متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. مدرسه "تعالی" تقدیم میکند سخنرانی با موضوع "از مداوا تا ملاقات" (جلسه چهارم).
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. هدیه به محضر منور حضرت بقیهالله الاعظم ارواحنا فداه، صلواتی هدیه بفرمایید: اللهم صل علی محمد و آل محمد.
خب! با توجه به اینکه وقت کم است و میخواهند درِ مسجد را ببندند، خیلی مختصر نکاتی را عرض میکنم. ابتدا در مورد کوفه مطالبی هست که حالا انشاءالله وقتی به مسجد کوفه رفتیم عرض خواهم کرد.
مسجد سهله دومین مسجد شهر کوفه است و بعد از مسجد کوفه، مهمترین مسجد به حساب میآید. معروف است بین اهل معنا و اهل دل و بزرگان قدیم، خصوصاً در نجف، که اگر کسی چهل هفته شب چهارشنبه مشرف به مسجد سهله شود، موفق به زیارت امام زمان (ارواحنا فداه) میشود. خیلیها هم به همین شکل مشرف شدهاند به خدمت امام زمان (عج). مرحوم بحرالعلوم اینجا مشرف شد خدمت امام زمان. مرحوم مقدس اردبیلی و خیلی از بزرگان دیگر، اینجا در این مسجد و بهخصوص در مقام صاحبالزمان، تشرف پیدا کردهاند خدمت امام زمان. بعد از ظهور امام زمان هم اینجا محل زندگی حضرت خواهد بود؛ اسکانشان و منزلشان این مسجد خواهد بود و بهشدت این مسجد محل توجه امام زمان و اهل بیت است.
این مسجد، مسجدی بسیار قدیمی است. منزل حضرت ادریس (علیه السلام) بوده. حضرت ادریس سومین پیغمبر است، بعد از آدم و شیس، حضرت ادریس است و اینجا محل زندگی ایشان بوده، آن گوشه آخر مسجد، و محل خیاطی ایشان بوده. حضرت ادریس خیاط بوده و اینجا خیاطی میکرده است. معروف است که علامه طباطبایی در مقام ادریس، اینجا در مسجد سهله مشغول عبادت بوده و پرده کنار میرود، و ایشان را در آسمان در حال پرواز میبیند. آقای حسنزاده فرموده بودند که چون در مقام ادریس مشغول اعمال بوده، آن عنایتی که به ادریس شده بود به ایشان شد و چون قرآن گفته "رفعناه مکان علیا"، در حضرت ادریس آن عنایت به علامه طباطبایی همینجا صورت گرفت، در مسجد سهله.
مقام حضرت ابراهیم را آن طرف داریم که ایشان برای جنگ با عمالقه از آنجا حرکت میکرده و همه اینها الان مقام و هرکدام نمازی دارد. مقام حضرت خضر را این پشت داریم، مقام امام سجاد را داریم، مقام انبیا و صالحین را آن طرف داریم؛ و اینها مقامهایی است که در مسجد سهله داریم. معمولاً کاروانها که میآیند یک کاری را میکنند، خیلی سند هم ندارد حالا در مسجد کوفه انشاءالله بیشتر اگر فرصت شد، درش را دیرتر ببندند، آنجا بیشتر نکات را عرض میکنم. به قول مشهدیها از یک کنار همه اعمال را انجام میدهند. ما خیلی چیزی در روایات برای این نداریم. نفس نماز خواندن در مسجد سهله، ولو دو رکعت نماز معمولی، این خیلی مستحب است و سفارش شده است. حالا اگر کسی حوصله داشت، وقت داشت، حال همه اعمال و حوصله داشت، انجام داد، چه بهتر که معمولاً نیست این حوصله. یعنی همه ساعت را نگاه میکنند کی تمام میشود و مسجد کوفه که هفتاد رکعت هم نماز دارد، همه کتوپول میافتند، پیرمرد و پیرزن پشت سر هم و طرف میگوید آقا من فقط یک بار در عمرم بخوانم دیگر نبینم مسجد کوفه را. خیلی چیز بدی است.
مسجد سهله، نفس حضور امام صادق (علیه السلام) فرمودند عموی ما زید شهید به یکی از اصحابشون گفتند که تو شب آخر زید شهید روبودی باهاش؟ گفت بله. حضرت فرمودند تعریف کن قضیه را که زید میخواست بیاید. امامزادهها خیلی از جهت مقامات و اینها شخصیت درجه یکی است و شهادت ایشان و شهادت امام حسین را مقایسه کردند، سر از تنش جدا کردند، پیکرش را در آب رها کردند، خاکسترش را در واقع. خیلی شهادت فجیعی. زید پسر امام سجاد (علیه السلام) و شهادتش را تأیید کردند اهل بیت هم. خود این شخصیت آقای وحشت میفرمودند: زید معصوم بود. زید را در زمره معصومین میشود به حساب آورد. امام صادق فرمودند که بودید؟ کدامتان بود شب آخر با عموی ما زید بن علی؟ یکی گفت من بودم. حضرت فرمودند بگو داستان مسجد سهلش را؟ گفت بله جناب زید میخواست بیاید یك دو رکعتی نماز مسجد سهله بخواند، از آنجا حرکت کند، برود به میدان پشت کوفه نجف. ولی کار پیش آمد، نیامد. حضرت فرمودند: اگر میآمد دو رکعت نماز در مسجد سهله میخواند، مرگش بیست سال عقب میافتاد. اگر میآمد دو رکعت مسجد سهله نماز میخواند، مرگ شهادتش بیست سال عقب میافتاد. دیگر حالا خواست خدا در جوانی به شهادت رسید و سفارش شده که بروید مسجد سهله.
روایت داریم فرمودند: هر گرفتاری بیاید بین نماز مغرب و عشاء، آنجا دو رکعت نماز بخواند، امام صادق فرمودند: هر حاجتی داشته باشد خدا گشایش برایش ایجاد میکند. در روایت دیگر دارد: هر وقت کوفه رفتی برو مسجد سهله، آنجا نماز بخوان. اصلاً هیچ حرفی از مقامها نیست. حالا در مورد مقامها نکتهای هست در مسجد کوفه انشاءالله عرض میکنم که اصلاً حالا رو سندیت خود مقامها هم که یک کمی همچین سندش هم خیلی محکم نیست که دلتان هم شل میشود هم قرص میشود، راحت اعمال انجام نمیدهی. دیگر قشنگ دو رکعت نماز بخوانید. میاین با نشاط هرج در مسجد سهله شما دو رکعت نماز بخوان، برو در مسجد سهله برای دین و دنیایت از خدا طلب حاجت کن چون مسجد سهله خانه ادریس بوده، آنجا خیاطی میکرده، نماز میخوانده. هرکی آنجا آنی را که دوست دارد از خدا بخواهد، خدا حاجتهایش را برآورده میکند، روز قیامت بهش جایگاه بلندی میدهد. جایگاه بلندش تا درجه ادریس میرسد. یعنی چون منزل حضرت ادریس بوده شما همنشین حضرت ادریس خواهید شد به واسطه حضور در مسجد سهله و ناخوشایندهای دنیا و دسیسههای دشمنانش هم در امان میماند. باز فرمود که منزل صاحب ماست مسجد سهله، بعد از ظهور با خانوادهاش آنجا زندگی میکند و بین خصوصاً نماز مغرب و عشاء خیلی سفارش شده که آنجا اعمالی به جا بیاورید. یک سری اعمال هم که خب عرض کردم اینجا مقامهایی دارد که اگر کسی حال داشت میتواند اعمالش را انجام دهد.
چند تا کار خیلی خوب است اگر کسی الان وقت داشته باشد: یکی نماز امام زمان، حالا چه آن نماز با سوره فتح و اذا جاء، چه آن نمازی که مسجد جمکران میخوانند با صد تا یا، که دو رکعت نماز معمولی نماز تحیت مسجد سهله، حالا اگر نماز استغاثه اگر وقت بشود، در را نبندند، زیر آسمان هم بشود خواند اینجا در حیاط خیلی خوب است. توجه به امام زمان هم هست و عمل مسجد سهله هم را در واقع به جا آوردیم که نماز خواندن مسجد سهله باشد و حاجتمان هم که همین اصلش فرج امام زمان. یکی هم اینجا مقام امام صادق را داریم در وسط حیاط که این هم مقام معروفی است. یک داستانی دارد، بنده این را چند بار عرض کردم، در جلسات و روضهها و اینها که قضیه معروف و قضیه عجیبی است که امام صادق آمده بودند کوفه. حالا هم روضه است هم داستان و مفصل است. حالا چون وقتمان هم کم است فقط یک اشارهای بهش بکنم. یک شخصی به نام بشار مکاری آمد دیدن امام صادق (علیه السلام). حضرت داشتند خرمای طبرزد میل میکردند. حضرت فرمودند: بیا بشار از این خرما بخور. گفت من حالم خوب نیست نمیتوانم. حضرت فرمودند که: قسمت میدهم به حقی که به گردنت دارم از این خرما بخور بعد تعریف کن ببینم چرا حالت بد است. یکم خوردن، تمام که شد حضرت فرمودند: چی شده؟ گفت: من در خیابان که میرفتم یک خانمی داشت رد میشد، یک زن علویهای، یک زن شیعهای، کج شد پایش، سر خورد پایش، لیز خورد، افتاد زمین. همین که خورد زمین گفت: "لعن الله ظالمیك یا فاطمه"؛ خدا لعنت کند آنهایی که به تو ظلم کردند ای فاطمه! و این سربازهای حکومت رسیدند و در سر این زن زدند و بردندش، دستگیرش کردند. میگوید: این را که گفتم حضرت یک جوری گریه کرد که محاسن و جلوی پیراهنشان خیس شد. پاشو بریم مسجد سهله دو رکعت نماز بخوانیم برای آزادی این زن دعا کنیم. کی شد مقام امام صادق (علیه السلام) در مسجد سهله؟! و یکی هم فرستادم. فرمودند: بگو این برود پشت در دارالعماره بایستد از این زن برای ما خبر بیاورد که کی آزادش میکنند. آمدند اینجا، حضرت نمازشان را خواندند و همین عملی که به عنوان مقام امام صادق وارد شده و نماز آموزش و دعایش که حالا همین هم اگر انجام بدهیم خیلی خوب است. میگوید: حضرت ادعیهای را گفتند و رفتند در سجده. دیدند فقط صدای نفس حضرت میآمد. از سجده بلند شدند. پاشو بریم که زن آزاد شده. از در مسجد سهله آمدیم بیرون. آنی که فرستاده بودیم برود خبر بگیرد آمد جلوی در گفت که: من الان دارم از دارالعماره میآیم همین الان این خانم آزاد است. حضرت فرمودند: چی شد؟ گفت: من دیدم که این را آزادش کردند. آمدند از طرف حاکم به این زن گفتند که تو چرا اینجایی؟ گفته که من همچین حرفی زدم. حاکم کسی را فرستاده، گفته که: بیاین دویست درهم را بگیر حلال کن ما را. ببخشید اشتباه ما شما را دستگیر کرد. اینی که آمد خبر داد گفت: من دیدم این خانم قبول نکرد آن دویست درهم را. گفت: نمیخواهم پول شما را. ولی آقا میدانم این زن بسیار محتاجی است. میگوید: دوباره امام صادق گریه فرمودند: این هفتصد درهم از طرف من ورمیداری میبری بهش میدهی و میگویی جعفر بن محمد بهت سلام رساند و این پول را تقدیمت کرد. که میگوید: رفتم آنجا و به این خانم گفتم، پشت در خانهاش گفتم که: حرفی باهات دارم. گفت: چیست؟ گفتم: مولای ما امام صادق (علیه السلام) به تو سلام رساند. میگوید: این را که گفتم زن غش کرد. امام زمان به من سلام میرساند! میگوید: دوباره به حال آورد، گفت: قسم بخور و دوباره بگو حرفت را. میگوید: قسم خوردم، دوباره گفتم. دوباره غش کرد. دفعه سوم قسم خوردم. این پول را بهش دادم، قبول نمیکرد. گفتم: این را امام صادق تأکید کردند که باید این پول را بگیری. گفت که: پس تو هم از طرف من به آقا بگو که از خدا برای این کنیزش طلب حلالیت کند و استغفار کند برای من خدا این کنیز او را.
خب، این خیلی داستان عجیب و لطیفی است. حالا هم مسجد کوفه و محل اجابت دعا هم نشان میدهد که امام زمان و امام صادق با هم تفاوت ندارند دیگر. چقدر حواسشان به شیعیان هست! در این امور مهمی که ماها حتی مسائل فردیمان، یک خانمی برایش یک مشکلی پیش آمده، امام زمان خودش را موظف میداند برود مسجد سهله، دو رکعت نماز بخواند، سجده برود، گریه کند، دعا کند. انشاءالله که برای زندگی تک تک ما هم این اتفاق افتاده باشد و حضرت اینجا در مسجد سهله آمده باشند برای ما دعا کرده باشند، نماز خوانده باشند. اوج محبت و عاطفه را نشان میدهد در ارتباط امام با شیعه خودش، وقتی گرفتاری برایش پیش آمده، امام غافل نبوده و امام آمده مسجد سهله، امام آمده اینجا تضرع کرده.
دو کلمه هم بگویم و عرض من تمام، بریم حالا انشاءالله برای (ادامه اعمال در) مسجد سهله. یک طرف دیگر این ماجرا هم روضهاش در واقع این است: یک زنی نام فاطمه زهرا را بر زبان آورده، به او تعرض شده، هتک حرمت شده. اینچنین امام صادق بیتاب شدند. چقدر گریه کردند؟ فرمودند: "بریم مسجد سهله برای آزادی این زن از دست نامحرم دعا کنیم، نماز بخوانیم." و پیگیر بودند خبر بیاورند که این زن کی آزاد شد، با حفظ احترام همین زن آزاد شد. جلال شک آزاد شد. از محضر امیرالمؤمنین آمدیم، از نجف آمدیم، این روضه را هدیه کنیم به امیرالمؤمنین. فدای آن خانمی که این زن نام او را آورد، وقتی زمین خورد، گفت: "لعن الله ظالمیك یا فاطمه". از زمین خوردنش به یاد زمین خوردن آن خانمی افتاد که در مدینه هیبت و شکوه و جلالت و حرمت او را شکستند. و این زمین خوردن کجا و آن زمین خوردن کجا؟ این هتک حرمت کجا و آن هتک حرمت کجا؟ اینجا این زن داشت راه میرفت، زمین خورد، به او تعرض کردند. امام صادق چقدر بیتاب شدند. جان به فدای آن خانم بارداری که عزادار بود، داغدار بود، دختر پیغمبر بود، داخل منزل خودش بود، در را آتش زدند، داخل خانه آمدند، با تازیانه و غلاف شمشیر به جان او افتادند. اینجا امام صادق چقدر بیقرار شد از هتک حرمت یک زن شیعه. جان به فدای حسن و حسین، شب میلاد اباعبدالله. جان به فدای حسن و حسینی که نظاره میکردند در حیاط خانه مادر را میزنند. "الا لعنة الله علی القوم الظالمین".
انشاءالله که این مسجد سهله و این اعمال، این دقایقی که اینجا هستیم، همهاش مورد عنایت و توجه آقا امام زمان واقع بشود و انشاءالله خدای متعال عیدی امشب ما را، عیدی ماه شعبان که ماه میلاد امام زمان است، در این ماه شعبان، توفیق، او شب اول شعبان در منزل امام زمان مهمان بودیم در سامرا، شب دوم در نجف، شب سوم در منزل امام زمان در مسجد سهله. ماه شعبان ماه میلاد امام زمان، این شکلی الحمدلله ماه شعبان امسالمان اینقدر امام زمانی است، انشاءالله ما این را به فال نیک میگیریم که توجه نابی انشاءالله در این ماه شعبان از جانب امام زمان نصیب ما بشود و مشمول دعای خاص امام زمان واقع بشویم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
بسم الله الرحمن الرحیم. مدرسه "تعالی" تقدیم میکند سخنرانی با موضوع "از مداوا تا ملاقات" (جلسه چهارم).
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. هدیه به محضر منور حضرت بقیهالله الاعظم ارواحنا فداه، صلواتی هدیه بفرمایید: اللهم صل علی محمد و آل محمد.
خب! با توجه به اینکه وقت کم است و میخواهند درِ مسجد را ببندند، خیلی مختصر نکاتی را عرض میکنم. ابتدا در مورد کوفه مطالبی هست که حالا انشاءالله وقتی به مسجد کوفه رفتیم عرض خواهم کرد.
مسجد سهله دومین مسجد شهر کوفه است و بعد از مسجد کوفه، مهمترین مسجد به حساب میآید. معروف است بین اهل معنا و اهل دل و بزرگان قدیم، خصوصاً در نجف، که اگر کسی چهل هفته شب چهارشنبه مشرف به مسجد سهله شود، موفق به زیارت امام زمان (ارواحنا فداه) میشود. خیلیها هم به همین شکل مشرف شدهاند به خدمت امام زمان (عج). مرحوم بحرالعلوم اینجا مشرف شد خدمت امام زمان. مرحوم مقدس اردبیلی و خیلی از بزرگان دیگر، اینجا در این مسجد و بهخصوص در مقام صاحبالزمان، تشرف پیدا کردهاند خدمت امام زمان. بعد از ظهور امام زمان هم اینجا محل زندگی حضرت خواهد بود؛ اسکانشان و منزلشان این مسجد خواهد بود و بهشدت این مسجد محل توجه امام زمان و اهل بیت است.
این مسجد، مسجدی بسیار قدیمی است. منزل حضرت ادریس (علیه السلام) بوده. حضرت ادریس سومین پیغمبر است، بعد از آدم و شیس، حضرت ادریس است و اینجا محل زندگی ایشان بوده، آن گوشه آخر مسجد، و محل خیاطی ایشان بوده. حضرت ادریس خیاط بوده و اینجا خیاطی میکرده است. معروف است که علامه طباطبایی در مقام ادریس، اینجا در مسجد سهله مشغول عبادت بوده و پرده کنار میرود، و ایشان را در آسمان در حال پرواز میبیند. آقای حسنزاده فرموده بودند که چون در مقام ادریس مشغول اعمال بوده، آن عنایتی که به ادریس شده بود به ایشان شد و چون قرآن گفته "رفعناه مکان علیا"، در حضرت ادریس آن عنایت به علامه طباطبایی همینجا صورت گرفت، در مسجد سهله.
مقام حضرت ابراهیم را آن طرف داریم که ایشان برای جنگ با عمالقه از آنجا حرکت میکرده و همه اینها الان مقام و هرکدام نمازی دارد. مقام حضرت خضر را این پشت داریم، مقام امام سجاد را داریم، مقام انبیا و صالحین را آن طرف داریم؛ و اینها مقامهایی است که در مسجد سهله داریم. معمولاً کاروانها که میآیند یک کاری را میکنند، خیلی سند هم ندارد حالا در مسجد کوفه انشاءالله بیشتر اگر فرصت شد، درش را دیرتر ببندند، آنجا بیشتر نکات را عرض میکنم. به قول مشهدیها از یک کنار همه اعمال را انجام میدهند. ما خیلی چیزی در روایات برای این نداریم. نفس نماز خواندن در مسجد سهله، ولو دو رکعت نماز معمولی، این خیلی مستحب است و سفارش شده است. حالا اگر کسی حوصله داشت، وقت داشت، حال همه اعمال و حوصله داشت، انجام داد، چه بهتر که معمولاً نیست این حوصله. یعنی همه ساعت را نگاه میکنند کی تمام میشود و مسجد کوفه که هفتاد رکعت هم نماز دارد، همه کتوپول میافتند، پیرمرد و پیرزن پشت سر هم و طرف میگوید آقا من فقط یک بار در عمرم بخوانم دیگر نبینم مسجد کوفه را. خیلی چیز بدی است.
مسجد سهله، نفس حضور امام صادق (علیه السلام) فرمودند عموی ما زید شهید به یکی از اصحابشون گفتند که تو شب آخر زید شهید روبودی باهاش؟ گفت بله. حضرت فرمودند تعریف کن قضیه را که زید میخواست بیاید. امامزادهها خیلی از جهت مقامات و اینها شخصیت درجه یکی است و شهادت ایشان و شهادت امام حسین را مقایسه کردند، سر از تنش جدا کردند، پیکرش را در آب رها کردند، خاکسترش را در واقع. خیلی شهادت فجیعی. زید پسر امام سجاد (علیه السلام) و شهادتش را تأیید کردند اهل بیت هم. خود این شخصیت آقای وحشت میفرمودند: زید معصوم بود. زید را در زمره معصومین میشود به حساب آورد. امام صادق فرمودند که بودید؟ کدامتان بود شب آخر با عموی ما زید بن علی؟ یکی گفت من بودم. حضرت فرمودند بگو داستان مسجد سهلش را؟ گفت بله جناب زید میخواست بیاید یك دو رکعتی نماز مسجد سهله بخواند، از آنجا حرکت کند، برود به میدان پشت کوفه نجف. ولی کار پیش آمد، نیامد. حضرت فرمودند: اگر میآمد دو رکعت نماز در مسجد سهله میخواند، مرگش بیست سال عقب میافتاد. اگر میآمد دو رکعت مسجد سهله نماز میخواند، مرگ شهادتش بیست سال عقب میافتاد. دیگر حالا خواست خدا در جوانی به شهادت رسید و سفارش شده که بروید مسجد سهله.
روایت داریم فرمودند: هر گرفتاری بیاید بین نماز مغرب و عشاء، آنجا دو رکعت نماز بخواند، امام صادق فرمودند: هر حاجتی داشته باشد خدا گشایش برایش ایجاد میکند. در روایت دیگر دارد: هر وقت کوفه رفتی برو مسجد سهله، آنجا نماز بخوان. اصلاً هیچ حرفی از مقامها نیست. حالا در مورد مقامها نکتهای هست در مسجد کوفه انشاءالله عرض میکنم که اصلاً حالا رو سندیت خود مقامها هم که یک کمی همچین سندش هم خیلی محکم نیست که دلتان هم شل میشود هم قرص میشود، راحت اعمال انجام نمیدهی. دیگر قشنگ دو رکعت نماز بخوانید. میاین با نشاط هرج در مسجد سهله شما دو رکعت نماز بخوان، برو در مسجد سهله برای دین و دنیایت از خدا طلب حاجت کن چون مسجد سهله خانه ادریس بوده، آنجا خیاطی میکرده، نماز میخوانده. هرکی آنجا آنی را که دوست دارد از خدا بخواهد، خدا حاجتهایش را برآورده میکند، روز قیامت بهش جایگاه بلندی میدهد. جایگاه بلندش تا درجه ادریس میرسد. یعنی چون منزل حضرت ادریس بوده شما همنشین حضرت ادریس خواهید شد به واسطه حضور در مسجد سهله و ناخوشایندهای دنیا و دسیسههای دشمنانش هم در امان میماند. باز فرمود که منزل صاحب ماست مسجد سهله، بعد از ظهور با خانوادهاش آنجا زندگی میکند و بین خصوصاً نماز مغرب و عشاء خیلی سفارش شده که آنجا اعمالی به جا بیاورید. یک سری اعمال هم که خب عرض کردم اینجا مقامهایی دارد که اگر کسی حال داشت میتواند اعمالش را انجام دهد.
چند تا کار خیلی خوب است اگر کسی الان وقت داشته باشد: یکی نماز امام زمان، حالا چه آن نماز با سوره فتح و اذا جاء، چه آن نمازی که مسجد جمکران میخوانند با صد تا یا، که دو رکعت نماز معمولی نماز تحیت مسجد سهله، حالا اگر نماز استغاثه اگر وقت بشود، در را نبندند، زیر آسمان هم بشود خواند اینجا در حیاط خیلی خوب است. توجه به امام زمان هم هست و عمل مسجد سهله هم را در واقع به جا آوردیم که نماز خواندن مسجد سهله باشد و حاجتمان هم که همین اصلش فرج امام زمان. یکی هم اینجا مقام امام صادق را داریم در وسط حیاط که این هم مقام معروفی است. یک داستانی دارد، بنده این را چند بار عرض کردم، در جلسات و روضهها و اینها که قضیه معروف و قضیه عجیبی است که امام صادق آمده بودند کوفه. حالا هم روضه است هم داستان و مفصل است. حالا چون وقتمان هم کم است فقط یک اشارهای بهش بکنم. یک شخصی به نام بشار مکاری آمد دیدن امام صادق (علیه السلام). حضرت داشتند خرمای طبرزد میل میکردند. حضرت فرمودند: بیا بشار از این خرما بخور. گفت من حالم خوب نیست نمیتوانم. حضرت فرمودند که: قسمت میدهم به حقی که به گردنت دارم از این خرما بخور بعد تعریف کن ببینم چرا حالت بد است. یکم خوردن، تمام که شد حضرت فرمودند: چی شده؟ گفت: من در خیابان که میرفتم یک خانمی داشت رد میشد، یک زن علویهای، یک زن شیعهای، کج شد پایش، سر خورد پایش، لیز خورد، افتاد زمین. همین که خورد زمین گفت: "لعن الله ظالمیك یا فاطمه"؛ خدا لعنت کند آنهایی که به تو ظلم کردند ای فاطمه! و این سربازهای حکومت رسیدند و در سر این زن زدند و بردندش، دستگیرش کردند. میگوید: این را که گفتم حضرت یک جوری گریه کرد که محاسن و جلوی پیراهنشان خیس شد. پاشو بریم مسجد سهله دو رکعت نماز بخوانیم برای آزادی این زن دعا کنیم. کی شد مقام امام صادق (علیه السلام) در مسجد سهله؟! و یکی هم فرستادم. فرمودند: بگو این برود پشت در دارالعماره بایستد از این زن برای ما خبر بیاورد که کی آزادش میکنند. آمدند اینجا، حضرت نمازشان را خواندند و همین عملی که به عنوان مقام امام صادق وارد شده و نماز آموزش و دعایش که حالا همین هم اگر انجام بدهیم خیلی خوب است. میگوید: حضرت ادعیهای را گفتند و رفتند در سجده. دیدند فقط صدای نفس حضرت میآمد. از سجده بلند شدند. پاشو بریم که زن آزاد شده. از در مسجد سهله آمدیم بیرون. آنی که فرستاده بودیم برود خبر بگیرد آمد جلوی در گفت که: من الان دارم از دارالعماره میآیم همین الان این خانم آزاد است. حضرت فرمودند: چی شد؟ گفت: من دیدم که این را آزادش کردند. آمدند از طرف حاکم به این زن گفتند که تو چرا اینجایی؟ گفته که من همچین حرفی زدم. حاکم کسی را فرستاده، گفته که: بیاین دویست درهم را بگیر حلال کن ما را. ببخشید اشتباه ما شما را دستگیر کرد. اینی که آمد خبر داد گفت: من دیدم این خانم قبول نکرد آن دویست درهم را. گفت: نمیخواهم پول شما را. ولی آقا میدانم این زن بسیار محتاجی است. میگوید: دوباره امام صادق گریه فرمودند: این هفتصد درهم از طرف من ورمیداری میبری بهش میدهی و میگویی جعفر بن محمد بهت سلام رساند و این پول را تقدیمت کرد. که میگوید: رفتم آنجا و به این خانم گفتم، پشت در خانهاش گفتم که: حرفی باهات دارم. گفت: چیست؟ گفتم: مولای ما امام صادق (علیه السلام) به تو سلام رساند. میگوید: این را که گفتم زن غش کرد. امام زمان به من سلام میرساند! میگوید: دوباره به حال آورد، گفت: قسم بخور و دوباره بگو حرفت را. میگوید: قسم خوردم، دوباره گفتم. دوباره غش کرد. دفعه سوم قسم خوردم. این پول را بهش دادم، قبول نمیکرد. گفتم: این را امام صادق تأکید کردند که باید این پول را بگیری. گفت که: پس تو هم از طرف من به آقا بگو که از خدا برای این کنیزش طلب حلالیت کند و استغفار کند برای من خدا این کنیز او را.
خب، این خیلی داستان عجیب و لطیفی است. حالا هم مسجد کوفه و محل اجابت دعا هم نشان میدهد که امام زمان و امام صادق با هم تفاوت ندارند دیگر. چقدر حواسشان به شیعیان هست! در این امور مهمی که ماها حتی مسائل فردیمان، یک خانمی برایش یک مشکلی پیش آمده، امام زمان خودش را موظف میداند برود مسجد سهله، دو رکعت نماز بخواند، سجده برود، گریه کند، دعا کند. انشاءالله که برای زندگی تک تک ما هم این اتفاق افتاده باشد و حضرت اینجا در مسجد سهله آمده باشند برای ما دعا کرده باشند، نماز خوانده باشند. اوج محبت و عاطفه را نشان میدهد در ارتباط امام با شیعه خودش، وقتی گرفتاری برایش پیش آمده، امام غافل نبوده و امام آمده مسجد سهله، امام آمده اینجا تضرع کرده.
دو کلمه هم بگویم و عرض من تمام، بریم حالا انشاءالله برای (ادامه اعمال در) مسجد سهله. یک طرف دیگر این ماجرا هم روضهاش در واقع این است: یک زنی نام فاطمه زهرا را بر زبان آورده، به او تعرض شده، هتک حرمت شده. اینچنین امام صادق بیتاب شدند. چقدر گریه کردند؟ فرمودند: "بریم مسجد سهله برای آزادی این زن از دست نامحرم دعا کنیم، نماز بخوانیم." و پیگیر بودند خبر بیاورند که این زن کی آزاد شد، با حفظ احترام همین زن آزاد شد. جلال شک آزاد شد. از محضر امیرالمؤمنین آمدیم، از نجف آمدیم، این روضه را هدیه کنیم به امیرالمؤمنین. فدای آن خانمی که این زن نام او را آورد، وقتی زمین خورد، گفت: "لعن الله ظالمیك یا فاطمه". از زمین خوردنش به یاد زمین خوردن آن خانمی افتاد که در مدینه هیبت و شکوه و جلالت و حرمت او را شکستند. و این زمین خوردن کجا و آن زمین خوردن کجا؟ این هتک حرمت کجا و آن هتک حرمت کجا؟ اینجا این زن داشت راه میرفت، زمین خورد، به او تعرض کردند. امام صادق چقدر بیتاب شدند. جان به فدای آن خانم بارداری که عزادار بود، داغدار بود، دختر پیغمبر بود، داخل منزل خودش بود، در را آتش زدند، داخل خانه آمدند، با تازیانه و غلاف شمشیر به جان او افتادند. اینجا امام صادق چقدر بیقرار شد از هتک حرمت یک زن شیعه. جان به فدای حسن و حسین، شب میلاد اباعبدالله. جان به فدای حسن و حسینی که نظاره میکردند در حیاط خانه مادر را میزنند. "الا لعنة الله علی القوم الظالمین".
انشاءالله که این مسجد سهله و این اعمال، این دقایقی که اینجا هستیم، همهاش مورد عنایت و توجه آقا امام زمان واقع بشود و انشاءالله خدای متعال عیدی امشب ما را، عیدی ماه شعبان که ماه میلاد امام زمان است، در این ماه شعبان، توفیق، او شب اول شعبان در منزل امام زمان مهمان بودیم در سامرا، شب دوم در نجف، شب سوم در منزل امام زمان در مسجد سهله. ماه شعبان ماه میلاد امام زمان، این شکلی الحمدلله ماه شعبان امسالمان اینقدر امام زمانی است، انشاءالله ما این را به فال نیک میگیریم که توجه نابی انشاءالله در این ماه شعبان از جانب امام زمان نصیب ما بشود و مشمول دعای خاص امام زمان واقع بشویم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
در حال بارگذاری نظرات...