بخش دوم: در آستانه نبرد وجودی؛ تهدید جنگ و ضرورت بیداری ملت
00:28:36
«میانه میدان» به ضرورت حفظ ایمان، هوشیاری و استقامت در مواجهه با فتنهها و بحرانهای فردی و اجتماعی میپردازد. نقش دعا، توسل و خلوتهای معنوی در استحکام مجموعههای مؤمنانه و مقابله با اختلافافکنی و نفوذ شیطان تبیین میشود. در ادامه، با بررسی شرایط سیاسی و امنیتی منطقه، تهدیدهای نظامی علیه ایران، جنگ ترکیبی دشمن و خطر خطاهای محاسباتی، ضرورت بیداری اجتماعی و پرهیز از اختلافات داخلی مورد توجه قرار میگیرد. این مجموعه بر آن است که عبور از امتحانات دشوار، علاوه بر برنامهریزی و شناخت دشمن، نیازمند مراقبت معنوی، همدلی، استقامت و اتکا به امداد الهی است.
معرفی
محاسبات ترامپ و نتانیاهو؛ تحلیل انگیزههای سیاسی آنان برای تشدید تقابل با ایران
سناریوی حمله گسترده؛ احتمال هدفقرارگرفتن زیرساختها و مقامات در یک درگیری کوتاه
جنگ ترکیبی دشمن؛ پیوند فشار نظامی، بحران اقتصادی و تحریک نارضایتی اجتماعی
تحولات اروپا؛ بررسی اعتراضات اجتماعی و گسترش حمایت از فلسطین در کشورهای غربی
خطر خطای محاسباتی؛ هشدار درباره خوشبینی به وعدههای دشمن و احتمال اقدامات پیشبینیناپذیر
غفلت و بیداری اجتماعی؛ نقش حوادث سخت در آشکارشدن ماهیت دشمن و اصلاح محاسبات مردم
اختلافات داخلی و فرصتهای ازدسترفته؛ نقد تفرقه سیاسی و کمکاری در جبهه انقلاب
نبرد وجودی حق و باطل؛ ضرورت استقامت، صداقت در نصرت و آمادگی برای امتحانات دشوار
سناریوی حمله گسترده؛ احتمال هدفقرارگرفتن زیرساختها و مقامات در یک درگیری کوتاه
جنگ ترکیبی دشمن؛ پیوند فشار نظامی، بحران اقتصادی و تحریک نارضایتی اجتماعی
تحولات اروپا؛ بررسی اعتراضات اجتماعی و گسترش حمایت از فلسطین در کشورهای غربی
خطر خطای محاسباتی؛ هشدار درباره خوشبینی به وعدههای دشمن و احتمال اقدامات پیشبینیناپذیر
غفلت و بیداری اجتماعی؛ نقش حوادث سخت در آشکارشدن ماهیت دشمن و اصلاح محاسبات مردم
اختلافات داخلی و فرصتهای ازدسترفته؛ نقد تفرقه سیاسی و کمکاری در جبهه انقلاب
نبرد وجودی حق و باطل؛ ضرورت استقامت، صداقت در نصرت و آمادگی برای امتحانات دشوار
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
این جلسات همجوشی، ممکنه که آتشبس اعلام بشه. میخواستم ببینم که شرایط جنگ به چه صورت پیش میره. به هر حال، اینی که خودشون الان دارن میگن، اینه که ما باید یک درگیری با ایرانیها داشته باشیم. حالا تو همین کوران انتخابات، شرایط انتخابات هم برای ترامپ به هم ریخته است و هم برای نتانیاهو. با این شرایط، جفتشان بازندهاند و این بازندگی تبدیل به مرگ سیاسی این دوتا میشه. اینها هم یک قماری کردند که هرچی داشتند آوردند وسط. هیچی دیگه از اینها نمیمونه؛ نه فقط از خودشان نمیمونه، از حزبشان، از جناحشان. جفتشان هم الان به شدت این خطر تهدیدشان میکنه که اگر ببازند، محکوم بشن، رسوا بشن، بیآبرو بشن. اون قضایای «اُپسین» برای ترامپ هست که پروندهای که داره، مصونیت قضاییاش برداشته میشه. اگر شکست بخوره، شرایط برای اینها واقعاً شرایط وجودی و به تعبیر نتانیاهو آخرالزمانی است. جنگِ جنگ آخرالزمانی را هم نتانیاهو گفت، هم آنور روبیو و ونس گفتند.
از آنور، یه توهمات منجیگونهای هم هست که ترامپ داره، بعضی از توئیتها و اینهایش هم هست. خودشان را ناگزیر از جنگ در همین ایام، تو همین بازه آبان و آذر میدونند. از طرفی هم نمیخواهند مثل سری قبلی جنگ کشداری باشه که فرسایشی بشه و ابتکار عمل دست جمهوری اسلامی بیفته. میگه: «من میخوام صدمو بذارم، بیام دو سه تا ضربه اصلی بزنم، کارو تموم کنم.» یا کامل کار تموم بشه، یا یک چیزی [برای خودم] به عنوان یک پیروزی بتونم یک برگی داشته باشم که آقا فلان چیز. از اینها حالا مثلاً از کوه، کلنگ، تأسیسات هستهای، تأسیسات نفتی و پتروشیمی و صنایع و زیرساختهای جمهوری اسلامی، تا مقاماتشان، تا رهبرانشان، تا سران قوایشان، یک ضربهای بزنم که دیگه واقعاً بتونم بگم اینها را فلج کردم تا یک مدتی اینها نتونن حرکتی انجام بدن. «فرماندار نظامی» را زد، خب سران قوا بودند و به نحوی کار اداره شد. دیگه مجلس خبرگان بود. و الان میگه: «نه، من یک طور دیگه…». البته خب باید ضمیمهاش هم بشه میدان بهش، تا میدان نباشه، واقعاً کار براشون [سخت میشه].
دروناً برنامهریزی دارن، کارهایی دارن میکنن. اینهایی که الان تو خیابونن، ناامید بشن. کسای دیگهای که باید تو خیابون بیان، بتونن بیان، امیدوار بشن. اینی که برنامهشون چیه، نمیدونیم. هر چیزی محتمله، هر چیزی محتمل. بنده دی ماه سال گذشته، روزی که شبش ۱۸ دی شد، پنجشنبهای بود. فراخوان داده بودند. گفتم: «خودتونو برای هر چیزی آماده کنید.» که حالا تو اون جلسه بعضی هم دلخور که مثلاً چرا اینجوری صحبت... تصریح کردم، گفتم: «حتی برای چیزی مثل نبود آقا.» ذکر صوتش هم یکی از دوستان انتقاد کرد که آقا اینها را نگو، اینها تو دلشون خالی میشه. خب دیدید چه قضیهای شد؟ توی ۴۸ ساعت یک کودتای عجیب و غیر قابل باور! همه کَپ کرده بودند چی شد؟ و توی متن این کودتا، آوارم شهید! تمام اتفاقاتی که افتاد و منجر به... شاید این قضایای آبان، از جهاتی از اون قضایا هم سنگینتره. چون میگه: «من اونجا صدمو نذاشتم.» البته یک سری وراجیها میکنه، میگه: «من اونجا زیادهروی کردم.» برای اینکه تو محاسبات طرف مقابلش اختلال ایجاد کنه، کمااینکه قبلاً موفق بود. من نمیزنم، من کار ندارم، من جنگ ندارم، با رهبر شما کار ندارم، اما تغییر نظام را نمیخوام. و این حرفها واقعاً... اما بعضی از مسئولینمون احمقن، اگه نگیم خائن، به باورشون میشه. این نشنیده باورشون میشه، چه برسه به اینکه بشنوند. دوست دارن بشنوند از زبونش اینو. اگه نگم میگه: «تو حتی اگه بگی میزنم، میگم نه ایشالا نمیزنی، ایشالا گربه است.» ولی وقتی بگه که دیگه یک چیزی هم میشه که برای ساکت کردن بقیه، «ببین اینا گفت نمیخوام، ببین گفتش که من پیادهروی کردم تو زدن مثلاً لاریجانی نباید میزدم یا رهبرشون نباید میزدم.» یک همچین حرفهایی میگن. مفت! واقعاً هر کیو که دستشون برسه، حالا توی اون طبقه اول نظام، اگه بتونن تو یک حرکت، در یک لحظه همه رو نابود بکنند، بدونید که قطعاً تعللی [نمیکنند].
حالا به چه نحوی، با چه کیفیتی، چیکار میخواد بکنه، چی قراره ضمیمه بشه بهش؟ مسئله اقتصادی، دوباره مثل قضایای دی ماه، زمینه اعتراض عمومی. قضایای فرهنگی، مثلاً کاری که پوتین داره میکنه. الان شرایط خوب [نیست]. شرایط آشفتهایه. شرایط اقتصادی مردم، وضعیت اروپا هم اینها را نگران کرده. ترامپ برگشت گفتش که: «این انقلاب اسلامیه که داره در فرانسه اتفاق میافته.» و شرایط فرانسه دیگه برای اینها با اعتراضات قبلی یک تفاوت معناداری داره که نسل زِدی که اینها تو ایران روش حساب باز کردن، تو فرانسه میاد وسط با پرچم فلسطین! در حالی که اعتراض، پایش اعتراض صنفیه؛ بانک، معلم نداره به اینکه شرایط آموزشی مناسب نیست. و دقیقاً همون طرحی که برای جمهوری اسلامی داره، معلوم نیست از کجا دوباره تیغ غیب برگشته، افتاده به جون خودشون. ما این همه پول و رسانه و آدم و لیدر و فلان و اینها. اونا چی؟ بدون پول و رسانه و لیدر و اینها، با چی دارن اینها را مدیریت میکنن؟ و تفاوت هم به اینه که ما این همه خرج میکنیم، ۱۸ و ۱۹ دی، دو روز بعد میان تو خیابون، جمع میشه. بهمن میاد یه چیز دیگه میشه. اونا بدون هیچی، چهار نفر میان، یهو یه شورشی میشه و یه قضیهای میشه و اصلاً یه چیز دیگه میشه که بعد یهو میاد میگه که: «این انقلاب اسلامیه تو فرانسه.» یا: «طرح مهاجرها و عربهاست.» اینم از حماقتشان، از خریتشان! وقتی که اینو میگه، اون نوجوان فرانسوی بیشتر به این تحریک میشه که من بهت حالی میکنم که من نه مهاجرم، نه مسلمونم، حتی برای اینکه بفهمی که منم اتفاقاً بیشتر میام، جدیتر بودم. و همه اونایی که میخوان اینجا اجرا بکنن که همزمان کف خیابان اغتشاش باشه، مغازهها خراب بشه، مراکز دولتی مثلاً تسخیر بشه، اینجا نمیگیره و همون طرح برمیگرده میاد تو فرانسه. میگه: «فرانسه به هم ریخته، ایتالیا به هم ریخته، آلمان به هم ریخته، اسپانیا به هم ریخته، اندونزی به هم ریخته، آفریقا به هم ریخته.»
فرصتهایی است که موجب دلگرمی است، ولی او را هی به استیصال شدیدتر میرسونه که زودتر [کاری بکنه]. و کار هر یه روزی که جمهوری اسلامی نفس میکشه، یعنی در امتداد او بیخ گوش من. فرانسه به هم بریزه، آلمان به هم بریزه، جاهای دیگه به هم [بریزه]. «تا این نفس میکشیم، خریدیم. چیزی هم برای از دست دادن نداریم، تعلل هم بکنیم، اینور همه چی بدون فتح و فتوحات از دست رفته. بذار لااقل یک حرکتی بکنم.» این موقعیتیه که الان ما توشیم و اینها را افسارگسیخته میکنه. میخوام دیگه صدشان را بزنم. اون صدشان هم دیگه معلوم نیست [چیه]. حمله اتمی؟ حمله اتمی سیستماتیک؟ مثلاً پایگاه هستهای مردم را میخواد بزنه؟ یاسمین پهلوی، همسر مشترک [با رضا پهلوی] و دیگران، شرکا، یونگی و دوستان میاد میگه که: «اصلاً ژاپن کی پیشرفت کرد؟ از وقتی که بهش حمله اتمی شد.» خیلی اینها واقعاً در اوج خباثت و کثافتاند. اینور هم اون احمق میاد میگه که: «چین از کی چین شد؟ از وقتی که نترسید و مذاکره کرد.» اینها یه دولبه یه قیچیاند دیگه که اینها اتفاقاً خطرناکتر از اون [حملات مستقیماند]. خدمت شما عرض کنم که [اینها] دستگاه محاسباتی مردم را نویز میاندازن. دیگه حمل [حمله به] دستگاه محاسباتی دشمن نویز میاندازن. ترامپ برگشت گفتش که: «همه به من میگفتن خامنهای کشته بشه، کار جمهوری اسلامی تمومه. کجایین فلانفلانشدهها؟ ببینید دارم توی تشییع خامنهای گریه میکنن. اینا از کجا در اومدن؟ اینا از کجا در اومدن؟ مگه شما نمیگفتین همه خوشحال میشن؟ از من تشکر میکنن؟» اینها کین پس؟ فحش کشیده بود همه مشاورین، هگزت و دیگران [که] خوشحال نیستن؟ که بعد اون علم خونخواهی و اینها بلند شده؟ بعد تو قضایا و فلان و اینها مخفی بشه و اینها که پرواز بکنه و اینها. حالا غرض اینه که وقتی شرایط این شکلی است، دیگه ممکنه هر کاری بکنه. ممکنه حمله اتمی بکنه. ممکنه حمله اتمی شهرهای بزرگ بکنه، مراکز جمعیتی بکنه. سنگین نیست. خطرات برق قطع میشه، اینترنت قطع میشه، آب، برق، ممکنه آسیب خالی بشه. [نباید] ناامید بشیم، نه کسیو ناامید بکنیم و نه با توهمات که: «نه بابا، چیزی نمیشه.» حتی من از بعضی از مقامات نظامی دیدم که یکیشون گفته بود که: «دیگه نمیصرفه برای ترامپ.» که خیلی ترسیدم. واقعاً میگم خیلی ترسناک [است]. مردم را امیدوار بکنید اشکال نداره، ولی اگه واقعاً خودتونم این شکلی تحلیل میکنید، خیلی خطرناکه. شرایط کاملاً شرایطی است که هی داره به سمت شدت درگیری پیش میرود. حالا از کجا به این رسیدیم که نه، جنگ نمیشد؟ «نمیصرفه دیگه براش.» معلومه که نمیصرفه. اون اصلاً دیگه به صرفیدن کار نداره. قضیه، قضیه حیثیتی شده براش. نجنگیدن هم براش نمیصرفه، چون در هر صورت داره نابود میشه. تقهای بزنم، حالا شاید یه چیزی شد. دیگه اینور که مطمئنم چیزی نمیشه. به من باخته، این که صد باخته، بذار روی اونی که پنجاه باخته، یه حرکتی بکنم. قماربازه دیگه، به هر حال.
خطرناکه اینکه اینا اونو عاقل فرض میکنن. ترسناکه که فکر میکنن او مثلاً عاقلانه رفتار میکنه. نه، اون دیوانهاست و افسارگسیخته است. هر حرکتی ازش ممکنه سر بزنه. ولی اینو بدونید که هر آن چیزی که از آنها سر بزنه، با همه تلخیها و سختیها و آثار بدی که داره، به نفع ماست. حتی حمله اتمیاش! بر فرض حمله اتمی آمریکا، زمینه حملات اتمی همه جا به همه جا را فراهم میکنه. همه جا به دنیاییم که پر بمب اتمه. پاکستان با طالبان، هند، چین، روسیه، فرانسه، کره. این کیم جونگ اون، چیه، کیه؟ مرحوم مغفور! اینم بنده خدا همش منتظر [یه حرکته]؛ یه هستهایمون نشه، یه حرکتی بزنیم. چرا هیچکی بازی شروع نمیکنه؟ شبا هی میاد یه تستی میزنه، دکمهها رو بالا پایین میکنه تا یکی شروع کنه. اینم بالاخره یه حرکتی بزنه. ممکنه سخت باشه، آسیبهای توش باشه، ولی بدونید که اگر شروع کردن، اولین و آخرین قربانیشون خودشونن. با همه آسیبهایی که ممکنه ما از جهاتی [ببینیم]. به هر حال، با همه تلخی و سختیهایی که داره، یک بخشی از مردم، بدنه از مردم، واقعاً تا خودشون مستقیم از دست ترامپ چک نخورند، باورشون نمیشه. این بده. این من زیاد دارم میبینم تو این ما... هنوز خیلی اذیت [کننده است]. این ترسناکه اینکه این بیداری حاصل نمیشه. چون یه سنتی است دیگه. خدای متعال میگرده اون دوز بیدارشوندگیتو پیدا میکنه. مثل دکتر دیگه. مثلاً وقتی مقاومت، مثلاً طرفو بیهوش میخوان بکنن، وقتی که مقاومت نشون میده نسبت به این دوز پایین، دوزشو شدیدتر [میکنند]. تو بیداری هم همینه. وقتی به هوش میخوان بیارن، با این به هوش نمیاد، هی دوزش باید بره بالا تا به هوش [بیاد]. واقعاً یه طیفی از جامعه دچار تقدیر در سکران مست غفلت عمیق غفلت [هستند].
من دیشب تو خیابون، تو ماشین [گفتم]: «جنگ شده به شما حمله کردن، به ناموس شما تعرض کردن، بچههاتون جلو [چشمتون] کشتن، مدرسهتونو زدن. اصلاً این اتفاق کجا اتفاق افتاده؟ کف خیابون، تو محلههاتون اتفاق افتاده. این شهر، شهر جنگی بوده. مشهد خیلی جنگ چهل روزه کشته داده مشهد. خبری نبود!» و بعضیا که از شهرهای دیگه میومدن مشهد گزارش [وضعیت]، باورشون نمیشد که مثلاً وضع ایران به وضع جنگ، همچین وضعی باشه. اصفهان که دیگه خودش دیگه مرکز جنگ بوده دیگه. و این وضعی که آدم توی کافه و خیابون و بازار اینها میبینه، باورنکردنیه. که دیگه چی باید بشه که تو باید حالیت بشه؟ باید جلو چشمت یه کاری باهات بکنن؟ به چه مرحلهای باید برسه؟ بر اساس این قانون انگار هنوز حالا حالا ترامپ باید کارها بکنه. ترسناک این [است]. از یه طرف دیگه، این تحلیله، مجموعه ابعاد این تحلیل میرسونه به اینکه به هر حال برای اتفاقات سخت و تلخی باید آماده باشیم که البته در تبعش، با همه سختیها و گرفتاریهایی که داره، گشایشهای بزرگی خواهد [داشت].
چیز دم دستی در قیاس با چیزهای بزرگتری که انشالله… حسن نصرالله گفته بودند که: «۸۰ سالگی رو نمیبینه.» و ما حساب کردیم، شهریور سال دیگه میشه ۸۰ سالگی. شهریور ۱۴۰۶. بله، ۱۴۰۷. ۱۴۰۶ میره ۸۰ سالگی. ام ۱۴۰۶ که تموم میشه، شهریورش ۸۰ سالگی میشه. پر [بشه] بخواد [عمر کنه]، همین باز انشالله بازی نابودی اسرائیل انشالله دو سال، شاید انشالله پایان کار اسرائیل باشه. و هنوز خیلی اتفاقات مونده که باید رخ بده. مصر باید وارد داستان بشه، آذربایجان باید وارد قضیه بشه، پاکستان قضایایی داره، چین و هند قضایایی دارند. این محور اینور شرق اتفاقات مهمی داره. این یجوج و ماجوج، کره شمالی، کره جنوبی، اینها قضایایی دارند. ولی مقدماتش شروع شده. همون اول «طوفان الاقصی»، بحثی کردیم نسبت به [آن]. چقدر هم حرف شنیدیم که: «اینها را تحلیل نکنید.» به اینکه مثلاً «حماس و قضایای دعوا نه.» این آغاز یک شورش عمومی است. و به هم... بعد سه سال از اون صحبت، دقیقاً سه سال گذشت. یعنی مهر یا آبان ۱۴۰۲ که ما این نکاتو عرض کردیم، خب حالا بعد سه سال شما این حرفها را تصدیق میکنید یا تکذیب میکنید؟ به نظرتون چقدر نزدیک شدیم؟ چقدر خدمت شما عرض کنم که حالا بیشتر اونی که اینجا بحث معیشت مردمه، مشکلات اقتصادی. ولی جاهای دیگه قضایا به نحو دیگری است. خود بحث بیماریهای عمومی از طاعون، به طور تعاون. روسیه حرفهایی در موردش هست، حالا چقدر جدیه، ولی اوضاع جهان اوضاع دگرگونی است. یعنی این دلخوشی که وسط جنگ یک عده دارند، یک تابلوی «هیچ» را ۲۸۰ میلیارد تومان تو تهران تو مزایده میفروشند. تابلوی هیچ! کشوری که اینجور قراره کانون تحولات تمدنی آخرالزمان باشه، قاعده خدا این نیستش که با همچین حال و احوالی اینها بشن مبدأ تحولات آخرالزمان. خیلی فاصله [داریم]. حالا اون که بله، تا اون حتی فتوحات و فرجهای سطوح پایینتر، با این حال و احوال غفلتزده و قساوتزده، اون فتوحات حاصل نمیشه. با این دلخوش و با این ولخرجیها و با این کثافتکاری و ولانگاری، با امنیتی که خوبها قربانی بشن که عیاشها راحت گناه بکنند، قاعده خدا این نیست. خدا بهترین اولیاشو ذبح نمیکنه برای اینکه عیاشها راحت کیف [کنند]. اگه قرار باشه عیاشها بیدار بشن، ذبح میکنه. وگرنه عیاشها رو ذبح [نمیکنه]. وحید مرحله بعد [همین] مرحله میشه. اون گرفتاریهای عمومی. گاهی البته خوبان، خاصانی در این درگاه، یک تهاتر با خدای متعال کانهو [دارند]. قضیه حضرت موسی بن جعفر علیه السلام. حضرت برای دفع بلا از شیعه، سالهای زندان را تحمل [کردند]. یک همچین قضایایی هست. ولی بعضی وقتا نه دیگه. خب طرف وقتی بیدار نمیشه. بله، حالا این زندانیه گاهی موجب بصیرت میشه، موجب هوشیاری میشه. خدا قاعدهاش به این نیست که ولی خودشو تو این مخمصه بندازه، اونها هم بیشتر کیف و حال بکنن. نخیر، اینجا باید سرایت پیدا کنه این گرفتاری.
کم مقصر نبودیم دیگه. از ناشکریهای زمان آقای رئیسی، از این کینهها و اختلافات و تفرقهها و عدم گذشتها، عدم فداکاریها. تو انتخابات چهار پنج فرقه اومدیم وسط و هیچکی هم برای هیچکسی اهل گذشت به اون شکل [نبود]. میزدند، زاکانی اینها را میزد. اون سید کیا، سید مشهدی انتخابات، قاضیزاده. بنده همون موقع عرض کردم، گفتم: «این آرایش، آرایش پیروزی نیست.» قبل انتخابات ۱۴۰۳، این صحنه که آدم میبینه، شکست را درش به طور واضح داره میبینه. صحنه صحنهای نیست که آدم بدون رحمت خدا با این وضعیت... خب اینم تبعاتش [هست]. اگر بعضی آقایون اون موقع گذشت میکردند، کنار میرفتند و به جون میخریدن بعضی حرفها رو، این نمیشد که الان اینقدر تو سختی و تنگنا و گرفتاری باشیم، در معرض تَدَور باشن و به زعم خودشون [به] خدمت [مشغول باشند]. همون موقع اگر کنار میکشیدند، وقتی دیدن تفاوت آرای ۱۰ میلیون و سه میلیون رو، اگر تو اون کوران دور اول انتخابات این گذشت میشد که جو، جوی بود که جریان انقلابی پای انتخابات بود. درسته مشارکت کمتر بود، ولی به هر حال اون نتیجه آرا فرق میکرد که یه هفته فرصت پیدا کنه بعد آقای ظریف بیاد با مشارکت ۴۸ درصد [این حرفا رو بزنه]. خیلی دردناکه. سیلی خداست دیگه. حسن روحانی تو ماروتونو به هم بپیچه. در چهلم آقای رئیسی، حسن روحانی چهلم رئیسی بیاد، تو ماروتونو به هم بپیچه! واقعاً اگر از اینها احساس سیلی نکنه، احمقه. اینها هم اینقدر میرن تا به خودشون بیان. تو بیداری ادامه مجموعه مختصات این شرایطی که الان [داریم]. یعنی یه راه طولانی. بله، اون طولانی با بیداریهای سریع ما کوتاه میشه. فایل صوتی هم گفتیم که همین ائتلاف کشور عربی با رژیم صهیونیستی از توی همین سفیانی در میاد. حالا حالا نمیاد. خاستگاه شرایط سفیانی است دیگه. و اونم خودش یه چقدر قضیه بخواد تا اونجاها کش پیدا بکنه. اینم یه چوبی است دیگه. امور محتومه وعده داده شده و قطعیه. ولی به هر حال اینی که ما بخواد بیداریمون تا اون وقت طول بکشه به دست سفیانی، خیلی [بد است]. کی ما باید بیدار بشیم؟ چی باید بشه که ما بیدار بشیم؟
یه دورهای که هرچی که میشد میگفتن: «کار خودشونه.» شاه چراغ اومده بچه مردمو کشته تو بغل مادرش. گفتن: «کار خودشونه.» باید ترامپ بزنه تو سرت که دیگه نگی کار خودشونه. نتانیاهو بیاد گردن بگیره، تشکر میکنی ازش! آزاد عمو ترامپ! خیلی اینها دردناکه. احمقترین موجودات تاریخ بشر. دنیا به خودش ندیده، تاریخ به خودش ندیده همچین موجوداتی که مثل پهلویچیها و کشورهای عربی منطقه. همیشه عرب در طول تاریخ معروف بوده به تعصب؛ تعصب نژادی، تعصب مذهبی. که بری با عبریایی که به خون تو تشنهاند، میخوان به ناموس جلو چشمت تجاوز کنند، بچههاشون تو سرویس مدرسه اشعار ضد عرب میخونن، ببندی برای قتل عام بقیه عربها. عرب سنی [که] ندیده تاریخ به خودش. نداشتیم اینجوری. همیشه ماکسیمم حیوانیت در این بوده که این نفهمها تو این تعصبات نژادیشون موندن. همیشه درد انبیا و اولیا و اینها با اینا این بوده. این دیگه رد دادن از این مرحله. جون مادرت برگرد به تعصب نژادت. به خاطر تعصب نژادی پشت غزه باش. برگرد به تعصب مذهبی. سنی باش لامصب! من نمیخوام اصلاً تو شیعه بشی. سنی باش. خیلی دردناکه ها واقعاً. یعنی ببینید این انحطاط بشر به چه مرحلهای رسید؟ از اونور هم البته در تاریخ ما هیچوقت ملت مبعوث ۲۷۰ شب با تنوع اطلاعات و فتنهها. میگه: «این جمع، این جمعیت این شکلی، با این انگیزه، با این روشنی، تاریخ به خودش ندیده.» هیچ پیغمبری دور خودش [نداشته] چه آدم... آرزوی همه انبیا و اولیا بوده که همچین جمعیتی، همچین کسانی دورش باشه. «مشتاق دیدار برادرانم هستم.» شما اصحابید، برادران آخرالزمان میاد. «آمنو به سواد علی بیاض.» رو کاغذ یه چیزی خوندن، فداکاری میکنند که شمایی که منو دیدید و مستقیم بهتون میگم، انجام نمیدید. رو کاغذ خونده. حالا رو اسنادی که مرحوم مجلسی مثلاً جمع آوری کرده. خود مجلسی رم اینا ندید [ندیدهاند]. خود نسخه خطی مجلسی رم ندید [ندیدهاند]. خیلی حرفه. شما رو این چیزا فکر بکنید بر اساس فلان روایتی که مجلسی در جلد ۵۴ بحار نقل کرده که ما نه مجلسی را دیدیم، نه خود بحار را دیدیم، نه نسخه خطی را دیدیم، نه پیغمبر را دیدیم، نه راویشو دیدیم. سند هم نداره. خیلی حرفه واقعاً.
چیز عجیبی است دیگه این نقطه اوج این دو مسیره دیگه. به کمال خودش رسیده دیگه. مسیر خیر و مسیر شر. و این نوید اینو میده که این دیگه درگیری آخره. وقتی به این اوج میرسه، بالاخره یکی باید غلبه بکنه دیگه. وقتی میگن جنگ وجودی، یعنی این دو تا به یه نقطهای رسیدن که به اوج خودش رسیده و یکی باید بمونه، یکی ادامه، یکی منوط به نابودی طرف. ادامهاش و حیاتش منوط به نابودی طرف. و هرکی هرچی داشته برده وسط. هرکی هرچی داشته. قضایای مباهله این شکلی بود دیگه. پیامبر اکرم همه داراییاش را آورد وسط. اینجوری قضیه وجودی شده. گفت: «من من نمیتونم اینجوری وجودی وارد قضیه بشم.» این بر [میگرده]. وقتی به این نقطه میرسه کار، ولی خب هزینه و صدق این اثبات صدق خدا امتحان [میکنه]. همین که میاد میگه آقا ما هستیم. نه، اینقدر میچلونه، اینقدر بالا پایین [میکنه]. میگه: «خب، در این وضعیت هم هستی؟ نون هم نداشته باشی هستی؟ بنزین هم نداشته باشی هستی؟ دارو هم بهت نرسه هستی؟» اینقدر میچلونه. وقتی که خب نه واقعاً هست، خب دیگه حله. «انزل علینا النصر و انزل بعد من الکرب.» وقتی خدا دید که نه، ما واقعاً راست میگیم، نصرتشو برای ما فرستاد و دشمن ما با اون وظایفی که ما داریم، اگر درست انجام بدیم، تسریع بشه فرایندی میفته که خب طول میکشه. هزینه داره. خونهای مطهر، جانهای مقدس، قربانیان فراوانی باید فدا بشه تا این اتفاق [بیفته]. اگه زودتر بیدار شدیم، زودتر اون جواد تبیینی که آقا فرمود، اگر به وقتش درست اون چیزی که او مد نظرش بود رخ میداد، قاسم سلیمانی شهید نمیشد، حسن [باقری] شهید نمیشد و خودش شهید [نمیشد]. نامش هزینههاست، هزینه کمکاریهاست. اینها میاد فدیه اونها، جبران میکنم کم و کس. خدا کمکمون کنه. جلو شرمنده اینها نباشیم. عقوبت نشیم بابت کمکاریها و بیعملیها. وقت دوستانو گرفتیم. ببخشید. خیر بده انشالله.
بسم الله الرحمن الرحیم
این جلسات همجوشی، ممکنه که آتشبس اعلام بشه. میخواستم ببینم که شرایط جنگ به چه صورت پیش میره. به هر حال، اینی که خودشون الان دارن میگن، اینه که ما باید یک درگیری با ایرانیها داشته باشیم. حالا تو همین کوران انتخابات، شرایط انتخابات هم برای ترامپ به هم ریخته است و هم برای نتانیاهو. با این شرایط، جفتشان بازندهاند و این بازندگی تبدیل به مرگ سیاسی این دوتا میشه. اینها هم یک قماری کردند که هرچی داشتند آوردند وسط. هیچی دیگه از اینها نمیمونه؛ نه فقط از خودشان نمیمونه، از حزبشان، از جناحشان. جفتشان هم الان به شدت این خطر تهدیدشان میکنه که اگر ببازند، محکوم بشن، رسوا بشن، بیآبرو بشن. اون قضایای «اُپسین» برای ترامپ هست که پروندهای که داره، مصونیت قضاییاش برداشته میشه. اگر شکست بخوره، شرایط برای اینها واقعاً شرایط وجودی و به تعبیر نتانیاهو آخرالزمانی است. جنگِ جنگ آخرالزمانی را هم نتانیاهو گفت، هم آنور روبیو و ونس گفتند.
از آنور، یه توهمات منجیگونهای هم هست که ترامپ داره، بعضی از توئیتها و اینهایش هم هست. خودشان را ناگزیر از جنگ در همین ایام، تو همین بازه آبان و آذر میدونند. از طرفی هم نمیخواهند مثل سری قبلی جنگ کشداری باشه که فرسایشی بشه و ابتکار عمل دست جمهوری اسلامی بیفته. میگه: «من میخوام صدمو بذارم، بیام دو سه تا ضربه اصلی بزنم، کارو تموم کنم.» یا کامل کار تموم بشه، یا یک چیزی [برای خودم] به عنوان یک پیروزی بتونم یک برگی داشته باشم که آقا فلان چیز. از اینها حالا مثلاً از کوه، کلنگ، تأسیسات هستهای، تأسیسات نفتی و پتروشیمی و صنایع و زیرساختهای جمهوری اسلامی، تا مقاماتشان، تا رهبرانشان، تا سران قوایشان، یک ضربهای بزنم که دیگه واقعاً بتونم بگم اینها را فلج کردم تا یک مدتی اینها نتونن حرکتی انجام بدن. «فرماندار نظامی» را زد، خب سران قوا بودند و به نحوی کار اداره شد. دیگه مجلس خبرگان بود. و الان میگه: «نه، من یک طور دیگه…». البته خب باید ضمیمهاش هم بشه میدان بهش، تا میدان نباشه، واقعاً کار براشون [سخت میشه].
دروناً برنامهریزی دارن، کارهایی دارن میکنن. اینهایی که الان تو خیابونن، ناامید بشن. کسای دیگهای که باید تو خیابون بیان، بتونن بیان، امیدوار بشن. اینی که برنامهشون چیه، نمیدونیم. هر چیزی محتمله، هر چیزی محتمل. بنده دی ماه سال گذشته، روزی که شبش ۱۸ دی شد، پنجشنبهای بود. فراخوان داده بودند. گفتم: «خودتونو برای هر چیزی آماده کنید.» که حالا تو اون جلسه بعضی هم دلخور که مثلاً چرا اینجوری صحبت... تصریح کردم، گفتم: «حتی برای چیزی مثل نبود آقا.» ذکر صوتش هم یکی از دوستان انتقاد کرد که آقا اینها را نگو، اینها تو دلشون خالی میشه. خب دیدید چه قضیهای شد؟ توی ۴۸ ساعت یک کودتای عجیب و غیر قابل باور! همه کَپ کرده بودند چی شد؟ و توی متن این کودتا، آوارم شهید! تمام اتفاقاتی که افتاد و منجر به... شاید این قضایای آبان، از جهاتی از اون قضایا هم سنگینتره. چون میگه: «من اونجا صدمو نذاشتم.» البته یک سری وراجیها میکنه، میگه: «من اونجا زیادهروی کردم.» برای اینکه تو محاسبات طرف مقابلش اختلال ایجاد کنه، کمااینکه قبلاً موفق بود. من نمیزنم، من کار ندارم، من جنگ ندارم، با رهبر شما کار ندارم، اما تغییر نظام را نمیخوام. و این حرفها واقعاً... اما بعضی از مسئولینمون احمقن، اگه نگیم خائن، به باورشون میشه. این نشنیده باورشون میشه، چه برسه به اینکه بشنوند. دوست دارن بشنوند از زبونش اینو. اگه نگم میگه: «تو حتی اگه بگی میزنم، میگم نه ایشالا نمیزنی، ایشالا گربه است.» ولی وقتی بگه که دیگه یک چیزی هم میشه که برای ساکت کردن بقیه، «ببین اینا گفت نمیخوام، ببین گفتش که من پیادهروی کردم تو زدن مثلاً لاریجانی نباید میزدم یا رهبرشون نباید میزدم.» یک همچین حرفهایی میگن. مفت! واقعاً هر کیو که دستشون برسه، حالا توی اون طبقه اول نظام، اگه بتونن تو یک حرکت، در یک لحظه همه رو نابود بکنند، بدونید که قطعاً تعللی [نمیکنند].
حالا به چه نحوی، با چه کیفیتی، چیکار میخواد بکنه، چی قراره ضمیمه بشه بهش؟ مسئله اقتصادی، دوباره مثل قضایای دی ماه، زمینه اعتراض عمومی. قضایای فرهنگی، مثلاً کاری که پوتین داره میکنه. الان شرایط خوب [نیست]. شرایط آشفتهایه. شرایط اقتصادی مردم، وضعیت اروپا هم اینها را نگران کرده. ترامپ برگشت گفتش که: «این انقلاب اسلامیه که داره در فرانسه اتفاق میافته.» و شرایط فرانسه دیگه برای اینها با اعتراضات قبلی یک تفاوت معناداری داره که نسل زِدی که اینها تو ایران روش حساب باز کردن، تو فرانسه میاد وسط با پرچم فلسطین! در حالی که اعتراض، پایش اعتراض صنفیه؛ بانک، معلم نداره به اینکه شرایط آموزشی مناسب نیست. و دقیقاً همون طرحی که برای جمهوری اسلامی داره، معلوم نیست از کجا دوباره تیغ غیب برگشته، افتاده به جون خودشون. ما این همه پول و رسانه و آدم و لیدر و فلان و اینها. اونا چی؟ بدون پول و رسانه و لیدر و اینها، با چی دارن اینها را مدیریت میکنن؟ و تفاوت هم به اینه که ما این همه خرج میکنیم، ۱۸ و ۱۹ دی، دو روز بعد میان تو خیابون، جمع میشه. بهمن میاد یه چیز دیگه میشه. اونا بدون هیچی، چهار نفر میان، یهو یه شورشی میشه و یه قضیهای میشه و اصلاً یه چیز دیگه میشه که بعد یهو میاد میگه که: «این انقلاب اسلامیه تو فرانسه.» یا: «طرح مهاجرها و عربهاست.» اینم از حماقتشان، از خریتشان! وقتی که اینو میگه، اون نوجوان فرانسوی بیشتر به این تحریک میشه که من بهت حالی میکنم که من نه مهاجرم، نه مسلمونم، حتی برای اینکه بفهمی که منم اتفاقاً بیشتر میام، جدیتر بودم. و همه اونایی که میخوان اینجا اجرا بکنن که همزمان کف خیابان اغتشاش باشه، مغازهها خراب بشه، مراکز دولتی مثلاً تسخیر بشه، اینجا نمیگیره و همون طرح برمیگرده میاد تو فرانسه. میگه: «فرانسه به هم ریخته، ایتالیا به هم ریخته، آلمان به هم ریخته، اسپانیا به هم ریخته، اندونزی به هم ریخته، آفریقا به هم ریخته.»
فرصتهایی است که موجب دلگرمی است، ولی او را هی به استیصال شدیدتر میرسونه که زودتر [کاری بکنه]. و کار هر یه روزی که جمهوری اسلامی نفس میکشه، یعنی در امتداد او بیخ گوش من. فرانسه به هم بریزه، آلمان به هم بریزه، جاهای دیگه به هم [بریزه]. «تا این نفس میکشیم، خریدیم. چیزی هم برای از دست دادن نداریم، تعلل هم بکنیم، اینور همه چی بدون فتح و فتوحات از دست رفته. بذار لااقل یک حرکتی بکنم.» این موقعیتیه که الان ما توشیم و اینها را افسارگسیخته میکنه. میخوام دیگه صدشان را بزنم. اون صدشان هم دیگه معلوم نیست [چیه]. حمله اتمی؟ حمله اتمی سیستماتیک؟ مثلاً پایگاه هستهای مردم را میخواد بزنه؟ یاسمین پهلوی، همسر مشترک [با رضا پهلوی] و دیگران، شرکا، یونگی و دوستان میاد میگه که: «اصلاً ژاپن کی پیشرفت کرد؟ از وقتی که بهش حمله اتمی شد.» خیلی اینها واقعاً در اوج خباثت و کثافتاند. اینور هم اون احمق میاد میگه که: «چین از کی چین شد؟ از وقتی که نترسید و مذاکره کرد.» اینها یه دولبه یه قیچیاند دیگه که اینها اتفاقاً خطرناکتر از اون [حملات مستقیماند]. خدمت شما عرض کنم که [اینها] دستگاه محاسباتی مردم را نویز میاندازن. دیگه حمل [حمله به] دستگاه محاسباتی دشمن نویز میاندازن. ترامپ برگشت گفتش که: «همه به من میگفتن خامنهای کشته بشه، کار جمهوری اسلامی تمومه. کجایین فلانفلانشدهها؟ ببینید دارم توی تشییع خامنهای گریه میکنن. اینا از کجا در اومدن؟ اینا از کجا در اومدن؟ مگه شما نمیگفتین همه خوشحال میشن؟ از من تشکر میکنن؟» اینها کین پس؟ فحش کشیده بود همه مشاورین، هگزت و دیگران [که] خوشحال نیستن؟ که بعد اون علم خونخواهی و اینها بلند شده؟ بعد تو قضایا و فلان و اینها مخفی بشه و اینها که پرواز بکنه و اینها. حالا غرض اینه که وقتی شرایط این شکلی است، دیگه ممکنه هر کاری بکنه. ممکنه حمله اتمی بکنه. ممکنه حمله اتمی شهرهای بزرگ بکنه، مراکز جمعیتی بکنه. سنگین نیست. خطرات برق قطع میشه، اینترنت قطع میشه، آب، برق، ممکنه آسیب خالی بشه. [نباید] ناامید بشیم، نه کسیو ناامید بکنیم و نه با توهمات که: «نه بابا، چیزی نمیشه.» حتی من از بعضی از مقامات نظامی دیدم که یکیشون گفته بود که: «دیگه نمیصرفه برای ترامپ.» که خیلی ترسیدم. واقعاً میگم خیلی ترسناک [است]. مردم را امیدوار بکنید اشکال نداره، ولی اگه واقعاً خودتونم این شکلی تحلیل میکنید، خیلی خطرناکه. شرایط کاملاً شرایطی است که هی داره به سمت شدت درگیری پیش میرود. حالا از کجا به این رسیدیم که نه، جنگ نمیشد؟ «نمیصرفه دیگه براش.» معلومه که نمیصرفه. اون اصلاً دیگه به صرفیدن کار نداره. قضیه، قضیه حیثیتی شده براش. نجنگیدن هم براش نمیصرفه، چون در هر صورت داره نابود میشه. تقهای بزنم، حالا شاید یه چیزی شد. دیگه اینور که مطمئنم چیزی نمیشه. به من باخته، این که صد باخته، بذار روی اونی که پنجاه باخته، یه حرکتی بکنم. قماربازه دیگه، به هر حال.
خطرناکه اینکه اینا اونو عاقل فرض میکنن. ترسناکه که فکر میکنن او مثلاً عاقلانه رفتار میکنه. نه، اون دیوانهاست و افسارگسیخته است. هر حرکتی ازش ممکنه سر بزنه. ولی اینو بدونید که هر آن چیزی که از آنها سر بزنه، با همه تلخیها و سختیها و آثار بدی که داره، به نفع ماست. حتی حمله اتمیاش! بر فرض حمله اتمی آمریکا، زمینه حملات اتمی همه جا به همه جا را فراهم میکنه. همه جا به دنیاییم که پر بمب اتمه. پاکستان با طالبان، هند، چین، روسیه، فرانسه، کره. این کیم جونگ اون، چیه، کیه؟ مرحوم مغفور! اینم بنده خدا همش منتظر [یه حرکته]؛ یه هستهایمون نشه، یه حرکتی بزنیم. چرا هیچکی بازی شروع نمیکنه؟ شبا هی میاد یه تستی میزنه، دکمهها رو بالا پایین میکنه تا یکی شروع کنه. اینم بالاخره یه حرکتی بزنه. ممکنه سخت باشه، آسیبهای توش باشه، ولی بدونید که اگر شروع کردن، اولین و آخرین قربانیشون خودشونن. با همه آسیبهایی که ممکنه ما از جهاتی [ببینیم]. به هر حال، با همه تلخی و سختیهایی که داره، یک بخشی از مردم، بدنه از مردم، واقعاً تا خودشون مستقیم از دست ترامپ چک نخورند، باورشون نمیشه. این بده. این من زیاد دارم میبینم تو این ما... هنوز خیلی اذیت [کننده است]. این ترسناکه اینکه این بیداری حاصل نمیشه. چون یه سنتی است دیگه. خدای متعال میگرده اون دوز بیدارشوندگیتو پیدا میکنه. مثل دکتر دیگه. مثلاً وقتی مقاومت، مثلاً طرفو بیهوش میخوان بکنن، وقتی که مقاومت نشون میده نسبت به این دوز پایین، دوزشو شدیدتر [میکنند]. تو بیداری هم همینه. وقتی به هوش میخوان بیارن، با این به هوش نمیاد، هی دوزش باید بره بالا تا به هوش [بیاد]. واقعاً یه طیفی از جامعه دچار تقدیر در سکران مست غفلت عمیق غفلت [هستند].
من دیشب تو خیابون، تو ماشین [گفتم]: «جنگ شده به شما حمله کردن، به ناموس شما تعرض کردن، بچههاتون جلو [چشمتون] کشتن، مدرسهتونو زدن. اصلاً این اتفاق کجا اتفاق افتاده؟ کف خیابون، تو محلههاتون اتفاق افتاده. این شهر، شهر جنگی بوده. مشهد خیلی جنگ چهل روزه کشته داده مشهد. خبری نبود!» و بعضیا که از شهرهای دیگه میومدن مشهد گزارش [وضعیت]، باورشون نمیشد که مثلاً وضع ایران به وضع جنگ، همچین وضعی باشه. اصفهان که دیگه خودش دیگه مرکز جنگ بوده دیگه. و این وضعی که آدم توی کافه و خیابون و بازار اینها میبینه، باورنکردنیه. که دیگه چی باید بشه که تو باید حالیت بشه؟ باید جلو چشمت یه کاری باهات بکنن؟ به چه مرحلهای باید برسه؟ بر اساس این قانون انگار هنوز حالا حالا ترامپ باید کارها بکنه. ترسناک این [است]. از یه طرف دیگه، این تحلیله، مجموعه ابعاد این تحلیل میرسونه به اینکه به هر حال برای اتفاقات سخت و تلخی باید آماده باشیم که البته در تبعش، با همه سختیها و گرفتاریهایی که داره، گشایشهای بزرگی خواهد [داشت].
چیز دم دستی در قیاس با چیزهای بزرگتری که انشالله… حسن نصرالله گفته بودند که: «۸۰ سالگی رو نمیبینه.» و ما حساب کردیم، شهریور سال دیگه میشه ۸۰ سالگی. شهریور ۱۴۰۶. بله، ۱۴۰۷. ۱۴۰۶ میره ۸۰ سالگی. ام ۱۴۰۶ که تموم میشه، شهریورش ۸۰ سالگی میشه. پر [بشه] بخواد [عمر کنه]، همین باز انشالله بازی نابودی اسرائیل انشالله دو سال، شاید انشالله پایان کار اسرائیل باشه. و هنوز خیلی اتفاقات مونده که باید رخ بده. مصر باید وارد داستان بشه، آذربایجان باید وارد قضیه بشه، پاکستان قضایایی داره، چین و هند قضایایی دارند. این محور اینور شرق اتفاقات مهمی داره. این یجوج و ماجوج، کره شمالی، کره جنوبی، اینها قضایایی دارند. ولی مقدماتش شروع شده. همون اول «طوفان الاقصی»، بحثی کردیم نسبت به [آن]. چقدر هم حرف شنیدیم که: «اینها را تحلیل نکنید.» به اینکه مثلاً «حماس و قضایای دعوا نه.» این آغاز یک شورش عمومی است. و به هم... بعد سه سال از اون صحبت، دقیقاً سه سال گذشت. یعنی مهر یا آبان ۱۴۰۲ که ما این نکاتو عرض کردیم، خب حالا بعد سه سال شما این حرفها را تصدیق میکنید یا تکذیب میکنید؟ به نظرتون چقدر نزدیک شدیم؟ چقدر خدمت شما عرض کنم که حالا بیشتر اونی که اینجا بحث معیشت مردمه، مشکلات اقتصادی. ولی جاهای دیگه قضایا به نحو دیگری است. خود بحث بیماریهای عمومی از طاعون، به طور تعاون. روسیه حرفهایی در موردش هست، حالا چقدر جدیه، ولی اوضاع جهان اوضاع دگرگونی است. یعنی این دلخوشی که وسط جنگ یک عده دارند، یک تابلوی «هیچ» را ۲۸۰ میلیارد تومان تو تهران تو مزایده میفروشند. تابلوی هیچ! کشوری که اینجور قراره کانون تحولات تمدنی آخرالزمان باشه، قاعده خدا این نیستش که با همچین حال و احوالی اینها بشن مبدأ تحولات آخرالزمان. خیلی فاصله [داریم]. حالا اون که بله، تا اون حتی فتوحات و فرجهای سطوح پایینتر، با این حال و احوال غفلتزده و قساوتزده، اون فتوحات حاصل نمیشه. با این دلخوش و با این ولخرجیها و با این کثافتکاری و ولانگاری، با امنیتی که خوبها قربانی بشن که عیاشها راحت گناه بکنند، قاعده خدا این نیست. خدا بهترین اولیاشو ذبح نمیکنه برای اینکه عیاشها راحت کیف [کنند]. اگه قرار باشه عیاشها بیدار بشن، ذبح میکنه. وگرنه عیاشها رو ذبح [نمیکنه]. وحید مرحله بعد [همین] مرحله میشه. اون گرفتاریهای عمومی. گاهی البته خوبان، خاصانی در این درگاه، یک تهاتر با خدای متعال کانهو [دارند]. قضیه حضرت موسی بن جعفر علیه السلام. حضرت برای دفع بلا از شیعه، سالهای زندان را تحمل [کردند]. یک همچین قضایایی هست. ولی بعضی وقتا نه دیگه. خب طرف وقتی بیدار نمیشه. بله، حالا این زندانیه گاهی موجب بصیرت میشه، موجب هوشیاری میشه. خدا قاعدهاش به این نیست که ولی خودشو تو این مخمصه بندازه، اونها هم بیشتر کیف و حال بکنن. نخیر، اینجا باید سرایت پیدا کنه این گرفتاری.
کم مقصر نبودیم دیگه. از ناشکریهای زمان آقای رئیسی، از این کینهها و اختلافات و تفرقهها و عدم گذشتها، عدم فداکاریها. تو انتخابات چهار پنج فرقه اومدیم وسط و هیچکی هم برای هیچکسی اهل گذشت به اون شکل [نبود]. میزدند، زاکانی اینها را میزد. اون سید کیا، سید مشهدی انتخابات، قاضیزاده. بنده همون موقع عرض کردم، گفتم: «این آرایش، آرایش پیروزی نیست.» قبل انتخابات ۱۴۰۳، این صحنه که آدم میبینه، شکست را درش به طور واضح داره میبینه. صحنه صحنهای نیست که آدم بدون رحمت خدا با این وضعیت... خب اینم تبعاتش [هست]. اگر بعضی آقایون اون موقع گذشت میکردند، کنار میرفتند و به جون میخریدن بعضی حرفها رو، این نمیشد که الان اینقدر تو سختی و تنگنا و گرفتاری باشیم، در معرض تَدَور باشن و به زعم خودشون [به] خدمت [مشغول باشند]. همون موقع اگر کنار میکشیدند، وقتی دیدن تفاوت آرای ۱۰ میلیون و سه میلیون رو، اگر تو اون کوران دور اول انتخابات این گذشت میشد که جو، جوی بود که جریان انقلابی پای انتخابات بود. درسته مشارکت کمتر بود، ولی به هر حال اون نتیجه آرا فرق میکرد که یه هفته فرصت پیدا کنه بعد آقای ظریف بیاد با مشارکت ۴۸ درصد [این حرفا رو بزنه]. خیلی دردناکه. سیلی خداست دیگه. حسن روحانی تو ماروتونو به هم بپیچه. در چهلم آقای رئیسی، حسن روحانی چهلم رئیسی بیاد، تو ماروتونو به هم بپیچه! واقعاً اگر از اینها احساس سیلی نکنه، احمقه. اینها هم اینقدر میرن تا به خودشون بیان. تو بیداری ادامه مجموعه مختصات این شرایطی که الان [داریم]. یعنی یه راه طولانی. بله، اون طولانی با بیداریهای سریع ما کوتاه میشه. فایل صوتی هم گفتیم که همین ائتلاف کشور عربی با رژیم صهیونیستی از توی همین سفیانی در میاد. حالا حالا نمیاد. خاستگاه شرایط سفیانی است دیگه. و اونم خودش یه چقدر قضیه بخواد تا اونجاها کش پیدا بکنه. اینم یه چوبی است دیگه. امور محتومه وعده داده شده و قطعیه. ولی به هر حال اینی که ما بخواد بیداریمون تا اون وقت طول بکشه به دست سفیانی، خیلی [بد است]. کی ما باید بیدار بشیم؟ چی باید بشه که ما بیدار بشیم؟
یه دورهای که هرچی که میشد میگفتن: «کار خودشونه.» شاه چراغ اومده بچه مردمو کشته تو بغل مادرش. گفتن: «کار خودشونه.» باید ترامپ بزنه تو سرت که دیگه نگی کار خودشونه. نتانیاهو بیاد گردن بگیره، تشکر میکنی ازش! آزاد عمو ترامپ! خیلی اینها دردناکه. احمقترین موجودات تاریخ بشر. دنیا به خودش ندیده، تاریخ به خودش ندیده همچین موجوداتی که مثل پهلویچیها و کشورهای عربی منطقه. همیشه عرب در طول تاریخ معروف بوده به تعصب؛ تعصب نژادی، تعصب مذهبی. که بری با عبریایی که به خون تو تشنهاند، میخوان به ناموس جلو چشمت تجاوز کنند، بچههاشون تو سرویس مدرسه اشعار ضد عرب میخونن، ببندی برای قتل عام بقیه عربها. عرب سنی [که] ندیده تاریخ به خودش. نداشتیم اینجوری. همیشه ماکسیمم حیوانیت در این بوده که این نفهمها تو این تعصبات نژادیشون موندن. همیشه درد انبیا و اولیا و اینها با اینا این بوده. این دیگه رد دادن از این مرحله. جون مادرت برگرد به تعصب نژادت. به خاطر تعصب نژادی پشت غزه باش. برگرد به تعصب مذهبی. سنی باش لامصب! من نمیخوام اصلاً تو شیعه بشی. سنی باش. خیلی دردناکه ها واقعاً. یعنی ببینید این انحطاط بشر به چه مرحلهای رسید؟ از اونور هم البته در تاریخ ما هیچوقت ملت مبعوث ۲۷۰ شب با تنوع اطلاعات و فتنهها. میگه: «این جمع، این جمعیت این شکلی، با این انگیزه، با این روشنی، تاریخ به خودش ندیده.» هیچ پیغمبری دور خودش [نداشته] چه آدم... آرزوی همه انبیا و اولیا بوده که همچین جمعیتی، همچین کسانی دورش باشه. «مشتاق دیدار برادرانم هستم.» شما اصحابید، برادران آخرالزمان میاد. «آمنو به سواد علی بیاض.» رو کاغذ یه چیزی خوندن، فداکاری میکنند که شمایی که منو دیدید و مستقیم بهتون میگم، انجام نمیدید. رو کاغذ خونده. حالا رو اسنادی که مرحوم مجلسی مثلاً جمع آوری کرده. خود مجلسی رم اینا ندید [ندیدهاند]. خود نسخه خطی مجلسی رم ندید [ندیدهاند]. خیلی حرفه. شما رو این چیزا فکر بکنید بر اساس فلان روایتی که مجلسی در جلد ۵۴ بحار نقل کرده که ما نه مجلسی را دیدیم، نه خود بحار را دیدیم، نه نسخه خطی را دیدیم، نه پیغمبر را دیدیم، نه راویشو دیدیم. سند هم نداره. خیلی حرفه واقعاً.
چیز عجیبی است دیگه این نقطه اوج این دو مسیره دیگه. به کمال خودش رسیده دیگه. مسیر خیر و مسیر شر. و این نوید اینو میده که این دیگه درگیری آخره. وقتی به این اوج میرسه، بالاخره یکی باید غلبه بکنه دیگه. وقتی میگن جنگ وجودی، یعنی این دو تا به یه نقطهای رسیدن که به اوج خودش رسیده و یکی باید بمونه، یکی ادامه، یکی منوط به نابودی طرف. ادامهاش و حیاتش منوط به نابودی طرف. و هرکی هرچی داشته برده وسط. هرکی هرچی داشته. قضایای مباهله این شکلی بود دیگه. پیامبر اکرم همه داراییاش را آورد وسط. اینجوری قضیه وجودی شده. گفت: «من من نمیتونم اینجوری وجودی وارد قضیه بشم.» این بر [میگرده]. وقتی به این نقطه میرسه کار، ولی خب هزینه و صدق این اثبات صدق خدا امتحان [میکنه]. همین که میاد میگه آقا ما هستیم. نه، اینقدر میچلونه، اینقدر بالا پایین [میکنه]. میگه: «خب، در این وضعیت هم هستی؟ نون هم نداشته باشی هستی؟ بنزین هم نداشته باشی هستی؟ دارو هم بهت نرسه هستی؟» اینقدر میچلونه. وقتی که خب نه واقعاً هست، خب دیگه حله. «انزل علینا النصر و انزل بعد من الکرب.» وقتی خدا دید که نه، ما واقعاً راست میگیم، نصرتشو برای ما فرستاد و دشمن ما با اون وظایفی که ما داریم، اگر درست انجام بدیم، تسریع بشه فرایندی میفته که خب طول میکشه. هزینه داره. خونهای مطهر، جانهای مقدس، قربانیان فراوانی باید فدا بشه تا این اتفاق [بیفته]. اگه زودتر بیدار شدیم، زودتر اون جواد تبیینی که آقا فرمود، اگر به وقتش درست اون چیزی که او مد نظرش بود رخ میداد، قاسم سلیمانی شهید نمیشد، حسن [باقری] شهید نمیشد و خودش شهید [نمیشد]. نامش هزینههاست، هزینه کمکاریهاست. اینها میاد فدیه اونها، جبران میکنم کم و کس. خدا کمکمون کنه. جلو شرمنده اینها نباشیم. عقوبت نشیم بابت کمکاریها و بیعملیها. وقت دوستانو گرفتیم. ببخشید. خیر بده انشالله.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
در حال بارگذاری نظرات...