عبودیت خدا ، عبودیت شیطان

عبودیت خدا عبودیت شیطان

00:45:19
19

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد. علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.

نکته بسیار مهمی که گاهی به نظر می‌رسد در مباحث فرهنگی از آن غفلت می‌شود یا تغافل می‌شود، این است که غایت کار فرهنگی کجاست؟ ما قرار است به کجا برسیم؟ خروجی فرهنگ درست چیست؟ آخر ختم به چه می‌شود؟ ما قرار است چه‌کار بکنیم؟ به کدام سمت می‌خواهیم برویم؟ آخر قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ نه وقوع خارجی که حالا مثلاً تصور بکنیم ظهور امام زمان می‌خواهد اتفاق بیفتد. خود ظهور قرار است چه اتفاقی را رقم بزند؟ ظهور برای چیست؟ غایت ظهور چیست؟ جنگ ما با دیگران سر چیست؟ تمدن ما با تمدن دیگران تفاوتش چیست؟ گاهی احساس می‌کنم این بحث واقعاً جایش خالی است. خصوصاً اگر بخواهیم از زاویه قرآن به این مسئله نگاه بکنیم، خیلی بحث مظلوم و غریبی است. غایت فرهنگی ما کجاست؟ نقشه راه ما چیست؟ ما قرار است چه اتفاقی برایمان بیفتد؟ اگر چه اتفاقی رخ داد، می‌گوییم کار فرهنگی ما ثمره مطلوب داد؛ اگر اتفاقی رخ نداد، می‌گوییم کار فرهنگی ما بی‌ثمر بود. ما اصلاً قرار است برویم در مدارس، در دانشگاه‌ها، کف خیابان، چه اتفاقی را رقم بزنیم؟ چه‌کار بکنیم؟ دیگران این‌همه کار می‌کنند، ما قرار است چه‌کار بکنیم که بگوییم حالا این درست محقق شده؟ ما مشکل داریم؛ چون گاهی این نقطه مطلوب را ما نداریم.

من و شما بچه‌حزب‌اللهی هستیم، می‌رویم همین ابزارها را دست می‌گیریم، آخر خروجی‌اش می‌شود یکی مثل قبلی‌ها؛ یک ورژن جدیدتر و حزب‌اللهی‌تر و خوشگل‌تر از همان قبلی‌ها را می‌دهیم بیرون. نیروی مذهبی، تسبیح به دست و هیئتی می‌آید، می‌شود همان یکی‌های قبلی که رفتند و خراب کردند. سینما و سیاست هم همین‌طور. چه اتفاقی بیفتد؟ دو تا جریان در این عالم، خدای متعال به‌شدت اصرار دارد این‌ها را برجسته بکند و به‌شدت این دو تا در فضای گفتمانی: یکی جریان رسالت اولیا خدا و رُسُل و انبیا؛ یکی هم جریان شیطان. خدای متعال به جریان شیطان اصالت داده، رسمیت داده، جدی از آن حرف می‌زند. خیلی سمبولیک گرفتیم، خیلی شوخی گرفتیم. مسئله شیطان ادبیات ما نیست. ادبیات داستانی ما در مورد شیطان بحثی ندارد، بعد تبدیل می‌شود به یک مسئله خرافی، خرافات. بعد فیلم می‌سازند از شیطان ملعون، مضحکه می‌شود موضوع شیطان. شیطان حرف بزند، یلّه‌زنی، بعد می‌رود در خیابان، مرد می‌شود. جفتش نبوده، شیطان بوده. آن یکی نمی‌دانم چشم آن استادش را عمل می‌کند، چشم برزخی پیدا می‌کند. فیلم‌های شیطان... با مسئله بیشتر شوخی می‌کنی! بابا، مسئله شیطان در ادبیات ما می‌شود: "شیطونی نکن پسر، بشین سر جات!" در کتب درسی ما شیطان نیست. اصلاً شیطان مگر واژه علمی است؟ در مورد شیطان در بحث علمی بحث می‌کنیم. یک واژه است. یک وقتی حالت معنوی داریم در مورد شیطان. یک جاهایی، یک وقت‌هایی سمبولیک صحبت می‌کند. به معنویت حج و این‌ها که می‌رسیم، صحبت می‌کنیم. به رَمْیِ جَمْره که می‌رسیم، یک چیز سمبولیکی می‌گوییم: "سه تا شیطون را سنگ بزن." ادبیات داستانی کودکان، قصه برای بچه‌ها داشته باشیم، بگوییم: "سه تا یکی زد، دو سه." نکته خاصی مواجهه ما با شیطان این است.

خدای متعال چطور گزارش می‌دهد درگیری ما با شیطان را؟ "عدوٌّ مبینٌ" (دشمن آشکار). من می‌دانم، دشمن بگیر این را. این دشمن است. شوخی نکن باهاش. دشمن واقعاً دشمن است. دشمن بگیر. "فاتخذوه عدواً". آقای رسانه‌ای، آقای فرهنگی‌کار، دشمن بگیر. آقای معلم، آقای طلبه، دشمن بگیر. ابلیس دشمن است. احساسش کن. با او درگیر باش. همین جاست. چقدر ما الان باور داریم شیطان اینجا هست؟ چقدر باور داریم الان در جمع ما هست؟ "والتی هی احسن". با هم حرف می‌زنی، بهترین حرف را بزن. شیطانی بغل نشسته، بهترین حرف را نزنی، سوءاستفاده می‌کند. در زندگی شیطان هست. اشاره با همسرت خلوت کردی، شیطون همانجا هم هست. در آن نطفه هم مشارکت می‌کند. "شارِکْهُم فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلاد". کجاست این حرف‌ها بین ما؟ شیطان کیست؟ در درگیری با شیطان، پوست و خون ما در گردش است، دارد کار می‌کند. "فاتخذوه عدواً". درگیری‌اش با تو سر چیست؟ این‌همه هست، با چه کار دارد؟ با یک چیز کار دارد. یک چیز، یک کار فقط دارد. یک چیز می‌خواهد. "لاََقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ".

مشکل دارم، صراط مستقیم. پیغمبر هم با یک چیز کار دارد: "إِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ". کار فرهنگی یعنی چه؟ هدایت به سمت صراط مستقیم. خروجی یعنی چه؟ خروجی باید در صراط مستقیم دربیاید. تمدن اسلامی یعنی چه؟ یعنی بروز صراط مستقیم. تمدن شیطانی یعنی چه؟ یعنی درگیری با صراط مستقیم. دو تاست. دو تا دین است. بسم الله الرحمن الرحیم. "قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ". شما نمی‌گویم‌ها، دارم می‌خوانم. خطاب به شما دارم می‌خوانم، نه شما مخاطب آیه. یعنی شما مخاطب قرآن. "قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ". ترجمه کنید: کافرون. ما به که می‌گوییم کافر؟ بهترین عبارت درست: لائیک. "قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ. لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ". نمی‌پرستم آنچه را که می‌پرستید. کافران، شما دارید چیزی را می‌پرستید، من آن را نمی‌پرستم. "وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ". شما هم نمی‌پرستید آنچه را من.

چرا دوباره می‌گوید من نمی‌پرستم؟ فرصت نیست، باید رفت المیزان ذیل آیه "فاستقم کما امرت" آنجا باید بحث کرد.

من نمی‌پرستم آنی را که شما می‌پرستید. آخر حرف آخر بفرمایید: "لَکُمْ دِینُکُمْ" آقایان کفار، "لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ". من هم دینی دارم. "لَکُمْ دِینُکُمْ". دو تا دین با هم درگیرند. نگویید یک دین با یک بی‌دینی درگیر است. یک تمدن با یک لاتمدن درگیر است. نه، دو تا دین با هم درگیرند. دو تا جریان عبودیت با هم درگیرند. دو تا صراط با هم درگیرند. روزی شصت بار داریم می‌گوییم دیگر: "صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ". دو تا صراط است. صراط مُنْعَمٌ عَلَیْهِم و صراط مَغْضُوبٌ عَلَیْهِمْ. یک صراط، صراط مستقیم. "اهدنا الصراط المستقیم". توضیح می‌دهد صراط مستقیم، صراط مستقیم، "صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ" همان صراط مُنْعَمٌ عَلَیْهِمْ، نه صراط مَغْضُوبٌ عَلَیْهِمْ. دو تا صراط است. دو تا دین است. دو تا عبودیت است. تهش می‌شود دو تا تمدن، دو تا فرهنگ، دو تا عبودیت. دو تا عبودیت. دو نفر داریم در عالم. یکی خداپرست است، یکی شیطان‌پرست. طرف که واژه‌ها به لجن کشیده شده، شما باید ضدمسیح بشوی، صلیب برعکس بندازی، ۶۶۶ داشته باشی علامتش، بعد نمی‌دانم انگشتر کدام انگشتت کنیم. این می‌شود شیطان‌پرست. خب، حالا من نمی‌شود این کارها را نکنم. زیر بار صراط مستقیم هم نروم، آن چیست؟ یک انسان محترم، عزیز، دوست‌داشتنی شیطان‌پرست؟ "یَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّیْطَانَ إِنَّ الشَّیْطَانَ کَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِیًّا". حضرت ابراهیم به پدرش آزر چی گفت؟ عمویش یا به قول قرآن پدرش: "یَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّیْطَانَ". پدر جان، شیطان‌پرست نباش. یک وقت صلیب آتش می‌زده، کلیسا آتش می‌زده‌ها، شیطان‌پرست. پدر حضرت ابراهیم. بالاتر از این، سوره مبارکه یاسین. "یا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ". من از شما عهد گرفتم وقتی شما را خلق کردم، عالم میثاق، عالم ذَر. هر چه، من را به‌عنوان رب قبول داری؟ "شَهِدْنَا عَلَى أَنفُسِکُمْ". خودتان را برای خودتان شاهد گرفتم. گفتم رب قبول داری من را؟ شما چی گفتین؟ "قَالُوا بَلَىٰ". این یکیش. دو تا عهد گرفت. عهد دوم چی بود؟ "یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ".

مسئله این‌قدر جدی است. شیطان‌پرستی در ادبیات گفتمانی ما. شیطان کجایش است؟ در ادبیات سیاسی ما شیطان کجایش است؟ ادبیات سیاسی امام بود. نام شیطان، شیاطین. آمریکا شیطان بزرگ. "با شیطان مراقب باشید. شیطان در مملکت وسوسه نکند مسئولین را به جان هم." نه! همه‌اش با شیطون کار داشت. ما با همدیگر کار می‌کنیم. اصلاً کار نداریم شیطون هم این وسط هست. اصلاً نمی‌دانیم شیطون دارد در تشکل ما کار می‌کند. از یک جایی بروید بخوانید خطبه قاصعه را. شیطان صحبت کرده است. بزرگ‌ترین خطبه نهج البلاغه. من نمی‌دانم امیرالمؤمنین کجا سخنرانی کرده است؟ فقط از روی آن برایتان بخوانم چهار ساعت طول می‌کشد. کدام سخنرانی امیرالمؤمنین بوده است؟ یک‌ضرب حضرت این‌همه سخنرانی کرده است؟ خطبه قاصعه نهج البلاغه، ۱۹۱. دانلود. شیطان صحبت کرده است. بزرگ‌ترین سخنرانی تاریخی امیرالمؤمنین. شیطان عمله دارد. کار دارد می‌کند. جوجه‌کشی دارد. در نهج البلاغه می‌فرماید: "فِی صُدُورِهِمْ". تخم می‌گذارد در سینه‌ها. منطقه ممنوعه ندارد. تخم‌گذاری می‌کند. جوجه پرورش می‌دهد. سینه را آشیانه می‌کند. چشم و گوش و دهن و دست می‌گیرد. بعد یکی مثل خودش تولید می‌کند. بعد حضرت فرمود که آن وقت دیگر حرف زدی، از ناطق اینجا شیطان است. شیطان دارد حرف می‌زند.

خب، کار فرهنگی ما باید چی بشود؟ خروجی‌اش چیست؟ این‌ور عبودیت ابلیس و شیطان. ادامه آیه: "إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ وَ أَنِ اعْبُدُونِی". من را بپرستید. "هَاذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ". چیست؟ عبودیت. عبودیت کیست؟ خروجی کار فرهنگی باید چی باشد؟ عبد خدا. خروجی تمدن اسلامی چیست؟ تمدن. قرآن گفته؟ به قرآن قسم، این‌ها همه را قرآن گفته است. در سوره مبارکه نور. دانلود. تمدن اسلامی بحث کرده است. "من عالم را متحول می‌کنم." خدا وعده داده به کسانی که ایمان و عمل صالح دارند. "فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ". بعد چه اتفاقی می‌افتد؟ این‌ها خلیفه می‌شوند، دین را جاری. بعد امنیت جاری می‌شود. آخر چی می‌شود؟ حرف آخر را بزن. "خدایا، ته ظهور و تمدن و این حرف‌ها این است: فقط من پرستیده می‌شوم." آخر ما، آخر فیلم این است. آخر فیلم فقط من پرستیده می‌شوم، دیگر هیشکی پرستیده نمی‌شود. ته فیلم این است. ته کار فرهنگی این است. ما در سبک زندگی با چی کار داریم؟ پرداختیم یا نه؟ عوارض من روشن است. آقایان عزیزان، الان در عالم دو تا دین داریم. شیطان چیست؟ لیبرالیسم، اسلام با قرائت شیعی. با دو بال، به قول همان فوکویاما سبز و سرخ و همه حرف‌ها، یک دین است. بقیه دیگر همه لیبرالیسم. عقلانیت، به تعبیر استاد آیت الله باقری، عقلانیت نَکروی خروجی‌اش. بعد این مدل‌های مختلفی که در طول تاریخ زده، آخرش این است دیگر. بهترین متد و مدلی که بهش رسیده، لیبرالیسم. دیدید پیچیده، عجیب و غریب و تمدن درآورده، غوغا دارد می‌کند. به‌شدت هم دین متصلب، تکفیری، خشک، زورگو، دیکتاتور، ولی جذاب. کی فهمید این‌ها را؟ علامه طباطبایی دهه چهل فهمید این‌ها را. رضوان الله علیه. چه کرده علامه طباطبایی در مورد لیبرالیسم؟ چی می‌گوید در مورد دموکراسی؟ "بدترین نوع دیکتاتوری و خشونت، دموکراسی است. دیکتاتوری جامعه بر جامعه است." سوره آل عمران آخر: "اصبروا و صابروا". کجاست این حرف‌ها؟ کجاست دانشگاه؟ کجاست المیزان؟ کجای دانشگاه است؟ کجای حوزه؟ المیزان ندارد. مشغول حاشیه. "قرآن مهجوراً". فرمود: "بدترین حکومت و خشن‌ترین و دیکتاتوری‌ترین مدل، یک جامعه بر جامعه دیگر دیکتاتوری دارد." مدل‌های قبلی همه یک فرد بر یک جامعه دیکتاتوری داشت. حالا با دموکراسی، جوامع بر هم دیکتاتوری پیدا می‌کنند. او فهمیده بود آن موقع به‌شدت و متعدد باشی به لیبرالیسم. می‌بینید دیگر خصلت زامبی‌گونه را در این‌ها می‌بینیم. قبلاً برای کاندیدای شما نابودش می‌کنند. مخالفینش ابزار رسانه. خیلی نرم، بدون درد و خونریزی نابود می‌کند. هیشکی مثل لیبرال‌ها تیغش تیز نمی‌بُرد. بی‌سر و صدا. نمی‌فهمی چی شد. عقلانیت شیطانی به شرح صدر رسیده. بهترین مدلش آخرین ورژن عبودیت شیطان. عبودیت شیطان نه یعنی مهر بگذاری جهت قبله را پیدا کنیم، ببینیم شیطان الان کدام‌ور سجده کنیم. مدلی که او طراحی کرده، تن داده می‌شود عبودیت. تمام شد. مدل دارد خدا، مدل دارد شیطان. مدل سیاسی دارد، مدل فرهنگی دارد. مدل چهارچوب دارد، ساختار دارد.

آیا در روایت فراوان است، ماهیت عبودیت شیطان چیست؟ آقا من بخواهم عبد شیطان بشوم، چه‌کار کنم؟ عبد شیطان می‌شوم، همین‌قدر که تابع هوا شدی. "هَوَى وَ لَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَتُضِلَّکَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ". تابع هوا شدی، از صراط خارج شدی. همین‌قدر که دنبال هوا راه افتادی، عبد شیطانی. در سوره مبارکه اعراف، ماجرای بلعم باعورا. یک عزیزی می‌گفت: "من هر وقت بلعم را می‌شنوم، شلغم می‌افتد." بلعم باعورا. "وَ آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا". آیاتی از خدا. آقا چشم برزخی داشت بلعم. دعای مستجاب داشت، مقامات داشت. فرصت حرف زدن مراتبی داشت. قرآن می‌گوید: "ما آیات بهش نشان می‌دادیم. می‌دید آیات ما را." "فَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَبِعَهُ الشَّیْطَانُ". و "اتَّبَعَ هَوَاهُ وَ أَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ". ما بهش علم دادیم. می‌توانست با این علم تا ملکوت برود، تا آسمان برود. چسبید به زمین. "کیم فن". شیطان پَک. پشت‌سرهم. ناچویده، ناچویده می‌گویم و می‌روم؛ چون وقت نداریم. یک ساعت و پنج روز دیگر، چیزی بیشتر از این نمی‌رسیم.

برویم علامه طباطبایی در المیزان. در سوره مبارکه طه، ماجرا اینکه چطور شیطان فریب داد آدم را. زمینی‌اش کرد. آقای شیطان آدم را زمین زده. عزیز من، زمین نشستن، یک چیزهایی طراحی کردند. یک چیزهایش خوب است، یک چیزهایش بد است. تمدن غرب، تمدن اسلامی. غیر از این است؟ بگو کار نکردند. آن‌ها پیشرفت کردند، ما نکردیم. پیشرفت کردند، زور می‌گویند. بای بای. تمام شد. شیطونش کجاست؟ اللهش کجاست؟ درگیری کی با کیست؟ سر چیست؟ رنسانس شروع شده. بعد انقلاب صنعتی مگر شروع شده؟ قبلش چی بوده؟ دعوا سر چی بوده؟ دعوا بعداً سر چیست؟ تا کی ادامه دارد؟ کی تمام می‌شود؟ قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ این‌ها کجاست حرف‌هایش؟ بحث‌هایش کجاست؟ قرآن در مورد گمراهی چطور حرف می‌زند؟ این‌ها بی‌دین شدند، از راه به در شدند. "کَثِیرًا". حالا از راه به درتان کرد. از جبل خارجتان کرد. از لوازم فطرت، ده‌ها تا. فطرت یک ابزاری من دارم در باطنم به اسم فطرت. همه‌اش را گذاشته که نگذارد این فعال بشود. همه سرمایه تو را باید بگذاری تا این فعال بشود. این می‌شود کار فرهنگی. آموزش و پرورشی. چه‌کار باید بکنیم؟ فطرت را سالم نگه دار. نگذار فطرت آسیب برساند. فطرت محسوس نشود. بروید ببینید حضرت امام در مورد فطرت چی گفته است. غوغا کرده است. در جنود عقل و جهل بی‌نظیر. مباحث امام در مورد فطرت. ندیدم من کسی این‌جور بحث کرده باشد. مرحوم البته این‌ها از مرحوم آیت الله بهجت. فطرت نظام سیاسی ساختیم برای اینکه محافظت کنیم از فطرت. تمام شد. فطرت هم صراط مستقیم است. فطرت عبودیت می‌خواهد. عبودیت خدا را می‌خواهد. شیطون گولش می‌زند، می‌برد در عبودیت خودش. این منجر می‌شود به نظام‌های مختلف ما. سبک زندگی خروجی این‌هاست. سبک زندگی یعنی چه؟ بسمه تعالی. سبک زندگی یعنی یک عبد چگونه زندگی می‌کند. یک عبد چگونه سفر می‌رود. عبد خدا این‌گونه سفر می‌رود. عبد شیطان این‌گونه سفر می‌رود. عبد خدا این‌گونه تفریح می‌کند. عبد شیطان این‌گونه تفریح می‌کند. تمدن، مدنیت. تمدن مال کیست؟ صاحبش کیست؟ بابایش کیست؟ یا ابلیس یا آنی که الان نیست، خدا. تمدن عبودیت، تمدن بندگی. عبدالله پرورش بدهیم. بالاترین مقام قرآنی، بالاترین مقام در قرآن عبودیت خداست. عبدالله. موسی دربدر در بیابان‌ها می‌رود دنبال استاد. موسی. موسی کلیم الله. با خدا حرف می‌زد. کلیم الله. بهش گفتم: "استاد می‌خواهم نشانت بدهم." آقای موسی، پا می‌شوی می‌روی مجمع البحرین. یک جای دو تا آب به هم می‌رسند. یک کانالی بین دو تا آب. آنجا قرار است یک بنده‌ای می‌خواهیم بفرستیم. سوره مبارکه کهف. این سوره کهف غوغاست. هم خود ماجرای اصحاب کهف، هم این ماجرای موسی و خضر، هم ماجرای بعدی ذوالقرنین هم خیلی جالب است. تمدنی، ذوالقرنین، تمدن. تمدن عبدالله. کوچولو. تاریخ تمدن. این‌ها اصلاً بحث نمی‌کنیم ما. تاریخ تمدن ما کی تمدن داشتیم؟ زمان ذوالقرنین کی بوده؟ حالا اقوال علامه طباطبایی که از احتمالات جدی که می‌دهند، کوروش است. از یک کتاب یکی از علمای مصر ایشان استفاده می‌کند. جورجی زیدان. آی مخالف جدی هم دارد این بحث. تمدن بوده درش بیاریم. پیدایش بکنیم. باستان‌شناسان کجایند؟ برویم پیدا کنیم. چه جوری زندگی می‌کردند؟ سبک زندگی‌شان چطور بوده؟ تمدن اسلامی راه‌انداخت. نخبگانی باید داشته باشی. یأجوج و مأجوج بودند. خوب را از بد تشخیص نمی‌دادند. بین این‌ها تمدن اسلامی راه‌انداخت. خنده‌دار است اگر مقدماتش نباشد. تکنولوژی چه‌کار کنی؟ بابا، تو عبد کی هستی؟ از بالا و پایین می‌ریزد. "أنعمت علیهم برکات". ابرها را در تصرف درمی‌آورم. این ذوالقرنین شرق و غرب را با یک قدم می‌رفت، می‌آمد. "فَاتَّبَعَ سَبَبًا". عبد بشو، عالم در اختیار تو است. "مَنْ کانَ لِلَّهِ کانَ اللَّهُ لَهُ". حجامت. این‌جوری بشود، همه عالم در اختیار این سبک. درگیر می‌شویم. مسواک می‌زنید؟ چه مرتب مسواک می‌زنیم. مسواک داریم، ما هم خیلی مرتبیم. "منم تحویل بگیر تو رو خدا." "شما به زن احترام طراحی می‌کند." منم باید بیایم بازتولید کنم ادبیاتم را در چهارچوبی که او می‌گوید تا من آن مسائلی مثل زن پاسخگو نیستیم. به دنیا ما مطالبه‌گریم. سازمان ملل سال شصت. من خیلی برایم جالب بود. می‌خواستم ببینم که تعارف دیپلماسی عمومی چه‌کار کرده است. اولین سخنرانی جدی نماینده جمهوری اسلامی با دنیا دیده نشد. عظمت آقا یک جوری که نمی‌شود این‌ها را دید. تو همه می‌رود در هاله. اولین سخنرانی، اولین سخنرانی عمومی انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی با دنیا در سازمان ملل سال شصت. آقا چی گفت؟ سؤال داریم. دنیا را به چالش می‌کشی. بوق پیدا. "زن‌ها را در پستو نگه داشته‌اید."

"اعبدوا الطاغوت". کیست؟ چیست؟ از بلعم باعورا گنده‌تر است. سجده اعلام کند شیطان. انگشتر بیندازم انگشت وسطش. باور کنیم خطر نفاق همین است. منافقین کسانی‌اند که پوشش عبودیت الله را دارند با محتوای عبودیت طاغوت و شیطان. می‌خواهند به دستگاه عبودیت الله قالب کنند. آن محتوایی جهاد کبیر همین است. پارسال با همدیگر بحث کردیم. مفصل. پانزده ساعت شد. تقریباً شد. پارسال بحث کردیم. مواظبت کن محتوا را بهت قالب نکند. به خدا اساسنامه عبودیتت را داشته باش. اساسنامه عبودیتش را به خوردت نده. پارسال حرف‌هایش را زدیم. چند ماه بعد یک سند بیست سی. مصداقش وقتی وارد شد، برای خودم جالب بود. اگر عبداللهی، اگر نیستی که خوب هستی. مال هر کی هستی، پیاده می‌کنیم. "هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ". تعریف قرآن از جهنم همین مغلوب شدن فطرت، محسوس شدن فطرت، آسیب دیدن فطرت. یک جمله خلاصه کنم از مرحوم آیت الله العظمی بهجت. عملیاتی‌ترش بکنیم که چه‌کار باید بکنیم؟ یک وقتی حالا ان‌شاءالله یک جایی خودتان دنبالش باشید. وقتی روشن بشود بحثش. ما کارمان چیست در این عالم؟ بندگی خدا. همه حرف‌ها این است. آخرش هم همه این است. ختم به این باید شود. مسابقه آخر این بود که عنوان خضر را در قرآن چطور یاد کرده؟ "فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَیْنَاهُ رَحْمَةً مِّن لَّدُنَّا". عبد پیدا کرد. رفت دنبال شاگردی‌اش. نظام تعلیم و تربیتی معلم باید کی باشد؟ عبد. عنصر فرهنگی کیست؟ عبد. کی باید لولش بالاتر باشد در کار فرهنگی؟ "هکذا ابتر است." ابتر است. او نظام سیاسی، نظام فرهنگی، سایر ساختارهای اجتماعی ما چقدر تفاوت دارد؟ عبودیت نیست. کدام تکنوکراسی؟ همین است دیگر. تکنوکراسی چیست؟ می‌گوید بلد است، بسپار به او. فن سالاری یعنی چه؟ ملاک نیست عبودیت.

حالا راهکار عملی‌اش. حرف زیاد زد. مرحوم آیت الله العظمی بهجت دو خط نوشتند. این غوغاست. این دو خط باید بیست جلد کتاب بشود. ساعت‌ها هم بنده در مورد این دو خط ایشان بحث کردم. شب‌های متوالی و تمام نشده است. هنوزم ادامه دارد. هر وقت بتوانیم، باز ادامه می‌دهیم. مباحث راه رسیدن به خدا. عبودیت. مایه اصلی عبودیت ذکر، توجه، توجه به خدا. عنصر محرک و پیش‌برنده در عبودیت، ذکر. توجه به خدا داشته باشید. نظام‌سازی می‌کندها! این‌ها را توجه داشته باشید. من نظامی. شما رسانه. کی رسانه اسلامی است؟ وقتی که ذاکر باشد، متوجه کند نفوس را. باطن‌ها را متوجه می‌کند به اهداف و آمال شیطانی. ذکر. ذکر چیست؟ ذکر لسانی. ذکر عمل. ذکر عملی مراقبه عملی است. مراقبه. مراقبه عملی به چیست؟ مراقبه عملی به این است که حضرت فرمود: "ذکر الله عند الحلال و الحرام". شاخص‌ها را داشته باشی. حلال و حرام خدا را بدانی. حواست بهش باشد. حلال و حرام چند قسم است؟ دو قسم است. آقا داشته باش. این جایش خیلی جالب است. حلال و حرام عملی و حلال و حرام اعتقادی. حلال و حرام اعتقادی یعنی شما دو تا رساله باید داشته باشی. یک رساله باید دست مردم بدهی. حلال و حرامم. حلال و حرام اعتقادی که نداریم. ننوشتند. اعتقادی ما داریم. مفصل است. شاید به‌اندازه ده شب بنده بحث کردم. یکی از مواردش خیلی جالب است. معصیت اعتقادی چیست؟ در قرآن فرمود. این را بگویم و با همین دیگر. "وَ لاَ تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللهِ أَمْوَاتٌ". یکی از معاصی اعتقادی این است که شهدا را میّت بپنداریم. این معصیت اعتقادی. حرام. این فکر حرام است. طرف عملش حلال است، ولی فکرش حرام است. آن فکر حرام دارد تاریکش می‌کند. فکری، "شهدا را اموات بپندارید" یعنی ارتباطی که با شهدا برقرار می‌کنی از جنس ارتباطی که با اموات برقرار می‌کنی. نه از جنس ارتباطی که با احیا برقرار می‌کنیم. من و قبرستان بغل. چطور ارتباط برقرار می‌کنی با امواج؟ چطور ارتباط کار دستش بدانی؟ این دارد کار می‌کند. سلسله‌جنبان دارد فعالیت می‌کند. روضه توضیح بدهم. با روضه قشنگ مطلب می‌نشیند به جان. وضعیت اعتقادی. شهید را مرده نپنداری. شهید را زنده بدانی. ازش کار. چقدر کار درمی‌آید؟ چقدر از شهید کار درمی‌آید؟ آن‌قدر شهید ازش کار درمی‌آید که یک وقتی یک دختر سه‌ساله‌ای کنج خراب شام یاد این شهید کند، این شهید را بخواهد. این شهید خودش را به این خرابه برساند. آن‌قدر زنده است. آن‌قدر هست. آن‌قدر می‌تواند. یک دختر هوای بابا کرده است. هوای شهید کرده است. آخه نصف شب کدام شهیدی نصف شب می‌تواند خرابه برود؟ شهیدی آن‌قدر قدرت داشته باشد نصف شب بتواند یک خرابه‌ای برود که نه در دارد نه پیکر دارد؟ امام سجاد فرمود: "هر باد سردی که آمد لرزید. هر آفتابی که تابید." رقیه برای من و تو اثبات کرد: اگر بخواهیم، اگر باور داشته باشی، می‌توانیم اباعبدالله را بیاوریم کنج خرابه دلمان. کنج خرابه زندگی‌مان. استنزال رزق کنیم. شهید را پایین. "لا اله الا الله". من. شهید زنده است دیگر. این بچه چقدر باور داشت به زنده بودن اباعبدالله؟ به زنده بودن بابا؟ شروع کرد حرف زدن. "السلام علیک یا اباعبدالله". "عَلَى الأرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ". "عَلَیْکَ مِنِّي أَبَدًا مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ لِزِیَارَتِکُمْ". "السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین." "من الذی یَتیمنی" بابا کی من را در این سن و سال یتیم کرده است؟ حساس است. نمی‌دانم دختر دارید یا نه. "مژه بیرون رفته بودم، گوشه سرم کبود شد." برگشتم منزل. تا آمدم، دختر یک نگاه. آخرین نگاهی که با بابا کرده بودم، "بابا چه شکلی بود؟" "خیلی عوض شده بابا." یک نگاه به گلو کرد. صدا زد: "من الذی قطع وریدک"؟ گردنت را بریده است. "زبان گفته نمی‌دانم. دلم تنگ شده. دلم لک زده در بغلت بنشینم. با آن دست‌هایت موهایم را کنی. تو من را بغل بگیری. ولی انگار وضعیت برعکس است." تو آن‌قدر کوچک شدی در بغل من جا گرفتی. من دارم موهایت را نوازش می‌کنم.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات عبودیت خدا ، عبودیت شیطان