تا کی جنگ

تا کی جنگ - بخش دوم

تا کی جنگ . 1404/12/18
00:35:52
339

معرفی
نقد سیاست «ان‌شاءالله گربه است»:
ساده‌انگاری کسانی که دشمنی آشکار آمریکا را نادیده می‌گیرند یا آن را توجیه می‌کنند.[0:55]

پیش‌بینی نابودی قطعی اسرائیل:
رهبر شهید انقلاب (۱۳۷۹): موجودیت اسرائیل جعلی است و فروپاشی آن حتمی![2:00]

دشمنی با ایران به‌مثابه الگو؛ ایرانِ مستقل، الهام‌بخش ملت‌های دیگر و تهدیدی برای نظام سلطه‌ی غرب.[5:30]

ایران «ابرقدرت مقاومت»:
نتیجه معکوس سیاست‌های خصمانهٔ واشنگتن و ایستادگی ایران در برابر تحریم و تهدید، به عنوان نماد اقتدار و استقامت در نگاه جهان.[8:30]

شرط غیرقابل‌قبول آشتی آمریکا:
ایرانِ بدون «جمهوریت» و بدون «اسلامیت»![12:50]
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!

راه رفع دشمنی چیست؟ آقا فرمودند: "تا وقتی که قوی شوید، استقلال و اقتدار پیدا کنید، نه با ذلت، نه با احتیاج. اگر ایران اسلامی به همت شما جوان‌ها، به همت این نسل رو به رشد، امروز مدارج علمی را طی کند، از لحاظ صنعت و صنعت برتر، فناوری و فناوری برتر، و علمی که امروز مورد نیاز است، بتواند سهم وافری را به خود اختصاص دهد که نتوانند به آن زور بگویند، بتواند قدرت نظامی خود و پایه‌های اقتصادی کشور را مستحکم کند، بتواند این محرومیت‌ها را برطرف کند، بتواند از منابع سرشار و غنی این کشور در همه جا بهره‌برداری کند، بتواند معرفت سیاسی را در آحاد مردم بالا ببرد، آن‌وقت ممکن است دشمنی آن‌ها کم شود." راه حل همین است؛ بنابراین، اگر ممکن باشد، آن روز ممکن خواهد بود.

اینکه بعضی بردارند (حالا جمله را ببینید، مال سال ٧٩ است) که بعضی بردارند “طبق میل دل کارشناسان سیاه آمریکا دم از نزدیکی و مذاکره و ارتباط بزنند و فضا را عادی سازی کنند، این بزرگترین توهین و خیانت به این مردم است.” عادی‌سازی، "با هم صحبت کنیم". اگر قرار است سخن از رفع دشمنی دشمنان سوگندخورده به زبان آید، باید آن روزی باشد که این کشور از لحاظ اقتصادی پایه‌های خود را مستحکم کرده باشد، محرومیت‌ها را رفع کرده باشد، این نسبت بیکاری را از بین برده باشد، آینده جوان‌ها را روشن کرده باشد، جوان تحصیل‌کرده و فارغ‌التحصیل دغدغه معاش و دغدغه کار نداشته باشد (که این‌ها کار دولت‌هاست، ربطی به رهبری ندارد). از لحاظ مسائل فرهنگی، این کشور بتواند هنرمندانی تربیت کند که بر طبق منافع و مصالح ملی، سینما و هنر کشور را اداره کنند، مطبوعات کشور را اداره کنند. اگر این‌طور شد، آن‌وقت نوبت این خواهد رسید که برای رفع دشمنی فکر کنیم؛ و الا در غیر این صورت، هرگونه نزدیک شدن به دشمن، هرگونه نرمش نشان دادن در مقابل دشمن، تیز کردن آتش دشمنی و ستمگری دشمن است.

تا مذاکره می‌کردند، دشمن دلش قرص می‌شد که این‌ها به زورشان نمی‌رسد، واسه همین مذاکره. ایشان گفت: "مذاکره با آمریکا، مخصوصاً با دولت ترامپ، گرهی را از مشکلات کشور حل نمی‌کند، بلکه گره‌ها را بیشتر خواهد کرد." شرافتمندانه نیست، عاقلانه نیست، هوشمندانه نیست، مشکلاتمان بیشتر می‌شود. بیشتر شد یا نشد؟ هم اقتصادی بدتر شدیم. با دلار ٥٠ هزار تومان از آقای رئیسی تحویل گرفتند، رسید به ١٧ هزار تومان. اقتصادی فلج شدیم، آبرومان در دنیا رفت، منطقه را از دست دادیم، سوریه و لبنان را از دست دادیم، برد عمق راهبردی را (که مسخره می‌کرد آن احمق) عمق راهبردی‌مان را از دست دادیم. عمق راهبردی یعنی این؛ این‌ها را از دست دادیم. بعد آمدند سر وقت خودمان. دارند شب به شب از زیر آوار در تهران جنازه جمع می‌کنند. این‌ها محصول نفهمیدن است. البته ما وحدت را حفظ می‌کنیم. اما آن‌ها بحثش جداست. ما هرکه آخر انتخاب شود، رئیس شود، جایی مسئولیت پیدا کند، باید حمایت کنیم.

تجربه برایمان حاصل شده است. از یک سوراخ که ٦٠ بار گزیده نمی‌شوند. بابا! شما تجربه کردید دولت روحانی را. دیگر آثارش را دیدید، وضع مملکت به کجا رفت! جیبوتی ما را تحریم کرد. جیبوتی! اصلاً اسمش را تا حالا نشنیده بودیم. پول دادیم واکسن خریدیم، واکسن نمی‌فرستادند. خودمان آخر تولید کردیم. بعد خودمان که تولید کردیم، التماس می‌کردند بیا ببر، بیا رایگان ببر. این است دنیا، جنگل! حرف زور فقط می‌فهمد. با التماس و "چاکرم" و "نوکرت بشم" آقای روحانی غش می‌کرد این‌ها را که می‌دید، می‌خندید. نخست‌وزیر انگلیس یادتان است؟ یک چیز دیگر می‌گفت. اما انگلیسی هم معلوم شد بلد نیست. با این حال، باز همان را بیان می‌کنند، دوباره همان سیستم، همان روال، همان حرف‌ها، همان گفتمان، همان شعار.

این نکته اصلی راه حل رفع دشمنی است. با مذاکره و "یک چیز بدهیم برود" و "یک‌کم فیتیله را بکشیم پایین" و "در منطقه دعوا راه نیندازیم" و "مرگ بر آمریکا نگوییم" و "حالا لازم نیست موشک‌هایمان را هی به آن‌ها نشان دهیم" و... چقدر آدم باید پخمه باشد! خیلی حالیشان است. خیلی هم دقیق دارند کار می‌کنند.

سوال سوم: آیا اکنون که ما با چنین دشمنانی در این سطح مواجهیم، امکان دفاع از خود یا ضربه به دشمن یا جلوگیری از ضربه دشمن را داریم؟ خوب شما می‌گویی که آقا راه که نداریم، سازش که نمی‌توانیم بکنیم، خب یعنی جنگ دیگر. سازش نکنیم یعنی جنگ، این نیستا! اتفاقاً شما سازش نکن، قدرتت را هی به رخ طرف بکش، می‌ترسد، عقب می‌نشیند. خدا رحمت کند شهید رئیسی را. این جمله زیبا را گفت: "موشک برای نجنگیدن است." مناظره با حسن روحانی. کی حرف موشک و این‌ها بود؟ ایشان می‌گفت ما موشک را می‌سازیم و نشان می‌دهیم که نجنگیم. موشک برای نجنگیدن است، موشک برای ترساندن طرف است. "*ترهبون بهی عدوالله و عدوکم*". قرآن می‌گوید بابا تو باید مجهز باشی، بترسند ازت. آن مانور، آن رزمایش، آن فیگور، گاهی از خود آن چیزی که داری مهم‌تر است. ترساندن طرف مهم است. چون تو همه‌چیزش همین دنیاست، پولش، بند امکاناتش و همین تلق و تلوقش. می‌بینی فقط سر و صدا می‌کنی، یک مشت دروغ به هم می‌بافی، می‌آید یک مشت شر و ور به هم می‌گوید. هر روز هم یک چرت و پرت جدیدی می‌گوید در تناقض با قبلی. مضحکه دنیا شده، همه‌اش به همین‌ها بند است. دل و جرأت ندارد که. آن قاسم سلیمانی بود، پا می‌شد می‌رفت تو معرکه. تو آمرلی ٣٦٠ درجه محاصره بود. با هلیکوپتر می‌رفت آنجا، خودش را می‌رساند. کدام یک از این فرماندهان آمریکا جرأت همچین کارهایی را دارد؟ دل همچین کارهایی را؟ این‌ها مال شماهاست، آن ملتی که ایمان دارد، عشق شهادت دارد، آن رهبری که در محیط کارش نشسته با همسری که بیمار است. حتی همسر را به یک جای امن منتقل نکردند. خیلی عجیب است. وقتی می‌زنی، دختری که دارد پرستاری می‌کند از مادرش در خانه با بچه کوچکش. خیلی عجیب است. خدا چه قدرت‌نمایی کرد در این قضیه. حقایق را افشا کرد.

ایشان در خانه‌اش، در محل کارش به شهادت می‌رسد. همسرش در خانه است، بیمار است. دخترش دارد پرستاری می‌کند از همسرش. بچه دخترش هم کنار مادرش است. دخترش را نیز به شهادت رساندند... کیا می‌گفتند؟ می‌گفتند "لاریجانی‌ها بردند دیدند خامنه‌ای ٤٠ متر رفته زیر زمین، چشم‌هایش را بستند که نفهمد کجاست!" یک احمق هم اینجا باور می‌کرد. خلاصه آقا، ما اگر می‌گوییم اول که روبروی سازش نکن، جنگ نیست. اینکه تسلیم نشو، معنایش نیست که بیا بجنگیم. تسلیم نشو یعنی قدرت داشته باش روبرویش، این است، قوی باش. حالا این "قوی باش" ممکن است یک وقتی تا اینجا برود که کار به جنگ برسد. زورمان می‌رسد بجنگیم.

بعضی که حرف اثر ضعف را می‌شنیدید، دیگر می‌گفتند آقا بسازیم، دوباره می‌آید می‌زند. هرچه بسازیم، می‌آید می‌زند. تا کی ما باید بجنگیم؟ مثل حرف ظریف که می‌گفت: "ما برای چی باید هزینه فلسطینی‌ها را بدهیم؟ خود فلسطینی‌ها نمی‌گویند نابودی اسرائیل، ما می‌گوییم نابودی اسرائیل. هزینه آن‌ها را مردم ایران تا کی باید برای مردم فلسطین هزینه بدهند؟" مجری بنده خدا گرخید، گفت که منظورت مردم فلسطین است؟ گفت: "نه، مردم ایران را دارم می‌گویم، تا کی باید برای فلسطین هزینه بدهند؟ خود فلسطینی‌ها نمی‌گویند اسرائیل از بین برود، ما داریم می‌گوییم اسرائیل از بین برود، هزینه هم داریم می‌دهیم." خب آخه نادان! ما برای امنیت خودمان می‌گوییم او از بین برود. او تا وقتی هست، ما امنیت نداریم. هیچ‌کس در عالم امنیت ندارد. مگر دعوا سر اسرائیل و فلسطین است؟ آن بزرگشان هم می‌گفت دعوای اسرائیل با عرب‌هاست، ما برای چی باید قاطی شویم؟ آن بزرگشان می‌گفت که آخر عمرش، سال ٩٥ یک سخنرانی کرد، یادتان است؟ گفت ملت‌های ژاپن و آلمان بودجه نظامی را صفر کردند، آوردند خرج مردم کردند، پیشرفت کردند. آخر عمرش بود دیگر. چند وقت بعدش هم ایشان در آب از دنیا رفت. بعدش گفتش که این امکان برای شما فراهم شده که بودجه نظامی‌تان صفر بشود، بیاید خرج چیزهای دیگرتان بشود. در دولت دوم آقای روحانی این اتفاق خواهد افتاد. در آن سالنی که ایشان صحبت کرد، همه پا شدند کف زدند. این جمله فاجعه است.

ما چه دورانی را گذراندیم در این ٨ سال روحانی! بنده در مجموعه‌ها می‌رفتم، هم برای بچه‌های هسته‌ای صحبت می‌کردم، هم برای بچه‌های موشکی صحبت می‌کردم. می‌گفتند آقا تحریم‌های آمریکا یک طرف، این چند سال تحریم‌های دولت روحانی پدر ما را درآورد. فیلمش درآمد. شهید حاجی‌زاده گفت: "من برای تست موشک مجبور شدم زمین بفروشم، زمین‌های سازمانی را بفروشم که بتوانم پول داشته باشم موشک تست کنم." این‌ها پدر ما را درآوردند، کمر ما را. اوج خیانت! آقا تازه می‌فرماید که حرف از مذاکره زدن با آمریکا خودش بالاترین خیانت است. آن موقع فرمود: "این‌ها رفتند مذاکره کردند، سند بیست و سی را آوردند، حقنه کردند. سیاست‌های آمریکا را رندانه و مرموزانه اجرا کردند. کمر نظامی‌مان را شکستند، کمر اقتصاد را شکستند، مملکت را فلج کردند در عرصه آموزشی، فرهنگی." و بزرگترین خیانت این‌ها را بنده در حوزه رسانه‌ای می‌دانم که دست دشمن را به مغز جوان‌های ما رساند. مغز تحویل داد. بارها رهبری فرمود: "از اول فکر کنید، این‌طور بی‌گدار وارد نشوید." دشمن همه این رسانه‌ها را دست بگیرد، کامل در اختیار او بود. از اول تلگرام و اینستاگرام... الان هم دارید دوران‌ها را می‌گذرانید. برگردم به این سوال و جوابش. این را سریع بخوانیم بعد ان‌شاءالله خدمت عزیزان.

سال ٧٩ آقا می‌فرماید که حالا ما بر فرض اگر بخواهیم کارمان به جدال و جنگ کشیده بشود، زورمان می‌رسد با آمریکا بجنگیم؟ آقا ما آن موقع هنوز موشکی نبودیم! هایپرسونیک نداشتیم! نقطه‌زن نبودیم! پهپاد نداشتیم! این‌ها را سال ٧٩ ایشان گفت. این هم سوال مهمی است. پاسخ من این است که آری داریم. سال ٧٩ با دولت آقای خاتمی. نه اینکه بخواهم شعار بدهم. امروز در بین کشورهای استدلال‌ها را ببینید چقدر محشر است این مرد و است. دقیقاً همین حرف‌های امروزی را دارد می‌گوید که چرا شما دوام آوردید الان در این جنگ عجیب‌تان با آمریکا.

امروز در بین کشورهایی که من در این منطقه می‌شناسم، کشورهای خاورمیانه، کشورهای خلیج فارس، کشورهای شرق آسیا، کشورهای آسیای میانه و تازه استقلال یافته، هیچ کشوری جز ایران این توان را ندارد. البته کشورهای بزرگی هم هستند که آن‌ها هم به دلایل دیگری این توانایی را دارند. اما دلایل ما ویژه خود ماست. روسیه و چین می‌توانند به حساب آمریکا وایستند، ولی باز آن چیزی که ما داریم و نقطه امتیاز ماست، آن‌ها ندارند. به همین دلیل باز فقط ماییم که می‌توانیم روبرو آن‌ها باشیم. ما کاملاً این امکان را داریم. یک فهرست طولانی از این نقاط مثبت و از عناصر تشکیل‌دهنده این حقیقت را می‌شود شمرد، لاکن من به تعدادی از آن‌ها اشاره می‌کنم. خوب دل بدهید. اگر می‌توانستم جایزه می‌گذاشتم، سوال طرح می‌کردم، جواب می‌گرفتم، جایزه می‌دادم. این‌قدر که این بخش مهم است.

اولاً، یک دلیل بزرگ این است که تا امروز ما توانستیم از خودمان دفاع کنیم. آقا مهمترین استدلال این است که الان که آقا دارد صحبت می‌کند، ٢١ سال گذشته. ٢١ سال هر کار توانسته دشمن کرده، زنده ماندیم. و بعدش هم هر کار بکند، ما زنده می‌مانیم. معروف است که می‌گویند قوی‌ترین دلیل بر امکان هر شیء، وقوع آن شیء است. آقا می‌شود امام زمان را دید؟ بابا! دیدند افرادی، وقتی دیدند، یعنی می‌شود دید. آقا می‌شود در برابر آمریکا دشمنی کرد، زنده ماند؟ ما دشمنی کردیم، زنده ماندیم، پس می‌شود دشمنی کرد، زنده ماند. درست شد؟ این خودش یک استدلال است. هیچ‌کس نباید گمان کند که این دشمنان سوگندخورده نمی‌خواستند با انقلاب و نظام اسلامی بجنگند. چرا می‌خواستند. همه! اما ما زنده‌ایم و هستیم و قوی‌تر هم شده‌ایم.

جالب این است که قوی‌تر شدیم. امروز روحیه و نشاطمان از گذشته هم بیشتر است. تر و تازگی و طراوت عمومی و ملی‌مان هم از گذشته بیشتر است. جالب است که جنگ شد، طراوت عمومی و نشاط عمومی بیشتر شد. خیلی عجیب است ها! ملت زنده به این می‌گویند. اصلاً قابل تصور برای دنیا نیست. این ملت با همه دنیا فرق دارد. این دلیل این است که نتوانستند.

اما منهای این، چند دلیل اساسی است که من مایلم شما جوان‌ها روی این‌ها فکر کنید. خیلی زیباست. یک دلیل "آسیب‌پذیری دشمن" است. آقا دشمنتان آسیب‌پذیر است. آسیب‌پذیری عمدتاً اینجا (ایشان نمی‌گوید، جای دیگر می‌فهمد) بیشتر آسیب‌پذیری‌اش هم آسیب‌پذیری نرم‌افزاری است، نه سخت‌افزاری. منطق و استدلال ندارد. دنیا را نمی‌تواند قانع کند. حرف جذاب برای مردم دنیا ندارد. این خیلی نکته مهمی است ها! اگر به این‌ها توجه کنیم، برعکس شماها. شما گفتید آقا اگر مسئله هسته‌ای است، بیا حلش کنیم. اگر بمب است، فتوا می‌دهم خودم ممنوع می‌کنم. اگر نظارت است، بیا نظارت کن. اگر مذاکره است، بیا مذاکره کن. مذاکره کردیم، زد. دوباره مذاکره کردیم، زد. به اهل دنیا حالی کرد: ما اهل گفتگویم، ما اهل استدلالیم، ما اهل حرفیم، ما دعوا نداریم، ما کسی را سیخ نمی‌دهیم علیه خودمان. کسی را تحریک نمی‌کنیم: بیا ما را بزن، ما را بکش، با ما بجنگ. دنیا گفت: "منطق ندارم، حالیم نمی‌شود، استدلال نمی‌فهمم، من فقط می‌خواهم زور بگویم." این برد شماست تو دنیا.

پیروزی امام حسین بر یزید هم همین بود دیگر. پیروزی منطق امام حسین است. یعنی هرکه این دعوا را که می‌شنود، به ظاهر امام حسین کشته شده، می‌گویند: "دعوا سر چی بود؟ حرف این چی بود؟ حرف او چی بود؟" خیلی زور می‌گفت، تو دنیا رسوا می‌شود. ادامه پیدا نمی‌کند، امتداد پیدا نمی‌کند. امام حسین امتداد پیدا می‌کند. هرکه می‌شنود می‌آید طرفش. خونخواه پیدا می‌کند، مرید پیدا می‌کند، سمبل می‌شود، الگو می‌شود. این وضعیت جمهوری اسلامی است. هرکه می‌شنود این دعوا را، حرف این دو تا را، می‌آید طرفدار جمهوری اسلامی می‌شود. می‌زنند سرانش را. سمبل می‌شود، الگو می‌شود.

این راز پیروزی ماست. دشمن شما آسیب‌پذیر است و مهمترین بخش آسیب‌پذیری‌اش این است که دنیا را نمی‌تواند قانع کند. در دنیا خریدار و هواخواه و طرفدار ندارد. فقط ترسوها و بزدل‌هایی هستند که حساب ببرند. مرید نمی‌گویند، عاشق نمی‌گویند، شیفته نمی‌گویند. برعکس، آدم‌های بی‌امکانات و بی‌زور عاشق منطق تو می‌شوند. با همان امکانات کم‌شان دنبالت راه می‌افتند. در کراچی راه می‌افتد، آدمی که هیچی ندارد، می‌رود سفارت آمریکا. هیچی ندارد. با جانش می‌آید از تو دفاع می‌کند. هرچه بیشتر می‌زنی، این توسعه پیدا می‌کند. مقاومت این است. هرچه بزنی، توسعه پیدا می‌کند. توسعه‌اش را می‌بینی در دنیا تازه شروع شده. این آتش تازه شعله‌ور می‌شود. یک‌کم به مردم دنیا فشار بیاید، این تنگه هرمز بسته بشود، وضع اقتصادی یک‌کم خراب‌تر بشود، به چه کنم چه کنم بیفتند دولت‌های غربی، آمریکا، کانادا. بعد می‌بینید دیگر مردم وقتی ترس از چیزی نداشته باشند، چیزی برای از دست دادن نداشته باشند، می‌بینید دنیا چی می‌شود. که در روایت‌ها به ما بشارت دادند قبل از ظهور "حرج‌الروم" اتفاق می‌افتد. یعنی کشورهای غربی از هم می‌پاشند، به جان هم می‌افتند. کی؟ مقدمه ظهور. ان‌شاءالله با همین وقایع رخ خواهد داد. پس اولین استدلال، آسیب‌پذیری دشمن است.

یک دلیل استحکام بنیان جمهوری اسلامی است. یک دلیل... دلیل‌ها را ببینید. آسیب‌پذیری دشمن، دومیش استحکام جمهوری اسلامی. بنیان جمهوری اسلامی، یعنی پایه جمهوری اسلامی. به جای سفر... بنده یک توضیحی دارد. دلیل بعدی توضیح همین دلیل قبلی می‌شود. عقبه عاطفی و احساسی که جمهوری اسلامی به صورت طبیعی ازش برخوردار است. استدلال اول آسیب‌پذیری دشمن بود. آسیب‌پذیری دشمن. مختصراً بگویم. امروز حتی قدرتی مثل قدرت آمریکا، آن موقع آمریکا! بابا! آمریکای کلینتون ها! سال ٧٩ واقعاً ابرقدرت بوده. آمریکای ٧٩. ٧٩ آقا دارد می‌گوید، نه آمریکای ترامپ که همه عالم فحشش می‌دهند. آمریکای کلینتون از لحاظ اقتصادی، از لحاظ ثروت ملی، از لحاظ پیشرفت علمی و نظامی در سطح بالاست. به شدت آسیب‌پذیر از درون تهدید می‌شود. در تظاهرات آمریکایی این را نمی‌شود دید. ما که از بیرون نگاه می‌کنیم نمی‌توانیم این را درست ببینیم، ولی اندیشمندان و فیلسوفان سیاسی خود آمریکا در کتاب‌های متعدد نوشتند: آمریکای امروز را تشبیه می‌کنند به دهه ٦٠ آمریکا. از ١٩٦٠ تا ١٩٧٠ دهه جنگ ویتنام. و معتقدند دهه ٦٠ دهه تزلزل آمریکا بود که جنگ ویتنام بود و دانشگاه‌های آمریکا، خیابان‌های آمریکا، محیط‌های مردمی آمریکا در یک چالش دائمی با دولت بود.

جنگ تمام شد، آن آتش هم تا حدودی فرو نشست. چون مظهری نداشت. امروز و در دهه اول هزاره سوم می‌گویند شرایط برای آن‌ها، شرایط دهه شصت، منتها ویرانی از درون است. ویرانی اخلاقی، ویرانی ایمانی. نقطه تمرکز ایمان برای مردم و جوان‌ها نیست. از درون دچار فروپاشی شده. آمریکا بحران هویت دارد. آمار خودکشی را ببینید، آمار مصرف مواد مخدر را ببینید، آمار طلاق و بی‌هویتی را ببینید. افسردگی... آمار وحشتناکی است. وحشتناک. پوچ‌گرایی در همه آثار هنری‌شان، در موسیقی‌هایشان، داد می‌زند. پوچ‌گرایی! خود ایلان ماسک برگشت گفت تازگی که "زندگی یک چیز پوچی است، من خودم منادی پوچ‌گرایی هستم." بابا ایلان ماسک! خودشان را می‌کشند به این بچسبانند. یک دو دلار از این بیاید تو جیبشان. این را نقطه آسیب‌پذیری دشمن است. هیچ چیزی که بخواهد دلش را بهش گرم بکند... شما امام زمان دارید، شما کربلا دارید، شما عاشورا دارید، شما شهادت، شما بهشت، شما امام رضا دارید، شب قدر داریم، قرآن به سر دارید. دشمن هیچی ندارد، هیچی ندارد. یک‌کم فشار، الان هم که زنده است با مسکرات و با مواد و با گل. دیدید این‌ها می‌آیند تو خیابان، اگر زوری دارد که بتواند آدم بکشد، گل کشیده، عرق خورده. آرمانی ندارد که به خاطرش بخواهد خودش را به خطر بیندازد. پوچی. این شکست دشمن است. خالی از تو. هیچی ندارد. الان سرباز آمریکایی برای چی باید بیاید با ما بجنگد تو این منطقه؟ صبح تا شب مست بوده، شب تا صبح هم پای پورن بوده. برای چی باید بگوید با شما بجنگم؟ چه آرمانی دارد؟ چه انگیزه‌ای دارد؟ چه دلخوشی دارد؟ مثل سگ می‌ترسد، فرار می‌کند. خودکشی می‌کنند زیر دست ایرانی‌ها نیفتند، به جنگ نرسم. عامل شکست دشمن از شما این است. چقدر این مرد بزرگ است.

ویرانی ایمانی، اخلاقی. علم پیشرفت می‌کند، بله علم پیشرفته دارند. آزمایشگاه‌ها کار می‌کنند، ساخت و ساز علمی و صنعتی و اتم و غیره پیش می‌رود. اما روز به روز هویت ملی ضعیف‌تر می‌شود. آن‌ها می‌گویند این آسیب‌پذیری مهم است. انتظار نیست که ما این‌ها را در ژست‌های رئیس‌جمهور آمریکا مشاهده کنیم یا در حرف‌های آن‌ها اقرار به آن را بشنویم، ولی واقعیتی است. اگر بخواهیم در جهان بیرون این ضعف را مشاهده کنیم، ضعف نفوذ آمریکا در دنیاست. یکی از مظاهر آن نفوذ آمریکا در دنیا، تحریم‌های آمریکا در دنیا با عکس‌العمل شدید مواجه می‌شود. تصمیم‌های آمریکا در زمینه مسائل جمعی با امتناع دولت‌های دیگر در اروپا و غیر اروپا مواجه می‌شود. انتخاب‌های اقتصادی آمریکا در مسائل جهانی با چالش عظیم قدرت‌های مردمی و سیاسی در دنیا مواجه می‌شود. نفوذ آمریکا رو به افول است. بعد از دوران جنگ سرد، بعد از افول و انحلال شوروی، آن‌ها ادعا کردند که ما باید رئیس امپراتوری بزرگ دنیا باشیم. اما دنیا حتی به عنوان یک ابرقدرت نافذالکلمه هم دیگر از آن‌ها حرف شنوی ندارد. نفوذ سیاسی آمریکا افول کرده است. این یکی از مظاهر عقب‌رفته قدرت آمریکاست. این‌ها آسیب‌پذیرند.

یک نمونه ایشان می‌آورد، قضیه کمپ‌دیوید را مطرح می‌کند. بنابراین آسیب‌پذیری دشمن، آسیب‌پذیری رژیم آمریکا یک طرف قضیه است. یک طرف دیگر قضیه استحکام پایه‌های جمهوری است. اینجا نظام سیاسی به گونه‌ای است که بر ایمان و عقیده و دین و عواطف استوار است. حالا ببینیم مثال ایشان را، چقدر دقیق است. چقدر دقیق است این پیوند مستحکمی که بین مسئولان و مردم در سرتاسر کشور وجود دارد، یک چیز بدیع و جدید و بی‌سابقه و بی‌نظیر است. آقا هیچ جای دنیا این اتفاق نمی‌افتد که رهبر تو را بکشند و مردم بیایند در خیابان، شب تا صبح، صبح تا شب عزاداری کنند، ابراز علاقه. بابا! همه فرار می‌کنند. قبلش دو هفته قبلش کودتا شده در مملکت. عکس ایشان را آتش زدند، مسجد آتش زدند. یعنی هرکه بخواهد از ایشان حمایت کند، ابراز وفاداری کند، عکسش را دست بگیرد، یا شیشه ماشینش را خرد می‌کنند یا خانه‌اش را آتش. چه وضعیتی! در دنیا سابقه ندارد. این علت پیروزی است.

بعد شما می‌بینی بعد ایشان پسر ایشان رهبر می‌شود. من در یک سخنرانی گفتم گفتم بابا طرف این شکلی عضو شورای شهر نمی‌شود، در روستا شورای روستا نمی‌شود. نه عکسی ازش دیده‌ام، نه سخنرانی ازش دیده‌ام، نه کسی باهاش صحبت کرده. یکهو همه دل‌ها منعطف می‌شود، متوجه می‌شود. داستان ولایت یک چیز عجیب است. همه توش ماندند. هنوز هم ایشان یک کلمه با کسی صحبت نکرده. عکسی هم که از ایشان منتشر می‌شود اصلاً شبیه ایشان نیست. هوش مصنوعی. چون پسر آقاست، چون دشمن دست گذاشته بود که حذف بشود، ترورش کردند. ایشان همسرش ترور شد، خواهرش شهید شد.

دشمن گفته: "نه، اسم نیاورد." ترامپ گفت: "مجتبی خامنه‌ای." نه، دشمن گفته: "نه، پسر آقاست." "مورد اعتماد آقاست." "خبرگان گفتند که صلاحیت‌ها را دارد." تمام شد! "آقا تو اصلاً بگذار بیاید دو کلمه وعده‌ای بدهد، یک دوره مدیریتی ازش دیده باشی." ولایت از عمق دل ریشه دارد. ولایت فقیه در ایمان‌های آدم‌ها مستقر است. این را نمی‌شود، این را نمی‌شود براندازی کرد. این نظام رفتنی نیست، سقوط ندارد این. وقتی می‌زنی، آن علاقه و عواطف بیشتر جریحه‌دار می‌شود، بیشتر خودش را نشان می‌دهد. دیدی چقدر این‌هایی که از جهت پوشش در گذشته آمده بودند در خیابان عکس گرفته بودند، های های گریه می‌کنند. یکی‌شان مصاحبه کرده بود، گفته بود که تو نمی‌گویی جمهوری اسلامی از تو سوءاستفاده می‌کند؟ گفت: "من گاهی با خودم این فکر را می‌کنم. جمهوری اسلامی پس فردا دوباره بیاید همه ما را بکشد." می‌گفت: "من خودم سر حجاب در خیابان بودم، شعار می‌دادم، فحش می‌دادم ولی امروز وظیفه من این است که بیایم از این‌ها دفاع کنم." این دل با کی، با چی آمده وسط؟ این همان ایمان است، همان عشق است، همان هویت است. درسته در مظاهرش ممکن است ضعف‌هایی باشد، اختلالی باشد، کوتاهی‌هایی باشد، ولی ریشه دارد این مردم.

امیرالمومنین را از عمق دل دوست دارند. از عمق جان برای قرآن ارزش و احترام قائل‌اند. از عمق جان به امام حسین ارادت می‌ورزند. هنوز که هنوز اسم اهل بیت بزرگترین... یعنی جز پربسامدترین و پرتکرارترین اسامی است که در این کشور بین مردم، مردم علاقه دارند. حرم‌ها را شما ببینید، تعطیلات، شلوغ‌ترین جاها حرم امام رضا، حرم حضرت معصومه. این چند سال کربلا، پیاده‌روی اربعین، موکب‌هایی که در خیابان برقرار می‌شود، ایام عزاداری فاطمیه، محرم، شب‌های قدر... مملکت! خوب این مردم هویت دارند، ایمان دارند، بند به اشخاص نیست. این‌ها همیشه می‌گفتیم، می‌گفتند: "نه آقا اتفاقاً بند به اشخاص است." دیدی چقدر این فرایند انتقال قدرت راحت صورت گرفت؟ اختلالات جدی داشت آن وسط شکل می‌گرفت. داشت به سمت سقیفه پیش می‌رفت. قضیه گفتنی نیست که پشت پرده چه اتفاقاتی داشت رقم می‌خورد و خدای متعال امداد رساند. خبرگان به طرز عجیبی توانستند جلسه را برگزار کنند. زیر موشک و بمباران جلسه برگزار شد، سریع رای دادند، رای قاطع دادند. چه افرادی! موجهی داشتن. موش می‌دواندند که عقب بیفتد. این گزینه انتخاب نشود. برعکس می‌شود! هرچه می‌زنند، دل‌ها بیشتر متوجه خبرگان می‌شود. حساس‌تر شدند، زودتر اقدام کردند، قوی‌تر اقدام کردند. مردم محکم‌تر آمدند حمایت کردند، بیعت کردند. این می‌شود قوت ما. آن‌ور آسیب‌پذیری دشمن، این و استحکام جمهوری اسلامی. پس ما می‌توانیم از پس دشمن بر بیاییم.

ایشان می‌فرماید که هیچ جا این‌طور نیست. این پیوند یک پیوند تعارف‌آمیز نیست، یک پیوند دینی است. علت دشمنی عمیق آن‌ها با اصل ولایت فقیه همین است. اصل ولایت فقیه یعنی ایجاد میلیون‌ها رابطه دینی بین دل‌های مردم با محور و مرکز نظام. بحث شخص در میان نیست. بحث هویت و معنا و شخصیت در میان است. لذا می‌بینید که باهاش دشمنی می‌کنند. البته این دشمنی‌ها فایده‌ای هم ندارد.

بعدشان می‌گویند که آقا ما الان شخصیت‌های متفکری داریم، بالنده می‌شوند در دانشگاه‌ها، رشد می‌کنند. این‌ها کم‌کم روی کار می‌آیند. آن وقتی که ایشان این حرف‌ها را زد، خیلی از این شهدای ما هنوز به دنیا نیامده بودند. کوچولو بودند، بچه بودند. امثال شهید حججی‌ها و آرمان علی‌وردی هنوز به دنیا نیامده بود. وقتی ایشان این صحبت‌ها را کرد، بسیاری از این فرمانده‌های ما هنوز در سطوح پایین بودند، رده‌های پایین بودند. خود رهبر عزیزی که امروز سکان‌دار ما است... ببینید این نظام، نظام زاینده و در حال جوشش است. این خیلی مهم است. آقا در بحث سالگرد شهید رئیسی هم همین را می‌فرمود. مهمترین فتوح، فتوحات این نظام، آدمایی است که دارد تولید می‌کند. این خیلی مهم است. این از موشک و بمب و از همه این‌ها مهم‌تر است. آن آدمی که می‌آید این خط را ادامه می‌دهد. نظام دارد او را تولید می‌کند. یک وقت هست تولیدات صنعتی‌اش بالاست، تولید آن آدمی که بعد از این‌ها استفاده بکند را ندارد. این شکست می‌خورد، تمام می‌شود.

دانه دانه اسم آورد. وقتی انقلاب شد، رئیسی چند ساله بود؟ امیرعبداللهیان چند ساله بود؟ فلانی چند ساله بود؟ فلانی چند ساله بود؟ مبنا بگویم، این رهبر عزیز، این فرزند عزیز رهبر شهیدمان، ایشان وقتی انقلاب شد چند ساله بود؟ ایشان ٩ سالش بود. ٩ سالش بود. وقتی که این سخنرانی سال ٧٩ آغاز کرد، این رهبر عزیز ما تازه طلبه شده بود. در قم دو سه سال بود. سال ٧٧ ظاهراً ایشان طلبه، دو سه سال بود طلبه شده بود. جمهوری اسلامی قدرت دارد رهبران بعدی خودش را تربیت کند. دارد رهبر برای آینده تربیت می‌کند. این‌ها خیلی مهم است. یک حرفی را هی در سر ما می‌کوبیدند، حرف احمقانه بود. می‌گفت: "رزمنده‌های دفاع مقدس را شاه تربیت کرد. جمهوری اسلامی چی تربیت کرده به جز یک مشت مفنگی و معتاد؟" اولاً اگر شما خیلی لذت بردی از آن بچه‌هایی که شاه تربیت کرده بود، روبروی صدام وایستادند این‌ها. اولاً که آن‌ها را اگر خیلی آدم‌های خوبی بودند، یکی از کارهای خیلی خوبی که کرد این بود که خود شاه هم آن‌ها را بیرون کرد. یعنی الان شما خوشحالی یا ناراحتی؟ چی شد؟ یعنی از این همه حجم تناقض رباط صلیبی پاره نمی‌کنی؟ وقتی احیاناً در عین حالی که خوشحالی از آن رزمنده‌ها و راضی از آن‌ها و افتخار می‌کنی که این‌ها تربیت شده شاه بودند، ازشان کشور را بیرون کردند. این یک نکته.

نکته بعدی این است که پس این‌ها از کجا درآمدند؟ این اوضاع خیابان‌ها، همین جوان‌های مفنگی که شما می‌گویید. بروید ببینید پای لانچرها دارند چکار می‌کنند؟ چه بلایی آوردند سر این آمریکایی‌ها! آقا بارها می‌فرمود: "جوان امروز از جوان اول انقلاب ایمان قوی‌تر، با استدلال محکم‌تر، با آگاهی بیشتر دارد." این جوان‌ها از آن جوان‌ها به مراتب بهتر و بالاترند. یک عده حالی‌شان است. این را می‌گویند. نظام زنده و در حال تولید و جوشش خودش برای آینده خودش رهبر تولید کرده. از تو دل خودش فرمانده‌های نظامی‌اش را تربیت و همینجوری ادامه دارد. این ایستای بازرسی در تهران چند تا را زدند. احتمالاً دوستان ما بودند. حالا من بروم آمارش را بگیرم. چون خرده مناطقی بود که بیشتر رفت‌وآمد محلاتی بود. تا این‌ها به شهادت رسیدند، ایست بازرسی خورده، یکهو یک حجم زیادی بسیجی آمده اعلام کرده که "یا غیر بسیجی‌ها، مردم عادی، که ما می‌خواهیم برویم بازرسی چون دشمن زده." چند تا دانشمند هسته‌ای ما را اول دهه ٩٠ زدند، یادتان است؟ شهید شهریاری، علی‌محمدی، احمدی روشن. یکهو ٣٠٠ تا از دانشجوهای شریف، آن‌جوری که یادم است، نامه دادند به رهبری که ما می‌خواهیم تغییر رشته بدهیم بیاییم تو هسته‌ای. آقا شوخی نیست. این ملت زنده است و می‌ماند. این وقتی که می‌ترسانندش، محکم‌تر می‌شود. وقتی احساس خطر می‌کند، جدی‌تر وارد می‌شود. برعکس آمریکایی‌ها، تا بترسد فرار می‌کند، تا احساس خطر بکند می‌بازد. به همین دلیل ما بر این پنداریم که این‌چنین است.

استدلال اصلی اینجا در دنیا اگر امکانش باشد، این را امام هم می‌فرمود. "شرایط عادلانه برگزار کنم، برقرار کند. رئیس‌جمهور آمریکا بیاید، رئیس‌جمهور ایران هم بیاید، هر کشوری از دنیا. در یک شرایط برابر بروید ببینید از رئیس‌جمهور آمریکا چقدر استقبال می‌شود، از رئیس‌جمهور ایران چقدر استقبال." همه جای دنیا همین شرایط عادی باشد، فشار نباشد. ایشان می‌گوید آمریکایی‌ها پول خرج می‌کنند، دل‌ها را بخرند. نمی‌توانند. هیچ‌کس عاشق این‌ها به این معنا نمی‌شود. یعنی طرفدار ایدئولوژی این‌ها نمی‌شود. حیوانیتی است. یک عده می‌خواهند ول باشند، آزاد باشند. آن پشتش به جایی بند نیست.

استدلال نسبت به این مطلب... جمله آخر را بگویم برایتان و کیف کنید و بعد اگر سوالی بود خدمتتان خواهم بود. می‌فرمایند که یک بشارت فوق‌العاده است. "در آینده شکست‌های فراوان برای اسرائیل (هنوز جنگ 33 روزه نشده، اتفاقات این‌جوری هنوز اتفاق نیفتاده بود، این سخنان مربوط به سال ٧٩ است) در آینده شکست‌های فراوان برای اسرائیل تحت تاثیر حضور قوی و مومنانه جوانان فلسطینی و لبنانی ادامه خواهد داشت. عجب جمله‌ای! می‌گوید: "این قلاب نهضت ضدصهیونیستی در دهان این کوسه‌ماهی خاورمیانه افتاده، گیر کرده." عجب جمله! یک قلاب افتاده تو دهان کوسه. "این قلاب وقتی به داخل دهان ماهی افتاد، ماهی هر حرکتی بکند، قلاب او بیشتر اسیر خواهد کرد." هر کار بکنند، خواهند خورد. نرمش نشان بدهند، به گونه‌ای می‌خورند. سختی و شدت نشان بدهند، به گونه‌ای می‌خورند. مذاکرات سازش را دنبال کنند، به گونه‌ای ضربه می‌بینند. متوقف و تعطیل کنند، به گونه‌ای ضربه می‌بینند. این قلاب گیر کرده.

بنابراین آن‌ها آسیب‌پذیرند و نظام جمهوری اسلامی مستحکم است. این موضع‌گیری‌ها و این تحلیل‌ها و این نگاه ناشی از چیست؟ اگر بنده و نظام جمهوری اسلامی در دستگاه‌های تصمیم‌گیری در جمهوری، این مواضع را اتخاذ و اعلام می‌کند، ناشی از چیست؟ ناشی از یک رویت سیاسی صرف نه، ناشی از نگاه دین که اینجا بحث بعدی را مطرح می‌کنند در مورد دین که دین این حرف‌ها را به ما زده است. اولاً دین به ما ایمان می‌دهد، امید می‌دهد، چشم باز می‌دهد، قدرت، نشاط می‌دهد و بشارت و پیروزی می‌دهد، نصرت می‌دهد. ما به دلیل دینمان است که پیروز خواهیم بود و این نگاهی که داریم برآمده از آن منطقی است که دین به ما داده و بشارتی است که به ما داده. ان‌شاءالله پیروزی دور نیست. البته سختی‌هایی هم دارد، اطلاعاتی هم دارد، هزینه دارد. هر چیز خوبی رسیدن بهش هزینه دارد. آدم یک همسر خوب هم که می‌خواهد ازدواج بکند، هزینه‌های خودش را دارد. آدم کنکور هم که می‌خواهد رتبه اول بشود، هزینه‌های خودش را دارد. آدم قهرمان المپیک می‌خواهد بشود، زحمت‌های خودش را دارد.

ما داریم منطق استعماری دنیا را به هم می‌ریزیم. ما بازی گرگ و بره را به هم ریختیم. دنیا تبدیل شده به یک مشت گرگ، یک مشت گوسفند. ما آمدیم گفتیم آقا ما نه گرگیم نه گوسفند. ما آقای خودیم و این آقایی ما به دنیا که اثبات شد، ان‌شاءالله آقای ما هم خواهد آمد برای این آقاها حکومت خواهد کرد. ان‌شاءالله. این آقا بودن نه گرگ بودن نه گوسفند بودن، هزینه دارد. هزینه‌اش را دادیم. الان ٥٠ درصد آن وقت نقد شدنش. یک‌کم هزینه‌هاش بیشتر به چشم می‌آید. عیان‌تر شده. البته ما اگر از این مسیر برگردیم، خدایی نکرده هزینه‌هایش ١٠٠ برابر می‌شود برایمان. آقا می‌فرمود: "سازش هزینه دارد، چالش هم هزینه دارد، ولی هزینه‌های سازش به مراتب بیشتر از چالش است." چون شما در چالش می‌زنی، دشمنت را عقب می‌رانی، خودت را اثبات می‌کنی، قدرت پیدا می‌کنی. در سازش هرچه داری می‌رود. او هم می‌ماند. تو هم ذلیل‌تر، خفیف‌تر و تحقیر می‌شوی. این‌ها هزینه‌های چالش.

همه دنیا هم امروز فهمیده که جمهوری اسلامی در چه نقطه‌ای از قدرت است. آمریکا و اسرائیل در چه نقطه‌ای از ضعف و از سر شکست احساس نابودی که این‌جور به دست و پا افتاده. ان‌شاءالله پیروزی دور نیست. ان‌شاءالله در این شب قدر که شب دعا و شب تقدیرات است، از خدای متعال بخواهیم در این سال ان‌شاءالله پیروزی نهایی را رقم بزند و رژیم صهیونیستی نابود شود. ما خدمتتان هستیم. فکر کنم یک ساعت و نیم... نمونه سوالی هم نرسیدیم، ولی فکر می‌کنم یک بخش زیادی از سوالاتی که مطرح بود، یک ساعت و 20 دقیقه. حالا خیلی سوالات مختلف اینجا پرسیدند که هر کدام بحث جداگانه‌ای می‌خواهد. یک ارائه کلی از فضایی که در آن هستیم، شرایطی که هستیم، سعی شد که داشته باشیم. ان‌شاءالله که مفید بوده باشد. جانم!
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات تا کی جنگ

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00