تجمعات شبانه

جلسه بیست و چهارم

00:14:30
62

معرفی
«امپراتوری مقاومت»؛ روایت شکل‌گیری جریانی منطقه‌ای با اتحاد کشورهای جبهه مقاومت.

ایران و پاکستان؛ دو ملت، با تاریخی مشترک در مبارزات، تظاهرات و حمایت از مظلومان.

تجلیل از شهید عارف حسینی به عنوان پلی میان دل‌های مردم ایران و پاکستان!.

تجلی پیوند عمیق و تاریخی دو ملت ایران-پاکستان، در قالب محبت، حمایت و حضور
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بیست و هفتم فروردین، مشهد.

بسم الله الرحمن الرحیم.

ملت عزیز ایران، ملت بزرگ ایران، سلام علیکم. هر بار شروع کردیم، با سلام به ملت ایران شروع کردیم. امشب یک سلام ویژه هم داریم به ملت، به مردم باصفا و با غیرت پاکستان، و تشکر داریم از این ملت؛ ملت خونگرم، این ملت صمیمی، این ملت مجاهد و انقلابی.

در این اتفاقاتی که افتاد، در این جنگ اخیر، یک واقعیت خودش را نشان داد؛ هم برای ملت‌های مسلمان و هم برای دشمن خونخوار. آن هم این بود که دشمن ما، امروز آمریکا، رژیم صهیونیستی و بعضی از این دولت‌های پادوی حقیر در حاشیه‌ی خلیج فارس، اینها امروز مواجه شدند با یک امپراطوری؛ امپراطوری مقاومت. امپراطوری مقاومت، مرکزیتش و فرماندهی‌اش در ایران، با ملت ایران. پیشقراول و پیشرانش ملت ایران‌اند؛ ولی در کنار ملت ایران، مجاهدان دلاور، شجاع و فداکار هستند؛ ملت‌های مختلفی که همه زیر پرچم اسلام جمع شدند: از امت و ملت یمن، لبنان، فلسطین، عراق، بحرین، آذربایجان، سوریه، ترکیه، مصر، افغانستان و به ویژه ملت پاکستان. ما همه با هم دامنه‌ی جغرافیایی تمدنی شکل دادیم که به عنایت الهی، این امپراطوری مقاومت به زودی ان‌شاءالله، به زودی ان‌شاءالله، به زودی با عملیات‌های قریب‌الوقوع، زمین غصب‌شده‌ی فلسطین را به دامن امت اسلام برمی‌گرداند و دولت جعلی و جنایتکار اسرائیل را برای همیشه از روی زمین محو خواهد کرد.

یک قطعه‌ی مهم از این تمدن، از این امپراطوری مقاومت، کشور و ملت پاکستان است. ما کشور و ملت پاکستان را با چهره‌های درخشانی می‌شناسیم؛ مثل محمدعلی جناح، مثل اقبال لاهوری، مثل علامه دهلوی و خصوصاً و به ویژه شهید سید عارف حسین حسینی. این شهید بزرگوار، سید عارف حسینی، کسی بود که در نجف شاگرد امام خمینی بود، در قم شاگرد شهید مطهری بود. به پاکستان برگشت؛ یک رهبر انقلابی بود، یک سید و یک عالم مجاهد بود. باعث شد زلف ملت ایران و ملت پاکستان، این دو ملت انقلابی، به هم گره بخورد. ارتباط این دو ملت به اوج صمیمیت خودش رسید به واسطه‌ی این شهید عزیز و بزرگوار. این باعث شد این ملت، ملت پاکستان، در صمیمیتش با ملت ایران، اتفاقات بزرگی رقم زد؛ البته ملت ایران هم در مقابل همینطور بود. رهبر شهید ما، رهبر عزیز ما، امام سید علی حسینی خامنه‌ای، سال ۶۴ وقتی به عنوان رئیس جمهور ایران رفتند پاکستان، اقبال عجیب مردم پاکستان به ایشان را همه شاهد بودند و دیدند.

واقعیت ملت پاکستان متصل به ملت ایران است. البته شهید عارف حسینی هم یک سفر در همان سال‌ها آمدند قم، استقبال بی‌نظیری شد. مردم قم، فضلا و علمای قم، در حد مراجعی مثل آیت‌الله جوادی آملی به استقبال ایشان رفتند؛ استقبال فوق‌العاده‌ای بود و مردم ایران فریاد می‌زدند: «صلی علی محمد، یار خمینی آمد.» این نشان می‌دهد این مردم، مردم ایران و مردم پاکستان به هم گره خوردند. البته بیش از این سابقه، انقلابی بودن ملت پاکستان وقتی که ایران در جنگ با صدام بود، این ملت قهرمان پاکستان از ملت ایران حمایت کردند. وقتی که آل سعود در سرزمین حج، حجاج ما را به خاک و خون کشید و حجاج را کشتار کرد، ملت پاکستان قیام کرد، تجمع کرد، تظاهرات کرد و از ملت ایران حمایت کرد، از امت اسلام حمایت کرد.

شاید بعضی از ایرانی‌ها این قضیه را خبر نداشته باشند، حتی شاید بعضی پاکستانی‌های عزیز هم خبر نداشته باشند. دهه‌ی ۶۰ منافقین، همین‌هایی که می‌گفتند ما مجاهدین خلق هستیم، همین گروهک مسعود رجوی، گروهک تروریستی، رفتند پاکستان، آنجا را یک پایگاه کنند برای خودشان، از آنجا حمله کنند به ما و آسیب بزنند. بین سال‌های ۶۰ تا ۶۵، ۹ تا مقر عملیاتی داشتند در کویته؛ ولی ایرانی‌ها و پاکستانی‌ها با هم، به کمک همدیگر؛ ملت پاکستان کمک کرد به رزمندگان ایرانی؛ حمله کردند، هجوم بردند، مقرهای اینها را در کویته و کراچی آسیب زدند و صد نفر، بلکه بیشتر، کشته و زخمی از این گروهک خونخوار گرفتند.

یک سابقه‌ی دیگر انقلابی ملت قهرمان پاکستان، در دفاع از حرم اهل بیت بود؛ در دفاع از حرم حضرت زینب سلام الله علیها که اگر دست خونخواران داعش، جلادان داعش می‌افتاد، پیشروی می‌کردند کربلا، نجف و اگر دستشان می‌رسید، حرم امام رضا را با خاک یکسان می‌کردند. با فرماندهی آن سردار رشیدمان که این شب جمعه ان‌شاءالله همه‌ی شهدا مهمان امام حسین (علیه السلام) باشند؛ شهید حاج قاسم سلیمانی میدانداری کرد، فرماندهی کرد، همه‌ی این بچه‌های پاکباخته و عاشق را جمع کرد، بچه‌های باغیرت را جمع کرد؛ یک گروه از اینها، بچه‌های پاکستانی بودند که معروف شدند به «زینبیون». رفتند و حمایت کردند.

علاقه‌ی مردم پاکستان به رهبر شهید ما و تقابلش، علاقه‌ی رهبر شهید ما به مردم پاکستان مثال‌زدنی است. یادمان نمی‌رود وقتی در نماز عید فطر، رهبر شهید ما یاد کردند؛ آن ایام سیل آمده بود در پاکستان، رهبر شهید از مردم درخواست کردند کمک‌رسانی بشود به مردم پاکستان. وقتی به یاد آوردند سیلی که آمده در پاکستان، رهبر شهید ما بغض کردند، اشکشان جاری شد. عشق عجیبی داشتند به ملت پاکستان. ملت پاکستان هم عشق عجیبی داشت بین رهبر شهید؛ هم در زمان حیات این رهبر شهید، این مردم نشان دادند عشقشان را. خصوصاً در آن سفری که آخرین سفرهای رئیس جمهور شهید ما بود، شهید رئیسی به پاکستان رفت؛ چه کردند مردم پاکستان در ابراز عشق به جمهوری اسلامی و خصوصاً بعد از شهادت رهبر شهیدمان، سنگ تمام گذاشتند. همان اول حمله کردند به کنسولگری آمریکا در کراچی و لاهور. ده‌ها کشته داد ملت پاکستان، چه شیعه چه سنی. ده‌ها زخمی داد به عشق این رهبر شهید. در چهلم رهبر شهید ما، نیم میلیون نفر مردم پاکستان، ۵۰۰ هزار نفر در تجمع شرکت کردند؛ ابراز علاقه کردند به رهبر شهیدمان.

دیدید چه غوغایی کردند ملت پاکستان؛ طلا و جواهراتی که از سر و گردن درآوردند. این ملتی که ملت ثروتمندی به آن شکل نیست، ولی با عشق اینها را درآوردند؛ تقدیم کردند به سفارت ما برای اینکه حمایت کنند از رزمنده‌های ما و در این جنگ مشارکت داشته باشند. خیابان بزرگی را هم در کراچی به نام رهبر شهید ما نامگذاری کردند. اینها بخشی از این چهره‌ی قدرتمند و عاشق و وفادار ملت پاکستان بود.

من چند جمله از امام راحلمان عرض بکنم در مورد ملت پاکستان؛ عرضم را تمام کنم. بعد از شهادت شهید سید عارف حسین حسینی، امام راحل ما نامه دادند به مردم پاکستان؛ نامه‌ی فوق‌العاده‌ای بود؛ ۱۴ شهریور سال ۶۷. کلمات عجیبی فرمودند؛ فرمودند این شهید عارف حسینی، فرزند عزیز من بود. به ملت پاکستان فرمودند راه این شهید را ادامه بدهند. این شهید را در پاکستان مقایسه کردند با شهید بهشتی و شهید مطهری در ایران. جملات عجیبی فرمود امام راحل. من دو بخشش را برایتان می‌خوانم که زبان گویای دل ملت ایران به ملت غیور پاکستان است. این جملات امام راحل ما فرمود: "ملت شریف و مسلمان پاکستان که به حق ملتی انقلابی و وفادار به ارزش‌های اسلامی بودند و با ما رابطه‌ی دیرینه‌ی گرم انقلابی، عقیدتی و فرهنگی دارند." این جمله را خطاب به ملت پاکستان فرمود. من می‌گویم ایرانی‌ها هم در پایان این جمله با تکبیرشان تأیید می‌کنند. این کلمات امام خمینی است که چراغ راه ماست. فرمود: "به همه برادران و خواهران مسلمان خود در آن کشور اطمینان می‌دهم که ایران اسلامی در کنار شما و به عنوان یاری امین و سنگری محکم از شرافت، استقلال، عزت و اعتبار اسلامی‌تان دفاع خواهد نمود."

تشکر می‌کنم از ملت پاکستان، از مردم پاکستان، از احزاب سیاسی پاکستان، از علمای پاکستان و از دولت پاکستان؛ از عزیزان پاکستانی که در ایران هستند. نمی‌شود گفت میهمان ما هستند؛ هموطنان پاکستانی ما که همه از یک امت، از یک خونیم، همه فرزندان رسول اللهیم. این شب‌ها در خیابان‌ها پذیرایی می‌کردند با همان چیزهایی که سنت پاکستانی خودشان است. از زبان ملت ایران چند کلمه به زبان اردو با عزیزان پاکستانی‌مان عرض ارادت می‌کنم:

"ما پاکستان کا شوکریا ادا کارتاهین. همیشا ایران کا انقلاب کا هر مشکل وقت مِین سات دِیا هه. الله اکبر! رهبر شهید صرف ایران کے رهبر نهین تهے، بلکه پوری امت مسلم کا رهبر تهے۔ ایران و پاکستان کو کوئی جدا نه کر سکتا. پاکستان زنده باد! ایران زنده باد! آمریکا مُرده باد! اسرائیل مُرده باد!"
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات تجمعات شبانه