خود پاکداری

جلسه سوم

خود پاکداری . 1401/12/06
01:00:45
187

معرفی
کدام ویروس بدتر از کرونا است؟
عظمت ایستادن در برابر یک اپیدمی در سیره امام حسین علیه‌السلام
پادزهر قرآنی برای مقابله با ویروس
چگونگی شکل گیری استدلال رسانه ای
عظمت ایستادگی امام سجاد در برابر جریان باطل
مسلمانان ده قرن در اروپا حکومت کردند
کدام ویروس، مسلمانان را در جریان اندلس زمین زد؟
ریشه زن، زندگی، آزادی به کدام واقعه تاریخی برمی گردد؟
لغزشگاه اصلی یک جامعه کجاست؟
جاهلیت غرب بدتر از جاهلیت عرب
آیا بی حجابی اجباری است یا حجاب؟
چرا حجاب نشان اشرافیت است؟
بی جنسیتی، ادامه رویه غربی ها
شاخصه اصلی جاهلیت تبرج است
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
«بسم الله الرحمن الرحیم»
«الحمدلله رب العالمین، وصلی الله علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین، و لعنة الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.»
«رب اشرح لی صدری.»

این جلسه را که جلسه پایانی این بحث است، با یک سؤال مهم و با اجازه شما آغاز می‌کنیم. طرح این سؤال و بیان پاسخش، در واقع، سخنرانی ما را به پایان می‌رساند. یعنی ما همین‌قدر که این سؤال را بپرسیم و پاسخش را بگیریم، به نظر می‌رسد که برای سخنرانی‌مان بس باشد.

سؤالی که قصد دارم از عزیزان بپرسم این است: شما عزیزان، شما مؤمنین، شما خوبان، خاطرتان هست قضیه کرونا و ماجراهایی که رقم زد؟ یک-دو سالی بود که شرایط کشورمان بسیار خاص بود. شاید از همین اعیاد شعبانیه، فکر می‌کنم، شروع شد. مراسم‌ها محدود شد، جلسات خالی شد، و کم‌کم کار به مساجد کشیده شد، و کم‌کم کار به حرم‌ها کشیده شد، و کم‌کم کار به راهپیمایی‌ها کشیده شد، و مدارس تعطیل شدند، دانشگاه‌ها تعطیل شد، و یک قرنطینه سنگینی ایام نوروز سال ۹۹ داشتیم، اگر خاطرتان باشد. همه در خانه بودیم و خیابان اصلاً سوت‌وکور. ساعت ۹ شب بود، فکر می‌کنم، اگر در خیابان می‌آمدیم، جریمه می‌شدیم. بله، یادش بخیر، چه روزگاری را گذراندیم!

حالا سؤال بنده از شما این است: فرض بفرمایید دوباره برگشتیم به کرونا. خدا نکند البته. الان خیلی جاها درگیر کرونا هستند. حالا شما الان سرحالید، آن‌ها واکسن درست‌وحسابی زدند و دارند می‌میرند. فرض کنید در وضعیت کرونایی هستیم و اعلام شده که چند هزار نفر، چند میلیون نفر مبتلا شده‌اند به کرونا، و فرض بفرمایید، خدای ناکرده، مثلاً روزی یک میلیون نفر دارند در کشورمان به واسطه کرونا از دنیا می‌روند. بنده یک سؤالی دارم، دو سؤال دارم. این را ببینیم چه جوابی می‌دهید. البته جوابش را می‌دانم، ولی کمی با پاسخش کار دارم.

سؤال اول این است: فرض بفرمایید بنده مراعات نمی‌کنم پروتکل‌ها را. شما به من می‌گویید که آقا! پروتکل‌ها را رعایت کن. بنده به شما جواب بدهم که آقا! این همه آدم کرونا گرفتند، من نگیرم از مردم جا می‌مانم؟ می‌دانی چند نفر کرونا گرفتند؟ همه دارند می‌گیرند، منم باید بگیرم. اصلاً زشت است من کرونا نداشته باشم وقتی این همه آدم کرونا دارند، من نداشته باشم. این همه آدم دارند می‌میرند، من نمیرم. نظرتان در مورد این پاسخ چیست؟ می‌دانم خیلی تعابیر تندی می‌خواهید بگویید، ولی محترمانه «عزیز» گفت «اشتباهه». این همانی است که در استادیوم داد می‌زند: «داور دقت کن!» آدم کمی یاد همان می‌افتد که صدتا فحش تویش نهفته است. اشتباه است. خیلی می‌شود تندتر از این‌ها گفت. پاسخ درست چیست وقتی یکی این حرف را بزند؟ به چه جوابی می‌دهید؟

بله، درست این است که... درست. یک مطلب دیگر هم می‌گوییم، ببینم این را هم تصدیق می‌فرمایید: می‌گوییم که اتفاقاً چون خیلی‌ها کرونا گرفتند، باید بیشتر مراقبت کنیم. درست است؟ آقا! این پاسخ عاقلانه هست یا نیست؟ اگر کسی آمد گفت: «آقا! این‌ها به ما می‌گویند مجلس عروسی نگیرید، سالن‌ها، این تالارهای عروسی را بستند. این‌ها با شادی مخالفند.» با شادی مخالف نیستیم، ما با اشاعه ویروس مخالفیم.

بله، تقریباً همه مردم، همه مردم دنیا، مسلمان و مسیحی و این‌ها نداشت، همه پذیرفته بودند باید مراعات شود. و اتفاقاً جالبش این است که اول کرونا به مسئولین ما انتقاد می‌کردند عموم مردم که چرا شما مثل چین برخورد نمی‌کنی؟ ببین چین چه قرنطینه‌ای راه انداخته، پهپاد فرستاده در خیابان، کسی ماسک نزده باشد با چهره شناسایی می‌کند، جریمه می‌کنند. اینجا همه دعوت می‌کنند به مراقبت بیشتر، به کنترل بیشتر. کسی هم نمی‌گوید آقا فراگیر است، همه گرفتند. این حرف بنده را تصدیق می‌فرمایید؟ بله، یک «بله» محکم همه بفرمایید.

ان‌شاءالله مبارک! گفت آقا رفت بالا منبر. جمعیت پاشد. گفتش که: «خدا خیرتان بدهد. هرکی هرجا نشسته یک قدم برود جلو.» ظاهراً ابوسعید ابوالخیر بوده. بالا منبر نشسته بود، بسم الله بگوید، میکروفون را داد و آمد پایین. گفتند: «آقا چی شد؟ ناراحت شدیم. ببخشید این آقا از خودش باشد داد زد، سروصدا کرد، جلسه ریخت به هم.» این‌ها گفتند: «نه، خدا خیرش بدهد. من همین را می‌خواستم بگویم. می‌خواستم بگویم هرکی هرجا نشسته یک قدم بیاید جلو.» بلکه همه منبر، همه منبری‌ها همین یک کلمه است. یعنی یکی از کلمات و جملات کلیدی همین است که عرض شد. می‌گوید: «آقا! تویی که فلان شغل هستی، سهم کمیسیون مثلاً این مقدار درصد نیست. شرعاً و قانوناًش این مقدار درصد، مثلاً یک درصد نیست، نیم درصد است، بر فرض مثلاً.» حالا بعضی مشاغل، کار مشاغل خودمان را درگیر کنیم، چه می‌گوید؟ بفرمایید. می‌گوید: «همه می‌گیرند.»

آن جواب را حاج‌آقا گفتند اشتباه است. خیلی تویش فحش بود. که کسی بگوید آقا کرونا را رعایت کن، بگوید همه دارند می‌گیرند، خیلی احمقانه است. «من جا ماندم؟ مثلاً من کرونا ندارم، زشت است. این همه آدم کرونایی، همه مردند، من ماندم. اصلاً زشت است.» این همه آدم دارند رشوه می‌خورند، من نمی‌خورم، زشت است. همه می‌گیرند. آقا! «کارچاق‌کنی» حرام است، همه می‌کنند. همه می‌گیرند. رشوه نده، همه می‌دهند. تقلب نکن، همه می‌کنند. دروغ نگو، همه می‌گویند. این را گوش نده، همه گوش می‌دهند. بمیر، نه دیگر! همه دارند می‌میرند، پس باید بیشتر مراقبت کنم. همه دارند می‌میرند، چطور اینجا بیشتر مراقبت می‌کنی، آنجا شل می‌کنی؟ وقتی جایی ویروس گناه، ویروس شرک، ویروس کفر، ویروس نفاق دارد منتشر می‌شود، آدم نمی‌گوید همه گرفتند، همه این‌جورین. آدم می‌گوید اتفاقاً کار من بیشتر شد، کار من سخت‌تر شد، بیشتر مراقبت کن.

این کرونا تا در خانه ما آمده. مگر از اقوام تهران کرونا گرفته بود؟ دیگر حالا عجایبی در این کرونا دیده شد. همسر او غذا را پشت در می‌گذاشت. بعد می‌گفت: «بیا از پشت در بردار.» بعد آن سرویسی که می‌رفت، یکی می‌فرستادند ضدعفونی کنیم که این بخواهد سرویس بهداشتی برود. همسر از همسر فاصله می‌گیرد که یک وقت مرگ است! آقا! شوخی ندارد، می‌میری. ویروس است. نه، دیگر! آخه شوهرم آن‌جوری بود، منم این‌جوری شدم. اول ازدواج این‌جوری نبودم. این خانواده شوهرمان آن‌جوری بودند. خانواده شوهرمان همه کرونا داشتند، هی می‌مردند. ما خانواده شوهر، جمع این‌ها، می‌رویم، همه کرونایی، ما یک دانه سالم بنشینیم نگاه کنیم، زشت است! گفتم منم بگیرم، بمیرم.

تازه بنده خیلی تخفیف دادم کرونا را با «أبدیتُ لم تنَجِّسکَ الجاهلیه بأنجاسِها، و لم تلبِسکَ المُدلهِماتُ من ثیابِها.» این عظمت اباعبدالله الحسین در زیارت وارث، زیارت اربعین، و سایر زیارت‌ها. نجاست پر کرده بود عالم را. نجاست جاهلیت. نمی‌گوید نجاست‌ها، می‌گوید: «أنجاسِها.» خیلی عجیب است تعبیر: با همه نجاست‌هایش. با نجاست‌های مختلف و عجیب‌وغریب. نجاست فکری، عملی، اخلاقی، فرهنگی، روانی، تربیتی، خانوادگی، سیاسی، اقتصادی، همه جا را پر کرده، ولی تو آلوده نشدی. عظمت می‌خواهد. این هنر است. این آنی است که از من و شما می‌خواهند. امام حسین کارش این است. ما را این شکلی می‌کند، تطهیر می‌کند. این را به ما یاد می‌دهد. همه آن‌هایی هم که با او بودند کربلا این شکلی بودند. همه آن‌هایی هم که امام حسین تربیت کرد، این مدلی بودند. عظمت ایستادن روبروی یک اپیدمی فراگیر. وقتی یک جو افتاده، یک موجی افتاده، وقتی یک آلودگی، یک ویروسی منتشر شده، من نگیرم، من آلوده نشوم، کار سخت است. خب، همین‌جا آدم، جوهر آدم معلوم می‌شود. عظمت آدم این‌جاست. جهاد این است. کار سخت می‌شود.

بچه تو ویروس گرفته، آلوده نشود. همسرت گرفته، آلوده نشود. پدرت گرفته، آلوده نشود. قرآن هم موارد عجیبی را ذکر می‌کند. بعضی‌ها را به این عنوان، به عنوان سمبل معرفی می‌کند. می‌گوید از همسر فرعون: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ.» ضرب‌المثل برای مؤمنین. دیگر شما اپیدمی از این بدتر سراغ دارید؟ مرکز انتشار ویروس. آزمایشگاه تولید میکروب. دارد اینجا این ویروس‌ها را این می‌سازد، منتشر می‌کند. همسرش باشی، با هم زیر یک سقف زندگی کنی، خیلی حرف است. آن هم تازه زن. قرآن چه تشبیه عجیبی هم کرد! زن که معمولاً به‌خودی‌خود، معمولاً تابع شوهر است. مطیع. اثرپذیری‌اش بیشتر است به نسبت مرد. قرآن مرد را مثال نزده که زن بد داشته باشد. زنی را مثال زده که شوهر فاسد داشت. آدم این است. زن پیغمبر بوده، رفته جهنم. این هم دارد می‌شود. کنار یک همسری زندگی کنی، سحر پاشود ناله می‌زند، ضجه می‌زند، گریه می‌کند. حضرت نوح با آن حالات معنوی، با آن عظمت، با آن مقامات، وحی بهش می‌شود، با آن اعجاز، با آن کرامات، با کتاب آسمانی، کنارش باشی همسرش باشی آلوده بشوی از فضای جاهلیت، از انجاس جاهلیت. می‌شود همسر فرعون باشی آلوده نشوی. می‌شود مریم باشی آلوده نشوی. دور تا دورت مدرسه آلوده است، دانشگاه آلوده است.

بله، البته آدم شرط عقلش این است که در برابر آلودگی بالاخره حواسش را جمع بکند. این هم هنر نیست که خودمان را پرت کنیم در آلودگی. کمی باید بالاخره فاصله هم باید گرفت، ولی بعضی‌ها خیلی دیگر از ویروس فاصله می‌گیرند، بیشتر مبتلا به ویروس می‌شوند. شنیدید دیگر این را پزشکان می‌گویند؟ می‌گویند مثلاً خوب است بچه از بچگی با خاک سروکار داشته باشد. بالاخره یک سری میکروب‌ها در خاک هست. این به بدنش می‌رسد، قوی می‌شود. این پادزهر می‌شود در تن او. خود قرآن به ما پادزهر داده دیگر. حرف کفار را نقل کرده، گفته: «بدانید این‌ها چه می‌گویند.» حواست باشد. این‌ها خوب است از بچگی به ما یاد بدهند: «آقا! این‌ها حرفشان این است. بدانید.» این حرف‌ها را می‌شنوی در جامعه. نه اینکه خودمان را آلوده کنیم. از همان اول تریاک بدهیم دستش، بگوییم بالاخره اگر در یک پارکی دیدی، بدانید چیست. می‌اندازد بالا، خودش می‌رود پارک خودش را پیدا می‌کند. این‌که نمی‌شود. که بعد دیگر زنگ می‌زند موتوری برایش بیاورد. تابلواعلانات، عکس این‌ها را آموزش می‌دهند. «آقا! این کریستال شیشه است. این هروئین است. این فلان است، این فلان است.» آشنا باش. این قدرت که آدم تأثیر نگیرد از بیرون.

در روان‌شناسی یک بحثی هست تحت عنوان «خودگردانی» و «دگرگردانی». بحث مهمی هم هست. تقریباً شبیه مفهوم استقلال شخصیت، استحکام شخصیت. استقلال شخصیت، البته این واژه‌ها چون فرنگی است و با مبانی روان‌شناسی غربی است، مشکلات جدی در آن هست. بنده از این واژه‌ها خیلی استفاده نمی‌کنم. «خودکنترلی» گاهی از آن تعبیر می‌شود. خودگردانی، گاهی تعابیر مختلفی است. مقالات فراوانی هم در حوزه روان‌شناسی در این زمینه هست. می‌گویند آدم خوب است که خودگردان باشد، خودش خودش را بگرداند. مثل جوجه‌گردان که جوجه را می‌گرداند روی کباب‌پز. دگرگردان یعنی خودش را ول کرده، وایستاده بقیه چه می‌گویند. پوشیدی؟ آخه این رنگ به تو نمی‌آید. آخه این به قیافه‌ات نمی‌آید. آخه این رنگ، رنگ فلان است. بعد خیلی جالب است، محکم‌ترین برهان برای پاسخ دادن به مردم این است که مُد است. ۲۹ سال بعد که مُد شد، می‌گویند دمت گرم، تیپی زدی!

این می‌شود انجاس جاهلیت. یک مشت جاهل بی‌عقل وایستاده‌اند ببینند بقیه چه می‌گویند. عقل ندارد. از خودش: «یَجعَلُ اللَّهُ الرِّجسَ عَلَی الَّذِینَ لَا یَعقِلُونَ.» فرمود آنی که عقل ندارد، آلوده می‌شود، کثیف. خودش فکر کند آخه چه درست است، چه غلط است؟ بیشتر کارهایی که ما می‌کنیم: «همه این کار را می‌کنند، همه همین‌جورین، همه همین را می‌گویند.» آخه این که نشد استدلال! همه این‌جوری خانه می‌خرند؟ همه این‌جوری ازدواج می‌کنند؟ همه... همه سر این قضیه طلاق می‌گیرند؟ همه... استدلال همه را راحت می‌شود در ذهن مردم ساخت. این را هم بدانیم. یک نمونه‌های دوتا نمونه برمی‌داری، می‌آوری در ذهن مردم، جلو چشم مردم. یادم است فاطمیه اول، شاید همین‌جا بود، بحث کردیم در مورد مهندسی اجتماعی. نکاتی را عرض کردم. مهندسی اجتماعی مهارت هم دارد. الان در دانشگاه‌های دنیا تدریس می‌کند. بخش مهمی از جنگ نرم این است. خیلی هم کشکی، خیلی هم الکی، خیلی هم ساده. یک سری مهارت. با رسانه، با دوتا فیلم سینمایی می‌شود این کار را کرد. قشنگ در ذهن همه تصویر کرد. همه همین مدلی‌اند. رمان می‌شود این کار را کرد. با دوتا پوستر می‌شود این کار را کرد. خودت را می‌بازی. آن استحکام و قدرتی که خودش را نباخته، مثل امام سجاد علیه‌السلام.

معمولاً از امام سجاد علیه‌السلام ماها یک ذهنیت... حالا عذر می‌خواهم این تعابیر... این‌ها شهید (رحمت‌الله علیه) این تعابیر را می‌فرمود. ذهنیت نسبت به یک شخص مریض و ضعیف و علیل معمولاً در ذهن... حالا شب عید هم هست، بگویم این شوخی را شهید مطهری فرمود که طرف آش درست می‌کرد، یک آش بدمزه‌ای هم بود. بعد داد می‌زد آش نذری، آش نذری! گفتند: «آش چیست؟» گفت: «این را برای امام سجاد مریض پختم.» جدیدترین باب بین مردم آن موقع، الحمدالله الان کمتر است: امام سجاد مریض، زین‌العابدین مریض. آشش خورد. گفت: «فکر کنم از همین آش تو خورده مریض شده.»

خیلی امام سجاد مریض... حالا روز آزاده را به نام... به دلیل مناسبت میلاد امام سجاد، روز آزاده را گذاشتند که تبریک عرض می‌کنیم. هم روز پاسداران، هم روز جانبازان عزیزمان، روز جانباز که امروز بود، اگر احیاناً آزاده‌ای هم داریم، روز آزادگان را هم تبریک عرض می‌کنیم. حالا امام سجاد آزاده بودند، بیمار هم بودند کربلا. ولی ما معمولاً به همین عناوین یعنی یا امام سجاد را به عنوان دعا معرفی می‌کنیم، یک گوشه‌ای مشغول دعا بودند، یا به عنوان اسیر، یا به عنوان مریض. هر سه‌تای این‌ها بودند. ولی امام سجاد فوق این‌ها بودند. امام سجاد یک شخصیت قدرتمند است. معمولاً ماها این جنبه استحکام و قدرت امام سجاد را کمتر نشان دادیم. عظمت امام سجاد خیلی عجیب و غریب است.

شما تصور کنید یک کسی که در همین جنگ‌های نظامی امروز، شما این را تصور کنید، همین‌ها که الان داریم. یک کسی همراه خانواده بوده در یک جنگ نابرابر، در یک شبیخون، در یک تراژدی به تمام معنا. حمله کردند با یک جنایت تاریخی. همه مردان کاروان را به فجیع‌ترین شکل کشتند. زن‌ها را اسیر کردند. تقابل جمعیتی چقدر است؟ مثلاً ۱۰۰ نفر مرد رزمنده جنگی در برابر ۳۰ هزار نفر. چند به چند می‌شود؟ آقا! چند درصد می‌شود؟ ۳۰۰ برابر. ۳۰۰ برابر شوخی نیستا! یعنی مثلاً شما یک میلیون جمعیت روبروی ۳۰۰ میلیون رزمنده وایستاده بجنگد. بعد آقایی که بیمار بوده، از شدت بیماری به خودش می‌پیچیده و هنوز دارد می‌پیچد. در وضعیت روانی بسیار بد که شب عید است، نمی‌خواهم روضه بخوانم. مرحوم سید بن طاووس حالات امام سجاد را نقل کرده در کربلا که از شدت گریه کنار گودی قتلگاه امام سجاد داشتند از دنیا می‌رفتند. با وضعیت بیماری، اسیر، دست‌هایش را بستند، به زنجیر بستند، پاها را بستند. سوار بر یک شتر بی‌جهاز و شتر لنگ، تحقیر در عالی‌ترین رتبه. کنار همسر و فرزندان و خانواده و زن‌های این کاروان، که خود همین برای تضعیف روحیه. بعد جلوی چشم این بزرگوار تعرض می‌کنند به این زن و بچه. این سرهای بریده ۱۸ مرد بنی‌هاشم، فقط جدای از بقیه اصحاب، بر سر نیزه جلوی چشم مبارکش. با دست بسته، در وضعیت اسیر، ۴۰ منزل او را بردند، تحقیر کردند، سنگ پرتاب... چه استحکامی می‌خواهد یک شخصیت؟ یک ذره تلاطم پیدا نکرده. یک ذره. یک ذره خودش را نباخته. قدرت و عظمت روحی این مرد بزرگ و غریب و مظلوم.

همین این اعیاد هم دو شب اولش شلوغ است، شب سوم خلوت می‌شود. خیلی جاها که تعطیل می‌شود. مظلومیت امام سجاد. آدم واقعاً جگرش آتش می‌گیرد. در محرم هم که دوتا بانک شهادت برای امام سجاد داریم، هر دوتایش مظلوم واقع شده. امام سجاد. دهه سجادیه کنیم به یاد امام سجاد. بعد شما ببینید عبارات حضرت خیلی عجیب است. در کوفه وقتی که مواجه می‌شود با مردم کوفه... خیلی سریع بگویم، چون حرف زیاد دارم. یک شب یک کمی هم شاید امشب بحثمان طولانی‌تر بشود، چون نکاتی فقط حق مجلس امام سجاد تا حدی ادا بکنیم.

در کوفه مردم ریختند. این را خیلی‌ها نمی‌دانند یا اشتباه می‌گویند. نمی‌دانم اشتباه می‌گویند یا می‌گویند در کوفه مردم سنگ پرتاب می‌کردند به کاروان اهل بیت. این‌جوری نبوده. مرحوم سید بن طاووس در «لهوف» مطالعه بفرمایید. بعد از شهادت امام حسین در کوفه چه چیزی رقم خورد؟ از همان اولی که کاروان اهل بیت وارد شد، مردم کوفه وقتی باخبر شدند، شروع کردند واویلا گفتن و به سر و صورت زدن و سیاهی زدن و عزاداری کردن. در کوفه جمع شدند دور رکاب امام سجاد. بنده روایتش را آورده‌ام برایتان. حالا یک اشاره فقط بهش بکنم، از باب تبرک که شب میلاد امام سجاد علیه‌السلام است، چون می‌دانم که این روایت را قاعدتاً نشنیدید.

حضرت سخنرانی کردند. به مردم اشاره کردند: «اُسکتوا.» سید بن طاووس در لهوف، صفحه... همه ساکت شدند. ایستاد. حمد و ثنای الهی گفت. یاد پیامبر کرد. بعد فرمود: «أیها الناس! من عرفنی فقد عرفنی و من لم یعرفنی أو عرفه بنفسه.» هرکی من را می‌شناسد که می‌شناسد، هرکی نمی‌شناسد، معرفی می‌کند. «أنا علی بن الحسین بن علی بن ابی‌طالب.» تعابیری فرمودند که روضه است، اگر بخواهم بگویم مجلس به سمت روضه می‌رود. که شرح ماوقع کرد برای مردم کوفه که در کربلا چه گذشت بر اباعبدالله. به این مردم خطاب کرد: «مگر شما نبودید نامه دادید؟ مگر شما دعوت نکردی پدرم را؟ چرا خدعه کردی؟ چرا زیر قولتان زدید؟» بعد فرمود: «قتلتم عترتی.» مگر پیغمبر نفرمود که اگر شما خانواده من را بکشید، از امت من نیستید؟ با همین‌ها کلی حضرت صحبت کردند و نهیب زدند، تشر زدند. یک سخنرانی غرا و جانانه. این جایش خیلی مهم است. این جایش را بشنوید. خیلی عجیب است.

می‌گوید: «فقالوا بأجمعهم.» این مردان کوفه فکر نمی‌کردند امام حسین علیه‌السلام کشته بشود. این‌ها فکر می‌کردند که راه بسته می‌شود، مثل امیرالمؤمنین و امام حسن. چون هر دو این دو بزرگوار در کوفه تن دادند به مذاکره و کوتاه آمدند. این‌ها گفتند مثل امیرالمؤمنین و امام حسن می‌شود، اباعبدالله هم کوتاه می‌آید. فکر نمی‌کردند قضیه به کشتار اهل بیت منجر بشود. مردم کوفه آقا! یک گوله آتش بودند. وقتی دیدند که امام حسین شهید شده، پای رکاب امام سجاد که حضرت روی همان ناقه خطبه خواندند، ببینید این‌جور گفتند. گفتند: «نحن کلنا یا ابن رسول الله صامعون مطیعون.» پسر پیغمبر! ما همه حرف گوش‌کن شماییم. «حافظون لزمامک، غیر زاهدین فی بلا راغبین، فمرنا بأمرک یرحمک الله.» دستور بده! «فإنا حربٌ لحربک.» با هرکی بگویی می‌جنگیم. «و سلمٌ لسلمک.» با هرکی بگویی بیعت می‌کنیم. «لنأخذنّ یزید.» مردم کوفه پای رکاب امام سجاد این را گفتند. «از هرکی هم بهتان ظلم کرده، انتقام می‌گیریم.»

استحکام شخصیت را ببینید. وقتی کسی جوگیر نمی‌شود. آدم داغدار، مصیبت‌زده. شما دیدی در همین قضایا یک مادر ساده‌ای بچه‌اش را کشتند، بالا سر جنازه «اتل متل» می‌خواند. آدم در حماقت بعضی‌ها واقعاً می‌ماند. همان‌هایی که بچه‌اش را کشتند گفتند: «بالا سر جنازه بچه‌ات وایستاده بخوان.» آدم عزادار خیلی وقت‌ها مشاعرش هم خوب کار نمی‌کند. احساسات، جو. بقیه می‌آیند مدیریت می‌کنند. خیلی آدم باید عاقل باشد. حواسش جمع باشد در این موقعیت‌ها که می‌خواهند بهره‌برداری کنند، چیزی نگوید. حواسش باشد کی به کیست، چی به چیست.

حالا اینجا امام سجاد با این داغی که دیده، با این اوضاعی که دارد، با این وضعیت تحقیری که الان تویش است، با دست بسته. این‌ها آمدند می‌گویند با هرکی بگوییم می‌جنگیم. که همین‌هایی که الان اسیر کردند امام سجاد را. نفر اگر حضرت دستور بدهد، این‌ها می‌ریزند همین شمر و همین اراذل را می‌گیرند، می‌کشند، آزاد می‌کنند. این‌ها هم همه جوگیر. مردم کوفه هیجانی، احساسی. امام سجاد چه فرمود؟ فرمود: «هیهات هیهات أیها الغَدرَةُ المَکرَةُ.» نه، آدم‌های خالی‌بند، آدم‌های دروغ‌گو، آدم‌های مکار، حیله‌باز. «بینکم و بین شهوات أنفسکم.» شما دنبال شهوات خودتانید. «أتُریدونَ أن تأتُوا إلَیَّ؟» به این می‌گویند عقل، به این می‌گویند استحکام شخصیت. «کما أتیتم إلَی أبی.» من هم همان بلایی را که سر پدرم آوردید، سر من هم در بیاورید؟ «کلا و رب الراقصات.» «فإن الجرحَ لما یلمَل.» زخم‌هایی که به ما زدی هنوز خوب نشده. «قتل أبی صلوات الله علیه بالأمس و أهل بیته معه.» بعد دیگر تعابیری را فرمودند.

آخرش این را فرمودند: «و مسألتی، یک درخواست ازتان دارم، أن لا تکونوا لنا ولا علینا.» درخواستم این است که نه با ما باشی، نه روبروی ما باشی. ولم کن. و آخرش هم که خواستند، یک هفته این بزرگواران را زندانی کردند در زیر دارالعماره در کوفه. که حالا نمی‌خواهم واردش بشوم، بحث تاریخی دارد. که بهشان گفتند هر وقت صدای «الله اکبر» را شنیدید، بدانید که خبر ما، نامه باید بدهیم به یزید که با شما چه‌کار کنیم. سه روز نامه می‌رود، سه روز هم برمی‌گردد که شما را بکشیم یا آزاد کنیم یا ببریم شام. اگر صدای «الله اکبر» از پشت در زندان شنیدید، بدانید که این «الله اکبر» مردمی است که دستور آمده است. که این بچه، این زن و بچه یک هفته در این زندان می‌لرزیدند. طبق مقاتل و نقل تاریخ، بعضی‌ها از اثر اذیت «الله اکبر» پشت این در، می‌گفتند این بچه‌ها به هم در آغوش هم می‌پریدند و می‌ترسیدند. آخرش هم که امام سجاد را آزاد کردند. باز نقل مرحوم سید بن طاووس این است که شب بود، این‌ها می‌خواستند شبانه اهل بیت کوفه را خارج کنند به سمت شام.

می‌گوید ازدحام جمعیت به نحوی شد، متن تاریخ است. این‌ها جالبش این است. مردمی که عاشق این اهل بیت بودند، به حسب ظاهر بی‌معرفت بودند ولی حالا بالاخره علاقه داشتند. جمع شدند. از شدت ازدحام امام سجاد علیه‌السلام نمی‌توانستند، این کاروان نمی‌توانست رد بشود، از شهر خارج بشود. و های‌های گریه می‌کردند. ابراز علاقه می‌کردند به امام سجاد. امام سجاد چه فرمود؟ فرمود: «تبکون لنا فَمَن قَتَلَنا؟» گریه می‌کنی؟ قاتل ما نشستی برای ما گریه می‌کنی؟ خیلی عجیب است! بعضی‌ها سریع می‌خواهند از این موج استفاده کنند. در یک جوی می‌افتد در جامعه، سریع می‌خواهند سواری بگیرند. حق را می‌شناسد، طبق همان عمل می‌کند.

چندتا نکته می‌خواهم عرض بکنم. این شب آخر نکات مهمی است. به این ایام هم مرتبط. این اپیدمی که عرض کردم، ویروس که می‌آید همه جا را می‌گیرد، آدم عاقل، دانای زیرکی که حق را می‌شناسد، پابند حق، گاهی در فشار هم قرار می‌گیرد. استقامت. به فکر سلامت خودش است. «قُوا أنفُسَکُم وَ أهلیکُم.» این جوها، این انجاس جاهلیت ماها را می‌برد. یک آلودگی‌ها جامعه را پر می‌کند. شیطان هم آقا جان! دنبال آلوده کردن جامعه است. نقطه‌ای که شیطان از آن سود می‌برد، آلوده کردن. طراحی همیشگی بوده. این را بدانید. «عَمَلَ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ.» این کثافت‌کاری چیزی است که شیطان می‌خواهد جا بیندازد، با همان کارش پیش برود.

الان ما با یک ویروس فراگیری مواجهیم. حالا این قضایای حجاب و این مسائل، ظاهر داستان است. عمیق‌تر از این‌هاست. یک چیزی شبیه آن داستان اندلس است که این‌ها را جالب است. خیلی از این حرف‌ها را اکثر این جوان‌های ما نشنیده‌اند، نمی‌دانند. بهشان می‌گویی: «آقا! می‌دانستی اسلام ۱۰ قرن در اروپا حکومت کرده؟» می‌گوید: «نه، اسلام مگر اروپا هم بوده؟» می‌دانستی علم را اسلام و مسلمین بردند به اروپا؟ این‌ها در توحش بودند. این‌ها عین عبارت‌هایی است که مستشرقین آلمانی و انگلیسی گفتند، نوشتند. وضعیت علمی و فرهنگی فرانسه به چه نحوی بود؟ لندن به چه نحوی بود؟ مسلمان‌ها رفتند، بعضی‌شان ایرانی بودند. جنوب اروپا اصلاً موسیقی را ایرانی‌ها برداشتند بردند. این کنسرت زنده از ابداعات هارون‌الرشید ملعون بود. یک تکه از حکومتش هم در اروپا بود. یکی از این نوازندگان معروف هم ایرانی بود. این پاشد رفت به اروپایی‌ها نوازندگی، آلات موسیقی به این‌ها یاد داد. تار اصلاً توسط ایرانی‌ها رفته برای اروپا. در توحش بودند اروپایی‌ها. وضعیت بهداشتشان به چه نحوی بود؟ وضعیت پزشکیشان به چه نحوی بود؟ وضعیت معماریشان به چه نحوی بود؟ هنوز که هنوز اسپانیایی‌ها به عنوان مکان گردشگری شماها را برمی‌دارند، می‌برند مناطقی که مال زمان مسلمین بوده، مسلمانان ساختند این‌ها را به عنوان ابنیه تاریخی به شما نشان می‌دهند. اسپانیا همین را دارد، بقیه کشورهای اروپایی که همین هم ندارند. این نشانه تمدن این‌هاست. تمدن مسلمین بردند برای این‌ها.

این تنگه جبل‌الطارق. آن طارق مراکشی بود که رفت فتح کرد اروپا را. قضیه اندلس. بعد ۱۰ قرن این‌ها توانستند مسلمین را بیرون کنند از اروپا و رویه برعکس شد و کم‌کم اروپایی‌ها مسلط شدند به مسلمان‌ها. برمی‌گردد از اشاعه ویروس چی؟ آقا! شهوت جنسی. این را ترویج کرده. قضیه اندلس را آلوده کرد. یکی با شراب که باب شد، وسیع شد، فراگیر شد. یکی هم با زن، شهوات جنسی. پول می‌دادند. بعضی از این پولدارهای مسیحیت روسپی استخدام می‌کردند، می‌آوردند، آلوده می‌کردم. به طرق مختلف مسلمین را. بعدش هم بینشان اختلاف انداختند. هنوز که هنوز در اندلس پرچمی که مال آن‌جاست، عکس یک زن است که شاید منظورش این است که ما اینجا را با زن فتح کردیم. زن، زندگی، آزادی. اصلش آن‌جا بود. شیطان از این ابزارها استفاده می‌کند.

شما می‌بینید یک‌هو در مدارس فراگیر می‌شود آهنگ می‌خوانند، رو به دوربین ضبط می‌کنند، پخش می‌کنند. مضامین چیست؟ هم قبل کرونا، مضامین کاملاً جنسی، کاملاً کثیف. خودتان بهتر می‌دانید دیگر، بنده نمی‌خواهم اینجا از این منبر بعضی از عبارات را بگویم. بچه‌های دبیرستانی، بعد از این والدین می‌گفتند: «ما این چیست فهمیدیم؟» یک آهنگی که فلانی خوانده مثلاً برای بچه‌های دبیرستانی، فلان خواننده برای دانش‌آموز. فلان خواننده موسیقی خاص خوانده، از فلان پورن استار معروف فلان کمپانی کثیف آمریکایی استفاده کرده. او آمده در این کلیپ رقصیده برای این نوجوان دبیرستانی ایرانی. اختصاصی. یعنی معروف‌ترین فاحشه بین‌المللی آمده اختصاصی برای این بچه‌ها رقصیده، روبروی این دوربین مخصوص این‌ها آهنگ ساخته. خیلی نامهربون. دلسوزند. الان یک آهنگ دیگر باب شده. طرف می‌خواهد عرق سگی بخورد و چه‌کار کند و این‌ها. در شهری که اگر یک شهر در ایران باشد که نماد علم است، ازش حسن‌زاده آملی آمده، جوادی آملی آمده، سید حیدر آملی آمده. گنگستر بشود با عرق سگی و فلان و این‌ها. در مدارس پخش می‌شود. یک معلم جاهلی با نجاسات جاهلیت می‌خواند. حالا بعدش عذرخواهی می‌کند، کار ندارم. بحث دیگری است. بن اپیدمی کار دارد. تمرکزم روی این بچه‌هاست. مدارس در این سنین یک بخشی از کار است. یک بخشش هم کف خیابان است و همین‌جور هم جاهای مختلف.

بعد یک مسئول ابلهی هم پیدا می‌شود. الحمدالله این بیماری‌ها اصلاح‌طلب و اصول‌گرا ندارد. اصول‌گرا، اصول‌گرا، همه الحمدالله درگیریم. یک مسئول ابلهی که وظیفه دارد نسبت به خیلی کارها، می‌آید می‌گوید: «مردم نخواهند مثلاً امر به معروف بشوند.» و کی را ببیند؟ بیماری و جاهلیت. این کرونا، این بدتر از کرونا افتاده در جامعه.

حالا بنده خیلی حرف داشتم اینجا. فیش‌های فراوانی هم نوشته بودم. نکات فراوانی می‌خواستم عرض بکنم. ولی حالا وقتمان کم است. قرآن معمولاً در بحث طهارت در کدام نقطه بیشتر حرف طهارت را زده؟ در بحث ارتباط محرم و نامحرم. برای اینکه لغزشگاه اصلی، نقطه آلوده، آن نقطه‌ای که ویروس سریع انتشار پیدا می‌کند. زمان کرونا گفتند: «آقا! مثلاً این ATMها را بردارید ضدعفونی کنید.» اینجا محل انتشار ویروس است. اینجا چون از هر طرفی کسی می‌آید دست می‌زند و این‌ها. کرونا از اینجا منتشر می‌شود. یک جاهای خاصی بود می‌گفتند اینجاها منطقه‌ای است که ویروس بیشتر منتشر می‌شود. همه جا بالاخره این ویروس است و نقطه حساس این ویروس است. اینجا را خیلی باید بیشتر مواظبت کرد. این شهوت جنسی و زمینه ارتباط محرم و نامحرم، آن نقطه اصلی آلودگی. نقطه اصلی این‌جاست. چند بار هم قرآن این را گفته. می‌گوید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ.» بگو: «مراقب چشمتان باشید. مراقب دامنتان باشید. این برایتان پاک‌تر است.» «مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ۚ ذَٰلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ.» چقدر این آیات فوق‌العاده، نسخه شفابخش، «شِفَاءٌ لِلْمُؤْمِنِينَ»، نسخه درمان است! می‌گوید: «آقا! با نامحرم می‌خواهی تماس داشته باشی، مستقیم نباشد.» این‌ها را به عنوان «اُمُّل‌گرایی» الان می‌شناسند. حالا در مورد این «اُمُّل‌گرایی» هم نکاتی دارم عرض می‌کنم ان‌شاءالله. خیلی سریع. به این‌جور آدم‌ها می‌گویند بیمار، بیمار جنسی. کسی که این‌قدر مراقبت می‌کند در ارتباط با نامحرم. خیلی حرف‌ها را از بالا منبر نمی‌توانم به شما عزیزان بگویم. مشکلاتی هم ایجاد می‌شود. یعنی نمی‌دانم باید چه‌کار کرد. یک سری مطالب بالاخره ما چون در اذن مشاوره هستیم، از جاهای مختلف، مردم مختلف چیزهایی گاهی آدم می‌شنود. چیزهای عجیب و غریب. در همین گروه‌هایی که در فضای مجازی به کرات بنده چیزهای عجیب و غریب شنیده‌ام. نمی‌خواهم ذهنتان را دچار تشویش کنم، اضطراب بیفتد در وجودتان.

یک گروه زدند برای شهدا. خب، مثلاً بعضی‌ها از اکانتشان معلوم است که این‌ها خانمند. آدم بیمار هم که هست. مردم به‌قول ماها رفته در PV با این‌ها ارتباط گرفته. اصل آن گروه مال شهدا بود، مال کار برای شهدا، خاطره‌نویسی شهدا. کم‌کم آقا از خانمش جدا شده، خانم از آقاش جدا شده. به کرات مسجد من برای حجاب می‌شود، ولی وقتی رفت در PV، فضای شخصی، واسش گل می‌فرستد، ایموجی می‌فرستد. سلام آقای فلانی. بوی لحن مهربان و نرم و تشکر و دست و فلان و گل و قرآن فرمود این دل بیمار اینجا. «ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ.» یک حجابی بگذار هم برای دل تو پاک‌تر است، هم برای دل او پاک‌تر است. اینجا ویروس است. آقا! من می‌شناسم. من تو را خلق کردم. من می‌توانم. اینجا این کرونا می‌زند، نابودت می‌کند. اپیدمی هم شده. آقا! همه همینند، همه جا همین است. «خیلی دیگر داریم سخت می‌گیری.» کرونا دیگر همه گرفتند. «خیلی داری سخت می‌گیری.» مراقبت بیشتر می‌شود. وقتی هرچی ویروس بیشتر می‌شود، مراقبت باید بیشتر بشود. حرف اینجا زیاد است.

بعد می‌بینی در جامعه یک‌هو موج می‌افتد این بحث حجاب و امثال این. یک چندتا نکته من فقط در این زمینه بگویم. قرآن در همین آیه تطهیر می‌گوید: «وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَىٰ.» گفتیم جاهلیت آلودگی مال جاهلیت است. پاکی مال عقلانیت. قرآن چه نقطه‌ای از جاهلیت را روش دست گذاشته؟ «تبرج.» «تبرج» این دل‌بری‌های جنسیتی، دل‌بری‌های جنسیت. این مهم‌ترین شاخصه جاهلیت و مهم‌ترین عنصر آلوده کردن جامعه است. جالبش این است، می‌گوید «جاهلیت الاولی»، جاهلیت نخستین. چندتا جاهلیت داشتیم؟ گفتند یک جاهلیت «اُخریٰ» داریم. روایتم داریم. یک جاهلیت هم مال قبل از ظهور است که آن جاهلیت از جاهلیت زمان پیغمبر بدتر است.

یک نمونه‌اش را می‌خواهم برایتان بگویم. ببینید این جاهلیت فرقش با آن جاهلیت چیست؟ شما در مورد حجاب کنیز چیزی شنیدید؟ شاید کمتر شنیده باشید. ما در اسلام حجاب داریم، ولی چندتا گروه از حجاب مستثنا شدند. حجاب بهشان واجب نیست. جالب شد. دانلود بی‌حجابی اجباری امشب صحبت بکنیم. مثلاً اهل کتاب. این زن‌های اهل کتاب، مسیحی، یهودی، این‌ها زرتشتی، ارمنی. یکیش هم کنیز است. به کنیز حجاب واجب نیست. نه موقع نماز، نه حتی در خیابان. آقا! «حجاب برای زن صدف گوهر فلان...» چی می‌دانی چرا؟ آیه قرآن که گفته حجاب داشته باشید، چه گفته؟ گفته اگر حجاب داشته باشی بهتر است که شناخته نشوی، «فَلَا يُعَزَّيْنَ» اذیت نشوی. می‌شناسندت، اذیتت نمی‌کنند. هم شیعه نقل کرده در روایت، هم سنی نقل کرده. شأن نزول این آیه چیست بوده؟ می‌گوید زمان جاهلیت کنیز با زنی که جزء زن‌های اشراف، چون زن‌های اشراف حجاب کمتر رعایت می‌کردند. حجاب داشتند و کمتر رعایت می‌کردند. در خیابان‌ها این جوان‌ها که وایمیستادند دنبال کنیز می‌گشتند. کنیز خرید و فروش می‌شده دیگر. این سنت جاهلی بود. اسلام آمد جمعش کرد. اهل بیت کنیز خرید و فروش می‌کردند؟ زن‌هایی بودند که روشان قیمت می‌گذاشتند. می‌خریدند. خوشگل‌تر بودند، بهتر بودند، بر و رو داشتند، جوان بودند، کارایی داشتند. قیمت‌هایشان بیشتر بود، بهتر بود. چون زن‌های شهر، اشرافی‌ها، حجابشان کمتر بود. قاطی می‌شدند با کنیزها. آیه نازل شد که اگر می‌خواهی اذیتت نکنند، مثل کنیز تو حساب نکنند، کالا نشوی، رویت قیمت نگذارند، فکر نکنند تو هم از این خریدنی‌ها و این‌ها هستی، حجابت را محکم‌تر کن.

بعد خلفا اصلاً اجازه نمی‌دادند کنیز حجاب داشته باشد. خلیفه دوم، اگر کنیز را دیگر بین خودمان بماند که روایات فراوانی هم در این زمینه داریم که کنیز چون اصلاً کالا بوده، فرهنگ آن موقع. اهل بیت عرض کردم با این فرهنگ برخورد کردند. خرید و فروش می‌شده. خیلی حرف اینجا هست. دارم حرف‌ها را می‌خورم، چون بخواهم بگویم باید باز یک دو ساعت توضیح بدهم که چیست. به یک حیوان، به این‌ها می‌گفتند حیوان. می‌گفتند مثلاً اسب می‌خواهی، گوسفند می‌خواهی، شتر. واسه همین حجاب نداشته. آنی هم که شنیدی یهودی و مسیحی و این‌ها، این یک تحقیر اجتماعی است برای آنها. می‌گویند: «تو که جزء خریدنی‌ها هستی، تو که حجاب نمی‌خواهی، تو که اصلاً ارزش نداری، تو که حجاب نمی‌خواهی.» حجاب مال اشراف است. از قدیم هم همین‌طور بوده. همین الانش هم همین‌طور است. شما ملکه انگلیس را دیدید حجابش را؟ دربار لندن را دیدید حجابشان را؟ در طول تاریخ همیشه این شکلی بوده. حجاب نماد اشراف بوده. کنیز، آنی که یا روسپی‌ها یا کنیز. این‌ها که خرید و فروش می‌شوند، این‌ها که روشان نرخ‌گذاری می‌شود، این‌ها بی‌حجابی اجباری باید داشته باشند. به خاطر اینکه کالای لوکس خرید و فروش می‌شود.

در زمان جاهلیت بی‌حجابی بود با تحقیر اجتماعی. جاه زمان پیغمبر، جاهلیت قبل از ظهور که از هر جاهلیتی بدتر است. و جاهلیتی که این غربی‌ها برایمان آوردند که از جاهلیت عرب، غرب از عرب بدتر است. به عنوان کالای لوکس خرید و فروش می‌کنند. تحویلش هم می‌گیرند. بهش می‌گویند تو طبقه فرادست جامعه. آنی که چادر دارد کلاغ سیاه است. چندتا مثال بزنم حالتان به هم بخورد؟ اشکال ندارد، ببخشید. کمی باید باز صحبت بکنم، ولی می‌خواهم کمی از یک ویروسی حرف بزنم که اصلاً شیرین است. خیلی عذر می‌خواهم، حالا وقتمان هم گذشته، ولی لازم است چندتا کلمه بگویم. البته اینجا که الحمدالله جمع رفاقتمان است، دوستانم گلایه‌ای ندارند از اینکه صحبت اگر طول بکشد. عزیزانم که بالاخره لطف دارند، همه مشمای قبل خیلی مراعات کردیم دیگر، سر وقت تحویل دادیم. ذخیره کردیم از دوشنبه قبلی چند دقیقه‌ای شماره شخصیت علمی من... خیلی خیلی عذر می‌خواهم ازتان این تعابیر را به کار ببرم، ولی می‌خواهم یک گزارشی از کف جامعه به شما بدهم و بیماری و فرهنگی که الان در جامعه است و در حال اپیدمی شدن. یک کرونای نامحسوس که همه جا را گرفته. لذت می‌بریم از این کرونا.

یک شخصیت علمی مثلاً در غربی‌ها، یک خانمی داریم به اسم ماری کوری. اسمش را لابد شنیدید. کی بوده این خانم؟ برنده جایزه نوبل. خب، این خانم مال قرن چندم بوده؟ الان شما اسم این خانم را که می‌شنوید، بگویید زن مهمی بوده. من می‌گویم زن مهم. اولین سؤالی که می‌کنید، می‌گویید مثلاً کشف علمی کرده؟ نوبل داشته؟ دانشگاه داشته؟ بزرگ‌ترین فاحشه معاصر بوده؟ چه می‌گویید؟ می‌گویم مثلاً ۷۰تا عمل زیبایی کرده، از رنگ چشمش می‌خواهم به شما بگویم، مدل مویش را بخواهم بگویم، خجالت می‌کشم. شما چه برخوردی می‌کنی؟ حالتان به هم می‌خورد. آقا! چه داری می‌گویی؟ این نجاست جاهلیت مدرن غربی کاری کرده که در خیابان نرخ‌گذاری می‌شود زن. این زن بدبخت آلوده شده به فرهنگ غربی، به جای اینکه برگردد بزند در دهن این‌ها، می‌گوید مردم رقابت می‌افتد سر اینکه عمل جراحی کنیم. رنگ چشم مردم بیشتر دوست دارند. بعد بزرگ‌ترین فاحشه‌ها می‌شوند بزرگ‌ترین شخصیت‌های تأثیرگذار اجتماعی زمانه ما. اسمش جاهلیت نیست، چیست؟

پروین اعتصامی. شما اصلاً یک بار به ذهنتان می‌آید که مثلاً این زن... بابا! این قریحه. حالا حجاب آن‌جوری هم نداشته. مریم میرزاخانی و حجاب آن‌جوری هم نداشته. یک نابغه بوده. دنبال این کثافت‌کاری‌ها نبوده. مگر ریاضیدان بوده؟ بی‌حجاب بود، ولی چهره ساده‌ای داشت. پروین اعتصامی. قریحه شعری. ذوق این آدم، هنر این آدم، عظمت این زن این است. غرب کاری کرده که شما اگر به جنبه علمیش هم نگاه کنی، اول باید جنسیتش را، زنانگی‌هایش را این‌ها جذبت بکند، بعد حالا سواد هم دارد، دکتر هم هست، مقاله هم دارد. من تعجب می‌کنم چرا خانم‌ها قیام عمومی نمی‌کنند؟ بنده اینجا الان بیایم نیم ساعت در مورد تعدد زوج‌ها صحبت کنم، شما را تشویق کنم یک زن دیگر بگیرید، چه اتفاقی می‌افتد در این جلسه؟ اصلاً سخنرانی من تمام می‌شود به نظرتان؟ یعنی از در خیابان جمعیتی می‌آیند، می‌ریزند طبقه بالا که هیچی.

بعد این فرهنگ دارد در جامعه نهادینه می‌شود. فرهنگ تبرج، دلربایی از مردها به عنوان یک کالای لوکس. ماشین می‌خواهد بفروشد، ۴تا دختر خوشگل گذاشته دم چهارتا در که ماشین را ببینند. مریض. تو مریضی. نگاه نکن. سرطان همه جا را گرفته. مریض بیرونش کرد، نخاراند. الان بیمار. کسی به زن به چشم ابزار نگاه نکند، به چشم کالای لوکس. قیمت‌گذاری. من اجمالاً عرض کردم. حرف اینجاها زیاد است. البته نقطه شروعش است. بعد کم‌کم کار به جایی می‌رسد که دیگر اصلاً خود زن هم دیگر جذابیتی ندارد. الان دیگر دوره همجنس‌گرایی است و دوره عبور از جنس، دوره بی‌جنسیتی است. باز هم بنده اطلاعات عجیب و غریبی از غرب دارم. اصلاً جنسیت را برداشتند، از سوی مدارس حذف کردند. می‌گوید معلم حق ندارد به دانش‌آموز بگوید پسرم، دخترم. جنسیت بعد از ۱۸ سالگی که خودش انتخاب بکند. باید ببیند که مثلاً با کدام یک از این ادوات جنسیتی دوست دارد چه مدتی باشد. دوست دارد یک مدت پسر باشد، یک مدت دختر باشد. با پسر باشد، با دختر باشد. حد یقف که ندارد. که این بیماری می‌رود تا آنجا. و نقطه آغازش هم همین‌جاست. اولش می‌گوییم روسری را بردار و این‌ها کف داستان است. روسری هم که برای کسی که جایگاه اجتماعی ندارد و حقیر است، که اصلاً موضوعیت ندارد.

این نکته هم بگویم. این را گفتند بی‌حجابی برای تحقیر اجتماعی باشد که در جامعه وقتی یک کسی روسری ندارد، علامت این باشد که این اصلاً جایگاه ندارد. طبقه پایین‌پایین است. این اصلاً حرمت مؤمنانه ندارد. بلکه اصلاً حرمت انسانی ندارد. گفتند حجاب لازم نیست بهش. حالا از این صدا و سیما بررسی سریال ساخته. سریال خوب مذهبی حزب‌الله که همه‌تان دوست دارید. بعد بازیگر آورده مثلاً نقش جاسوس می‌خواسته بازی کند. بازیگر آوردند که مثلاً ارمنی باشد که حجاب لازم نداشته باشد. اصلاً فلسفه اینکه این‌ها حجاب ندارند که این‌ها جایگاهشان جایگاه حقیر اجتماعی است. ارزش اجتماعی ندارد. بازیگر آورده‌اند به واسطه این فیلم مطرح شده. مصاحبه کرده. خودم خواندم مصاحبه‌اش را. گفتند که خب مثلاً چی شد شما این نقش را انتخاب کردی؟ می‌گوید که: «من یک مزیتی داشتم که هیچ بازیگر دیگری نداشت. مزیت داشتم. آن هم این بود که می‌توانستم بدون روسری فیلم بازی کنم.» حجاب لازم ندارد. کیف کنی. حجاب لازم ندارد. یعنی ارزش ندارد که بهش بگوییم حجاب داشته باش. برخورد کنی که وقتی لازم نیست حجاب داشته باشد. اشراف مال باکلاس‌هاست. آن باکلاس‌ها می‌گویند حجاب داشته باش. تو اینجا چه می‌خواهی؟ بدبخت. بازیگر داریم، تو ارمنی هستی؟ تحویلش هم گرفتند. بدبخت جایگاه پیدا کرده. عوض شده داستان تحقیر اجتماعی. این می‌شود ویروس. این می‌شود تفاوتش با جاهلیت زمان پیغمبر.

زمان پیغمبر اصلاً اهل بیت این مدلی جامعه را با حجاب کردند. این را بدانید. چون بعضی می‌پرسند: «آقا! الان راهکار شما چیست برای اینکه مثلاً حجاب به جامعه برگردد؟» بله، بحث‌های قانونی و امنیتی و این‌هایش کار ندارم. همین نکته دانستنش و طرح کردن در جامعه خیلی مهم است. حجاب مال طبقه اشراف بوده. شما باید این را برگردانی در جامعه. در همه دنیا این شکلی بوده. وقتی کسی، خانمی در خیابان چادر، چاقچور داشته، محجبه بوده، تشکیلات داشته، ۵ نفر دورش نمی‌گذاشتند. کسی نگاه کند. کسی بهش دست بدهد. کسی باهاش حرف بزند. معلوم شده جزء اعیان است. این، این بوده در زمان جاهلیت و از اول تا این رنسانس و این قرن اخیر و این قضایایی که غرب درست کرد. داستان این است. برگردانی. بعد صدا و سیمای ما حالا یک چیزی شنیده که مثلاً رهبری فرمودند خانم‌هایی که مثلاً ضعیف‌الحجاب بودند که ما همین‌جا خودمان، همین جلسه، جلسات دیگر مفصل چندین بار این را گفتیم قبل اینکه رهبری که عظمت زن‌هایی که حالا حجاب کامل ندارند ولی دلشان هم با انقلاب است. این همه زن چادری که عظمت مال این‌هاست. در راهپیمایی ۲۲ بهمن اعجاز کار این‌هاست که وسط این بحبوحه، این همه چادری، حجاب هم سفت چسبیده. گشته. تک‌تک گزارشات آرایشی‌ها باشند. تو ۱۵ تومان. آن‌ها را نشان بدهی. جایگاه اجتماعی مال این‌هاست. از اول تاریخ این‌ها بودند که اعیان بودند. بالاخره باید بیایند کف خیابان. بالاخره در همه راهپیمایی‌ها هستند. این‌ها که آمدند. باکلاس‌ها، ژیگول‌ها، خوش‌تیپ‌ها. این‌ها دمشون گرم. شما باید بگویی باحجاب‌ها که طبقه احیاناً باکلاس‌اند. اصلاً در خیابان نمی‌آیند. آفتاب مهتاب بهشان نمی‌خورد. سال به سال برای بازار خرید هم نمی‌آیند. برای راهپیمایی ۲۲ بهمن این‌ها هم آمدند. ببین چه بود ۲۲ بهمن. باکلاس‌ها. دیگر اصلاً نمی‌خواهد شما در جامعه این‌قدر با تو، ماتوم دست بگیر، بزن در سرش، بگو روسری داشته باش. بنشین یاد بگیر چه‌کار کنی که این‌ها را ببری بالا. چادریه، می‌... مانتویا. معلوم است این‌ها پولدارها، خان‌ها، دکترها. این‌ها همه آن‌ها. پرستاران این‌ها. حالا پرستار باکلاس‌ها. این می‌شود مهارت.

خدا ان‌شاءالله به ما کمک کند به آبروی امام سجاد. بتوانیم روبروی این جاهلیت‌ها بایستیم مثل اربابمان، مولایمان امام، امام حسین علیه‌السلام. مثل شهدای کربلا. نگوییم آقا عادی است، همه همینند دیگر، همین‌جوری شده. بله دیگر، بالاخره این... بله دیگر، بالاخره ندارد. یک کاری کردم، نه با چوب و چماق و فحش و فحش‌کشی. کار تمیز، کار قشنگ، کار فکرشده و حساب‌شده. ان‌شاءالله که بتوانیم خدمت بکنیم به این معارف. به این دین زلال و پاک که با این زحمات، با این خون دل، با این رنجی که امثال امام سجاد علیه‌السلام کشیدند به ما رسیده. ما از این امانت ان‌شاءالله خوب بهره ببریم. با این نسخه شفابخش درمان کنیم خودمان را، جامعه‌مان را و سرمان را بالا بگیریم، افتخار کنیم به اینکه ما تربیت‌شده این مکتبیم. تربیت‌شده این ذوات مقدسیم.

خدایا به آبروی موالید این ماه، امام سجاد، حضرت اباعبدالله، قمر بنی‌هاشم، حضرت علی‌اکبر و خصوصاً حضرت بقیة‌الله الاعظم ارواحنا فداه، فرج آقامان امام زمان برسان. قلب نازنینش از ما راضی بفرما. عمر ما نوکری حضرتش قرار بده.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط