‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله طیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن إلی قیام یوم الدین.
تبریک عرض میکنم این عید بزرگ را، میلاد سبط اکبر، سید جوانان اهل بهشت، حضرت امام مجتبی علیه السلام، را خدمت اوّل آقامون، امیرالمومنین علیه السلام، که اینجا حقیر روبروی گنبد و بارگاه این بزرگوار مشرّف هستیم و در محضر این بزرگوار هستیم و محضر امام زمان و همهی شیعیان و محبین اهل بیت. انشاءالله که از پذیرایی کریمانهی بزرگوار بهرهمند بشویم.
امروز بحثی که انشاءالله قراره خدمت عزیزان داشته باشیم، بحث «مقربین در قرآن» است. عنوان این بحث که پنج روز انشاءالله این ساعت در خدمت عزیزان هستیم، «مقربین در قرآن».
خوب، قرآن کریم در دستهبندیهایی که دارد، دستهبندیهای حقیقی که نسبت به افراد دارد، به اصطلاح امروزیها "کتگوری" دارد؛ دستهبندیهای واقعی، چون دستهبندیهای فرضی و توهمی زیاد است. افراد را تقسیم میکنیم به بالاشهری و پایینشهری، به دارا و ندار، به سفیدپوست و سیاهپوست، اصلاحطلب و اصولگرا، و دستهبندیهای این شکلی که در جامعهی ما رایج است، در دنیا رایج است و همینها را گاهی معیار فضیلت قرار میدهیم: "این جناحی" و "آن جناحی"، "این زبانی" و "آن زبانی"، و مرزبندیهای سیاسی و جغرافیایی که داریم. به اینها میگوییم ایرانی، به آنها میگوییم افغانستانی، به آنها میگوییم پاکستانی. یک جورهایی کأنّهُ رتبهبندی میکنیم افراد را که این مثلاً ایرانی، این مثلاً تهرانی است، آن یکی کُرد است، آن یکی لُر است، آن یکی شمالی است.
تفکیک میکنیم، خطکشی میکنیم بین افراد به این شکل و فضیلت قائل میشویم. آن کسی که از جناح ماست، از شهر ماست که حالا تعصب گفته میشود به او (و آن کسی که در داخل مرز) فضیلت دارد به آن کسی که بیرون از این مرز است. اونی که پول دارد نسبت به آن کسی که پول ندارد فضیلت و ترجیح دارد. اونی که پیشرفت بیشتری دارد، امکانات بیشتری دارد، بهش میگوییم جهان اول، به آن یکیها میگوییم جهان دوم، به این یکی میگوییم جهان... ولی دستهبندی قرآنی این مدلی نیست.
در جاهای مختلفی از قرآن ما با یک دستهبندی دیگری مواجهیم که توی این دستهبندی رتبه را روی چیز دیگری میآورد، فضیلت را روی چیز دیگری میآورد و آدمها را به طور دیگری دستهبندی میکند. در سورهی مبارکهی حمد که شبانهروز بارها و بارها این سوره را میخوانیم، میگوییم: «إهدنا الصراط المستقیم صراط الذین أنعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین». اینجا یک دستهبندی سهگانه داریم: یک طرف افرادیاند که نعمت بهشان داده شده، یک طرف افرادیاند که مغضوباند و یک طرف افرادیاند که ضالّاند. اینجا این شکلی درجهبندی شده و گروهبندی شده: «منعَم علیهم»، «مغضوب علیهم» و «ضالّین».
آنهایی که نعمت بهشان داده شده در برابر آنهایی که غضب شده و ضلالت. اینجا دو دستهاند در واقع: خوبها و بدها. ولی بدهاش تقسیم شدن به دو گروه: گروه «مغضوب علیهم» و «ضالّین» که یک شدت و ضعفی را در مراتب سقوط میرساند، که «مغضوب علیهم» والضالّین بدتر از ضالّین هستند. مسیرشان مسیر بد و اشتباهیست ولی هنوز به آن حدی نرسیدند که مورد غضب خدای متعال واقع بشوند. ولی تعدادی هم هستند که هم کج رفتند و هم مورد غضب خدای متعال واقع شدند؛ هم کج رفتند و هم کج بردند، هم موجب اضلال، هم در ضلالتاند و هم دیگران را به ضلالت میاندازند.
این در مورد دو دستهای که در جناح باطلاند. ولی در جناح حق هم باز ما یک دستهبندی دوگانه داریم که در آیات فراوانی، قرآن با این دستهبندی رو میبینیم که حالا به مواردش توی این پنج جلسه انشاءالله اشاره خواهیم کرد. دستهبندی معروفش همونیست که در سورهی مبارکهی واقعه است و همهمان بلدیم و همه شنیدیم و «کنتم أزواجا ثلاثة. فاصحاب المیمنة ما أصحاب المیمنة و اصحاب المشئمة ما أصحاب المشئمة و السابقون السابقون أولئک المقربون».
دستهبندی سهگانهای است که در قیامت، خدای متعال معرفی میکند که همه سه زوج میشوند که حالا این زوج اینجا، علامه طباطبایی میفرماید به معنای صنف. همه گروههای سهگانه میشوند. حالا این «أزواج ثلاثة»، خود آن کلمه «زوج»ش خیلی میتواند محل توجه و دقت و نظر باشد که چرا از کلمهی «زوج» استفاده کرد، از کلمهی «صنف» استفاده نکرد که حالا آن یک بحث دیگری دارد که فعلاً ... میفرماید که سه گروه: گروه اول، گروه «اصحاب میمنه» هستند. خود قرآن هم تعبیر میکند به اینکه «ما أصحاب المیمنة». چه میدانی از چه اصحاب میمنهای؟ به همین ترجمهی خودمان که ترجمهی قشنگی هم هست. «اصحاب میمنه» چه «اصحاب میمنهای»؟ باز بعدش به «اصحاب المشئمة» چه «اصحاب المشئمهای؟».
ولی به گروه بعدی که میرسد، دیگر با این تعبیر مبهم نمیگوید، میگوید: «و السابقون السابقون أولئک المقربون» که خود لحن در مورد اینها عوض میشود، نمیفهمیم. «و المقربون ما المقربون»؟ آنهایی که به تقرب رسیدند کیاناند؟ آنهایی که به تقرب رسیدند. این جوری نمیگوید در مورد اصحاب میمنه. میفرماید که آنهایی که «اصحاب میمنه کیاناند»؟ آنهایی که «یمینَه»... پس یک «اصحاب میمنه» داریم، یک «اصحاب مشئمه» داریم، «مقربین» که این مقربین حسابشان از «اصحاب میمنه» هم حتی جداست.
قرآن دستهبندیش دستهبندی خوب و بد نیست. دستهبندی خوب و پیشرو. این طور دستهبندی کرده قرآن کریم، در حالی که قاعدهاش این بود که آن پیشروها را هم در ذیل خوبها تعریف بکند؛ همان طور که آن طرف بدها را دو گروه کرد، مغضوب را از ضالّ جدا کرد. اینجا هم خوبها را دو گروه میکند، سابقون را از ابرار جدا میکند. اصحاب میمنه ابرار و مقربین سابقون سابقون مقربین یکیه. اصحاب میمنه و ابرار یکی. تفکیک کرده بین ابرار و مقربین، بین اصحاب میمنه و از سابقون. پس سابقون اصحاب میمنه هم نیستند؛ نه تنها اصحاب مشئمه نیستند، بلکه اصحاب میمنه هم نیستند.
سه گروهاند، سه دستهاند. قرآن نمیگوید دو دستهاند که مقربین یعنی (تو آن گروه خوبها دستهبندی بکند بگوید اینها البته دوتان). خوب دقت نمیفهمند. دو گروه داریم: «اصحاب میمنه» و «اصحاب مشئمه» که «اصحاب میمنه» خودشان دوتان: بعضیها عقبترند، بعضیها جلوتر. اصلاً ماهیتاً هویت این سه گروه را از هم تفکیک کرده. اصلاً مقربین یک چیز دیگریاند غیر از اصحاب یمین. یک صنف دیگری در تبایناند.
ما در تقسیم در منطق به ما یاد دادهاند، میگویند که اقسام باید با همدیگر تباین داشته باشد. وقتی شما میگویید آقا فلان چیز سه قسمه، نمیشود یه قسمی اعم باشد از آن دیگران. اینجا اصحاب میمنه اعم نیست بگوییم که آقا بالاخره سابقون هم اصحاب میمنه هستند دیگه. اصحاب میمنه هم شامل مومنان عادی میشود، هم شامل مقربین میشود. نه. اگر این طور بود که باید دو گروه میگفت. اعم نیست بلکه تباین است. مقربین اصلاً یک چیز دیگریاند غیر از اصحاب میمنه. همان طور که اصحاب میمنه یک چیز دیگریاند غیر از اصحاب مشئمه.
«اصحاب میمنه». علامه طباطبایی میفرمایند که کلمهی «میمنه» از «یمن» است و «یمن» در برابر شوم. اینها به یمن رسیدند، به سعادت رسیدند. در مقابلشان «اصحاب مشئمه»اند که اینها به شقاوت و شومی رسیدند. «این میمنه به معنای یمن از یمین نیست». علامه طباطبایی میفرمایند که این یمن از یمین نیست، یمین معنای راست نیست، چون آن یمنه به معنای راست در برابرش «اصحاب شمال» گفته شده. شمال یعنی چپ. دستهبندی کرده قرآن، راست و چپ. آنهایی که نامهشان به دست راستشان داده میشود و آنهایی که نامهشان به دست چپشان داده میشود. این یک دستهبندی دیگری است که در سورهی انشقاق و جاهای دیگر ما این را ولی اینجا حرف از چپ و راست نیست. اینجا حرف از میمنت و مشئمه. میمنت اینجا از یمن، مشئمه از شومی. درسته که اصحاب مشئم همون اصحاب شمالاند ولی اینجا کمی در توضیح تفاوت دارد بیان قرآن. یمن وجودی اینها را کار دارد و شوم وجودی آنها. موقعیت شومی که قرار گرفتند. اصحاب میمنه در یک موقعیت یمینی، در موقعیت میمونی قرار گرفتند، در یک جای خوش یمنی قرار گرفتند، جاشون جای خوبیه. اصحاب مشئمه جاشون جای بدیه.
ولی یک سابقون داریم که اساساً فراتر از این یمن و شومیاند. در یک موقعیت فراتر و بالاتری قرار دارند. سبقت گرفتند اینها. از «السابقون السابقون»اند. دو بار هم تعبیر «سابق» به کار برده. شاید حالا این البته در تفسیر گفته نشده به این شکل، شاید یک وجهش این باش که اینها هم در سبقتاند نسبت به اصحاب یمین، هم در سبقتاند نسبت به اصحاب مشئمه. «اصحاب میمنه و مشئمه»، یعنی دو تا از سابقون (یزد). سابقونش بخوره به اصحاب میمنه یا از سابقونش بخوره به اصحاب مشئمه. این هم یه احتمال است.
ولی چیزهای دیگری گفته شده در توصیف این مقربین که اینها ویژگیشان چیست و چرا کلمهی «السابقون» دو بار به کار رفته و چرا دست روی سابقون گذاشته شده. این چه سبقت است که مقربین با این سبقت معرفی شدند. بحث زیبایی است این بحث. ما البته بحث دامنهداری است و جلسات بعد هم ابعاد دیگری از این بحث را انشاءالله با هم پیش خواهیم برد. یک ابعادش در سورهی مبارکهی مطففین و ابعاد دیگری در سورههای دیگری دارد. در سورهی مبارکهی انسان مباحثی را داریم و جاهای دیگری که حالا هر چقدر توفیق باشد و فرصت باشد، انشاءالله مطالبی را عرض خواهیم کرد.
مرحوم علامه طباطبایی در جلد نوزدهم تفسیر شریف المیزان، صفحهی ۱۱۶، در توضیح «السابقون السابقون» میفرمایند که: «آن چیزی که شایسته است که سابقون اول به بهشت تفسیر بشود، چون سابقون اول را علامه طباطبایی در بحث تفسیری بیان میکند، سابقون دوم را تو بحث روایی بیان میکند. از یک روایتی استفاده میکند که آن روایت سابقون دوم را تفسیر میکند. سابقون اول را مواردی را علامه مطرح میکنند در تفسیر سابقون اول. سابقون دوم بر اساس روایتی که دارد، الان میفرمایند که این سابقهی دوم کسانی است که سبقت به بهشت دارند و به یک معنا اینها زودتر رفتن بهشت. زودتر رفتن بهش. اینها تو بهشت هستند. مقربین در قیامت به بهشت نمیروند. اینها در قیامت در بهشت بودنشان معلوم میشود.» این هم نکتهی جالبی است که از بعضی از آیات قرآن و از بعضی روایات این مطلب فهمیده میشود.
اینها سبقت گرفتند به بهشت، نه اینکه در صحنهی قیامت که قراره خوبها برن بهشت، مؤمنین و اصحاب میمنه بروند به، یک صدای زودتر از اینها میروند تو بهشت. البته یک حساب ظاهری هم آنجا هست، بله، ورود ظاهری هم داریم. امیرالمومنین صلوات الله و سلامه علیه، فاطمه زهرا، بقیهی اهل بیت، این را حساب ظاهر بهشت میروند. همانجا در صحنه قیامت هم اینها وارد میشوند. پرچم لواء الحمد دست امیرالمومنین. زودتر از پیغمبر هم امیرالمومنین وارد بهشت میشود. فاطمه زهرا اول از همه، بیشتر از همه دعوت به بهشت میشود که ایشان صبر میکند تا همه آن کسانی که به ایشان محبت دارند و به فرزندان ایشان محبت دارند همراه خودش وارد بهشت بکند که شفاعت میشود. اینها هم هست. ورود این حضرات به حساب ظاهریش هم آنجا در صحنه قیامت هست. در قیامت هم...
خب، ادامه بدهیم که از علامه طباطبایی که از سابقون را به چه صورت... خیلی خوب، عرض کنم خدمتتان که پس به اینجا رسیدیم: سبقت گرفتند مقربین به بهشت. این سبقت که گرفتند البته جنبهی ظاهری در قیامت خواهد داشت که زودتر از همه وارد بهشت میشوند. ولی یک معنای عمیقتر و لطیفتری هم دارد و آن این است که زودتر از همه وارد بهشت شدهاند. مقربین وارد بهشت شدهاند از همان وقتی که در دنیا بودند. در بهشت بودند. به تعبیر امیرالمومنین علیه السلام: «قلوبهم فی الجنان»، دلهای اینها در بهشت است. اینها بدنشان: «أبدانهم فی العمل یا فی الأعمال». اینها بدنشان در عمل، در کار...
ولی ای وای، صدا هستش. اگه بخوایم اضافهتری داشته باشیم، جلسات بعدی اضافه تر کنیم. انشاءالله مشکل اینترنتمان روزهای بعد حل بشه، نظرتان چیه؟ پیشنهاد خوبیه. چون همین الان میگم دوباره صدا قطع و وصل میشود. بله. پس ما این جلسه را فعلاً مختومه اعلام بکنیم. پس دیگه در واقع ۳۵ (دقیقه)، دوستان از ما طلب دارند که انشاءالله تو چهار جلسه بعد ۳۵ دقیقه را جبران خواهیم کرد. دیگه ببخشند دوستان بابت این مشکل اینترنت که پیش آمد. این ساعت چون ساعت حضور همهی مسافرها تو هتله، معمولاً اینترنت جوابگو نیست. دیگه ما انشاءالله باید یه سیم کارت عراقی بگیریم که بتونیم انشاءالله در ارتباط باشیم با دوستان.
استاد: مخاطبین میگم به جبرانش حتماً نایبالزیارهی بزرگواران باشیم انشاءالله.
حتماً، چشم همهی دوستان هستیم. دوست دارم ما را از دعای خیر فراموش نکنند. دست شما درد نکند. عذرخواهی میکنیم.
سلامت باشین. التماس دعا. خداحافظ شما. خداحافظ.
در حال بارگذاری نظرات...