حاکمیت مردم

جلسه اول - بخش دوم

حاکمیت مردم . 1404/11/23
00:39:51
114

معرفی
استخراج «درس مذاکره» از عاشورا؛ شیوه منافق برای توجیه سازش.[2:12]

جریان تحریف، عامل اصلی فلج اقتصادی و کارآمدی تحریم‌هاست.[2:20]

الگوسازی از نافرمانی امت امیرالمؤمنین؛ ترفند منافقان برای فلج‌سازی حاکمیت امروز.[5:30]

عمروعاص زمانه با حربه «تحریف روایت» به جنگ ولایت آمده است.[10:30]

تراشیدن «علت‌های جعلی» برای شکست‌ها؛ تاکتیک جریان نفاق برای فرار از پاسخگویی.[15:10]

رمز موفقیت ما در عرصه نظامی، حذف «جریان تحریف» و علت‌تراشی‌های جعلی از عرصه تصمیم‌سازی بود.[19:40]

فرمان رهبری برای اقتصاد، زمین‌مانده است، چون بدنه اجرایی کشور فرمان‌پذیر نیست![20:15]

حضور مردم در صحنه، ضامن اصلی امنیت و اقتدار کشور.[26:40]

ملت ایران در وفاداری به ولی، در تاریخ بدیل ندارد.[29:13]
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

این‌ها هی غلیظ کردن این فانتزی‌هاست؛ از واقعیت فاصله گرفتند. تعارف ندارد، بدن امیرالمؤمنین علیه السلام در عرصه حکمرانی در برخی از قطعاتش فلج بود. آیا تصریح امیرالمؤمنین… حالا یک احمقی پیدا شده است. این بخش حساسی است که می‌خواهم فحش بدهم. خواهرها حضور نداشته باشند. اینجا خیلی فحش‌های خوبی هی توی دهنم می‌آید، ولی دیگر باید احترام نگه داریم. بالای منبر، غضب در وجودم شعله‌ور می‌شود. اصلاً کلاً ذات این آدم این شکلی است، حالا این آدم که نه، این موجود این‌جوری هست. ان‌شاءالله!
حالا برگشته و یک لیستی از روایت آورده است. آدمی که خودش بانی بخش عمده‌ای از گرفتاری‌های امروز اقتصادی و سیاسی و دیپلماتیک ماست. دردناکش این است که این چرندیاتی که می‌زنند، یک نفر پاسخ نمی‌دهد. یعنی حوزه، چه می‌دانم، روحانیت، علما، این‌ها کی؟ یک واکنشی نسبت به چه چیزی باید داده شود؟ تأثیرش در جامعه چیست؟ اثرش چیست؟ واکنش را توی حمام که قرار نیست من نشان بدهم، کف جامعه‌ای باید واکنش نشان بدهم.
یک لیستی برداشته، حدیث دارد می‌خواند از امیرالمؤمنین علیه السلام که نمی‌دانم ۲۰ مورد، ۳۰ مورد بود که امیرالمؤمنین این‌ها همه را «عقب‌نشینی کرد به خاطر مردم». اگر ندیدید که چه بهتر. دست بقیه است که نباید ببیند، آن‌ها می‌بیند. اونی که باید ببیند، نمی‌بیند. مفصل حدیث می‌خواند که امیرالمؤمنین علیه السلام به خاطر مردم کوتاه آمد. این‌ها را تا نمی‌دانم... خواندم توی جلساتی به مناسبت... .
ولی این کاری که این آدم دارد می‌کند، جریان تحریف است دیگر. کسی که از کربلا درس مذاکره می‌گیرد، بفهمید چیکاره است! از کربلا درس مذاکره می‌گوید. آقا فرمود: «تا جریان تحریف شکست نخورد، جریان تحریم شکست نمی‌خورد.» مشکلات اقتصادی‌مان ریشه در تحریم ندارد. چرا تحریم کارگر شده؟ جریان تحریف کارگرش کرده. این خیلی مهم است.
ما وقتی در قضیه نظامی خیالمان تخت شد که آقا از بیرون کسی قرار نیست چیزی به ما بدهد، شدیم جزو دو سه تای اول نظامی دنیا؛ چون آنجا جریان تحریفی نبود که رؤی ذهن‌ها رژه برود، اسکی کند. در عرصه اقتصادی ۲۰ سال است هی داریم بدبخت‌تر می‌شویم. یکی چیزی نمی‌گوید برایم که بابا دیگر بس است. دیگر تمام! این گزینه از دسترس خارج می‌شود. این گزینه تا آخر هم می‌رود و شکست هم می‌خورد. از دستور کار می‌رود بیرون. گزینه‌های دیگر می‌آید. موفقیت خودش را نشان می‌دهد. باز دوباره یک تعدادی برمی‌گردند همان گزینه مذاکره، دیپلماسی، تحریم. دوباره باز می‌رویم.
بابا، سه سال آن بنده خدا، آن شهید، چه‌کار می‌کرد که روز اول بهش گفتند: «اگر تحریم‌ها را بردارد رئیس‌جمهور آمریکا باهاش می‌نشیند یک دیداری داشته باشد.» گفت: «نه، تحریم‌ها را بردارد.» الان می‌گویند: «فقط قول بدهیم وقتی داریم مذاکره می‌کنیم، همدیگر را نزنیم. ما حاضریم بنشینیم همدیگر را ببینیم.» تفاوت عقل را شما ببینید. آدم با آدم فرق می‌کند. به جای عموی عباس، عموی حمزه اگر بود، اوضاع فرق می‌کرد.
همه‌شان مثل هم عرضه ندارند، بلد نیستند. الان که یک انتخابات و رأی‌گیری هم هست، آن موقع دیگر انتخابات و رأی‌گیری هم نبود، خود امیرالمؤمنین انتخاب می‌کرد. خودش اشعث را انتخاب کرده بود، مردم بهش تحمیل نکرده بودند این گزینه را. دوباره برمی‌گردانند. بابا، رئیسی آمد، رشد اقتصادی آورد، از منفی ۴ درآورد، واکسن آورد، بدهی دولت‌های قبل را داد، طرح‌های نیمه‌تمام دولت‌های قبلی را اجرا کرد، تا حد زیادی هم مهار کرد تورم را، هیچ هم هیچ پالسی هم به هیچ جا نداد. یک وعده صادق هم ما داشتیم آنجا. ما زدیم. بعدش هم قیمت‌های دلار تغییری نکرد. حالا البته متغیرهای دیگر هم هست. ترامپ هم نبود آن موقع، مکانیزم ماشه هم نبود. این‌ها را قبول!
ولی وقتی جامعه شرطی می‌شود، گرفتار جریان تحریف می‌شود، این دیگر این عنصر تحریم تازه اثرش را می‌گذارد. بابا، این‌ها به این چشم نگاه نمی‌کنند. این جریان تحریف عامل اصلی گرفتاری اقتصادی است. خوب دقت بکنید به نکته‌ای که می‌خواهم عرض بکنم. احتمالاً دیگر بعد این نکته بحث را تمام بکنیم. این خطبه، بخش بیشترش بماند ان‌شاءالله برای جلسات بعدی که از آنجا توضیح می‌دهند.
حالا من برای شما باید چه‌کار کنم، شما برای من باید چه‌کار کنید؟ بحث مفصلی می‌آید می‌گوید که آقا امیرالمؤمنین فلان نماز، رفت سمتش دید مردم نمی‌گذارند، ولش کرد. برای تغییر فلان چیز توی مسجدالحرام رفت سمتش دید نمی‌شود، ولش کرد. فلان قانون قضایی را آمد تغییر بدهد، دید نمی‌شود، ولش کرد. خب، شما هم یاد بگیرید از امیرالمؤمنین. وقتی می‌بینید مردم نمی‌خواهند، ولش کنید. خیلی حرف قشنگی است. کسی که از کربلا درس مذاکره گرفته، از امیرالمؤمنین که به طریق اولی از این چیزها درس سازش و ذلت… که مشخص است گیر کار کجاست.
خوب دل بدهید، خیلی مهم است. این منظور این آدم چیست؟ خوب دل بدهید. منظورش اولاً که این است که امیرالمؤمنین نتوانست، خب شما هم نتوانید. پایه استدلال به چیست؟ پایه استدلال به این است که «ببین، بخش بدن امیرالمؤمنین فلج بود در عرصه حکمرانی». ببین، مثلاً امیرالمؤمنین، بر فرض حکومت امیرالمؤمنین، تعبیری که کردم، حکومت امیرالمؤمنین حکومت فلجی بود. مردمی که باید کار او را راه‌اندازی کنند، بار او را بردارند، پای کار نیستند. این بدن همراهی، بدن معلول، بدن فلج چه شکلی است؟ مغز دستور می‌دهد، مغز به این دست دستور می‌دهد که این لیوان را بگیر. دستی که پارکینسون دارد، رعشه دارد. پیش دکترها هم اینجا یک دکتر، آن‌ور یک دکتر دیگر. حرف زدن سخت است وقتی بدن رعشه دارد، بیماری دارد. آقا، مشکل در اراده طرف که نیستش که می‌خواهد که این لیوان را دستش بگیرد، این بدن، این سیستم اعصاب مشکل دارد. رابطه آن نفس با این بدن درست برقرار نمی‌شود. این ضعف هم مال بدن است. او که اراده کرده است، مگر او دلش می‌خواهد که مثلاً این لیوان هی تق‌تق تکان بخورد؟ همین چایی بریزد روی پایش؟ مشکلی ندارد. فرمانش را هم داده است. این بدن مشکل دارد.
این احمق چی می‌گوید؟ می‌گوید: «ببین، دست امیرالمؤمنین رعشه داشت، پای حکومت امیرالمؤمنین فلج بود. یاد بگیرید شما هم فلج باشید، چرا راه می‌روید؟» خیلی سنگین است این حرف. خیلی جالب است، دارد الگوسازی می‌کند از نافرمانی مردم، از ضعف مردم، از نکول نکردن مردم نسبت به امر ولی. یک جماعتی را هم علم می‌کند که خب، این‌ها طبعاً نمی‌خواهند، سفارش نکول دارند، زیر بار نمی‌روند. این‌ها را تبدیل می‌کند به مردم. این‌ها را می‌کند اکثریت. هم تأکید روی رفراندوم، نظر همه را قالب کنیم. رفراندوم که کاری ندارد. تا وقتی همراهانی مثل تو هستند که راحت می‌شود رفراندوم‌های بعدی را مدیریت کرد. با کارنامه‌های خالیتان رأی می‌آورید. سر لهجه و سی سال ازدواج نکرده و این‌ها. این‌ها تبدیل به رزومه وقتی می‌کنید، چیزهای دیگر که کاری ندارد درست کردن رفراندوم را. بردن مهندسی کردن افکار عمومی توی انتخابات، این‌ها می‌شوند مردمش. این هم می‌شود خواسته مردمش. خواسته اکثریت. بعد شما تن بدهید به این اکثریت. از چی این‌ها را در می‌آورد برایت؟ از تاریخ امیرالمؤمنین و روایت صحیح‌السند در کتاب اصول کافی، صفحه فلان آمده… اینکه فرمود: «علمای آخرالزمان بدترین جماعت آخرالزمان‌اند.» این‌ها را دارد می‌گوید.
اونی که مسجد آتش می‌زند که در برابر این حرام‌لقمه‌ها چیزی به حساب نمی‌آید. آن‌ها زاییده کار اینان. آن‌ها توی نجاست این‌ها دارند غوطه‌ور می‌شوند. آن‌ها در اثر نجاست و کثافت این‌ها تولید شده‌اند. «ظاهر مردم، باطن مسئولین»، به تعبیر آیت‌الله جوادی آملی. اونی که بسیجی آتش می‌زند، این ظهور آن باطنیه که از کربلا درس مذاکره گرفته. اون همان کینه و نفرت است که پشت یک عمامه خوش‌گل و یک ریش قشنگ قایمش کرده و پشت حدیث قایم کرده، پشت نهج‌البلاغه قایم کرده، پشت کربلا و مذاکره، درس کربلا و چه می‌دانم حدیث امیرالمؤمنین. این خیلی وحشتناک‌تر است، ترسناک‌تر است. یک فهم دیگری می‌خواهد تشخیص این.
این دارد آن بخش‌های نارسایی حکومت امیرالمؤمنین را تبدیل به الگو می‌کند. آنجایی که ناله امیرالمؤمنین بلند است، کمرش شکسته، می‌گوید: «یاد بگیر تو هم کمرت بشکند. تو برای چی رو پایی؟ سواری داری، راه می‌روی؟ برای چی چرخ حکومتت می‌چرخد؟» حالا یک جماعتی هم تن داده‌اند، پا داده‌اند، پا شده‌اند. برای این حاکمیت دارد پیش می‌رود با همه مشکلات و گرفتاری‌ها. این‌ها که توی محاسباتش نیست. تجلیلی که نسبت به این‌ها ندارد، تقویتی برای این‌ها ندارد. نمی‌خواهد آن‌ها را به این‌ها ملحق کند. نمی‌خواهد این‌ها را قوی کند. نمی‌خواهد از میدان… اسمش چیست؟ اسمش چیست؟ این چیزی غیر از اونی است که عمرو عاص می‌خواست؟ این آدم چیزی غیر از عمرو عاص زمان است. چه‌کار؟ می‌تواند برندسازی کند برای فلج کردن حاکمیت امیرالمؤمنین، از اسم قرآن برندسازی کند، از اسم امیرالمؤمنین، روایت امیرالمؤمنین. چه فرقی می‌کند؟ نمی‌دانم، می‌توانم حرفم را برسانم یا نه.
بعد هیچ حرفی از این نیست که تحریف چیست؟ نصفش را می‌گوید، نصفش را نمی‌گوید. همه‌اش با اینکه خودش توی حکومت بوده، مسئول بوده، وظیفه دارد، هیچ حرفی از این نیست که مردم هم در قبال حاکمیت وظیفه دارند. همه‌اش حرف از این است که حاکمیت در قبال مردم وظیفه دارد. امروز که مسئولی برگشته گفته: «همین حرف‌ها را می‌زنی، مردم توقع…» خیلی عجیب است! رعایت می‌کنیم، نه فحش می‌دهیم، نه یقه می‌گیریم، فعلاً وسط جنگ. وسط جنگ که دعوا نمی‌کنیم. خر نباش! دعوا نکردن ملازمه با خریت نیست. حواس‌مان جمع است. حالیمان است که کی به کیست، چی به چیست. خر نمی‌خریم.
هیچ حرفی از اینکه آقا، ما وظیفه… بله. اینکه من بیایم بگویم که تقصیر من است، من کوتاهی کردم. مدل آقا می‌ایستد. یک تم جذاب دیگری است. همه چیز را گردن می‌گیرد. تو صفت بعد، تو تناسب که می‌آید، هیچ‌چیز به عهده این نیست. هیچ جایی هیچ نقشی ندارد. تم جذابی است: «ما مسئولین کوتاهی کردیم، تقصیر ما بوده. اگر شما فلان شدید، به خاطر ما بوده.» چهار تا از آن کوتاهی‌هایتان را می‌شود لطف کنی بگویی؟ و بعد می‌شود چهار تا راه‌حلت برای رفع این کوتاهی‌ها را بگویی؟ بعد من همان را می‌خواهم مطالبه کنم. نه! تو الان همین که می‌گویی، همین کارها را کردیم: «توقع مردم را زیاد کردیم. کف خیابان می‌آیند، می‌ریزند اعتراض می‌کنند، آتش می‌زنند.» آن که می‌گفتی: «تقصیر ما بوده.» الان منم که همان را دوباره گفتم که: «من چرا؟» من می‌گویم، بعد می‌گویی: «همین‌ها شده اعتراض.»
چی شد؟ گفتش که بگویم خستگی‌تان در برود. می‌گفت توی قهوه‌خانه نشسته بودند. این داشت پک می‌زد قلیان. او یکی هم داشت قلیان می‌کشید. این رفیقش برگشت گفت: «تو این بدهی‌ات را به ما نمی‌خواهی بدهی؟» گفتش: «بدهی ما چی بود؟» گفتش که: «یک تومن بدهی داری از من، دستی گرفتی.» گفت: «کی؟» گفت: «مثلاً ۶ ماه پیش. این‌ها ۶ ماهه قرار بود بدهی.» گفتش که: «من الان یک تومن به تو بدهی دارم.» گفت: «آره.» گفت: «یعنی تو هم یک تومن از من طلبکاری؟» گفت: «خب من یک تومن به تو بدهی دارم. این به آن در.» گفت: «چی شد؟» گفت: «ببین، خیلی واضح است. من یک تومن به تو بدهی دارم، تو هم یک تومن از من طلب. این به آن در.» این داستان ما مسئولین این است: خوب گردن می‌گیرند این‌ها! بعد قرار است مثلاً مطالبه بکنیم. آنجا که گردن گرفتن، هیچی! هیچی تغییر نکرد. هیچی به هیچی. همان توصف و تناسب است.
گردن گرفتن، عهده‌دار شدن، این نکته مهمی است. این جمله را بگویم و بقیه‌اش باشد ان‌شاءالله جلسات بعد. امیرالمؤمنین می‌فرماید که: «توی عالم فقط یک نفر است که حق یک‌طرفه دارد، آن هم خدای متعال است. ما را خلق کرده.» همان خدا هم، کلمات امیرالمؤمنین، همان خدا هم که حق یک‌طرفه دارد، خودش یک جورایی خودش را ملزم به تکلیف کرده است. مردم از خدا که بالاتر نیستند. درست است آقا! حالا حاکمیت وظیفه دارد، کوتاهی هم می‌کند، هدایت کن. هر کی کوتاهی می‌کند، باشد. الان مردمش هم کجاست؟ ببخشید. الان وظیفه مردم دقیقاً چیست؟ روشن است. توضیحاتی بدهم، مثال بزنم.
یک بخشش این است. همین آقا که گفتم، اشعث زمانه برگشته می‌گوید: «چرا مشکلات پیش می‌آید؟ برای اینکه شما آمدید مهندسی می‌کنید انتخابات را، و خدمت شما عرض کنم که آدم‌های شایسته نمی‌توانند بیایند مسئول بشوند.» اگه شایسته منظورت خودتی که خب، ای کاش همیشه مهندسی بشود و تو نیایی. امثال تو هیچ‌وقت به هیچ جا نرسند. اگر مسئول شایسته این است. یک مغالطه‌ای که داریم: علت جعلی. مغالطه علت جعلی یعنی برای وقایع شما بگردی یک علتی را پیدا کنی به عنوان علت جعلی. فوتبالیست است که بهش می‌گویند آقا چرا باختی؟ «مگه ما همه عزاداریم، حالمان خوب نیست!» یا تا ته آن جایزه هم می‌گرفتی، آنجا دیگر حرف از «ما عزاداریم، حالمان خوب نیست» نبود. بعد عزاداری حالت خوب نیست؟ قبل بازی فکر کنی و بگویی نه. بعد بازی که وایسی ببینی نتیجه چی می‌شود که اگر باختیم، آن موقع «ما عزاداریم». علت جعلی. برو بگرد ببین دور مریض چی پیدا می‌کنی، بگو مریض همان را خورده. تیتاپ است، آنجا کدوی است، فلان است. مریض کدو خورده. هنوز کتاب خورده. چیزی پیدا نکردی؟ چی بود؟ آب‌لمبو خر پیدا کرد. آره. وای! «مریض فکر کنم خر خورده که مریض شده.» علت، یک چیزی باید بالاخره پیدا کنیم دیگر. که این مثلاً از مذاکره آمد بیرون چون فلان امام جمعه توی مشهد مثلاً فلان جمله را گفت. امام جمعه انقدر نقش دارد و اثر جهانی دارد که ما باید دست و پایش را ببوسیم و شما باید کمکش کنید سخنرانی بعدی بتواند چیزهایی بگوید که معادلات بین‌المللی را تغییر بدهد. چقدر بی‌شرفید شما! شما‌ها! نمی‌گویم ها. این می‌شود علت جعلی. علت ساختن. تقصیر فلانی بود چون فلان جا فلان حرف را زد. این چون آنجا آن‌جوری نگاه، که این‌جوری نگاه کرد، این‌ها این‌جوری شدند.
یکی از این مسئولین سابق دیشب همین‌جوری تلویزیون روشن بود. بعد روزگار، مگر صحنه ندیده. یک دوره وزیر خارجه بود. می‌گفتش که: «ما انقلاب کردیم، به جای بسم‌الله الرحمن الرحیم، گفتیم بسم‌الله قاسم الجباری. کشورهای منطقه با ما بد شدند. بسم‌الله الرحمن الرحیم بگوییم.» الان هم باید بسم‌الله الرحمن الرحیم. یعنی عامل این دشمنی‌ها این است. من یک متنی نوشتم. سال ۹۶. آن موقع، به قول امروزی «وایرال» شد. این شهید حججی را که دستگیر کرده بودند، که ذبحش کردند، روی لباسش نوشته بود: «جون چی، خادم المهدیه.» همچین چیزی. یعنی خودش را به عنوان مثلاً نوکر امام زمان معرفی کرد. گفتم: «داستان آمریکا و ایران را تقلیل دادن به اینکه ما مرگ بر آمریکا گفتیم، مرگ بر اسرائیل گفتیم. روی پیراهن ما داعش است، دارد شهید حججی را می‌برد بکشد، بگوییم تقصیر حججی، روی لباسش نوشته خادم المهدی؟» همه این دعوا را تو اون سطح بی‌نظیرش، تو اون سطح گسترده… داعش دیگر کاری ندارد که بوسش هم می‌کند، لپش هم می‌کشد.
این می‌شود علت جعلی. توضیح بدهی آقا، حاکمیت ضعفی دارد، نارسایی دارد، کارهایی باید می‌کرده که نکرده. اول نقش افراد باید مشخص بشود. باید مشخص بشود آقا، این سیاست‌گذاری‌اش غلط بوده یا اجرایش مشکل داشته؟ سیاست‌گذاری‌ها تو عرصه اجرا هم تفاوت‌ها محسوس است دیگر. یعنی توانمندی‌ها مختلف است. حتی فلان فرمانده نظامی فرق می‌کند با اون یکی فرمانده. تعارف که نداریم. بابا، حاج قاسم یک شخصیت بی‌نظیری بود. آقا فرمود: «اگر بود، من تا ۱۰ سال دیگر هم، اگر من بودم و شرایط بود و قاسم سلیمانی زنده بود، تا ۱۰ سال…» بله، چیزی که زیاد است در سپاه پاسداران، آدم فدایی ولایی درجه یک است. ولی همه قاسم سلیمانی نمی‌شوند. این یک چیز واضحی است. یک توانمندی‌هایی دارد، یک نبوغی دارد، یک ابتکاراتی دارد. همه حاجی‌زاده نمی‌شوند. خب، الان مثلاً توی مملکت که ما موشکی شدیم، رهبر انقلاب آمده مثلاً این موشک‌ها را لانچر گذاشته، پرت کرده. رهبری به آن‌ها گفته که سیاست‌گذاری کرده: «بروید موشک بزنید، بروید نقطه‌زن بشوید.» این سیاست ایشان گذاشت. اصلاً طرح بچه‌های هوافضا این نبود که همه سرمایه‌گذاری روی موشک باشد. آن هم موشک نقطه‌زن، بالستیک نقطه‌زن. تأکید ایشان بوده.
همین آدم آنجا می‌گوید: «آقای دلار را از بین ببرید.» آنجا می‌گوید: «تولید را افزایش بدهید.» آنجا می‌گوید: «جنس قاچاق وارد کشور شد بیاریم جلو چشم ملت آتیشش بزنیم.» شما پتروشیمی با دلار دارد اداره می‌شود. قیمت‌های داخلی را خودت داری با دلار تنظیم می‌کنی. دلارتم تلگرام دارد واست تعیین تکلیف می‌کند. نقش کیست؟ سیاست‌گذاری اشتباه؟ یعنی ایشان گفتش که: «بروید دلاری بفروشید؟» بعد رفتید چوبش را خوردید. شما چرا تو عرصه نظامی موفقی؟ رهبری آمده واست مثلاً پهپاد ساخته؟ پهپاد هوا کرده؟ پهپاد تست کرده؟ یا فقط سیاستش را گذاشته؟ روشن است چی دارم می‌گویم؟ آنجا یک آدمی است توی آن قطعه، آن بدن دارد فرمان می‌گیرد. دستت سالم است، دارد می‌گیرد. از مغز کار می‌کند. امیرالمؤمنین وقتی اطاعت نمی‌شود، دیگر چه نظری، چه حرفی؟
آقا، امیرالمؤمنین است. تو باید گوش بدهی اجرا کنی. منطق بنی اسرائیل که ای شیعه، تو که می‌شوی یهودی! «اذهب أنت و ربک أنا هاهنا قاعدون.» این حرف آن‌هاست. خودت با خدا برو حلش کن. آقا، مشکلات اقتصادی شما‌ها نقش دارید. دارم می‌گویم دیگر: آقا، جنس خارجی نخر وقتی مشابه خوب با کیفیت داخلی دارد. نخر. از تولید داخلی حمایت کن. اسراف نکن. اصلاح الگوی مصرف. این‌ها را کی گفته؟ ایشان. تحریم‌ها مال سال ۹۰ مصرف مال سال ۸۷-۸۸ قبل از ایشان. گفت آقا، دشمن دارد برنامه‌ریزی می‌کند تو عرصه اقتصادی ما را فلج کند. از الان خودتان را آماده کنید. تقصیر کیست؟ بعد ۵ سال بفهمد که باید چه‌کار کند. از قبلش می‌دانسته، دست طرف را خوانده.
خب این برگه را کی باید تکان بدهد؟ تکان نمی‌دهد، اعتقادی ندارد. بعد ۸ سال که گند زده، بهش می‌گویند افکار عمومی محاکمه‌اش کردی شما به عنوان مردم؟ نقشت را در قبال محاکمه‌ای انجام دادی؟ همه‌اش کار حاکمیت است؟ همه‌اش کار قوه قضاییه است؟ بگیرد اعدام کند؟ شما مردم وسط کار چه کار می‌کنید؟ تو اجرا، تو نظارت، تو بازخواست، تو توبیخ، خیلی مهم است. «مردمی شدن دولت» یعنی این. شعار بدهی، عکس بگیری، قربان صدقه بروی، پروفایلت را از ۶۰ طرف عکس آقا باشد. این که خیلی خوب است. ثواب هم دارد. ان‌شاءالله بهشت هم می‌روی، عاقبت به خیر هم می‌شوی. مسئله حاکمیت با این چیزها حل نمی‌شود. مگر قربان صدقه امیرالمؤمنین کم می‌رفتند؟ مگر فدایی کم داشت؟ کی می‌شد علی را ببیند عاشقش نشود. آدم کم داشت؟ یار کم داشت؟ کسی که بار به دوش بکشد نداشت. آن بار به دوش کشیدن داستان دارد.
رئیسی آمد وسط میدان. چه بلایی که سر این بنده خدا درنیاوردند! روز و شبش را به هم دوختند. اجدادش را جلو چشمش آوردند. یک آیه‌المسواک توی عرصه تبیین آمد وسط. چه‌کارش که نکردند. همین است. فرمود هرکی می‌آید، هرکی پرچم من را بلند می‌کند، خودش را برای فقر و نداری و بلا و گرفتاری باید آماده کند. کلام امیرالمؤمنین: «فستعد للبلاء جلباباً». یک لباسی برای بلا باید تنش کند. این است. با علی می‌خواهی باشی، این‌جوری است. بار علی را می‌خواهی برداری، این را؟ مگر شیاطین ولت می‌کنند؟ هرچی به او نزدیک‌تر، هرچی کنش تو مهم‌تر، تاثیرگذارتر، آسیب آن‌ها برای تو بیشتر. شیاطین جن نه، شیاطین انسش. خودت را بتوانند بزنند، خودت را (مادی، غیر مادی البته آن هم مادی می‌شود)، خودت را نتوانند بزنند، همسر تو را نتوانند، بچه‌ات را نتوانند، همکارت را. ولت می‌کنند مگر؟ یک جایی عقب‌نشینی می‌کنی. کم! این استقامت می‌خواهد. پدر آدم در می‌آید. کسی می‌تواند این علم را بردارد که اهل بصر و اهل صبر باشد. بحث مفصل.
این نکته کلیدی البته. مردم ما مردم بی‌نظیری هستند، ولی تو خیلی از مسائل ما نقص‌مان این است که خوب شفاف توضیح ندادیم که الان نقش مردم توی این عرصه چیست؟ از این ظرفیت مردمی باید چه جوری استفاده کرد؟ مردم چه شکلی باید بیاوریم پای کار؟ مردم را با وظایف خودشان آشنا کنیم. سهم‌شان، توصف، سهم‌شان توی مسائل روشن باشد. گرفتاری اقتصادی بعد مشخص بشود توی این کیک گرفتاری و بلا و بدبختی هرکی چقدر سهم دارد. چقدرش به چی برمی‌گردد؟ همه‌اش مال دلار است؟ همه‌اش مال تحریم است؟ یا هزار تا عامل است؟ از آن هزار تا، صد تا، ۵۰۰ تایش دست من و شما‌ها است. می‌آید علت جعلی درست می‌کند. می‌گوید: «به خاطر بودجه است که مثلاً فلان‌قدر دادند به حوزه علمیه.» دیدید دیگر این کارهایی که می‌کنند. ایام بودجه که می‌شود دو تا آمار در می‌آید، همه را حساس می‌کند که مثلاً به جامعه‌المصطفی که این برای شما افزوده فرهنگی آورده، تولید قدرت کرده، تولید فکر کرده، برات نیرو جذب کرده. توی دنیا، خیلی از… دیگر سربسته می‌گویم، خیلی از این تحریم‌هایی هم که شما توی دنیا دور می‌زنید، همین جامعه‌المصطفی برات این کارها را می‌کند. معرفی می‌کند، می‌گوید: «این‌ها می‌آیند اینجا می‌خورند و پول‌هامان را هم می‌برند.» این داستان این است. اینکه حل نمی‌شود.
عرضم را تمام کنم. خسته شدید، ببخشید. حرف‌ها را بلد هستید همه‌تان، ولی به هر حال گفتنش مهم است. خصوصاً اینکه کلام امیرالمؤمنین، منطق حکمرانی امیرالمؤمنین یعنی این قاعده. وقتی سوار نباشد، کار امیرالمؤمنین هم پیش نمی‌رود. حکومت امیرالمؤمنین هم باشد، زمین می‌خورد. ولی مردم ما انصافاً فوق‌العاده‌اند. با همه کاستی‌هایی که هست، حالا چرا بین مسئولین‌مان، تو عموم مردم، از بنده گرفته تا بقیه، هرکی بالاخره یک نقصی کم و کاستی دارد، ولی وفاداری این مردم، پاک‌کاری این مردم، حوصله و تحمل و صبر این مردم، استقامت‌شان واقعاً توی دنیا و در تاریخ بی‌نظیر است. من فکر می‌کنم ما توی تاریخ جماعتی مثل این‌ها، این مردم فوق‌العاده، تا به حال داشتیم و دیده باشد تاریخ به خودش.
توی این راهپیمایی ۳۰ میلیون نفر، توی این اوضاع اقتصادی، توی این وضعیت، توی این گرفتاری، اینترنت قطع بوده دو هفته، چقدر، چقدر مردم از نان خوردن افتادند. طبیعی است مشکلات است دیگر. طبیعی است که یعنی می‌خواهم بگویم این‌ها مشکلاتی است که واقعیت دارد و باید بپذیریم و به این معنا می‌گویم طبیعی. این‌ها مردم دلخورند از حاکمیت، دلخورند از مسائلی که پیش آمده، دلخورند از حکمرانی اقتصادی و سیاسی، دلخورند. ولی وقتی می‌فهمند که آقا، به حضورشان نیاز است، «امنیت این مملکت را حضور من تامین می‌کند.» نقشش را می‌داند که من الان نیایم این جمع نمی‌شود. ۲۲ دی من نیایم اوضاع همین است. ۲۲ بهمن من نیایم دشمن حمله می‌کند. وقتی سهمش را می‌فهمد… چون توی همان جنگ ۱۲ روزه، دید مردم آمدند پای کار، اطلاعات جمع کنند. اطلاعاتی که انقدر قوی است، نیروی امنیتی که انقدر قوی است، مردم پای کار نباشند این هم کاری نمی‌تواند بکند. چند هزار تماس گرفته بودند با اطلاعات سپاه، مردم. بخش عمده اینکه داستان جمع کرد، اطلاعات مردمی بود. توی همین قضایای اغتشاشات، اطلاعات مردمی بود، کمک مردم بود. شب دوم اغتشاشات، مردم از مساجد ریختند بیرون، توی مسیر اغتشاشات، بخش عمده از این اغتشاش‌ها حل شد. «حضور مردم» این است. اثرش این است. فوق‌العاده است. اینکه می‌گوید: «ستون دین‌اند»، منظورش این است.
هرچی هوای نفسش گفت خدا در برابر توحید و نبوت و نه ستون دیگه داره به اسم هوای نفس مردم، هرچی مردم بخوان. همین یارو که تحریف می‌کنه همه چی این هم گفته بود در تتلو میمون، اسمش نفهمی نیست، اسمش چیزهای دیگر است. این مردم این‌اند. اصلاً مردم اینان. این‌ها بار را روی دوش گرفتند. این‌ها نقششان را فهمیدند. این‌ها بی‌نظیرند. تو با کی داری مقایسه می‌کنی و تطبیق می‌دهی؟ این‌ها را داری با مردم کوفه مقایسه می‌کنی؟ بعد از آن‌ها داری الگوسازی می‌کنی برای اینکه این‌ها را منطبق با آن‌ها اداره کنی؟ تو دیگر چقدر نفهمی! مردم با کی مقایسه؟ بدیل ندارند. این مردم در تاریخ. یک فیلم از رهبر انقلاب درآمد. ایشان ایستاده به مردم خطاب کرد که توش خود این زبان بدن کلی پیام داشت. تازه نه حکم بود، نه فرمان بود. حتی درخواست به آن شکل بود به این بیان که مثلاً مردم دشمن را مأیوس می‌کنند و این‌ها، مطالبه و درخواست و دست دراز کردن به این شکل نبود. خیلی از موضع احترام و قدرت ایشان صحبت کرد با مردم. چقدر مردم گفتند آقا ما همین که دیدیم ایشان ایستاده دارد با ما صحبت می‌کند و درخواست می‌کند، پا شده. خیلی حرف است. این را که آدم می‌بیند تازه بخش‌هایی از این داغ تاریخی مظلومیت غربت اهل بیت برای آدم زنده می‌شود.
امیرالمؤمنین از این‌ها درخواست می‌کرد. فرمود: «من شب بهتون جدا می‌گم، روز بهتون جدا می‌گم، به جمع‌تون جدا می‌گم، به فردتون جدا می‌گم. هرکدوم‌تون یک بامبولی در می‌آورید. کاش هیچ‌وقت ندیده بودمتون. هیچ‌وقت نمی‌شناختم. کاش خدا منو از شماها بگیره. یکی مثل خودتون بهتون بده. شماها را از من بگیره بهتر از شما بهم بده.» مظلومیت امیرالمؤمنین را شما ببینید. از این، رهبر شما کامل‌تر و عالی‌تر دارید. مردم وقتی نیستند این‌جوری می‌شود. مردم وقتی هستند، سلاله طیبه این‌جور با اقتدار با دنیا صحبت می‌کند. این اقتدار را کی به او می‌دهد؟ مردم. توی انواع و اقسام فشار گرفتاری مشکلات، چه فهمی دارند؟ این مردم چقدر این‌ها فوق‌العاده‌اند! رو دست نمی‌خورند، رکب نمی‌خورند، حواسشان جمع است. هرچه را رو می‌کند این فرعونی شیطان، هر مدلی که می‌زند، بی‌نظیرند این‌ها.
دو خط روضه بخوانم. شب جمعه است. شب جمعه آخر ماه شعبان در آستانه ماه رمضانیم. حالا امشب وقت نشد از ماه رمضان بگیم، ان‌شاءالله توی جلسه دیگر در مورد ماه رمضان بیشتر صحبت خواهیم کرد. ماه شعبان هم ماه امام زمان، هم ماه امام حسین علیهم السلام. خیلی رمزآلود است این ارتباط. آدم‌هایی را می‌خواهد امام زمان از جنس آدم‌های امام حسین. خیلی این‌ها شبیه هم‌اند. به هم منطبق است. چه امتحان‌هایی خدا توی ماه شعبان از ما گرفت؟ ان‌شاءالله که سربلند بوده باشیم. دم این مردم گرم انصافاً و حقاً. رهبر انقلاب از یک‌یک شماها تشکر می‌کنم. دل ایشان شاد شده از این کاری که مردم کردند. بی‌نظیر بود. بنده خودم توی قم تا حالا راهپیمایی ۲۲ بهمن انقدر شلوغ ندیده بودم. بی‌نظیر بود این صحنه‌ها. جنگ ۱۲ روزه نماز جمعه، بی‌نظیر بود این صحنه‌ها. آدم‌هایی را آدم توی نماز جمعه می‌دید که یقیناً برای اولین بار آمده بودند. وقتی می‌فهمیدند به حضورش نیاز است.
شما مقایسه کنید با آن وقتی که فاطمه زهرا دونه به دونه این خانه‌ها را در می‌زد. شب می‌آمد در می‌زد. محل نمی‌گذاشتند. یک فرزند فاطمه غیر حضوری با تصویر از دور درخواست کرد این‌جوری ریختند مردم به حمایت، به ابراز عشق. ای کاش این مردم بودند در مدینه. ای کاش این مردم بودند در کربلا. اونی که امام حسین کم داشت این بود: این ملت ایران بودم. این جماعت ۲۲ بهمن بودند. اگر این‌ها بودند گودال قتلگاه نمی‌شد. یک روضه ۲۲ بهمنی بخوانم برایتان. توی این شب جمعه آخر ماه شعبان رهبر انقلاب یک پیام ایستاده داد. این‌جور ملت ریختند به عشق آقا. آمدند. امام حسین آمد توی میدان. فرمود عمامه پیغمبر را به سر گذاشتم: «به حرمت این عمامه با من نجنگید.» قبول نکردند. «مصحفی را درآورد، روی سر باز کرد، فرمود: این قرآن را واسطه کردم، به خاطر این قرآن از این معرکه از این میدان بیرون بیایید.» عجیب است. توی جنگ آهنگ با امیرالمؤمنین قرآن را به نیزه زدند. یک عده گفتند: «ما با قرآن جنگ نداریم.» اینجا امام حسین قرآن دست گرفت. خیلی عجیب است. مصحف را دست گرفت. دید نه! این‌ها قانع نمی‌شود. اینجا دارد من چند خط خیلی نمکین مقتل می‌خوانم. نمی‌روم تو دل مقتل. اگر بروم تو دل مقتل، گرفتار می‌شود. راوی دارد که همین که پشت کرد برگردد سمت خیمه‌ها، یک تیری آمد صاف نشست به پشت امام حسین، به کتف امام حسین. تیراندازی کردند بهش. رفت خیمه چه‌کار کرد؟ فرمود: «ناولونی ولدی.» فرمود: «آن شیرخواره منو بیارید.» علی اصغر را دادند به امام حسین علیه السلام. می‌خواهد حجت کند. می‌خواهد آن حرف نهایی را بزند. قیامت احتجاج کند. تا آخرین تیری که دارد برای هدایت استفاده کند. بچه را دست گرفت رو به این جماعت فرمود: «اگر به من رحم نمی‌کنید، اگر منو دشمن می‌دانید، اگر خون مرا حلال می‌دانید، مباح می‌دانید، این بچه جرمش چیست؟ این چه‌کار کرده؟ الانم تشنه است. الا ترونه کیفت الزا عطشاً.» ببینید این بچه از عطش دارد به خودش می‌پیچد. دارد دست و پا می‌زند. به تعبیر برخی حضرت فرمود: «خودتان ببرید سیرابش کنید. فکر نکنید بچه را سپر برای خودم آب بگیرم. خودتان ببرید سیرابش کنید.» چی بود اوضاع؟ چی شد؟
خدایا، این ملت ایران من یک کاری کردند تحمل این روضه‌ها را نداریم. اصلاً برایمان قابل فهم نیست. قابل پذیرش نیست. بچه شیرخواره خودتان سیرابش کنید. یکهو نگاه کرد دید سر بچه را فضا. «به حد طفل من العُذن الی الذَن و من الورید الی الورید» دید از رگ این‌ور تا رگ آن‌ور کامل بریده است. از گوشه این طرف تا گوشه آن طرف بریده است. سر بچه آویزان روی زمین. فدای مظلومیتت یا اباعبدالله. راوی می‌گوید: «دیدم دست گذاشت زیر این خون بیرون می‌زد. هی این خون را جمع می‌کرد به آسمان.» خدایا تو شاهد باش. هرچه می‌شد کردم. خدایا این مظلومه. این‌ها شاید حتی در مورد من عضو حزبیشان پذیرفته، اثر جنگ روانی روی این‌ها پذیرفته بود. منو مرتد می‌دانستند. منو خارجی می‌دانستند. کودتاچی می‌دانستند. طغیانگر می‌دانستند. تا اینجا هم شاید می‌شد عضو این‌ها را قبول. ولی این بچه چه عضوی دارد؟ این بچه چه‌کار کرده بود؟ ای کاش فقط به این بچه بی‌محلی می‌کردند، آب نمی‌دادند. آخه این بچه را با تیر؟ ای کاش این بچه را با تیر می‌زدند. بچه را با سه‌شعبه زدند.
«اَللّهُمَّ الْعَنْ ظالِمي الْفَاطِمَةِ الزَّهرائَ و أَولادِهَا» یا «علی لعنة الله علی الظالمین ظلموا»
خدایا، به آبروی امام حسین و عظمت این بزرگانی که در ماه شعبان متولد شدند، به فضل و کرمت در فرج آقامون امام زمان تعجیل بفرما. قلب نازنینش از ما راضی قرار بده. عمر ما را نوکری حضرتش قرار بده. نسل ما را نوکران حضرتش قرار بده. اموات، علما، شهدا، فقها، امام راحل، ضمن حقوق، ضمن ملتمسین اصحاب، سر سفره با برکت امام حسین مهمان بفرما. شب اول قبر امام حسین به فریادمان برسان. شر ظالمین را به خودشان برگردان. خدایا، آمریکا و اسرائیل را به فضل و کرمت نیست و نابود بفرما. رهبر عزیزمان را حفظ و نصرت عنایت بفرما. منافقین و خائنین داخلی، در هر لباسی هستند، به هر شکلی که خیانت می‌کنند، بعد از رسوایی نابودشان بفرما. خدایا، به فضل و کرمت این مردم رو به بالاترین عنایات و تفضلات تاریخی خودت که برای بهترین مردمان تاریخ کنار گذاشتی، نائل بفرما. چشم ما را به جمال دلربای امام زمان و حاکمیت مطلقش روشن بفرما. هرچه گفتیم و صلاح ما بود، هرچه نگفتی و صلاح ما می‌دانی برای ما رقم بزن.
«بِنَبِیِّهِ وَ آلِهِ.» رَحِمَ اللهُ مَن قَرَأَ اَلْفَاتِحَهَ مَعَ اَلصَّلَوَاتِ.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات حاکمیت مردم

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00