خود پاکداری

جلسه اول

00:47:31
270

معرفی
ماه شعبان، ماه شعبه شعبه شدن رحمت خدا
زیاتنامه‌ها گنجینه‌هایی قابل تأمل‌
کامل الزیارات از معتبرترین کتب شیعه
درک بهتر از جایگاه امام با توجه به آداب زیارت
آثار متفاوت مکان‌ها و زمان‌ها
آثار زیارت اباعبدالله در اوقات مختلف
امام، روح کعبه است
امام با دل‌ها، حرف میزند
طهارت از بیماری‌های روحی و جسمی با خاک کربلا
شیطانی که با نام اباعبدالله به دیوار کوبیده شد…
توجه به امام حسین، مرکز طهارت است.
طهارت جان و ایجاد عشق به خداوند و اهل بیت با صلوات
صلوات، کفاره گناهان
از نقاط کلیدی جاهلیت چیست؟
طهارت حقیقی چگونه حاصل می شود؟
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
«بسم الله الرحمن الرحیم»
اللهم صل علی محمد و آل محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری ولل عقدتا من لسانی یفقهو...

در شب جمعه و شب میلاد حضرت اباعبدالله و ماه شعبان، خیلی تناسب این وقایع با هم و ترکیبش، ترکیب ویژه و خاص و عجیبی شده است. هم شب جمعه، شب رحمت است و هم ماه شعبان، ماه شعبه شعبه شدن رحمت خدای متعال است؛ و تکثیر می‌شود و فراگیر می‌شود رحمت خدای متعال؛ و هم مولود این شب و روز، رحمت الله الواسعه است. دیگر اسباب رحمت به تمام‌ترین مدل خودش جمع شده کنار هم.

ان‌شاءالله که خدای متعال در این شب رحمت، رحمت بی‌نهایتش را بر همه مؤمنین و مسلمین، چه مردگانشان چه زندگانشان، جاری بفرماید. و ان‌شاءالله بهره‌مند فرماید از این عنایات و فیض این ایام، خصوصاً این شب جمعه و این شب میلاد حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام)، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. «اللهم صل علی محمد و آل محمد»

یکی از گنجینه‌هایی که معمولاً خیلی تأمل و تمرکز دقیقی روش صورت نمی‌گیرد -حالا به نحوی انسان از باب استحباب و ثواب و این‌ها با این‌ها ارتباط برقرار می‌کند- همین زیارت‌نامه‌هاست؛ که معمولاً خیلیا اصلاً در فضای زیارت، زیارت‌نامه‌ای نمی‌خوانند. اگر هم بخوانیم، دیگر از باب ثوابش کلمات را فکر می‌کنیم که صرف ادای این کلمات و گفتنش، مثلاً چون ثواب دارد و خاصیت دارد، این کلمات را بر زبان می‌آوریم در فضای زیارت. ولی واقعش این است که این کلمات، معارف عجیبی توش هست. توی این زیارت‌نامه‌ها، خیلی نکات دقیقی برای زائر دارد که اگر انسان به آن توجه بکند، درهایی از معرفت به رویش باز می‌شود. هم خود زیارت‌نامه‌ها و هم ایام زیارتی مناسبتی که هست؛ مثلاً زیارت عاشورا یک محتوایی دارد، زیارت اربعین یک محتوایی دارد.

مناسبت‌های دیگر، حالا می‌دانید که در بین زیارت معصومین، هیچ زیارتی به اندازه امام حسین (علیه السلام) در موردش سفارش نداریم و توصیه نداریم. این کتاب شریف جناب ابن قولویه، کتاب کامل الزیارات -که حالا کامل الزیاره هم گفته می‌شود- یکی از معتبرترین کتب شیعه است، خیلی کتاب معتبری است، کتاب بسیار با اهمیتی است. متن این کتاب تقریباً هشتاد درصدش در مورد امام حسین (علیه السلام) است، در مورد آداب زیارت امام حسین (علیه السلام)، اذکار و ادعیه زیارت امام حسین (علیه السلام)، و مسائل مربوط به امام حسین (علیه السلام): تربت امام حسین (علیه السلام)، گریه بر سیدالشهدا، مصیبت امام حسین (علیه السلام) در بین ملائکه و جنیان و حیوانات و وحوش.

کتاب عجیبی است. دوستان اگر کتاب را تهیه نکرده‌اند یا مطالعه نکرده‌اند، حتماً مطالعه کنند. در دسترس هم هست، ترجمه هم الحمدلله چند تا دارد و توی این فضای مجازی و این‌ها هم پیدا می‌شود. کتابش خیلی روایت جالب و عجیبی دارد؛ خصوصاً عزیزانی که مشرف می‌شوند به زیارت اهل بیت، اگر قبل از زیارت این روایت‌ها را ببینند و بخوانند، خیلی توی آن زیارتشان اثر دارد. آدم بداند در محضر چه کسی دارد واقع می‌شود.

یک بخشی از آن کتاب کامل الزیارات البته در مورد خود زیارت امام رضا (علیه السلام)، ثواب زیارت و روایات این شکلی است که برای زیارت مشهد هم خوب است. زیارت پیغمبر اکرم، زیارت ائمه بقیع، زیارت امیرالمؤمنین. که البته فضیلت زیارت امیرالمؤمنین از فضیلت زیارت کربلا بالاتر است. تو همان کتاب روایتی دارد در این زمینه که فضیلت زیارت امیرالمؤمنین بر امام حسین (علیه السلام) مثل فضیلت خود امیرالمؤمنین بر امام حسین (علیه السلام) است؛ چون مقام امیرالمؤمنین از تمام معصومین بالاتر است به غیر از پیغمبر اکرم.

آداب زیارت امیرالمؤمنین، اذکاری که -یعنی زیارت‌نامه‌هایی که توصیه شده- ولی هیچ کدام به اندازه امام حسین (علیه السلام) نیست. نه آداب آنقدر متنوع است. مرحوم شیخ عباس در مفاتیح -اونی که تو ذهن من است- حدود سی تا آدابی را ذکر می‌کند که خوب است که زائر کربلا این‌ها را داشته باشد. نکات خیلی خوبی هم هست. نکاتی که آنجا شیخ عباس قمی در زیارت امام حسین (علیه السلام) مطرح می‌کند، خب خود این‌ها کمک می‌کند انسان می‌فهمد کجا دارد می‌رود. وقتی جایی داریم می‌رویم که نماز آنجا می‌شود کامل خواند، فضیلت نمازش چقدر است. هر یک رکعت مثلاً یک میلیون رکعت مقبول به حساب می‌آید. دعا آنجا مستجاب است. که شیخ عباس در همان آداب هم این را مطرح می‌کند. می‌گوید: «خوب است که انسان اینجا تا می‌تواند مقید باشد به دعا زیر قبه امام حسین (علیه السلام).» ایشان توصیه می‌کند که صحیفه سجادیه با خودتان همراه داشته باشید. حالا این ایام، ایام میلاد امام سجاد (علیه السلام) هم هست و خوب است زائر کربلا دستش صحیفه سجادیه باشد. زیر این قبه تا می‌تواند مشغول دعا باشد. اینجا دعا رد نمی‌شود.

خب این‌ها کمک می‌کند انسان یک کمی فهم بهتری پیدا می‌کند نسبت به اینکه کجا قرار گرفته است. خود زیارت‌نامه‌ها هم که متنوع است. دیدید ده پانزده تا گاهی زیارت در زیارت‌نامه‌ها نقل می‌شود. در مورد امیرالمؤمنین زیارت‌های متعددی نقل کرده‌اند. بعضی‌ها زیارت‌های عمومی است، مال تمام معصومین است؛ مثل زیارت جامعه کبیره، جامعه صغیره، جامعه سوم، زیارت امین الله، دعای عالیه المضامین، که این‌ها همش زیارت‌های خوب و ادعیه خوب است. بعضی‌هایش هم اختصاصی است، مال آن امام است. بعضی‌هایش به فراخور یک مناسبتی است. خب برای امام حسین (علیه السلام) به هر مناسبتی تشویق به زیارت شده است. برای هر مناسبتی هم معمولاً یک زیارت خاصی آموزش داده شده است. مثلاً عرفه فضیلت زیارت امام حسین (علیه السلام) خیلی بالاست. آثار زیارت امام حسین (علیه السلام) در عرفه هم آثار عجیب و غریبی است. توی برخی روایات دیگر نیست این‌ها. مثلاً آن اثری که زیارت عرفه دارد را برای زیارت‌های دیگر ذکر نکرده‌اند.

هر کدام تویش نکته‌ای است؛ چون زمان خودش موضوعیت دارد و اثر دارد. هر روزی، هر ساعتی، هر مکانی خودش آثار ویژه دارد. خدا رحمت کند مرحوم آیت الله حسن‌زاده آملی. ایشان می‌فرمود: «مرحوم علامه طباطبایی (رحمة الله علیه) رفته بودند مسجد سهله در مقام ادریس نبی.» رفتید دیگر، حتماً ملاحظه کردید، سمت روبروی مقام امام زمان (عج)، وقتی می‌ایستید، سمت راست رو به قبله که می‌رسید، سمت راست می‌شود مقام جناب ادریس. خب آنجا محل زندگی حضرت ادریس بوده و خیاطی می‌کرده جناب ادریس در آن مکان. به هر حال مسکن بسیاری از انبیا همین‌جا بوده در مسجد سهله و مسجد کوفه و این‌ها. حضرت ابراهیم مثلاً تو همین مکان‌ها زندگی می‌کرد. حضرت نوح زندگی می‌کردند.

علامه طباطبایی رفته بودند مقام ادریس، مشغول ذکری شده بودند. جناب آیت الله حسن‌زاده می‌فرمود که در حین ذکر برای علامه طباطبایی اتفاقی رقم می‌خورد. این‌ها بالاخره آثار معنوی است که گاهی در اذکار برای بزرگان اتفاق می‌افتاده. ایشان دیده بود که روحش دارد پرواز می‌کند در آسمان. آیت الله حسن‌زاده فرموده بود که چرا اینجا این اتفاق افتاد برای ایشان؟ اتفاق‌های دیگر می‌توانست بیفتد. می‌توانستند غذای بهشتی به ایشان بدهند. می‌شد مثلاً ملکی را ببیند. یکی از علما را مثلاً ملاقات بکند. اموات را، بالاخره این‌ها مکاشفات است دیگر. چرا این اتفاق افتاد؟ تحلیل می‌کند ایشان، آیت الله حسن‌زاده آملی (رحمة الله علیه). مکان ادریس بود، مقام ادریس بود. خدای متعال درباره ادریس در قرآن فرموده که: «و رفعناه مکاناً علیا». یک عنایت ویژه‌ای به او شد. خب هر پیامبری هم معمولاً عنایات خاصی بهش می‌شده. جناب ادریس از آن امتیازات ویژه‌ای که داشت این بود که خدای متعال او را پرواز داد به سمت آسمان‌ها. چون آنجا مکان زندگی ادریس بوده و ادریس هم همچین عنایتی بهش شده بوده، آن کسی هم که تو آن مکان نماز خوانده و عبادت کرده، از جنس عنایاتی که به ادریس شده، بهش شده است. پس مکان‌ها آثارش متفاوت است.

خود علامه طباطبایی، مجلس روضه که هنوز برقرار است در قم، آن موقع که ایشان می‌رفت، مثلاً حدود پنجاه سال پیش، شصت سال پیش، آن موقع آن مجلس روضه صد سال بود که برقرار بود. هنوزم هست. نزدیک حرم حضرت معصومه. این دیوارهایی که بوده، خانه‌ای را اضافه می‌کنند به آن مجلس. یک سری دیوارها را برمی‌دارند. یکی دو تا مثلاً از آن دیوارهای اصلی باقی مانده بود. سال بعد مثلاً علامه طباطبایی وقتی که تشریف آورده بودند تو مجلس روضه، ایشان شرکت می‌کردند. یکی از این دیوارهای قدیمی را نشان می‌دهند، بهشان می‌گویند: «آقا جا باز شده، ما خانه گرفتیم، اینجا را پهن کردیم. مثلاً صدر مجلس، آن بالا، اینجا جا تنگ است، مثلاً جلوی در است، بد است.» علامه طباطبایی فرموده بود: «نه، این دیوارها صد ساله روضه خورده شده. آن یکی‌ها جدید است. کنار این دیوار بنشینم؛ دیواری که صد ساله تو مجلس روضه بود. آن یکی هنوز تازه‌وارد است، آن دیوارهای جدید.»

خب این در و دیوار اثرش فرق می‌کند. این مسجد با آن مسجد فرق می‌کند. این مکان با آن مکان فرق می‌کند. این زمان هم با آن زمان فرق. مرحوم سید بن طاووس (رضوان الله تعالی علیه) فرموده بود که این بزرگان دست‌پرورده‌های اهل بیت، این‌ها دردانه‌های مکتب تشیع‌اند. جایی نیست، هیچ مکتبی جز مکتب اهل بیت این‌ها را ندارد. فرموده بود که می‌شناسم کسی را -حالا شاید بیان کرده بودند که خودشانند- می‌شناسم کسی را که شب اول ماه رمضان و شب پایانی ماه رمضان که می‌شود شب عید فطر، می‌فهمد بدون اینکه به ماه نگاه کند، می‌فهمد که وارد ماه رمضان شدیم و بعد از ماه رمضان خارج شدیم. از چی می‌فهمد؟ از تعویض ملائکه. شیفت ملائکه عوض شد. این‌ها ملائکه ماه رمضان‌اند. اذان صبح را می‌فهمد، این‌ها ملائکه نماز صبح. تغییر می‌کند. قرآن هم اشاره دارد، تو روایت هستش که ملائکه شب با ملائکه صبح تغییر شیفت که می‌دهند، وقت اذان صبح تغییر شیفتشان به نماز صبح می‌افتد. موقع تغییر گاز؟ اپراتور، آن‌ها اپراتور تعطیل می‌کنند. موقع تعویض. اینجا برعکس. اینجا هر دو تا حاضرند. تو روایت دارد که موقع نماز صبح هم ملائکه شب حاضرند هم ملائکه روز. رضا! فضیلت نماز صبح از این بیشتر!

غرض اینکه زمان با زمان فرق می‌کند. همین نماز صبحی که شما می‌خوانید، اول وقتش که هنوز آسمان تاریک است. یکم برود جلوتر، آسمان یک کمی نور بزند. برود جلوتر، نور کامل آمده ولی هنوز آفتاب طلوع نکرده است. اثر آن نماز متفاوت است. تو روایت ما هم هست: «اول الوقت رضوان الله، وسط الوقت عفو الله، آخر الوقت غفران الله.» اول اذان اگر بخوانیم می‌شود رضوان الهی. وسط وقت اگر بخوانی، ساعت دوازده و بیست دقیقه اذان ظهر این برای ما مثلاً شش و ربع تقریباً اذان مغرب. این شش ساعت، تو یکی دو ساعت اول اگر بخوانید، این رضوان الهی را دارد. «رضی الله عنهم و رضوا عنه» راضیه مرضیه. آسایش فرق می‌کند. اگر وسط وقت، ساعت دو و نیم سه مثلاً تا چهار، این می‌شود عفو خدا. اگر آخر وقت، غفران خدا. کمتر است. غفران است. عفو خدا. کمتر است.

وقت با وقت تفاوت دارد. لذا برای زیارت امام حسین (علیه السلام) هم تو اوقات مختلف گفته‌اند بروید. تو اوقات مختلف هم زیارت، برنامه‌های مختلف به ما یاد داده‌اند. هم وقتش متفاوت است، هم اثر آن زیارت متفاوت است، هم اهل بیت خواسته‌اند به یک جنبه دیگری توی آن زمان ما توجه بکنیم در آن زیارت.

رضا عاشورا، تو همان کتاب کامل الزیارات اشاره کرده است: «شب عاشورا اگر کسی شب تا صبح کربلا باشد، روایات عجیبی هم هست، بیتوته کند شب عاشورا را کنار امام حسین (علیه السلام).» گفته‌اند روز قیامت -روایتی در کامل الزیارات است- روز قیامت، خدا را در حالی ملاقات می‌کند مثل شهیدی که در خون خودش غوطه‌ور بوده. اثر زیارت شب عاشورا است. این برای بقیه وقت‌های دیگر گفته نشد. برای روز عرفه یک چیز دیگر گفتند که الان نمی‌توانم بگویم؛ چون اگر بگویم باید یک ساعت توضیح بدهم منظورش چیست. که آن باز برای عرفه چیزهای خاصی گفته شده است. البته اونی که معروف است و شنیدید، فرمود: «روز عرفه خدای متعال قبل از اینکه به حاجی‌ها در عرفات نگاه کند، به زائرهای امام حسین در کربلا نگاه می‌کند.» خود همین هم معنای عجیب و خاصی دارد. نگاه چیست؟ بعد حاجی‌ها مهمان خدا هستند. نظری که خدا می‌کند، نظر یک میزبان کریم از یک مهمان ضعیف است. خدا به حاجی‌ها نگاهی می‌کند که یک میزبان کریم به یک مهمان مورد احترام و نیازمند به توجه می‌کند. حاجی که زن و زندگی و خانواده و کار و کاسبی و همه چی را ول کرده، از این مسافت دور، با این همه سختی، سرما و گرما، غریب، بعد حالا همه لباس‌ها را گذاشته کنار، دو تا حوله تنش کرده، وسط بیابان، در صحرای عرفات. چون آغاز حج در صحرای عرفات است دیگر. روز عرفه از آنجا شروع می‌شود دیگر. روز اول، اول میهمانی. ولی آن لحظه که این الان حاجی با این وضعیت آمده، خدای متعال می‌خواهد نگاه کند، این قدم جایگاه ویژه دارد. آنقدر آماده است برای توجه ویژه خدا. اول به کربلا و زائرهایش نگاه می‌کند، بعد به آن.

خیلی معنای عجیبی دارد. چرا؟ خب جای فکر دارد. یکیش این است برای اینکه امام حسین (علیه السلام) با جهاد، کعبه را نگه داشت. «دفع الله الناس بعضهم ببعض، لحدمت صوامع و بی و مساجد یذکر فیه اسم الله کثیرا.» اگر جهاد مجاهدین نبود، نه صومعه‌ای می‌ماند، نه کلیسایی می‌ماند، نه مسجدی می‌ماند، نه ذکری از خدا می‌ماند، و نه کتابی می‌ماند، نه پیغمبری می‌ماند. جهاد کنار گذاشته است. یک معنایش این است. یک معنای دیگرش این است که روح کعبه، امام است. این تنها، یک قفس ظاهری است. اگر روح نباشد، این چهار دیواری و این خشت و گل که ارزشی ندارد. آن روح ولی خداست. امام است. این‌ها یکی از وجوهش این است. اثر زیارت عرفه است.

بعد متن زیارت‌نامه عرفه امام حسین (علیه السلام) هم متفاوت با بقیه است. زیارت اربعین ساز و کار دیگری دارد. تعابیر عجیبی هم در زیارت اربعین داریم، توی بقیه زیارت‌نامه‌ها نداریم. مثلاً در زیارت اربعین ما خطاب می‌کنیم به امام حسین (علیه السلام): «سلام علیک یا معقل المؤمنین». معقل آن کمربندی است، آن رشته‌ای است که یک مجموعه‌ای را دور هم جمع می‌کند. به این می‌گویند معقل. عجیب است توی بقیه زیارت‌ها این تعبیر به کار نرفته. خود اهل بیت اینجور این ساز و کار را طراحی کرده‌اند. اربعین بشود یک پایگاه این شکلی، از همه جا در زیارت اربعین این حقیقت که جلوه کرده است. حالا تو زیارت‌نامه هم با همین بیان خدمت امام عرض می‌کنم: «السلام علیکم». و همینطور مناسبت‌های مختلف. عید فطرش همینطور، نیمه رجبش همینطور، اول رجبش همینطور، اول شعبانش، نیمه شعبانش. هر کدام این زیارت‌های متعدد و متنوعی که دارد، مفاهیم متفاوت.

یکی از تعابیری که تو برخی از این زیارت‌ها وارد شده را می‌خواهم تقدیم بکنم و چند کلمه‌ای صحبت بکنم. ان‌شاءالله شب‌های بعد بیشتر در موردش گفتگو بکنیم. در زیارت نیمه رجب، اول رجب، نیمه شعبان -که از جهت زیارت نیمه شعبان، یک زیارت منحصر به فرد در تمام این زیارت‌ها روایتش هم هست- زیارت امام حسین (علیه السلام) در شب نیمه شعبان، آن هم آثار ویژه عجیب و غریبی دارد. در متن زیارت نیمه شعبان هم در زیارت اربعین هم این تعبیر به کار رفته. در تعداد دیگری از زیارت‌نامه‌ها هم ایام دیگری هم این عبارات آمده. این تعبیر گفته شده. در زیارت نیمه شعبان، یک بخشش را دارم عرض می‌کنم خدمتتان، بعد بیشتر صحبت می‌کنم.

گفته‌اند که زائر وقتی آمد کربلا، شب نیمه شعبان یا بعضی مناسبت‌های دیگر، خطاب به امام حسین (علیه السلام) بعد از سلامی که می‌دهد، این را بگوید. بگوید: «لبیک داعی الله». خیلی تعبیر عجیب است. این «لبیک یا حسین»ی که شما تو زیارت امام حسین (علیه السلام) می‌بینید، یک آتشی، یکهو انگار یک مغناطیسی تو این وجود این زائرها یکهو فعال می‌شود، این‌ها را وادار می‌کند به صورت ناخودآگاه این را فریاد می‌زنند: «لبیک یا حسین». پایه این شکلی دارد. و عجیب. ما نمی‌رویم آنجا امام حسین را صدا بزنیم. ما می‌رویم آنجا به امام حسین پاسخ بدهیم. این را به زائر یاد دادند. زیارت فقط این نیست که بریم آنجا درخواست بکنیم، ما مثلاً صدا بزنیم. یک چیز فراتر از این است. امام ما را صدا زده. این مضمون روایت ما هم هست. اصلاً کار امام همین است. رضا!

گفته‌اند در عالم قبل حضرت ابراهیم (علیه السلام) صدا زد. قرآن بسته است؟. ابراهیم گفته: «و اذن فی الناس بالحج». صدا بزن مردم بیایند حج. این «صدا بزن» یک معنای ظاهریش این است که دعوت کن مردم را، بگو، اعلام کن، تبلیغات کن. یک معنای باطنی هم دارد. وقتی کسی به مقام امامت می‌رسد: «إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا». حضرت ابراهیم را خدا امام قرار داد. وقتی امام می‌شود -این را علما گفتند، حالا نمی‌دانم چقدر حوصله جلسه می‌کشد بنده نکات را عرض بکنم- تفاوت پیغمبر با امام چیست؟ می‌دانید کمتر انبیا به مقام امامت رسیدند. حضرت ابراهیم جز معدود انبیایی بود که به مقام امامت رسید. بزرگان گفتند، علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل همین آیه «لناس اماما» در سوره بقره فرمودند: یکی از تفاوت‌های پیامبر و امام این است. پیامبر به حسب ظاهر می‌آید دعوت می‌کند. همین کاری که مثلاً بنده طلبه اینجا دارم انجام می‌دهم: سخنرانی. حالا پیغمبر علم کامل دارد، وحی دارد، از خدا دریافت کرده. این طلبه از پیغمبر گرفته. این به حسب ظاهر دارد ابلاغ می‌کند. به گوش ظاهری شما دارد می‌رساند. با همین امکانات ظاهری تبلیغ می‌کند. وظیفه‌اش هم همین است. ولی وقتی امام شد، امام از باطن و ملکوت عالم کار می‌کند. با قلب شما حرف می‌زند. وجود شما را فعال می‌کند. امامت دارد بر باطن و قلب شما. اصطلاحاً می‌گویند تکوینی. جایگاه او متفاوت است.

به حضرت ابراهیم فرمود: «صدا بزن بیایند حج.» خب از جایگاه نبوت و رسالت حضرت ابراهیم اگر باشد، می‌شود همین تبلیغات را اعلام کند و دستورالعمل و فتوا و تو رسانه‌های عمومی و به قول معروف توی روزنامه‌های کثیرالانتشار تو این‌ها اعلام می‌کند، می‌آیند. ولی اگر کسی امام شد، دیگر جایگاهش که این نیستش که. حضرت ابراهیم امام است. امام چکار می‌کند؟ با دل‌ها حرف می‌زند. لذا در روایت فرمود: «در عالم قبل حضرت ابراهیم دل‌ها را خطاب کرد، صدا زد بیایند حج.» و هر کسی که با قلبش جواب داد، به روز، آن جوابی که تو آن عالم قبلی با دلش داده، می‌شود این‌ور که با تنش جواب می‌دهد، می‌آید حج. قشنگ‌ترش این است، می‌گویند آنجا هر باری که گفته، اینجا هم همان تعداد می‌رود. اگر کسی اینجا بیست بار می‌رود کربلا، یعنی بیست بار حضرت ابراهیم گفته «لبیک». آنجا اتفاق رقم خورده و ابراهیم صدا زده که آمدی. این کار امام است. اگر حج می‌آیی، دعوت ابراهیم را لبیک گفتی. دعوت رسول الله را لبیک گفتی. اگر هم کربلا می‌روی، با پای خودت نیامدی، دعوت اباعبدالله را لبیک می‌گویی. از عالم قبل صدایت زده و به همان تعدادی که تو عالم قبل لبیک گفتی، اینجا سهمت است، می‌میری. اگر سی بار رفتی کربلا، معلوم می‌شود که آنجا سی بار گفتی لبیک. این کاشف از آن است. این ارتباط از آنجا برقرار است. امام جایگاهش با ما این است. امام که جایگاه ظاهری ندارد، امام قلبمان تو مشتش است.

رضا! کربلا که می‌روی، زیارت نیمه شعبان، صدا می‌زنی: «لبیک داعی الله». جانم آقا جان! معنایش این است: جانم، صدا زده بودید، لبیک، من در خدمتم ای داعی الله، ای دعوت کننده به خدا. جانم آقا! «ان کان لم یجبک بدنی عند استغاثتک و لسانی عند استنصارک». یک روزی هم شما در کربلا با همین بدن مادیت، بدن‌های مادی را صدا زدی. یک روزی هم در عاشورا در کربلا: «هل من ناصر ینصرنی». اینجا زائر شب نیمه شعبان این را می‌گوید: «من نبودم آن وقت که شما صدا زدی. بدن من در این دنیا نبود که بشنوم. شما با بدن مادی صدا زدی، درخواست کمک کردی. من بدن مادی نداشتم که جواب بدهم. بدنم جواب نداد به تو آن وقتی که تو استغاثه کردی و زبانم پاسخ نگفت وقتی که تو طلب نصرت کردی.» «فقد اجابک قلبی». حالا با دل آمدم جواب بدهم. آن موقع تن نداشتم که با تن جواب بدهم. تو دو جور صدا زدی. یکی این‌هایی که پیرامونت بودند را صدا زدی با زبان مادی، این‌ها هم با گوش مادی شنیدند. یکی هم با مقام امامتت با تاریخ و بشریت و انسانیت حرف زدی، با همه دل‌ها حرف زدی که تا ابد این درخواست تو و صدای تو هست. من با گوش دل: «ربنا انا سمعنا منادیا ینادی للایمان ان آمنوا بربکم فآمنا». اگر من ایمان آوردم، تو صدا زدی، صدا شنیدم، خطاب شنیدم که ایمان بیاورید. اگر من کربلا آمدم، اگر من شیعه شدم، اگر من محب شدم، این فضیلت و امتنان از جانب من نیست. شما همه را صدا زده بودی. این لطف از جانب شماست. این توفیق نصیب من شد که جواب بدهم. با گوش دل شنیدم و آمدم. «اجابک قلبی و سمعی و بصری». دلم جواب می‌دهد، هوشم جواب می‌دهد، چشمم جواب می‌دهد. سبحان الله. «ربنا و ان کان وعد ربنا لمفعولا». و این وعده خدایی است و وعده خدا محقق شدنی است. و آمدم اینجا این را شهادت بدهم در محضر شما. آمدم اینجا چی بگویم؟ شما صدا زدی. آمدم در خدمت شما باشم. آمدم باور من به شما عرضه کنم. باور من این است: «اشهد انک طهر و طاهر المطهر».

اینجایش را داشته باشید، خیلی این عبارت فوق‌العاده است. «اشهد انک طهر و طاهر المطهر». شهادت می‌دهم تو در نهایت پاکی هستی. هم طهر، هم طاهر، هم مطهر. از سه لایه تطهیر. در حکایت از کسی هستی که او هم در تمام مراتب هستی خودش در افعالش و صفاتش و ذاتش پاک است. طهر، طاهر، مطهر. طهارت، ببینید این تعابیر را عزیزان، خیلی تعابیر عجیب است. «طهارت و طهرت بک البلاد». تو هم پاکی، هم تمام هستی، همه این سرزمین‌ها، همه این دنیا، همه منزل‌ها و شهرها با تو پاک شده است. امام حسین (علیه السلام) مطهر است، هم طاهر است، هم مطهر. «و طهرت ارض انت بها و طهر حرمک». آن زمینی هم که در آن ساکنی پاک است. حرمت هم پاک. خیلی حرف دارد. به خاطر طهارت این زمینه موانع دعا چیست؟.

او مانع دعا برای بنده و شما ناپاکی است. چرا دعایمان بالا نمی‌رود؟ شب جمعه است، دعای کمیل می‌خوانیم. گناه است دیگر. «تحبس الدعا». ناپاکی. آنقدر طهارت زمین کربلا بالاست که من گناهکار آلوده، به خاطر آلودگیم دعایم متوقف بشود. طهارت بلا، دعای من را بالا می‌برد. آنقدر این زمین پاک است که از این خاک می‌شود خورد. خاکی که خوردنش گناه کبیره است. روایت هم دارد شما اگر خاک بخوری، ولو به اندازه یک نخود، انگار گوشت تن حضرت آدم را خورده‌ای. آنقدر حرام است. ولی به اندازه یک نخود اگر خاک کربلا بخوری، از تمام بیماری‌های جسمی و روحی تطهیر می‌شود. و چشم؟ گفتند، گفتند به خاطر اینکه آغشته شده با خون اباعبدالله. طهارت مولدش، امام حسین (علیه السلام).

«طهرت بک البلاد». می‌دانی این حرف یعنی چه؟ خیلی حرف. طهارت زمین. هر زمینی با تو پاک می‌شود، با اسم تو، با یاد تو. این مجالس روضه‌ای که ما اینجا می‌گیریم یا مجالس ذکر اهل بیت، ابراز علاقه به اهل بیت، فکر می‌کنم جلسه دور هم حالا ده نفر بیست نفر نشستیم. این آقا مطهر است. باران خاصیتش چیست؟ چکار می‌کند؟ آفتاب چکار می‌کند؟ چطور ضدعفونی می‌کند و پاک می‌کند؟ این مجلس ذکر امام حسین (علیه السلام)، خصوصاً امام حسین (علیه السلام)، یک شعاع وسیعی را دارد تطهیر می‌کند، ضدعفونی می‌کند. این میکروب‌ها و ویروس‌ها، این شیاطین که میکروب و ویروس باطنی حقیقی‌اند، تو یک جایی رسوخ کرده‌اند، رخنه کرده‌اند. می‌آید پاک می‌کند، ضدعفونی می‌کند. یاد امام حسین (علیه السلام).

مرحوم آیت الله حق‌شناس (رضوان الله علیه) فرموده بود: «در خیابان رد می‌شدم، دیدم یک لحظه پرده کنار رفت. دیدم یک شیطانی یک جوانی را دارد تحریک می‌کند. ایستاده بالا سرش، یقه این را دارد می‌کشد وادارش کند به گناه. یک دختری با پوشش خیلی بدی دارد می‌رود. چهره حالا زیبایی جذابی. آمده روی مخ این پسره سوار شده، روی مغزش سوار شده. "به این نگاه کن!" دیدم این پسره خیلی از تو دچار تلاطم است.» مرحوم آیت الله حق‌شناس (رحمة الله علیه) شب جمعه، همشون سر سفره امام حسین (علیه السلام) مهمانند. ایشان می‌گفت: «دیدم از تو دچار تلاطم بود. خیلی بهش فشار آمد. از درون دلش یک یا حسین گفت.» ایشان می‌گوید: «دیدم این شیطان مچاله شد، کوبیده شد به دیواری که روبرو بود، خلاص شد.» «طهرت بک البلاد». طهارت آقا شوخی نیست. این نام و مرکز طهارت. توجه به امام حسین (علیه السلام) مرکز طهارت.

«و جعل ولایتکم و جعل صلاتنا علیکم و ما خصنا بهی من ولایتکم تیباً ل خلقنا و طهارتاً ل نفسنا و کفارتاً لذنوبنا.» زیارت جامعه کبیره خیلی عجیب است. آقا این‌ها فقط فضیلت‌گویی که دور هم بنشینیم به به چه چه بگوییم نیست. می‌فرماید ولایت شما و صلوات بر شما، محمد و آل که ارتباط با ولایت که یاد اهل بیت است که عشق به اهل بیت است. ماه شعبان ماه صلوات است دیگر. بفرستید اشکال ندارد: «اللهم صل علی محمد و آل محمد». این صلوات و ولایت چکار می‌کند؟ «تیباً ل خلقنا». خیلی تعابیر عجیب است. خلقت ما را عوض می‌کند. «طهارتً ل نفسنا». جان ما را پاک می‌کند. آن «خلقنا» را البته بعضی آقایون «خُلُقَنا» خوانده‌اند. آن هم قشنگ است. اخلاق ما را عوض می‌کند. خوش‌خلق می‌کند. ذکر صلوات و محبت به اهل بیت اخلاق آدم را عوض می‌کند، خوش‌اخلاق می‌کند آدم را.

در مورد نماز شب هم دارد روایت که نماز شب «یحسن الخلق». آدم را خوش‌اخلاق می‌کند. ذکر صلوات همین شکلی است. «اللهم صل علی محمد و آل محمد». چرا؟ برای اینکه تطهیرت می‌کند. این کج‌خلقی‌ها، بی‌حوصلگی‌ها، این‌ها رسوخ شیاطین است. این‌ها میکروب‌ها و ویروس‌های معنوی است که تو قلب افتاده است. مثل این گوشی شما. گوشی کی کارایی‌اش را از دست می‌دهد؟ هنگ می‌کند. باز نمی‌شود. طول می‌کشد. یک ویروسی دارد. مشکل این شکلی پیدا شده است دیگر. یا عنصر نامربوط به این ساختارش، به این سخت‌افزارش، به این نرم‌افزارش رسوخ کرده است. در این قلب ما این شکلی است. این کج‌خلقی‌های قلبی، کم‌حوصلگی‌ها، بیماری‌های قلبی، یأس، ناامیدی، سوءظن، عنصر نامطلوبی است که ربط به ما ندارد. آن هم شیطان است. شیطان به واسطه گناه ما آمده است. به واسطه ظلمتی از درون ما آمده است. یاد اهل بیت، صلوات بر اهل بیت، توجه به اهل بیت، این نور است. تطهیر می‌کند. درون اخلاق را عوض می‌کند. اثراتی دارد: «تیباً ل خلقنا، طهارتاً ل نفسنا». جان ما پاک می‌شود با محبت شما، با یاد شما. پاک می‌شود جانمان، شستشو می‌کنیم. «و تزکیة لنا». این تزکیه که هی می‌گویند آقا «قد افلح من تزکی»، «قد افلح من زکّاها»، «یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه». سیر و سلوک، عرفان، معنویت. اونی که ما را تزکیه می‌دهد این توجه به شماست.

آیت الله بهجت (رحمة الله علیه) این را به عنوان دستور اخلاقی می‌گفتند. حالا من چند بار، چند کلمه دیگر در مورد صلوات می‌خواهم عرض بکنم. صلواتش را آخرش بفرستید. یک جوانی از آیت الله بهجت پرسیده بود که من گرفتار اعتیادم. حالا ایشان هم که خیلی آدم لطیفی بود. آقای بهجت (رحمة الله علیه) یک وقت یکی گفته بود که آقا برای داماد ما دعا کن، مریض دم حرم. ایشان گفته بود که بیماریش چیست؟ گفته بود آقا مشکل روانی دارد. ایشان گفته: «ما هممون روانی‌ایم. اگه روانی نبودیم که گناه نمی‌کردیم.» خیلی لطیف. یک جوانی گفته بود آقا من این گرفتاری دارم، برای من دعا کنید. من گرفتار اعتیادم. چکار کنم از شر اعتیاد خلاص بشوم؟ ایشان فرمود: «صلوات زیاد بفرست.» گوش بدهیم، خوب کارکرد صلوات چیست؟ این‌ها را داشته باشید آقا. این‌ها راهکار درمانی است. حالا شب‌های بعد ان‌شاءالله در مورد این بیشتر صحبت خواهیم کرد.

این تعلق یک جایی، یک شیطانی آمده تو یک گوشه‌ای از دل قلاب شده است. گناه است دیگر. یاد گناه دیگر، وسوسه است دیگر. وسوسه شیطان است دیگر. هی از یک دریچه‌ای دارد تو گوش من می‌خواند. فلان حرف را بزن، فلان چیز را نگاه کن، فلان چیز را گوش بده. و همینطور این دل باید تطهیر بشود. تعلقاتش باید عوض بشود. ذکر صلوات تعلق قلب را عوض می‌کند. دل را به یک جای دیگر بند می‌کند.

بعضی‌های دیگر می‌گفتند آقا ما به حضور قلب در نماز می‌خواهیم برسیم. خیلی عجیب است این راهکارهایی که آقای بهجت می‌داد. عرض کردم ماه، ماه صلوات است. از این صلوات ظهر ماه شعبان غافل نشویم که سر اذان ظهر صلواتی که از امام سجاد (علیه السلام) به ما رسیده است. ان‌شاءالله همه انجام بدهیم. هرچه آدم می‌تواند مشغول این ذکر شریف باشیم توی این ماه. غذای وحشت؟ می‌پرسیدند آقا ما می‌خواهیم به حضور قلب در نماز برسیم، چکار کنیم؟ ایشان فرموده بود که حضور قلب در نماز وابسته به این است که انسان باید عشق خدا در دلش باشد. خب آقا خیلی سخت شد که عاشق خدا بشویم. ایشان گفته بود که فکر نکنید این هم چیز سختی است. با یک سری راهکارهای ساده آدم بهش می‌رسد. مثل اینکه آدم زیاد صلوات بفرستد: «اللهم صل علی محمد و آل محمد». صلوات قلب را بند به اهل بیت می‌کند. بعد قلبی هم که «من احبکم فقد احب الله». وقتی محبت اهل بیت آمد، محبت خدا هم توجه می‌آید، عشق می‌آید، حضور می‌آید. این خاصیت طهارت و «تزکیة لنا و کفارة لذنوبنا». گناه‌های ما، کفاره گناه‌هامان است. لذا امام رضا (علیه السلام) فرمودند تمام این‌هایی که در مورد کفاره گفته شده سعی کن انجام بدهی. مثلاً گفتند برده آزاد کن. اگر نمی‌توانی این تعداد فقیر را باید اطعام کنی، بهشان لباس بپوشانی. این تعداد باید روزه بگیری. خب تا اینجایش معروف است، همه شنیدید.

یک روایتی از امام رضا (علیه السلام) دارد. حضرت فرمودند که اگر هیچ کدام از این‌ها را نداری، نه پول داری که به فقیر بدهی، نه جان داری که روزه بگیری. چکار کن؟ حضرت فرمود: «صلوات زیاد بفرست که کفاره همه گناهان است.» «اللهم صل علی محمد و آل محمد». الحمدلله مجلس ما همین شب جمعه معطر به ذکر شریف قرارمان است. ان‌شاءالله عالم بعد ببینیم این صلوات‌ها اینجا آن‌ور چه می‌کند. ان‌شاءالله به عنایت اهل بیت. حالا وقت بنده هم چون تمام شده باید کم‌کم عرایضم را تمام کنم. شب‌های بعد بحث را ادامه بدهیم.

توی این زیارت‌نامه بحث طهارت را مطرح می‌کند. این نکته را بگویم که بحث‌ها را از شب بعد ادامه بدهیم. یکی از نقاط کلیدی در مورد طهارت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) -که تو زیارت‌نامه‌ها بهش اشاره شده است- این است. هم به نحوی تو این زیارت‌نامه بهش اشاره شده است، هم در زیارت‌های دیگر، خصوصاً زیارت اربعین: «لم تنجسک الجاهلیة بانجاسها». یکی از آلودگی‌هایی که خیلی همه ما را تهدید می‌کند، نجاست جاهلیت است. نجاست جاهلیت. فقط اجمالاً نکاتی را بگویم که وقتمان هم گذشته.

ما تو محیط‌هایی داریم زندگی می‌کنیم. گناه دور و بر ما زیاد است. تو محیط کارمان آدمی که غیبت می‌کند زیاد است. این وضع خیابان هم که الحمدلله تو این چند ماه می‌بینید دیگر چطور شد. از این تعبیر می‌شود به نجاست. نجاست جاهلیت. حالا فردا شب ان‌شاءالله عرض می‌کنم یکی از نکات کلیدی در جاهلیت، «تفرج لا تبرج»، نه «تبرج الجاهلیة الاولی». بی‌بند و باری، فساد جنسی، خودآرایی زن‌ها، این‌ها از ویژگی‌های جاهلیت است. جامعه‌ای که این‌ها توش زیاد می‌شود، نجاست جاهلیت آنجا زیاد می‌شود. آدمی که آلوده نشود بین نجاست‌ها. محیط کار می‌رود و می‌آید، غیبت نمی‌کند. مغازه رو کرکره را می‌دهد بالا، به نامحرم نگاه نمی‌کند. اختلاط با نامحرم پیدا نمی‌کند. آلوده به ربا نمی‌شود. می‌شود الان کسی زندگی کند آلوده به بانک و ربا نشود؟ زندگی‌هامان آلوده شده به این نجاست‌ها. نجاست‌های جاهلیت فرهنگی و اعتقادی و اقتصادی و سیاسی. این وضع زندگی ماست.

ویژگی امام حسین (علیه السلام) این است که تو آن دوره‌ای که دور تا دور جاهلیت بود و نجاست بود و آلودگی بود، آلوده نشد. آلوده نشد و تطهیر می‌کند. کار امام حسین (علیه السلام)، ارتباط با او. البته این باید بحث بشود. ان‌شاءالله شب‌های بعد هم آلودگی‌اش را بحث بکنیم، هم پاکیزه ماندنش را باید بحث کنیم. ویژگی حضرت عباس (علیه السلام) هم همین است که باید فردا شب بیشتر صحبت کنیم. زمینه برای آلودگی زیاد است. شما فکر نکنید امام حسین (علیه السلام) توی شرایطی آمد جلو که همه چی اوکی بود. امام حسین (علیه السلام) هم زد به خط و آمد بالا. نه آقا! زمین و زمان دست به دست هم داده بود امام حسین (علیه السلام) قیام نکند. آدم‌های موجه درجه یک می‌آمدند تو دل امام حسین (علیه السلام) را خالی می‌کردند. از ابن عباس، از محمد بن حنفیه. آدم‌های عاقل، آدم‌های متدین، آدم‌های باسواد. رایت را می‌خواهند بزنند، پشیمانت می‌خواهند بکنند.

شب‌های بعد حالا یک نکته‌ای عرض کردم که تو ذهنتان باشد شب‌های آینده در مورد چی می‌خواهیم ان‌شاءالله صحبت بکنیم. این می‌شود طهارت: «لم تنجسک الجاهلیة». فقط نکته تحفه و شیرین را خدمتتان عرض بکنم که خیلی جالب است. آیه تطهیر را همه شنیدید. می‌دانید در مورد اهل بیت است. به همین چند نفری که زیر این عبا بودند. داستانش همان حدیث کساء است که می‌خوانید. آیه تطهیر آنجا نازل شد و نفر پنجم این اصحاب کساء امام حسین (علیه السلام) بود. خدا در مورد این‌ها فرمود که من شما را تطهیر کردم. این آیه بعد، آن آیه‌ای که الان خدمتتان خواندم: «لا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی». تبرجی که تو جاهلیت رایج بود. جلوه‌گری‌ها و خودآرایی‌ها و خودنمایی‌هایی که بود. دستور می‌دهد آن شکلی آلوده نباشید به آن آلودگی‌ها، به آن دارایی‌ها. آیه بعدش می‌شود آیه تطهیر. این آلودگی‌های جاهلیت و نجاست جاهلیت و این تطهیر. اصل این طهارت این است. حالا طهارت ظاهری هم خوب است. وضو و غسل و مانند این‌ها هم خوب است. ولی اصلش این است که آدم تو اعتقاداتش ذره‌ای افکار جاهلی نباشد. که قرآن به زن جاهلیت ذره‌ای تعصب جاهلی نداشته باشد. خیلی این‌ها حرف است.

این می‌شود طهارت واقعی قمر بنی هاشم. این می‌شود آن طهارتی که امام حسین (علیه السلام) ایجاد کرده است. مطهر است. طاهر ایجاد کرده است. هم خودش پاک است، هم پاکیزه آفریده است. یک پاکیزه آفریده شده: قمر بنی هاشم. یک پاکیزه دیگر تربیت کرده است: شده امام سجاد (علیه السلام). که این سه شب به یاد این عزیزان هستیم. یک پاکیزه دیگر تربیت کرده است: حضرت علی اکبر (علیه السلام). که چند شب دیگر شب میلاد ایشان است. و پاکیزه‌های دیگری تربیت کرده است: شهدای کربلا. «و طابت الارض التی فیها دفنتم». شما خطاب به این‌ها می‌گویید که شما پاک شدید. این‌ها همه از پرورده‌های امام حسین (علیه السلام) است. ان‌شاءالله که به دعا و توجه امام حسین (علیه السلام) ما هم پاک بشیم. قلبمان از این آلودگی‌ها و از این چرک و کدورت‌هایی که به واسطه جهالت‌ها و جاهلیت‌ها به ما هم سرایت می‌کند. به آبروی امام حسین (علیه السلام) همه ما تطهیر بشیم و در حالی ان‌شاءالله وارد برزخ بشیم و به ملاقات امام حسین (علیه السلام) نائل بشیم که پاکیزه باشیم و با طهارت افتخار بکنیم به طهارتمان و با این طهارت ان‌شاءالله به آغوش امام حسین (علیه السلام) برسیم. و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط