سرپناه

جلسه اول

معرفتی . سرپناه . 1404/09/05
00:40:27
153

در این جلسه، حدیث کساء نه‌به‌عنوان یک متن آشنا، بلکه به‌مثابه دریایی از معارف، معجزه و تربیت شیعی واکاوی شد. از وعده‌های شگفت پیامبر اکرم درباره رفع غم و اجابت حاجت تا تحلیل عمیق نگاه بزرگانی چون آیت‌الله بهجت به عظمت این حدیث. روایتی زنده از پیوند زمین و آسمان، حضور ملائکه، جایگاه اهل‌بیت و نقش توسل در حل بحران‌های فردی و اجتماعی

معرفی
حدیث کساء؛ گنجینه‌ای از معجزات شیعه و نسخه‌ای جامع برای گشایش در تمام مشکلات.[2:10]

روایتی تکان‌دهنده از آیت‌الله بهجت: امام زمان (عج) در مجالس حدیث کساء حاضر دیده شده است.[15:30]

هشدار صریح امام سجاد(ع)؛ تمسخر معنویت، هلاکت فوری در پی دارد.[22:15]

رمز گشایش در حدیث کساء، توسل به کسانیست که عالم برایشان خلق شد![27:25]

روایت پدافند معنوی در جنگ: چگونه حدیث کساء شهر درود را از چشم خلبان عراقی «آب» کرد؟![27:30]

حزب‌الله در آستانه شکست، با توسل به حضرت زهرا(س) معادلات جنگ را برگرداند![30:50]

اوج مصیبت فاطمیه؛ آنگاه که از یک چشم «اشک» و از چشم دیگر «خون» جاری شد!…[38:00]
خلاصه
بحث امشب ما دربارهٔ حدیث شریف کساء است. این حدیث، دریای وسیعی از معارف است و به فرمودهٔ آیت‌الله بهجت، سرشار از معجزه است. وعدهٔ پیامبر اکرم در پایان آن، خود بزرگ‌ترین معجزه است که هرگاه جمعی از محبان اهل‌بیت آن را بخوانند، غمشان برطرف و حاجتشان روا می‌شود. برخی در سند آن خدشه می‌کنند، اما عارف بزرگی چون آیت‌الله بهجت می‌فرمود مگر می‌شود چنین معارف بلندی را جعل کرد؟ کسی که چنین معرفتی دارد، به اهل‌بیت دروغ نمی‌بندد. برکات این حدیث در تاریخ بارها دیده شده است؛ از حفاظت شهر درود در زمان جنگ با توسل به آن، تا حضور ملائکه و حتی، به نقل بزرگان، حضور حضرت حجت در این مجالس. این حدیث، سفرهٔ کرامتی است که محور آن فاطمه زهرا (س) است؛ همان بانویی که شهدا در جبهه‌ها مادری‌اش را دیدند و شهید سلیمانی به آن شهادت داد. اما چه گذشت بر این مادر پشت در و دیوار؟ آنجا که شاعر می‌گوید از خبر مسمار از سینه‌ای باید پرسید که مخزن اسرار بود و آن دستی که بالا رفت و چشم معرفت را سرخ کرد... الهی بشکند دستی که بر روی فاطمه بلند شد.
متن
!! توجه : متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد (صل علی محمد و آل محمد)، فعالیت طیبین الطاهرین و لعنت‌الله الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری ولل عقده من لسانی یفقهو.
عزیزان! ما در این جلسه فرمودند که بحث مستمری را، ان‌شاءالله، اینجا خدمت عزیزان داشته باشیم. به عنایت امام رضا (علیه‌السلام)، برنامه توفیقش را ندارم که هر هفته (اگر توفیقش بود که خب، خیلی واقعاً موجب مسرت بود)، ولی فعلاً حالا اگر ان‌شاءالله مشکلی پیش نیاید، به عنایت امام رضا (علیه‌السلام) ماهیانه ان‌شاءالله به‌صورت مستمرّ خدمت عزیزان باشیم.
بحثی که به ذهنم رسید، خیلی جای کار و جای دقت دارد و جا دارد که به آن بپردازیم؛ به‌صورت جدی‌تر، بحث در مورد حدیث کساء. حدیث کسا با اینکه خب خیلی شناخته شده است بین ما و علی الظاهر همه می‌شناسیمش، اسمش را بلدیم و می‌خوانیم، ولی خیلی نکات درش هست که جای بحث و بررسی دارد، حالا خصوصاً مباحث تربیتی که در حدیث کساء (مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت فرموده بود که حدیث کساء سرشار از معجزه است) اگر کسی وقت بگذارد و بنشیند مطالعه کند، با دقّت می‌بیند چند ده‌ها معجزه توی حدیث کساء پیدا می‌شود. یک متن مثلاً یک صفحه‌ای، دو صفحه‌ای این همه تویش اتفاقاتی باشد که عجیب باشد، بحثی است که جا دارد به آن پرداخته شود؛ یعنی از هرکدام از این زاویه‌ها اگر ما به حدیث کساء بپردازیم، می‌بینیم که دریای وسیعی (نکات تربیتی‌اش شاید بیش از صد نکته دارد حدیث کساء)، نکته تربیتی، مسائل اعتقادی‌اش، بحث معجزاتی که رخ داده، ده‌ها نکته تویش دارد، مباحث معنوی و معرفتی خیلی عمیق است، خیلی عمیق است. حتی اگر ما هر شب جلسه داشتیم، هر شب دو سه ساعت بحث می‌کردیم، شاید چند سال لازم بود بحث بکنیم در مورد حدیث کساء و معارف حدیث کساء؛ واقعاً یکی از سرمایه‌های بزرگ شیعه است. ما این‌ها را آنقدر که تو دست و بالمان بوده، آنقدر که فراوان بوده، قدر نمی‌دانیم. قدر این معارف را نمی‌دانیم. جاهای دیگر، تو مکاتب غیرشیعه، خبری نیست، ندارند این چیزها.
بعد تازه این‌ها همه جدای از آن بخش پایانی حدیث کساء است که پیغمبر اکرم وعده داده. این خودش یکی از ابواب معجزات است. این خودش یک ‌دانه معجزه نیست، این خودش بی‌نهایت معجزه است که وعده داده: این حدیث را اگر یک جمع مؤمن دور هم جمع شوند، یک تعدادی از محبّین اهل بیت، شیعیان اهل بیت، این حدیث را بخوانند، اگر غصه‌ای داشته باشند، خدا برطرف می‌کند، حاجتی داشته باشند، خدا برآورده می‌کند. این یکی از معجزات حدیث کساء است که از این دریچه، میلیاردها معجزه پیدا می‌کند. چون هزاران و میلیون‌ها دفعه با حدیث کساء حاجت‌هایی برآورده شده، به‌طور عجیب و برای افراد فراوان، به کَرات. خیلی چیز عجیبی است حدیث کساء. مشکلات بزرگی را درمان می‌کند. بعضی از اساتید، بعضی از بزرگان، یک دانه راهکار معمولاً قرص جامع است که به همه دردها می‌خورد: آقا مشکل ازدواج داریم، حدیث کساء؛ بیمار داریم، حدیث کساء؛ فلان شخص مثلاً افسردگی گرفته.
اصلاً اینکه به طور خاص در مورد حدیث کساء، حضرت فرمود: اگر محموم باشد، مغموم باشد، خدا فرج‌الله، همه، همه‌اش را برطرف می‌کند. حالا این خودش باز یک داستانی دارد، اهل معنا بیایند توضیح بدهند که این چه ربطی دارد خواندن یک حدیث؟ حدیث، حتی دعا هم نیست که بگوییم آقا می‌نشینیم، دور هم جمع می‌شویم، دعای کمیل می‌خوانیم، دعای توسل می‌خوانیم. حدیث در فضیلت اهل بیت. این‌ها دور هم جمع شدن زیر یک کسای یمانی. کساء یعنی عبا، یک عبای یمنی. این عبا را انداختند روی دوششان. حالا داستانش هم به این نحو بوده که پیامبر اکرم وارد می‌شوند. (توفیق بشود عبارات را با هم دقت می‌کنیم.) روی، میان منزل حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها). ضعف گرفته بوده پیغمبر، خیلی حالشان اینطور بوده که دچار ضعف شده. حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) عرض می‌کنند: پدر جان، ضعف می‌بینم در شما، چه شده؟ و ایشان می‌فرمایند که: آن کسای یمانی را بردار بیاور. خودشان، امام حسن وارد می‌شوند حالا جزئیاتی دارد، سؤال می‌کنند که یک بوی خوشی می‌آید بوی جدم رسول‌الله، انگار. زهرای مرضیه می‌فرمایند که: بله، جدّت پیغمبر زیر کساست. امام حسین وارد می‌شوند، همینطور. امیرالمؤمنین وارد می‌شوند، همینطور. خود زهرای مرضیه می‌آید از پیغمبر اجازه می‌گیرد: اجازه می‌دهی من هم بیایم زیر این کساء؟ و وارد می‌شود. جبرئیل این صحنه را می‌بیند در آسمان، می‌گوید: خدایا! اجازه می‌دهی من هم بروم زیر این کساء؟ بازی عوض می‌شود. پای جبرئیل می‌آید وسط، آسمانی‌ها، بعد جبرئیل بیاید زیر کسای یمانی؟ جبرئیل اصلاً مگر بدن، مگر دارد؟ اصلاً بازی کلاً عوض می‌شود از اینجا. اوّل می‌پرسد: این‌ها کیان زیر این کساء؟ خدای متعال یک معرفی می‌کند، خودمان معرفی‌نامه؛ که دیگر بهمان، آن چند خطی که خدا در توصیف این‌ها می‌فرماید، آن چیست؟ بعد می‌فرماید: به گل روی این‌هاست که من کلّ عالم را خلق کردم، این‌ها اگر نبودند، هیچی نبود. بعد اجازه که می‌گیرد برود پایین، خدای متعال آیه تطهیر را به او می‌دهد. می‌گوید: پایین که رفتی، این آیه را هم می‌خوانی برای این‌ها. و می‌آید جبرئیل آیه تطهیر را می‌خواند و اجازه می‌گیرد و می‌آید زیر کساء. این شد این واقعه، هیچ دعا و مناجات و این‌ها به‌ظاهر توش نیست. امیرالمؤمنین از پیامبر سؤال می‌کنند که: یا رسول‌الله، ما لجلوسنا هذا تحت الکساء؟ حالا ما اینجا جمع شدیم، یک آیه تطهیر نازل. پیغمبر می‌فرماید که: همین داستان را هرکی تعریف بکند: جماعتی از مؤمنین، غم و غصّه‌اش را برطرف می‌کند، حاجتش را می‌دهد، ملائکه را نازل می‌کند، رحمت را. امیرالمؤمنین: پس اینطوری است که ما و شیعیانمان کذلک فزنا و فاز شیعتنا و ربّ الکعبه. آن جمله آخری که فضت و ربّ الکعبه را یک جای دیگر امیرالمؤمنین خرجش کرده، آن هم برای حدیث کساء بود. پس اینجوری است که همه‌مان اوضاعمان رو به راه است ما و شیعیانم.
خب حالا همین چند دقیقه‌ای که بنده توضیح دادم و چند صد ساعت باید بنشینیم گفت‌وگو بکنیم آیا آخرش معلوم غزوه چی شد برایم روشن بشود؟ خیلی عمیق است. این یکی از معارف شیعه است که دست ماها رسیده. حالا بعضی توی سندش "ان قلت" می‌آورند که آقا این سندش اینطوری است، آنطوری است، روایتش فلان است. یک مبنایی داشت مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت، مبنای قشنگی. خب آقای بهجت یک فقیه مجتهد درجه یک است؛ یعنی جزء سرآمد فقهای ماست در طول تاریخ. ما معمولاً ابعاد معنوی ایشان برایمان خیلی شگفت‌انگیز است: نمازهایشان و کراماتی که ازشان نقل شده. آقای بهجت جدای از اینکه یک عارف بود، یک فقیه بود در سطح بزرگترین فقهای شیعه، در سطح شیخ انصاری، در سطح علامه حلّی، در سطح شهید ثانی. ولی خب آن به ابعاد معنوی‌اش انقدر چشمگیر است، معمولاً کسی به آن بعد علمی ایشان توجه نمی‌کند. درس میرزای نائینی می‌رفته که خود میرزای نائینی جزء فحول و شخصیت‌های ممتاز علمی شیعه. با سنین کم، چهارده پانزده سال، اشکالاتی می‌کرده، درس میرزای نائینی را به هم می‌ریخته. بعد بیرونش می‌کنند، می‌گویند: بچه‌جان، برو کلاس را به هم ریختی. (بچه‌ای بود اینجا اشکال می‌کرد، نیامده، یک سر و صورت معنوی هم این‌ها با همدیگر داشتند، بحثش مفصل است، نمی‌خواهم به آن بپردازم.) این شخصیت علمی ممتاز یک مبنایی داشت تو مواجهه با این احادیث. می‌فرمود: بابا! این روایات این شکلی را مگر کسی می‌تواند از خودش اختراع بکند؟ مگر می‌شود من‌درآوردی باشد؟ این همه معجزه توش است، کی می‌خواهد آخه این را از خودش اختراع کند حدیث جعل بکند؟ مگر اونی که حدیث جعل می‌کند، اصلاً این جنس احادیث را می‌تواند جعل بکند؟
حالا یک چیزی هم باب شده، حالا مخصوصاً جوان‌ها شبهات تو ذهنشان می‌افتد، این‌ها فنی هم جواب داده نمی‌شود گاهی. بعد دیگر به قول معروف قیمه‌ها هم می‌خورد. خیلی قره‌قاطی می‌شود که مثلاً آقا یک حدیثی هست طرف می‌خواست پیازهایش فروش برود، گفت: هرکی پیاز عکره را تو مکه با خودتون... (فیلم امام علی، صحنه‌اش را ساخته بودند.) فروش برود. حدیث جعل کرده بود که پیاز عکه را در مکه بخورد، می‌رود بهشت. بعد دیگر این را می‌اندازند تو ذهن جوان که بیا ببین این داستان پیاز عکه است. خیلی از این روایات همینجوری است. خب، بابا! جنس آن روایت پیاز عکه را تو آخه با حدیث کساء داری مقایسه می‌کنی؟ جعل می‌کند، یک حدی دارد، شعورش، فهمش. مگر این حرف‌ها را کسی می‌تواند جعل بکند؟ این‌ها باید طرف خیلی از جهت معنوی بالا باشد که اصلاً این‌ها را بفهمد، تصور بکند، بعد بخواهد نسبت بدهد. کسی که تو آن حد از معرفت است، مگر می‌تواند دروغ ببندد به امام، به اهل بیت؟ دوباره می‌گویم استدلال را. این جنس احادیثی که انقدر بلند است، کی می‌تواند این مسائل را تصور بکند؟ کسی که خیلی معرفت دارد نسبت به اهل بیت. آن آدمی که انقدر معرفت دارد نسبت به اهل بیت، می‌تواند دروغ ببندد به اهل بیت؟ یک اتفاقی رخ نداده، یک حدیثی را اهل بیت نگفتم، به دروغ می‌آید می‌گوید گفتند. می‌شود که حضرت زهرا اینطور گفت، پیغمبر آنطور گفت، امام حسن اینطور گفت، همه‌اش دروغ باشد؟ آخه یک منفعتی باید باشد، یک منفعت جناحی باشد، یک پیازی باشد می‌خواهد فروش برود. بعد آخه کی می‌تواند جعل بکند یک همچین چیزی را بگوید که حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) زیر کساء بودند، برگشتند گفتند الان خدا با جبرئیل دارند صحبت می‌کنند، جبرئیل این را گفت، خدا این را فرمود، و خدای متعال فرمود این آیه را ببر بر پیغمبر قرائت کن؟ چه مقامی است؟ مگر می‌شود این را به اهل بیت نسبت داد؟ اصلاً همین الان که به ماها رسیده، چقدر با حسّ بفهمیم این عظمت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) را؟ قبل از نزول وحی، قبل از نزول آیه، خبر دارد چه آیه‌ای دارد نازل می‌شود؟ جایگاه فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها). خیلی معرفت می‌خواهد، این خودش معجزه است. بعد چقدر اتفاقات که پیش‌پیش دارد گزارش می‌دهد از وقایعی که در آینده رخ می‌دهد. (البته اصل واقعه کساء، اصل قضیه هیچ تردیدی توش نیست؛ یعنی واقعه کساء قطعاً رخ داده، شیعه و سنی نقل کردند واقعه که اهل بیت جمع شدند و آیه تطهیر نازل شد.) ولی حدیث کساء، که همین متنی باشد که می‌خوانید، خدشه کردند، ولی پاسخش هم همین است که اصلاً نمی‌شود این حدیث را جعلش کرد. راستة کار هیچ راسته‌دوزی نیست یک همچین چیزهایی را بخواهد تولید بکند، جعل بکند، اختراع بکند، بعد به امام نسبت بدهد.
یک تعبیری دارد علامه طباطبایی، گاهی استفاده: دهن غیر معصوم می‌چاد. این حرف‌ها از غیر معصوم بخواهد در بیاید، دهنش می‌چاد، هر کسی می‌فهمد این حرف‌ها را. خیلی این یک نکته. یک نکته دیگر هم خود برکاتی است که از این حدیث کساء به کرّات دیده شده که به نظرم ده‌ها جلد کتاب می‌شود اگر جمع شود افرادی که برکات حدیث کساء را دیدند. خیلی چیز مفصلی می‌شود.
حالا من نمونه‌هایی را عرض بکنم خدمتتان. مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت در این کتاب در محضر بهجت، که از ایشان چاپ شده، آن کتاب سه‌جلدی قدیمی است، آیت‌الله رخشاد (خدا بهشان طول عمر بدهد) یک سه‌جلدی آیت‌الله بهجت نوشتند در محضر بهجت. سه‌جلدِ جدیداً آن سه‌جلدی را یکم مرتبش کردند، یک تک‌جلدی کردند چاپ کردند، آن هم اسمش در محضر بهجت. آن قدیمی که سه‌جلدی بود، جلد ۲ صفحه ۱۵۲. آقای بهجت می‌فرمایند: عجایب و قرائبی در حدیث کساء است، خدا می‌داند، کسی بشمارد که چقدر معجزه در آن است، خیلی کار بزرگی کرده است. یعنی کسی اگر بتواند بشمارد فقط تعداد معجزات را، خیلی کار بزرگی کرده. تعداد معجزاتش را نمی‌شود فهمید. خیلی دیده شده و گفتند. عبارت را ببینید، این جمله مال آقای بهجت است. یک وقت یک آدمی می‌خواهد منبرش را گرم بکند، جلسه را شلوغ بکند، یک چیزی می‌گوید، بالاخره ملت بیایند، مشتری شوند. حسین تبلیغاتی که برای کانادا می‌کنند، راه‌گشاییِ نمی‌دانم چی‌چی در سه دقیقه، بدو بیا، نیم ساعت دیگر پاک می‌کنم پیامش را. حرف بیخود که نمی‌زند. روی جمله مال ایشان است: گفتند که حضرت حجت (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) را در مجالس توسّل یا حدیث کسا، حاضر دیده‌اند. این حدیث جوری است که امام زمان حضور پیدا... خانم جلسه‌ای مثلاً شلوغ‌کاری کند و سروصدا و از این‌ور و اون‌ور و چهار نفر این‌ور غش می‌کنند و از این کارها می‌کنند، دیگر این داستان‌ها نیست. می‌خواهد تذکر بدهد به اینکه: بابا! قدر این را بدانید، این جواهر خیلی قیمتی است.
ایشان خودش مقیّد بود به اینکه هر روز حدیث کساء را می‌خواند مرحوم آیت‌الله و البته گفتند شب‌ها ایشان تو یک دوره‌ای خانواده را جمع می‌کرد، برای خانواده می‌خواند. خودش یک لطف دیگری دارد، اصلاً حدیث کساء داستانش خانوادگی است، جمعی، یک قضیه دیگری دارد. البته حالا اگر کسی نتوانست جمع پیدا کند برای اینکه حدیث کساء بخواند، ناراحت نباشد، چون شما حدیث کساء را که شروع می‌کنی، ملائکه می‌آیند، با ملائکه جمع می‌شود، باز یکی از معجزاتی که در حدیث کساء رقم خورده. نمی‌فهمد تا این‌ها از هم متفرق نشدند، ملائکه هم پا نمی‌شوند بروند. دیگر بزرگان مجلس حدیث کساء گرفته بود در قم (اسم نمی‌آورم چه دلایلی)، همه اهل آن مجلس حدیث کساء رفته بودند، یک نفر شب مونده بود تو حالا حسینیه‌ای که حدیث کساء بوده، که مثلاً صبحش برود. بعد آن جلسه مثلاً فرض کنید حالا من مثالی و تقریبی دارم می‌گویم، مثلاً ساعت هفت شب. عکس جلسه گرفته بودند، همه رفته بودند، یک نفر مونده بود که شب بخوابد. یکی دیگر از این بزرگان اهل معنا ساعت ده شب وارد آن جلسه می‌شود. چه خبر بوده؟ می‌گویند: چطور؟ می‌گوید: ازدحام ملائکه است. یک ملائکه خاصین که تو جلسه حاضرند و انگار مثلاً باید می‌رفتند، نرفتند. تحلیلش می‌کنند، کالبدشکافی می‌کنند، می‌فهمند چون یک نفر از اهل جلسه مونده بوده. اما تا وقتی این‌ها متفرّق نشدند، این ملائکه هم متفرّق نمی‌شوند. معجزاتش یکی دوتا نیست، فقط با این چیزهایی که برای چشم‌های عادی دیده می‌شود نیست، برای آن کسی هم که دستی به غیب دارد. این است که مجازاتش یکی دوتا نیست. چقدر تو این قضیه کرامت بوده، چقدر پیش‌بینی غیبی بوده، ملائکه حضور پیدا می‌کند. بعد خود اینکه ملائکه کجا اصلاً حضور پیدا می‌کند؟ بعد اینکه ملائکه وقتی حضور پیدا می‌کنند چه اتفاقی می‌افتد؟ این‌ها دیگر اصلاً ده‌ها جلسه بحث می‌خواهد، خود ملائکه بحث مفصلی است، حضور ملائکه، برکات حضور ملائکه. اصلاً چه ربطی است بین خواندن این حدیث با رفع غم و غصّه، با رفع حاجت؟ چه ربطی دارد؟ عرض کردم مناجات و دعا که نیست، یک حدیث است. شما حدیث را می‌خوانی، چه ربطی به این دارد که حاجتت را بگیری؟ خانواده جمع شدند زیر این عبا، جبرئیل نازل شد آیه تطهیر را برایشان خواند. خب الان این را آقا چه ربطی دارد؟ دعا نکردم اصلاً. معجزه یعنی این. من اصلاً نمی‌خواهم فعلاً جواب بدهم، فقط می‌خواهم ذهنتان را حسّاس کنم. فکر کنم دیگر خیلی ذهنتان حسّاس شد، نه؟
بزرگانی بودند، مرحوم آیت‌الله بهاءالدینی، ایشان خیلی به حدیث کساء عنایت داشت زمان جنگ تحمیلی. این را می‌گویم توی این قضایای جنگ هم به دردمان می‌خورد. ان‌شاءالله که خدا شهر اسرائیل را به زودی بکند، نابود بشود، و دور هم جمع بشویم، جشن نابودی رژیم صهیونیستی را بگیریم ان‌شاءالله. اگر احیاناً دوباره یک غلطی کرد (که البته این غلط بعدی‌اش دیگر ان‌شاءالله کارش را یکسره خواهد کرد). بدونیم راه چاره تو این چیزهاست. مخصوصاً الان تو همین مشکلاتی که داریم: مشکل باران، مشکل آلودگی هوا. یک دم به جای اینکه مردم را سوق بدهند به سمت معنویت، شروع می‌کنند مسخره کردن که از ضعف عقل. حالا من با آن مسخره کردن کار ندارم، بعضی‌ها حواسشان نیست. یک روایتی تو ذهنم می‌آید. یکی این کلیپ‌ها را دیدم در مورد این قضیه باران و این‌ها، مسخره شروع کردند با این قضیه باران و این‌ها شوخی کردن که مثلاً اگر به گناه باشه فلان‌جا زیر بار گناه می‌کنند و داره بارون می‌آید. یاد یک حدیثی افتادم. من نمی‌خوا... ناخواسته این‌ها را فوروارد بکنیم، پخش بکنیم یا نقل بکنیم، حواسمان نیست این‌ها تمسخر دین است، چوب سنگین دارد. یاد این حدیث افتادم وقتی این کلیپ را دیدم. (بین پرانتز عرض می‌کنم.) توی روایتی دارد امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند: ما نمی‌دونیم با این مردم چه بکنیم. سکوت می‌کنی متهم می‌شویم که مثلاً این‌ها چرا سکوت کردند، حالیشون نمی‌شود، سواد ندارند، بلد نیستند، خاصیت ندارند برای مردم. حرف می‌زنیم مسخره می‌کند. سکوت می‌کنیم متهم می‌شویم، حرف می‌زنی تمسخر می‌شوی. اهل جلسه گفتند: آقا بفرمایید، ما که دیگر تمسخری نداریم. حضرت یک حدیثی فرموده. داستانش این است. فرمود: وقتی تابوت را دارند می‌برند، جنازه را می‌خواهند ببرند، می‌... (جنازه خودش، یعنی روح میّت، بدن مثالی‌اش روی جنازه نشسته و هی می‌گوید که: آی مردم، مثل من نباشیدا! من بدبخت شدم، الکی جمع کردم برای بقیه، به درد خودم نخورد، شما استفاده کنید قبل اینکه بمیرید، کار خودتان را راه بیندازید، یک چیزی برای ابدیتتان جمع کنید.) مال پیغمبر است. یک آقایی بود به نام زمره قضات. برگشت تمسخر دین. چقدر ساده است، یک عده نمی‌فهمند. برگشت، گفتش که: همین حرف‌ها را گاهی می‌گوییم در مورد فضیلت صلوات و حدیث کساء و این‌ها مسخره. مشکل بارون را با حدیث کساء حل کنیم، مشکل آلودگی هوا را با حدیث کساء حل کنیم. یک جلسه من در مورد صلوات در تهران صحبت کردم. یکی از ته جلسه پا شد گفتش که: عقلتان نمی‌رسد اتوبان درست بسازید؟ می‌گوید صلوات بخوانید ترافیک حل می‌شود. ناسپاسی و نفهمی از ضعف عقل. اتوبان درست بسازیم، ماشین با کیفیت بسازیم، این‌ها همه‌اش سر جای خودش است، امور معنوی را نمی‌شود. این زمره برگشت تو جلسه به امام سجاد گفت: آقا! این مرده با مردم انقدر حرف می‌زنی، یک وقت نپره سروکله این‌ها را بگیرد، خفه‌شان کند! امام سجاد گفتند: خدایا! من نمی‌دانم انگیزه این چی بود، اگر انگیزه این تمسخر پیغمبر بود، بهش مهلت نده، زود بفرستش درک. می‌گویند به چهل روز نکشید به درک واصل شد. امام سجاد دیدند یک شخصی آمد صبحی بود، روایتش مفصل است توی بهار چهل و ششم بهار اگر اشتباه... صبحی آمد و حضرت فرمودند: خیر باشه. جز زمره باید باشه، یا زمره باید باشه. بعد یک مدتی مریض شد و افتاد، مرد. و داستان عجیبش این بود. گفت: آقا! من خودم این را بردم تلقینش کردم تو قبر. جنازه‌اش را گذاشتم تو قبر، تلقینش کردم. لحظه آخر که دیگر تلقین دادم و می‌خواستیم کفن را بپوشانیم و دفنش بکنیم، با چشم‌های خودم دیدم، با گوش‌های خودم شنیدم، شروع کرد حرف زدن گفت: خاک بر سر من کنند! چه بدبخت کردم خودم را! گفت: آقا! هنوز تنم دارد می‌لرزد از اینی که از این دیدم که جنازه مگر حرف می‌زند؟ که با این تمسخر دین خودمان را بدبخت کردم. خب! اگر این است، به این یک کلمه که صبح تا شب دارند می‌گویند (حالا منم اگر به شوخی، منم شوخی بکنم) چون هی می‌گفتند آقا نمی‌دانم اگر به گناه و فلان و این‌ها بشود، گناه گناه مسئولین است. حالا که باب شوخی باز شده، حالا من با دین شوخی نمی‌کنم ولی با این حرف‌هایی که هست، شوخی می‌خواهم بکنم. به دوستان گفتم: گفتم که می‌گویند که آقا، از گناه مسئولین است که باران نمی‌آید. باشه، حالا خیلی مشکل نداریم، گناه هرکی هست ان‌شاءالله که همه با هم توبه کنیم و برطرف بشود و باران هم بیاید. حالا این‌ها گردن آن‌ها می‌اندازند، آن‌ها گردن این‌ها می‌اندازند. ولی حالا که آن‌ها اینجوری مسخره می‌کنند، اینجوری مسخره بکنیم، دیگر راه دوری نمی‌رود، بالاخره یک دانه تمسخر. گفتم که: آقا، سال ۹۸ یک رئیس جمهوری داشتیم. صبح جمعه‌ای بود، یکم دیر اخبار بهش می‌رسید. ایشان شبانه مخفیانه این‌ها بنزین را سه برابر کرد. دو هفته بعدش یک برفی آمد، کسی از خانه بیرون... خلاصه اگر اینجوری است، به هر حال گناه مسئولین گاهی موجب برکات هم می‌شود اگر کشکی و کیلویی حساب‌وکتاب بکنیم. (اگر باران نیامد، این‌ها مقصرند. باران آمد، آن‌ها کار خوب کردند.) یک حساب‌وکتابی دارد. به هر حال یک وقت‌هایی مشخص است که بلا است. وقتی هم که بلاست، همه ماها یک سهمی داریم، مسئولین یک طور، مردم یک طور، هرکی یک طور. یکی از اسباب نزول رحمت، همین است: رو کردن به خدا، توجه به خدا، توجه به خدا. یک وقتی در قالب نماز استغاثه و دعا است، یک وقتی هم رو کردن به اولیای خداست مثل چی؟ مثل حدیث کساء. شما تو حدیث کساء داری رو می‌کنی به آن کسانی که خدا کل عالم را به عشق روی این‌ها خلق کرده. خب وقتی شما اظهار علاقه می‌کنی به همچین کسی، می‌شود خدا اظهار علاقه نکند به شما؟ این است که رحمتش را جاری می‌کند. حدیث کساء غوغا می‌کند. ان‌شاءالله که باب بشود.
زمان جنگ، شهر درود خیلی مورد هجوم قرار می‌گرفت، موشک‌باران می‌کرد صدام. خدا رحمت کند مرحوم آیت‌الله شوشتری، حاج عبدالغنی شوشتری. ایشان امام جمعه درود بود. آیت‌الله بهاءالدینی، این‌ها هواپیما جنگنده‌های چیز که جنگنده باشد، می‌زدند. خب ما چطور بتوانیم دفاع کنیم؟ اثر پدافندی مهم‌تر. این اتفاق آمدم خدمت آیت‌الله بهاءالدینی، ایشان فرمودند چند جور نقل شده. یکی‌اش این است که مجالس حدیث کساء و ختم صلوات بگیرید. یکی دیگرش هم که حالا من متنش را الان دارم و این بوده که فرمودند که: با یک تعدادی از مؤمنین بروید بیرون شهر، آنجا حدیث کساء بخوانید. رفتند و خواندند و چند وقت بعد یک هواپیما آمد برای اینکه حالا بعدها معلوم می‌شود که می‌خواست چکار بکند. هواپیمایی آمد و از درود رد می‌شود، می‌رود بروجرد. بروجرد که می‌رود، آنجا می‌زنند. (حالا پدافند نداشتیم ولی به هر حال یک چیزهایی بوده برای دفاع.) می‌زنند. این خلبانش زنده می‌آید پایین. خلبانش را می‌گیرند، می‌گویند داستان چی بود؟ می‌گوید که: من را فرستادند گفتند برو کارخانه سیمان درود را بزن. آمدم روی شهر درود، هرچی نگاه کردم دیدم اینجا اصلاً شهر نیست، اینجا فقط یک تیکه آب دیده می‌شود. آن‌ور گفتم: آقا اینجا که مختصاتی که به من گزارش دادی، من الان همان‌جا هستم ولی اینجا شهر نمی‌بینم. بزنم که من را زدند! آثار مسخره این‌ها می‌شود، همه‌اش برکات این حدیث شریف و عنایاتی که تو این حدیث. حالا بحث حدیث مفصل است، من امشب واردش نمی‌شوم. متن حدیث را ان‌شاءالله جلسه بعدی که خدمت عزیزان برسیم، از اول شروع می‌کنیم با همدیگر خواندن. خیلی نکات ناب دارد؛ یعنی آن‌قدر ادب و لطافت و آن‌قدر زیبایی توی این چند لحظه‌ای که گزارش شده از زندگی اهل بیت، آدم می‌بیند که اصلاً مبهوت می‌شود از این همه عشق و رحمتی که توی این خانواده. ان‌شاءالله متن حدیث کساء را جلسه بعد بهش خواهیم پرداخت.
من عرضم تمام. یک چند خط روضه بخوانیم. ایام شهادت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) است. از این توسلات و از این گریه‌ها و از این دست نیاز دراز کردن نباید غافل بود، خصوصاً محضر حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها). یعنی آن‌ها که تجربه کردند می‌گویند، آن‌ها که اهلش اند می‌گویند توسل به اهل بیت همه طرف، توسل حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) یک طرف دیگر قضیه. جنگ ۳۳ روزه حزب‌الله را حتماً شنیدید همه‌تان؟ توسلی که می‌کنند بچه‌های حزب‌الله به حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) یک توجه... حالا آن دستمالی که از جیب بیرون می‌کشد حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، کار جنگ را برمی‌گرداند در حالی که حزب‌الله داشت آماده می‌شد برای اینکه شکست را بپذیرد توی جنگ با اسرائیل. خیلی اوضاع بی‌ریخت بود، خیلی فشار زیاد. با آن توسل عجیبی که آن شهید انجام می‌دهد، یک تفضّل، یک عنایت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها). دستمال بیرون می‌آورد، دستمالی که بیرون تمام شد. حتی دستورالعمل نمی‌دهد که این کار را بکنید، آن کار را بکنید. شهید برونسی تو آن کتاب، خاک‌های نرم کوشک، قضیه‌ای که دارد که حتماً شنیدید و می‌دانید، توسل می‌کند به حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، حضرت زهرا معبر را باز می‌کند به طرز عجیب. شهید قاسم سلیمانی، فیلم معروفش می‌گوید: ما مادری حضرت زهرا را تو جبهه دیدیم، دیدیم که مادر است و مادری می‌کند. فیلم سفره رحمتی است که خدا برای ماها پهن کرده. این آن برگ برنده است که ماها داریم. ممکن است ما تو خیلی چیزها ضعیف باشیم، ظاهراً خیلی از امکانات را نداشته باشیم، ضعیف‌تر باشیم، کمتر باشد ولی ما یک چیزی داریم، اینجا نقطه برد ماست: فاطمه زهرا داریم، محدثه صادقه. متوسل به حضرت زهرا. ما اشک برای فاطمه زهرا...
ابیاتی دارد مرحوم عرب اصفهانی. من این ابیات را بخوانم امشب اشک بریزیم، این اشک‌ها را هم هدیه کنیم محضر امام رضا (علیه‌السلام). این ابیات را در وصف حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) می‌گوید. بعضی‌هایش خیلی معروف است شنیدید: "ثبات رنه صداها فی مصمع الدهر فما اشیاها" (آن تازیانه‌ای که بر فاطمه زهرا بلند شد، خود آن تازیانه ناله‌ای کرد که ناله تازیانه تو گوش تاریخ پیچیده.) خب معمولاً تازیانه وقتی وارد می‌شود، اونی که تازیانه را می‌خورد ناله می‌کند. می‌گوید: نه، خود این تازیانه که بلند شد اول ناله کرد چون می‌دانست دارد چه بلایی نازل می‌شود، چه آسیبی می‌آید. ناله‌ای کرد که معلوم می‌شود چقدر این قضیه توش غم و غصه بوده. "والاثر الباقی کمثل الدولجی فی از زهرا اقول حججی" (خیلی لطیف است، آن‌هایی که عربی می‌دانند می‌فهمند چقدر صناعت ادبی به کار برده.) ترجمه کردنش خیلی سخت است. اشعار حافظ را آدم بخواهد ترجمه به یک زبان دیگر بکند، اصلاً آن ظرایف ادبی‌اش منتقل نمی‌شود. دست و پا می‌زنیم برای توضیح دادن این ظرایف ادبی‌اش. می‌گوید: آقا! دنبال برهان می‌گردید؟ دنبال حجت می‌گردی؟ دنبال نشانه می‌گردید؟ من یک نشانه دارم از همه نشانه‌ها بهتر. آن کدام نشانه است؟ آن نشانه‌ای است که رو بازوی ورم کرده است. "فی ازاد الزهرا اقبل حججی" (قوی‌ترین حجت و نشانه است.) و "و من سواد متن حسود الفضا" (می‌گوید: هوای هو سیاه شد، زمین و زمان سیاه شد.) از کجا؟ از سیاهی تن فاطمه زهرا. "یا ساعد الله الامام المرتضا" (فقط خدا به داد علی برسد تو آن اوضاع.)
اینجا آن بیت معروفش را می‌گوید: "فلستو ادری خبر المسماری سلسله‌ها خزانه الاسراری" (می‌گوید: من دیگر از اوضاع و احوال سینه او خبر ندارم.) داستان مسمار را نمی‌دانم چی بوده. این را باید از سینه‌ای پرسید که گنجینه اسرار بود. آن سینه فقط می‌تواند گزارش بدهد که داستان این مسمار چی بود و این مسمار چکار کرد. و "فی جنین المجد ما یدم الحشا و حلهم اغفاء امر قد فشا" (این جنینی که سقط شد که انقدر محترم بود، گرامی بود و خون جاری شد در سقط او.) این خونی که جاری شد چه جور می‌شود مخفی کرد؟ وقتی این خون زمین را پر کرد، همه جا را گرفت، چه جور می‌شود این را پنهان کرد؟ "یا الله والباب والجدار ودمائو دو صدق ما بهی خفا" (او روحشاد، چه تعابیری به کار برده.) می‌گوید: آن پشت یک اتفاقاتی افتاد که از چشم‌ها دور بود، کسی نتوانست ببیند، شهادت بدهد. ولی سه تا چیز آنجا بودند از نزدیک شاهدند، این‌ها می‌توانند خوب شهادت بدهند. آن سه تا چیز چی بودند؟ یکی‌اش در بود، یکی‌اش دیوار بود، یکی‌اش هم قطرات خون فاطمه بود. "لقد جنل الجانی علی جنینها فندکت الج منهنینه‌ها" (جنایتکار یک کاری با جنین فاطمه کرد که از ناله فاطمه همه کوه‌ها به لرزه افتاد.) "یا الله تلک العدل الزکیه" (خیلی این تعابیر، تعابیر عجیبی است، خدا شاهد است اصلاً من سمت شرح و تفسیرش نمی‌روم چون نمی‌شود اصلاً توضیح داد.) عین کلمات را بخواهم توضیح بدهم، هر کدام روضه مفصل می‌خواهد. فقط یک اشاره به این مصرعش می‌کنم. می‌گوید: آن دنده‌های مطهر و پاکیزه، استخوان‌های دنده او و "رد تلک الازل الزک" یک جوری خرد شد. "رضیة ما مثلها رضیه" (دیگر اصلاً مگر ما مثل این گرفتاری و بدبختی در طول تاریخ...) اذیتتان می‌کنم ببخشید روضه مادر، شب سوم مادر است آخه.
ما فقط می‌گوییم لگد کوبید به در، می‌گویی مادر بین در و دیوار بود، لگد زد. خود نامرد تو نامه‌اش به معاویه می‌گوید: من این در را فشار دادم با پاهایم، پشت در می‌شنیدم صدای فاطمه را که دارد به خودش می‌پیچد. "و جاوز الحد با لطم الخدّی" (دیگر از یک جا از حد گذراندند ظلم را.) کجا بود؟ آنجا بود که دست را آوردند بالا به صورت فاطمه زدند. "صل طغیان و تعدی" (الهی شل بشود آن دستی که روی فاطمه بلند شد.) بیت آخری که از قصیده می‌خوانم ناله‌اش را بزنیم: "فحمرت العین و عین المعرفه" (چشم فاطمه، چشمش سرخ شد.) بیایید از امسال از این فاطمیه تا فاطمیه سال بعد روی این جمله فکر کنید و گریه کنید تا بتوانیم فاطمه سال بعد با این جمله بمیریم. چشم مادر سرخ شد. نمی‌دانم توضیح بدهم، ندهم، چه کنم، چرا سرخ شد. یک بخشی از این سرخی به خاطر این بود که آنقدر که گریه کرده بود (ماذالت باکیةً حزینه) از بعد پیغمبر، دائم گریه می‌کرد، این چشم‌ها کاسه خون بود بس که گریه کرده بود مادر. ولی این سرخی که اینجا مرحوم کمپانی می‌گوید، مرحوم غروبی اصفهانی می‌گوید آن نیست. این آن نقلی است که تو مقتل می‌گوید: می‌گوید یک جوری با تازیانه به چشم او زدند، از گوشه چشمش خون جاری شد. "فحمرت العین و عین المعرفه" (چه چشمی؟ چشم معرفت.) آن چشمی که الان جبرئیل بر مناسب، چشمی که تو اعماق عرش خدا را می‌دید، گفت‌وگوی خدا با جبرئیل را می‌شنید. چه کردند پشت در؟ "تصرف بدمع علی تلک الصفه" (یکهو دیدند از یک چشم اشک می‌آید از یک چشم خون می‌آید.)

--------------------------

منابع


[آیه قرآن] سوره طه، آیات ۲۵-۲۸ — «رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي»
[حدیث/روایت] آیت‌الله‌العظمی بهجت: «حدیث کساء سرشار از معجزه است.»
https://bahjat.ir/fa/content/10460

[آیه قرآن] سوره احزاب، آیه ۳۳ — «...إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»

[حدیث/روایت] آیت‌الله بهجت: «عجایب و قرائبی در حدیث کساء است، خدا می‌داند، کسی بشمارد که چقدر معجزه در آن است، خیلی کار بزرگی کرده است..»
( کتاب در محضر بهجت، ج ۲، ص ۱۵۲ (نسخه سه‌جلدی قدیمی))
[حدیث/روایت] آیت‌الله بهجت: «گفتند که حضرت حجت (عج‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) را در مجالس توسّل یا حدیث کسا، حاضر دیده‌اند.»
https://bahjat.ir/fa/content/10024
[داستان/حکایت تاریخی] آیت‌الله بهجت مقید بود که هر روز حدیث کساء را بخواند و در دوره‌ای، شب‌ها آن را برای خانواده خود قرائت می‌کرد.
https://bahjat.ir/fa/content/10460
[داستان/حکایت تاریخی] شخصی به نام "زمره" سخن پیامبر (ص) درباره حرف زدن روح میت را مسخره کرد. امام سجاد (ع) او را نفرین کرد و او قبل از چهل روز هلاک شد.شخصی که زمره را تلقین می‌داد، با چشمان خود دید و با گوش‌های خود شنید که جنازه او در قبر به سخن آمد و از بدبختی خود ناله کرد. بحارالانوار، جلد ۴۶.
[داستان/حکایت تاریخی] در زمان جنگ تحمیلی که شهر درود موشک‌باران می‌شد، آیت‌الله بهاءالدینی به آیت‌الله شوشتری (امام جمعه درود) توصیه کردند که برای دفع بلا، مجالس حدیث کساء و ختم صلوات برگزار کنند. پس از عمل به توصیه آیت‌الله بهاءالدینی و خواندن حدیث کساء، خلبان عراقی که برای بمباران کارخانه سیمان درود فرستاده شده بود، پس از دستگیری گفت که بر فراز شهر، به جای ساختمان‌ها فقط آب دیده است.
https://www.aparat.com/v/gpyrr08
[داستان/حکایت تاریخی] شهید برونسی با توسل به حضرت زهرا (س) توانست به طرزی عجیب معبری را باز کند.
( کتاب خاک‌های نرم کوشک)

[داستان/حکایت تاریخی] شهید قاسم سلیمانی: «ما مادری حضرت زهرا را تو جبهه دیدیم، دیدیم که مادر است و مادری می‌کند.»
https://defapress.ir/fa/news/710619/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AC%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AD%D8%A8%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات سرپناه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00