۱۳ آبان عبرت ها و غیرت ها

۱۳ آبان ، عبرت ها و غیرت ها

00:23:32
6

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
«بسم الله الرحمن الرحیم»

عرض سلام و احترام دارم خدمت شما مردم عزیز، مردم بزرگوار، مردم تاریخ‌ساز، ملت بزرگ ایران. در یک شب تاریخی کنار هم جمع شدیم؛ شب سیزدهم آبان. ۱۳ آبان بین ما به «یوم‌الله» معروف است. البته مناسبت‌های مختلفی هم در ۱۳ آبان داریم. من می‌خواهم تحلیلی نسبت به اتفاقاتی که در ۱۳ آبان رخ داده است داشته باشم. سه اتفاق مهم در ۱۳ آبان رقم خورده است:

۱۳ آبان سال ۴۳، دو سال پیش امام عزیز و بزرگوار ما، امام راحل ما، خمینی کبیر – رضوان الله تعالی علیه – ایشان به خاطر اینکه اعتراض کرد به قضیه کاپیتولاسیون که آمریکایی‌ها آوردند و اینجا داشتند پیاده می‌کردند – که قضیه‌اش را لابد می‌دانید – اگر سرباز آمریکایی اینجا جنایتی انجام می‌داد، جرمی انجام می‌داد، دادگاه‌های ایرانی نمی‌توانستند محاکمه‌اش کنند. باید برمی‌گشت آمریکا و آنجا محاکمه می‌شد. در عین حال اگر شخصیت بزرگی از ایران، حتی شاه ایران، خطایی در مثلاً آمریکا مرتکب می‌شد، همانجا او را محاکمه می‌کردند و اگر سرباز آمریکایی شخصیت بزرگی را مثل شاه مثلاً در داخل کشور ترور می‌کرد یا می‌کشت، کسی حق نداشت او را مؤاخذه کند. هیچ دادگاهی نمی‌توانست رسماً. طبقه‌بندی و نژادپرستی و برده‌داری بود کاپیتولاسیون. امام عزیز، امام با عظمت ما، اعتراض کرد به کاپیتولاسیون. البته امام از قبل شروع کرده بود انتقادها و اعتراض‌هایی را که نسبت به پهلوی ملعون داشت. اوجش دیگر قضیه کاپیتولاسیون بود. دیگر شاه این را تاب نیاورد، تحمل نکرد. منجر شد به اینکه امام را از کشور تبعید کرد. ۱۳ آبان سال ۴۳ روزی بود که امام خمینی را از کشور بیرون کردند. با یک غربت و مظلومیتی در اوج تنهایی امام عظیم‌الشأن ما را، مرجع تقلید ما را. سابقه نداشت در تاریخ یک حکومتی یک مرجع تقلید را، حکومت ایرانی، حکومت اسلامی، مرجع تقلید را از کشور بیرون کند، تبعید بکند، اخراج بکند. چون حکومت‌هایی که حالا خودشان را مسلمان می‌دانستند، ادعای شیعه بودن داشتند، پهلوی این کار را کرد. امام با آن عظمت را از کشور بیرون کرد. یک‌جوری معنایش این بود که این امام به عنوان نماد انقلاب، به عنوان نماد عزت، نماد اسلام، این را ما از کشور انداختیم بیرون. این‌ها را بیرون‌شان کردیم. حالا من با تعابیر مؤدبانه به کار می‌برم. آنها رویکردی که داشتند قطعاً بی‌ادبانه بود. ۱۳ آبان سال ۴۳ امام خمینی را از کشور بیرون کردند.

خیلی عجیب است عزیزان بزرگواران ملت عزیز! این سه اتفاقی که می‌خواهم عرض بکنم را کنار هم ببینید. ببینید چقدر اسرارآمیز و درس‌آموز است. چقدر عجایب درش نهفته است. گذشت. تبعید امام البته مایه خیر شد، با همه ضررها و بدی‌هایی که داشت، خصوصاً سال‌هایی که امام نجف بودند، تدریس کردند، شاگردانی را تربیت کردند. بعداً هم رفتن‌شان به فرانسه منشأ خیر شد. پیام امام جهانی شد. رسانه‌های بین‌المللی روی امام تمرکز کردند. برای امام بد نشد، با همه سختی‌هایی که داشت.

رسید به قضایای سال ۵۷. البته از سال ۵۶، دی ماه ۵۶ شروع شد. توهین به امام، بعد از رحلت آقا مصطفی خمینی، وقایعی که رخ داد. ۱۹ دی و بعد چله‌هایی که برای شهدا شد تا ۱۷ شهریور ۵۷، کشتار مردم در تهران. سیستم دچار اختلال شده بود. شاه دچار استیصال شده بود. دولت پهلوی آن روز دست شریف‌امامی بود. شریف‌امامی ملعون. ۱۴ سال از تبعید امام می‌گذشت. ۴۳ تا ۵۷. تحلیل تاریخی آن ایام خیلی البته توش نکته است، ولی وقت نمی‌شود در این جلسه به آن بپردازیم. شاه فکر می‌کرد مدارس اگر باز شود، این نسل جدید، نوجوان‌ها، جوان‌ها، اینها می‌روند مشغول درس و مدرسه و اینها می‌شوند و دیگر انقلاب عملاً می‌خوابد. بعد از قضایای شهریور، مدارس باز شد. نسل «ز» آن موقع شدند میدان‌دار درگیری با پهلوی. اتفاقاً اصل دشمن پهلوی‌ها جوان‌ها بودند. این را یک عده‌ای یک چیز دیگر به خورد ما ندهند. یک مشت شر و ور می‌بافند. چهار تا ابله و احمق قرقره می‌کنند. چهار تا نادان هم باور می‌کنند که «آره، ملت، چهار تا نادان آمدند و انقلاب کردند.» نخیر! اتفاقاً آن کسی که پیشران انقلاب بود، جوان‌ها بودند، نوجوان‌ها بودند در سراسر کشور. در سراسر کشور، تا شهرهای دور افتاده، همه جا. از اولی که مدارس باز شد، این جوان‌ها و نوجوان‌ها، دانش‌آموزان، شروع کردند اعتصاب کردند. معلم‌ها اعتصاب کردند. مدارس را بستند. در مدارس اعتراض، راهپیمایی در خیابان‌ها. اسم برخی از مدارس را عوض کردند تا رسید به قضیه ۱۳ آبان.

۱۳ آبان چند هزار تا از دانش‌آموزان تهران جمع می‌شوند در دانشگاه برای اعتراض. دانش‌آموز هم بودند خوب. رژیم شاه تحمل نمی‌کند، تاب نمی‌آورد. به رگبار می‌بندد دانش‌آموزان را. رژیم دانش‌آموزکُش پهلوی. این دانش‌آموزکُشی سابقه اینها، سبقه اینهاست. آن زمانی که خودشان می‌توانستند، خودشان می‌کشتند. از وقتی که نمی‌توانستند، التماس به این و آن می‌کردند که شما دانش‌آموز بکشید. البته آن موقع دانش‌آموزانی که کشتند، نوجوان بودند، دبیرستانی بودند. الان دیگر کارشان رسیده به کشتن بچه‌های بی‌گناه ابتدایی در میناب و جاهای دیگر. ۶۵ تا از این نوجوان‌ها را به رگبار بستند و کشتند. ۱۳ آبان ۵۷ قتل عام کردند. بعد از ۱۷ شهریور، سنگین‌ترین قتل عامی که پهلوی انجام داد، کف خیابان، ماجرای ۱۳ آبان بود. از عجایب ببینید حالا دیگر خیلی عجیب است. ۱۳ آبان که البته واقعه تلخی بود. البته دانش‌آموزان وایسادند، نترسیدند. چند ساعت این درگیری در دانشگاه طول کشید. سینه سپر کردند این دانش‌آموزان روبروی سربازهای مسلح رژیم. خیلی حرف‌ها. الان می‌بینی در این دی ماه و اینها با چه سلاح و امکاناتی می‌آمدند سربازها. بی‌سلاح می‌آمدند. اینها سربازها را سلاخی می‌کردند. اسمش را هم گذاشتند انقلاب. آن زمان دانش‌آموز با دست خالی می‌آمد. سرباز مسلح با تانک، با توپ می‌آمد، به رگبار می‌بست، می‌کشت. شد قضیه ۱۳ آبان که این دانش‌آموزان کشته شدند و از آنجا معروف شد به روز دانش‌آموز.

این واقعه با همه تلخی‌هایی که داشت، طومار پهلوی را جمع کرد. ۱۴ آبان دولت شریف‌امامی سقوط کرد. دولت شریف‌امامی سقوط کرد. ۱۴ آبان امام – رضوان الله علیه – دستور داد به شهید بهشتی شورای انقلاب را تشکیل بدهد. این ۱۳ آبان ۴۳ امام را بیرون کردند. ۱۳ آبان ۵۷ کار پهلوی در این مملکت تمام شد. شکست‌ها پشت هم شروع شد. دی ماه خود شاه هم فرار کرد. بهمن امام هم برگشت. ۱۴ سال بعد ۱۳ آبان شاه فرار کرد به اینور و آنور. التماس. آخر خب یک برهه‌ای آمریکا به این پناه داد. سال ۵۸ این جوان‌های دانشجو با تجربیاتی که داشتند سر قضیه مصدق که شاه رفت و آمریکایی‌ها کودتا کردند، شاه را برگرداندند، نگران این بودند که آمریکایی‌ها دوباره شاه را با کودتا برگردانند. سر این هم عصبانی بودند که چرا آمریکا پناه داده به شاه. داستان اعتراض به سفارت آمریکا این بود. ریختند پشت سفارت. قضایایی شد. داخل سفارت وارد شدند. گرفتند سفارت. عصبانی بودند از دست آمریکایی‌ها که چرا به شاه پناه دادید؟ البته وقتی که گرفتند سفارت را، اسنادی را که در توی سفارت بود درآوردند. دیدند که عجب! آمریکایی‌ها دنبال براندازی بودند. دنبال ترور امام بودند. دنبال قتل عام مسئولین رده اول بودند. همه اینها در آن اسناد لانه جاسوسی پیدا شد. عصبانیت دیگر به اوج رسید. داستان گروگانگیری و قضایایی که بعدش پیش آمد. ۱۳ آبان ۵۸ آمریکا هم برای همیشه از این کشور اخراج شد.

۱۳ آبان ۴۳ امام را اخراج کردند. چه کردند؟ اسلام و آخوند و قرآن و عمامه مشکی و اهل بیت و اینها را از این مملکت بیرون کردند. ۱۳ آبان ۵۷ شاه و دم و دستگاهش از این مملکت برای همیشه گورشان را گم کردند. ۱۳ آبان ۵۸ آمریکا و دارو دسته‌اش برای همیشه از این مملکت گورشان را گم کردند و ان‌شاءالله ۱۳ آبان ۱۴۰۵ آمریکا و دارودسته‌اش از این منطقه برای همیشه گورشان را گم خواهند کرد.

آن چیزی که محل توجه این است: ۱۴ سال گذشت. البته مردم غیرت نشان دادند و خدا هم غیرت نشان داد. بعد از اینکه مردم غیرت نشان دادند، غیرت خدا هم در میدان خودش را نشان داد. پشت این ولی خودش در آمد. البته خدا همیشه حامی اولیای خودش هست. ولی اینکه این بخواهد در میدان خودش را نشان بدهد، وابسته به این است که مردم هم یک خودی نشان بدهند. مردم یک خودی نشان دادند. غیرت گذاشتند. یکی از دلایل اینکه ۱۳ آبان دانش‌آموزها جمع شدند در دانشگاه تهران این بود چون چهاردهمین سال تبعید امام بود. به دلیل تبعید امام دور هم جمع شدند. این غیرتی که از خودشان نشان دادند، غیرت خدا هم به جوش و خروش آمد. پهلوی‌ها را از این مملکت بیرون کرد. رژیم پهلوی را ساقط کرد. سال بعدش آمریکا را هم از این کشور بیرون کرد در یک بازه ۱۴ ساله و ۱۵ ساله.

بگذارید من یک نکته‌ای را قبل اینکه رد بشوم، این وسط اشاره بکنم. به نظرم جالب است. اینها همه‌اش درس‌آموز است. اینها همه‌اش آیات بیّنات است. اینها چیزهایی است که جلوی چشم ماست. اینها معجزات خداست. بعضی‌ها اگر کوه شکاف بخورد از توش شتر بیاید بیرون، می‌گویند: «عجب! این معجزه است!» ما صبح تا شب داریم معجزه می‌بینیم. همین قضیه یکی از معجزات بود. داستان امامی که آن روز آن شکلی از کشور بیرونش کردند، به همه آنهایی که از کشور بیرونش کرده بودند در ۱۳ آبان‌های بعدی، رفتند گورشان از این کشور گم کردند، فرار کردند و امام برگشت و ماند. برای همیشه. نماند برای همیشه. آنها آواره شدند. آنها بدبخت شدند. آنها بی‌آبرو شدند.

یکی دیگر از این معجزات آن چیزی است که الان جلوی چشم ماست. آبان و آذر سال ۱۳۹۰ اوباما گفت: «من تحریم‌های فلج‌کننده‌ای را علیه جمهوری اسلامی می‌خواهم به کار بگیرم. کار اینها تمام است.» و آن وقتی که دیگر به اوج رسید و استارتش به صورت جدی خورد، اسفند سال ۹۰ بود که دیگر کلاً رابطه پولی با بانک ما در سراسر دنیا قطع شد. رابطه ما با دلار حذف شد. اموال‌مان هم مسدود شد. اسفند سال ۹۰. ۱۴ سال بعد چه اتفاقی افتاد؟ ما را تحریم کردند. می‌خواستند ما از گرسنگی بمیریم. می‌خواستند به گدایی و التماس بیفتیم. ۱۴ سال بعد، اسفند سال ۱۴۰۴ ما تحریم کردیم با بستن تنگه هرمز. البته حالا این بستنی که نصفه‌نیمه بود و بالاخره یک سری حماقت‌هایی هم که نمی‌خواهم به آن بپردازم، اشتباهاتی. به هر حال این تنگه‌ای که به این شکل، به این کیفیت بسته شد، چه بلایی سر اینها آورد. همان اوبامایی که ۱۴، ۱۵ سال پیش گفت: «من تحریم فلج‌کننده برای اینها آوردم. اینها به التماس می‌افتند.» حالا می‌آید در میتینگ انتخاباتی سخنرانی می‌کند. می‌گوید: «ایرانی‌ها نسبت به تنگه هرمز حق وتو پیدا کردند. این است که پدر همه دارد در می‌آید.» اینها معجزه نیست؟ اینها آیات بیّنات الهی نیست؟

بعد از ۱۴ سال همان اوباما. ۱۴ سال تحریم، فشار، بدبختی، گرفتاری. این ور ۸ ماه. آن هم یک بستنی که حالا نمی‌خواهم واردش بشوم که چقدر در این بستن تنگه هرمز به هر حال در شیوه این بستن انتقاد بود و اشکال بود و داستان‌هایی که پیش آمد و گراهایی که گاهی خودمان با توییت‌ها و حرف‌ها و اینها دادیم و قیمت نفت کنترل شده خود نفت گاهی رد شد و قضایایی که پیش آمد. با یک بستن نصفه‌نیمه تنگه هرمز در ۸ ماه پدر همه‌شان در آمد. ۱۴ سال همه‌شان با هم جمع شدند. اینها آیات بیّنات الهی است. حالا البته آنجا ۱۴ و ۱۵ دو تا عدد مهم بود. اینجا هم ان‌شاءالله ۱۴ و ۱۵ دو تا عدد مهم. این ۱۴ و ۱۵ حالا در ۱۴ سالگی تحریم‌ها، تحریم را شروع کردیم. در ۱۵ سالگی تحریم‌ها ان‌شاءالله التماس‌شان را خواهیم دید. زانو زدن‌شان را خواهیم دید. اسفند امسال ان‌شاءالله عجز و لابه و گرفتاری و بدبختی‌هایشان را خواهیم دید. اینها آن چیز درس‌آموز است که به عنوان عبرت ۱۳ آبان این خدایی است که در میدان است. این خدایی است که با غیرت خودش از اولیای خودش دفاع می‌کند. این خدایی است که در این ایام تاریخی این اتفاقات را رقم می‌زند. آن روزی که امام را بیرون کردند و تحقیر کردند، خدا اینها را بیرون کرد و تحقیر کرد. ۱۳ آبان دولت پهلوی، دولت شریف‌امامی سقوط کرد سال ۵۷. سال ۵۸ سفارت آمریکا سقوط کرد. اینها را بیرون کرد. این نکته مهمی است. عبرت‌ها و غیرت‌هایی که در ۱۳ آبان خودش را نشان می‌دهد.

من چند کلمه از امام شهیدمان می‌خواهم برایتان بخوانم در مورد ۱۳ آبان که نکات قشنگی است. سال ۱۳۹۰، آبان سال ۹۰ رهبر شهیدمان این مطالب را فرمودند. قبل از اینکه من این مطالب را بخوانم، هدیه به روح بلند این مرد بزرگ یک صلوات هدیه بفرمایید.

می‌فرمایند: «ببینید فعل و انفعال حرکت مردمی متکی به اراده الهی و قدرت الهی چه می‌کند؟» امام در آن غربت، در تبعید، ایستاد. با کمال استقامت راه را دنبال کرد. مردم را کم کم و به مرور آورد، وارد صحنه کرد. مردمی که در صحنه باشند این اصل امام، مردم را بیدار کرد. احساس استقلال و آرمان‌خواهی همراه با مجاهدتی که درش هیچ خوف و ترسی وجود ندارد، این را در مردم زنده کرد. مردم به میدان آمدند. انقلاب پیروز شد. مردم در انقلاب شاه را از ایران راندند. در ۱۳ آبان آمریکا را از ایران راندند. برای همین امام فرمود: «انقلابی بزرگتر از انقلاب اول.» یعنی ما ۱۳ آبان ۵۷ که باعث شد آن شهادت، دولت پهلوی سقوط بکند، سال بعدش انقلاب بزرگتر بود. یک چیزی همینجا عرض بکنم. این را هم حیفم می‌آید نگم.

۱۳ آبان ۵۷ خیلی اتفاق تلخی بود و ظاهر قضیه این بود که ما پشت هم داریم شکست می‌خوریم. همش فقط داریم شهید می‌دهیم. در قم شهید دادیم. در پیشوا شهید دادیم. در تبریز شهید دادیم. در مازندران شهید دادیم. رسید به ۱۷ شهریور این همه کشته دادیم. رسید به مهر و آبان و خصوصاً ۱۳ آبان این همه کشته دادیم. عموم مردم وقتی نگاه می‌کرد، می‌گفتند: «آقا این چه وضعی است؟ فقط داریم کشته می‌شویم که شکست پشت شکست.» امام ۱۳ آبان پیام می‌دهند به مردم: «عزیزان من!» من حالا عین عبارت ایشان را نوشتم ولی چون وقت نیست نمی‌خوانم. به این مضمون: «عزیزان من تحمل کنید. در آستانه پیروزی هستیم. کار تمام است.» من خودم را می‌گذارم جای آدم‌هایی که آن موقع بودند، می‌گویم: «چی می‌گوید این پیرمرد؟ کار کی تمام است؟ کار چی تمام است؟ هنوز ۱۴ آبان هم نشده که دولت شریف‌امامی سقوط کند.» در خود ۱۳ آبان امام این را می‌گوید. این مصیبت‌ها سنگین است ولی کار تمام است. در آستانه پیروزی هستیم. سه ماه بعد کار تمام شد. کسی باورش نمی‌شد.

رهبر شهید ما در آخرین سخنرانی فرمودند: «خدای متعال پیروزی را برای مملکت، برای مردم تضمین کرده است و از خدای متعال می‌خواهیم که به زودی زود احساس پیروزی را در دل این مردم رواج بدهد.» از آن موقع به بعد چه اتفاقاتی؟ شهادت ایشان را داشتیم. شهادت فرمانده‌ها را داشتیم. شهادت مسئولین را داشتیم. شهادت مردم را داشتیم. گرانی، تورم، دلار ۲۷۰ تومان، سکه چقدر، تورم مسکن، تورم خوراکی. حالا باران هم شد الحمدالله. ظاهر قضیه این است که پشت هم شکست است ولی در آستانه پیروزی‌های بزرگ هستیم. حالا وقت نیست می‌خواهم به آن اشاره بکنم. خلاصه اینکه آن مرد الهی آنجا فهمید که خدا در فتح را دارد باز می‌کند. این اتفاقات که رخ داد چون دل مردم این شکلی در میدان. رهبر شهید می‌فرمایند: «این یک عبرت است.» یعنی یک ملت وقتی در راه درست با هدایت صحیح و با بصیرت و سادگی و استقامت می‌کند، هیچ قدرتی در مقابل او تاب مقاومت ندارد. همه مانع‌ها برداشته شد.

این چند کلمه را گوش بدهید. حیف است این چند کلمه را از امام شهید گوش بدهید. دلتان گرم بشود. در این هوای نسبتاً سرد در زیر این بارش رحمت الهی که دعا هم مستجاب است. از خدای متعال می‌خواهیم این کلماتی که امام شهیدمان فرموده را به زودی زود برایمان محقق بکند. این چند کلمه را گوش بدهید. «این مسئله محال به نظر می‌آمد. حکومت سلطنتی ۲۵۰۰ ساله آن هم با پشتیبانی همه قدرت‌های مادی دنیا از ایران برچیده بشود. باورکردنی بود؟» ولی اراده اسلامی و ایمانی ملت ایران به رهبری امام این امر محال را ممکن کرد. این امر نشدنی واقع شد. همه در مقابل چشم‌شان این را به وضوح دیدند و آن را لمس کردند. «و از این بالاتر پرچم تسلط ظالمانه متکبرانه آمریکا از بام ایران پایین کشیده شد. زیر پای جوان‌های مؤمن ما لگدمال شد. این هم نشدنی به نظر می‌رسید. این هم یک کار ناممکن به نظر می‌رسید.» تحلیل می‌کردند، می‌گفتند، می‌نوشتند که ایران اسلامی چون در مقابل آمریکا ایستاده پس قطعاً شکست می‌خورد. الان که الان طرف می‌گوید شما تنگه هرمز را هم نمی‌توانید ببندید. تنگه هرمز را می‌خواهید ببندید احمق‌ها. این حرام‌خوارها و این بی‌شعورها همیشه تاریخ بودند دیگر. آن موقعی که قطعاً حرف‌شان بهتر پذیرفته می‌شد که با دست خالی شمایی که هنوز این را نتوانستید درست بیرون کنید، می‌خواهید آمریکا را بیرون کنید. ولی همه دیدند بیرون کردیم. محال به نظر می‌رسید. تحلیل‌های مادی این را می‌گفت. این را نشان می‌داد. خیلی از روشنفکرنمایان ما که خود را اهل تحلیل سیاسی و زیر و رو کردن حوادث، استنتاج از حوادث می‌دانستند، این جور تحلیل می‌کردند اما به عکس شد. اسلام پیروز شد. جمهوری اسلامی پیروز شد. آمریکا مجبور به عقب‌نشینی شد. به بعدش هم همین است. ان‌شاءالله پیروزی‌های بعدی را به زودی زود خواهیم دید.

خدای متعال ان‌شاءالله به حق حضرت زهرا سلام الله علیها دل همه‌مان را به زودی زود با پیروزی‌های بزرگ شاد بکند و فرج منتقم این بانو را ان‌شاءالله برساند. خدایا به فضل و کرمت در فرج آقا امام زمان تعجیل بفرما. زیر باران دعا مستجاب است. خدایا سایه این رهبر عزیز آقا سید مجتبی بزرگوار تا ظهور آقا امام زمان بر سر ما مستدام بدار. شر دشمنانش را به خودشان برگردان. خبر مرگ ترامپ و نتانیاهو را به زودی زود به ما برسان. خبر نابودی آمریکا و اسرائیل را به ما برسان. خبر پیروزی رزمندگان اسلام را به ما برسان. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

سخنرانی‌های مرتبط

محبوب ترین جلسات ۱۳ آبان عبرت ها و غیرت ها