متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
عرض سلام و ادب دارم خدمت شما، حجتالاسلاموالمسلمین امینیخواه عزیز. بسم الله الرحمن الرحیم. بنده عرض سلام دارم خدمت شما و همه شنوندگان عزیزمان در این ساعت نورانی که داریم وارد ضیافت الهی میشویم. سلامت باشید، انشاءالله که طاعات و عباداتتان قبول باشد؛ اگر روزه هم هستید که روزهتان هم قبول باشد.
جناب آقای امینیخواه عزیز، ما در طول برنامه "ضیافت" که انشاءالله در خدمتتان خواهیم بود، در لحظههای افطار قرار است که درباره خطبه متقین صحبت کنیم؛ خطبه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام که به "خطبه همام" هم معروف است و انشاءالله شما بیشتر درباره خطبه همام برایمان صحبت خواهید کرد. حالا امروز را به این بگذرانیم که اصلاً این خطبه همام را بیشتر معرفی کنید که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در چه زمینههایی صحبت کردهاند. بعد یک نکتهای را هم بگویید درباره اینکه چگونه از این فرصت ماه مبارک رمضان که انشاءالله در آستانهاش هستیم و خواهیم شد، بتوانیم (استفاده کنیم). البته بنده کوچکتر از آن هستم که بخواهم در مورد نهجالبلاغه و این خطبه شریف حرفی داشته باشم. ما میآییم که از نور نهجالبلاغه استفاده بکنیم در محضر عزیزانی چون شما و از کلام امیرالمؤمنین بهره ببریم.
در مورد خطبه همام، مطلب اولی که باید اشاره کنم این است که شخصیتی که این روایت را نقل میکند، کیست. چون اهلبیت خیلی به ما این تذکر را دادهاند که همیشه نگاه کنید تا سطح را بفهمید و بر اساس "قدر عقول مردم" و "ادراک" صحبت میکنیم. اهلبیت میفرمایند که سطح مخاطب را باید اول بفهمید تا متوجه شوید این مطلب کجای کار است و چه ارزشی دارد. خب، جناب همام از شخصیتهای تراز اول در بین اصحاب امیرالمؤمنین است. اینکه ایشان کدام همام است، یک اختلاف نظری هست بین بزرگان. برخی گفتهاند همام بن شریح، برخی گفتهاند که همام بن عبید، و به نظر میرسد که همان همام بن شریح باشد که نظر مرحوم (علامه مجلسی؟) است. این شخصیت جزو شخصیتهای ممتاز بوده و گفتهاند که "کان علی ولیاً و کان ناسکاً". یکی از انسانهای بسیار پاکیزه و مطهر و اهل عبودیت و شیعیان خالص و مخلص امیرالمؤمنین بوده است. از خود این کلماتی هم که در خطبه هست، این فهمیده میشود؛ خصوصاً که در آن لحظات انتهای فرمایش امیرالمؤمنین، وقتی که این جناب همام نالهای میزند و به ایزد میپیوندد، امیرالمؤمنین میفرماید: "موعظه بالغه با اهلش چنین میکند." امیرالمؤمنین بر این صحه میزند که اهل موعظه بالغه بوده است. ایشان مرتبهای بالاتر از مرتبه عدالت داشته و در درجات بالای معنویت بوده است.
برای من جالب بود که وقتی همام (در جای دیگری) به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میگوید: "به من نصیحتی کن"، (ما میخواهیم) ولی امیرالمؤمنین دستش را میگیرد، میبرد مسجد، آنجا دو رکعت نماز میخواند، بعد امیرالمؤمنین شروع میکند به ایراد خطبه تا همه مردم باشند و بدانند که صفت (متقین چیست). و یک نکته جالب هم این است که اول امیرالمؤمنین به او یک جمله مختصر میگوید و در واقع "چک بکنن" – به قول امروزیها یک محکی بزنند. همام خوب از درون آتشی داشته و آرام. این طلب واقعی اهلبیت خیلی در وجودشان زیاد است. چقدر! البته این طلب هم، طلب واقعی با قسم و آیه و التماس و اینهای ظاهری نیست؛ آن طلب واقعی، آتش درونی است. همان کاری که امام صادق با "عنوان بصری" کردند، امیرالمؤمنین با همام انجام میدهند. یک جمله به او میگویند که "تقوا داشته باش، احسان داشته باش." (همام میگوید:) "جوری توصیف کنید متقین را که ببینم." امیرالمؤمنین از آن مراتب بالای مطالبی دارند. و نکته جالب هم این است که دقیقاً ۱۱۰ فراز خطبه همام است که به عدد ابجد "امیرالمؤمنین" است. امیرالمؤمنین خودشان حقیقت تقوا هستند. شاید خیلی بعید نباشد اینطور بگوییم که انگار امیرالمؤمنین یک پردهای کنار زدهاند از حقیقت خودشان؛ یک لایهای را به همام نشان دادهاند و همین جناب همام را به بهشت نائل دیدهاند. این ۱۱۰ فراز، فکر میکنم شنوندههای ما هم این لحظهها دیگر خوب تشنه شدهاند برای اینکه در ۱۵ روزی که ما در خدمتتان هستیم و درباره خطبه همام با شما بیشتر صحبت میکنیم، همراهمان کنند و این صفات متقین را در خطبه همام بیشتر بررسی کنیم و دربارهاش صحبت کنیم.
آقای امینیخواه عزیز، شما خودتان چه برنامهریزی میکنید برای ماه مبارک؟ کوتاه، بزرگواری کنید.
ببینید، اتفاقاً نکته خیلی جالب این است که در مورد ماه مبارک، ما دو تا (موضوع داریم). انگار بس که واجب است، یکی هم ماجرای قرآن، نزول قرآن و انس با قرآن. در مورد هر دوی اینها قرآن تعبیر (یکسان) دارد. در مورد روزه، فلسفه روزه گرفتن، آیه ۱۸۳ سوره بقره میفرماید که من این را به شما واجب کردم: "کتب علیکم الصیام لعلکم تتقون." شاید شما به تقوا برسید. و در مورد خود قرآن هم باز اول سوره بقره میفرماید که: "ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین." کیا از این قرآن بهرهمند میشوند؟ آنهایی که تقوا دارند. یک صیدی را انگار قرآن دارد. روزه برای رسیدن به تقوا، تقوا برای ادراک قرآن. ما اگر همین ماه مبارک را داشته باشیم، بر اساس این حرکت هی چک بکنیم چقدر روزه در ما تقوا ایجاد کرد، (چقدر تقوا برای ادراک) قرآن ایجاد کرد، به نظرم میرسد که از ماه مبارک (استفاده خوبی بردهایم).
انشاءالله خیلی ممنون و متشکر حجتالاسلاموالمسلمین امینیخواه. انشاءالله از فردا ساعت همین حدود ۱۹:۱۵ به بعد در خدمتتان هستیم در برنامه "ضیافت". التماس دعا.
عرض سلام و ادب دارم خدمت شما، حجتالاسلاموالمسلمین امینیخواه عزیز. بسم الله الرحمن الرحیم. بنده عرض سلام دارم خدمت شما و همه شنوندگان عزیزمان در این ساعت نورانی که داریم وارد ضیافت الهی میشویم. سلامت باشید، انشاءالله که طاعات و عباداتتان قبول باشد؛ اگر روزه هم هستید که روزهتان هم قبول باشد.
جناب آقای امینیخواه عزیز، ما در طول برنامه "ضیافت" که انشاءالله در خدمتتان خواهیم بود، در لحظههای افطار قرار است که درباره خطبه متقین صحبت کنیم؛ خطبه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام که به "خطبه همام" هم معروف است و انشاءالله شما بیشتر درباره خطبه همام برایمان صحبت خواهید کرد. حالا امروز را به این بگذرانیم که اصلاً این خطبه همام را بیشتر معرفی کنید که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در چه زمینههایی صحبت کردهاند. بعد یک نکتهای را هم بگویید درباره اینکه چگونه از این فرصت ماه مبارک رمضان که انشاءالله در آستانهاش هستیم و خواهیم شد، بتوانیم (استفاده کنیم). البته بنده کوچکتر از آن هستم که بخواهم در مورد نهجالبلاغه و این خطبه شریف حرفی داشته باشم. ما میآییم که از نور نهجالبلاغه استفاده بکنیم در محضر عزیزانی چون شما و از کلام امیرالمؤمنین بهره ببریم.
در مورد خطبه همام، مطلب اولی که باید اشاره کنم این است که شخصیتی که این روایت را نقل میکند، کیست. چون اهلبیت خیلی به ما این تذکر را دادهاند که همیشه نگاه کنید تا سطح را بفهمید و بر اساس "قدر عقول مردم" و "ادراک" صحبت میکنیم. اهلبیت میفرمایند که سطح مخاطب را باید اول بفهمید تا متوجه شوید این مطلب کجای کار است و چه ارزشی دارد. خب، جناب همام از شخصیتهای تراز اول در بین اصحاب امیرالمؤمنین است. اینکه ایشان کدام همام است، یک اختلاف نظری هست بین بزرگان. برخی گفتهاند همام بن شریح، برخی گفتهاند که همام بن عبید، و به نظر میرسد که همان همام بن شریح باشد که نظر مرحوم (علامه مجلسی؟) است. این شخصیت جزو شخصیتهای ممتاز بوده و گفتهاند که "کان علی ولیاً و کان ناسکاً". یکی از انسانهای بسیار پاکیزه و مطهر و اهل عبودیت و شیعیان خالص و مخلص امیرالمؤمنین بوده است. از خود این کلماتی هم که در خطبه هست، این فهمیده میشود؛ خصوصاً که در آن لحظات انتهای فرمایش امیرالمؤمنین، وقتی که این جناب همام نالهای میزند و به ایزد میپیوندد، امیرالمؤمنین میفرماید: "موعظه بالغه با اهلش چنین میکند." امیرالمؤمنین بر این صحه میزند که اهل موعظه بالغه بوده است. ایشان مرتبهای بالاتر از مرتبه عدالت داشته و در درجات بالای معنویت بوده است.
برای من جالب بود که وقتی همام (در جای دیگری) به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میگوید: "به من نصیحتی کن"، (ما میخواهیم) ولی امیرالمؤمنین دستش را میگیرد، میبرد مسجد، آنجا دو رکعت نماز میخواند، بعد امیرالمؤمنین شروع میکند به ایراد خطبه تا همه مردم باشند و بدانند که صفت (متقین چیست). و یک نکته جالب هم این است که اول امیرالمؤمنین به او یک جمله مختصر میگوید و در واقع "چک بکنن" – به قول امروزیها یک محکی بزنند. همام خوب از درون آتشی داشته و آرام. این طلب واقعی اهلبیت خیلی در وجودشان زیاد است. چقدر! البته این طلب هم، طلب واقعی با قسم و آیه و التماس و اینهای ظاهری نیست؛ آن طلب واقعی، آتش درونی است. همان کاری که امام صادق با "عنوان بصری" کردند، امیرالمؤمنین با همام انجام میدهند. یک جمله به او میگویند که "تقوا داشته باش، احسان داشته باش." (همام میگوید:) "جوری توصیف کنید متقین را که ببینم." امیرالمؤمنین از آن مراتب بالای مطالبی دارند. و نکته جالب هم این است که دقیقاً ۱۱۰ فراز خطبه همام است که به عدد ابجد "امیرالمؤمنین" است. امیرالمؤمنین خودشان حقیقت تقوا هستند. شاید خیلی بعید نباشد اینطور بگوییم که انگار امیرالمؤمنین یک پردهای کنار زدهاند از حقیقت خودشان؛ یک لایهای را به همام نشان دادهاند و همین جناب همام را به بهشت نائل دیدهاند. این ۱۱۰ فراز، فکر میکنم شنوندههای ما هم این لحظهها دیگر خوب تشنه شدهاند برای اینکه در ۱۵ روزی که ما در خدمتتان هستیم و درباره خطبه همام با شما بیشتر صحبت میکنیم، همراهمان کنند و این صفات متقین را در خطبه همام بیشتر بررسی کنیم و دربارهاش صحبت کنیم.
آقای امینیخواه عزیز، شما خودتان چه برنامهریزی میکنید برای ماه مبارک؟ کوتاه، بزرگواری کنید.
ببینید، اتفاقاً نکته خیلی جالب این است که در مورد ماه مبارک، ما دو تا (موضوع داریم). انگار بس که واجب است، یکی هم ماجرای قرآن، نزول قرآن و انس با قرآن. در مورد هر دوی اینها قرآن تعبیر (یکسان) دارد. در مورد روزه، فلسفه روزه گرفتن، آیه ۱۸۳ سوره بقره میفرماید که من این را به شما واجب کردم: "کتب علیکم الصیام لعلکم تتقون." شاید شما به تقوا برسید. و در مورد خود قرآن هم باز اول سوره بقره میفرماید که: "ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین." کیا از این قرآن بهرهمند میشوند؟ آنهایی که تقوا دارند. یک صیدی را انگار قرآن دارد. روزه برای رسیدن به تقوا، تقوا برای ادراک قرآن. ما اگر همین ماه مبارک را داشته باشیم، بر اساس این حرکت هی چک بکنیم چقدر روزه در ما تقوا ایجاد کرد، (چقدر تقوا برای ادراک) قرآن ایجاد کرد، به نظرم میرسد که از ماه مبارک (استفاده خوبی بردهایم).
انشاءالله خیلی ممنون و متشکر حجتالاسلاموالمسلمین امینیخواه. انشاءالله از فردا ساعت همین حدود ۱۹:۱۵ به بعد در خدمتتان هستیم در برنامه "ضیافت". التماس دعا.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه دوم : نیکگفتاری
مروری بر خطبه متقین
جلسه سوم : همسایه
مروری بر خطبه متقین
جلسه چهارم : چشمپوشی از گناه
مروری بر خطبه متقین
جلسه پنجم : تلاوت قرآن
مروری بر خطبه متقین
جلسه ششم : میانهروی
مروری بر خطبه متقین
در حال بارگذاری نظرات...