امام جمعه مطالبه میکنند که حرف اینا رو پشت تریبون بگه و اون برمیگرده میگه اینجا نماز جمعه من این حرفا رو نمیزنم. اینا پا میشن نماز جمعه برن بیرون، میگه خوش اومدید. بدبختیمونه دیگه. یعنی بعضیا رو اگه از اونجا برداریم دیگه کسی نداریم جای این بذاریم. الان قوه قضاییهمون همینطور. سجاد هزار جا اینا رو باید حل کرد. اینا کاریه که زحمت اسمش جهاده. یک نوابی میخوایم که خودشو بکشه، خودشو ترور کنه، روی علاقهها و شهوات و روی اون انگیزههای شخصیش پا بذاره، فدا کنه خودش رو.
جناب نواب تو یکی از این تجمعات شاهرود اومد و به من خیلی محبت کرد، گفت مادرم که دختر شهید نوابه خیلی به شما محبت داره. نوکر جناب نواب. خانواده. وقتی جسارت به جناب نواب نشده باشه بله اونم همینو که عرض کردم حوزه پیرامونیمون یک کسی توان تأثیرگذاریش بیشتره، یک کسی در حد بچه خودش، در حد همسر خودش، در حد پدر و مادر خودش. بحث جدی باید بشه دیگه. حالا الان نمیرسه. بله. نتیجه جنگ عرض کردم وضعیتی که مردم ما دارند. امام حیون هم، رهبر عزیز انقلاب تو یکی از این بیانیههای اخیرشون فرمودند که این ملت دیگه به اون دوران زمان شاه برنم. دوباره عبور کردیم. این تثبیت شده در مردم. امام خمینی جمله عجیبی فرمود. رضا پهلوی فرمود که: «این بچه رو یک مشت قالتاق دور و برش جمع شدن که پولهایی که باباش دزدیده از جیبش در بیارن.» بعد یک جمله عجیبی امام گفت، فرمود که: «بابا جمهوری اسلامی هم نباشه مردم دیگه دور شاه جماعت جمع نمیشه. دیکتاتوری و یک نفر حرف بزنه تموم شده این دوره. تموم شده و دورهای که بخواد یکی از بیرون دیکته بکنه و اینا مردم آخوندها را نخوان. ترامپ بخواد بیاد بگه عبور کردیم.» لذا توی این نبردمون با آمریکا شکستی انشاءالله با این وضع و آهنگی که امروز ملت ما داره، شکستی نخواهیم داشت. چون تسلیم نخواهیم شد. هزینهها البته بله، هزینه بالاست. ضربات سنگینی میخوریم. ضربات سنگینی میزنیم. ولی مهم اون تابآوری باید تحمل کرد. باید حوصله به خرج داد. درازمدت زمانی که تعیینکننده است و مردم هم نشون دادن که اتفاقاً اگه پای زمان بیاد وسط این عنصریه که این میدون، میدون مردمه. الان که هفت هشت ماه یکمی تنگنا برای اروپایی شده پدرشون داره در میاد. یک سال دیگه اوضاع به منوال ادامه داشته باشه دیگه یکی از اینا نمیمونه.
نسبت به ظهور هم این شرایطی که امروز داریم نسبت به اون فضای کلی که به هر حال بخواد این انقلاب رو نگه داره به عنوان اون پایه تمدنساز ظهور امام زمان که خب این رکن مهم ظهور امام زمان این اتفاق افتاده و انشاءالله ادامه خواهد داشت. ولی هر چقدر این بیداری عمومی که نقش من و شماهاست و این استقامت و صبر توی این فتنهها تو این گرفتاریهای آخرالزمان تو ماها جدیتر باشه تا به حال خوب بوده. نمره کلان و عمومی مردم ما ولی هنوز کار داره. هنوز تا اونجا فاصله. اگه به همین منوال و قویتر انشاءالله حرکت ادامه پیدا کنه انشاءالله به عنایت الهی دور نیست. دور نیست نه بر اساس زمانبندی که مثلاً ۵ سال بعد. دور نیست به حسب موقعیت و مرحلهبندی. یعنی ما در آستانه اون مرحله هستیم. حالا ممکنه اون مرحله رو خدا توی یک سال محقق بکنه، توی ۱۰۰ سال محقق. دست خداست. اون مهم اون بخشش که با ماست و وظیفه ماست آمادگی است. الان مردم آمادگیشونو نشون دادن. البته بیشتر از اینا باید بشه. وسیعتر باید بشه. هنوز خیلی جای کار، حذف اشکال هست ولی اون حرکت کلی الحمدلله خوب بود. انشاءالله که روح امام شهیدمون از ما راضی باشه و دعاگوی ما باشه و انشاءالله که پیروزی جبهه حق نزدیک باشه. نابودی استکبار، سران استکبار انشاءالله به زودی زود محقق میشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
بخش اول
به قیمت بعثت مردم
در حال بارگذاری نظرات...