تا کی جنگ

تا کی جنگ - بخش اول

تا کی جنگ . 1404/12/18
00:41:53
384

معرفی
لزوم دشمن‌شناسی و نفی توهم توطئه؛ نادیده گرفتن دشمن، او را از اقداماتش بازنمی‌دارد [5:50]

ریشه‌ی تقابل با آمریکا، تعارض ذاتیست نه جزئی! آمریکا به دنبال سلطهٔ تک‌قطبی است و ایران پیگیر منافع مستقل.[8:00]

منطق نظام سلطه=منطق جنگل؛ سیاست آمریکا بر پایهٔ زور و تسلط بر منابع است[9:00]

تغییر جایگاه ایران ؛ مقایسهٔ دوران پهلوی با جمهوری اسلامی. استقلال ایران، دلیل اصلی فشارهای دشمن است.[12:20]

حمله دشمن با ابزار فرهنگی اجتماعی جهت تضعیف زیربناهای فکری و اعتقادی ملت ایران، به عنوان عامل اصلی مقاومت![17:00]
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنه‌الله علی القوم الظالمین من الآن إلی قیام یوم الدین.

عرض تسلیت دارم ایام شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام، شهادت مردمان باوفایی از میهن عزیزمان، خصوصاً رهبر عزیزو بزرگوارمان، و ان‌شاءالله قبولی طاعات و عبادات و توفیق استفاده از شب قدر را از خداوند برای همه شما مسئلت دارم.
عزیزان سؤالاتی را مطرح کرده‌اند که اگر به همه آن‌ها بپردازیم، چندین جلسه بحث می‌طلبد. ان‌شاءالله بنده طرح بحثی خواهم داشت. البته نمی‌دانم وقتم در جلسه چقدر است، چند دقیقه‌ای را ان‌شاءالله این بحث را مطرح می‌کنم و بعد هم هر چقدر وقت بود، به گفتگو می‌گذرد.

بحثی که مطرح است و با آن می‌توان به سؤالات پاسخ داد، در مورد نسبت ما و داستان ما با آمریکاست. این قضیه اولاً اصلاً چیست؟ چرا ما باید با آمریکا وارد چالش شویم که به اینجاها ختم شود؟ و این قضیه تا کی ادامه دارد؟ الان هم که وارد جنگ شده‌ایم، خب مگر می‌شود تا ابد جنگید؟ آن هم با تجهیزات و امکاناتی که آمریکا دارد و به‌ظاهر امکانات محدود ما. بالاخره یک جایی باید متوقف شود دیگر! چگونه باید متوقف شود؟ و الان ما می‌توانیم این جنگ را ادامه دهیم؟

رهبر شهید ما در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۷۹ (یعنی حدود ۲۵ سال پیش) سخنرانی‌ای در یکی از ورزشگاه‌های استان اردبیل برای جوانان داشتند که یکی از سخنرانی‌های بسیار مهم ایشان است. این سخنرانی تقریباً یک ساعت و ربع طول کشید و در آن چند مسئله جدی مطرح شد. بحث بسیار خوبی است. یعنی بعضی از سخنرانی‌های رهبری (البته همه سخنرانی‌هایشان مفید و پر از نکته بود)، اما بعضی حالت کتاب درسی دارد، یعنی همه باید آن‌ها را بخوانند، بشنوند و مباحثه شود از بس که اهمیت دارد. یکی از آن‌ها همین سخنرانی است؛ یکی دیگر سخنرانی ایشان در دانشگاه علم و صنعت در سال ۸۷ با عنوان "صورت و سیرت انقلاب" است که از سخنرانی‌های خیلی مهم است و حتماً باید مطالعه شود. بعضی از سخنرانی‌هایی که در سال‌گرد امام ایشان داشتند، مثل آن سخنرانی که شهادت امیرالمؤمنین با سال‌گرد امام مقارن شده بود و ایشان "زمانه امام خمینی" را با "زمانه امیرالمؤمنین" مقایسه کردند و از "قاسطین و ناکثین و مارقین دوران امام خمینی" نام بردند. برخی سخنرانی‌ها در جمع دانشجوهاشان، مثل آن سخنرانی که ایشان فرماندهان میانی را مطرح کردند. بعضی از سخنرانی‌ها، سخنرانی‌های بسیار راهبردی و دقیق هستند.

این سخنرانی ایشان که مربوط به ۵ مرداد ۷۹ است، گویی که ایشان پس از شهادتشان این سخنرانی را ایراد کرده‌اند؛ یعنی گویی مربوط به همین الان است. وقتش همین الان است. ایشان دقیقاً به سؤالات امروز ما پرداخته و بحث بسیار دقیق و کاملی را ارائه داده‌اند. سخنرانی طولانی است. بنده از دوستان تقاضا کردم که بخش‌هایی از آن را برش بزنند و صوتش را منتشر کنیم. اما همان صوت‌های برش‌زده هم دیدیم که طولانی است (تقریباً نیم ساعت). گفتیم پس خودمان تیکه‌هایی از آن را بخوانیم. عزیزان می‌توانند از سایت ایشان به آدرسی که تاریخش را عرض کردم، مراجعه کرده و صوت کامل را گوش دهند.

من بخش‌هایی از آن را می‌خوانم:
ایشان می‌فرمایند: "من در صحبت‌های خودم بارها از دشمن اسم آورده‌ام و راجع به دشمن صحبت کرده‌ام. بعضی نسبت به این رویکرد حساسیت نشان داده‌اند." (خب دوران اصلاحات است دیگر، دولت اول آقای خاتمی.) "گفتند یا فرمودند که شما چرا مرتب به دشمن می‌پردازید؟ من در جواب آن‌ها همیشه گفتم و الان هم می‌گویم که اگر فرض کنیم دشمنی بر سر هر راهی وجود دارد، خردمندانه نیست که انسان دشمن و وجودش را عدم فرض کند. اگر فرض کنیم که دشمن در کمین ما نیست، این لزوماً به این معنا نیست که او در کمین ما نباشد. اگر دشمنی فرض می‌شود، باید بشناسیمش و از او حذر کنیم. اگر ما چشمان خودمان را به این دشمن‌ها ببندیم، این دشمن‌ها از بین نمی‌روند. اگر ما به خودمان تلقین کنیم که او دشمن ما نیست، او از دشمنی منصرف نمی‌شود. باید دشمن را شناخت."

"بعضی گفتند شما توهم توطئه می‌کنی، توطئه‌ای وجود ندارد. من در پاسخ، نشانه‌های توطئه و نشانه‌های خصومت را از اول انقلاب تا امروز در یک فهرست طولانی معرفی کرده‌ام. چطور توطئه علیه ما در اول پیروزی انقلاب آشکارا با انقلاب مخالفت شد؟ در سطح سرویس‌های امنیتی، مجامع سیاسی، تشکل‌های سیاسی برخی کشورها، و عمدتاً مناطقی که این انقلاب و تشکیل این نظام در این کشور منافع آن‌ها را از بین برده بود. این سلسله تا امروز ادامه دارد. ما امروز به معنای حقیقی کلمه در دنیا دشمن داریم."

ایشان سپس می‌پرسند: "آیا می‌توانیم دشمن را از دشمنی منصرف کنیم؟" این سؤال بسیار مهمی است که الان مطرح است: "این دشمن را از دشمنی چگونه منصرف کنیم؟" (و به آن می‌پردازند و جواب می‌دهند.) "آیا می‌توانیم با دشمن مقابله کنیم؟" حالا اگر او از دشمنی منصرف نشد، ما چگونه می‌خواهیم روبرویش بایستیم؟ این هم سؤال دوم ایشان است.

ایشان می‌فرمایند: "شناسایی دشمن چندان دشوار نیست. آنی که مسلم است، این است که یک نظام سلطه جهانی وجود دارد که امروز در رژیم آمریکاست. در گذشته دیگرانی بودند و ممکن است در آینده هم قدرت‌های دیگری باشند. امروز آمریکا منافع خودش را در دنیا تعریف کرده است و پنهانی هم نیست. در مقالاتشان، در تحلیل‌های سیاسی‌شان، منافع خود را تعریف کرده‌اند. منافع آن‌ها چیست؟"

خوب دقت کنید، خیلی این بحث دقیق است. من دارم تند تند می‌خوانم، ولی الحمدلله جمع، جمع فرهیخته‌ای است. با دقت بیشتری ان‌شاءالله نکات از دست نرود.

"مسئله اول این است که آقا، آن چیزی که باعث دشمنی آمریکا با ما شده، این نبوده که ما کاری کرده‌ایم صدای آمریکا دربیاید. بعضی‌ها می‌خواهند طوری قضیه را معرفی کنند و وانمود کنند که انگار تقصیر ماست. ما مثلاً «مرگ بر آمریکا» گفتیم، ما آمدیم در منطقه مثلاً فضولی کردیم، سر و صدا کردیم، خرابکاری کردیم، آن‌ها را به خودمان حساس کردیم. قضیه این است که آقا، آمریکا یک منافعی دارد، ما منافعش را به خطر انداخته‌ایم؛ نه به خاطر اینکه یک کار اضافه‌ای کرده‌ایم که منافعش به خطر افتاده، بلکه به خاطر اینکه ما منافع خودمان را خواستیم بگیریم. اینجا تعارض منافع شده است. آنجایی که ما خواستیم منافع خودمان را بگیریم، به منافع او آسیب رسیده، بلکه می‌خواهم به شما بگویم با بودن ما، منافع او آسیب می‌بیند. بودنمان آسیب می‌زند به منافعش."

"منافع آمریکا چیست؟ منافع آن‌ها عبارت است از ایجاد دنیای یک قطبی. یعنی در رأس مجموعه کشورهای عالم، دولتی به نام دولت آمریکاست. در بدنه، انواع و اقسام دولت‌ها. او حتی روسیه و چین را هم نمی‌خواهد باشند. برای همین مشکل دارد با آن‌ها. آن‌ها که «مرگ بر آمریکا» نمی‌گویند، نه شیعه دارند، نه حزب‌الله دارند، نه با اسرائیل مشکل دارند. همین الانش هم هیچ صدایی نسبت به اسرائیل از این‌ها بلند نمی‌شود. یک دانه ابرقدرت در عالم باشد، همه باید زیر بلیط این تک قطبی باشند. در بدنه انواع و اقسام دولت‌ها، بعضی دارای قدرت علمی و پیشرفت‌های علمی و دارای توان نظامی‌اند، باید با آن‌ها به نحوی ساخت. من نظام تک قطبی عالم، رئیس عالم. آن‌ها هم زور دارند، حالا با همدیگر راه می‌آییم، دعوا نمی‌کنیم که بالاخره به خطر نیفتیم! در مبارزه با آن‌ها، منافع آن‌ها را بر منافع خودش ترجیح می‌دهد. این تحلیل آمریکایی است. دولت‌هایی هم هستند که از اقتدار نظامی یا اقتدار اقتصادی برخوردار نیستند. کشورهای در حال توسعه، کشورهای در اصطلاح قبلی جهان سوم. از همه فرصت‌های این‌ها که می‌شود برای توسعه اقتدار آمریکا استفاده کرد، باید استفاده کرد. این‌ها را باید چپاول کرد. هر کشوری که زور ندارد، پول ندارد، می‌شود بلعید، می‌شود خورد، باید خورد. مال ماست. هر کشوری که زور ندارد، مال ماست. منطق حاکم بر عالم، منطق زور است. آقا، جنگل! زور نداشته باشی، می‌خورند. اصلاً منطق اول، منطق ایدئولوژی نیست. البته ایدئولوژی هم هست که بعدش ان‌شاءالله نکاتی عرض می‌کنم، ولی اصل داستان ایدئولوژی اصلاً به «الله اکبر» شما مربوط نیست."

ایشان خودش جلوتر نکته فوق‌العاده‌ای می‌گوید: "می‌گوید خود من، علی خامنه‌ای، اگر روبروی این‌ها نایستم، دست من را می‌بوسند. من در رأس این حاکمیت بمانم. یعنی با خود شخص من هم مشکل ندارند. جلوتر ایشان در همین سخنرانی مطرح می‌کند. می‌گوید با من هم مشکل ندارند، من باشم، رهبر همین مملکت! مسئله این است که من تابع این‌ها باشم. ایشان می‌گوید من هم نمی‌شوم. من تا آخر تابع این‌ها نمی‌شوم. دقت بکنید نکته مهم است."

"خوب، از ما چه می‌خواهد؟ می‌گوید به انرژی این‌ها احتیاج داریم: نفتشان، گازشان. این را باید بیاوریم و از این‌ها استفاده کنیم. دیگر چه؟ به بازار مصرف این‌ها احتیاج داریم. به هر کیفیتی که ممکن است، باید این راه را به سمت بازار مصرف آن‌ها باز کنیم. به حضور سیاسی و اقتصادی ما در بین این‌ها نیاز است. باید این راه را گشود."

"زمان شاه، آمریکا در منطقه جنگ داشت، درگیری داشت. به ارتش ما می‌گفت برو بجنگ در ویتنام. سربازهای ما می‌گفتند: «مدافعان حرم» ما را مسخره می‌کردند، می‌گفتند «مدافعان اسد». ما زمان شاه به دستور شاه می‌رفتیم ویتنام می‌جنگیدیم، کشته می‌دادیم. عمان! چرا این‌قدر با ما خوب است؟ چون ما زمان شاه چالش بزرگی داشتیم، سرباز فرستادیم، کشته دادیم، این‌ها را نگه داشتیم. یعنی آمریکا می‌خواست در منطقه هر جا که منافعش در خطر است، شماها را بفرستد وسط، سرباز خودش جلوی تیر. شما همچین وضعیتی داشتید سال‌ها در منطقه برای آمریکا. جمهوری اسلامی آمده، این را به هم زده است. نوکری نمی‌کند دیگر. سواری نمی‌دهد دیگر. نمی‌شود او را دوشید. نفتش مال ما بود، گازش مال ما بود، زمینش مال ما بود، آسمانش مال ما بود، ارتشش مال ما بود، دیپلماسی‌اش مال ما بود، رسانه‌اش دست ما بود، فرهنگ، سبک زندگی‌اش... نخبه‌هاش چموش شده‌اند، پا نمی‌دهند، سواری نمی‌دهند. مسئله اول این است."

"بعد مسئله این است که آنی که باعث شده این‌ها چموش بشوند، شیعه است، قرآن است، اسلام است، آخوندها هستند، ولایت فقیه است، حوزه علمیه است. بعدش به آنجا می‌رسد. بعد درگیریش با آن‌ها شروع می‌شود. خوب دقت کنید! بعضی درست ملتفت نیستند به قضیه. چالش سر مثلاً حجاب، مثلاً سر هیئت امام حسین، سر اربعین این‌ها نیست. بحث سر این است که آن چیزی که به این‌ها توان داده و این‌ها را جری کرده روبروی آمریکا، این باورهایی است که دارند. این باورهاشان باید خورده شود که این‌ها از این جرأت درآیند."

"او سعی می‌کند تا آنجایی که بشود، این مزاحم‌ها را کنار بزند؛ که چه شود؟ بخرد، می‌خرد. اگر سیاستی بتواند اعمال کند، فشار بیاورد، هر کاری بتواند بکند برای اینکه دوباره او را در چنگ بگیرد، این کار را می‌کند. این می‌شود سیاست استکبار. امروز آمریکا این سیاست را دارد. یک روز انگلیس این سیاست را داشت، یک روز روسیه تزاری این سیاست را داشت. امروز ابزارها مدرن‌تر است، وسایل پیشرفته‌تر شده است. سیاست فقط علیه نظام جمهوری اسلامی است؟ چرا بین دنیا فقط با شماها بد است؟"

"ایشان می‌گوید: نه، این سیاست همه‌جایی است. الان این ترامپ، لطف خفی خداوند متعال است. واقعاً با همه حماقت و خریتی که دارد، سر تا پا نجاستی که دارد، هر آن چیزی که در مورد آمریکا می‌گفتیم و نمی‌شد اثبات کرد و حاشا می‌کردند، پشت نقاب دیپلماسی، دو هزار شعور داشتند، دو تا چیز حالیشان بود، این همه را مخفی کرد. خدا آمریکایی‌ها را دست می‌اندازد. ونزوئلا را که رفته بود گرفته بود، می‌گفتند که حتماً آنجا مشکل حقوق بشری داشته. یک طنزپرداز آمریکایی یک تکه کلیپ ساخته بود: "ونزوئلا حتماً مشکل حقوق بشری بوده، حتماً مثلاً آزادی بوده، دموکراسی بوده." بعد فیلم ترامپ را نشان داد، گفت: "بگذار ببینم خود ترامپ چه می‌گوید، ببینیم مشکلش چه بوده." ترامپ برگشت گفت (بغل همیشه هم بغل دستشویی در هواپیما) گفتش که ازش می‌پرسند که شما برای چی به ونزوئلا حمله کردی؟ گفت: "برای اینکه آنجا نفت داشت." بعد این مسخره می‌کرد گفت: "نه، برای چی داری می‌گویی نفت؟ آنجا مشکل آزادی، حقوق بشر." بعد معاون ترامپ می‌آید تو، می‌گوید: "مشکل حقوق بشر این‌ها." و ترامپ می‌گوید: "نه، آنجا مشکل نفت داشت. نفت ما باید به ما برسد. آن‌ها نمی‌گذارند. مشکل نفت داریم." خودشان می‌خندند از حماقت این موجود. همه چیز را عیان کرده است. امروز برگشته، می‌گوید: "آقا، من از شما تسلیم بی‌قید و شرط می‌خواهم از جمهوری اسلامی." هر توییتی که می‌زند، می‌بینید دیگر، حرف‌هایی که می‌زند. همه چیز واضح و عیان است. دیگر اصلاً بازی همه را به هم ریخته. هیچ حاشایی دیگر نمی‌ماند."

"فقط هم با ما نیست. خب ما جمهوری اسلامی هستیم، شیعه و چه می‌دانم امام زمان و این حرفا... مشکلش با گرینلند چیست؟ مشکلش با کانادا چیست؟ آقا کانادا که دیگر از خودشان است، جزو ایالت‌های مثبت است. به ما اضافه خلیج مکزیک! می‌گوید باید اسمش خلیج ترامپ شود. داستان تعرفه‌هایی که درست کرده، با کل دنیا، با اروپا... چه پدری از اروپایی‌ها درآورده است! الان چالشی که با اسپانیا دارد. به اسپانیا گفته باید بیایی امکانات در اختیار من قرار بدهید. تو در جنگ با ایران همکاری نمی‌کنی، من هم پدرت را درمی‌آورم. بابا این اسپانیا دیگر رفیق خودش است! داستان این است: سیاست استکباری استعماری. داستان، داستان چپاول و زور است. زورش به هر کسی برسد، اعمال می‌کند. این مسئله، این بخش اول است."

"آقا بعد ایشان می‌فرمایند که همه دنیا با آن این مشکل را دارند. فقط مسئله‌شان این است که می‌ترسند. یک حکومتی است که نمی‌ترسد روبروی این‌ها بایستد، آن هم جمهوری اسلامی است. آن‌ها چرا می‌ترسند؟ چون بعضی‌هایشان را خود آمریکایی‌ها سر کار آورده‌اند. یک مشکل دیگر هم این است که پشتوانه مردمی ندارند. خیلی مسئله دقیقی است. این‌ها تحلیل اگر بشود، خیلی عمیق و دقیق است. همه دنیا اعصابشان از آمریکا خرد است، مخصوصاً دولت‌ها از تحقیری که آمریکا می‌کند و فشاری که می‌آورد. مسئله این است که نمی‌توانند به او «نه» بگویند. چرا نمی‌توانند «نه» بگویند؟ بعضی‌هایشان برای اینکه اصلاً خود او آورده‌شان سر کار. مسئله بعدی این است که حالا من به این‌ها «نه» بگویم، باید دست دراز کنم سمت مردمم، بگویم آقا من می‌خواهم به این «نه» بگویم، بایستید پشت من، "بزنیم توی دهانش." من پشتوانه مردمی ندارم. کسی من را قبول ندارد. این حرف‌ها را یک زمانی می‌گفتیم، می‌گفتند خب مثلاً شما خیلی پشتوانه مردمی دارید. ولی امروز الحمدلله این هم عیان شد، پشتوانه مردمی فهمیدند یعنی چه. حکومتی که پشتش به مردم گرم است، فهمیدند یعنی چه. ده روز است که این مملکت، بیشتر از ده روز است، تقریباً دو هفته است، از نعمت رهبری مستقیم محروم است. رهبرش به شهادت رسیده است. رهبر بعدی هم حتی فرصت اینکه بیانیه‌ای بدهد، با مردم گفتگو بکند (که البته درست هم هست، شرایط امنیتی شرایط خاصی است) پیدا نکرد. آقا کدام مملکت، کدام دولت، کدام حاکمیت در همچین وضعیتی دوام می‌آورد؟ با این فشار اقتصادی، با این جنگ تمام‌عیار اقتصادی، پنجاه سال کل دنیا ما را تحریم کرده است. هیچی به ما نرساندند. بیشتر تحریم‌ها در حوزه امنیتی و نظامی بوده است که بیشتر پیشرفت‌های ما هم در همین حوزه بوده است. همه دنیا متعجب از این است که کی ساخته‌اند؟ چگونه ساخته‌اند؟ با کدام تکنولوژی؟ یک پیچ به این‌ها نمی‌رسیده است. اگر یک چیزی بوده که در پنج مرحله می‌خواسته ختم شود، فناوری نظامی از همان اول ممنوع بوده ورودش به این کشور. چند سال است نفت ما تحریم است. یک دانه دلار نمی‌گذارند وارد این کشور بشود. چهارده سال است رابطه ما با بانک‌های جهانی قطع است. شو، یک هفته است تنگه هرمز را بستی دنیا دارد فلج می‌شود، عجیب نیست؟"

"بعد در همچین موقعیت اقتصادی، با این فشار سیاسی، با این فشار رسانه‌ای، شما می‌بینید که مملکت دارد اداره می‌شود. چه کسی دارد اداره می‌کند؟ مردم. مردمی بودن حکومت یعنی مردم. شب‌ها در این سرما، زیر موشک، در بمباران، سه ساعت، چهار ساعت هر شب، آقا در تهران راهپیمایی رفتند. خیلی سخت است محله‌های تهران، مخصوصاً جاهایی مثل انقلاب. این خودش سه تا راهپیمایی است! برای اینکه شما باید ماشینت را ببری بگذاری... ما همیشه تهران مشکل پارک ماشین داریم. برای راهپیمایی خودش سه تا راهپیمایی است، فقط از ماشین تا محل راهپیمایی. ماشین را باید بگذاری ده کیلومتر آن‌ورتر، برسی به محل راهپیمایی، از آنجا پنج کیلومتر، چهار کیلومتر راه بروی. راهپیمایی است. هر شب مردم می‌آیند میدان انقلاب. ببینید، ظهر جدا، ۲۱ رمضان تشییع شهدا، شبش آمده بودند. ظهرش آمدند، دوباره شبش آمدند. یعنی چه؟ تهرانی که این‌ها ادعا می‌کنند که دست ماست، مال ماست. پشتوانه مردمی. پس همه دنیا با آمریکا چالش دارد. مسئله این است که چون پشتوانه مردمی ندارد، نمی‌تواند بایستد روبروش. یا دست‌نشانده است، وای‌نمی‌ایستد، یا پشتوانه مردمی. ایشان می‌گوید من در یک سخنرانی در مورد آمریکا در جنبش غیر متعهدها چیزی گفتم. یکی از این سران جوان آفریقایی (خیلی خاطره جالبی هم است)، ایشان می‌فرمایند که آمد پیش من و گفتش که خدا خیرت بدهد، این حرف‌هایی که زدی، این حرف دل همه ما بود، ولی جرأت نمی‌کنیم بگوییم. ایشان گفتند که این هم چون یک روحیه ضد استکباری داشت، دو سال بعدش او را کشتند. همین آقایی که این حرف را به من زد، آفریقایی بود، جوان هم بود، دو سال بعد کودتا کردند."

"مسئله بعدی این است که در مورد دشمنی آمریکا، ایشان می‌فرمایند که ما از اولم که با پهلوی درگیر شدیم، مسئله‌مان فقط پهلوی نبود. پهلوی چون دست‌نشانده آمریکا بود، با پهلوی مشکل داشتیم. از همان اولم آمریکا خودش را وارد قضیه کرد. از همان اول همه دنیا فهمیدند که در صف مقدم دشمنان این نظام و انقلاب، آمریکاست. حالا ما چشمان خودمان را ببندیم، سر خودمان را کلاه بگذاریم، بگوییم نه، آمریکا با ما دشمن نیست. چه کار کرده است که نشان بدهد دشمن نیست؟ این حرف‌ها را سال ۷۹ ایشان دارد می‌زند، همین الانش یک عده نمی‌فهمند با این همه کاری که آمریکا کرده است. (یک عده نمی‌فهمند.) چه کار کرده‌ای که بگویی من دشمن نیستم؟ اموال ما را بلوکه نکرده؟ الان میلیاردها دلار متعلق به این ملت در آمریکا بلوکه است. اموال و ابزار فراوانی در رژیم گذشته از آمریکا خریده بودیم، هنوز منتقل نشده... جملات را گوش بدهید، اصلاً جیگر آدم واقعاً می‌سوزد. حالا این حرف‌ها مال سال ۷۹ است که هنوز نه تحریم اقتصادی بودیم، نه جنگ بود، نه این حرف‌ها شده بود. همین‌ها را اگر آدم همان موقع هم توجه می‌کرد، به نقطه جوش می‌رسید."

"ایشان می‌گوید که ما خیلی چیزها را زمان پهلوی از آمریکا خریده بودیم، هنوز منتقل نشده. این‌ها در انباری نگهداری می‌شوند. ما چند سال دنبال کردیم که این‌ها را برگردانیم. قبول نکردند. اموال ما را که در انبارهای آن‌هاست، به ما (با اینکه پولش را گرفته بودند)، جالب این است که انبارداری هم برای خودشان حساب کرده‌اند و شروع کرده‌اند از طلب‌های ما کم کردن! یعنی هفته به هفته پول انبار ازمان کم می‌کنند. انبار نگه داشته‌ایم این‌ها را برایتان، هی دارد از اصل جنس کم می‌شود. چه موجودات کثیفی! یعنی آمریکایی‌ها حیوانی هستند به معنای واقعی کلمه. این رژیم ذات خبیث و کثیفی دارد. شما ببینید، می‌فرمایند که این‌ها ندادند، پولش را گرفته بودند. یک دشمن چه کار کند که آدم باور کند او دشمن است؟"

"جنگ ۸ ساله‌ علیه ما شروع شد. البته چند نفر از سران کشورهای منطقه خاورمیانه و بیرون خاورمیانه در طول سال‌های متمادی به من گفتند که حمله عراق به ایران با هماهنگی قبلی بود. آمریکایی‌ها می‌دانستند چه دارد اتفاق می‌افتد. این طور نبود که در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته باشند. تشویق و زمینه‌سازی کردند و جنگ را این‌ها پیش آوردند. بعد ما همان اولش این احتمال را می‌دادیم، دلیل برای اثبات نداشتیم. بعداً معلوم شد که اصلاً جنگ عراق را آمریکایی‌ها انداختند و آن‌ها پشتیبانی کردند."

"نکته قشنگ ایشان می‌گوید، خیلی نکته دارد. من می‌خواهم به این نکات توجه کنید. وقتی که جمهوری اسلامی داشت می‌خورد، این‌ها ساکت بودند، نگاه می‌کردند. آن لحظه‌ای که معلوم شد جمهوری اسلامی دارد جنگ را می‌برد (خوب دل بدهید، خیلی به این ایام مرتبط)، تا دیدند که اوضاع دارد عوض می‌شود، در جنگ صراحتاً ایستادند و گفتند: «ما راضی نمی‌شویم که این جنگ برنده داشته باشد.» اگر بنا بود صدام بیاید خوزستان را بگیرد، به قول خودش، سه روزه تا تهران بیاید، آن وقت برنده داشتن جنگ مانعی نداشت. بعد از جنگ هم در همه جاهایی که ممکن بود، به عنوان یک ابرقدرت (یعنی همان وقت هم در جنگ، تا وقتی ما داشتیم شکست می‌خوردیم ساکت بودند، تا می‌خواستیم پیروز بشویم فشار می‌آوردند که جنگ بس است، آتش‌بس)، بعد جنگ هم همه جاهایی که ممکن بود، به عنوان یک ابرقدرت با این نظام و با این ملت دشمنی کند، دشمنی کردند. با این حرف‌ها ببندیم، این خردمندانه است، بگوییم: «نخیر، ان‌شاءالله گربه است!» قضیه «ان‌شاءالله گربه است» را که می‌دانید: بنده خدایی وسواسی بود، خیلی حساس بود، شورش را درآورده بود. یک سگی را برداشت، خیس کرد، انداخت توی اتاق او. این سگ هم بالا و پایین پرید و دیگر همه‌جا را نجس کرد. این بنده خدا در را وا کرد، وسواسی دید یک سگ خیس بالا و پایین می‌پرد، گفت: «پیشته، گربه است!» سگ هزینه داشت دیگر. چشمانمان را ببندیم، بگوییم نه آمریکا ان‌شاءالله گربه است، با ما کاری ندارد، که ما با هم خوبیم، با هم رفیقیم!"

"مخصوصاً در این سال‌های اخیر، حرف‌های عجیبی شنیده شده است. هنوز هم دارند می‌گویند. هنوز هم تیتر روزنامه‌ها... بیانیه جبهه اصلاحات را دیدید چی بود اخیراً؟ و مواضعی که بعضی از این‌ها دارند، حالا جای بحث جدی دارد. ایشان می‌گوید البته دشمن فقط آمریکا نیست. اسرائیل هم دشمن اصلی است. او هم دلایل خاص خود را دارد. اسرائیل همان طور که من بارها گفته‌ام (خوب دل بدهید، یک جمله خیلی قشنگ ایشان اینجا دارد، نشان می‌دهد این مرد بزرگ از کی حواسش به چه چیزهایی بوده است، سال ۷۹)، اسرائیل همان‌طور که من بارها گفتم، یک وجود جعلی است، یک ملت جعلی است، یک ملت دروغین. از روسیه، از اروپای شرقی، از آمریکا، از کشورهای اسلامی و از ایران خود ما، چند میلیون یهودی را بردند یک جا اسکان دادند، اسمش را گذاشتند ملت. آن‌ها یک ملت نیستند. هر کدام مال یک ملتند. اگر به توفیق خدا، حواس‌ها جمع، اگر به توفیق خدا دولت صهیونیستی متلاشی شود، که این روز یقیناً در پیش است، حالا کی؟ نمی‌توانم بگویم، اما یقین دارم که چنین روزی پیش خواهد آمد. آن وقت شما جوان‌ها ان‌شاءالله حتماً خواهید دید. ما ممکن است ببینیم، ممکن است نبینیم. خیلی تویش معناست. آن وقت می‌بینید اکثریت این جمعیتی که امروز در اسرائیل هستند، از آنجا، از مناطق خودشان خواهند رفت."

"خب، این بحث اول. سؤال دوم: آیا امکان رفع این دشمنی هست؟ پس ما دشمن داریم، همه کار هم کرده است برای اینکه نشان بدهد دشمن است. چه کار کرده است که ما بخواهیم دلمان را خوش کنیم به همان یک کارش که بگوییم این دشمن نیست؟ هر کار می‌‌توانسته کرده است برای اعلام دشمنی. چه کسی در رأسش این کار را کرده است؟ آمریکا، کنارش اسرائیل و بعضی کشورهای دیگر، دولت‌های دیگر. چگونه حل کنیم؟ دعوا نکنیم، با هم خوب باشیم، گفتگو کنیم. با گفتگو همه چیز حل می‌شود. مهربان باشیم، تفنگمان را می‌گذاریم زمین، او هم تفنگ... ما با همه با هم برادریم و با هم داداشیم. بابا کسی دعوا... آن هم از دلمان درمی‌آید، یک شکلات به ما می‌دهد و می‌شود منصرفش کرد از دشمنی؟"

"سؤال مهمی است. بله، اگر انسان بتواند دشمن را، هر چند بدخواه و بددل، از دشمنی منصرف کند، یک پیروزی است. آدم اگر بتواند یک کاری بکند که دشمنش از دشمنی منصرف شود، خیلی کار خوبی است. آیا امکان رفع این دشمنی هست؟ خیلی این سؤال، سؤال مهمی است. الان ذهن‌ها درگیر این مسئله است. این سؤال و سؤال بعدی که مطرح می‌شود که حالا اگر این برطرف نشد، دشمنی‌مان، ما می‌توانیم با آن بجنگیم و تقابل بکنیم؟ الان ذهن‌ها درگیر این دو تا سؤال است."

"من دو پاسخ به این سؤال دارم. به سؤال اینکه آقا، چگونه منصرفش کنیم از دشمنی؟ امکان منصرف کردنش از دشمنی هست یا نه؟ یک پاسخ این است: آن طور که من نگاه می‌کنم، به طور طبیعی چنین امکانی را نمی‌بینم که آمریکا را بشود از دشمنی منصرف کرد. البته این یک نگاه سیاسی است، ممکن است یک آدم سیاسی دیگر عقیده دیگری داشته باشد، ولی من در حد معرفت خودم، با شناختی که از این کشور، از این انقلاب، از این ملت، از یک سو؛ و شناختی که از استکبار، از حکومت‌های استکباری، از روابط دولت‌های استکباری با ملت‌های ضعیف، از گذشته تاریخ، از سرنوشت ملت‌ها، از سخن متفکران سیاسی دنیا در یاد دارم، از سمت دیگر، اعتقاد ندارم به اینکه این دشمنی از بین خواهد رفت. البته اگر بخواهم به دلیل اشاره کنم، در یک جمله کوتاه می‌توانم عرض کنم (عجب استدلالی می‌کند ایشان، روح این مرد بزرگ! عجب حرفی است این حرف، چقدر این حرف عمیق و پخته است)، اگر بخواهم استدلال کنم این را می‌گویم: دشمنی آمریکا از بین نخواهد رفت، چون حکومت اسلامی صرفاً ایجاد یک نظام و رژیم جدید در یک کشور نیست. اگر یک رژیم هم بود، مسئله حل نمی‌شد. تا وقتی که این تن نمی‌داد به قلدری‌های او، حل نمی‌شد. ولی مسئله این است که فقط ما یک دولت و یک رژیم نیستیم. مسئله چیست؟ ایجاد یک نظام و رژیم جدید در یک کشور نیست، ایجاد یک الگو است. ما تبدیل به یک الگو شدیم. بقیه دارند از ما یاد می‌گیرند. بقیه جرأت پیدا کرده‌اند. بقیه دستشان آمده باید چه کار کنند. تجربیات ما را برمی‌دارند، عیناً پیاده می‌کنند برای اینکه به آمریکا ضربه بزنند. مخصوصاً الان در این قضیه شهادت و این‌ها بدتر هم شد. از خود آمریکا صدا بلند شده: ان‌شاءالله ایرانی‌ها بیایند ما را از دست ترامپ نجات بدهند! اروپا به هم ریخته. یعنی سردمدار مبارزه با اسرائیل و آمریکا، به طور مشخص و واضح، شد جمهوری اسلامی. حماقت این‌ها بود که جنگ را صاف آوردند، تیز کردند نسبت به اصل تارگتی که تا به حال جنگ‌ها نیابتی بود. در همه نیابتی‌ها شکست می‌خوردند. داعش را پیش می‌کردند، صدام را پیش می‌کردند، بن‌سلمان را می‌انداختند به جان یمنی‌ها... هر چه جنگ نیابتی بود، همه‌شان را باختند. حالا احمق‌ها خودشان آمدند وسط. به همه دنیا هم دارند اعلام می‌کنند: دشمن اصلی ما این‌ها هستند. همه دنیا را هم فهماند که اگر می‌خواهد با آمریکا بجنگد... همه دنیا دلش خون است از آمریکا، پشت این‌ها هستند. پس شما را بزنیم تمام است؟ ده روز است که فقط دارند می‌خورند، ولی بی‌حیثیت شدن روز به روز... جرأت دنیا برای حمایت از ایران و جمهوری اسلامی دارد بیشتر می‌شود. ترس‌ها دارد می‌ریزد. دل‌ها بیشتر دارد همراه می‌شود. مسئله چیست؟ مسئله این است که یک الگو شکل گرفته است. برای همین این دشمنی تمام‌شدنی نیست."

"خوب دل بدهید، عیب کار برای آمریکایی‌ها این است: یک وقت هست که در یک کشوری یک رژیم جدید سر کار می‌آید، با فلان دولت، با فلان سیاست هم مخالف است. بالاخره مذاکره می‌کنند، یک قدم او عقب می‌رود، یک قدم او عقب می‌رود، با هم می‌سازند. در اینجا قضیه این طور نیست. این نظام به عنوان یک الگو برای ملت‌های مسلمان مطرح است. البته به رو نمی‌آورند، در روزنامه‌ها نمی‌نویسند، به خصوص آدم‌های عمیق‌ترشان به شدت کتمان می‌کنند؛ اما حقیقتی است که امروز ملت‌های مسلمان در دنیای اسلام، در مصر، در شمال آفریقا (دیدی دیگر بعدش چه شد؟ بیداری اسلامی)، در خاورمیانه، در منطقه شرقی ما تب و تابی دارند، جوش و خروشی دارند و چشمشان به ایران است. اندونزی را ببینید، مالزی را ببینید، پاکستان. حتی خود هندوستان! دیدید ایام چه اتفاقاتی افتاد؟ این تجربه از نظر مسلمان‌های دنیا تجربه موفقی بود. شعارهایی که دشمنان ما می‌دادند این بود که این تجربه پنج ساله است، هر چه این احمق‌ها هی ما را کوبیدند، تأخیر کردند، بیشتر ما در چشم دنیا مطرح شدیم به عنوان یک ابرقدرت. «شش ماهه تمام است.» این اواخر رهبر شهید ما فرمود: «ما هشتاد تا از این شش‌ماه‌ها دیدیم.» خب، مردم دنیا وقتی می‌شنوند شش ماهه تمام است، وقتی شش ماه تمام نمی‌شود چه می‌گویند با خودشان؟ در تحریم‌های سال ۹۰ چه گفتند؟ گفتند این تحریم‌ها فلج‌کننده است، از جا نمی‌توانند بلند شوند. مردم دنیا چه می‌گویند؟ ترامپ برگشت گفت من توان نظامی این‌ها را از کار انداختم، دو روز دیگر جنگ تمام است! همان روزی که ما کمتر زدیم که این تله بود، بچه‌های موشکی هوافضا یک روز دزدی آوردند پایین، خیلی کم زدند. «عجب! این‌ها انبارهایشان تخلیه شده، خالی شده!» مثلاً دوازده تا زدند. فردایش مثلاً هفتصد تا زدند! چند برابرش کرده! پدر این‌ها را درآوردند. خب مردم دنیا شعور دارند، می‌شنوند این حرف‌ها را، بعد می‌گویند خب پس چه شد؟ تمام نشدند. چهارده سال تحریم کردی، تمام نشدند. آن‌ها ما را تبدیل کردند به ابرقدرت. ما نمی‌خواستیم خودمان ابرقدرت بشویم. ما نمی‌خواستیم به اهل دنیا بگوییم ما یک ابرقدرت روبروی آمریکاییم. آن احمق‌ها یک کاری کردند ما در چشم اهل دنیا تبدیل به ابرقدرت شدیم و با این رژیم هیچ کاری نمی‌شود کرد جز براندازی. با جمهوری اسلامی تا وقتی که این است، یعنی راهی برای آشتی و مدارا ندارد. گفتگو کنیم؟ مذاکره کنیم؟ حالا چهار تا چیز را هسته‌ای... هی هم داد بزنیم آقا ما فتوا داریم، فتوا داریم، بمب اتم نمی‌خواهیم بسازیم. ما خیلی آدم خوبی هستیم. دوربین بزنیم، هر قبرستونی که می‌خواهید بگردید، بگردید. بهانه‌اش هسته‌ای است. بازی هسته‌ای تمام نمی‌شود. او با یک الگو مواجه است. این باید از ریشه کنده بشود. مسئله این است."

"ایشان می‌گوید که ۲۱ ساله، حالا سال ۷۹ است، که از عمر نظام اسلامی می‌گذرد. در دنیا همه اعتراف دارند که امروز از ۱۰ سال پیش و ۱۰ سال پیش از اول انقلاب به مراتب قوی‌تر است. اعتماد مردمی و رابطه با مردم را حفظ کرده. تلاش فراوان کرده. استقلال خودش را حفظ کرده. شعارهایش را به میزان زیادی تحقق بخشیده. البته تحقق شعارها در هیچ جای دنیا و در هیچ شرایطی در زمان‌های کوتاه امکان‌پذیر نیست. در بیانیه گام دوم ایشان فرمود: «اگر خیلی از این دولت‌ها به راهتر، به قول من به راهتر بودن، خیلی از شعارهایمان را خیلی زودتر از این‌ها محقق کرده بودیم.» شما یک تجربه دو سال و نیمه آقای رئیسی دارید، دیدید چقدر اتفاقات مثبت در دو سال و نیم افتاد؟ دو سال و نیم کشور را از زیر صفر کشید بیرون. در دو سال و نیم به کجا رسیدیم! فرض کن اگر همه دولت‌های هاشمی و خاتمی و روحانی و این‌ها این سبکی کار می‌کردند، ما چه بودیم در این سال‌ها؟ مخصوصاً دولت روحانی که کمر ما را شکست. خوب به خصوص با این همه مخالفت و دشمنی، لاکن پیشرفت خوبی کرده. این می‌شود یک الگو. این الگوی موفقی به مردم دنیا می‌گوییم: بدون آمریکا می‌شود زندگی کرد، بلکه به واسطه دشمنی با آمریکا می‌شود پیشرفت کرد، می‌شود عزت داشت. چه کارش می‌خواهند بکنند؟ این را فقط باید از ریشه کند. این ذاتش سم است. بودنش سم است برای آمریکا. اگر با این کنار بیایند و این را همین طور که هست بپذیرند، در واقع برای کشور دیگر پای این الگو مهر امضا زده‌اند. آن‌ها حاضرند کنار بیایند، اما دقت بکنیم، ببینید چقدر دقیق است تعابیر ایشان. آن‌ها حاضرند کنار بیایند با ما، اما به شرط اینکه جمهوری اسلامی دیگر جمهوری اسلامی نباشد. جمهوری نباشد، اسلامی هم نباشد. نه متکی به مردم و نه بر محور اسلام. یا دیکتاتوری باشد، اگر مسلمان است، دیکتاتوری باشد، مردم پشتش نباشند، رهبرش زده بشود، مردم بیایند، جمع کنند، انقلاب را اداره کنند. یا اگر مردم هستند، اسلامی نباشد. با همین دو تا کلمه مشکل دارد: جمهوری اسلامی. من متکی مردم، بنابر محور اسلام. اگر این طور شد، آن وقت با کمال میل حاضرند جلو بیایند. در رأس حکومت هم هر که باشد، دقت کنید، اگر یک روز انسانی مثل من هم حاضر بشود خودش را از اوج سعادت به حضیض ذلت پرتاب کند و از همه آرمان‌هاش بگذرد و قبول کند که سر کار بماند، ولو اسلامیت و مردمی بودن هم نباشد، آن‌ها با او هم می‌سازند."

"جملات دقیق رهبر را برایشان می‌خواهم انتخاب کنم. با خودشان می‌گفت: این سس خرسی! نه اینکه آنجا نبوده، از این‌ها خبر ندارد. یکی از خودشان برای خبرگان داشت گزینه می‌داد. یعنی با آخوند و ولایت فقیه و مجتهد و این‌ها مشکل ندارد. مسئله، خوب دقت کنید، ولو اسلامیت و مردمی بودن هم نباشد، باهاش می‌سازند. آن‌ها با اشخاص به عنوان اشخاص طرف نیستند، با جهت‌ها، با آرمان‌ها و خط‌ها طرفند. تا وقتی جمهوری است و مردمی است، آن هم مردم مسلمان پرشور این خطه عظیم و این ایران بزرگ، و تا وقتی بر محور اسلام است، من نمی‌بینم که بتوانند دشمنی را متوقف کنند. مسئله چی بود؟ آیا امکان رفع دشمنی با آمریکا هست؟ ایشان گفت من می‌گویم نه. یک دلیل خاص هم برایش دارم. این است که ما تبدیل به الگو شدیم. تا وقتی جمهوری اسلامی این است: جمهوری است و اسلامی است و الگوی عالم است، امکان رفع دشمنی آمریکا باهاش نیست. این پاسخ اول."

"پاسخ دوم: یک راه حل دارد برای اینکه دشمنی از بین برود. راه حلی که آن‌ها می‌زنند که تسلیم بشویم. این راه حل منتفی است. راه حل دوم چیست که دشمنی از بین برود؟ چقدر این مرد دقیق و عمیق بود، رحمت الله علیه. اگر فرض کنیم که رفع دشمنی ممکن باشد، یک راه حل دارد، فقط! با اقتدار و عزت و استقلال ایران ممکن است. زورت که زیاد باشد، هزینه‌هاش برایش زیاد می‌شود، نمی‌صرفد بزند. دشمنی می‌تواند که یک گوشه به کارهای بدش فکر می‌کند، لال‌مونی می‌گیرد، خفه‌خون می‌گیرد. تا وقتی امید دارد، تا وقتی اثر می‌بیند، دست و پا می‌زند. وقتی دید کار می‌کند، اثر نمی‌بیند، فایده ندارد، دستش به جایی بند نیست، دیگر می‌نشیند کنار. زورش که بهت نرسد، ما همه همین‌ایم. تا وقتی احساس می‌کنیم یکی را می‌توانیم بزنیم، می‌زنیم، تهدید می‌کنیم، آسیب می‌زنیم. وقتی دیدیم فایده ندارد، زورمان نمی‌رسد، عقب‌نشینی می‌کنیم، خودمان را ضایع نمی‌کنیم، هزینه برای خودم نمی‌تراشم. شما باید یک کاری کنید هزینه دشمنی براش برود بالا. آخرین تعابیری که ایشان فرمودند، ایستاده، مردم را دعوت کرد به راهپیمایی، چی بود؟ "بیا تو خیابون! مردم را از دشمنی مأیوس کنید." ایشان بارها می‌فرمود تا وقتی دشمن مأیوس نشود، فشار می‌آورد. پس راه رفع دشمنی آمریکا با ما چیست؟ یا تسلیم بشویم، نوکر بشویم، مثل این کشورهای منطقه که می‌بینید خاصیت آمریکا برای این‌ها یک ذره امنیت که برایشان نمی‌آورد هیچی، بلکه این‌ها را برای خودش به خطر می‌اندازد. این‌ها را سپر اسرائیل کرده است. آمارهای وحشتناک و بسیار شگفت‌انگیز این چند وقت درآمده است که مثلاً آن چیزی که به بن‌سلمان دادند، رادار اصلش را گذاشتند در اسرائیل که برای تأمین امنیت اسرائیل. پولش را بن‌سلمان داده! پاتریوت بود، چه بود، تاد بود... چند تا از این چیزهای پدافندی و این‌ها. چقدر التماس کرد، چند میلیارد دلار بهشان داد. آوردندش اینجا. خوش‌رقصی کردند، دست و پایش را بوسیدند، نمی‌دانم بهش چه امکاناتی دادند، تجهیزاتی دادند. چقدر این‌ها را تحقیر کرد، گفت: "اگر من بالا سرتان دو هفته من بالا سرتان نباشم، باید فارسی حرف بزنیم." به سعودی‌ها گفت، گفت: "من دو هفته بالا سر تو نباشم، باید فارسی صحبت کنیم." گفت: "این‌ها گاو شیرده منند." جلوی خودشان تحقیرشان کرد. "تا وقتی لازم باشد می‌دوشمشان." خب این همه تحقیر، آخرش چی شد؟ سعودی‌ها دارند به خاطر اسرائیلی‌ها می‌خورند. آمریکایی‌ها می‌گویند: "نوش جانت، آینده ماست." سر ما می‌کوبیدند که به جای اینکه بروند با آمریکایی‌ها دشمنی کنند، به فکر ملتشان بودند، آباد شدن. برو آبادی‌اش را نگاه کن! شهر اشباح! برو نگاه کن! مملکتی که پشتوانه مردمی ندارد. دانشجو، دانشمندش برایش تکنولوژی نیاورده است. اصلاً تکنولوژی‌ای که آن‌ها آوردند، این‌ها بلد نیستند استفاده کنند ازش. هواپیما را آمریکا به ما می‌داد، برای تعمیرش تکنسین از آنجا می‌فرستادند، بعد پول هتلش را می‌دادیم، امکانات به او. تو خلوت می‌رفت تعمیر می‌کرد، برمی‌گشت آمریکا. "شماها نباید این را ببینید، یاد بگیرید. همین‌جور باید عقب‌مانده بمانید. نوکر باید باشید. خرج من را باید بدهی. من برای تو تکنولوژی نمی‌آورم، امکانات نمی‌آورم، عزت و رفاه نمی‌آورم. موتوری، گاو شیرده می‌خواهم. تو را پیش می‌کنم از من دفاع کنی، برایم شاخ بزنی، شاخ بزنی، شیر بدهی." تسلیم. مسیرش این است. این‌جوری دشمنی برطرف می‌شود؟ بله، با این‌ها دشمنی ندارد. با سعودی و دبی دشمنی ندارد، چون گاو شیرده هستند. آن وقتی که کارکردش تمام بشود، تاریخ مصرفش تمام بشود، سرش را می‌برد. این که دیگر دشمنی نیست، آیا باید دشمنی کنیم باهاش؟ پهلوی هم از اینجا کارکردش که تمام شد، اولین دری که به رویش بسته بود آمریکا بود. فرح را دیدید در آن فیلم عنبر سادات را چیز می‌کند، می‌گوید: "ایشان بود که آن روزی که همه درهای دنیا به روی ما بسته بود، ما را راه داد." بعد این پسر خرش آمده، می‌گوید که از ترامپ کمک می‌خواهم. باز او این را تحقیر می‌کند، باز این دست برنمی‌دارد از چاپلوسی و پاچه‌خواری... این‌ها خیلی، خیلی واقعاً این حجم از حماقت عجیب است."
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات تا کی جنگ

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00