نگین آفرینش

جلسه دوم بخش اول

00:20:29
222

معرفی
معنای مرگ جاهلیت چیست؟
کسی که به حج نرود به چه دینی از دنیا میرود؟
اگر انسان امام زمان را خوب بشناسد متوجه میشود کار امامت مختص ظهور ایشان نیست
نقش اصلی و اولیه امام زمان چیست؟
سطح توقع انسان نسبت به امام،سطح توقع او نسبت به خودش است
همه هستی از وجود امام زمان است
سوال کلیدی انسان از خود
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم‌الله الرحمن الرحیم. از متن روایت دو بخشش را اشاره‌ای کردیم؛ بخش سومش بود، آن هم قوی‌تر پیش می‌رود.

این مرگ جاهلیت معنایش چیست؟ چگونه تهدید به این روایت، مرگ جاهلیت است؟ جاهل در حالی از دنیا می‌رود که امام زمانش را نشناخته است. روی دیوار زده بودند: «هر کس به پدر و مادر خود احترام بگذارد، همانا والدین خود را گرامی داشته است.» اگر امام زمانش را نشناسد و بمیرد، در حالتی می‌میرد که او را نشناخته است. الهی، یا بمیری یا روزگار... حالا اینجا می‌گوید: «آقا، به مرگ جاهلیت مرده است.» که این‌قدر مسئله خطرناک و تهدید بزرگی است. خیلی سریع و اجمالی عرض می‌کنم. اگر خواستید مطالعه بکنید، کتاب «مهدی موعود موجود» آیت‌الله جوادی هست. نرم‌افزارش هم موجود است. کتاب و مرگ جاهلیت را چند صفحه ایشان توضیح می‌دهد: «مرگ جاهلیت، حیات جاهلیت، مرگ با عقلانیت، حیات با عقلانیت.» این‌ها یعنی چه؟ بر اساس قرآن، حیات چیست و آیات مرگ جاهلیت یعنی اینکه تو اصلاً انگار در زمان جاهلیت مردی؛ کامل، از پیغمبر. مسلمانی مثلاً می‌گویند کسی که حج نرود - روایت دارد، حجش واجب بشود و نرود - وقتی که می‌میرد، به او می‌گویند: «دوست داری مثل ملائکه؟» روایت است: «دوست داری یهودی یا مسیحی؟» دوست داری یهودی... نه، آن کسی که حج نرفته، به جاهلیت از دنیا رفته است. مسیحیت و یهود و این‌ها نمی‌رسد. اصلاً انگار تو در دوره‌ای بودی که اصلاً از عصر حجر آمدی؛ هیچی به هیچی. مرگ جاهلیت یعنی اصلاً کلاً هیچی به هیچی؛ نه خدایی، نه پیغمبری، نه دینی، نه کعبه‌ای، هیچ! کامل تعطیل. مسلمان کسی که مسلمان بوده، خدا و پیغمبر. نماز نداشته باشی یک نقطه‌ است. اگر نداشته باشی، نه نمازت قبول نیست، نه شفاعت پیغمبر قبول نیست. پیغمبر... پیغمبر... می‌دانی؟ انگار تو اصلاً پیغمبر را هم پیغمبر نمی‌دانستی. مرگ جاهلیت مرد. جزء اعراب جاهلیت به حساب می‌آید. یک تحقیرآمیزترین عبارتی که می‌شود گفت. معرفت امام زمان یعنی چی که اگر نباشد، به مرگ جاهلیت می‌میری؟

وارد بحث چالشی بشویم. یک ساعتی به قول بچه‌ها بترکونیم. خیلی انسان‌های پاک و امام زمان... کله بزنیم کف گود. این‌ها سوال اول: امام زمان بیشتر شبیه یک داستان تخیلی است. ۱۴۰۰ سال غیبت؟

سوال دوم: در قرآن، آیه آمده که به معنای نشانه هست، نه معجزه وگرنه تولد یک انسان بیشتر معجزه است؛ چون عادی شده بهش توجه نمی‌شود. بهتر است از نظام فکری شروع شود، نه از احکام و اسلام و امام زمان. ازش خارج نشویم. نکات قشنگ زیاد است توی این سوالات. ما اگر امام زمان را نشناسیم... خیلی مطلب! ما اگر سطح توقعمان و کارکردی که از امام زمان مد نظرمان است، میزان نشود. کارکرد امام زمان، حضور امام زمان است. دوباره بگویم کیا گرفتند چی گفتم؟ اگر ما امام زمان، شناخت امام زمان... آن کاری که می‌خواهد انجام بدهد، دیگر حتی ربطی به غیبت و توقعمان از امام این نیست که امام باید حاضر باشد، امام باید ظاهر بشود. آنی که امام است، امام زمان یعنی این سوال که داستان تخیلی است، اصلش برمی‌گردد به اینکه اصلاً ما امام زمان را نفهمیدیم. غیبت حضور باشد بین ما به این جهت کارکردش یک چیز دیگری است. در ساختار هستی، دیده‌شدن برای دیده‌شدن برای خدا انتخابش کردی؟ افسانه و تخیلی در مورد ظاهر امام زمان ولی ممکن است آن المان‌های جذابیت با آن چیزهایی که در ذهن ماست، فرق می‌کند. نه، خیلی خیلی.

نکته دوم این است که این قیاس با کلاس حضوری و مجازی برای اینکه آنجا اصلاً کارکرد کاری است که توش مباشرت ظاهری و فیزیکی لازم است. امام زمان، کارکرد اصلی و اولیشان کارکردی نیست که حضور فیزیکی و مباشرت توش باشد. اینکه ارتباط فیزیکی باشد، اثربخش‌تر است، مفید است، لازم است. قطعاً تفاوت دارد با آن وقتی که حضور فیزیکی حضرت بین ما غایب است. آن نقطه مشخصه که... ولی اصل کارکرد این نیست. امام نشده برای این. مثل اینکه مثلاً یک عالمی اگر سخنرانی بکند، خب اگر سخنرانی نکند، عالم هست یا نیست؟ برای خودش عالم است، کمال کمال اضافه‌تر. قطعاً بین کسی که علمش به دیگران می‌رسد و کسی که علمش مال خودش است، تفاوت است؛ ولی کارکرد علم که این نیستش که من بگیرم پخش بکنم. بقال که نیستم که عصر خاص خودمه. مکانیکی بلد است. مثال زاهد: مکانیکی ماشینم از بیرون می‌آید. مکانیکی بلد است، فقط ماشین خودش را. کدامش بهتر است؟ نفر دوم. یعنی الان ناقص است؟ مشکل دارد؟ ضعفی دارد؟ عیبی دارد؟ اگر این آدم در مکانیکی از همه مکانیک‌های دنیا برتر باشد ولی مغازه نزده باشد، از آن فضیلت علمی او چیزی کم می‌شود؟ این نکته اساسی به کدام سمت ببریم؟ ما وقتی ذهنمان شد دنیایی و مادی، وسط توقعات او شد آب و نون و روغن و موز و مرغ، مرغ ارزان ببرد. امام زمان نظام فکری باشد، از اسلام هم نگوییم. آفرین! ما سطح توقعمان از امام، خیلی سریع پریدیم تا آخر. حرف دیگر از آخر: سطح توقعمان از امام را چی تعیین می‌کند؟ سطح معرفت او نسبت به امام را چی تعیین می‌کند؟ سطح معرفت نسبت به خودمان و سطح توقع امام زمانش را نمی‌شناسد، زندگی کند. امام زمان یعنی این امامی که قرار است جلوتر برود، من را با خودش ببرد. کجا ببرد؟ خدمت شما عرض کنم که از همه‌جا... هی این بحث هست. امام صادق، امیرکبیر، شهید بهشتی، انواع و اقسام دانشگاه. توی اوج اغتشاشات قولکی دادیم. بعد الحمدالله کار پیش آمد، تعطیلی بود به لطف خدا و امام زمان. اصلشم زیارت بود، شوخی بود. اصل بحث جایی باشد که بشود صحبت کرد.

نکته اساسی و ما دقیقاً کی هستیم؟ کجا می‌خواهیم برویم؟ و کی می‌تواند ما را به آنجایی که باید برویم، ببرد؟ من کیم؟ به کجا باید برسم؟ هدف من و آن نقطه هدف. کسی که به آنجا رسیده و می‌تواند من را به آنجا برساند، بشود امام. این مطلب می‌شود معرفت. مرگ جاهلیت، کافریم. همه از راه به دریم. پرچم می‌زنیم، شیرکاکائو می‌دهیم. اوکی. تلفظ دقیق مشهدی، ولی درگیری‌ها یک جاهایی دچار آسیب جدی می‌شود. تردید جدی می‌افتیم. داستان تخیلی نیست. ۱۴۰۰ سال غیبت خاصیتی برای من... من منم را یک جوری تعریف کردم که همه خاصیت‌هایی که قرار است به من برسد، باید به شکمم برسد. خاصیت برای من. وقتی یک چیزی... جلسه جوونی برگشتم، اعتصاب کردند. حجت‌الاسلام... دیگر ۱۴۰۰ سال پیش پیوند زده به الان. این نسخه‌ها را برداشته، پیدا کرده. نسخه‌های خطی را به چه خون دلی، با چه خون جیگری! علمای بزرگ به شدت ضعیف شده‌اند. خیلی از این مشاوره‌ها و خیلی از این چیزها و وکیل و قاضی و خیلی از چیزهایی که کاربرد زیاد است. اختلاس زیاد است، جرائم زیاد است که اصلاً تو نفع و ضرر برای خودت را اشتباه فهمیدی. تو اصلاً خودت را اشتباه فهمیدی. ابدیت تو. آن فوایدی که به روح تو برسد. کمالاتی که قرار است حیات حقیقی تو را تأمین کند. برده تصور کرد. یکی علف بده. و اگر نرم‌ماده داشته باشم و این‌ها... دو تا ماده هم که پیدا کردیم. امام فوق ارتباطات ظاهری حسی با ما. ما اصل وجودمان، اصل هستی‌مان، اصل حیات کل عالم به واسطه تقدیرات کل عالم به واسطه شب قدر. همه چیز به امضای او می‌رسد. عالم ماده، عالم کثرات تخصصی و سختی است که نیاز به دوره‌های اول که گفته بشود. خیلی‌ها قبول آدم توضیح داد. فهمید آن عالی‌ترین رتبه تقرب به خدا، واسطه فیض. واسطه فیض از جانب او. کل هستی دارد روزی می‌گیرد به وجود. همه هستی به واسطه او روزی می‌گیرد به وجود او. آسمان و زمین وجود دارد. چی به من می‌رساند؟ اصلاً این نان، این هستی، این نور، این خورشید. نه، وجودشان را از کی گرفتند؟ وجود بحث تخصصی دارد. اسم گفتگوی مفصلی ساختار اصلی معرفی کنم که از آن ابهام محض بحث مغزی. یعنی می‌خواهم بگویم که این‌هایی که ما به عنوان امام می‌دانیم، این‌ها آن امام واقعی نیست. آنی که قرار است کرامتی نشان بدهد. سالگرد امام دانشگاه فردوسی چند سال پیش گفتم امام عدالت پیغمبر گفته. الان این آقایان برگزارکنندگان این جلسات به شما شیرکاکائو می‌دهند، آب می‌دهند، صندلی می‌دهند. تحصیل‌کرده، باسواد، متخصص دانشگاه. جلسه برگزار کنم. بحث علمی مطرح بشود. در راستای برگزاری جلسه بهداشتی هم تمیز. عدالت تو عالم برقرار، عدالت برقرار بکند. تصورات جاهلی در نهج‌البلاغه به خاطر اینکه هدف من، هدف شما یکی نیست. «لیس امری و امرکم واحده.» «بریدکم لله.» چقدر این جمله زیباست. جان به قربان امیرالمؤمنین. هدف من با شما یکی نیست. من شما را به خاطر خدا می‌خواهم. شما من با امیرالمؤمنین بیعت کردن. این‌ها معرفت نیست. به مرگ جاهلیت مردن. نفرین امیرالمؤمنین. آدم خوبیه. پاک است. پسر پیغمبر. خیلی خوبی پاکی یزیدی.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط