تجمعات شبانه

بیست و ششم

00:12:39
84

معرفی
اهمیت نقش‌آفرینی مردم در تصویرسازی رسانه‌ای به عنوان نماد قدرت ملی.

هشدار؛ جنگ امروز نه فقط جنگ سخت، که جنگ رسانه و تخریب افکار عمومی‌ست

لزوم هوشمندی مردم، در مواجهه با روایت‌سازی دشمن از شکست و کتمان پیروزی‌ ما!

آتش‌بس لبنان؛ مصداق مدیریت صحنه و حفظ «کارت برنده» برای ایران!
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم

مردم عزیز ایران، مردم بزرگ ایران، سلام علیکم. مبارک باشد عیدتان، میلاد مبارک حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله علیها و حلول ماه ذی‌القعده. ماه امام رضا علیه‌السلام، آغاز دهه کرامت. امروز هم سالروز تولد رهبر شهید، رهبر عزیز و رهبر بزرگوارمان بود. خدای متعال دل‌های شما را شاد کند. روز دختر هم هست، فرداست، تبریک عرض می‌کنم به دختران عزیز ما، به دختران پاکمان، به دختران نجیب، دختران آینده‌سازمان. ان‌شاءالله خدای متعال دل همه را شاد کند و به این دل‌های پاک دخترانمان ان‌شاءالله توجهی کند و عیدی بدهد به این ملت باصفا و ملت بزرگ.

من این عکس را که دیدم برایم جالب بود. این روزی که این عکس گرفته شد، ما هم در این نماز شرکت کرده بودیم، پشت رهبر شهیدمان در آذر ۹۵. بچه‌های دانش‌آموز بودم، با هم بودیم. البته اعلام شد که پشت آقا فقط بچه‌ها بایستند. گفتند: "می‌خواهیم عکس بگیریم، فقط بچه‌ها باشند، نوجوان‌ها باشند، فیلم نماز آقا باشد." ما توی اتاق بغل، اتصالمان برقرار شد. برای من قضیه خیلی خاطرات آن روز را تداعی کرد. یک چیزی که برایم خیلی جالب بود آن روز این بود که قبل اینکه آقا تشریف بیاورند، قبل اذان، بچه‌ها که آمدند، کوله‌پشتی‌هاشان را پرت کردند، یک کنار جیغ و داد و سروکله و داد و بیداد. ما گفتیم: "مدیریت کنیم." مخصوصاً نرده هم نبود، محافظ هم نبود. گفتیم: "بلبشویی می‌شود. آقا که تشریف بیاورند، این‌ها می‌ریزند سر آقا، محافظ هم نیست، نمی‌شود کنترل کرد." همین که آقا وارد شدند، برای من جالب بود؛ ابهت و هیبت و هیمنه آقا، همه این بچه‌ها را میخکوب کرد. همین‌جور آمدند آرام، هر کدام نشستند، صف اول، صف‌های بعدی را پر کردند. آقا صحبتی کردند، همه گوش کردند. بعد نماز هم که آقا خواستند بروند، بچه‌ها با یک عشقی، با اشکی شعار می‌دادند. هیچ‌کس هم نه حمله‌ای، نه سروکله‌ای. هم ما که رفتیم، دوباره شروع شد، بچه‌ها سروکله همدیگر زدند! آن هیبت و عظمتی که ایشان داشت، واقعاً دل‌ها را مجذوب می‌کرد. ان‌شاءالله روح این مرد بزرگ در جوار قرب الهی متنعم باشد و دعاگوی ما هم باشد. برای این ملت هم دعا کند. ان‌شاءالله دل این ملت شاد بشود.

من عرایضی داشتم، درصوتی که به هر حال وقت کمی جابجا شد و وقتمان کوتاه‌تر شد، باید رفع زحمت کنم به جلسه بعدی. خیلی مختصر، یکی دو تا نکته عرض بکنم و مزاحم عزیزان نباشیم. ببینید عزیزان، ما وسط یک جنگی هستیم که فقط سلاح توپ و تانک و موشک و اف ۳۵ و این‌ها نیست. یک بخش مهمی از این جنگ، رسانه است، افکار عمومی، علاقه مردم، فکر مردم. خیلی باید مراقب باشیم؛ هم خودمان، هم مسئولینمان. توی این جنگ خودمان را نبازیم. عجول و شتاب‌زده رفتار نکنیم. دشمن به‌شدت دارد کار روانی می‌کند. می‌بینید ترامپ توی میدان جنگ نظامی دستش خالی است، شکست‌خورده است. می‌خواست بیاید رژیم را عوض کند، تنگه را از دست داد. پنجاه روز خود او دارد پاره می‌کند که این تنگه را باز کند، نتوانسته. این اتفاقی هم که دیروز رقم خورد، با همه تلخی که داشت... که دیشب من می‌دیدم این تلخی را. من یکی از این بلوارهای مشهد دیشب، ساعت دو این‌ها بود، یک و نیم بود، کنار خیابان پرچم می‌چرخاندم. یک جوانی آمد بغل من، شروع کرد با گریه گفت: "این تنگه را هم دادند رفت و بدبخت شدیم، شکست خوردیم." یک همچین حسی داشت این جوان. خیلی‌ها را من دیشب می‌دیدم، توی قم بودند. مردم از اوضاع، به هر حال، نگران بودند، استرس داشتند. کوتاهی‌هایی شده بود. مسئولین باید موضع می‌گرفتند، حرف می‌زدند. یک کمی دیر برخورد کردند. یک کم دیر، این ترامپ کثیف، سر تا پا نجاست، آمد کلی دروغ به این ملت گفت، کلی دروغ به آمریکایی‌ها گفت.

با همه این تلخی‌هایی که دیشب داشت، امروز یک اتفاق عجیبی افتاد. دوباره ما تنگه هرمز را به عنایت الهی بستیم. دنیا در این صحنه‌ها را می‌بیند. ترامپ شده مثل یک سگی که یک دانه استخوان دست جمهوری اسلامی است. تهش هم نخ بسته، پرت می‌کند، دستش پرت می‌کند این‌ور، دوباره می‌رود دنبالش، دوباره می‌کشدش. دنیا دارد می‌بیند ترامپ شده مضحکه. ما دیشب آمدیم اعلام کردیم، گفت: "تنگه ایران را ایرانی‌ها باز کردند." قبلش می‌گفت: "تنگه ترامپ." "تنگه ایران را باز کردند، ازشان ممنونم. قول دادند دیگر نبندند. ما با هم مدیریتش می‌کنیم. آمریکایی‌ها و ایرانی‌ها بیایند مین‌روبی کنند، مین‌هایش را جمع کنند، کشتی‌ها را اجازه بدهیم رد بشود. ناتو به من گفته بود: 'می‌خواهی بیاییم کمک کنیم؟' گفتم: 'نه، دیگر الان که دیگر تنگه باز شد، بروید گم شوید!'" امروز دوباره یک مشت آهنین کوبیدند توی دهانش. مرتیکه الدنگ، مرتیکه کثیف. اگر می‌توانی بیایی این تنگه را باز کنی؟!

این عظمت از کجا می‌آید؟ از حضور شما مردم توی خیابان. یک عده می‌آیند میگویند: "آقا، ما چه خاصیتی داریم؟ ما را بازی می‌دهند، ما را فریب می‌دهند. ما اثری نداریم. این همه آمدیم چی شد؟" دروغ این‌ها، اثر عملیات روانی دشمن است. شما چه اثری ندارید؟ شما دارید عالم را مدیریت می‌کنید. نه ایران را، نه تنگه هرمز را. شما ترامپ را مسخره کردید. ترامپ را توی مشت گرفتید، بی‌ آبرو کردید. همین چرت و پلاکارتی که دست می‌گیرید، کارت شعاری که می‌دهید. البته با انصاف، با تقوا، با زنجیره‌بویی، حرف درست زدن، بدون اتهام، بدون توهین، حرف محکم، حرف متقن وقتی که می‌زنید، خودش را جمع و جور می‌کند. همه حواسشان جمع می‌شود. با این ملت نمی‌شود شوخی کرد. این ملت را نمی‌شود فروخت. این ملت با کسی تعارف ندارد. رهبر عزیزمان فرموده: "مدیریت تنگه هرمز به قبل جنگ برنمی‌گردد، به ۸ اسفند برنمی‌گردد." این ملت حتی شده خودش سوار قایق بشود. این بیست و خرده‌ای میلیونی که توی جان‌فدا ثبت نام کردند، شده ۳۰ میلیون. این ۳۰ میلیون اگر پاشم، بروم ولو شده سوار قایق بشوم، این تنگه را دست می‌گیرند. نمی‌گذارند این حرامزاده‌ها بخواهند دخالتی توی این تنگه...

الله عرضم را تمام کنم. ما وسط پیروزی‌های پیاپی مردممان، داریم شکست می‌خوریم. "دادند رفت، تمام شد، بدبخت شدیم." ما آمدیم به دنیا اعلام کردیم. یک گروهک نظامی که دولت ندارد، یک کشور کوچک به اسم لبنان، چند میلیون جمعیت محدود که لبنان هیچ جای محاسبات خاورمیانه نیست. ما دو تا فشار، بالا پایینش می‌کند، جابجایش می‌کند. مهره عربستان، دولتش مزدور است، دولتش آمریکایی و اسرائیلی، ضد حزب‌الله. ما آمدیم گذاشتیم توی بغلمان، گفتیم: "هرکی توی دنیا با ما کاری دارد، با ما حرفی دارد، این حزب‌الله هم با ما است." وسط جنگ، حزب‌الله را از توی دست آمریکا و اسرائیل کشیدیم بیرون. آتش‌بس را برقرار کردیم. گفتیم: "تا آتش‌بس توی لبنان نباشد، این تنگه که بنا بود موقت باز بشود، فقط توی آتش‌بس باز بشود، توی دو هفته باز بشود." آن هم به دلایلی که خودمان هم بهش نیاز داشتیم، دو هفته باز بشود. ما تا همین دیروز نگه داشتیم: "تا حزب‌الله را دست برنداری، آتش‌بس نکنی، این تنگه باز نمی‌شود." آتش‌بس شد. آمریکا فشار آورد. ما تا آمدیم شروع کنیم، مردم فشار آوردند: "این دارد محاصره می‌کند. چه مذاکره‌ای؟ چه باز کردن تنگه هرمزی؟" دوباره آمدیم تنگه هرمز را بستیم. هم آتش‌بس خودمان شد، هم آتش‌بس حزب‌الله شد، هم تنگه هرمز را بسته نگه داشتیم. دیگر از این سیلی و از این فحش، بیشتر برای آمریکایی‌ها، تحقیر بیشتر برای این‌ها. همه کارت‌ها دست جمهوری اسلامی است، دست این مردم است. این‌ها پیروزی‌های شماست. نگذارید کسی شما را ناامید کند.

این ملت، ملت مستحکم است. روحیه این ملت، روح پیروزی، روحیه شکست‌ناپذیری. ان‌شاءالله به آبروی امام رضا علیه‌السلام، در این ماه ذی‌القعده، این ماه امام رضا، این ایران امام رضا، به عنایت امام رضا به اوج قله عز و افتخار در این عالم به همین زودی زود نائل خواهد شد.

خدایا، به عظمت امام رضا علیه‌السلام، به برکت و به حرمت این خون‌های به ناحق ریخته شده، این شهدای عزیزمان، خصوصاً رهبر شهیدمان، فرج و فتح و نصرتی که به مؤمنین وعده داده‌ای، به همین زودی زود نصیب این ملت قهرمان بفرما. دشمنان این ملت، خوار و ذلیل و نابود بفرما. شرشان را به خودشان برگردان. آمریکا و اسرائیل را نیست و نابود بفرما. رهبر عزیزمان، این پاره تن، رهبر شهیدمان را تا روز ظهور امام زمان از جمیع گزندها و آسیب‌های زمینی و آسمانی مصون و محفوظ بدار. رزمنده‌هایمان را به هدف برسان. تیر دشمنانمان را به خودشان برگردان. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات تجمعات شبانه