مهر و قهر

جلسه چهار

00:45:10
176

معرفی
تفاوت فرهنگ مدینه با فرهنگ مدرنیته‌
اسلام رحمانی و اسلام داعشی
سلطه لیبرالیسم بر دنیا
هدف لیبرالیسم چیست؟!
آزادی در پوشش
رد امر به معروف و نهی از منکر در لیبرالیسم
لا اکراه فی الدین در کجای دین به کار برده میشود؟
لا اکراه فی الدین توصیف است یا توصیه؟!
نقش مباهله چیست؟
تشخیص حق از باطل
مفهوم عدم آسیب به دیگری
آیا مالک خودمان هستیم؟
در دنیای غرب چه خبر است؟
اختلال شخصیتی و جنسی در غرب
آیا فرهنگ لیبرالیسمی آسیب می‌رساند؟
روابط خیانت آمیز در لیبرالیسم
تفریحات لیبرالیسمی
جنایات جنسی در غرب
ذات فرهنگ لیبرالیسمی چیست؟
قوانین پوشش در دانشگاه های دنیا
پشتوانه قانون چیست؟
سه فرضیه درمورد رای با اکثریت
فرهنگ لیبرالیسمی جامعه را به کجا می‌برد؟
رابطه امنیت روانی و پوشش
آسیب اخروی و معنوی عدم پوشش
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد. و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین. «اهل العالت و لسانی یفقهو...».

نکته کلیدی که در جمع‌بندی مباحث این چند شب باید عرض بکنیم، این است که فرهنگ مدینه با فرهنگ مدرنیته تناسب و خوانشی ندارد. این تک‌جمله‌ای است که عصاره تمام مطالبی است که در این سه چهار شب عرض کردیم.

خدمت دوستان! «اسلام رحمانی» که نسخه‌ای افراطی در برابر «اسلام داعشی» است، هر دو دو سرِ یک طیف افراط هستند. اسلام رحمانی می‌خواهد بین مدینه و مدرنیته جمع بکند؛ یعنی این فرایند مدرنیته و فرهنگ مدرنیته -که فرهنگ لیبرالی باشد- بپذیرد. پیغمبر را هم قبول داشته باشد، اسلام را هم قبول داشته باشد؛ در حد عبادات، نماز و روزه و حج و این‌ها، مشکلی با پیامبر از این جهت ندارد. مدینه را هم قبول دارد. یک اسلام التقاطی است، در واقع یک نوع نفاق است. پیامبر و مدینه با مدرنیته، با فرهنگ مدرنیته -نه تکنولوژی، نه صنعت، نه پیشرفت- فرهنگ مدرنیته، فرهنگ لیبرالیستی، این‌ها با هم هیچ سنخیت و تناسبی ندارند که حالا باید توضیحات بیشتری امشب ان‌شاءالله عرض بکنم.

البته دیشب ما تبلیغات امشب را زیاد کردیم و تأکید هم کردیم زیر ۱۸ سال در جلسه نباشند. از توی مسیر که می‌آمدم، از جلوی در، بچه‌های ۱۲-۱۳ ساله... امشب بگویید، دیشب گفتید که الحمدلله بچه‌های ۱۲-۱۳ ساله مخاطب اصلی‌اند. و جالبش این است که ما می‌گوییم آن‌ها نشنوند، آن‌ها که در مدرسه این‌ها را شنیده‌اند و بلدند. یعنی گاهی دیده شده یک حرفی گفته شده، بزرگ‌تره نمی‌فهمد، بعد بچه برایش توضیح می‌دهد: «بابا این منظورش این است!» در مواردی داشتیم که حالا نمی‌خواهم آن کلمه را بکنم... یک کلمه‌ای بود، جلسات، بزرگ‌ترها نمی‌فهمیدند، این بچه‌های نوجوان چشم‌هایشان... هم می‌فهمیدند هم مثلاً توضیح و این‌ها.

بعد دوست دارم تأکید کردم، گفتند: «آقا حالا نوجوان‌ها حسابشان جدا، خانم‌ها هستند در جلسه.» تقریباً دو برابر آقایان، خانم‌ها هستند. مراعات بکن فضای مجازی و این‌ها منتشر می‌شود، بعد دردسر می‌شود. حالا کات! نمی‌خواهم بگویم من شما مردم را رها کردم و عقب‌نشینی کردم، نه. ما سلبریتی‌ها با شما مردم هستیم، ولی به هر حال یکم عقب‌نشینی باید از نحوه گفتگو، در واقع نه از مطلب، مطالبی که می‌خواهم عرض بکنم، یکم می‌خواستم بی‌پرده‌تر صحبت بکنم. نوشتم یک کمی بی‌پرده نوشتم، ولی خب می‌بینم که هم اقتضای جلسه آن‌قدر نیست، هم حیای خودم هم اجازه نمی‌دهد واقعاً که بخواهم خیلی باز صحبت بکنم. در عین حال لازم است، یک سری مطالب طرحش حتماً لازم است، باید این‌ها گفته شود و شنیده شود.

بحث را از اینجا شروع می‌کنم: فرهنگ مدرنیته مگر چه می‌گوید که با فرهنگ مدینه جور درنمی‌آید؟ با فرهنگ پیغمبر جور درنمی‌آید و مشکلش کجاست؟ عرض کردم ریشه همه این دعواها اینجاست. قاطی نکنیم، اشتباه نکنیم، خطای محاسباتی نداشته باشیم. فکر نکنیم دعوا سر گشت ارشاد و ون و حجاب و روسری و باتوم است. البته ما دیشب نسبت به عملکرد نیروی انتظامی، پلیس، نقدی را عرض کردیم. نقد بیش از این‌هاست، بحث شخصی هم نیست و عرض کردم که الان فعلاً فرصت این قضیه هم نیست. بعدها باید نشست در آرامش؛ چون دستمایه می‌شود برای عده‌ای.

نیروی انتظامی واقعاً در کل دنیا، نیروی انتظامی‌ای که ما داریم، این ادعا هم نیست، شعار هم نیست، واقعیت است. واقعاً پاک‌ترین پلیس دنیا را ما داریم. واقعاً هیچ جای دنیا پلیس این‌قدر توی فشار نیست، توی فشار رسانه‌ای نیست، هیچ جای دنیا با پلیس این برخوردها را نمی‌کند، هیچ جای دنیا پلیس این‌قدر کشته نمی‌دهد. پاک‌ترین نیروها، نیروهای باصفا، بااخلاص، متواضع. بعضی از پلیس‌های دنیا لبخند روی لب پلیس جرم است، برای خودمان پلیس است، دادگاه نظامی می‌خواهدش. پلیس که نباید لبخند بزند. حالا حرف در این زمینه زیاد است، نمی‌خواهم واردش بشوم. بچه‌های نیروی انتظامی واقعاً بچه‌های پاکی‌اند، ولی به هر حال از دست درمی‌روند، آدم است، آدمیزاد است، همه ما خطا می‌کنیم. آن‌ها خطایشان بیشتر به چشم می‌آید و خطایشان بیشتر آسیب می‌زند. حیثیت تعداد بیشتری و مجموعه بیشتری را می‌برد، لذا باید مراقبت بیشتری هم توی صنف باشد.

نمی‌خواهم وارد آن بحث بشوم. دعوا سر این‌ها نیست. کف خیابان، چیزی که الان هست، با گشت ارشاد و ون و این‌ها نمی‌شود. مسئله خیلی عمیق‌تر از این‌هاست. دعوا، دعوای تمدنی است. البته آنی که کف خیابان است، بعضی‌هایشان می‌فهمند این قضایا را، بعضی‌هایشان نمی‌فهمند. نوجوان پرشور و پرهیجانی است که آمده اینجا تخلیه شود، کیف می‌دهد با بچه‌ها دور هم شب‌ها می‌روند بیرون. ما مورد داشتیم، طرف از مسجد، سال ۹۸ نوجوان بوده، از مسجد می‌رفته در اغتشاشات، مسجدی بوده، گرفته بودند، بسیجی گرفته بودم. «تو اینجا چه‌کار می‌کنی؟» گفت: «شلوغ‌کاری است، بیایید بازی.» بچه‌ها از نوجوان، سروصدا، هیجان، شور، مسائل نیستند، نمی‌فهمند چی به چی است. حتی شاید بعد از این، لیدرهایشان هم نفهمند قضیه چیست. آن گنده‌ترهایشان اگر فکر کنند، بفهمند که دعوا، دعوای این دو تا فرهنگ است. دعوا سر فرهنگ لیبرالیستی است، هژمونی لیبرالیسم.

نمی‌خواهم وارد بحث‌های تخصصی بشوم، این‌ها جایش در جلسات تخصصی‌تر است. البته ما این بحث‌ها را تخصصی‌ترش را هم داشتیم. شش هفت سال پیش جلسه‌ای داشتیم با دوستانمان در دانشگاه کلگری کانادا. آنجا در مورد دموکراسی مفصل صحبت کردیم، فایل‌هایش هم موجود است. دو سال پیش دوباره برای یک گروه دیگر از رفقا در کانادا جلسه داشتیم، آن هم در مورد دموکراسی بود، بحث دیگری بود، البته آن هم فایلش موجود است. رفقایی که این فایل‌ها را منتشر می‌کنند، می‌توانند خصوصاً در مورد دموکراسی... دموکراسی شعبه سیاسی لیبرالیسم است، لیبرالیسم بعد فرهنگیش است، دموکراسی بعد سیاسیش. جفت این‌ها مبنایش اومانیسم، تکیه‌اش به سکولاریسم است. طرح تخصصیش هست، ولی جلسه چون جلسه عمومی است، می‌خواهم بیشتر فضای عمومی بحث را با هم گفتگو بکنیم.

دعوا سر این است؛ سر سلطه لیبرالیسم بر عالم. چکیده حرف لیبرالیسم این است، یک جمله است: «می‌گوید همه چی آزاد، تا جایی که به کسی آسیب وارد نشود.» حرف به ظاهر منطقی هم است؛ همه چی خوب، همه چی درست. خصوصاً اگر اکثریت صحبت... همه چی خوب و درست، اگر تو فضای شخصی است که هر کار دوست داری می‌توانی بکنی تا حدی که به کسی آسیب نزند. در جامعه هم به شرط اینکه به کسی آسیب نزند و ارزش‌گذاری‌اش با خواست اکثریت است. اکثریت اگر تأیید می‌کند، اشکال ندارد؛ رد می‌کند، اشکال دارد. بعد ببینیم اکثریت... این چکیده حرف لیبرالیسم است. الان هم بحث حجاب و مجاب و این حرف‌ها، این‌ها بازی است. البته بازگشتش به همین مطلب است.

می‌گوید: «تو حق نداری به من دیکته کنی که من چه شکلی لباس بپوشم. به تو ربطی ندارد. تو حق نداری دخالت بکنی در پوشش من. تو حق نداری گشت ارشاد بگذاری یا هر چیز دیگری که بخواهد به من بگوید این پوششت درست است یا غلط است. به من تذکر بدهد.» اساساً امر به معروف و نهی از منکر از ریشه منتفی است در فضای لیبرالیسم. اگر هم باشد، امر به معروف و نهی از منکری برمی‌گردد به اینکه اکثریت چه می‌خواهد. آنی که اکثریت می‌خواهد، می‌شود معروف؛ آنی که اکثریت نمی‌خواهد، می‌شود منکر. بعدش امر به معروف و نهی از منکر شکل می‌گیرد. باید بنشینیم بحث بکنیم که امر به معروف و نهی از منکر چه مدلی می‌شود. اینکه دین گفته، خدا گفته، این حرف‌ها را نداریم. این اصل حرف لیبرالیستیش است.

روایت برایشان می‌چسباند. چند تا حمال همیشه دارند دیگر. «یَحْمِلُونَ أَسْفَارًا» چهار تا حمال پیدا می‌کنند، این هم واسش آیه و روایت می‌آورد. با ریش و پشم، آن می‌گوید: «آن که اگه اینو بگی که من و شما قبول نمی‌کنیم که!» آن حرفش لیبرالیستی می‌گوید، می‌دهد به این، می‌گوید: «تو آیه تنگش بچسبون!» این هم تنگش می‌چسباند. «لا اکراه فی الدین.» می‌دهد به خلق‌الله، دیگر نمی‌نشیند فکر کند اصلاً «لا اکراه فی الدین» یعنی چی؟ اصلاً جایش کجاست؟ چه ربطی دارد به این؟ «لا اکراه» تو کجای دین؟ نسبت به چیست؟ دین... بعد ادامه دارد: «رُشْدٌ مِّنَ الْغَیِّ». تو «لا اکراه فی الدین» که می‌گویی، می‌خواهی بگویی آقا همه بر حق‌اند، همه خوبند، همه درستند؟ اینکه دقیقاً بعدش دارد همین را معلوم می‌کند، کی بر حق است، کی بر حق نیست. دیگر دعوا ندارد؟ دیگر دعوا ندارد معلوم نیست کی بر حق است؟ دیگر دعوا ندارد؟ لیبرالیستی این را می‌گوید: «می‌گوید معلوم است که هیچ‌کس بر حق نیست، بر حق نیست، دعوا ندارد!»

دیگر دعوا در چی ندارد؟ در پذیرش دین ندارد. «لا اکراه فی الدین» در پذیرش دین، از جنس باور، عمل قلب است. عمل قلب که با اکراه و زور نمی‌شود. کسی که با زور دلش معتقد نمی‌شود. دارد موضوعش را منتفی می‌کند، حکم نمی‌دهد، قانون نمی‌دهد. این آیه «لا اکراه فی الدین» آیه قانون‌گذاری نیست، توصیف است، توصیه نیست. دقت بکنید، سواد متأسفانه نیست. چند وقت پیش یک ابله عمامه‌به‌سری پیدا کرده بودند، خزعبلاتی به هم بافته بود توی این فضای مجازی در مورد حجاب. ۱۰ دقیقه صحبت کرده بود، حرف ابتدایی‌اش را بدبخت بلد نبود بزند. نمی‌دانم از کجا گیرش آورده بودند. این ارزش پاسخ دادن نداشت. ما آمدیم چند بار می‌خواستیم چیزی بگوییم، با دوستان نگاه می‌کردیم، می‌خندیدیم، فقط برای تفریح خوب بود. می‌گفت که: «این آیه‌ای که گفته «نِسَاءَ الْمُؤْمِنِينَ» این حجاب مال زن‌هایی است که شوهرشان مؤمن باشد. اگر کسی شوهرش عرق‌خور است... قرآن می‌گوید «نِسَاءَ الْمُؤْمِنِينَ» این‌ها باید... «یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ» خطاب به «نِسَاءَ الْمُؤْمِنِينَ» است.»

جنس‌های عتیقه را از کجا گیر می‌آورند؟ «شماره ساقیت را به من بده!» می‌گویم: «شماره عتیقه‌فروشی‌ات را به من بده!» «مؤمنین» این است: «شوهرش اگر مؤمن نیست، حجاب واجب نیست.» باید شوهرش نمازخوان، بسیجی، حزب‌اللهی باشد تا خانمیش حجاب بهش واجب باشد؛ چون گفته «نِسَاءَ الْمُؤْمِنِينَ». با رفقا می‌خندیدیم، می‌خندیدیم ها! یعنی کرکر خنده بود. می‌گفتیم: «خب آن آیه هم دارد می‌گوید، می‌گوید زن حق ندارد هیچ زیوری از خودش را نشان بدهد الا فلان فلان فلان فلان، یکیش «نِسَاءَ الْحَسَنِ» است.» اگر با منطق این آقا بخواهی بگویی اصلاً خیلی داستانی می‌شود، اصلاً خیلی خنده‌دار است. «مؤمنین» اگر بپوشانند، اینجا می‌گوید نشان بده به این‌ها. نشان بده خب. اگر قرار باشد فقط به «نِسَاءَ الْمُؤْمِنِينَ» نشان بدهی که کلاً به چهار نفر می‌توانی نشان بدهی. این‌ها جوک است دیگر. یعنی مثل فضای تفریحی طلب‌ها خوب است این چیزها.

«لا اکراه فی الدین» توصیف است، توصیه نیست. دارد می‌گوید نمی‌شود در دین اکراه کرد. نمی‌گوید در دین اکراه بردار نیست. کسی زورکی دینی را نمی‌تواند قبول کند، نه اینکه زورکی به کسی دینی را نپذیرانند. بعد در فضای جامعه وقتی یک دینی غالب می‌شود، بقیه یا می‌پذیرند یا نمی‌پذیرند. آنجا بحث مباهله و این‌ها هم داریم. می‌گوید: «مسیحی باید بیایی قوانین من را تسلیم بشوی. نمی‌شوی، جزیه بدهی. مالیات باید... نمی‌خواهی بیایی من مباهله کنیم؟ نفرین کنیم هر کدام بر حق است بزند آن یکی را نابود کند.» در قرآن هست یا نیست؟ «لا اکراه فی الدین» نشد دیگر. تو مسیحی گوگولی جانم! چقدر من مسیحی دوست دارم! آن گوشه مسجد مال شما! پس مباهله را برای اقوام کجا بوده؟ مباهله چیست پس؟ هیچ وقت در فرهنگ قرآن، هیچ وقت این را به عنوان یک قاعده داشته باش: هیچ وقت خدا و قرآن یک جوری حرف نمی‌زند که حق و باطل با هم هم‌تراز بشوند. این قاعده را داشته باش: «بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ» در سوره مبارکه انبیاء. از آن آیات خوردنی است، این آیات خوردنی است. می‌گوید: «دائم دارم با حق می‌زنم توی کله باطل، می‌زنم باطل را نابود می‌کنم «زَهَقًا»».

نه آخه آیه قرآن داریم: «همه حرف‌ها را گوش بده، ببین کی درست است، نمی‌گوید چی؟» «بِشَرِ الْعِبَادِ الَّذِينَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ». آزادی بیان! همه حرف بزنند، رسانه آزاد بشوند، فیلتر نکن! بابا دارد می‌گوید همه را بشنو، بعد تشخیص بده کدامش حق است. تشخیص بده، همه بگویند حق و باطل قروقاطی. هیچ وقت در قرآن، سیره اهل بیت، سیره پیغمبر برای باطل ذره‌ای ارزش قائل نبوده. باطل باطل است. البته باطل هم اینجوری نیست که سلیقه بنده و شما باشد که هرچی خوشمان آمد بشود حق، هرچی خوشمان نیامد بشود باطل. شاخص خودش را دارد.

بیشتر صحبت بشود. فضای لیبرالی چی می‌گوید؟ منطق لیبرال این است: می‌گوید تا جایی که به کسی آسیب وارد نشود، جایز است، درست است. ربطی ندارد. اینجا چند تا سؤال است. الحمدلله اکثریت جلسه: «به کسی آسیب وارد نشود»، دقیقاً یعنی چی؟ چند تا سؤال اینجا: این «آسیب» یعنی چی؟ «وارد شدنش به دیگری» یعنی چی؟ «آسیب» یعنی دقیقاً چقدر؟ با چی تشخیص می‌دهند که یک چیزی آسیب است؟ با چی تشخیص می‌دهند که به یک کسی آسیب وارد شده یا نشده؟ چه تعیین می‌کند چیزی آسیب باشد یا نباشد؟ بعد این تا کجا؟ «تا کجایش» خیلی مهم است. تا کجا؟ می‌خواهم یکم صحبت کنم، بعد برسیم به بحث آسیب. اصلاً یعنی چی؟

آقا این مرزش چقدر است؟ به قول طلب‌ها حد یقف دارد یا ندارد؟ در مورد پوشش، در مورد رابطه، خیلی چیزهای دیگر. این تا کجا قانونش؟ یعنی تا کجا دقیقاً؟ اینی که می‌خواهی ببری قانون‌گذاری کنی، قانون یعنی برش دیگر. آقا از اینجا به بعد نه، تا اینجا آری. از اینجا به بعد نه. نقطه آخری که می‌خواهی تعیین بکنی، چه شکلی تعیین می‌کنی؟ این کجا قرار است متوقف بشود؟ متوقف می‌شود یا نمی‌شود؟

نکته جالب، بامزه، خنده‌دار، گریه‌دار فرهنگ غربی لیبرالیستی این است که این حد یقف ندارد، تمام نمی‌شود. بگذارید توضیح بدهم. چه‌کار کنم که من این را باید توضیح بدهم و خیلی زشت است توضیحاتش. اگه قول می‌دهید نزنید ما را، فحشمان ندهید، کاغذ و نامه این‌ها. من بگویم یک سری چیزها را تو لفافه بگویم. لفافه سخت است، بدبختی‌اش این است. ببخشید من چند تا سؤال بعد از شما بپرسم. سؤالاتی است که بسیار زشت است و عصبانیتان می‌کند. اشکال ندارد من این سؤال‌ها را بپرسم؟ تو لفافه حالا سعی می‌کنم بپرسم. لفافه خراب است، دسته خرابه را داده‌اند به من.

چند تا سؤال اینجا نوشتم، خجالت‌آور. اگه یک کسی توی خیابان قلاده گردنش بسته باشد، زنجیر به ته قلاده باشد، دست یکی داده باشد که «من را ببر!»، دوست در هیکل و سیمای سگ توی خیابان. می‌شود بهش تذکر داد یا نمی‌شود تذکر داد؟ در فرهنگ لیبرالی که آزاد است، می‌گوید آسیب برای کسی دارد یا ندارد؟ همین یک کلمه. آسیب می‌زند به کسی؟ نه. برای خودش. تازه آن برای خودش هم تازه خیلی کار ندارد. پول می‌دهند. الان دستگاه خودکشی اختراع شده. شما پول می‌دهی، خیلی شیک و مجلسی می‌کشنت. ما یک کلاسی داریم در قم برای طلاب خارجی که آمده‌اند. یکی از این طلبه‌ها هم که از آلمان آمده، می‌گفت: «ما اجازه داریم قطع عضو بکنیم، مثلاً به خودمان آسیب بزنیم؟» گفت: «الان در آلمان آمپولش است، قرصش هست، تجویز دکترش هست. می‌رود آنجا پیرمرد می‌بیند کسی نیست تأمینش کند، اداره کند. پول می‌دهد، نسخه می‌نویسند، آمپول بهش می‌زنند. جنازه‌اش را هم شهرداری می‌برد دفع می‌کند. کاملاً هم قانونی.»

اصل دعوای ما با غرب همین است. آنجا بحثی که سر کلاس شد، گفتم: «اصل دعوایمان با غرب همین است که تو مالک خودت نیستی.» تو مالک خودت نیستی. خب آن که می‌گوید تو مالک خودت هستی که هیچ. تا جایی که آسیب به دیگری نزنی هم مشکلی نیست. الان کسی با قلاده سگ، تریپ سگ، هیکل سگ، از این گوش‌ها گذاشته، پوزه بسته، قیافه‌اش را شکل سگ کرده، در غرب که خیلی رایج است، در خیابان‌ها همین‌جور دارد راه می‌رود، در مغازه‌ها، فروشگاه. یک بخشیش ادای سگ درآوردن، یک بخشیش اختلالات، اختلال‌های شخصیتی، اختلال جنسی این حرف‌ها، که یک بخشیش بحث حیوانات است، یک بخشیش ارباب‌رعیتی است. ارضای جنسیش به این است که آن طرف مقابل، آن پارتنر مقابلش این را برده، بدون باهاش تحقیرآمیز برخورد کند، شلاق بهش بزند، حبسش بکند، بزندش، لگد بهش بزند، فحشش بدهد. فروشگاه غرب می‌رود خرید کنی، می‌بینی یک مرده گردنش قلاده انداخته، خانمه دارد این را می‌کشد. خیلی رایج.

غصه نخور، اصلاً غصه نخور. هرچی آنجا می‌بینید، اینجا چند سال بعدش هست، زودتر هم می‌آید؛ چون فرهنگ لیبرالیستی این‌ها... لیبرالیسم این‌هاست. «به کسی که آسیب ندارد!» آقا این شخصیت این آدم، این برای جامعه مضر است. این برای فرهنگ عمومی جامعه مضر است. آسیب که فقط به این نیست که من یک سیخ داغ توی شکمت فرو کنم. این آسیب روانی دارد، آسیب امنیتی دارد. این به حیثیت مردم این شهر و این جامعه آسیب می‌زند. یک غریبه اگه توی خیابان باشد، این را نگاه کند، چی می‌گوید؟ فرهنگ لیبرالیستی اصلاً اشکال ندارد. کاملاً طبیعی.

زشت‌تر می‌شود، هی هرچی جلوتر بخواهم بگویم دیگر چه‌کار کنم دیگر. هی دیشب فردا فردا کردیم، دیگر الان فردا رسیده دیگر، باید بگوییم. آقا ارتباط با محارم، روابط کثیف با محارم، روابط خیانت‌آمیز. یک مرد خیانت کند به زنش، یک زن خیانت کند به شوهرش. این‌ها خوب است یا بد است؟ اصلاً مفهوم خیانت و مفهوم غیرت برای کسی آسیب ندارد؟ تجاوز را معنای دیگری برایش قائل‌اند. به این است که طرف دوست نداشت، خوشش نمی‌آمد، تو این کار را باهاش کردی. اگه یک خانمی شوهر دارد، هر روز هم با یکی است، کاملاً قانونی است، برای اینکه هم خودش دوست داشته، هم به کسی آسیب وارد نکرده. الان برنامه‌های جذابی داریم در آمریکا. شب‌های تعطیلی خانمه را می‌آورند، بچه‌دار شده، تست DNA ازش می‌گیرند. چهار پنج تا گزینه کاندیدند، آقایان و آنجا توی برنامه به طرز خیلی جذابی آخرش معلوم می‌شود که اینی که مثلاً ۱۰ سال با هم زندگی کردیم، این بچه... خیلی برنامه جذاب است. بعد مرد عصبانی می‌شود، بعد هیچ‌کار نمی‌تواند بکند. این‌قدر کیف می‌دهد! مسابقه‌های راستی‌آزمایی دارند. بعد مثلاً طرف دروغ، راست این‌ها قبلاً ازش پرسیده‌اند. بعد آنجا مثلاً جلوی شوهرش مراحل بالا رسیده، زنه مثلاً الان دیگر جایزه را می‌خواهد ببرد، چند هزار دلار جایزه است. ازش می‌پرسد: «تا حالا با یک مرد دیگری، تا حالا با همکارهای شوهرت رابطه داشتی یا نه؟» سرخ و سفید می‌شود. چند هزار دلار این طرف، این شوهرش است. مرده استرس دارد. این‌ها را نگاه، این‌ها فیلم‌هایش هست.

برنامه جذاب غرب، تفریحات لیبرالیستی. بعد آخر می‌بینی که قید جایزه را نمی‌تواند بزند، می‌گوید: «آره.» چراغ سبز می‌شود یا قرمز؟ چراغ سبز می‌شود، این برنده جایزه می‌شود. مرد سرخ می‌شود، ولی کف می‌زند، خوشحال است که جایزه را بردیم با هم. خیلی قشنگ. البته مردهایشان غیرت ندارند، زن‌هایشان غیرت دارند. این را بدانید. فرهنگ غرب زن‌ها را با غیرت بار می‌آورد. بروید ببینید نمونه‌هایی که اگه شوهرش را جایی با کسی ببیند و پدری از طرف درمی‌آورد. این هم یک تم خشونت است البته. دیگر زن‌های با غیرت، مردهای بی‌غیرت. این تم بی‌غیرتی که اصلاً یک تم... وارد این بشوم دیگر خیلی زشت است. دوست... خیلی دوست دارم بگویم ولی نمی‌توانم. چه مدلی؟ یک مدل کاملاً رایج در غرب، خیانت زن و شوهری این‌ها، این هم کاملاً عادی است. آسیب به کسی ندارد.

قشنگ‌ترش اینجایش است: ارتباط با محارم. پدر و دختر، پسر و مادر، خواهر و برادر، نوه با مادربزرگ، با پدربزرگ. چقدر کثیف است! اصلاً حالتان به هم می‌خورد. درست است؟ صد سال پیش توی این مملکت در مورد پوشش اختیاری که صحبت می‌کردند، حال همه همیشه به هم می‌خورد. صد سال بعد که چه‌عرض کنم، چند سال بعد، فرهنگ لیبرالیستی در ایران این است که گشت ارشاد باید تو توی خیابان این کار را نکنی. گشت ارشادهای بعدی ماست. این روند که پیش می‌رود، به آنجاها می‌رسد. ذات لیبرالیستی.

ممکن است یک کسی بگوید: «این هم یک سؤال. در غرب که این‌ها...» البته این‌ها خیلی رایج است در غرب، خیلی کاملاً طبیعی است. اصلاً این فتیش، اسمش فتیش است. incest. یکی از جذابیت‌های جنسی در غرب بسیار رایج است. یک تم فیلم‌های پورن آن یکیش، یک تم فیلم‌های پورن گروپ سکس (group sex)، تم‌های رایج، کاملاً رایج در غرب. همه‌اش هم قانونی است. چرا؟ برای اینکه به کسی آسیب نزده. به تو چه؟ روشن است چه می‌گویم؟ عرض من روشن است؟

یک کسی ممکن است بگوید که آقا این‌هایی که داری می‌گویی، این‌ها مگر همه مردم در غرب این کار را انجام می‌دهند؟ آقا در غرب آدم سالم هم داریم، آدم پاک هم داریم، خانواده هم داریم، اهل مراعات این چیزها را هم داریم، زن و بچه دار هم داریم. بله، ما ممکن است این‌ها نیستیم، قطعاً همچین چیزی است. «چرا می‌خواهید غرب را خراب کنید؟ همه جا از این چیزها هست.» یعنی در مملکت خودمان از این چیزها نیست؟ بعضی‌ها خیلی حساسند که به غرب... «اینجا نیست.» چرا اینجا هم هست. خب پس فرقش چیست؟ فرقش در این است.

دقت کنید. الان این جمله‌ای که می‌گویم، ببینید درست است یا غلط است. «فرهنگ جاهلیت زمان پیغمبر، فرهنگ دخترکشی و زنده‌به‌گور کردن دختر.» جمله غلطی است یا درستی؟ جواب سؤال بعدی. آیا یعنی در هر خانه یک دختر زنده‌به‌گور می‌کردند؟ اگر این‌طور بود که جور زاد و ولد کردن، مادرهاشان از کجا آمدند؟ ادامه پیدا کردند؟ سؤال سوم. پس آن اولی که گفتید یعنی چه؟ فرهنگ یعنی چی؟

اتفاقاً در فرهنگ جاهلیت قبل از پیغمبر بسیار رایج هم نبوده، موارد اندکی بوده. یعنی شاید در هر قبیله دو نفر این کار را می‌کردند، سه نفر این کار را می‌کردند. درصد دقیق البته نداریم، ولی وقایع تاریخی نشان می‌دهد که آن‌قدری رایج نبوده وگرنه در هر کدام از این صحابه پیغمبر و این‌ها بعد هی نقل می‌شد که: «آقا این یکی زنده‌به‌گور...» نه، موارد اندکی گزارش.

وقتی یک چیزی می‌شود زشتی یک فرهنگ، معناش این است که در جامعه‌ای، در فرهنگی یک کاری انجام می‌شود، مردم اشکال ندارد، قبحی ندارد. ممکن است ۱۰ نفر انجام بدهند، قبحی ندارد. در زمان جاهلیت پیامبر زنده‌به‌گور می‌کردند دختر را، قبحی نداشت. می‌گوییم فرهنگ جاهلی قبل از پیامبر، فرهنگ زنده‌به‌گور کردن دختر است.

الان در غرب ارتباط نامشروع، ارتباط کثیف با محارم اتفاقاً اصلاً یک چیز نادری نیست، رایج است و کاملاً هم عادی است. طرف خواهر برادر با هم ارتباط دارند. بعد ازش می‌پرسی: «تو با خواهرت ارتباط داری؟» می‌گوید: «چطور؟» اگه غذا بخواهد، مسکنش فلان این‌ها. فلسفه‌بافی‌های گردن این‌هایی که دارم بهتان می‌گویم رایج است. این‌ها که دارم بهتان می‌گویم، مطالعه کرده‌ام، دارم بهتان می‌گویم. از خودم درنمی‌آورم. نوشته‌اند این‌ها را. فلسفه برایش بافته‌اند که ارتباط خواهر و برادر اتفاقاً خیلی هم خوب است. اول اینکه آسیب برای کسی ندارد. یکم فقط خطر دارد از جهت ژنتیکی. ۳۰ درصد احتمال اینکه این‌ها ژن‌هایشان چون ژن‌های همسان‌اند، بچه‌شان مثلاً دچار مشکلات ژنتیکی بشود، ۳۰ درصد احتمالش از بقیه بیشتر است که البته ۳۰ درصد هم خیلی جدی نیست که. پس این‌هایش که قابل حل است.

ذات فرهنگ لیبرالیستی این است، ذات مدرنیته است. «آسیب ندارد، حل است.» نمی‌دانم می‌توانم این حرف‌ها را برسانم یا نه. البته حرف خیلی بیش از این‌هاست. خیلی هم دیگر امشب دیگر تیکه تیکه‌اش کردم، دیگر یک بخش‌های مختلفش را زدم که اصل حرف را به شما برسانم. پس این نقطه توقف ندارد، می‌رود جلو. آقا پوشش تا کجا؟ روسری را برداشت. پوشش بعدی مانتو باشد یا نباشد؟ تاپ باشد یا نباشد؟ تاپ باشد، یعنی اگه کسی مثلاً تاپ نداشت، با لباس زیر آمد، آن را گشت ارشاد جمع کند؟ الان روشن است چه می‌گویم؟ یک جایی باید قانون ببندیم دیگر. گشت ارشاد برای کجا بگذاریم؟ همه لخت و عور بیایند بیرون؟ یک جایش بالاخره باید قانون بشود.

الان ما در دانشگاه‌های دنیا قوانین پوشش داریم. قوانین پوشش هم سخت‌گیرانه است. کتاب چاپ شده، بخوانید «قوانین پوشش در دانشگاه‌های بزرگ دنیا» ترجمه فارسی شده. دانشگاه با هر پوششی می‌توانی بروی. در هر جای دنیا، جاهای مختلفش. شما سمینار می‌خواهی بروی، سخنرانی کنی، باید پوششی می‌توانی بدهی. این قانون. اینی که می‌گوید آقا این‌جور نیا. اینی که می‌گوید اگه می‌خواهی بنشینی اخبار بگویی، باید مثلاً کراوات ببندی، کت شلوار تنت باشد. آنجا آن‌جور، اینجا این‌جور. آنجا آنجا، این تیپ. اینجا این لباس. داور آن لباس، بازیکن این لباس. بازیکن اگه لباسش را دربیاورد، مثلاً کارت زرد می‌گیرد. کجاست این قوانین پوشش؟ تو به چه حقی داری می‌گویی که این فوتبالیست اگه پیراهنش را دربیاورد کارت زرد می‌گیرد؟ پشتوانه قانون چیست؟ می‌گوید: «اکثریت.» خب سؤال من این است، اینجا دقت کنید. وقتمان هم کم است، حرف زیاد است. مشکل اساسی ما این است که حرف نمی‌زنیم، گفتگو نمی‌کنیم. مشکل اساسی در این است که فکر... پشتوانه قانون چیست؟ می‌گوید اکثریت. پشتوانه اکثریت چیست؟ چرا اگه اکثریت یک چیزی می‌شود حق، می‌شود درست؟

اینجا چند تا فرضیه دارد. فرضیه اول: زور دارد اکثریت. اکثریت زورش می‌رسد. پس اینجا اکثریت ملاک نیست، زور ملاک است. پس حجیت و اعتباربخشی مال اکثریت نیست، مال زور است. اگه یک کسی آمد، اقلیت بود، زورش بیشتر بود، آن باید داعشی... روشن؟ تند تند حرف می‌زنم دیگر، شما خودتان باید مطالب را تند تند بگیرید.

فرضیه دوم: جلساتی که با هم رفقای کانادایی بحث می‌کردیم، همین مطرح شد. مطلب قشنگی هم هست. یکی از این دوستان گفتش که: «آقا اکثریت که می‌آید، ضریب خطا کم می‌شود. دو نفر اگه حرفی را بزنند، نفر سوم که بیاید، ضریب خطا کمتر می‌شود. نفر چهارم از باب کم شدن ضریب خطا اکثریت را اعتبار...» جواب ما که البته آن‌ها قانع هم شده بودند، جواب این است: کجا و کدام اکثریت و کدام ضریب خطا؟ الان بنده به شما می‌گویم: «آقا من گلویم چرک کرده، چه‌کار کنم خوب شود؟» یک نفر یک جواب به من می‌دهد، نفر دوم جواب دوم، نفر سوم جواب سوم. در همچین جلسه‌ای، یک جلسه عمومی‌تر. اینجا هرچی که افراد نظر بیشتر می‌دهند، ضریب خطا کمتر می‌شود یا بیشتر می‌شود؟ چرا بیشتر می‌شود؟ تو کارشناس نیستی. الان همچین مسئله‌ای اگه من بهش شور بگذارم، ۲۰ تا غیر کارشناس می‌خواهم بگویم، قطعاً ضریب خطایش... کی ضریب خطا کم می‌شود؟ وقتی که دکتر اول می‌گوید، دکتر دوم چه‌کار می‌کند؟ اگه دکتر دوم تأیید کرد، این ضریبش می‌رود بالا. دکتر سوم تأیید کرد، ضریبش می‌رود بالا. آن وقتی که کارشناس نظر می‌دهد، کارشناس دوم، سوم، پنجم. عقل و تخصص و دانش می‌آید وسط، آنجا ضریب خطا کم می‌شود.

خب حالا مثلاً در مورد پوشش، بحث مطرح است که باز به کی می‌خواهی بگویی کارشناس؟ به کی می‌خواهی بگویی متخصص؟ کی باز کارشناس است؟ این متخصص، این اعتبارش را از کجا می‌خواهد بیاورد؟ روشن است عرض بنده؟ پوشش. ۱۰۰ نفر می‌خواهند بگویند آقا پوشش تا اینجا باشد، جلوتر نباشد. این ۱۰۰ نفر کارشناس‌اند یا کارشناس نیستند؟ اعتبار حرف این‌ها از کجا آمده است؟ عرض کردم صد سال پیش اگر می‌گفتند که پوشش اختیاری کردن، الان پیش می‌رود، می‌رسیم به آن روزهایی که وضعیت همین‌طور خواهد شد. فقط گفتنش... تاب این‌ها را باید بگوییم، چاره‌ای هم نداریم.

خود قرآن داستان قوم لوط را نقل کرد با آن ادب و حیایی که قرآن دارد. چهره کثیف آن کسانی که مبلغ لیبرالیسم کثافتی که این‌ها دارند تزریق می‌کنند به جامعه، باید معلوم بشود. غایتی که این‌ها دارند، سوق می‌دهند به سمت جامعه را باید معلوم بشود. این‌هایی که تبلیغ لیبرالیسم می‌کنند که مولدند، حالا افراد مختلف، چه سلبریتی باشد، چه آخوند باشد، چه مسئول باشد. این‌ها دارند جامعه را سوق می‌دهند به سمت آن جایی که یک روزی می‌رسیم به همه این‌ها که عرض کردم و دیگر نمی‌خواهم اسمش را بیاورم. دارم به آن سمت می‌برند جامعه را. عرض من را دقت بکنید.

سؤال بعدی و بحث را تمام کنم. می‌گویی که آقا تا جایی که برای کسی آسیب نداشته باشد. خب آسیب را تعریف کن. اصلاً آسیب یعنی چی؟ آسیب یعنی چی؟ انسان اصلاً یعنی چی؟ ما اصلاً دعوایمان اول با شما سر این است که انسانمان با همدیگر مشترک نیست. انسان همین موجود مادی با این احساسات حیوانی لزوماً نیست. انسان یعنی یک موجود ابدی در یک شعاع ابدی با یک آثار ابدی. تعریف از آسیب عوض می‌شود. بعد آسیب که همیشه آسیب به دیگری نیست. گاهی آسیب به خودت است. آسیب فقط آسیب جسمی نیست. تازه همان آسیب جسمی مگر درک تو چقدر است که بخواهی بفهمی؟ همان آسیب جسمی مگر چقدر می‌فهمی؟ این‌قدر چیزها بود، ۱۰۰ سال پیش می‌گفتند این ضرر ندارد، الان می‌گویند ضرر دارد. برای همین جسمت ضرر دارد. توی دوره آپاندیس را درمی‌آوردند، خاصیت ندارد در بدن. بعداً آمدند گفتند نه بابا! آپاندیس مگر می‌شود درآورد؟ این باید باشد در بدن. این این‌قدر کاربرد... شما در مورد آسیب‌های جسم، سطح اطلاعاتتان این‌قدر محدود است، بعد می‌خواهیم در مورد آسیب‌های روح حرف... همین داروهایی که می‌سازند، ولی ماشاالله چیزهای مختلف. همین تکنولوژی آسیب‌هایی که دارد، امواج، پرتوهایی که تولید می‌شود. تازه همین جایش هم خیلی چیزهایش با عقل فهمیده می‌شود.

یک مصاحبه گرفتند، خیلی قشنگ. مصاحبه خیلی تمیزی چند سال پیش. دو تا عکس گرفتند، گذاشتند توی یک برگه. عکس رنگی یک خانم حالا به تعبیر بد پوشش با یک خانم محجبه. در تهران راه افتادند. از خانم‌هایی که معمولاً خود این‌ها هم پوشششان پوشش استاندارد و کامل نیست. این برگه را گرفتند روبروی این‌ها، گفتند: «دوست داری کدام یکی از این خانم‌ها همکار شوهرت باشد؟» همه بلا استثنا گفتند چی؟ همان خانم محجبه. محجبه. آن دیگر خیلی بامزه است. می‌گوید: «دوست داری کدامش همکار شوهرت باشد؟» این حرف یعنی چی؟ یعنی هر آدمی می‌فهمد امنیت روانی که پوشش ایجاد می‌کند، قطعاً با ناامنی روانی که بی‌‌پوششی و پوششی ایجاد می‌کند، متفاوت است. هر کسی این را می‌فهمد. امنیت روانی دارد پوشش. این تا حد آسیب‌های روانی و دنیاییش. آسیب‌های معنوی چیست؟ آن که دیگر بحث مفصلی. این مستند صوتی شن، آن قضیه سمیرا و فرشید و ماجراها که بحث خیلی قشنگ و جالبی بود. داد می‌زد. سمیرا پوششی که پوشیده بود، پسر آن مرده پشت فرمان دیده بود. بعد خانم این در رقابت با آن قرار گرفته بود. بعد خانم بعد پوشش شده بود. بعد خانم خراب شده بود. توسط این خرابی خانمیش، دخترش که عقب نشسته بود، به مرور خراب شده بود. همه این‌ها خراب شده بودند. گردن آن خانمی بود که با این پوشش آمده بود. این‌ها هم آسیب‌های اخروی و معنویش.

البته مطالب دیگری هم بود که دیگر به این‌ها نرسیدیم و نمی‌رسد. ببخشید که جلسه هم طولانی شد، هم اگر حیا و عفت اگر خارج شدیم عذرخواهی می‌کنم. این عید ربیع الاول را هم جا دارد که تبریک عرض بکنم و هجرت پیامبر اکرم. فردا روز اول ربیع، روز هجرت نبی اکرم از مکه به مدینه است و آغاز در واقع تاریخ هجری است. هجرت پیامبر اکرم و امشب هم یکی از شب‌های بافضیلت است که یکی از فضایل بزرگ امیرالمؤمنین امشب رقم خورد؛ لیلة المبیت. امشب امیرالمؤمنین به جای پیغمبر اکرم در بستر خوابیدند و جان خودشان را فدا کردند برای زنده‌ماندن نبی اکرم. دیگر حالا عزیزمان آمده‌اند و ان‌شاءالله ذکر مصیبت با ایشان خواهد بود. بنده دیگر مطلب را همین‌جا تمام می‌کنم و ان‌شاءالله ذکر مصیبت شام غریبان امام رضا علیه السلام را داشته باشیم. چند تا دعا بکنم و عرضم تمام.

خدایا در فرج آقا امام زمان تعجیل بفرما. خدایا ما را از شر مدرنیته، از شر فرهنگ لیبرالیستی، از شر هر آهنگ شیطانی به آبروی نبی اکرم و به عظمت این اسلام و حقانیت این مکتب، نجات و خلاصی عنایت بفرما. هر کسی که می‌خواهد فرهنگ دیگری غیر از فرهنگ اهل بیت، غیر از فرهنگ نبی اکرم، تزریق کند به جامعه، دستش را از این جامعه قطع و شرش را به خودش برگردان. حوائج این جمع، حوائج مسلمین را به فضل و کرمت برآورده بفرما. و صلی الله علی سیدنا...
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات مهر و قهر