3 گام مهم در شناخت فرد اصلح:
ضعف جدی ما در میدان: فهم تقابل این دو جبهه و مرزبندی آنها [2:40]
شناخت کاندید مورد نظر از دشمن و ظرفیت های داخلی اهمیت دارد [6:11]
باید کارنامه فرد به صورت فرآیندی بررسی گردد [9:04]
اساساً مطلوب جریان لیبرال استفاده از ظاهر مذهبی برای پیشبرد اهداف خود است [21:29]
سادهگویی و استفاده از مطالب جذاب؛ راهکار جریان اصلاحات برای جذب رأی [21:53]
واقعیتهای جامعه را ببنید تا تحلیل درستی داشته باشید؛ مراقب جریان لیبرال باشید! [22:58]
محاسبه جبهه اصلاحات بر روی آراء خاموش و پنهان [28:55]
نسبتهای نادرستی که به آقای قالیباف داده میشود [33:52]
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
ماجرای تقلیل ندید، مسئله را ساده و سطحی نکنید. جانم سلام علیکم. کارنامۀ اقتصادی شهردار تهران خوب نیست. اگر بتوانیم مردم را با برنامههای اقتصادی طیب خودمان آشنا کنیم... چشم، ممنونم از شما. اسم فامیل شریفتان؟
نکتهای که آقای نصیری فرمودند، مطلب بسیار خوبی است. حالا بنده چرا این عرایض را مطرح کردم؟ به خاطر اینکه ما اول باید یک فهم تقابل جبههای در این صحنۀ انتخابات داشته باشیم. مرزبندیها را اول بفهمیم. تفکیک این دو نگاه را باید بفهمیم. اینکه جبههای اصلاً به افراد کار نداری... آیا پزشکیان ممکن است آدم سالم، نماز شبخوان، معتقد به رهبری باشد؟ بچهاش هم که الحمدلله حجابش خوب است و نماز هم میخواند، نماز جماعت هم میخواند، سر وقت هم میخواند. با این مسائل که نمیخواهیم تحلیل بکنیم. شخص ایشان آدم خیلی خوبی است، ولی آیا این آدمی که ایشان نمایندگی میکند به عنوان یک جبهه، آن جبهه را اول بشناسیم، آن جبهه را... و آیا این جبهه صلاحیت دارد که مجری قانون اساسی باشد؟ اولین تقابل و تباین این دو جبهه را خوب بفهمیم. میدان را اول خوب بشناسیم. این دو گروهی که الان... به افراد کار ندارم. بله، شش تا کاندیدا هستند، ولی دو گروهاند، دو تا جبههاند. با سوابق مشخص، با ایدههای مشخص. نظریاتشان مشخصه، کارنامهشان هم مشخص. اول ما این دو تا جبهه را از همدیگر تفکیک بکنیم و مرزبندی داشته باشیم و تقابلمان را معین بکنیم با کدام جبهه است. این الان چیزی است که نمیبینم. ضعف جدی داریم. در میدان مشخصه.
برویم بعدی. برویم سراغ گزینۀ بعد. درگیر شدیم بین فلانی و فلانی. میدان را باز کردیم. سال ۹۲ بنده در مدرسۀ حاج آقای نظافت مناظره داشتم با یک عزیز دیگری که از روحانیون خیلی مشهور مشهد است و شماها میشناسید. بنده نمایندۀ جلیلی بودم، ایشان نمایندۀ قالیباف بود. حاج آقای نظافت هم در جلسه حضور داشتند، ناظر جلسه و مباحثه و مناظرۀ ما بود. بحث سر این بود که جلیلی اصلح است یا قالیباف. فیلمش موجود است در آرشیو آن مدرسۀ حضرت مهدی. آنجا بنده نکتهای گفتم، گفتم: «بابا، آقای روحانی دارد میرود، دارد رأی میآورد. ما اینجا نشستیم بحث میکنیم جلیلی، قالیباف...» کی به روحانی رأی میدهد؟ نخبگانمان همه درگیر اینیم. یعنی نخبگانی که باید بروند کف میدان، جهاد تبیین و این سلولها را فعال بکنند، در جامعه قشر خاکستری را بیدار بکنند و حرف بزنند؛ درگیر گفتگو با هم، که مشخص کنند کدام برای اقتصاد برنامه دارد، کدام کارنامه دارد. در بیاور ید منطق این تقابل را، در بیاور ید منطق میبافد. میگوید: «شما دنبال اینید که شما کاسب تحریمی.» همان را که آقای روحانی میگفت: «نگران جیبتانید، کاسبان تحریم! منافعتان به خطر افتاده. چه جور آب و صابون بیاورم روتونو بشورم!» و پمپاژ میکند به جامعه که دعوا سر قدرت است. اینها کاسب تحریم اند. آنها با مذاکره تحریم را برمیدارند. اینها از این نگرانند که بعد از تحریم چه شکلی اینها از "بخور بخور" میافتند. دعوای دو تا گروه در ذهن مردم، در حالی که دعوا خیلی عمیقتر از این حرفهاست. دعوا سر خود قانون اساسی است، دعوا سر خود توحید است.
حالا وقتی در این جبهه آمدیم، جبههای که معتقد به نظام، معتقد به اسلام، معتقد به قانون اساسی است؛ اول از همه باید ببینیم از جهت فکری صلاحیتها را بسنجیم که چقدر شناخت دارند از میدان، چقدر میشناسند دوست و چقدر میشناسند دشمن، چقدر میشناسند «هُم أَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ» و کارش را دقیق بشناس ند، «رُحَماءُ بَینَهُم» را دقیق بشناس ند. ظرفیتهای داخلی را بشناس ند، مردم را خوب بشناس ند، هم دشمن را خوب بشناس ند. در مواضع قبلیاش این اثبات شده باشد، جای گاف نداده باشد. من نمیخواهم وارد جزئیات بشوم. ممکن است وارد جزئیات بشوم به نفع کاندیدایی یا به ضرر کاندیدایی تمام بشود. نمیخواهم وارد بشوم چون نمیخواهم این نظم جبههای به هم بخورد. فعلاً در این ایام انتخابات، ما قالیباف آقای قالیباف را، آقای جلیلی را، آقای قاضیزاده هاشمی را، آقای زاکانی را تعلق به یک جبهه دارند. بر این اصول ما با همدیگر اشتراک داریم. در روشهای اجرایی تفاوت هست. ممکن است در ایدهها و فکرها هم نظریاتم با همدیگر تفاوتهای جدی باشد که هست. برنامهها فرق دارد، کارنامه دارد، یکی ندارد.
من یک اشاره میکنم. این هم جزو مطالبی است که اگر برش نخورد، حتماً دنبالش بگردید. سال ۹۲... این عین جملۀ رهبری است. سرچ بکنید، خیلی عجیب است. فراموش میشود. سال ۹۲ هشت تا کاندیدا بودند. بعد از انتخابات استعفا دادند، انصراف دادند دم آخر. آقا فرمودند که در مناظرهها مطالبی گفته شد. من مطالبی دارم نسبت به مناظرهها که بعد از انتخابات میگویم. الان وقتش نیست. بعد از انتخابات، نسبت به حرفهای آقای روحانی و ارتباط با دنیا، همین مطالبی که عرض کردم، آقا موضع گرفت که: «مگر ما در را به روی دنیا بستیم؟ مگر ما ارتباطمان را قطع کردیم؟» همان اصلیترین حرفهایی که آقای روحانی برایش رأی آورده بود، حرفهایی بود که رهبری... که عرض کردم ریشۀ این تقابل از کجا بود. نکتۀ جالب این بود. فرمودند که در مناظرهها هشت نفر بودند با هشت تا نگاه متفاوت و مختلف. مقام معظم رهبری برای این صحه گذاشتند که نگاه آقای قالیباف با نگاه جلیلی تفاوت دارد. مهم این است. مطالبی در مناظرۀ دیشب آقای قالیباف به ذهنم میرسد که جای بحث جدی دارد. البته نسبت به آقای جلیلی هم همین است. گفتنش شقاق ایجاد میکند. یعنی دلگرمی را کار بکنند. حالا نسبت به یک... یک اطمینانی دارم. همین هم شل میشود. برای همین نمیگویم. وگرنه اینجا حرف داریم ما. مطالبی هست در تحلیل و ارزیابی مطالبی که این بزرگوار فرمودند.
پس مرحلۀ دوم این است: اول اینکه تعلق این آدم به این جبهه فهمیده میشود، بعد صلاحیت فکریاش فهمیده میشود. مرحلۀ سوم میرسیم به کارنامه. ببینیم این سابقه این آدم چی بوده است. کارنامه هم، آقا جان، به صورت عدد و رقم و پروژه نیست. بلکه فرایندی باید تحلیل بشود. ممکن است بنده بیایم گزارش بدهم که آقا مثلاً من صد تا گوشی خریدم و دادم به این نمازگزارهای مسجد به عنوان کارنامۀ خوبی ؛ اما باید دید صد تا گوشی را چند خریدید؟ چی خریدید؟ از کجا خریدید؟ آیا به قیمت ارزانتر میشد خرید؟ با چه فرایندی؟ با چه مکانیزمی؟ تحلیل بشود. و نسبت به این هم حرف هست. ما البته الان هم با محدودیت وقت مواجهیم. در این ایام انتخابات، ده روز دیگر انتخابات است. هم واقعاً این است که با محدودیت کاندیدا مواجهیم. بنده بعد از شهادت شهید رئیسی گفتم. گفتم: «این نعمتی که شوک...» حالا چوبش این است که بعد باید به کسی رأی بدهیم که قطعاً از آقای رئیسی کمتر است. از کجا این را میگویم؟ اول اینکه آقا فرمودند که ما بهترین عناصر و جوانانمان زیر این آسمان را از دست دادیم. بعدش هم میخواهم به شما بگویم شما ببینید. اعضای ستاد آقای جلیلی در دولت آقای رئیسی بودند، اعضای ستاد آقای قالیباف هم در دولت آقای رئیسی بودند. ولی قطعاً اعضای ستاد آقای جلیلی بعد از ریاست جمهوری قالیباف نیستند. اعضای ستاد آقای قالیباف بعد از ریاست جمهوری رئیسی نیستند. این یکی از کمبودها و فقدانهایی است که ما خواهیم داشت. آن جامعیت و مقبولیت آقای رئیسی را نداریم در هیچ کدام از این کاندیدا. جایگاه ایشان را نداریم. آن اجماع و توافقی که میشود شکل بگیرد، شخصیتی که همه میتوانند دورش جمع بشوند، آن یک بحث دیگری است.
حالا اینها مطالب خوبی است. ما الان با چند تا بحث مواجهیم. حالا میخواهم از سؤالات دوستانم دور نشویم، ولی یکی این است که سنت خدا بر این است که وقتی آیهای را برمیدارد، آیۀ بهتری میگذارد. سنت خدا بر این است که کاری که شهید شروع کرده، وقتی جانش را برای به هدف رسیدن آن کار داده، این کار را تکمیل میکند به عنوان هدیه برای شهید و بشارت به شهید. ولی این به این معنا نیست که در کوتاه مدت این اتفاق میافتد. بله، امام حسین علیه السلام کشته شد، دولتم دست بنی امیه بود، دست بنی زبیر افتاد. دولت رفته، منطق امام حسین سر جایش است، هدف هم سر جایش است. بعد هزار و چهارصد سال پیاده روی اربعین شکل گرفت. این کی این اتفاق میافتد و جلویش کیه، معلوم نیست. بله، آقای رئیسی ثبت شد در باطن عالم. همان جور که شهید شیخ فضل الله نوری ثبت شد، همان طور که شهید مدرس ثبت شد، همان طور که شهید نواب ثبت شد. اینها در دوران خودشان در غربت محض بودند و تحقیر میشدند. بعد از انقلاب است، ولی مدرس را دیگر کسی فکر نمیکرد در مظلومیت در کاشمر مثلاً ایشان دفن شد. یا مثلاً نواب را گرفتند شبانه مخفیانه دفن کردند. یا مثلاً شیخ فضل الله... کاردار انگلیس به بدن مطهر ایشان ادرار کرد. جسارتهایی که به شهدای عزیز شد. ولی شما نام شیخ فضل الله ثبت است، تا آخر این عالم، تا قیامت. نام آقای رئیسی ثبت است در باطن عالم. پانصد سال بعد مردم ایران آقای رئیسی را مثل رئیسعلی دلواری با شکوه و عظمتی ازش یاد میکنند. ولی آیا این پیروزی کوتاه مدت، همین انتخابات، معلوم نیست که به نتیجه برسد. میگیرند. حالا یک مدت دیگر یکی دیگر بیاید، بفهمد چی شد. خوب هم میچرخانم اقتصاد را، اما لهتان میکنم. دوباره هفتصد تا کشته بدهید در کرونا. زار بزنید. یکی شبیه رئیسی برگردانم. اینها هم هست. سنت خدا در کوتاه مدت معلوم نیست که چگونه است. شهید رجایی رفت، آقا آمدند، شهید رئیسی هم رفت. اینها... ببین توهمات نباشد. نمیشود خودمان را با این توهمات گول زد. این جوری نیست. قاعده دارد.
سلام علیکم. سلام. مفصل صحبت از ریشه، اصلا خط مستقیم پزشکیان... ممنونم از شما. دست شما درد نکند. چند تا نکته دارد این مطلب شما. مطلب اول این است که ما از جریان لیبرال و غرب زده عبور کردیم و اینها منهدم شدند. مردم به اینها دیگر اقبالی ندارند و در واقع درصد احتمال روی کار آمدن اینها بسیار پایین است. یک فرضی که در مطلب شما بود این است که اینها که دیگر نابود شدند و تمام شدند و بحث سر اینها نداریم. نکته دوم این بود که اینور دو تا جریان اصلی داریم. یکی جریان حق ناب است، یکی جریان حق آمیخته با باطل است. و این تقابل اتفاقاً تقابل خوبی است. به خالص شدن جریان انقلاب منجر میشود و ما باید همین را بگیریم و پیش ببریم و بر اساس آن گزینهای که حق ناب میدانیم بمانیم و دیگر کوتاه نیاییم.
نکته اولی که میخواهم عرض بکنم این است که مطلب اول شما ببینید. بنده موافق با هر اتحادی نیستم. اساساً توضیح بدهم مطلب را. اتحاد مثلاً گفته میشود که آقا آیا قالیباف گفته است که قطعاً به نفع اصلح کنار میکشند؟ جریان جبهه انقلاب فداکاری میکند و قبل از هشت تیر ما به اجماع میرسیم. میخواهم عرض بکنم که اولاً تجربه نشان داده که این طور نخواهد شد. ثانیاً اصلاً فایدهای برای ما ندارد. این چرا فایده ندارد؟ یکم باید دقت بکنیم. مطالبی که دارم عرض میکنم مخصوصاً اینها اگر در فضای مجازی منتشر بشود که من باید کفنم را بپوشم دیگر. نمیدانم که فحشباران میکنند. مطالب از دوستان شما که همهتان تقریباً میشناسید، رفقای قدیمی ما هستید. ماجرای شش هفت سال منبر میرویم دیگر. شما نوجوان بودید، میدیدیمتان شماها را ولی خب خیلیها از بیرون یک کلمه را فقط میشنوند. این چی میگوید بابا؟ باید به اتحاد برسیم. بله، بنده هم قبول دارم اتحاد را. ولی مسئله الان درگیر سری مشکلاتی است. ببینید ما الان چون نتوانستیم یک عیار و یک جبهه را به صحنه بکشیم... ببینید نکته این است، نفس حضور اینها یک «نه» بود. جلیلی اول بود. یک «نه» بزرگ برای قالیباف بود، درست شد؟ تا حدی. ولی صرف اینکه مثلاً وزیر ارشاد آمد، من تنم لرزید. دولت ما برای دولت آمدیم، حرف دو پهلو زد که آن هم فاجعه بود. رئیسی کار نکرده است. اولاً که کار نکرده؟ یعنی چی؟ در دولت نیامده. آزرده این فیلمهایی که از حیاط خصوصی درآمده که آنجا رئیسی آزردن دیگران را دیده نمیشود. رئیسی نشسته سر تا پا گوش. بعد هم ایشان چون شخصیت آقای جلیلی این جوری که میگویند دنبال پست و مقام نیست. یک آدم عجیبی است. شما از نزدیک خیلیهایتان نمیشناسید. رئیسجمهور بشود توضیح دارد. مطلب ممکن است نتواند یک مجموعه را، کشور را درست مدیریت بکند. یعنی شخصیت کمیل هم شخصیت اخلاقی فوقالعادهای بود، منقطع از همه جا. روایت های عجیب غریب امیرالمؤمنین بهش گفت، ولی قدرت خلوص اعتقادیاش بود. اینها هستش. حالا نمیخواهم وارد آن بحث ها شوم. دنبال این مسائل نیستیم. اگر به اینها بخواهد آدم تحلیل بکند، من نمیخواهم علیه جبهه انقلاب بزنم، ولی شما رئیسی را یا اصلح میدانستی یا نمیدانستی. اگر اصلح نمیدانستی، برای چی رفتی در دولتش و الان شاخص کردی؟ اگر کسی در دولتش نبوده که رقابت کردی؟ من کاندیدایی که تا آخر ماند میگویم. ایشان روایت پیغمبر است که تو اگر کسی بهتر از خودت باشد، بمانی در صحنه بمانی، ملعون خدا و پیغم... میدانم از منا اهل بیت. ایشان... میخواهم بگویم طرح مباحث غلط است. اصلاً وارد این زمینهها نباید بشوند این حضرات. وقتی شرایط این شکلی است، انقدر اوضاع به همریخته است، شرایط به هم ریخته است، حالا شما میخواهی اجماع بکنی. چی برایت آورده دارد؟ قدرت میخواهی بکنی یا اجماع بر «نه» میخواهی بکنی؟ قدرت ندارد، نه به روحانی، نه به لیبرالها، نه به فلان. برای اینکه این جبههای که میخواهد به تو رأی بدهد، اولاً آدمهای ساده و ترسو نیستند. بعدش هم اینها تکلیفمدارند. با حجت شرعی است. مگر باید یک نفر بیاید تکرار بکند؟ فلهای بریزم رأی بدهم که فقط اینها نشوند. انتخابات ۹۴ میگفت: «فلانی الهی که فلان بشود.» ولی دیگر سیدمان تکرار کرده است و بهش رأی بدهیم. در پیشگاه خدا جواب بدهم. بحث میکنم که احتمال هم جدی است. این احتمال جدی است، ولی این احتمال انقدر قدرت ندارد که اجماع ایجاد بکند.
یک نکته، نکتۀ بعدی این است که شما الان فضای میدان را دست کم نگیرید. آیه آقای پزشکیان گزینه مطلوب اصلاحطلبهاست. گزینه مطلوبشان است. چرا؟ المانهایی دارد که میخواهند. حالا اصلاحطلبها باز بحث حزب، نمیخواهم بیایم. جریان لیبرال، جریان غربزده، جریانی که قلباً متمایل و معتقد به غرب و آرمانهای غرب است. یک ساختار کلیه غرب است. اتفاقاً یک گزینۀ مطلوبی که دارد همین است که با قرآن و نهجالبلاغه و امام و رهبری و حاج قاسم و انگشتر و تسبیح و دختر چادری، اینها اهداف لیبرالی را در مملکت اجرا کنیم. بهتر از این. آقای روحانی هم که آخوند بود، مجلس خبرگان بود، از کربلا درس مذاکره میگرفت. به چی بهتر از این؟ میخواهم از کربلا وقتی بشود درس مذاکره گرفت، تیکه تیکه کنی، تهش بشود «جونم بایدن». کربلا درس مذاکره یعنی درس مذاکره خیلی چیز مطلوبی است برای جریان غربزده. خوب. حالا نکته این است که شما این جریان را خاموش و منهدم در این مملکت نباید بدانید. اولاً شخص آقای پزشکیان المانهایی دارد که اینها بسیار جذاب است. شما همین که میگوید: «من بلد نیستم، توهم تخصص ندارم، کم میکنم.» این مشی ساده که خودشان است، این بسیار جذاب است. بعدش هم یک نفر درباره پنج تاست. مظلوم هم واقع شده است. فلهای هم که رد صلاحیت شدند. آقای ظریف هم بالاخره یک المانهای جذابی دارد. او هم کنارش قرار گرفته است. همین است. حاج قاسم را قبول دارد. به رهبری هم علاقه دارد. نمیگذارد کسی توهین کند. زمان شاه وضع جادههایمان بهتر بود. ترکیه، مردم ترکیه حسرت ما را میخوردند. محل ماست. اقتصاد دریا را جلیلی ولی بهتر گفت. مترینگ جلیلی را دوست داشتم. همین راست میگوید. رهبری هم خوب است. حاج قاسم خوب است. رئیسی هم خیلی مشکل داشت دولتش. هیچ کس قبول نمیکند. همه میترسند. منافع مشکل داشت. زمان شاه هم خیلی خوب بود. کار علمی هم باید بکنیم. سادهگویی اینور. ادبیات غلیظ آکادمیک و اجرایی و تخصصی حضرات خودی که البته این هم خوب است. یعنی بنده به حضور افرادی مثل آقای جلیلیان بسیار رغبت نشان میدهم. اگر حتی رأی هم نیاورند، نفس حضورشان در انتخابات خوب است. مانند بقیه گزینههای انقلابی برای اینکه عیار را میآورند بالا. سطح گفتمانی را در یک سطحی تثبیت میکنند. در مناظرهها دعوا تقلیل پیدا نمیکند. فقط نماد گفتمانی بود سال ۹۲. الان که گفتمانی نیست. کاملاً المانهای کارآمدی را هم دارد به خودش حمل میکند. یکی دیگر از ویژگیهای شخصیتی ایشان این است. دولت آقای روحانی این کار را نمیکرد. دولت آقای رئیسی این کار را کرد. آقای رئیسی این طور بود. هرچی هم که میگوید رئیسی این طور بود از ویژگیهای خوب اخلاقی و منش ایشان است. یعنی خودی را نمیخواهد مطرح کند. خود من اینجا: «من در دهن این دولت میزنم.» یک بحث دیگری است. پس نکته اولتان را میخواهم عرض بکنم که این نیستش که آقا این جریان منهدم شده است. نه. اینها با این نمایی که از خودشان نشان میدهند، با این ادبیات عوامفهم کف خیابانی و کوچهبازاری که دارند و با این مؤلفههایی که رویش دست گذاشتند، اتفاقاً نمادهای جذاب را بگیرند به قول معروف. با گشت ارشاد مخالف است. در مورد مهسا امینی موضع گرفته است. طرح نور را طرح ظلمت میداند. با فیلترینگ مخالف است. مردم چقدر اهل تحلیلهای دقیقاً هستند؟ چقدر آن اعتقاد... بله، ما اعماق قلبی مان مردم این نظام و اسلام و انقلاب را دوست دارند. ولی چقدر مگر اهل این تحلیلند؟ سرمایهی حبیشان را استفاده بکنند. «و قلوبهم معک، و سیوفهم علیک». مردم کوفه امام حسین را دوست داشتند. اهل بیت را دوست داشتند. بزنگاه وقتی یک جایی باید انتخاب بکند، بحث هزینه و فایده که همین جا داشتیم. یکهو میبین د فایدههای درشت عیان محسوس را باید چشم پوشی بکند و یک ضررهای واضحی بهش وارد میشود. آنجا کشته شدن امام حسین. هشتاد میلیون شهادتطلبی که آقای پزشکیان بزند همه میآیند وسط. خیلی متلاطم است. خیلی مستعد قربانی شدن حقیقت. فضای جامعه همیشه این طور بوده است. و بعضیها هم بلدند یکهو یک چیزی را میاندازند وسط. میگیرد. رئیسی رأی به آرمانهای امام و شهدا و «جانم فدای رهبر» و اینها بود. فقط خسته شده بود مردم از حسن روحانی، وزن سیاستها و از این تعطیلی کارخانهها و این همه آدم بمیره بعد تازه شانزده میلیون ۹۶ شد. هجده میلیون به هجده میلیون هم نرسید. این همه همه رفتن. کنار قلع و قمع شد و دیگر رئیسی شد سوپرمن انقلاب. دو میلیون رفت روی رأیش. باطله داشتیم. فقط آقای همتی با آن اوضاعش دو میلیون و خردهای رأی آورده بود. البته بنده موافق با این نیستم که ما لولو بسازیم. الکی هم با اجماع الکی هم موافق نیستم. ظرفیتش نیست. الکی قبول کنیم. برای اینکه این طیفی که میخواهد به شما رأی بدهد، میگوید: «ببین، اونها گندند، کثافتند.» الم قبول، ولی من تو را گردن نمیگیرم با این ویژگی. در پیشگاه خدا جواب بدهم. فقط داستان بازی جناحی که نیستش که. اونها نشوند. به درک! نمایندگی بکند این گفتمان انقلاب را. پس این اصل مسئله را اول بهش توجه داشته باشیم که احتمال رأیآوری آنها را نمیشود منتفی دانست. یکم فقط ظرفیت همین دهه هشتادیها و اینهایشان اگر به قول خودشان نسل زد و اینها.
نکتهای که هست و جالب است و از مظلومیت این نظام عجیب است، این را ببینید. آقا، مردم بیایند مشارکت بکنند، هشتاد درصد مشارکت کنند. پزشکیان هم رأی بیاورد، اشکال ندارد. بعضیها این را میگویند. ولی مسئله این است که آیا پزشکیان و امثال این جبهه وقتی رأی میآورند با مشارکت هفتاد و پنج در صدی و چقدر روحانی رأی میآورد، عملکرد اینها یک جوری میشود که نظام آسیب میبیند. بعد باز دوباره بد میشود. پنجاه درصد با هزار تا آسیب دیگر به نظام. یعنی ما الان بین دو تا مثل وسط ارهایم. الان دو قطبی درست کرد. اصلاً این طوری نیست که چی؟ مشارکت برود بالا. ابعاد قضیه را خوب تحلیل کنید. نه، نه. مشارکت هر وقت رفته بالا، آنها رأی بردهاند. داستانش یک چیز دیگری بود. هشتاد و هشت تقابلی که آقای احمدینژاد با هاشمی رفسنجانی و باند قدرت درست کرد، داستان دیگری داشت. و آن هم نتیجهاش چی شد؟ نتیجه هشتاد و هشت چی شد؟ مملکت رفت تا دم پرتگاه.
ببینید یک نکتهای که هست این است که ما باید برای مشارکت حداکثری کار کنیم. برای مشارکت حداکثری سال ۹۶ من کف خیابان میدان غیاثی تهران راه میرفتم. آقای رئیسی خدا رحمتش کند. این عکسی که از ما تلویزیون نشان میدهد، اینها مال همان صحنه است که بعد انتخاباتشان بچه ما ۹۶ به دنیا آمده بود. اذان گفت و خیلی هم به هر حال به ما محبت داشت سر همان قضایای ۹۶ و اینها. کف خیابان با هر کی صحبت میکردی میگفت من که رأی نمیدهم، ولی تهش اگر بخواهم رأی بدهم، قانع بشوم به حسن روحانی... به نظام جوش بخوره اینجاست. دقت میکنی؟ تهش این است که ته پزشکیان با این شعارهایی که قطعاً در مناظره دوم، سوم به بعد خیلی شعارها رادیکال خواهد شد، خیلی حرفها... شما ببین از دیشب تا حالا پزشکیان عوض شد. دست فرمان ش برود تا سه شنبه چهارشنبه هفته بعد، یکی دو دور نظام را جمع میکند. جدی میگویم. پایگاه رأیشان آنجاست. زندگی آزادی با کف خیابان نمیتوانی غلطی بکنی. تهش امیدت به من. نکته جالب و عجیب چیست؟ این درد آدم اینجا میآید. رئیسی میآید کشته میشود، میشود سند حقانیت نظام و انقلاب. خیلی از این آرای خاکستری و سیاه قهر کرده با نظام، تصمیم میگیرم با نظام آشتی کنم و بیایم پای صندوق رأی. جریان لیبرال چی میگوید؟ میگوید: «با صندوق آشتی کردی. تو همانی که قهر کرده بودی با نظام. مشکل داری. حالا برگشتی میخواهی به کی رأی بدهی؟ جز من کسی را نداری.» چرا الان اینها خوشحالند؟ به خاطر اینکه مردم یک تعدادی، یک درصد کمی زیر ده درصد قبل از او گفتند ما دوره قبل که قهر کرده بودیم با انتخابات، میخواهیم برگردیم. ده درصد در جیب سعید جلیلی که نمیرود. سال قبلم آقا فرمود: «میآمد.» این آقا فرمود: «نیامد.» این با نظام خوب نیست. رئیسی سخت کار میکرد. بدبخت کشته شد و اینها گفتند نه اینها گناه دارند واقعاً. من دلم سوخت. نه برمیگردم رأی میدهم. بعد یک رأی دیگر میدهم. مظلومیت نظام را اینجا باید ببینی. حساب کردند و گفتند مشارکت چهل درصد باشد جلیلی رأی میآورد. پنجاه درصد باشد قالیباف گفتند اینها را. پنجاه درصد باشد قالیباف رأی میآورد. شصت به بالا باشد پزشکیان رأی میآورد. محاسباتم این را نشان میدهد. آرای خاموش پنهانی که دوره قبلی با نظام قهر کرده میخواهد برگردد روی همینها حساب باز کردند. روی دهه هشتادیها حساب باز کردند. یک مقدار هم روی خاکستریهای مثلاً یک دو انتخاب فاصله گرفته اند، یعنی کسانی که انتخابات رأی نداده اند. مثلاً ۹۶ رأی داده، دیگر رأی نداده. درصدشان کم نیست. اینها همین بیست درصد هم که بشوند پایگاه رأی اینها، کلاً آرا را جابجا میکنند. شما در نظرسنجیها هم دیدید که آقای پزشکیان از هفته پیش تا حالا کلی آرایش رشد کرده است.
نکته دوم این است که آیا این طرف آقای جلیلی مثلاً حق محض است و مثلاً آقای قالیباف فرقی به آن ور نمیکند؟ من با عرض احترام و محبت و صمیمیت و علاقهای که به شما دارم و ممکن است با آقای قالیباف هم رأی ندهم، معلوم نیست. ولی آیا... آیا قالیباف را از دایره نظام خارج میدانیم؟ اینکه قطعاً اینگونه نیست. یعنی اگر ایشان شخصیتی بود که کلاً زاویه از امام و رهبری و فلان و اینها داشت، خب این شرایط به معنی طرد ایشان است. یعنی یک کسی مثل حاج قاسم علاقهمند نبود. آقای علیرضا دبیر به خود بنده میگفت. میگفتش که: «حاج قاسم رگش برای حاج باقر یعنی قالیباف رگ گردنش میزد بیرون.» خودم شنیدهام دیگر، با یک واسطههای دبیر رفیق این دو تا بود. میگفتش که: «من دیده بودم این رگ گردن حاج قاسم برای حاج باقر، برای قالیباف میزد.» این طور تعصب داشت. یعنی فقط بحث قالیباف. همان طور که مثلاً اگر جلیلی مثلاً دنبال پست و مسئولیت نبود، من بهش رأی میدهم. این مسائل را میخواهم سطحی تحلیل نکنید. آبکی رأی ندهید. به حافظ قرآن است یا مثلاً آقای جلیلی پایش را گذاشته روی میز گفته: «یک پایمان نمیدانم...» با این چیزها که کسی رئیس نمیشود. میخواهم بگویم که عرض بنده این است که یک آدمی که این طور زد و بند با آن ور بسته و عملاً دولتش دولت رحم اجارهای غربگراها و اینهاست، تحلیلی که بعضی نسبت به قالیباف دارند، بنده این را قبول ندارم. ممکن است فردا انتخابات باشد. دوستان بودیم دیگر. آقای رائفیپور بنده با ایشان بر سر قضیه انتخاب اپلیکیشنی در مورد امام زمان بود میخواست منتشر بکند. بنده هم کلاً مشهد و هر کی دعوت میکند میآیم به خاطر امام رضایش میآیم. انتخابات فردای انتخابات ما آقای رائفیپور کنار هم نشسته بودیم. عرض کنم خدمتتان که همان جا به ایشان گفتم: «ریاست مجلس طرحی دارید؟ کی و رئیس مجلس؟» ایشان جواب میداد. من متوجه شدم که به ریاست مجلس طرحی نداشتند. کی رئیس مجلس و منظورم این بود که آقای قالیباف رئیس مجلس میشود. و شما به این فکر کرده بودید که بخواهیم وارد کار رسانهای علیه کسی بشوید که قرار است رئیس مجلس بشود؟ ببین، فرق میکند با اینکه کسی پنجم بشود تا اینکه من میخواهم رئیس مجلس بعدی را بزنم. این تفاوت دارد با همدیگر. ممکن است خیلی از این نقدها را بنده داشته باشم. قبول هم بکنم. ممکن است سر این هم تردید داشته باشم نسبت به اینکه به کسی رأی بدهم. برای جایش این مدل برخورد بکنم. این مدل برخورد با همه محبت و احترامی که بین ما و آقای رائفی پور همشهریاش هستیم، ایشان هم بچه سبزوار، امام سبزوار. عرض کنم خدمتتان که یک آدم معتقد، علاقهمند به امام زمان (عج)، علاقهمند به رهبری، علاقهمند به نظام با دغدغه اینها میدانم. ولی در خیلی مسائل هم به هر حال آزادیام دیگر. یک کلمه حرف بزنیم. «رائفی پور حمایت نکردی.» حمایت... میخواهم عرض بکنم که با همه فعالیتها. حالا درست بود، غلط بود، کار ندارم. ولی این مواجهه با قالیباف را مواجهه درستی نمیدانستم. ولو اصل حرفها درست بشود. ببین درست بودن حرف فرق میکند. ممکن است من نسبت به شما نقد داشته باشم. حضرت زلیخا. دقت میکنی؟ یک چیزی هست. ممکن است من نسبت به شما یک اشکالی داشته باشم، ولی اینجا مالی... شورای سه نفره مدرسۀ تعالی داریم. آن جا دو نفر، یکی یکی دعوا دارند به یکی دیگر اختلاف دارند. شورای اصلی مدرسۀ تعالی اختلاف داریم ما آن جا. بنده کلی آن جا در جمع سه نفره حرف زدم در اثبات یک کاندیدا و رد بقیه. یعنی کاندیداهای دیگر را مفصل. ولی مثلاً یک شورای بیست نفره داریم، آن جا دیگر نمیگویم. مگر جایش این جا نیست؟ پشت میکروفون بگویم همه چند ده هزار مخاطبین ما بشنوند. آسیب به نظام. بعد مردم چی میفهمند؟ اشکالات نخبگانی که شما داری. میگوید بابا قالیباف فاسد است. من رسماً میشنیدم از خیلیها: «قالیباف فاسد است.» فاسد یعنی چی؟ حسن روحانی بدتر است. سیلی دارد از جانب خدا. حرف الکی، حرف مفت که نمیشود آدم بزند. مشکل پیدا میکند البته. تیم، یک آدم دور و بریهای آدم. هزار تا انتقاد میشود کرد. بله، بنده نسبت به بعضی اطرافیان ایشان چالش جدی دارم. همین الانش در بعضی از این افرادی که دور ایشان هستند، بعضی افرادی که برای ایشان رأی جمع میکنند. حالا بعضیهاشان خودشان آمدهاند، ممکن است ایشان حمایت نکرده. ممکن است خود ایشان حمایت کرده. به شدت نقد دارم نسبت به بعضی افراد الان در شهرداری، نسبت به زمان شهرداری ایشان. ولی ایشان را داخل دایره نظام میدانم. ایشان را علاقهمند به رهبری میدانم. یک عنصر فداکار و وفادار به رهبری میدانم. یک موی تنش را با کل این غربگراها عوض نمیکند. البته میدانم ایشان احتمالاً پای خیلی از اینها را به دولتش باز خواهد کرد یا آنها بهش طمع خواهند کرد یا به نزدیکان او طمع خواهند کرد. سیاست ایشان دارد در شهرداری هم داشت، البته هنری هم هست که دارد که میتواند با اینها کار را پیش ببرد. خودش در یک مرحله هنر است. بحث بشود. این چقدر آسیب دارد؟ چقدر خوب است؟ چقدر بد است؟ همه جا لازم است؟ کجاها خطر است؟ همان سال ۹۲ مثلاً یک تیمی برای ایشان برنامه نوشته بودند برای سیاست خارجی. آقای جلیلیان تذکر داد آنجا. گفتش که: «آقا، شما در این سیاست خارجیتان، تو قبول نداشته باشی، قطعاً قبول نداری. آمریکا در منطقه ما مثلاً میپذیریم.» قریب همچین مضمونی. حرفی داشته باشد. فکری داشته باشد. این بسیار خطرناک است. آن ور قضیه هم هست. ولی سلامت ایشان مانند بچهای که رفته مثلاً ترکیه یک چیزی گرفته. اینها واقعاً اخلاقی نیست این طور برخوردها. یک جوری نمیگویم که شما فکر کنید من طرفدار ایشانم. دیگر با صراحتش را نقد کردم دیگر. موارد آشکاری را گفتم. ولی میخواهم بگویم معلوم باشد ما بر سر چی باید نقد بکنیم. وقتی من مخالف هستم. در مورد خود بنده هزار تا چیز مطرح میشود. من هفته پیش مشهد بودم، برگشتم. رفته بودم بچه من یک میلیون ایرپاد لاکچری فلان خریده با پول خودش هم خریده، بهش عیدیهایی که دادند. قطعاً من مخالف بودم. اگر خودم بودم نمیگذاشتم بخرد. بچه فلان دیدی چقدر لاکچری است؟ «تو مسلمانی؟ واقعاً پیغمبر قبول داری؟ این رفتار درست است؟» او هم یک همچین چیزی که حالا رفته از ترکیه سیسمونی خریده. انگار مثلاً یک کانتینر بار آورده. واضح هم موضع گرفته علیهش. بنده با برخی مطالب آقای رسایی به شدت مخالفم. با بعضی مطالب آقای ثابتی به شدت مخالفم. برگرد یم. آیا جلیلی بخواهد رأی بیاورد؟ بعضی از این حضرات بخواهند دور ایشان در دولت ایشان باشند، قطعاً به جلیلی هم رأی نخواهم داد. اگر بفهمم که قرار است دور ایشان را پر بکنند. ولی فعلاً الحمدلله تا یک حدی مطمئنم که ایشان به این چیزها محدود نیست. روحیهاش را میدانم. مدلی نیست. بله خیلی الان اطرافش هستند. کمک میکنند. علاقه دارند. کادرش. من خبر داشتم طرف پول هواپیمای فلانی را حساب کرده بود. رفته بود در سفر تبلیغاتی. رفته بود فلان مسئولیت فلان ریاست را بهش داده بودند. خودم به خودم گفتم. این جوری نیست. بعضی از مواضع بعضی از این حضرات را بنده واقعاً قبول ندارم. واقعاً رفتار درستی نیست. مواضع درستی نیست. غلط است. مجموعه انقلاب را تضعیف بکنم. میخواهم به قول طلبهها «تحریر محل نزاع» بشود. دعوایم سر چیست؟ اینی که بچه من رفته مثلاً از ترکیه یک چیزی خریده آورده. با هواپیمای دولتی هم نرفته. از رانت خاصی هم استفاده نکرده. خود من هم موضع گرفتم. برادرش هم موضع گرفته. واقعاً دیگر باید چی کار بکند این آدم؟ بچهاش را اعدام بکند؟ خوب است؟ یک نفر گفت: «کشتم از بیخ هیچی نبوده.» دادگاه رفته. اکثراً محکوم شدهاند. آن املاک نجومی را گفتند، رفت دادگاه، محکوم شده. اکثر این چیزهایی که علیه قالیباف گفتند این است. در مناظره نگران شدم. ایشان برگشت گفت: «من قطعاً تمرکزم را میگذارم روی از بین رفتن تحریم با مذاکره.» چند بار شما این را از آقا شنیدید که مثلاً مسئولین و تمرکزشان را بگذارند روی اینکه با مذاکره مشکل را حل کنند؟ یک بار شما از رهبری جمله را برای من بیاورید. تنم لرزید. موضع خطرناکی است. اصلاً ممکن است ایشان منظورش یک چیز دیگر باشد، ولی به همان دلیلی که گفتم علیه قالیباف یک حرفی را نباید رسانهای کرد. این آسیب دارد. این هم در مناظره گفتنش این پاس گل برای پزشکیان، برای جریان پزشکیان. من دیدم توییت زده بودند و استوری کرده بودند که ببین از خودشون هم میگویند تحریم پدر همه را درآورده است. مشکل اصلی تحریم است. اینها هم قبول دارند. مشکل اصلاً جایش نبود این حرف گفتنش. آیا عیبی دارد؟ قطعاً باید منتقل بشود به قالیباف، به مشاورین ایشان. مشاورین ایشان بدتر از اینها را به ایشان میگویند. مناظرات گفته. خودشان هم هستند که موضوع را باز کردند. بعضی از اینها خطای فکری، بعضی خطای راهبردی، خطای عملی. در مجموع ایشان آدم نظام است و واقعاً سرمایه نظام است و عملکرد این آدم افزوده داشته است برای آبروی نظام. یعنی ما دیگر شهرداری قالیباف را دیگر... اتوبان امام علی (ع) جوانی توش همه خدمات افتتاح نشده بود. من یک بار سخنرانی داشتم در نظام آباد تهران سال ۸۷. یک جا انداختم. دیدم یک اتوبان است. همین جور رفتم، رفتم، رفتم. بتنی. اتوبان انقدر گنده. وسط این ترافیکهای شهر. تیکه تیکه میساختند. بالا و پایین تهران را با همدیگر وصل کردیم. با دولتهایی که هیچ کدام به ایشان علاقه نداشتند. رقیب همهشان بوده است. رقیب احمدینژاد بوده است. رقیب روحانی بوده است. میزدنش. پاسدار چه میدانم در سپاه مسئولیت داشته. اینها همه هر کدام از اینها یک مؤلفه است برای اینکه باهاش دشمنی بکنم. ولی کارآمد است، واقعاً آدم کارآمدی است. واقعاً ببین شخص این آدم آدم سالمی است که تهش وقتی میآیم داستان دستت میآید که موضوعات از برگههایی که هست برای اینکه یک نفر را بکوبانند روی چی دست میگذارند. نبود این همه سال این آدم مدیریتهای کلان داشته. این همه بودجه دستش بوده. هیچی دیگر نبود بخواهم بهش بچسبانم. مجموعه اینها را با همدیگر باید بسنجی. یعنی این را قبول ندارم که آقا آقای قالیباف هم که بیاید همان است. آقا چه فرقی میکند؟ این هم باطل است. حق ناب خودمان را بچسبیم. نه، اتفاقاً از یک جهت بنده رأی آوردن ایشان را از یک جهت دوست دارم. چون میخواهم اگر آقای جلیلی دولت سایۀ ایشان باشد. ولی مطمئن نیستم که آقای قالیباف کادرش اجازه بدهند یک کسی مثل جلیلی دولت سایهشان باشد. با همدیگر بشنوید دیگر حرفهایی که در ذهن من میگذرد. از آن طرف هم سؤال جدی دارم. میگویند آقای جلیلی به درد برنامه میخورد. سؤال این است که در این برنامه هفتم آقای قالیباف واقعاً از آقای جلیلی استفاده کرده یا نه؟ برای برنامه خیلی خوب است. ولی کارنامه ندارد. تمام برنامهها. چقدر ازش استفاده کردیم؟ یک سؤال جدی است. هنوز از یک همچین کسی که کف میدان است، انقدر اطلاعات میدانی قوی دارد و این همه به قول خودشان برنامههای خوبی دارد، اگر در این برنامهها هست ازش استفاده نکردن. در مجلس استفاده نکردین که خیلی با مصیبتهاست. محدود است. بسته. اگر این بسته بودن دور آقای قالیباف نباشد و گاردش باز باشد و استفاده بکنند، خیلی گزینۀ مطلوبی است. که آدم کف میدان بدود پشت پروژه. آیا قالیباف باشد، دولت سایهاش آقای جلیلی باشد و قشنگ هم رصد بکنند در همه حوزههاش. سیاست خارجی و اینها که بعضاً حرفهایی میشنویم که تنمان میلرزد. اگر دولت سایه جلیلی باشد، دائم چکاب بکند. دائم رصد بکند. و اینها هم دور و بریهای قالیباف کسانی باشند که بشنوند این حرفها را و ترتیب اثر بدهند و اجرا بکنند، خیلی مدل مطلوبی است. یعنی مگر به این برسم، قطعاً به قالیباف رأی میدهم. ولی به این افراد در اطرافیان ایشان هنوز مطمئن نیستم. قطعاً شما اطرافیان را نباید دست کم بگیرید. مدرسۀ تعالی داریم. کلاً سر و ته صد و پنجاه نفر دارند کار میکنند. بنده میبینم که این افرادی که به عنوان حلقه اول خودم گذاشتم، چقدر اثر دارند در ارتباط من. اگر نبود کاربرمان که مثلاً در یک شهر دیگر است، حالا ندیدمش. یعنی این مدیر را عوض میکنم، آن یکی میآید. آن حلقه دومی، ارتباطش با من کامل عوض میشود. حلقۀ دوممان. یعنی مدیر عامل را عوض میکنم، برنامهنویسمان رابطهاش با من عوض میشود. احساس میکند که با این مدیر به من نزدیکتر است تا به آن یکی. رفاقت آمده. انقدر این حلقههای مدیریتی اثر دارد. من نمیخواهم قضاوتی بکنم. وارد بحثش نشویم.
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه اول - بخش اول
جبهه گیری انتخاباتی
جلسه اول - بخش سوم
جبهه گیری انتخاباتی
در حال بارگذاری نظرات...