‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابیالقاسم المصطفی محمد (صل علی محمد و آل محمد) و آله الطیبین الطاهرین. لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
خدا را شاکریم که توفیق مجددی عنایت فرمود تا بتوانیم دوباره محضر شما عزیزان باشیم. ماه رمضان پرخاطرهای را محضر عزیزان گذراندیم و خصوصاً یکی از خاطرات جالب و عجیب، پیشگوییهایی شد که ماه رمضان عرض شد. من نمیدانستم که میشود از پیشگویی بدبختی مردم نان درآورد؛ پیشگویی بکند که چند ماه بعد همه بدبخت میشویم و خلاصه با همین آدم بتواند اعتبار کسب بکند. جمع شماها گفتیم ۳۰ درصد، آن هم انشاءالله دل شما به دست بیاید. انشاءالله باب میشود. بله، حالا از این جهت که ما یک سری حرفها زدیم در مورد دلار و سکه و اینها و دوستان دیدند که محقق شد، دیدند که ما دست به پیشگویی خوبی داریم. گفتم خب پس کلاً بیا کنترات بردار، آیندهی انقلاب را بگو. دیگر ببین چی.
عنوان بحثی که گذاشتند: «آیندهی انقلاب اسلامی». معلوم نیست که چقدر خوب دربیاید. انقلاب اسلامی و آینده. حرف زیاد است. در این چند جلسه که قرار است خدمتتان باشیم و وقتمان هم محدود است، خیلی سعی میکنم که فشرده، یک سری نکات عرض بکنم. نکات بسیار مهمی هم هست. سؤال و شبهه و بحث هم زیاد است؛ هم در دانشگاه، هم در مشهد، هم قم، هم تهران، هم مازندران. دائماً مواجهیم با این مباحث که آقا وضعیت چطور میشود؟ تا کی قرار است اینطور باشد؟ چیزی دیگر از مملکت نمیماند؟ چیزی از دین مردم نمیماند؟ چیزی از اقتصاد نمیماند؟ نگرانیها زیاد است. در مورد اصل انقلاب، در مورد اصل اسلام، وضعیت مردم، وضعیت مهاجرتی که الان پیش آمده. در کشوری هم که ویزا را برداشته بود، دارد ویزا را دوباره برمیگرداند. بس که تا این تاجیکستان و کجا و اینور و آنور، سیل مهاجرتی که دارد اتفاق میافتد و میروند و برنمیگردند، اینها هست. اینها آمارهایی است که آدم خبر دارد و واقعاً هم تأسفبار.
حرفهایی که میخواهیم بزنیم، من سعی میکنم که حالت شعاری نداشته باشد. سبک ما هم دوستان آشنایی دارند. فضای تحلیلیمان در مورد انقلاب و اینها با فضاهای امنیتی رایج خیلی متفاوت است و نوع نگاهمان به اصل انقلاب و اینها، یک نگاه نرمافزاری است، نه نگاه سختافزاری. معمولاً تحلیلها از باب سختافزار است. من که کارکرد انقلاب در حوزهی سختافزار چه بوده – البته خوب است، حالا من نمیخواهم نفی بکنم – ولی ما فضایمان این نیست. لبنان چه کردیم و نمیدانم نیجریه چی شده و میانمار نمیدانم چیچیه و هلال شیعی و نمیدانم فلان و این حرفها و این تحلیلهایی که مطرح میشود که نان و آب نمیشود و کسی هم با این قانع نمیشود.
خود خداست. اصل صحبت خود خداست در مورد چیز دیگر. میخواهیم در مورد خدا صحبت بکنیم. خدا برنامهاش برای خودش چیست؟ خدا برنامهای که برای آینده برای خودش چیده چیست؟ خیلی کار با انقلاب اینها هم نداریم. حضرت عبدالمطلب به آن سپاه ابرهه گفتش که من آمدهام شترهایم را بگیرم. انقلاب و اینها خیلی صحبتی نداریم. چی میشود و چکار باید بکنیم؟ داخلی ما بحث اینجوری نداریم. پیام میدهند، صحبت میشود. اینها. خودمان بیشتر در معرض خطریم. حضرت امام و رهبر انقلاب هم خیلی نسبت به انقلاب اینجور واهمه و ترس و نگرانی نداشتند. بیشتر نگرانیها چیزهای دیگری است. در باید با همدیگر صحبت بکنیم. مسائل دیگری هست که نگرانکننده است. معمولاً به آن توجه نمیشود. بیشتر صحبت در مورد آینده است. حالا آیندهی انقلاب؟ دربارهی آینده صحبت بکنیم آینده چی میشود. قبلاً گوشههاییاش را با همدیگر یک روزی صحبت کردیم لو قرآن. بحثمان را پیش ببریم. آینده چی میشود؟ آیندهی ما، آیندهی جامعه.
ببینید، انقلاب اسلامی یک در واقع یک پلتفرم برای گفتمان فکری میشود. انقلاب اسلامی درسته، یک محتوایی، یک قالب پیدا کرده، اسمش را گذاشتیم انقلاب اسلامی. محتوایش، محتوای دینی و ایدئولوژی شیعی و اسلامی. قالبش هم یک جمهوری است، جمهوریتی است با رأی مردم. ارکان عرض کنم که بنیانهای نظام توسط مردم همهاش از صفر تا صد انتخاب شده، یا مستقیم یا غیرمستقیم. این قالب. اصل دایره را بچینم بعد وارد بحث متفرقه میخواهم طرح سؤال بکنم بعد وارد بحث بشویم. در مورد فرم انقلاب صحبت میکنم. محتوا هم خیلی صحبت. عنوان بحث «آیندهی انقلاب» است ولی خیلی در مورد انقلاب ما بحثی نداریم. در مورد آینده، آیندهی این دو تا. یکی جامعه که آخرش به کجا میرود؟ یکی دین که آخرش به کجا میرود؟ فهمیده شد؟ آیندهی انقلاب هم تقریباً فهمیده میشود چه اتفاقی میافتد. یکی اینکه چه بلایی سرش بیاید؟ چه اتفاقی برایش بیفتد؟ نمیدانم، اگر موافقی ببریم؟ دیدید این پارچهفروش؟ پسندیدی ببرم؟ پسندیدید که برش بزنیم؟ همین را وارد بشویم. موافقی؟ صلوات بفرست.
وقتمان هم چقدر. در مورد آیندهی دین و جامعه، یک آیهای داریم، جفت اینها را ترکیب کرده؛ گفته: «من اول با قرآن دارم شروع میکنم. اشتباه نکنید، بحث من قرآنی نیست. من بعداً میخواهم حرفهای کفرآمیز بزنم.» کتاب خیلی خوبی امسال چاپ شده از آدام آلتر؛ کتاب «لطفاً زامبی نباشید». امسال ترجمه، امسال و چاپ ۹۷ هم هست. کتاب فوقالعادهای است. عالی. این کتاب، حالا من در مورد این کتاب حرف زیاد دارم. اصل کتاب، محتوایش در مورد اعتیاد به فضای مجازی ولی یک جامعهشناسی و تحلیل خیلی دقیق و عمیق دارد نسبت به وضعیت فعلی آمریکا که من روی این میخواهم بحث بکنم. بحثهای عرض کنم عرض کردم، ما بحثهای نگاه امنیتی اینها نداریم. مثلاً «آمریکا رو به افول است» و نمیدانم «در منطقه ما زمینگیرش کردهایم» و اینها، نمیخواهم این حرفها را بزنم. خود این کتاب یک تحلیلهای فوقالعادهای میدهد. حالا این آیه: سورهی مبارکهی نور، آیهی ۵۵: «وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا صالحات لیستخلفنهم فی الارض». خدا وعده میدهد به آنهایی که ایمان دارند و عمل صالح دارند. حتماً اینها را در زمین خلیفه میکند. کیها را؟ آنهایی که ایمان دارند و عمل صالح دارند. برای اینها تمکین میکند، ایجاد مکنت میکند نسبت به دینی که ازش راضی است. این آخر دین. آن دینی که ازش راضی است، آخر یک روزی همهجا را میگیرد.
جامعه چی میشود؟ «و لیبدلنهم من بعد خوفهم امناً». هرچه هم نسبت بهش ترس دارند، برطرف میشود. جامعه به امنیت مطلق میرسد. علامهی طباطبایی ذیل این آیه خیلی نکات فوقالعادهای فرمودهاند. یکی از نکاتی که عمداً گفته، یعنی هر آنچه که از امنیت بشود تصور کرد، ایجاد میشود. امنیت اعتقادی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی. هر آنچه که بتوان تصور کرد، ایجاد میشود. ولی با چه شاکلهای؟ دینی که ازش راضی است. پس میشود یک دین هم میماند. آنهایی که ناراضیاند، این قلابی و مندرآوردی همه جمع میشود. بعد آخر چه اتفاقی میافتد؟ «یعبدوننی لا یشرکون بی شیئاً.» آخر اتفاقی که میافتد این است که فقط من پرستیده میشوم، شریک دیگر ندارد. نکته خیلی خوبی است اینجا. آخرش همهچیز درست میشود. آخر همه کار میافتد دست من! خب اینکه اصلاً اصل دعوا سر این است. دست من. صحبت بکنیم که چه شکلی مدیریت میکند. آخر کار میافتد دست خدا.
آیندهی انقلاب بند به این که کار دست خدا بیفتد. چه خاصیتی دارد؟ بشارت. مثلاً الان دلمان خیلی گرم شد. ماها خیلی انرژی پیدا کردیم. یک روزی میآید فقط خدا پرستیده میشود. بله. جا بندازم. ما مسئلهمان این نیست که خدا میخواهد پرستیده بشود یا نشود. خیلی ربط به جیب، زندگی و امنیت و اینهامان ندارد. درسته آقا مثلاً خوب جا انداختم. خدا میخواهد پرستیده بشود یا نشود، خیلی فرقی به حال من نمیکند. در حالی که طرح مسئلهای که خدا میکند این است: «مشکل آن روز حل میشود که من پرستیده بشوم فقط. مشکل حل میشود.» بله، میآمدیم از آدرسهای خیلی مشکل. هر جا که میرسیدیم قبلاً اینجوری بود، بعد این نرمافزار جدیدی که الان آمده، «وز» (Waze). اپلیکیشن «وز». رفتم اسم آوردیم، حمله کردند به ما. حالا شما فکر کنید ایرانیاش را دارم میگویم. ایرانیاش بامزگیاش به این است که کلاً چپ و راست برعکس میگوید. یعنی از نگاه خود آن خانم که آن توست، دارد میگوید. میگوید «برو راست»، منظورش این است که «برو چپ». خیلی مرتب و تر و تمیز، با اینکه امروز می آمدیم از قم دوباره میخواست دعواها شروع بشود، آدرس عجیب و غریبی هم به ما داد که در عمرمان یکبار هم نیامده بودیم. از گرمسار، از گرمسار از توی کوهها انداخت، آورد فیروزکوه. از آنجا راهمان یک ساعت کلاً کمتر. عجیب و غریبی هم بود. یعنی من به عمرم اصلاً این مناطق را ندیده بودم.
متون تعبد داریم نسبت به این هر چی میگوید. تصادف خیلی ناجوری هم یک شبی کردیم سر همین آدرسی که برو چپ رفتیم. بعد عرض کنم که ما خیلی به این تعبد داریم. در راه اول که راه افتادیم گفت: «آقا اینجا برو آنجا.» رفتیم سر از یک راه دیگر درآورد. این دارد میگوید مستقیم برو، این میگوید برو راست. برو از وسط جادهی گرمسار درآورد و بنده خدا میخواست بگوید. بامزگیاش به این بود. این یک تیکه قائمشهر را میخواستیم تا آدرس اشتباهی اشتباه داشتیم میرفتیم. یک مرجع واحدی که صلاحیت دارد برای ابراز نظر، مسیر را میشناسد. مستقیم میآیی، هم دعواهایتان برطرف میشود. بله، این نرمافزار Waze، اپلیکیشن قرآن این شکلی است. مختصات همه را دارد و بعد بهت میگوید: «از اینجا تا اینجا میخواهی بروی مسیرش اینهاست.» حالا یک ماجرای مفصل.
اتفاقی که میافتد این است. یک ماهواره است. همه اطلاعات را دارد. دادهها، دیتا را گرفته. همه را. الان وضعیت ترافیکی چه شکلی است؟ کجا شلوغ است؟ کجا برف آمده؟ دو کیلومتر جلوتر تصادف شده. اینقدر ترافیک. اینجا پمپبنزین است، آنجا پمپ گاز، اینجا رستوران است، آنجا مسجد. همه را خبر دارد. کجا میخواهی بروی؟ اگر همه با این بیایند، کسی تصادف نمیکند. دور بزن بهتر است. این اتفاقی که دارد میافتد در عرصهی رانندگی. خوشحالند. حالا خود وضعیت کیفیت جاده البته یک بحث دیگر. وقتی با این میآیی، با این دیتا وقتی میآیی، دیگر مشکلی نداری. «یعبدوننی» یک جا را وقتی همه بگیرند باهاش بیایند، به نتیجه میرسند. آخری که اتفاق میافتد این است. همه میرسند به این نرمافزار. همهی عالم جامعه با این اداره میشود. همهچیز مرتب.
آقا نظم، تکنولوژی اینها را قبول ندارید؟ چرا؟ بد است؟ نه، مشکلش چیست؟ خیلی جالب است. در این کتاب «لطفاً زامبی نباشید»، اول کتاب دارد. کل کتاب نوشته برای تفسیر یک جمله. میگوید: «هیچ وقت نشئهی چیزی که خودت ساختهای نشو.» این جمله فوقالعاده است. خیلی این جمله قشنگ و توضیحات میدهد. میگوید که ژانویه ۲۰۱۰، تفسیر قرآن، تفسیر قرآن میخوانم. تفسیر قرآن است؟ خبر ندارد بنده خدا. استیو جابز در یکی از رخدادهای شرکت اپل – این صفحهی اول کتاب است – از آیپد، ۹۰ دقیقه استیو در مورد آیپد صحبت کرد و گفت: «هرکی این را ندارد، بدبخت مفلوک خاک بر سر، بمیرد. شهروند به حساب نمیآید.» کلی صحبت که «تجربهی باورنکردنی برای ایمیل کردن. معرکه از تایپ کردن باهاش. رویایی.» و اینها. میگوید که همهی اینها را که گفت، استیو جابز در تمام عمرش اجازه نداد هیچ کدام از بچههایش آیپد داشته باشند. بعد چند نفر دیگر اسم میآورد. عرض کنم که میگوید که جابز به نیک بیلتون گفته بود که ما در خانه استفادهی بچهها از تکنولوژی را محدود میکنیم. آیپد را هم که مطلقاً اجازه نداده استفاده بشود. ایوان ویلیامز، بنیانگذار بلاگر، توییتر و مدیوم. بچههایش توی توییتر بروند و آیپد هیچ وقت برای بچههایش نخرید. اصلاً گوشیهای تاچ بچههایش نداشتند. فقط کتاب میخریدند. از این موارد را فراوان ایشان اسم میآورد.
بعد میگوید که یک اتفاقی دارد میافتد. آن هم این است: اینهایی که تکنولوژی دستشان است و مولد تکنولوژی. من الان آخوندیاش که میآید یکم ذهنیتها را خراب میکند. روایت دنیا میافتد. این است که همه دارند برنامه میریزند که چه شکلی با تکنولوژی، جمعیتی را سر کار بگذارند. حرف این کتاب زامبی هم که میگوید در کتاب همین است. مولد یک تکنولوژی چون میدانند که حرف اینها، ببینید الان من میگویم: «آقا دارد، شما نگاهتان ضد مدرنیته است.» روایت میکنم. مدرنیته اصلاً فلسفهاش این است: روش سرکارگزاری مردم. ایجاد اعتیادهای نوین. ایجاد اعتیادهای نوین. روشهای تقدیر. روشهای صنایع ورزشی همین را میگوید. در مورد صنایع رفاهی و تفریحی همین را میگوید. صنایع ارتباطی همین را میگوید. تکنولوژی. تکنولوژی برای این است که یک مشت آدم، دقت این چند جمله را داشته باشید. اینها خیلی کلید است. یک مشت آدم مینشینند برنامهریزی میکنند چه شکلی با سر کار گذاشتن مردم، پول در بیاورند. یک عده پولدار میآیند، یک عده را مشغول میکنند.
میخواهید از گزینهی ۵۵ استفاده کنید. تماس تلفنی استفاده کنید. این حرف به نظرتان حرف جالبی نمیآید؟ آفرین. خود او خواهش و خوانش. سرگرمیام. ایجاد سرگرمیام. آن هم باز یک رسانه. یک چیزی را بولد بکند، هایلایت بکند: «به این توجه کن.» نداشتن این انگار محرومیت از یک امتیاز شهروندی است. یک محرومیت به حساب میآید در جامعه. یک کسر امتیاز به حساب میآید. «من آیپد ندارم.» «من تلگرام ندارم.» «من پیج اینستا ندارم.» «من حساب در مثلاً گوگل ندارم.» نداشتن اینها خودش یک عامل تحقیر است. «دوستدختر ندارد تا ضا محضر شما دانشگاه» که دیگر فاجعه است. فاجعهی ارتباط. این تجربه ندارد ارتباط با جنس مخالف. قبول کنی تجربه نداشتن یک جوری سلب امتیاز، کسر شأن. شأن ایجاد شأن بسیار مهم است در جامعهشناسی و رسانه. «ایجاد شأن». «در شأن من نیست.» «او در شأن من هست.» اینها ربط دارد یا ندارد به نظرتان؟ روز آخر، دقیقهی آخرش فهمیده میشود که این سریال، فیلم چی بود. خاصیتش چیست؟ آیندهی انقلاب اسلامی که نه، آیندهی دین و جامعهی دینی بند به این حرف. جریانی که با هم درگیرند سر اینکه جامعه را دست بگیرد. کاری که دارد میکند همین است. ایجاد شأن میکند. ایجاد اقتضائات میکند. ایجاد شمع میکند. بعد خواهش ایجاد میکند. خواهش، خوانش ایجاد میکند. خوانش هم گفتمان است. بعد حالا دیگر تکنولوژی در خدمت این است. علم در خدمت این است. صنعت در خدمت این است. یک بخش ماجرا.
خیلی پرت و پلا گفتم امروز. چی میخواهم بگویم اصلاً؟ یک جمعبندی بکنم برای فردا. چی شده؟ کاری که دارد رخ میدهد، یک عدهای دارند یک عده را مدیریت میکنند. سرگرمی یک سیر دورانی هی دارد تند میشود. دوپامین ترشح میشود. طرف لذت میبرد. آن مقداری که لذت میبرد، ارضا نمیشود. دوزش میرود بالاتر. پژوهش میکنند. دانشگاه، یعنی جایی که تو صلاحیت داری که پژوهش کنی که یک همچین خروجیِ جامعهای است. یک مدل اداره است. در دنیا دو مدل اداره داریم الان. یک مدل این است که فراگیر است. یک مدل دیگر نه، بر محور حقیقت. بازی در بیاورم. سرگرم کنم، واقعیت. این گفتمانی که انقلاب اسلامی دنبالش است. موافق باشم. انقلاب اسلامی که الان داریم، ممکن است ۸۰ فاصله داشته باشد. انقلاب ازش در آمده. آن ریشه با این نظام درگیر است. درسته؟ این نظامی که یک مشت آدم قوی و یک سلسله. سلسله رشد میکنی به تناسب چی؟ رشد میکنی به تناسب قدرت. اتفاقی که آخر عالم میافتد این است که این سلسله از هم پاشیده میشود. یک نظامی، نظمی شکل میگیرد. نظم نوین جهانی که روی دلار هم نوشته نظم نوین جهانی. یک نظم جدیدی شکل میگیرد. این بر محور عدالت است. بر محور حقیقت.
ببخشید طولانی شد. یک جمله دیگر اضافه که فردا چی میخواهم بگویم. آیندهای برسیم، چه سیری را باید طی بکنیم. از این منظر به نظرم تا حالا من ندیدهام انقلاب اسلامی تحلیل بشود. خیلی مهم است. اصلاً جایگاه انقلاب نسبت به این ماجرا چیست؟ آیندهای که باید شکل پیدا بکند و قرآن گفته قطعاً اتفاق میافتد. نقد کردند. اصل نظام در خطر است و فلان. اینها را دیگر نداریم. فردا بیشتر بحث بکنیم. ببخشید.
میگویم، جانم؟ نظام حرکت کند، باید مخدر مصرف کرده باشد. جامعهی جهانی امروز مسخ یک سری لذتهای مالی شده. شما این را میخواهی از این اعتیادش در بیاوری، ابتدا باید... نه، من اصلاً از این بحثهای نظری کاملاً فراریام. کاملاً وارد راهکار میشویم. وارد ساختار میشویم و این را هم بگویم که مشکل اصلی، چالش اصلی در سبک زندگی است. انشاءالله بحثش خواهیم شد.
خدایا، در فرج امام عصر تعجیل بفرما. قلب نازنین حضرتش از ما راضی بفرما.
در حال بارگذاری نظرات...