دوا و شفا

جلسه دوم

01:08:24
8

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد من الآن الی قیام.

بحثی که جلسه قبل محضر عزیزان، سروران خودمان داشتیم، آن فراز نورانی دعای کمیل بود. «وظایف فروش شفا» هم غلط است. «شفا» به معنی ساحل است. «علی شفا ساحل، علی شفا جلو الناس». در قرآن دارد: «ساحلی از ساحل آتش، لبی پرتگاه آتش». قرآن همیشه مطرح و تکیه بر آن است. «شفا» نیست.

نکاتی هست. گفتیم که هرچه در اختیار همه باشد، از جنس اسم است. آنکه کار می‌برد، از قرآن خواندن بود و از نماز خواندن بود و از زیارت بود. آنکه در دسترس همه هست، لفظ ظاهر، قالب این‌ها است. این‌ها اسم‌اند. همه اوضاع را سامان می‌دهد. «شفا» درش ذکر است. گفتیم قرآن هم به مسئله اسم که می‌رسد، می‌گوید کفار همه اهل اسم‌اند. داستان موریانه پیش آمد و موریانه همه را خورد، بسم‌اللهش مانده بود. اهل ذکر شدن، راه پیدا کردن از ظاهر است. دیگر این ظاهر، خیالات و اوهام در حد ظاهر مانده، دینش و عباداتش به محض اول تهیدستی، اول بدبختی، اول حسرت، عمل صالح نیست. عملی که ذکر نباشد، عمل هست، حسنه هم ممکن است باشد ولی صالح نیست.

ما یک حسنه داریم، یک صالح. صالح، کار خوب شایسته فارسی خودمان است. شایسته، معنی خودش را دارد. در حد و در شأن تطابق دارد با آن چیزی که باید باشد. بزنم ظهر جمعه، در حرم امام رضا، در نماز جمعه می‌خوانند این همه جمعیت، خطبه و این همه ثواب و این‌ها، صلاحیت ندارد این عمل با آنی که خدا ازش خواسته ولی صالح نیست. «الذین آمنوا و عملوا الصالحات». از صالحات این پدر کنتراتی. همه را، همه صالحات را اگر انجام دهی، اهل خسران نیستی.

خدایا صبر کن. حالا بگذار من یک صالح اهلش بشوم. وقتی این‌ها می‌میرند، داد می‌زنند، می‌گویند (تا آخر سوره مومن) خدایا من را برگردان، «لعلی اعمل صالحا». ذکر نشود انگار. انگار انگار عمل صالح هم خبر …. یکی از آقایان قم یک وقتی می‌گفت که من چرا از شهید …. این عالم کلاً حساب و کتاب ندارد، پر از لقمه شهریه، دفتر، کتاب. عملی که از آدمی که اهل ذکر به این معنا که گفتیم، عملی که از آدمی که اهل ذکر نیست، سر می‌زند، صالح نیست. البته خیلی محکم هم نمی‌گوییم، مشکل‌دار بود عملاً، چون دیدار امام زمان عمل صالح می‌خواهد. وضعیت سونیه بودن، دو هفته با امام زمان یک جا بودن. شیخ حسنی که فامیلش …. دو هفته با حضرت یک جا بودن. صلاحیت‌های درونی هست. ما خبر نداریم. شاید در حد خودش اهل ذکر بوده.

حالا کلی حرف می‌زنیم آدم اهل ذکر بشود. این اهل ذکر شدن پرواز، اهل ذکر شدن خیلی معانی لطیف عرفانی دارد. اهل ذکر یعنی کسی از اسم عبور کرده، از دعوا عبور کرده. این دعوا را چه اثر گذاشت؟ خوب، نجاست‌هایش برطرف شد، کثافت‌هایش برطرف شد، آلودگی‌هایش رفت. اولش معنی دارد دیگر. خوبی که از مریضی خارج شده، یک وقت خوبی که از خوب دوباره خوب‌تر شده. خیلی خوب شد، یعنی آنی که بود خوب می‌شود. اتفاقاتی می‌افتد، وقایعی پیش می‌آید. شوخی نیست که کسی حسادت نداشته باشد. دیوانه نیست، وحشی نیست، تکبر ندارد، وحشی نیست.

خیلی حرف‌ها! حاج آقا ببخشید، آن وقت یعنی این‌ها آن‌ها، این‌ها مردم این‌ها؟ بله. جلوی ما که فلان فلان شده زن و جمعیت باشد، ناموس امام رضا از رفت و آمد فرشته‌ها احساس کدورت می‌کند. آقا فرشته است. «من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان، قیل و مقال عالمی می‌کشم». ای به فدای حافظ دهن پرگهر. «من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان، قیل و مقال». این دیوانه‌ها. این خدا پشت پنجره نظر …. در محضر کریم کم گرفتن. ولی خب حالا از آن کباب بریانی بده، قیمه بدهم، کلاه خالی بدهم، آب بدهم. یک کسی تو حرم حضرت عباس مکاشفه شده بود برایش، آب داده بودند، گفته بودند که آب خوردن مهم نیست، با آب بیدار شدن. اسم آدم خارج از این حد ظاهر بیاید بیرون. ظاهراً ناراحت بشوم از این دیوار و ضریح و گنبد، هیچ تمنای دیگری ندارم.

مرحوم …. تهران. امام رضا، ضریح و پنجره‌هایی دارد و فولاد و صحن اسماعیل طلا، صحن انقلاب. علامه طباطبایی، چه خبر؟ از این حرم، قشنگ‌ترین منظره گنبد و همان خورشید عالم معنا را آورده پایین. گنبد طلایی. خیلی قشنگ، شدید، سیل‌آسا، رأفت خدا. زیارت‌نامه خواندن، اسم زشت است. همه بالندگی ما، خشیت، لرزش. آن مرحله قبلی، اثرش این است. اسم اگر بخواهد قشنگ بود اثر بگذارد، آن دارو. داروی لرز. حرم امام رضا شروع کنی لرزیدن. خشیت لرزیدن است. آیه قرآنی که می‌شنوند، «الذین» …. آماده شده، تازه آماده شده. ذکر بگیرد، مثلاً فلانی رفتم ذکر گرفتم. یکی می‌داند داروی تشنگی آبی …. فریاد می‌زند تشنه است. ذکر نسبت به تشنگی. یکی می‌داند مرگ پدر یعنی چه؟ چه داغی است. یکی باباش مرده. تا می‌گویم می‌لرزد.

یکی از بزرگان مستجاب کعبه، یکی از بزرگان اطلاعات توکل. صحبتی شد. «ال نردبونه اکبر دل از دل چه خبر؟». در حد اسم نباشد، خواندن و داد و بیداد و این‌ها پنهانی. داد و بیداد همه تو جمع. از قرآن گفته ذکر. خود پیغمبر گفته ذکر. در اختیار ماست. باهاش محشوریم و اثرگذار است برای ما. تو دسترسمان است، مجانی. می‌فرماید سوره مبارکه عنکبوت: «و اعظم الصلاه ان الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبر». نماز هم از فحشا و منکر. خود نماز ذکر الله اکبر. نماز ذکر الله اکبر. بسمه تعالی. امتحان ذکرگیری در نماز یعنی این.

نماز ظهر را خواندی. نماز ظهر عصر. الان نماز مغرب عشاء است. باید به اندازه هشت رکعت از فحشا دور شده باشی. کور آن نیست که دیوار نبیند. کور آن است که پشت دیوار …. اسم اهل ذکر خشیت بلرز. اسم خدا. اسم کدام دختر فلان محل می‌آید. خاک بر سر خودم است. سحر شده. ماه رمضان. آخر سحر یک تلنگری. بیدار شدم از شبی. گفته بود: «بلیت نه». گفتم: «صدا زدی از کی برخیز». اتاق خاصیت لرز. یک خورده می‌لرزد. می‌گیرمت. بابایمان همان حالت بچگی برخورد کند. یک خورده بفهمیم با خدا …. نهال امام. لرزیدن‌های نماز بخوان. نماز سجده. بچه حضرت بازی می‌کرد و پشت بام پرت شد. جلوی حضرت دستش شکست. گرفتم با دست بسته آوردم. حضرت فرداش …. نمی‌دانی من مشغول چه گفت و گویی بودم. ترسیدم برگردانم من را بزند. رقصیدم و معذرت جدید. برگرد. می‌ترسد که به ندرت می‌شود باهاش ارتباط …. صحبت می‌کند نماز. بعد به دست آوردن هرچی صادق. جمعه مشهد بودیم. حرم امام رضا تمنای دیدنم ندارم. خیال دیدنم ندارم. غصه ندید …. خیلی مضطرب در خانه را می‌زند. دز چه سرطانی به روح من افتاده. با همه خوشم غیر حال ندارم. حوصله ندارم. فدای این دل. کسی که از خوب شدن عزیزانش ناامید بشود. امام مظهر خائف از جانش در امان نیست. یعنی چه؟ نظر برنامه هندی بود.

السلام علیک. سلام بر تو. وقتی که استغفار. کی استغفار؟ آقا استغفار. دیگه امروز روز جمعه. یادمان عجیبی که او خودش ملتمس دعا …. خیلی عجیب است. از امام زمان التماس دعا دارد. نمی‌دانم خود آقا چه التماس دعایی به آن‌ها دارد. داستان زمستان از راه دوری. باغ گیلاسی بود و امام زمان می‌گوید من هی دویدم برم سمتشان. نمی‌دانستم …. آواز حرکت کردم نرسیدم. در دهان من گذاشتم. موهای سر حضرت یک در میان سفید است. یک دفعه یک بخشی از مو سفید می‌شود. تک تک سفید می‌شود. اثر حرص و جوش. اراده کنم برف می‌آید. فقط یک چیزی تو این عالم به اراده من نیست، دست شماست. اشاره. هر جا رفتیم، هر جا رفتیم، هر جا. سهم ارز اصلی با حاجت‌های من که برطرف می‌شود، اول دل آقا شاد. این زندگی اهل ذکر. کوچک‌ترین لحظات زندگیش، اول نگاه بکند الان امام زمان از این لذت من لذت می‌برد. ازدواج می‌کنند. اول برای اینکه امام زمان خوشحال بشود. بعد برای خودشان.

برای شهید پور رحمت‌الله علیه. شب عروسی نیمه شب بود. دیدم مصطفی از خواب پرید. شروع کرد گریه کردن. شما چقدر گریه …. خیلی کسب و کارهای خیلی خیلی …. دعای من برای شیعه نبود. دشمنان شیعه را می‌بلعیدند. چقدر نامرد. نفس می‌گیریم خرج گناه می‌کنیم. قفل زندگی امام زمانی. به خدا همه شاگردان عالم بدون آقا هیچ. یک لبخند رضایتش به خدا قسم، به خدا قسم لبخند رضایت صلوات الله علیه به رویت است. خیلی عجیب است. پیغمبر شاد بشود. کوچک‌ترین ابراز ارادت با دل که می‌کنیم، ده‌ها مرتبه برمی‌گردد به جواب زیارت سرداب سامرا. سرداب سامرا. خانه امام زمان. ترنم مثل همین فارسی خودمان. «یالا» می‌گویند. مثل کسی که منتظرش است ولی عصر هماهنگ نمی‌شدند. عملیات آخرین جمعه ماه شعبان هم آمد. یک صدای سحر. ماه رمضان. خدا با چه رسوایی. کسی که یک سال گذشت. «مال توام زهرا. دگر جای من بی‌سر و خونه امام رضا اومدم». امروز از این. این حرمی که خدا می‌داند چه خبر است. چه عالمی است. چه خبرهای قافله‌ام. کور مسلماً تو این چند روزی که اینجا. یک بار امام زمان هم آمده برای زیارت ولی من ندیدم. شاید که دیگر نامون نده. آخرین زیارتم بوده. نمی‌دانم. فقط نگذار آرزو به دل بمیرم یا آرزوی من لبخند رضایت آقامه. برات همینو می‌خواهم. وقتی نگاهش دلش نرم بشود، خوشحال. عرضه نداشتم یک بار آقام را بخندانم. می‌دانم دلش از من خون است. غرورت من.

وقت استجابت دعا، آن لحظه‌ای که فاطمه زهرا سلام‌الله علیها به غلامش می‌فرمود برو بالای بلندی به آسمان نگاه کن. هر وقت نیمی از خورشید غروب کرد به من خبر بده. آخرین وقتی است که پدرم پیغمبر فرمود تو این لحظه هرکی هر حاجتی از خدا بخواهد خدا بهش می‌دهد. غروب جمعه است. اجابت. تو اول حاجتم چیست؟ اول حاجتم این است تو برایم دعا کنی. التماس دعا داریم. شده عزیزان نزدیکان خدای نکرده به مرضی، سرطان، خطری مبتلا بشوند. التماس دعا دارم. پدر تصادف کند، تو کماست. حال بد دارم می‌میرم. آقا هر گاه می‌کنم این مناجات. آبادانی دلم مُرد. دلم تو کماست. خیلی التماس دعا داری. کجایی آقا؟ یادم باش. یک توجهی، یک هدایتی.

استاد بزرگان فرمود هرکی بگوید رفتم در خانه امام زمان در زدم جواب ندادند، به قرآن قسم دروغ می‌گوید. به خدا قسم دروغ می‌گوید. مگر خودش منتظر است بیایی در بزنی؟ نشسته. تو می‌روی دیگه کجا بودی عزیزم. انقدر منتظر بودم بیایی. یا صاحب الزمان، یا ابوالفضل، یا ایها العزیز. صدقه بده. گدای غروب جمعه‌ای بابا. عمر سر سفره نشستم، از دستت لقمه گرفتم ولی یک برگردم تو را تشکر کنم. آقا جانم. لیلا. «ان الله یجزاکم خیرا». خدا جزای خیرت بدهد. این گدای بدبخت فلک‌زده گنهکار. یا ابن البلده، حال راه رفتن ندارم. چند سال همین جایی که هستم نشستم. هیچ رشدی. دستم فلج است. آقا قطع نخاع شدم، زمین‌گیر شدم. شهوات دنیا من را زمین‌گیر کرده. آقا جانم مگر تو مریض‌ها را شفا نمی‌دهی؟ به خدا من هم مریض. آقا جانم قربونت برم.

حالا چکار باید کرد؟ از دوا گفتی. راه شفایی اینجا را تاریک‌تر کنیم. با این تاریکی غروب جمعه می‌خواهم یک کاری کنی جلو مشمول شفا بشوی. خودش فرمود غروبا برات گریه. زیارت ناحیه فرمود حسین جان گریه می‌کنم. امشب الان غروب است. احتمالاً دارد گریه می‌کند. می‌خواهم شریک گریه آقا بشوم. اشک‌هایش را به تنم بمالم. برایم روضه‌ای که بیشتر از همه گریه عصر جمعه با همان روضه هم پیاله اشکش گریه کنی علاقه پیدا می‌کنیم. تو یک من بگویم تو گریه. یک خورده هم تو بگو من گریه کنم. اول برمی‌گردم به تو. بگو. شنیدم وقتی گریه می‌کنی های های صدای گریت. برم من بمیرم. تو چشم بزرگمرد عالم زانوی غم بغل می‌کند گریه می‌کند. مرحوم عالم معنا حجت ابن …. دیدم دیدم با چشم پرخون دارد گریه می‌کند. گفتم فدات بشوم آقا کدام راز است؟ کدام مصیبت علی اصغر است؟ مصیبت علی اکبر است؟ مصیبت عباس است؟ گریه می‌کند. مصیبت جدت سید …. خون گریه. کدام مصیبت است؟ با دست بسته دختر علی جلو چشم دشمن انقدر خندیدند. کف …. اگر کسی زینب را نمی‌ …. ای وای زینب. قربونت برم یا زین العابدین.

خیلی دنبال آشنا گشت. امام سجاد زاهدی را دید. دشمن نبود. آمد جلوی شتر امام سجاد گفت کاری از دستم انجام بدهم یا مجلس روضه بخوانم؟ کاری از دستم بر می‌آید؟ فرمودند پولم را …. اشاره کردند این مسئول نیزه‌دار است. نگاه کنم انقدر عمه. به خدا از روضه نمی‌شود باهاش داد زد. فقط می‌شود باهاش مرد. گریه شدید و بغض دریده چشم به ناموس خدا نگاه ….
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط