تا کی جنگ

تا کی جنگ - بخش سوم

تا کی جنگ . 1404/12/18
00:30:18
321

معرفی
«موشک برای نجنگیدن»؛ طبق استدلال قرآنی «تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ الله»، ترساندن دشمن از توان واقعی، ابزار صلح و بازداری است، نه تهدید.[1:15]

رد شایعهٔ انزوای رهبری: شهادت خانواده ایشان در منزل و حضور مستمرشان در میان مردم، نشانهٔ شجاعت و ایمان به شهادت است.[2:30]

سیاست‌های گذشتهٔ حذف بودجه نظامی یا مخالفت با برنامه‌های موشکی، به معنای اجرای پنهان سیاست‌های آمریکا و مصداق خیانت است.[5:00]

«وقوع، دلیلِ امکان» است؛ چون ایران سال‌هاست تحت فشار شدید دوام آورده، پس امکان مقابله با سلطهٔ آمریکا واقعیتی انکارناپذیر است.[8:20]

آسیب‌پذیری منطقی و نرم‌افزاری آمریکا: فقدان منطق انسانی و گفتمان جذاب دشمن، در مقابل، منطق حق و پیروزی عاشورایی ایران![10:15]
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
خیلی سؤالات مختلف اینجا پرسیده شد که هر کدام بحث جداگانه‌ای می‌طلبد. ارائهٔ کلی از فضایی که در آن هستیم و شرایطی که داریم، سعی شد که داشته باشیم و ان‌شاءالله که مفید بوده باشد.

جانم، ۸۰ نفر... ببینید، این‌ها یک سری حرف‌های خیلی پایهٔ روایتی معتبری هستند. بعضی چیزها پایهٔ روایتی، یعنی از اهل بیت، دارد و همان‌ها را هم باید اول پالایش کرد؛ یعنی بعضی سند معتبر دارند و بعضی سند معتبر ندارند. بر فرض از اهل بیت رسیده باشد و سند معتبر هم داشته باشد، بحث بعدی که پیش می‌آید این است که خیلی از این وقایع، به روش «بدا» صورت می‌گیرد. «بدا» یعنی چه؟ یعنی معطوف به یک شرایط و یک موقعیت است.

مثلاً من به بچه‌ام می‌گویم: "تو که شب تا سه صبح بیداری و با گوشی بازی می‌کنی، مدرسه یک روز در میان می‌روی، نه درس می‌خوانی، نه امتحان می‌دهی، نه مطالعه می‌کنی...". به او می‌گویم: "تو شهریور می‌افتی." یعنی خرداد که می‌افتی، هیچ! شهریور هم می‌افتی. این پیش‌گویی است؟ خیر، یک ارزیابی و یک برآورد است بر اساس این مدلی که او دارد حرکت می‌کند. اگر او همین الان شروع کند به درس خواندن، نه تنها شهریور نمی‌افتد، بلکه خرداد هم نمی‌افتد. اگر خوب درس بخواند، معدلش هم خوب می‌شود. اگر عالی بخواند، شاگرد اول می‌شود. اگر او شاگرد اول شد، حرف من نقض شد. اصلاً خیلی وقت‌ها من این را گفته‌ام که او به آن حرکت بیفتد.

خیلی وقت‌ها این نهی‌ها نسبت به آخرالزمان، حکایت از آن آخرین لوپ (آخرین خط) است که اگر شما مسیرهای قبلی را درست نروید، آخرش گرفتار این می‌شوید. آقا، قحطی فلان می‌شود، قتل عام فلان می‌شود، ناموستان فلان می‌شود، دشمن با شما فلان می‌شود. تکان بخورید از ترس آن موقعیت! الان یک تکانی بخورید. اگر تکان خوردید، خیلی از این‌ها نمی‌شود.

این نکته مهمی بود. سؤال خوبی بود. نکته مهمی خدمت شما هستیم. جانم.
اسرائیل، چرا این اتفاق؟ این یک پاسخ مفصلی دارد. یکی‌اش این است که اولاً، ذات صهیونیست‌ها (ذات یهود) یک طوری بود که خود اروپایی‌ها این‌ها را تحمل نمی‌کردند. اصلاً داستان آلمان و داستان هیتلر با این‌ها چه بود؟ چه شد که به فکر این افتادند که یک کشور جداگانه برای این‌ها درست کنند؟ ما یک بحث‌هایی داشتیم به نام «به وقت شام» که آنجا مفصل توضیح دادم. فصل اول وضعیت این‌ها در اروپا، بلایی که سر اروپایی‌ها درآوردند. هر جا که رفتند، نزول‌خوری کردند، جاسوسی کردند، آدم‌کشی کردند، شیادی کردند. همه از این‌ها بیزار و متنفر بودند. این‌ها را بیرون از شهر بهشان جا دادند. باز هم همانجا فتنه‌گری می‌کردند. این‌ها را از کشورهایشان راندند و بیرون کردند. البته این‌ها مظلوم‌نمایی کردند که "ما بدبختیم، مظلومیم." این‌ها آمدند اینجا، به فلسطین. این نکتهٔ اول.

نکته دوم این است که این‌ها یک نگاه ایدئولوژیک دارند. این‌ها از نیل تا فرات را می‌خواهند که تازه این سرزمین موعودی است که یک مدت حاکمیتشان برقرار بوده است. عده‌ای فکر می‌کنند که آرمان صهیونیست‌ها از نیل تا فرات است؟ نخیر. این‌ها می‌گویند: "زمین هدیهٔ خدا بود به جدّ ما ابراهیم، و از طریق ابراهیم به فرزندان او (اسرائیل که نوهٔ ابراهیم می‌شود، حضرت یعقوب اسمش اسرائیل است)، رسید به اسرائیل و از او به فرزندان اسرائیل ارث رسیده است که ما فرزندان اسرائیلیم. زمین ارث رسیده است. نه از نیل تا فرات، تمام زمین مال ماست. ما یک حکومت تاریخی داشتیم از نیل تا فرات. اول آن را باید بگیریم که به واسطهٔ آن حکومت، بتوانیم زمین را بگیریم."

این نیل تا فراتشان، فرات به کجا ختم می‌شود؟ آقا می‌خورد به خلیج فارس. شما دجله و فرات آخر می‌آید توی خلیج فارس. این کل خلیج فارس شما مال آن‌هاست؟ قدیمش مال ما بوده، کلیش واسه ماست؟ قدیم بوده. درست شد؟ بعدش چی؟ بعدش هم کل زمین واسه ماست. این نکته بعدی.

حالا آن نگاه آخرالزمانی این‌ها که بحث مفصلی دارد و بنده توی فصل دوم «به وقت شام» در موردش صحبت کردم. همین اخیراً هم شما دیدید نتانیاهو برگشته می‌گوید: "مردم ایران عمالقهٔ دورانند." عمالقه چه کسانی بودند؟ حضرت موسی وقتی می‌خواست بِرَوَد سرزمین موعود را فتح بکند، که همین شام بود، از مصر این‌ها را برداشت و آورد. این‌ها چون داستانی دارند دیگر. رفتند مصر، فرزندان اسرائیل رفتند مصر به واسطهٔ حضرت یوسف، و آنجا بعد از حضرت یوسف ضعیف شدند. دوباره بت‌پرستی حاکم شد بر مصر. فرزندان اسرائیل آنجا برده شدند، بنی اسرائیل برده شدند. سال‌ها طول کشید. دوباره سرزمین موعود این‌ها شد شام که بخواهند برگردند دوباره به شام حکومت تشکیل دهند که بعد برگشتند و در یک برهه‌ای با موسی شکست خوردند. بعد موسی، یوشع برگشت به این سرزمین. بعدش حضرت داوود توانست آن منطقه را دست بگیرد و حضرت سلیمان حکومت جهانی تشکیل بدهد. حکومت داوود و سلیمان را برقرار کنند. "زاین" آن کوهی است که داوود آنجا حکومت داشت که صهیونیزم، همان صهیونیست باشد. به خاطر همین به خودشان می‌گویند صهیون. آن کوه را می‌خواهند برقرار کنند، به دنبال برقراری مجدد معبد سلیمان که مرکز حکومت این‌ها بود.

چرا آنجا مسجدالاقصی برایشان مهم است؟ چون معبد سلیمان آنجا بوده. می‌خواهند مسجد را خراب کنند، معبد را دوباره برقرار کنند. بله، آن حکومت مال حضرت داوود و حضرت سلیمان. وقتی می‌خواستند بیایند سرزمین موعودشان را بگیرند با حضرت موسی توی سرزمین موعود که شام بود، چه کسانی بودند که نگذاشتند این‌ها وارد سرزمین موعود بشوند؟ عمالقه. «اعمال جبارین» در سوره مائده. یک قوم جبار بودند، زورگو، سرکش، قلدر. راه ندادند بنی اسرائیل را به این سرزمین. این‌ها هم یک مشت آدم بزدل و ترسو. هنوز هم همینند. تا پشت در آمدند، ترسیدند، فرار کردند. چهل سال توی بیابان‌ها آواره شدند. بعد چهل سال برگشتند، آمدند سرزمین موعود.

نتانیاهو چه می‌گوید؟ می‌گوید که: "ایرانی‌ها عمالقهٔ دوران ما هستند." عمالقه یعنی چه؟ یعنی: "تا این‌ها هستند، ما به سرزمین موعود نمی‌رسیم. باید چکارشان کرد؟ یا باید کشت، یا باید آواره‌شان کرد." نه بسیجی برایش مهم است، نه آخوند مهم است، نه سپاهی مهم است، نه شیعه مهم است، نه سنی مهم است، نه باحجاب مهم است، نه بی‌حجاب مهم است. همهٔ این‌هایی که توی این مملکت‌اند، عمالقه‌اند. سوس‌خرسی هم باشد، اعمالِ قص پهلوی هم باشد، اعمالِ قص. یک عده نمی‌فهمند.

نکته بعدی. مارکو روبیو، وزیر خارجهٔ آمریکا، چه گفت؟ گفت: "ما جنگمان با ایران، جنگ با امام دوازدهم است." این‌ها چرا سازش‌پذیر نیستند؟ برای اینکه نگاهشان به جنگ و داستان ما نگاه آخرالزمانی است. این‌ها دنبال اینند که موعودشان را بیاورند (مُشیح - موعود). هفت تا شرط هم دارد آمدن موعودشان. یکی‌اش این است که معبد سلیمان باید برقرار بشود، که باید جنگ اتمی بشود توی منطقه – آرماگدون. تا جنگ اتمی نشود، موعود ما نمی‌آید. ده‌ها هزار خون باید پای او ریخته بشود. هفت تا شرط دارد. بنده توی فصل دوم در موردش صحبت کردم.

عرض کنم خدمت شما که نگاه آن‌ها آخرالزمانی است، جنگ موجودیتی است. در آستانه نابودی خود را می‌بیند. هر وقت هم یهود در طول تاریخ حکومت تشکیل داده، حکومتش از ۸۰ سال بیشتر نرفته است. دو سال دیگر ۸۰ سال این‌ها پر می‌شود. بین خودشان مطرح شده که دوباره ما در آستانه ۸۰ سالگی و نابودی هستیم. همه نشانه‌های نابودی هم دارد دیده می‌شود. می‌گویند: "هر کاری می‌توانی باید بکنیم که از این ۸۰ سال عبور کنیم وگرنه نابود می‌شویم." رهبر انقلاب به سید حسن نصرالله فرموده بود: "این سری هم تو ۸۰ سالگی نابود می‌شوند." این ارتباط قبلش بود. نصرالله می‌گفت: "من وقتی آن ۲۵ سال را از آقا شنیدم، تعجب کردم. برای اینکه آقا قبل آن به من گفته بود: 'این‌ها به ۸۰ سالگی نمی‌رسند.' یکهو دیدم آقا گفت: '۲۵ سال آینده.' خیلی از ۸۰ سال رد می‌شد، خیلی دست بالا گرفته بود." بعدش آقا فرمود: "ما گفتیم ۲۵ سال، این‌ها خودشان تعجیل کردند، انداختندش جلو، زودتر." آن‌ها نگاهشان این است.

حالا یک آدم ساده که می‌نشیند اینترنشنال نگاه می‌کند و توی این کانال‌های خبری، و می‌گوید: "شما رفتید این‌ها را تحریک کردید؟" ما رفتیم این‌ها را دفن کردیم، تحریک نکردیم. این‌ها همیشه اینجا تاخت و تاز داشتند. حکومت دستشان بود، چکار می‌کردند؟ رضاشاه این‌ها را آورد توی منطقه حاکم کرد. خرج این‌ها برای اینکه این دولت را برقرار کنند، رضاشاه داد. نفت این‌ها را شاه داد. البته شاه توی یک مدتی (محمدرضا)، برای اینکه یک فیگوری بیاید، خودش را ضد صهیونیست‌ها، ضد این‌ها نشان داد و بعدش سرباز برای این‌ها می‌فرستاد. هر چیزی که صهیونیست‌ها می‌خواستند، این را اینجا تعمیر می‌کردند. نفت آن‌ها را این‌ها تامین می‌کردند. حکومت هم که دست بهائی‌ها بود. بهائی‌ها که اصلاً خودشان به یک معنا صهیونیست‌های فارسی بودند دیگر. اصلاً چکار باید می‌کرد؟ وقتی مملکت دست او بود، چه دشمنی‌ای باید می‌کرد؟ داشتیم اداره می‌کردیم مملکت را. الان هم همینو می‌خواهد. شما مملکت را بده دست بهائی‌ها، هیچ کاری با شما ندارد. شما را نمی‌کشند. چون خودت، خودت را فدا می‌کنی برای او دیگر. نیازی نیست که من بکشمت.

ببینید! توصیف آخرالزمانی یهود بود. توصیف آخرالزمانی ما چیست از این منطقه؟ یک بحث مفصلی است. بنده ده‌ها جلسه در موردش صحبت کردم. خدمت شما عرض کنم که نقشه آخرالزمانی ما این است که آن محوطه و منطقه‌ای که باید تامین امنیت بشود برای اینکه حضرت ظهور بکنند، همین منطقه‌ای است که ما بهش می‌گوییم خاور میانه. خصوصاً پنج منطقه‌اش و پیرامون بیت المقدس. روایت دارد که دولت یهود و مجموعه‌ای از آیات و روایات متعددی که بنده توی فصل سه و چهار «به وقت شام» قدم به قدم آمدیم، توی فصل سه و چهارش مفصل این‌ها ده‌ها جلسه آیات و روایات متعددی داریم که حکایت از این دارد که حاکمیت یهود در این منطقه قبل از ظهور از بین می‌رود. "حکومت صهیونیست‌ها" و نه "یهودی‌ها". یهودی‌ها هستند. حتی بعضی‌شان بعد از ظهور مسلمان می‌شوند. به واسطهٔ حاکمیت این‌ها که مرکز فساد و طغیان و علوّ کبیر برپا می‌کنند که در تاریخ سابقه جنایت‌هایی می‌کنند که تاریخ ندیده است، علوّ کبیر می‌کنند، فساد می‌کنند.

بعد به واسطهٔ یک جماعتی «بَعَثْنَا عَلَیْکُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِی بَأْسٍ شَدِیدٍ» اسرا، ۵. خدا یک مردمانی را مبعوث می‌کند که این‌ها صاحب قدرتند و می‌آیند سرکوب می‌کنند و جاسوس از خلال دیار می‌شود، می‌روند سر وقت آن‌ها، نابود می‌کنند. آره. حالا جالب این است که آقا هم کلمه «مبعوث می‌کند» را گفتند، هم پارسال بود یا پیرارسال فرمودند که: "بسیجی ایرانی استایل را در آن نقطه از بین خواهد برد." یعنی بسیجی ایرانی پایش به آنجا می‌رسد و آن‌ها را از بین می‌برد. این اتفاق در آستانه ظهور است.

امام صادق فرمودند: "آن جماعتی که این‌ها را از بین می‌برند، اهل قمند." هم والله اهل قم. سه بار حضرت با قسم فرمودند: "به خدا این‌ها مردم قمند، به خدا مردم قمند، به خدا مردم قمند." وقتی قسم می‌آید، احتمال بدا درش خیلی کم است. اگر می‌خواهد بدا داشته باشد، امام این‌جور قسم نمی‌خورد، آن هم سه بار. قم یعنی مردم ایران. آره. باز «قومی‌ها» را مفصل توی روایات تفسیر کرده‌اند که کیانند؟ قم یعنی مشهد.

حالا رهبر الانمان هم قمی است و هم مشهدی دیگر. یعنی ایشان رهبر فعلی مشهدی است که در قم تحصیل کرده و تدریس کرده. یعنی دیگر الان جفتش الحمدلله با هم جمع شده است. ان‌شاءالله خدا به ایشان طول عمر باعزت و از خطرات در امان بدارد. اهل قم را آنجا فرمودند یعنی فقها که این‌ها قبل از ظهور مرکز علمی شیعه می‌شوند در عالم. خیلی روایت عجیبی است. این خودش جزء مقدمات ظهور و بشارت‌های ظهور است. هیچ کس در آن روزی که امام صادق این را فرمودند هنوز حضرت معصومه به دنیا نیامده بودند، امام کاظم هم به دنیا نیامده بودند. فرمودند: "خدا به من فرزندی می‌دهد به نام فاطمه که در آن سرزمین دفن می‌شود و بعدها آنجا مرکز علمی می‌شود." آنجا یک تکه بیابان بود که زرتشتی‌ها زندگی می‌کردند آن موقع. وقتی امام صادق فرمودند: "اینجا شد پایگاه شیعه، بعد شد مرکز شیعه در عالم." سایر هم بلاد، همه جای دنیا از اینجا علم می‌رسد. "این‌ها فقیهند، این‌ها امینند. و یک مردی از اهل قم قیام می‌کند قبل از ظهور و این‌ها حرکت می‌کنند و بالاخره قیامشان منجر می‌شود به ظهور."

این یکی. یک روایت دیگر دارد که این‌ها طلب حق می‌کنند. «قومی از مشرقند». روایت از امام باقر علیه السلام فرمود: "انگار دارم می‌بینم یک جماعتی از مشرق را که این‌ها خروج می‌کنند. حق را طلب می‌کنند، بهشان نمی‌دهند. حقشان را. دوباره حقشان را طلب می‌کنند، دوباره بهشان نمی‌دهند. «فَإِذَا رَأَوْا ذَلِکَ وَضَعُوا سُیُوفَهُمْ عَلَی عَوَاتِقِهِمْ»." دو بار که حقشان را خواستند و بهشان ندادند، کار کشیده می‌شود به جنگ. این‌ها شمشیرها را می‌گذارند روی گردهٔ دشمنشان. دشمنشان بهشان می‌گوید: "حالا بیا حقت را به تو بدهم." «فَلاَ یَقْبَلُونَهُ». دیگر قبول نمی‌کنند. "پرچمی که بلند کردند برای جنگ، زمین نمی‌گذارند. «لَا یَدْفَعُونَهَا إِلاَّ إِلَی صَاحِبِکُمْ»." پرچم را زمین نمی‌گذارند مگر اینکه تحویل آقای شما و صاحب شما خواهند داد. نوشته شده است. این هم سؤال خوبی است. توی یکی از جلسات فصل سه یا چهار.

خواهشمندم. الان جوان‌ها یک چیزهایی می‌گویند که ما چون اطلاعاتمان خیلی کافی نیست، مثلاً می‌گویند که الان هزینهٔ سیاست ما، سیاست کشور ما از اول بود. و یک نقش مسائل علناً اسرائیل این کار شما، و این یا چرا می‌آییم، می‌رویم زیر زمین‌های و برایشان مثلاً قدرت انجام چیزها. در سیاست، چرا این‌ها هستند؟ این سؤال خیلی خوبی است ولی پاسخ مفصلی می‌خواهد. من نمی‌دانم حوصله‌تان می‌کشد، وقتش را دارید؟ شب هم که احیا و فردا هم که روز قدس و دیگر همه‌جور پایهٔ کاری ماشین. همان قبلی‌اش یک ساعت طول می‌کشد. یک نیم ساعت اضافه کردیم با این سؤال.

عرض کنم خدمتتان که چند تا مسئله که ذهنم کمک بکند، سعی می‌کنم خیلی جمع و جور ان‌شاءالله پاسخ بدهم. برای منبع هم خوب زیاد است. حالا ببینید چند تا بُعد دارد، چند بُعد باید به این قضیه پرداخت. یک وقت شما منافع ملی را مد نظر دارید، یک وقت از حوزهٔ آموزه‌های دینی و آن منابع معرفتی خودتان به قضیه می‌پردازید. دین چی می‌گوید؟ "اونا مسلمانند و مثلاً هم دینشونو دارن، هم منافعشون تامین شده." خب، پس یعنی اینجا شما برایت مهم است که مسلمان باشی و منافعت هم تامین بشود و احساس می‌کنی که اونا اتفاقاً بهتر به دین عمل کرده‌اند که هم دینشون را حفظ کرده‌اند، هم منافعشان را.

یک وقت هم می‌گویی من نگاه دینی ندارم، من از حوزهٔ منافع ملی دارم نگاه می‌کنم که آقا این برای ما آورده و فایده‌ای نداشته. اتفاقاً پاسخ کوتاه این است که ما از هر دو تا حوزه درست پیش رفتیم و توی هر دوتاش برایمان فایده داشته. اگر بخواهیم به قرآن عمل کنیم، قرآن سر تا پا تا پایان — غلط — اول تا آخرش، حرف از مبارزه با طاغوت است، حرف از جهاد است، حرف از دفع مستکبرین است. همش داستان موسی و فرعون است. همش حرف از فرعون و نمرود و طاغوت است. «أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» نحل، ۳۶. می‌گوید: "هر پیغمبری که فرستادم، یک حرف زده: خدا را می‌پرستید، طاغوت را اجتناب می‌کنید."

آیت الکرسی می‌خوانید که «سید آیات قرآن» است. اگر قرآن بخواهد خلاصه بشود، محتوایش می‌شود یک آیه: «اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ» بقره، ۲۵۵. آیه بعدیش و آیات بعدش که ملحقات آیت الکرسی است، چی می‌گوید؟ «لا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَیٰ» بقره، ۲۵۶. چه کسی دست انداخته به ریسمانی که او را رشد می‌دهد و به خدا نزدیک می‌کند؟ ریسمانی که نگهش می‌دارد، آن ریسمانی که خدا از آسمان فرستاده و تو باید دست بگیری که تو را ببرد و به خودش برساند؟ دو تا چیز دارد: «کفر به طاغوت»، «ایمان به الله». کفر به طاغوت چیست؟ جای دیگر می‌گوید: "می‌گوید عدم اطاعت: «لا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ» و «جاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا» فرقان، ۵۲." جهاد کبیر باید بکنی. جهاد کبیر یعنی جهادی که بزرگ است و سخت. این آیه مال مکه است. هنوز پیغمبر وارد مدینه نشده بود که حکومت تشکیل بدهد. این آیه در سوره‌ای است — سوره فرقان — که آن سوره در مکه نازل شده است. در مکه ما جهاد نداشتیم. در مکه تقیه می‌کردند. در مکه همه چیز سرپوشیده بود.

بعد که آمدیم مدینه، حکومت تشکیل دادیم، جهاد شروع شد. آن هم دشمن حمله کرد. حالا جنگ بدر و بعدش احد و دیگران. توی مکه فرمود باید جهاد کبیر کنید. جهاد نظامی الان نداریم، سلاح هم نداشتند که بخواهند بجنگند. جهادشان چی بود؟ عدم اطاعت از کفار و منافقین. نباید تسلیم بشوی. برنامه‌هایت را، قانون و برنامه‌هایت را آن‌ها نباید بهت بگویند. آن‌ها چی می‌گویند؟ فرعون وقتی که ساحرها مؤمن شدند — یک جلساتی داشتیم نه به طاغوت فکر می‌کنم ۵ آنجا توضیح مفصل — وقتی که این‌ها ساحران مؤمن شدند به حضرت موسی، فرعون نگفت که چرا مؤمن شدید؟ با ایمان این‌ها مشکل نداشت. گفت: «قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ» طه، ۷۱. چرا بدون اجازه من مؤمن شدید؟ این‌ها با خدا مشکل دارد؟ نه. با قرآن مشکل دارد؟ نه. با کعبه؟ نه. با امام حسین؟ نه. با کربلا؟ می‌گوید: "کربلا، تو برو. از من بپرس چه شکلی کربلا بری. از من بپرس، من بهت میگم کربلا چه شکلی است." صادق شیرازی و این‌ها کربلا برو، موکب بزن. چی؟ معرفی کن من توی انگلیس بهت حسینیه می‌دهم. من بهت شبکه می‌دهم. من بودجه می‌دهم. من برایت کتاب عایشه را چاپ می‌کنم. من برای حوزهٔ علمیه‌ات بودجه می‌دهم. سریال برایت می‌سازم. حضرت زهرا را معرفی کن با سریال، من بودجه می‌دهم. تو حضرت زهرا را معرفی کن. آقا فرمود: "با من هم مشکل ندارد." مسئله سر این است که همهٔ این‌ها با یک مجوز باشد.

آذربایجان کشور شیعی. خیلی عجیب است. ۹۷ درصد آذربایجان شیعه بودند. البته این چند سال کم شده، تقریباً به ۸۰ درصد رسیده. حکومت، حکومت صهیون. پرچم امام حسین دم در زدن ممنوع. زندانی دارد. ذکر امام حسین، روضهٔ امام حسین. ولی یک جاهایی را مشخص می‌کنند، افرادی بیایند روضه بخوانند. حتی مثلاً کلیپ برای امام حسین بسازند. با این‌ها مشکل ندارد. با امام حسین هم مشکل ندارد. پس کشورهای منطقهٔ ما مسلمان هستند ولی اسلام آمریکایی. بله، حرف خوبی امام می‌فرمود. اسلام آمریکایی. رهبر گفتند: "شهید شیعه انگلیسی، سنی آمریکایی"؛ اضافه کردند. یعنی شیعه‌اش هم انگلیسی است، سنی‌اش هم آمریکایی. پس این اسلام، اسلام نیست. چون هیچ حمایتی از اسلام واقعی و عزت مسلمانان ندارد. چون اطاعت محض از کفار است. اسلامی که تو قرآن می‌خوانید؟ اردوغان، سلطان حزب‌اللهی ترکیه است. می‌دانید که جناحی که توی ترکیه با همدیگر رقابت دارند سر قدرت، مثلاً می‌شوند اصول‌گرا و اصلاح‌طلب خودمان. بعد مثلاً اصول‌گراهایشان دوباره مثلاً می‌شود جبهه پایداری و مثلاً اصول‌گرای معتدل و این‌ها. بعد مثلاً آن که گزینه مثلاً پایداری است توی ترکیه، اردوغان. چه کسی اسرائیل را توی آن دو سه سال روی پا نگه داشته است؟ چه کسی نفت را تامین می‌کند؟ چه کسی ارزاق به این‌ها می‌رساند؟ اردوغان. چه کسی نگه داشته است علی‌رغم؟ بیشتر ترکیه و آذربایجان. کشورهای اسلامی مسلمان هستند. مسجد، مردم می‌روند. روزهٔ ماه رمضان. اگر اسلامتان این است، آمریکایی است.

نکته دوم، از حوزهٔ منافع ملی ما بخواهیم نگاه کنیم. ما کودتای سال ۳۲. مگر «مرگ بر آمریکا» می‌گفتیم؟ مگر انگشت توی چشم آمریکایی کرده بودیم که برای ما کودتا کردند؟ یک نهضت مردمی. تازه مصدق که با این‌ها بسته بود. مصدق که اهل مذاکره بود، اهل گفتگو بود، اهل راه آمدن بود. قضیه مشروطه را چه کسی هوا کرد؟ مشروطه مگر مردمی نبود؟ انگلیسی مگر این را هوا نکرد؟ کودتای ۳۲ را چه کسی اینجا راه انداخت؟ دانشجوهای ما را قبل انقلاب چه کسی کشت؟ ۱۶ آذر برای چه پیش آمد؟ مگر ما انقلاب کرده بودیم؟ مگر ما سفارت داشتیم؟ مگر ما مرگ بر آمریکا می‌گفتیم؟ او با منافع شما مشکل دارد. قحطی که توی این مملکت راه افتاد که نزدیک یازده میلیون ایرانی توی قحطی کشته شدند، انگلیسی‌ها راه انداختند. نازی‌ها را چه کسی توی این مملکت بهشان سواری می‌داد که ما توی تهران محله‌ای به نام «محله نازی‌آباد» پیدا کردیم؟ خیلی از جاها. برای اینکه رضاشاه به این‌ها پناه داد، جا داد به نازی‌ها. مملکت ما شده بود اصلاً ریل راه‌آهن برای چه از بالا تا پایین زده شد؟ مگر مردم استفاده می‌کردند؟ می‌گوید این را رضاشاه ساخته است. مردم مگر قطار می‌دانستند چیست؟ این را از بالا تا پایین زدند که بروند نفت را اولاً خوب بالا پایین جابجا کنند. نیرو هم می‌خواهند وارد کشور کنند، راحت بیایند جابجا کنند. از بالا تا پایین. خودشان زدند، خودشان استفاده می‌کردند. تاسیس شده است یعنی چه؟ تاسیس خلاصه مسئله این است: هر وقت هم برای شما کاری کرده، به فکر پیوست منفعتی خودش بوده است که چه چیزی از توی این برای من در می‌آید. آمده پایگاه برای این‌ها زده. پول از این‌ها گرفته توی منطقه که من از تو در برابر دشمنانت محافظت می‌کنم. این هم برداشتن. این‌ها توی بحرین و قطر و این‌ها بهش نمی‌دانم، دور مروارید دادند؟ نمی‌دانم، هواپیمای شخصی دادند؟ دخترها را آوردند سر چرخاندن؟ چه شد؟ به خاطر اسرائیل. به خاطر اسرائیل و به خاطر آمریکا، قطر الان هم از ایران می‌خورد، هم از اسرائیل می‌خورد. اسرائیل و آمریکا را تامین امنیت این‌ها کنند. به خاطر این‌ها دارند. آن‌ها دارند هزینه می‌دهند. یعنی آن‌ها آمده‌اند که محافظت کنند از این‌ها. اگر کسی خواست این‌ها را بزند، خنده‌دار نیست. به دو طرف هم باید خسارت بدهد. صدایش هم به هیچ جا نمی‌رسد. هیچ کس هم آدم حسابش نمی‌کند. معادلات عالم آدم حساب نمی‌کند. امارات دو هفته دیگر اگر بخواهد این وضعیت ادامه داشته باشد، متلاشی می‌شود. مملکت با آویزان این و آن بودن، زیر زمین و بالا را به این و آن دادن که تو واسه ما تکنولوژی بیاور و این‌ها، آباد نمی‌شود. پشتوانه مردمی می‌خواهد. خودت باید دانشمند داشته باشی. خودت باید امکانات داشته باشی. خودت باید سواد داشته باشی. صنعت، خودت باید تولید کنی. کسی به تو صنعت نمی‌دهد. تو را مشتری صنعت می‌کند. دبی بازار فروش این‌هاست، بازار صنعت این‌هاست. ترامپ پا شد آمد اینجا. این غول‌های هوش مصنوعی را برداشت. ۱۰ تا قرارداد تپل برای این‌ها را پر کرد. برگشتند. الان همه آن هوش مصنوعی که با این‌ها قرارداد بستند، جمهوری اسلامی دارد می‌زند توی منطقه. هیچ غلطی هم نمی‌توانند بکنند. اصلاً بلد نیستند استفاده کنند. فردا به هر دلیلی آمریکا بگوید: "من دیگر نمی‌خواهم بهت سرویس بدهم." هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.

برخلاف پیشرفت... می‌گویند نه منفعت ملی، می‌گویند نه تکنولوژی. مقایسه کنید با تکنولوژی که ما توی این سال‌ها بهش رسیدیم و از خودمان رسیدیم. ما چیزهایی توی دنیا داریم که توی حوزه دفاعی و موشکی توی دنیا اولیم. هیچ کس ندارد. توی بعضی‌هایش دومی، فقط روسیه دارد. توی بعضی‌هایش آمریکا دارد. به روسیه و دیگران التماس می‌کند. می‌رود پسمانده‌های بعضی پهپادها، بعضی موشک‌های ما را وَرمی دارد که رویش مهندسی معکوس بکند، ببیند این چی بوده، از رویش بسازم. این منفعت ملی هست یا نیست؟ مملکتی که پیچ بهش نمی‌دادند، سیم خاردار نمی‌دادند، نخیر، بخیه نمی‌دادند. به اینجا رسید.

بعدش هم ما مگر تحریکشان کردیم؟ همیشه زده است. ما این‌ها را ترساندیم؟ ما عقب‌نشینی نکردیم. جدیدتر، به خاطر سخنان جمع‌تر می‌آیم. کامل غلط است. یعنی با هیچ تجربه‌ای این حرف ثابت نشده که شما مثل او که یک بره‌ای به گرگ بگوید: "من را نخور." گرگ هم توی رودربایستی قرار بگیرد: "جان مادرت، تو خودت مامان داری، یک مامان گرگ داری." می‌گوید او از من گشنه‌تر است. او اگر تو را ببیند که اول او می‌خوردت. بعضی منطقشان این است که ما اگر برویم به اسرائیل بگوییم ما خیلی با هم خوبیم و دوست داریم. این‌ها احساس کند، بفهمد که تو چنگال نداری، چیزی نداری. همان اول. و چنگال به این‌ها نشان بدهی. «عَدُوَّ اللَّهِ». این‌ها فقط یک منطق حالیشان می‌شود، منطق زور و قدرت. همیشه تاریخ هم همین بوده است. آن وقتی که پیغمبر امکانات نداشت، حکومت نداشت، از اولش این شکلی رفتار کرده با قدرت‌نمایی و با ترساندن. دستور دینمان هم به ما همین است. عقل سیاسی و عقل تاریخی ما هم همینو می‌گوید. هر جا ما با قدرت وارد شدیم، دشمن را ترساندیم، هم عقب نشست، هم جلو رفتیم و پیشرفت کردیم. هر جا ترسیدیم، ضعف نشان دادیم، به التماس افتادیم، هم جری‌تر شد، هم محکم‌تر زد، هم پایش از گلیمش بیشتر رفت.

این نکته: دولت آقای رئیسی را ببینیم. سعودی‌ها دنبالش موس‌موس می‌کردند. همین بن سلمان التماسش می‌کرد. با هم جلسه داشت. شهید شد. آره. یک آدم خوب بود، سیدی بود، زحمت می‌کشید. مشهدی بود. آره. خیلی مهم است. هر چه بیشتر ترساند… بهش گفتند: "تو در اولین مصاحبه تلویزیونی که اگر رئیس جمهور آمریکا تحریم‌ها را بردارد، بعدش حاضری با او یک دیدار داشته باشی؟" بعد اینکه تحریم‌ها را بردارد. ایشان یک کلمه گفت: "خیر." تمام شد. نفتمان از صفر رسید به یک میلیون و چقدر بشکه در روز فروش. بدهی‌های دولت‌های قبلی را هم داد. رشد ۴ درصدی آورد. تورم را کم کرد. کالابرگ داد. مملکتی که وقتی بهش تحویل دادند، بودجهٔ تمام سال پیش‌خور شده بود. ماه اولی که آقای رئیسی آمد، حقوق کارمندها را نداشتند بدهند. در روزی که روزی ۷۰۰ نفر کشته می‌شد به واسطهٔ کرونا، یک سال کرونا از بین رفت. جلوتر از همه دنیا که ما را مسخره می‌کردند که آن روزی که توی ایران واکسن بیاید، خبرش که پخش بشود مردم دنیا تعجب می‌کنند، می‌گویند مگر هنوز کرونا است که این‌ها واکسن تولید کردند؟ زودتر از همه دنیا ما کرونا را از بین بردیم، وقتی ما به صفر رسیدیم، هنوز توی آمریکا روزی چند صد نفر داشتند می‌مردند. این منطق این است. شما این‌جور که وارد شدی، منفعت تامین می‌شود. باید بترسانی. بعد خودت دست به کار بشوی. وقتی احساس کرد که خودت داری، آن وقت باید وارد معادله می‌شود، وارد مذاکره می‌شود، وارد معامله می‌شود. تا نترسانی، اقدام نکنی، هیچ کاری واسه‌ات نمی‌‌کند. هیچ وقت دل این‌ها برای شما، برای مردم خودشان دلشان نمی‌سوزد که برای شماها دلشان بسوزد. این خیلی نکته مهمی است. دیگر من سعی کردم، باز هم طولانی شد ولی دیگر سعی کردم جمع‌بندی کنم. ببخشید.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات تا کی جنگ

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00