با نور بانو

با نور بانو

با نور بانو . 1405/08/02
00:34:51
6

متن
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
الائمة الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین
رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی

آن چیزی که از معارف ما، از روایات متعدد، واضح است، یکی از کلیدهای بی‌بدیل گشایش فرج است که واقعاً می‌شود گفت در موردش هیچ حرفی نیست، هیچ شکی نیست؛ عنایات حضرت زهرا سلام الله علیها است. و واقعاً این روایت، این کلام که «إنّ الله یرضی لرضا فاطمة و یغضب لغضب فاطمة» آن‌قدر پرمغز است، آن‌قدر غنی است، آن‌قدر ابعاد وسیعی دارد برای اینکه آدم در موردش صحبت بکند که دیگر جایی برای شک و شبهه نمی‌ماند که اگر عنایت و توجه حضرت زهرا سلام الله علیها شکار شود و کسب شود، دیگر بعدش نیاز به چیز دیگری ندارد، نیاز به متممی ندارد. خودش به‌تنهایی کافی است برای جلب فیوضات، برای جلب عنایات. جلب رضایت حضرت زهرا سلام الله علیها خودش به‌تنهایی همۀ عنایات، همۀ توفیقات را در بر دارد.

این است که شما می‌بینید بزرگان ما یک انس عجیب و خاصی دارند نسبت به حضرت زهرا سلام الله علیها. رهبر شهید بی‌نظیرمان که این فاطمیه، اولین فاطمیه‌ای است که در فقدان او به سر می‌بریم، آن جملۀ معروف از ایشان نقل شده که فرمود: «من رزق سالم را در روضۀ حضرت زهرا سلام الله علیها می‌گیرم. رزق سالم را از فاطمیه می‌گیرم.» خب ایشان محرم هم روضه داشت، ماه صفر هم روضه داشت، هر مناسبتی از شهادت‌های اهل بیت، ایشان مجلس روضه داشتند، می‌نشستند، گریه می‌کردند، مجلس هم گاهی مجلس طولانی می‌شد. ولی آنی که به‌طور خاص ایشان به آن توجه دارد، مجلس روضۀ حضرت زهرا سلام الله علیها است؛ انس با حضرت زهرا سلام الله علیها است؛ توسل به محضر حضرت زهرا سلام الله علیها است.

این چیزی است که در بین بزرگان خیلی رایج بوده و اگر فرصت بود، می‌شد به‌طور مبسوطی به این بحث پرداخت. خب حالا این خودش یک کلید است. چون وقت کم است، باید سریع نکاتی عرض شود که وقت دوستان خیلی گرفته نشود. کلید دوم این است که این ارتباط چه شکلی برقرار می‌شود؟ چه شکلی تقویت می‌شود؟ این انس با حضرت زهرا سلام الله علیها یک بخشش مربوط به توسلات ما است. انس داشته باشیم با چیزی مثل حدیث کسا. انس داشته باشیم. مرحوم آیت الله العظمی بهجت هر روز حدیث کسا می‌خواندند. حالا با این مشغله‌ها و شلوغی‌های ما، شاید ما نرسیم هر روز بخوانیم، ولی اینکه حالا انسان تو گوشی‌اش بتواند حدیث کسا داشته باشد، پخش بکند، «خبّرنا هذا خبر ما» یادآوری شود. این هم مصداق ذکر خبر هست دیگر. خودش گوشی‌اش را می‌گذارد، خودش گوش می‌دهد، دیگران گوش می‌دهند. «فی محفل محافل اهل الأرض» هم صدق می‌کند به آن. نشسته‌اند، دارند ناهاری می‌خورند. نشسته‌اند، مثلاً چیزی می‌بینند. یا تو مسیر آدم پشت فرمان این حدیث کسا را مرور کردن، با آن انس داشتن. حالا بماند که خود این چه توفیقات و برکاتی در آن نهفته است. در حدیث کسا چه گرفتاری‌هایی به‌واسطۀ این از آدم برطرف می‌شود.

زیارت حضرت زهرا سلام الله علیها را خواندن. آن صلوات خاصی که نقل شده. حرم حضرت معصومه سلام الله علیها، اگر مشرف شده باشید، تو ورودی به سمت ضریح، این صلوات را آنجا نصب کرده‌اند. مرحوم آیت الله فاطمی‌نیا خیلی به این صلوات عنایت داشت. با یک لحن خیلی گیرایی هم این صلوات را ایشان می‌خواند: «حبیبت حبیبک و أم احبّائک». آن صلوات معروف که صلوات عجیبی هم هست، با اینکه خیلی مختصر هم هست. خود این انس با این‌ها، یا آن «اللهم صل علی فاطمة و ابیها» که خب مختصر هم هست، این‌ها چیزهایی است که آدم اگر با آن مأنوس باشد، نام حضرت زهرا سلام الله علیها را با آن مأنوس باشد، احوال آدم را عوض می‌کند.

دیدی تو آن روایت، امام صادق علیه السلام فرمود: «چند وقت نبودی؟ کجا بودی؟» آن شخص گفت: «مشغول بچه‌داری بودم، سرم شلوغ بود.» «مبارک! خدا چی بهت روزی کرده؟» گفت: «خدا بهم دختر داده.» «ازت خوشحال شدم. اسمش را چی گذاشتی؟» «اسم‌اش را گذاشتم سمیتهَا فاطمة. اسم‌اش را گذاشتم فاطمه.» اینجا تو روایت دارد حضرت هی فرمودند: «فاطمه، فاطمه.» هی گفتند و اشک ریختند. بعد آن جملات را گفتند که حالا من خیلی سریع از کنارش رد می‌شوم. فرمودند: «حالا که اسمش را فاطمه گذاشتی، وقتی دست روش بلند نکنید، یخش سرش داد نزنید.» می‌خواهند یک حرمتی برای این اسم قائل بشوند. این‌ها همش مصادیق عشق‌ورزی به حضرت زهرا سلام الله علیها است. در منزل بچه‌اش را واسطه کند، وسیله کند برای اینکه نام حضرت زهرا را تو خانه پر کند. این‌ها آن فرهنگ اهل بیت، آن تربیت اهل بیت برای ما این‌ها است. خانم این شکلی باید بستر زندگی و خانواده‌مان یک کانالی باشد برای اینکه اتصال پیدا کند به آن بیت حقیقی، به آن خانوادۀ حقیقی. این اسامی یک معبری باشد برای اینکه ما به یاد اهل بیت باشیم. این‌ها همش ابزارهای توجه و انس است.

ولی آنی که از همۀ این‌ها مهم‌تر است، معرفت است: «علی معرفتها دارت القرون الأول». که اصلاً در مورد معرفت حضرت زهرا سلام الله علیها کلاً وادی، وادی دیگر است: «و ما ادرک ما لیلة الفوت من معرفتها فتموا عن معرفت لیلة القدر». گفتند حضرت زهرا سلام الله علیها است. شناختش را خدا تو پرده‌هایی از ابهام قرار داده، لایه‌هایی از حجاب قرار داده. سهل‌الوصول نیست معرفت حضرت زهرا سلام الله علیها. راحت به آن نمی‌شود رسید. مقامی بوده که مال انبیا گذشته بوده، بر اساس روایات در مورد معرفت حضرت زهرا سلام الله علیها فراوان است. ولی حالا ما طلبۀ هستیم. شما عزیزان که طلبه‌اید، ما هم مشابهت ظاهری با شما داریم، آن چیزی که ازمان توقع می‌رود و به‌طور خاص باید روش کار بکنیم همین است. یک وقتی را باید برای خودمان در نظر بگیریم برای ارتباط، برای معرفت، برای ازدیاد معرفت نسبت به اهل بیت، خصوصاً حضرت زهرا سلام الله علیها.

برخی بزرگان سفارش می‌کردند روزهای شهادت اهل بیت، ساعتی را بگذارید برای مطالعه. خیلی هم اثرگذار است. به‌طور خاص هم برخی آثاری را، کتاب‌هایی را معرفی می‌کردند، مثل «منتخب العامل»، «منتهی الآمال». برخی به اشتباه می‌گویند «منتهی‌العمال»، درسته. مثل «منتهی‌الجموع» که توی این کتاب «منتهی الآمال» با اینکه خب مختصر هم هست، ولی کتاب فوق‌العاده‌ای است. معصومی را انسان حالا روز میلادش، روز شهادتش، انس داشته باشد. زیارت که مشرف می‌شویم، مطالعه داشته باشید نسبت به آن امام. خیلی اثر دارد. مشهد مشرف می‌شوید، تو مسیر رفت و برگشت در مورد امام رضا علیه السلام مطالعه کنید. نجف مشرف می‌شوید، امیرالمؤمنین مطالعه کنید.

آیا وقتی را انسان بگذارد برای مطالعه در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها. همین روایاتی که به ما، این معارفی که رسید، حال آدم را عوض می‌کند، نگاه آدم را عوض می‌کند، ارتباط آدم را عوض می‌کند. بعد کم کم انسان می‌بیند از اعماق قلبش یک اتصالی دارد برقرار می‌شود. تو لرزش‌ها و تو آن بحران‌ها و اضطراب‌هایی که تو زندگی می‌آید، می‌بینی که به یک جایی آدم دلش قرص است. این دفعتاً حاصل نمی‌شود. یک‌هو نیست. یک انس مداوم می‌خواهد، یک ارتباط دائم. حالا بخشیش همین‌هایی بود که عرض کردم.

من یک روایت بخوانم از باب اینکه معرفت‌مان نسبت به حضرت زهرا سلام الله علیها افزایش پیدا کند و ذکر مصیبتی داشته باشیم، اظهار ارادت بکنیم به محضر حضرت زهرا سلام الله علیها در مورد مصحف حضرت زهرا سلام الله علیها که خب خودش یک بحث مبسوطی را می‌طلبد. مرحوم آیت الله رحمانی همدانی در این کتاب «فاطمة الزهرا بهجة قلب المصطفی» که واقعاً کتاب خواندنی هم هست، یکی از بهترین کتاب‌هایی است که در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها نوشته شده. صفحۀ ۱۷۰ در توضیح اسامی و القاب حضرت زهرا سلام الله علیها تحت عنوان «محدّثه». خب حضرت زهرا هم محدَّثه بودند، هم محدِّثه بودند که ایشان هم توضیح می‌دهد هر کدامش به چه معنا است. هم محدثه بود؛ در رحم با مادر گفتگو می‌کرد. هم محدثه بود؛ تحدیث الهی داشت. ملائکه با او گفتگو می‌کردند. البته شأن حضرت زهرا فراتر از این‌ها است.

یک نکتۀ خیلی لطیفی به دلالت التزامی حدیث کسا بیان می‌کند که آیت الله بهجت تأکید داشتند روی این نکته. ایشان خیلی حدیث کسایی بود. آیت الله بهجت رضوان الله علیه. یک آقایی هم یک وقتی نشسته بود، بحث‌های علمی و این‌ها، در سند حدیث کسا خدشه کرده بود. از مشاهیر، می‌شناسید اگر که چاپ هم کرده تو برخی آثار علمی خودش در برخی موضوعاتی که جمع‌آوری کرده، چاپ کرده، انتقاداتی که دارد سنداً و متناً حدیث کسا. ایشان خدمت آقای بهجت رفته بود برای گرفتاری. آقای بهجت بهشان گفته بود: «حدیث کسا بخوان.» به کسی که خودش ردیه نوشته بود حدیث کسا. حدیث کسا، نه واقعۀ کسا. واقعۀ کسا جزو متواترات است، درش بحثی نیست.

حدیث کسا. خب آقای بهجت فرموده بود: «ان‌قدر معجزات در این حدیث کسا هست که جایی برای تردید نمی‌ماند. یکی‌اش این است.» ایشان اگر کسی بخواهد بنشیند نمی‌تواند بشمارد. خیلی عجیب است ها. از همچین کسی همچین حرفی. یکی‌اش این است که آیۀ تطهیر دارد نازل می‌شود. دارد نازل می‌شود. این خانواده زیر این کسا جمع شدند. با آن واقعه‌ای که حالا در حدیث کسا توصیف می‌کند، حضرت زهرا سلام الله علیها می‌فرماید: «الآن جبرئیل از خدای متعال این سؤال را کرد. خدای متعال هم اینطور پاسخ داد و به جبرئیل آیۀ تطهیر را نازل کرد. جبرئیل دارد می‌آورد آیۀ تطهیر را و الآن آمد و به پیغمبر عرضه کرد.» شوخی مگر این حرف‌ها؟ ساده است مگر؟ آیه هنوز نازل نشده، از آن خلوت بین خدای متعال و جناب جبرئیل دارد گزارش می‌دهد. حضرت زهرا سلام الله علیها همزمان با پیغمبر دارد وحی را قبل از ابلاغش، قبل از تنزیلش دریافت می‌کند. این را می‌گویند محدثه. شأن او فراتر از نزول ملائکه بر اوست. او قبل از نزول ملائکه، آن وقتی که خود ملائکه مبعوث می‌شوند، خبر دارد. حالا بماند که خودش واسطۀ مبعوث شدن ملائک است که آن باز یک بحث دیگر است. ولی به‌طور خاص این داستان محدثه بودن حضرت زهرا سلام الله علیها مال این ایام بعد از نبی اکرم. حالا چهل روز بوده یا ۷۵ روز بوده یا ۹۵ روز بوده، در این ایام بحبوحه‌ای می‌شود از ارتباط ملائکه با حضرت زهرا سلام الله علیها به تعبیر روایات برای تسلیت به ایشان. که این کلمات هم واقعاً خودش عبارات عجیبی است که این ملائکه می‌آیند برای اینکه دلداری بدهند: «ملک یسلی عنها غمها و یحدّثها». این محدثه. خدای متعال ملائکه می‌فرستاده و حالا جبرئیل به‌طور خاص برای اینکه با این گفتگو یک‌کمی آرام کند حضرت زهرا سلام الله علیها را. چون یکی از ناله‌های حضرت زهرا، یکی از دلایل این بی‌تابی حضرت زهرا سلام الله علیها بعد از پیغمبر این بود که باب وحی بسته شد. با رفتن پیغمبر دیگر این رفت و آمد جبرئیل و ملائکه قطع شد. برای اینکه این حس محرومیت دست ندهد، خدای متعال به خودشان مستقیم می‌فرستاد؛ هم جبرئیل و هم سایر ملائکه.

ببینید همین‌ها اگر آدم به این‌ها توجه داشته باشد، این‌ها خودش موجب معرفت می‌شود، انس می‌آورد. محصول این گفتگوها و رفت و آمد ملائکه شد اخبار از یک سری وقایعی که زهرا با امیرالمؤمنین مطرح می‌کنند که این‌ها دارند می‌آیند. ایشان می‌فرمایند: «هرچی بهت گفتن به من بگو.» ایشان بیان می‌کند، امیرالمؤمنین املا می‌کند، یادداشت می‌کند. چه مقامی. کاتبش، نگارندۀ معارفش امیرالمؤمنین باشد. خب چیزهای مختلفی می‌شود. یکی‌اش مصحف است. مصحف حضرت زهرا سلام الله علیها تو روایات خب توضیحاتی داده‌اند. چون وقت نیست، ای کاش وقت بود این را با تو می‌خواندیم. چند تا روایت. حالا ایشان اینجا تقریباً ۹ تا روایت را که بعضی‌هایش دو تا روایت تقریباً ده تا می‌شود، ده تا روایت را تو این زمینه می‌آورد که هر کدامش به یک بعدی از قضیه اشاره داده. «بِهذهِ کرامتٍ یُکرِمُ اللهُ بِها مَن شاءَ مِن صالِحِ عِبادِهِ و هذه منزلةٌ جلیلةٌ مِن منازلِ الاولیاء» تعبیری است که برخی به کار بردند در مورد این احوالات حضرت زهرا سلام الله علیها.

بگذار من یک روایتش را برایتان بخوانم. روایت جالبی. امام باقر علیه السلام فرمودند که: «فلمّا ارادَ اللهُ تعالی أَنزَلَ عَلَیها جبرئیلَ». حالا این‌ها آمدنشان هم می‌آمدند می‌رفتند. تمام این اوقات بعد از پیغمبر این‌ها در رفت و آمد بودند و چه چیزهایی را که به حضرت زهرا سلام الله علیها نگفتند که تو برخی روایات توصیف کردند که خیلی اعجاب‌انگیز است محتوای این اخبار چی بوده. خیلی اعجاب‌انگیز است. وقتی امام راحل خیلی اشاره‌وار به این قضیه اشاره کردند که شاید این انقلاب ما هم جزو آن چیزهایی بوده که عرضه شده به حضرت زهرا. شاید ندارد، قطعی است. ان‌شاءالله اینطور بوده باشد که وقتی که عرضه شده، موجب رضایت حضرت زهرا سلام الله علیها بوده.

حالا نزول این‌ها به چه نحوی بود؟ این ملائکه که آمدند محضر حضرت زهرا سلام الله علیها چه شکلی آمدند؟ این را خیلی سریع بگویم به روضه برسیم. «جبرئیل و میکائیل و اسرافیل». خب دیگر میکائیل و اسرافیل که نازل نمی‌شدند در کسی بر انبیا هم نازل نمی‌شدند. «فَیَنزِلون بهی عَلَیها». نازل شدند بر حضرت زهرا سلام الله علیها. «ذلک فی لیلةِ الجُمعةِ». شب جمعه‌ای بود. «من ثُلثِ الثّانی من اللیلِ». یک سوم میانی شب بود. «فَحَبَت بِهِیَ وَ هِیَ قائِمةٌ تُصلّی». خوب دقت کنید تو این‌ها خیلی نکته است. وقتی که آمدند حضرت زهرا سلام الله علیها ایستاده بود، نماز می‌خواند. «فمازالوا قیّاماً حتی قَعَدَ». ان‌قدر این سه تا ملک ایستادند تا نماز بی بی تمام شود. این‌ها ایستادند تا نماز تمام شود. نماز که تمام شد «ولمّا فَرَغت مِن صلاتِها سَلَّموا». نماز بی بی که تمام شد سلام دادند. گفتند: «السلام یقرعُکِ السلامَ». حضرت سلام به تو سلام رساند. یکی از اسامی حضرت حق سلام است. «السلام، المؤمِن، المُهَیمِن، الجبّار المتکبّر». «و وَضَعَ المُصحفَ فی حِجرِها». اینجا دیگر اصلاً دارد که خود مصحف را در محضر حضرت زهرا تقدیم حضرت کردند. چی فرمودند؟ فرمودند: «لِلّهِ السلامُ و مِنهُ السلامُ و إلَیهِ السلامُ و عَلَیکُم یا رَسولَ اللهِ السلامُ». که خب جای بحث مفصل دارد. این‌ها برگشتند به آسمان تمام شد. «فما زالَت مِن بعدِ صلاةِ الفجرِ الی زوالِ الشمسِ تَقرَأُه حتی اَتَت عَلَی آخرِهِ». از بعد نماز تا اذان ظهر حضرت زهرا سلام الله علیها یکسره خواندند این مصحف را و تمامش کردند.

«ولقد کانت علیها السلام» ادامه کلام امام باقر علیه السلام «مَفرُوضَ الطّاعةِ عَلَی جمیعِ مَن خَلَقَ مِن الجنِّ و الانسِ». حضرت زهرا کسی است که اطاعتش واجب است بر تمام جنیان، بر تمام انس. «و الطیر و الوَحشِ». تمام پرندگان، تمام حیوانات وحشی. «والانبیاء و الملائکة». اطاعتش واجب بر همه انبیا. این همه انبیا. یکی‌اش کیه؟ پیغمبر اکرم. «والانبیاء و الملائکة». رو همین یک دانه فکر کنید. اطاعتش به همه انبیا واجب است یعنی چی؟ که یکی از انبیا، پیامبر اکرم است. راوی می‌گوید: گفتم: «فداک! فلمَن سار ذلک المصحف؟» بعد از رفتن حضرت زهرا سلام الله علیها مصحف به کی رسید؟ «إلی امیرالمؤمنین». امیرالمؤمنین سپرد. «فَلَمَّا مَضَوا سارَ إلی الحسنِ». امیرالمؤمنین به امام حسن. «ثم الی الحسین علیهم السلام». امام حسن به امام حسین. «ثمّ عِندَهُ اهلُه حتی یَدفَعوهُ إلی صاحبِ هذا الامر». همین‌جور رساندند به امام زمان. می‌گوید: گفتم: «إنّ هذا العلمَ کثیرٌ!» ابوبصیر گفت: «خیلی علم است در این مصحف!» حالا قبلش البته تو روایت است که اسم تمام انبیا و همه مؤمنین، تمام شهرها، تعداد مؤمنین، اسامی مؤمنین که تو هر نقطه‌ای از آن شهر می‌آیند، تعداد درخت‌ها، اسم درخت‌ها با همه جزئیات تو روایت. کرامت قبلی است که اینجا می‌آورد. طاغوت‌هایی که می‌آیند، چقدر عمر می‌کنند؟ کدامشان می‌آید؟ چقدر می‌ماند؟ می‌گوید: گفتم: «آقا این خیلی علم است!» فرمود: «یا ابا محمدٍ! إنَّ هذا الذی وَصَفتُهُ لک لَفی ورقتینِ مِن اولِهِ». این‌هایی که بهت گفتم که مال دو صفحۀ اول مصحف بود. «و ما وَصَفتُ لکَ بعدَ ما فی الورقَتَینِ الثّانیةِ و لا تَکلّمَتُ بِحرفٍ». تو به حرف من… من اصلاً یک کلمه و یک حرف هم در مورد از صفحۀ دوم به بعد... هفتاد ذرع، ۳۵ متر بوده این مصحف. من در مورد دو صفحۀ اول بهت گفتم که این‌ها توش است. تو که این علم کثیره است. از صفحۀ سوم اصلاً خبر نداری که چی گذشته. از درون صفحه همۀ حقایق عالم بازتاب پیدا کرده. مصحف حضرت زهرا. همین جلسه من و شما هم بوده. کداممان توفیق پیدا کنیم چه اسبابی فراهم شود من و شما طلبه بشویم؟ کی طلبه بشویم؟ کجا طلبه بشویم؟ همین در مصحف حضرت زهرا سلام الله علیها است.

این است که آدم وقتی این بیت را می‌شنود:
«آتش سینه‌ای که از معرفت گنجینۀ اسرار کی سزاوار فشار آن در و دیوار»
جبرئیل و میکائیل و اسرافیل وقتی که آمدند محضر او، ان‌قدر ایستادند تا نمازش تمام شود. بعد سلام دادند به بی بی احترام. این شکلی باید به این بی بی می‌گذاشتند. چی؟ با هیزم آمدند پشت در. لگد کوبیدند به این در. با مادر ما بد صحبت کردند. اهانت کردند. آنی که می‌شناخت فاطمه زهرا را امیرالمؤمنین بود. آنی که تو این مصیبت جان داد امیرالمؤمنین بود. هیشکی مثل علی فاطمه را نمی‌شناخت. رضوان خدا. مرحوم مجلسی که اینجا در جوار قبر مبارک او هستیم، در نزدیکی مزار مطهر او هستیم. بگذار روضۀ امروز با قلم مرحوم علامه مجلسی بخوانیم با هم: «و غسّلَ امیرالمؤمنین علیه السلام صلاةَ الظّهرِ». مثل امروزی، مثل این ایامی که روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها بود، امیرالمؤمنین نماز ظهر را در مسجد خواند. «و اقبل یُریدُ المنزلَ». بعد از نماز ظهر می‌خواست برگردد منزل. «إذ استقبلتِ الجواری». دید این کنیزها ریختند پشت مسجد. «باکیاتٍ حَزیناتٍ». دارند گریه می‌کنند. ناراحت‌اند. حضرت فرمود: «مَلخَبر؟» چی شده؟ «مالی اراکُنَّ مُتغیِّراتِ الوجوهِ و صورِ». چرا این‌قدر چهره‌هایتان به هم ریخته؟ گفتند: «یا امیرالمؤمنین! أدرِکنِ ابنَ عَمّتِکَ الزهرا». آقا بدو بیا سراغ دختر عمویت فاطمه. ما فکر می‌کنیم دیگر نمی‌یابی فاطمه را. عبارت‌ها را خوب دقت کنید. شماها طلبۀ اهل علمید. اهل دقتی.

«فأقبلَ امیرالمؤمنین علیه السلام مُسرعاً». شروع کرد به دویدن. «حتی دخلَ علیها». با شتاب خودش را رساند به فاطمه. «و إذا بها مُلقاةٌ علی فراشِها». دید حضرت بی بی دو عالم در بستر افتاده. «و هی مِن قاتِ مَصرِ و هی تقبِضُ یمیناً و تمدُّ شمالاً». خیلی تعابیر عجیب است. تو بستر افتاده. از یک طرف خودش را جمع می‌کند فاطمه از شدت درد، به یک طرف دیگر وقتی خودش را می‌چرخاند، بدنش را رها می‌کند. «فالْقی الرداءَ عن عاتِقِه». عبا را از روی دوش انداخت امیرالمؤمنین. «والعِمامةَ عن رأسِه». عمامه را هم از سر انداخت. «و حلَّ أزرارَه». دکمه‌های پیراهن و مثل کسی که مصیبت دیده، این دکمه... «و أقبلَ حتی اخذَ رأسَها». آمد سر فاطمه را... «و ترکهُ فی حجرِه». این سر را گذاشت در دامن. «مناداها یا زهرا». صدا زد: «زهرا جان!» «فلم تَکلّم». بی بی جواب نداد. «کانا داها یا بنتَ محمدِ المصطفی». دختر پیامبر. «فلم تَکلّم». جواب نداد. «فَناداها یا بنتَ مَن حملَ الزکاةَ فی طرفِ ردائِهِ و بَذلَها علی الفقرا». خیلی تو این‌ها نکته است. خیلی لطیف است. دختر آن کسی که گوشۀ عبایش صدقه برای فقرا جمع می‌کرد، می‌برد به این‌ها می‌داد. یعنی تو هم دختر همان بابایی. او چه قدر فقیرنواز بود. منم الآن محتاج یک جوابم. جواب من را بده. «فلم تُکلّمها». صدا زد: «یابنتَ مَن صلّی الملائکةُ فی السماء مثنی مثنی». دختر آن آقایی که در آسمان با ملائکه نماز جماعت خواند. «فلم تُکلّم». هرچی صدا زد جواب نداد. «فَناداها یا فاطمةُ! کلّمینی، أنا ابنُ أبی طالبٍ». با من حرف بزن. من پسرم بودم. من علی‌ام. «ففتحت عینَیها فی وجهِه». چشم‌هایش را بی بی باز کرد تو صورت امیرالمؤمنین. «و نَظَرت إلیه». بی بی نگاهی به امیرالمؤمنین کرد. «و بَکت و بَکَی». بی بی زد زیر گریه، امیرالمؤمنین هم زد زیر گریه. «قالَ مُنذِ تَجدینَه؟» کجایی؟ چی می‌یابی فاطمه جان؟ جواب... البته این هم باز از این کلمه هم رد نشویم: «الذی تَجِدینَها فَأنا ابنُ عَمِّکِ علیّ بن ابی طالب». من پسر عموتم. من علی‌ام. «فقالت یابنَ العَمِّ! إنّی اَجدُ الموتَ الذی لابدَّ منهُ». پسر عمو، من اجل را می‌بینم. من مرگ را دارم می‌بینم. «إعلَم أنّکَ بعدی لا تَصبرُ عَلی فراقی». خیلی عبارات عجیب است. با این درد با این احوال یک لحظه برگشته پاسخ امیرالمؤمنین بدهد. باز دارد برای امیرالمؤمنین دلسوزی می‌کند. علی جان، من دارم می‌روم. می‌دانم برای تو سخت است نبودن من. خب حالا مثل فاطمه که پیدا نمی‌شود.

علی، علی جان بعد از من زود ازدواج کن. کسی را هم معرفی می‌کند. این‌جور می‌گوید بی بی: «علی جان، فلانی که حالا تو روایت دیگری است باهاش ازدواج کن، این هم برای تو همسر خوبیه هم جای خالی من را می‌تونه برای این بچه‌ها پر کنه.» بعد یک توصیه‌ای، چند تا توصیه می‌کند ها. وصیت‌های حضرت زهرا سلام الله علیها است: «وَامتَجِل لَها یَومَ و لَیلَةً وَاجعل لِأولادی یَومَ و لَیلَةً». اگر ازدواج کردی، وقتی را برای همسرم بگذار، یک وقتی دلم برای بچه‌های من بگذار. «یا اباالحسن! علی جان! وَلا تَصِحْ فی وجوهِهِما». من رفتم، یک وقت سر بچه‌هایم داد نکشی. «فَیسبحانِ یَتیمَینِ غَریبینِ مُنکسِرَینِ». این بچه‌ها خیلی دل‌شکسته‌اند. مادر از دست می‌دهند، یتیم می‌شوند، غریب می‌شوند. «فإنّهُما بالامسِ فَقَدا جَدَّهُما». دیروز جدشان پیغمبر را از دست دادند. «وَلیومَ یَفقِدانِ اُمَّهُما». امروز هم مادر از دست می‌دهند. «لَعَنَتُ اللهُ عَلَی اُمتِ تَقتُلُهُما». نفرین به آن امتی که این دو تا بچه من را می‌کشند. «وَتُبغِضُهُما». بعد این ابیات را خواند:
«أبکِنی ان بکیتَ یا خیرَ هلی
علیّ کم برام گریه کن، گریه کن! نداشت مادرمون
بعضیا که خوشحال شدن راحت شدم!
برام گریه کن علی جان
وسُبَّ الدمعَ فهو یومُ الفراقِ
اشک تو جاری کن، روز جدایی است.
یا قرینَ البتولِ نسلی
رفیق قدیمی نسلم را به تو می‌سپارم.
فقد أصابها حُزنٌ و اشتیاقٌ
از این به بعد دیگه این‌ها حسرت زدند.
أبکِنی و بکلّ علیتاما
هم برای من گریه کن هم برای یتیمام گریه کن.
ولا تنسَ قتیلَ العدا بِطَفِّ العِراقِ»
ولی بین بچه‌هایم یک نفر را سفارش خاص می‌کنم. به قول علما ذکر خاص بعد از عام است. می‌خواهد بگوید من به این یک توجه ویژه‌ای دارم. این حسابش از آن عام جدا است. این‌ها همه بچه‌های من‌اند. این‌ها یتیم‌اند. همه را به تو می‌سپارم. برایشان گریه کن. برایشان دلسوزی کن. ولی بین همه این‌ها یکی‌شان هست. آن کربلا، طف دارد. طف العراق دارد. من یک شهید تشنه‌لب، یک شهید سر جدا دارم. علی جان، حواست به‌طور خاص به این بچه باشد.

عرضم را تمام کنم. اگر می‌خواهید ناله بزنید، دل حضرت زهرا را شاد بکنید. با این اشک‌ها، با این ناله‌ها دلش شاد می‌شود. این وصیتی نبود که خودش عمل نکند. این وصیتی بود که خودش هم عمل کرد. به علی گفت: «علی جان حواست به‌طور خاص به این بچه باشه.» خودش هم به‌طور خاص حواسش به این بچه بود. خولی می‌گوید نصف شب از صدای یک زنی پریدم. تو این خونه چه خبره؟ یک سر بریده آوردند تو این منزل، در آشپزخانه. یک صدای مادرانه‌ای منزل را پر کرده. هی می‌زند: «بُنَیَّ! تَتَلوَّ مِنَ الماءِ؟»

لعنت الله علی القوم الظالمین. خدایا به آبروی حضرت زهرا فرج منتقمش، آقامون امام زمان را برسان. قلب نازنینش از ما راضی بفرما. خدایا به آبروی حضرت زهرا در امور مسلمین، در امور شیعیان، در امور مردم ایران گشایش و فرج حاصل بفرما. کید دشمنان را به خودشان برگردان. آمریکا و اسرائیل را نیست و نابود بفرما. رهبر عزیزمان را حفظ و نصرت عنایت بفرما. هرچه گفتیم و صلاح ما بود، هرچه نگفتیم و صلاح ما...
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

سخنرانی‌های مرتبط

محبوب ترین جلسات با نور بانو