‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد طیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.»
خب به روز موعود رسیدیم؛ نهایی بحثمان و احتمالاً روز جنجالی بحث که قرار است بحثهای قبلی به نتیجه و جمعبندی برسد. انشاءالله که یک کتککاری شیرینی امروز خواهیم داشت. البته اول بحث اجازه دهید پیش برود. از یک جایی به بعد خود بحث خودش را بگوید که: «چون باید رفت، که نه؛ چون باید زد، شروع میشود.»
من یک جمعبندی بکنم از صحبتهای قبل. گفتیم که مدل حضرت موسی با مدل فرعون تفاوتش در این است که یکی درش عبودیت خدای متعال مطرح است، انسان هویتش به عبودیتش است و این انسان باید با پای خودش برود و با عقل حرکت کند. در یکی دیگر، عبودیت فرعون مطرح است و دیکتاتوری، جباریت عقل و اتفاقاً باید از کار بیفتد. «فَاْسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ»؛ نباید بفهمد. باید مشغول لهو و لعب، مسائل این شکلی باشد که نفهمد یا اگر هم فهمید و خواست اقدامی و واکنشی داشته باشد، حذف میشود، با برخورد صلیبی حذف میشود. این مدل فرعونی است و مدل موسی «عبدالله» پرورش است.
قرآن هم دو جریان را گفته: جریان «ولایت الله» و جریان «ولایت طاغوت». این چیزی است که قرآن فرمود. پس ما مسیرمان مسیر عبودیت به سمت توحید است. اگر جامعه خواست به سمت خدای متعال حرکت بکند، نیاز به چه چیزی دارد؟ یک نظام اعتباری الهی، شریعت؛ بر مبنای شریعت حرکت بکند. گفتیم دعوا سر بندگی کیست؟ خدا باشد؟ دعوا سر ربوبیت است، سر الوهیت. موسی میگوید: «ربمان الله»، فرعون میگوید: «رب شما منم.»
خب، این دیکتاتوریهای فردی... امروز احتمالاً آدرس باید بدهم چون وقتمان کم است. التماس میکنم عزیزان مطالعه کنند. خواهش میکنم، دست و پایتان را میبوسم، این آدرسهایی که میدهم را مطالعه بفرمایید، ملاحظه بفرمایید. خیلی مطالب داریم. مرحوم علامه طباطبائی، جلد 4 تفسیر المیزان، آیه آخر سوره مبارکه آل عمران، 70 صفحه آنجا بحث دارد. این 70 صفحه را التماس میکنم مطالعه کنید. فوقالعاده است. در تاریخ اسلام مانند این 70 صفحه نوشته نشده و نوشته نخواهد شد. مال دهه 30، 1332 علامه طباطبائی این حرفها را نوشته. 64 سال پیش، 65 سال. علامه طباطبائی سال 32، ببخشید 1338، 59 سال پیش. آن وقت ایشان میفرمایند -یعنی قبل از حتی 41 امام و ماجراهاست- دو تا جریان در عالم داریم: یکی جریان بندگی خدا و شریعت. ایشان میفرماید و یکی هم الآن جریان دموکراسی است. آقا غوغا کرده. در مورد دموکراسی خیلی بحث کرده. ایشان، شهید مطهری به وجد آمده. "فلسفه تاریخ" و برخی آثار دیگرش یک کمی در مورد این مطالب علامه بحث کرده. یک انتقاداتی هم البته شهید مطهری دارد؛ آن هم این است که آقا چقدر جمعوجور گفتی، مختصر گفتی، توضیح ندادی! بعضی جاهایشم گفتی: «در آیات دیگر توضیحشان میدهم.» آنجا هم توضیحش را ندادی. یک چیز عجیبغریبی است این بخش از "المیزان" علامه طباطبائی.
در مورد غرب میتازد به غرب و غربپرستها و غربگراها و غربدوستها؛ هر که در مورد غرب هر فضیلتی را قائل است. صداقت دارند اینها؟ نظم دارند؟ بیا، برایت توضیح بدهم: 1، 2، 3، 4، 5. میتازد به اینها. دموکراسی، دموکراسی، تمدن است یا توحش؟ تعبیر علامه: ایشان میفرماید: «دموکراسی پیچیدهترین توحش طول تاریخ است. ما در طول تاریخ به این میزان توحش نداشتیم.» چرا؟ استدلال. خیلی حرف عجیبی است. دهه 30 دارد، از اینجا دارد دعوا شروع میشود ها! انتقاد میکنیم، خدمتان هستم. البته به علامه انتقاد بکنید، من اگر حالیام بشود چیزی بفهمم از علامه جواب میدهم انشاءالله.
ایشان میفرماید که دیکتاتوریهای قبلی اصلاً دیکتاتوریهای قبل سوءتفاهم بود. دیکتاتوری یک فرد بر جامعه بود. یک کسی میشد رئیس، دعوت میکرد به عبودیت خودش. یک فرعون داشتیم در طول تاریخ. پیش نیامده 80 میلیون فرعون، 100 میلیون فرعون، 300 میلیون فرعون. بقیه را بد میگوید: «دموکراسی، دیکتاتوری یک ملت بر ملل است.» چه دارد میگوید؟ خیلی عجیب است این حرف. ملت، هر چه اکثریت گفت. اگر 300 میلیوناند، 200 میلیون یک چیزی میخواهند، 100 میلیون یک چیز. آن 200 میلیون حرفشان غالب میشود بر آن 100 میلیون.
یک بخش دیکتاتوری، بخش بعدی: هر ملتی که ضعیف است، خورده میشود. ملت ضعیف خورده میشود. من میشوم ابرقدرت، من میشوم هژمونی. باید تسلیم بشوی، باید ببندی، باید قبول کنی. ببینید ونزوئلا را این ایام. خیلی جالب است دیگر. گفتند که از وقتی که مادر چاوز را بغل کردند، دیگر ونزوئلا روی آرامش به خودش ندید. ونزوئلا را ببین. خیلی جالب است. یک کشوری، آن هم درگیریاش با نظام سلطه درگیری خیلی همهجانبه نیست. یک سری ابعاد. خیلی نفت. بیشتر ماجرا. انتخاباتش را هم که میخورند، میآیند آن یکی را میآورند بالا و بعدش میکنند رئیسجمهور. چه ماجراهایی که درنمیآورند. چرا؟ «میتوانم.» «میتوانی؟» «وایسا.»
جنگ قدرت فقط. دیگر دعوا سر فرد نیست. دیگر اینجا صدام حسین و نمیدانم اینها، فرعون و اینها، ترامپ و اینها نیست. ترامپ، اوباما این را ندارد. یک ملت است، یک مملکت است، یک حکومت است، یک ساختار. ساختارهای دیگر را میبلعد: نظام سلطه.
طباطبائی ایشان میفرماید: «دموکراسی یعنی این. زندگی اجتماعی اینها با همدیگر خیلی خوب است.» بله، من قبول دارم. خوب بلدند با همدیگر در این ساختار زندگی کنند. همه با هم میبندند، بعد همه با هم مرتب میخورند. خیلی حرفهای تندی است ها! قبول، اینها تند است. اینها دهه 30 گفته.
هنوز نمیشود گفت همه با هم میخورند. بعد با لبخند. همه با هم میدرند، بعد با لبخند مینشینند، میخورند. بعد با نظم میخورند. خیلی مرتب. تقسیم میکنند. شماره بردار. برای ثروتهای شما. از کجا آمده؟ این نیجریههای بدبخت، این آفریقاییهای بدبخت را دریدید. این ذخایر نفتی جاهای مختلف را کندید. معدنهای طلا را همه را بردید. مستعمره پرتغال و مستعمره انگلیس. مستعمره کجاست؟ اینها اسکاندیناوی. اینها جزیره چیچی بگویم؟ انگلیس را. جزیره بزرگ بریتانیا. رسماً این کشور، آن کشور مال بریتانیا است. بریتانیا است. تحت استعمار کانادا میخواهی بروی شهروند بشوی، باید تو سوگندنامه قسم بخوری منافع ملکه انگلیس را تأمین میکنی. آقا کانادا اینجاست. ببخشید! اشتباه نمیگویی؟ داداش داری اشتباه میزنی. اینجا آمدم کانادا میخواهم شهروند بشوم، سیتیزن بشوم، تعهد بدهی! انگلیس هم که وضعیتش روشن است دیگر. خوردن و بردن. ولی محترمانه خوردن. ثروت پیدا میکند کشور، بعد خیابانهایت را قشنگ آسفالت میکنی، پهن میکنی. آپارتمان اصلاً نمیخواهد، همه را ویلایی میسازی. پول داری دیگر. نفت یک جای دیگر بدبخت. خیلی شیک و شکیل و مرتب و تکنولوژی پیشرفته.
دعوا کنیم جلوتر. امروز مهربان شدید با من. همه ساکت و آرام. نمیدانم این آرامش قبل از توفان است. همه با هم میخواهید بزنید من را. از من ناامید شدید؟ امید ندارید به اینکه آدم بشوی با این حرفهایی که داری میزنی. نمیدانم حالا انشاءالله. شاید. شاید این هم یکی از عوامل عالم. تقسیم میشود به اینکه یا باید زور بگویی... ما اصلاً انقلاب اسلامی را، اولاً حیاتیترین حرف انقلاب اسلامی چیست؟ حیاتیترین حرف انقلاب اسلامی چیست؟ انقلاب اسلامی، مبانی و گفتمان انقلاب: استقلال، آزادی. اصلیترین جمله این است: امام: «نمیخواهیم نه گرگ باشیم، نه میش. نه سلطهگر، نه سلطهپذیر.» ما مناسبات و محاسبات را میخواهیم عوض کنیم. این دستگاه را قبول نداریم. این تقسیمبندی در عالم را قبول نداریم. یا باید با من باشی، زور بگویی، زور بشنوی که باز با من باشی. چطوری میشود دستگاه جدایی؟ لذا تو مقایسه انقلاب، انقلاب را با هیچ جای دنیا نباید قیاس کرد.
مفصل انشاءالله صحبت میکنم. پیشرفتی را که الان تا الان اگر قبول داریم که تا حالا پیشرفت کردیم را باید پیشرفت قهری بدانیم یا نه در موردش صحبت میکنم امروز انشاءالله. جمهوری اسلامی را با هیچ جای دنیا نمیتوانی قیاس کنی. شرایط ما شرایط برابری نیست. وحدت مقسّمی نداریم به اصطلاح فلاسفه. تو موقعیت برابر نیست. بله، تو این میدان. این آن قدر دوید، آن یکی آن قدر دوید. ولی یکی تو آب است، یکی روی زمین. این را که نمیآیند قیاس بکنند. دویدی. فضایش چه فضای دیگری است؟
ما الان در عالم هیچ کشوری معادل و همجنس خودمان نداریم برای اینکه در عالم همه کشورها، همه ملل به دو دسته تقسیم میشوند: یا دارند زور میگویند یا دارند زور میشنوند. استقلالی در عالم نیست. یا روی این سوار است یا دارد سواری میدهد. همه به هم بندند. یک جامعه بینالملل است. این دارد سواری میگیرد، آن دارد سواری میدهد. یکی از این سیستم آمده بیرون. "سواری میدهم، نه سواری میگیرم. باهامم خودم خوبم به شرط اینکه تو کار من دخالت نکنی، زور نگویی." ببینید، ما مظلوم نمیشویم به چه معناست. نه یعنی شما ظلم به من نمیکنی. تکویناً نمیگذارم ظلمی به من برسد. من زیر بار ظلم نمیروم. شما وقتی خواستی زیر بار ظلم نروی، طبعاً ظلم میبینی. دو تا معناست. ببینید، یک وقت میگویم مظلوم نیستم یعنی نمیگذارم به من زور بگویی. وقتی که نمیخواهم زور بشنوم، طبعاً یک آسیبهایی میبینم. یک ظلمی بهم میشود. ما الان مظلومترین کشور دنیاییم. هیچ کشوری مثل ما بهش ظلم نشده. پذیرفتیم یعنی تو این ساختار خودمان را وارد کردیم. ظلمی که میخواهی به من دیکته بکنی، من آوردهام جزو مبانی خودم کردهام، سیستمم را بر اساس ساختهام.
مظلوم نیستیم. نه اینکه دارند به ما ظلم میکنند با زور گفتن، کشتن. "نرفتم" دو تا معناست. استقلال شما. باید ما را با خود ما قیاس بکنی. انقلاب گفته: آقا من میخواهم زور نگویم، زور هم نشنوم. با این ایدئولوژی ساختار میسازم. شما باید ببینی که این ایدئولوژی تو هر بخشی از ساخت. بله، درست است یا غلط؟ ما هرجایی که مستقل شدیم، پیشرفت کردیم یا عقبگرد کردیم؟ نظر شما چیست؟ پیشرفت کردیم از کجا؟ امروز زود شروع کردید.
بسته، دیگر را عرض کنم که: قرآن میفرماید: «لا تظلمون ولا تظلمون.» نه ظلم کنید. «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ.» آیات فراوان. این بخش از مبانی انقلاب را بگویم. «أَذِلَّةً عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةً عَلَى الْكَافِرِينَ». 100 تا آیه میشود که این اصل مبنای انقلاب. امام فرمودند که: «ما همه انقلابمان از توحید در میآید.» خدا گفته: «غیر از من نفرست.» «انْ أَعْبُدُونَا وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ». هرجا پیغمبری فرستادیم: «وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا»، هرجا پیغمبر فرستادیم حرفش این بود: خدا را بپرستید. حالا ما در حوزههایی که به مردم خودمان تکیه کردیم، به مردم خودمان اعتماد کردیم. شعاری نمیخواهم، نه شعاری بگویم، نه شعاری بشنوم. واقعاً بر اساس محاسبه، فرمول. ما الان در فضای علمیمان، فضای علمی مثل نانو و چه و چه و چه. در اینها رشد داشتیم یا نداشتیم به نظر شما؟ نداشتیم. یعنی الان وضعیت ما 40 سال قبل بدتر است؟ در مورد رشد قهری من صحبت میکنم.
آقا این انقلاب بود و نبود، همین قدر رشد میکردم. در مورد این صحبت میکند. اصلش را بگویید که: رشد کردیم یا نکردیم؟ اینکه عوامل رشد بودن فعلاً کار ندارم ها! در مورد آن صحبت میکنم. رشد کردیم یا نکردیم؟ «رشد نکردیم.» «وضعیت علمی رشد نکردیم.» «رشد کردیم.» «از جهت امنیتی رشد کرد.» «از جهت سیاسی وضعیت اقتصادی منفی داشتی.» «اقتصادی ما ضریب جینیمان به نسبت قبل از انقلاب خیلی کمتر شده.» اینها آمارهایی است که مشخص است، واضح. یعنی مثلاً یک کارگر قبل از انقلاب با حقوق یک ماهش، مثلاً میتوانسته در طول ماه 10 تا نان سنگک همان دوران بخرد. الان با حقوق یک ماهش، مثلاً میتواند 100 تا نان سنگک در یک ماه بخرد. حالا آمار دقیق دارد، من الان که گفتم مثاله. دقیقش آمارهایش را دارم، اگر خواستید میتوانم یعنی میتوانم بگیرم برایتان منتشر کنم.
عرض کنم که حالا ببینید ما حالا یک مشکلی که داریم بیشتر تابع ذهنیاتمان هستیم. حالا در بحثهای یعنی واقعیّات زندگیمان رشد. الان شما میبینید که کلیت زندگیها به هم نزدیک شده. یک چیز واضحی است. زندگیها، سطح زندگیها به هم نزدیک شده. نمیخواهم بگویم جلو رفته، نزدیک شده، نه. کلاً فضای جامعه عموماً این طور است. عموماً این طور. چند درصدی نمیخواهم بگویم. میخواهم فعلاً آنی که برآورد وجدانیمان است از فضای جامعه، زندگی کردیم. دهه 70 را دیدیم، دهه 80 را دیدیم. الان هم داریم میبینیم. فضای زندگیها به هم نزدیکتر شده. البته در این دوره اخیر، در این 5 سال، ضریب جینیمان یک کمی متأسفانه افت داشتهها. در این 5 سال اخیر رشد یعنی معکوس شده رشدش. وگرنه ضریب جینی را که میدانی چیست: فاصله طبقاتی کم میشود. دو سر هرم اقتصادی جامعه که ثروتمندان و فقرا هستند، هر چقدر به هم نزدیک بشوند، ضریب جینی میآید پایین. هر چقدر فاصله بگیرند، ضریب جینی میرود بالا. ما ضریب جینیمان طبق آمارهای بینالمللی ها، آمارهای بینالمللی. یعنی صندوق بینالمللی پول. عرض کنم که آن منابع معتبری که میشود ازش آمار گرفت. برخی از این آمارها را پول دادند، خریدند. یعنی اصلاً به جایی نمیدهند. بنده خبر، اطلاعات موثق دارم. دوستان ما این کار را کردهاند، خبر دادهاند چند روز بعد. پول دادند، خریدند آمارهای محرمانه بوده. ما ضریب جینیمان کاهش پیدا کرده به نسبت قبل از انقلاب. زندگی مردم به هم نزدیک شده. فاصله میبینیم در زندگیهایمان. درست است. مشکلات جدی است، مشکلات جدی است. دخل و خرجمان آخر با هم جور درنمیآید. من مثل شما بلکه بدتر از شما مشکلات دارم. آسیبش را هم داری میبینی. هزینه سرویس بچه وقتی میمانیم نداریم بدهیم یعنی چه؟ در اجاره خانه وقتی میمانیم نداریم بدهیم یعنی چه؟ وقتی یک مسافرت آدم نمیتواند برود یعنی چه؟ زندگی میکنیم با هم. درست است. حالا این اشکالش از کجاست؟ این را هم توضیح میدهم انشاءالله که چرا اینجا خیلی رشد محسوس نیست.
پس یک جاهایی را قبول کردیم که رشد کردیم، پیشرفت کردیم. عامل آن رشد و پیشرفت چه بوده؟ با من هستید. روز آخرم. خلاص میشوید امروز انشاءالله. چه شده؟ قبول نکند بالاخره یک گونی میآوریم اینجا. عامل پیشرفت چیست؟ برخی میگویند آقا این پیشرفت قهری است. انقلاب بود یا نبود. بالاخره همه در 50 سال پیشرفت میکنند. در 40 سال پیشرفت میکند. من جواب را میخواهم فلسفی بدهم. اصلاً اقتصادی، سیاسی اینها نمیخواهم جواب بدهم. فلسفی میخواهم جواب بدهم. عقلی میخواهم جواب بدهم. یک کمی از خود درسها که خواندید میخواهم استفاده کنم. شما اکثراً تا حدی که من میدانم مهندسید. درست است؟ مهندسی خواندید. بله. استاتیک خواندید، دینامیک خواندید. بله. دینامیک و... آلات. برخی رشتهها نداشت. برخی رشتهها ندارد. فیزیک میخواهد. اصل با حرکت است یا توقف؟ اصل در یک جسم با حرکت است یا توقف؟ یعنی یک شی اگر رها باشد، هیچ عامل بیرونی درش حرکت ایجاد نکند، در حال حرکت است. همه عالم دارند حرکت میدهند. آن مبانی حرکت جوهری ملاصدرا را دیگر... دیگر به من که دیگر نباید مبانی. اصل اولیه همه اشیا سکون. بله. عالم در حال حرکت است. آن یک بحث دیگر است. یعنی محرک دارد. تا وقتی محرک نباشد، خود شی باشد فی حد ذاته. اصل سکون است. اصل در هر چیزی سکون است. اصل در هر چیزی توقف است. ساکن است. «اصل پایداری.» آفرین. حالا پایداری در حال افزایش. اینها همه موارد قرآنی دارد. اینها را قبول دارم. «انا لموسعون.» این نکتهای که فرمودید نکته قرآنی است. همه عالم در حال توسعه است. هم در حال حرکت است، هم در حال توسعه است. بحث من این است که اصل در یک چیز وقوف حالا به قول دوستمون پایداری است. مگر اینکه تحرکی در او ایجاد بشود. یعنی حرکت دلیل میخواهد. سکون دلیل حرکت سکون میخواهد. حرکت دلیل میخواهد، سکون دلیل نمیخواهد. وجود دلیل میخواهد، عدم دلیل نمیخواهد. فلسفیاش کنیم. عدم چیزی دلیل نمیخواهد. وجود چیزی دلیل میخواهد. بودن که دلیل میخواهد. پس هر چیزی که هست، دلیل دارد. موجد دارد. یک چیزی به وجودش آورده. هیچ چیزی طبعاً و قهراً و خلق الساعة به وجود نمیآید. یک چیزی به خودی خود به وجود نمیآید و وجودش بیاورند. پس این رشدی که آمده قهری نبوده. به وجود آوردن. فی حد ذاته رشد حاصل نمیشود. مناطق اطرافمان هم لزوماً در کشور خودمان هم اینجوری نبوده که ما در این 40 سال یک مسیر را داشته باشیم همینجور در جهت رشد باشیم. همین ضریب جینی را الان گفتم دیگر. ما در 5 سال اخیر رشد که نداشتیم هیچی. در بعضی چیزها یا توقف داشتیم، در بعضی چیزها عقبگرد داشتیم. در همین 40 سال انقلاب ما رشدمان همه با یک نوسان ثابتی نبوده. اگر قهری بوده که باید با یک نوسان ثابتی میرفتیم جلو. روشن است دیگر. اینها هی تغییر کرده. این بردار یک جاهایی شتاب پیدا کرده، یک جاهایی کند شده، یک جاهایی فروکش پیدا کرده. یک عاملی دارد. من با عامل کار دارم. عامل چیست؟
شما میبینید هر وقت ما باور کردیم خودمان را، به کسی پشت ندادیم، سواری ندادیم، عموم مردم. الیگارشی شکل نگرفته، مارکسیستها بورژوازی. کار دست طبقه بورژوا نبوده. بورژوایی شکل نگرفته. یک طبقه حاکم، یک طبقه سوار شکل نگرفته. چون در خود نظام خودمان هم اینجوری بوده. وقتی خصوصیسازی کنیم. عملاً طایفه رشد کرده. خصوصیسازی من کار ندارم، آن خصوصیسازی که واقعاً کار دست همه بوده، فرصت برابر ایجاد کرد. مدل جنگ تحمیلی شفاف صحبت کنم، ساده. مدل جنگ تحمیلی. در جنگ روستای مازندران. خود شما عزیزان من بعضی روستاها رفتهام که باید ماشین، همین الانش من ماشین را پارک کنی، مثلاً یک مسافت 400 500 متری را پیاده بروی از توی سنگلاخ. بعد میروی آن بالا میبینی دو سه تا خانه شهید است. همین الان که مثلاً آسفالتش کردهاند. از اینجاها شهدا درآمدهاند. از اینجاها رفتند جبهه را اداره کردند. فرمانده درآمده. یعنی با این سیستم دیوانسالاری ما، مسئولیت آب و فاضلاب منطقه را به این آقا نمیدادند هر چقدر هم باسواد، تحصیلکرده بود. بعد رفته در جنگ فرماندهش کرده. فرمانده کل ما محسن رضایی چند سالش بوده وقتی فرمانده شده؟ علما اختلاف شد. فرماندههای ما 18 ساله توشان بوده، 20 ساله توشان بوده. آن هم تنها جنگی در دنیا که شرق و غرب با هم متحد بودند. این را هم دیگر میدانید دیگر. واضح است. در هیچ جنگی، در هیچ اتفاقی در دنیا آمریکا و شوروی با هم متحد نبودند. یک جا فقط متحد شدند، آن هم جنگ جهانی دوم. متحد نبودند. نهایتاً این است که بیطرف بودند. متحد نبودند. یعنی شریک استراتژیک نبودند. دشمن مشترک بحث دیگر است. مشترک باشند، مشترکاً به یک جبهه دارند کمک میکنند. فقط ما بودیم. ما از 80 تا کشور اسیر گرفتیم. از 80 تا کشور اسیر گرفتیم. با همه دنیا. بعد در 5، 5 تا استان ما سقوط کرده بود. 1200 کیلومتر مرز درگیر بودیم. یک میلیون آدم بیشتر نرفته جبهه. ارتش 20 میلیونی که میخواستیم شکل بدهیم، یک میلیون آدم رفته جبهه. با 300 هزار شهید که خیلیهایش محصول بمباران بود. اینها رفتند جنگ را اداره کردند. این مدل جواب داده. این مدل جواب داده. اعتماد به مردم کردیم.
ساخت موشک سختتر است یا ساخت ماشین؟ من یکی از چیزایی که سر دانشجوهای خودمان و رفقای دانشجو داد میزنم، بعضی وقتها یک کمی هم بهشان میپرم. بهشان میگویم که اینها در این آسانسورهایتان به دیوار بزنید، هر روز روزی 5 بار به خودتان فحش بدهید. ساخت موشک سختتر است یا ساخت ماشین؟ چقدر ما بیعرضهایم؟ اگه موشک نساخته بودیم، ماشین نداشتیم. این خیلی فحش هم نداشت. میگفتیم کلاً بیعرضه بودیم. موشک را بسازی، ماشین سواری نمیتوانی بسازی؟ چرا این اتفاق نیفتاده؟ "نمیگذارند." مگر موشک را میگذاشتند؟ موانعی که آن موقع و همین الان. رسماً یک محصول گندهای در مملکت درمیآید، میگوید ما باید بودجه نظامی را صفر کنیم که پیشرفت کنیم. خیلی موافقم با اینکه موشک و اینها ساخته بشود. شما بهتر میدانید دیگر. خیلی حرفها را نمیشود زد. نه لازم است زده بشود. خود شما بهتر میدانید. موافق بودن. این انگیزه، این همت، این جدیت، این خلوص نیست. نیست.
یکی از مشکلات جدیمان وابستگی نه فقط به بیرون، به خودمان. من راحت بزنم. خیلیها الان مثلاً همه تقصیر میاندازند گردن آقای روحانی و دولت و فلان و اینها. پاس به این قشنگی دیده بود؟ پاس گل غلط. البته دولت قطعاً یک تقصیراتی دارد. کمکاریهایی دارد، کوتاهیهایی دارد. مردم حواسشان را جمع نکردهاند. درست رأی ندادند. خیلی حرف غلطی است. گل و بلبل بود. بله، در فضای سیاسی که منتظرند رقیب بخورد زمین، یک چیزی دست بگیرند این حرفها مطرح نمیشود. طیف مقابل رأی آورده بود. خیلی وضعیت درست بود. تا وقتی منتظر نشستیم که چهار نفر بیایند کار را درست بکنند، معلوم است که درست نمیشود. ما کی خرمشهرمان سقوط کرد؟ تا وقتی مردم منتظر بودند بنیصدر بیاید کار کند. تاریخ جنگ کوفت و زهر مار. خیالشان که راحت شد بنیصدر هیچ غلطی نمیکند، خودشان زدند به خط آزادش کردند. ما تا خیالمان راحت نشود که مسئولین بخواهند هم نمیتوانند غلطی بکنند، البته کاری که رهبری دارد میکند بالاتر از رهبری، خدا دارد میکند، ایجاد تجربه است. هی اتفاقات صورت میگیرد، مردم کنده بشوند از این مسئولین.
من با یکی از این مسئولین مثلاً اصولگرا یک سفر کربلایی داشتیم با صداوسیما چند سال پیش. ما جزو این تیم صداوسیما بودیم و یکی از این آقایان حالا بگویم مال کجا بود؟ مجمع تشخیص مصلحت. یکی از این مسئولین تو این تیم ما بود. عرض کنم که فرودگاه امام اینها سر یک میز نشسته بودند. همهشان هم مشهور. جمعی که بودیم، هر کدام را میشناسند. رفتارهای مسخرهای دارد انجام میدهد. آقای دکتر فلانی، آقای دکتر فلانی عضو مجمع تشخیص. یعنی آدم تعطیل به معنای واقعی کلمه. چوبهای سلفی گرفته بود. مجمع تشخیص. وضعیت آدم بسیار مهمی هم است. خیلی از اتفاقاتی هم که افتاده این آقا سردمدارش بوده. الحمدلله مجلسمان همین طور. الحمدلله از اینها زیاد داریم. من چون خیلی با مسئولین طیفهای مختلف یعنی به یک چیز فقط ایمان میآورم اینکه این انقلاب معجزه است که با امثال این آدمهای شاسکول خدا هنوز حفظش کرده. این یک بحث مفصلی است. چرا این اتفاق میافتد؟ «تکه سیاسی قشنگی.» بله. زخمی کردید کلاً همه را. مفصل صحبت دارم الان حالا شاید یک اشارهای بکنم.
ببینید ما وضعیتمان این است. به این مسئولین دل بسته درنمیآید. خیالمان جمع بشود و راحت بشویم. البته آینده انقلاب، آیندهای که قطعاً ما به این نتیجه میرسیم. کمکم به نتیجه میرسیم مردمان را باید به یأس برسانند. ولی نه یأسی که تهش امید به بیرون باشد. به یزد رسیدیم. بیرون که مسدود شد کلاً امیدی دیگر نمانده به بیرون. آمریکا و اروپا و حتی شوروی و روسیه و اینها همه روشن است دیگر. هر وقت انشاءالله از مسئولین هم ناامید شدیم، به حرکت افتادیم. هم اقتصادمان درست میشود، هم وضعیت سیاسی درست میشود، هم وضعیت آموزشی و تعلیم و تربیت و فرهنگ. چون تجربه کردیم. اینها شعار نیست. ببین من قدم به قدم آمدهام جلو بحث را. شعار دادن چون همه را اقرار گرفتهام آمدهام جلو. قدم به قدم منطقی، عقلی آمدهایم جلو. ما تجربه کردیم وقتی کار دست مردم بوده، مردم در صحنه بودهاند، دست گرفتهاند، پیشرفت کردیم. خیلی هم پیشرفت کردیم. این تجربه ماست. چرا در عرصههای دیگر این اتفاق نمیافتد؟
بخشهای قبلیاش اشکال ندارد. حالا بعد جلسه که هستم مثال دفاع مقدس. ببینید الان دفاع مقدس را کی جمع کرد؟ من با مدل کار دارم. مدل، مدل کار دارم. مدل اداره جنگمان چه مدلی بود؟ مدل مردمی بود دیگر. مدل مردمی بود. یعنی چه؟ فرصت برابر برای همه مردم. هر کسی به حد توانی که دارد میآید، آن بخشی که میتواند را دست میگیرد. اتحاد، تعاون، همکاری، کار پیش میرود. ببینید حالا این فرصت برابر چرا شکل گرفته؟ کسی فرصت برابر داد یا مردم فرصت برابری ایجاد کردند؟ آها، آفرین. الان از مردم. «الان حکومت از مردم نمیخواهد.» نه حکومت، حکومت، حکومت منظورتان دولت یا کل ساختار؟ یعنی چه؟ «دولت.» قوه مجریه. «نظام یعنی قراره که مبانی نظام را اجرا کند.» بله. «شما خالی کن بازی کن جواب آموزش و فرهنگ مدرسه در این بحث حمایت اینها خیلی یعنی واقعاً فرانسویها به فرض اگر قیمت کالای داخلیشان بیشتر باشد میخرند.» «آموزش اخبار به اندیشههای مردم فرزندان من اشکال.» کامل قبول دارم. کامل قبول دارم. حالا پاسخش چیست؟ راهکار اصلاح نظام آموزشی و تربیتی و فرهنگی به نظر شما چیست؟ جواب تخصصی نمیخواهم. یک راهکار.
«استفاده از نرمافزارهای همین خبررسانهای داخلی که باب شد بعد ماجرای تلگرام و اینها که آقا ما خودمان باید از خودمان داشته باشیم. اینترنت ملی. مثل چین. چین اینترنت ملی و یک شبکه ملی دارد. خودش است از خودش. شکست مطلق.» چرا؟ «به نظر این فرهنگ چرا نمیآید؟ ما که تکنولوژی داشتیم ابزارش را هم داشتیم. تفاوت محسوسی هم نداشت. بعضی از این اپلیکیشنها داغان بود ولی بعضیهایش خوب بود. قابل قبول بود. کار راه انداز بود. ولو در آن حد تلگرام الان. چون تلگرام اولش هم که فاجعه بود. تلگرام که در این چند سال رشد کرد. ولو بعضی از این اپلیکیشنها در حد الانش نبود ولی از آن تلگرام اول که قطعاً خیلی بهتر بود. چرا نگرفت؟ چرا حمایت نشد؟ چرا اعتماد نشد؟» ما هنوز سایه هژمونی را نتوانستیم کامل کنار بگذاریم.
بحث جواب من این است. این جواب 10 جلسه گفتگو میخواهد. یک جمله جواب را میخواهی؟ جواب این است: ما هنوز در نظام آموزشیمان درگیر اینیم که آقا یک چیزهایی مثل سند 2030 نیاید. تصویب نشود. اجرا. دعوا راه میافتد بین دو تا شخصیت اول کشور. آخرش هم دارد اجرا میشود. بعد با چه مدلی؟ با کدام مدل انسان دارد میسازد؟ یعنی کدام انسان دارد ساخته میشود در این فرهنگ؟ انسان ما انسانی که اول گفته، چون مبانی من چهار جلسه بحث کردم به خاطر این بود که این خروجی بدون مبانی حل نمیشود. دعوا سر آن انسان است که آخر یا باید زور بگوید یا زور بشنود. چیزهایی مثل سند 2030 آخر میخواهد کدام انسان را بسازد؟ آموزش جنسی و اینها اصلاً کار ندارم ها! اینها شوخی است. اینها نیست. آموزش جنسی. کدام آدم را میخواهی بسازی؟ خب بعد این نظام آموزشی خروجیاش چه کسی میشود؟ میشود یک مسئولی که آخر میخواهد بیاید یا زور بگوید یا بشنود. خب معلوم است که کشور پیشرفت نمیکند. اگر تو قرار است آن قانون اساسی، آن مدل را پیاده کنی. نه آن، نه دلمان میآید از موسی بکنیم، نه از فرعون. مشکل فرعون. 40 ساله در این برزخیم. 40 سال ما در این برزخیم که آخر یا فرعون یا موسی. تا تعیین نکنی برای خودت. حسابمان را صاف نکنی، چیزی حل نمیشود. توسعه این فرهنگ. بعد اگر باور کردی میخواهی با موسی باشی، باور میکنی باید آدمی بسازی در تراز موسی. این باور وقتی آمد در جامعه، فرهنگ شما اصلاح میشود، آموزش شما اصلاح میشود، اقتصاد شما اصلاح میشود. توضیح مفصل دارد ها! چکیده جواب این است.
"سینمایمان کی درست میشود؟" جان. الان فرهنگ ما اوکی است؟ رسانه ما اوکی است؟ شما از این رسانهها راضی؟ از سینما راضی؟ نه فقط قشر مذهبی. الان از سینما قشر مذهبی راضی است؟ قشر لیبرال، لیبرال راضی است؟ چه کسی از سینما راضی است؟ چه کسی از تلویزیون راضی است؟ تلویزیونمان نه حزباللهی است، نه لیبرال. جفتشان هم با هم دارند با... بعد امام اول انقلاب فرمود: «آثاری را بسازید به دستگاه فرهنگی 100% اسلامی.» ما اصلاً اسم 100% اسلامی را تنمان میلرزد. درست است؟ قبول دارید؟ صددرصد. یک 20 درصدم بگذارید آن ور دفن میشوند. همه ما هنوز حسابمان را با خودمان صاف نکردهایم. کاری که خدا میکند، اطلاعات اجتماعی برای ما پیش میآورد. از آن ور زده بشویم. هی آرامآرام خدا دارد در این 40 سال کفر به طاغوت در ما ایجاد میکند. تکویناً ما در مسیر کفر به طاغوت بودیم. تا حسابمان را با فرعون صاف نکنیم، چیزی حل نمیشود. این بخش اول جواب است.
نظام آموزشی ما هزار تا اشکال دارد. البته این هم اینجوری نیست که بگوییم تا آن درست نشود همینجور بنشینیم. همان حدی که فعلاً میتوانیم. همان حدی که فعلاً میشود. شروع کردن. مدارس زدهاند. بچههای من و شما در همین مدارس هستند دیگر. مدارس نسبتاً خوبی هم است. قابل قبول است. قابل دفاع هم است. اینها بالاخره رویش انقلاب است دیگر. از دل انقلاب درآمده. من بچه خودم مدرسهای که در مشهد میرود، واقعاً راضی هستم از معلمین، از سیستم. واقعاً راضی هستم. انقلاب درآمده. مشکل این است که اینها انبوهسازی نشده. سیستم را نگرفته. "غیرانتفاعی مال پولدارها." این اصلاً یک سیستم فاسدی است. در مورد این وقت نشد صحبت بکنم. در سیستم ما چرخشی است بین پولدارها. یعنی اینی که میخواهد خوب تربیت بشود باید برود مدرسه غیرانتفاعی پولدارهاست. مدرسه دولتی همین است دیگر. چه خوبش، بدش. نسل آینده را شما میدانید که دانشجوها این که در فلان دانشگاه، که این دانشجوی فلان دانشگاه هم همه محصلین فلان مدارس غیرانتفاعیاند. این ناعدالتی است. این فرصت برابر را از بین میبرد. که پرسید: «چه شکلی فرصت برابر از بین میرود؟» فرصت برابر اینجور از بین میرود. طبقه وارد ماجرا بشود. باید دکترا داشته باشی که در این عرصه آدم حسابت کنند. دکترای فلان دانشگاه، فلان دانشگاه، فلان دانشگاه. باید کنکور را قبول بشوی. کنکور هم باید این درصد را بزنی. این درصد زدن هم فلان کلاس کنکور میخواهد. فلان کلاس کنکور پول میخواهد. یک سیستم، یک ساختار از اینجا شروع میشود که آینده مال کسی است که قدرت دارد. ساختار ماست. «متقین». آینده تاریخ و آینده انقلاب به تناسب قدرت تعریف نمیشود. به تناسب عبودیت و تقوا تعریف میشود.
مردم میآیند پای کار. نقطه اولش این است: باید به یأس برسیم. تا از غیر خدا به یأس نرسیم، با خدا نمیبندیم. تو با خدا نبندیم، این اتفاقات بدی که باید بیفتد، نمیافتد. مشکل جدیمان است. از فرعون نکندیم هنوز کاملاً. امید داریم. چه فرعونهای بیرون، چه فرعونهای درون. هنوز یک قشری از مردم دلشان با رضاشاه مدل، مدل رضاشاهی است. با بعضیها مینشینی صحبت میکنی: «واقعاً مسئول تراز در طایفهای از مردم، در قشری از مردم، رضاشاه است. چهار نفر را بگیرم بیندازم در تنور.» این مدل امیرالمؤمنین را که میتوانست حلش بکند.
یک داستان بگویم، تمامش کنم. همسر پیغمبر روبهروی امیرالمؤمنین ایستاد. خبر دارید دیگر. تاریخ. یکی از کتابهای دیگری که به شما معرفی کنم کتابهای تاریخی. کتاب "فروغ ولایت"، "فروغ ابدیت" را از آیتالله سبحانی. "فروغ ولایت" زندگینامه امیرالمؤمنین. تاریخ امیرالمؤمنین. یک 15 جلد هم چاپ کردهاند: "دانشنامه امیرالمؤمنین" دائره و شهری و مجموعه 15. همسر پیغمبر آمد جنگ راه انداخت. یک عنصر داخلی که در نظام پیغمبر رشد کرده، اعتبار پیدا کرده. همسر پیامبر جنگ را راه انداخت. 10 هزار آدم را به کشتن داد. 10 هزار. طلحه و زبیر هم که کشته شدند در آن جنگ. همسر پیغمبر دستگیر شد. امیرالمؤمنین دستور داد با عزت و احترام برش گرداندند. حالا ماجرا اینجا مفصل. برش گرداندند، بردند مدینه با عزت و احترام حفظش کرد. ابن ابی الحدید در جلد 6 در شرح نهجالبلاغه اهل سنت هم است، معتزلیه. از استادش ابویعقوب نقل میکند. میگوید از استادم پرسیدم که این کاری که همسر پیغمبر با علی کرد اگر با خلیفه اول انجام میداد توی همچین موقعیتی خلیفه اول باهاش چکار میکرد؟ گفت: «اول میکشتش. بعد تکهتکهاش میکرد.» علی خیلی مرد بود. این کار را نکرد. علی حرمتها را نگه میداشت.
مدل امیرالمؤمنین. مدل رضاشاهی. خب الان مردم میگویند: آقا بگویید دو تا از اینها را بسوزانند، کار درست میشود. تنور مشکل چیست؟ فلانی و فلانی و فلانی را هم بینداز در تنور. درست میشود. در تنور درست نمیشود. باید مردم راه بیفتند. مردم به یأس برسند. الان من مسئول معرفی کنم چه خاصیتی برای شما دارد؟ شکایت میکند. دادگاه راه میاندازد. مظلومنمایی میکند. تازه دیگر اعتباری نداشتن پیدا میکند. یعنی از قبل من چهار تا اعتبار هم پیدا میکند. آخوندهای ما این طلبههای ما در مجالس مینشینند علیه ما صحبت میکنند. «این به من گفته احمق، گفته فلان، گفته ال، گفته بل.» فضای احساسی جامعه ماست. ما آن مبانی را گرفتیم که حامی مظلومیم. سرمان کلاه میگذارند. حامی مظلوم باشی، نه حامی مظلومنما. مظلومنمایی کند طرف مقابل ظالمتر نشان بدهد. این نابودتان میکند. این فلان میکند. محبوب میشود. رأی میآورد. این رشد باید ایجاد بشود. این یأس باید ایجاد بشود. این نقطه اول. در مورد اقتصاد و اینها دیروز بحث شد. در مورد بانک میخواستم یک بحثی بکنم که دیگر وقتمان تمام شد.
حرف خیلی داریم. خیلی حرف هست. انتقاد خیلی داریم. مشکل خیلی داریم. یک گوشه دو گوشه هم نیست. حالا آقای دکتر گودرزی عزیزمان که من خیلی هم تشکر میکنم در بحث مشارکت دارند و این مسائل را مطرح میکنند. خیلی خوب است. یک گوشههایی از یک گوشههایی از بحث را مطرح کردند. هزار بخش دارد، فقط بخش آموزش. عرض کنم که فرهنگ و اینها نیست. صد جایی که همین مسائل توش هست. این از آن بالا از آن نقطه اصلی شروع میشود. آن نقطه اصلی است که ایمان به خدا و کفر به طاغوت است. اگر آمد همه فروعش است. این ریشه اگر آمد، این برگها از توش درمیآید. این نظامات مختلف اجتماعی و سیاسی درست میشود. به این برسیم. یک بخشش هم دعاست. از دعا و توسل هم نباید غافل بشویم. خدا انشاءالله کمکمان کند این مملکت را از این گردنهها عبور بدهد. ایمان مردم محکم است. این را فقط بگویم با من حرف آخر. مردم مؤمنند. 40 ساله مسئولین میخواهند انقلاب را ساقط کنند، مردم نمیگذارند. مسئولین زحمتشان را میکشند که این نظام در نطفه خفه بشود. مردم پای کار وایستادهاند. زحمتها مال اینهاست. خطر هم اگر باشد، آنها اول از همه در بله. در جبهه آنی که میگفت برو، خودش جلوتر از همه بود. جلوتر نیست که بخواهد دنبالش راه بیفتد. بیاید تا بقیه راه بیفتند. آشوبهایی که در دل مردم هست بیاید جهت پیدا کند به این، این سمتی که کنده بشویم از این کفار و منافقین که در مورد نفاق مفصل با هم صحبت کردیم ماه مبارک. هر وقت از کفر و نفاق بریدیم، اشاره، کارمان راه میافتد. اضطرار به امام زمان. اضطرار به ولی خدا. به حُجّت بر و راه میاندازد.
عذر میخواهم وقتتان را گرفتم. این ایام مثل همیشه ایام خوبی بود. استفاده کردیم. شوخی اگر کردیم، مزاحی اگر کردیم، عذرخواهی میکنم. جسارتی اگر شد. نکتهای اگر بود از نکات دوستان استفاده کردیم. وقت کم بود برای صحبت شما. ما زیاد صحبت کردیم. بابت همهاش عذرخواهی میکنم. حلالمون کنید. همه موفق باشید و دعاگوی ما هم باشید. خدایا در فرج امام عصر تعجیل بفرما. قلب نازنین حضرتش از ما بازی بفرما. و صلی الله علی سیدنا محمد.
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات آینده انقلاب
جلسه اول
آینده انقلاب
جلسه دوم
آینده انقلاب
جلسه سوم
آینده انقلاب
جلسه چهارم
آینده انقلاب
جلسه پنجم
آینده انقلاب
در حال بارگذاری نظرات...