۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » جزوه » سخنرانی » سلسله مباحث دانشگاهی
  • ۰۹ فروردین ۱۳۹۹ - ۳:۵۶
  • 2208 بازدید

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

دریافت فایل pdf

بسم الله الرحمن الرحیم

آینده انقلاب(جلسه اول)

مقدمه

عنوان بحثی که گذاشته اند انقلاب اسلامی است. در مورد انقلاب اسلامی و آینده حرف زیادی هست. در این چند جلسه سعی می کنم به صورت فشرده نکاتی را عرض کنم.

سوال و بحث و شبهه زیاد هست هم در دانشگاه هم حوزه هم قم هم مازندران. دائم مواجه هستیم و سوال می پرسند تا کی می خواهد وضع این طور باشد؟. این طور چیزی از دین مردم نمی ماند. چیزی از اقتصاد نمی ماند.

نگرانی ها زیاد هست درباره اصل انقلاب. اصل اسلام و وضعیت مردم. وضعیت مهاجرتی که الان پیش آمده است. که هر کشوری ویزا را برداشته بود در حال برگرداندن ویزا هست و الان سیل مهاجرتی اتفاق می افتد و بر نمی گردند.

این ها هست. آمارهایی هست که آدم خبر دارد و واقعا تاسف بار هست.

من سعی می کنم حرف هایی بزنم که حالت شعاری نداشته باشد و سبک ما را هم دوستان آشنایی دارند و با سبک امنیتی رایج خیلی متفاوت است و نوع نگاهمان به اصل انقلاب و اینها یک نوع نگاه نرم افزاری است نه سخت افزاری. معمولا تحلیل ها از باب سخت افزار هست و این که کارکرد انقلاب در حوزه سخت افزار چه بوده است.

خوب هست و نمی خواهم نفی بکنم. ولی ما فضای مان این نیست که ما در لبنان چه کردیم. نیجریه چی شده است. میانمار چه اتفاقی افتاده است. هلال شیعی و.. که مطرح می شود نون و آب نمی شود وکسی با این قانع نمی شود.

ماه مبارک عرض کردم خدمت شما که ما حرفهایمان درباره یک نکته است و آن در مورد خود خداست.اصل صحبت های ما درباره خود خداست و درمورد چیز دیگری بحث نداریم.

برنامه خدا برای آینده

درمورد انقلاب هم می خواهیم صحبت کنیم در مورد خدا می خواهیم صحبت کنیم. این که خدا برنامه اش درباره با چه چیزی است.

خدا برنامه ای که برای آینده برای خودش چیده است چه چیزی است؟

ما میخواهیم درباره این صحبت کنیم. خیلی کاری با انقلاب و اینها نداریم.

حضرت عبدالمطلب به آن سپاه ابرهه گفت که من آمده ام شتر هایم را بگیرم. این معروف هست.آنها گفتند ما آمده ایم کعبه را تخریب کنیم. گفت للبیت ربّ[۱]. برای خانه صاحبی هست، شترهای من را بدهید که بروم.

ما در مورد انقلاب و اینها خیلی صحبتی نداریم و خیلی بحث این گونه نداریم. برخی از رفقایی که پیام می دهند به آنها می گوییم که بیشتر نسبت به انقلاب نگرانی نداشته باشیم ما باید بیشتر نسبت به خودمان نگرانی داشته باشیم ما در معرض خطر هستیم.

حضرت امام (ره) و رهبر انقلاب هم خیلی نسبت به انقلاب این گونه ترس واهمه و نگرانی نداشتند بیشتر نگرانی ها چیزهای دیگری هست. مسائل دیگری هست که نگران کننده هست که بیشتر به آن توجه نمی شود. که باید درمورد ان بیشتر باید صحبت کرد.

درمورد آینده انقلاب چرا صحبت کنیم؟ بیاید درمورد آینده صحبت کنیم. آینده چه می شود؟

واقعا آینده چه می شود؟ آینده ما، آینده جامعه.

 انقلاب اسلامی یک پلتفرم برای یک گفتمان فکری است. یک محتوایی یک قالبی پیدا کرده است. محتوای آن محتوای دینیِ ایدئولوژیِ اسلامی است و قالب آن جمهوریتی است که با رای مردم است.بنیان های نظام همه اش توسط مردم از صدر تا ذیل انتخاب شده است یا مستقیم یا غیر مستقیم. این قالبش است.

من در مورد فرم انقلاب صحبت ندارم. در مورد محتوا هم صحبت ندارم.

عرض کردم عنوان بحث آینده انقلاب است اما درباره انقلاب خیلی بحث ندارم . ولی آینده این دو تا که یکی جامعه آخرش به کجا می رود؟ و یکی دین که آخرش به کجا می رود؟. اگر این دو تا فهمیده شد، آینده انقلاب هم فهمیده می شود که چه اتفاقی می افتد.

یکی این که دین چه بلایی می خواهد سرش بیاید؟ و یکی این که جامعه چه بلایی می خواهد سرش بیاید؟

آیه ۵۵ سوره نور، درباره آینده دین و جامعه

درمورد آینده دین و جامعه یک آیه ای داریم که هر دوی اینها را ترکیب کرده است و گفته است. من اول با قرآن شروع می کنم، اشتباه نکنید. بحث من قرآنی نیست.

یک کتاب خوبی امسال چاپ شده است از آدام آلتر به نام لطفا زامبی نباشید!. ترجمه امسال هست. کتاب عالی هست. اصل کتاب درباره اعتیاد به فضای مجازی هست. ولی یک جامع شناسی و خیلی دقیق و عمیق دارد نسبت به وضعیت فعلی آمریکا که من روی این می خواهم بحث کنم.

نگاه امنیتی اینها نداریم که آمریکا رو به افول است در منطقه ما زمین گرش کردیم. فرم من این گونه نیست که این بحث ها را بکنیم.

خود این کتاب تحلیل های فوق العاده ای می دهد. اول آیه را بخوانیم بعد برویم سراغ این کتاب.

وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ…[۲]

خدا وعده داده است که آنهایی که عمل صالح انجام دهند حتماً آنها را در زمین خلیفه می‌کند. چه کسی را؟ آنهایی که ایمان دارند و عمل صالح انجام می دهند.

کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ  همانطور که قبلی‌ها را خلیفه کرده است.

لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُم برای این ها تمکین می‌کند ایجاد مکنت می‌کند نسبت به دینی که ازش راضی است. آن دینی که از آن راضی هستم آخر همه جا را می گیرد؛ این درباره دین.

جامعه چه می شود؟

لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً

 هرچی را نسبت به آن ترس دارند برطرف می شود. جامعه به امنیت مطلق می رسد.

علامه طباطبایی ذیل این آیه خیلی نکات فوق العاده ای فرمودند. یکی از نکات این هست که می فرمایند: «امنا» گفته است یعنی هر آنچه که از امنیت بتوان تصور کرد ایجاد می شود. امنیت فرهنگی اعتقادی امنیتی. ولی به شالوده ای. به شالوده دینی که از آن راضی ام.

آنهایی که از آن ناراضی هستم، این قلابی ها و من درآوردی ها همه جمع می شوند. بعد آخر چه اتفاقی می افتد

یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئاً

آخر این طور می شود که جامعه را این طور می کنم دین را این طور می کنم و آخر فقط من پرسیده می شود. شریک دیگر ندارم.

مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُون‏

نکته خوبی ایجا هست که آخر همه چیز می افتد دست من. خب این که اصل دعوا سر این هست. می خواهیم که مدیریت دست تو نیفتد. خداوند می گوید، نه من طوری مدیریت می کنم که آخر دست من بیفتد.

این که آینده دنیا دست خدا باشد چه خواصیتی دارد؟

این جلسه می خواهیم درباره آن مدیریت صحبت می کنیم که چگونه مدیریت می افتد دست خداوند. و درباره این صحبت خواهیم کرد که اگر کار دست خدا بیفتد چه خواصیتی دارد.

این الان بشارت هست؟ دیگه خیلی دلمان گرم شد؟ یک روزی می آید که فقط خدا پرستیده شود. من چی کار کنم؟ این بگو دلار چند می شود؟ می خواهد پرستیده بشود می خواهد نشود.

الان مسئله را توانستم جا بندازم؟ الان مسئله ما این نیست که خدا پرستیده شود یا نه. چون احساس می کنیم که خیلی ربط به جیب و امنیت و اینها مون ندارد.

مسئله خوب جا انداختم. خدا می خواهد پرستیده شود یا نشود فرقی به حال من نمی کند.

در حالی که طرح مسئله ای که خدا می کند این است. می گوید ببین مشکل آن روزی حل می شود که من پرستیده شوم فقط!

ما در مسیر جاده وقتی می آمدیم با پدرخانم مان سر آدرس خیلی مشکل داشتیم. بعد هرجا که می رسیدیم قبلا این طور بود که مثلا پدر خانوممان می گفت این تابلو زده این طرف برو ما می گفتیم این طرف به نظر می رسد. تا این که نرم افزار های جدید نقشه آمد. یکبار که از قم آمدیم بیرون یک آدرس از گرمسار به فیروزکوه به ما داد  و یک ساعت راهمان کمتر شد. راه عجیب غریب هم بود.

ما خیلی به این تعبد داشتیم. هرجا می گفت همان می رفتیم. بعضی جاها حاجاقا می گفت این اشتباه می گوید می گفتم این مسیر را نرم افزار می گوید. ما این را می گرفتیم می آمدیم.

این یعنی مرجع واحدی که صلاحیت دارد برای اظهار نظر و مسیر را می شناسد این وقتی خط و خطوط را بدهد هم مستقیم می آیید و هم دعواهای شما برطرف می شود و هم به آن جایی که می خواهی می رسید.

اتفاقی که می افتد این هست که یک ماهواره است همه اطلاعات را دارد. آمار همه جاها را دارد. همه را می شناسد این اتوبان کجا هست. فرعی ها کدوم طرف هست. کجا شلوغ هست. کجا تصادف شده است. اینجا پمپ بنزین هست اینجا پمپ گاز هست. اونجا مسجد هست. همه را خبر دارد.

کجا شما می خواهید بروید. کار را به من بسپر. اگر همه با این بیایند کسی دیر نمی رسد. فقط حرفش را باید گوش داد. نگو من رفتم این مسیر بهتر هست گفت بپیچ به راست باید به راست بپیچی.

این اتفاقی هست که در رانندگی می افتد.

وقتی با این دیتا می آیی دیگر مشکلی ندارد: یعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئا

یک جا را وقتی همه بگیرند آخرش به نتیجه می رسند. همه می رسند به این نرم افزار. جامعه با این اداره می شود و همه چیز مرتب می شود.

اداره جامعه با تکنولوژی

الان جامعه با چه چیزی اداره می شود؟ با تکنولوژی. مگر بد هست؟ نه. پس مشکلش چی هست؟ اجازه بدین از این کتاب لطفا زامبی نباشد به شما بگویم.

نکته جالبی اول کتاب دارد. اصلا کل کتاب را نوشته شده برای این:

هیچ وقتی نشئه چیزی که خودت ساخته ای نشود. این جلمه فوق العاده است. خیلی قشنگ است. بعد توضیحات می دهد:

می گوید استیب جابز در یکی از رخدادهای شرکت اپل، از آیپد پرده برداری کرد. ۹۰ دقیقه جابز درباره آیپد صحبت کرد و گفت هرکسی که این را ندارد بدبخت است.

هر کسی که آیپد ندارد اصلا شهروند به حساب نمی آید. تجربه باور نکردنی است. تایپ کردن با آن رویایی است و..

بعد نویسنده می گوید اما استیب جابز تا پایان عمرش اجازه نداد فرزندانش آیپد داشته باشند.

بعد چند نفر دیگر را اسم می آورد. ویلیامز موسس توییتر هیچ وقت اجازه نداد بچه های خودش وارد توییتر شوند. فقط برای آنها کتاب می خرید و گوشی تاچ نداشتند.

از این موارد را فراوان اسم می آورد و بعد می گوید یک اتفاقی دارد می افتد. این حرف ها را از زبان این ها بشنوید:

اتفاقی که الان در دنیا می افتد این است که همه دارند برنامه می ریزند که چگونه با تکنولوژی جمعیتی را سرکار بگذارند. زامبی هم که می گوید همین ها هستند.

می گوید مدرنیته فلسفه آن این هست: روش سرکار گذاری مردم: ایجاد اعتیاد های نوین، روشهای تخدیر و..

این یا آن موضوع را هم ندارد. در مورد صنایع ورزشی، تفریحی و ارتباطی همین را می گوید کلا هرجا پای تکنولوژی هست، تکنولوژی برای این هست که یک مشت آدم برنامه ریزی می کنند که چگونه با سرکار گذاشتن مردم بتوانند پول دربیارند.

چگونگی ایجاد خوانش

یک عده پولدار می آیند و عده دیگری را مشغول می کنند  تا این ها از مشغولیت این ها پول در بیاورند.

این نقطه اول بحث ما!

خود آن خواهش و خوانشِ ایجاد سرگرمی هم یک روش است. این کار رسانه است که یک چیزی را بزرگ کند که به این توجه کن . نداشتن این انگار محرومیت از یک امتیاز شهرونی است. من آی پد ندارم . من تلگرام، پیج اینستا ندارم. من حساب در گوگل ندارم . نداشتن اینها خودش یک عامل تحقیر هست.

مثلا در فضای دانشگاه فاجعه است که تجربه ارتباط با جنس مخالف را ندارد. تجربه نداشتنش یک نوع ایجاد شان است. در جامعه شناسی و رسانه شان یک مساله مهم هست. می گوید این در شان من نیست این در شان من هست.

اصلا شان را چه چیزی شکل می دهد.

ما در مورد آینده انقلاب اسلامی می خواستیم صحبت کنیم. ربط دارد یانه؟

آینده انقلاب اسلامی که نه، بلکه آینده جامعه دینی بند به این حرف ها هست. دو جریانی که با هم درگیر هست برای مدیریت جامعه کاری که می کنند ایجاد شوون می کند. ایجاد اقتضا می کند.

ایجاد شان می کند. بعد شان خواهش ایجاد می کند. خواهش خوانش ایجاد می کند. خوانش همان گفتمان است.

بعد تکنولوژی در خدمت این هست.، علم در خدمت این هست. صنعت در خدمت این هست. این یک بخش ماجرا هست.

جمع بندی برای جلسه بعد

کاری که رخ می دهد این است که یک عده ای عده دیگر را مدیریت می کنند. چه چیز آنها را مدیریت می کنند؟ سرگرمی آنها را. یک سیر دورانی که دائما تند می شود. لذا دائما دوپامین ترشح می شود و فرد لذت می رود. آن مقداری که ارضاء نمی شود مقدار آن بالاتر می رود. آن مقداری که ارضاء نمی شود تکنولوژی می آید یک چیزی دست این می دهد.

یک عده ای پژوهش می کنند که به این تکنولوژی برسند که چگونه به این برسند که سطح آن را بالا ببرند. دانشگاه یعنی جایی که تو صلاحیت داری پژوهش کنی که به همچین تکنولوژی برسی. این یک مدل اداره است.

در دنیا دو مدل اداره داریم. یک مدل این هست. یک مدل نه مدلی هست که بر محور حقیقت است. می گوید من نمی خواهم بازی دربیاورم. می خواهم یک تونل بزنم به سمت واقعیت. این گفتمانی است که انقلاب اسلامی دنبال آن هست.

شما می توانید ان قُلت بیاورید و که کجا انقلاب اسلامی دنبال آن هست. ممکن هست من هم با شما موافق باشم که انقلاب اسلامی که الان داریم ممکن هست ۸۰ درصد فاصله داشته باشد. ولی آن ریشه ای که انقلاب اسلامی از آن در آمده است با این نظام درگیر هست. این نظامی که یک مشت آدم قوی که قدرت بیشتری دارد آنی که قدر ضعیف تر هست را می بلعد و یک سلسله ای است که به تناسب قدرتت رشد می کنید.

این سلسله از هم پاشیده می شود و نظم نوین جهانی بهم می ریزد و نظم جدیدی شکل می گیرد که بر محور عدالت و حقیقت است.

ما اگر بخواهیم به این طور آینده ای برسیم باید چه سیری را طی کنیم.

این آینده ای که قرآن گفته است نسبت ما با این چه چیزی هست؟با این خیلی عمیق می توان نقد کرد. این که اصل نظام در خطر است و اینها نداریم. اصلا اصل نظام یعنی چه؟ اصلا مسیرمان به چه سمت هست. باید چه کاری بکنیم؟


[۱] أَنَا رَبُّ سَرْحِیَ الَّذِی أَخَذَهُ أَصْحَابُکَ، فَجِئْتُ أَسْأَلُکَ فِیمَا أَنَا رَبُّهُ، وَ لِلْبَیْتِ رَبٌّ هُوَ أَمْنَعُ لَهُ مِنَ الْخَلْقِ کُلِّهِمْ، وَ أَوْلَى بِهِ مِنْهُمْ. الأمالی (للطوسی)، ص: ۸۱

[۲] النور : ۵۵

دیدگاه خود را بنویسید: