متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
عرض سلام و ادب دارم خدمت شما. قبول باشه طاعات. بسم الله الرحمن الرحیم. بنده هم عرض سلام دارم خدمت شما و همه مخاطبین. انشاءالله که طاعات و عبادات همه عزیزان مورد قبول خدای متعال واقع شود. الهی آمین! انشاءالله. خیلی متشکرم که امروز هم همراه ما هستید، آقای امینی عزیز. امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در نهجالبلاغه درباره میانهروی عبارت جالبی به کار میبرند؛ اینکه میانهروی را به «لباس» تشبیه میکنند. شاید نکاتی را از زبان شما بشنویم. مطالب بزرگ... سلامت باشید.
بله، خیلی تعبیر، تعبیر ملیحی است؛ یعنی انگار مثل شب. چون قرآن در مورد شب هم تعبیر «لباس» را دارد. شب که فراگیر است و منطقه را تحت پوشش قرار میدهد، انگار همه زندگی اینها را پوشش داده است. آن هم اقتصاد به معنای اقتصاد، بحث درآمد اقتصادی که اینجا آمده، تقریباً معادل واژه «تعادل» میشود. «تعادل» واژه خاصی است، خصوصاً در فضای فیزیک، علم فیزیک، این واژه خیلی پرمعنا و پرکاربرد است. مثلاً الان بنده و شما روی صندلی نشستهایم. بله، بله. خب، این صندلی من و شما اگر تعادل نداشته باشد چه میشود؟ میافتد. میز اگر تعادل نداشته باشد، میکروفونی که روبهروی شما هست اگر تعادل... همه اینهایی که ما داریم استفاده میکنیم، بهره بردن از اینها وابسته به تعادل اینهاست. اگر چهارچوب کلی و این قطعات، آن هارمونی و هماهنگی لحاظ نشود و تناسب اینها به هم بریزد، کارکرد خود را از دست میدهد. این روح حاکم بر هر شیء است؛ یعنی آنی که هر شیئی را شیء میکند. این میز ما را چه چیزی میز کرده است؟ اول تعادلش. چیزی در قالب تعادل معنا پیدا میکند. تعادل خیلی مهم است.
البته در مورد تعادل دو تا نگاه اشتباه است که این دو تا را بنده خیلی سریع عرض میکنم. یکی اینکه تعادل را گاهی ما در بحثها مثلاً میگوییم آقا اعتدال و چه میدانم، افراط و تفریط نکنیم و یک جور بد برداشت میکنیم. من یک مثال برایتان بزنم که به این مثال بخندیم، بعد ببینیم چقدر این مثال در زندگی ما هست. شما تصور کنید ما از قوم خودمان، شما خودمان (هنوز متعلق به قوم قوم خودمان) میخواهیم مثلاً برویم تهران. یک ۵۰ کیلومتر حرکت میکنیم به سمت تهران. بعد یک آدم سادهای برگردد بگوید آقا چقدر مسیر تهران! الان ما ۵۰ کیلومتر همش هی داریم میرویم به سمت تهران! به سمت کاشان اعتدال داشته باشیم! همش اینوری سمت تهران برویم؟ سمت کاشان هم برویم! ۵۰ تا آمدیم سمت تهران، ۵۰ تا بریم سمت کاشان. اعتدال رعایت میشود! خیلی خندهدار است. این اصلاً اعتدال نیست که یکم آنور، یکم اینور.
عرض کنم که بنده رفتم یک مغازهای خرید بکنم. ایام نزدیک به محرم بود. دیدم یک جوانی نشسته است، یک موسیقی خیلی ناجوری از یک خانم رقاصه، خوانندهای و صدای عجیب و غریب و اینها... فردا شب محرم است! گفت: «هیچی، من قشنگ دارم اینور را تخلیه میکنم که آنور میخواهم بروم عزاداری و بالاخره سینهزنی برای امام حسین و میخواهم اینور تکمیل بشود که باز دیگر همش هم نمیشود دیگر، همش امام حسین! میخواهم یک خرده اینور، یک خرده آنور، تعادل را رعایت کنم.» یا یکی دیگر بودش که این بنده خدا قندش بالا بود، ناپلئونی خریده بودند تو خانه بخورند و این بنده خدا خوابیده بود، سر وقت یخچال... تعادل رعایت... اینها تعادل نیست. اینها اعتدال نیست. بعضیها فکر میکنند اعتدال یعنی اینها، یعنی یکم گناه کردیم، یکم سمت خدا، سمت شیطان... اینها تعادل نیست. تعادل یعنی اینکه اگر من یک هدفی را انتخاب کردم، مثلاً اگر قرار است بنده بروم تهران، تهران کار دارم، برنامهای دارم، این مسیر را چهجوری بروم؟ همه این ابزارهایی که در مسیر نیاز دارم با من همراه باشد. کوتاهترین مسیر با کمترین هزینه، با کمترین خطر و آسیب را انتخاب بکنم. با بیشترین بازدهی که زودتر از همه مسیرها و شرایط بتوانم خودم را به تهران برسانم و از رسیدن به تهران بهره ببرم. تعادل این است.
اشتباه اول. اشتباه دوم را سریع عرض بکنم. در مورد تعادل گاهی ماها، خب حالا میخواهیم در مسیر خدا برویم، حالات بزرگان را میخوانیم. این هم یکی از معضلات جدی است که ما میگوییم بهجت، شهدا ساعتها قبل اذان صبح پا میشدند مشغول عبادت و من یکهو ما شروع میکنیم به اینکه دیگر میخواهیم برویم تو فاز حاج قاسم سلیمانی. اینجا هم تعادل لازم است. اینجا هم اشتباه است. ببینید، مثلاً یک دوچرخه دو تا چرخ دارد، در خود این دو تا چرخ تعادل لازم است. تریلی ۱۸ چرخ هم ۱۸ تا چرخ دارد، در آن ۱۸ تا چرخ هم تعادل لازم است. حالا فرض کن در مثال ما، دوچرخه که دو تا چرخ دارد، دوست دارد بشود تریلی ۱۸ چرخ. فرض میکنیم دیگر ۱۸ تا چرخ به خودش اضافه کند. چه اتفاقی میافتد؟ آن بنیه کمی که دارد، آن آهنی که آن وسط است و خیلی توان کمی دارد، این ۱۸، ۱۸ چرخ، همه چرخها با هم میافتد. دو تا چرخ خودش هم اهرم کنده میشود و شکسته میشود. این باید آرامآرام با حفظ تعادل هی بنیه خودش را قوی بکند، حمل بکند. این ماجرای «ملبَسُهم الاقتصاء» (تعادل) است. آرامآرام انسان رشد بکند در مسیر بندگی خدا، در هر قدمی هم تعادل را...
جالب است اینکه شما میفرمودید من در هر دو بخشش گفتید افراط و... یعنی این تعادل با افراط و... شما گفتید رو اینطوری کردم و ما از شنوندگان گرامی یک مثلاً این... این میانه تعادل یک ثمرهای برایتان دارد، با ثمرش چهکار میکنید؟ نوشتن ثمره که در راه خدا و باعث انفاق و دستگیری دیگران، رشد معنوی، دنیوی، اخروی فاضلی. یعنی از این تعادل، یک نتیجهای داریم. حالا در بعد مادیاش میشود که من خوب خرج کنم، درست خرج کنم که یک مقداری که میماند بتوانم به دیگران کمک کنم.
خیلی ممنونم حجتالاسلاموالمسلمین امینیخواه. خیلی ما را دعا بفرمایید. سلامت باشید. ارادت. یا علی. خداحافظ.
عرض سلام و ادب دارم خدمت شما. قبول باشه طاعات. بسم الله الرحمن الرحیم. بنده هم عرض سلام دارم خدمت شما و همه مخاطبین. انشاءالله که طاعات و عبادات همه عزیزان مورد قبول خدای متعال واقع شود. الهی آمین! انشاءالله. خیلی متشکرم که امروز هم همراه ما هستید، آقای امینی عزیز. امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در نهجالبلاغه درباره میانهروی عبارت جالبی به کار میبرند؛ اینکه میانهروی را به «لباس» تشبیه میکنند. شاید نکاتی را از زبان شما بشنویم. مطالب بزرگ... سلامت باشید.
بله، خیلی تعبیر، تعبیر ملیحی است؛ یعنی انگار مثل شب. چون قرآن در مورد شب هم تعبیر «لباس» را دارد. شب که فراگیر است و منطقه را تحت پوشش قرار میدهد، انگار همه زندگی اینها را پوشش داده است. آن هم اقتصاد به معنای اقتصاد، بحث درآمد اقتصادی که اینجا آمده، تقریباً معادل واژه «تعادل» میشود. «تعادل» واژه خاصی است، خصوصاً در فضای فیزیک، علم فیزیک، این واژه خیلی پرمعنا و پرکاربرد است. مثلاً الان بنده و شما روی صندلی نشستهایم. بله، بله. خب، این صندلی من و شما اگر تعادل نداشته باشد چه میشود؟ میافتد. میز اگر تعادل نداشته باشد، میکروفونی که روبهروی شما هست اگر تعادل... همه اینهایی که ما داریم استفاده میکنیم، بهره بردن از اینها وابسته به تعادل اینهاست. اگر چهارچوب کلی و این قطعات، آن هارمونی و هماهنگی لحاظ نشود و تناسب اینها به هم بریزد، کارکرد خود را از دست میدهد. این روح حاکم بر هر شیء است؛ یعنی آنی که هر شیئی را شیء میکند. این میز ما را چه چیزی میز کرده است؟ اول تعادلش. چیزی در قالب تعادل معنا پیدا میکند. تعادل خیلی مهم است.
البته در مورد تعادل دو تا نگاه اشتباه است که این دو تا را بنده خیلی سریع عرض میکنم. یکی اینکه تعادل را گاهی ما در بحثها مثلاً میگوییم آقا اعتدال و چه میدانم، افراط و تفریط نکنیم و یک جور بد برداشت میکنیم. من یک مثال برایتان بزنم که به این مثال بخندیم، بعد ببینیم چقدر این مثال در زندگی ما هست. شما تصور کنید ما از قوم خودمان، شما خودمان (هنوز متعلق به قوم قوم خودمان) میخواهیم مثلاً برویم تهران. یک ۵۰ کیلومتر حرکت میکنیم به سمت تهران. بعد یک آدم سادهای برگردد بگوید آقا چقدر مسیر تهران! الان ما ۵۰ کیلومتر همش هی داریم میرویم به سمت تهران! به سمت کاشان اعتدال داشته باشیم! همش اینوری سمت تهران برویم؟ سمت کاشان هم برویم! ۵۰ تا آمدیم سمت تهران، ۵۰ تا بریم سمت کاشان. اعتدال رعایت میشود! خیلی خندهدار است. این اصلاً اعتدال نیست که یکم آنور، یکم اینور.
عرض کنم که بنده رفتم یک مغازهای خرید بکنم. ایام نزدیک به محرم بود. دیدم یک جوانی نشسته است، یک موسیقی خیلی ناجوری از یک خانم رقاصه، خوانندهای و صدای عجیب و غریب و اینها... فردا شب محرم است! گفت: «هیچی، من قشنگ دارم اینور را تخلیه میکنم که آنور میخواهم بروم عزاداری و بالاخره سینهزنی برای امام حسین و میخواهم اینور تکمیل بشود که باز دیگر همش هم نمیشود دیگر، همش امام حسین! میخواهم یک خرده اینور، یک خرده آنور، تعادل را رعایت کنم.» یا یکی دیگر بودش که این بنده خدا قندش بالا بود، ناپلئونی خریده بودند تو خانه بخورند و این بنده خدا خوابیده بود، سر وقت یخچال... تعادل رعایت... اینها تعادل نیست. اینها اعتدال نیست. بعضیها فکر میکنند اعتدال یعنی اینها، یعنی یکم گناه کردیم، یکم سمت خدا، سمت شیطان... اینها تعادل نیست. تعادل یعنی اینکه اگر من یک هدفی را انتخاب کردم، مثلاً اگر قرار است بنده بروم تهران، تهران کار دارم، برنامهای دارم، این مسیر را چهجوری بروم؟ همه این ابزارهایی که در مسیر نیاز دارم با من همراه باشد. کوتاهترین مسیر با کمترین هزینه، با کمترین خطر و آسیب را انتخاب بکنم. با بیشترین بازدهی که زودتر از همه مسیرها و شرایط بتوانم خودم را به تهران برسانم و از رسیدن به تهران بهره ببرم. تعادل این است.
اشتباه اول. اشتباه دوم را سریع عرض بکنم. در مورد تعادل گاهی ماها، خب حالا میخواهیم در مسیر خدا برویم، حالات بزرگان را میخوانیم. این هم یکی از معضلات جدی است که ما میگوییم بهجت، شهدا ساعتها قبل اذان صبح پا میشدند مشغول عبادت و من یکهو ما شروع میکنیم به اینکه دیگر میخواهیم برویم تو فاز حاج قاسم سلیمانی. اینجا هم تعادل لازم است. اینجا هم اشتباه است. ببینید، مثلاً یک دوچرخه دو تا چرخ دارد، در خود این دو تا چرخ تعادل لازم است. تریلی ۱۸ چرخ هم ۱۸ تا چرخ دارد، در آن ۱۸ تا چرخ هم تعادل لازم است. حالا فرض کن در مثال ما، دوچرخه که دو تا چرخ دارد، دوست دارد بشود تریلی ۱۸ چرخ. فرض میکنیم دیگر ۱۸ تا چرخ به خودش اضافه کند. چه اتفاقی میافتد؟ آن بنیه کمی که دارد، آن آهنی که آن وسط است و خیلی توان کمی دارد، این ۱۸، ۱۸ چرخ، همه چرخها با هم میافتد. دو تا چرخ خودش هم اهرم کنده میشود و شکسته میشود. این باید آرامآرام با حفظ تعادل هی بنیه خودش را قوی بکند، حمل بکند. این ماجرای «ملبَسُهم الاقتصاء» (تعادل) است. آرامآرام انسان رشد بکند در مسیر بندگی خدا، در هر قدمی هم تعادل را...
جالب است اینکه شما میفرمودید من در هر دو بخشش گفتید افراط و... یعنی این تعادل با افراط و... شما گفتید رو اینطوری کردم و ما از شنوندگان گرامی یک مثلاً این... این میانه تعادل یک ثمرهای برایتان دارد، با ثمرش چهکار میکنید؟ نوشتن ثمره که در راه خدا و باعث انفاق و دستگیری دیگران، رشد معنوی، دنیوی، اخروی فاضلی. یعنی از این تعادل، یک نتیجهای داریم. حالا در بعد مادیاش میشود که من خوب خرج کنم، درست خرج کنم که یک مقداری که میماند بتوانم به دیگران کمک کنم.
خیلی ممنونم حجتالاسلاموالمسلمین امینیخواه. خیلی ما را دعا بفرمایید. سلامت باشید. ارادت. یا علی. خداحافظ.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه اول
مروری بر خطبه متقین
جلسه دوم : نیکگفتاری
مروری بر خطبه متقین
جلسه سوم : همسایه
مروری بر خطبه متقین
جلسه چهارم : چشمپوشی از گناه
مروری بر خطبه متقین
جلسه پنجم : تلاوت قرآن
مروری بر خطبه متقین
جلسه هفتم : قلب محزون
مروری بر خطبه متقین
جلسه هشتم : نخواستن دنیا
مروری بر خطبه متقین
جلسه نهم : شر نرساندن به دیگران
مروری بر خطبه متقین
جلسه دهم : صبر و شکیبایی
مروری بر خطبه متقین
جلسه یازدهم : قوی بودن در دین
مروری بر خطبه متقین
در حال بارگذاری نظرات...