آینده انقلاب

جلسه دوم

00:37:52
505

متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
درباره ماهیت انقلاب اسلامی و آینده انقلاب اسلامی که جلسه‌مان و بحثمان به آن اختصاص دارد، قرار شد که صحبت بکنیم؛ یا بهتر است بگویم، در مورد "آینده تاریخ" یا به قول غربی‌ها "پایان تاریخ" –این تعبیر به نظرم پایان تاریخ یک کمی صحبت بکنیم– که آخر جامعه و دین کارش به کجا می‌رسد.
دیروز اشاره‌هایی کردیم. خدا در قرآن فرموده که آخر این‌جور می‌شود: "من عالم را می‌گیرم با آن روشی که خودم می‌خواهم می‌گیرم. می‌توانستم از اول یک‌جوری بیافرینم که همه را بگیرم: لَوشاءَاللهُ لَجَعَلَها اُمَّةً واحِدَةً. می‌توانستم از اول همه را مطیع خلق بکنم. خب، اینکه ملائکه بودند. نیازی نیست آدم خلق بکند. من آدم خلق کردم. آدم آخرش آدم می‌کند. آدم خلق کردم، نه مَلَک. به آدم گفتم آدم باش. دیدم آدم نمی‌شود. من یک‌جوری کار را پی می‌گیرم، آخرش این آدمه آدم می‌شود." جامعه رشد می‌کند، جامعه آدم‌ها هم آدم می‌شود. بحث سر این است. پایان تاریخ این است: "یَعبُدونَنِی لا یُشرِکُونَ بی شَیئاً." آخرش من‌پرست آدم می‌شوند. حرف قرآن این است، در سوره مبارکه نور.
آینده انقلاب اسلامی چیست؟ انقلاب اسلامی اگر بنا دارد که "آدم" بسازد و جامعه‌ای برای آدم‌ها باشد، آینده درخشانی دارد. *مخلص کلام این است: خدا با اسم و رسم و این‌ها کار ندارد.* تکرار و تاکید می‌کنم. بعضی پیام‌ها هر چی می‌گویی، قبلش دو تا تاکید می‌کنی. بعضی جملات که گفته می‌شود، دو سه تا کتاب خلاصه شده. دو سه تا جمله نیم ساعت مطالعه می‌کنم، یک ساعت فکر می‌کنم چی بگویم مطلب از دست نرود. این از آن نکات است. یک رشته توییت. سخنرانی‌های ما یک رشته توییت است. پشت سر هم توییت دارد می‌آید. هر توییت یک کتاب، یک بحث است، دیگر فرصت نیست. چکیده‌اش را بهت گفتم. وقت‌ها معمولاً همیشه کم است.
از ایرانی‌ها خیلی تعریف کرده. بعضی‌ها می‌گویند ایرانی‌ها، یعنی بنده و ایکس و ایگرگ. نه. خدا با اسم و رسم و نمی‌دانم عرب و عجم و تُرک و لُر و سفید و سیاه و این‌ها کار ندارد. از ایرانی‌ها تعریف کرده. چیست؟ یک وصف است. این در ایرانی‌ها زیاد است. آن وصفه را تعریف کرده. به وصف کار دارد، به موصوف کار ندارد. بله، صفت و موصوف. خدا به موصوف کار ندارد.
دشمن. خیلی نکته مهمی است! از یهودی‌ها صحبت کردم. در مورد یهودی‌ها بد نگفته. یهودی یعنی چی؟ الان من بگویم: من مسلمانم. آیاتی که خوب گفتی، یعنی من؟ نه، به اسم کار ندارد. حقیقت یک امر *واقعی* است که شکسته دست همه افتاده. نه، این حرف‌ها خرافات است. این بخشش خرافات است! این بخشش حقیقت یک امر واقعی است، ولی به اسم و رسم کار ندارد. به اسم و رسم کار ندارد.
آینده تاریخ مال مؤمنین است، مال آدم‌هایی است که بنده خدا هستند. آدم‌اند. ولی آدم‌ها، نه یعنی ایرانی‌ها، نه یعنی شیعیان، نه یعنی مسلمان‌ها. حساب نکردی؟ نه، شیعیان نیست. چرا؟ پس چی می‌شود؟ مال اسم شیعه نیست، ولی مال حقیقت است. علامه طباطبایی یک بحثی دارند در رساله شریف الولایه، گل سرسبد آثار علامه طباطبایی. فصل سوم این کتاب، ایشان می‌فرمایند که: "خیلیا واقعاً شیعه هستند خبر ندارند. خیلی‌ها هم اسماً شیعه هستند، ولی از یهودی‌ها و گَبْر و از همه این‌ها بدترند!" باز خبر دوران امام زمان که پایان تاریخ است، این اتفاق می‌افتد که این‌هایی که واقعاً بنده به حقیقت‌اند، این‌ها می‌آیند روی کار. اسم و رسم‌ها مهم نیست. امت، امت رستگار. این جامعه، جامعه درست شده و اصلاحات. آدم، نه انسانیت. یک وصف در کسی بروز پیدا می‌کند که انصاف دارد، عدالت دارد، اهل مراعات بقیه را به حساب می‌آورد، حق‌کشی نمی‌کند. اگر داری، آدمی می‌گویی: من یهودی‌ام، من شیعه‌ام، من چی چی. به این‌ها کار ندارم. این را اگر داری، آخر عالم، آینده مال این آدم‌هاست. این آدم‌ها، این‌ها بعداً گل می‌کنند. این‌ها بعداً زندگی می‌کنند. جامعه می‌شود از جنس این‌ها. حکومت می‌افتد دست این‌ها، عباد صالح. صالح واقعی.
کربلا یک جلوه‌ای از ظهور است. ماجرای امام حسین، شباهت امام حسین با امام زمان هم خیلی زیاد است. امام حسین (علیه‌السلام)، فیزیک، شباهت‌های بسیاری با هم دارند. آدمی عثمانی‌مذهب به اسم ظهیر، شهید می‌شود. مردم کوفه، مردمی که اسماً در دنیا، در آن دوره شاخص بودند. تنها حکومت شیعی دنیا، حکومت کوفه بود. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) از مدینه پاشد آمد کوفه. تشکیل حکومت داد. آنجا که برآورد کردند مورخین، هشتاد درصد مردم کوفه از جهت ایدئولوژی شیعه بودند. بقیه هم خیلی کم؛ یهودی هم نداشته. این‌ها نکات جالب است. این روضه‌هایی که می‌گویند بازار یهودی‌ها در کوفه و این‌ها بافتنی است. یک مقدار کمی خوارج داشتیم. خوارج. یک تعدادی هم عثمانی‌مذهب، طایفه طرفداران معاویه بودند. عموم مردم شیعه بودند. نماز رسمی با دست باز می‌خواندند. اذان، اذان تشیع بود. قاطبه مردم شیعه بودند.
درگیر اسم می‌شوی. همسرش را سه‌طلاقه کرده. نداریم در فقه شیعه، سه‌طلاقه باطل است. سه‌طلاقی که در یک مجلس سه بار طلاق بدهد. سه‌طلاقی که طلاق بدهد، رجوع بکند، طلاق، رجوع، طلاق، مَحَلّل می‌خواهد اهل سنت. چیست؟ ثلاث. زهیر از خیمه که می‌خواست راه بیفتد با امام حسین (علیه‌السلام)، همسرش را چه کار کرد؟ سه‌طلاقه. اصلاً سه‌طلاقه مال کدام فرهنگ است؟ اهل سنت. اهل سنت.
بنیان‌گذاران ظهور که طایفه خیلی وسیع و عظیمی هستند. یمنی‌ها. شاخص‌هایی هم دادند. گفتند پرچم یمانی از پرچم خراسانی هدایت‌بخش‌تر هم هست. کی؟ کورانی. در کتاب عصر ظهور خیلی تحلیل قشنگی هم دارد. یمنی‌ها تفاوتی با ایرانی‌ها دارند که ایرانی‌ها هم سپاه خراسانی و این‌ها (می‌گوید: ایرانی‌ها متمدن‌اند). این‌ها از اول تاریخ اهل تمدن بودند. خیلی درگیر ژست و فیگورهای تمدنی‌اند. یمنی‌ها چون بادیه‌نشین بودند، این فیگورها را ندارند. بعد، آن‌ها حکومت دارند، این‌ها ندارند. خراسانی، ایرانیان حکومت دارند. یمنی‌ها حکومت ندارند. این‌ها چون حکومت دارند، به کنوانسیون‌های بین‌المللی باید متعهد باشند. آن‌ها تعهدات را ندارند. تحلیل‌های کورانی مال سی سال پیش است. یمنی‌ها مذهبشان چیست؟ ببخشید، زیدیه. چند تا امام قبول دارند؟ پرچم این‌ها هدایت‌بخش‌تر است. فتح مکه توسط یمنی‌ها صورت می‌گیرد. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، وقتی تشریف می‌آورند مکه – روایت ماست، فراوان – سنی که حضرت از آنجا درگیر می‌شوند با آل فلان که روایتی دارد. آل فلان ضعیف شده در حکومت حجاز. از سفیانی درخواست می‌کند که بیایند کمکش کنند و امام عصر از سپاه یمانی درخواست می‌کند. سفیانی می‌آید در آن منطقه که بین ترکیه و سوریه است، صورت می‌گیرد. زمین نانو می‌بلعد. ماجرای مفصلی است و یمنی‌ها می‌آیند مکه را فتح می‌کنند. حضرت مکه را که می‌گیرند، حرکت می‌کنند به سمت عراق. *نقطه اول حرکت امام زمان با یمنی‌هاست.* چهار امامی‌اند. به حسب ظاهر نباید جدی گرفت.
بعد ایرانی. ایرانی‌ها (می‌گوید) فلان‌اند. یک مستند خوبی. جشنواره فعلاً اسمش نورونار است، اگر عوضش نکنند. یک دانشجویی از دانشگاه فردوسی، از دانشکده پزشکی‌مان است. این از دانشجوهای عراقی است که آمده ایران، دارد درس می‌خواند. یک بخش افتضاحی از مادر، آن وسط و این‌ها. راهیان نور. سوژه جالبی. نکات جالب این مستند این است که در جنگ ایران و عراق، ایرانیان درگیر شدند در عملیات مرصاد با منافقین. بعد یکی از فرمانده‌های ما در عملیات مرصاد که دارد می‌جنگد، از مرز ما محافظت می‌کند، در کرمانشاه، یکی از فرمانده‌های ما هادی العامری است. کلاً فرمانده حشد شعبی، طَبَق سپاه بدر عراقی. عراقی. ایرانی‌هایی که به پشتوانه صدام دارند حمله می‌کنند به ایران. هادی العامری، عراقی، وایساده دارد از ایران دفاع می‌کند. خیلی چیز عجیب‌غریبی است. واقعاً عجیب‌غریبی است. عراقی‌ها آمدند وایسادند دفاع می‌کنند ایرانی‌ها نیایند انقلاب را ساقط کنند. بخش اصلی ماهیت انقلاب چیست؟ این‌هاست. آینده درخشان مال این بخشش است. نه آن مال اختلاس و کوفت و زهر مار. انقلاب این است. این اسم و رسم و این‌ها ندارد: "ایرانی، عراق". انقلاب اسلامی ایران، انقلاب اسلامی ما. الان اهل سنتی داریم که هزار مرتبه از خیلی از شیعیان اسمی، خاصیتش برای انقلاب بیشتر است. ما ارمنی داریم. دلمان را بگذاریم. ارمنی. بنده خدا حقیقتاً ارمنی نیست. این شهید امام زمان است. این شیعه خالص امام زمان است. اسمش ارمنی است. گیر عناوینیم دیگر. بحث خیلی مهم همین است: اسم این اسرائیلی است، آن یهودی است، این ایرانی است، آن شیعه است، این آخوند است. آیت‌الله. *طایفه عظیمی که روبروی حضرت می‌ایستند اهل علم‌اند.* اهل این لباس. فراوانی دارد.
مسیحی‌ها اولین کسانی‌اند که ایمان می‌آورند. حضرت مسیح در قدس. عراق را که می‌گیرند، حرکت می‌کنند به سمت قدس. نکته جالب. رهبر انقلاب فرمودند که: "به زودی در قدس نماز خواهید خواند." نماز کاری که امام زمان انجام می‌دهد. قبل از ایشان. خود حضرت فتح قدس اتفاق می‌افتد. در بیت‌المقدس. بیت‌المقدس هم غلط. بیت‌المقدس. که حضرت می‌خواهد نماز مسیح آنجا می‌آید که اقتدا می‌کند. به مردم عالم صحبت می‌کند: "تورات و انجیل بوده." "من دارم یا ندارم؟" "همه اقرار می‌کنند که دارید." "لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ." سوره مبارکه مائده است. "نزدیک‌ترین کسانی که مودت دارند به مؤمنین." آینده تاریخ مال مؤمنین است. می‌فرماید: "این‌هایی که مسیح، نزدیک‌ترین قرابت را دارند با مؤمنین." اسم کار ندارد. چرا من از مسیحی‌ها خوشم می‌آید؟ قرآن می‌گوید: مسیحیِ واقعی‌ها. نه مسیح. یک طایفه وسیعی از این مسیحی که الان می‌گویند مسیحی نیستند. ترامپ مسیحی می‌داند، صهیونیست است. مسیحی نیست در واقع. *وصف واقعی مسیحیتی که کشیش دارد، قسیس.* کشیش: "قبول ندارم." دنبال دنیا نرفتند. "من قبول ندارما." بدعت، کلاً دنیا را ول کردند. یک ویژگی خوب: "استکبار ندارند. تکبر ندارند." تکبر ندارد را قبول دارم. به اسم کار ندارم. تو می‌گویی مسیحی. شیعه. شیعه مستکبر باشد، من زیر پا می‌گذارم. حق وایمی‌ایستد. قلدر. غدیر. مراسمی که می‌گرفتند در پهلوی. تحقیق مطالعه کنیم چی بود؟ محرمشان. بعد رضا شاه، محمدرضا. رضا شاه فضا را محدود کردند. دوره محمدرضا فضا باز شد. منبری می‌آوردند، سخنران‌ها را می‌آوردند، مجلس می‌گرفتند، عطایای شاهانه می‌دادند. عید غدیر، محرم. مراسم چه تشکیلات زیارت می‌آمد، زیارت امام رضا. محمدرضا صدام، بالا سر امام رضا. نماز زیارت. زائده ارادت و زیارت امام رضا. به این‌ها مگر خدا کار دارد؟ به موصوف کار ندارد. "وصف تکبر ندارد." این آینده تاریخ مال این‌هاست. مستضعفین، مستکبرین که قرآن دسته‌بندی می‌کند، *روی عنوانی که مال این ماجراست، مال این تکبر درباره حق دارند.* *ذلیلشان می‌کنند.* "من خدایی می‌کنم و آن‌هایی که من را قبول دارند." آینده قطعی تاریخ این است. یا باید واقعیت را بیایی تسلیم، یا درگیر روایت.
موضوع اصلی ماجرا پس چیست؟ آینده تاریخ مال این است. این طایفه. خدا می‌خواهد چه کار کند؟ آدم بسازد. بر آدم‌ها حکومت آدم را صحبت بکنم. موضوع بحث "آدم‌ها"ست. یکی از دوستان، مهندس ملکی عزیزمان مطرح کردند. همه دوستان الحمدالله تیزند. آدم احساس می‌کند بحث هدر نمی‌رود، خدا را شکر. بعضی نکات را که می‌شنود، احساس می‌کند که یک زمینه باز شده که ده قدم جلوتر برویم در بحثمان. این نکته خیلی نکته خوبی بود که: "اصل دعوا سر تعریف انسان است." باریکلا. دقیقاً همین است. انقلاب از دریچه نقلی نیست. یکی از دانشجویان شریف دانشگاه فردوسی، دفتر ما، دانشگاه فردوسی، دوستان انقلاب مسئله دارد. تایمم خیلی کم بود. رگباری شروع کرد حمله کردن. خیلی هم آقا فلان، آقا مخالف آن ولایت مطلقه این است، آن یکی نمی‌دانم چی چی است، این اله، این بله، اینجا اجماع نداریم، آنجا سند نداریم، این نمی‌دانم مقبوله است، فلانی روایتش این جایش مشکل دارد، آن راوی چی چی مشکل دارد. دوست داشتم، بالاخره آدم می‌تواند بیاید بنیاد تخصص و دیگر روبروی تخصص دیگر وایسد. باید اعتماد به نفسی حرف بزنم. خوب است. اشکال ندارد. بخرد. این هم یک روحیه‌ای. شروع کرد رگباری حرف زدن. مزایای عقلی وارد بحث انقلاب می‌شویم، چه شکلی؟ عزیزم، یک عقلی وارد بحث شدیم، از خدا که حالا. من می‌آیم برایتان از امام می‌خوانم. امام مصاحبه‌ای که با، عرض کنم خدمت شما که، روزنامه تایمز دارند. سال پنجاه و هفت. قبل انقلاب. هیجده دی پنجاه و هفت. در پاریس. برایتان آوردم بخوانم. عالیه! انقلاب کردی؟ امام می‌گوید: "خدا. همه. خدا، انسان. خدا کیست؟ انسان کیست؟ رابطه ما با خدا این است. انسان هم این است." برنامه خدا، قدم به قدم آمدیم رسید به ولایت مطلقه. یعنی من خودم انقدر دیگر قائل به ولایت‌فقیه نبودم که در بحث بهش. رفیقی که این را آورده بود، که او خودش انقلابی حزب‌اللهی بود. حرف بزند. اصل انقلاب برمی‌گردد به تعریف انسان.
خدا. خدای در صحنه. یکشنبه‌ها خدا. یکشنبه خدای کلیسایی. حالا از مسیح زیادی تعریف کردم، یکم حالشان را بگیرم. خدا یکشنبه‌ها (می‌گوید) خدایی که در متن کار نیست. یک گوشی سر بزنیم. خدای حاشیه متن. با کدام انسان؟ اصل دعوا سر انسان است. تعریف از انسان بتوانیم دقیق در بیاوریم. در این چند دقیقه که وقت دارم، یک کمی بحث بکنم. خیلی باریکی می‌کشد. انسان صحبت بکنیم. بله. خیلی حال ندارد. یک نوکی هم شنیدم آن وسط‌ها. اصل ماجرا در مورد انسان. آدم خیلی در مورد خدا هم با همدیگر اختلاف نداریم. با دنیا دعوا با سکولارهاست. نه دعوا با آتئیست‌ها. خدا نیست؟ می‌گوید خدا هست. کاره‌ای نیست. انسان هم هست. خدا هست، ولی آدم هم هست. دین هست، ولی عقلم هست. مال متن زندگی‌ام نیست. چه نوع مبانی. اومانیسم. من همه را دارم چکیده چکیده می‌گویم دیگر. ببخشید، جویده جویده می‌شود. بحث مبانی اومانیسم که ختم می‌شود به ساختار سکولار غلط. از انسان شروع می‌شود. از آدم. حجاب. امام خمینی دقیقاً دغدغه‌اش این است. می‌گوید: "من نمی‌گذارم آدم را از آدم بودن تنزل بدهند." "حجاب می‌خواهیم بگوییم کشک. غلط." ورود بحث حجاب ننشسته و نپخته. آدمی که آدم بودن خود را قبول ندارد، نمی‌شود با او در مورد حجاب صحبت کرد. فضای رسانه خیلی فراگیر شده. "بچه دار بشی؟ مگر سگ چشه؟" همه پاک هستند و در خدمت دوستان این سلبریتی‌ها: "در مصاحبه، من سگم سه قلو زاییده." و آن یکی می‌گوید که: "اصلاً برای چی بچه بیارم؟ آنقدری که این وفادار است و به کار آدم می‌رسد و دلسوزی می‌کند، خیلی از آدم‌ها این‌جوری نیستند." گربه. حالا بین علما اختلاف شده، گربه بهتر است یا سگ؟
نگاه دوستان، یک کمی توتالیتاریسم. آخر، عرض کنم که دعوا سر این است. سر تعریف از انسان. انسانی که فرقی با سگ و گاو یا به قول شما مازندرانی نداشته باشد. وقتی با آهن وقتی نداشته باشد. همین بازی‌ها. همه حرف‌ها بازی است. نکات اصلی را بگویم. طولانی نشود. خسته نشوی. چاره‌ای نیست. بحث وقتی استدلالی می‌شود.
کبوترخانه میبد یزد. پارسا، پارسال، یعنی ماه مبارک. احسنت. احسنت. ساختمانی است که آپارتمان‌مانند است. یعنی غرفه غرفه ساخته‌اند. مثلاً اتاق‌های بیست در سی سانت. بعد ده هزار و پانصد هزار تا اتاق، مثلاً شاید داشته باشد. یک ساختمان بزرگی. یک سری دریچه دارد بالایش که این پرنده‌ها شب‌ها در رفت‌وآمدند. شب‌ها تا صبح توی اتاقک‌ها می‌نشستند. می‌خوردند. فضولاتشان لایه می‌کرد کف آن اتاقک. آن مغز زیرک ایرانی. بهترین کود حیوانی. کود کبوتر. روی ماشیناتان ریخته دیگر. می‌سوزاند. تا ته می‌برد. تامین امنیت می‌کرد. جغد و عرض کنم خدمت شما، شاهین و این‌ها هم نمی‌آمدند توی آن ساخت. وضعیت گرمایشی و سرمایشی هم هوایش معتدل بوده در طول سال: زمستان‌ها گرم بوده، تابستان‌ها خنک. یزدی که هیچی ندارد، امکانات و منابع مثل مازندران. با مازندران در یزد از ایران نان می‌خورده. کود کبوتر. کبوترخانه میبد من را یاد تمدن غرب می‌اندازد. نظمَش، امنیتش، رفاهش. هیچ مشکلی هم ندارد. خیلی چیز خوبی. *آدم مُنی تو.* کبوتر مُنی. اینجا بشین. من جاتو می‌دهم. کود می‌کنم. من منتظرم هستم. هر چی می‌گویم، منتظرم یک پاتکی بعدش بیاید. دفعه بعد جلسه. در جلسه ممکن است وقت بحث بکنیم. بحث پخته می‌شود.
تعریف از آدم وقتی این شد، به تعبیر مرحوم صفایی حائری: "گاوداری مدرن." گاوداری انسانی که از همه دارایی‌اش یک دهان می‌خواهد با یک معده با یک سیمی که از آن بالا برسد زیر شکم. اضافیه. مسکرات برای چی اینقدر رایج است؟ اواخر دیگر نفهمید. رفته بودیم بله، ایتالیا به نظرم. یا مسکو. فرمودند که طرف ایتالیایی بوده. ایتالیا رفته بودند. شک. با یک آقای ایتالیایی من مواجه شدم در ماجرایی که مال دهه شصت سفر اروپا هم رفته بودند ایشان. آقای پیرمرد ایتالیایی بود. ایران، ایران که جنگ با عراق و این‌ها را دارد. گفتم: بله. پیرمرده گفته بود که: "آره، جنگ خیلی چیز تلخی است. من جنگ را تجربه کردم. خیلی سخت است حرف بزنم. جنگ جهانی دوم. ما ایتالیا بودیم. خیلی سخت بود." "از جنگ چی یادت است؟ چی خیلی بهت سخت گذشت؟" برگشت گفتش که: "ما در جنگ یک روزی بمباران کردند عرق‌فروشی سر کوچه‌مان را." گفته بود که: "من دو هفته مجبور شدم به جای عرق، آب بخورم." مگر آدم قورباغه است آب بخورد؟ مسئله اصلی اینجاست. بقیه حرف‌ها دیگر اصلاً نمی‌رسد آدم بهش. انقلاب و آینده انقلاب و اتفاقات و اطلاعات انقلاب. همه دعوا انسان چیست؟ انسان اگر تعریف شد، بقِیه‌اش هم در می‌آید. فردا ان‌شاءالله بیشتر صحبت می‌کنیم. رابطه انسان با قانون چیست؟ الان فقط فهرست بحث را بگویم که بدون پرداخت صحبت بکنیم. نقش قانون در تربیت و جهت‌دهی به انسان که کدام‌وری برود. یک کمی هم در مورد مدل‌های قرآنی تربیت انسان. مدل موسی و مدل فرعون. یک مدل خیلی مهمی است و محل مطالعه است. قرآن خیلی نظر جامعه با فرعون، خیلی جامعه منظمی. این بخش آخر را بگویم. فقط برای فردا بماند. جامعه فرعونی خیلی جامعه منظمی. مردمی که با فرعون بودند، همان مردم بودند که با موسی بودند. مردم فرعون اهرام ثلاثه ساختند. مردم موسی هیچی. منظم‌اند. کار می‌کنند. سه شیفت. فرعونی باشد. چون کنترل، کنترل بسیار دقیقی که الان در نظم نوین جهانی. Order، Order از آن واژه‌های خیلی کلیدی است. Order در عین حال که معنای نظم دارد، معنای دستور هم دارد، معنای قانون هم دارد. آنی که نظم می‌دهد، قانون است. کنترل جامعه‌ای که قرار است در حد گوسفند زندگی بکند، کار سختی نیست. مدیریت گوسفندان. کار سختی است؟ اعتراض می‌کند، مثلاً شورش می‌کند. تفرقه می‌افتد. اختلاف. جنگ داخلی. کج‌روی. اختلاس. اختلاس بکند. فساد مالی. آدم بکند. حرف از آدمیت که مطرح می‌شود، شاخ می‌شوند. برای خود موسی غرق شده، شاخ می‌شوند. تازه اول دعوا، درگیری، کتک‌کاری، مشکلات اینجاست. آینده انقلاب آدم‌های فرعون باشی، آدم‌های موسی باشی.
مَسیِر در فرج امام عصر تعجیل بفرما. قلب نازنین حضرتش از ما راضی بفرما. و صلی الله علی سیدنا محمد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات آینده انقلاب

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00