معرفی
تمثیل بازی شهروند و مافیا، برای تبیین شرایط امروزِ شهروندان مظلومِ در برابر مافیای کودکخوار!
اهمیت حفظ وحدت مسلمانان و هوشیاری در برابر تفرقهافکنان.
ریشههای قدرتِ این نظام، از ایمان، وحدت و اعتماد به وعده الهیست.
شکست مفتضحانه مافیای آمریکا، در اثر همپیمانی و اتحاد شهروندان!
اهمیت حفظ وحدت مسلمانان و هوشیاری در برابر تفرقهافکنان.
ریشههای قدرتِ این نظام، از ایمان، وحدت و اعتماد به وعده الهیست.
شکست مفتضحانه مافیای آمریکا، در اثر همپیمانی و اتحاد شهروندان!
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم عزیز ایران، مردم بزرگ ایران! سلام علیکم. عیدتان مبارک باشد. انشاءالله میلاد حضرت معصومه سلامالله علیها را تبریک عرض میکنم. روز دختر را به دختران عزیزمان، به دختران خوب و نجیب تبریک میگویم.
و سالروز تولد رهبر عزیزمان، رهبر بزرگمان، رهبر شهیدمان را تبریک میگویم. البته ایشان گفتند «مرد کتاب اجازه نمیدهد تریبونها، جاهایی که به هر حال از بیت المال است و اینها، صحبتی از تولد و اینها شود». ایشان اعلام کردهاند «این قضیه تولد من را بزرگ نکنید.» و حتی اعلام شد در جلسهای به خود ایشان که دانشجویان تولد آقا را تبریک گفتند، ایشان با همان تواضع بینظیر فرمودند: «تولد من نه.» این تفاوت این رهبران الهی با دیکتاتورهاست! چقدر به این مرد بزرگ تهنیت میگویم.
البته خیلی از حقایق روشن شد با شهادت مردی مثل ایشان. در این چند دقیقهای که عرایض مختصری دارم، قصد دارم بر اساس گفتگو، با شما صحبت کنم. حالا میبینم جوانها هم در این تجمع زیادند، الحمدلله. مثالم را بهتر و بیشتر جوانها با آن ارتباط برقرار میکنند؛ شاید بزرگترها هم خبر داشته باشند. یک بازی، یک مسابقه، چند سالی است مُد شده به اسم مسابقه مافیا. همه آشنا هستند با این مسابقه.
خب، در مسابقه مافیا، مافیا بین چند تا شهروند است. مثلاً ۸ تا ۹ نفر. چقدر مخفیاند! ولی آن سه نفر مافیا، خودشان همدیگر را میشناسند. شهروندان اینها را نمیشناسند. شهروند میداند خودش شهروند است، ولی نسبت به بقیه هیچ شناختی و اطلاعی ندارد. باید در اثر گفتگو، و به قول امروزیها در اثر "اکتِ" طرف و در اثر عکسالعملهای او، به این برسد که کی مافیاست و کی شهروند.
فضایی که ما امروز در آن هستیم، خیلی شبیه مسابقه مافیاست. این مثال خیلی به درد میخورد. البته حالا بازی مافیا بازی کثیفی است، نمیخواهیم ترویجش بکنیم، تأییدش بکنیم. دروغ و دغل زیاد دارد، تهمت زیاد دارد. ولی خب واقعیت زندگیهای ماست، واقعیت جنگ است، واقعیت جنگ حق و باطل است. مخصوصاً امروز در این شرایطی که ما هستیم، شهروندان رهبر ندارند. شهروندان به قول ما، خودشان "ملت مسئول" شدهاند.
خودشان باید گلیم خودشان را از آب بیرون بکشند. خودشان باید شهروندان دیگر را پیدا کنند و روبروی مافیا بایستند. دست به دست هم بدهند، به هم اعتماد کنند، پشت هم باشند، به هم تهمت نزنند، بدبین نباشند، اختلاف نداشته باشند، یقه همدیگر را نگیرند که مافیا از این فرصت استفاده نکند، شهروندان را به هم بدبین نکند، به جان هم نیندازد.
تا یک نفر معلوم شد که مافیاست، معلوم شد به ناحق به یک شهروندی آسیب زده، یکی را بیرون انداخته. به قول ما شات شب کرده، کشته، تهمت زده، بیرونش کرده. این معلوم میشود مافیاست. تا یک نفر معلوم شد مافیاست، کل شهر، شهروندان دست به دست هم بدهند، اتحاد کنند، این را بیندازیم بیرون.
این داستان امروز زندگی ماست. ما یک مافیا داریم، اسمش آمریکاست؛ "گادفادر"ش درست. یکی هم داریم اسرائیل. یکی رژیمهای عربی منحوس در حاشیه خلیج فارس: عربستان و امارات و بحرین و کویت. این کشورهای این شکلی، کشورهای کوچک و حقیر. ترامپ گفت: «شأن بن سلمان چیست که فلانجا را باید بوس کند؟» اینها مافیاهای زمان ما هستند.
شهروندان زیادند. یک ملت نود میلیونی. یک امت وسیع. شما میبینید این صحنههای بینظیری را دیدید که این چند وقت رقم خورد. بچه عراقی آمده دوچرخهاش را هدیه میدهد. ملت عراق ملت ضعیفی است، ملت ثروتمندی نیست. یک بچه. رفتی در زندگیهای اینها بودی، دیدی از نزدیک امکاناتشان و داراییشان را. یک دوچرخه قدیمی دارد این بچه. با آن میرود نان میگیرد، کاری میکند، کپسول گازی میبرد. تقدیم میکند با اشک، با عشق. تقدیم باشد به رهبر شهید.
آن یکی خروسی که در خانه داشته، آمده دارد تقدیم میکند. دایره شهروندان اینقدر وسیع است. در پاکستان، در کشمیر هند، انگشتر در میآورد، گوشواره در میآورد. من شب جمعه برای پاکستانیها در میدان تقیآباد صحبت میکردم. یادم رفت اسم از هند بیاورم. جلسه تمام شد، یک جوان هندی جلوی من را گرفت، خیلی با احترام و محبت، بدون اینکه بخواهد اعتراض کند. فقط خواست بگوید: «آقا! هندیها چقدر پایکارند.» که البته خب کشمیریها را میدانید چقدر محبت دارند به ایرانیها.
برگشت گفت: «حاج آقا، من خودم در هند دیدم که هندو در مراسمی که برای رهبر شهید گرفته شده، هندوها به شدت با مسلمانها مخالفند. میگویند سایه مسلمان اگر به دیگ غذای هندو افتاد، دیگ را باید چپه کرد.» اینقدر بدشان میآید از مسلمان. «هندو بود. من دیدم در شهادت رهبر، در خیابان، مراسمی که بود، تظاهراتی که بود برای رهبر شهید، گریه میکرد.» هندوهای شیعه شده، مسلمان شدهاند. وهابیهایی در پاکستان شیعه شدهاند. ما فکر میکردیم ایران طرف اسرائیل است، عربستان خیرخواه ماست. عربستان خیلی موجه بود در امت اسلام، کشورهای اسلامی. الان فهمیدیم عربستان و اسرائیل با هم هستند. ما با ایرانیها! چقدر وهابی شیعه شده! چقدر وهابی متمایل به ایران شده! علاقهمند به رهبر شهید ما شده!
اتفاق بزرگی دارد رخ میدهد. اجماع شهروندی شکل گرفته است. هر کاری هم که این مافیا میکند، بی آبروتر میشود. آمد اعلام کرد: «من به این تنگه نیاز ندارم. هرکی نیاز دارد، بیاید تنگه را باز کند.» بعد گفت: «فرانسه! آی آلمان! آی کجا! انگلیس! فلان! کمک کنیم. پس فردا در اوکراین از من کمک میخواهید، ناتو کمک میخواهد. من دیگر کمکتان نمیکنم.» ژاپن و کره گفت: «سرباز به شما دادم.» برگشت خب «حرامزادهها! به ایرانیها! یالا ببینم این تنگه را باز کنیم، وگرنه برتان میگردانم به عصر حجر.»
شبش اعلام کرد، گفت: «عصر حجر کنار بیاییم. بنشینیم با همدیگر گفتگو کنیم.» گفتگوی «علیالعلل دنیا» دارند بهش میخندند. یک مرتیکه روانی مالیخولیایی دیوانه، از بیخ دیوانه، با توییت زدنها، با حرفهای مفت زدنها، خودش را مسخره کرده. دیروز هم آمد اعلام کرد: «این تنگه را باز کردیم. تنگه را گرفتم. تنگه ایران را ایرانیها باز کردند. من و ایرانیها داریم با همدیگر مینروبی میکنیم. مینها را داریم از توی دریا... ناتو آمده به من گفته که میخواهید حالا بیاییم کمک کنیم؟ گفتم نه، برو گمشو. وقتی که بهت نیاز داشتم، کاری نکردی.»
صبح سخنگوی قرارگاه خاتم، آن پسر جوان، این آقای ذوالفقاری عزیز، این مرد رشید و شجاع آمد اعلام کرد: «تنگه بسته است.» اعلام بیانیه در قرارگاه خاتم: «این تنگه بسته است به خاطر محاصره دریایی. به خاطر این شرورهایی که ترامپ میگوید تنگه را دوباره بستیم.» حالا یالا بیا آقای ترامپ قمارباز کودکخوار! مگر نمیگفتی اینها تسلیم مناند؟ هرچی میگویم گوش میدهند؟ یالا بیا مرتیکه احمق! بیا ببینم جرأت میکنی تنگه هرمز را باز کنی؟ مرگ بر آمریکا! مرگ بر آمریکا!
قدرت شهروند است در مسابقه مافیا. مظلوم. مافیا شب اینها را میکشد، آسیب میزند. دست و بالشان تا حدودی باز است، مافیاها. ولی وقتی شهروندان به هم اعتماد میکنند، وقتی که میبینند یک نفر، به قول خودشان «مافیا صد بازی است، هیچ رقمه نمیشود»، اعتماد دست به دست هم میدهند که بیندازنش بیرون. قدرت پیدا میکنند، شکست ناپذیر میشوند، آسیبناپذیر میشوند.
عرضم را تمام کنم. الان وقت اتحاد است. عزیزان، خوبان، بزرگواران! الان وقت یقه گیری نیست. وقت به هم افتادن نیست. وقت سوءظن نیست. وقت اختلافات را پررنگ کردن نیست. شهروندان باید به هم دل بدهند، پشت هم بازی کنند. مافیا را بزنند بیرون. همه حواسشان به این باشد که مافیا را بدهند بیرون. شهروندی به اشتباه یک تهمتی هم به یک شهروند دیگری میزند، یک شهروند دلخور میشود.
بازی شهروند و مافیا خیلی بازی عجیبی است. «فلانی را حسی مافیا دارم. از قیافهاش خوشم نمیآید. این قیافهاش به شهروندان میخورد. آن قیافهاش به مافیاها میخورد.» یا یادمه یکی خوشش میآید، از یکی بدش میآید. آن حالا شوخیاش این است. یادتان هست در پایتخت، نقی و ارسطو اینها مافیا بازی میکردند. نقی میگفت: «این خانم من، هما، که نمیتواند مافیا باشد. این مادر بچههای من است. این ارسطو مافیاست.» زد و ارسطو شهروند در آمد! گادفادر در آمد! رئیس مافیا در آمد! در این بازیها نمیشود، در این قضایا نمیشود گفتش که آقا «من به این تمایل دارم، از آن بدم میآید.» نه.
حالا به همه علاقه و نفرت و اینهایی که داریم، دلخوریهایی که داریم، دعواهایی که داریم، اختلافات سیاسی داریم، نگاهمان فرق میکند. در این مسئله، ایران مطرح است. همه ملت ایران با هر سلیقهای، با هر سلیقه سیاسی، با تنوع پوشششان، با تنوع مذهبشان، با همه اختلافات و با همه درگیریهایی که قبلاً بوده، من دیدم در این خیابان اتفاقات فوقالعادهای در تهران. طرف میگوید: «من شلاق خورده نظامم. خانمم را بارها گشت ارشاد گرفته، ولی شبها میآیم در خیابان پرچم جمهوری اسلامی میچرخانم.» چرا؟ «چون مافیا را روبروی خودش دیده.» این نکته مهم است.
انشاءالله تا پیروزی به عنایت الهی، فاصلهای نیست. دست و پا زدن این مافیاها رو شده، بی آبرو شده، لو رفته. هرچقدر دیگر تهمت بزند، شعار بدهد، داد و بیداد کند، سر و صدا کند، اثر ندارد. وقتی بیدار میشود، دیگر مافیا ازش کاری ساخته نیست. بکشد بدتر، بیشتر لو میرود. این گرفتاری است که الان آمریکا و اسرائیل پیدا کردهاند.
خدایا، به فضل و کرمت، این مافیای جنایتکار و کثیفی که در این زمانه، در تاریخ بشر بینظیر است این حجم از جنایت و کثافتکاری، قضیه جزیره اُپسین، این کودککشیها، این جنایتها، به آبروی امام رضا، به آبروی حضرت معصومه، در این شب میلاد حضرت معصومه، به این «همجوار» با حضرت معصومه و امام رضا علیه السلام، خبر و این واقعه پیروزی بر این دشمنان کثیف، بر این جلادان و این شیادان و این مافیاهای زمانه را به زودی زود به این ملت الهی برسان. آمین. خبر مرگ آمریکا را برسان.
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم عزیز ایران، مردم بزرگ ایران! سلام علیکم. عیدتان مبارک باشد. انشاءالله میلاد حضرت معصومه سلامالله علیها را تبریک عرض میکنم. روز دختر را به دختران عزیزمان، به دختران خوب و نجیب تبریک میگویم.
و سالروز تولد رهبر عزیزمان، رهبر بزرگمان، رهبر شهیدمان را تبریک میگویم. البته ایشان گفتند «مرد کتاب اجازه نمیدهد تریبونها، جاهایی که به هر حال از بیت المال است و اینها، صحبتی از تولد و اینها شود». ایشان اعلام کردهاند «این قضیه تولد من را بزرگ نکنید.» و حتی اعلام شد در جلسهای به خود ایشان که دانشجویان تولد آقا را تبریک گفتند، ایشان با همان تواضع بینظیر فرمودند: «تولد من نه.» این تفاوت این رهبران الهی با دیکتاتورهاست! چقدر به این مرد بزرگ تهنیت میگویم.
البته خیلی از حقایق روشن شد با شهادت مردی مثل ایشان. در این چند دقیقهای که عرایض مختصری دارم، قصد دارم بر اساس گفتگو، با شما صحبت کنم. حالا میبینم جوانها هم در این تجمع زیادند، الحمدلله. مثالم را بهتر و بیشتر جوانها با آن ارتباط برقرار میکنند؛ شاید بزرگترها هم خبر داشته باشند. یک بازی، یک مسابقه، چند سالی است مُد شده به اسم مسابقه مافیا. همه آشنا هستند با این مسابقه.
خب، در مسابقه مافیا، مافیا بین چند تا شهروند است. مثلاً ۸ تا ۹ نفر. چقدر مخفیاند! ولی آن سه نفر مافیا، خودشان همدیگر را میشناسند. شهروندان اینها را نمیشناسند. شهروند میداند خودش شهروند است، ولی نسبت به بقیه هیچ شناختی و اطلاعی ندارد. باید در اثر گفتگو، و به قول امروزیها در اثر "اکتِ" طرف و در اثر عکسالعملهای او، به این برسد که کی مافیاست و کی شهروند.
فضایی که ما امروز در آن هستیم، خیلی شبیه مسابقه مافیاست. این مثال خیلی به درد میخورد. البته حالا بازی مافیا بازی کثیفی است، نمیخواهیم ترویجش بکنیم، تأییدش بکنیم. دروغ و دغل زیاد دارد، تهمت زیاد دارد. ولی خب واقعیت زندگیهای ماست، واقعیت جنگ است، واقعیت جنگ حق و باطل است. مخصوصاً امروز در این شرایطی که ما هستیم، شهروندان رهبر ندارند. شهروندان به قول ما، خودشان "ملت مسئول" شدهاند.
خودشان باید گلیم خودشان را از آب بیرون بکشند. خودشان باید شهروندان دیگر را پیدا کنند و روبروی مافیا بایستند. دست به دست هم بدهند، به هم اعتماد کنند، پشت هم باشند، به هم تهمت نزنند، بدبین نباشند، اختلاف نداشته باشند، یقه همدیگر را نگیرند که مافیا از این فرصت استفاده نکند، شهروندان را به هم بدبین نکند، به جان هم نیندازد.
تا یک نفر معلوم شد که مافیاست، معلوم شد به ناحق به یک شهروندی آسیب زده، یکی را بیرون انداخته. به قول ما شات شب کرده، کشته، تهمت زده، بیرونش کرده. این معلوم میشود مافیاست. تا یک نفر معلوم شد مافیاست، کل شهر، شهروندان دست به دست هم بدهند، اتحاد کنند، این را بیندازیم بیرون.
این داستان امروز زندگی ماست. ما یک مافیا داریم، اسمش آمریکاست؛ "گادفادر"ش درست. یکی هم داریم اسرائیل. یکی رژیمهای عربی منحوس در حاشیه خلیج فارس: عربستان و امارات و بحرین و کویت. این کشورهای این شکلی، کشورهای کوچک و حقیر. ترامپ گفت: «شأن بن سلمان چیست که فلانجا را باید بوس کند؟» اینها مافیاهای زمان ما هستند.
شهروندان زیادند. یک ملت نود میلیونی. یک امت وسیع. شما میبینید این صحنههای بینظیری را دیدید که این چند وقت رقم خورد. بچه عراقی آمده دوچرخهاش را هدیه میدهد. ملت عراق ملت ضعیفی است، ملت ثروتمندی نیست. یک بچه. رفتی در زندگیهای اینها بودی، دیدی از نزدیک امکاناتشان و داراییشان را. یک دوچرخه قدیمی دارد این بچه. با آن میرود نان میگیرد، کاری میکند، کپسول گازی میبرد. تقدیم میکند با اشک، با عشق. تقدیم باشد به رهبر شهید.
آن یکی خروسی که در خانه داشته، آمده دارد تقدیم میکند. دایره شهروندان اینقدر وسیع است. در پاکستان، در کشمیر هند، انگشتر در میآورد، گوشواره در میآورد. من شب جمعه برای پاکستانیها در میدان تقیآباد صحبت میکردم. یادم رفت اسم از هند بیاورم. جلسه تمام شد، یک جوان هندی جلوی من را گرفت، خیلی با احترام و محبت، بدون اینکه بخواهد اعتراض کند. فقط خواست بگوید: «آقا! هندیها چقدر پایکارند.» که البته خب کشمیریها را میدانید چقدر محبت دارند به ایرانیها.
برگشت گفت: «حاج آقا، من خودم در هند دیدم که هندو در مراسمی که برای رهبر شهید گرفته شده، هندوها به شدت با مسلمانها مخالفند. میگویند سایه مسلمان اگر به دیگ غذای هندو افتاد، دیگ را باید چپه کرد.» اینقدر بدشان میآید از مسلمان. «هندو بود. من دیدم در شهادت رهبر، در خیابان، مراسمی که بود، تظاهراتی که بود برای رهبر شهید، گریه میکرد.» هندوهای شیعه شده، مسلمان شدهاند. وهابیهایی در پاکستان شیعه شدهاند. ما فکر میکردیم ایران طرف اسرائیل است، عربستان خیرخواه ماست. عربستان خیلی موجه بود در امت اسلام، کشورهای اسلامی. الان فهمیدیم عربستان و اسرائیل با هم هستند. ما با ایرانیها! چقدر وهابی شیعه شده! چقدر وهابی متمایل به ایران شده! علاقهمند به رهبر شهید ما شده!
اتفاق بزرگی دارد رخ میدهد. اجماع شهروندی شکل گرفته است. هر کاری هم که این مافیا میکند، بی آبروتر میشود. آمد اعلام کرد: «من به این تنگه نیاز ندارم. هرکی نیاز دارد، بیاید تنگه را باز کند.» بعد گفت: «فرانسه! آی آلمان! آی کجا! انگلیس! فلان! کمک کنیم. پس فردا در اوکراین از من کمک میخواهید، ناتو کمک میخواهد. من دیگر کمکتان نمیکنم.» ژاپن و کره گفت: «سرباز به شما دادم.» برگشت خب «حرامزادهها! به ایرانیها! یالا ببینم این تنگه را باز کنیم، وگرنه برتان میگردانم به عصر حجر.»
شبش اعلام کرد، گفت: «عصر حجر کنار بیاییم. بنشینیم با همدیگر گفتگو کنیم.» گفتگوی «علیالعلل دنیا» دارند بهش میخندند. یک مرتیکه روانی مالیخولیایی دیوانه، از بیخ دیوانه، با توییت زدنها، با حرفهای مفت زدنها، خودش را مسخره کرده. دیروز هم آمد اعلام کرد: «این تنگه را باز کردیم. تنگه را گرفتم. تنگه ایران را ایرانیها باز کردند. من و ایرانیها داریم با همدیگر مینروبی میکنیم. مینها را داریم از توی دریا... ناتو آمده به من گفته که میخواهید حالا بیاییم کمک کنیم؟ گفتم نه، برو گمشو. وقتی که بهت نیاز داشتم، کاری نکردی.»
صبح سخنگوی قرارگاه خاتم، آن پسر جوان، این آقای ذوالفقاری عزیز، این مرد رشید و شجاع آمد اعلام کرد: «تنگه بسته است.» اعلام بیانیه در قرارگاه خاتم: «این تنگه بسته است به خاطر محاصره دریایی. به خاطر این شرورهایی که ترامپ میگوید تنگه را دوباره بستیم.» حالا یالا بیا آقای ترامپ قمارباز کودکخوار! مگر نمیگفتی اینها تسلیم مناند؟ هرچی میگویم گوش میدهند؟ یالا بیا مرتیکه احمق! بیا ببینم جرأت میکنی تنگه هرمز را باز کنی؟ مرگ بر آمریکا! مرگ بر آمریکا!
قدرت شهروند است در مسابقه مافیا. مظلوم. مافیا شب اینها را میکشد، آسیب میزند. دست و بالشان تا حدودی باز است، مافیاها. ولی وقتی شهروندان به هم اعتماد میکنند، وقتی که میبینند یک نفر، به قول خودشان «مافیا صد بازی است، هیچ رقمه نمیشود»، اعتماد دست به دست هم میدهند که بیندازنش بیرون. قدرت پیدا میکنند، شکست ناپذیر میشوند، آسیبناپذیر میشوند.
عرضم را تمام کنم. الان وقت اتحاد است. عزیزان، خوبان، بزرگواران! الان وقت یقه گیری نیست. وقت به هم افتادن نیست. وقت سوءظن نیست. وقت اختلافات را پررنگ کردن نیست. شهروندان باید به هم دل بدهند، پشت هم بازی کنند. مافیا را بزنند بیرون. همه حواسشان به این باشد که مافیا را بدهند بیرون. شهروندی به اشتباه یک تهمتی هم به یک شهروند دیگری میزند، یک شهروند دلخور میشود.
بازی شهروند و مافیا خیلی بازی عجیبی است. «فلانی را حسی مافیا دارم. از قیافهاش خوشم نمیآید. این قیافهاش به شهروندان میخورد. آن قیافهاش به مافیاها میخورد.» یا یادمه یکی خوشش میآید، از یکی بدش میآید. آن حالا شوخیاش این است. یادتان هست در پایتخت، نقی و ارسطو اینها مافیا بازی میکردند. نقی میگفت: «این خانم من، هما، که نمیتواند مافیا باشد. این مادر بچههای من است. این ارسطو مافیاست.» زد و ارسطو شهروند در آمد! گادفادر در آمد! رئیس مافیا در آمد! در این بازیها نمیشود، در این قضایا نمیشود گفتش که آقا «من به این تمایل دارم، از آن بدم میآید.» نه.
حالا به همه علاقه و نفرت و اینهایی که داریم، دلخوریهایی که داریم، دعواهایی که داریم، اختلافات سیاسی داریم، نگاهمان فرق میکند. در این مسئله، ایران مطرح است. همه ملت ایران با هر سلیقهای، با هر سلیقه سیاسی، با تنوع پوشششان، با تنوع مذهبشان، با همه اختلافات و با همه درگیریهایی که قبلاً بوده، من دیدم در این خیابان اتفاقات فوقالعادهای در تهران. طرف میگوید: «من شلاق خورده نظامم. خانمم را بارها گشت ارشاد گرفته، ولی شبها میآیم در خیابان پرچم جمهوری اسلامی میچرخانم.» چرا؟ «چون مافیا را روبروی خودش دیده.» این نکته مهم است.
انشاءالله تا پیروزی به عنایت الهی، فاصلهای نیست. دست و پا زدن این مافیاها رو شده، بی آبرو شده، لو رفته. هرچقدر دیگر تهمت بزند، شعار بدهد، داد و بیداد کند، سر و صدا کند، اثر ندارد. وقتی بیدار میشود، دیگر مافیا ازش کاری ساخته نیست. بکشد بدتر، بیشتر لو میرود. این گرفتاری است که الان آمریکا و اسرائیل پیدا کردهاند.
خدایا، به فضل و کرمت، این مافیای جنایتکار و کثیفی که در این زمانه، در تاریخ بشر بینظیر است این حجم از جنایت و کثافتکاری، قضیه جزیره اُپسین، این کودککشیها، این جنایتها، به آبروی امام رضا، به آبروی حضرت معصومه، در این شب میلاد حضرت معصومه، به این «همجوار» با حضرت معصومه و امام رضا علیه السلام، خبر و این واقعه پیروزی بر این دشمنان کثیف، بر این جلادان و این شیادان و این مافیاهای زمانه را به زودی زود به این ملت الهی برسان. آمین. خبر مرگ آمریکا را برسان.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه بیست و دوم
تجمعات شبانه
جلسه بیست و سوم
تجمعات شبانه
جلسه بیست و چهارم
تجمعات شبانه
جلسه بیست و پنجم
تجمعات شبانه
بیست و ششم
تجمعات شبانه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات تجمعات شبانه
جلسه یازدهم
تجمعات شبانه
جلسه بیستم
تجمعات شبانه
بیست و ششم
تجمعات شبانه
بیست و هفتم
تجمعات شبانه
جلسه بیست و دوم
تجمعات شبانه
جلسه بیست و سوم
تجمعات شبانه
در حال بارگذاری نظرات...